گداپروری و صدقه خور کردن مردم! تهمت بی اساس به دولت نهم

صدقه و بخشیدن مال به نیازمندان ، جامع فضایل دنیوی و اخروی است ، دارایی انسان را زیاد می کند، هفتاد نوع بلا را برطرف سازد، مرگ های ناگهانی و حوادث ناگوار را از صدقه دهنده برطرف می کند ، فقر و ناداری رااز بین می برد و روزی او را افزایش می دهد.

انفاق و صدقه ، عملی حسنه و نیکوست که در دین مبین اسلام بر انجام آن تاکید شده است اما طی سالهای اخیر برخی افراد و جریانهای سیاسی با تکرار اتهام بی اساس صدقه دهی و گداپروری دولت ، به طور خواسته یا ناخواسته ، یک بار ضد ارزشی را متوجه این مفهوم پر معنا و برآمده از ضرورت های گریز ناپذیر در زندگی اجتماعی کرده اند.

حمایت مالی از افراد نیازمند جامعه ، یک وظیفه حکومتی است و برعهده دولت است که به در راه ماندگان ، آسیب دیدگان از زلزله ، سیل ، خشکسالی ، فقرا و محرومان ، بیکاران ، خانواده های بی سرپرست ، یتیمان ، ورشکستگان و افرادی نظایر آن ، امداد رسانی کند ، دست آنها را بگیرد، فرصت روی پای خود ایستادن را برایشان فراهم آورد ، قوت لایموتشان را تامین کند ، خسارات وارده به آنها را جبران نماید و یاریشان دهد تا در زیر دنده های خرد کننده ، چرخ روزگار مقاومت و ایستادگی کنند.

با این وجود مواضع و روش عملی برخی احزاب ، گروهها و شخصیت های سیاسی که بعضا مدیریت اجرایی کشور را در دوره های قبل برعهده داشته اند، نشان می دهد که آنها به قانون جنگل و نظریه بقای اصلح داروین مبنی بر ساقط شدن حق زندگی از افراد ضعیف ، درمانده و ناتوان توسط اقویا و اغنیا اعتقاد دارند و بر آن نیز اصرار می ورزند.

در نتیجه اعمال همین نگرش مادی گرایانه طی ۱۶ سال قبل از دولت نهم ، فاصله میان دهکهای پایین جامعه با طبقات مرفه و پردرآمد افزایش یافت و تسمه از گرده کسانی کشیده شد که برای تامین معاش خود و خانواده شان ناگزیر از دریافت وام از ثروتمندان بی درد با پرداخت نزول و اخذ وام از نظام بانکی مبتنی بر ربا با نرخهای ۳۰ درصد و بالاتر از آن بودند. کم نبودند کشاورزان ، کارمندان و کارگرانی که با دریافت مبلغ اندکی وام بانکی ، به خاک سیاه نشستند و سود سنگین پول ، شیرازه زندگی آنها را از هم پاشید.

بانیان همین تفکر با بسیج عوامل خویش ، طی سالهای اخیر به تکاپو افتاده اند تا تلاش حکیمانه و ارزشمند دولت نهم را برای تک رقمی کردن نرخ بهره بانکی عقیم بگذارند و آب رفته را به هر طریق ممکن ، به جوی بازگردانند. آنها بر این باورند که طبقات ضعیف و محروم باید به تدریج نابود شوند و این تنها اقویا هستند که حق زندگی دارند. منادیان همین تفکر ، صدای اعتراض خود را به روی دولتی گشوده اند که بهره های عقب افتاده ناشی از ناتوانی وام گیرندگان در بازپرداخت بدهی های خود به بانکها را مشمول بخشودگی قرار می دهد و با ایجاد روزنه های امید، آنها را به زندگی دلگرم می سازد. این دولت ، یار و غمخوار واقعی مردم است و خود را در مشکلاتشان سهیم و شریک می داند، بنابراین نمی تواند اجازه دهد تا برخی قوانین و ضوابط بی رحمانه سرمایه سالاری ، طومار زندگی دهک های پایین جامعه را درهم بپیچد و هیچکس هم خم به ابرو نیاورد.

معترضان به این رویکرد و سیاست عدالت گرایانه دولت نهم ، تصمیم گرفته اند تا سهم خود را در تسلط بر سرنوشت جامعه افزایش دهند و بار دیگر با به دست گرفتن قدرت اجرایی کشور و اجرای تفکر داروینیسم ، فرصت زندگی و امید به آینده را از اقشاری که حمایت دولت از آنها نه تنها یک وظیفه قانونی بلکه یک تکلیف شرعی است ، سلب کنند.

ادعای صدقه دادن به مردم و گداپروری در جامعه ، از جمله تبلیغات پرهیاهویی است که اصلاح طلبان و اسلاف آنها در دولتهای پیشین ، طی سالیان اخیر و در مخالفت با دولت نهم ، همواره در بوقهای پرتعداد تبلیغاتی خود دمیده اند و اخیرا نیز از سوی تازه زبان گشوده ها تکرار می شود، بدون آنکه به معنای زشت چنین ادعایی و تاثیرات روانی ناشی از آن بر قشرهای مختلفی از جامعه ، توجه کنند.

 بیان و تکرار این سخن ، گذشته از آنکه قلب یک واقعیت زیبا و زشت نشان دادن یک حرکت ارزشی و اصولی است ، توهینی آشکار به مردم و کسانی است که به طور مستقیم و غیر مستقیم از یک حق مسلم و لازم الاعاده ، برخوردار می شوند.

جا دارد به این نکته نیز توجه شود که صدقه چیزی است که کسی از مال ، ثروت و دارایی متعلق خود ، به یک فرد نیازمند عطا می کند. بنابراین نمی توان دست در جیب دیگری کرد و از پولی که صاحب آن شخص دیگری است ، به نیازمندان کمک کرد و نام آن را صدقه گذاشت. به این ترتیب می خواهم تاکید کنم که اصولا دولت از آنچه که صاحب اصلی آن خود مردم هستند به نیازمندان کمک می کند. در واقع حمایت شدگان که طالبان قدرت ، با بی شرمی آنها را گدا می نامند ، دست در جیب خود می کنند و از کسی صدقه نمی گیرند.

باعث بسی تاسف و اندوه است که برخی افراد ، ادای دین و اعاده حقوق تضییع شده بخشی از مردم را ، آن هم از پول و ثروتی که صاحبان اصلی اش خود آنان هستند ، به عنوان صدقه و گداپروری تبلیغ می کنند، مفهومی که اصولا کاربرد و بار معنایی درستی از آن استنباط نمی شود و برخی افراد و گروههای سیاسی با توسل به آن ، هم به مردم توهین می کنند و هم مفاهیم ارزشمند اسلامی را در اذهان عمومی مخدوش می سازند.

همچنین باید به این نکته نیز اشاره شود که خیل قابل توجه اقشار عقب نگه داشته شده ، ثمره اعمال نگرش سرمایه سالاری و توسعه منهای عدالت در دولتهای ۱۶ سال قبل از دولت نهم است و در واقع کسانی که خود باید در جای متهم بنشینند و به مردم در باره آثار سوء و مخرب ناشی از برخی تصمیمات و عملکردهایشان پاسخگو باشند ، امروز در موضع مدعی قرار گرفته اند و با خلاف گویی و وارونه سازی واقعیت ها ، دولت مردمی و بی تکلفی را که صادقانه و در عین هوشمندی و تدبیر به ساماندهی امور جامعه اهتمام می ورزد ، در مظان انواع اتهامات بی اساس و ظالمانه قرار می دهند.  

به راستی کسانی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری، بدون ارائه هیچگونه طرح و برنامه ای ، برای رسیدن به کرسی قدرت ، وعده پرداخت ۵۰ هزار تومان و ۸۰ هزار تومان به هر نفر را مطرح می کردند! با چه منطقی ، سیاست های عدالتخواهانه و به تازگی طرح تحول اقتصادی دولت را گداپروری و صدقه خوری تفسیر می کنند؟

در هر جامعه انسانی، زیاده خواهان، فرصت طلبان، ثروت اندوزان، مسرفین و مرفهین بی درد، راحت طلبان و خودبرتر بینان، عاملان اصلی و موثر در عقب ماندگی ، محرومیت ، فقر ، بی سوادی و توسعه نیافتگی عده ای دیگر محسوب می شوند و در شرایطی که یک دولت عدالتخواه و مردمی بر سر کار باشد ، به طور طبیعی با به خدمت گرفتن ثروت ملی و بودجه عمومی ، در صدد جبران عقب ماندگیها و متوازن کردن نابرابریها برمی آید و در این میان عاملان اصلی پدیدار شدن ناهنجاریها ، برای جلوگیری از این روند ، همه تلاش خود را به کار می گیرند تا آنجا که خدمات دولت به مردم را که چیزی جز اعاده حقوق تضییع شده آنها نیست ، به صدقه دادن و گدا پروری تعبیر و تفسیر می کنند و چه زشت است که برخی افراد ، در رقابت برای بالا رفتن از کرسی قدرت ، به تکرار غیرمنطقی و توهین آمیز سخنانی بپردازند که سود آن را بیش از هر کس ، عاید عوامل اصلی نابسامانی ها خواهد کرد.              

 

۳۰ نظر »

  1. فرشید گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۷

    با سلام
    و با تشکر به خاطر این مطلب وزین تون.
    به خصوص که وعده های ۵۰ هزار و ۸۰ هزاری بعضی ها را نیز متذکر شدید و یادآور، تا اثبات شود چه کسانی در صدد گداپروری بوده اند تا آشکار شود مردم از گداپروران بیزارند چه در غیر این صورت به آنها و به طرحهای گداپرورانه ۵۰ هزاری و ۸۰ هزاریشان رای می دادند:
    http://www.irpetro.com/newsdetail-3072-fa.html

  2. محسنی گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۳۷

    آقای جوانفکر سلام.
    یک ضرب المثل میگوید اگر می خواهی به یک گرسنه واقعا لطف کنی به او ماهی نده بلکه ماهیگیری یاد بده. منظور منتقدین هم همین است و بعید می دانم حضرتعالی این موضوع را ندانید.به هر حال منابع مالی کشور اگر صرف ساختن ساختارها و زیربناها شود و امکان تولید و باروری در اقتصاد کشور ایجاد شود به تبع آن مشکل بیکاری خیل عظیم همین مردم نیازمند حل خواهد شد و آنان بی منت دولت می توانند نان دسترنج خود را بخورند همان کاری که دولتهای گذشته کردند اما نه تمام و کمال.
    همه می دانند راحتترین کاری که دولت می تواند بکند این است که منابع مالی کشور را بدون زحمت بین مردم تقسیم کند و خود را از زیر بار سنگین مسئولیت ایجاد اشتغال و ساختن زیربناها و اصلاح ساختارها خلاص کند.

  3. افشین گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۴۶

    واقعا شما مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور هستید?، من که باورم نمی‌شود، من ا مروز نوشته‌ شما را در سایت ایسنا دیدم و بعد از سرچ کردن به وبلاگ شما رسیدم، واقعا اگر رئیس جمهور ا ین قدر از جهت مطبوعاتی و رسانه‌ای ضعیف است جای تعجب نیست، مطلب شما دقیقا شبیه انشاهای دانش آموزان کلاس‌ پنجم ابتدایی بود، من سست بودن پایه حکومت احمدی نژاد را با خواندن مطالب شما که قرار است گندهای ایشان را بپوشانید خیلی خوب فهمیدم، خاتمی اگر هیچ چیزی نداشت لااقل بلد بود حرف بزند شما که نه حرف زدن بلد هستید و نه عمل کردن

  4. sanayenews گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۷

    http://mihanpress.com/content/view/71/38/

  5. sanayenews گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۳

    http://www.sanayenews.com/content/view/13723/1/
    http://www.sanayenews.com/content/view/13726/1/

  6. مولا ویلا نداشت گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۶

    اگر دوستان سری به وبلاگ من بزنند خوشحال میشوم خصوصا اگر آنرا لینک کنند

    http://edalatealigune.blogfa.com

  7. آیدین گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۳۱

    بسمه تعالی
    با سلام و خسته نباشید،
    جناب آقای جوانفکر،
    دستتان درد نکند. الحق که حرف حساب را چه زیبا مطرح کردید. تازه مگر این تقسیم عادلانه درآمدهای کشور به کجا می رود؟ در اقتصاد کشور می گردد و موجب تأمین معیشت مردم، بهبود رفاه زندگی و ایجاد فعالیت و کار می شود. کسانی که از این کمکها استفاده می کنند، تا اتفاقی می افتد سرمایه خود را به مراکز مالی آسیا، اروپا و امارات متحدۀ عربی فراری نمی دهند.
    بسیاری از منتقدین دولت نهم می گویند که: “ریاست جمهوری احمدی نژاد موجب شده که سالانه میلیاردها دلار از ایران خارج شود.”
    سؤال این است که چه کسی می تواند ظرف کمتر از ۳ سال سرمایه خود را به خاطر آقای احمدی نژاد خارج کند؟
    آیا بازرگانی که در بازار ایران کسب حلال می کند، ظرف ۳ سال مال التجاره و تجارت خانه خود را می فروشد و سرمایه اش را خارج می کند؟
    آیا صنعتگر ایرانی کارخانه جات خود را ظرف ۳ سال می فروشد و سرمایه اش را به خارج می برد؟
    آیا پولی که در ایران سرمایه گذاری می شود، در بازار ایران گردش و ایجاد کار و فعالیت می کند می تواند به این سرعت از کشور خارج شود؟
    آیا جز سرمایه های باد آورده ای که با زدوبند و دلالی های نا عادلانه انباشته شده اند و هیچگونه وابستگی به اقتصاد ایران ندارند، سرمایه های دیگری میتواند به این سرعت از ایران خارج شود؟
    این سرمایه های باد آورده که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد از کشور خارج می شوند، مگر در دوران دولتهای پیشین در جیب سود جویان انباشته نشده بودند؟
    آیا این سرمایه های باد آورده که هر روز بازدهی بیشتری را طلب می کردند و بر بدنه اقتصاد کشور فشار می آوردند، جز تورم و گرانی ثمره ای داشتند؟
    در دوران اصلاحات و سازندگی این بود تقسیم عادلانه درآمدهای ملی و سرمایه گذاری در ایجاد اشتغال؟

    سلامت و پیروز باشید.

  8. Darwin گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۱

    Salam!

    Man ba kheilee az harfatoon movafegham. Yani nemidoonam hala raho ravesh ta che had doroste. vali in negareshe raeesjomhoor nesbat be niazmandan ro ghabool daram va vaghean lazem midoonam, agar eshtebahati ham hast bayad bahs beshe ke raho ravesh eslaah beshe, vagarna negaresheshoon vaghean arzeshmande.
    Mikhastam faghat behetoon begam ke dar tozihatetoon be Darwin eshare kardin, ke hala be mozoo ziad komak nemikone, chon zaheran, va jadidan neshoon dade shode ke yeki az dalayeli ke Darwin in tahghighato anjam daad in boode ke bardedaari ro az beyn bebare va bege ke hameye ensaanha masalan az nasle meymoon hastan bara hamin kasi bartari nadaare ke beshe arbaab ya yeki barde. Joda az dorost ya ghalat boodane harfesh nemishe az harfaye darwin in estefade ro kard ke ghavitaran barande beshan.
    mamnoon

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷

    آقای محسنی
    با سلام
    یعنی اگر به همه ماهیگیری یا کار دیگری شبیه آن یاد بدهیم ، مشکل حل خواهد شد یا آنکه باز هم خواهند بود میلیونها نفری که باید دستشان را گرفت و آنها را از نابودی نجات داد!
    اگر مطالعه بفرمایید خواهید دید که کار مهم آموزش ماهیگیری را هم دولت نهم به شکل بی سابقه ای در مقایسه با دولتهای قبل به انجام رسانده است. مراکز آموزش فنی و حرفه ای که در این دولت در بسیاری از نقاط کشور ایجاد شده ، بی سابقه است. توصیه می کنم که اگر فرصتی پیدا کردید در این زمینه تحقیق کنید.حتما به نتایج خوب و امیدوار کننده ای خواهید رسید. بنابراین توجه داشته باشید که دولت نهم به این مهم توجه ویژه دارد. اما با این همه نمی توان نسبت به وضعیت کسانی که مستحق حمایت و کمک هستند ، بی توجهی کرد. باید دست آنها را گرفت و به آنها کمک کرد که روی پای خودشان بایستند . کارهای زیربنایی و اصلاح ساختارها در این دولت در حد بسیار چشمگیری صورت گرفته است و این امر در کانون توجه و برنامه ریزی دولت قرار دارد. اما با این حال رسیدگی به امور نیازمندان هم ضرورتی اجتناب ناپذیر است بویژه برای ما که مسلمانیم و در این زمینه دارای تکالیف شرعی شرعی هستیم.
    موفق باشید

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۲

    آقای افشین
    با سلام
    از شما که طبق فرموده تان پای صحبت جناب آقای خاتمی هستید و از سخنان حکیمانه ایشان بهره مندید تعجب می کنم که چرا اینگونه پرخاشگری می کنید و عصبانی شده اید.
    ای کاش شما کم سوادی بنده را با کمالات و بیان شیرین خودتان جبران می کردید. به هر حال از اینکه بیان بنده قاصر بوده و نتوانسته ذهن وقاد شما را قانع کند ، متاسفم.
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۷

    با سلام
    نظر شما محترم است اما نظریه بقای اصلح داروین ، منعکس کننده همین امر است. به هر حال نظر شما را رد نمی کنم و به آن احترام می گذارم.
    موفق باشید

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۸

    آقای آیدین
    با سلام
    از شما به خاطر وقتی که برای تبیین نظراتتان گذاشته اید ، تشکر می کنم.
    موفق باشید

  13. Darwin گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۰

    In khareje bahse vali nazarate elmi kharej az vaziate farhangi va ejtemaie dorane nazariepardaz nist, ino kheileeha eteghaad daran. Hamin amr mojeb shode ke alan yekseri eteghad dashte bashan ke dalile inke darwin esraar be esbate ye hamchin amri ro dashte in boode ke dar morede barde daari estefaade beshe va mozoo barde daari va farghe beyne nejadhaye mokhtalef baes shode
    darwin dar morede in mozoo tahghigh kone.
    Masalan be in maghale tavajjoh konid: http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/story/2009/02/13/ST2009021302658.html
    agar baaz nashod to google bezanid ‘Darwin the Liberator’ peyda mishe. man nemikham begam nazariyeye darwin doroste faghat khastam begam ke momkene dalile in nazarie in bashe.
    dar har haal mamnoonam’

  14. رضا محسنیان گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۱

    جناب آقای جوانفکر
    سلام
    مطلبتا ن را در مورد گداپروری خواندم ادامه جنگ فقر و غناست از اول بوده و ادامه خواهد داشت دولت محترم دکتر احمدی نژاد عزیز و همکارانش نماینده طبقه اغنیا نیستنn و خدا را شکر که تمام هم و غم وجود مبارکش برای کم کردن فاصله های نجومی بین این دو طبقه است به نفع فقرا . کسانی که به نمایندگی از طبقه اغنیا دولت نهم را به گدا پروری متهم می کنند روزگاری نه چندان دور گدا بودند ولی در اریکه قدرت ، که همین مردم مثلا گدا به ایشان امانت دادند خیانت ها کردند، معاویه گونه. بگذار اینان از دست اعمال خداپسندانه و دولت مردمی عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند انشا الله با انتخاب مجدد دکتر برای همیشه آرزو هایشان بر باد رود .
    آقای جوانفکر این بنده با لطف حضرت دوست طرح عظیم بالف را طراحی کردم تا دعای فوق از کانال درست اصلاح شود و همه ملت ایران برای همیشه از ناهنجاریهای مختلفه راحت شوند تمام کارهایی که در قالب یک طرح قابل حل است نتها برای شما بلکه برای خیلی های دیگر اسرار کردم و ارسال کردم. اگر فعل خواستن برای ایجاد حکومت اسلامی واقعی است این کار براحتی با بالف امکانپذیر است و بس.
    و آخر اینکه گالیله در زمان حیاتش حقیقتی را گفت او را تا مرز اعدام بردند و… در نهایت ۴۰۰ سال بعد عموم پی به حقیقت مطلبش بردند

  15. افشاگر گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۶

    یکی از منابع نزدیک به خاتمی اعلام کرد شعار اصلی و علت اصلی ورود با انتخابات چند هدف را دنبال می کند ۱– توقف غنی سازی به منظور سازش با غرب و پذیرش بی چون و چرای حرف های غربی ها ۲– انحلال کمیته امداد(چون وجود کمیته امداد در جامعه باعث ایجاد گداپروری می شود و باید زودتر منحل شود

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۶

    آقا رضا
    با سلام
    ضمن تشکر از شما و نگاه مثبت و سازنده تان و همچنین تلاشتان در ارتباط با با طرح بالف.
    بخش اول طرح را که برای بنده ارسال کرده بودید ، مطالعه کردم و آن را مثبت و با چشم انداز خوب یافتم. به دنبال آدرسی از شما می گشتم تا با شما تماس بگیرم که خودتان کامنت گذاشتید. اگر برایتان امکان دارد لطفا طرح کامل را ارسال کنید تا به صورت جامعتری مورد بررسی قرار گیرد.
    پیشاپیش از اهتمام صادقانه شما در این زمینه تشکر می کنم.
    موفق باشید

  17. یک هموطن گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۳

    سلام آقای دکتر جوانفکر. من یک ایرانی معمولی هستم و در این مملکت بزرگ، شهروند درجه‌ی سوم هم محسوب نمی‌شوم و کلامم برای کسی سندیت ندارد. اما ازطرف روزنامه‌ی اعتماد، از شما عذرخواهی می‌کنم و امیدوارم این اقدام غیرحرفه‌یی و غیراخلاقی را برای همیشه فراموش کنید و آنها را برای قضاوت، به تاریخ بسپارید.
    یک خواهش برادرانه هم از شما داشتم. شما که حقیقتاً در ادعاهای خود راستین هستید و می‌شود فهمید که در مورد صداقت، عدالت و اخلاق مطبوعاتی، فقط ادعا نمی‌کنید و آن را صمیمانه باور دارید، این فداکاری سخت (که البته مطمئنم برای شما عواقبی هم از سوی منسوبان به دولت و… در پی خواهد داشت) به خرج بدهید و و به رسانه‌های دولتی، گروههای وابسته به آقای احمدی‌نژاد و طرفداران ایشان بفرمایید که در این ماههای باقی مانده به انتخابات بعدی، از حجم توهین‌های غیراخلاقی و ناپذیرفتنی به کاندیداهای رقیب آقای احمدی‌نژاد بکاهند. مطمئنم شما هم باور دارید که کسب مقام و قدرت، ارزش آن را ندارد که ما تمام آبرو و حیثیت افراد را، ولو اینکه مخالف آنها باشیم، به بازی بگیریم …
    خواندن برخی از مطالب سایتها و مجلات دولتی در روزهای اخیر که یکی از آنها‌ تلویحاً آقای خاتمی را به حذف فیزیکی هم تهدید کرده بود، حقیقتاً تاسف آور است آقای جوانفکر….

    آقای جوانفکر. این درست است که شما به دنبال پیروزی در انتخابات بعدی هستید و روشهای تبلیغاتی فراوانی هم برای کسب این موفقیت وجود دارد، اما ای کاش آن اخلاقیاتی که شما از آن صحبت می‌کنید، در اردوگاه آقای احمدی نژاد و یاران ایشان نیز در برابر رقبای “سکولار” و “غرب زده” و “منحرف” وجود داشته باشد.

  18. یک هموطن گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۹

    و یک نکته‌ی دیگر را هم باید مطرح کنم آقای دکتر. من فکر می‌کنم این اصلاً زیبنده نیست که دولت شما برای اثبات حقانیت خود و برای نشان دادن توانایی‌هایش، مدام خود را با دولتهای قبلی مقایسه کند و از عدد دولت نهم برای نشان دادن تمایز با دولت هشتم و هفتم و ششم بهره بگیرد. آیت ا… هاشمی و آقای خاتمی هم از ارکان این نظام هستند و عمر خود را برای خدمت به انقلاب صرف کرده‌اند. این را که نمی‌شود منکر شد؟ می‌شود؟ هیچ کسی تلاش ندارد بر اشتباهات و خطاهای آنان سرپوش بگذارد و مطمئناً تصمیمات اشتباه بسیاری در دولتهای آنان گرفته شده، که به وقت خودش، حملات زیادی را هم از رسانه‌های داخلی و خارجی تحمل کرده‌اند، اما اینکه ما بخواهیم آقای احمدی‌نژاد را بی‌گناه و معصوم جلوه بدهیم و مدام اشتباهات دولتهای قبلی را به رخ مردم بکشیم و بگوییم که “این دولت نهم است که دارد کار انجام می‌دهد”، با اصول و ارزشهای ما منافات دارد.

    همه‌ی رییس جمهورهای این مملکت، به رای همین اکثریت همین مردم برگزیده می‌شوند و توهین به هر کدام از آنها، توهین به مردم این کشور است. من که در انتخابات دوره‌های قبلی به ترتیب به آقای هاشمی و خاتمی و قالیباف رای دادم، از کسانی بودم که بر سر پیامکهای توهین آمیز رد و بدل شده در مورد آقای احمدی‌نژاد، دعواها گرفته‌ام و البته نیازی به تبلیغ کردن این موضوع ندارم، اما آرزویم این است که همه‌مان یاد بگیریم حقیقتاً به رای اکثریت احترام بگذاریم و با مرزبندی‌های ساختگی، ارزش رای مردم را پایین نیاوریم…
    به امید آن روز
    التماس دعا

  19. ندا گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۴

    با عرض سلام خدمت برادر بزرگوار
    در راستای اتهام افکنی به مسوولان زحمتکش ورزش کشورمان و همچنین ارایه این نظریه که بازی تیمهای پیروزی-استقلال از قبل نتیجه اش مشخص بوده روزنامه البرز ورزشی با تیتر بزرگ امروزش از قول علیزاده اینطور به مخاطبانش القا کرده که او وارد زمین شده تا پنالتی کند و بازی مساوی شود!!!!
    آیا نباید این ادعا را در دادگاه این روزنامه اثبات کند؟!!!!
    اما در مورد روزنامه سینمائی فرهنگ آشتی که دائما با تیترهای جنجالی سعی در زیر سوال بردن سینمای ارزشی این دولت فخیمه دارد باید بگویم امروز در تیتر یک خود از قول کارگردان وطن فروش-محسن مخملباف- گفته فضای سانسور در سینمای ما بیداد میکند در حالی که به برکت حضور سردار عزیزمان آقای صفار هرندی سینمای ایران از وجود عناصر خودباخته و لوث غرب زاده پاک شده است.
    امیدوارم عملکرد دو روزنامه البرز ورزشی و فرهنگ آشتی با دقت بیشتری مورد بررسی هیات محترم نظارت بر مطبوعات قرار گیرد.

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۴

    هموطن عزیز
    با سلام
    - شما حتما اشتباه می کنید که خودتان را شهروند درجه سوم محسوب کرده اید. همه ۷۰ میلیون جمعیت ایرانی از جمله جناب عالی ، شهروند درجه یک هستند مگر آنهایی که مرتکب جرایم و تخلفات از قانون می شوند و باید به مجازات برسند که البته آنها هم حق و حقوق خود را دارند.
    - در مورد اردوگاه اقای احمدی نژاد هم لازم است این نکته را خاطر نشان کنم که کیهان و رجانیوز خود را حامی دولت نهم وانمود می سازند و بنده چنین نگاهی به آنها ندارم.
    - برخی از مطالب مانند مطلب مربوط به حذف فیزیکی آقای خاتمی که روزنامه کیهان منتشر کرد ، برای بنده هم تاسف آور است.
    - برخی از دوستان اصلاح طلب در کارهای تبلیغاتی و جنگ روانی استاد شده اند. آنها می دانند که چگونه برخی از مطالب و خبرها را به این طرف سوق دهند و سپس نانش را بخورند. نمونه اش نامه ادعایی مربوط به مهندس موسوی به آقای خاتمی بود که در آن طرف ساخته و پرداخته شد و در این طرف هم عقلانیت لازم را به خرج ندادند. دوستان اصلاح طلب ما در استفاده از چنین روشهای مذموم و زشتی تبحر دارند.
    موفق باشید

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۲۳

    هموطن عزیز
    با سلام
    تذکر شما درست است. اما آقایان هاشمی و خاتمی نباید از مقایسه عملکردهای دولت نهم با دولت های قبل ناراحت شوند. این مقایسه اگر بدون توهین و تخریب انجام شود بسیار هم لازم و ضروری است. اتفاقا باید عملکرد دولت ها همیشه با هم مقایسه شود تا مردم بتوانند کارامدترین افراد را برای تصدی امور کشور انتخاب کنند. مسوولیت ها متعلق به شخص نیست که اگر کسی به آن اشکالی وارد کرد ، موجب کدورت و ناراحتی شود. مسوولیت ها متعلق به مردم است و هیچکس نباید از اشکال درست و منطقی به عملکردها دلگیر شود.
    - اشکال وارد کردن به برخی از عملکردها به مفهوم نادیده گرفتن سایر عملکردها نیست. آقایان هاشمی و خاتمی نیز به سهم خود منشاء خدمات زیادی بوده اند که جای خود دارد و هیچکس نمی تواند منکر آن شود.
    - با نظر شما در پاراگراف دوم کامنت کاملا موافقم و توهین به هرفردی بویژه هنگامی که متوجه شخصیت هایی مانند روسای جمهور سابق و اسبق بشود ، محکوم است اما توجه داشته باشید این مساله به همان اندازه محکوم است که توهین به رئیس جمهور فعلی که متاسفانه روزنامه های اصلاح طلب هیچ حد و مرزی را رعایت نکردند.
    موفق باشید

  22. مهدی گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۰

    آقای جوانفکر،
    پولهای ناشی از فروش نفت که آقای احمدی نژاد بین مردم پخش میکند، متعلق به همه ایرانیان در حال و آینده است.
    از قدیم گفته اند که بهتر است به یک فرد نیازمند تور ماهیگیری بدهیم نه ماهی. اگر دولت به مردم، بدون اینکه کاری انجام دهند، پول بدهد، این موجب رواج بیکاری و تنبلی در جامعه میشود. منابع ناشی از فروش نفت باید در خدمت تولیدات صنعتی بزرگ قرار گیرد تا موجب رونق اقتصاد و تولید بیشتر سرمایه گردد. برای برقراری عدالت نیز، بهترین کار تقویت و تکمیل بیمه های تامین اجتماعی بسیارقوی است که تمام ایرانیان را در سرتاسر عمرشان بیمه کند.
    حتی اگر فرض کنیم این عمل (پخش پول بین مردم) عمل مفیدی باشد، باید مستمر بوده و به همه تعلق گیرد. شما فقط فکر دو سه سال آینده را نکنید. اگر این سیاست درستی باشد، باید تا دهها سال آینده ادامه یابد. حتی اگر فرض کنیم قیمت نفت همیشه بالای ۱۰۰ دلار باشد، فکرش را کرده اید اگر نفت ما تمام شود قرار است، چه پولی بین مردم پخش شود؟ آیا مردم متوقع نمیشوند که باید همیشه (بدون انجام کار) پول دریافت کنند؟ آیا درصورت اتمام پول نفت، این امر زمینه ساز شورشهای اجتماعی در آینده در کشور نمیشود؟
    آیا هرگز فکر کرده اید ایرانیانی که ۱۰۰ سال دیگر در ایران زندگی خواهند کرد در مورد آقای احمدی نژاد و مصرف کردن درآمدهای نفتی توسط ایشان چه قضاوتی خواهند کرد؟ مطمئنا ایرانیان توقع خواهند داشت که این پولها صرف زیرساختهای کشور میشد، نه صرف نیازهای مصرفی و روزمره مردم در یک مقطع زمانی خاص.
    اگر بصورت جزیره ای در یک مقطع زمانی به عده ای پول داده شود، فقط توقع مردم بالا میرود و انتظار پیدا میکنند این عمل همیشه ادامه یابد، که استمرار همیشگی پخش پول غیر ممکن است. خود شما ببینید در سه سال و نیم اخیر بیش از دویست میلیارد دلار حاصل از فروش نفت عاید کشور شده است. در حالیکه طبق برنامه چهارم توسعه، دولت حق خرج کردن ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار در سه سال را داشته، و انتظار میرفت بالای ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی مانده باشد، ولی موجودی صندوق در خوشبینانه ترین حالت ۲۵ میلیارد دلار است، و حتی در برخی مصاحبه ها اعلام شده، تعهدات صندوق از موجودی اش بیشتر است. حالا که قیمت نفت پایین آمده، و صندوق ذخیره ارزی خالی شده، دولت میخواهد چطور سیاست پخش کردن پول را ادامه دهد؟ یعنی این سیاست انبساطی دولت حتی نمیتواند برای چهار سال ادامه یابد، چه برسد به دهها سال آینده.
    امیدوارم در جوابم نگویید که این دولت، هم کارهای تولیدی را راه می اندازد و هم پول بین مردم پخش میکند. منابع مالی محدود هستند، و نمیشود یک مقدار پول محدود را برای همه چیز مصرف کرد.
    در همین سال ۸۸ دهها میلیارد دلار کسری بودجه پیش خواهد آمد که معلوم نیست چگونه تامین خواهد شد.
    چرا با این کسری بودجه، در بودجه ۸۸ نزدیک شش میلیارد دلار کمک های بلا عوض در نظر گرفته شده است؟ مطمئن باشید بسیاری از مردم فکر میکنند این کمک های بلاعوض و پخش پول ها برای اینست که آقای احمدی نژاد میخواهد محبوبیت کسب کند. بر طبق گزارش سایت جمهوریت، در سفر استانی کرمانشاه، صدها میلیون تومان پول بین مردم توزیع شده است. خواهش میکنم یک بار بعنوان یک ناظر بیطرف، پیش خود قضاوت کنید، اینگونه اعمال در آستانه انتخابات ریاست جمهوری موجب چه برداشتی در اذهان مردم میشود؟
    در نهایت اینکه شما از فاصله طبقاتی در دولت های پیشین سخن گفتید. فراموش نکنید که ضریب جینی در دولت نهم نسبت به گذشته بهبود نیافته است. یعنی یک جای کار ایراد دارد. امیدوارم یکبار صادقانه پیش خود فکر کنید. این راه دولت نهم، راهی صحیح به سمت عدالت اجتماعی نمیباشد.
    این اولین نظری است که به سایت شما میفرستم. امیدوارم آنقدر منصف باشید که مطلبم را بطور کامل منتشر کنید.

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶

    آقا مهدی
    با سلام
    - توزیع صدها میلیون تومان پول نقد بین مردم در کرمانشاه از دروغهای بزرگی است که احتمالا باید کاندید بزرگترین دروغ سال شود.
    - سیاست دولت برای انجام کارهای زیربنایی با جدیت ادامه دارد و به طور بی سابقه ای در این زمینه فعالیت عمرانی انجام شده است و البته این روند باید با جدیت در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کند.
    -کمک هایی که دولت می کند بسیار ناچیز و محدود است و کسانی که از این کمکها برخوردار می شوند، در حد قوت لایموت و سرپا ایستادن وحرکت رو به جلوست. این یک وظیفه ملی و شرعی است و دولت نمی تواند با استناد به این حرفهای روشنفکر مابانه ، چشم خود را بر روی کسانی که دست نیاز به سوی او دراز کرده اند ، ببندد و آنها را به حال خود رها کند.
    - دولت بر طبق قانون از صندوق ذخیره ارزی هزینه می کند و ارزیابی شما در مورد ذخیره ارزی اشتباه است.
    کسری بودچه ۸۸ میلیارد دلاری که اشاره کرده اید درست نیست و مشخص نکرده اید که این اطلاعات اشتباه را از کجا به دست آورده اید.
    - شش میلیارد دلار کمک بلاعوض را از کجا آورده اید ؟ شما اطلاعات غلطی را پایه و اساس ارزیابی و تحلیل خودتان قرار داده اید. می خواستم مطلب شما را در وبلاگ قرار ندهم اما ممکن است بگویید که فلانی اهل سانسور است. به هر حال امیدوارم مخاطبان محترم این اطلاعات غلط را مورد توجه قرار ندهند.
    - یک ناظر بی طرف سعی می کند اطلاعات خود را از منابع مطمئن و نه سایت جمهوریت کسب کند!
    موفق باشید.

  24. مهدی گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۴۷

    آقای جوانفکر،
    ممنون از سعه صدرتان که مطلب بنده را منتشر کردید. لازم است توضیحاتی اضافه کنم:
    اگر شما عملکرد دولت نهم را به حق میدانید، این را هم حتما میدانید که در روایات است که بهترین دوست من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند، و “النصیحه لائمه المسلمین” هم ازتعلیمات دین اسلام است. بنده در نیت خیر آقای احمدی نژاد تردیدی ندارم، ولی مملکتم را بیش از ایشان دوست دارم. چه بسا افرادی با نیت خیر، بخاطر مدیریت ضعیفشان، ضربات سنگینی به اقتصاد مملکت بزنند.
    اجازه بدهید شواهد اعداد و ارقامی که در نظر قبلی ام ذکر کردم را بیان کنم.
    ۱٫ یک واقعیت غیر قابل انکار اینست که در سه سال و نیم اخیر روزانه سه و نیم میلیون بشکه نفت خام با قیمت متوسط ۸۰ تا ۱۰۰ دلار در هر بشکه فروخته شده است. با یک جمع و تفریق ساده مشخص است که بالای ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد حاصل از این فروش نفت بدست آمده است. بر طبق گفته بسیاری از دست اندر کاران از جمله دکتر توکلی (سایت الف، کد خبر: ۳۴۷۷۳) در ماده یک برنامه چهارم توسعه آمده است که سالانه بین ۱۱ تا ۱۶ میلیارد دلار از درآمد نفتی دولت در بودجه تصویب شود. (یعنی حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار در ۴ سال). یعنی باید حداقل ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی موجود باشد. آقای حسینی در۱۲ آبان ۸۷ در مصاحبه با ایلنا گفتند موجودی حساب ذخیره ارزی ۲۵ میلیارد دلار است. یعنی در خوش بینانه ترین حالت مبلغی بیش از ۸۰ میلیارد دلار خارج از برنامه چهارم توسعه خرج شده است. این اعداد و ارقام بقدری عظیم هستند که سایر اعداد و ارقامی که از منابع دیگر ذکر کردم، قابل توجیه و قابل باور میکند.
    شاید شما بگویید اجازه همه اینها از مجلس گرفته شده است. بنده از این موضوع خبری ندارم که آیا خرج این مبلغ عظیم (سه برابر پیش بینی شده در برنامه چهارم) با اجازه یا بدون اجازه بوده است. ولی این را خوب میدانم که طبق سند چشم انداز بیست ساله قرار بوده سالانه ده درصد از وابستگی به نفت کاسته شود. تا اینجای کار ۴ سال از آن ده سال گذشته است و ارقام فوق نشان میدهد که متاسفانه وابستگی ما به نفت بیشتر شده است.
    بد نیست به یکی از شیوه هایی که اقای احمدی نژاد از مجلس اجازه میگیرد ذکر کنم.
    مثلا در همین چند روز گذشته وزیر نفت در مجلس از طرف نمایندگان مورد اعتراض جدی قرار گرفت که بیش از ۲ میلیارد دلار (۲ تریلیون تومان) بدون اجازه مجلس و بیش از میزان مصوب در قانون بنزین وارد کرده است. این مصداق آشکاری از شکستن قانون است، در حالیکه رئیس جمهور در حضور نمایندگان قسم خورده که حافظ قانون اساسی باشد نه ناقض قانون. الان مجلس در عمل انجام شده قرار گرفته و برای حفظ مصلحت و حفظ قانون مجبور است از دولت بخواهد که الان لایحه بفرستد و پولی را که قبلا خرج شده را اجازه اش را بدهد. این یعنی به زور از مجلس اجازه گرفتن.
    ۲٫ در مورد پخش پول بین مردم، منظور بنده پخش پول بین افراد بشدت فقیر نیست. از ابتدای انقلاب و در دولتهای قبلی نیز به افراد شدیدا فقیر از طریق کمیته امداد و سایر نهادها کمک میشد. منظور بنده پرداخت نقدی یارانه ها بود که دولت میخواهد در ابتدا به نه دهک مردم (یعنی ۹۰ درصد مردم) پرداخت کند. دلایل اشتباه بودن اینکار راگفتم و امیدوارم مجلس با پرداخت نقدی یارانه ها مخالفت کند.
    ۳٫ بنده گفتم دهها میلیارد دلار کسری بودجه در سال ۸۸، نه ۸۸ میلیارد دلار کسری بودجه.
    میزان کسری بودجه سال آینده چیزی نیست که دولت الان رسما اعلام کند. ولی اقتصاد دانان با توجه به جزئیات بودجه و واقعیات اقتصادی جامعه محاسبه کرده و پیش بینی میکنند. بعنوان مثال وقتی دولت میگوید ۴۹ درصد بودجه سال اینده از طریق مالیات تامین خواهد شد، اقتصاد دانان بر طبق رکود تورمی سال آینده و بحران جهانی اقتصاد پیش بینی میکنند این منبع قابل تامین نمیباشد و موجب کسری بودجه میشود. یا وقتی دولت میگوید
    ۸ میلیارد دلار از بودجه سال آینده از طریق حذف یارانه ها تامین میشود، اقتصاد دانان نسبت به این منبع مطمئن نیستند، زیرا اصلا معلوم نیست مجلس با حذف یارانه ها موافقت کند و چه مکانیسمی برایش در نظر گرفته شود.
    بعنوان مثال آقای دکتر تقوی از اساتید اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی پیش بینی کرده در سال آینده کسری بودجه ۲۵ تا ۳۰ هزار میلیارد تومان (۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار) باشد (منبع: جام جم). امیدوارم اقتصاد دانان را متهم به دشمنی با دولت نکنید. واقعیات علم اقتصاد بسیار جدی، و بیرحم هستند، و ملاحظه هیچ سیاستمداری را نمیکنند و اثرات جدی خود را بر اقتصاد کشور خواهند گذاشت.
    بنده هیچگونه خصومتی با آقای احمدی نژاد ندارم، و لذا از شما خواهش میکنم بجای اینکه در برابر منتقدان گارد دفاعی بگیرید و بدنبال جواب بگردید، کمی به منتقدان خوش بین باشید. بسیاری از منتقدین، دلسوز هستند و نگران آینده مملکت هستند. آقای احمدی نژاد معصوم نیست، ولی کسانیکه در برابر انتقادات و ایرادات نسبت به ایشان بر افروخته میشوند، درواقع دارند ایشان را تا حد معصومیت و تقدس بالا میبرند.
    خوشحال میشوم که توضیحات مذکور را منتشر کرده و پاسخ بدهید. ولی اگر بهر دلیلی نخواستید آنرا منتشر کنید، امیدوارم چند دقیقه بین خود و خدای خود خلوت کنید و به نکاتی که در بالا گفتم فکر کنید.

  25. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۲

    آقا مهدی
    با سلام
    - از توصیه های شما پیداست که ظاهرا به خلوت کردن با خدا اهمیت می دهید و از خدا می ترسید و از اینکه کسی عیوب شما را بگوید خوشحال می شوید.
    - فرموده اید که در سه سال و نیم اخیر روزانه سه و نیم میلیون بشکه نفت خام فروخته شده است. همانطور که پیشتر عرض کردم ، اطلاعات شما غلط است و برپایه همین اطلاعات غلط ، تحلیل نادرست و شبهه ناکی را ارائه کرده اید. فروش نفت خام ایران طی سه سال گذشته ، به طور متوسط ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز بوده است که به این ترتیب تحلیل شما از اعتبار ساقط می شود و هرآنچه در پی آن ادعا کرده اید از اساس غلط است.
    - در کامنت قبلی به اطلاعات نادرست دیگری استناد کرده بودید که در پاسخ ، درخواست کردم روش خود را اصلاح کنید اما ظاهرا ترجیح می دهید که با ادامه این روند ، مخاطبانتان را تحت تاثیر القائات نادرست خود قرار دهید .
    - در کامنت قبلی تان ، ادعای توزیع صدها میلیون تومان پول در سفر استانی رئیس جمهور بین مردم کرمانشاه را مطرح کردید و هنگامی که دروغ بودن این ادعا را یادآور شدم، گفته اید که منظورتان از پخش پول بین مردم، پرداخت نقدی یارانه ها بوده است . با تاکیدی که شما بر تبلیغ آمار غلط دارید ، نمی شود شما را تا این حد ساده انگار در نظر گرفت که فرض کرده اید دولت میخواهد با این کار به مردم یارانه های نقدی پرداخت کند؟! به نظر می رسد شما هم بی نیاز از خلوت با خدا نیستید و البته بنده هم به آن نیازمندم.
    - در پاسخی که به کامنت قبلی شما دادم کلمه دهها بعد از بودجه ۸۸ جا افتاده است که تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند و اتفاقا بیش از گذشته موید بی اساس بودن اطلاعات مورد استناد شماست.
    - ما هیچ اقتصاد دانی را متهم به دشمنی با دولت نهم نمی کنیم اما وقتی می بینیم که بعضا با اطلاعات غلط و با ارائه تحلیلهای بی پایه و اساس ، اذهان عمومی را مشوه و از واقعیت ها منحرف می کنند، اجازه دهید آنها را در ردیف دوستان یا دلسوزان مردم قرار ندهیم.
    - اگر کامنت بعدی شما به همین ترتیب مبتنی بر اطلاعات غلط باشد ، توقع انتشار آن را نکنید.
    موفق باشید

  26. رضا -م گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۳

    جناب آقای جوانفکر
    باسلام
    نمی دانم کانال مناسبی برای ارتباط مطمئن است یا خیر با اینحال در رابطه تلاش شبانه روزی جناح های مختلف برای دلسرد کردن مردم از شخص دکتر احمدی نژاد عزیز باید بگویم متاسفانه در دوران دولت های گذشته روند طوری قلم خورد که مدیریت و سهام اکثر شرکت های ریز و درشت در دستا ن ناپاک افرادی قرار گرفته که هیچ سنخیتی با آرمانهای حکومت اسلامی ندارندو هر لحظه ارده کنند امکان حرکت های مافیای وجود دارد حتی بر ضد حکومت اسلامی چرا که خیل عظیمی از آحاد جامعه در سرکت های آنها مشغول کارند .
    برای نمونه عرض می کنم در سال اول کار دولت نهم وزیر محترم کار از بابت نیت مثبت برای حل معضل کارگران قراردادی افزایش حقوق ایشان را طوری رقم زدند که بسیار مورد استقبال این طبقه همیشه همراه حکومت اسلامی قرار گرفته بود ولی در طول سه چهار ماه همین طبقه مدیریت و صاحبان شرکت های مختلف در کل کشور در یک حرکت مافیایی چنان دست به اخراج کارگران زدند که در نهایت طعم شیرین حرکت دولت نهم بکام خیلی ها تلخ شد و در نهایت به عقب نشینی وزیر از مصوبه قانونی منتج شد در واقع اولین شکست دولت نهم رقم خورد متاسفانه الان که داریم به انتخابات دوره دهم نزدیک می شویم این احساس خطر شدید را به شما اعلام می کنم بیم آن می رود این دستان مافیایی ناپاک که در کل کشور با همدیگر پیوند عمیق دارند مجددا به بهانه مشکلات اقتصاد جهانی و دلایل واهی در این ایام آخر سال و ماه های بهار که از جهت تاثیر گذاری بر آرای مردم مهم است در یک حرکت ناپاک هماهنگ دست به تعدیل نیروی کار در کل کشور بزنند و دکتر احمدی نژاد را از چشم ها بیندازند مقدمات این حرکت را که احتمالا از جناح دوم خرداد نیز ساپورت می شود در حال شکل گیریست خواهش بنده از شما این است دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دولت نهم را از این جهت حساس کنید و بهانه هر شرکتی را از این جهت هم مورد بررسی قرار دهید و در صورت لزوم مهم ترین بهانه آنها را که نقدینگی و عدم فروش است را با پرداخت حساب شده وام و یا سیاست های دیگر در نطفه خفه کنید .
    در مورد سخنان برادر لاریجانی باید بگویم ایشان از چشم ملت ایران اصولگرا هستندو باید دقت داشته باشند که شاعر کفته من ار بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشناکرد تا این بیت بر ایشان و سایر کروه های اصولگرا مصداق پیدا نکند لذا بجاست ایشان و سایر آشنایان اگر واقعا خواستار ماندن دولت دهم در دستتان خویشند صرفا روی دگتر احمدی نژاد عزیز تمرگز کنند و بس

  27. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۴۹

    آقا مهدی
    با سلا
    بنده شما را نمی شناسم وتا به حال هم توفیق زیارتتان را نداشته ام. بنابراین هیچ دلیلی بر خصومت با شما ندارم. در پاسخ به شما فقط سعی کردم صریح و بدون تعارف صحبت کنم. اگر این صراحت بنده موجب چنین برداشتی برای شما شده است ، از صمیم قلب از شما عذرخواهی می کنم.
    - توصیه های شما در پاراگراف آخر کامنت را صادقانه و درست می دانم و از اینکه بنده را به خیر و نیکی سفارش کرده اید ، دست شما را می بوسم و بار دیگر از اینکه توضیحات صریح بنده موجب ناراحتی شما شده است ، عذرخواهی می کنم.
    من الله التوفیق

    از اینکه

  28. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۲۲

    آقا مهدی
    با سلا
    بنده شما را نمی شناسم وتا به حال هم توفیق زیارتتان را نداشته ام. بنابراین هیچ دلیلی بر خصومت با شما ندارم. در پاسخ به شما فقط سعی کردم صریح و بدون تعارف صحبت کنم. اگر این صراحت بنده موجب چنین برداشتی برای شما شده است ، از صمیم قلب از شما عذرخواهی می کنم.
    - توصیه های شما در پاراگراف آخر کامنت را صادقانه و درست می دانم و از اینکه بنده را به خیر و نیکی سفارش کرده اید ، دست شما را می بوسم و بار دیگر از اینکه توضیحات صریح بنده موجب ناراحتی شما شده است ، عذرخواهی می کنم.
    ومن الله التوفیق

  29. فرشید گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۰۲

    سلام

    ۱ – بحث گم شدن یک میلیارد دلار پول نفت که ابتدا توسط روزنامه اعتماد ملی مطرح و سپس گنده شد تا بقیه فرصت طلبان نیز مجالی برای تاختن بر دولت نهم بیابند نه از سر دلسوزی برای منابع ملی که از سر پا پوش درست کردن برای دولت عدالت محور است .

    ۲ – بحث یک میلیارد دلار تفریغ بودجه با درآمد سالانه بالای ۶۰ میلیارد دلار در دولت فعلی در حالی عنوان و برجسته شده است که به هنگام تفریغ بودجه در سالهای گذشته و دولتهای پیشین با درآمدهای نفت سالانه زیر ۳۰ میلیارد دلار، چندین و چند میلیارد دلار درست مانند همین یک میلیارد دلار مورد بحث توسط دیوان محاسبات گزارش داده می شد و آب از آب تکان نمی خورد و همین مدعیان منابع ملی نیز خود دلیل پشت دلیل می آوردند تا طبیعی بودن موضوع را در افکار عمومی جا بیندازند. با این توضیح وقتی این یک میلیارد دلار تفریغ بودجه ای با درآمد بالای ۶۰ میلیارد دلار را در کنار آن چندین میلیارد دلار تفریغ بودجه ای با آن درآمد زیر ۳۰ میلیارد دلار را مورد ارزیابی قرار می دهیم ناگهان دوست داریم به اعتماد ملی ها بگوییم اگر حسابتان خوب است به ما بگویید که گم شدن یک میلیارد دلار از ۶۰ میلیارد دلار مهم تر است یا چندین میلیارد دلار از ۳۰ میلیارد دلار؟ البته آقای”مهدی” هم اگر دوست داشته باشند می توانند پاسخگو باشند این پرسش ساده را.

    ۳ – دوست دارم به اعتماد ملی ها و در راس آن آقای … سر بسته بگویم اگر لُری، لُرم! اگر قلدُری، قلدُرم! اگر عمامه پرت می کنی به وقت عصبانیت! سنگ در قلوا سنگ پرتاب می کنیم به وقت لزوم…

  30. masoud گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۱

    اصلاح طلبان به چه کسی چراغ سبز نشان می دهند ؟؟؟
    در چند ماه گذشته چندین تحلیل گر بنام اصلاحات از جمله دکتر صادق زیباکلام به این نکته اشاره داشتند که تنها راه پیروزی اصلاح طلبان در اانتخابات جمع اوری ارای بیست میلیون نفری است که در دور قبل رای نداده اند ولی اقای زیبا کلام و دیگر دوستان فراموش کرده اند یا نادیده می گیرند که از کجا معلوم ان بیست ملیون نفر کشته ومرده اصلاحات باشند که اگر چنین بود در انتخابات قبل که اصلاح طلبان یکی از ساختار شکن ترین نیرو های خود را به میدان فرستادند ولی همه نتیجه اش را دیدند از کجا معلوم که ان بیست ملیون نفر گریزان از سیاست های اشتباه اصلاح طلبان در ۸سال حکومت تشنج افرینشان نباشند ایا اصلاح طلبان دچار توهم شده اند یا باز هم دارند با چرتکه خودشان ملت را می سنجند این جریان با تکرار اعمال تشنج افرین خود خواهان ارای چه کسانی هستند ؟؟؟ایا با حرمت شکنی از مراجع عظیم الشان توسط استاد گرانقدر{به نقل از م-خ} و توهین به مردم رایی جمع می شود؟؟ ویا با سنگ باران وقیحانه ی شهدا و تشییع کنندگان ان توسط روباه های ترسوی لباس گرگ پوشیده ت-و رایی جمع می شود؟؟ پس شما به دنبال کدام ارا هستید با این این کار فقط دشمنان ملت به شما رای می دهند که انها هم نه رایی دارند و ارزشی .پس به راحتی می توان به اشتباه استراتژیک دوباره اصلاح طلبان پی برد که نمونه ان در انتخابات مجلس هشتم وتابلوی معروف یاران خاتمی بود که با شکست محض و ابروریزی فراوان همراه شد{edalat313.blogfa .com}

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر