قابل توجه آقای ضرغامی !

مدتی است که شاهد تکرار یک رویکرد تامل برانگیز در برخی از برنامه های صدا و سیما هستیم. این رویکرد از نظر عقلی، عرفی و شرعی نه تنها قابل دفاع نیست بلکه امری مخدوش است و استمرار آن در رسانه ملی ، سووال برانگیز به نظر می رسد.

برای تبیین موضوع ، در ابتدا لازم می دانم این نکته را مورد تاکید قرار دهم که همه انسانها در زندگی روزمره و مناسبات فردی و اجتماعی خود پیوسته در معرض ارتکاب انواع اشتباهات سهوی یا عمدی و تخلف و تخطی از قوانین و مقررات قرار دارند اما اکثریت قریب به اتفاق مردم به رعایت موازین اخلاقی و اصول زندگی مشترک پایبند هستند و با مدنظر قرار دادن تبعات قانونی و شرعی حاصل از ارتکاب تخلفات ، به رعایت نظم و قانون و پرهیز از هرگونه تخلفی اهتمام می ورزند.

تعهد مشترک و پایبندی عمومی به رعایت موازین و مقررات ، موجب آن می شود که تخطی از قوانین و زیر پا گذاشته شدن معیارهای اخلاقی و عرفی، به عنوان رفتار ناهنجار اجتماعی ، همواره از سوی افکار عمومی مذموم و ناپسند شمرده شود و مورد سرزنش یا محکومیت قرار گیرد. در مقابل نیز اگر قباحت یک عمل غیرقانونی یا دسته ای از تخلفات ، در میان مردم ازبین برود و ارتکاب آن در جامعه ، رایج شود و عمومیت پیدا کند ، به طور طبیعی و بدیهی، چنین رویکردی ، رفتارهای ناهنجار اجتماعی را به هنجار عمومی و به عبارتی ضد ارزشها را به ارزشهای مشترک ، قابل قبول یا قابل تحمل تبدیل می کند.

با این مقدمه، جا دارد بر این مهم تاکید شود که علاوه بردستگاههای ذیربط و مسوول در کشور ، رسانه های ارتباط جمعی و بویژه صدا و سیما ، نقش بسیار مهمی در نهادینه سازی ارزشها و هنجارهای مورد احترام جامعه و جلوگیری از رایج شدن ضد ارزشها برعهده دارند و در روند فعالیت های روزمره خود ، باید از ترویج رفتارهای ناهنجار بپرهیزند یا آنها را عمومیت یافته وانمود نسازند.

پخش برنامه تصویری مبنی بر تخلف بخش اعظم خودروهای عبوری و توقف تنها یک خودرو در پشت چراغ قرمز ، بیش از آنکه در افکارعمومی تاثیر بازدارنده داشته باشد ، دارای اثر تشویق کننده به عدم رعایت قانون است. نکته تاسف بارتر در این برنامه ، پخش تصویر سیمای چند راننده متخلف و ریختن آبروی آنها نزد دوستان ، اقوام ، همکاران و همسایگان به خاطر ارتکاب یک اشتباه یا تخلف است که به هیچوجه قابل دفاع نیست.

صدا وسیما همچنین بارها مبادرت به پخش تصویر افرادی از طبقات متوسط به پایین جامعه به دلیل ارتکاب یک تخلف کوچک کرده است. موتور سواری که کلاه ایمنی بر سر ندارد یا از پیاده رو به جای خیابان استفاده کرده است یا راننده وانت باری که کمربند ایمنی آن خراب است و …

اما از طرف دیگرشاهد یک رفتار معنی دار از سوی صدا و سیما هستیم. رانندگان خودروهای گرانقیمت که با سرعت بالا و ویراژ دادن در بزرگراهها ، جان دیگران را به مخاطره می اندازند ، وقتی به دام پلیس می افتند، صورتشان شطرنجی می شود تا آبرویشان نزد مردم محفوظ بماند! به راستی این تناقض رفتاری درصدا و سیما مبین چه چیزی است ؟ آیا متمولین و پولدارها با وجود ارتکاب جرایم خطرناک ، به طور طبیعی از حاشیه امنیت برخوردارند و افراد کم بضاعت ، هرچند جرایم محدودتر و ناچیزتری را مرتکب شوند ، باید به مردم معرفی و آبرویشان نزد دیگران نادیده گرفته شود؟!

افراد معلوم الحالی در جامعه وجود دارند که در خیابانها به ایجاد مزاحمت برای بانوان می پردازند. تصویربرداری از این رفتار ناهنجار و نمایش دادن چهره چند فرد متخلف از صدا و سیما ، جز بی آبرو شدن متخلفین و جری تر شدن آنها به ارتکاب جرایم بیشتر ، آیا تاثیر دیگری بر جای می گذارد؟ ارتکاب جرایمی از این دست بیش از همه متاثر از خلاء حضور نیروهای برقرار کننده نظم و امنیت در صحنه زندگی مردم است و مبارزه با آن جز با پر کردن این خلاء ممکن نیست.

(امروزه در بسیاری از کشورهای جهان برای پیشگیری از وقوع جرم ، سرمایه گذاری ویژه ای صورت می گیرد و نیروهای انتظامی و پلیسی ، ایفاگر بیشترین نقش در این زمینه هستند ، بنابراین افزایش احساس امنیت در مردم مستلزم حضور به هنگام ، موثر و قابل رویت این نیروها در صحنه صحنه زندگی اجتماعی است زیرا مشاهده ماموران انتظامی در محل ارتکاب جرم ، آنهم پس از وقوع حادثه ، هیچ امنیت خاطری را به مردم منتقل نمی کند. کما اینکه شبیخون به مجرمان و تبهکاران در ساعات پس از نیمه شب نیز ، نمایشگر تصویری از اقتدار نیروی انتظامی نیست. عناصر خلافکار و مجرم باید به طور مستمر خود را در معرض هجوم نیروهای امنیتی احساس کنند و نه فقط در ساعاتی خاص از شب؟! انتشار اخبار و گزارشهای مربوط به خلافکاریهای تبهکاران که برای توجیه بازداشت آنها صورت می گیرد، بیش از هرچیز هراس و وحشت را نسبت به اینگونه مجرمان به جامعه منتقل می کند و احساس امنیت وقتی ایجاد می شود که حضور موثر نیروی انتظامی مانع از ارتکاب اینگونه جرایم شده باشد.)  

موارد متعددی وجود دارد که از بروز نوعی آشفتگی در برخی از برنامه سازیهای صدا و سیما حکایت می کند و اشاره به همه آنها در این مقال ممکن نیست. تاکید بر این نکته را ضروری می دانم که صدا و سیما به لحاظ ارتباط گسترده با افکار عمومی و نقش تعیین کننده آن در رفتارسازیهای اجتماعی، یک رسانه بی رقیب است و به همین جهت ، هرگونه خطا و اشتباهی در رویکردهای آن ، آثار تخریبی زیادی به دنبال دارد. بنابراین می توان انتظار داشت که این سازمان در برنامه سازیهای خود ، توجه به نظرات کارشناسان و صاحبنظران مسائل اجتماعی را مد نظر قرار دهد و از پرکردن برنامه های بدون هدف که زیان آنها بیش از هرگونه سود فرضی و احتمالی است ، اجتناب نماید.  

 

۱۲ نظر »

  1. خادم گفت :

    شهریور ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۴۹

    سلام آقای جوانفکر.
    مصاحبه آقای شیخ الاسلام را دقایقی پیش در سایت روزنامه کارگزاران خواندم و بسیار متاسف شدم. چرا بار کارشناسی دولت را فدای پوشاندن یک مساله به این واضحی می کنید. ایشان فرموده بودند تاییدیه آقای کردان آماده است. می خواستم بگویم کمی هم برای مخاطبان خود شعور فرض کنید. قصد توهین ندارم اما انصاف بدهید که انسان را عصبانی می کند.

  2. حامد گفت :

    شهریور ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۴۴

    فکر نمیکنم عمدی باشد!

  3. مظلومی کیاپی گفت :

    شهریور ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۲۶

    جناب اقای دکتر جوانفکر این موضوع بار مورد اعتراض مردم ما قرار گرفته بود و مردم ما بعضی از برنامه های صدا سیما را به دید ابرو بردن یک هم وطن تلقی می کنند متاسفانه علارقم اعتراض گسترده مردم صدا سیما هر روز بیشتر به این امر می پردازد
    گلایه های زیادی بر صدا سیما رواست این تنها بقخش کوچکی از هزاران گلایه مردم از صدا سیماست
    از شما هم ممنونیم که این امر را به رئیس سازمان صدا سیما گوش زد کردید

  4. دادخواه گفت :

    شهریور ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۳

    جناب آقای جوانفکر

    من هم با شما موافقم که در رسانه های ما بیشتر به آفتابه دزدها می پردازند تا شتردزدها ولی در هر حال در بحث قوانین و مقررات راهنمای و رانندگی و رفتارهای عمومی بنده معتقدم اگر شخصی از نشان دادن چهره خود خجالت می کشد پس در درجه اول نباید علنا خلاف کند. بنده شخصا در موارد زیاد در هنگام توقف پشت چراغ در شبها مجبورم از ترس برخورد وسایل نقلیه از پشت سر مخصوصا کامیونها و اتوبوسها این کار را با نگرانی و توقف در انتهای سمت راست انجام دهم.

    همچنین در باره مطلب قبلی در باره مدرک آقای کردان این یاد داشت را گذاشتم که چون ممکن است یادداشتهای قبلی به روز نشوند آن را اینجا هم تکرار می کنم.

    جناب آقای جوانفکر

    من از افرادی مثل آقای عماد آبشناس و فرشید و دیگرانی که مثل آنها فکر می کنند تعجب می کنند که معیار برایشان افرادند نه قوانین و اصول. چرا آقایان هر ندای دلسوزانه ای را مخالفت با دولت و آقای احمدی نژاد می دانند. من خودم قبلا هم گفتم که از طرفداران و حامیان آقای احمدی نژاد هستم ولی لازمه طرفداری نقد دلسوزانه است. بنده کاری ندارم که انگیزه بعضیها از مخالفت با آقای کردان چیست و چه زمانی مخلص ایشان بوده اند و حالا علم مخالفت برافراشته اند ولی این را می دانم که با مدرک جعلی حقوق گرفتن حتی اگر مدعی مدرک خودش هم اطلاع نداشته باشد حرام است و به محض اینکه فهمید مدرکش جعلی است و سرش کلاه گذاشته اند باید اشتباهش را تصحیح کند نه اینکه با عناد و سرسختی در صدد دفاع از یک کار خلاف باشد.
    همین آقای رحیمی دو روز پیش مدعی شد که سایت آکسفورد همه مطالب در مورد جعلی بودن مدرک آقای کردان را برداشته و آقای دیگری هم مدعی شد که تایید مدرک کردان آمد. آقای جوانفکر شما را به خدا به اطلاع رییس جمهور برسانید که جلوی این آدمهای حراف را که جز ضرر رساند به رییس جمهور هنر دیگری ندارند را بگیرد. آخر مگر آقاین فکر می کنند با بچه طرفند. ساین آکسفورد همچنان آن تکذیبنامه را در دید همه قرار داده است و اظهارت آقای رحیمی جز تاسف برای دوستان رییس جمهور و شادی و پوزخند برای دشمنان چیز دیگری را به بار نمی آورد.

    اگر صلاح دیدید بنده حاضرم که تلفنی هم با شما در این زمینه صحبت کنم. در این صورت با آدرس ای میل بنده تماس بگیرید.

  5. فرید وحدت گفت :

    شهریور ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۳

    به نام خدا
    آقای جوانفکر گرامی .
    به زعم بنده این گونه انتقادات که به صدا و سیما وارد و صد البته بسیار بیشتر از این ناشی از نوع مدیریت و ساختاری است که بر آن حاکم است.اما سوال این است که تنها صدا و سیما چنین است؟
    مثالی می زنم ،سالیانی شاهد تکرار و جابجایی تعداد محدودی مدیران کلان کشور بودیم و به نظر من یکی از دستاورد های دولت نهم شکستن همین زنجیره بسته بود ،که سودش به هر دلیلی ولو تجربه و هر چیز دیگر کمتر از این تحول در فضای مدیریتی کشور بود.
    حال سوال این است که اکنون با تغییر افراد نه تغییر روش رو به رو هستیم یا نه؟روش دولت نهم در جابجایی ها نشان می دهد که تغییر روش مد نظر بوده است.اما دامنه این تحول گویا در همان بالا که نزدیک آقای احمدی نژاد است متوقف می شود.در استانها یا رده های پایینی هیچ مدیر آشنا روشنا دار ولو بی سلیقه و بی مایه ای بیکار نمی ماند .از شهرداری به اداره مسکن می رود.از اینجا به جایی دیگر که دایی جان و عمو جان و فلان فامیل و…نفوذ دارد.
    فضایی که بر آن نام مدیریت اتوبوسی گذاشته شده است.
    حال سوال این است که ضریب انتقاد پذیری چه کسی بیشتر است؟برنده همو است وگرنه از دید آدم خارج گود از اداره کشور که بارها شاهد سرکوب شدن استعدادهای خودش و اطرافیانش بوده است؛ونه اینکه همه افراد و مدیران مصداق این که گفتم باشند اما؛ دل سپردن به انتقادهای داخل گودی ها به یکدیگر چندان چنگی به دل نمی زند.
    آقای احمدی نژاد هنوز در میان مردم به صداقت و عدالتخواهی شناخته می شود .بنابراین در این شرایط روی این مطلب اتکا کنید.
    قواعد کار را به سود مردم تغیر دهید.صدا و سیما سالیانی است که همین بوده است.یک قلم همین که اکثر برنامه هایش از دید فردی که سلیقه ای متعادل داشته باشد ویرانگر اعصاب است.
    اما بسیارند زیر مجموعه های قوه مجریه که کیفیت خروجی و ما حصل کار کردشان در سطح همین کیفیت عرضه می شود.
    جور دیگر باید مدیریت کرد نه آن بالا این پایین ترک ها.اتاق مدیران را از طبقات علیا به سطوح سفلا ودر دسترس مردم بیاورید.تا نتایج مدیریتشان را شاهد باشند.مردم ما هیچ گاه بی انصاف نبوده اند.
    برادر گرامی ؛چند نکته را پیشاپیش می دانم که باور داری :
    ۱-اطلبوالعلم ولو بالصین(فرض مسلمان و خودی بودن در چین در زمان تاسیس این قاعده از زبان حضرت ختمی مرتبت(ص) منتفی است)
    ۲-فبشروعبادالذین یستعمعون القول فتعبون الاحسنه(مقید به گوینده نیست)
    حال چند مدیررا می شناسی که به استناد همین ها که گفتم با دقت به گفته های دیگران را به دقت گوش کنند که شاید چیزی بیاموزندمگر اینکه گوینده را شان و منزلتی مرتبط با استقرار صندلی ریاست وی باشد و اگر می شناسید خوش به حال شما ؛و آیا مطمئن هستید که در اثر آقای جوانفکر بودن نبوده است.
    در همین ماجرای آقای کردان برادر دو سه چیز محرز است:
    ۱-آنها که این نکته را سر چوب کرده اند چطور قبلا” آنرا عیب نمی دانسته اند واین اصل موضوع را منتفی میکند به شدت.چون بنا به همین نکته مایه کار باند بازی است و آفرین به آقای کردان که تا بحال شرایط آنرا بجا اورده است و باید گفت کسی سنگ بیاندازد که…ولابد با این شرایط شخصی مثل آقای کردان بهتر می تواند از عهده جمع کردن حوزه مدیریتش بر بیاید و گرنه اگر دکتر حسابی هم باشی در این جو ساعت اول باید بروی خانه بنشینی.
    ۲-آقای کردان اگر پی دانش آموختن می رفت که الان در دانشگاه بود و عشق تعلیم وتعلم داشت .ایشان دکترای افتخاری داده است یعنی اقا عنوان است .که به نظر من حرف آقای دکتر احمدی نژاد اینجا درست است .دکترای افتخاری یعنی کاغذ پاره.حالا با آن می شود تدریس کرد هم دیگر از بدایع روزگار است و به به گفتن هم دارد. و تازه چطور است تا قبل از وزیر کشور شدن ایشان مایه ایراد نبوده است.
    ۳-جواب بهتر هم آقای احمدی نژاد می توانست بدهد.می گفت دکتر کاتوزیان را که اگر تالیفات حقوقی اورا روی هم بگذاریم می شود لامپ روی سقف اتاق را عوض کرد، بیاورم رای اعتماد به وی می دهید؟
    قربانت کردم .همین ایراداتی را که به صدا وسیما دارید ریشه یابی کنید و در مجموعه های خود را نسبت به چنین مسائلی پیشگیری و درمان نمایید.منفعتش مال مردم خواهد بود و دعای خیر ش هم به شما می رسد.
    در نیت خیر شما شکی نیست اما تعامل منطقی وسازنده شما را در اجرای آن تواناتر می کند.مثالی می آورم ؛آیا شناخت شمااز روحیات گروه های گوناگون افراد با پیش از داشتن این وبسایت یکسان است.
    از خداوند توفیق همگان را خواستارم.
    یا حق

  6. سیر بی سلوک گفت :

    شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۰

    سلام
    آقای جوانفکر عزیز، قصه پرغصه افتادن آقای هاشمی رفسنجانی از چشم، دوستان یکرنگ انقلاب را هیچگاه فراموش نکنید؛ کسی که به تعبیر امام راحل عظیم الشأن، تا نظام زنده است او می بایست زنده می بود! و به تعبیر مقام معظم رهبری، هیچ کسی برای حضرت ایشان می بایست چون جناب هاشمی نمی بود! لازم است شما مشاوران معتمد جناب آقای احمدی نژاد مدام به آسیب شناسی خط و مشی مجموعه دولت و در رأس آن رئیس آن بپردازید تا خدای ناکرده داستان آقای هاشمی این بار به نام آقای احمدی نژاد، تکرار نشود! بنگرید که آیا نادیده انگاری جناب رفسنجانی از عملکرد حواشی و منتسبان و اعضای تیم خود، در نزد ملت چه برداشت هایی را از شخص ایشان در پی داشت و متأسفانه چه داستانهایی را رقم زد! مردم فهیم و با شعور ایران علی رغم شناسایی دقیق خادمان واقعی خود، با هیچ خادم و گروه سیاسی عهد اخوت ـ به معنای چشم پوشی بر ضعفهای ایشان ـ نمی بندد و همواره چون ناظری دقیق و امین، به ارزیابی عملکرد منتخبان خود می نشیند.
    آقای جوانفکر عزیز، عوض کردن صورت مسئله و توپ را به زمین دیگران انداختن و مردم مبتلا به انواع دردها را به دنبال نخود سیاه فرستادن، در شأن مشاور امین رئیس جمهور نیست؛
    ما زیاران چشم یاری داشتیم/ خود ـ احتمالا ـ خطا بود آنچه می پنداشتیم
    با تشکر

  7. رضا اسدآبادی(نیروی ملی-مذهبی) گفت :

    شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۳

    با سلام…
    جناب آقای جوانفکر…
    کم و بیش وابستگان و طرفداران تند دولت مانند شما و خانم رجبی و اکثر جوانان بسیجی طرفدار ایشان با سه شخص به شدت سخن می گویند و انتقاد تندی را مطرح می کنند که به نظر من انتقادی غیر مستقیم به شخص آقای خامنه ای محسوب می شود.
    موضع گیری و انتقاد سخت از آقایان: رفسنجانی و ضرغامی و هاشمی شاهرودی و رضایی مشکل زیادی با افکار شخص رهبری دارد.شما خود در اطلاع هستید که شخص رهبری ایشان را در مقام خود ابقا می کنند (حال چه در صدا و سیما باشند و چه در مجمع تشخیص و چه در قوه ی قضاییه) و نشان می دهد که به کارشان ایمان دارد.پس مخالفت پی در پی با تکنوکرات هایی که مورد تایید آقای خامنه ای هستند،شاید برای منافع خود دولت هم خطر ساز بشود.دولتی که خود را ولایت مدار می داند و ادعا می کند که مورد تایید رهبر است و تابع النعل بانعل گوش به فرمان ایشان هست…هرچند همان طوری که می دانید،طیف ما از ابتدا با چیزی به نام ولایت فقیه مشکل نظری و محض داشته است.ولی این دوگانگی رفتار طرفداران دولت،ممکن است باعث بروز تنش های آتی در جامعه شود.
    با تشکر… یکی از فعالان ملی-مذهبی
    * جناب آقای اسد آبادی
    با سلام
    این دولت هیچ منافعی جز منافع مردم ندارد. تبعیت دولت از ولایت یک اصل قانونی و شرعی است. چگونه است که در منطق شما دولت مورد تایید رهبری می تواند مورد انتقاد و حتی رفتارهای خارج از چارچوب انتقاد قرار گیرد و این انتقادها و هجومها بر ضد رهبری تلقی نشود ، اما افرادی که شما اسم آورده اید نباید مورد انتقاد قرار گیرند و اگر از آنها انتقاد شود ، در تضاد با رهبری خواهد بود؟! منطق شما در این زمینه برای بنده قابل درک نیست.
    ضمنا بنده متوجه این “مذهبی” که شما در مفهوم ملی – مذهبی مطرح می کنید نمی شوم که چگونه اتباعش از ابتدا با مساله ولایت فقیه مشکل نظری و محض داشته اند!این مذهب جنسش و مرامش و مکتبش چیست و چه سنخیتی با مذهب شیعه دارد. مذهبی که قاطبه مردم ایران معتقد به آن هستند و هیچ مشکل “نظری و محضی” هم با ولایت فقیه ندارند؟
    موفق باشید

  8. اسلامی گفت :

    شهریور ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵

    بنام خدا
    ماه میهمانی خدامبارک
    با سلام وآرزوی سلامتی
    خدا قوت
    موفق و پیروز باشید .
    فرصت شد سری هم به ما بزنید .
    التماس دعا .

  9. کریم ریاضی گفت :

    شهریور ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷

    خدا را شکر !!
    با بهره وری از شگردهای ژورنالیستی و روانشناسانه
    خوب قصه کردان را ماست مالی کردید !!!
    با وقت گذرانی و امروز و فردا کردن !!
    فکر نکنید ما نمی فهمیم
    مشکل بزرگ همه حاکمان این است که فکر می کنند مردم نمی فهمند
    آقای احمدی نژاد ؛ شما به اعتماد ما خیانت کردید
    اندکی صبر سحر نزدیک است
    ما هم با توبه از رای خود به احمدی نژاد روز انتخابات در سال ۱۳۸۸ پاسخ شما را خواهیم داد
    تا بفهمید که با احساسات یک ملت نمی توان بازی کرد
    ** آقا کریم سلام
    در اشتباه هستی برادر. با این جمله ات موافقم : اندکی صبر سحر نزدیک است.
    موفق باشید

  10. سلمان مهدیان گفت :

    شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۹

    کاملا موافقم

  11. میبدی گفت :

    شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۴:۲۲

    سلام
    جناب جوانفکر از تیز بینی شما واقعاً ممنون .
    کاش قوه قضایییه کاری هم برای فرهنگ ساری احترام به قانون و نظارت بر حسن اجرای آن انجام می داد
    قانونی که اجرا نشود یا نظارت برحسن اجرای آن نباشد به چه درد می خورد.
    اما ازدست جناب احمدی نژاد هم گله مندم که چرا مانع افزایش جریمه ها شدندمتاسفانه جرایم نقدی قدرت بازدارندگی خود را ازدست داده است در همین تلویزیو ن در دوربین مخفی شخصی را نشان داد که در ایستگاه اتوبوس ماشینش را پارک کرد بعد شخصی اعتراض کرد راننده خاطی گفت جریمه اش ررا که فلان قدر است میدهم.
    **آقای میبدی
    باسلام
    ضمن تشکر از اظهار لطف جناب عالی، لازم است به این نکته توجه کنیم که با افزایش جریمه ها ، مساله تخلفات رانندگی حل نمی شود.فرهنگ سازی و نظارت و همچنین حضور به هنگام ماموران و مجریان قانون در صحنه، به اجرای قانون کمک شایان توجهی خواهد کرد.
    موفق باشید

  12. سلمان مهدیان گفت :

    شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹

    سخنان روشنگر رهبر انقلاب در نماز جمعه این هفته بسیار دلگرم کننده بود بنظر می رسد مشائی،کردان و همه کسانی که باعث شده اند دولت هزینه های زیادی را بپردازد خودشان باید قبول کنند که بی تقصیر نبوده اند و باید در جهت اصلاح خود برآیند و بیش از این موجبات تحت فشار قرارگرفتن دولت مظلوم نهم را فراهم نکنند

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر