“میخ” بهانه است ، کار خودتان را بکنید!
درپی نقد بخشی از سخنان آقای سید مهدی طباطبایی ، ایشان با ارسال نامه ای خطاب به اینجانب چنین مرقوم فرموده اند:از آنجا که سخنان اخیر اینجانب در صدا و سیما موضوع بحث در بعضی محافل شده بود ، تا آنجا که شما را برآن داشت تا پاسخی به اظهارات بنده داشته باشید ، اختصارا عرض می کنم : در بیان کلمه انتقادی خود به جای کلمه مشروع ، سهوا متشرع به کار بردم اما عرض می کنم که مشروع تر شدن در صد سال اخیر را وقتی خواهید داشت که سعی در فراهم کردن نظر مراجع تقلید که سکاندار واقعی تشیع هستند ، خاصه اطاعت از فرمایشات و دستورات صریح مقام معظم رهبری در اسرع وقت ، عمل به وعده های داده شده ، حفظ حرمت ها داشته باشید. در آن وقت می شود گفت مشروع. امید است خداوند مرا و شما را از شر نفس حفظ کند. (سید مهدی طباطبایی)
در پاسخ به ایشان ، بیان چند نکته را شایسته و لازم می دانم:
۱- از اهتمام ایشان به نوشتن پاسخ و پذیرش اشتباه خویش در دادن نسبت خلاف واقع به نماینده یک ملت ، قدردانی می کنم اما استاد محترم باید توجه داشته باشند که این نسبت نادرست را از رسانه ملی مطرح کردند و در سطح وسیعی در رسانه های مکتوب و مجازی داخل و خارج انعکاس پیدا کرد و با نوشتن نامه به مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ، نمی شود آن را جبران نمود.
۲- ایشان را به عنوان یکی از نخبگان حوزه برای بحث علمی و دینی در باره برخی بداخلاقی ها ، تهمت ها و دروغ پراکنی ها ، به برنامه گفت و گوی ویژه شبکه دو دعوت کرده بودند لذا جا داشت که با مطالعه و دقت نظر بیشتری در باره دولت و شخص رئیس جمهور سخن بگویند. رسانه های ارتباط جمعی به افرادی در سطح ایشان به عنوان یک منبع مورد اعتماد نگاه می کنند. بنابراین اشتباه سهوی مانند آنچه در باره سخنان نسبت داده شده به رئیس جمهور اتفاق افتاد ، به سختی قابل جبران خواهد بود. البته لازم است استاد به این نکته توجه داشته باشند که طیف قابل توجهی از رسانه ها ، سخنان ایشان را از آن جهت منعکس کردند که در مخالفت و تضاد با آقای احمدی نژاد ابراز شده بود، چه درغیر اینصورت محل اعتنای هیچکدام از این رسانه ها قرار نمی گرفت. شاهد مثال را سخنان آقای ابطحی می آورم که اظهارات او ، تا دیروز سر تیتر مطالب رسانه های مخالف دولت بود و امروز که او به خود آمده و به جبران رفتار گذشته خویش می پردازد ، همان رسانه ها حتی حاضر به درج نام او نیز نیستند.
۳- آقای طباطبایی در این برنامه تلویزیونی فرمودند: می گویند نخبگان چرا سکوت می کنند. سکوت نکنند ، چه کنند. چون آبرویشان را می برند.
ایشان مستحضر هستند که به عنوان یکی از همین نخبگان به برنامه دعوت شده بودند و در آنجا سکوت نکردند و هر آنچه خواستند گفتند. فضای سیاسی در جامعه ما آنقدر باز است که یک نامزد شکست خورده در انتخابات ، به راحتی و با استفاده از همه تریبونهای کشور به بیان دیدگاهها و نظرات خود می پردازد و حتی ارکان نظام اسلامی را آماج حملات بی منطق خویش قرار می دهد و هیچکس هم جلودار او نیست. چگونه می توان وجود چنین حقیقت روشنی را منکر شد و از “سکوت نخبگان” که خود ایشان تحت همین عنوان در صدا و سیما آزادانه به طرح دیدگاهشان علیه دولت پرداختند، سخن به میان آورد!
۴- رفتار برخی از مخالفان دولت آنقدر غیرمنطقی است که در روزنامه های خود ، حتی به انتقاد از مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور می پردازند و در باره آن قلم فرسایی می کنند. این رفتار یاد آور ضرب المثلی است که ذکر آن خالی از لطف نیست. می گویند مردی به داروخانه رفت و گفت : آقا میخ دارید؟ داروخانه چی با تعجب به او پاسخ منفی داد. آن فرد با ناسزا گویی ، داروخانه را ترک کرد. این ماجرا چند روز تکرار شد و آن فرد هر روز با نثار کردن مشتی ناسزا ، از داروخانه خارج می شد. داروخانه چی برای حل این معضل ، مقداری میخ تهیه کرد تا به آن فرد بدهد و موضوع فیصله پیدا کند. روزبعد داروخانه چی در پاسخ به سووال آن فرد گفت : بله آقا میخ داریم ، بفرمایید. آن فرد در حالی که ناسزاهای خود را تشدید کرده بود با فریاد گفت: در داروخانه ای که میخ می فروشند، باید گل گرفت. روز بعد آن فرد به داروخانه آمد و قبل از آنکه سووالی مطرح کند، داروخانه چی گفت : آقا لطفا شما فحش تان را بدهید و بروید و کاری نداشته باشید که داروخانه میخ دارد یا خیر.
به نظر می آید که به برخی از مخالفین محترم دولت باید گفت که آقا شما لطفا ناسزایتان را بدهید و به دنبال کارتان بروید و به مسائل دولت و ملت کاری نداشته باشید.
۵- استاد محترم ، جناب عالی مشروعیت دولت را به فراهم کردن نظر مراجع تقلید منوط کرده اید. شما می دانید که مراجع عزیز در موضوعات مختلف دارای نظرات و فتاوی متفاوتی هستند و نه تنها این دولت بلکه هیچ دولت دیگری قادر نیست به نظرات مراجع محترم عمل کند. مثلا در باره نظر مراجع محترم نسبت به رویت هلال ماه شوال در عید سعید فطر ، دولت باید طبق نظر کدامیک از مراجع عمل کند؟ بدیهی است اصل ولایت فقیه این مشکل را حل کرده است و نظر ولی فقیه به عنوان مرجع مسلم تقلید در اینگونه مسائل و همچنین مسائل حکومتی برای هر دولتی تکلیف آور است و دولت ولایت پذیر آقای احمدی نژاد نیز به طور قطع مجری نظرات معظم له است.
شایسته است این نکته را نیز خاطرنشان کنم که برخی افراد دارای سوء نیت ، برای القاء وجود اختلاف میان دولت و مراجع محترم ، همواره تلاش کرده اند تا به هر نحو ممکن ، پای مراجع عزیز را به سطح نازلی از مسائل پیش پا افتاده یا چالش برانگیز بکشانند و با گل آلود کردن آب ، بکوشند از آن ماهی مورد نظر خود را بگیرند.
برای تنویر ذهن حضرت عالی لازم می دانم این نکته را خاطر نشان کنم که کار و تلاش مخلصانه و مجدانه برای خدمت به مردم و بویژه محرومان ، اجرای عدالت و احیای گفتمان انقلاب و امام ، ایستادگی دربرابر دشمن وزیاده خواهان داخلی و خارجی ، مبارزه با اژدهای هفت سر فساد ، زنده کردن مفاهیم ارزشی انقلاب ، شجاعت در تصیمم گیری و اقدام به انجام کارهای بزرگ ، ساده زیستی و پرهیز از اشرافی گری و دفاع از منافع و حقوق مردم و مواردی از این قبیل جزو مطالبات اصلی و اساسی مراجع عزیز تقلید از هر دولتی است و دولت آقای احمدی نژاد در این زمینه سرامد همه دولتهای پس از انقلاب بوده و درعالی ترین سطح به خواسته ها و آرزوهای مراجع عزیز جامه عمل پوشانده است. اگر قبول ندارید لطفا به سخنان ورهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب مراجعه کنید تا هرگونه شائبه و شبهه ای از ذهن و دلتان زدوده شود.
علاوه بر این توجه شما را به این نکته جلب می کنم که مشروعیت دولت برآمده از رای ملت است که با تنفیذ حکم رئیس جمهور از سوی مقام معظم رهبری ، انجام مراسم تحلیف و رای اعتماد نمایندگان مجلس به اعضای کابینه عینیت پیدا می کند و موارد مطرح شده در پاسخ جناب عالی اگرچه بسیار مهم هستند اما نافی مشروعیت یک دولت نیست.
در پایان اجازه می خواهم به این نکته اشاره کنم که بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اما بهای بهشت نیز خود بهانه ای بیش نیست زیرا ما کجا و بهای بهشت برین خدا کجا؟ حداکثر بهایی که می توانیم به پیشگاه الهی عرضه کنیم ، روح و جان ناقابلی است که آنهم صاحب اختیارش ما نیستیم بلکه خدای متعال است و می خواهیم با آنچه که مالک آن خداست با او معامله کنیم. روح و جان ما امانتی الهی در دست این تن خاکی است که حضرت عزرائیل در موعد مقرر آن را از ما پس می گیرد و به صاحب اصلی اش می رساند. خدای بزرگ هم آنقدر رئوف و بخشنده است که می خواهد بهشت خود را از کسانی که به امید رستگار شدن ، فقط کلمه لااله الالله را بر زبان رانده اند، پر کند و برای این کار به دنبال یافتن بهانه ای در پرونده اعمال انسانهاست. می گویند عالم وارسته ای پس از مرگ به خواب یکی از نزدیکانش آمد و گفت که هرچه آموختم و آموزش دادم و هرچه برای آن دنیا اندوختم به کارم نیامد جز آن لقمه غذایی که در بیابان به حیوان درمانده ای خوراندم. استاد عزیز ، مباد که درآن دنیا ، در پرونده اعمالمان ، هیچ بهانه ای برای ورود به بهشت یافت نشود.
عزت اسلام و مسلمین مستدام