گاهی اوقات انسان نیازمند آن است که به گذشته نگاهی بیندازد ، سخنان خود و دیگران را به یاد آورد و با تامل و درنگی بیشتر ، از آن درسی و پندی دوباره بگیرد. مروری به یادداشتی که اواسط تیرماه سال گذشته به رشته تحریر در آوردم ، بویژه بازخوانی سخنان رئیس جمهور برایم جالب توجه نمود و تصمیم به تکرار آن در وبلاگ گرفتم. این کارم را به حساب گردگیری از یادداشت های وبلاگ بگذارید.
فاین تذهبون
امروز سه شنبه یازدهم تیرماه، آقای رسول منتجب نیا از سران جامعه روحانیون مبارز تهران و قائم مقام حزب اعتماد ملی در مطلبی با عنوان “چند سووال از رئیس جمهور” به بهانه مبارزه با خرافات و بدعت در دین، به طرح مسائلی علیه دکتر احمدی نژاد پرداخته که بدون مبالغه میتوان آن را یک ترفند سیاسی و تبلیغاتی برای شایعه پراکنی، تشویش اذهان خصوصی و عمومی، ایجاد بدبینی و اختلاف میان مسوولان کشور دانست.
استناد ایشان به شایعات را توجه کنید: سه سال پیش با دو واسطه نقل شد … نماینده ای از شورای اسلامی نقل کرده است …بین خواص شایع است… شخصی نقل کرده است …
در اینجا به بیان چند نکته میپردازم:
۱- آقای منتجب نیا، یک فرد روحانی است و چنین وانمود ساخته اند که دغدغه و درد دین دارند. بنابراین به طور طبیعی و بدیهی انتظار میرود که رفتار، گفتار و کردار ایشان بازتابی از جلوههای زیبا و پرجاذبه دین مبین اسلام باشد. از ایشان باید پرسید که کدامیک از احکام دین مبین اسلام، اجازه میدهد با استناد به “گفته میشود. . نقل شده است. . شخصی نقل کرده است و…”، به هتک حیثیت رئیس جمهور و منتخب یک ملت بپردازند، به ایشان نسبت دروغ بدهند و او را بدعت گذار در دین بنمایانند؟ آیا حوزههای علمیه، جامعه مدرسین، روحانیون و شخصیتهای دینی، فرهنگی و سیاسی حق دارند در برابر این رفتار خلاف شرع، قانون و اخلاق، سکوت اختیار کنند ؟
۲- ایشان اذعان کرده اند که چنین شایعاتی اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف میکند و مورد استهزاء و تمسخر دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلام و تشیع قرار میگیرد.
روشن است که شایعه در یک فرایند هدایت شده، ساخته، پرداخته و پراکنده میشود. خودتان بگویید که شما در کجای این فرایند به ایفای نقش پرداخته اید و چه سهمی را برای جناب عالی در بی اعتقاد کردن مردم و نسل جوان و بهانه دادن به دشمنان برای استهزاء و تمسخر باید در نظر گرفت ؟ حتما قبول دارید که دامن زدن به اینگونه شایعات، محصول طبیعی مطلب نگارش شده شما در روزنامه اعتماد ملی است.
۳- ایشان نوشته اند: “نتیجه این سخنان، انتساب همه ضعفها، کاستیها، سوء مدیریتها، افزایش تورم و گرانی و… به حضرت ولی عصر (عج) میباشد و این بزرگترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است”. خودتان شایعات بی اساس را میپردازید و به آن دامن میزنید و سپس نتیجه آن را به امام زمان (ع) نسبت میدهید و این نسبت دادن را هم ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت میدانید. فاین تذهبون ؟
۴- رئیس جمهور محترم در باره امام زمان (ع) بحث روشنی را به صورت علنی و نه مخفیانه در جمع صدها تن از علما و روحانیون مشهد مطرح کردند که از صدا و سیما پخش شد و در مطبوعات نیز منعکس گردید. آیا بهتر نبود از شایعه پراکنی و توسل به اظهارات واسطههای مجهول و نقل قولهای نامعلوم، اجتناب میکردید و مستقیما به سراغ سخنان ایشان در باره امام زمان (ع) میرفتید و اگر نقدی بر اظهارات منطقی و عالمانه رئیس جمهور داشتید، به صورت مستدل مطرح میکردید و به جای بروز خشم سیاسی، وجاهت علمی و فکری خود را به رخ دیگران میکشیدید؟
۵- نکات سخیف و بی منطق مطرح شده به نقل از منابع مجهول، قابلیت تکذیب ندارد. اما در بند “ج” این مطلب، تحریف آشکاری صورت گرفته است که نشان از میزان سطحی بودن و نگاه خصمانه نگارنده به رئیس جمهور دارد. بنده در دیدار دکتر احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی حضور داشتم و شهادت میدهم که ایشان در موردهاله نور، اینگونه سخن بر زبان نرانده است. آقای منتجب نیا که کسوتا باید خداترس تر از بنده باشند، خوب است به همان سی دی مورد ادعایشان مراجعه کنند و ببینند آیا مطلب همان است که ایشان آورده اند؟! آقای عزیز! در برابر این نسبت دروغی که به رئیس جمهور داده اید، چه پاسخی به پیشگاه خداوند خواهید برد؟
۶- آقای منتجب نیا در بند “د” با استناد به “شایع بودن در میان خواص” مدعی قرار دادن بشقاب و قاشق و چنگال برای امام زمان (ع) در سر سفره غذا شده و در بند “ه” نیز به نقل از یک شخص مجهول ادعا کرده است که یکی از نزدیکان؟! رئیس جمهور نماز جماعت را در پشت سجاده خالی و به امامت حضرت ولی عصر(عج) اقامه کرده است. آقای منتجب نیا ! خودتان بگوئید که اگر کسی چنین مطالب موهنی را در باره دکتر احمدی نژاد که شخصیتی متدین و استاد فرهیخته دانشگاه هستند، باور کرده باشد، آیا نباید به فهم، عقل و درک او از دین و سیاست و همچنین خلوص نیت و سلامت نفس کسانی که ذهن و فکر امثال او را دستکاری میکنند، شک کرد؟ و از آنها پرسید که به کجا میروید و از جان این ملت چه میخواهید؟
مزید آگاهی علاقمندان، آخرین نوشته دکتر احمدی نژاد در پی آمده است:
امام خمینی، سیاست مدار یا حقیقت مدار؟
بسمه تعالی
در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و مقایسه کنیم. در یکسو، “سیاستمداران” بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و مادی، تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمیبینند و هرگز، حتیهاله ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمیکنند. اصطلاحا مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار میکنند و ای کاش فقط انکار میکردند، به سخره میگیرند و نیشخند میزنند.
اما خط دوم، خط خمینی است که نه “سیاستمدار”، بلکه “حقیقتمدار” بود. او سیاست را هم از منظر معنوی میدید، دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح میدید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه میشد و میکرد به خدا و عالم بالا نسبت میداد. انقلاب را کار خدا می خواند، جملههای او با خدا آغاز میشد، میگفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی میخواند زیرا فتح بدست اوست ” و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی”. در معجزه طبس که طوفان شن، جنگندههای مهاجم آمریکایی را نابود کرد، و دقیقا آنگاه که دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شنها مأمور خدا بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی میدانست و میگفت “این یک امر غیر عادی است که حاصل شده” و “از اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است”. او میگفت “جنود غیبی همانطور که در صدر اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست” و “بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمیتوانیم بکنیم”. او همه جا جنود خداوند را میدید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند.
همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید تحویل او بدهیم برزبان میآورد، پیروزیهای جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت میرساند و پیشرفت انقلاب و اقبال دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی مینامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب جهانی ایشان میدانست.
او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا میدید و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه مینامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتیهاله ای از نور هم نمیبینند، خداوند را از محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و میخواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند حال آنکه در منطق خمینی بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و تودههای مردم بودند.
اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات مذهبی، استفاده میکنند و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمیدادند وهالههای نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمیکردند، بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند میدیدند. امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزیها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و هیچ حسنه ای را به خود، و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزیها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق افتاد، و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره ای غافل شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد پیامبر اعظم (ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری میدید، در هر حادثه ظاهرا طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را میدید، و همه پیشرفتها و پیروزیهایی را که نابینایان خودبین به خود منتسب میکردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق میدانست و همه را از برکت او میدید.
من امروز نیز فقط و فقط، تحلیلهای سیاسی از نوع امام را موفق میدانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را میبینیم، میتوانیم آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمیتوانیمهالههای نور خدا را منکر شویم. هرکس نمیبیند به کوری خود اعتراف کرده است.
وقتی به چشم دیدیم که “پیشرفتهای عظیم علمی و اقتصادی” دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریمها و محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریمها باید به ضعیف شدن ما منجر میشد ولی برعکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه میتوانیمهالهها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شنهای طبس مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار میدهند؟!
وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی میانجامید، پس از ۵ سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها میگفت که در حوادث مختلف، میبینیم که گرههای فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده میشود در حالیکه هیچ کاری از ما بر نمیآمده و گاه ما حتی از اصل خطری که مارا تهدید میکرده است، بی اطلاع بوده ایم و مقام معظم رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده اند.
اگر عده ای فریبکارانه تلاش میکنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. تفکر حجتیه ای، از مفهوم “مهدویت و انتظار”، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه میگرفت و به “نفی تکلیف” میرسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت میدید، فرهنگ انتظار و مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود میخواند و به “اثبات تکلیف” میرسید و این تفاوت بسیار مهمی است.
امام که از ولایت تکوینی “انسان کامل” و “ولی خدا” و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ابر، همچنان نور وانرژی میبخشد سخن میگفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب را حضرت ولی عصر میدانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!
برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با وسعتی عجیب و تحریفهایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز میچیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام میگیرند. متأسفانه آنانکه مسئول رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر میشوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را هم شعاری و عوام فریبی میدانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع میشود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن اینهالههای نور است که عجیب وعیب است. آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در زمین است و حضرت، این انقلاب را وشیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر میکند و مفهوم ولایت تکوینی اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت حجت خدا میدید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی می دید. و لذا نه میترسید، نه مأیوس میشد و نه هرگز دچار غرور میگشت.
سالگرد ۱۴ و ۱۵ خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی وهاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم انتظار فرج از نیمه خرداد میکشد.
این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف را خرافه نمیداند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمیکرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی است و در عین حال این دولت هرگز ضعفها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار وکمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ ۱۵ خرداد با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصههای مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز میکند، شجاعانه مسئولیت آن را میپذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید میکند. اما به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام میکند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در برابر خدا و مردم، عمل میکنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار میزنیم زیرا چنانچه پیشتر نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از “نظام مالیاتی”، “گمرک و واردات و صادرات”، “نظام تأمین اجتماعی”، “نظام پولی و بانکی“، “نظام یارانهها”، و “سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی”، نه توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی “توسعه عدالت محور” است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده در این عرصهها را خواهد زد.
اگر دهه چهارم انقلاب، دهه “پیشرفت و عدالت” است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمیتوان کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و “مردم” را باور کنیم،هالههای نور را ببینیم و به عنایت حضرت (عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخههای ترجمه ای را تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: “ما میتوانیم”. ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از اینها نیز خواهد توانست.
دیدگاههای تازه