احیای حیثیت از دست رفته آمریکا ، اصلی ترین ماموریت اوباما

یکی از شعارهای اصلی آقای اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا که باعث شد آراء مردم این کشور را به سوی خود جلب کند ، تغییر در سیاست ضد ایرانی دولت آن کشور بود. در واقع مواضع ، رفتار و رویکرد خصمانه و کینه توزانه دولت آمریکا علیه ملت ایران طی ۵۰ سال گذشته و بویژه سه دهه اخیر علیه دولت و ملت ایران ، موجب نگرانی و نارضایتی شدید مردم این کشور شده است به طوریکه آقای اوباما با درک این حقیقت ، توانست توجه مردم کشورش را با وعده آغاز فصلی جدید در روابط آمریکا با ایران به سوی خود جلب کند.

اینک آقای اوباما نه تنها به دلیل وعده داده شده ، متعهد به اصلاح مناسبات کشورش با ایران است بلکه واقعیت های پیش روی این کشور نیز به گونه ای است که گزینه دیگری را فراروی رئیس جمهور جدید آمریکا قرار نمی دهد.

با نگاهی خوش بینانه می توان گفت که در مواضع و اظهارات آقای اوباما، نشانه های مثبت و امیدبخشی از تلاش برای جبران برخی از اشتباهات گذشته دولت آمریکا در قبال ایران دیده می شود که در جای خود قابل توجه و تامل برانگیز به نظر می رسد اما با این وجود ، روشن است که رئیس جمهور جدید آمریکا برای اتخاذ یک سری تصمیمات کارساز و موثر ، نیازمند مطالعه بیشتر و دریافت مشاوره های حکیمانه تر نسبت به سوابق سوء ناشی از رفتار و تعامل دولت ها و دولتمردان آمریکایی در قبال ملت و دولت ایران است.

این نکته از نظر دور نیست که رئیس جمهور جدید آمریکا ، وارث نتایج ناهنجار ، دردناک و غم انگیز مجموعه ای از رویکردها ، رفتارها و اقدامات دولتهای پی در پی آمریکا در حوزه های داخلی و خارجی است و اگرچه او در برخی از موارد از خود حسن نیت نشان می دهد ، اما برای اصلاح ریشه ای مشکلات نهادینه شده ، راه سخت و دشواری را در پیش رو دارد .

آقای اوباما اگر بخواهد از اقتدار خود به عنوان رئیس جمهور آمریکا برای حل مشکلات کشورش با ایران استفاده کند ، در اولین گام باید صهیونیست های متنفذ در نظام حکومتی این کشور را مهار کند ، آنها را از پیرامون خود دور سازد و اجازه ندهد که افکار وی تحت تاثیر نیات سوء عناصر افراطی و کینه توز در داخل هیات حاکمه این کشور قرار گیرد.

در گام دوم ، رئیس جمهور آمریکا برای ترمیم جراحت های عمیقی که دخالت ها ، تجاوزها و مواضع خصمانه دولت های گذشته این کشور بر پیکر ملت ایران ایجاد کرده است ، به چاره اندیشی بپردازد.

در این میان یک نکته اساسی وجود دارد که اگر مورد توجه آقای اوباما قرار گیرد ، می تواند بسیاری از مشکلات آن کشور را به صورت ریشه ای مرتفع کند.

امروزه به نحو انکار ناپذیری ، شاهد یک تنفر عمیق و گسترده نسبت به دولت آمریکا در سراسر جهان هستیم . ریشه این تنفر و رویگردانی نیز به روشهای مستکبرانه ، لحن تکبر آمیز و رفتار قیم مآبانه دولتهای پیشین آمریکا برمی گردد. آقای اوباما به تازگی از یک عنصر فراموش شده در مناسبات خارجی این کشور، یعنی “احترام متقابل” سخن گفته است . چنین رویکردی اگر در عمل و رفتار دولت جدید آمریکا، تجلی عینی پیدا کند و جایگزین نگرش مستکبرانه دولتهای قبلی این کشور نسبت به سایر مناطق جهان شود ، در واقع می توان آن را به منزله یک گام مهم در جهت ترمیم چهره آمریکا تلقی کرد .

مفهوم احترام متقابل آن است که دولت آمریکا باید از این پس معیارهای دوگانه را در سیاست خارجی خود  کنار بگذارد و آقای اوباما به ملت مظلوم فلسطین که کشورشان تحت اشغال یک رژیم بی ریشه و جنایتکار قرار گرفته است ، به دیده احترام نگاه کند.

در واقع می توان گفت که اقدامات سلطه طلبانه دولتهای پیشین آمریکا در گوشه و کنار جهان ، باعث تخریب وجهه و اعتبار ملت آمریکا شده است . آقای اوباما باید آبرو و حیثیت مخدوش شده کشورش را احیا کند و این امر مستلزم تغییر یک سری باورها ، روشها و رفتارهای نهادینه شده در درون هیات حاکمه آمریکاست.

مدال افتخار اعطا شده به فرمانده ناو وینسنس به دلیل سرنگون کردن یک فروند هواپیمای مسافربری ایران و به شهادت رساندن ۲۹۰ مسافر بیگناه آن ، برای فرهنگ و تمدن آمریکایی ، چیزی جز سرشکستگی و بی آبرویی نیست. پاک کردن اینگونه لکه های ننگ ، اهتمام ویژه یی را از سوی آقای اوباما طلب می کند.

عذرخواهی از جامعه جهانی به سبب ایجاد زندان گوانتانامو و رفتار غیر انسانی با زندانیان و تلاش برای جبران رفتار تحقیر آمیز علیه مردم مسلمان عراق از جمله شکنجه وحشیانه زندانیان در ابوغریب و سایر زندانهای آشکار و مخفی آمریکا ، سبب اعاده حیثیت به مردم این کشور خواهد شد و این امر ، مهمترین ماموریتی است که مردم آمریکا انتظار آن را از آقای اوباما دارند.

از سوی دیگر ، شایسته است به رئیس جمهور آمریکا این نکته گوشزد شود که ملت و دولت ایران با وجود تحمل جراحت های عمیق ناشی از سیاست ها و اقدامات تجاوزگرانه دولتهای پیشین این کشور، تحت تاثیر آموزه های دینی ، اهل گذشت و خیرخواهی و نیک اندیشی است و اقدامات عملی دولت آمریکا برای جبران اشتباهات گذشته این کشور ، در این سو مورد تمجید و ارزش گذاری قرار خواهد گرفت.

ملت بزرگ و متمدن ایران از موضع اقتدار ، رفتار خصمانه برخی از کشورهای عربی در همکاری نزدیک با رژیم متجاوز و جنایتکار صدام طی هشت سال جنگ تحمیلی را نادیده گرفت و با آنها با رافت و گذشت و مهربانی برخورد کرد. این امر ، نشانه روشنی از جهت گیری و روحیه ملت ایران به صلح ، همکاری و بسط دوستی و برادری با سایر ملت ها و دولت ها ، پرهیز از تنازع و توقف بر روی مشکلات و اختلافات و همچنین تلاش در جهت ترویج و تثبیت حسن نیت و حاکم کردن اخلاق اسلامی و انسانی در مناسبات خارجی است.

بازگرداندن دارایی های بلوکه شده ایران در آمریکا و اروپا و همچنین پایان دادن به تحریمهای ناعادلانه اقتصادی علیه ایران ، کار پیچیده ای برای رئیس جمهور اوباما نیست . او با این کار ، هم نشانه ای از یک تغییر عملی در سیاست های دولتش را نشان خواهد داد و هم مرهمی بر زخمهای کهنه ای خواهد گذاشت که بی تدبیری و ستیزه جویی مستکبرانه پیشینیان وی در آمریکا باعث بوجود آمدن آنها بوده اند.

آقای اوباما همچنین باید کارامدی و توانمندی خود را برای تصمیم گیری در عرصه مدیریت داخلی و خارجی آمریکا به اثبات برساند. به این ترتیب تصویر روشن تری از نظام مدیریتی و عوامل موثر در فرایندهای تصمیم گیری این کشور ترسیم خواهد شد. اهمیت و ضرورت این کار برای رئیس جمهور جدید آمریکا ، بیش از همیشه به نظر می رسد.

نکته آخر نیز به تاریخچه رفتار و منش حزب دمکرات که آقای اوباما از آنجا سر برآورد ، باز می گردد. جرج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا اصلی ترین عامل در گسترش نفرت جهانی نسبت به کشورش محسوب می شود اما با این وجود باید او را صادق ترین رئیس جمهور آمریکا نیز در نظر گرفت زیرا عمل و رفتار او مطابق با گفته ها و سخنانش بود و به عبارتی او عامل به همان چیزی بود که بر زبان می راند. اینک آقای اوباما به نمایندگی از سوی حزب دمکرات آمریکا ، قدرت را در این کشور به دست گرفته است و باید نشان دهد که حرف و عمل او یکی است . این امر نیز یکی از دشواریهای فراروی اوباماست زیرا سوابق روسای جمهور دمکرات در آمریکا بازتاب دهنده بیشترین نفاق و دو رویی در مقایسه با روسای جمهور حزب رقیب بوده است!

۱۰۰ نظر

اخطار قانون اساسی یک تذکر جدی و پیگیرانه است

خبرگان تنظیم کننده مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، به منظور جلوگیری از بروز هرگونه خودکامگی فردی ، گروهی یا سازمانی در کشور ، ترتیبات هوشمندانه و دقیقی را در توزیع اختیارات و مسوولیت ها در نظر گرفته اند تا امکان سوء استفاده شخصی ، سلیقه ای و باندی از قدرت به دست آمده یا موقعیت مقتدرانه ای که به یک فرد یا جمعی از افراد تنفیذ شده ، به حداقل برسد و هیچ فرد یا نهادی نتواند نظرات خود را خارج از چارچوب قانون ، به سایر بخشها و قوای حکومتی تحمیل و دیکته نماید.

مجلس شورای اسلامی برطبق قانون می تواند به همه مسائل کشور بپردازد و در موارد ضرورت برای حل این مسائل ،قانون وضع کند، اما در عین حال ، برای اطمینان از عدم انحراف مصوبات مجلس از شرع مقدس و قانون اساسی ، تشکیل شورای نگهبان با ترکیبی از فقها و حقوقدانان نیز پیش بینی شده است تا بر خروجی عملکرد مجلس نظارت کند. همچنین مسوولیت اجرای قانون اساسی برعهده رئیس جمهور گذاشته شده است تا کسانی که در اجرای این میثاق نامه ملی ، کوتاهی کرده یا تعلل ورزیده باشند ، با دریافت اخطار و تذکر ، مورد بازخواست قرار گیرند.

به موجب اصل ۱۱۳ قانون اساسی ، پس‏ از مقام‏ رهبری‏ ، رییس‏ جمهور عالیترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور محسوب می شود. در این اصل ، به صورت کاملا شفاف و واضح ، مسوولیت رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است. رئیس جمهور همچنین بر اساس اصل ۱۲۱ قانون اساسی در پیشگاه‏ قرآن‏ کریم‏ و در برابر ملت‏ ایران‏، به خداوند متعال سوگند خورده است که از قانون‏ اساسی‏ کشور ، پاسداری و از حقوق به رسمیت شناخته شده مردم حراست کند.

اجرای قانون اساسی ، مسوولیت سنگینی است که ملت ایران آن را از رئیس جمهور برگزیده خود ، مطالبه می کند و این امر مستلزم آن است که تمامی مسوولان در قوای مختلف و همه دستگاهها و نهادهای قانونی کشور ، خود را ملزم و متعهد به پاسخگویی در برابر مجری قانون اساسی بدانند. ملت ایران ، هوشیار و بیدار است و نمی پذیرد که برخی افراد برای فرار از پاسخگویی ، به بازی با کلمات بپردازند و سخنان سست و بی ارتباط با موضوع را ، دستاویزی برای توجیه رفتار و عملکرد خود در مغایرت با قانون اساسی قرار دهند.

در مقدمه قانون اساسی ، اهمیت و حساسیت جایگاه قوه مجریه در ارتباط با اجرای احکام و مقررات اسلامی و ایجاد جامعه اسلامی مورد تاکید قرار گرفته و تصریح شده است که محصور شدن دستگاه اجرایی در هر نوع نظام دست و پاگیر پیچیده که وصول به این هدف را کند و یا خدشه دار کند از دیدگاه اسلامی نفی خواهد شد.

این امر نشان می دهد که قانون اساسی به مسوولیت های سنگین قوه مجریه توجه داشته و صریحا با هرگونه اقدام مانع شونده یا کند کننده ای که نظام اجرایی کشور را در راه رسیدن به اهداف بلند ملت ایران ، با مشکل مواجه کند ، مخالف است و آن را رد می کند.

بدون تردید شورای محترم نگهبان ، مسوولیت خود را در ارتباط با تطبیق قانون بودجه سال ۱۳۸۸ مجلس شورای اسلامی با شرع مقدس و قانون اساسی به انجام خواهد رساند اما این امر رافع اخطار رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی در ارتباط با نقض قانون اساسی نیست.

علاوه بر این ، باید توجه داشت که حتی در صورت تطبیق مصوبه مجلس با قانون اساسی یا شرع مقدس ، این امر به منزله مهر تایید شورای نگهبان بر نحوه عملکرد مجلس ، جهت گیریهای آن و مداخله در امور مربوط به قوه مجریه نیست و اخطار مستند و مستدل رئیس جمهور به مجلس ، اقدامی کاملا درست و در چارچوب قانون بوده است .

برای اداره امور کشور ، مجلس باید در موضع پشتیبانی و حمایت از دولت قرار داشته باشد، مصوباتش گره از مشکلات عمومی بگشاید و اقدامات عملی مدیران اجرایی را برای پیشرفت کشور تسهیل کند. بستن دست و پای دولت در مقام اجرا و ایجاد محدودیت های مالی و اداری برای دولتمردان ، مخالف صریح مفاد و روح قانون اساسی است .

از جناب آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس انتظار می رفت که به جای طنزپردازی و شوخی گرفتن این مساله بسیار مهم و جدی ، پاسخ قانع کننده و موجهی را در دفاع از عملکرد خود ، هیات محترم رئیسه و مجلس محترم در جریان بررسی لایحه بودجه ارائه می کرد.

ایشان متوجه این معنا هستند که با فرافکنی و پیچیده ساختن مطالب روشن و شفاف مطرح شده در اخطار نامه رئیس جمهور ، افکار عمومی را نمی توان قانع یا توجیه کرد. مردم می خواهند پاسخ منطقی و حقوقی مجلس به اشکالات قانونی رئیس جمهور به مصوبه بودجه سال ۱۳۸۸ را بدانند و دریابند که مجلس محترم با چه استدلالی ، بودجه برخی از دستگاهها را تا شش برابر و بودجه مجلس را تا ۲۲۰ درصد نسبت به بودجه سال ۱۳۸۷ ، افزایش داده است؟ این درحالی است که با کاهش قیمت نفت و محدود شدن منابع درامدی دولت ، بودجه بسیاری از دستگاهها در سال ۱۳۸۸ ، کاهش داشته یا دست کم افزایش نیافته است.

پاسخ آقای لاریجانی به اخطار رئیس جمهور ، بیانگر این نکته است که اهمیت و جدی بودن این اخطار مورد توجه ایشان قرار نگرفته و شاید رئیس محترم مجلس ، اشتباها نامه رئیس جمهور را در حد یک تذکر معمولی تلقی کرده است. به راستی آیا می توان ادعا کرد که رویکرد رئیس محترم مجلس شورای اسلامی ، متضمن حفظ و رعایت حرمت و شان مجلس محترم بوده است؟!

۷۲ نظر