قریب پنج دهه از بیرون زدن اولین جوانه های انقلاب و بیش از  سه دهه از به ثمر رسیدن نهضت اسلامی در ایران عزیز  سپری شده است و امروز انقلاب اسلامی با طراوت ، نشاط و شادابی بیشتر ، بالندگی و عزت افزونتر و قدرت و شوکتی کم نظیر ، راه خود را به سوی تحقق آرمانهای بلندالهی و اسلامی استمرار می بخشد.

تجربه های بزرگ و ذیقمتی که در کوله بار انقلاب وجود دارد ، ثمره عبور ملت انقلابی ایران از دریای خون است. صدها هزار تن از بهترین فرزندان این آب و خاک در خون پاک خویش غلطیدند تا بن بست گشایی کنند و انقلاب اسلامی را به سرمنزل مقصود نزدیک سازند.

راههای همواری که فرار روی نسل امروز ایران قرار دارد، ثمره جانفشانی امتی است که با پوست و گوشت خود، حاکمیت رژیم ظالم ، فاسد و سرسپرده پهلوی را با همه وجود درک کرده بود و راه نجات را در پیروی و همپیمانی با امام خویش و پایمردی در استقرار نظام جمهوری اسلامی می دید.

راههای ناهمواری که اینک در پشت سر ملت ایران قرار دارد، شاهدی برعبور انقلاب از بحرانها و آشفتگی های بسیار است. آبدیده شدن یک ملت ، به مفهوم توجیهی بر استمرار دشواریهای بیشتر نیست و با اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته ، می توان راههای هموارتر را در پیش پای ملت قرار داد. پس برای ترسیم راه روشن آینده، باید از گذشته، درس گرفت و آن را به کار بست.

ملت ایران در سه دهه اخیر به تجربه دریافته است که خط بازیهای سیاسی ، حرکت انقلاب را در نیل به مطلوب ، در چرخه تعویق قرار می دهد. هنگامی که جریانها ، خطوط ، نگرشها ، مرامها ، باورها و افکار گوناگون و متضاد ، به هم آمیخته شوند، باطل در لباس حق ، جلوه می نماید و به آنجا که نباید راه می گشاید و ثمره بدیهی و طبیعی آن نیز ، نه عدم پیشرفت در مسیر انقلاب ، بلکه درجا زدن و عقب نشستن از مواضع انقلابی تا نقطه سازش و کرنش و زدن چوب حراج بر منافع و حقوق ملت خواهد بود.

هرگاه فضای سیاسی جامعه شفاف بوده و آفت شک و شبهه ؛ به دامان منادیان و مجاهدان راه حق نفوذ نکرده باشد، خلاقیت ها شکوفا شده ، گامهای پیشرفت به جهش درامده، قدرت و شوکت و عزت ملت فزونی یافته و دشمن در زبونی و حیرت قرار گرفته است. این تجربه گرانسنگ در دولت نهم متجلی شد و حلاوت آن در کام ملت ایران ، آنچنان شوق انگیز بود که حماسه حضور کم نظیر در انتخابات ریاست جمهوری دهم را رقم زد و رای بی سابقه به رئیس جمهور منتخب ، پاداش خدمت بی منت و صادقانه او بود.

تحولات پس از انتخابات ، فاصله ذهنی و فکری برخی گروهها و جریانهای سیاسی و سران آنها با نظام ، رهبری و ملت را عینیت داد و فرصت خانه تکانی را برای نظام فراهم آورد. این فرصت بلااستفاده ماند و گرد و غبار آلوده ، چهره نظام را همچنان مشوه ساخته است.

چنین به نظر می رسد که باردیگر شاهد نوعی تلاش برای در هم آمیختن خطوط و مواضع سیاسی هستیم. به گونه ای که تشویق کنندگان به قانون شکنی و آشوبگری و تفرقه افکنان ، منادی وحدت ملی شده و برای آن دل می سوزانند و اشک تمساح می ریزند!

نادیده گرفتن واقعیت ها ، ساده اندیشی و سوء تفاهم وقتی با روحیه ملاحظه کاری و محافظه کاری توام شود ، ریش سفیدان را وارد میدان یک مصالحه بی اساس و نامربوط می کند.

انقلاب اسلامی بر دوش مردم و با مجاهدت و ایستادگی فرزندان ملت به پیش رفته است . انقلاب ، متکی به افراد بویژه از نوع وازده های آن نیست و به هیچکس هم بدهکاری ندارد. کسانی که می گویند این و آن را مفت به دست نیاورده اند، بر ملت منت نهاده و آنها را ارزانی خویش قلمداد کنند. ملتی که برای به دست آوردن و حفظ و نگهداری انقلاب ، نظام و رهبری ، از دریای خون عبور کرده است ، ارزش والای دستاوردهای خویش از جمله وحدت ملی بر محور رهبر بلند مرتبه اش را می شناسد و از پا نهادن در زمینی که بدخواهان آن را با لجن پراکنی ، باتلاقی کرده اند، دوری می گزیند.