معیار

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۸م مرداد ۱۳۸۷

دوستان زیادی با مطالعه این وبلاگ ، اقدام به گذاشتن کامنت می کنند و توقع دارند که کامنت آنها در وبلاگ منتشر شود و بعضا هم انتظار دارند که به آنها پاسخ دهم. ضمن تشکر صمیمانه از همه آنها ، دلایل عدم انتشار برخی از کامنت ها را که بعضا هم با اعتراض و حتی پرخاشگری نویسندگان آنها مواجه می شوم ، توضیح می دهم. این افراد ، بنده را دیکتاتور و مخالف آزادی هم خطاب کرده اند.

۱- کامنت هایی که نگارنده در آن به توهین و فحاشی پرداخته است.

۲- اگر ادعایی علیه یک نفر مطرح شود که نشر آن باعث تخریب شخصیت و تضعیف حقوق اجتماعی او شود.

۳- کامنت های تبلیغاتی

۴- کامنت هایی که در آن به مسائل بی ربط و خارج از موضوع پرداخته شده است.

۵- کامنت هایی که بیشتر جنبه خصوصی دارند و باید از طریق ایمیل پاسخ خود را دریافت کنند.

۶- کامنت هایی که در آنها از ادبیات درست و منطقی استفاده نشده باشد.

به لحاظ ضیق وقت ، امکان پاسخگویی به همه کامنت ها وجود ندارد . ضمن آنکه برخی از کامنت ها از شفافیت کافی برخوردارند و نیاز به توضیح و پاسخگویی نیست.

نقطه نظراتی که به شکل اصولی و منطقی مطرح شوند و در آنها از تهمت زدن و اهانت به دیگران پرهیز شده باشد ، این وبلاگ محلی برای انعکاس آنها به سایرین خواهد بود. ممکن است بخشی از یک کامنت به دلایل ذکر شده حذف شود که دلیل حذف آن در همان بخش حذف شده ، ذکر خواهد شد.

برای همه دوستان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

رسانه‌های جمعی، عامل موثر در مدرک گرایی

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۱م مرداد ۱۳۸۷

این روزها برخی از سایتهای سیاسی وابسته به افراد یا جریانهای طالب قدرت ، موضوع مدرک دکترای آقای علی کردان وزیر جدید کشور را به بحثی داغ تبدیل کرده اند و در این میان بعضی از آقایان که دکترایشان را به برکت بورس دولتی از فرنگ دریافت کرده اند، به مثابه یک متخصص کارشناس اکسفورد با تکیه بر یک ویرگول کم یا اضافه در این مدرک ، آن را ساختگی و جعلی می دانند.

مرجع رسمی برای اعلام نظر صحیح در باره این مدرک تحصیلی ، وزارت علوم است و شاید مناسب تر این باشد که به جای دخالت دادن نظرات سیاسی در این موضوع ، از مرجع ذیصلاح خواسته شود تا به اظهار نظر در باره آن بپردازد.

هدف بنده از ورود به این بحث ، ایراد یک نظر ارشادی نیست بلکه قصدم بهانه قرار دادن آن ، برای وارد شدن به لایه های دیگری از یک ناهنجاری رفتاری است که به نوبه خود ، آسیب هایی را به همراه دارد.

اواسط سال ۱۳۸۲ وقتی به عنوان مشاور مطبوعاتی دکتر احمدی نژاد شهردار وقت تهران مشغول به کار شدم ، بلافاصله از سوی همکاران با دو عنوان “دکتر” و “مهندس” مورد خطاب قرار گرفتم و به تدریج عنوان “دکتر” غلبه بیشتری پیدا کرد و هنوز اندکی نگذشته بود که در نامه نگاریهای رسمی نیز همین لقب به کار گرفته شد و درنشست و برخاستهای رسمی و غیررسمی، عنوان دکتر… برسر زبانها افتاد.

روزهای اول در قبال این موضوع از خودم واکنشی نشان ندادم زیرا مرسوم بود که در شهرداری تهران هر کس مسوولیتی را برعهده بگیرد حتما یا دکتر است یا مهندس اما چند روز بعد احساس کردم که اگر کسی بنده را با این القاب خطاب قرار ندهد، نسبت به او موضع منفی پیدا می کنم و اندکی بعد به خود نهیب زدم که هرچه زودتر باید با این مساله مقابله کنم.

دست به کار شدم و مقاله ای تحت عنوان ” من دکتر یا مهندس نیستم” نوشتم و آن را برای چاپ به روزنامه کیهان فکس کردم که متاسفانه مقبول نیفتاد و مورد استفاده قرار نگرفت .

روزی برای مصاحبه به صدا و سیما رفته بودم و مجری برنامه ، بنده را دکتر .. خطاب کرد و در چند نوبت لقب “استاد” را هم به کار گرفت. شاید شنیدن این القاب خیلی ها را به وجد بیاورد اما راست می گویم، آن موقع چنین احساسی در من بوجود نیامد و دریافتم که این مساله به یک اپیدمی در ساختارهای اداری و رسانه ای کشور تبدیل شده است.

من سهم به سزایی را در به کارگیری غلط و نادرست اینگونه عناوین برای رسانه های ارتباط جمعی قائل هستم. وقتی به خبرهای جاری در صدا و سیما ، روزنامه ها و سایتهای خبری مراجعه می کنیم ، پیوسته اینگونه القاب در پیش چشم ما قرار می گیرند.

دکترلاریجانی ، دکتر توکلی ، دکتر ولایتی ، دکتر رضایی و ….

یعنی اگر کسی را با لقب دکتر یا مهندس خطاب نکنند ، چنین تصور می شود که او در سطح نازلی از نظر تحصیلات و مراتب علمی و اجتماعی قرار دارد. چنین برداشت سوئی سبب شده است که بسیاری از افراد در لایه های مختلف مدیریتی کشور، برای دریافت مدرک دکترا ، خود را به آب و آتش بزنند و به هر روش و منشی متمسک شوند تا به این مدرک دست یابند و از این طریق راه رشد و پیشرفت به مراتب بالاتر را به روی خود هموار کنند.

شاید در نتیجه همین رویکرد غیراصولی بوده است که طی سالهای گذشته ، دانشگاههای مجهول المکان یا غیر معتبری هم پیدا شدند که با دریافت مبالغ قابل توجه و برگزاری برخی کلاسهای فرمالیته ، اقدام به صدور مدرک دکترا برای افراد متقاضی کردند.

تاکید بنده بر نقش منفی رسانه ها در ترویج مدرک گرایی است و بر این باور هستم که آنها در فرایند اطلاع رسانی و نشر اخبار ، این ذهنیت نادرست را در سطوح مختلف اجتماع بوجود آورده اند.

متاسفانه این رویه ناهنجار در اخبار و گزارشهای مربوط به ملاقات مسوولان ایرانی با طرفهای خارجی نیز تکرار می شود .

برای مثال در خبرها گفته می شود که دکتر لاریجانی با خاویر سولانا یا محمد البرادعی دیدار کرد و …

آیا طرفهای خارجی هیچکدام دکترا ندارند؟ به طور بدیهی و طبیعی ، سطح تحصیلات بسیاری از مقامات خارجی کمتر از دکترا و فوق دکترا نیست اما به راستی چرا آنها از این القاب و عناوین در خبرهایشان استفاده نمی کنند؟

اینگونه عناوین حاکی از مرتبه علمی افراد است که هیچ دخلی در حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ندارد. ممکن است یک نفر دکترای علوم سیاسی داشته باشد که این عنوان فقط یک مرتبه علمی است و کاربرد آن فقط به محیط های علمی و تحقیقاتی محدود می شود.

زمانی که در خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان خبرنگار کار می کردم در متن خبر تنظیم شده ، از یک مقام مسوول به عنوان “مهندس …” یاد کردم که وقتی آن خبر از صدا و سیما پخش شد ، بلافاصله مسوول مزبور با من تماس گرفت و گفت که “مهندس” لقب قبلی اش بوده و او مدرک دکترا گرفته است؟! در آن زمان، تماس این مقام مسوول ، واقعا مرا شوکه کرد.

با استفاده از این فرصت ، از تمامی رسانه های ارتباط جمعی بویژه صدا و سیما می خواهم که در به کارگیری اینگونه عناوین تجدید نظر کنند و در خبرهایشان این القاب را مورد استفاده قرار ندهند. اینجاست که سخن درست و دقیق رئیس جمهور معنای ویژه ای پیدا می کند. او گفته است : خدمتگزاری امری است که به این نوع کاغذ پاره‌ها احتیاج ندارد و چه بسا انسان‌های برجسته و والایی وجود دارند که در نزد خدای متعال بالاترین مراتب و عزت را دارند.

رسانه ها فرهنگ ساز هستند و باید بپذیرند که در این زمینه بد عمل کرده اند و باید دست به اصلاح این رویه ناهنجار بزنند. انشاء الله

ویژگی‌های زیبنده خبرنگار

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۶م مرداد ۱۳۸۷

رای تجلیل از افتخارآفرینان انقلاب اسلامی یعنی پاسداران ، بزرگداشت مقام و منزلت جانبازان و تمجید از رشادت و جوانمردی جوانان ایرانی ، ایام ولادت با سعادت حماسه سازانی مانند حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، حضرت ابالفضل العباس (ع) و حضرت علی اکبر (ع) را به عنوان روز پاسدار، روز جانباز یا روز جوان نامگذاری کرده اند که در جای خود حاکی از خوش ذوقی و گزینش های درست ، هوشمندانه و حکیمانه است .

روز تجلیل از خبرنگار نیز با روز شهادت مظلومانه و غریبانه یک خبرنگار جوان ، شجاع و پرتلاش به نام محمود صارمی همزمان است که عناصر کوردل ، بی رحم و متحجر ، او را در شهر مزار شریف افغانستان و همراه با ۹ دیپلمات ایرانی به رگبار گلوله بستند و آنها را در خون خویش غلطاندند.

صارمی ، ارزش و مقام قلم را می شناخت و می دانست که وارد چه صحنه ای شده و قصد انجام چه کاری را دارد. او به رسالت خود در اطلاع رسانی ، آگاهی بخشی و تنویر افکار واقف بود و در انجام این وظیفه خطیر نیز جان شیرینش را فدا کرد. روحش شاد ، یادش جاودان و راهش پر رهرو باد.

به همین مناسبت و با استفاده از تجارب ۲۵ ساله ای که در ارتباط با فعالیت خبری در سطوح مختلف و عرصه های گوناگون داخلی و خارجی اندوخته ام ، ویژگیها و خصوصیات زیبنده یک خبرنگار مسلمان ، معتقد به ارزشهای اصیل اسلامی ، پایبند به منافع ملی و مدافع حقوق مردم را متذکر می شوم ، با این امید که خبرنگاران ما با تلاش هوشمندانه خود ، به شان و منزلتی که شایسته آن هستند ، دست یابند.

  • خبرنگار چشم بیدار ، گوش شنوا و زبان گویای مردم است.
  • چشم بیدار مردم است به این مفهوم که باید با هوشیاری و دقت تمام ، همه تصمیمات، اقدامات وتحولات مربوط به مسائل عمومی کشوررا رصد کند، نقاط قوت و ضعف آنها را به درستی و فارغ از انگیزه های خطی و جناحی بیابد و با مشاهده هر عمل خلاف مصالح و منافع ملی، صدای آژیر خطر را به صدا در آورد و هشدار بدهد و مردم و مسوولان را نسبت به آنچه که در حال وقوع است حساس کند. بنابراین وقتی می گوییم خبرنگار چشم بیدار مردم است یعنی آنکه درصحنه های مختلف حضور به هنگام داشته باشد و با مشاهده عینی رویدادها بکوشد مردم را در جریان حقایق و واقعیت ها قرار دهد .
  • خبرنگار گوش شنوای مردم است به این مفهوم که باید همه حرفها و سخنان منطقی و اصولی را از زبان هر کس که هست بشنود . گوشش را نباید به سمت صدای یک عده خاص باز بگذارد. خبرنگار نباید خود را محدود کند. محدودیت برای خبرنگار مفهومی جز از دست رفتن نقش و کارایی او ندارد و باید مراقب باشد که دیگران نیز او را محدود نکنند یا با خود سانسوری، خود را از شنیدن حقایق و انعکاس آن محروم نسازد.
  • خبرنگار زبان گویای مردم است به این معنا که باید پی جویی مسائل و مشکلات مردم باشد و راه حل ها را از مسوولان ذیربط مطالبه کند. زبان خبرنگار زبان پرسشگری است و این پرسشگری را باید از موضع حق جویی و دستیابی به حقیقت انجام دهد. خبرنگار حق ندارد در برابر حقیقت زبان به کام گیرد .
  • خبرنگار در قبال مردم و کشور همانند نبض ملت عمل می کند یعنی در برابر هر نارسایی و بیماری و تهدیدی که پیکره عظیم اجتماع را در معرض آسیب قرار دهد ، هوشیار است و به محض درک خطر و مشاهده علائم بیماری ، بلافاصله شروع به تپش می کند و با هوشیاری تمام جامعه را از تهدید و آسیب ها آگه می سازد .
  • خبرنگار دشمن شناس است و مانند یک دیده بان هوشیار و آگاه عمل می کند. یعنی هرگونه تحرک و طراحی و توطئه دشمن را به فوریت مورد شناسایی قرار می دهد و ضمن آگاه کردن جامعه ، آتش تهیه سنگین تبلیغاتی و خبری را بر سر دشمن فرو می ریزد و او را زمین گیر می کند.
  • خبرنگار ، صاحب فکر و اندیشه است . او با هیچ نیروی خودی دشمنی نمی کند. او بدخواه و بداندیش و بد دل نیست . او خیر و صلاح و نیکی و عاقبت به خیری را برای همگان آرزو می کند.
  • خبرنگار یک نماد روشن و واقعی از اصولگرایی و اصلاح طلبی است اما او عضویت در هیچ حزب ، گروه و جریان سیاسی شکل گرفته در زیر بیرق اصولگرایی یا اصلاح طلبی را نمی پذیرد.
  • شان و منزلت خبرنگار فراتر از عضویت در احزاب و جریانهای سیاسی است. او یک شخصیت جامع الاطراف و یک نگاه همه جانبه به پدیده ها دارد اما عضویت در یک حزب یعنی قرار گرفتن در تنگنای مرام و منش حزبی و دیدگاههایی که از بالا به پایین دیکته می شود.
  • خبرنگار باید بی طرف باشد تا به حقیقت برسد. بی طرفی لازمه حقیقت یابی است . نگاه جانبدارانه از سوی خبرنگار نسبت به پدیده های مختلف خبری او را از دیدن تمام حقیقت محروم می کند. حق طلبی و حقیقت یابی باید روح حاکم بر خبرنگار باشد.
  • خبرنگار باید شجاع باشد تا بتواند در برابر تهدیدهای طبیعی و ساختگی مقاومت کند و برای تنویر افکار عمومی ، شجاعانه وارد عرصه های گوناگون خبری شود و رسالت خطیر خویش را به انجام برساند.
  • خبرنگار منافع عموم را بر منافع شخصی ارجح می داند و بر سر منافع مردم و آنچه که حق مردم است ، مصالحه نمی کند. مطالبه اصلی او حقوق مردم و اجرای عدالت است. اگر خبرنگار منافع شخصی را اولویت کاری خود قرار دهد ، بهتر است که به جای کار خبرنگاری به تجارت و دلالی و کاسبی بپردازد و بیهوده وارد این عرصه مهم نشود.
  • خبرنگار باید باهوش و زیرک باشد تا بتواند از میان انبوه مسائل مطرح شده در جامعه ، به پی جویی مسائلی بپردازد که نیاز و خواست اساسی و مهم مردم محسوب می شود. اگر با هوش و زیرک نباشد، دیگران او را به بازی می گیرند و از وارد شدن به حوزه های مهم زندگی اجتماعی باز می دارند.
  • خبرنگار باید امانت دار باشد. امانت داری اساس و پایه کار خبرنگار است. او باید مورد اعتماد مردم باشد و لازمه آن نیز امین بودن ، صادق و درستکار و با ایمان بودن است.
  • خبرنگار و روزنامه نگار باید اهل مطالعه و تحقیق باشد و بتواند با ادبیات مناسب ، زیبا و جذاب با مردم ارتباط برقرار کند. ماهیت و هویت کار خبر ایجاب می کند که خبرنگار از سطح به عمق برود و برای این کار باید روح تحقیق و مطالعه بر او حاکم باشد.
  • خبرنگار باید از قضاوت عجولانه و شتابزده در قبال پدیده های مختلف بپرهیزد و عملکردش به گونه ای باشد که مردم و مخاطبان را به سمت قضاوت درست و نتیجه گیری صحیح مسائل هدایت کند. او تنویر کننده و روشنگر است. یعنی پدیده ها را از جنبه های مختلف مورد کنکاش و بررسی قرار می دهد و تا وقتی به اطلاعات دقیق و درست دسترسی پیدا نکرده است ، نباید به قضاوت بپردازد زیرا در غیر اینصورت ، احتمال خطا و اشتباه او افزایش می یابد و مخاطبانش را به انحراف و گمراهی سوق می دهد.
  • یکی از دشواریهای کار خبرنگاران این است که باید بر احساسات خود غلبه کنند و بر اساس منطق و مشاهدات و استدلال روشن، اطلاع رسانی کنند. من تایید می کنم که این کار سختی است بویژه آنکه بخش اعظم خبرنگاران ما ، خانمها هستند که این مساله ، پرهیز از دخالت احساسات در کار را بسیار دشوار می کند.
  • متاسفانه نقش خبرنگاران در فرایند اطلاع رسانی دیده نمی شود. خبرنگاران ما بیشتر مایل اند یک منتقل کننده و انعکاس دهنده صرف اطلاعات باشند و به همین خاطر در بیشتر مواقع ، اخبار و گزارشهای خبری آنها متکی بر اظهارات این و آن است. خبرنگار مشاهده کننده، ناظر و حاضر در صحنه ، محقق ، جستجوگر و پرسش کننده است و باید مشاهدات ، نتیجه بررسی ها و تحقیقات و دریافتهای درست و دقیق خود را به شکل بی طرفانه به مخاطبان منعکس کند. پنهان ماندن و نادیده گرفته شدن نقش خبرنگار در فرایند اطلاع رسانی، باعث تضعیف منزلت و شان خبرنگار می شود و به تدریج خبرنگاران به افراد میرزا بنویس تبدیل می شوند.
  • “صحت”، “دقت” و”سرعت” سه رکن اساسی در کار خبری است. خبرنگاران معمولا دوست دارند که خبرهای خود را سریعتر از دیگران مخابره کنند و بر اساس همین انگیزه و تمایل، میان آنها رقابت خبری بوجود می آید. من توجه خبرنگاران محترم را به این مساله جلب می کنم که صحت و دقت را فدای سرعت نکنند. بارها تجربه شده است که بر اثر انتشار سریع اخبار خلاف واقع که نتیجه بی دقتی و نادرستی اطلاعات بوده، اعتبار یک موسسه خبری آسیب دیده و مخاطبان اعتماد خود را به آن رسانه از دست داده اند. اعتماد مخاطبان به رسانه ، پایه ، اساس و سرمایه اصلی آن رسانه است که نباید به راحتی از دست برود.

با اغتنام فرصت، مراتب ارادت و تکریم خود را نسبت به همه کسانی که در کسوت خبرنگاری برای پیشرفت، عزت و سربلندی ایران عزیز دل می سوزانند و صادقانه و خالصانه تلاش می کنند ، ابراز می دارم.

روزهای پر خبر و تعطیلات چند روزه در هفته‌ای که گذشت

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۱۲م مرداد ۱۳۸۷

_ یک تعطیلی سه روزه را در هفته گذشته پشت سر گذاشتیم و بسیاری از مردم با استفاده از این فرصت به سفر رفتند . از شاخصه های مهم نشاط و شادابی یک جامعه ، علاقه و تمایل مردم آن به گشت و گذار و سیر و سیاحت است . این مساله همچنین گویای بهبود وضعیت معیشتی مردم است . آمارها نشان از افزایش چشمگیر سفرهای برون شهری دارد و خدا را شکر می کنیم که در سایه تلاشها و توجهات دولت نهم به امر بهسازی و نوسازی جاده های کشور ، شمار تصادفات جاده ای ، قربانیان و مجروحان ناشی از این حوادث، تا حد بسیار قابل توجهی کاهش یافته است . نهضت راه سازی ، برطرف کردن نقاط کور جاده ها، احداث هر چه بیشتر بزرگراهها و ساختن راههای دسترسی به نقاط روستایی و دور افتاده ، همچنان ادامه دارد و با اینکه وضعیت راهها نسبت به گذشته بهبود کاملا ملموسی داشته است اما به وضع موجود نباید قانع باشیم و فکر می کنیم که روند خدمت رسانی به مردم در این حوزه باید با انرژی بیشتر ادامه و گسترش یابد.

_ روزهای کاری هفته گذشته پر خبر نیز بود. برگزاری نشست وزیران امور خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران و دیدارهای جداگانه دکتر احمدی نژاد با شمار زیادی از نمایندگان کشورهای شرکت کننده از جمله این خبرها بود. در برخی از گزارشهای خبری از جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری نام برده می شود که به نمایندگی از سوی اعضای این جنبش ، می تواند در شورای امنیت سازمان ملل به ایفای نقش بپردازد. ایران یک کشور قدرتمند و برخوردار از حیطه نفوذ و تاثیرگذاری ویژه در تحولات منطقه ای و جهانی است و به دلیل ایستادگی هوشمندانه در برابر قدرتهای زیاده خواه و دفاع مقتدرانه از حقوق قانونی خود ، در کانون توجه و تمرکز افکار عمومی جهان قرار دارد. ملتها به جمهوری اسلامی ایران به دیده خیرخواهی ، نیک اندیشی ، صلح دوستی ، حق طلبی ، مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویان و راهزنان بین المللی می نگرند و ملت ایران نیز اثبات کرده است که می تواند مسوولیت های مهم بین المللی را برای کمک به اجرای عدالت ، استقرار صلح پایدار و توسعه همکاریهای دوجانبه ، چند جانبه ، منطقه ای و جهانی برعهده بگیرد.

_ از دیگر تحولات هفته گذشته ، مصاحبه دکتر احمدی نژاد با شبکه تلویزیونی ان بی سی آمریکا بود. برایان ویلیامز از مجریان برجسته تلویزیونی در آمریکا پرسشگر مصاحبه بود که آشکارا به نظر می رسید مقهور مصاحبه شونده است ، هرچند که او تلاش می کرد تا از حوزه ادب و احترام نیز خارج نشود.

ویلیامز و ۱۱ همکار دیگرش با دوربین ها و پرژکتورهای خود به وزن تقریبی۴ تن به ایران آمدند و در فرودگاه بین المللی امام خمینی (رض) نیز انگشت نگاری شدند. مجری آمریکایی به دلیل لغو پرواز ، با نگرانی بسیار ، خود را از مسیر دوبی به تهران رساند. البته او سه ساعت قبل از انجام مصاحبه وارد تهران شد و بسیار خوش شانس بود که با همکاری و مساعدت کارکنان فرودگاه ، بدون نوبت توانست فرودگاه را ترک کند و گرنه او نیز مجبور بود همانند همکاران دیگرش که دو روز زودتر به تهران سفرکردند ، شش ساعت بعد از فرودگاه خارج شود.

_ یک رویداد مهم و پر سر و صدای دیگر به اجرای حکم اعدام در مورد یک گروه سی نفره از مجرمین تبهکار و جنایتکار مربوط می شد. هنوز معلوم نیست که دستگاه قضایی برای مجازات یکباره این گروه از مجرمین چه استدلالی داشته است اما در نظر گرفتن یگ گروه ۳۰ نفره در این شرایط زمانی که بعدا به ۲۹ نفر کاهش یافت و اجرای حکم اعدام آنها در روزی که دهها هیات خارجی و وزیران امور خارجه از کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به تهران سفر کرده بودند ، بیانگر تدبیر و درایت صحیح امور نیست.

یادمان باشد که امروزه همه امور به نحوی به هم مربوط هستند و هیچکس ما را به دلیل بی توجهی به آثار و نتایج سوء ناشی از اجرای تصمیمات و اقداماتمان ، مورد تمجید و ستایش قرار نخواهد داد.

صدور حکم اعدام ، مستلزم دلایل و مستندات فراوانی است و قضات دادگاهها با وسواس و دقت نظر زیاد، چنین حکمی را برای یک فرد مجرم صادر می کنند. حال که چنین است و دستگاه قضایی تا این حد برای صدور حکم اعدام از خود سختگیری نشان می دهد، معلوم نیست بر اساس چه منطقی تلاش شده است تا با اعدام یکباره این گروه از مجرمین ، یک تصویر تند و خشن از ایران به خارج منتقل شود؟! حتما اشتباهی در کار بوده است که نباید تکرار شود.


شاهد دارای حق کپی رایت می باشد .