سووال ها و ابهام ها را نباید بی پاسخ گذاشت

دودهه پرافتخار از تاریخ مشعشع سی ساله پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران ، تحت زعامت و ولایت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه ، حکیم و دور اندیش انقلاب ، سپری شده است ، دورانی که طی آن پنج دولت بر سر کار آمدند اما به دلیل عدم همگرایی ، نامتجانس بودن و ناهماهنگی برخی دولت های پیشین با منویات رهبری و حتی بعضا ، مخالفت و ایستادگی در برابر نظرات ، رهنمودها و اوامر معظم له ، نظام اسلامی نتوانست از همه ظرفیت ها و توانمندیهای نهفته در ذات خویش استفاده کند و از همین رو، پیشرفت همه جانبه و گسترده همراه با عد الت اسلامی ، تا برگزیده شدن یک رئیس جمهور مردمی ، مومن ، انقلابی ، خدوم ، ولایی و پرتلاش در سال ۱۳۸۴ به تاخیر افتاد.

با رویش های تازه ای که از درون و بطن انقلاب سربرآورد ، مردم متدین و انقلابی ایران ، در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، با عبور هوشمندانه و مقتدرانه از میان امواج متلاطم و مسموم تخریب ، راه صحیح را در کلام ، مرام و کارنامه درخشان مدیریتی محمود احمدی نژاد یافتند و او را به مثابه مریدی مخلص و پا به رکاب در کنار مرادش نشاندند تا به عنوان بازوی توانمند وکارامد رهبری ، حرکت پرشتاب و گامهای جهشی دولت خدمتگزار را به سوی پیشرفت و تعالی کشور و جاری کردن عدالت اسلامی در شئون مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی ، هماهنگ و مدیریت کند و نتیجه روشن و غیرقابل انکار آن را می توان در خلق یک چشم انداز بسیار روشن و امیدبخش از کارهای بزرگ و به ثمر رسیده ، در کشور به نظاره نشست.

ثمرات ارزشمند و بی نظیر متاثر از همراهی ، هماهنگی ، همسویی و تبعیت رئیس جمهور از رهبر معزز انقلاب ، کام ملت را چنان شیرین کرد که در نتیجه آن ، برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، به خلق حماسه ای بزرگ و ماندگار در ۲۲ خرداد تبدیل شد و آقای احمدی نژاد با کسب نزدیک به ۲۵ میلیون رای به ریاست جمهوری انتخاب شد و بالاترین رای در نظام جمهوری اسلامی را به خود اختصاص داد.

بدون تردید ، حمایت های بی دریغ رهبر فرزانه انقلاب ، از عملکردها و رویکردهای دولت نهم در عرصه های مختلف و مدیریت ممتاز آقای احمدی نژاد در ایجاد یکپارچگی و وحدت رویه میان اعضای کابینه، تلاشهای بی وقفه در خدمت رسانی به مردم و پیگیریهای مستمر امور اجرایی کشور و همچنین پایبندی اکثریت وزرا به میثاق نامه امضاء شده با رئیس جمهور ، مهمترین عامل در نیل به پیشرفتهای بزرگ و باورنکردنی بوده است.

دفاع از ارزشها و فرهنگ اسلامی از جمله ولایت فقیه، دین مداری، ایثارگری، شهادت طلبی، جانبازی در راه خدا، آزادی و آزادگی ، ساده زیستی ، پاکدستی ، پاکدامنی ، صداقت در گفتار و سلامت درعمل و رعایت شعائر اسلامی ، از فرازهای مهم این میثاق نامه است.

این درحالی است که دشمنان ملت ایران و مخالفان سرخورده دولت نهم ، هیچگاه از تلاشهای خود برای یافتن روزنه ای جهت القاء وجود شکاف میان رهبری و رئیس جمهور و وانمود سازی اختلاف بین این دو رکن اصلی در اداره کشور دست برنداشته اند. خط شبهه افکنی و ایجاد تردید و ابهام در اذهان مردم و بویژه حامیان و دوستداران آقای احمدی نژاد ، نسبت به ولایت پذیری و تبعیت قانونمند رئیس جمهور از ولی مطلقه فقیه در ماجرای انتصاب اخیر معاون اول ریاست جمهوری و اعلام نظر رهبر فرزانه انقلاب در این زمینه ، بیشترین نمود عینی و ملموس را در فضای عمومی و رسانه ای کشور به همراه داشت ، به گونه ای که استعفای سریع آقای مشایی از سمت خود و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور پس از انتشار رسمی دستور رهبری ، در لایه های زیرین اخبار قرار گرفت و یک جریان خاص سیاسی نیز تلاش کرد تا تفسیر و برداشت ناصواب خود از “ولایت پذیری” را به جامعه دیکته کند. سخنان روشنگرانه و هشدار دهنده رهبر انقلاب در روز شنبه گذشته ، طراحی تبلیغاتی بدخواهان و نا اهلان را علیه آقایان احمدی نژاد و مشایی بی اثر کرد.

همین جریان سیاسی و رسانه ای ، سخنان دکتر احمدی نژاد در جلسه معارفه رئیس جدید بنیاد شهید در یکشنبه گذشته را که مبتنی بر ولایت مداری اوست ، از دید افکار عمومی پنهان کرد که این امر نیز مهر تایید دیگری بر خط القاء وجود شکاف میان رهبری و ریاست جمهوری است . آقای احمدی نژاد در این مراسم گفت : برافراشته بودن پرچم ولایت در سرزمین ایران، منشأ همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها برای ملت ایران بوده است و از این به بعد نیز بیش از پیش ادامه خواهد داشت.امام راحل(ره) و رهبر عزیزمان پرچمدار حفظ و نشر روحیه ایثارگری برای بشریت هستند و دائماً این روحیه را به جامعه می‌دمند. از افتخارات این کشور آن است که رهبر فرزانه انقلاب ، بزرگ جانباز انقلاب اسلامی است.

وحدت رویه و یکپارچگی دولت نهم و اساس قرار گرفتن کارامدی و توانمندیهای مدیریتی اعضای کابینه به عنوان معیار همگرایی و همکاری مشترک ، یکی از رموز اصلی موفقیت این دولت در به نتیجه رساندن کارهای بزرگ در کشور محسوب می شود، به گونه ای که دشمنان و بدخواهان ملت ایران ، این دو خصوصیت ممتاز را به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی خود احساس کرده اند. در این جهت نیز برخی افراد و جریانهای سیاسی ، به تلاشهای پیدا و پنهان خویش برای آسیب زدن به وجهه رئیس جمهور و دولت نهم ادامه داده اند و صد البته برخورد قاطعانه رئیس جمهور نسبت به رعایت این دو اصل را می توان عامل مهم و موثری در حفظ این یکپارچگی درونی در نظر گرفت. تصمیم به برکناری وزیر اطلاعات در روزهای پایانی دولت نهم ، از نشانه های روشن این جهت گیری اصولی محسوب می شود.

بدون تردید ، آقای محسنی اژه ای ، شخصیتی متدین ، متین ، باوقار و قابل احترام در راس دستگاهی مرکب از نیروهای مومن ، دلسوز، مخلص و جان برکف است. انتظار می رفت که خصوصیات شخصیتی آقای اژه ای با کارامدی و موفقیت وی در پیشگیری از وقوع حوادث ناگوار ، کنترل و مهار بحران و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از آن ، توام و جلوه گر می شد.

نتیجه دور از انتظار از عملکرد وزیر اطلاعات ، زمانی غیرقابل تحمل می شود که تدابیر مدیریتی در این سازمان حساس، به جای کاهش آسیب ها به افزایش و توسعه آسیب ها بیانجامد و اصول اساسی کار در این نهاد مهم اطلاعاتی و امنیتی کشور به طور خواسته یا ناخواسته زیرپا گذاشته شود.

وزارت اطلاعات از جمله دستگاههای خاص در نظام جمهوری اسلامی ایران است که مدیریت آن باید برپایه هوشمندی فوق العاده ، تعهد و پایبندی به سیاست های دولت ، شناسایی دقیق و حرفه ای تهدید ها و فرصت ها و هماهنگ کردن تمامی دستگاههای کشور با هدف کم کردن آسیب ها و افزایش دستاوردها عمل کند و آقای اژه ای نه تنها این انتظار طبیعی را برآورده نکرد بلکه به شکل غیرمنتظره ای شاهد تاثیر منفی مدیریت وی در افزایش برخی آسیب ها بودیم .

تجاربی ذیقیمت و منحصر به فرد و ظرفیت های بالا و بی نظیری از کارامدی و توانمندی فکری و اطلاعاتی در درون وزارت اطلاعات وجود دارد که ثمره مجاهدت مستمر نیروهای خدوم و دلسوز آن در بحرانهای مختلف طی سه دهه اخیر است. با استفاده از این ظرفیت ها ، امکان پیش بینی ، مقابله هوشمندانه و مهار برخی حوادث و آثار سوء آنها فراهم می آید و اگر این ظرفیت ها و توانمندیها در حوادث اخیر پس از انتخابات به کار گرفته می شد ، با روشنگری های به هنگام ، از بروز برخی خسارتهای مادی و انسانی جلوگیری به عمل می آمد. این گفتار به منزله معرفی فردی به عنوان گناهکار نیست ، بلکه درسی است که باید از حوادث آموخت و از آن پند گرفت.

به برکناری وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور ، تنها از این منظر باید نگریسته شود چه اینکه ادعای انتقاد ناپذیر بودن ، برچسب ناروایی است که هیچ نسبتی با آقای احمدی نژاد به عنوان تامین کننده بالاترین سطح آزادی در کشور طی ۴ سال گذشته ندارد.

۱۳۰ نظر

انتشار غیراخلاقی یک نامه ، چرا؟

در پی انتشار رسمی نامه رهبر معزز انقلاب اسلامی به رئیس جمهور محترم ، مبنی بر لزوم ملغی شدن حکم انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی رئیس جمهور ، بلافاصله آقای مشایی با کناره گیری از این سمت ، ولایت پذیری و قانونگرایی خود را نشان داد و در پی آن رئیس جمهور محترم نیز با قبول استعفای ایشان از این سمت ، اقدام به ارسال نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب کرد و مراتب اجرای دستور ایشان را به استحضار معظم له رساند.

رئیس جمهور در این نامه با استناد به اصل ۵۷ قانون اساسی و ارسال متن استعفای آقای رحیم مشایی ، مقام رهبری را از  اجرای اوامر ایشان آگاه ساخته است .

استناد به اصل مزبور در قانون اساسی ، تاکید ویژه ای بر این نکته است که نظرات و اوامر رهبر فرزانه انقلاب به قوای سه گانه ، در حکم قانون است و اجرای آن نیز یک وظیفه قانونی محسوب می شود.

طبق این اصل ، قوای سه گانه از جمله قوه مجریه ، زیر نظر ولی فقیه اعمال می شود و حاکمیت هر یک از این قوا ، زمانی معنا پیدا می کند که با حمایت و تایید رهبری همراه باشد. به این ترتیب می توان گفت که تامین خواست و اراده ولی فقیه در موضوعات حکومتی ، یک امر کاملا قانونی است و همگان در چارچوب قانون اساسی ، موظف به تبعیت از آن و اهتمام در جهت اجرای منویات معظم له هستند.

در ارتباط با نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور ، نکاتی وجود دارد که به شرح زیر می توان به آنها اشاره کرد:

۱- میان رهبر معزز انقلاب با رئیس جمهور ، یک فضای اختصاصی مبتنی بر دستور ، رایزنی ، همفکری ، مشاوره ، تبادل اطلاعات ، نامه نگاری ، ارزیابی و تحلیل مسائل داخلی و خارجی وجود دارد. نامه مقام رهبری در مورد آقای مشایی ، در چنین فضایی و در پاکت مهر و موم شده و به صورت خصوصی تسلیم رئیس جمهور شده است. آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود که متاسفانه برخی افراد و محافل اقدام به انتشار خبر این نامه در رسانه های ارتباط جمعی کردند.

۲-سووال این است که چه کسانی پیش از قرائت نامه توسط رئیس جمهور ، وجود چنین نامه ای را به صورت عمومی منتشر کرده اند؟ آیا مسوولیت اعلام رسمی نظرات و اوامر رهبری خطاب به دیگران ، برعهده آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی است؟ این اطلاعات از کجا به دست ایشان رسیده است ؟ آقای ابوترابی چه پاسخی برای دامن زدن به اختلافات که رهبر فرزانه انقلاب همگان را از آن منع کرده اند، دارد؟ وقتی آقای مشایی به دلیل یک اظهار نظر اشتباه ، صلاحیت باقی ماندن در پست معاون اول رئیس جمهور را از دست داده است، به طریق اولی ، آقای ابوترابی نیز به دلیل دخالت غیرقانونی در مسائل اجرایی ، افشای غیراخلاقی نامه رهبری به رئیس جمهور و ایجاد تشویش در اذهان عمومی ، صلاحیت باقی ماندن در سمت نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی را از دست می دهد.

۳- پس از فاش شدن نامه در رسانه های ارتباط جمعی، رئیس جمهور محترم برای عمل به نظر رهبر انقلاب ، لاجرم باید به متن نامه معظم له استناد می کرد، نامه ای که تا شامگاه روز جمعه گذشته ، به طور رسمی از سوی دفتر مقام معظم رهبری منتشر نشده بود. بنابراین ایشان باید منتظر می ماند تا این نامه به صورت رسمی منتشر شود.

۴- پس از انتشار نامه ، آقای مشایی بلافاصله تبعیت خود را از دستور مقام معظم رهبری اعلام کرد و کناره گیری خود را از سمت معاون اولی رئیس جمهور به طور رسمی به اطلاع عموم رساند و رئیس جمهور نیز با استعفای وی از این سمت موافقت کرد.

۵- سخنان رهبر انقلاب در دیدار روز شنبه خود با شرکت کنندگان در بیست و ششمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم ، به روشنی حکایت از دغدغه های ایشان نسبت به رفتار سووال برانگیز برخی افراد زیاده خواه ، خودبرتربین و خود محور دارد که بعضا نیز خود را پدرخوانده سیاسی جریان اصولگرا می نامند و نمادهای آن در برخی جریانهای سیاسی و رسانه ای دیده می شوند.

۶- کسانی که بعضا خود را ذوب در ولایت یا پیرو ولی فقیه معرفی می کنند ، باید به راه و رسم تبعیت از ولایت نیز واقف باشند. افرادی که جلوتر از رهبری حرکت کرده و در تلاش هستند تا خواست و اراده خود را به دیگران دیکته کنند، با فقدان اصالت و مبانی لازم برای ولایت پذیری مواجه می شوند و حق ندارند دولت ولایی آقای احمدی نژاد را متهم به زاویه گرفتن از ولایت بکنند.

۷-   در ماجرای انتشار غیراخلاقی نامه رهبر انقلاب به رئیس جمهور ، شاهد بودیم که برخی افراد وابسته به یک طیف سیاسی و حتی کسانی که تریبونهای رسانه ای را در اختیار گرفته اند ، پای خود را از دایره تکلیف بیرون گذاشتند و گفتار و رفتار آنها به جای آنکه بازتاب دهنده انصاف و خداترسی باشد ، متاسفانه واتاب دهنده حاکمیت هوای نفس بود. کسانی که بوضوح به دنبال در هم شکستن بازوی کارامد و توانای رهبری یعنی رئیس جمهور حزب اللهی و خادم ملت بودند و به کمتر از آن نیز راضی نمی شدند. 

۸-   در این ماجرا ، برخی افراد به سراغ مراجع تقلید رفتند تا آنها را نیز وارد این معرکه کنند و متاسفانه شاهد صدور فتوای عجیب و نادر یکی از مراجع محترم نسبت به موقعیت اداری آقای مشایی بودیم . کسانی که چنین رویه ای را در پیش می گیرند ، یقینا دلسوز مراجع معزز نیستند. دخالت دادن مراجع محترم در اینگونه مسائل ، به مصلحت آنان نیست و هشدار نسبت به برخی از غفلت ها ، ضروری به نظر می رسد.

۹- آقای احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب مردم در آستانه تنفیذ ، تحلیف و معرفی اعضای دولت دهم قرار دارد و برای این منظور مسوولیت ها و وظایف مهم و سنگینی را باید به انجام برساند. به نظر می رسد که برخی افراد ذی نفوذ ، به جای کمک کردن و همکاری با رئیس جمهور ، تجارب خود را در جهت دامن زدن به اختلافات ، ایجاد وضعیت غیرعادی و مشوه کردن اذهان عمومی به کار می بندند. آنها باید بدانند که ادامه چنین رفتاری متضمن منافع ملت ایران نیست و با دست خود آب به آسیاب دشمن می ریزند.

۱۰ – ملت ایران در مسیر پیشرفت و عدالت حرکت می کند و دولت دهم باید گامهای بلندی را در این جهت به پیش بردارد. کسانی که دلسوز ، خیرخواه و دوستدار ملت ایران هستند ، به جای تمرکز بر نقد اظهارات این و آن که متضمن کمترین سود و مصلحت برای کشور و مردم است ، به نقد وضعیت موجود کشور ، بیان ضرورتها ، پیش بینی راه حل ها و تبیین نقاط ضعف و قوت در موضوعات مختلف بپردازند و از هم اکنون به یاری دولتی بشتابند که به فضل الهی با هموار کردن مسیر پیشرفت های همه جانبه کشور ، چشم انداز امیدبخشی را در پیش روی مردم پدیدار خواهد ساخت .

 

۱۴۹ نظر