قابل توجه آقای ضرغامی !
مدتی است که شاهد تکرار یک رویکرد تامل برانگیز در برخی از برنامه های صدا و سیما هستیم. این رویکرد از نظر عقلی، عرفی و شرعی نه تنها قابل دفاع نیست بلکه امری مخدوش است و استمرار آن در رسانه ملی ، سووال برانگیز به نظر می رسد.
برای تبیین موضوع ، در ابتدا لازم می دانم این نکته را مورد تاکید قرار دهم که همه انسانها در زندگی روزمره و مناسبات فردی و اجتماعی خود پیوسته در معرض ارتکاب انواع اشتباهات سهوی یا عمدی و تخلف و تخطی از قوانین و مقررات قرار دارند اما اکثریت قریب به اتفاق مردم به رعایت موازین اخلاقی و اصول زندگی مشترک پایبند هستند و با مدنظر قرار دادن تبعات قانونی و شرعی حاصل از ارتکاب تخلفات ، به رعایت نظم و قانون و پرهیز از هرگونه تخلفی اهتمام می ورزند.
تعهد مشترک و پایبندی عمومی به رعایت موازین و مقررات ، موجب آن می شود که تخطی از قوانین و زیر پا گذاشته شدن معیارهای اخلاقی و عرفی، به عنوان رفتار ناهنجار اجتماعی ، همواره از سوی افکار عمومی مذموم و ناپسند شمرده شود و مورد سرزنش یا محکومیت قرار گیرد. در مقابل نیز اگر قباحت یک عمل غیرقانونی یا دسته ای از تخلفات ، در میان مردم ازبین برود و ارتکاب آن در جامعه ، رایج شود و عمومیت پیدا کند ، به طور طبیعی و بدیهی، چنین رویکردی ، رفتارهای ناهنجار اجتماعی را به هنجار عمومی و به عبارتی ضد ارزشها را به ارزشهای مشترک ، قابل قبول یا قابل تحمل تبدیل می کند.
با این مقدمه، جا دارد بر این مهم تاکید شود که علاوه بردستگاههای ذیربط و مسوول در کشور ، رسانه های ارتباط جمعی و بویژه صدا و سیما ، نقش بسیار مهمی در نهادینه سازی ارزشها و هنجارهای مورد احترام جامعه و جلوگیری از رایج شدن ضد ارزشها برعهده دارند و در روند فعالیت های روزمره خود ، باید از ترویج رفتارهای ناهنجار بپرهیزند یا آنها را عمومیت یافته وانمود نسازند.
پخش برنامه تصویری مبنی بر تخلف بخش اعظم خودروهای عبوری و توقف تنها یک خودرو در پشت چراغ قرمز ، بیش از آنکه در افکارعمومی تاثیر بازدارنده داشته باشد ، دارای اثر تشویق کننده به عدم رعایت قانون است. نکته تاسف بارتر در این برنامه ، پخش تصویر سیمای چند راننده متخلف و ریختن آبروی آنها نزد دوستان ، اقوام ، همکاران و همسایگان به خاطر ارتکاب یک اشتباه یا تخلف است که به هیچوجه قابل دفاع نیست.
صدا وسیما همچنین بارها مبادرت به پخش تصویر افرادی از طبقات متوسط به پایین جامعه به دلیل ارتکاب یک تخلف کوچک کرده است. موتور سواری که کلاه ایمنی بر سر ندارد یا از پیاده رو به جای خیابان استفاده کرده است یا راننده وانت باری که کمربند ایمنی آن خراب است و …
اما از طرف دیگرشاهد یک رفتار معنی دار از سوی صدا و سیما هستیم. رانندگان خودروهای گرانقیمت که با سرعت بالا و ویراژ دادن در بزرگراهها ، جان دیگران را به مخاطره می اندازند ، وقتی به دام پلیس می افتند، صورتشان شطرنجی می شود تا آبرویشان نزد مردم محفوظ بماند! به راستی این تناقض رفتاری درصدا و سیما مبین چه چیزی است ؟ آیا متمولین و پولدارها با وجود ارتکاب جرایم خطرناک ، به طور طبیعی از حاشیه امنیت برخوردارند و افراد کم بضاعت ، هرچند جرایم محدودتر و ناچیزتری را مرتکب شوند ، باید به مردم معرفی و آبرویشان نزد دیگران نادیده گرفته شود؟!
افراد معلوم الحالی در جامعه وجود دارند که در خیابانها به ایجاد مزاحمت برای بانوان می پردازند. تصویربرداری از این رفتار ناهنجار و نمایش دادن چهره چند فرد متخلف از صدا و سیما ، جز بی آبرو شدن متخلفین و جری تر شدن آنها به ارتکاب جرایم بیشتر ، آیا تاثیر دیگری بر جای می گذارد؟ ارتکاب جرایمی از این دست بیش از همه متاثر از خلاء حضور نیروهای برقرار کننده نظم و امنیت در صحنه زندگی مردم است و مبارزه با آن جز با پر کردن این خلاء ممکن نیست.
(امروزه در بسیاری از کشورهای جهان برای پیشگیری از وقوع جرم ، سرمایه گذاری ویژه ای صورت می گیرد و نیروهای انتظامی و پلیسی ، ایفاگر بیشترین نقش در این زمینه هستند ، بنابراین افزایش احساس امنیت در مردم مستلزم حضور به هنگام ، موثر و قابل رویت این نیروها در صحنه صحنه زندگی اجتماعی است زیرا مشاهده ماموران انتظامی در محل ارتکاب جرم ، آنهم پس از وقوع حادثه ، هیچ امنیت خاطری را به مردم منتقل نمی کند. کما اینکه شبیخون به مجرمان و تبهکاران در ساعات پس از نیمه شب نیز ، نمایشگر تصویری از اقتدار نیروی انتظامی نیست. عناصر خلافکار و مجرم باید به طور مستمر خود را در معرض هجوم نیروهای امنیتی احساس کنند و نه فقط در ساعاتی خاص از شب؟! انتشار اخبار و گزارشهای مربوط به خلافکاریهای تبهکاران که برای توجیه بازداشت آنها صورت می گیرد، بیش از هرچیز هراس و وحشت را نسبت به اینگونه مجرمان به جامعه منتقل می کند و احساس امنیت وقتی ایجاد می شود که حضور موثر نیروی انتظامی مانع از ارتکاب اینگونه جرایم شده باشد.)
موارد متعددی وجود دارد که از بروز نوعی آشفتگی در برخی از برنامه سازیهای صدا و سیما حکایت می کند و اشاره به همه آنها در این مقال ممکن نیست. تاکید بر این نکته را ضروری می دانم که صدا و سیما به لحاظ ارتباط گسترده با افکار عمومی و نقش تعیین کننده آن در رفتارسازیهای اجتماعی، یک رسانه بی رقیب است و به همین جهت ، هرگونه خطا و اشتباهی در رویکردهای آن ، آثار تخریبی زیادی به دنبال دارد. بنابراین می توان انتظار داشت که این سازمان در برنامه سازیهای خود ، توجه به نظرات کارشناسان و صاحبنظران مسائل اجتماعی را مد نظر قرار دهد و از پرکردن برنامه های بدون هدف که زیان آنها بیش از هرگونه سود فرضی و احتمالی است ، اجتناب نماید.