جوان فکر جوانمرد زیبنده کیست؟!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۸م مهر ۱۳۸۸

“جوانفکر همچنان که از نامش بر می‌آید ، فکر جوان و ناپخته‌ای دارد. سخنان جوانفکر حاکی از آن است که ایشان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و میل به بت سازی و مصون نگاه داشتن مقامات عالی‌رتبه از اجرای عدالت درباره آنها دارد. من نفهمیدم کجای حرف من وقیحانه بود؟”

مطالب فوق را آقای علی مطهری نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا و در پاسخ به انتقاد اینجانب نسبت به تهمت و توهین ایشان به رئیس جمهور محترم مبنی بر نقش داشتن در فتنه پس از انتخابات مطرح کرده اند.

۱- بنده کارگر زاده ای هستم که نه از رانت پدر بلکه از دعای خیر او و همت و دسترنج خویش ، گذران زندگی می کنم ، بنابراین  از آغاز اطمینان داشتم که هیچ رسانه ای، مخصوصا آنهایی که با نشانه های سبز منتشر می شوند، تعرض آقای علی مطهری به فامیل “جوانفکر” را حمله به “آبا و اجداد” او توصیف نخواهد کرد ، چنان که انتقاد بنده از فردی به نام “علی مطهری” نماینده محترم مردم تهران را با “تیتر حمله مشاور رئیس جمهور به فرزند شهید مطهری” منعکس کردند! البته امیدوار بودم که این نسبت نزدیک، نمایشگر نمادی روشن از فضایل آن پدر والامقام باشد.

۲- بنده و اعضای خانواده ام در انتخابات مجلس هشتم ، با امید به تجلی فضائل ممتاز پدر در پسر ، به آقای علی مطهری نیز رای دادیم. ایشان بنده را به ناپختگی متهم کرده است که اگر حمل بر صحت کنیم ، ناگزیر رای بنده و خانواده ام به ایشان ، خام و ناپخته بوده است و باید پس داده شود. قضاوت در باره ناپختگی فکری افراد را باید به دیگران سپرد بویژه آنجا که ایشان اصولا “فکر جوان” را ناپخته توصیف کرده است. ملت ایران در زمره جوانترین ملتها محسوب می شود و اکثریت رای دهندگان به آقای مطهری جوان بوده اند. اگر نظر ایشان مبنی بر فکر ناپخته جوانان را مبنای عمل قرار دهیم ، آقای علی مطهری با چه اعتبار و منزلتی می تواند خود را نماینده مردمی بنامد که بخش اعظم آنان را “جوانانی ناپخته” تشکیل می دهند؟ اگر جوانان رای دهنده نیز مانند بنده ، رای خود را از آقای مطهری پس بگیرند، ایشان چه جایگاهی در مجلس خواهد داشت ؟

۳- هرچند آقای علی مطهری از “فکر جوان” تبری جسته است ، اما “جوان فکر” بودن ، تنها خصیصه علامه شهید مرتضی مطهری نبود. او جوانمرد نیز بود و نهال انقلاب اسلامی را با خون پاکش آبیاری کرد. ریا و دورویی به وجود مطهر استاد راه نیافت و اینچنین بود که خداوند کلام او را نافذ ، بیانش را قاطع ، فکر او را ناب و نیتش را خالص گردانید و عزت دنیا و مقام و منزلت والای آخرت را نصیبش کرد. او اگر زنده بود، مظهر مطمئنی از یک اصولگرای واقعی به شمار می رفت ، او کسی نبود که نان اصولگرایی را بخورد و بدطینتان زیاده خواه را با حضور در مراسم غیرقانونی شان خشنود سازد. آری او یک جوانمرد بود.

۴- انتقاد بنده به سخنان آقای علی مطهری از باب اهمیت جایگاه ایشان به عنوان نماینده مجلس است. جایگاهی که انتظار نیست از آنجا تیشه بر ریشه منافع ملی فرود آید. آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهور منتخب ملت ایران و برخوردار از بالاترین رای در تاریخ نظام جمهوری اسلامی است. خصوصیاتی مانند صداقت ، پاک دستی ، ساده زیستی ، سخت کوشی ، فساد ستیزی ، دشمن شناسی ، مردم دوستی و عدالت خواهی، این مرد را محبوب دلها در داخل و خارج از ایران تبدیل کرده است و این محبوبیت پشتوانه ای مهم برای دفاع قاطعانه رئیس جمهور از منافع و حقوق ملت ایران در مجامع جهانی محسوب می شود ، بنابراین هرگونه تلاشی برای از بین بردن این محبوبیت و مطلوبیت در داخل و به تبع آن در دنیای اسلام ، به منزله تخریب یک سرمایه ملی و فراملی است و تهمت بی اساس آقای علی مطهری به رئیس جمهور، از آن جهت که رفتاری علیه منافع ملی است ، یک اقدام وقیحانه در نظر گرفته می شود. وی گفته است “من نفهمیدم کجای سخنان من وقیحانه است”. دشواری در درک حقایق، بلیه ای است که برخی افراد با آن دست به گریبانند و  البته بی دلیل نبود که هیات رئیسه محترم مجلس را خطاب قرار دادم و تاکید کردم که بی تفاوتی جایز نیست.

۵- آقای مطهری با دستگاه عقیده یاب خود کشف کرده است که بنده معتقد به آزادی بیان نیستم و میل به بت سازی دارم. این درحالی است که به لطف الهی توفیق یافته ام از طریق وبلاگ شخصی با مخاطبان زیادی گفت و شنود آزاد برقرار کنم و سند آن نیز در دسترس همگان است اما به طور قطع آزادی را مترادف با هرج و مرج در نظام فکری جامعه نمی دانم. یکی از شعارهای پرمغز و معنی دار مردم این است که “احمدی نژاد بت شکن ، بت بزرگ رو بشکن!” یاران احمدی نژاد نیز همانند او برای بت شکنی آمده اند ، یارانی که شکستن بت های کوچکتر را در دستور کار خود قرار داده اند و البته این هشدار درستی است که باید مراقب باشیم خودمان تبدیل به بت نشویم.

۶- می خواهم به یک حقیقت غیرقابل انکار نیز اشاره کنم و آن ناخرسندی و نگرانی مردمی است که از گفت و شنودهای گله آمیز و انتقادی میان مسوولان در سطح جامعه برمی آشوبند و چنین رویکردی را مردود می دانند. آنها به حق انتظار دارند که مسوولان کشور در سطوح مختلف، فرصت های در اختیار را به خدمت گزاری و تلاش برای پیشرفت کشور اختصاص دهند و از انتقال اختلافات خود به سطح جامعه که موجب تشویش اذهان آنان می شود، دوری گزینند. ضمن تکریم وتعظیم نسبت به همه کسانی که اینگونه می اندیشند و اعتذار از همه آنان، بر این باورم که در برهه درهم آمیختگی خطوط ، گرایشها ، ادعاها و در یک کلام عدم شفافیت در حق و باطل به سر می بریم و لاجرم تبیین ، تذکر ، نصیحت ، انذار و هشدار ، گریز ناپذیر و بلکه ضروری می نماید.

۷- برای پی بردن به نقش تاثیرگذار فکر جوان در نیل به دستاوردهای بزرگ ، کافی است به پیشرفت های جهشی ایران در فن آوری هسته ای ، سلولهای بنیادین ، نانوتکنولوژی و پرتاب ماهواره به فضا که ثمره فکر پویا و بن بست گشای جوانان برومند ایران عزیز است ، توجه کنیم. به سخره گرفتن جوانان و اندیشه آنان ، ممکن است نتیجه یک انحراف فکری باشد و برای نجات از آن شایسته است به سخنان رهبر فرزانه انقلاب به عنوان سرچشمه زلال اندیشه های ناب بازگردیم :

اردیبهشت ۷۷ : وقتى با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسى است که در هواى صبحگاه تنفّس مى‏کند؛ احساس تازگى و طراوت مى‏کنم. آن چیزى هم که معمولاً در ملاقات با جوانان، اوّل بار به ذهن من مى‏رسد و بارها به آن فکر کرده‏ام، این است که آیا اینها خودشان مى‏دانند که چه ستاره‏اى در جبینشان مى‏درخشد؟ من این ستاره را مى‏بینم؛ اما آیا خودشان هم مى‏بینند؟ ستاره جوانى، ستاره بسیار درخشان و خوش‏طالعى است. جوانان باید این گوهر قیمتى و بى‏نظیر را در وجود خودشان حس و از آن به خوبی استفاده کنند.

آبان ۸۲ – ما مى‏خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند و باید این فکر را مطرح و آن را مطالبه نماید. نمى‏خواهیم کارِ نمایشى کنیم و نیازى هم به کارِ نمایشى نداریم.

دی ماه ۸۶ – در دیدار با مردم ابرکوه : اگرچه این شهر، قدیمى‏اى است، اما فکر مردم آن ، فکر نو و جوان است؛ نشانه‏ى آن هم همین است که در همه‏ى دلها فروغ تفکر اصیل اسلامى و انگیزه‏هاى خدائى و الهى در جهت نظام جمهورى اسلامى زنده است.

تضاد ذاتی !

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۱م مهر ۱۳۸۸

وقتی قرار بر نقار، انتقاد و مخالفت کور باشد ، دیگر فرقی نمی کند که طرف مقابل منادی چه چیزی بوده و از بیان برخی سخنان چه هدفی را دنبال می کرده است، بلکه اصل بر این است که او باید مورد هجوم قرار گیرد و به هر نحو ممکن تخریب شود.

بسیاری از مردم ، به یاد دارند که سال گذشته رئیس جمهور قرار بود در یک برنامه تلویزیونی به تشریح وضعیت اقتصادی کشور بپردازد . این برنامه تلویزیونی به دلیل فشردگی کارهای رئیس جمهور در ساعات آخر لغو شد اما در کمال حیرت و تعجب ، فردای آن روز مشاهده شد که برخی از روزنامه های مدعی اصلاح طلبی ، سخنان رئیس جمهور در این برنامه تلویزیونی را نقد کردند  و ایشان را به دلیل ابراز  آنچه که “نظرات غیرعلمی و … ” توصیف شد ، مورد انتقاد و سرزنش قرار دادند.

این رفتار عجیب و غریب که شاید در هیچ جای دیگری از کره خاکی نتوان آن را نمونه گیری کرد، نشان می دهد که هدف طرف مقابل ، انتقاد و مخالفت عالمانه یا غیرعالمانه در قبال نظرات رئیس جمهور نیست بلکه اصل بر ضدیت و ستیزه جویی با منتخب ملت برای تخریب وجهه او نزد مردم است .

آقای احمدی نژاد یکشنبه شب گذشته در برنامه زنده تلویزیونی با دو تن از اساتید برجسته دانشگاه به بیان برخی از نکات مهم در ارتباط با قانون هدفمند کردن یارانه ها پرداخت و طی آن تصریح کرد که طبق قانون برنامه، نیازی به ارائه لایحه نبود اما دوستان ما در مجلس علاقمند بودند که موضوع هدفمند کردن یارانه ها ، حتما به صورت یک لایحه مجزا به مجلس داده شود و از آنجا که اجرای این طرح نیازمند وفاق ملی است و همه باید با هم به یک ذهنیت و عمل مشترک برسیم، دولت هم استقبال کرد و چند ماه نیز تدوین این لایحه زمان و کار برد و از دی ماه سال گذشته در اختیار مجلس محترم قرار گرفته است.. باید تشکر کنیم که اکثریت نمایندگان محترم به این تصمیم رسیدند که این طرح باید حتما به سرعت انجام شود اما جزئیات بسیار مهم است چرا که ما باید یک قانون روان و با انعطاف بالا در اختیار داشته باشیم.

سخنان رئیس جمهور کاملا شفاف و عاری از هرگونه ابهامی است . ایشان نظر خود را به شکل نرم و نه تحریک آمیز ابراز کرده، برای بیان عدم ضرورت ارائه لایحه جداگانه، به قانون برنامه استناد نموده، تعامل و همکاری با مجلس و رسیدن به یک ذهنیت و عمل مشترک را مبنای جهت گیری دولت خود قرار داده و اهمیت تصویب یک قانون روان و با قابلیت انعطاف بالا را مورد تاکید قرار داده است.

کمتر از ۱۲ ساعت بعد از پخش این برنامه زنده تلویزیونی ، آقای مهدی سنایی نماینده محترم نهاوند در مجلس شورای اسلامی با طرح یک تذکر ، سخنان رئیس جمهور را مورد انتقاد قرار داد که چرا ایشان چنین نظری را ابراز کرده است؟!

آنچه بیش از اظهارنظر نماینده نهاوند تعجب انگیز می نماید ، اظهارات آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس است که خاطره سال گذشته روزنامه های مخالف دولت را در اذهان زنده می کند!

او گفت : آقای رئیس جمهور صحبتی کردند که نمی‌دانم استنادش چیست اما از نظر ما هدفمند کردن یارانه‌ها نیازمند قانون است چه در قالب قانون برنامه باشد چه در قالب لایحه.

اظهارات آقای لاریجانی از آن جهت که بازتاب دهنده نوعی تضاد و مواجهه با سخنان رئیس جمهور است ، با استقبال قابل توجهی در رسانه های مخالف دولت مواجه شد اما کاملا روشن است که این موضعگیری رئیس مجلس ، هیچ تناسبی با سخنان رئیس جمهور ندارد.

آقای رئیس جمهور در سخنان خود ، ضرورت وجود قانون را در ارتباط با هدفمند کردن یارانه ها نفی نکرده بلکه با استناد به قانون برنامه ، ارائه یک لایحه جداگانه به مجلس را ، غیر ضرور دانسته است. هدفمند کردن یارانه ها را می شد از طریق لایحه بودجه سالانه ، که آن هم یک قانون است ، دنبال کرد و با انعطاف پذیری بیشتری ، دست دولت را برای اجرای قانون بازگذاشت.

نکته مهم و ضروری آن است که آقای لاریجانی باید بیش از پیش مراقبت کند تا سخنان و مواضع او در ارتباط با دولت و رئیس جمهور ، یک اختلاف و تضاد ذاتی را به افکار خصوصی و عمومی منعکس نکند.

گردگیری از یادداشت های وبلاگ

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۲م مهر ۱۳۸۸

گاهی اوقات انسان نیازمند آن است که به گذشته نگاهی بیندازد ، سخنان خود و دیگران را به یاد آورد و با تامل و درنگی بیشتر ، از آن درسی و پندی دوباره بگیرد. مروری به یادداشتی که اواسط تیرماه سال گذشته به رشته تحریر در آوردم ، بویژه بازخوانی سخنان رئیس جمهور برایم جالب توجه نمود و تصمیم به تکرار آن در وبلاگ گرفتم. این کارم را به حساب گردگیری از یادداشت های وبلاگ بگذارید.

فاین تذهبون

امروز سه شنبه یازدهم تیرماه، آقای رسول منتجب نیا از سران جامعه روحانیون مبارز تهران و قائم مقام حزب اعتماد ملی در مطلبی با عنوان “چند سووال از رئیس جمهور” به بهانه مبارزه با خرافات و بدعت در دین، به طرح مسائلی علیه دکتر احمدی نژاد پرداخته که بدون مبالغه می‏توان آن را یک ترفند سیاسی و تبلیغاتی برای شایعه پراکنی، تشویش اذهان خصوصی و عمومی، ایجاد بدبینی و اختلاف میان مسوولان کشور دانست.

استناد ایشان به شایعات را توجه کنید: سه سال پیش با دو واسطه نقل شد … نماینده ای از شورای اسلامی نقل کرده است …بین خواص شایع است… شخصی نقل کرده است …

در اینجا به بیان چند نکته می‏پردازم:

۱- آقای منتجب نیا، یک فرد روحانی است و چنین وانمود ساخته اند که دغدغه و درد دین دارند. بنابراین به طور طبیعی و بدیهی انتظار می‏رود که رفتار، گفتار و کردار ایشان بازتابی از جلوه‌ها‌ی زیبا و پرجاذبه دین مبین اسلام باشد. از ایشان باید پرسید که کدامیک از احکام دین مبین اسلام، اجازه می‏دهد با استناد به “گفته می‏شود. . نقل شده است. . شخصی نقل کرده است و…”، به هتک حیثیت رئیس جمهور و منتخب یک ملت بپردازند، به ایشان نسبت دروغ بدهند و او را بدعت گذار در دین بنمایانند؟ آیا حوزه‌ها‌ی علمیه، جامعه مدرسین، روحانیون و شخصیت‌ها‌ی دینی، فرهنگی و سیاسی حق دارند در برابر این رفتار خلاف شرع، قانون و اخلاق، سکوت اختیار کنند ؟

۲- ایشان اذعان کرده اند که چنین شایعاتی اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف می‏کند و مورد استهزاء و تمسخر دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلام و تشیع قرار می‏گیرد.

روشن است که شایعه در یک فرایند هدایت شده، ساخته، پرداخته و پراکنده می‏شود. خودتان بگویید که شما در کجای این فرایند به ایفای نقش پرداخته اید و چه سهمی را برای جناب عالی در بی اعتقاد کردن مردم و نسل جوان و بهانه دادن به دشمنان برای استهزاء و تمسخر باید در نظر گرفت ؟ حتما قبول دارید که دامن زدن به اینگونه شایعات، محصول طبیعی مطلب نگارش شده شما در روزنامه اعتماد ملی است.

۳- ایشان نوشته اند: “نتیجه این سخنان، انتساب همه ضعف‌ها‌، کاستی‌ها‌، سوء مدیریت‌ها‌، افزایش تورم و گرانی و… به حضرت ولی عصر (عج) می‏باشد و این بزرگترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است”. خودتان شایعات بی اساس را می‏پردازید و به آن دامن می‏زنید و سپس نتیجه آن را به امام زمان (ع) نسبت می‏دهید و این نسبت دادن را هم ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت می‏دانید. فاین تذهبون ؟

۴- رئیس جمهور محترم در باره امام زمان (ع) بحث روشنی را به صورت علنی و نه مخفیانه در جمع صدها تن از علما و روحانیون مشهد مطرح کردند که از صدا و سیما پخش شد و در مطبوعات نیز منعکس گردید. آیا بهتر نبود از شایعه پراکنی و توسل به اظهارات واسطه‌ها‌ی مجهول و نقل قولهای نامعلوم، اجتناب می‏کردید و مستقیما به سراغ سخنان ایشان در باره امام زمان (ع) می‏رفتید و اگر نقدی بر اظهارات منطقی و عالمانه رئیس جمهور داشتید، به صورت مستدل مطرح می‏کردید و به جای بروز خشم سیاسی، وجاهت علمی و فکری خود را به رخ دیگران می‏کشیدید؟

۵- نکات سخیف و بی منطق مطرح شده به نقل از منابع مجهول، قابلیت تکذیب ندارد. اما در بند “ج” این مطلب، تحریف آشکاری صورت گرفته است که نشان از میزان سطحی بودن و نگاه خصمانه نگارنده به رئیس جمهور دارد. بنده در دیدار دکتر احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی حضور داشتم و شهادت می‏دهم که ایشان در مورد‌ها‌له نور، اینگونه سخن بر زبان نرانده است. آقای منتجب نیا که کسوتا باید خداترس تر از بنده باشند، خوب است به همان سی دی مورد ادعایشان مراجعه کنند و ببینند آیا مطلب همان است که ایشان آورده اند؟! آقای عزیز! در برابر این نسبت دروغی که به رئیس جمهور داده اید، چه پاسخی به پیشگاه خداوند خواهید برد؟

۶- آقای منتجب نیا در بند “د” با استناد به “شایع بودن در میان خواص” مدعی قرار دادن بشقاب و قاشق و چنگال برای امام زمان (ع) در سر سفره غذا شده و در بند “ه” نیز به نقل از یک شخص مجهول ادعا کرده است که یکی از نزدیکان؟! رئیس جمهور نماز جماعت را در پشت سجاده خالی و به امامت حضرت ولی عصر(عج) اقامه کرده است. آقای منتجب نیا ! خودتان بگوئید که اگر کسی چنین مطالب موهنی را در باره دکتر احمدی نژاد که شخصیتی متدین و استاد فرهیخته دانشگاه هستند، باور کرده باشد، آیا نباید به فهم، عقل و درک او از دین و سیاست و همچنین خلوص نیت و سلامت نفس کسانی که ذهن و فکر امثال او را دستکاری می‏کنند، شک کرد؟ و از آنها پرسید که به کجا می‏روید و از جان این ملت چه می‏خواهید؟
مزید آگاهی علاقمندان، آخرین نوشته دکتر احمدی نژاد در پی آمده است:
امام خمینی، سیاست مدار یا حقیقت مدار؟

بسمه تعالی

در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و ‏مقایسه کنیم. در یکسو، “سیاستمداران” بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و ‏مادی، تحلیل می‏کنند و تصمیم می‏گیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی‏بینند و هرگز، ‏حتی‌ها‌له ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی‏کنند. اصطلاحا ‏مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می‏کنند و ای کاش فقط انکار می‏کردند، به سخره می‏گیرند و نیشخند می‏زنند.‏

اما خط دوم، خط خمینی است که نه “سیاستمدار”، بلکه “حقیقتمدار” بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می‏دید، ‏دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح می‏دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و ‏هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می‏شد و می‏کرد به خدا و عالم بالا نسبت می‏داد. انقلاب را کار خدا ‏می خواند، جمله‌ها‌ی او با خدا آغاز می‏شد، می‏گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ‏ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می‏خواند زیرا فتح بدست اوست ” و ما رمیت اذ ‏رمیت و لکن الله رمی”. در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده‌ها‌ی مهاجم آمریکایی را نابود کرد، و دقیقا آنگاه که ‏دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن‌ها‌ مأمور خدا ‏بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می‏دانست و می‏گفت “این یک امر غیر عادی است که حاصل شده” و “از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است”. او می‏گفت “جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست” و “بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی‏‏توانیم بکنیم”. او همه جا جنود خداوند را می‏دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله ‏عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند. ‏

همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید ‏تحویل او بدهیم برزبان می‏آورد، پیروزی‌ها‌ی جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می‏رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می‏نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می‏دانست.‏

او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می‏دید و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این ‏طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می‏نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی‌ها‌له ای از نور هم نمی‏بینند، خداوند را از ‏محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و می‏خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند حال آنکه در منطق خمینی ‏بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده‌ها‌ی مردم بودند.‏

اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات ‏مذهبی، استفاده می‏کنند و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی ‏عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی‏دادند و‌ها‌له‌ها‌ی نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمی‏کردند، ‏بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می‏دیدند. امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را ‏از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی‌ها‌، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و ‏هیچ حسنه ای را به خود، و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی‌ها‌ را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق ‏افتاد، و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره ای غافل ‏شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد ‏پیامبر اعظم (ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می‏دید، در هر حادثه ظاهرا ‏طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می‏دید، و همه پیشرفت‌ها‌ و پیروزی‌ها‌یی را که نابینایان خودبین به خود ‏منتسب می‏کردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق می‏دانست و همه را از برکت او می‏دید.‏

من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل‌ها‌ی سیاسی از نوع امام را موفق می‏دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده ‏خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می‏بینیم، می‏توانیم ‏آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی‏توانیم‌ها‌له‌ها‌ی نور خدا ‏را منکر شویم. هرکس نمی‏بیند به کوری خود اعتراف کرده است.‏

وقتی به چشم دیدیم که “پیشرفت‌ها‌ی عظیم علمی و اقتصادی” دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم‌ها‌ و ‏محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم‌ها‌ باید به ضعیف شدن ما منجر می‏شد ‏ولی برعکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه می‏توانیم‌ها‌له‌ها‌ و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن‌ها‌ی طبس ‏مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت ‏الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می‏دهند؟!‏

وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ‏ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی می‏انجامید، پس از ۵ سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری ‏اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی ‏است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ ‏آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها می‏گفت که در حوادث ‏مختلف، می‏بینیم که گره‌ها‌ی فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می‏شود در حالیکه هیچ ‏کاری از ما بر نمی‏آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که مارا تهدید می‏کرده است، بی اطلاع بوده ایم و مقام معظم ‏رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده اند.‏

اگر عده ای فریبکارانه تلاش می‏کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. ‏تفکر حجتیه ای، از مفهوم “مهدویت و انتظار”، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می‏گرفت و ‏به “نفی تکلیف” می‏رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می‏دید، فرهنگ انتظار و ‏مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می‏خواند و به “اثبات تکلیف” می‏رسید و این ‏تفاوت بسیار مهمی است.‏

امام که از ولایت تکوینی “انسان کامل” و “ولی خدا” و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ‏ابر، همچنان نور وانرژی می‏بخشد سخن می‏گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را ‏به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب ‏را حضرت ولی عصر می‏دانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!‏

برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با ‏وسعتی عجیب و تحریف‌ها‌یی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می‏چیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت ‏کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران ‏شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می‏گیرند. متأسفانه آنانکه مسئول ‏رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می‏شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را ‏هم شعاری و عوام فریبی می‏دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ‏ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می‏شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی ‏امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این‌ها‌له‌ها‌ی نور است که عجیب وعیب ‏است. آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در ‏زمین است و حضرت، این انقلاب را وشیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد ‏کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این ‏تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می‏کند و مفهوم ولایت تکوینی ‏اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم ‏نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت ‏حجت خدا می‏دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی ‏می دید. و لذا نه می‏ترسید، نه مأیوس می‏شد و نه هرگز دچار غرور می‏گشت.‏

سالگرد ۱۴ و ۱۵ خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و‌ها‌له معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم ‏انتظار فرج از نیمه خرداد می‏کشد.‏

این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف ‏را خرافه نمی‏داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی‏کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی ‏است و در عین حال این دولت هرگز ضعف‌ها‌ و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و ‏والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که با افتخار وکمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ ۱۵ خرداد ‏با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه‌ها‌ی مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می‏‏کند، شجاعانه مسئولیت آن را می‏پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می‏کند. اما ‏به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام می‏کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در ‏برابر خدا و مردم، عمل می‏کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار می‏زنیم زیرا چنانچه پیشتر ‏نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از “نظام مالیاتی”، “گمرک و واردات و ‏صادرات”، “نظام تأمین اجتماعی”، “نظام پولی و بانکی“، “نظام یارانه‌ها‌”، و “سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی”، نه ‏توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی “توسعه ‏عدالت محور” است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، ‏کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده در این عرصه‌ها‌ را خواهد زد.‏

اگر دهه چهارم انقلاب، دهه “پیشرفت و عدالت” است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی‏توان ‏کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و “مردم” را باور کنیم،‌ها‌له‌ها‌ی نور را ببینیم و به عنایت حضرت ‏‏(عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه‌ها‌ی ترجمه ای را ‏تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه ‏امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: “ما می‏توانیم”. ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این‌ها‌ نیز خواهد توانست.‏

“میخ” بهانه است ، کار خودتان را بکنید!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۸م مهر ۱۳۸۸

درپی نقد بخشی از سخنان آقای سید مهدی طباطبایی ، ایشان با ارسال نامه ای خطاب به اینجانب چنین مرقوم فرموده اند:از آنجا که سخنان اخیر اینجانب در صدا و سیما موضوع بحث در بعضی محافل شده بود ، تا آنجا که شما را برآن داشت تا پاسخی به اظهارات بنده داشته باشید ، اختصارا عرض می کنم : در بیان کلمه انتقادی خود به جای کلمه مشروع ، سهوا متشرع به کار بردم اما عرض می کنم که مشروع تر شدن در صد سال اخیر را وقتی خواهید داشت که سعی در فراهم کردن نظر مراجع تقلید که سکاندار واقعی تشیع هستند ، خاصه اطاعت از فرمایشات و دستورات صریح مقام معظم رهبری در اسرع وقت ، عمل به وعده های داده شده ، حفظ حرمت ها داشته باشید. در آن وقت می شود گفت مشروع. امید است خداوند مرا و شما را از شر نفس حفظ کند. (سید مهدی طباطبایی)

   در پاسخ به ایشان ، بیان چند نکته را شایسته و لازم می دانم:

۱-  از اهتمام ایشان به نوشتن پاسخ و پذیرش اشتباه خویش در دادن نسبت خلاف واقع به نماینده یک ملت ، قدردانی می کنم اما استاد محترم باید توجه داشته باشند که این نسبت نادرست را از رسانه ملی مطرح کردند و در سطح وسیعی در رسانه های مکتوب و مجازی داخل و خارج انعکاس پیدا کرد و با نوشتن نامه به مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ، نمی شود آن را جبران نمود.

۲- ایشان را به عنوان یکی از نخبگان حوزه برای بحث علمی و دینی در باره برخی بداخلاقی ها ، تهمت ها و دروغ پراکنی ها ، به برنامه گفت و گوی ویژه شبکه دو دعوت کرده بودند لذا جا داشت که با مطالعه و دقت نظر بیشتری در باره دولت و شخص رئیس جمهور سخن بگویند. رسانه های ارتباط جمعی به افرادی در سطح ایشان  به عنوان یک منبع مورد اعتماد نگاه می کنند. بنابراین اشتباه سهوی مانند آنچه در باره سخنان نسبت داده شده به رئیس جمهور اتفاق افتاد ، به سختی قابل جبران خواهد بود. البته لازم است استاد به این نکته توجه داشته باشند که طیف قابل توجهی از رسانه ها ، سخنان ایشان را از آن جهت منعکس کردند که در مخالفت و تضاد با آقای احمدی نژاد ابراز شده بود، چه درغیر اینصورت محل اعتنای هیچکدام از این رسانه ها قرار نمی گرفت. شاهد مثال را سخنان آقای ابطحی می آورم که اظهارات او ، تا دیروز سر تیتر مطالب رسانه های مخالف دولت بود و امروز که او به خود آمده و به جبران رفتار گذشته خویش می پردازد ، همان رسانه ها حتی حاضر به درج نام او نیز نیستند.

۳- آقای طباطبایی در این برنامه تلویزیونی فرمودند: می گویند نخبگان چرا سکوت می کنند. سکوت نکنند ، چه کنند. چون آبرویشان را می برند.

ایشان مستحضر هستند که به عنوان یکی از همین نخبگان به برنامه دعوت شده بودند و  در آنجا سکوت نکردند و هر آنچه خواستند گفتند. فضای سیاسی در جامعه ما آنقدر باز است که یک نامزد شکست خورده در انتخابات ، به راحتی و با استفاده از همه تریبونهای کشور به بیان دیدگاهها و نظرات خود می پردازد و حتی ارکان نظام اسلامی را آماج حملات بی منطق خویش قرار می دهد و هیچکس هم جلودار او نیست. چگونه می توان وجود چنین حقیقت روشنی را منکر شد و از “سکوت نخبگان” که خود ایشان تحت همین عنوان در صدا و سیما آزادانه به طرح دیدگاهشان علیه دولت پرداختند،  سخن به میان آورد!

۴- رفتار برخی از مخالفان دولت آنقدر غیرمنطقی است که در روزنامه های خود ، حتی به انتقاد از مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور می پردازند و در باره آن قلم فرسایی می کنند. این رفتار یاد آور ضرب المثلی است که ذکر آن خالی از لطف نیست. می گویند مردی به داروخانه رفت و گفت : آقا میخ دارید؟ داروخانه چی با تعجب به او پاسخ منفی داد. آن فرد با ناسزا گویی ، داروخانه را ترک کرد. این ماجرا چند روز تکرار شد و آن فرد هر روز با نثار کردن مشتی ناسزا ، از داروخانه خارج می شد. داروخانه چی برای حل این معضل ، مقداری میخ تهیه کرد تا به آن فرد بدهد و موضوع فیصله پیدا کند. روزبعد داروخانه چی در پاسخ به سووال آن فرد گفت : بله آقا میخ داریم ، بفرمایید. آن فرد در حالی که ناسزاهای خود را تشدید کرده بود با فریاد گفت: در داروخانه ای که میخ می فروشند، باید گل گرفت. روز بعد آن فرد به داروخانه آمد و قبل از آنکه سووالی مطرح کند، داروخانه چی گفت : آقا لطفا شما فحش تان را بدهید و بروید و کاری نداشته باشید که داروخانه میخ دارد یا خیر.

به نظر می آید که به برخی از مخالفین محترم دولت باید گفت که آقا شما لطفا ناسزایتان را بدهید و به دنبال کارتان بروید و به مسائل دولت و ملت کاری نداشته باشید.

۵- استاد محترم ، جناب عالی مشروعیت دولت را به فراهم کردن نظر مراجع تقلید منوط کرده اید. شما می دانید که مراجع عزیز در موضوعات مختلف دارای نظرات و فتاوی متفاوتی هستند و نه تنها این دولت بلکه هیچ دولت دیگری قادر نیست به نظرات مراجع محترم عمل کند. مثلا در باره نظر مراجع محترم نسبت به رویت هلال ماه شوال در عید سعید فطر ، دولت باید طبق نظر کدامیک از مراجع عمل کند؟ بدیهی است اصل ولایت فقیه این مشکل را حل کرده است و نظر ولی فقیه به عنوان مرجع مسلم تقلید در اینگونه مسائل و همچنین مسائل حکومتی برای هر دولتی تکلیف آور است و دولت ولایت پذیر آقای احمدی نژاد نیز به طور قطع مجری نظرات معظم له است.

شایسته است این نکته را نیز خاطرنشان کنم که برخی افراد دارای سوء نیت ، برای القاء وجود اختلاف میان دولت و مراجع محترم ، همواره تلاش کرده اند تا به هر نحو ممکن ، پای مراجع عزیز را به سطح نازلی از مسائل پیش پا افتاده یا چالش برانگیز بکشانند و با گل آلود کردن آب ، بکوشند از آن ماهی مورد نظر خود را بگیرند.

برای تنویر ذهن حضرت عالی لازم می دانم این نکته را خاطر نشان کنم که کار و تلاش مخلصانه و مجدانه برای خدمت به مردم و بویژه محرومان ، اجرای عدالت و احیای گفتمان انقلاب و امام ، ایستادگی دربرابر دشمن وزیاده خواهان داخلی و خارجی ، مبارزه با اژدهای هفت سر فساد ، زنده کردن مفاهیم ارزشی انقلاب ، شجاعت در تصیمم گیری و اقدام به انجام کارهای بزرگ ، ساده زیستی و پرهیز از اشرافی گری و دفاع از منافع و حقوق مردم و مواردی از این قبیل جزو مطالبات اصلی و اساسی مراجع عزیز تقلید از هر دولتی است و دولت آقای احمدی نژاد در این زمینه سرامد همه دولتهای پس از انقلاب بوده و درعالی ترین سطح به خواسته ها و آرزوهای مراجع عزیز جامه عمل پوشانده است. اگر قبول ندارید لطفا به سخنان ورهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب مراجعه کنید تا هرگونه شائبه و شبهه ای از ذهن و دلتان زدوده شود.

علاوه بر این توجه شما را به این نکته جلب می کنم که مشروعیت دولت برآمده از رای ملت است که با تنفیذ حکم رئیس جمهور از سوی مقام معظم رهبری ، انجام مراسم تحلیف و رای اعتماد نمایندگان مجلس به اعضای کابینه عینیت پیدا می کند و موارد مطرح شده در پاسخ جناب عالی اگرچه بسیار مهم هستند اما نافی مشروعیت یک دولت نیست.

در پایان اجازه می خواهم به این نکته اشاره کنم که بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اما بهای بهشت نیز خود بهانه ای بیش نیست زیرا ما کجا و بهای بهشت برین خدا کجا؟ حداکثر بهایی که می توانیم به پیشگاه الهی عرضه کنیم ، روح و جان ناقابلی است که آنهم صاحب اختیارش ما نیستیم بلکه خدای متعال است و می خواهیم با آنچه که مالک آن خداست با او معامله کنیم. روح و جان ما امانتی الهی در دست این تن خاکی است که حضرت عزرائیل در موعد مقرر آن را از ما پس می گیرد و به صاحب اصلی اش می رساند. خدای بزرگ هم آنقدر رئوف و بخشنده است که می خواهد بهشت خود را از کسانی که به امید رستگار شدن ، فقط کلمه لااله الالله را بر زبان رانده اند، پر کند و برای این کار به دنبال یافتن بهانه ای در پرونده اعمال انسانهاست. می گویند عالم وارسته ای پس از مرگ به خواب یکی از نزدیکانش آمد و گفت که هرچه آموختم و آموزش دادم و هرچه برای آن دنیا اندوختم به کارم نیامد جز آن لقمه غذایی که در بیابان به حیوان درمانده ای خوراندم. استاد عزیز ، مباد که درآن دنیا ، در پرونده اعمالمان ، هیچ بهانه ای برای ورود به بهشت یافت نشود.

عزت اسلام و مسلمین مستدام  

نسبت خلاف واقع به رئیس جمهور و برانگیختگی استاد اخلاق!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۴م مهر ۱۳۸۸

آقای سید مهدی طباطبایی یکی از دو میهمان محترم گفت وگوی ویژه خبری دوشنبه شب گذشته (۳۰ شهریور) در شبکه دو صدا و سیما بود که با نسبت دادن برخی مطالب خلاف واقع به رئیس جمهور ، از وی خواست تا از بیان اینگونه مسائل پرهیز کند.

طباطبایی در این برنامه گفت : رئیس جمهور اخیرا در جایی گفته است در صد سال اخیر ، هیچ دولتی متشرع تر از دولت من نبوده است . این سخنان برای من بسیار گران آمد. یعنی دولت زمان حضرت امام (رض) به اندازه این دولت متشرع نبوده است؟ من به ایشان نامه نوشتم که انشاء الله دیگر از این حرفها نزنند.

به رغم ادعای آقای طباطبایی ، هیچ سابقه ای از چنین سخنانی از سوی رئیس جمهور وجود ندارد.

دکتر احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی خود در شانزدهم شهریورماه گفت : دولت ایران مشروع ‌ترین دولت منطقه و دنیا در صد سال اخیر است و مورد حمایت اکثریت قاطع ملت ایران قرار دارد.

معنا و مفهوم این موضوع با آنچه که آقای طباطبایی مطرح کرده ، کاملا متفاوت است و هیچ ارتباط معنایی میان این دو موضوع وجود ندارد.

اظهارات آقای طباطبایی بازتاب گسترده ای در رسانه های مخالف دولت داشت و در گزارشهای منتشره برای اولین بار از وی به عنوان “استاد اخلاق” یاد شده است.

هرچند آقای رئیس جمهور چنین سخنی را بیان نکرده است اما حتی اگر این مطلب بیان شده بود ، هیچ اشکالی به آن وارد نبود زیرا این سخن، نافی متشرع بودن سایر دولتهای پیشین تلقی نمی شود ، بنابراین معلوم نیست چرا آقای طباطبایی از این سخن ناگفته رئیس جمهور تا این حد برانگیخته شده است.

بنده به عنوان یک شاگرد نیازمند کسب اخلاق ، به “استاد اخلاق” بودن آقای طباطبایی اشکالی وارد نمی کنم اما از ایشان انتظار دارم که یا مستندات خود را برای نسبت خلاف واقعی که به رئیس جمهور داده است ، به افکار عمومی ارائه کند یا با شجاعت از رئیس جمهور و مردم به خاطر بیان این سخنان عذرخواهی نماید. به این ترتیب او به دیگران درس اخلاق داده است و در این صورت ، بنده نیز از این پس ایشان را “استاد اخلاق” خطاب خواهم کرد.

آقای طباطبایی ، در برنامه گفت و گوی ویژه همچنین تاکید کرد که اسلام را فقط باید از علما و بزرگان و نخبگان حوزه های علمیه آموخت.

این در حالی است که اسلام نه فقط بر اساس دریافت از کلام ارزشمند علمای دین ، بلکه از عمل و رفتار صحیح مبتنی بر موازین و احکام دینی ، پایدار مانده و اعتلا و پویایی خود را حفظ کرده است.

از آقای طباطبایی تقاضا می کنم که با مروری بر دیدگاههای رهبری عزیز ، نسبت به دولت نهم ، منصفانه تر قضاوت کنند و توضیح دهند که چگونه ممکن است یک رئیس جمهور مکتبی مانند آقای احمدی نژاد در راس یک دولت حزب الهی با ویژگیهای مورد اشاره رهبری ، متشرع ترین دولت صد سال اخیر محسوب نشود.

رهبر عزیز انقلاب در نوبت های مختلف دولت نهم را با خصوصیات زیر توصیف کرده اند:

  • دولت امروز ایران از محبوب‌ترین دولتها بعد از مشروطه تا کنون و در صد سال اخیر است.
  • انرژی ، تحرک ، نشاط کار و جدیت در خدمت به مردم ، ویژگی بسیار با ارزش و مستمر دولت است.
  • انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام و انقلاب خصوصیت بسیار با ارزش دولت نهم است.
  • زنده کردن و بازسازی برخی خصوصیات جوهری انقلاب و منطق امام ـ و مقابله با کسانی که می خواستند این ارزشها و مفاهیم اساسی را منسوخ کنند از خصوصیات بسیار برجسته این دولت است.
  • عدالتخواهی حقیقی و استکبار ستیزی از جمله شعارهای انقلابی دولت است و هر کس که پیشرفت کشور را با هدایت انقلاب متصور می داند، قدردان این ویژگی است.
  • جرأت در ایجاد تحول ، شجاعت تصمیم گیری برای حل مشکلات بزرگ و جرأت مقابله با فساد از نمودهای مهم گفتمان انقلابی دولت نهم است.
  • خارج شدن از حالت انفعال و گرفتن روحیه تهاجمی در مقابل زورگویان جهانی از جلوه ‌های وفاداری دولت به شعار و گفتمان انقلاب اسلامی است.
  • شرافت دولت نهم در همسطح بودن با ملت ـ ساده زیستی و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلی عملی این خصوصیات در رفتار رئیس جمهور و هیأت دولت باعث جلب اعتماد بیشتر مردم و ریشه کن شدن بلای اسراف و اشرافی گری می شود.
  • پایبندی به اصول و ارزشها ، عدالت خواهی ، شوق خدمت به مردم ، پرکاری و تلاش ، شجاعت و قاطعیت ، برخورداری از «روحیه تحول گرایی و اصلاح حقیقی» و ایستادگی در برابر زیاده طلبی های استکبار ، از ویژگیهای برجسته دولت آقای احمدی نژاد است.
  • دولت نهم با بلند کردن پرچم عدالت ، در دلهای ملت امید ایجاد کرده است.
  • با روی کار بودن یک دولت حزب اللهی و رئیس جمهور مکتبی زمینه برای حرکت عمیق فرهنگی بیش از پیش فراهم است.
  • نقاط قوت دولت نهم از جمله پایبندی به شعارها و ارزشهای اصلی انقلاب اسلامی، شجاعت در عرصه سیاست داخلی و خارجی، پشتکار و انگیزه کاری قوی، حضور در سراسر کشور و نگاه نزدیک به مسائل، و حضور نیروهای کاردان و کارآمد در عرصه اجرایی است.

منطق آقای باهنر در باره تعامل مجلس با دولت!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۳م مهر ۱۳۸۸

“انتقاد”، امر مهمی است که در نگاه اول ، ممکن است رنجش خاطر انتقاد شونده را در پی داشته باشد اما با تاملی بیشتر می توان ادعا کرد که “انتقاد” حتی اگر برآمده از نیتی خیرخواهانه نیز نباشد ، دارای آثار و نتایجی سازنده است که به تدریج، حرکت انسان در جهت تکامل مادی و معنوی را تشویق و ترغیب می کند.

در طول تاریخ ، اینگونه بوده است که انسانهای وارسته و تاثیرگذار، پیوسته خود را در معرض قضاوت و نظرات انتقادی دیگران قرار داده و حتی با رجوع به خبرگان و نخبگان، مصرانه خواستار استماع عیوب و ایرادهای وارده به افکار ، دیدگاهها ، رفتار و منش خود شده اند. پر واضح است که آنها با چنین رویکرد حکیمانه ای، به دنبال رستگاری و تکامل اخلاقی و معنوی خویش بوده اند.

فارغ از تایید یا رد محتوای یک انتقاد و جهت گیری مطرح شده در آن ، باید پذیرفت که در ذات و نهاد “انتقاد” ، این پیام روشن برای مخاطبان وجود دارد که “انتقاد شونده” موجودی زنده ، مهم و تاثیر گذار است ، چه در غیر اینصورت ، اگر فردی محل اعتنا و توجه نباشد و در باره او سخنی به نیکی یا مذمت گفته نشود ، در واقع ، اهمیت ، تاثیرگذاری و نفع و ضرر وجودی وی نیز از دست رفته تلقی می شود.

بر اساس همین باور بود که چندی پیش طی یادداشتی در وبلاگ ، با رویکردی انتقادی به بررسی اظهارات آقای باهنر نایب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در باره رای اعتماد به وزرای پیشنهادی و نظر نسبت داده شده به رهبری عزیز پرداختم. یادداشتی که در ذات خود ، نقش مهم و تاثیرات وجودی آقای باهنر را به مخاطبان منعکس می کرد.

با همین نگاه می خواهم به برخی از نظرات مطرح شده از سوی ایشان در مصاحبه اخیرشان با یکی از روزنامه ها بپردازم . بر این باورم که دریافت پاسخی سازنده ، بر صلاحیت های وافر و غیرقابل انکار ایشان ، خواهد افزود. 

۱- در بند سوم اصل چهل و سوم قانون اساسی تصریح شده است : شکل ، محتوا و ساعت‏ کار چنان‏ باشد که‏ هر فرد علاوه‏ بر تلاش‏ شغلی‏ ، فرصت‏ و توان‏ کافی‏ برای‏ خودسازی‏ معنوی‏، سیاسی‏ و اجتماعی‏ و شرکت‏ فعال‏ در رهبری‏ کشور و افزایش‏ مهارت‏ و ابتکار داشته‏ باشد.

با استناد به اصل مورد اشاره در این قانون ، رئیس جمهور به عنوان مجری قانون اساسی ، نه تنها حق دارد ، بلکه موظف است ساعت کار کارمندان دولت را در ماه مبارک رمضان یا هر زمان دیگری ، به گونه ای تنظیم کند که آنها از فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی برخوردار شوند.

مجلس محترم دو هفته به تعطیلات تابستانی می رود ، یک هفته تشکیل جلسه می دهد و هفته بعد را تعطیل می کند و بعد از دادن رای اعتماد به وزرای پیشنهادی باز هم سه هفته به تعطیلات می رود و البته به ندرت کسی یافت می شود که مجلس محترم را به خاطر این همه تعطیلات پی در پی ، مورد سووال قرار دهد؟ در برابر این همه تعطیلات ، می خواهم ادعا کنم که کاهش یک یا دو ساعت از ساعات کاری کارمندان در ماه مبارک رمضان که برآمده از یک تفسیر درست و روشن از قانون اساسی است ، نباید موجب برانگیختگی و دغدغه برخی از نمایندگان محترم مجلس شود. بدیهی است، اعمال فشار به دولت در این خصوص ، واتاب دهنده گرایش به تعامل و همکاری با دولت تلقی نخواهد شد.   

۲-  اطمینان مردم نسبت به سلامت نظام و کارکرد درست و دقیق دستگاههای مختلف ، ایجاب می کند که مناسبات میان قوای سه گانه کاملا ، قانونمند ، شفاف و خالی از هرگونه شبهه و شائبه ای باشد و برای همین منظور در قانون اساسی ، بر مستقل بودن قوا از یکدیگر تاکید شده است . مستقل بودن به معنای نبود ارتباط و تعامل منطقی و قانونمند میان قوای مجریه ، مقننه و قضائیه نیست بلکه استقلال قوا از یکدیگر به مفهوم آن است که هیچ قوه ای با استفاده از اختیارات خود، حق ندارد و نمی تواند در امور یک قوه دیگر دخالت کند.

آقای باهنر گفته است : ما (مجلس) از امکانات و اختیارات قانونی‌مان در قبال دولت استفاده کرده و می‌کوشیم دولت را وادار به عمل به قانون کنیم.

این سخن تهدید آمیز نایب رئیس محترم مجلس ، از پشتوانه منطقی و قانونی برخوردار نیست زیرا خود مجلس نیز مانند دولت باید تابع قانون باشد و حق دخالت در امور قوه مجریه را ندارد. اگر مجلس آنگونه که آقای باهنر تصریح کرده است از اختیارات و امکانات خود علیه دولت استفاده کند ، در واقع یک عمل غیرقانونی را مرتکب شده است زیرا در قبال اجرا نشدن قانون از سوی دستگاهها یا نهادهای دولتی هیچ مسوولیتی متوجه مجلس شورای اسلامی نیست و در قانون اساسی مسوولیت نظارت بر حسن اجرای قانون ، به قوه قضاییه واگذار شده است که از طریق سازمان بازرسی کل کشور اعمال می شود.

۳-آقای باهنر در باره استیضاح وزیران گفته است : استیضاح ، بیشتر می‌خواهد به عزل یک وزیر منجر شود. بنابراین اگر ما احساس کنیم درخواست استیضاح یک وزیر را جو عمومی مجلس نمی‌پسندد؛ مانع آن می‌شویم ، چون در غیر این صورت بیخود هم وقت مجلس گرفته می‌شود، هم فضای رسانه‌ای سنگین می‌شود و بعد از استیضاح ، باز نمایندگان به آن وزیر رأی می دهند و ابهت استیضاح ریخته می‌شود.

این موضع آقای باهنر بیانگر دیدگاه هیات رئیسه محترم مجلس است و نوعی سد بندی در راه اجرای قانون اساسی تلقی می شود. به موجب قانون ، حداقل ده نفر از نمایندگان مجلس حق دارند با امضای درخواست مشترک ، وزیر مورد نظر را برای استیضاح یعنی طلب توضیح در باره یک یا چند موضوع به مجلس فرابخوانند. پاسخ شفاف و درست وزیر می تواند به رای اعتماد دوباره نمایندگان مجلس منجر شود و او با اقتدار بیشتری کار خود را ادامه خواهد داد. مردم نیز مسائل مجلس را با دقت دنبال می کنند و انتظار دارند که نمایندگان محترم مجلس ، صرفا بر پایه حراست از منافع ملی و تامین حقوق مردم و به دور از هرگونه گرایش و علاقه سیاسی ، عملکرد وزیران را مورد سنجش و قضاوت قرار دهند. همه این امور باید در یک فضای شفاف و بدون شائبه انجام پذیرد اما به نظر می رسد که یک تعبیر نادرست از استیضاح به مجلس و حتی افکار عمومی القاء شده است به گونه ای که اگر وزیری مورد استیضاح قرار گرفت ، مجلس حتما باید به او رای عدم اعتماد بدهد و سخنان نایب رئیس محترم مجلس نیز ناظر بر همین امر است. اگر منظور از استیضاح رای عدم اعتماد باشد پس چه لزومی به بحث و بررسی و سخنان موافق و مخالف و  دفاع وزیر می ماند. در این صورت باید تعریف استیضاح را به این شکل تغییر داد که با رای حداقل ده  نماینده ، وزیر استیضاح و به طور قطع به او رای عدم اعتماد داده می شود حال آنکه مراد قانونگذار از استیضاح ، چنین چیزی نبوده و نیست. 

به این ترتیب می خواهم تاکید کنم که “ابهت” مورد نظر نایب رئیس محترم مجلس نسبت به موضوع استیضاح ، یک امر بی اعتبار است زیرا دلیلی ندارد که نتیجه استیضاح لزوما به عدم رای اعتماد بینجامد. منافع اجرای صحیح قانون به طور قطع برای مردم ، مجلس و دولت بسیار بیشتر از منافع فرضی ناشی از جلوگیری از اجرای قانون به موجب یک تعبیر نادرست از آن است .

“همکاری و تعامل با دولت” عنوان زیبنده ای برای اجرای ناصحیح طرح استیضاح نیست زیرا در جهت مقابل ، منجر شدن استیضاح به عدم رای اعتماد ، به نشانه رویگردانی مجلس از همکاری و تعامل با دولت تلقی خواهد شد که به نظر نمی رسد چنین برداشتی مد نظر آقای باهنر باشد.

تاکید بر اجرای قانون در ارتباط با استیضاح ، به منزله تشویق نمایندگان به امر استیضاح نیست و امیدوارم این امر به برداشت ناصواب از اجرای صحیح قانون منجر نشود.

۴-نایب رئیس محترم مجلس همچنین گفته است: ما به رئیس‌جمهور توصیه کردیم که وزرایش را با طمأنینه و دقت بیشتر عوض کند. سرعت تغییرات در این سطح، هزینه‌های زیادی را به مملکت تحمیل می‌کند. چون ترمیم مستمر، احساس نا‌امنی در مسئولان رده بالا ایجاد می‌کند و فرصت تغییر تبدیل به یک تهدید می‌شود که ضرر آن به دستگاه‌ها و مردم می‌رسد.

تغییر یک وزیر از سوی رئیس جمهور ، تصمیمی بدون مطالعه ، یکباره ، ناگهانی و سلیقه ای نیست و با جرات می توان گفت که سخت ترین اما در موعد خود ، لازم ترین تصمیمی است که رئیس جمهور در فرایند کاری دولت اتخاذ می کند.

بدون تردید ، رئیس جمهور برای انتخاب وزیران ، بررسی های همه جانبه ای انجام می دهد و مجلس نیز دقت زیادی را درباره پیشینه فکری ، کاری و اجتماعی آنان به عمل می آورد، اما همه این ملاحظات، یک امر نسبی است و تا وقتی فرد در صحنه عمل مورد آزمایش و سنجش قرار نگرفته باشد ، همه فرضیات در باره توانمندیها و شایستگی های او از حد احتمالات فراتر نرفته است.

به تجربه دریافتیم که برخی افراد در دولت نهم نتوانستند به توقعات مورد انتظار رئیس جمهور برای فعال کردن دستگاه ذیربط در جهت خدمت رسانی مطلوب و بهینه ، پاسخ شایسته ای بدهند و البته کنار گذاشتن از مسوولیت نیز اولین واکنش آقای احمدی نژاد نبوده است. رئیس جمهور با تذکر ، ارائه طریق و توسل به روش های مدیریتی و پیگیریهای مجدانه ، می کوشد به نحوی ضعف های وی را پوشش دهد و او را به یک عنصر موثر و فعال تبدیل نماید اما هنگامی که همه تلاشها بی نتیجه بماند، حفظ و نگهداری وزیر در راس یک یا چند دستگاه مهم مرتبط با اداره کشور ، تهدیدی بالقوه محسوب خواهد شد. بنابراین از مجلس محترم انتظار می رود که در این زمینه همسازی و همراهی بیشتری با رئیس جمهور نشان دهد زیرا هرگونه تصمیمی در این خصوص ، متضمن منافع ملی و حقوق عمومی است. بدون تردید با خاتمه یافتن برخی دخالتها و اعمال فشارهای پیدا و پنهان بر مقامات اجرایی ، امکان پیشبرد سیاست های دولت و حرکت هماهنگ اعضای کابینه تسهیل خواهد شد و در چنین وضعیتی ، برکناری برخی از وزرا نیز غیرمحتمل خواهد شد. 

شاید بگویند تو که همه از عیب او بگفتی از هنرش نیز بگو . پاسخ آن است که آنچه گفتم نه عیب که تذکری خیرخواهانه است و در باب “هنر” نایب رئیس محترم مجلس نیز همین بس که او “باهنر” است. 


شاهد دارای حق کپی رایت می باشد .