ضعیف کشی در صدا و سیما باید ممنوع شود

بر اساس گزارشی که سال گذشته از استان کهکیلویه وبویر احمد دریافت کردم ، دو تن از خبرنگاران رسانه های محلی به دلیل حساسیت زیاد روی موضوع آتش گرفتن بخش هایی از جنگل های این منطقه ، از سوی ماموران جنگل بانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و بنده نیز به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ، بلافاصله به این استان رفتم تا از نزدیک به بررسی موضوع بپردازم. با بررسی هایی که با حضور و همکاری استاندار وقت انجام شد، دو خبرنگار مزبور را ذیحق دانستم لذا تصمیم به برخورد با خاطیان اصلی ماجرا گرفتم. سه مامور انتظامی و جنگل بانی عامل این رفتار بودند اما اگر سطح برخورد فقط به همین افراد محدود می شد ، احساس ضعیف کشی می کردم. با برکناری مدیرکل جهاد کشاورزی ، موضوع خاتمه یافت.

چهارشنبه شب گذشته (۲۱مردادماه) ، گزارشی از صدا وسیما پخش شد که به تخلف برخی از رانندگان تاکسی در فرودگاه بین المللی تهران مربوط می شد. رسید کرایه را به مسافران ارائه نمی دهند و مبالغ بیشتری از آنان دریافت می کنند. تصویر یک راننده متخلف از صدا و سیما پخش شد و مامور نظارت نیز او را به پرداخت جریمه محکوم کرد.

به این گزارش دو اشکال اساسی را وارد می دانم:

۱-      حفظ حرمت ، حیثیت ، منزلت و اعتبار همه آحاد جامعه یک اصل است . انسانها اصولا ممکن الخطا هستند و پیوسته در معرض بروز گناهان و لغزش های مختلف قرار دارند. هر تخلف و جرمی نیز مجازات مشخصی دارد. آزاد گذاشتن دست خطاکار و مجازات نشدن مجرم یک بی عدالتی آشکار است اما مجازات مجرم بیش از آنچه که مستحق آن است نیز بی عدالتی دیگری است که باید از آن اجتناب شود. حضرت علی (ع) در دفاع از حقوق مجرم ، کسی را که بیش از حد تعیین شده یک متخلف را مجازات کرده بود ، مجرم شناخت و حدود الهی را در باره او به اجرا درآورد. زندگی سالم و مسالمت آمیز میان آحاد جامعه ، مرهون ارتباطات و مناسبات اجتماعی و منزلت و حیثیتی است که هر فرد در بین دوستان ، اقوام ، همسایگان و سایر شهروندان از آن برخوردار است. نشان دادن تصویر یک راننده تاکسی به اتهام دریافت مبلغی بیش از نرخ تعیین شده از شبکه سراسری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، به مفهوم مخدوش کردن حیثیت اجتماعی و انگشت نما کردن اوست. فرزندان و اقوام نزدیک او نزد دیگران به سبب پخش این تصویر تلویزیونی ، احساس شرمندگی می کنند و این احساس تاثیرات مخرب روانی و رفتاری را در پی دارد. یقینا آن راننده خطاکار شایسته چنین مجازاتی نیست. به راستی چه کسی مسوول اعاده حقوق تضیع شده اوست ؟ چگونه می توان حیثیت از دست رفته را به او بازگرداند؟

۲-      برخی تخلفات ، نتیجه خلاء نظارتی است. یا اصولا نظارتی وجود ندارد یا آنکه عوامل مسوول در نظام نظارتی ، به وظایف خود عمل نمی کنند. در ماجرای راننده متخلف تاکسی ، عوامل اصلی تخلف، افرادی هستند که با زیرکی خود را در حاشیه امن قرار می دهند و ضعیف ترین فرد یعنی راننده تاکسی را قربانی می کنند. اگر آنها مسوولیت نظارت بر عملکرد رانندگان تاکسی را به درستی به انجام می رساندند، زمینه ای برای بروز تخلف بوجود نمی آمد و سلامت کار هم برای رانندگان و هم مسافران تضمین می شد.

متاسفانه ، عملکرد غیرقابل دفاع صدا و سیما در تهیه گزارش از اینگونه مسائل همچنان ادامه دارد. جمعه شب (۲۳ مردادماه) تصاویر دیگری از رانندگان خودرو یا موتور سوار به دلیل نقض برخی از اصول راهنمایی و رانندگی از صدا و سیما پخش شد.

دستگاه قضایی حق ندارد درقبال تضییع حقوق شهروندان ، از خود بی تفاوتی نشان دهد. تذکر فوری و قاطع دادستان کل کشور به صدا و سیما ، مانع از استمرار این روند ناهنجار خواهد بود.  

۱۰۵ نظر

خبرنگار ، میرزا بنویس نیست

هفدهم مرداد ، روز خبرنگار و مصادف با سالروز شهادت مظلومانه محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی و هشت دیپلمات ایرانی به دست گروه طالبان، در شهر مزار شریف افغانستان است. در دوران دفاع مقدس، خبرنگاران زیادی به فیض شهادت نایل آمدند اما روزی برای تجلیل از خبرنگار در نظر گرفته نشد. شهادت صارمی علاوه بر مظلومیت ، ویژگی دیگری هم داشت که سبب شد هفدهم مرداد به روز تجلیل از خبرنگار تبدیل شود. قربانی شدن به دست عناصری جاهل که دچار جهل مرکب شده و به جهالت خود، تعصب افراطی می ورزند و با بهره گرفتن از بمب، اسلحه و کشتار و قتل عام انسانهای بیگناه ، می کوشند عقاید کوردلانه خود را به دیگران تحمیل کنند.

صارمی می توانست عرصه را خالی کند و در برابر هجوم طالبان به مزار شریف ، از این شهر بگریزد اما او تن به خطر داد، وظیفه اش را شناخت ، ایستاد و تا آخرین لحظه حیات ، اطلاع رسانی کرد. او خبر سقوط مزار شریف و وارد شدن طالبان به این شهر را به تهران مخابره کرد و از رفتار وحشیانه آنان با مردم گزارش داد.

برای تجلیل از خبرنگار باید ابعاد نگرش صارمی به حرفه خبرنگاری ، بیش از پیش به جامعه خبری کشور شناسانده شود تا به عنوان یک الگوی ارزشمند و ماندگار ، سرمشق کسانی قرار گیرد که وارد این عرصه حساس و مهم شده اند.

از حضور صارمی به عنوان خبرنگار ایرنا در افغانستان دو سال می گذشت و او به یک کارشناس با تجربه در زمینه تحولات افغانستان تبدیل شده بود. صارمی کمی پیش از شهادت برای معالجه بیماری خود به ایران آمده بود. او پس از درمان ، دوران نقاهتش را سپری می کرد که با درک خلاء اطلاع رسانی از افغانستان ، به سرعت خود را به محل کارش در مزار شریف رساند و به رصد کردن تحولات داخلی این کشور و اطلاع رسانی در این زمینه پرداخت. به این ترتیب صارمی نشان داد که چگونه وجود خویش را در راه انجام رسالت و ماموریتی که برعهده گرفته است فدا می کند. اگر او عافیت طلب بود ، باید دوران نقاهتش را به طور کامل در ایران سپری می کرد و هیچ کسی هم نمی توانست به او اشکال بگیرد که چرا به افغانستان بازنگشته است اما صارمی با تصمیم شجاعانه و اقدام متعهدانه خود ، به دیگران تفهیم کرد که شباهت خبرنگاری به کار انبیاء (ص) بی دلیل نیست. نقطه مشترک این دو را می توان در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، ابهام زدایی ، شفاف سازی ، تبیین و تنویر افکار و اذهان مردم جست و جو کرد. آیا این رسالت خطیر ارزش آن را ندارد که انسان تمام وجود خود را فدای انجام آن کند؟ آری ، صارمی رویکردی جز این نداشت.

صارمی برای انجام این ماموریت خطیر از عزیزان خویش نیز عبور کرد. آنها را به خدا سپرد ، با غم تنهایی کنار آمد تا رسالتش را به نتیجه برساند.

او و هشت دیپلمات دلاور ایرانی ، در برابر متحجران ایستادند ، زانو نزدند ، به روی آنها تبسم نکردند و حسرت التماس را بر دل جاهلان گذاشتند.

بنابراین می توان گفت که صارمی یک خبرنگار شجاع، وظیفه شناس ، سخت کوش، متدین و متعهد ، وارسته از زخارف دنیایی ، دلبسته به رسالتی که بر دوش داشت ، آزاد اندیش ، دشمن شناس ، حق طلب ، فداکار و هدفمند بود. او خود را باور کرده بود و قدر خویش و مسوولیتی که به عنوان یک خبرنگار برعهده گرفته بود ، می دانست. یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.

آنچه از صارمی گفتم، بیش از آنکه تمجید از او باشد، تمجید از خبرنگارانی است که خصلت ها و خصوصیاتی مانند صارمی را در خود نهادینه کرده اند. در اینجا و به مناسبت روز خبرنگار ، لازم می دانم نگرانی خود را از وضعیت خبرنگارانی که به دلیل فعالیت در رسانه های وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی ، ناگزیر از تن دادن به نظرات دیکته شده حزبی و گروهی هستند ابراز کنم. مبانی ارزشی، اخلاقی و حرفه ای حاکم بر یک رسانه ارتباط جمعی ، اجازه نمی دهد این طیف از رسانه ها، به عنوان یک رسانه جمعی به رسمیت شناخته شوند. مدیریت این رسانه ها اولین نقض کنندگان آزادی عمل خبرنگاران هستند. آنها فرصت آزاد اندیشی را از خبرنگاران و گزارشگران خود سلب کرده و دیدگاههای حزبی و سیاسی را به آنها دیکته می کنند. رسانه هایی که آشکارا به بلندگوی تبلیغاتی مدیران مسوول و در خدمت اهداف سیاسی یا اقتصادی شخصی و گروهی تبدیل می شوند. رسانه هایی که در دفاع از حزب و گروه خویش ، به عنوان مدعی ، وارد منازعات سیاسی شده و رقیبان و مخالفان را آماج تاخت و تاز بیرحمانه تبلیغاتی قرار می دهند. رسانه هایی که از طرف مردم تصمیم می گیرند، آن را به مردم القاء می کنند، مراجع مسوول و رسمی را برای تن دادن به خواسته هایشان ، تحت فشار قرار میدهند یا بعضا عرصه اطلاع رسانی را به فرصتی برای زد و بندهای سیاسی ، مالی و پولی تبدیل می نمایند.

وضعیت بیمارگونه حاکم بر جامعه رسانه ای کشور ، محصول بی بند و باری سیاسی ، رفتاری و اخلاقی دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر سرنوشت کشور طی هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی است . در این دوران به صورت قارچ گونه و فله ای ، رسانه هایی اعم از روزنامه ، هفته نامه ، مجله ، فصل نامه در سراسر کشور سربرآوردند و به عنوان نشانه ای از پیشرفت رسانه ای مورد استناد قرار گرفتند. تجربه نشان داده است که اینگونه رسانه ها نه تنها، قادر به حراست و حفاظت از قدر و منزلت خبرنگاران نبوده اند بلکه خود به عاملی برای تضعیف این جایگاه و از دست رفتن فرصتهای پیش رو برای ارتقاء شان خبرنگاران و روزنامه نگاران تبدیل شده اند.

در یک نگاه کلی ، رسانه های امروز کشور را شایسته و در صلاحیت ملت عزیز ایران نمی دانم . تغییر این وضعیت ، یک امر ضروری است اما تحقق آن ، به شکل دستوری امکانپذیر نیست و اراده ای بیش از تصمیم و اراده دولت را طلب می کند.

روز خبرنگار ، فرصتی برای پرداختن به موقعیت خبرنگاران و بیان وضعیت رسانه ای کشور است و آنچه به رشته تحریر درآمد برپایه همین هدف بوده است. با وجود انتقادهای فراوانی که در این زمینه وجود دارد ، نادیده گرفتن تلاشها و زحمات خبرنگاران و گزارشگران و عکاسان ، یک کج سلیقگی آشکار تلقی خواهد شد. تهیه خبر یا گزارش خبری از یک رویداد ، مستلزم زحماتی است که بخش اصلی آن را خبرنگاران متقبل می شوند، زحماتی که معمولا از سوی مخاطبان به چشم نمی آید یا درک نمی شود.

با اغتنام این فرصت ، مراتب تعظیم و تکریم خود را نسبت به همه خبرنگاران عزیز در میهن اسلامی که با انجام بیشترین تلاش و کمترین توقع ، سرگرم انجام وظایف خود هستند ، ابراز می دارم و امیدوارم درسایه همت و مجاهدت خود آنان و فرهیختگان عرصه رسانه ارتباط جمعی ، خبرنگاران بتوانند در جایگاهی قرار گیرند که به حق شایسته آن هستند.

۵۹ نظر