چرا امروز ؟

روز انتخاب سرنوشت و تصمیم گیری ملت ایران برای تعیین مسیر حرکت کشور طی چهار سال آینده نزدیک است. این روزها ، جامعه ایرانی در نقطه اوج سیاست گرایی و سیاست ورزی قرار گرفته و با دقت و جدیت مباحث مطرح در مناظره های انتخاباتی بویژه میان آقای احمدی نژاد و میرحسین موسوی را دنبال می کند. بحثهایی که عمدتا ریشه در افشای برخی از نامها و نشانها و دخالت آنها در ویژه خواریها ، سوء استفاده از بیت المال و ثروت اندوزیهای نامشروع دارد.

در حالی که مردم تحت تاثیر افشاگریهای آقای احمدی نژاد به وجد آمده و با حضور معنی دار خود در صحنه، وی را مورد حمایت قرار داده اند، مخالفان دولت بااستفاده از ابزار نیرومند رسانه ای و تبلیغاتی ، به انتقام گرفتن از آقای احمدی نژاد روی آورده و او را به شکل ناجوانمردانه ای ، هدف شدیدترین و بی سابقه ترین توهین ها ، افتراها و هتاکی ها قرار داده اند.

یک سووال اساسی این است که چرا آقای احمدی نژاد در این برهه از زمان دست به افشاگری زد و چرا پیشتر چنین نکرد؟

این سووال پاسخ روشنی دارد. اول آنکه مسوول رسیدگی قانونی به انحرافات و سوء استفاده ها و دست اندازیهای غیرقانونی به بیت المال برعهده دستگاه قضایی است و مسوولان قضایی باید به مردم پاسخ دهند که چرا تا کنون در برابر اینگونه پرونده ها ، سکوت و بی تفاوتی در پیش گرفته اند. به راستی چرا باید رانت خواران و سوء استفاده کنندگان از بیت المال در امنیت و آسایش باشند؟!

در ثانی ، بهترین زمان برای افشاگری در باره مفاسد اقتصادی و مالی و رسوا کردن عوامل این فساد، موسم انتخابات است زیرا مفسدان زر اندوز ، نقاب تزویر و ریا برچهره آویخته و در تلاش هستند تا با فریبکاری و نیرنگ ، نتیجه انتخابات را مصادره به مطلوب کنند. حاکمیت دگرباره آنان بر سرنوشت کشور، حادثه غم انگیزی خواهد بود که بدون تردید ، منافع ملت ایران را با تهدید جدی مواجه خواهد ساخت و ملت ایران از حرکت در مسیر به حق خود منحرف خواهد کرد.

با نگاهی به درسهای عبرت انگیز در تاریخ ، در می یابیم که یک تصمیم شجاعانه یا یک اقدام به هنگام ، تاریخ را نجات مى‌دهد و گاهى یک حرکت نابجا که ناشى از ترس و ضعف و دنیاطلبى و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطه‌ى گمراهى مى‌غلتاند.

حادثه عاشورا ، کوتاه زمانی پس از رحلت نبی مکرم اسلام بوقوع پیوست و کار به جایى رسید که نواده‌ى اشرار و منافقین ، بر جاى پیغمبر تکیه زد، سرِ جگر گوشه‌ى همان پیغمبر را در مقابل خود نهاد و با چوبِ خیزران به لب و دندانش زد و گفت: کشته ‌هاى ما در جنگ بدر، برخیزند و ببینند که با کشنده‌ هایشان چه کار کردیم!

امروز پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ، شاهد تکرار حوادث صدر اسلام هستیم . خواصِ جامعه به دو گروه طرفدار حق و طرفدار باطل تقسیم شده اند. خواص طرفدار باطل همانهایی هستند که امروز در اوج دنیا طلبی قرار دارند ، ثروتهای بادآورده و نامشروع را در حسابهایشان انباشته اند و برای تصاحب قدرت از دست رفته ، سرگرم توطئه علیه اراده و خواست مردم و طراحی و برنامه ریزی علیه جبهه حق هستند.

از دست رفتن منافع ملی و تضییع حقوق مردم ، نتیجه حاکمیت دنیا طلبان ، زراندوزان و مفسدان مالی بر سرنوشت کشور است. بدون تردید با وادادگان در برابر جلوه های فریبنده دنیا ، نمی توان به مصاف دشمنان روباه صفتی رفت که برای به زانو در آوردن ملت ایران و به شکست کشاندن انقلاب اسلامی ، به کمین نشسته اند. با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد. از کسانی که به رانت خواری خو گرفته اند، نمی توان ازبیت المال حراست کرد و از آنها انتظار ایستادگی و مقاومت در برابر فشارهای بیگانه را داشت. با کسانی که با گستاخی تمام ، در نقش وکیل مدافع رژیم نامشروع صهیونیستی ظاهر شده و از ماجرای موهومی مانند هلوکاست دفاع می کنند، چگونه می توان به دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین پرداخت . به کسانی که پرونده های مدیریتی آنان ، آلوده به تضییع حقوق محرومان در دفاع از حقوق اغنیاء است چگونه می توان برای پیشرفت کشور امید بست .

تجربه نشان داده است که وقتى خواصِ جامعه، چنان تغییر ماهیت بدهند که فقط دنیاى خودشان برایشان اهمیت پیدا ‌کند ، به راحتی حاضر می شوند از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن یا تنها ماندن، در برابر جبهه باطل و دولتهای به ظاهر قدرتمند، کوتاه بیایند ، دشمن را بزرگ و قدرتمند ، خود را حقیر و توانمندیهای خویش را ناچیز بشمارند ، راه پیشرفت ملت خود را در عرصه های مختلف از جمله در انرژی هسته ای مسدود کنند و بر روی منافع و حقوق ملت چوب حراج بزنند ، آن گاه باید منتظر فجایع بعدی باشیم .

اگر خواص طرفدار حق ، در تشخیص و ظیفه دچار اشتباه نشدند و به موقع و بدون فوت وقت ، عمل کردند، تاریخ نجات پیدا مى‌کند و دیگر حسین‌بن‌على‌ها ، به کربلاها کشانده نمى‌شوند. اما اگر دچار بدفهمی یا دیر فهمی شدند ، کربلاها در تاریخ تکرار خواهد شد.

به یاد داشته باشیم که گاهى شهید شدن ، آسان‌تر از زنده ماندن است! گاهى زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط، به مراتب مشکلتر از شهید شدن و به لقاى خدا پیوستن است و زنده ماندن، ثواب و اثر و زحمتش بیش از کشته شدن در راه حق است.

اگر امروز وظیفه خود را به درستی تشخیص ندهیم و مردانه و به هنگام ، پای دفاع از ارزشهای ناب اسلام و انقلاب نایستیم ، فردا دیر خواهد بود. امروز محمود احمدی نژاد ، مرد این میدان شده و همه خطرها را به جان خریده است . ملت ایران در آستانه یک تصمیم بزرگ ، فریاد هشدار دهنده این مجاهد راستین انقلاب را می شنود و با همه وجود به او اقبال می کند.

احمدی نژاد تنها نیست و یک ملت نستوه با همه وجود ، به حمایت از او برخاسته است . ملت مسلمان ایران امروز بیش از همیشه بیدار و هوشیار است و از تکرار حادثه کربلا ، از به مسلخ کشاندن امام امت ، از بر سرِ کار آمدن بنى‌امیّه های زمان جلوگیری خواهند کرد.

 

۶۷ نظر