چرا امروز ؟

روز انتخاب سرنوشت و تصمیم گیری ملت ایران برای تعیین مسیر حرکت کشور طی چهار سال آینده نزدیک است. این روزها ، جامعه ایرانی در نقطه اوج سیاست گرایی و سیاست ورزی قرار گرفته و با دقت و جدیت مباحث مطرح در مناظره های انتخاباتی بویژه میان آقای احمدی نژاد و میرحسین موسوی را دنبال می کند. بحثهایی که عمدتا ریشه در افشای برخی از نامها و نشانها و دخالت آنها در ویژه خواریها ، سوء استفاده از بیت المال و ثروت اندوزیهای نامشروع دارد.

در حالی که مردم تحت تاثیر افشاگریهای آقای احمدی نژاد به وجد آمده و با حضور معنی دار خود در صحنه، وی را مورد حمایت قرار داده اند، مخالفان دولت بااستفاده از ابزار نیرومند رسانه ای و تبلیغاتی ، به انتقام گرفتن از آقای احمدی نژاد روی آورده و او را به شکل ناجوانمردانه ای ، هدف شدیدترین و بی سابقه ترین توهین ها ، افتراها و هتاکی ها قرار داده اند.

یک سووال اساسی این است که چرا آقای احمدی نژاد در این برهه از زمان دست به افشاگری زد و چرا پیشتر چنین نکرد؟

این سووال پاسخ روشنی دارد. اول آنکه مسوول رسیدگی قانونی به انحرافات و سوء استفاده ها و دست اندازیهای غیرقانونی به بیت المال برعهده دستگاه قضایی است و مسوولان قضایی باید به مردم پاسخ دهند که چرا تا کنون در برابر اینگونه پرونده ها ، سکوت و بی تفاوتی در پیش گرفته اند. به راستی چرا باید رانت خواران و سوء استفاده کنندگان از بیت المال در امنیت و آسایش باشند؟!

در ثانی ، بهترین زمان برای افشاگری در باره مفاسد اقتصادی و مالی و رسوا کردن عوامل این فساد، موسم انتخابات است زیرا مفسدان زر اندوز ، نقاب تزویر و ریا برچهره آویخته و در تلاش هستند تا با فریبکاری و نیرنگ ، نتیجه انتخابات را مصادره به مطلوب کنند. حاکمیت دگرباره آنان بر سرنوشت کشور، حادثه غم انگیزی خواهد بود که بدون تردید ، منافع ملت ایران را با تهدید جدی مواجه خواهد ساخت و ملت ایران از حرکت در مسیر به حق خود منحرف خواهد کرد.

با نگاهی به درسهای عبرت انگیز در تاریخ ، در می یابیم که یک تصمیم شجاعانه یا یک اقدام به هنگام ، تاریخ را نجات مى‌دهد و گاهى یک حرکت نابجا که ناشى از ترس و ضعف و دنیاطلبى و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطه‌ى گمراهى مى‌غلتاند.

حادثه عاشورا ، کوتاه زمانی پس از رحلت نبی مکرم اسلام بوقوع پیوست و کار به جایى رسید که نواده‌ى اشرار و منافقین ، بر جاى پیغمبر تکیه زد، سرِ جگر گوشه‌ى همان پیغمبر را در مقابل خود نهاد و با چوبِ خیزران به لب و دندانش زد و گفت: کشته ‌هاى ما در جنگ بدر، برخیزند و ببینند که با کشنده‌ هایشان چه کار کردیم!

امروز پس از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ، شاهد تکرار حوادث صدر اسلام هستیم . خواصِ جامعه به دو گروه طرفدار حق و طرفدار باطل تقسیم شده اند. خواص طرفدار باطل همانهایی هستند که امروز در اوج دنیا طلبی قرار دارند ، ثروتهای بادآورده و نامشروع را در حسابهایشان انباشته اند و برای تصاحب قدرت از دست رفته ، سرگرم توطئه علیه اراده و خواست مردم و طراحی و برنامه ریزی علیه جبهه حق هستند.

از دست رفتن منافع ملی و تضییع حقوق مردم ، نتیجه حاکمیت دنیا طلبان ، زراندوزان و مفسدان مالی بر سرنوشت کشور است. بدون تردید با وادادگان در برابر جلوه های فریبنده دنیا ، نمی توان به مصاف دشمنان روباه صفتی رفت که برای به زانو در آوردن ملت ایران و به شکست کشاندن انقلاب اسلامی ، به کمین نشسته اند. با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد. از کسانی که به رانت خواری خو گرفته اند، نمی توان ازبیت المال حراست کرد و از آنها انتظار ایستادگی و مقاومت در برابر فشارهای بیگانه را داشت. با کسانی که با گستاخی تمام ، در نقش وکیل مدافع رژیم نامشروع صهیونیستی ظاهر شده و از ماجرای موهومی مانند هلوکاست دفاع می کنند، چگونه می توان به دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین پرداخت . به کسانی که پرونده های مدیریتی آنان ، آلوده به تضییع حقوق محرومان در دفاع از حقوق اغنیاء است چگونه می توان برای پیشرفت کشور امید بست .

تجربه نشان داده است که وقتى خواصِ جامعه، چنان تغییر ماهیت بدهند که فقط دنیاى خودشان برایشان اهمیت پیدا ‌کند ، به راحتی حاضر می شوند از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن یا تنها ماندن، در برابر جبهه باطل و دولتهای به ظاهر قدرتمند، کوتاه بیایند ، دشمن را بزرگ و قدرتمند ، خود را حقیر و توانمندیهای خویش را ناچیز بشمارند ، راه پیشرفت ملت خود را در عرصه های مختلف از جمله در انرژی هسته ای مسدود کنند و بر روی منافع و حقوق ملت چوب حراج بزنند ، آن گاه باید منتظر فجایع بعدی باشیم .

اگر خواص طرفدار حق ، در تشخیص و ظیفه دچار اشتباه نشدند و به موقع و بدون فوت وقت ، عمل کردند، تاریخ نجات پیدا مى‌کند و دیگر حسین‌بن‌على‌ها ، به کربلاها کشانده نمى‌شوند. اما اگر دچار بدفهمی یا دیر فهمی شدند ، کربلاها در تاریخ تکرار خواهد شد.

به یاد داشته باشیم که گاهى شهید شدن ، آسان‌تر از زنده ماندن است! گاهى زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط، به مراتب مشکلتر از شهید شدن و به لقاى خدا پیوستن است و زنده ماندن، ثواب و اثر و زحمتش بیش از کشته شدن در راه حق است.

اگر امروز وظیفه خود را به درستی تشخیص ندهیم و مردانه و به هنگام ، پای دفاع از ارزشهای ناب اسلام و انقلاب نایستیم ، فردا دیر خواهد بود. امروز محمود احمدی نژاد ، مرد این میدان شده و همه خطرها را به جان خریده است . ملت ایران در آستانه یک تصمیم بزرگ ، فریاد هشدار دهنده این مجاهد راستین انقلاب را می شنود و با همه وجود به او اقبال می کند.

احمدی نژاد تنها نیست و یک ملت نستوه با همه وجود ، به حمایت از او برخاسته است . ملت مسلمان ایران امروز بیش از همیشه بیدار و هوشیار است و از تکرار حادثه کربلا ، از به مسلخ کشاندن امام امت ، از بر سرِ کار آمدن بنى‌امیّه های زمان جلوگیری خواهند کرد.

 

۶۷ نظر

رسوا کردن رانت خواران ومفسدان مالی، وظیفه دینی وحکومتی است

افشای بعضی افراد صاحبنام و وابستگان آنها که از موقعیتهای رسمی ، سوء استفاده کرده و مرتکب رانت خواری ، ویژه خواری و ثروت اندوزیهای نامشروع شده اند، یکی از نتایج بحث انگیز، مناظره تلویزیونی چهارشنبه سیزدهم خرداد ماه، میان دکتر احمدی نژاد و میرحسین موسوی دو تن از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

اقدام بی باکانه آقای احمدی نژاد در فاش ساختن برخی از موارد مشهور به فساد مالی و اقتصادی، با استقبال و حمایتهای گسترده مردم مواجه شد ، اما جمعی از خواص و مخالفان دکتر احمدی نژاد به تبلیغات سوء ، علیه این اقدام پرداختند و کوشیدند ، روشنگریهای هشدار دهنده وی را نوعی بداخلاقی سیاسی ، ورود به حریم خصوصی دیگران یا توهین و تهمت به کسانی وانمود سازند که طی سه دهه اخیر ، از آنها به عنوان استوانه های نظام جمهوری اسلامی یاد می شده است.

در این زمینه شایسته دیدم به دو نکته اساسی که اغلب با نگاه متفاوتی به آن نگریسته می شود، اشاره کنم. در ادامه نیز موارد پند آموزی از نحوه تعامل مولای متقیان امام علی علیه السلام با نزدیکان و منصوبان خویش در ارتباط با حفظ و حراست از بیت المال و اجرای عدالت ، جهت ملاحظه و توجه علاقمندان خاطر نشان شده است.

الف : کاملا روشن و مبرهن است که مناصب، مصادر امور، پست ها، مسوولیت ها و درجات کشوری و لشکری جزو حقوق عمومی محسوب می شود و نه حقوق خصوصی. بنابراین کسانی که در چنین جایگاههایی قرار می گیرند ، در واقع امانتدار مردم هستند و باید در بهره برداری صحیح و قانونمند از امانت مردم ، بیشترین تلاش را همراه با بهترین و موثرترین روشها به کار بندند. با این نگاه ، هدف از مسوولیت پذیری ، چیزی جز خدمت دلسوزانه و تلاش پاک دستانه برای پیشرفت کشور و تامین منافع ملی نیست . با وجود چنین نگرش قانونمند و درستی به مناصب حکومتی ، متاسفانه رفتار برخی افراد، حاکی از نگرش مالکانه ، موروثی و شخصی به مصادر امور در همه ارکان مدیریتی کشور است و به همین دلیل ، آن را حریم خصوصی خود می پندارند و تعرض به آن و مورد سووال قرار دادن افراد صاحب منصب را حرام می شمارند. آنها نظام حکومتی را متعلق به خود و خود را متعلق به نظام حکومتی و این دو را مترادف و هموزن و همسنگ هم می شمارند. طی سالهای پس از پیروزی انقلاب ، این برداشت انحرافی همراه با نوعی ترس از پرسشگری به جامعه منتقل شد. این واقعیت سیاسی و اجتماعی ، یک حاشیه امن را برای کسانی بوجود آورد که بدون واهمه از هرگونه پیگرد و پرسشی، بیت المال و منابع عمومی را در انحصار خویش دانستند و کردند آنچه را که باید از آن دوری می جستند.

ب : چنین به نظر می رسد که در سالهای پس از انقلاب، در دو موضوع، برخلاف دستور و نظر اسلام عمل شده است. یکی فساد اخلاقی و دیگری فساد مالی . با نظر به روایات و احکام اسلام در باره فساد اخلاقی ، اینگونه برداشت می شود که دیدگاه اسلام عزیز مبتنی بر سرپوش گذاشتن و سخت گیری شدید در اثبات و علنی شدن فساد اخلاقی است و تلاش بر این است تا بوی گند ناشی از این نوع فساد، در جامعه گسترده نشود. متاسفانه طی سالهای پس از انقلاب برخلاف این دیدگاه ، عمل شده و امروز صفحات حوادث روزنامه ها مملو از گزارشهای تشریحی درباره این نوع از مفاسد ، آسان گیری موضوع و برخورد شدید با عوامل اینگونه مفاسد است! از سوی دیگر ، در باب فساد مالی و دست اندازی به بیت المال و منابع عمومی ، روایات مستند و فراوانی وجود دارد که از برخورد قاطعانه، شدید و قهرآمیز اسلام با مفسدان مالی و اقتصادی، رانت خواران، زیاده خواهان و سوءاستفاده کنندگان از موقعیت های عمومی، حکایت می کند. در این زمینه نیز در سالهای پس از انقلاب ، برخلاف دیدگاه اسلام عمل شده است. مماشات، غمض عین، سرپوش گذاشتن ، بی توجهی و همکاری با برخی از مفسدان مالی و سوء استفاده کنندگان از بیت المال هیچ تناسبی با آنچه که از توصیه ها و تاکیدات امام علی (ع) به دست ما رسیده، ندارد. بدیهی است هرگونه تلاشی برای افشاگری و رسوا کردن غارتگران بیت المال و رانت خواران و سوء استفاده کنندگان از منابع عمومی با واکنشهای تند و مقاومت های سرسختانه ای مواجه می شود و این همان وضعیتی است که رئیس جمهور شجاع و عملگرای ایران با آن مواجه شده است .

رسوایی مالی ، یک ننگ غیرقابل تحمل است به گونه ای که در برخی از کشورها ، عوامل فساد ، پس از رسوایی ، بهترین راه برای فرار از مجازاتهای قانونی و شماتت مردم را در خودکشی می بینند اما در اینجا با وقاحت ، گردن افرازی می کنند ، ثروت های انباشته را متعلق به خود می دانند و علیه فاش کننده نامشان ، به دستگاه قضایی شکایت می کنند!

برخی می گویند که آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای موسوی طوفان به پا کرده است ! بنده فکر می کنم که هنوز هیچ طوفانی به پا نشده است. طوفان اصلی هنوز در راه است، طوفانی که کشور را با یک خانه تکانی اساسی مواجه می کند و نظام اسلامی را از آلودگی ها و عناصر آلوده منزه و پایه های آن را مستحکم خواهد کرد.

در زیر ، برخی از توصیه های امام علی (ع) در ارتباط با دست اندازی به بیت المال و برخورد با رانت خواران مورد اشاره قرار گرفته است :

۱- کسی که امانت را خوار شمرد و در خیانت گام بردارد و خود و دینش را از آن منزه نسازد، درهای ذلت و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود. (نهج البلاغه – حکمت ۷۳)

۲- بزرگترین خیانت ، خیانت به امت است و رسواترین تقلب ، تقلب حاکمان است. (نهج البلاغه –رساله ۲۶-انساب الاشراف)

۳- خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده است که زندگی خود را با توده ضعیف مردم هم اندازه سازند تا فشار فقر بر آنان باعث نافرمانی از خداوند نشود. (مستدرک نهج البلاغه ص۱۸۱)

۴- شبی عقیل به عنوان مهمان بر حضرت علی (ع) در کوفه وارد شد. آنحضرت ، مقدم برادر را گرامی شمرد و او را احترام کرد. امام حسن مجتبی علیه السلام به اشاره پدرش یک پیراهن و یک ردا، از مال خود به عقیل اهدا کرد. هوا گرم بود، علی و عقیل روی بام دارالاماره کوفه نشسته بودند. عقیل انتظار سفره رنگینی داشت، بر خلاف انتظارش غذای ساده ای بیش نبود. عقیل حاجت خود را اظهار کرد و گفت: زودتر باید به خانه ام برگردم و خیلی مقروضم. آمده ام شما دستور بدهید قرض من را بدهند. فرمود: چقدرمقروضی؟ گفت: صدهزار درهم. فرمود: چقدر زیاد! بعد فرمود: متأسفم که اینقدر تمکن ندارم که همه قرضهای تو را بدهم ولی همینکه موقع حقوق و تقسیم سهمیه ها شد من از سهم خودم تا آن اندازه ای که مقدور است خواهم داد. عقیل گفت: سهم تو که چیزی نیست، چقدرش را می خواهی خودت برداری و چقدرش را به من بدهی، دستور بده از بیت المال بدهند. فرمود: بیت المال که ملک شخصی من نیست، من امین مال مردمم ، نمی توانم از بیت المال به تو بدهم. بعد که دید عقیل خیلی سماجت می کند از همان پشت بام که به بازار مشرف بود و صندوقهای تجار دیده می شد به صندوقها اشاره کرد و فرمود: من یک پیشنهاد به تو می کنم که اگر عمل کنی همه قرضها را می دهی و آن اینکه این مردم تدریجا به خانه ها می روند و اینجا خلوت می شود و صندوقهاشان که پر از درهم و دینار است اینجا هست، همینکه خلوت شد برو و این صندوقها را خالی کن و قرض هایت را بده. عقیل گفت برادرجان سر به سر من می گذاری، به من پیشنهاد دزدی می کنی، مگر من دزدم که بروم مال مردم بیچاره ای را که راحت درخانه های خود خوابیده اند بزنم؟! فرمود: چه فرق می کند که از بیت المال به ناحق بگیری و یا این صندوقها را بزنی، هر دو دزدی است. بعد فرمود: پیشنهاد دیگری به تو می کنم. در این نزدیکی کوفه شهر قدیمی حیره است و مرکز بازرگانان و ثروتمندان عمده ای است. شبانه دو نفری می رویم و بر یکی از آنها شبیخون می زنیم. عقیل گفت: برادرجان من از بیت المال مسلمین کمک می خواهم وتو این حرفها را به من می زنی؟! فرمود: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از این که مال صدها هزار نفر را بدزدی. چطور است که ربودن مال یک نفر اسم دزدی دارد و ربودن اموال عمومی دزدی نیست؟

۵- علی بن رافع در دوران حکومت حضرت علی (ع) ، مسوول بیت المال و کاتب امام بود. در آن زمان در بیت المال، گردنبندی از لؤلؤ وجود داشت که از غنیمت‌های جنگ جمل بود.

یکی از دختران امیرالمؤمنین علیه السلام به علی بن رافع پیغام داد که گردنبند را به او امانت بدهد تا در عید قربان به گردن بیندازد و پس از سه روز برگرداند، با این ضمانت که اگر خسارتی دید، بهایش را بپردازد.

امیرالمؤمنین گردنبند را به گردن دخترش دید، آن را شناخت و از او پرسید:« این را از کجا آوردی؟!» او پاسخ داد:« از علی بن ابی رافع، عاریه گرفتم تا در عید از آن استفاده کنم و بعداً به او برگردانم».

امام، علی بن رافع را احضار کرد و به او فرمودآیا به مسلمانان خیانت می‌کنی؟» او جواب داد:« از خیانت به مسلمانان به خدا پناه می‌برم».

امام فرمود:« پس چگونه بدون اجازه من و رضایت مسلمانان، گردنبندی را که در بیت المال بود به او عاریه دادی؟».

علی بن رافع گفت:‌« ای امیرالمؤمنین، او دختر توست؛ از من درخواست کرد که گردنبند را برای روز عید به او امانت بدهم؛ من هم دادم و خود نیز ضمانت کردم که آن را سالم به جایش برگردانم».

امام به او فرمود:« گردنبند را همین امروز به جایش برگردان و حواست باشد دیگر از این کارها نکنی که تنبیه می‌شوی. دخترم نیز اگر گردنبند را به عاریه و با ضمانت نگرفته بود، سزاوار بود دستش به خاطر دزدی قطع شود؛ و در این صورت، او اولین زن از بنی هاشم بود که دستش به دلیل دزدی قطع می‌شد.

وقتی خبر به گوش دختر امیرالمؤمنین رسید، به پدرش گفت:« ای امیرالمؤمنین ، من دختر تو و پاره تن تو هستم. برای استفاده از این گردنبند، چه کسی سزاوارتر از من است؟».

امام به او فرمود: ای دختر علی بن ابی طالب، خودت را از مرز حق خارج نساز. آیا تمام زنان مهاجر در این عید می‌توانند مثل تو از چنین زینتی استفاده کنند؟».

سرانجام، علی بن ابی رافع گردنبند را از دختر امیرالمؤمنین گرفت و به بیت المال برگرداند.

۶- امام علی (ع) در نامه چهلم خطاب به برخی از کارگزاران می فرماید: به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که می توانستی گرفته و آنچه در اختیار داشتی به خیانت خورده ای ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را برای من بفرست ! و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است.

۷- حضرت علی (ع) در نامه چهل و سوم که بر اساس گزارشی رسیده از مصقله بن هبیره شیبانی کارگزار آن حضرت در منطقه اردشیر خره (فیروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعایت نکردن عدالت توبیخ می کند و می نویسد: در باره تو به من گزارشی داده اند که اگر چنان کرده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام خویش را نافرمانی کرده ای. خبر رسید که تو غنیمت (بیت المال) مسلمانان را که نیزه ها و اسبهایشان گرد آورده و با ریخته شدن خونهایشان به دست آمده به عربهایی که خویشاوندان تو هستند و تو را گزیده اند پخش می کنی ! به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید! اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبک گردیده است. پس حق پروردگارت را لبیک شمار و دنیای خود را با نابودی دین آباد مکن که زیانکارترین انسانی.

۸- امام علی علیه السلام در امر نظارت بر حرکات و رفتار کارگزاران حتی مسایل معمولی و پیش پا افتاده را نادیده نمی گرفت و از آنان بازخواست می کرد. از این رو در نامه به عثمان بن حنیف ، وی را به جهت شرکت در میهمانی بعضی اشراف بصره مورد توبیخ و سرزنش قرار می دهد و می گوید: گمان نمی کردم میهمانی شخصی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان آنان بر سر سفره و دعوت شده اند! بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری ! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.

۹- امام علی (ع) دوستی در بصره به نام علا ابن زیاد (۴۸) دارد. او مریض می شود و امام به عیادت او می رود. مولا علی (ع) هنگامی که خانه عریض و طویل او را می بیند خطاب به او می گوید: با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. علا سپس شکایت برادرش عاصم را که گوشه گیری را انتخاب کرده و لباسهای مندرس پوشیده به علی علیه السلام می کند. مولا فرمان می دهد که او را احضار کنند. وقتی او را می آورند خطاب به او می گوید: ای دشمنک جان خویش! شیطان بر تو راه یافته و تورا صید کرده آیا به خانواده ات رحم نمی کنی… عاصم بن زیاد عرض کرد: «یا علی ! من از تو پیروی می کنم.» امام علی (ع) در جواب گفت: خداوند متعال بر پیشوایان عدل و حق واجب کرده است که برخود سخت گیرند و شیوه زندگی را هماهنگ با وضع زندگی طبقه ضعیف مردم قرار دهند تا ناداری و فقر فقیر را از جا به در نبرد.

ابن ابی الحدید در این باره می نویسد: پس از فرمایش امام علی (ع) به عاصم وی از مکانی که در آن نشسته بود حرکت نکرد مگر اینکه عاصم لباسهای کهنه و مندرس را به در کرد و لباس نو پوشید.

۱۰- عبدالله بن ابى رافع گوید: طلحه و زبیر نزد امیرمؤمنان على(ع)آمدند و گفتند: «عمر» در تقسیم بیت المال با ما اینگونه رفتار نمى کرد. على(ع) فرمود: پیامبر با شما چگونه رفتار مى کرد؟ اینان ساکت شدند. حضرت فرمود: آیا پیامبر خدا بیت المال را به تساوى بین مسلمانان تقسیم نمى کرد؟! گفتند: بلى. على(ع) فرمود: آیا شیوه پیامبر سزاوارتر به پیروى است یا شیوه عمر؟! گفتند: شیوه رسول خداسزاوارتر است. ولى اى امیرمؤمنان ما داراى سوابق (انقلابى!) هستیم و زحمت و مشقت کشیده ایم و در راه اسلام رنج برده ایم و از نزدیکان پیامبریم!

على(ع)فرمود: آیا سابقه شما بیشتر است یا من؟ گفتند: سابقه تو. فرمود: آیا نزدیکى شما به پیامبر بیشتر است یا نزدیکى من؟ گفتند: نزدیکى تو. فرمود: آیا شما بیشتر در راه اسلام رنج بردید یا من؟ گفتند: شما. فرمود: فَوَاللهِ ما أنَا و أَجیرى هذا إلّا بِمَنزِلَة واحِدَة;

پس بخدا قسم من و این اجیرم مساوى هستیم.

۱۱- امام على(ع) روز اول حکومت خود اولین برنامه اش را مصادره اموال خائنان بیت المال اعلام مى کند و بدین ترتیب لرزه بر اندام قارونهاى به ظاهر مسلمانى مى اندازد که با چپاول بیت المال به ثروت انبوه رسیده بودند. همین على(ع) مو به مو عدالت را نسبت به خود و نزدیکترین نزدیکانش نیز اجرا مى کند. هنگام تقسیم بیت المال کودکى از نوه هاى امام آمد و چیزى برداشت و رفت. امام سراسیمه بدنبال وى دوید و آن را از دستش گرفت و به بیت المال برگردانید. مردم به حضرت گفتند: این کودک هم سهمى دارد. امام فرمود: هرگز! بلکه تنها پدرش سهم دارد آن هم بقدر سهم هر مسلمان عادى; هرگاه آن را گرفت هر قدر که لازم بداند به آن طفل نیز خواهد داد»

او حقوقى یکسان به همه مى داد. خواهرش، ام هانى، ۲۰ درهم حقوق مى گرفت; کنیزش نیز ۲۰ درهم! این امر مورد اعتراض ام هانى قرار گرفت و فوق العاده ناراحت شد. حضرت فرمود: در کتاب خدا تبعیضهاى نژادى ظالمانه و نارواست.

۱۲- روزى امام على (ع) یکى از خویشاوندان خود را که به بیت‏المال خیانت کرده بود تهدید نمود و خطاب به وى فرمود: «به خدا سوگند، اگر حسن و حسین هم دست به چنین خیانتى مى‏زدند، هرگز از آنان هواخواهى و پشتیبانى نمى‏کردم و ذرّه‏اى در تصمیم‏گیرى من تأثیر نمى‏گذاشت.»

۱۳- امام علی (ع) با صدور بخش‏نامه‏هاى مختلف، مدیران و مسئولان حکومتى را از ثروت‏اندوزى و سوء استفاده از بیت‏المال برحذر می داشت. افزون بر آن، با متخلفان اقتصادى برخورد می نمود و مهم‏تر از همه، به توزیع عادلانه ثروت‏ها و اموال عمومى براى همه مردم و شهرها می پرداخت. نکته قابل توجه آن است که امام (ع) خود از هرگونه ثروت‏اندوزى پرهیز نمود و زهدگرایى خویش را به نمایش گذاشت. پارسایى و زندگى ساده امام به گونه‏اى بود که عمل‏کرد خلفاى پیشین نزد مردم زیر سؤال رفت. آن حضرت درباره وضع زندگى خود خطاب به مردم کوفه فرمود: «اى مردم! اگر من از شهر شما با چیزى بیش از مرکب سوارى و بار و بُنه و غلام خود بیرون روم، به شما خیانت کرده‏ام.»

۳۴ نظر