مرخصی استعلاجی برای مطبوعات

کسب خبر و اطلاع از تحولات و رویدادهای جاری در محیط زندگی ، یک نیاز قطعی و ضروری انسان شناخته شده است تا آنجا که گفته می شود “بی خبری و جهالت نسبت به مسائل و تحولات پیرامونی” ، به مرگ حتمی انسان می انجامد. برای پاسخگویی به همین نیاز بوده است که رسانه های ارتباط جمعی در اشکال و انواع مختلف آن شکل گرفته اند تا انسان به طور مستمر و فوری با جریان توقف ناپذیر اطلاعات همراه و همساز شود و از این رهگذر ، نیاز خود را به دانستن و آگاهی ، مرتفع نماید.

در دنیای امروز ، رسانه ها و مطبوعاتی مورد توجه و اعتماد افکار عمومی قرار می گیرند که اساس و مبنای کار آنها ، مبتنی بر اطلاع رسانی دقیق ، صحیح ، سریع ، جامع ، و بی طرفانه از رویدادهای مختلف باشد به گونه ای که سهم عمده تر آگهی و تبلیغات نیز به نشریاتی اختصاص داده می شود که در امر اطلاع رسانی پیشتازتر از رقبای خود باشند. در واقع رقابت اصلی میان روزنامه ها در حوزه اطلاع رسانی و میان خبرنگاران و نویسندگان مطبوعاتی متمرکز می شود نه در حوزه جذب آگهی. هر روزنامه ای که در اطلاع رسانی دست پیش داشته باشد ، به طور طبیعی و بدیهی موفق به جذب آگهی های تبلیغاتی می شود و اصولا آگهی دهندگان نیز برای نشر آگهی های خود، به سراغ رسانه هایی می روند که اخبار و گزارشهای اختصاصی و تازه را به صورت کامل و جامع و با جذابترین روشهای جذب مخاطب ، ارائه می دهند.

اطلاع رسانی به عنوان یک جریان توقف ناپذیر و لحظه به لحظه شناخته شده است و از همین رو در بسیاری از کشورهای جهان ، مطبوعات تعطیل بردار نیستند و حتی با برنامه ریزیهای هوشمندانه ای که در ایام تعطیلات رسمی و غیر رسمی ، از سوی اصحاب رسانه به عمل می آید ، اخبار و گزارشهای متنوع تر و جذاب تری همراه با ویژه نامه های مختلف ، منتشر می شود زیرا مطالعات انجام شده اثبات کرده است که مخاطبان در ایام تعطیل ، نیاز بیشتری به کسب خبر و اطلاعات دارند و از این رو فرصت بیشتری را برای تامین این نیاز خود از مجاری مختلف اختصاص می دهند . متاسفانه این فرایند ، در فضای رسانه ای کشور ما وجود عینی ندارد و اغلب روزنامه ها نه بر اساس نیاز مخاطبان بلکه بر مبنای نیاز سیاسی مدیران آنها یا تلاش جریانهای مختلف سیاسی و حزبی برای دست یابی به قدرت شکل گرفته اند. در کشور ما روزنامه هایی وجود دارند که به هیچوجه در تراز و شان ملت ایران نیستند و نشر و توزیع آنها نیز موجب وهن جامعه می شود. این دست از مطبوعات ، در ایام انتخابات به ابزار تبلیغاتی برای کسب رای به نفع مدیر مسوول یا نامزد مورد علاقه شان تبدیل می شوند و پس از ورود به صحنه قدرت یا مراکز تصمیم گیری، تیترهای اصلی خود را به اظهارنظرها و اقدامات این افراد اختصاص می دهند. علاوه بر این باید توجه داشت که انتشار این گروه از مطبوعات ، بازتاب دهنده هیچ شاخصه ای از پیشرفت رسانه ای در کشور محسوب نمی شود. در شرایطی که حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم و بی پناه غزه ، به اصلی ترین خبر رسانه های ارتباط جمعی جهان تبدیل شده است ، چگونه می توان به رویت روزنامه ای پرداخت که در صفحه اول آن هیچ نشانه ای از این خبر بسیار مهم به مخاطبان ارائه نمی شود و اصولا چنین روزنامه ای را در کدامین قسمت از نقشه رسانه ای کشور می توان تعریف کرد؟!

مدیران مسوول روزنامه های سراسری کشور با اتخاذ یک تصمیم جمعی ، به مدت چهار روز از مرخصی استحقاقی استفاده کردند و دست از انتشار کشیدند. مفهوم این تعطیلی آن است که مردم از دانستن و کسب اطلاع از روند تحولات و رویداهای مختلف داخلی و خارجی محروم شده اند اما واقعیت این است که نه جریان اطلاع رسانی را می توان متوقف کرد و نه مردم را می توان در جهل و بی خبری نگاه داشت. در این مدت رژیم صهیونیستی نه تنها حملات خود را به مردم غزه متوقف نکرد بلکه بر شدت این حملات و کشتار زنان و کودکان فلسطینی افزود و میلیونها نفر از مردم جهان برای اعتراض به این جنایات به خیابانها ریختند و هزاران رویداد مهم دیگر نیز در جهان بوقوع پیوست. مردم نیز از مجاری مختلف بویژه از طریق رسانه ملی و شبکه های خبری در فضای اینترنتی به اخبار و اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کردند. به این ترتیب معلوم می شود که خلاء روزنامه ها در این ایام هیچ واکنشی را در زندگی مردم برنیانگیخته است.

گفتن چنین سخنی از سوی مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور سخت است اما در عین حال قابل تامل به نظر می رسد که روزنامه های کشور ما امروز بیش از مرخصی استحقاقی نیازمند استفاده از مرخصی استعلاجی هستند. این وضعیت بیمارگونه باید درمان شود و صد البته درمان آن نیز به صورت دستوری غیرممکن است . اصلاح این وضعیت مستلزم شکل گیری اراده های اصلاح گرایانه در درون جامعه رسانه ای کشور و به میدان آمدن صاحب نظران و کارشناسان دلسوز برای مطرح کردن ایده های تازه و تبدیل آنها به مطالبه ملی است.

۱۳ نظر »

  1. علی عباسی گفت :

    دی ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۷

    تا زمانیکه آدمهائی مانند جنابعالی نویسنده هستند و در همین سایت از یک آدم خلافکار حمایت می کنند و به آن افتخار می کنند
    همان بهتر که اطلاع رسانی !!!!!!!!!! تعطیل باشد
    راستی روزنامه های ما جز فحش نامه چیست ؟
    همه هم که از بیت المال است
    یکی علیه احمدی نژاد است و به رئیس جمهور کشور فحش می دهد
    آن یکی هم با احمدی نژاد است و به مخالفین وی فحش می دهد
    ای کاش هر روز عاشورا بود تا همواره رسانه ها تعطیل می شدند و روی اعصاب ما راه نمی رفتند
    خدا راشکر که در ایام عید نوروز هم رسانه ها تعطیل است و موجب آرامش اعصاب مردم است

  2. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۷

    آقای عباسی
    با سلام
    بنده از هیچ فرد خلافکاری حمایت نکرده ام و قضاوت شما از نظر بنده منصفانه نیست.
    با این نظر شما که روزنامه ها جز فحش ، مطلب دیگری ندارند موافق نیستم.هرچند که بداخلاقی و توهین در برخی از روزنامه ها رواج دارد.
    روزنامه ها برخی کمک ها را از دولت دریافت می کنند اما بسیاری از هزینه ها را خودشان تامین می کنند.
    امیدوارم با تامل بیشتر بر روی مسائل ، به جمع بندی واقع بینانه تری دست پیدا کنید.
    موفق باشید

  3. درس اول گفت :

    دی ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۰

    با سلام، جناب آقای جوانفکر توجه بفرمایند که خود ایشان هم از نوشته قبلی حدود ۴ هفته مرخصی بوده اند. هر چند توجیه نمایید که وبلاگ با روزنامه تفاوت دارد.ولی خواننده وبلاگ شما از کجا بداند کی شما مطلب دارید. قدری در بیان انتقاد تامل شود و نگاهی به خود و اطراف داشته باشید بی ضرر است!

  4. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۹

    با سلام
    از نکته انتقادی شما متشکرم و تذکر شما را به دلیل اهمیت و ضرورت احترام به مخاطبان ، وارد می دانم اما همانطور که خود شما اشاره فرموده اید کار وبلاگ و مطبوعات با هم متفاوت است و شاید نتوان انتقاد از مطبوعات را با انتقاد از وبلاگ در یک ردیف قرار داد و البته وبلاگ نویسان هم از هرگونه کمک مالی دولت بی بهره اند. به هر حال از تذکر شما صمیمانه متشکرم
    موفق باشید

  5. سهیل گفت :

    دی ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶

    سلام. باتشکرازتذکردلسوزانه وبجای جنابعالی.مدتی پیش طی مصاحبه ای گفته بودید ماحاضریم مطبوعات را باهزینه خودمان به پروژه های دولت ببریم تا ببینند وآن را منعکس کنند.(آن هم خبرنگاران تهرانی ودست چین شده خودتان). نمی دانم شما چرا لقمه را دورسرتان می چرخانید تا بخورید. دردولت آقای خاتمی هم من دریکی ازمجلات کارمی کردم ودرهمان زمان دهها ویژه نامه ازفعالیت های دولت چاپ می کردیم بدون اینکه کسی مثل شما این قولهارابدهد.ولی وقتی به روابط عمومی ها دستورمی دهید بدون هماهنگی باشورای اطلاع رسانی دولتی مسولین بامطبوعات مصاحبه نکنند ویا اصلا اینطورجا انداخته اید که مسوولین نباید وقت خود راصرف پاسخگویی به مطبوعات کنند بلکه بایدبه خدمتگذاری مشغول باشند؟! بایدهم دچاراین قولها وپیمان شکنی هاشوید.قولهایی مثل هدیه روزخبرنگاروغیره صداقت حرفهای شما را دچارتردیدمیکند. باتشکر

  6. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۳

    آقا سهیل
    با سلام
    الان یک سال و نیم است که با هزینه دولت ، از رسانه ها از جمله مطبوعات برای مشاهده مستندات فعالیت های دولت در جای جای کشور نه به صورت گزینشی بلکه به صورت عام دعوت می شود و تا به حال ، گروههای خبرنگاران و عکاسان و فیلمبرداران به ۲۰ استان کشور سفر کرده اند. ما فکر می کنیم که خبرنگاران به عنوان چشمان بینای مردم باید از نزدیک به مشاهده و بررسی فعالیت های دولت بپردازند و مردم را از روند امور جاری کشور آگاه کنند. حتی گفته ایم که هر کس مایل باشد می تواند به صورت مستقل و با هزینه دولت و خدمات استانداریها برای تهیه گزارش به استانها سفر کند . به نظر شما این کار بدی بوده است ؟ آنچه که شما در دولت آقای خاتمی انجام دادید یک کار تبلیغاتی به نفع دولت بوده است اما هدف ما از این کار ، تبلیغات به نفع دولت نیست بلکه اطلاع رسانی درباره فعالیت های انجام شده است و بنده در این سفرها به پرسشگری می پردازم و مسوولان محلی را مورد عتاب یا تشویق قرار می دهم .
    ضمنا بنده به روابط عمومی ها دستور نداده ام که مسوولان حق مصاحبه با مطبوعات بدون هماهنگی با شورای اطلاع رسانی دولت را ندارند. این توهم شما اگر واقعیت می داشت حاکی از بدترین رویکرد ممکن به انعکاس فعالیت های دولت می بود!
    هدیه رئیس جمهور محترم برای روز خبرنگار هم با تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بین خبرنگاران توزیع شد و البته هیچ پیمان و قولی در این زمینه شکسته نشد.
    موفق باشید

  7. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵

    آقا سهیل
    با سلام
    الان یک سال و نیم است که با هزینه دولت ، از رسانه ها از جمله مطبوعات برای مشاهده مستندات فعالیت های دولت در جای جای کشور نه به صورت گزینشی بلکه به صورت عام دعوت می شود و تا به حال ، گروههای خبرنگاران و عکاسان و فیلمبرداران به ۲۰ استان کشور سفر کرده اند.در واقع این یک طیف از روزنامه های مخالف دولت بوده است که حاضر به همراهی و حضور در این سفرها نشدند. ما فکر می کنیم که خبرنگاران به عنوان چشمان بینای مردم باید از نزدیک به مشاهده و بررسی فعالیت های دولت بپردازند و مردم را از روند امور جاری کشور آگاه کنند. حتی گفته ایم که هر کس مایل باشد می تواند به صورت مستقل و با هزینه دولت و خدمات استانداریها برای تهیه گزارش به استانها سفر کند . به نظر شما این کار بدی بوده است ؟ آنچه که شما در دولت آقای خاتمی انجام دادید یک کار تبلیغاتی به نفع دولت بوده است اما هدف ما از این کار ، تبلیغات به نفع دولت نیست بلکه اطلاع رسانی درباره فعالیت های انجام شده است و بنده در این سفرها به پرسشگری می پردازم و مسوولان محلی را مورد عتاب یا تشویق قرار می دهم .
    ضمنا بنده به روابط عمومی ها دستور نداده ام که مسوولان حق مصاحبه با مطبوعات بدون هماهنگی با شورای اطلاع رسانی دولت را ندارند. این توهم شما اگر واقعیت می داشت حاکی از بدترین رویکرد ممکن به انعکاس فعالیت های دولت می بود!
    هدیه رئیس جمهور محترم برای روز خبرنگار هم با تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بین خبرنگاران توزیع شد و البته هیچ پیمان و قولی در این زمینه شکسته نشد.
    موفق باشید

  8. شاید گفت :

    دی ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۴۵

    باسلام آقای جوانفکر
    اتفاقی که می افته فقط اینکه منابع دریافت خبر واطلاعات از داخل کشور به سمت خارج کشور منتقل میشه به جای پاک کردن صورت مسئله حلش کنید حل کردن ین مشکل( ازدید شما البته ) کار سختی نیست چاپ روزنامه ازاردوگاه اصول گریان با پشت بانه قوی علمی است تا زمانی که روزنامه قوی اصول گریان کیهان باشه مطئمنباشید توفیقی ندارید حتی اگر روزنامه مجانی توزیع کنید اینجا ایرانه نه ونزوئلا
    هروقت توناستید روزنامه ۳۰۰ تا۵۰۰ بفروشید کار درست کردید توقیف یا به اعتقاد شما مرخصی اجباری کار آدمای ترسوه
    موفق باشید

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۲۴

    با سلام
    - درخواست بنده مرخصی استعلاجی بوده نه اجباری. بنابراین برای قضاوت منصفانه کردن و نظر صحیح دادن ، باید دقت بیشتری به خرج دهید.
    -شما گفته اید که به جای پاک کردن صورت مساله ، آن را حل کنید.بله درست است بنده هم پیشنهاد مرخصی استعلاجی را داده ام تا مشکل را درمان کنند . در تعجبم که چرا درمان یک مساله را به معنی پاک کردن صورت مساله تلقی کرده اید!
    - روزنامه کیهان متعلق به دولت نیست و موضع آن نیز به خودشان مربوط می شود. لابد به یاد دارید که همین روزنامه چندی پیش مطلبی را به بنده نسبت داد که چند نکته بی اساس و دروغ بین در آن وجود داشت.
    - درست می فرمایید اینجا ایران است والبته ونزوئلا هم دولت و رئیس جمهور خوب و ارزشمندی دارد.
    موفق باشید

  10. فرشید گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۴۸

    سلام
    با توجه به این که با موضوع مورد اشاره ” درس اول ” موافقم و نیز با توجه به این که خودتان هم تایید کرده اید آن را تلویحا، و البته با توجه به این که معمولا سوژه های خوبی را برای نوشتن انتخاب می کنید از یک طرف و جذاب و مستدل به رشته تحریر در می آورید آنها را از طرف دیگر، پیشنهادم این است حتی المقدور زمان بندی مشخصی را مطابق با برنامه مشخص تعیین کنید تا در این بین دیگر هیچگاه خوانندگان وبلاگتان را به مرخصی اجباری آن هم بدون اطلاع از زمان پایان گرفتن آن، نفرستید…

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳

    آقا فرشید
    با سلام
    از تذکر شما متشکرم
    امیدوارم فرصت کافی برای عمل به تذکر شما در اختیار داشته باشم و شرمنده شما و سایر مخاطبان عزیز نشوم.
    موفق باشید

  12. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۵

    پروردگارا ! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودى منحرف مکن ، و از سوى خود رحمتى برما ببخش ; زیرا تو بسیار بخشنده اى . پروردگارا ! ما ایمان آوردیم ، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانى . پروردگارا ! رحمتى از نزد خود به ما عطا کن ، و براى ما در کارمان زمینه هدایتى فراهم آور . پروردگارا ! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز ، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان .

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۴

    آقای علیرضا
    با سلام
    از خداوندم متعال استجابت دعاهای پرمعنای شما را در همه ایام و بویژه در ماه مبارک رمضان مسالت می کنم.
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر