گیره کاغذ
وقت رئیس جمهور خیلی مغتنم است، می گویند هر دقیقه آن برای کشور چند میلیون تومان هزینه برمیدارد. به عنوان مشاور مطبوعاتی ایشان تلاشم این است که از وقت های حاشیه ای ایشان استفاده کنم تا وقت برنامه ریزی شده رئیس جمهور صرف کارهای اساسی کشور شود.
ایشان در حال رفتن به یک جلسه کاری بودند. در راه به صورت تلگرافی چند نکته را به استحضارشان رساندم . وقتی قدم می زدیم یک گیره کاغذ روی زمین افتاده بود. ایشان خم شد و آن را از زمین برداشت و به دست من داد.
آن گیره کاغذ را در جای مخصوص قرار دادم تا از آن استفاده شود.
راستی اگر همه مسوولان کشور به اندازه رئیس جمهور متوجه ظرایف بودند و هوش و حواسها به همه چیز از جمله آن گیره کاغذ روی زمین افتاده معطوف می شد، نتیجه کارها چه بود؟
نگویند که ای بابا در فلان جا دارند با شاه لوله می برند و می خورند و رئیس جمهور و مشاورش به آن توجه نمی کنند اما این گیره کاغذ بی ارزش را اسباب تبلیغات به نفع خودشان کرده اند.
نه، اینطور نیست. ما باید حواسمان هم به آن شاه لوله باشد و هم به این شیء بی ارزش …
حسن گفت :
خرداد ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۲
با سلام
ورود شما را به عرصه وبلاگ نویسی تبریک می گویم
اکبری گفت :
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۳
آقای جوان فکر میدانم خوشتان نمی آید . اما نباید مثل شاهان واقعیت ها را ندید گرفت و دچار بیماری توهم شد . پرسش اینست :
وقت رییس جمهور برای هردقیقه چند میلیون تومان است ؟ آیا حساب کرده اید . این وقت چندمیلیون تومانی بازاء هردقیقه – تاکنون چند هزار – هزار میلیارد تومان ضرر و زیان بملکت و مردم تحمیل کرده است ؟ البته در این محاسبه – حساب خود و دوستان جبهه و جنگ را که دارای نون – آب – روغن و تیولی هستید از مملکت و ملت جدا کنید . شما جزء نیستید !؟
جناب آقای اکبری
سلام بر شما
تهمت شاهان می زنید و مبتلایمان به بیماری می دانید.
خدا از شما قبول کند.
به خدا پناه می برم.
موفق باشید
غ.ر فرهنگ گفت :
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۴
خدارا شکر
بعضی ها تا یه یک پستی میرسند آنقدر گردن و پت و پهلوشان کلفت میشود که جک هیدرولیک هم خمشان نمی کند ، چه برسد گیره کاغذ.
اکبری گفت :
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۴
جناب آقای جوانفکر سلام علیکم .
اوایل فعالیت سایت آقای توکلی هم حوصله میکردند و به نوعی مثل شما صبورانه پاسخ میداند . اما بمرور این شیوه حسنه و پسندیده بدست فراموشی سپرده شد .
و اما بعد .
اگر به کتابهایی که راجع به شاه و شاهان به قلم دور و بری ها و معاصران آنان نوشته شده است رجوع فرمایید . ملاحظه خواهید فرمود تهمت شاهانه ای در کار نبوده و نیست . یقین دارم اگر حق و حقوق من و خانواده ام در ۲۶ سال گذشته با ناجوانمردی دست خوش ضعف و فتور و سلایق شخصی ودر نهایت بی عدالتی – تعرض و تجاوز وووو قرار نمیگرفت . ودر سن ۶۴ سالگی تکلیف بازنشتگی ام مطلوب و معلوم بود . بدیهی بود منهم مثل جنابعالی از داستان گیره کاغذ – باز کرده دهان میماندم و حیرت میکردم . هرجند که مشابه آنهارا در کتاب های یاد شده بکرات خوانده باشم .
خب برادر من . خودت را جای من بگذار .
وقتی در شرایطی باشی که سال ها پیش سوای قوه قضایه – اداره کل حقوقی نهاد و سازمان متبوعت باستناد و مطالعه در پرونده ات صداقت -درستی -امانت داری – خدمات ارزنده و حق و حقوق پایمال شده ات را مورد تایید و تاکید قرارداده اند . اما تلویحا بهت بگویند حق با توست اما کاری ساخته نیست . آنهم دراین نظام که همواره بنام اسلام هزینه میکنند . حق بده جای من باشی از شاهان نمی نویسی ؟ بهمین ترتیب ازبیماری ؟
گرچه میدانم سال های عمرم بیش از شماست . اما از جملات شما پند بسیار گرفته ام . لذا :
خدا از شما هم قبول کند . یقین بدانید از من قبول کرده است . میدانید چرا ؟ چونکه از دردمردمی چون خود گفته ام . و از ته دل . لذا چون از دل بر آمد بردل نشست .
نه تنها من بلکه تمام خانواده ام سال هاست به خدا پناه بردیم . تمام سال های سخت و بی عدالتی را . و تمام سال هایی را که احتمالا با بی عدالتی زنده خواهیم بود . بی آنکه بخواهیم ریا و تظاهر کرده باشیم . و بی آنکه بخواهیم کسی را فریفته باشیم .
بقول مولا علی :
البته بدون منت و شعار !؟
خدایا مرا آن ده – که مرا آن به .
شما هم انشاء الله با فکر کردن بملکت و مردم و منافع ملی ووووو موفق باشید .