مرخصی استعلاجی؛ چه کسی باید برود؟!

در این هفته مطلبی با عنوان ” مرخصی استعلاجی برای مطبوعات” را در وبلاگ گذاشتم. این یادداشت برای یکی از روزنامه های نه چندان مطرح کشور سخت و گران آمد و به همین خاطر فردای آن روز سرمقاله اش را به نقد یادداشت اختصاص داد. تصمیم داشتم به آن پاسخ بدهم اما فکر کردم با قراردادن آن در وبلاگ ، این امکان فراهم خواهد شد تا سایر مخاطبان محترم نیز در این خصوص به اظهار نظر بپردازند. البته بنده هم در قسمت نظرات ، به این سرمقاله پاسخ داده ام.

 مرخصی استعلاجی؛ چه کسی باید برود؟!

 چه احساسی به شما دست می‌دهد اگر فکر کنید بودنتان عده‌ای اندک را رنج می‌دهد و نبودنتان، اکثریتی را؟ این احساسی است که دست‌اندرکاران مطبوعات منتقد دولت، در سال‌های اخیر بارها به آن فکر کرده‌اند. اما تاکنون نمی‌دانستیم که بودن و نبودن، به صورت همزمان می‌تواند موجب نگرانی و دغدغه عده‌ای شود! این وضعیتی است که هم‌اکنون مطبوعات اصلاح‌طلب با آن مواجهند. بعضی دست‌اندرکاران دولت نهم، بدون هیچ گونه رودربایستی و در برابر چشم صدها هزار تن از مخاطبان مطبوعات، امکانات عمومی را در اختیار رسانه‌های طرفدار دولت می‌گذارند و گاه برای خالی نبودن عریضه، سرریز عنایات ویژه به بعضی مطبوعات، نصیب منتقدان می‌شود. کافی است به دکه روزنامه فروشی‌ها مراجعه کنید و برخی جراید را بیابید که از شدت وقار، از صبح تا شب روی دکهو حتی گاه در گوشه‌ای مخفی از دکه‌ها – می‌مانند اما صفحات آنها مملو از آگهی‌های دولتی است. در مقابل، روزنامه‌هایی وجود دارند که زمان توقف آخرین نسخه آنها بر دکه مطبوعات، چند ساعت بیشتر نیست اما نصیبی از خوان گسترده آگهی‌های دولتی ندارند. البته منصفانه باید گفت که هر چقدر در تخصیص امکانات دولتی به روزنامه‌های منتقد دولت، »ناخن خشکی« به خرج می‌دهند حملات تریبونی به این رسانه‌ها، با دست و دلبازیصور ت می‌گیرد و لذا سهم رسانه‌ها از مهرورزی‌های دولتی، به صورت عادلانه توزیع می‌شود! اینها همه نشانه آن است که »بودن« بعضی روزنامه‌ها موجب نگرانی گروهی از قدرتمندان است.

اما در آن روی سکه، چند روز قبل یک مقام مطبوعاتی دولت نهم، مقاله‌ای نوشته است که نشان می‌دهد برای نبودن مطبوعات – از جمله مطبوعات منتقد – هم نگرانی‌هایی وجود دارد. این مقام که مورد عنایت رئیس جمهور قرار دارد با طرح ادعای »تعطیلچهار روزه مطبوعات« به مناسبت ایام عاشورای حسینی، دست به قلم برده و مطبوعات را نیازمند مرخصی استعلاجی دانسته است. البته خوشحالیم که این بار برخلاف روال سال‌های اخیر، نبودن مطبوعات موجب دغدغه شده است. اما به نظر می‌رسد جای سه پرسش و پاسخ به آنها، در اظهار نظر این مقام عالیرتبه دولتی خالی است. نخستین سوال مرتبط با تعطیلی فعالیت مدارس در روز پنجشنبه است. ای کاش این مقام دولتی توضیح می‌داد دستور تعطیلی مدارس- که موجب ایجاد عقب‌ماندگی تحصیلی در دانش آموزان سراسر کشور می‌شود- ناشی از نیاز کدام فرد یا دستگاه دولتی به مرخصی استعلاجی بوده است؟ پرسش دوم آن است که »اگر مطبوعات دچار بیماری شده‌اند، ویروس این بیماری از عالم غیب به آنها تزریق شده یا آنکه دردمندی مطبوعات، ناشی از ضرباتی است که به انحاء مختلف بر سر و صورت آنها وارد می‌شود؟« سوال سوم این است که »آیا افراد و نهادهایی وجود ندارند که بیش از مطبوعات، نیازمند مرخصی استعلاجی باشند؟«

آیا این مقام عالیرتبه دولتی نمی‌داند که بیش از ۵/۱ سال است که توزیع مطبوعات با بحران بزرگی به نام عدم تخصیص سهمیه‌بنزین مواجه شده و شرکت‌های توزیع – که هیچ وابستگی اداری به روزنامه‌ها ندارند- بار مطبوعات را به کوچک‌ترین بهانه، بر زمین می‌گذارند؟ آیا دولت، از سیستم انتقال مطبوعات توسط ناوگان هوایی کشور اطلاع ندارد؟ مقام دولتی که مانند بعضی همکاران، تمام مطبوعات را محتاج نصیحت می‌داند و برای آنها طلب مرخصی استعلاجی می‌کند آیا نمی‌داند که در دولت نهم، قیمت عرضه کاغذ ایرانی به مطبوعات، بیش از ۵ برابر شده است؟ آیا او نمی‌داند که یارانه تخصیصی به مطبوعات با تاخیرهای چند ماهه توزیع می‌گردد؟ اگر نمی‌داند سری به وزارت ارشاد بزند تا به او بگویند اولاً دولت در تنظیم بودجه سال ۸۷، رشد تورم و افزایش تعداد جراید را در نظر نگرفته ولذا علیرغم افزایش همه هزینه‌ها، یارانه تخصیصی به مطبوعات نسبت به سال‌های قبل کاهش یافته است. ثانیاً هم‌اکنون که روزهای پایانی دی ماه را پشت سر می‌گذاریم هنوز یارانه سه ماه‌سوم سال، ‌توزیع نشده است؛ در حالی که این مبلغ بایستی از اول مهر ماه برای انجام هزینه‌های ضروری این سه ماهه در اختیار مطبوعات قرار می‌گرفت. آیا به نظر مقام عالی‌رتبه دولتی، کسانی که در برنامه‌ریزی برای این کار ساده و مقدماتی دچار ضعف هستند، بیش از مطبوعات به مرخصی استعلاجی نیازندارند؟ افرادی که علاقه مفرط به تعریف و تمجید دارند و در برابر انتقادات، بی‌تابی‌های عجیب نشان می‌دهند بیشتر نیازمند مرخصی استعلاجی هستند یا مطبوعاتی که مرتباً زیرفشار حملات غیرمنصفانه مدیران قرار دارند؟ آیاکسانی که تعطیلی یک روزه مطبوعات – روز پنجشنبهرا نشانه بیماری می‌دانند به یاد می‌آورند که دو سال قبل، دولت به طور ناگهانی تصمیم به تعطیلی چند روزه تمامی مراکز اداری، اقتصادی و سیاسی کشور گرفت و در برابر انتقادات هم، منتقدان را به حسادت نسبت به آرامش و تفریح مردم در طول این تعطیلات متهم کرد؟ راستی بین این دو گروه، کدام یک بیشتر نیازمند مرخصی استعلاجی هستند؟ در دو سال اخیر، تعدادی از مسئولان دولتی، مطبوعات را به بدترین نوع بیماری یعنی »دروغ‌گویی« متهم کرده‌اندو حتی بعضی از حامیان دولت، علاقه خود را به اعزام مطبوعات برای »مرخصی استعلاجی دائمی« بیان کرده‌اند. اکنون می‌توان سوال کرد که افشا کنندگان ضعف‌ها، نیاز بیشتری به مرخصی استعلاجی دارند یا کسانی که گرانی، تورم، ضعف‌های مدیریتی و برخی بی تدبیری‌ها در دیپلماسی خارجی را تکذیب می‌کردند و مطبوعات را به خاطر افشای این حقایق، دچار بیماری دروغ‌گویی می‌دانستند؟ در سال‌های اخیر برخی از انتقادات نسبت به عملکرد‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت به دغدغه‌غیرجناحی و اجماعی مطبوعات تبدیل شد. در این شرایط، آیا مطبوعات نیاز بیشتری به مرخصی استعلاجی دارند یا کسانی که همه منتقدان خود را »بلندگوی آمریکا« و »دست‌‌های قطع شده از رانت‌خواری« می‌نامند؟

یکی از علائمی که افراد نیازمند به مرخصی استعلاجی از خود بروز می‌دهند عدم ثبات در گفتار و رفتار است. این علامت، هم‌اکنون بیشتر در مطبوعات قابل مشاهده است یا در کسانی که روزی خواستار اجرای عدالت در مورد یک وزیر می‌شوند و روز دیگر، به صورت تلویحی»اجرا کنندگان عدالت در مورد همان وزیر« را به تعقیب قضایی تهدید می‌نمایند؟

البته این سخنان به معنای دفاع مطلق از عملکرد مطبوعات نیست. قطعاً برخی از مطبوعات نیز دچار نقاهت‌هایی هستند که بخشی از آن، با تصحیح رفتار کارگزاران حکومتی نسبت به جراید قابل رفع است و بخش دیگر آن به تلاش درونی خانواده مطبوعات بستگی دارد. اما هر چه باشد مطبوعات آنقدر محبوب هستند که حتی یک روز مرخصی استحقاقییا استعلاجی آنها نیز موجب نگرانی می‌شود؛ در حالی که بعضی از سیاستمداران، می توانند با افزایش دوره مرخصی استعلاجی خود، بر آرامش مردم بیفزایند!

۴۶ نظر »

  1. علی اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۰

    در دولت نهم این همه روزنامه فخیمه اصلاح طلب و مخالف صریح دولت منتشر می شوند و با وجود انواع توهین ها و رفتارهای خصمانه و دون شان یک رسانه ارتباط جمعی ، هیچکس هم جلودارشان نیست و آزادانه به کارشان ادامه می دهند و گذشته از آن رئیس جمهور محترم هم در روز خبرنگار همه دستگاههای دولتی را موظف کردند که شکایات خود را تا آن تاریخ پس بگیرند. در عین حال ، این طیف از روزنامه ها دوست دارند پیوسته خود را در معرض فشارهای خیالی و موهوم وانمود کنند و چنین بنمایانند که گویا دولت نهم لحظه به لحظه در حال اعمال فشار و خفقان بر مطبوعات است و بگونه ای که در این سرمقاله هم ادعا شده ، آنها تحت فشار مدیران! قرار دارند.
    نشر طیف وسیع روزنامه های مخالف دولت، فی نفسه اثبات کننده این واقعیت است که برخلاف القائات نگارنده سرمقاله، هیچ مقام دولتی از انتشار این روزنامه ها نگران نیست البته رویه و رفتار آنها که هیچ سنخیتی با رویکرد یک رسانه ارتباط جمعی ندارد ، آسیب زننده است و دولت ترجیح داده است که سیاست تساهل و تسامح را در برابر آنها اتخاذ کند.
    نویسنده عصبانی مقاله ترجیح داده است با فرافکنی و هوچی گری ، اذهان را از تمرکز بر بیماری رسانه ای و ضرورت معالجه آن منحرف کند و به مثابه “یتشبث به کل حشیش” ، به هر موضوع بی ربط متوسل شده است تا بگوید که مطبوعات محبوب مردم اند و هیچ درمانی هم نیاز ندارند و این دیگران از جمله نویسنده یادداشت است که باید به مرخصی استعلاجی بروند!
    بی پروایی در تهمت زدن و دادن نسبت دروغ به دیگران به نوبه خود یک بیماری است که نشانه های روشنی از این بیماری در جای جای سرمقاله مزبور دیده می شود از جمله آنکه “بنده اجرا کنندگان عدالت در مورد یک وزیر را به تعقیب قضایی تهدید کرده ام”!
    مقایسه تعطیلی مطبوعات با تعطیلی مراکز اداری ناشی از حاکمیت نگاه کارمندی در حوزه رسانه ای است که البته این هم خود یک بیماری اپیدمی شده در مطبوعات است.
    اینکه “دیگران همه معیوب اند” و “من گل بی عیب” هم نوعی بیماری است که اگر در حوزه رسانه ای علاج نشود ، آثار سوئی بر رفتار و رویکردهای اجتماعی می گذارد و سرمقاله مزبور به شکل تاسف آوری با این نگاه نگاشته شده است .
    البته رسانه های ارتباط جمعی کشور ما از بیماریهای مختلفی رنج می برند که باید درمان شود و مرخصی استعلاجی را هم برای همین پیشنهاد کرده ام.

  2. رضا مسعودی گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۴

    آقای جوانفکر فرمودید که: “در دولت نهم این همه روزنامه فخیمه اصلاح طلب و مخالف صریح دولت منتشر می شوند”
    میشه بفرمائید اینهمه چند تا میشن و کدومها هستند و البته چند درصد مطبوعات میشوند؟؟؟!!! و البته بدون سفسطه با مطبوعات و رسانه های حامی دولت مقایسه بفرمائید. در ضمن بفرمائید چند تا از مطبوعات منتقد دولت تا کنون توقیف شده اند و چند تا از حامیان دولت توقیف شده اند!
    البته من فکر می کنم بیش از همه رئیس دولت نهم است که نیاز به مرخصی استعلاجی دارد تا دمی خلق از شر او بیاسایند.
    این کامنت را هم مثل قبلی ها حذف نمائید چون مخاطب من فقط شمائید و نه خوانندگان وبتان. البته سلامت وجدان شما را قبول دارم حیف که ساده اید و بی تحلیل و متعصب و منجمد الفکر. ارادتمند وجدانتان.

  3. محمدطبرستانی راد گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۶

    بسم الله الرحمن الرحیم
    امام موسی کاظم فرمودند:
    کسی که دنیا رادوست داشته باشد ترس ووحشت ازآخرت.از دلش می رود
    استاد معظم سلام خیلی وقت بود نتوانستم دست رسی به اینترنت داشته باشم

    دلم براتون تنگ شده بود .
    این روزها هرچی به انتخابات نزدیک میشیم بداخلاقی وتهمت به دولت بیشتر میشه
    که میشه گفت بیشترین تهمت ها رو بعضی از همین روزنامه های وابسته میزنند امیدوارم
    که عاقبت بخیر شوند انشاااله

  4. عبد گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۲

    با سلام
    آقای جوانفکر لطفا مغلطه نکنید در این دولت تیغ تیز هیئت نظارت بر مطبوعات به دلایل مختلف چند نشریه منتقد دولت را مورد عنایت قرار داده است (در دولت قبل بستن روزنامه‌ها در قوه قضایه صورت می‌گیرفت ولی اکنون خود دولت با هیئت نظارت این عمل ر ابه عهده گرفته:) )! روزنامه شرق، روزنامه تهران امروز (که حالا به مدد قویه قضایه مشکلش حل شده و باید دولت پاسخگوی هزینه‌های و جبران ضرر‌ها باشد)، هفته‌نامه شهروند، کارگزاران و ….
    این‌ نمونه‌ها به خوبی مشخص می‌کند که دولت به هیچ‌ عنوان ظرفیت تحمل نشریات مخالف را ندارد اگر بعضی هم به کارشان ادامه می‌دهند به علت این است که هنوز هیئت نظارت بر مطبوعات برای بستن آنها دلیلی پیدا نکرده است!

  5. مجید گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۹

    سلام
    از دوستان بابک اسلامی هستم با اجازتون خبر دستور العمل صهیونیست ها برای رسانه های غربی را در وبلاگم با ذکر نام منبع گذاشتم

  6. درس اول گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۰

    با سلام ، فارغ از بحث موجود و اینکه حق با کیست ، به نظر می رسدجناب آقای جوانفکر در ارائه نظریه به پاسخ گویی پرداخته اند که با هم متفاوت است. پاسخ بیشتر جنبه دفاعی دارد و نظریه جنبه قضاوت و ارائه بیان دیدگاه را دارد.مناسب ترین جای پاسخ ،ارسال به همان جریده است و لابد در صورت چاپ شدن و یا نشدن در قسمت پاسخ و یا به صورت مستقل در وبلاگ آورده شود. ضمنا ایرادی هم به نویسنده مقابل وارد است.بیان نظرات افراد در وبلاگ می تواند –و شاید هم باید–مستقل از شخصیت حقوقی باشد.بنا بر این اشاره به آن در جای جای مطلب به این لحاظ موجه نیست.انشاءالله در سایه تحمل یک دیگر شاهد تحقق حق و حقیقت ولو به طور نسبی باشیم. درس اول

  7. آیدین گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۱

    با سلام،

    نویسندۀ محترم «مرخصی استعلاجی؛ چه کسی باید برود؟»

    بنده یک هم وطن مقیم فرانسه هستم و از سن ۱۴ سالگی، ۱۷ سال است که در این کشور زندگی تحصیل و هم اکنون کار می کنم. اخبار ایران را از سایتهای خبری داخل و خارج کشور و برخی وب لاگها منجمله سایت آقای جوانفکر دنبال می کنم و خودم هم هر سال با ایران سفر می کنم.

    انتقاداتی در مورد نوشته شما دارم.

    خداوند به بدن انسان قابلیت خود درمانی عطافرموده، و بسیاری از بیماریها و کسالتها با کمی استراحت درمان می شوند، و حتی اگر به دوا و دارو هم متوسل شویم باز هم دست از کار کشیدن و استراحت جهت بهبود الزامی است. از این رو مرخصی استعلاجی را بعضا راه درمان کسالتهای جسمی می دانند. ولی همان طور که می دانید چه مطبوعات و چه نهاد دولت با بدن آدم فرق دارند، و امراض مطبوعات و ضعفهای دولت با مرخصی استعلاجی درمان پذیر نیستند. بلکه برعکس درمان آنها احتیاج به تلاش و فعالیت مضاعف دارد. لذا نه دست اندرکاران مطبوعات و نه مسؤلین دولت نباید به فکر مرخصی استعلاجی باشند.

    جالب آن است که اگر رساناها کار خود را درست انجام دهند، با انتقادات سازنده می توانند به بهبود ادارۀ کشور و درمان ضعفهای دولت کمک کنند. و همچنین دولت با پشتیبانی از رشد و تعالی کمی و کیفی رساناها می تواند هم وضعف آنها و هم ضعف خود را درمان کند.

    ولی بسیاری از مطبوعات منتقد دولت، بدون توجه به شرایط کشور در هنگامی که دولت زمام امور را به دست گرفت، بدون توجه به ریشه مشکلات و چالشهایی که کشور در سطوح داخلی و خارجی با آنها رو به روست، به نادرست و بدون ریشه یابی و تحلیلی دقیق و کار شناسی، برخی مشکلات زندگی روزمزه مردم را به ضعف عمل کرد دولت ربط می دهند.

    گویی ایراد گرفتن فقط برای ایراد گرفتن و یا برای اغراض جناحی و سیاسی، شده درستور العمل برخی از رساناها که به ریشه یابی مشکلات مردم فکر نمی کند. همین مقاله شما مثال بسیار خوبی است. به گلایه نامه ای شبیه است که بدونه این که خواننده بداند چرا و چگونه دولت را باعث و بانی عمدۀ مشکلات مطبوعات جوله می دهید. فقط از ایرادات ناواردی که شما نسبت به نوشته های آقای جوانفکر در این وب لاگ، در رابطه با پروندۀ آقای کردان، مطرح می کنید، میشود به درستی گلایه و عمق استدلال شما پی برد.

    همچنین پر فروش و پر تیراژ بودن یک رسانه، شرط لازم و کافی و دال بر اعتبار و محبوبیت آن نیست. در بسیاری از کارها منجمله کار مطبوعاتی اگر وجدان کاری را زیر پا بگذارید و به مردم آنچه را بدهید که نفس شان طلب میکند به پول باد آورده و تیراژ بالا می رسید ولی اعتبار کسب نمی کنید.

    مثلا در غرب پرفروشترین رساناها، رساناهای جنجالی هستند که البته از کم اعتبار ترین آنها نیز محسوب می شوند. کافی است عکس خانم راشیدا داتی وزیر دادگستری فرانسه را با نوزادش که هفته پیش متولد شد با یک مقاله بی محتوی و فرضیه پراکنی در رابطه با هویت پدر نوزاد را در رسانه ای به چاپ برسانید تا میلیونها نسخه از آن به فروش برسد، در صورتی که رسانه هایی که به تجاوز غزه و بحران اقتصادی پرداخته اند فروش شان بالا نمی رود.

    ولی بسیاری از خریداران این رساناهای جنجالی میدانند که آنها ارزش و اعتباری ندارد و کمکی به مشکلات زندگی نمی کند و بعضا آنها را جهت سرگرمی می خرند. در ایران هم همین طور است کافی است رسانه ای در یک مقاله جنجالی آقای احمدی نژاد یا هر مسئول دیگر را سیاه کند تا تیراژ آن بالا برود.

    بر خلاف شما بنده عقیده دارم که بیشترین سرکوبهای مطبوعاتی در اویل انقلاب، در دوران جنگ تحمیلی و همچنین در دوران ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی صورت گرفت. البته به نظر بنده با وجود خطر نفوذ دشمن بیگانه در شرایط حساس اوایل انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی این سرکوبها قابل قبول و قابل توجیه بود.

    ولی در دوران ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی در کنار شعار آزادی مطبوعات با ضعف دولت

    ۱- در ایجاد و پشتیبانی یک فضای مطبوعاتی حرفه ای و کارشناسی و جلوگیری از هرج و مرج مطبوعاتی
    ۲- در جلوگیری از افت کیفی مطبوعات و سوء استفاده های سیاسی از ابزار مطبوعاتی
    ۳- و در ضعف جلوگیری از سرکوب بی رویه برخی از رساناهایی که انتقاد مثبت می کردند ولی در یک فضای هرج و مرج مطبوعاتی سرکوب شدند
    پیشرفت محسوسی در فضای مطبوعاتی کشور حاصل نشد و شاید حتی برعکس آن رخ داد.

    به نظر بنده سیاستهای دولت نهم در زمینه های سیاسی و اقتصادی سیاستهای درستی بوده است. بخصوص در زمینه اقتصادی سیاستهای مشابهی در اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای دنیا جهت مبارزه با بحران اقتصادی و ایجاد اشتغال در دست تنظیم و اجرا می باشد.

    بسیاری از رساناهای منتقد در ایران و شاید خود شما توهمی از وصعت ابعاد خرابی اوضاع و سختی زندگی در ایران در مقایسه با تصویر نادرستی که از خوبی اوضاع در غرب دارید که دور از واقعیت است. آنچه به بهبود زندگی روزمره و رشد اقتصاد کمک می کند همت و تلاش مردم است، و با وجود سختیها کشور ما در حال پیشرفت است و بنده به آینده بسیار خوش بینم.
    منفی بافی های پوچ و نادرست شما، نتنها دردی را چاره نمی کند بلکه ممکن است امید و عزم برخی از هم وطنان را در رویارویی سختیهای زندگی سست کند و تخم ناومیدی در دل آنها بکارد.

    از شما دعوت می کنم به نوشته آقای جوانفکر «زبان سرمنشاء بسیاری از گناهان» در همین وب لاگ رجوع کنید.

    در پایان و خاطر نشان می کنم که از نزدیکان دولت نهم و یا هیچ جناح دیگر در نظام جمهوری اسلامی نیستم و در دور پایانی انتخابات قبلی به هیچ کس منجمله آقای احمدی نژاد رای ندادم چون ایشان را نمی شناختم. ولی در انتخابات آینده به دلیل تلاش و حرکت مثبت و سازندۀ ایشان و دولت نهم امیدوارم یک دورۀ دیگر به کشورمان خدمت کنند.

    سلامت و پیروز باشید.

  8. مهدی گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۱

    با سلام
    آدم به چه چیزهای جالبی که بر نمی خوره! یک انتقاد از نحوه کار مطبوعات در یک وبلاگ باعث پریشانی و عصبانیت دوستان منتقد نقد ناپذیری دولت شده.
    مقاله نویس محترم آن روزنامه به تعطیلی چند سال پیش عید سعید فطر اشاره کرده ولی به جار و جنجال والقائات بعد از آن که ” مملکت تعطیل شد و کارها عقب افتاد و …” اشاره نکردند و جالب است که از آن به بعد هر روزی که بین التعطیلین شد، دوستان مطبوعاتچی ما تعطیل کردند. تازه به اینها باید تعطیلات طولانی مدت عید نوروز را باید اضافه کرد که معمولا از ۲۸ اسفند تا ۱۵و۱۶ فروردین ادامه پیدا میکنه. اینجاست که اصلی ترین ویژگی یک روزنامه که رسانه بودن آن هست، بی معنی میشه.
    بهتر دوستان که به الگو برداری از غرب معتقدند، در زمینه نحوه انتشار روزنامه هم از آنها الگو بردارند و حتی روزهای تعطیل رسمی هم به انتشار روزنامه ادامه بدهند.

  9. محمدزاده علمداری-تبریز گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۳

    باسلام
    مطبوعات کشور ما الان یا کارکرد بنگاه اقتصادی دارند و یا به عنوان تریبون احزاب و دستجات سیاسی فعالیت می کنند البته تعداد بسیار کمی هم هستند که سعی می کنند همچنان به رسالت مقدس و مردمی خود وفادار بمانند.
    با این شرایط باید هم مردم و جامعه ما نسبت به بود و نبود این مطبوعات بی تفاوت باشند و اصلا برای آنها مهم نیست که چنین مطبوعاتی به مرخصی استحقاقی، استعلاجی،اجباری و یا…. بروند.
    البته من به عنوان یک روزنامه نگار نیمه فعال و علاقمند به رسانه شخصا آرزومند حضور و نقش آفرینی ممتاز مطبوعاتی مستقل، آگاه ، فرهنگ ساز، پیشرو و وفادار به آرمانهای ملت و میهن هستم. ولی این کجا و آن کجا؟

  10. ندا گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۴

    با سلام خدمت برادر بزرگوار
    چه زیبا نوشتید و حرف دل خیلی ها را زدید
    ایکاش هیات محترم نظارت بر مطبوعات اینقدر با روزنامه همشهری مماشات نمی کرد!!!
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۸

    سلام بر شما
    از ابراز محبت شما صمیمانه سپاسگزارم
    موفق باشید

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۴

    با سلام
    از محبت شما سپاسگزارم . به آقا بابک هم سلام ویژه برسانید
    موفق باشید

  13. reza گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۳

    سلام. علی اکبر جوانفکر، مردی که اگر چه بیش از مشایی خبرساز نبود اما دست کمی از وی نداشت. برادر عزیز، جوانفکر نمی خواهم مطالبت را تایید و یا تکذیب کنم. بخشی از آن ها را مطالعه کرده ام و بندهایی از آن ها نیز مورد پذیرش بوده، اما دلیل ارسال این پیام چیزی غیر از این هاست. بنده دانشجو هستم و لاجرم افکارم مرا به دنبال کشف حقایق و درستی ها سوق می دهند. در این چهار سالی که شما راس کار بودید خدا را شکر دکتر احمدی نژاد روز به روز پخته تر و کاردان تر می شود. اما آیا این ویژگی تمامی دولت را شامل می شود و یا تنها شخص ریاست جمهوری و عده ای معدود را؟ متاسفانه دستگاه های اجرایی بر خلاف خود رئیس جمهوری سیر نزولی را طی می کنند. دلیلش هم پنهان نیست. کم و بیش از تغییرات پیرامون می توان دلیلش را متوجه گردید. خدا می داند چقدر برای یک دانشجویی مانند من خنده دار و در عین حال رنج آور است؛ فردی که حتی سابقه ی ۱ ساعت کار در پیکره ی دولت را نداشته باشد به یک باره به عنوان مدیرکل و یا ریاست یک سازمان اجرایی منصوب گردد. مقام یا پستی که خدا می داند که یک فرد کاردان ممکن است برای رسیدن به آن سال ها تحصیل کرده باشد و سال هاست که از سر صداقت و دلسوزی خدمت می کند تا به آن برسد، زیرا می داند لایق تر از او برای تصدیش در حوزه ی مربوطه وجود ندارد. شاید این شبهه تا کنون در ذهنت شکل گرفته باشد که این عزل و نصب ها در جایی به زیان من تمام شده که مرا مجبور به ارسال چنین پیامی کرده است. اما نه. اگر صبور باشی بیشتر توجیهت می کنم. صراحتا اعلا کنم : رئیس جمهور برخلاف تعدادی از رجال تراز اول که جدیدا آیت ا… نیز شده اند و تنها برای ریا مقابل دوربین تسبیح می چرخانند و خدا می داند که تماشای چهره یشان سبب چه خواب های آشفته ای که در انسان نمی گردد، احمدی نژاد در مقابل فردی متدین، مردمدار اما نه به قدر کافی که شاید دلیلش اطرافیانش باشند و به مراتب بیشتر از برخی از آقایان، ساده زیست و دوست داشتنی است. بارها شده که با خود تصمیم گرفته ام که بر علیه اقداماتش تبلیغ کنم اما تا به انتهای راه نرسیده ام راهم را کج کرده ام و باز به مسیر اولیه ام بازگشته ام.
    اما بازگردیم به هدفمان بیان ضعف محسوس دولت. جناب جوانفکر. مطلب را با سوالی ادامه می دهم : به نظر شما آیا یک دانشجویی که در دفتر رهبری در یکی از دانشگاه ها مشغول تحصیل بوده و اطلاعی ندارم که فارغ التحصیل شده یا خیر جهت تصدی پست مهم بازرسی و تخلفات آن هم نه در یکی از سازمان ها بلکه در مرکز مدیریت یکی از استان ها و آن هم در استانداری، آیا جهت تصدیش مناسب است؟ برادر عزیز صراحتا اعلام کنم، هر جانداری چه انسان و چه غیر انسان از لحاظ منطقی و تفکر ارزنده عرض می نمایم به همین جهت تقاضا دارم برداشت نامناسبی نفرمایید، که در ستادهای انتخاباتی دکتر احمدی نژاد فعالیت داشته به والله امروز یا مدیر است یا معاون. مگر کودکستان است و یا خاله بازی زمان کودکیمان که هر که از در بیرون داخل آمد مدیر خانه شود. بحث استان و در مجموعه ای عظیم تر مملکتی در میان است. چرا در حالی که جامعه یمان سرشار از نیروهای متخصص و کاردان و تحصیل کرده است بیاییم و فردی را که چون در ستاد بوده و ریش و پشمی ساخته را برای تصدی امور برگزینیم. نام یکی مدیری را بیاورید که اکنون در راس است و در گذشته در ستاد دکتر احمدی نژاد فعالیتی نداشته. آن نمونه ای اندک بود از این قشر ناشی و بی تجربه. چرا امروز رسانه ها در دهان مردم می گذارند که بگویید میر حسین، خاتمی و … یک بار هم که شده بیا و برادرانه خودت را گول نزن. دولت های گذشته را ببین و اکثریت را قیاس کن. ببین مدیران آنها که بودند و مدیران شما چه کسانی هستند. اگر مشتاق به ادامه ی بحث بودید پاسخ این پیام را بگذارید تا در زمان فراغت از امتحانات آن را ادامه دهیم.

  14. فرشید گفت :

    دی ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۸

    احسنت به آیدین،کیف کردم.دمت گرم.

  15. roshan گفت :

    دی ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۴۶

    جناب آقای جوانفکر
    سلام
    ازدقت نظرهای جنابعالی صمیمانه باید نقدیر شود
    برای جنابعالی ارزومندتوفیقات هستم

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۸

    آقا رضا
    باسلام
    از بیان صمیمانه ای که در پیامتان به کار گرفته اید تشکر می کنم.
    تا آنجا که من اطلاع دارم سر بسیاری از کسانی که در ستادهای دکتر احمدی نژاد کار می کردند بی کلاه ماند و هیچ پست و مسوولیتی نصیبشان نشد مگر به صورت پراکنده چند نفری فرماندار یا معاون فرماندار شدند که الحق و الانصاف هم از عهده کار خوب بیرون آمده اند. من موردی را که شما در نظر دارید نمی شناسم اما یک یا دو مورد را نمی شود تعمیم داد.
    به هر حال از شما تشکر می کنم و باتوجه به امتحانات پیش رو ، برایتان موفقیت و سلامتی آرزو می کنم.
    همیشه عزیز و سربلند باشید

  17. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۶

    آقای مسعودی
    با سلام
    من فکر می کنم که بهتر است خودتان به محاسبه تعداد این روزنامه ها بپردازید. نگفتن اسم آنها احترام به شعور مخاطبان است نه سفسطه
    از بین معدود روزنامه های توقیف شده در دولت نهم ، اولینش روزنامه دولتی ایران بود.
    مرخصی استعلاجی چیز بدی نیست و بنده هم در صورت بیماری به آن محتاج می شوم اما توهین شما به رئیس جمهور در این وبلاگ با کدام معیار اخلاقی و انسانی سازگار است ؟ لابد شما که خودتان را ارادتمند وجدان بنده معرفی کرده اید برای این رفتار خود پاسخی خواهید داشت ؟
    ازتوهین ها و نسبت هایی که به بنده کرده اید متاسفم .
    موفق باشید

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۶

    آقای طبرستانی راد
    با سلام
    برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم.
    موفق باشید

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۹

    آقای عبد
    با سلام
    قضاوت شما را قبول ندارم. هیات نظارت یک هیات هفت نفره است که فقط یک نفر آن نماینده دولت است. بقیه اعضای آن از قوه قضاییه ، مجلس ، حوزه علمیه ، نماینده مطبوعات و..
    تعطیلی معدودی از مطبوعات از سوی هیات نظارت هیچ ربطی به دولت ندارد.
    موفق باشید

  20. عادل علیبازی گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۸

    سلام
    به نظر من حرف آقای حاج جوانفکر درست است برخی مطبوعات کشور بخصوص کسانی که از نظر کیفی در حد پایین و غیر قابل قبولی برای جامعه هستند که از میزان تیراژ آنها نیز مشخص است و فقط اعمالCOPY AND PASTE را بخوبی می دانند و از مطالب تولیدی خبری نیست حتما بایستی بی تعارف به یک مرخص استعلاجی رفته تا با نقد مطالب گذشته خود علت عدم استقبال مردم از نشریه شان را فهمیده و سپس با تغییر رویکرد و البته هزینه های بیشتر به میان جامعه و مردم برگردند و نیک بدانند که مردم نیز از این گونه نشریات استقبال می کنند .

  21. reza گفت :

    دی ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۱۳

    جناب جوانفکر با سلام. درست است که ادب را در مورد پاسخ به پرسش آخر رعایت نفرمودید و آن را بی پاسخ گذاشتید، اما به دلیل پوست کلفت شدنم در مواجه با امثال شماها بدون دعوت نامه به ادامه ی بحث می پردازم.
    خدا را شکر که نمردیم و از زبان لاقل یکی از دولتمردان خدمتگزار سخنی درست و واقعی شنیدیم. پس شما هم قبول دارید که برچسب مردمی بر روی ستادهای انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در دوره ی نهم فریبی بیش نبود جهت اغفال و منحرف ساختن اذهان از واقعیات. که در واقع بنگاهی بود برای فروش انسانیت و خرید پست و مقام در قبال آن. که خدا را شکر شما نیز مهر تاییدی گذاشتید بر پای این گفته ی ما در جواب فوق : “سر بسیاری از کسانی که در ستادهای دکتر احمدی نژاد کار می کردند بی کلاه ماند و هیچ پست و مسوولیتی نصیبشان نشد”. نمی دانم شرم جگونه به شما اجازه داد که اینگونه بر سر انسانیت و وجدان معامله کنید. چقدر دادید که باعث خود فروختگی اطرافیانتان شدید؟ فرمانداری، استانداری شما بگویید؟ نفستان بسیار ضعیف است. جناب جوانفکر متاسفم که هنوز عین کبک سرتان را زیر برف کرده اید و واقعیات را نمی بینید. دل خودتان را به دو میلیون تومان بخشش یا سهام های عدالتی خوش کرده اید که در سفرهای استانی به ساکنان روستاهای دورافتاده می دهید که باعث جلب آراء شود یا با منزوی نشان دادن دولتتان و نشان دادن اینکه در دولت آزادی مطلق وجود دارد و حتی در آن وزرا هم با یکدیگر درگیر می شوند و آی مردم همه با ما لج هستند حتی مجلس، تشخیص، چپی ها و حتی اصولگرایان خودمان، آی مردم ما به خاطر اینکه به دنبال عدالتیم اینگونه منزوی شده ایم، شما ما را دریابید… خود را داعیه دار دفاع از ارزش های امام می دانید؟ بگو ببینم آیا یادگاران امام در سیستم شما جز دریافت تهمت و افترا از سوی شماها جای دیگری دارند که ما از آن بی خبریم؟ یا نکند باز خود را پیرو شهدا و راه آنان می دانید؟ برایت نام ببرم آن یادگاران جبهه و جنگ و یادگاران آن فرشتگان زمینی را که امروز خانه نشینند، تنها به این جرم که نمی توانند سکوت کنند در برابر اتلاف بیت المال و دلقک بازی های مدیران بدون سابقه ای که حتی یک ساعت کارمندی جز در قبل از صدارت را در کارنامه ندارند. خیال می کنید مردم ما همگی به آن مظلومانی محدود می شوند که در طی سفرهای استانی آنان را برای گفت و گوی صمیمی با رئیس جمهور فرا می خوانید و قبل از برگزاری جلسه هندوانه زیر بغلشان می گذارید و با روغن حیوانی چرب سبیل هایشان را چرب می سازید که در جلوی رسانه ی دولت سنگ تمام بگذارند. خاطره ای برایت تعریف کنم : در یکی از این روستاها شبی را میهمان بودیم که بحث دولت و ضعف هایش پیش آمد. یکی از اقوام روستائیمان در پاسخ به اعتراض من به وضع موجود پاسخم داد که : ما همگی نوکر احمدی نژاد هستیم. چون هم سهام عدالت به ما می دهد هم شجاع است و دیدی که چگونه در آمریکا پاسخشان را داد و می بینی که برخلاف گذشتگان چقدر در رسانه ی ملی ظاهر می شود و با مردم جلسه می گذارد؟ آن زحمت کشی که خروس خوان از خانه بیرون می رود و شب از سر مزرعه یا کاسبیش باز می گردد چه خبر دارد از تیبیوب و فیلم کامل آن جلسه و های و هوی های دانشجویان در آن جلسه و سایر مناسبات پشت پرده؛ به همین دلیل است که هر کس کوچکترین خدمت به او می کند همان سهام ۵۰ هزارتومانی عدالتتان را می گویم، تا آخر عمر خودش را در برابرش مدیون می داند. چون او را فردی مخلص همانند خود می پندارد که برای کمک آمده و با نیت خیر این کمک را به او کرده است. مژده ات دهم که کارتان خوب گرفته و با این کار افراد زیادی را جلب رضایت کرده اید اما همیشه ماه پشت ابر نمی ماند جوانفکر عزیز. دانشجوییم و لاجرم زبانمان به صداقت و با کمی تندی باز می شود که امیدوارم دلخوری ای در این باره پیش نیاید.

  22. امیر گفت :

    دی ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۰۴:۰۷

    آقای جوانفکر، شنیدم به نهضت آزادی مجوز اعتراض به اسرائیل داده نشده؟ آیا این کار هم انحصاری شده؟ چرا بمردم خودمان اجازه اعتراض نمیدهند، ولی از اعراب میخواهید که چرا اعتراض نکردید؟

  23. شوق گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۰

    بنام حق
    هنرنمایی و شاهکار تبلیغاتی دیگر از دولت عدالت محور نهم
    احمدی نژاد در حلقه «متملقین» و «قلم بدستان حقوق بگیر!»
    کتاب هایی که با بودجه بیت المال و به توصیه پروفسور مولانا، «چاپ» و «انبار» می شود
    انتشار سه کتاب از گفته ها و نوشته های رئیس جمهور
    عدل و صلح. حقیقت، گوهر گمشده جهان سیاست. دیپلماسی نامه.
    گفته های رئیس جمهور را کی می شنود و نوشته های رئیس جمهور را کی می خواند!؟
    در حالیکه جدا از روزنامه ها و رنگین نامه های پر هزینه و کم خواننده دولتی؛ رادیو و تلویزیون و سایت ها و خبرگزاری ها و دیگر روزنامه ها و نشریات مختلف، مدام گفته ها و نوشته های رئیس جمهور را پوشش داده و درج می کنند، و در زمانی که احمدی نژاد، رئیس هیئت دولت و بر مسند قدرت است، و بر وزارت فرهنگ و ارشاد احاطه دارد، چاپ سه کتاب از گفته ها و نوشته های رئیس جمهور، اثباتگر چه نکته ای می باشد!؟
    « به گزارش (ایسنا)، کتاب «عدل و صلح» شامل عکس ها و گفتارهای رییس‌جمهوری اسلامی ایران در چهارمین سفر کاری به آمریکا با مقدمه‌ پروفسور «حمید مولانا» در ۲۷۸ صفحه و شمارگان چهارهزار نسخه توسط مرکز پژوهش و اسناد ریاست‌جمهوری از سوی نشر جمهور ایران منتشر شده است.
    «حقیقت؛ گوهر گمشده‌ جهان سیاست» دیگر کتاب منتشرشده از این مجموعه است، که شامل گزارش نشست پرسش و پاسخ رییس‌جمهوری اسلامی ایران در دیدار با گروهی از نخبگان کانون‌های اندیشه در آمریکا می باشد؛ و «دیپلماسی نامه» نیز دیگر کتابی است که شامل نامه‌های رییس‌جمهوری اسلامی ایران به سران کشورها، مردم آمریکا، پاپ بندیکت شانزدهم (رهبر کاتولیک‌های جهان)، مادر آمریکایی و باراک اوباما با مقدمه‌ حمید مولانا از سوی نشر جمهور ایران به چاپ رسیده است. »
    تبصره اول: مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور، جوانفکر است یا پروفسور مولانا!؟
    تبصره دوم: این کتاب ها، برای ایرانی ها چاپ شده است یا خارجی ها!؟
    تبصره سوم:
    محمد رضا شوق الشعراء – یزد
    http://www.toofaneyazd.blogfa.com /

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۹

    آقای شوق الشعرا
    با سلام
    - هیچ حلقه ای ازمتملقین و قلم به دستان حقوق بگیر پیرامون آقای احمدی نژاد وجود ندارد.
    - چاپ برخی از کتابهای مربوط به سخنرانی رئیس جمهور یک کار تعریف شده در ریاست جمهوری است که در دوره آقای احمدی نژاد نسبت به دوره آقای خاتمی کم کاری زیادی صورت گرفته و کتابهای منتشره تعدادشان نسبت به دوره آقای خاتمی بسیار اندک است.
    - شما اگر مایل به خواندن این کتابها نیستید ، نگران خواندن آن توسط دیگران نباشید
    موفق باشید

  25. شوق گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۵

    به نام حق
    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    ممنون از پاسختان و اما مگر قرار است هر کاری خاتمی انجام داده، احمدی نژاد هم انجام دهد!؟ و مهمتر اینکه مگر شما کتابهایی را که در دوره خاتمی و در تعریف از خاتمی نوشته شده تائید می کنید!؟
    حرف بر سر اینست که در شرایط امروز جامعه، چاپ و نشر این کتاب های دولتی و بعبارتی ساده تر دولتی نامه ها، چه تاثیری بر جانعه دارد و می تواند داشته باشد!؟ آیا فکر نمی کنید که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، این کتاب ها ضد تبلیغ باشد!؟
    شب بخیر
    با تشکر محمد رضا شوق الشعراء

  26. ناشناس گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۰

    آقای جوانفکر من یک سوال دارم. قبل از طرح سوالم لطف کنید اگر جوابی دارید ننویسید یک ناشناس گفت … (جوانفکر: توقع نداشته باشید که از این وبلاگ علیه دیگران تبلیغ منفی کنید)
    سوال: بعد از ماجرای کفش خبرنگار عراقی خیلی از مسولان کشورمان حتی در نماز جمعه از او حمایت کردند. البته من به شدت با حمایت از این خبرنگار عراقی مخالفم. اینها همان کسانی بودند که خودتان بهتر از من می‌دانید چه جنایت‌هایی علیه کشورمان مرتکب شده‌اند.
    آقای جوانفکر می‌خواستم بپرسم چرا وقتی جایی اتفاقی رخ می‌دهد ما خودمان را گم می‌کنیم و هموطنانمان از یادمان می‌روند؟ آیا در بهبوهه حمایت از الزیدی، شما به شخصه چقدر در فکر روزنامه‌نگارانی بودید که در کشور مان به دلیل ابراز عقیده از کار بیکار شده‌اند؟ خداوکیلی صادقانه جواب بدهید.

  27. صنایع نیوز گفت :

    بهمن ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۷

    http://www.sanayenews.com/content/view/13080/1/

  28. رضا سلیمانی گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۴۸

    با سلام
    انتظار داشتم لااقل جواب مرا بدهید. کار سختی به نظرم نمی رسید، وقتی آنقدر سعه صدر دارید که پاسخ رادیو آمریکا را می دهید، پاسخ یک محقق را بدهید. می دانید چقدر مشکل وجود دارد برای ما تا بتوانیم شما و همکاران تان را بشناسیم؟ در حالی که من اگر بخواهم یکی از کمیسرهای اتحادیه اروپا را ببینم، کمتر از یک هفته وقت خواهد برد و اگر از او اطلاعاتی بخواهم تا زندگی نامه اش را بنویسم قطعا آنها را در اختیارم خواهد گذاشت. لااقل می توانستید با نگاه به آن نظر طولانی و آن شماره ای که برایتان گذاشتم، جوابی در یک جمله بنویسید؛ خیر در اختیارتان نمی گذارم یا اینکه بالاخره راهی پیش من می گذاشتید.
    حقیقتا، چیزی را از ایرانیان خواستن یک ریسک بزرگ است. مخصوصا برای دولتی ها؛ البته مثل تمام دولت های دنیا، همه چیز را می گیرند.
    موفق باشید.

  29. امیر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۳

    تا آنجا که من خاطرم هست زمانی که روزنامه ایران توقیف شد همان مدیریت قبلی که از طرفداران دکتر نبودند روزنامه رو می گرداندند
    در واقع بعد از توقیف کادری امد که کاملا به دولت وفادار است
    فکر کنم این نظر در صورتی که کمی دغدغه حقیقت داشته باشید باید چاپ شود

  30. ندا گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۷

    سلام به برادر بزرگوار
    ۲ مطلب را در یکی از سایت ها خواندم و بسیار ناراحت شدم جهت اطلاع حضرتعالی عین مطالب را اینجا می آورم:
    قاضی به لیلا، زنی که عده نگاه نداشته و درخارج از کشورازدواج مجدد کرده و حال برای گرفتن عقدنامه اش به ایران آمده می گوید : « زنی که در عده است حق ازدواج ندارد. عقد شما باطل است ، مجازات شما …»
    سوک – قاضی به لیلا، زنی که عده نگاه نداشته و درخارج از کشورازدواج مجدد کرده و حال برای گرفتن عقدنامه اش به ایران آمده می گوید : « زنی که در عده است حق ازدواج ندارد. عقد شما باطل است ، مجازات شما …»

    هفته نامه پیغام صفحات متعددی دارد ،یکی از این صفحات، صفحه« زنان» است. در این صفحه با مطالب مختلفی درباره زنان روبرو می شویم که با نگاهی دقیقتر و موشکافانه به آن به نتایج تاسفباری می توان دست یافت.به عنوان مثال درشماره ۴۹۳ متعلق به مرداد ماه ۱۳۸۷پیغام ، در صفحه زنان به مطلبی برخورد می کنیم که در آن شاهد به زیر سوال بردن یک حکم فقهی و شرعی درباره زنان هستیم. این مطلب که از مجله توقیف شده «زنان» کپی برداری شده است در رابطه با قانون الهی و شرعی «عِده» زنان نوشته شده است.
    ———————————-

    سایت فرارو گزارش داد: کانون بازنشستگان غرب تهران نسبت به درج آگهی تبلیغ معبد بهاییان در هند از سوی روزنامه «خورشید» اعتراض کرد.

    این کانون در بیانیه اعتراضی خود در این مورد که نسخه ای از آن به فرارو نمابر شده نوشته است: روزنامه خورشید که با بودجه و امکانات کارگران و بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی منتشر می شود در شماره ۷۹ خود در مورخه ۲۲ دیماه (در ضمیمه بازار خورشید) به معرفی تورهای گردشگری پرداخته و در معرفی تور کشور هندوستان تصویر معبد بهاییان جهان در هند (شرق الاذکار) را به چاپ رسانده است.

    این بیانیه می افزاید: پیش از این نیز اخباری در خصوص ترویج این فرقه انگلیس ساخته در بین توریست های عازم هند در مطبوعات به چاپ رسیده بود و مسوولین امر نیز هشدارهای لازم را به گردشگران داده بودند، اما در حالی که وزارت ارشاد به روزنامه همشهری بابت مصاحبه با یک خواننده طاغوتی با استناد به اینکه ترویج و تبلیغ گروه های منحرف و مخالف اسلام داخلی و خارجی به هر نحو ممکن است تذکر داده است جای تعجب است که اقدامی به این روشنی در جهت ترویج یک فرقه منحرف از دین، چرا با سکوت معنادار وزارت ارشاد روبرو شده است؟

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲

    بسمه تعالی
    امیر آقا
    با سلام
    اشتباه می کنید، روزنامه ایران زمانی توقیف شد که مدیریت جدید در آنجا مشغول به کار شده بود. مدیر مسوولش آقای غلامحسین اسلامی فرد بود و آقای خادم الملله مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز صاحب امتیازش بود. چرا سعی دارید خلاف واقع را به عنوان حقیقت به ذهن دیگران منتقل کنید؟
    موفق باشید

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۱

    آقا یا خانم محترم سلام
    - فضای اینترنت آنقدر وسیع است که شما برای تبلیغات منفی خود علیه هر فردی که مایل هستید ، جا کم نخواهید آورد.بنابراین اصراری بر تبلیغ منفی علیه افراد از طریق این وبلاگ را نداشته باشید.
    - حمایت از خبرنگار عراقی حمابت از فرد نیست بلکه حمایت از شجاعت و تصمیم شجاعانه او به اقدام در برابر نماد شیطان است و بنده نیز شهامت او را تحسین می کنم.
    - بعید می دانم افرادی مانند این خبرنگار عراقی مرتکب جنایت علیه کشورمان شده باشند. به هر حال فکر می کنم باید بین مردم عراق امروز با مردم تحت ستم عراق دیروز که ناگزیر از برخی رفتارها بودند فرق قائل شویم.
    - در کشور ما آزادی فراوانی برای روزنامه نگاران وجود دارد. بنده نیز ۲۵ سال در این کشور کار رسانه ای و خبرنگاری کرده ام و مطمئن هستم که هیچ روزنامه نگاری را به دلیل ابراز عقیده از کار بی کار نمی کنند. البته توطئه و طراحی برای مواجهه با نظام و اراده ملت را هیچکس برنمی تابد.
    موفق باشید

  33. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱

    آقای شوق الشعراء
    با سلام
    بنده نگفتم که هر کاری در دولت آقای خاتمی انجام می شده، توجیه گر انجام همان کار در دولت های بعدی است! مساله این است که واحد مشخصی در دولت کارش این است که سخنان رئیس جمهور را گردآوری و به عنوان اسناد رسمی کشور و به عنوان کتاب مرجع منتشر می کند. این ربطی به اینکه چه کسی رئیس جمهور است ندارد.
    موفق باشید

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۳

    با سلام
    در یکی از سایتهای وابسته به جبهه دوم خرداد دیدم که این مطلب را به شکل خلاف واقع تیتر کرده اند در حالی که آقای ابراهیم یزدی چنین مطلبی را نگفته است. او گفته است که نهضت آزادی از وزارت کشور درخواست مجوز برای برگزاری مراسم حمایت از مردم غزه را کرده است. نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر.
    موفق باشید

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲

    آقا رضا
    با سلام
    راستش قصد داشتم مطالب شما را حذف کنم اما ترجیح دادم بدون آنکه پاسخی بدهم ، آن را در وبلاگ قرار دهم تا سایر مخاطبان هم با منطق شما آشنا شوند.
    موفق باشید

  36. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶

    سرکار خانم ندا
    با سلام و آرزوی سلامتی شما
    امیدوارم تذکر شما توجه مسوولان ذیربط را در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جلب کند.
    موفق باشید

  37. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۹

    آقای سلیمانی
    با سلام
    مشخصات بنده به طور نسبی در سایتهای خبری وجود دارد. اگر مایل هستید از طریق جست وجو می توانید به آن دسترسی پیدا کنید. ضمنا بنده پاسخ رادیو آمریکا را نداده ام.
    موفق باشید.

  38. مهتاب گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۲

    سلام.بعد از تعطیل کردن نشریات کارگزاران و شهروند و تهران امروز به همت دولت مهرورز حالا نوبت به تعطیلی برنامه پرطرفدار و تاثیرگذار نود رسیده است.چگونه مسئولین قبلی تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال این برنامه را تحمل کردند ولی علی آبادی و منصوبانش تاب تحمل انتقادات این برنامه را هم ندارند.من منکر اشکالات احتمالی برنامه نود نیستم ولی تعطیلی آن به نفع دولت خدمتگذار است؟

  39. خبرنگار خورشید گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۰۳

    جناب آقای جوانفکر
    رئیس محترم سازمان تامین اجتماعی مشغول حذف نیروهای اصولگرا از روزنامه خورشید است.
    حتما خبر دارید…

  40. تقوایی گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۷

    شهادت جانسوز پیام آور کربلا امام سجاد(ع) تسلیت باد

  41. میلاد گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۱۷

    جناب جوان فکر سلام…جوان فکر رو از عمد جدا جدا مینویسم جون ذهن و دیدگاه جوان رو دوست دارم
    در اینکه امروزه در کشور ما روزنامه ی استانداردی وجود نداره و روزنامه های به حداقلهای ژورنالیستی هم قانعند شکی نیست اما به جای حذف باید به فکر چاره بود …به فکر اینکه چرا مطبوعات ما از دولتیها با ورقهای گلاسه گرفته تا مستقلها و منتقدها به این حال و روز افتاده اند که مسلما نقش دولت را نمیشه انکار کرد و نادیده گرفت هدفمند بودن تضعیف رسانه های مکتوب در کشور رو قبول ندارم و بدون عینک بد بینی به عدم مدیریت درست معتقدم …به نظرم با کمی هم اندیشی و دلسوزی از جنش واقعیش میشه دوباره سر و سامونی به این شرایط داد تا دیگه نیازی به مرخصی استعلاجی نباشه..
    نکته ی مهمتر اینکه احترام به حقوق دیگران رو هم نباید فراموش کرد کم نیستند کسانیکه روزنامه های محتلف و منتقد دولت رو میخرند و از اونها هم لذت میبرند و از توقیفشون ناراحت میشند یکیش خود من ! پس بهتره وقتی منظور و نیت خیره از ادبیات و لحن بهتری برای بیان دیدگاه خودمون در جهت بهتر و قشنگتر رسیدن به هدف استفاده کنیم…راستی اگه یه روز وبلاگ شما تو نت نباشه آیا اتفاق خاصی میفته ؟ خوشحال میشم به این سوالم جواب بدید که آیا وبلاگ مشاور رییس جمهور باید اینچنین خالی از بحثهای ریشه ای و محل کنکاش (به معنای جدل نه) سر موضوعات فرعی باشه ؟

    ممنونم
    منتظر جوابتون هستم
    کاش در شلوغی شهر همان خبری بود که در خلوت ما

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۱

    سرکار خانم مهتاب
    با سلام
    تعطیل کردن سه نشریه مورد اشاره ربطی به دولت ندارد. متعجم که شما با چه انگیزه ای تعطیلی این سه روزنامه را به دولت نسبت داده اید؟!
    برنامه ۹۰ تعطیل نشده است و امیدوارم چنین اتفاقی هرگز نیفتد. چنین اتفاقی حتما یک کار اشتباه و غیرقابل دفاع است که نه تنها نفعی برای دولت ندارد بلکه به زیان دولت تمام خواهد شد. اگر در این برنامه اشکالی وجود داشته باشد ، می توان آن را در یک فضای دوستانه مطرح و اشکالات احتمالی را مرتفع کرد.
    موفق باشید

  43. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۳

    با سلام
    بنده هیچگاه در جریان راه اندازی روزنامه خورشید و مسائل بعدی مترتب برآن نبوده و نیستم و تمایلی به دخالت در اینگونه مسائل ندارم.
    موفق باشید

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰

    آقا میلاد
    با سلام
    از حسن نیت شما و توجهی که به موضوع دارید تشکر می کنم.
    نظر شما را قبول دارم و خوشحال می شوم چنانچه برای حل مشکل مطبوعات راه حل اجرایی به ذهنتان می رسد، مطرح کنید.
    بحث هم اندیشی و گفت و گو برای یافتن راه کار برون رفت از وضع موجود را خیلی پیش از اینها مطرح کرده ام اما به نظر نمی رسد گوش شنوایی در این زمینه وجود داشته باشد. برداشت من این است که دست اندرکاران امروز رسانه های کشور بیشتر دوست دارند به وضع موجود ادامه دهند. شما احتمالا این نظر را قبول دارید که وضع موجود را به صورت دستورالعملی از سوی دولت نمی توان تغییر داد و باید اراده های لازم از درون جامعه رسانه یی شکل بگیرد. البته وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی هم باید بستر این هم اندیشی را فراهم کند.
    سووالی که فرمودید پاسخ روشنی دارد. اگر این وبلاگ در نت نباشد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. اینجا جای بحث و گفت وگوست و شما می توانید به طرح بحث های ریشه ای هم بپردازید. نظرات شما محترم است و در اینجا منعکس خواهد شد.
    موفق باشید

  45. علیزاده گفت :

    بهمن ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۷

    جناب آقای جوانفکر
    باسلام
    در شماره روز چهارشنبه روزنامه دنیای فوتبال ، مصاحبه شما را دیدم ، حیفم آمد که در مقابل دیدگان مخاطبان وبلاگتان قرار نگیرد.
    مسابقه پیامک دوشنبه‌شب درست نبود

    مسائل مدیریتی را نباید به خون شهدا گره زد

    علی اکبر جوانفکر سال ۱۳۳۸ در منطقه لاله زارنو تهران متولد شد، او دومین فرزند خانواده است و گفته می‌شود به ورزش علاقه فراوانی دارد، مخصوصا به فوتبال که ورزش تیمی گروه رئیس‌جمهور است، خودش می‌گوید: «تا پیش از عارضه کمر درد به ورزش فوتبال می‌پرداختم و حتی در دوران دبیرستان نیز با علاقه خاصی فوتبال بازی می‌کردم، طوری‌که یادم هست در امتحان معرفی سال آخر دبیرستان، در حالی که صبح زود در مدرسه فوتبال بازی کرده بودیم، خیس عرق در جلسه امتحان حضور یافتم.»او فوق دیپلم خبرنگاری از دانشگاه علامه طباطبایی، لیسانس و فوق لیسانس مدیریت دولتی از مرکز آموزش مدیریت دولتی دارد و مدرک دکترایش را کامل نکرده و پیش از این خبرنگار و رئیس دفتر نمایندگی‌های داخلی و خارجی ایرنا، دبیری، سردبیری و مشاورت مدیرعامل ایرنا، نماینده ایرنا در دفتر رئیس‌جمهوری، مسئول تنظیم اخبار نهاد رهبری، مدرس دانشکده خبر، مشاور مطبوعاتی شهردار تهران و در حال حاضر مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور محسوب می‌شود. او دیروز در وبلاگ شخصی‌اش در مورد اتفاقات برنامه۹۰ و اختلاف سازمان تربیت‌بدنی و سازمان صداوسیما نوشت و از طرفین خواست تا هر چه زودتر موضوع را مختومه کنند.
    قبول دارید کارکرد رسانه بیان واقعیت‌هاست و از این حیث نمی‌توان به برنامه‌هایی مثل ۹۰ خرده گرفت؟
    بله، کارکردشان بیان واقعیت‌هاست و وقتی از موضوعی باخبر هستند باید آن را بگویند. باید موضوعات در جهت صلاح ملت باشد و خلاف شرع نباشد و در چارچوب قانون باشد.
    به‌نظر شما برنامه‌های ورزشی صداوسیما از این موضوع عدول کردند؟
    نظر کلی نمی‌شود داد، بعضی از برنامه‌های ورزشی هستند که نقاط قوت و ضعف فراوانی دارند اما این تلاش بسیار مثبت بوده و مهم این است که در مسائل ورزشی، آن چیزی که به درد مردم می‌خورد اعلام شود.
    یعنی شما معتقدید که نباید همه واقعیت‌ها را به مردم گفت؟
    هر واقعیتی را نمی‌شود به مردم گفت، مطلوبیت ندارد، شما در خانواده‌تان هم وقتی پدر بخواهد به اعضای خانواده اطلاعاتی را منتقل کند مطمئنا میان مادر، پسر و دختر تفاوت قائل می‌شود.
    به‌نظر شما چه مسائلی را می‌توان با مردم در میان گذاشت؟
    نه، می‌خواهم عرض کنم همه ریز مسائل که نباید مطرح شود، ممکن است بی‌ارزش باشد. مسائل مهم که حائز اهمیت است و دانستنش به نفع مردم است باید اعلام شود.
    بحث مهمی که چالش دو سازمان را موجب شد، مباحث مدیریتی در باشگاه‌ها بود که سازمان اعتقاد دارد برنامه‌های ورزشی نباید در مسائل مدیریتی دخالت کند. به‌نظر شما مباحث کلان مثل تغییرات مدیریتی در باشگاه پرسپولیس که ابهامات بسیاری را در ذهن طرفداران و فوتبالدوستان دارد، قابلیت طرح ندارد؟ به‌نظر شما می‌تواند این موضوعات سیاسی باشد؟
    من در جریان این موضوع نیستم که بخواهم اظهارنظر کنم. واقعا جزئیاتش را نمی‌دانم اما بالاخره خبرنگاری اگر سوالی دارد و مسئول مربوطه هم در همان حوزه است باید پاسخ بدهد.
    به‌نظر شما رسانه‌ها نمی‌توانند وارد مسائل مدیریتی شوند و تصمیمات را به چالش بکشند؟
    بالاخره مسائل عمومی و آن چیزی که عمومی باشد اشکال ندارد و این پست‌ها و مدیریت‌ها امانت است و اگر در خصوص مسائل عمومی جامعه باشد هیچ اشکالی ندارد. باید پرسید و مسئول ذیربط هم باید پاسخ بدهد.
    الان بدعتی در برخی از حوزه‌ها ایجاد شده که هر وقت بحث به جاهای باریک می‌کشد طرفین از خون شهدا و متناسب نبودن فرد با جایگاهش می‌گویند. به‌نظر شما این رویه درست است؟ پیش کشیدن چنین مسائلی زیبنده مدیران است؟
    نه، اینها مسائلی است که باید در جای خودش مطرح شود و مسائل مدیریتی را نباید به خون شهدا گره زد، گره زدن این مسائل به هم کار پسندیده‌ای نیست و ما باید پاسدار خون شهدا باشیم و امانتدار، صادق و راستگو باشیم. اما به‌هرحال مطالبه کردن این مسائل مشکلی ندارد اما نباید دستا‌ویزی برای زیر سوال بردن همدیگر شود و مطمئنم کسی که این موضوع را در آن برنامه مطرح کرده است منظور خاصی نداشته و نمی‌خواسته آن را دستاویز کند ولی طرحش هم می‌تواند مصداق آن ویژگی‌ها و اخلاقیاتش باشد.
    ورزش در دولت نهم اهمیت بسیار زیادی پیدا کرد و حتی رئیس‌جمهور هم نگاه ویژه‌ای نسبت به آن داشت.کارکردهای منفی سازمان و القای نظرات منفی در سطح جامعه نمی‌تواند به این نگاه ضربه بزند؟
    مثل چی؟
    مثل اینکه سازمان در مقابل برنامه ۹۰ قرار بگیرد.
    مطمئن باشید سازمان تربیت‌بدنی چنین هدفی را دنبال نمی‌کند تا خودش را در مقابل برنامه تلویزیونی قرار بدهد.
    اما سازمان بخشنامه‌ای داده تا از ورود دوربین ۹۰ در ورزشگاه‌ها جلوگیری کند.
    حالا آنهم عرض می‌کنم. اجازه می‌دهید؟
    بفرمایید.
    نباید اینطور باشد که استنباط بیرونی چنین باشد که سازمانی مثل تربیت‌بدنی با یک برنامه ورزشی مشکل اینچنینی دارد. این استنباطش طوری نیست که در جامعه شکل بگیرد. امیدواریم دو سازمان بنشینند و این مشکل را در چارچوب عقلانی با هم حل بکنند. چون هر دو دستگاه متعلق به مردم است، شخصی نیست که حالا فرد یا گروهی بخواهند از آن استفاده کنند.
    نظرتان در مورد مسابقه پیامک ۹۰ در دوشنبه‌شب چیست؟
    اینکه در برنامه تلویزیونی مسابقه SMS بگذارید که ما را می‌خواهید یا نه اصلا درست نیست و کار ژورنالیستی است و اصلا این رفتارها را نمی‌پسندم. اینها را باید در چارچوب‌های منطقی طرح کرد.
    یعنی با مسابقه دوشنبه‌شب عادل فردوسی‌پور مخالف هستید؟
    بله، وارد کردن مردم به حضور در این مسابقه‌ها اصلا درست نیست. به‌هرحال موافق و مخالف دارد و حتی آنها که موافقند مطمئنا ۱۰۰درصد موافق این برنامه نیستند. این نوع از کارها خیلی پشتوانه فکری و منطقی ندارد.
    یعنی مخالفید؟
    شخصا بله اما در جامعه ما هرکس نظرات خاص خودش را دارد، مثلا مردم دوست دارند برنامه شاد و جذابی مثل ۹۰ را با مجری خوبی مثل عادل فردوسی‌پور ببینند اما فردوسی‌پور هم باید یکسری از اشکالاتش را بر طرف کند.
    به‌نظر می‌رسد شما از عادل فردوسی‌پور هم انتقاد دارید؟
    بله، مثل گزارش بازی استقلال صباباتری که می‌گفت فیروز کریمی کم مانده وارد زمین شود و بازیکنش را مورد ضرب و شتم قرار دهد، این ادبیات از رسانه‌ملی اصلا ادبیات خوبی نیست و گزارشگر باید وقار و متانتی را داشته باشد که فرهنگ‌ساز باشد. پخش این گزارش‌ها می‌تواند آثار سوء فرهنگی هم داشته باشد، به‌هرحال حیف است که گزارشگر خوبی مثل فردوسی‌پور اشکالاتش را بر طرف نکند و مسائلی درباره ایشان مطرح شود.
    خیلی‌ها اعتقاد دارند با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست‌جمهوری، مشاور رئیس جمهور با نوشتن این مطلب خواسته جو را تلطیف کند. این موضوع درست است؟
    بالاخره کشور ما، کشور آزادی است و هر کس آزاد است اظهارنظر کند و دیدگاه‌های خودش را بگوید. شما هم می‌توانید تفسیر یا برداشت خودتان را داشته باشید. من آن چیزی که به ذهن خودم رسید را در وبلاگ شخصی‌ام گذاشتم.
    یعنی شما به‌عنوان مشاور رئیس‌جمهور،‌این موضوع را با آقای احمدی‌نژاد در میان گذاشتید؟
    من اشاره کردم، این در وبلاگ شخصی‌ام بود.
    نه، به رئیس‌جمهور نگفتید؟
    این خیلی روشن است، دارم عرض می‌کنم در وبلاگ شخصی‌ام نوشتم. شما دنبال چه هستید؟
    نه، می‌خواهم بدانم به رئیس‌جمهور گفتید؟
    خیر، البته این را هم بگم که موضوع نوشته حاکی از اختلاف دو طرف نیست بلکه نوعی فراخوانی طرفین به‌سمت آرامش است.

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۵۰

    آقای علیزاده
    با سلام
    از توجه شما به موضوع متشکرم.
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر