<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: خشت خام !</title>
	<atom:link href="http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85</link>
	<description>یادداشت های علی اکبر جوانفکر</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Feb 2012 18:51:03 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<item>
		<title>با: پرویز فارغ التحصل رشته سیاس دانشگاه تهران</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-5325</link>
		<dc:creator>پرویز فارغ التحصل رشته سیاس دانشگاه تهران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-5325</guid>
		<description>این نوشتار تقدیم به کسانی است که هنوز باور ندارند ! 

لازمه زندگی جمعی امروز دارای مولفه های بسیاری است که به نظر من سیاست تنها واژه است که در تمامی امور  زندگی دارای نقش می باشد از  اداره امور یک بقالی گرفته تا مملکت داری ،سیاست  نقش و رکن اصلی را ایفا می کند.
 زندگی بدون سیاست نه تنها یک تصور انتزاعی بشمار می آید، بلکه غیر ممکن به نظر می رسد البته منظور من در این نوشتار سیاست به مفهوم خاص خودش است سیاستی که .
که با اداره کشور و نظام سیاسی ارتباط پیدا می نماید. در این بخش، سیاست بصورت تخصصی و بوسیله کسانی که دانش و مهارت لازم را در آن راستا دارند پیش برده می شود.
و امروزه هم تا هنگامی که زمامداران نسبت به زدودن پدیده شوم آفت زدگی سیاست و یا عمومی شدن آن بصورت جدی و قاطع تصمیم گیری ننماید و وارد میدان نگردند، دست یافتن به اهداف فرضی مشکل خواهد بود و فضای تنش آلود هم چنان باقی خواهد ماند. نگرانی ها و اظطراب ها ی فردی و اجتماعی نسبت به زندگی و آینده هم چنان پای برجای باقی خواهد ماند.
پس بگذاریم دولت و مسوولین خود با ایجاد فضای مناسب روند سیاست زدگی را کاهش بخشد. امروز دولت با ایجاد زمینه های شغلی و زدودن فقر و بیکاری و برنامه ارتقاء بخشی آگاهی عمومی طی یک برنامه دقیق هرچند طولانی مدت،تلاش دارد .
متاسفانه طی چند سال گذشته سردمداران اجرایی وقت کشور را بسوی تباهی سوق دادند و فضای بی اعتمادی  گسترش یافت ، آفت زدگی سیاسی و سیاست زدگی در همه عرصه ها چشمگیر بود  (دوم خرداد) .
کلام آخر اینکه حاج اکبر عزیز ،امروز کارکنان ایرنا  یک حامی و کسی که صلح و امنیت روحی و اجتماعی و معاش کارکنان را احیا کند نیاز دارند و ما هم به سهم خود وظیفه داریم که  و حد و مرز ها رعایت کنیم .
و از بعضی از گروه ها و افراد داخل سازمان که بدنبال بعضی از منافع شخصی یا گروه ای خود هستد نیز خواهش می کنم همه چیز را به سیاست بیمار و نفاق آلود پیوند نزنیم. بدون شک دولت در این مقطع مسئولیت های بزرگتر و اساسی  و مهمی را بر عهده دارد. 
این روندی که امروز بعضی از افراد در پیش گرفته اند در گذشته هم وجود داشت و متاسفانه باعث مشکلاتی برای مدیریت ،برادر ارزشی و پهلوان صفتمان حاج احمد عزیز خادم المله شد .
البته منظور این نیست که  یک فرد بجای همه فکر می کند یا  تصمیم گیرد و عمل نماید نه اینطور نیست بلکه  برای رسیدن به آرمان ها و اهداف بزرگ سلیقه، ذوق، انتظارات، خواست های دیگران نیز برای تصمیم گیری نیاز است .
برای سلامتی مقام معظم رهبری صلوات</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این نوشتار تقدیم به کسانی است که هنوز باور ندارند ! </p>
<p>لازمه زندگی جمعی امروز دارای مولفه های بسیاری است که به نظر من سیاست تنها واژه است که در تمامی امور  زندگی دارای نقش می باشد از  اداره امور یک بقالی گرفته تا مملکت داری ،سیاست  نقش و رکن اصلی را ایفا می کند.<br />
 زندگی بدون سیاست نه تنها یک تصور انتزاعی بشمار می آید، بلکه غیر ممکن به نظر می رسد البته منظور من در این نوشتار سیاست به مفهوم خاص خودش است سیاستی که .<br />
که با اداره کشور و نظام سیاسی ارتباط پیدا می نماید. در این بخش، سیاست بصورت تخصصی و بوسیله کسانی که دانش و مهارت لازم را در آن راستا دارند پیش برده می شود.<br />
و امروزه هم تا هنگامی که زمامداران نسبت به زدودن پدیده شوم آفت زدگی سیاست و یا عمومی شدن آن بصورت جدی و قاطع تصمیم گیری ننماید و وارد میدان نگردند، دست یافتن به اهداف فرضی مشکل خواهد بود و فضای تنش آلود هم چنان باقی خواهد ماند. نگرانی ها و اظطراب ها ی فردی و اجتماعی نسبت به زندگی و آینده هم چنان پای برجای باقی خواهد ماند.<br />
پس بگذاریم دولت و مسوولین خود با ایجاد فضای مناسب روند سیاست زدگی را کاهش بخشد. امروز دولت با ایجاد زمینه های شغلی و زدودن فقر و بیکاری و برنامه ارتقاء بخشی آگاهی عمومی طی یک برنامه دقیق هرچند طولانی مدت،تلاش دارد .<br />
متاسفانه طی چند سال گذشته سردمداران اجرایی وقت کشور را بسوی تباهی سوق دادند و فضای بی اعتمادی  گسترش یافت ، آفت زدگی سیاسی و سیاست زدگی در همه عرصه ها چشمگیر بود  (دوم خرداد) .<br />
کلام آخر اینکه حاج اکبر عزیز ،امروز کارکنان ایرنا  یک حامی و کسی که صلح و امنیت روحی و اجتماعی و معاش کارکنان را احیا کند نیاز دارند و ما هم به سهم خود وظیفه داریم که  و حد و مرز ها رعایت کنیم .<br />
و از بعضی از گروه ها و افراد داخل سازمان که بدنبال بعضی از منافع شخصی یا گروه ای خود هستد نیز خواهش می کنم همه چیز را به سیاست بیمار و نفاق آلود پیوند نزنیم. بدون شک دولت در این مقطع مسئولیت های بزرگتر و اساسی  و مهمی را بر عهده دارد.<br />
این روندی که امروز بعضی از افراد در پیش گرفته اند در گذشته هم وجود داشت و متاسفانه باعث مشکلاتی برای مدیریت ،برادر ارزشی و پهلوان صفتمان حاج احمد عزیز خادم المله شد .<br />
البته منظور این نیست که  یک فرد بجای همه فکر می کند یا  تصمیم گیرد و عمل نماید نه اینطور نیست بلکه  برای رسیدن به آرمان ها و اهداف بزرگ سلیقه، ذوق، انتظارات، خواست های دیگران نیز برای تصمیم گیری نیاز است .<br />
برای سلامتی مقام معظم رهبری صلوات</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی‌اکبر جوانفکر</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-5190</link>
		<dc:creator>علی‌اکبر جوانفکر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-5190</guid>
		<description>آقا یا خانم محترم
با سلام
احترام گذاشتن به دیگران یک امر فرهنگی است که از کودکی به انسانها آموزش داده می شود. بنده نمی دانم شما با چه منطقی به خودتان اجازه می دهید که به دیگران و شعورشان توهین کنید؟ قیافه روشنفکرمابانه ای که شما به خودتان گرفته اید و به اصطلاح خود را با سواد و شهری وانمود کرده اید ، حلال هیچ مشکلی از شما نیست و مطمئنا این روش و منش شما ، برایتان در زندگی شخصی درد سر ساز خواهد شد. بنابراین فقط متاسفم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا یا خانم محترم<br />
با سلام<br />
احترام گذاشتن به دیگران یک امر فرهنگی است که از کودکی به انسانها آموزش داده می شود. بنده نمی دانم شما با چه منطقی به خودتان اجازه می دهید که به دیگران و شعورشان توهین کنید؟ قیافه روشنفکرمابانه ای که شما به خودتان گرفته اید و به اصطلاح خود را با سواد و شهری وانمود کرده اید ، حلال هیچ مشکلی از شما نیست و مطمئنا این روش و منش شما ، برایتان در زندگی شخصی درد سر ساز خواهد شد. بنابراین فقط متاسفم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: UGD</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-5177</link>
		<dc:creator>UGD</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-5177</guid>
		<description>بجز یه عده مفت خور و بیسواد و دهاتی حضرت عباسی کی حرف های امثال شما رو می خره و گوش میده!!!
شما ها حتی نمی تونید بچه های خودتون رو راضی بکنید چه برسه به بقیه ملت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بجز یه عده مفت خور و بیسواد و دهاتی حضرت عباسی کی حرف های امثال شما رو می خره و گوش میده!!!<br />
شما ها حتی نمی تونید بچه های خودتون رو راضی بکنید چه برسه به بقیه ملت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی‌اکبر جوانفکر</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4955</link>
		<dc:creator>علی‌اکبر جوانفکر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4955</guid>
		<description>آقای آبشناس
با سلام
از ابراز لطف شما متشکرم. امیدوارم به لطف پروردگار و با همکاری همه کارکنان ایرنا بتوان این سازمان مهم خبری کشور را به جایگاهی که شایسته آن است ارتقاء داد.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای آبشناس<br />
با سلام<br />
از ابراز لطف شما متشکرم. امیدوارم به لطف پروردگار و با همکاری همه کارکنان ایرنا بتوان این سازمان مهم خبری کشور را به جایگاهی که شایسته آن است ارتقاء داد.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عماد آبشناس</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4953</link>
		<dc:creator>عماد آبشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4953</guid>
		<description>برادر گرامی جناب آقای جوانفکر
امروز خبری در رسانه ها شنیدم که امیدوارم صحت داشته باشد. 
وزیر ارشاد اعلام کرده بود که شما به عنوان رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب شده اید. قطعا تقبل چنین پستی از طرف شما با هدف سامان دادن به این سازمان که در بدترین شرایط خود به سر می برد می باشد. قطعا کار سخت و دشواری در پیش خواهید داشت اما مطمئن باشید همه بچه های خبرگزاری پشت شما خواهند بود. شاید بتوان گفت این اولین بار پس از انقلاب می باشد که فرد شایسته ای که هم سابقه کار در سازمان خبرگزاری را دارا می باشد و از زیر و بم این سازمان کاملا مطلع می باشد و هم در سیستم دولتی جایگاه دارد به این سمت منصوب می شود. همین امر خود نشانه ای از دیدگاه دولت دهم و بخصوص آقای احمدی نژاد در شایسته سالاری می باشد.
برایتای از صمیم قلب آرزوی موفقیت می نمایم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادر گرامی جناب آقای جوانفکر<br />
امروز خبری در رسانه ها شنیدم که امیدوارم صحت داشته باشد.<br />
وزیر ارشاد اعلام کرده بود که شما به عنوان رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب شده اید. قطعا تقبل چنین پستی از طرف شما با هدف سامان دادن به این سازمان که در بدترین شرایط خود به سر می برد می باشد. قطعا کار سخت و دشواری در پیش خواهید داشت اما مطمئن باشید همه بچه های خبرگزاری پشت شما خواهند بود. شاید بتوان گفت این اولین بار پس از انقلاب می باشد که فرد شایسته ای که هم سابقه کار در سازمان خبرگزاری را دارا می باشد و از زیر و بم این سازمان کاملا مطلع می باشد و هم در سیستم دولتی جایگاه دارد به این سمت منصوب می شود. همین امر خود نشانه ای از دیدگاه دولت دهم و بخصوص آقای احمدی نژاد در شایسته سالاری می باشد.<br />
برایتای از صمیم قلب آرزوی موفقیت می نمایم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sanayenews</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4914</link>
		<dc:creator>sanayenews</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4914</guid>
		<description>http://mihanpress.com/content/view/756/65/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mihanpress.com/content/view/756/65/" rel="nofollow">http://mihanpress.com/content/view/756/65/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sanayenews</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4913</link>
		<dc:creator>sanayenews</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4913</guid>
		<description>http://mihanpress.com/content/view/754/37/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mihanpress.com/content/view/754/37/" rel="nofollow">http://mihanpress.com/content/view/754/37/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sanayenews</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4909</link>
		<dc:creator>sanayenews</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4909</guid>
		<description>http://www.sanayenews.com/content/view/19947/1/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.sanayenews.com/content/view/19947/1/" rel="nofollow">http://www.sanayenews.com/content/view/19947/1/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رحیمی</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4905</link>
		<dc:creator>رحیمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4905</guid>
		<description>به نام خدا وبا سلام کسانی که از خس وخاشاک نامیدن اغتشاشگران توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شدند یا متوجه منظور ایشان نشدند_هر چند واضح بود-که اگر جزء نخبگان جامعه باشند باید جای خود را به سفیهان جامعه دهند واگر متوجه منظور ایشان شدند وبازهم برحرف خود ونارضایتی خود از گفته رئیس جمهور ایستاده اند لابد خود را جرو همان اغتشاش گران می دانند که بنده به جای لفظ خس وخاشاک آنها را ات واشغال می نامم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا وبا سلام کسانی که از خس وخاشاک نامیدن اغتشاشگران توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شدند یا متوجه منظور ایشان نشدند_هر چند واضح بود-که اگر جزء نخبگان جامعه باشند باید جای خود را به سفیهان جامعه دهند واگر متوجه منظور ایشان شدند وبازهم برحرف خود ونارضایتی خود از گفته رئیس جمهور ایستاده اند لابد خود را جرو همان اغتشاش گران می دانند که بنده به جای لفظ خس وخاشاک آنها را ات واشغال می نامم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رحیم</title>
		<link>http://javanfekr.ir/%d8%ae%d8%b4%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d9%85#comment-4900</link>
		<dc:creator>رحیم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://javanfekr.ir/?p=123#comment-4900</guid>
		<description>اقای مشائی -- تاریخ محروم است از اتفاقات میمون و مبارک فراوانی که خدا برای بشر می خواست ولی بشر نخواست و نشد. چه زمانی خواهد شد. هر پیغمبر و مدیری که می خواهد عدالت برقرار کند، راهش چیست.


 ایراد اساسی 
( خداوند کار خلاف علم نمیکند و عالم الغیب است محال است یک قومی که همه مشرکند به یکباره موحد و عدالت خواه به تعبیر امروز  شوند یعنی  اوج کمال انسانی  که با این شرایط عصر  ظهور خواهد بودو تاکنون به نتیجه نرسیده ---- اگر خدا میخواست   (أفغیر دین الله یبغون وله أسلم من فی السماوات والأرض طوعا وکرها وإلیه یرجعون ) همه با اختیار یا بی اختیار گردن میگذاشتند  ولی با  سلب ازادی و  اراده انسانها  تمامی هدف های دیگر به هم میخورد –ابتلائات –ازمایشها – و....  )


 پیامبران نتوانستند عدالت را برقرار کنند. تاریخ را ببینید. 300 سال مدیریت جامع حضرت عیسی (ع) بود اصلاً تاریخ عوض می شود و ممکن است زمان آمدن پیامبر اسلام عوض می شد. ما که نمی توانیم بگوییم حتماً باید همین زمان بیاید. چون یکی از علت های آمدن انبیا مربوط است به اینکه خاصیت دین گذشته برای هدایت مخدوش شده باشد. معنایش این است که اگر او (عیسی) می توانست پرچم‌های بلند هدایت را بر فراز نقطه های عالم به اهتزاز درمی آورد، ماموریت پیامبر جدید هم متحول می شد.

ایراد اساسی
 (اولا ایشان همش میگویدنتوانستند - اگر میتوانست ---- باید میگفت اگر میگذاشتند –اگر مردم زمانشان میپذیرفتند –اگر جامعه اهل هدایت و رشد بود. تعریف از اجرای عدالت در ان هنگام چه بود. بغیر از  معرفت الله –یکتا پرستی زدودن شرک . ایشان با شناخت وزندگی در  وضع فعلی جوامع  به نقد گذشته پرداخته.)



 پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند. اصلاً نزدیک آن هم نشدند


 ایراد اساسی 
(اجرای  عدالت در یک جامعه موحد(فعلی کاری به شرک خفیف فعلی همه نداریم  ) با یک جامعه کافر و  مشرک (زمان انبیا ئ الهی )  تفاوت اساسی دارد و بزرگترین مدیریت و اجرای عدالت  در یک جامعه مشرک تربیت قومی موحد است . اقای مشائی فقط میگه عدالت کاری به زمانه – اولویت در اجرا و... نداره  مثال مولوی در غذا دادن را فکر کرده اند  )






با سلام 
درست فرمودید که علما وصاحب نظران باید وارد شوند ولی ایشان (اقای مشائی  نه جزء علمای شناخته شده اند و نه تاکنون جزء صاحب نظران مطرح بودند .اگر این سخن برادر  ایمانی بزرگوارم جهت مانع  سازی افراد فاقد مسئولیت  از اظهار نظر باشد راه خوبی نیست چون ان سخنان در یک جمع عالمان دینی جهت  تبادل افکار  طرح نگشته و خود بخود امثال من عوام  و فرزندانم هم در تیر رس ان قرار خواهیم گرفت  پس نا گزیر به توجیه شما نه که حداقل  توجیه  به فرزندان  خود میباشم که  با تعالیم  دین حنیف همه مسئولیم 
هر نظریه باید بر پایه استدلات قوی مبنایی استوار باشد . ایا هدف از بعثت  نوح  نبی الله ع  ارائه جامعه ارمانی  و انسان کامل بوده ویا شروع  و اموزش یکتا پرستی در جهان   تماما مشرک  وشروع  پله پله  امدن قواعد دین و را وروش  تکامل انسان  – ایا بزرگترین  مدیریت در جامعه سراسر شرک وکفر روزگار نوح نبی ع  اماده کردن انسانهای با تفکر توحیدی برای اماده نمودن و تسلیم پذیری جامعه انسانی اینده ونسل بعد  برای اطاعت از تعالیم مترقی تر  انبیا بعدی  نیست .   اگر هر پیامبری میتوانست با مدیریت  جامعه را به تعالی برساند  دلیل بشارت به پیامبر اخر الزمان در کتب اسمانی انبیا قبل چه بوده -  چرا خداوند باا سلام و عید غدیر  دین را کامل اعلام نمود /. غیر از اسلام دینی پذیرفته نیست چگونه خداوند در صورت ( فرض محال )اطاعت قوم نوح تکامل جامعه انسانی را میپذیرفت  (دین و کتابی بغیر از اسلام و قران ) یعنی در مقابل عمل انسانها کم می اورد . 
امام رضا (ع) در جواب کسی که از ایشان میپرسد این پیامبران چگونه اولوالعزم شدند؟ میفرمایند: &quot;چون که برانگیخته شدند (نوح و ابراهیم و ...) به کتاب و شریعتی خاص&quot;.

پس داشتن کتاب یکی از شرایط پیامبران اولوالعزم است. امّا دو شرط مهم دیگر نیز در این جا وجود دارد که یکی داشتن دعوتی جهان شمول برای انس وجن و دیگری داشتن شریعتی مستقل و تازه با توجه به مقتضیات زمانه  است.
منظورم از این حدیث توجه به مقتضیات ان زمان شرک وکفر میباشد و تفسیر عدالت در ان زمان .  تحت تاثیر نیستم میخواهم جلوی انحرافاتی را که در اینده باید فرزندانم جوابگوی ان باشم را الن بگیرم اگر در زمان بدعتهای فائزه جلو گیری میکردند این همجمه بر علیه دین بوجود نمیامد . انقدر هم به اخرت ایمان دارم که میدانم حتا از نیتم در ارسال جواب میپرسند و بغیر از اهداف با رنگ خدا چیزی پذیرفته نمیشود .

1-در سوره هود 
وَأُوحِی إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یفْعَلُونَ«36» 
به نوح وحی شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‌اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‌کردند، غمگین مباش!
پس خداوند رحمان ورحیم وعلیم وبصیر  عالم الغیب تاکید دارد که کسی هدایت نخواهد شد  اگر نوح ع کوچکترین انحرافی در مدیریت داشته  اعلام نمیکرد .هدف پروردگار با بعثت نوح نبی ع دعوت به یکتا پرستی بوده در قومی که تماما مشرک بودند و پایگذاری توحید در ابنا بشر 

وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْینِنَا وَوَحْینَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«37» 
و (اکنون) در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدنی هستند!»

.

وَیصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ«38» 
او مشغول ساختن کشتی بود، و هر زمان گروهی از اشراف قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند؛ (ولی نوح) گفت: «اگر ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همین‌گونه مسخره خواهیم کرد!

فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یأْتِیهِ عَذَابٌ یخْزِیهِ وَیحِلُّ عَلَیهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ«39» 
بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!»
ا 

حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَینِ اثْنَینِ وَأَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ«40» 
(این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلا وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند!

وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ«41» 
او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»
مدیریت و ارشاد به  ( تذکر به مومنین )مومنین  نجات یافته در اغاز عذاب 

وَهِی تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَی ارْکَبْ مَعَنَا وَلَا تَکُنْ مَعَ الْکَافِرِینَ«42» 
و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه‌ها حرکت میداد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»

قَالَ سَآوِی إِلَى جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَینَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ«43» 
گفت: «بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیسست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرار گرفت!

وَقِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِی الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ«44» 
و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)»

وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ«45» 
نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!»

قَالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ«46» 
فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [= فرد ناشایسته‌ای است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!»

قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ«47» 
عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»

 
 قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ«48» 
(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (،چرا که این نعمتها را کفران می‌کنند!)»

تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیبِ نُوحِیهَا إِلَیکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ«49» 
اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است!

نهج البلاغه خطبه اول 

گزینش پیامبران
خداوند سبحان پیامبرانى از فرزندان آدم برگزید که در برنامه وحى، و امانتدارى در ابلاغ
رسالت از آنان پیمان گرفت، آن زمان که اکثر انسانها عهد خدا را به امور باطل تبدیل نموده،
و به حق او جهل ورزیدند، و براى او از بتان همتا گرفتند، و شیاطین آنان را از معرفت به خداوند
بازداشتند، و رابطه بندگى ایشان را با حق بریدند. پس خداوند رسولانش را برانگیخت، و پیامبرانش را به دنبال
هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند
و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند، و نیروهاى پنهان عقول آنان را برانگیزانند، و نشانه هاى الهى

وَ اصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِهِ اَنْبِیاءَ اَخَذَ عَلَى الْوَحْىِ میثاقَهُمْ، 
وَ عَلى تَبْلیغ  ِ الرِّسالَةِ اَمانَتَهُمْ، لَمَّا بَدَّلَ اَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللّهِ اِلَیْهِمْ، 
فَجَهِلُوا حَقَّهُ، وَ اتَّخَذُوا الاَْنْدادَ مَعَهُ، وَ اجْتالَتْهُمُ الشَّیاطینُ عَنْ 
مَعْرِفَتِهِ، وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ. فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، وَ وَاتَرَ اِلَیْهِمْ 
اَنْبِیاءَهُ، لِیَسْأْدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ، 
وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلیغ  ِ، وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ، وَ یُرُوهُمُ

را به آنان بنمایانند: از این بلند آسمان که بر بالاى سرشان افراشته، و زمین که گهواره زیر پایشان
نهاده، و معیشتهایى که آنان را زنده مى دارد، و اجلهایى که ایشان را به دست مرگ مى سپارد،
و ناگواریهایى که آنان را به پیرى مى نشاند، و حوادثى که به دنبال هم بر آنان هجوم مى آورد. خداوند سبحان
بندگانش را بدون پیامبر، یا کتاب آسمانى، یا حجتى لازم، یا نشان دادن راه روشن رها نساخت.
پیامبرانى که کمى عددشان، و کثرت تکذیب کنندگانشان آنان را از تبلیغ باز نداشت; از پیامبر گذشته اى که
او را از نام پیامبر آینده خبر دادند، و پیامبر آینده اى که پیامبر گذشته او را معرفى کرد. بر این منوال قرنها گذشت،
و روزگار سـپرى شـد، پدران درگذشتند و فرزنـدان جـاى آنهـا را گرفتنـد.
مبعث پیامبر اسلام(ص)
تا خداوند محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله را براى به انجام رساندن وعده اش،
وبه پایان بردن مقام نبوت مبعوث کرد، درحالى که قبولى رسالت اورا ازتمام انبیاگرفته بود، نشانه هایش


الاْیاتِ الْمُقَدَّرَةَ: مِنْ سَقْف فَوْقَهُمْ مَرْفُوع  ، وَ مِهاد تَحْتَهُمْ 
مَوْضُـوع  ، وَمَعـایِشَ تُحْییهِـمْ، وَ آجـال تُفْنیهِـمْ، 
وَ اَوْصاب تُهْرِمُهُمْ، وَ اَحْداث تَتابَعُ عَلَیْهِمْ. وَ لَمْ یُخْلِ سُبْحانَهُ 
خَلْقَهُ مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَل، اَوْ کِتاب مُنْزَل، اَوْ حُجَّة لازمَة، اَوْ مَحَجَّة قائِمَة. 
رُسُلٌ لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، وَ لا کَثْرَةُ الْمُکَذِّبینَ لَهُمْ; مِنْ سابِق 
سُمِّىَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، اَوْ غابِر عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلى ذلِکَ نُسِلَتِ الْقُرُونُ، 
وَ مَضَتِ الدُّهُورُ، وَ سَلَفَتِ الاْباءُ، وَ خَلَفَتِ الاَْبْناءُ. 

اِلى اَنْ بَعَثَ اللّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ 


روشن، و میلادش باعزت و کرامت بود. در آن روزگار اهل زمین مللى پراکنده، داراى خواسته هایى
متفاوت، و روشهایى مختلف بودند، گروهى خدا را تشبیه به مخلوق کرده، عده اى در نام او ازحق منحرف بوده،
و برخى غیر او را عبادت مى نمودند. چنین مردمى را به وسیله پیامبر از گمراهى به هدایت رساند، و به سبب
شخصیّت او از چاه جهالت به در آورد. آن گاه لقایش را براى محمّد صلّى اللّه علیه وآله اختیار کرد
و جوار خود را براى او پسندید، با فراخواندنش از این دنیا به او اکرام نمود، و براى او فردوس اعلا را به جاى
قرین بودن به ابتلائات وسختیهابرگزید، و اورا کریمانه به سوى خودبرد(درود خدا براو وخاندانش باد)
و آن حضرت (بهوقت انتقال به آخرت) هر آنچه را انبیاء گذشته در امت خود بهودیعت نهادند در م

سِماتُهُ، کَریماً میلادُهُ. وَ اَهْلُ الاَْرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وَ اَهْواءٌ 
مُنْتَشِرَةٌ، وَ طَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَیْنَ مُشَبِّه لِلّهِ بِخَلْقِهِ، اَوْ مُلْحِد فِى اسْمِهِ، 
اَوْ مُشیر اِلى غَیْرِهِ. فَهَداهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَ اَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ 
مِنَ الْجَهالَةِ. ثُمَّ اخْتارَ سُبْحانَهُ لِمُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِقاءَهُ، 
وَ رَضِىَ لَهُ ما عِنْدَهُ، وَ اَکْرَمَهُ عَنْ دارِ الدُّنْیا، وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مُقارَنَةِ 
الْبَلْوى، فَقَبَضَهُ اِلَیْهِ کَریماً صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، 
وَ خَلَّفَ فیکُمْ مَا خَلَّفَتِ الاَْنْبِیاءُ فى اُمَمِها،</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اقای مشائی &#8212; تاریخ محروم است از اتفاقات میمون و مبارک فراوانی که خدا برای بشر می خواست ولی بشر نخواست و نشد. چه زمانی خواهد شد. هر پیغمبر و مدیری که می خواهد عدالت برقرار کند، راهش چیست.</p>
<p> ایراد اساسی<br />
( خداوند کار خلاف علم نمیکند و عالم الغیب است محال است یک قومی که همه مشرکند به یکباره موحد و عدالت خواه به تعبیر امروز  شوند یعنی  اوج کمال انسانی  که با این شرایط عصر  ظهور خواهد بودو تاکنون به نتیجه نرسیده &#8212;- اگر خدا میخواست   (أفغیر دین الله یبغون وله أسلم من فی السماوات والأرض طوعا وکرها وإلیه یرجعون ) همه با اختیار یا بی اختیار گردن میگذاشتند  ولی با  سلب ازادی و  اراده انسانها  تمامی هدف های دیگر به هم میخورد –ابتلائات –ازمایشها – و&#8230;.  )</p>
<p> پیامبران نتوانستند عدالت را برقرار کنند. تاریخ را ببینید. ۳۰۰ سال مدیریت جامع حضرت عیسی (ع) بود اصلاً تاریخ عوض می شود و ممکن است زمان آمدن پیامبر اسلام عوض می شد. ما که نمی توانیم بگوییم حتماً باید همین زمان بیاید. چون یکی از علت های آمدن انبیا مربوط است به اینکه خاصیت دین گذشته برای هدایت مخدوش شده باشد. معنایش این است که اگر او (عیسی) می توانست پرچم‌های بلند هدایت را بر فراز نقطه های عالم به اهتزاز درمی آورد، ماموریت پیامبر جدید هم متحول می شد.</p>
<p>ایراد اساسی<br />
 (اولا ایشان همش میگویدنتوانستند &#8211; اگر میتوانست &#8212;- باید میگفت اگر میگذاشتند –اگر مردم زمانشان میپذیرفتند –اگر جامعه اهل هدایت و رشد بود. تعریف از اجرای عدالت در ان هنگام چه بود. بغیر از  معرفت الله –یکتا پرستی زدودن شرک . ایشان با شناخت وزندگی در  وضع فعلی جوامع  به نقد گذشته پرداخته.)</p>
<p> پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند. اصلاً نزدیک آن هم نشدند</p>
<p> ایراد اساسی<br />
(اجرای  عدالت در یک جامعه موحد(فعلی کاری به شرک خفیف فعلی همه نداریم  ) با یک جامعه کافر و  مشرک (زمان انبیا ئ الهی )  تفاوت اساسی دارد و بزرگترین مدیریت و اجرای عدالت  در یک جامعه مشرک تربیت قومی موحد است . اقای مشائی فقط میگه عدالت کاری به زمانه – اولویت در اجرا و&#8230; نداره  مثال مولوی در غذا دادن را فکر کرده اند  )</p>
<p>با سلام<br />
درست فرمودید که علما وصاحب نظران باید وارد شوند ولی ایشان (اقای مشائی  نه جزء علمای شناخته شده اند و نه تاکنون جزء صاحب نظران مطرح بودند .اگر این سخن برادر  ایمانی بزرگوارم جهت مانع  سازی افراد فاقد مسئولیت  از اظهار نظر باشد راه خوبی نیست چون ان سخنان در یک جمع عالمان دینی جهت  تبادل افکار  طرح نگشته و خود بخود امثال من عوام  و فرزندانم هم در تیر رس ان قرار خواهیم گرفت  پس نا گزیر به توجیه شما نه که حداقل  توجیه  به فرزندان  خود میباشم که  با تعالیم  دین حنیف همه مسئولیم<br />
هر نظریه باید بر پایه استدلات قوی مبنایی استوار باشد . ایا هدف از بعثت  نوح  نبی الله ع  ارائه جامعه ارمانی  و انسان کامل بوده ویا شروع  و اموزش یکتا پرستی در جهان   تماما مشرک  وشروع  پله پله  امدن قواعد دین و را وروش  تکامل انسان  – ایا بزرگترین  مدیریت در جامعه سراسر شرک وکفر روزگار نوح نبی ع  اماده کردن انسانهای با تفکر توحیدی برای اماده نمودن و تسلیم پذیری جامعه انسانی اینده ونسل بعد  برای اطاعت از تعالیم مترقی تر  انبیا بعدی  نیست .   اگر هر پیامبری میتوانست با مدیریت  جامعه را به تعالی برساند  دلیل بشارت به پیامبر اخر الزمان در کتب اسمانی انبیا قبل چه بوده &#8211;  چرا خداوند باا سلام و عید غدیر  دین را کامل اعلام نمود /. غیر از اسلام دینی پذیرفته نیست چگونه خداوند در صورت ( فرض محال )اطاعت قوم نوح تکامل جامعه انسانی را میپذیرفت  (دین و کتابی بغیر از اسلام و قران ) یعنی در مقابل عمل انسانها کم می اورد .<br />
امام رضا (ع) در جواب کسی که از ایشان میپرسد این پیامبران چگونه اولوالعزم شدند؟ میفرمایند: &#8220;چون که برانگیخته شدند (نوح و ابراهیم و &#8230;) به کتاب و شریعتی خاص&#8221;.</p>
<p>پس داشتن کتاب یکی از شرایط پیامبران اولوالعزم است. امّا دو شرط مهم دیگر نیز در این جا وجود دارد که یکی داشتن دعوتی جهان شمول برای انس وجن و دیگری داشتن شریعتی مستقل و تازه با توجه به مقتضیات زمانه  است.<br />
منظورم از این حدیث توجه به مقتضیات ان زمان شرک وکفر میباشد و تفسیر عدالت در ان زمان .  تحت تاثیر نیستم میخواهم جلوی انحرافاتی را که در اینده باید فرزندانم جوابگوی ان باشم را الن بگیرم اگر در زمان بدعتهای فائزه جلو گیری میکردند این همجمه بر علیه دین بوجود نمیامد . انقدر هم به اخرت ایمان دارم که میدانم حتا از نیتم در ارسال جواب میپرسند و بغیر از اهداف با رنگ خدا چیزی پذیرفته نمیشود .</p>
<p>۱-در سوره هود<br />
وَأُوحِی إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یفْعَلُونَ«۳۶»<br />
به نوح وحی شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‌اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‌کردند، غمگین مباش!<br />
پس خداوند رحمان ورحیم وعلیم وبصیر  عالم الغیب تاکید دارد که کسی هدایت نخواهد شد  اگر نوح ع کوچکترین انحرافی در مدیریت داشته  اعلام نمیکرد .هدف پروردگار با بعثت نوح نبی ع دعوت به یکتا پرستی بوده در قومی که تماما مشرک بودند و پایگذاری توحید در ابنا بشر </p>
<p>وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْینِنَا وَوَحْینَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«۳۷»<br />
و (اکنون) در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدنی هستند!»</p>
<p>.</p>
<p>وَیصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ«۳۸»<br />
او مشغول ساختن کشتی بود، و هر زمان گروهی از اشراف قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند؛ (ولی نوح) گفت: «اگر ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همین‌گونه مسخره خواهیم کرد!</p>
<p>فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یأْتِیهِ عَذَابٌ یخْزِیهِ وَیحِلُّ عَلَیهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ«۳۹»<br />
بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!»<br />
ا </p>
<p>حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَینِ اثْنَینِ وَأَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ«۴۰»<br />
(این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلا وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند!</p>
<p>وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ«۴۱»<br />
او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»<br />
مدیریت و ارشاد به  ( تذکر به مومنین )مومنین  نجات یافته در اغاز عذاب </p>
<p>وَهِی تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَی ارْکَبْ مَعَنَا وَلَا تَکُنْ مَعَ الْکَافِرِینَ«۴۲»<br />
و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه‌ها حرکت میداد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»</p>
<p>قَالَ سَآوِی إِلَى جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَینَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ«۴۳»<br />
گفت: «بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیسست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرار گرفت!</p>
<p>وَقِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِی الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ«۴۴»<br />
و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)»</p>
<p>وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ«۴۵»<br />
نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!»</p>
<p>قَالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ«۴۶»<br />
فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [= فرد ناشایسته‌ای است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!»</p>
<p>قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ«۴۷»<br />
عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»</p>
<p> قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ«۴۸»<br />
(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (،چرا که این نعمتها را کفران می‌کنند!)»</p>
<p>تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیبِ نُوحِیهَا إِلَیکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ«۴۹»<br />
اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است!</p>
<p>نهج البلاغه خطبه اول </p>
<p>گزینش پیامبران<br />
خداوند سبحان پیامبرانى از فرزندان آدم برگزید که در برنامه وحى، و امانتدارى در ابلاغ<br />
رسالت از آنان پیمان گرفت، آن زمان که اکثر انسانها عهد خدا را به امور باطل تبدیل نموده،<br />
و به حق او جهل ورزیدند، و براى او از بتان همتا گرفتند، و شیاطین آنان را از معرفت به خداوند<br />
بازداشتند، و رابطه بندگى ایشان را با حق بریدند. پس خداوند رسولانش را برانگیخت، و پیامبرانش را به دنبال<br />
هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند<br />
و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند، و نیروهاى پنهان عقول آنان را برانگیزانند، و نشانه هاى الهى</p>
<p>وَ اصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِهِ اَنْبِیاءَ اَخَذَ عَلَى الْوَحْىِ میثاقَهُمْ،<br />
وَ عَلى تَبْلیغ  ِ الرِّسالَةِ اَمانَتَهُمْ، لَمَّا بَدَّلَ اَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللّهِ اِلَیْهِمْ،<br />
فَجَهِلُوا حَقَّهُ، وَ اتَّخَذُوا الاَْنْدادَ مَعَهُ، وَ اجْتالَتْهُمُ الشَّیاطینُ عَنْ<br />
مَعْرِفَتِهِ، وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ. فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، وَ وَاتَرَ اِلَیْهِمْ<br />
اَنْبِیاءَهُ، لِیَسْأْدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ،<br />
وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلیغ  ِ، وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ، وَ یُرُوهُمُ</p>
<p>را به آنان بنمایانند: از این بلند آسمان که بر بالاى سرشان افراشته، و زمین که گهواره زیر پایشان<br />
نهاده، و معیشتهایى که آنان را زنده مى دارد، و اجلهایى که ایشان را به دست مرگ مى سپارد،<br />
و ناگواریهایى که آنان را به پیرى مى نشاند، و حوادثى که به دنبال هم بر آنان هجوم مى آورد. خداوند سبحان<br />
بندگانش را بدون پیامبر، یا کتاب آسمانى، یا حجتى لازم، یا نشان دادن راه روشن رها نساخت.<br />
پیامبرانى که کمى عددشان، و کثرت تکذیب کنندگانشان آنان را از تبلیغ باز نداشت; از پیامبر گذشته اى که<br />
او را از نام پیامبر آینده خبر دادند، و پیامبر آینده اى که پیامبر گذشته او را معرفى کرد. بر این منوال قرنها گذشت،<br />
و روزگار سـپرى شـد، پدران درگذشتند و فرزنـدان جـاى آنهـا را گرفتنـد.<br />
مبعث پیامبر اسلام(ص)<br />
تا خداوند محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله را براى به انجام رساندن وعده اش،<br />
وبه پایان بردن مقام نبوت مبعوث کرد، درحالى که قبولى رسالت اورا ازتمام انبیاگرفته بود، نشانه هایش</p>
<p>الاْیاتِ الْمُقَدَّرَةَ: مِنْ سَقْف فَوْقَهُمْ مَرْفُوع  ، وَ مِهاد تَحْتَهُمْ<br />
مَوْضُـوع  ، وَمَعـایِشَ تُحْییهِـمْ، وَ آجـال تُفْنیهِـمْ،<br />
وَ اَوْصاب تُهْرِمُهُمْ، وَ اَحْداث تَتابَعُ عَلَیْهِمْ. وَ لَمْ یُخْلِ سُبْحانَهُ<br />
خَلْقَهُ مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَل، اَوْ کِتاب مُنْزَل، اَوْ حُجَّة لازمَة، اَوْ مَحَجَّة قائِمَة.<br />
رُسُلٌ لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، وَ لا کَثْرَةُ الْمُکَذِّبینَ لَهُمْ; مِنْ سابِق<br />
سُمِّىَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، اَوْ غابِر عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلى ذلِکَ نُسِلَتِ الْقُرُونُ،<br />
وَ مَضَتِ الدُّهُورُ، وَ سَلَفَتِ الاْباءُ، وَ خَلَفَتِ الاَْبْناءُ. </p>
<p>اِلى اَنْ بَعَثَ اللّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ </p>
<p>روشن، و میلادش باعزت و کرامت بود. در آن روزگار اهل زمین مللى پراکنده، داراى خواسته هایى<br />
متفاوت، و روشهایى مختلف بودند، گروهى خدا را تشبیه به مخلوق کرده، عده اى در نام او ازحق منحرف بوده،<br />
و برخى غیر او را عبادت مى نمودند. چنین مردمى را به وسیله پیامبر از گمراهى به هدایت رساند، و به سبب<br />
شخصیّت او از چاه جهالت به در آورد. آن گاه لقایش را براى محمّد صلّى اللّه علیه وآله اختیار کرد<br />
و جوار خود را براى او پسندید، با فراخواندنش از این دنیا به او اکرام نمود، و براى او فردوس اعلا را به جاى<br />
قرین بودن به ابتلائات وسختیهابرگزید، و اورا کریمانه به سوى خودبرد(درود خدا براو وخاندانش باد)<br />
و آن حضرت (بهوقت انتقال به آخرت) هر آنچه را انبیاء گذشته در امت خود بهودیعت نهادند در م</p>
<p>سِماتُهُ، کَریماً میلادُهُ. وَ اَهْلُ الاَْرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وَ اَهْواءٌ<br />
مُنْتَشِرَةٌ، وَ طَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَیْنَ مُشَبِّه لِلّهِ بِخَلْقِهِ، اَوْ مُلْحِد فِى اسْمِهِ،<br />
اَوْ مُشیر اِلى غَیْرِهِ. فَهَداهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَ اَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ<br />
مِنَ الْجَهالَةِ. ثُمَّ اخْتارَ سُبْحانَهُ لِمُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِقاءَهُ،<br />
وَ رَضِىَ لَهُ ما عِنْدَهُ، وَ اَکْرَمَهُ عَنْ دارِ الدُّنْیا، وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مُقارَنَةِ<br />
الْبَلْوى، فَقَبَضَهُ اِلَیْهِ کَریماً صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ،<br />
وَ خَلَّفَ فیکُمْ مَا خَلَّفَتِ الاَْنْبِیاءُ فى اُمَمِها،</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

