جوان فکر جوانمرد زیبنده کیست؟!

“جوانفکر همچنان که از نامش بر می‌آید ، فکر جوان و ناپخته‌ای دارد. سخنان جوانفکر حاکی از آن است که ایشان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و میل به بت سازی و مصون نگاه داشتن مقامات عالی‌رتبه از اجرای عدالت درباره آنها دارد. من نفهمیدم کجای حرف من وقیحانه بود؟”

مطالب فوق را آقای علی مطهری نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا و در پاسخ به انتقاد اینجانب نسبت به تهمت و توهین ایشان به رئیس جمهور محترم مبنی بر نقش داشتن در فتنه پس از انتخابات مطرح کرده اند.

۱- بنده کارگر زاده ای هستم که نه از رانت پدر بلکه از دعای خیر او و همت و دسترنج خویش ، گذران زندگی می کنم ، بنابراین  از آغاز اطمینان داشتم که هیچ رسانه ای، مخصوصا آنهایی که با نشانه های سبز منتشر می شوند، تعرض آقای علی مطهری به فامیل “جوانفکر” را حمله به “آبا و اجداد” او توصیف نخواهد کرد ، چنان که انتقاد بنده از فردی به نام “علی مطهری” نماینده محترم مردم تهران را با “تیتر حمله مشاور رئیس جمهور به فرزند شهید مطهری” منعکس کردند! البته امیدوار بودم که این نسبت نزدیک، نمایشگر نمادی روشن از فضایل آن پدر والامقام باشد.

۲- بنده و اعضای خانواده ام در انتخابات مجلس هشتم ، با امید به تجلی فضائل ممتاز پدر در پسر ، به آقای علی مطهری نیز رای دادیم. ایشان بنده را به ناپختگی متهم کرده است که اگر حمل بر صحت کنیم ، ناگزیر رای بنده و خانواده ام به ایشان ، خام و ناپخته بوده است و باید پس داده شود. قضاوت در باره ناپختگی فکری افراد را باید به دیگران سپرد بویژه آنجا که ایشان اصولا “فکر جوان” را ناپخته توصیف کرده است. ملت ایران در زمره جوانترین ملتها محسوب می شود و اکثریت رای دهندگان به آقای مطهری جوان بوده اند. اگر نظر ایشان مبنی بر فکر ناپخته جوانان را مبنای عمل قرار دهیم ، آقای علی مطهری با چه اعتبار و منزلتی می تواند خود را نماینده مردمی بنامد که بخش اعظم آنان را “جوانانی ناپخته” تشکیل می دهند؟ اگر جوانان رای دهنده نیز مانند بنده ، رای خود را از آقای مطهری پس بگیرند، ایشان چه جایگاهی در مجلس خواهد داشت ؟

۳- هرچند آقای علی مطهری از “فکر جوان” تبری جسته است ، اما “جوان فکر” بودن ، تنها خصیصه علامه شهید مرتضی مطهری نبود. او جوانمرد نیز بود و نهال انقلاب اسلامی را با خون پاکش آبیاری کرد. ریا و دورویی به وجود مطهر استاد راه نیافت و اینچنین بود که خداوند کلام او را نافذ ، بیانش را قاطع ، فکر او را ناب و نیتش را خالص گردانید و عزت دنیا و مقام و منزلت والای آخرت را نصیبش کرد. او اگر زنده بود، مظهر مطمئنی از یک اصولگرای واقعی به شمار می رفت ، او کسی نبود که نان اصولگرایی را بخورد و بدطینتان زیاده خواه را با حضور در مراسم غیرقانونی شان خشنود سازد. آری او یک جوانمرد بود.

۴- انتقاد بنده به سخنان آقای علی مطهری از باب اهمیت جایگاه ایشان به عنوان نماینده مجلس است. جایگاهی که انتظار نیست از آنجا تیشه بر ریشه منافع ملی فرود آید. آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهور منتخب ملت ایران و برخوردار از بالاترین رای در تاریخ نظام جمهوری اسلامی است. خصوصیاتی مانند صداقت ، پاک دستی ، ساده زیستی ، سخت کوشی ، فساد ستیزی ، دشمن شناسی ، مردم دوستی و عدالت خواهی، این مرد را محبوب دلها در داخل و خارج از ایران تبدیل کرده است و این محبوبیت پشتوانه ای مهم برای دفاع قاطعانه رئیس جمهور از منافع و حقوق ملت ایران در مجامع جهانی محسوب می شود ، بنابراین هرگونه تلاشی برای از بین بردن این محبوبیت و مطلوبیت در داخل و به تبع آن در دنیای اسلام ، به منزله تخریب یک سرمایه ملی و فراملی است و تهمت بی اساس آقای علی مطهری به رئیس جمهور، از آن جهت که رفتاری علیه منافع ملی است ، یک اقدام وقیحانه در نظر گرفته می شود. وی گفته است “من نفهمیدم کجای سخنان من وقیحانه است”. دشواری در درک حقایق، بلیه ای است که برخی افراد با آن دست به گریبانند و  البته بی دلیل نبود که هیات رئیسه محترم مجلس را خطاب قرار دادم و تاکید کردم که بی تفاوتی جایز نیست.

۵- آقای مطهری با دستگاه عقیده یاب خود کشف کرده است که بنده معتقد به آزادی بیان نیستم و میل به بت سازی دارم. این درحالی است که به لطف الهی توفیق یافته ام از طریق وبلاگ شخصی با مخاطبان زیادی گفت و شنود آزاد برقرار کنم و سند آن نیز در دسترس همگان است اما به طور قطع آزادی را مترادف با هرج و مرج در نظام فکری جامعه نمی دانم. یکی از شعارهای پرمغز و معنی دار مردم این است که “احمدی نژاد بت شکن ، بت بزرگ رو بشکن!” یاران احمدی نژاد نیز همانند او برای بت شکنی آمده اند ، یارانی که شکستن بت های کوچکتر را در دستور کار خود قرار داده اند و البته این هشدار درستی است که باید مراقب باشیم خودمان تبدیل به بت نشویم.

۶- می خواهم به یک حقیقت غیرقابل انکار نیز اشاره کنم و آن ناخرسندی و نگرانی مردمی است که از گفت و شنودهای گله آمیز و انتقادی میان مسوولان در سطح جامعه برمی آشوبند و چنین رویکردی را مردود می دانند. آنها به حق انتظار دارند که مسوولان کشور در سطوح مختلف، فرصت های در اختیار را به خدمت گزاری و تلاش برای پیشرفت کشور اختصاص دهند و از انتقال اختلافات خود به سطح جامعه که موجب تشویش اذهان آنان می شود، دوری گزینند. ضمن تکریم وتعظیم نسبت به همه کسانی که اینگونه می اندیشند و اعتذار از همه آنان، بر این باورم که در برهه درهم آمیختگی خطوط ، گرایشها ، ادعاها و در یک کلام عدم شفافیت در حق و باطل به سر می بریم و لاجرم تبیین ، تذکر ، نصیحت ، انذار و هشدار ، گریز ناپذیر و بلکه ضروری می نماید.

۷- برای پی بردن به نقش تاثیرگذار فکر جوان در نیل به دستاوردهای بزرگ ، کافی است به پیشرفت های جهشی ایران در فن آوری هسته ای ، سلولهای بنیادین ، نانوتکنولوژی و پرتاب ماهواره به فضا که ثمره فکر پویا و بن بست گشای جوانان برومند ایران عزیز است ، توجه کنیم. به سخره گرفتن جوانان و اندیشه آنان ، ممکن است نتیجه یک انحراف فکری باشد و برای نجات از آن شایسته است به سخنان رهبر فرزانه انقلاب به عنوان سرچشمه زلال اندیشه های ناب بازگردیم :

اردیبهشت ۷۷ : وقتى با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسى است که در هواى صبحگاه تنفّس مى‏کند؛ احساس تازگى و طراوت مى‏کنم. آن چیزى هم که معمولاً در ملاقات با جوانان، اوّل بار به ذهن من مى‏رسد و بارها به آن فکر کرده‏ام، این است که آیا اینها خودشان مى‏دانند که چه ستاره‏اى در جبینشان مى‏درخشد؟ من این ستاره را مى‏بینم؛ اما آیا خودشان هم مى‏بینند؟ ستاره جوانى، ستاره بسیار درخشان و خوش‏طالعى است. جوانان باید این گوهر قیمتى و بى‏نظیر را در وجود خودشان حس و از آن به خوبی استفاده کنند.

آبان ۸۲ – ما مى‏خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند و باید این فکر را مطرح و آن را مطالبه نماید. نمى‏خواهیم کارِ نمایشى کنیم و نیازى هم به کارِ نمایشى نداریم.

دی ماه ۸۶ – در دیدار با مردم ابرکوه : اگرچه این شهر، قدیمى‏اى است، اما فکر مردم آن ، فکر نو و جوان است؛ نشانه‏ى آن هم همین است که در همه‏ى دلها فروغ تفکر اصیل اسلامى و انگیزه‏هاى خدائى و الهى در جهت نظام جمهورى اسلامى زنده است.

۱۰۲ نظر

تضاد ذاتی !

وقتی قرار بر نقار، انتقاد و مخالفت کور باشد ، دیگر فرقی نمی کند که طرف مقابل منادی چه چیزی بوده و از بیان برخی سخنان چه هدفی را دنبال می کرده است، بلکه اصل بر این است که او باید مورد هجوم قرار گیرد و به هر نحو ممکن تخریب شود.

بسیاری از مردم ، به یاد دارند که سال گذشته رئیس جمهور قرار بود در یک برنامه تلویزیونی به تشریح وضعیت اقتصادی کشور بپردازد . این برنامه تلویزیونی به دلیل فشردگی کارهای رئیس جمهور در ساعات آخر لغو شد اما در کمال حیرت و تعجب ، فردای آن روز مشاهده شد که برخی از روزنامه های مدعی اصلاح طلبی ، سخنان رئیس جمهور در این برنامه تلویزیونی را نقد کردند  و ایشان را به دلیل ابراز  آنچه که “نظرات غیرعلمی و … ” توصیف شد ، مورد انتقاد و سرزنش قرار دادند.

این رفتار عجیب و غریب که شاید در هیچ جای دیگری از کره خاکی نتوان آن را نمونه گیری کرد، نشان می دهد که هدف طرف مقابل ، انتقاد و مخالفت عالمانه یا غیرعالمانه در قبال نظرات رئیس جمهور نیست بلکه اصل بر ضدیت و ستیزه جویی با منتخب ملت برای تخریب وجهه او نزد مردم است .

آقای احمدی نژاد یکشنبه شب گذشته در برنامه زنده تلویزیونی با دو تن از اساتید برجسته دانشگاه به بیان برخی از نکات مهم در ارتباط با قانون هدفمند کردن یارانه ها پرداخت و طی آن تصریح کرد که طبق قانون برنامه، نیازی به ارائه لایحه نبود اما دوستان ما در مجلس علاقمند بودند که موضوع هدفمند کردن یارانه ها ، حتما به صورت یک لایحه مجزا به مجلس داده شود و از آنجا که اجرای این طرح نیازمند وفاق ملی است و همه باید با هم به یک ذهنیت و عمل مشترک برسیم، دولت هم استقبال کرد و چند ماه نیز تدوین این لایحه زمان و کار برد و از دی ماه سال گذشته در اختیار مجلس محترم قرار گرفته است.. باید تشکر کنیم که اکثریت نمایندگان محترم به این تصمیم رسیدند که این طرح باید حتما به سرعت انجام شود اما جزئیات بسیار مهم است چرا که ما باید یک قانون روان و با انعطاف بالا در اختیار داشته باشیم.

سخنان رئیس جمهور کاملا شفاف و عاری از هرگونه ابهامی است . ایشان نظر خود را به شکل نرم و نه تحریک آمیز ابراز کرده، برای بیان عدم ضرورت ارائه لایحه جداگانه، به قانون برنامه استناد نموده، تعامل و همکاری با مجلس و رسیدن به یک ذهنیت و عمل مشترک را مبنای جهت گیری دولت خود قرار داده و اهمیت تصویب یک قانون روان و با قابلیت انعطاف بالا را مورد تاکید قرار داده است.

کمتر از ۱۲ ساعت بعد از پخش این برنامه زنده تلویزیونی ، آقای مهدی سنایی نماینده محترم نهاوند در مجلس شورای اسلامی با طرح یک تذکر ، سخنان رئیس جمهور را مورد انتقاد قرار داد که چرا ایشان چنین نظری را ابراز کرده است؟!

آنچه بیش از اظهارنظر نماینده نهاوند تعجب انگیز می نماید ، اظهارات آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس است که خاطره سال گذشته روزنامه های مخالف دولت را در اذهان زنده می کند!

او گفت : آقای رئیس جمهور صحبتی کردند که نمی‌دانم استنادش چیست اما از نظر ما هدفمند کردن یارانه‌ها نیازمند قانون است چه در قالب قانون برنامه باشد چه در قالب لایحه.

اظهارات آقای لاریجانی از آن جهت که بازتاب دهنده نوعی تضاد و مواجهه با سخنان رئیس جمهور است ، با استقبال قابل توجهی در رسانه های مخالف دولت مواجه شد اما کاملا روشن است که این موضعگیری رئیس مجلس ، هیچ تناسبی با سخنان رئیس جمهور ندارد.

آقای رئیس جمهور در سخنان خود ، ضرورت وجود قانون را در ارتباط با هدفمند کردن یارانه ها نفی نکرده بلکه با استناد به قانون برنامه ، ارائه یک لایحه جداگانه به مجلس را ، غیر ضرور دانسته است. هدفمند کردن یارانه ها را می شد از طریق لایحه بودجه سالانه ، که آن هم یک قانون است ، دنبال کرد و با انعطاف پذیری بیشتری ، دست دولت را برای اجرای قانون بازگذاشت.

نکته مهم و ضروری آن است که آقای لاریجانی باید بیش از پیش مراقبت کند تا سخنان و مواضع او در ارتباط با دولت و رئیس جمهور ، یک اختلاف و تضاد ذاتی را به افکار خصوصی و عمومی منعکس نکند.

۳۶ نظر