جنجال تبلیغاتی بر سر یک انتصاب قانونی
آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهور محترم ، هفته گذشته در جلسه هیات دولت که در مشهد مقدس و در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحج حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف تحیه و الثناء) برگزار شد ، برخی از اعضای دولت در سطح معاونین رئیس جمهور را معرفی کرد.
به این ترتیب ، اولین تصمیمات رئیس جمهور در ارتباط با ترکیب دولت و سلسله تغییرات در دست مطالعه و بررسی ، به اطلاع عموم رسید.
مهمترین انتصاب صورت گرفته ، به آقای اسفندیار رحیم مشایی مربوط می شود که قرار است در سمت معاون اول رئیس جمهور ، انجام وظیفه کند. وی پیش از این معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بوده است.
این انتصاب ، با واکنشهای گسترده و بعضا هدایت شده ای همراه بوده است ، واکنشهایی که قدرت رسانه ای یک جریان برتری جوی سیاسی را گوشزد می کند. این جریان ، پیشتر نیز توانست با جوسازی و جنجال خبری ، موضوع مدرک تحصیلی آقای علی کردان، وزیر سابق کشور را به مهمترین موضوع مطرح در فضای سیاسی و روانی جامعه و ارکان تصمیم ساز و تصمیم گیر در کشور تبدیل کند.
همین جریان ، اکنون با انتصاب آقای رحیم مشایی به سمت معاون اولی رئیس جمهور، به مخالفت پرداخته و همه ابزارها و امکانات در اختیار خود را با هدف تحت فشار قرار دادن آقای احمدی نژاد جهت بازگشت از این تصمیم ، به کار گرفته است. این جریان حتی به تهدیدهای صریح نیز مبادرت ورزیده و از تاثیرات منفی انتصاب آقای مشایی بر تصمیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تایید وزیران پیشنهادی در دولت دهم سخن به میان آورده است.
نکته جالب توجه در ابراز مخالفت ها ، آن است که هیچیک از مخالفان دولت به عملکرد و مدیریت آقای مشایی یعنی جایی که به منافع و حقوق مردم ارتباط پیدا می کند ، اشکال وارد نکرده اند و این امر نشان می دهد که وی از این جهت ، کاملا موفق بوده است و رئیس جمهور در انتخاب وی به عنوان یک مدیر مومن ، دلسوز ، کارامد و شایسته ، درست و با دقت عمل کرده است.
مخالفان انتصاب آقای مشایی ، باید پاسخگوی این مساله باشند که براساس کدام استدلال و منطق قابل دفاع، افراد دارای سابقه رانت خواری، سوء استفاده کنندگان از موقعیت های رسمی و اداری، سازش کنندگان و همصدا شدگان با دشمنان انقلاب و تضییع کنندگان حقوق مردم ، می توانند در برخی از مصادر مهم و حساس کشور حضور داشته باشند و هیچکس هم معترض و متعرض به آنها نباشد ، اما فردی مانند آقای مشایی فقط به دلیل یک اظهار نظر ساده و هرچند نادرست و با وجود ارائه کارنامه های قابل قبول در مسوولیت های مختلف ، باید از حضور در مصادر امور محروم گردد؟! برای این تناقض رفتاری چه پاسخی وجود دارد؟ چگونه می توان پذیرفت که همه ابراز مخالفت ها با آقای مشایی دلسوزانه و مبتنی بر دفاع از حقوق مردم است ؟!
ما در ایران اسلامی ، در یک جامعه آزاد ، با نشاط ، خلاق و پویا زندگی می کنیم و هر کس از دیدگاه خود می تواند در باره تصمیمات و اقدامات مسوولان کشور به اظهار نظر ، مخالفت ، موافقت یا انتقاد بپردازد. این امر از نگاه دولت و رئیس جمهور محترم ، جزو ویژگی های ممتاز جامعه ما و یک فرصت بی بدیل و شاخصی مهم برای رشد و پیشرفت محسوب می شود، بنابراین پاسخگویی به این اظهار نظرها، به معنای جبهه گیری در برابر صاحب نظران ، نخبگان و اصحاب رسانه نیست بلکه هدف از آن تنویر افکار عمومی و تبیین حقایق است .
اظهار عقیده در باره مسائل کشور ، یک امر مهم ، ضروری و ستودنی است اما کسانی که در قوای سه گانه ، در مصادر امور قرار دارند باید مراقبت کنند که اظهار نظر آنان به دخالت و دیکته کردن نظرات منجر نشود و اصول قانون اساسی از جمله اصل تفکیک قوا مخدوش نگردد. اظهارات برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در باره تاثیرات منفی ناشی از انتصاب آقای مشایی بر رای نمایندگان به وزرای پیشنهادی رئیس جمهور ، تهدید آمیز به نظر می رسد و این همان شائبه نگران کننده ای است که باید از تکرار آن اجتناب شود.
رئیس جمهور منتخب با برخورداری از ۲۵ میلیون رای، حمایت بی سابقه ملت ایران را پشتوانه خود دارد. حامیان اصیل آقای احمدی نژاد و دولت خادم ملت، به قاعده معقول این حمایت و همکاری پایبندند ، با او همراه ، همدل وهمصدا هستند ، به انتخاب وی احترام می گذارند، جو زده نمی شوند ، بازی نمی خورند، او را تحت فشار سیاسی و تبلیغاتی قرار نمی دهند و هر روز نه بر اثر یک تند باد ، بلکه با وزش یک نسیم ، به این سو و آن سو نمی روند.
رئیس جمهور ، تصمیمات خود را در حوزه نظام اجرایی کشور به طور مستقل ، در چارچوب اختیارات قانونی خود و بر اساس بررسیهای به عمل آمده ، اخذ می کند و آن را به مورد اجرا می گذارد. تجربه ثابت کرده است که فضا سازیهای کاذب و جنجال آفرینی های بی اساس نمی تواند ، تصمیم رئیس جمهور را تحت تاثیر قرار دهد و صد البته باورهای ایمانی ، استواری در مواضع و حرکت در مدار قانون، منافع ملی و حراست از حقوق مردم ، تداعی کننده یک شخصیت باثبات و پایدار از آقای احمدی نژاد در اذهان عمومی است.