سازمان تربیت بدنی به اختلاف خود با صدا و سیما خاتمه دهد

اگر بخواهیم رابطه خود را باآحاد جامعه و انسانهایی که در محیط پیرامونی ما زندگی می کنند، به یک رابطه مثبت ، سازنده و موثر تبدیل کنیم ، راه درستی وجود دارد که با در پیش گرفتن آن ، بهترین مناسبات میان ما با دیگران برقرار خواهد شد.

امام علی (ع) می فرماید: من اصلح فیما ببنه و بین الله ، اصلح الله فیما بینه و بین الناس :

هر کس رابطه خود را با خدا اصلاح کند، خدا رابطه او را با مردم اصلاح خواهد کرد.

این وعده حقی است که بارها و به تجربه درستی آن به اثبات رسیده است. تامل در زندگی انسانهای فاضل و برجسته به روشنی، از عینیت یافتن همین حدیث منسوب به امام علی (ع) حکایت می کند. ارتباط عمیق روحی و معنوی مردم با امام خمینی(رض) یا رابطه قلبی و عاطفی آحاد مردم با رهبر فرزانه انقلاب ، تجلی عینی و ملموس همین روایت مستند است.

از سوی دیگر شایسته توجه است که اصلاح رابطه هر فرد با خداوند متعال ، مستلزم برخی ویژگی ها ، باورها و رفتار خاص است که از آن جمله می توان به اهمیت و ضرورت نهادینه سازی روحیه حق طلبی و حق گرایی اشاره کرد. در واقع ، گرایش به جانبداری و حمایت از حقیقت، در وجود و سرشت تک تک انسانها به ودیعه سپرده شده است و کسانی که شجاعانه وارد عرصه دفاع از حق و حقیقت می شوند و در این راه ، همه داشته های خویش را به حراج می گذارند و سر و جانشان را فدای حقیقت می کنند، جز به اصلاح رابطه خویش با خدا نمی اندیشند و بطور طبیعی و بدیهی ، این دسته از انسانها، مورد محبت و علاقه غیرقابل کتمان دیگران نیز قرار می گیرند.   

تجلی چنین رابطه ای را می توان در مناسبات عاطفی میلیونها انسان اعم از شهری و روستایی با رئیس جمهور احمدی نژاد نیز به تماشا نشست زیرا مردم ، فارغ از جایگاه ممتاز سیاسی و اجتماعی ریاست جمهوری ، به او عشق می ورزند و او را از صمیم دل ، دوست می دارند.

احمدی نژاد رابطه اش را با خدای خویش اصلاح کرده است و به روشنی می توان دست قدرتمند الهی را در اصلاح رابطه مردم با او احساس کرد. رابطه ای که هزاران دست تخریب گر به کار افتاده اند تا او را از چشمها بیندازند و محبتش را از دلها بزدایند اما هر بار بیش از گذشته ، خداوند او را در چشمها عزیز می کند و محبتش را بر دلها فزونی می سازد. 

با استفاده از این نکته می خواهم به مسوولان سازمان تربیت بدنی متذکر شوم که نگرانی آنها از برخی برنامه های صدا و سیما که این روزها به سرتیتر اخبار رسانه های ارتباط جمعی تبدیل شده است، وجه قابل قبولی ندارد.

تردیدی نیست که با روی کار آمدن دولت نهم ، بخش ورزش بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است ، به گونه ای که با فعالیت های عمرانی صورت گرفته در عرصه ورزش طی سه سال اخیر ، سرانه ورزشی کشور به طور متوسط به دو برابر و در برخی از نقاط تا سه برابر افزایش پیدا کرده است. معنی و مفهوم این کار آن است که دولت نهم به اندازه تمامی سالهای قبل و بعد از انقلاب به ایجاد فضای ورزشی برای جوانان پرداخته است. چنین رویکردی به منزله آن است استعدادهای ورزشی جوانان کشور در جای جای ایران اسلامی ، فرصت بروز و ظهور پیدا خواهد کرد و با برنامه ریزی صحیح و مناسبی می توان در میان مدت ، در میادین ورزشی بین المللی ، به جایگاه و منزلتی که در شان و منزلت ملت بزرگ ایران است ، دست یافت .

 اختلافات سازمان تربیت بدنی با سازمان صدا و سیما و مجری برنامه ۹۰ ، متضمن هیچ سود و منفعتی برای مردم و حتی دو طرف تنازع نیست و سبب از دست رفتن فرصت های کار و تلاش برای خادمان واقعی مردم می شود.

وقتی رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور طی چهل و چند ماه گذشته ، متحمل بیشترین توهین ها و رفتارهای خلاف ادب و اخلاق در حوزه رسانه ای کشور بوده و برای احترام به آزادی و آسیب ندیدن این ارزش و آرمان اساسی انقلاب اسلامی، بردباری و متانت را پیشه راه خویش کرده و حتی در روز خبرنگار همه دستگاههای اجرایی را موظف به انصراف از پیگیری شکایات خود از رسانه های ارتباط جمعی می کند ، به طریق اولی سایر دستگاههای اجرایی از جمله سازمان تریبت بدنی موظف به تبعیت از این مشی و منش رئیس جمهور هستند.

القاء و جنجال تبلیغاتی در باره این سخن که سازمان تربیت بدنی به ایجاد موانع بر سر راه فعالیت یک برنامه تلویزیونی پرداخته است ، به هیچوجه زیبنده دستگاه مسوول ورزشی در دولت نهم نیست. به مسوولان محترم سازمان تربیت بدنی توصیه می کنم که از بابت برخی برنامه های سوء تبلیغاتی ، نگرانی به خود راه ندهند. وظایف خود را در خدمت به ورزش کشور صادقانه ، دلسوزانه ، متعهدانه و جهادگرانه به انجام برسانند و در نهایت ، قضاوت را به مردم واگذارند .    

با اغتنام فرصت ، به آقای مهندس ضرغامی رئیس محترم صدا و سیما نیز این نکته را گوشزد می کنم که سازمان تحت مدیریت شما ، امانت مردم است و هیچکس حق ندارد از آن به نفع خود یا افرادی خاص یا علیه افراد ، مقامات یا یک نهاد رسمی کشور ، استفاده سوء نماید. چنین رفتاری شایسته برخورد اصلاح گرانه است و صد البته برخی از برنامه های صدا و سیما ، به گونه ای است که برخورد اصلاحی با آن ضرورت و فوریتی دو چندان پیدا کرده است.

۸۳ نظر

مرخصی استعلاجی؛ چه کسی باید برود؟!

در این هفته مطلبی با عنوان ” مرخصی استعلاجی برای مطبوعات” را در وبلاگ گذاشتم. این یادداشت برای یکی از روزنامه های نه چندان مطرح کشور سخت و گران آمد و به همین خاطر فردای آن روز سرمقاله اش را به نقد یادداشت اختصاص داد. تصمیم داشتم به آن پاسخ بدهم اما فکر کردم با قراردادن آن در وبلاگ ، این امکان فراهم خواهد شد تا سایر مخاطبان محترم نیز در این خصوص به اظهار نظر بپردازند. البته بنده هم در قسمت نظرات ، به این سرمقاله پاسخ داده ام.

 مرخصی استعلاجی؛ چه کسی باید برود؟!

 چه احساسی به شما دست می‌دهد اگر فکر کنید بودنتان عده‌ای اندک را رنج می‌دهد و نبودنتان، اکثریتی را؟ این احساسی است که دست‌اندرکاران مطبوعات منتقد دولت، در سال‌های اخیر بارها به آن فکر کرده‌اند. اما تاکنون نمی‌دانستیم که بودن و نبودن، به صورت همزمان می‌تواند موجب نگرانی و دغدغه عده‌ای شود! این وضعیتی است که هم‌اکنون مطبوعات اصلاح‌طلب با آن مواجهند. بعضی دست‌اندرکاران دولت نهم، بدون هیچ گونه رودربایستی و در برابر چشم صدها هزار تن از مخاطبان مطبوعات، امکانات عمومی را در اختیار رسانه‌های طرفدار دولت می‌گذارند و گاه برای خالی نبودن عریضه، سرریز عنایات ویژه به بعضی مطبوعات، نصیب منتقدان می‌شود. کافی است به دکه روزنامه فروشی‌ها مراجعه کنید و برخی جراید را بیابید که از شدت وقار، از صبح تا شب روی دکهو حتی گاه در گوشه‌ای مخفی از دکه‌ها – می‌مانند اما صفحات آنها مملو از آگهی‌های دولتی است. در مقابل، روزنامه‌هایی وجود دارند که زمان توقف آخرین نسخه آنها بر دکه مطبوعات، چند ساعت بیشتر نیست اما نصیبی از خوان گسترده آگهی‌های دولتی ندارند. البته منصفانه باید گفت که هر چقدر در تخصیص امکانات دولتی به روزنامه‌های منتقد دولت، »ناخن خشکی« به خرج می‌دهند حملات تریبونی به این رسانه‌ها، با دست و دلبازیصور ت می‌گیرد و لذا سهم رسانه‌ها از مهرورزی‌های دولتی، به صورت عادلانه توزیع می‌شود! اینها همه نشانه آن است که »بودن« بعضی روزنامه‌ها موجب نگرانی گروهی از قدرتمندان است.

اما در آن روی سکه، چند روز قبل یک مقام مطبوعاتی دولت نهم، مقاله‌ای نوشته است که نشان می‌دهد برای نبودن مطبوعات – از جمله مطبوعات منتقد – هم نگرانی‌هایی وجود دارد. این مقام که مورد عنایت رئیس جمهور قرار دارد با طرح ادعای »تعطیلچهار روزه مطبوعات« به مناسبت ایام عاشورای حسینی، دست به قلم برده و مطبوعات را نیازمند مرخصی استعلاجی دانسته است. البته خوشحالیم که این بار برخلاف روال سال‌های اخیر، نبودن مطبوعات موجب دغدغه شده است. اما به نظر می‌رسد جای سه پرسش و پاسخ به آنها، در اظهار نظر این مقام عالیرتبه دولتی خالی است. نخستین سوال مرتبط با تعطیلی فعالیت مدارس در روز پنجشنبه است. ای کاش این مقام دولتی توضیح می‌داد دستور تعطیلی مدارس- که موجب ایجاد عقب‌ماندگی تحصیلی در دانش آموزان سراسر کشور می‌شود- ناشی از نیاز کدام فرد یا دستگاه دولتی به مرخصی استعلاجی بوده است؟ پرسش دوم آن است که »اگر مطبوعات دچار بیماری شده‌اند، ویروس این بیماری از عالم غیب به آنها تزریق شده یا آنکه دردمندی مطبوعات، ناشی از ضرباتی است که به انحاء مختلف بر سر و صورت آنها وارد می‌شود؟« سوال سوم این است که »آیا افراد و نهادهایی وجود ندارند که بیش از مطبوعات، نیازمند مرخصی استعلاجی باشند؟«

آیا این مقام عالیرتبه دولتی نمی‌داند که بیش از ۵/۱ سال است که توزیع مطبوعات با بحران بزرگی به نام عدم تخصیص سهمیه‌بنزین مواجه شده و شرکت‌های توزیع – که هیچ وابستگی اداری به روزنامه‌ها ندارند- بار مطبوعات را به کوچک‌ترین بهانه، بر زمین می‌گذارند؟ آیا دولت، از سیستم انتقال مطبوعات توسط ناوگان هوایی کشور اطلاع ندارد؟ مقام دولتی که مانند بعضی همکاران، تمام مطبوعات را محتاج نصیحت می‌داند و برای آنها طلب مرخصی استعلاجی می‌کند آیا نمی‌داند که در دولت نهم، قیمت عرضه کاغذ ایرانی به مطبوعات، بیش از ۵ برابر شده است؟ آیا او نمی‌داند که یارانه تخصیصی به مطبوعات با تاخیرهای چند ماهه توزیع می‌گردد؟ اگر نمی‌داند سری به وزارت ارشاد بزند تا به او بگویند اولاً دولت در تنظیم بودجه سال ۸۷، رشد تورم و افزایش تعداد جراید را در نظر نگرفته ولذا علیرغم افزایش همه هزینه‌ها، یارانه تخصیصی به مطبوعات نسبت به سال‌های قبل کاهش یافته است. ثانیاً هم‌اکنون که روزهای پایانی دی ماه را پشت سر می‌گذاریم هنوز یارانه سه ماه‌سوم سال، ‌توزیع نشده است؛ در حالی که این مبلغ بایستی از اول مهر ماه برای انجام هزینه‌های ضروری این سه ماهه در اختیار مطبوعات قرار می‌گرفت. آیا به نظر مقام عالی‌رتبه دولتی، کسانی که در برنامه‌ریزی برای این کار ساده و مقدماتی دچار ضعف هستند، بیش از مطبوعات به مرخصی استعلاجی نیازندارند؟ افرادی که علاقه مفرط به تعریف و تمجید دارند و در برابر انتقادات، بی‌تابی‌های عجیب نشان می‌دهند بیشتر نیازمند مرخصی استعلاجی هستند یا مطبوعاتی که مرتباً زیرفشار حملات غیرمنصفانه مدیران قرار دارند؟ آیاکسانی که تعطیلی یک روزه مطبوعات – روز پنجشنبهرا نشانه بیماری می‌دانند به یاد می‌آورند که دو سال قبل، دولت به طور ناگهانی تصمیم به تعطیلی چند روزه تمامی مراکز اداری، اقتصادی و سیاسی کشور گرفت و در برابر انتقادات هم، منتقدان را به حسادت نسبت به آرامش و تفریح مردم در طول این تعطیلات متهم کرد؟ راستی بین این دو گروه، کدام یک بیشتر نیازمند مرخصی استعلاجی هستند؟ در دو سال اخیر، تعدادی از مسئولان دولتی، مطبوعات را به بدترین نوع بیماری یعنی »دروغ‌گویی« متهم کرده‌اندو حتی بعضی از حامیان دولت، علاقه خود را به اعزام مطبوعات برای »مرخصی استعلاجی دائمی« بیان کرده‌اند. اکنون می‌توان سوال کرد که افشا کنندگان ضعف‌ها، نیاز بیشتری به مرخصی استعلاجی دارند یا کسانی که گرانی، تورم، ضعف‌های مدیریتی و برخی بی تدبیری‌ها در دیپلماسی خارجی را تکذیب می‌کردند و مطبوعات را به خاطر افشای این حقایق، دچار بیماری دروغ‌گویی می‌دانستند؟ در سال‌های اخیر برخی از انتقادات نسبت به عملکرد‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت به دغدغه‌غیرجناحی و اجماعی مطبوعات تبدیل شد. در این شرایط، آیا مطبوعات نیاز بیشتری به مرخصی استعلاجی دارند یا کسانی که همه منتقدان خود را »بلندگوی آمریکا« و »دست‌‌های قطع شده از رانت‌خواری« می‌نامند؟

یکی از علائمی که افراد نیازمند به مرخصی استعلاجی از خود بروز می‌دهند عدم ثبات در گفتار و رفتار است. این علامت، هم‌اکنون بیشتر در مطبوعات قابل مشاهده است یا در کسانی که روزی خواستار اجرای عدالت در مورد یک وزیر می‌شوند و روز دیگر، به صورت تلویحی»اجرا کنندگان عدالت در مورد همان وزیر« را به تعقیب قضایی تهدید می‌نمایند؟

البته این سخنان به معنای دفاع مطلق از عملکرد مطبوعات نیست. قطعاً برخی از مطبوعات نیز دچار نقاهت‌هایی هستند که بخشی از آن، با تصحیح رفتار کارگزاران حکومتی نسبت به جراید قابل رفع است و بخش دیگر آن به تلاش درونی خانواده مطبوعات بستگی دارد. اما هر چه باشد مطبوعات آنقدر محبوب هستند که حتی یک روز مرخصی استحقاقییا استعلاجی آنها نیز موجب نگرانی می‌شود؛ در حالی که بعضی از سیاستمداران، می توانند با افزایش دوره مرخصی استعلاجی خود، بر آرامش مردم بیفزایند!

۴۶ نظر