بحث حقوقی و استدلالی یا جدال سیاسی؟!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۷م آبان ۱۳۸۷

یک هفته پیش در مطلبی تحت عنوان “منطق یک استیضاح” که در وبلاگ شخصی ام منتشر کردم ، از منظر حقوقی و قانونی به بیان این مساله پرداختم که نتیجه جلسه روز سه شنبه چهاردهم آبانماه مجلس شورای اسلامی ، شائبه نقض اصل ۵۷ قانون اساسی مبنی بر تفکیک قوا از یکدیگر را مطرح می کند. همچنین به این امر اشاره کردم که منطق استیضاح اگر مبتنی بر فریب باشد ، این امر محدود به فرد استیضاح شده نخواهد بود.

انتشار این یادداشت در وبلاگ شخصی ، فی نفسه حاکی از آن است که بنده به طرح یک دیدگاه شخصی پرداخته ام و این امر هیچ ارتباطی با موقعیت شغلی ام در دولت یا ارتباط نزدیکم با رئیس جمهور محترم ندارد. پیشتر نیز در یادداشتهایم ، تاکید کرده ام که وبلاگ شاهد ، صرفا بازتاب دهنده نظرات شخصی اینجانب است.

طی روزهای گذشته ، برخی از افراد و رسانه ها به اشکال و انحاء مختلف ، تلاش کردند تا دیدگاه مزبور را به دولت یا رئیس جمهور محترم نسبت دهند تا از این رهگذر ، تعامل و ارتباط دولت و مجلس را مخدوش کرده یا آراء و تصمیمات نمایندگان محترم مجلس را تحت تاثیر قرار دهند.  

در اینجا لازم می دانم یک بار دیگر بر این موضوع تاکید نمایم که دیدگاههای منتشر شده در این وبلاگ صرفا منعکس کننده نظرات شخصی بنده است و هیچ نسبت یا ارتباطی با دولت یا هر مقامی در دولت ندارد.

در یادداشت های پیشین این نکته را به صراحت مورد تاکید قرار داده ام که مجلس شورای اسلامی از جایگاهی رفیع برخوردار است و یک نقش اختصاصی و به سزا را در پیشبرد امور کشور ایفا می کند.

همچنین به رغم برخی القائات سوء و جهت دار ، تصریح می کنم که یادداشت “منطق یک استیضاح” انعکاس دهنده توهین یا اسائه ادب به شان و منزلت مجلس شورای اسلامی ، رئیس و نمایندگان محترم آن نیست و کسانی که در تلاش هستند تا آب را گل آلود کرده و از آن ماهی ، بگیرند بدانند که راه به جایی نخواهند برد.

یادداشت “منطق یک استیضاح” نه با هدف وارد شدن به یک مجادله و چالش سیاسی با مجلس ، بلکه به قصد تنویر اذهان خصوصی و عمومی نسبت به اهمیت و ضرورت رعایت قانون و موازین قانونی و پرهیز از پا گذاشتن در یک زمین سست ، به رشته تحریر در آمده است و اطمینان دارم که نمایندگان محترم مجلس تحت تاثیر جریان سازیهای هدایت شده برای در تقابل نشان دادن مجلس و دولت قرار نخواهند گرفت .

 

منطق یک استیضاح !!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۱م آبان ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

روز سه شنبه برابر با چهاردهم آبانماه گذشته ، مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی خود به استیضاح آقای علی کردان وزیر سابق کشور پرداخت و رای اعتماد اولیه اش را از وی پس گرفت.

فردای آن روز ، روزنامه هایی که باید به مثابه چشمان بیدار ملت و ناظرانی هوشیار و آگاه عمل کنند ، غالبا در یک فضای غوغاسالارانه ، با آنچه که اتفاق افتاد همصدایی کردند و به جای پرداختن به متن مهمی که به حاشیه رانده شد ، حاشیه های بی اهمیت را به متن تبدیل کردند و کوشیدند رویدادی که قلب بزرگان و وجدان یک ملت را به درد آورد ، به نشانه یک فتح و پیروزی ارزشمند ، تبلیغ و ترویج نمایند. این نیز از دردها و نارسایی های امروز جامعه رسانه ای کشور است که در این بحث ، اشارتی بیش را نمی طلبد.

در اینجا قصد دارم جلسه روز سه شنبه مجلس هشتم را از منظر حقوقی مورد بحث قرار دهم و با استناد به قانون اساسی، به آن اشکال وارد نمایم. چیزی که شایسته و بایسته بود تا نمایندگان محترم مجلس به آن توجه می کردند و از ارتکاب اشتباهی که تاسف و تاثر عمومی را به همراه داشت و حتی نهیب پیامبرگونه رهبر عزیز انقلاب را نیز در فردای آن روز برانگیخت ، اجتناب می شد.

۱- متن استیضاح ، مبتنی بر عدم صداقت آقای کردان در ارتباط با مدرک تحصیلی و سوء استفاده مالی وی از مدرک مزبور در مراتب اداری بود. روشن است که رسیدگی به این موضوع فقط و فقط در صلاحیت دستگاه قضایی است و هیچ مرجع دیگری جز یک دادگاه صالحه نمی تواند سوء نیت یا دروغگویی آقای کردان را در مورد مدرک جعلی تحصیلی یا فریب خوردن او از سوی یک موسسه یا افرادی خاص را مورد بررسی کارشناسی قرار دهد. این موضوع را در یادداشتی که در هفتم آبانماه و در همین وبلاگ منتشر کردم ، مورد تاکید قرار دادم و حتی در این زمینه به ماجرای رسوایی کلینتون اشاره کردم که او در یک دادگاه ، مورد محاکمه قرار گرفت و سوء نیت او را قاضی دادگاه به اثبات رساند.

جلسه روز سه شنبه مجلس شورای اسلامی ، بیشترین شباهت را به جلسه یک دادگاه عمومی داشت که در آن ۲۹۰ قاضی بدون آنکه صلاحیت قضاوت را داشته باشند ، یک نفر را در جایگاه متهم نشاندند و او را بدون طی تشریفات قضایی از جمله برخورداری از وکیل مدافع ، مورد محاکمه قرار دادند ، در باره اش به قضاوت نشستند و او را به دروغگویی و فریب مجلس و عدم صلاحیت برای تصدی پست وزارت کشور محکوم کردند. این کار به لحاظ حقوقی و قانونی یک اشکال جدی دارد و رئیس جمهور محترم به عنوان پاسدار قانون اساسی این حق را داشت تا نتیجه کار جلسه روز سه شنبه مجلس را به دلیل عدم رعایت اصل تفکیک قوا و دخالت آشکار مجلس در کار دستگاه قضایی مردود اعلام کند.

۲- ممکن است مجلس شورای اسلامی با رد این اشکال حقوقی و برخلاف متن استیضاح و مسیر طی شده در جلسه علنی ، ادعا کند که عدم رای اعتمادش به آقای کردان ، مبتنی بر سوء نیت یا دروغگویی وی نبوده و او را مستند به این منطق که اصولا یک فرد فریب خورده ، صلاحیت تصدی پست حساس و مهمی مانند وزارت کشور را ندارد و چنین فردی نمی تواند برگزار کننده انتخابات و پاسداری از رای مردم باشد ، از کار برکنار کرده است.

اگر استدلال مجلس مبتنی بر این منطق باشد ، دو اشکال یکی به آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس و دیگری به اکثریت نمایندگان محترم قابلیت طرح و بررسی دارد.

الف : آقای لاریجانی در اظهاراتی که در جمع خبرنگاران ایراد کرد ، گفت: واقعا اینجانب از مدارک تحصیلی کردان اطلاعی نداشتم. ایشان معاون اداری مالی اینجانب در صدا و سیما بودند و چون اصل بر اعتماد است و ایشان گفته بودند که مدارک موجود است من فقط در خصوص مدرک دکترای ایشان تردید داشتم که از جنس مدارکی نظیر دانشگاه هاوایی و یا این جنس‌ها باشد.

آقای لاریجانی از یک سو گفته است که واقعا از مدارک تحصیلی آقای کردان بی اطلاع بوده و از طرف دیگر ابراز می دارد که در خصوص مدرک دکترای ایشان تردید داشته است. اگر فرض بر بی اطلاعی ایشان از مدرک تحصیلی آقای کردان باشد، چنین استدلال خواهد شد که آقای لاریجانی از سوی آقای کردان فریب خورده است و اگر فرض بر تردید ایشان گذاشته شود ، معنی آن این است که ایشان هم فریب خورده و هم احتمال می داده است که فریب خورده باشد و هم نسبت به رفع آن و برخورد با فریبکار اهمال کرده است.

به این ترتیب ، مستند به همان منطقی که آقای کردان از وزارت کشور کنار گذاشته شد، می خواهم تصریح کنم که با استدلال اول ، یعنی فریب خوردن آقای لاریجانی، این سووال مطرح می شود که یک فرد فریب خورده چگونه می تواند در سمت ریاست مجلس شورای اسلامی قرار گیرد و در چنین جایگاهی ، از حقوق مردم دفاع کند؟ با استدلال دوم نیز ایشان نه تنها نباید در مصدر امور مجلس باشد بلکه به طور قطع، صلاحیت تصدی هرگونه مسوولیت مهم در کشور را از دست می دهد.

ب : این اشکال ، فقط به آقای لاریجانی محدود نمی شود و تعداد زیادی از نمایندگان محترم مجلس را نیز در بر می گیرد. این گروه از نمایندگان مجلس مدعی هستند که در دادن رای اعتماد اولیه به آقای کردان ، به او اعتماد کردند و او آنها را فریب داده است .

مستند به همان منطقی که برپایه آن ، آقای کردان از تصدی امور وزارت کشور کنار گذاشته شد ، این سووال مطرح خواهد شد که آیا نمایندگان فریب خورده مجلس هشتم نیز صلاحیت قرار گرفتن در چنین جایگاه حساس و مهمی را دارند؟ این سووال پاسخ مناسبی را می طلبد ، بویژه آنکه در مصوبه اخیر ، نمایندگان مجلس ، خود را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری نیز صاحب صلاحیت دانسته اند.

 اما جلسه روز سه شنبه مجلس دو حاشیه هم داشت که توجه بسیاری را به خود جلب کرد:

۱-  در باب فضیلت و اهمیت اقامه نماز اول وقت ، احادیث و روایات زیادی وجود دارد و شایسته بود که مجلس شورای اسلامی در موقع بلند شدن صدای اذان ظهر ، جلسه علنی را در روز استیضاح به طور موقت تعطیل می کرد و پس از اقامه نماز ، آن را از سر می گرفت اما چنین نشد و در واقع آقای لاریجانی رای خدا را به رای نمایندگان گذاشت و تاسف آور آنکه توصیه و نظر خداوند متعال و ائمه معصومین (ع) ، رای نیاورد و مجلس به کار خود ادامه داد. این احتمال را نمی توان نادیده گرفت که اگر نمایندگان محترم مجلس به نماز اول وقت اهمیت لازم را می دادند ،  شاید نتیجه جلسه به آنجا نمی رسید که قلب بزرگان و وجدان مردم از آن به درد آید.

 ۲- آقای حداد عادل نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رئیس مجلس هفتم نیز اخیرا در گفت و گو با خبرنگاران ، استیضاح آقای کردان را پیامی به همه کسانی دانسته است که مسئله مدرک دانشگاهی را شوخی گرفته و می گیرند و با آن بازی کردند و آبروی دانش و دانشگاه را بردند.

وی افزوده است : “من به همه کسانی که از دانشگاههای غیرحقیقی و از راه های نادرست برای خود عنوان و مدرکی دست و پا کرده‌اند توصیه می کنم که اجازه دهند حرمت علم و اعتبار دانش و دانشگاه محفوظ بماند و از این پس شاهد این نباشیم که کسی درباره مدرک دانشگاهی ، مورد شبهه قرار گیرد و درس نخوانده و زحمت نکشیده عنوان دانشگاهی را کسب کند.”

آقای حداد عادل در حالی بر حرمت و اعتبار علم و دانش و اهمیت مدرک دانشگاهی تاکید کرده است که در دوران ریاست ایشان بر مجلس هفتم شورای اسلامی ، طرحی مبنی بر معادل بودن یک دوره نمایندگی مجلس با مدرک کارشناسی ارشد ، مورد تصویب قرار گرفت . به این ترتیب کسانی که یک دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه خود دارند ، بدون توجه به مدرک تحصیلی شان می توانند در دوره های بعد نیز داوطلب نمایندگی مجلس شوند اما سایر افراد جامعه برای ثبت نام باید مدرک فوق لیسانس یا لیسانس با پنج سال سابقه کار اجرایی ، آموزشی و پژوهشی داشته باشند.

اکنون می توان از آقای حداد عادل پرسید ، آیا این مجلس هفتم نبود که سر شوخی با مدرک دانشگاهی را باز کرد؟ اگر به گفته شما ، آقای کردان آبروی دانش و دانشگاه را برده است ، آیا نمایندگان محترم در مجلس هفتم با مصوبه خود به دانش و دانشگاه آبرو دادند؟ مترادف کردن چهار سال دوره  نمایندگی مجلس با سطح فوق لیسانس ، آیا به منزله      بی حرمتی به اعتبار و دانش و دانشگاه محسوب نمی شود؟ این درحالی است که برخی از نمایندگان میان دوره ای باوجود آنکه کمتر از چهارسال در مجلس حضور داشتند ، به عنوان دارنده مدرک فوق لیسانس ، در دوره بعد شرکت کردند.

یک نکته حائز اهمیت نیز به ضرورت توجه به تجربه در گزینش کارگزاران باز می گردد. نظام اسلامی باید در انتخاب مدیر ، اولویت را به دارندگان تجربه بدهد. مولای متقیقان امام  علی‌(ع) در صفاتی که برای مدیر ضروری می‌داند ، از مجهز بودن به سلاح تقوی و تجربه یاد می کند و به مالک اشتر می‌فرماید: ای مالک در انتخاب مدیر و کارگزاران خود باتجربه‌ها را انتخاب کن و در جای دیگری می فرماید : تجربه بالاتر از علم است.

به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که در توصیه امام علی (ع) به مالک اشتر ، مدرک تحصیلی یا سوابق علمی مبنای توجه برای انتخاب کارگزاران حکومت نیست بلکه تجربه ملاک عمل است و آقای حداد عادل در ارتباط با موضوع آقای کردان ، بیش از حد روی مدرک دانشگاهی تامل کرده  است و در عمل نیز مجلس شورای اسلامی آقای کردان را بدون توجه به تجارب و سوابق طولانی وی در عرصه های مدیریتی که درجای خود یک ضرورت قطعی است برکنار کرد و ملاک قضاوت خود را بر مدرک تحصیلی و مسائل مترتب برآن گذاشت که به هیچ وجه شرط  کافی و قانونی برای سپردن مسوولیت ها محسوب نبوده و نیست .

 

نگاه طبقاتی ، در تضاد با مردمسالاری دینی است

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۵م آبان ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن از این پس فقط افراد خاصی در سطوح مسوولان عالیرتبه کشور می توانند نامزد ریاست جمهوری شوند.

طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی ، این مناصب به شرح زیر است :

۱- رئیس جمهور و معاونین وی

۲- نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نمایندگان منصوب مقام معظم رهبری در نهادها و استان ها.

۳- رئیس قوه قضاییه، معاونین و روسای دیوان عالی کشور، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان عدالت اداری، سازمان قضایی نیروهای مسلح و دادستان کل کشور.

۴- اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر آن و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیر آن.

۵- اعضای شورای نگهبان (فقها و حقوقدانان)

۶- وزرا

۷- امراء و سرداران و فرماندهان عالی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

۸- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

۹- روسای سازمان ها و نهادهای کشور، سفرا، استانداران و شهرداران کلان شهرها

۱۰- مدرسین سطوح عالی حوزه های علمی و اعضای هیات علمی دانشگاه ها با مدارک علمی استادیاری و بالاتر

۱۱- روسا، دبیران کل و قائم مقام آنان و دبیران سیاسی احزاب و جمعیت های سیاسی رسمی در سطح ملی و مدیران مسئول و سردبیران روزنامه های کثیرالانتشار.

۱۲- حقوقدانان و وکلای پایه یک با ۱۰ سال سابقه کار و مدیران غیر دولتی در حوزه های صنعتی، اقتصادی و فرهنگی در سطوح ملی.

این طرح در حالی به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است که به روشنی اصل ۱۱۵ قانون اساسی را نقض می کند. به موجب این اصل ، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، موُمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور انتخاب شود.

قانون اساسی در واقع این حق را برای همه شهروندان ایرانی در نظر گرفته است که در صورت دارا بودن شرایط مندرج در اصل یکصد و پانزده ، بتوانند خود را نامزد ریاست جمهوری کنند اما مصوبه مجلس ، رجال مذهبی و سیاسی را مترادف با مقامات و مسوولان دستگاههای اجرایی ، قضایی و قانونگذاری در نظر گرفته است که این امر در عمل موجب نقض حقوق مردم می شود و بسیاری از افراد و شخصیت های صاحب صلاحیت کشور از نامزدی برای احراز پست ریاست جمهوری محروم خواهند شد.

شاید کم نباشند کسانی که در پست ها و مسوولیت های مهم کشور حضور دارند اما از شم سیاسی لازم و درک و تحلیل مسائل سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی برخوردار نیستند و در مقابل چه بسیارند افرادی در بین فرمانداران ، مدیران کل ، ائمه جمعه و جماعات ، اساتید و دانشجویان دانشگاهها ، پزشکان ، متخصصان ، تجار و بازرگانان ، صنعت کاران و سایر مشاغل یا حتی افراد بازنشسته از پختگی و تجربه و تاثیرگذاری فراوان در عرصه های سیاسی و اجتماعی برخوردارند که در این مصوبه ، نادیده انگاشته شده اند.

چگونه می توان پذیرفت که شماری از نمایندگان مجلس با هفت یا هشت هزار رای از یک شهرستان به مجلس راه پیدا می کنند و به دلیل عدم آشنایی با مسائل سیاسی و مسوولیت های نمایندگی مجلس ناگزیر از عضویت در فراکسیونهای مختلف مجلس می شوند و در واقع این فراکسیون است که رفتار، رای و تصمیم آنها را مشخص می سازد ، اما طبق مصوبه مجلس این افراد می توانند نامزد ریاست جمهوری شوند اما مثلا ائمه جمعه یا شخصیت های صاحب تاثیر و برخوردار از بینش های عمیق سیاسی و مذهبی نمی توانند نامزد ریاست جمهوری شوند!

مصوباتی که حاکی از اعمال یک نگاه طبقاتی به مصادر امور است ، در عمل مردمسالاری دینی و جمهوریت نظام را زیر سووال می برد و خواص سالاری و هزار فامیل سالاری را جایگزین آن می سازد. به راستی چگونه می توان با این نگاه به مقابله با اشرافیت سیاسی رفت و تبعیض و بی عدالتی را از این کشور ریشه کن کرد؟!  

در صورت تبدیل این مصوبه به قانون و به اجرا در آمدن آن ، قدرت در یک لایه خاص از کسانی که به اشکال و انحاء مختلف به سطوح عالی مدیریتی راه پیدا کرده اند ، همواره در چرخش باقی خواهد ماند.  

این مصوبه با برخی دیگر از مفاد قانون اساسی نیز در تعارض است . برای مثال در اصل بیستم قانون اساسی بر یکسان بودن حقوق سیاسی و اجتماعی همه آحاد جامعه ، تاکید شده و در اصل بیست و هشتم نیز تصریح شده است که هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. 

از سوی دیگر اصل ۷۲ قانون اساسی نیز مجلس شورای اسلامی را از وضع قوانینی که مغایر با قانون اساسی باشد منع کرده است .

به کجا چنین شتابان !

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۳م آبان ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

این فرض درستی است که همزمان با پیشرفتهای گسترده و همه جانبه ایران اسلامی در عرصه های مختلف، مخالفان و دشمنان ملت ، ترفندهای پیچیده تر و موذیانه تری را با هدف ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران به کار می بندند و از این رو دور از ذهن نیست که دشمن ، گاه در کسوت دوستان خیرخواه ، گاه از زبان ساده دلان و ساده اندیشان و گاه به همت همفکران و هم مسلکان ، برخی افراد و نهادهای نظام را ، آنچنان تحت تاثیر قرار دهند که ثمره و نتیجه رفتار ، گفتار ، کارکرد و تصمیم آنها یکجا به حساب دشمن ریخته شود و بدون آنکه خود بخواهند یا متوجه آن باشند ، در مسیر تحقق خواست و منافع دشمن حرکت کنند.

فکرسازیهای رندانه ، دست کاری در ذهن و اندیشه دیگران و به تبع آن ، بروز رفتارهای قابل پیش بینی ، القاء برخی باورها و همچنین در مواردی همصدایی ، همدلی و همراهی موذیانه با مردم و آرمانها و آرزوهای آنان ، جزو نمودهای قابل درک این تلاش مزورانه دشمن وعوامل داخلی او محسوب می شود و به همین دلیل است که غفلت از دشمن و ترفندهای او ،    می تواند آسیب های گاها جبران ناپذیری را برای مردم و کشور به همراه داشته باشد.

تجربه های تلخ ، غم انگیز و گاه نکبت بار نه چندان دور ، اثبات کننده این مدعاست که تبدیل مجلس نمایندگان به کانونی در خدمت اهداف و امیال دشمن، از مهمترین و شاید اصلی ترین راهبردهای نظام سلطه و دستگاههای جاسوسی وابسته به آن بوده است و به تجربه دریافته ایم که هرگونه انحراف مجلس شورای اسلامی از مسیر اصلی ، سایر دستگاههای نظام را تحت تاثیر قرار می دهد و آنها را به دنبال خود می کشاند ، بنابراین ، دشمن برای پیشبرد سیاست های خود چه جایی مهمتر و موثرتر از مجلس را می تواند نشانه بگیرد ؟

تحصن برخی از نمایندگان مجلس و به تبع آن استعفای شماری از استانداران و مسوولان اجرایی در دولت آقای خاتمی که با هدف ایجاد بحران کاذب در داخل و به چالش کشیدن ارکان نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و رفتارها و گفتارهای ضد انقلابی برخی از عناصر بی هویت که سرانجام سر از آخور بیگانگان در آوردند ، موید و بیانگر این تلاش خبیثانه نظام سلطه و عوامل داخلی آن برای رخنه و نفوذ در مهمترین رکن تصمیم گیری کشور و فعال کردن آن در جهت اهداف استعماری است .

اکنون این سووال وجود دارد که آیا دشمنان قسم خورده ملت ایران به تلاش حیله گرانه خود برای سوء استفاده از جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی و اثرگذاری بر آن در جهت خدمت به منافع خویش خاتمه داده اند یا آنکه به لطایف الحیلی ، همچنان سعی دارند تا از این رهگذر پی جوی اهداف شوم خویش باشند؟

مجلس شورای اسلامی به واسطه شان و منزلتی که حضرت امام خمینی (رض) برای آن ترسیم فرمودند ، در راس امور قرار دارد و ایفاگر یک نقش اختصاصی و به سزا در پیشبرد امور کشور است . سرگرم کردن این نهاد اساسی و اصلی به امور سطحی ، پیش پا افتاده ، دم دستی و گاها بی حاصل ، به مثابه از کار انداختن مجلس و حذف مهمترین پشتوانه دستگاه اجرایی و محروم کردن مردم از به نتیجه رسیدن کارها و تصمیمات بزرگ و اساسی است. ثمره چنین رویه ای ، از دست رفتن فرصت های بی بدیل برای کار و خدمت به مردم و کشور خواهد بود.

طی سه دهه گذشته ، ملت رشید و بالنده ایران اسلامی ، در حرکت رو به جلو و بدون وقفه خود ، حوادث متنوع ، متعدد و کم سابقه ای را با موفقیت پشت سر گذاشته و در کوران این رویدادها، ورز خورده و آبدیده شده است. انتخاب یک رئیس جمهور مردمی، متدین، کارامد ، موفق ، پرانرژی ، با نشاط ، آشنا و مسلط به ظرایف مدیریتی در سوم تیرماه سال ۱۳۸۳ بدون تردید ، ثمره هوشمندانه ترین و آگاهانه ترین انتخاب ملت ایران در سه دهه اخیر بوده است ، بنابراین انتظار می رفت که مجلس هفتم و هشتم با پشتیبانی کامل و همه جانبه از دولت خدمتگزار ، پرکار ، خستگی ناپذیر و دلسوز ، بستر مناسبی را  برای انجام کارهای بزرگ و بر زمین مانده ، فراهم می ساختند و خود نیز در این جهت پیشتاز و همراه و همگام دولت می شدند.

جای تاسف دارد که برخی عناصر به اصطلاح روشنفکر ، پای مجلس هفتم را به مباحث سطح پائین و برخی چالش های بی منطق باز کردند و فرصت ها برای قرار گرفتن مجلس در جایگاه ممتاز و رفیعی که همگان انتظار آن را دارند ، از دست رفت .

این دغدغه و نگرانی همچنان باقی است و به نظر می رسد تلنگر و هشداری لازم است تا خبرگان تیز بین و صاحب دلان و نیک اندیشان زیرک در مجلس هشتم ، چشم بگشایند و خود را با انتظارات به حق مردم از مجلسی که در راس امور است ، همراه و همساز کنند.

انتقاد یکسویه و غیرمنصفانه از دولت خدمتگزار و رئیس جمهور محبوب مردم ، استیضاح های پی درپی و بی سابقه و طرح صدها سووال تکراری یا سیاسی از اعضای هیات دولت ، نه تنها هیچ گرهی از مشکلات مردمی که با هزاران امید به نمایندگان مجلس رای داده اند ، نمی گشاید ، بلکه این سووال را در اذهان عمومی بوجود می آورد که به کجا چنین شتابان؟

دولت نهم تمامی همت خود را برای پیشرفت و آبادانی روز افزون کشور به کار گرفته است و در این راه نیز لحظه ای درنگ نخواهد کرد. نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی به این مهم توجه کنند که فرصت های پیش رو ، زودگذر و اندک است و پیشرفت کشور و انجام کارهای بزرگ و بر زمین مانده ، باید سرعتی دوباره به خود بگیرد . همراهی ، همکاری و همدلی مجلس با دولت و پشتیبانی نمایندگان مردم از مسوولان و دولتمردان دلسوز ، به تسریع در حل مشکلات جامعه و تعمیق و گسترش پیشرفت ها ، کمک می کند و صد البته تخریب ، تخطئه و انتقادهای سیاسی و بی حاصل علیه رئیس جمهور و دولت ، راه به جایی نخواهد برد.به راستی برای فرصت سوزیهای غیرقابل جبران ، چه پاسخی خواهیم داشت ؟

 

خدایا تو شاهد باش

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۷م آبان ۱۳۸۷

 

                                                                بسم الله الرحمن الرحیم

…. اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى….

کمتر از سه ماه پس از رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به آقای علی کردان برای تصدی وزارت کشور ، طرح استیضاح وی روز یکشنبه پنجم آبانماه با امضاء ۳۰ تن از نمایندگان مجلس ، تسلیم هیات رئیسه  شد.

به این ترتیب ، با فراخوانی وزیر کشور به مجلس شورای اسلامی و بررسی موضوع مدرک تحصیلی وی ، در باره ادامه حضور آقای کردان در مصدر امور وزارت کشور یا رد صلاحیت او برای این مسوولیت مهم و حساس تصمیم گیری خواهد شد.

در طرح استیضاح ، آقای کردان به بی صداقتی ، بی کیاستی و امانتدار نبودن متهم شده است . اقامه چنین اتهاماتی علیه وزیر کشور ، بدون تشکیل محکمه ، شهامتی و استنادی فراتر از مصونیت سیاسی نمایندگان مجلس را طلب می کند. طرح اینگونه اتهامات ، پیش از اثبات سوء نیت وی در دادگاه ، جرم محسوب می شود و بدون تردید مستوجب پیگردهای قضایی است.

در ماجرای رسوایی بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا ، او در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت و بازپرس توانست دروغگویی وی را به اثبات برساند ، بنابراین منطق و احترام به اصول و ارزشها ، ایجاب می کند که نمایندگان مجلس، سووال خود را از وزیر کشور بدون طرح هرگونه اتهامی به وی و پیش از اثبات آن در مراجع ذیصلاح مطرح نمایند زیرا حق مجلس در این زمینه ، چیزی فراتر از فراخوانی یک وزیر و طلب توضیح و تنویر نسبت به ابهامات و سووالات نیست.

در عملکرد ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی چنین سابقه ای وجود ندارد که نمایندگان مجلس در یک فاصله کوتاه زمانی پس از دادن رای اعتماد به یک وزیر ، بار دیگر به بررسی صلاحیت او بپردازند. چنین رفتاری بویژه در ارتباط با موضوعی که در هنگام رای اعتماد به وزیر کشور نیز مطرح و مورد سووال بود ، پیش از هرکس ، اقتدار و منزلت مجلس را تضعیف می کند و تصمیمات آن را با چالش های جدی مواجه خواهد کرد.

پرهیز رئیس جمهور محترم از عزل آقای کردان و همچنین خودداری وزیر کشور از استعفا، فی نفسه می تواند برای نمایندگان محترم مجلس تامل برانگیز باشد و آنان باید به تبعات ناشی از عملی شدن طرح استیضاح ، توجه نمایند.

علاوه بر این ، در صورتی که نتیجه این استیضاح ، به رد صلاحیت آقای کردان بینجامد ، نمایندگان مجلس باید پاسخگوی سووالاتی باشند که بیش از همه متوجه تعلل آنان در بررسی دقیق صلاحیت وزیر پیشنهادی در سه ماه پیش است . این قاعده کلی را نمی توان نادیده گرفت که تصمیمات متزلزل و شکننده ، همواره هزینه های مادی و معنوی قابل توجهی را متوجه کشور ، مردم و دولت می کند.

پرهیز مجلس شورای اسلامی از ایجاد شائبه های سیاسی در بررسی این موضوع نیز یک ضرورت قطعی است . شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان در مجلس که در برگیرنده اکثریت مجلس هشتم است ، پیشاپیش و بدون استماع دفاعیات آقای کردان ، تصمیم گرفته است که تمامی نمایندگان اصولگرا به عدم صلاحیت وزیر کشور رای دهند. چنین رویکردی ، به شائبه سیاسی بودن تصمیم و رفتار آنان در قبال موضوع کردان دامن می زند و طرح استیضاح را پیش از فرارسیدن موعد آن با چالش های جدی مواجه می کند.

در نظام جمهوری اسلامی ایران ، مجلس شورای اسلامی ، مظهر حق گرایی و دفاع از مظلوم ، پشتوانه اصلی نظام اجرایی و مدیریتی و نیز ایفاگر یک نقش راهبردی در اداره امور کشور است ، بنابراین پرهیز از توسل به رویکردهای غیرحقوقی ، سیاسی و خلاف اخلاق اسلامی ، از لوازم حفظ این جایگاه رفیع محسوب می شود.

اعمال فشار روحی و روانی و تخریب وجهه و شخصیت یک مقام عالیرتبه در حوزه اجرایی کشور و تصمیم گیری پشت درهای بسته برای ساقط کردن وی از مصدر امور محوله، پیش از استماع هرگونه دفاعیه ای ، بازتاب دهنده یک رویکرد حقوقی و قانونمند از دستگاه اصلی قانونگذاری در کشور نیست و چنین رفتاری هم در شان قوه مقننه نیست و هم به اعتبار و جایگاه آن نهاد مهم و حساس ، آسیب وارد خواهد کرد.

از سوی دیگر ، در طرح استیضاح ، مسائل به شکل منطقی به یکدیگر مرتبط نشده است و از این جهت نیز مخدوش به نظر می رسد . این یک سووال جدی است که چگونه امضاء کنندگان این طرح، آقای کردان را با فرض اینکه هدف فریب افراد کلاهبردار قرار گرفته باشد، به راحتی به عدم صداقت و امانت دار نبودن متهم کرده اند؟ اگر چنین رویه ای در قضاوت کردن حاکم شود ، نتیجه آن چه خواهد شد ؟ ظاهرا نمایندگان محترم مجلس تفاوتی میان افراد جاعل و کلاهبردار با کسی که هدف توطئه قرار گرفته است ، قائل نیستند و با نگاهی واحد به هر دو طرف توجه دارند. آیا چنین رویه ای را می توان با عدالت و انصاف همسو دانست ؟

آقای کردان وقتی با سووالات و شبهات نمایندگان مجلس و افکار عمومی درقبال مدرک دکترای خود مواجه شد ، شخصا به بررسی موضوع پرداخت و نتیجه آن را به صورت شفاف به اطلاع مردم رساند. آیا چنین رفتاری شایسته ارزش گذاری و بازتابی از صداقت و شجاعت وی در بیان حقیقت نیست ؟ بی توجهی به این مهم و زدن مهر بی صداقتی به آقای کردان ، آیا به منزله تشویق ناخواسته دیگران به پنهان کاری و قلب واقعیت ها نخواهد بود؟

اجرای عدالت در نظام جمهوری اسلامی ایران ، موجب عزت و سربلندی ملت و آبرومندی این نظام بالنده خواهد شد و بر این اساس ، خدای بزرگ را شاهد می گیرم که با این نوشتار به جز حق و عدالت ، چیز دیگری در اندیشه خویش نمی پرورم و امیدوارم که به اذن الهی ، عدالت در این موضوع محقق شود . انشاءالله


شاهد دارای حق کپی رایت می باشد .