ضعیف کشی در صدا و سیما باید ممنوع شود

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۳م مرداد ۱۳۸۸

بر اساس گزارشی که سال گذشته از استان کهکیلویه وبویر احمد دریافت کردم ، دو تن از خبرنگاران رسانه های محلی به دلیل حساسیت زیاد روی موضوع آتش گرفتن بخش هایی از جنگل های این منطقه ، از سوی ماموران جنگل بانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و بنده نیز به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ، بلافاصله به این استان رفتم تا از نزدیک به بررسی موضوع بپردازم. با بررسی هایی که با حضور و همکاری استاندار وقت انجام شد، دو خبرنگار مزبور را ذیحق دانستم لذا تصمیم به برخورد با خاطیان اصلی ماجرا گرفتم. سه مامور انتظامی و جنگل بانی عامل این رفتار بودند اما اگر سطح برخورد فقط به همین افراد محدود می شد ، احساس ضعیف کشی می کردم. با برکناری مدیرکل جهاد کشاورزی ، موضوع خاتمه یافت.

چهارشنبه شب گذشته (۲۱مردادماه) ، گزارشی از صدا وسیما پخش شد که به تخلف برخی از رانندگان تاکسی در فرودگاه بین المللی تهران مربوط می شد. رسید کرایه را به مسافران ارائه نمی دهند و مبالغ بیشتری از آنان دریافت می کنند. تصویر یک راننده متخلف از صدا و سیما پخش شد و مامور نظارت نیز او را به پرداخت جریمه محکوم کرد.

به این گزارش دو اشکال اساسی را وارد می دانم:

۱-      حفظ حرمت ، حیثیت ، منزلت و اعتبار همه آحاد جامعه یک اصل است . انسانها اصولا ممکن الخطا هستند و پیوسته در معرض بروز گناهان و لغزش های مختلف قرار دارند. هر تخلف و جرمی نیز مجازات مشخصی دارد. آزاد گذاشتن دست خطاکار و مجازات نشدن مجرم یک بی عدالتی آشکار است اما مجازات مجرم بیش از آنچه که مستحق آن است نیز بی عدالتی دیگری است که باید از آن اجتناب شود. حضرت علی (ع) در دفاع از حقوق مجرم ، کسی را که بیش از حد تعیین شده یک متخلف را مجازات کرده بود ، مجرم شناخت و حدود الهی را در باره او به اجرا درآورد. زندگی سالم و مسالمت آمیز میان آحاد جامعه ، مرهون ارتباطات و مناسبات اجتماعی و منزلت و حیثیتی است که هر فرد در بین دوستان ، اقوام ، همسایگان و سایر شهروندان از آن برخوردار است. نشان دادن تصویر یک راننده تاکسی به اتهام دریافت مبلغی بیش از نرخ تعیین شده از شبکه سراسری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، به مفهوم مخدوش کردن حیثیت اجتماعی و انگشت نما کردن اوست. فرزندان و اقوام نزدیک او نزد دیگران به سبب پخش این تصویر تلویزیونی ، احساس شرمندگی می کنند و این احساس تاثیرات مخرب روانی و رفتاری را در پی دارد. یقینا آن راننده خطاکار شایسته چنین مجازاتی نیست. به راستی چه کسی مسوول اعاده حقوق تضیع شده اوست ؟ چگونه می توان حیثیت از دست رفته را به او بازگرداند؟

۲-      برخی تخلفات ، نتیجه خلاء نظارتی است. یا اصولا نظارتی وجود ندارد یا آنکه عوامل مسوول در نظام نظارتی ، به وظایف خود عمل نمی کنند. در ماجرای راننده متخلف تاکسی ، عوامل اصلی تخلف، افرادی هستند که با زیرکی خود را در حاشیه امن قرار می دهند و ضعیف ترین فرد یعنی راننده تاکسی را قربانی می کنند. اگر آنها مسوولیت نظارت بر عملکرد رانندگان تاکسی را به درستی به انجام می رساندند، زمینه ای برای بروز تخلف بوجود نمی آمد و سلامت کار هم برای رانندگان و هم مسافران تضمین می شد.

متاسفانه ، عملکرد غیرقابل دفاع صدا و سیما در تهیه گزارش از اینگونه مسائل همچنان ادامه دارد. جمعه شب (۲۳ مردادماه) تصاویر دیگری از رانندگان خودرو یا موتور سوار به دلیل نقض برخی از اصول راهنمایی و رانندگی از صدا و سیما پخش شد.

دستگاه قضایی حق ندارد درقبال تضییع حقوق شهروندان ، از خود بی تفاوتی نشان دهد. تذکر فوری و قاطع دادستان کل کشور به صدا و سیما ، مانع از استمرار این روند ناهنجار خواهد بود.  

خبرنگار ، میرزا بنویس نیست

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۷م مرداد ۱۳۸۸

هفدهم مرداد ، روز خبرنگار و مصادف با سالروز شهادت مظلومانه محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی و هشت دیپلمات ایرانی به دست گروه طالبان، در شهر مزار شریف افغانستان است. در دوران دفاع مقدس، خبرنگاران زیادی به فیض شهادت نایل آمدند اما روزی برای تجلیل از خبرنگار در نظر گرفته نشد. شهادت صارمی علاوه بر مظلومیت ، ویژگی دیگری هم داشت که سبب شد هفدهم مرداد به روز تجلیل از خبرنگار تبدیل شود. قربانی شدن به دست عناصری جاهل که دچار جهل مرکب شده و به جهالت خود، تعصب افراطی می ورزند و با بهره گرفتن از بمب، اسلحه و کشتار و قتل عام انسانهای بیگناه ، می کوشند عقاید کوردلانه خود را به دیگران تحمیل کنند.

صارمی می توانست عرصه را خالی کند و در برابر هجوم طالبان به مزار شریف ، از این شهر بگریزد اما او تن به خطر داد، وظیفه اش را شناخت ، ایستاد و تا آخرین لحظه حیات ، اطلاع رسانی کرد. او خبر سقوط مزار شریف و وارد شدن طالبان به این شهر را به تهران مخابره کرد و از رفتار وحشیانه آنان با مردم گزارش داد.

برای تجلیل از خبرنگار باید ابعاد نگرش صارمی به حرفه خبرنگاری ، بیش از پیش به جامعه خبری کشور شناسانده شود تا به عنوان یک الگوی ارزشمند و ماندگار ، سرمشق کسانی قرار گیرد که وارد این عرصه حساس و مهم شده اند.

از حضور صارمی به عنوان خبرنگار ایرنا در افغانستان دو سال می گذشت و او به یک کارشناس با تجربه در زمینه تحولات افغانستان تبدیل شده بود. صارمی کمی پیش از شهادت برای معالجه بیماری خود به ایران آمده بود. او پس از درمان ، دوران نقاهتش را سپری می کرد که با درک خلاء اطلاع رسانی از افغانستان ، به سرعت خود را به محل کارش در مزار شریف رساند و به رصد کردن تحولات داخلی این کشور و اطلاع رسانی در این زمینه پرداخت. به این ترتیب صارمی نشان داد که چگونه وجود خویش را در راه انجام رسالت و ماموریتی که برعهده گرفته است فدا می کند. اگر او عافیت طلب بود ، باید دوران نقاهتش را به طور کامل در ایران سپری می کرد و هیچ کسی هم نمی توانست به او اشکال بگیرد که چرا به افغانستان بازنگشته است اما صارمی با تصمیم شجاعانه و اقدام متعهدانه خود ، به دیگران تفهیم کرد که شباهت خبرنگاری به کار انبیاء (ص) بی دلیل نیست. نقطه مشترک این دو را می توان در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، ابهام زدایی ، شفاف سازی ، تبیین و تنویر افکار و اذهان مردم جست و جو کرد. آیا این رسالت خطیر ارزش آن را ندارد که انسان تمام وجود خود را فدای انجام آن کند؟ آری ، صارمی رویکردی جز این نداشت.

صارمی برای انجام این ماموریت خطیر از عزیزان خویش نیز عبور کرد. آنها را به خدا سپرد ، با غم تنهایی کنار آمد تا رسالتش را به نتیجه برساند.

او و هشت دیپلمات دلاور ایرانی ، در برابر متحجران ایستادند ، زانو نزدند ، به روی آنها تبسم نکردند و حسرت التماس را بر دل جاهلان گذاشتند.

بنابراین می توان گفت که صارمی یک خبرنگار شجاع، وظیفه شناس ، سخت کوش، متدین و متعهد ، وارسته از زخارف دنیایی ، دلبسته به رسالتی که بر دوش داشت ، آزاد اندیش ، دشمن شناس ، حق طلب ، فداکار و هدفمند بود. او خود را باور کرده بود و قدر خویش و مسوولیتی که به عنوان یک خبرنگار برعهده گرفته بود ، می دانست. یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.

آنچه از صارمی گفتم، بیش از آنکه تمجید از او باشد، تمجید از خبرنگارانی است که خصلت ها و خصوصیاتی مانند صارمی را در خود نهادینه کرده اند. در اینجا و به مناسبت روز خبرنگار ، لازم می دانم نگرانی خود را از وضعیت خبرنگارانی که به دلیل فعالیت در رسانه های وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی ، ناگزیر از تن دادن به نظرات دیکته شده حزبی و گروهی هستند ابراز کنم. مبانی ارزشی، اخلاقی و حرفه ای حاکم بر یک رسانه ارتباط جمعی ، اجازه نمی دهد این طیف از رسانه ها، به عنوان یک رسانه جمعی به رسمیت شناخته شوند. مدیریت این رسانه ها اولین نقض کنندگان آزادی عمل خبرنگاران هستند. آنها فرصت آزاد اندیشی را از خبرنگاران و گزارشگران خود سلب کرده و دیدگاههای حزبی و سیاسی را به آنها دیکته می کنند. رسانه هایی که آشکارا به بلندگوی تبلیغاتی مدیران مسوول و در خدمت اهداف سیاسی یا اقتصادی شخصی و گروهی تبدیل می شوند. رسانه هایی که در دفاع از حزب و گروه خویش ، به عنوان مدعی ، وارد منازعات سیاسی شده و رقیبان و مخالفان را آماج تاخت و تاز بیرحمانه تبلیغاتی قرار می دهند. رسانه هایی که از طرف مردم تصمیم می گیرند، آن را به مردم القاء می کنند، مراجع مسوول و رسمی را برای تن دادن به خواسته هایشان ، تحت فشار قرار میدهند یا بعضا عرصه اطلاع رسانی را به فرصتی برای زد و بندهای سیاسی ، مالی و پولی تبدیل می نمایند.

وضعیت بیمارگونه حاکم بر جامعه رسانه ای کشور ، محصول بی بند و باری سیاسی ، رفتاری و اخلاقی دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر سرنوشت کشور طی هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی است . در این دوران به صورت قارچ گونه و فله ای ، رسانه هایی اعم از روزنامه ، هفته نامه ، مجله ، فصل نامه در سراسر کشور سربرآوردند و به عنوان نشانه ای از پیشرفت رسانه ای مورد استناد قرار گرفتند. تجربه نشان داده است که اینگونه رسانه ها نه تنها، قادر به حراست و حفاظت از قدر و منزلت خبرنگاران نبوده اند بلکه خود به عاملی برای تضعیف این جایگاه و از دست رفتن فرصتهای پیش رو برای ارتقاء شان خبرنگاران و روزنامه نگاران تبدیل شده اند.

در یک نگاه کلی ، رسانه های امروز کشور را شایسته و در صلاحیت ملت عزیز ایران نمی دانم . تغییر این وضعیت ، یک امر ضروری است اما تحقق آن ، به شکل دستوری امکانپذیر نیست و اراده ای بیش از تصمیم و اراده دولت را طلب می کند.

روز خبرنگار ، فرصتی برای پرداختن به موقعیت خبرنگاران و بیان وضعیت رسانه ای کشور است و آنچه به رشته تحریر درآمد برپایه همین هدف بوده است. با وجود انتقادهای فراوانی که در این زمینه وجود دارد ، نادیده گرفتن تلاشها و زحمات خبرنگاران و گزارشگران و عکاسان ، یک کج سلیقگی آشکار تلقی خواهد شد. تهیه خبر یا گزارش خبری از یک رویداد ، مستلزم زحماتی است که بخش اصلی آن را خبرنگاران متقبل می شوند، زحماتی که معمولا از سوی مخاطبان به چشم نمی آید یا درک نمی شود.

با اغتنام این فرصت ، مراتب تعظیم و تکریم خود را نسبت به همه خبرنگاران عزیز در میهن اسلامی که با انجام بیشترین تلاش و کمترین توقع ، سرگرم انجام وظایف خود هستند ، ابراز می دارم و امیدوارم درسایه همت و مجاهدت خود آنان و فرهیختگان عرصه رسانه ارتباط جمعی ، خبرنگاران بتوانند در جایگاهی قرار گیرند که به حق شایسته آن هستند.

سووال ها و ابهام ها را نباید بی پاسخ گذاشت

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۷م مرداد ۱۳۸۸

دودهه پرافتخار از تاریخ مشعشع سی ساله پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران ، تحت زعامت و ولایت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه ، حکیم و دور اندیش انقلاب ، سپری شده است ، دورانی که طی آن پنج دولت بر سر کار آمدند اما به دلیل عدم همگرایی ، نامتجانس بودن و ناهماهنگی برخی دولت های پیشین با منویات رهبری و حتی بعضا ، مخالفت و ایستادگی در برابر نظرات ، رهنمودها و اوامر معظم له ، نظام اسلامی نتوانست از همه ظرفیت ها و توانمندیهای نهفته در ذات خویش استفاده کند و از همین رو، پیشرفت همه جانبه و گسترده همراه با عد الت اسلامی ، تا برگزیده شدن یک رئیس جمهور مردمی ، مومن ، انقلابی ، خدوم ، ولایی و پرتلاش در سال ۱۳۸۴ به تاخیر افتاد.

با رویش های تازه ای که از درون و بطن انقلاب سربرآورد ، مردم متدین و انقلابی ایران ، در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، با عبور هوشمندانه و مقتدرانه از میان امواج متلاطم و مسموم تخریب ، راه صحیح را در کلام ، مرام و کارنامه درخشان مدیریتی محمود احمدی نژاد یافتند و او را به مثابه مریدی مخلص و پا به رکاب در کنار مرادش نشاندند تا به عنوان بازوی توانمند وکارامد رهبری ، حرکت پرشتاب و گامهای جهشی دولت خدمتگزار را به سوی پیشرفت و تعالی کشور و جاری کردن عدالت اسلامی در شئون مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی ، هماهنگ و مدیریت کند و نتیجه روشن و غیرقابل انکار آن را می توان در خلق یک چشم انداز بسیار روشن و امیدبخش از کارهای بزرگ و به ثمر رسیده ، در کشور به نظاره نشست.

ثمرات ارزشمند و بی نظیر متاثر از همراهی ، هماهنگی ، همسویی و تبعیت رئیس جمهور از رهبر معزز انقلاب ، کام ملت را چنان شیرین کرد که در نتیجه آن ، برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، به خلق حماسه ای بزرگ و ماندگار در ۲۲ خرداد تبدیل شد و آقای احمدی نژاد با کسب نزدیک به ۲۵ میلیون رای به ریاست جمهوری انتخاب شد و بالاترین رای در نظام جمهوری اسلامی را به خود اختصاص داد.

بدون تردید ، حمایت های بی دریغ رهبر فرزانه انقلاب ، از عملکردها و رویکردهای دولت نهم در عرصه های مختلف و مدیریت ممتاز آقای احمدی نژاد در ایجاد یکپارچگی و وحدت رویه میان اعضای کابینه، تلاشهای بی وقفه در خدمت رسانی به مردم و پیگیریهای مستمر امور اجرایی کشور و همچنین پایبندی اکثریت وزرا به میثاق نامه امضاء شده با رئیس جمهور ، مهمترین عامل در نیل به پیشرفتهای بزرگ و باورنکردنی بوده است.

دفاع از ارزشها و فرهنگ اسلامی از جمله ولایت فقیه، دین مداری، ایثارگری، شهادت طلبی، جانبازی در راه خدا، آزادی و آزادگی ، ساده زیستی ، پاکدستی ، پاکدامنی ، صداقت در گفتار و سلامت درعمل و رعایت شعائر اسلامی ، از فرازهای مهم این میثاق نامه است.

این درحالی است که دشمنان ملت ایران و مخالفان سرخورده دولت نهم ، هیچگاه از تلاشهای خود برای یافتن روزنه ای جهت القاء وجود شکاف میان رهبری و رئیس جمهور و وانمود سازی اختلاف بین این دو رکن اصلی در اداره کشور دست برنداشته اند. خط شبهه افکنی و ایجاد تردید و ابهام در اذهان مردم و بویژه حامیان و دوستداران آقای احمدی نژاد ، نسبت به ولایت پذیری و تبعیت قانونمند رئیس جمهور از ولی مطلقه فقیه در ماجرای انتصاب اخیر معاون اول ریاست جمهوری و اعلام نظر رهبر فرزانه انقلاب در این زمینه ، بیشترین نمود عینی و ملموس را در فضای عمومی و رسانه ای کشور به همراه داشت ، به گونه ای که استعفای سریع آقای مشایی از سمت خود و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور پس از انتشار رسمی دستور رهبری ، در لایه های زیرین اخبار قرار گرفت و یک جریان خاص سیاسی نیز تلاش کرد تا تفسیر و برداشت ناصواب خود از “ولایت پذیری” را به جامعه دیکته کند. سخنان روشنگرانه و هشدار دهنده رهبر انقلاب در روز شنبه گذشته ، طراحی تبلیغاتی بدخواهان و نا اهلان را علیه آقایان احمدی نژاد و مشایی بی اثر کرد.

همین جریان سیاسی و رسانه ای ، سخنان دکتر احمدی نژاد در جلسه معارفه رئیس جدید بنیاد شهید در یکشنبه گذشته را که مبتنی بر ولایت مداری اوست ، از دید افکار عمومی پنهان کرد که این امر نیز مهر تایید دیگری بر خط القاء وجود شکاف میان رهبری و ریاست جمهوری است . آقای احمدی نژاد در این مراسم گفت : برافراشته بودن پرچم ولایت در سرزمین ایران، منشأ همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها برای ملت ایران بوده است و از این به بعد نیز بیش از پیش ادامه خواهد داشت.امام راحل(ره) و رهبر عزیزمان پرچمدار حفظ و نشر روحیه ایثارگری برای بشریت هستند و دائماً این روحیه را به جامعه می‌دمند. از افتخارات این کشور آن است که رهبر فرزانه انقلاب ، بزرگ جانباز انقلاب اسلامی است.

وحدت رویه و یکپارچگی دولت نهم و اساس قرار گرفتن کارامدی و توانمندیهای مدیریتی اعضای کابینه به عنوان معیار همگرایی و همکاری مشترک ، یکی از رموز اصلی موفقیت این دولت در به نتیجه رساندن کارهای بزرگ در کشور محسوب می شود، به گونه ای که دشمنان و بدخواهان ملت ایران ، این دو خصوصیت ممتاز را به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی خود احساس کرده اند. در این جهت نیز برخی افراد و جریانهای سیاسی ، به تلاشهای پیدا و پنهان خویش برای آسیب زدن به وجهه رئیس جمهور و دولت نهم ادامه داده اند و صد البته برخورد قاطعانه رئیس جمهور نسبت به رعایت این دو اصل را می توان عامل مهم و موثری در حفظ این یکپارچگی درونی در نظر گرفت. تصمیم به برکناری وزیر اطلاعات در روزهای پایانی دولت نهم ، از نشانه های روشن این جهت گیری اصولی محسوب می شود.

بدون تردید ، آقای محسنی اژه ای ، شخصیتی متدین ، متین ، باوقار و قابل احترام در راس دستگاهی مرکب از نیروهای مومن ، دلسوز، مخلص و جان برکف است. انتظار می رفت که خصوصیات شخصیتی آقای اژه ای با کارامدی و موفقیت وی در پیشگیری از وقوع حوادث ناگوار ، کنترل و مهار بحران و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از آن ، توام و جلوه گر می شد.

نتیجه دور از انتظار از عملکرد وزیر اطلاعات ، زمانی غیرقابل تحمل می شود که تدابیر مدیریتی در این سازمان حساس، به جای کاهش آسیب ها به افزایش و توسعه آسیب ها بیانجامد و اصول اساسی کار در این نهاد مهم اطلاعاتی و امنیتی کشور به طور خواسته یا ناخواسته زیرپا گذاشته شود.

وزارت اطلاعات از جمله دستگاههای خاص در نظام جمهوری اسلامی ایران است که مدیریت آن باید برپایه هوشمندی فوق العاده ، تعهد و پایبندی به سیاست های دولت ، شناسایی دقیق و حرفه ای تهدید ها و فرصت ها و هماهنگ کردن تمامی دستگاههای کشور با هدف کم کردن آسیب ها و افزایش دستاوردها عمل کند و آقای اژه ای نه تنها این انتظار طبیعی را برآورده نکرد بلکه به شکل غیرمنتظره ای شاهد تاثیر منفی مدیریت وی در افزایش برخی آسیب ها بودیم .

تجاربی ذیقیمت و منحصر به فرد و ظرفیت های بالا و بی نظیری از کارامدی و توانمندی فکری و اطلاعاتی در درون وزارت اطلاعات وجود دارد که ثمره مجاهدت مستمر نیروهای خدوم و دلسوز آن در بحرانهای مختلف طی سه دهه اخیر است. با استفاده از این ظرفیت ها ، امکان پیش بینی ، مقابله هوشمندانه و مهار برخی حوادث و آثار سوء آنها فراهم می آید و اگر این ظرفیت ها و توانمندیها در حوادث اخیر پس از انتخابات به کار گرفته می شد ، با روشنگری های به هنگام ، از بروز برخی خسارتهای مادی و انسانی جلوگیری به عمل می آمد. این گفتار به منزله معرفی فردی به عنوان گناهکار نیست ، بلکه درسی است که باید از حوادث آموخت و از آن پند گرفت.

به برکناری وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور ، تنها از این منظر باید نگریسته شود چه اینکه ادعای انتقاد ناپذیر بودن ، برچسب ناروایی است که هیچ نسبتی با آقای احمدی نژاد به عنوان تامین کننده بالاترین سطح آزادی در کشور طی ۴ سال گذشته ندارد.

انتشار غیراخلاقی یک نامه ، چرا؟

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۳م مرداد ۱۳۸۸

در پی انتشار رسمی نامه رهبر معزز انقلاب اسلامی به رئیس جمهور محترم ، مبنی بر لزوم ملغی شدن حکم انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی رئیس جمهور ، بلافاصله آقای مشایی با کناره گیری از این سمت ، ولایت پذیری و قانونگرایی خود را نشان داد و در پی آن رئیس جمهور محترم نیز با قبول استعفای ایشان از این سمت ، اقدام به ارسال نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب کرد و مراتب اجرای دستور ایشان را به استحضار معظم له رساند.

رئیس جمهور در این نامه با استناد به اصل ۵۷ قانون اساسی و ارسال متن استعفای آقای رحیم مشایی ، مقام رهبری را از  اجرای اوامر ایشان آگاه ساخته است .

استناد به اصل مزبور در قانون اساسی ، تاکید ویژه ای بر این نکته است که نظرات و اوامر رهبر فرزانه انقلاب به قوای سه گانه ، در حکم قانون است و اجرای آن نیز یک وظیفه قانونی محسوب می شود.

طبق این اصل ، قوای سه گانه از جمله قوه مجریه ، زیر نظر ولی فقیه اعمال می شود و حاکمیت هر یک از این قوا ، زمانی معنا پیدا می کند که با حمایت و تایید رهبری همراه باشد. به این ترتیب می توان گفت که تامین خواست و اراده ولی فقیه در موضوعات حکومتی ، یک امر کاملا قانونی است و همگان در چارچوب قانون اساسی ، موظف به تبعیت از آن و اهتمام در جهت اجرای منویات معظم له هستند.

در ارتباط با نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور ، نکاتی وجود دارد که به شرح زیر می توان به آنها اشاره کرد:

۱- میان رهبر معزز انقلاب با رئیس جمهور ، یک فضای اختصاصی مبتنی بر دستور ، رایزنی ، همفکری ، مشاوره ، تبادل اطلاعات ، نامه نگاری ، ارزیابی و تحلیل مسائل داخلی و خارجی وجود دارد. نامه مقام رهبری در مورد آقای مشایی ، در چنین فضایی و در پاکت مهر و موم شده و به صورت خصوصی تسلیم رئیس جمهور شده است. آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود که متاسفانه برخی افراد و محافل اقدام به انتشار خبر این نامه در رسانه های ارتباط جمعی کردند.

۲-سووال این است که چه کسانی پیش از قرائت نامه توسط رئیس جمهور ، وجود چنین نامه ای را به صورت عمومی منتشر کرده اند؟ آیا مسوولیت اعلام رسمی نظرات و اوامر رهبری خطاب به دیگران ، برعهده آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی است؟ این اطلاعات از کجا به دست ایشان رسیده است ؟ آقای ابوترابی چه پاسخی برای دامن زدن به اختلافات که رهبر فرزانه انقلاب همگان را از آن منع کرده اند، دارد؟ وقتی آقای مشایی به دلیل یک اظهار نظر اشتباه ، صلاحیت باقی ماندن در پست معاون اول رئیس جمهور را از دست داده است، به طریق اولی ، آقای ابوترابی نیز به دلیل دخالت غیرقانونی در مسائل اجرایی ، افشای غیراخلاقی نامه رهبری به رئیس جمهور و ایجاد تشویش در اذهان عمومی ، صلاحیت باقی ماندن در سمت نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی را از دست می دهد.

۳- پس از فاش شدن نامه در رسانه های ارتباط جمعی، رئیس جمهور محترم برای عمل به نظر رهبر انقلاب ، لاجرم باید به متن نامه معظم له استناد می کرد، نامه ای که تا شامگاه روز جمعه گذشته ، به طور رسمی از سوی دفتر مقام معظم رهبری منتشر نشده بود. بنابراین ایشان باید منتظر می ماند تا این نامه به صورت رسمی منتشر شود.

۴- پس از انتشار نامه ، آقای مشایی بلافاصله تبعیت خود را از دستور مقام معظم رهبری اعلام کرد و کناره گیری خود را از سمت معاون اولی رئیس جمهور به طور رسمی به اطلاع عموم رساند و رئیس جمهور نیز با استعفای وی از این سمت موافقت کرد.

۵- سخنان رهبر انقلاب در دیدار روز شنبه خود با شرکت کنندگان در بیست و ششمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم ، به روشنی حکایت از دغدغه های ایشان نسبت به رفتار سووال برانگیز برخی افراد زیاده خواه ، خودبرتربین و خود محور دارد که بعضا نیز خود را پدرخوانده سیاسی جریان اصولگرا می نامند و نمادهای آن در برخی جریانهای سیاسی و رسانه ای دیده می شوند.

۶- کسانی که بعضا خود را ذوب در ولایت یا پیرو ولی فقیه معرفی می کنند ، باید به راه و رسم تبعیت از ولایت نیز واقف باشند. افرادی که جلوتر از رهبری حرکت کرده و در تلاش هستند تا خواست و اراده خود را به دیگران دیکته کنند، با فقدان اصالت و مبانی لازم برای ولایت پذیری مواجه می شوند و حق ندارند دولت ولایی آقای احمدی نژاد را متهم به زاویه گرفتن از ولایت بکنند.

۷-   در ماجرای انتشار غیراخلاقی نامه رهبر انقلاب به رئیس جمهور ، شاهد بودیم که برخی افراد وابسته به یک طیف سیاسی و حتی کسانی که تریبونهای رسانه ای را در اختیار گرفته اند ، پای خود را از دایره تکلیف بیرون گذاشتند و گفتار و رفتار آنها به جای آنکه بازتاب دهنده انصاف و خداترسی باشد ، متاسفانه واتاب دهنده حاکمیت هوای نفس بود. کسانی که بوضوح به دنبال در هم شکستن بازوی کارامد و توانای رهبری یعنی رئیس جمهور حزب اللهی و خادم ملت بودند و به کمتر از آن نیز راضی نمی شدند. 

۸-   در این ماجرا ، برخی افراد به سراغ مراجع تقلید رفتند تا آنها را نیز وارد این معرکه کنند و متاسفانه شاهد صدور فتوای عجیب و نادر یکی از مراجع محترم نسبت به موقعیت اداری آقای مشایی بودیم . کسانی که چنین رویه ای را در پیش می گیرند ، یقینا دلسوز مراجع معزز نیستند. دخالت دادن مراجع محترم در اینگونه مسائل ، به مصلحت آنان نیست و هشدار نسبت به برخی از غفلت ها ، ضروری به نظر می رسد.

۹- آقای احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب مردم در آستانه تنفیذ ، تحلیف و معرفی اعضای دولت دهم قرار دارد و برای این منظور مسوولیت ها و وظایف مهم و سنگینی را باید به انجام برساند. به نظر می رسد که برخی افراد ذی نفوذ ، به جای کمک کردن و همکاری با رئیس جمهور ، تجارب خود را در جهت دامن زدن به اختلافات ، ایجاد وضعیت غیرعادی و مشوه کردن اذهان عمومی به کار می بندند. آنها باید بدانند که ادامه چنین رفتاری متضمن منافع ملت ایران نیست و با دست خود آب به آسیاب دشمن می ریزند.

۱۰ – ملت ایران در مسیر پیشرفت و عدالت حرکت می کند و دولت دهم باید گامهای بلندی را در این جهت به پیش بردارد. کسانی که دلسوز ، خیرخواه و دوستدار ملت ایران هستند ، به جای تمرکز بر نقد اظهارات این و آن که متضمن کمترین سود و مصلحت برای کشور و مردم است ، به نقد وضعیت موجود کشور ، بیان ضرورتها ، پیش بینی راه حل ها و تبیین نقاط ضعف و قوت در موضوعات مختلف بپردازند و از هم اکنون به یاری دولتی بشتابند که به فضل الهی با هموار کردن مسیر پیشرفت های همه جانبه کشور ، چشم انداز امیدبخشی را در پیش روی مردم پدیدار خواهد ساخت .

 


شاهد دارای حق کپی رایت می باشد .