این نکته مهمی است که بالاخره بدانیم مدیر باید قابل پیش بینی باشد یا غیرقابل پیش بینی.

این روزها بحث هایی در این زمینه مطرح است.

فکر می کنم که قابل پیش بینی بودن از جمله ویژگیهای مدیران محافظه کار و ایستا است؛ مدیرانی که کار امروز را به فردا می اندازند و از همین امروز می شود کار فردای آنها را پیش بینی کرد. مدیرانی که “باری به هرجهت” هستند و می گویند صبر کنیم ببینیم چه پیش می آید؛ و مدیرانی که به وضع موجود قانع هستند و در برابر هرگونه تغییر و تحول مثبت و رو به جلویی مقاومت می کنند، در زمره مدیران محافظه کار هستند.

اینگونه افراد در لایه های مختلف مدیریتی کشور وجود دارند و به راحتی می توان فکر آنها را خواند، تصمیمات، رفتار و گفتار و کردار آنها را پیش بینی کرد. این دسته از مدیران حتما برای جامعه مفید نخواهند بود شد و آسیبی که به نظام مدیریتی و مختل کردن اهداف و آرمانهای یک ملت می زنند، بسیار بیشتر و عمیق تر از فایده احتمالی آنهاست.

اما بدون تردید غیرقابل پیش بینی بودن یکی از ویژگیهای مدیران تحول خواه، نوگرا و نواندیش است که پیوسته به سمت جلو حرکت می کنند و توقف و عقب گرد را به منزله مرگ و نابودی خود و حوزه عملکردی تحت مدیریت خویش می دانند.

مدیرانی که دشمنان و رقبایشان، قدرت خواندن دست آنها را ندارند و نمی توانند با آنها به مبارزه برخیزند. مدیرانی که تصمیمات و اقدامات متوالی حریفان خود را محاسبه کرده و برای هر کدام از آنها تصمیم حساب شده ای اتخاذ می کنند؛

مدیرانی که پیوسته در حال سنجش وضع موجود با اهداف از پیش تعیین شده هستند و خود را آماده هرگونه تغییر و تحول ضروری کرده اند جزو مدیران غیرقابل پیش بینی محسوب می شوند.

وجود مدیران غیرقابل پیش بینی برای کشور و ملت ایران به منزله یک فرصت بی بدیل است .فرصت ها را بشناسیم و آن را برای خود و دیگران غنیمت بدانیم …