کاتولیک تر از پاپ
نقل است که صبح یک روز کریسمس ، رهبر معظم انقلاب برای دیدار با بازماندگان یک خلبان شهید ارمنی به منزل آنان می روند. در آنجا مورد پذیرایی قرار می گیرند وچای، شیرینی وشربت آنها را با رغبت میل می کنند اما برخی همراهان حاضر به صرف چای آنها نمی شوند که بعدا مورد عتاب معظم له قرار می گیرند. در واقع کسانی داریم که داعیه همراهی و همکاری دارند اما حتی در یک چای خوردن هم حاضر به تبعیت از ولی فقیه خود نیستند و حتی کاتولیک تر از پاپ عمل می کنند.
در عرصه سیاست هم همینطور است. کم نیستند کسانی که داعیه ولایتمداری شان گوش فلک را کر می کند، خود را میزان سنج تبعیت از ولایت می دانند و هزاران انگ و تهمت به دیگران می زنند تا اثبات کنندکه آنها از دایره تبعیت از رهبری خارج و ضد ولایت فقیه هستند اما واقع امر این است که خودشان وقتی پای عمل پیش بیاید کم می آورند. آنها خود را ذیصلاح تر از دیگران می پندارند ، حکم صادر می کنند، خیلی جلوتر از رهبری راه می روند. وقتی به سابقه شان نگاه می کنیم ، هیچ آورده ای و افزوده ای برای ولایت نداشته اند. همیشه از کیسه ای خورده اند که دیگران در آن ریخته اند. برای کشور و انقلاب هزینه بر هستند اما درامدی برای آن تولید نمی کنند.
ای کاش فقط خودشان بودند و بس. برخی از آنها دارند به ته خط می رسند اما عقبه سنگینی با خود همراه دارند. اعوان و انصار و وابستگانشان زیاد است. آنها هم جا و مکان و پست و مسوولیت می خواهند. فکر می کنند مملکت ملک طلق آنهاست و باید دست به دست بین خودشان بچرخد. آنها ویژگی های مشترکی دارند و به راحتی قابل رصد کردن هستند.
حضور گسترده مردم در صحنه اداره کشور را مایه دردسر می دانند. معتقد به یک حضور حداقلی هستند. خدمات بی سابقه دولت احمدی نژاد به مردم و برداشتن گامهای بلند در مسیر پیشرفت کشور را که باعث شد در انتخابات ۸۸ ریاست جمهوری قریب ۸۳ درصد مردم پای صندوق های رای حاضر شوند، قبول ندارند. می گویند حضور گسترده مردم در صحنه تصمیم گیری ، به تشدید اختلافات و منازعات می انجامد. یک حضور حداقلی برای رای دادن کافی است. به این ترتیب می توان رای مردم را به سمت کسانی که از قبل از بین اعوان و بستگانشان آموزش دیده اند، هدایت کرد.
وقتی مردم به صحنه بیایند، اولین خواسته شان این است که نخبه گزینی صورت بگیرد. شایسته ها به میدان بیایند تا مردم امکان انتخاب از بین بهترین ها را داشته باشند. چرخش نخبگان انجام شود. اما این کار متضمن منافع کسانی که خود را مالک کشور فرض کرده اند نیست. دایره انتخاب ها را هرچه بتوانند محدود می کنند تا خودشان در این دایره کوچک، بهتر دیده شوند و ماندگاریشان بیشتر شود.
آنها از سرعت گرفتن پیشرفت کشور نگرانند و به همین خاطر بود که با عجولانه خواندن تصمیمات در دولت احمدی نژاد سعی می کردند مانع از تداوم سیاست ها و اقدامات شوند. می گفتند که دولت با یک نشست و برخاست مثلا در باره ۱۶۰-۱۷۰ مصوبه تصمیم گیری می کند در حالی که پیش از طرح مصوبات در دولت ، ساعت ها کار کارشناسی بر روی هر مصوبه انجام می شود. آنها معتقدند هرچه پیشرفت با سرعت بیشتری انجام شود، حوزه توقعات مردم گسترده تر و بیشتر می شود و برآوردن خواسته ها و انتظارات عمومی ، کار دشواری است. بنابراین باید کارها با یک آهنگ آرام جلو رود . آنها به عقب ماندگیها و ضرورت جبران آنها و برداشتن گامهای بلندتر در این مسیر کاری ندارند و می خواهند حرکت رو به جلوی کشور ، آهنگی آرام و بطئی داشته باشد.
آنها خودشان را صاحبنظر و کارشناس و حتی مخ برتر می دانند و از اینکه مورد توجه مقامات و مسوولان تصمیم گیر کشور قرار نگیرند و از فرایند تصمیم گیریها کنار گذاشته شوند ، ناخرسند و نگرانند. دولت را متهم می کنند که با اساتید دانشگاهها و صاحبنظران ارتباط و تعامل ندارد. منظورشان این است که چرا ما را تحویل نمی گیرید و با ما رایزنی و مشاوره نمی کنید. برای زیر سووال بردن اقدامات و تصمیمات دولت ، هزاران بهانه می تراشند. حاشیه ها را به متن و متن ها را به حاشیه تبدیل می کنند تا به آنچه می خواهند برسند. پشتوانه های پولی و مالی هم کم ندارند.
عرصه سیاست در ایران اسلامی ، عرصه بندبازی و باندبازی نیست. ملت ایران یک ملت با هوش ، شجاع و اهل تصمیم و اقدام است. کسانی مطلوب نگاه مردم اند که همانند خود آنان متدین ، باهوش، شجاع ، با اخلاق و اهل تصمیم گیری و اقدام باشند. مردم ایران خودشان ولایت پذیرند و از عناصری که در تبعیت از ولایت “ان قلت” می آورند، بندباز و سیاسی کارند ، نان به نرخ روز خورند، در تصمیم گیری باری به هر جهت ، مذبذب و مرددند، منفعت طلب و ترسو هستند و مسوولیت پذیر نیستند، رویگردانند و به کسانی رو می کنند که زیبنده شان ، منزلت و خصوصیات این ملت بزرگ باشند.