آن‌ها به کجا می‌روند؟!

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۷م خرداد ۱۳۸۷

برای پیگیری مصوبات سفرهای استانی رئیس جمهور ، تا کنون به همراه هیاتهای مختلف رسانه ای به ۱۵ استان کشور سفر کرده ایم. در بسیاری از استانها ، تلاش مدیران استانی بویژه اهتمام استانداران برای به نتیجه رساندن طرحها و پروژه های مختلف عمرانی و پیشرفت منطقه تحت مدیریتشان ، چشمگیر و تحسین برانگیز بوده است اما قابل کتمان نیست که در شماری از استانها با طیفی از مدیران ضعیف و ناکارامد هم مواجه شده ایم ، مدیرانی که در عمل نشان داده اند ، شایسته انجام کارهای بزرگ نبوده و نیستند.
باید نشان داده شود که دوغ و دوشاب یکی نیست و برای این کار لازم است مدیران توانمند و کارامد به نحو بایسته مورد تقدیر قرار گیرند، راه برای ارتقاء آنها به مناصب بالاتر هموار شود و از استعداد و ظرفیت فکری و جسمی آنان برای اثرگذاری و بازدهی بیشتر ، استفاده مناسبی به عمل آید و همزمان مدیران ضعیف و کم کار برکنار شوند.این را یک اصل غیرقابل خدشه بدانیم که مسوولیت ها در نظام جمهوری اسلامی امانت مردم است و حتی یک روز هم نباید در اختیار افراد ضعیف و غیرموثر قرار داشته باشد.
خبر خوشحال کننده این است که بالاخره وزارت کشور دست به کار شده و با بررسی های کارشناسی ، تصمیم به جا به جایی ، ارتقاء ، انتقال و برکناری برخی از مدیران استانی گرفته است.
امروز دوشنبه ۲۷ خرداد ماه وقتی صفحه نخست روزنامه کارگزاران ، یکی از رسانه های پرچمدار مخالفت با دولت را مطالعه می کردم ، با کمال تعجب مشاهده کردم که این روزنامه تغییرات مزبور را به “انتصاب مدیران باب طبع رئیس جمهور” نسبت داده و آن را به “انتخابات آتی ریاست جمهوری” مرتبط کرده است.
این درحالی است که طبع رئیس جمهور ، طبع خدمت و تلاش خستگی ناپذیر برای پیشرفت و آبادانی کشور و بهبود شرایط زندگی مردم است و انتخابات آتی ریاست جمهوری، هیچ جایی را در ذهن و فکر او و برنامه های روزانه اش ، اشغال نکرده است. او اگر به فکر پیروزی در انتخابات بود ، به تجربیات دولتهای قبل برای سمت و سو دادن به افکار عمومی ، با استفاده از ساز و کارهای سیاسی و رسانه ای ، پشت نمی کرد.
تاکید و تمرکز بر پدیده های مختلف با انگیزه های سیاسی و قدرت طلبانه ، کار تحسین برانگیزی نیست و چنین رویکردی ، آسیب های غیرقابل جبرانی را هم درپی خواهد داشت. برای مثال وارد کردن انگیزه ها و رقابتهای سیاسی به مباحث عقیدتی مانند ظهور امام زمان (عج) ، به معنی بازی کردن با اعتقادات و باورهای مردم است که قطعا گناهی بزرگ و نابخشودنی محسوب می شود.
سال گذشته ، زمانی که به اتفاق آقای کلهر مشاور اطلاع رسانی رئیس جمهور جهت فعال کردن روابط عمومی های دستگاههای اجرایی و اطلاع رسانی بهتر در باره فعالیت های دولت ، به چند استان سفر کرده بودیم ، روزنامه”اعتماد” در صفحه نخست خود ، این سفرها را زود هنگام توصیف کرد و آن را به انتخابات مجلس هفتم مرتبط دانست. در آن هنگام به این دروغپردازی ، هیچ پاسخی داده نشد اما بدون تردید این جهت گیری رقابتی ، جز بی اعتماد کردن مردم به آن جریده ، حاصلی در بر نداشته است و علت کم شمارگان بودن اینگونه نشریات را باید در تداوم همین رویکردهای ستیزه جویانه و غیرحرفه ای جست و جو کرد.
روزنامه اعتماد ملی هم در صفحه نخست امروز خود به نقل از “نمایندگان مجلس!” در صدد پاسخگویی به اظهارات سخنگوی دولت مبنی بر کاهش ۳۰ درصدی قیمت مسکن در شهرستانها برامده و چنین تیتر زده است که “نمک بر زخم مردم نباشید.”
این نوع کار روزنامه نگاری هم در جای خودش نوبرانه است. اولا دو نفر نماینده مجلس را ” پاسخ نمایندگان مجلس” وانمود می سازند و ثانیا تیتری را به آنها نسبت می دهند که وقتی به متن سخنان آنها مراجعه می کنیم ، اصلا وجود خارجی ندارد. بعد هم که اعتراضی مطرح شود می گویند تیتر برداشتی و استنباطی است . البته هنوز متوجه نشده ام که با چه منطقی می توان برداشت ناصوابی از اظهارات یکی دو نفر را به یک جمع بزرگ نسبت داد و اسم آن را کار ژورنالیستی گذاشت.
هیچ قصدی برای فرافکنی و فرار از مسوولیت های قانونی در کار نیست اما این نکته هم واقعیت دارد که روزنامه اعتماد ملی و سایر روزنامه های همسو و مخالف دولت، طی دو سال گذشته پیوسته بر طبل گرانی قیمت مسکن کوبیدند و با تبلیغات مسموم و غیرواقعی ، جو روانی جامعه را دچار التهاب و ناامنی کردند و پیداست که از این شرایط، چه کسانی سودهای میلیاردی به جیب زده اند ؟! بدیهی است، دلسوزان مردم! در روزنامه های مخالف دولت ، هیچ سهمی از تورم کاذب در افزایش قیمت ها را بر عهده نمی گیرند و همه مسوولیت ها را به گردن دولتی می اندازند که سیاست هایش مبتنی بر مهار تورم و کاهش قیمت ها بوده است.
اما اینکه قیمت مسکن روند نزولی را طی می کند، بر اساس منطق اقتصاد، یک امر واقعی و عینی است که اگر به درستی برای جامعه تبیین شود ، کام مردم از آن شیرین خواهد شد. منطق اقتصاد رابطه عرضه و تقاضا را مبنای تعیین قیمت می داند ، بنابراین بسیار بدیهی است که قیمت های کاذب مسکن در بازار  شکسته شود، زیرا در بسیاری از نقاط کشور ، صدها هکتار از اراضی دولتی برای ساخت مسکن آماده سازی شده است . قطعه بندی ، جدول کشی ، آسفالت ، تامین آب ، برق ، گاز و تلفن و خدمات دیگر را دولت برای اینگونه زمین ها تدبیر و تدارک دیده است و شرکتهای تعاونی ، متشکل از جوانان و نیازمندان واقعی مسکن با استفاده از تسهیلات پولی که دولت در اختیار آنها قرار می دهد ، اقدام به خانه سازی خواهند کرد. با این کار قیمت زمین از مسکن حذف خواهد شد و مردم با قیمت تمام شده می توانند نیاز خود را به مسکن تامین کنند. اشباع بازار مسکن ، به منزله کاهش تدریجی قیمت های کاذبی است که سودجویان با همکاری تبلیغاتچی های مخالف دولت باعث و بانی آن بوده اند و بدیهی است که این رویه به منزله پاشیدن نمک به زخم آنان و شیرین کردن کام نیازمندان مسکن است. به راستی آنان به کجا می روند؟!

دانستن حق مردم است

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲۶م خرداد ۱۳۸۷

طی سه هفته اخیر به همراه یک گروه ۳۰ نفره از خبرنگاران ، فیلمبرداران و عکاسان رسانه های ارتباط جمعی به سه استان چهار محال و بختیاری ، کهکیلویه و بویر احمد و لرستان سفر کردیم تا از نزدیک روند اجرای طرحها و پروژه های مصوب دولت در سفرهای استانی را مشاهده کنیم و با میزان پیشرفت فیزیکی این مصوبات آشنا شویم.

دوره بازدید از هر استان دو تا سه روز به طول انجامید. فعالیت خبرنگاران از اولین ساعات صبح  شروع می شد و گاهی ساعت به نیمه شب نزدیک می شد که برای استراحت به محل اقامت باز می گشتیم.

در هر استان برای بازدید از پروژه های مختلف ، صدها کیلومتر را با اتوبوس طی کردیم که این رقم در دیدار دو روزه از استان لرستان به بیش از ۸۰۰ کیلومتر رسید.

نه دور از انصاف است و نه قابل کتمان ، که اقدامات انجام شده در دولت نهم را به هیچوجه نمی توان با عملکرد دولتهای قبل ، مقایسه کرد. قصد تخریب دولتهای گذشته را ندارم اما واقعیت های امروز به حدی شگفت انگیز است که وقتی پرده از روی آنها برداشته می شود، بهتر و بیشتر می توان به عمق ، گستردگی و تاثیر ماندگار کارهای انجام شده در سه سال گذشته ، پی برد. امروز شعار محوری “می شود و می توانیم” به یک واقعیت ملموس در جای جای ایران عزیز تبدیل شده است.

در سفرهای استانی مربوط به پیگیری مصوبات ، این فرصت برای نمایندگان رسانه های ارتباط جمعی فراهم می شود تا به طور مستقیم ، استاندار، معاونین استاندار ، فرمانداران و مدیران کل دستگاههای مختلف و مسوولان اجرای طرحها و پروژه های مصوب را سووال پیچ کنند ، به نقاط ضعف و قوت کارهای انجام شده پی ببرند و اطلاعات لازم را همراه با مشاهدات عینی خود ، به اطلاع مردم برسانند ، البته باید اذعان کنم که آنها به رغم تلاشهایی که به عمل می آورند هنوز در حد شایسته ای به انجام این مهم نپرداخته اند.

دانستن حق مردم است و مردم حق دارند بدانند که دولت به نمایندگی از سوی ملت ، ثروت ملی و سرمایه های کشور را در کجا و چگونه و با چه هدفی به کار گرفته است و اقدامات انجام شده از سوی دولت چه تاثیری در سرنوشت امروز و فردای کشور دارد. برای انجام این سفرها که با هزینه دولت انجام می شود ، از نمایندگان رسانه های مختلف دعوت به عمل آمده است اما روزنامه هایی مانند کیهان،  رسالت ، همشهری ، جام جم و جمهوری اسلامی به صراحت این دعوت را رد کرده اند. این رفتار اگر نوعی جبهه بندی در برابر دولت نهم نباشد ، حتما به مفهوم تحریم خبری مردم و محروم کردن آنان از “حق دانستن” است . خبرگزاریهای ایرنا ، مهر ، فارس ، ایسنا و موج ، منبع اصلی خبرها و گزارشهای این روزنامه ها هستند اما آنها وقتی به گزارشهای منتشره در باره طرحهای و پروژه های مصوب سفرهای استانی می رسند، از آنها به سادگی ، عبور می کنند و گویا اصلا مایل به دیدن چنین گزارشهایی نیستند؟!

جا دارد به این نکته نیز اشاره می کنم که در سفر اخیر به استان کهکیلویه و بویر احمد ، توفیق همراهی و آشنایی بیشتر با آقای یزدانی مدیر مسوول محترم روزنامه عصر اقتصاد را پیدا کردم که با وجود سن و سال بالای ۵۰ سال ، صمیمانه و بی پیرایه ، همراه با سایر خبرنگاران به تهیه گزارش خبری و تصویری از طرحها و پروژه های مورد بازدید پرداخت و نتیجه کار او که در شماره های مختلف این روزنامه منتشر شد ، حاکی از انصاف و صداقت غیرقابل انکار او بود. همت و صفای ذاتی اش را ارج می نهم و در برابر او خاضعانه عرض ارادت می کنم.

مناجات

ارسال شده توسط علی اکبر جوانفکر در ۱۹م خرداد ۱۳۸۷

خدایا ، آن ده که آن به و آن به که تو به دانی نه من

خدایا ، دیده ای ده که در هرچه بنگرد جز تو نبیند .

خدایا ، عقل و خردی ده که جز حکمت و معرفت از آن نتراود و به آنچه داند، گردن افرازی نکند چرا که بیش دانستن خویش ، از نشانه های بارز بی خردی است.

خدایا ، اراده و همتی ده که جز برای تو و رضای تو ، استوار نماند و مقاوم نپاید.

خدایا ، باور و ایمانی عطا کن که زر و زور و تزویر را به آن راهی نباشد.

خدایا ، گر به حال خویش رهایم سازی ، به دست خود هلاک شوم و چه سخت است که در روز جزا به جرم قتل نفس ، به محاکمه کشیده شوم.

خدایا ، هرچه تو خواهی آن می شود، پس چه عزتی برتر از آن که تو اراده کنی.

خدایا ، کم نبوده اند کسانی که بعد از “هدایت” به “گمراهی” کشیده شدند. جز تو هیچ فریاد رسی نیست ، پس هدایت و حمایتت را بی منتها کن .

خدایا ، “حب جاه” بنیان آدمی را برمی اندازد و دودمانش را بر باد فنا می دهد. آن را در دلهایی که رضای تو را می جویند، بمیران .

خدایا ، محبت و دوستی تو ، منشاء نجات و رستگاری است و ما به آن سخت محتاجیم چرا که جز به آن ، از شرارت شیطان ایمن نخواهیم ماند.

قابل پیش‌بینی یا غیر قابل پیش‌بینی

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۶م خرداد ۱۳۸۷

این نکته مهمی است که بالاخره بدانیم مدیر باید قابل پیش بینی باشد یا غیرقابل پیش بینی.

این روزها بحث هایی در این زمینه مطرح است.

فکر می کنم که قابل پیش بینی بودن از جمله ویژگیهای مدیران محافظه کار و ایستا است؛ مدیرانی که کار امروز را به فردا می اندازند و از همین امروز می شود کار فردای آنها را پیش بینی کرد. مدیرانی که “باری به هرجهت” هستند و می گویند صبر کنیم ببینیم چه پیش می آید؛ و مدیرانی که به وضع موجود قانع هستند و در برابر هرگونه تغییر و تحول مثبت و رو به جلویی مقاومت می کنند، در زمره مدیران محافظه کار هستند.

اینگونه افراد در لایه های مختلف مدیریتی کشور وجود دارند و به راحتی می توان فکر آنها را خواند، تصمیمات، رفتار و گفتار و کردار آنها را پیش بینی کرد. این دسته از مدیران حتما برای جامعه مفید نخواهند بود شد و آسیبی که به نظام مدیریتی و مختل کردن اهداف و آرمانهای یک ملت می زنند، بسیار بیشتر و عمیق تر از فایده احتمالی آنهاست.

اما بدون تردید غیرقابل پیش بینی بودن یکی از ویژگیهای مدیران تحول خواه، نوگرا و نواندیش است که پیوسته به سمت جلو حرکت می کنند و توقف و عقب گرد را به منزله مرگ و نابودی خود و حوزه عملکردی تحت مدیریت خویش می دانند.

مدیرانی که دشمنان و رقبایشان، قدرت خواندن دست آنها را ندارند و نمی توانند با آنها به مبارزه برخیزند. مدیرانی که تصمیمات و اقدامات متوالی حریفان خود را محاسبه کرده و برای هر کدام از آنها تصمیم حساب شده ای اتخاذ می کنند؛

مدیرانی که پیوسته در حال سنجش وضع موجود با اهداف از پیش تعیین شده هستند و خود را آماده هرگونه تغییر و تحول ضروری کرده اند جزو مدیران غیرقابل پیش بینی محسوب می شوند.

وجود مدیران غیرقابل پیش بینی برای کشور و ملت ایران به منزله یک فرصت بی بدیل است .فرصت ها را بشناسیم و آن را برای خود و دیگران غنیمت بدانیم …

گیره کاغذ

ارسال شده توسط علی‌اکبر جوانفکر در ۲م خرداد ۱۳۸۷

وقت رئیس جمهور خیلی مغتنم است، می گویند هر دقیقه آن برای کشور چند میلیون تومان هزینه برمیدارد. به عنوان مشاور مطبوعاتی ایشان تلاشم این است که از وقت های حاشیه ای ایشان استفاده کنم تا وقت برنامه ریزی شده رئیس جمهور صرف کارهای اساسی کشور شود.

ایشان در حال رفتن به یک جلسه کاری بودند. در راه به صورت تلگرافی چند نکته را به استحضارشان رساندم . وقتی قدم می زدیم یک گیره کاغذ روی زمین افتاده بود. ایشان خم شد و آن را از زمین برداشت و به دست من داد.

آن گیره کاغذ را در جای مخصوص قرار دادم تا از آن استفاده شود.

راستی اگر همه مسوولان کشور به اندازه رئیس جمهور متوجه ظرایف بودند و هوش و حواسها به همه چیز از جمله آن گیره کاغذ روی زمین افتاده معطوف می شد، نتیجه کارها چه بود؟

نگویند که ای بابا در فلان جا دارند با شاه لوله می برند و می خورند و رئیس جمهور و مشاورش به آن توجه نمی کنند اما این گیره کاغذ بی ارزش را اسباب تبلیغات به نفع خودشان کرده اند.

نه، اینطور نیست. ما باید حواسمان هم به آن شاه لوله باشد و هم به این شیء بی ارزش …


شاهد دارای حق کپی رایت می باشد .