فاین تذهبون

امروز سه شنبه یازدهم تیرماه ، آقای رسول منتجب نیا از سران جامعه روحانیون مبارز تهران و قائم مقام حزب اعتماد ملی در مطلبی با عنوان “چند سووال از رئیس جمهور” به بهانه مبارزه با خرافات و بدعت در دین ، به طرح مسائلی علیه دکتر احمدی نژاد پرداخته که بدون مبالغه می توان آن را یک ترفند سیاسی و تبلیغاتی برای شایعه پراکنی ، تشویش اذهان خصوصی و عمومی ، ایجاد بدبینی و اختلاف میان مسوولان کشور دانست.

استناد ایشان به شایعات را توجه کنید: سه سال پیش با دو واسطه نقل شد … نماینده ای از شورای اسلامی نقل کرده است …بین خواص شایع است… شخصی نقل کرده است …

در اینجا به بیان چند نکته می پردازم:

۱- آقای منتجب نیا ، یک فرد روحانی است و چنین وانمود ساخته اند که دغدغه و درد دین دارند . بنابراین به طور طبیعی و بدیهی انتظار می رود که رفتار ، گفتار و کردار ایشان بازتابی از جلوه های زیبا و پرجاذبه دین مبین اسلام باشد. از ایشان باید پرسید که کدامیک از احکام دین مبین اسلام ، اجازه می دهد با استناد به “گفته می شود .. نقل شده است .. شخصی نقل کرده است و…” ، به هتک حیثیت رئیس جمهور و منتخب یک ملت بپردازند ، به ایشان نسبت دروغ بدهند و او را بدعت گذار در دین بنمایانند؟ آیا حوزه های علمیه ، جامعه مدرسین ، روحانیون و شخصیت های دینی ، فرهنگی و سیاسی حق دارند در برابر این رفتار خلاف شرع ، قانون و اخلاق ، سکوت اختیار کنند ؟

۲- ایشان اذعان کرده اند که چنین شایعاتی اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف می کند و مورد استهزاء و تمسخر دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلام و تشیع قرار می گیرد.

روشن است که شایعه در یک فرایند هدایت شده ، ساخته ، پرداخته و پراکنده می شود. خودتان بگویید که شما در کجای این فرایند به ایفای نقش پرداخته اید و چه سهمی را برای جناب عالی در بی اعتقاد کردن مردم و نسل جوان و بهانه دادن به دشمنان برای استهزاء و تمسخر باید در نظر گرفت ؟ حتما قبول دارید که دامن زدن به اینگونه شایعات، محصول طبیعی مطلب نگارش شده شما در روزنامه اعتماد ملی است.

۳- ایشان نوشته اند: “نتیجه این سخنان ، انتساب همه ضعف ها ، کاستی ها ، سوء مدیریت ها ، افزایش تورم و گرانی و… به حضرت ولی عصر (عج) می باشد و این بزرگترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است”. خودتان شایعات بی اساس را می پردازید و به آن دامن می زنید و سپس نتیجه آن را به امام زمان (ع) نسبت می دهید و این نسبت دادن را هم ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت می دانید. فاین تذهبون ؟

۴- رئیس جمهور محترم در باره امام زمان (ع) بحث روشنی را به صورت علنی و نه مخفیانه در جمع صدها تن از علما و روحانیون مشهد مطرح کردند که از صدا و سیما پخش شد و در مطبوعات نیز منعکس گردید . آیا بهتر نبود از شایعه پراکنی و توسل به اظهارات واسطه های مجهول و نقل قولهای نامعلوم ، اجتناب می کردید و مستقیما به سراغ سخنان ایشان در باره امام زمان (ع) می رفتید و اگر نقدی بر اظهارات منطقی و عالمانه رئیس جمهور داشتید ، به صورت مستدل مطرح می کردید و به جای بروز خشم سیاسی ، وجاهت علمی و فکری خود را به رخ دیگران می کشیدید؟

۵- نکات سخیف و بی منطق مطرح شده به نقل از منابع مجهول ، قابلیت تکذیب ندارد. اما در بند “ج” این مطلب ، تحریف آشکاری صورت گرفته است که نشان از میزان سطحی بودن و نگاه خصمانه نگارنده به رئیس جمهور دارد. بنده در دیدار دکتر احمدی نژاد با آیت الله جوادی آملی حضور داشتم و شهادت می دهم که ایشان در مورد هاله نور ، اینگونه سخن بر زبان نرانده است. آقای منتجب نیا که کسوتا باید خداترس تر از بنده باشند ، خوب است به همان سی دی مورد ادعایشان مراجعه کنند و ببینند آیا مطلب همان است که ایشان آورده اند؟! آقای عزیز! در برابر این نسبت دروغی که به رئیس جمهور داده اید ، چه پاسخی به پیشگاه خداوند خواهید برد؟

۶- آقای منتجب نیا در بند “د” با استناد به “شایع بودن در میان خواص” مدعی قرار دادن بشقاب و قاشق و چنگال برای امام زمان (ع) در سر سفره غذا شده و در بند “ه” نیز به نقل از یک شخص مجهول ادعا کرده است که یکی از نزدیکان؟! رئیس جمهور نماز جماعت را در پشت سجاده خالی و به امامت حضرت ولی عصر(عج) اقامه کرده است. آقای منتجب نیا ! خودتان بگوئید که اگر کسی چنین مطالب موهنی را در باره دکتر احمدی نژاد که شخصیتی متدین و استاد فرهیخته دانشگاه هستند ، باور کرده باشد، آیا نباید به فهم ، عقل و درک او از دین و سیاست و همچنین خلوص نیت و سلامت نفس کسانی که ذهن و فکر امثال او را دستکاری می کنند ، شک کرد؟ و از آنها پرسید که به کجا می روید و از جان این ملت چه می خواهید؟ 

مزید آگاهی علاقمندان ، آخرین نوشته دکتر احمدی نژاد در پی آمده است :

امام خمینی، سیاست مدار یا حقیقت مدار؟

بسمه تعالی

در عصر امام خمینی، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و ‏مقایسه کنیم. در یکسو، “سیاستمداران”  بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و ‏مادی، تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند. آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی بینند و هرگز، ‏حتی هاله ای از  نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی کنند. اصطلاحا  ‏مذهبی اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف  و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می کنند و ای کاش فقط انکار می کردند، به سخره می گیرند و نیشخند می زنند.‏

اما خط دوم، خط خمینی است که نه “سیاستمدار”، بلکه “حقیقتمدار” بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می دید، ‏دست خدا را بالاتر از همه دستها به وضوح می دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و ‏هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می شد و می کرد به خدا و عالم بالا نسبت می داد. انقلاب را کار خدا ‏می خواند، جمله های او با خدا آغاز می شد، می گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ‏ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می خواند زیرا فتح بدست اوست ” و ما رمیت اذ ‏رمیت و لکن الله رمی”. در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را نابود کرد، و دقیقا آنگاه که ‏دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا ‏بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می دانست و می گفت “این یک امر غیر عادی است که حاصل شده” و “از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است”. او می گفت “جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملایکه الهی امروز هم با ماست” و “بدون توجه خاص حضرت بقیه الله (عج) کاری نمی ‏توانیم بکنیم”. او همه جا جنود خداوند را می دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله ‏عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند. ‏

همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر (عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید ‏تحویل او بدهیم برزبان می آورد، پیروزی های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می دانست.‏

او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می دید و همانگونه که آن روز، برخی گروههای سیاسی، این ‏طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله ای از نور هم نمی بینند، خداوند را از ‏محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و می خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند حال آنکه در منطق خمینی ‏بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده های مردم بودند.‏

اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات ‏مذهبی، استفاده می کنند و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی ‏عصر (عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی دادند و هاله های نور را نه فقط در گوشه ای از عالم انکار نمی کردند، ‏بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می دیدند. امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را ‏از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و ‏هیچ حسنه ای را به خود، و هیچ سیئه ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی ها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق ‏افتاد، و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم. در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات  مادی ذره ای غافل ‏شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد ‏پیامبر اعظم (ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی ایران در قرن چهاردهم هجری می دید، در هر حادثه ظاهرا ‏طبیعی، یک زمینه ماوراءطبیعی و دست خدا را می دید، و همه پیشرفت ها و پیروزی هایی را که نابینایان خودبین به خود ‏منتسب می کردند، او که نایب مهدی (عج) بود به مهدی (عج ) متعلق می دانست و همه را از برکت او می دید.‏

من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل های سیاسی از نوع امام را موفق می دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده ‏خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می بینیم، می توانیم ‏آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی توانیم هاله های نور خدا ‏را منکر شویم. هرکس نمی بیند به کوری خود اعتراف کرده است.‏

وقتی به چشم دیدیم که “پیشرفت های عظیم علمی و اقتصادی” دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم ها و ‏محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم ها باید به ضعیف شدن ما منجر می شد ‏ولی برعکس صد بار قویترمان کرده است، چگونه می توانیم هاله ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن های طبس ‏مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت ‏الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می دهند؟!‏

وقتی محاصره نظامی و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ‏ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی می انجامید، پس از ۵ سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری ‏اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی ‏است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟ ‏آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر (عج) نیست که امام بارها می گفت که در حوادث ‏مختلف، می بینیم که گره های فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می شود در حالیکه هیچ  ‏کاری از ما بر نمی آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که مارا تهدید می کرده است، بی اطلاع بوده ایم و مقام معظم ‏رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده اند.‏

اگر عده ای فریبکارانه تلاش می کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. ‏تفکر حجتیه ای، از مفهوم مهدویت و انتظار”، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می گرفت و ‏به “نفی تکلیف” می رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می دید، فرهنگ انتظار و ‏مهدویت را پشتوانه  مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می خواند و به “اثبات تکلیف” می رسید و این ‏تفاوت بسیار مهمی است.‏

امام که از ولایت تکوینی “انسان کامل” و “ولی خدا” و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ‏ابر، همچنان نور وانرژی می بخشد سخن می گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را ‏به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب ‏را حضرت ولی عصر می دانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!‏

برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با ‏وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت ‏کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران ‏شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می گیرند. متأسفانه آنانکه مسئول ‏رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز ، اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را ‏هم شعاری و عوام فریبی می دانند!  مشاهده نور خدا در عالم سیاست، و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ‏ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزشهای انقلابی و اسلامی واقع می شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی ‏امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه  ندیدن این هاله های نور است که عجیب وعیب ‏است. آری، حجت خدا، زنده وحاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در ‏زمین است و حضرت، این انقلاب را وشیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد ‏کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این ‏تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می کند و مفهوم ولایت تکوینی ‏اولیای الهی، همین است. ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم ‏نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی (ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت ‏حجت خدا می دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرتها، کمترین حیثیت و قدرتی ‏می دید. و لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت.‏

سالگرد ۱۴ و ۱۵ خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت  ما هم ‏انتظار فرج از نیمه خرداد می کشد.‏

این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف ‏را خرافه نمی داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی ‏است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام  و ‏والاتر از او حضرت ولیعصر (عج) ننوشته و امروز که  با افتخار وکمال قدرت، سال چهارم خود را  نیز از مبدأ ۱۵ خرداد ‏با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می ‏کند،  شجاعانه مسئولیت آن را می پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری  و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می کند. اما ‏به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام می کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در ‏برابر خدا و مردم، عمل می کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار می زنیم زیرا چنانچه پیشتر ‏نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از “نظام مالیاتی”، “گمرک و واردات و ‏صادرات”، “نظام تأمین اجتماعی”، “نظام پولی و بانکی، نظام یارانه ها”، و “سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی”، نه ‏توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی توسعه ‏عدالت محور” است با همه قدرت و پشتیبانی  ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، ‏کلید تحولات بزرگ علمی و حساب شده در این عرصه ها را خواهد زد.‏

اگر دهه چهارم انقلاب، دهه “پیشرفت و عدالت” است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی توان ‏کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و “مردم” را باور کنیم، هاله های نور را ببینیم و به عنایت حضرت ‏‏(عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه های ترجمه ای را ‏تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه ‏امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: “ما می توانیم”. ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست.

۴۰ نظر »

  1. رضا مهدوی گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۴۴

    بسم الله
    چند نکته پیرامون یادداشت جناب منتجب نیا و توضیحات حضرتعالی:

    از نظر بنده نیز به شنیده ها و نقل قول ها نباید اعتنا و بالاخره انتقاد کرد اما درمقابل نیز آیا جناب رئبس جمهور نیز ایا نباید به طور مستقیم از این شایعات وقتی همه گیر شد تبری بجوید؟

    اما در بخشی دیگر از پست وبلاگی شما که جدیدا روال آن در کنار رجا نیوز چیزی شبیه به پیش نویس توقیف روزنامه ها شده است ! فرموده اید که در جلسه دیدار رئیس جمهور با آیت الله جوادی آملی در آن جمع شرکت کرده بودید اما این مطلب برادر منتجب نیا را نشنیده اید. در این زمینه به نظر کمی کم انصاف شاید دیگر لحاظ می شود چون این فیلم متاسفانه بار ها و بارها در جامعه دیده شده است و ممکن است چند جمله پس و پیش آقای منتجب نیا نقل کرده باشند اما مطلب عینا همان است که ما هم شنیده ایم!

  2. صلحایی گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۴

    همانطور که دیروز آقای صفار فرمودند، این عمل آقای منتجب نیا و روزنامه اعتماد ملی(نخواستم از نام … ملی استفاده کنم)، باید توسط مدعی العموم پاسخ قاطعی دریافت کند.

  3. موسوی گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۰

    با سلام
    جوابیه خوبی بود
    ولی زیاد نگران نباشید
    کید شیطان به خودش برمی گردد.

    لینکش کردم.

  4. محسن فضیلت خواه گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۹

    بسمه تعالی
    حقیقتا رسیدن به قدرت وجاه طلبی سیاسی کار را به جایی رسانده است که یک فرد با ظاهری مقدس وبینش دینی ضعیف چنین سخنان سخیفی وبی اساسی را به یکی از مخلصترین ومتدین ترین روسای جمهور تاریخ ایران نسبت دهد.

  5. محمد گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۳

    متاسفانه این شایعات کاملا در بین مردم جا افتاده است.شما ایا واقعا از ان بی اطلاع بوده اید که وا اسفا و اگر مطلع بوده اید پس چرا جنابعالی و ریسس جمهور بی تفاوت هیچ عکس العملی که در جهت اثبات بی پایه و اساس بودن انها نشان نداده اید>؟ این پرسشی است که در مقاله مزبور طرح شده.
    اما کمی فکر کنید که چرا پذیرش این گونه شایعات برای یک فرد از طرف جامعه امکان پذیر است و چرا عین همان مطلب را جامعه در خصوص فرد دیگری نمی پذیرد؟
    ایا علت در شناختی که مردم از یک فرد پیدا کرده اند نیست؟ایا اگر این شناخت غلط بوده باشد مقصر امثال شما مشاورین و نزدیکان ان فرد نیستید؟
    در مقاله تنها موردی که مستند شده فیلم هاله نوریست که بسیاری دیده اند.و شما هم منکر نشده اید و حال می گویید مسیله هاله نور به ان صورت نبوده.خب پس بفرمایید به چه صورت بوده؟ایا فیلم اشتباهست و اشکال دارد؟چرا فیلم درست را پخش نمی کنید؟انتظار دارید که چیزی که فیلمش موجود است را مردم نپذیرند و حرف مبهمی که شما در رد این مسیله زده اید را بپذیرند؟

  6. حسن گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۲۰

    متاسفانه آقای احمدی نژاد نیز به جای آنکه عملکرد دولت خود را به صورت علنی بیان کند بیشتر به دنبال استفاده از مذهب در امور کاملا عادی هستند .آقای جوانفکر امام زمان در طول ۱۴۰۰سالی که از غیبتشان می گذرد همواره بر امور شیعیان خود نظارت داشته است .مطمئنا چه آقای احمدی نژاد رئیس جمهور باشد یانه ایشان بر امور نظارت دارند و طبق روایات حضور ایشان در جامعه مثل خورشید پشت ابر است .پس چه لزومی دارد که اتفاقاتی که در این سه سال در دنیا اتفاق افتاده است را به حساب حمایت یا تایید اقدامات آقای احمدی نژاد توسط امام زمان گذارد .در طول تاریخ کسانی که با ایشان ارتباط داشته اند معمولا این ارتباط را مخفی نگاه می داشتند وجز اندکی ازافراد خاص کسی را در جریان این موضوع قرار نمیدادند .این که رییس جمهوری که از بیان و یا ساختن گزارشی درباره قیمت مسکن وپخش آن از صدا و سیما وحشت دارد (تاکید می کنم از صدا وسیما )یا انکه مشاور رسانه ای خود آقای کلهر را به عنوان مجری برنامه ویژه طرح اقتصادی دولت تایین می کند که مبادا از او در مورد تورم وحشتناک سوالی نشود به راحتی دولت خود را دولت امام زمان میداند. به قول شاعر
    این مدعیان در طلبش بی خبرانند کان را که خبر شد خبری باز نیامد
    (اگر به آزادی بیان اعتقاد دارید مطالب من را قسمت نظرات قرار دهید ) یک دوستار امام زمان (عج)

    حسن آقای گل سلام
    در دولت نهم ، هیچکس ادعای ارتباط با امام زمان (ع) را نکرده و هیچکس هم نگفته است که اتفاقات سه سال گذشته مورد تایید امام زمان (ع) بوده است . متاسفانه اینگونه مطالب تحت تاثیر همین شایعه سازیها و شایعه پردازیهای مخالفان دولت نهم به افکار عمومی القاء می شود. اگر فرصت کردید سخنان رئیس جمهور را که در ادامه مطلب “فاین تذهبون” آورده ام یا سخنان ایشان در جمع طلاب مشهد در اوایل سال جاری را در سایتهای خبری جست و جو و مطالعه کنید.
    ضمنا این دولت ، واقعگرا ، عملگرا و اصولگراست و به هیچ وجه نگران تهیه گزارش در باره مسکن از سوی صدا و سیما نیست. کارهای اساسی و زیربنایی دولت نهم در جهت تامین نیاز مسکن مردم و بویژه جوانان ، بی نظیر بوده و انشائ الله به تدریج مشکل مسکن جوانان برطرف خواهد شد. جدا کردن قیمت زمین از مسکن در شهرستانها و تحویل زمین های آماده شده و برخوردار از آب ، برق ، گاز و تلفن به تعاونی ها برای ساخت مسکن یک کار بزرگ بوده که در دولت نهم انجام شده است. به به و چه چه دوستان و هواداران یا هجوم بی امان سیاسی و تبلیغاتی مخالفان ، ملاک عمل این دولت نیست . مهم انجام وظیفه به شکل عالمانه و صادقانه است . هدف اصلی ، حل مشکلات مردم و پیشرفت ایران اسلامی است حتی اگر به قیمت از دست رفتن آبرو و حیثیت و حتی جان خادمان ملت تمام شود.
    پیروز باشید- جوانفکر

  7. امید گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۴۱

    حرف های شما منطقی هست ولی چرا به مقالاتی دقیقا به همین سبک و سیاق در روزنامه کیهان کسی اعتراض نمی کند؟
    چرا از توهمات و شایعه پراکنی های بعضی از نویسندگان این روزنامه نمی گویید؟
    از کوبیدن ها، فحاشی ها، تهمت زدنها و غیره به جناح مخالف…

  8. سعید گفت :

    تیر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۲۶

    درباره هاله نور، لطفا یکبار دیگر خودتان آن را ببینید. مدیریت امام زمانی را انکار می کنید؟ وقتی خود ایشان اصرار بع درستی اعتقادشنان دارند، شما چرا نفی می کنید؟

    درباره تولید انژی هسته ای توسط یک نوجوان دبیرستانی چه؟ (در یوتیوب است)چ

    اگر مطلبم سانسور نشود بازهم برایتان خواهم نوشت.

  9. من گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۱

    درست است که در متن آقای منتجب نیا در مورد هاله نور اندکی اختلاف با فیلم وجود دارد. رییس جمهور در آن جلسه نمیگویند که من هاله نور را دیدم بلکه میگویند دیگران گفتند که انگار رییس جمهور در هاله نور بوده است. شما که در آن جلسه بوده اید بفرمایید که همین گونه بوده است یا نه و اگر آری چرا سخنگوی دولت آن را تکذیب کردند؟

  10. رضا گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۲۳

    سلام
    کل نظراتی که داده شد همین ۳ مورد بود ؟؟؟؟؟؟؟
    یک کم نقد پذیر یاشید . جانب انصاف را رعایت کنید .

    خدا همه ما را به راه راست هدایت فرماید . (آمین )

  11. آرش گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۵۸

    حقا که دولت دروغید.
    آقای عزیز! مشاور رئیس‌جمهور!
    خجالت بکشید، کمی وقاحت را کنار بگذارید.
    در روز روشن و با این همه شواهد، به چه شهادت می‌دهید!؟
    اگر ترس از خدا داشتید که این‌طور راحت خود و رئیس‌تان هر روز به مردم دروغ نمی‌گفتید. مردم را بیچاره و دین خدا را این‌طور بدنام و مضحکه دشمنان نمی‌کردید. اگر از خدا نمی‌ترسید و به فکر «پاسخ در پیشگاه خداوند» نیستید، لااقل از این همه مردمی که آن فیلم را دیده‌اند و هر روز حرف‌ها و ادعاهای رئیس‌تان را می‌شنوند حیا کنید.
    خدا همه را به راه راست هدایت کند و دین خود و این کشور و ملت را از شر دروغگویان و خرافه‌پرستان نجات دهد.

  12. مهاجر گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۶:۳۶

    منتجب نیا باید ابتدا به خاطر توهین به امام زمان و نه احمدی نژاد محاکمه شود اما نه این بدبخت با این نوشته خودش را محاکمه کرده و آلت تمسخر و خنده شده است جوری که حتی کودکان هم به عقل او شک می کنند

  13. سرابی گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۳۷

    چرا شلوغش میکنید ؟
    مگه این یارو چی گفته ؟
    اینها حرف همه مردم ایرانه که هر روز میتونین تو کوچه و خیابون و مغازه و تاکسی و … بشنوین
    البته اگه گوش شنوایی داشته باشین

  14. محمد باقری گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۵۰

    سلام
    این اقای منتجب نیا، رئیس جمهورو با اون یارو بروجردی اشتباه گرفته، اون بود که پشت سر امام زمان نماز می خوند!!!!

    مشکل اینجاست که رئیس جمهور داره داد میزنه که من این حرفهارو نزدم
    این حضرات ترجیح میدهند که موقع اون حرف ها بخوابند و بعد وقتی بیدار شدند یکی براشون تعریف کنه
    اون وقت نتیجه اش چی می شه؟
    میشه: نقل شده… در بین خواص… شنیده شده…
    لطفا به آقای کروبی و دارو دسته … ملی بفرمائید وقتی همه می خوابند شما هم بخوابید تا شاید اخبار رو مستقیما ببینید و بشنوید

  15. حسین گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲

    بسم الله

    سلام و خسته نباشید خدمت آقای جوانفکر بزرگوار

    پاسخ زیبا و منطقی را به منتجب نیا داده اید . ایشان باید به درگاه الهی توبه کنند . دیدگاه های ایشان بسیار توهین آمیز و غیرمنطقی بود که البته بحمدالله به خوبی از گذرگاه های مختلف پاسخ داده شد .

    موفق باشید و یا علی …

  16. سعید گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۴

    خدا به این روحانی!!!!محترم اندکی و فقط اندکی تقوای سیاسی مرحمت فرماید.
    ان شاالله خداوند پاسخ این همه توهین و افترا و تمسخر و … را در انتخابات بعدی به این قدرت دوستان اصلاح طلبکار خواهد داد.

  17. پویا حاجیان گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۹

    باسلام و احترام

    در همین زمینه با “پس چرا؟” به روزم.

    یا حق

  18. هوبره گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶

    وخداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه آن قوم خود سرنوشتش را تغییر دهد(قران مجید).به آقای جوانفکر و تمامی دولتیان و مخالفانشان توصیه میکنم فیلم آخرالزمان را نه یک بار بلکه چندین بار ببینند که یک غیر ایرانی غیر مسلمان چگونه از این آیه استفاده کرده و فیلمی تاثیر گذار ساخته.کمی بخود بیایید بجای دعوا های زرگری کمی به فکر مردم باشید.سرنوشت اقوام مختلف را در قران بخوانید شاید مصداق یکی از آن اقوام شما باشید.عزت زیاد

  19. حرکت آزادیبخش ایران شمالی گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۱

    سلام بر انانکه از دریچه خرد به مسایل مینگرند.
    هیچکس معتقد نیست که اقای رییس جمهور معصوم و عاری از خطا و اشتباه است .
    من نیز انتقاداتی نسبت به رییس جمهور دارم از جمله انها عدم دقت کافی در انتصابها و به مسوولیت رسیدن کسانی در برخی رده ها بالا و پایین است که حتی اصول و شعارهای احمدی نژاد را قبول ندارند.

    اما با خواندن نوشته اقای منتجب نیا باز هم به این نتیجه رسیدم که امثال آقای منتجب نیا از امام راحل و اصول و آرمانهای امام فقط و فقط برای رسیدن به ریاست خرج میکنند . وقتی فردی در کسوت روحانیت و با سوابق سیاسی به راحتی شایعات دشمن پسند را علیه یک مسوول در جمهوری اسلامی نقل میکند از دیگران و دشمنان چه انتظاری میتوان داشت ؟
    در زمانی که دشمنان وقیحانه این مملکت را به حمله تهدید میکنند امثال منتجب نیا به جای نوشتن از وحدت ملی و پرهیز از تفرقه انگیزی و به جای نوشتن علیه بوش و اسراییل علیه احمدی نزاد مینویسند. اینگونه افراد نه تفکر امام را شناخته اند و نه از عقل سیاسی برخوردارند.

  20. علی اکبر جوانفکر گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶

    علی اکبر جوانفکر
    برخی از دوستان مثل آقا آرش و آقا محمد بنده را مورد سووال قرار داده اند که در فیلم مربوط به ملاقات رئیس جمهور با آیت الله جوادی آملی موضوع هاله نور به همان ترتیبی که آقای منتجب نیا گفته است ، وجود دارد و شما چه چیزی را منکر شده اید.
    پاسخ : در این ملاقات رئیس جمهور به بیان فضای حاکم بر نشست سالانه سران در سازمان ملل پرداختند و به این نکته اشاره کردند که به هنگام سخنرانی ایشان و مطرح شدن دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران ، همه توجهات به متن این سخنان معطوف شده و سکوت همه جا را فرا گرفته بود و بعدا یکی از همراهان به ایشان گفته بود که به هنگام رفتن رئیس جمهور به سمت تریبون سازمان ملل ، چنین احساسی را داشت که گویا هاله ای از نور ایشان را فراگرفته بود. در واقع دکتر احمدی نژاد در آن ملاقات یک جمله ای را به نقل از فرد دیگری مطرح کردند اما در مطلب آقای منتجب نیا واقعیت تحریف گردیده و نسبت دروغ به رئیس جمهور داده شده است . آقای منتجب نیا چنین آوره است : “هنگام سخنرانی هاله ای از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده کردم و همه مخاطبان میخکوب شده و مجذوب من گردیدند”
    این مطالب کذب محض است و هر کس باور ندارد می تواند به متن همان سی دی مراجعه کند.

  21. امینی گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۸

    با سلام
    جواب خوبی بود.اما چه فایده که آقایان به اصطلاح پیرو امام همچنان ادامه خواهند داد.

  22. محسن فضیلت خواه گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۰

    گناه آقای احمدی نژاد عشق وارادت خالصانه به ساحت مقدس امام زمان است چیزی که امثال آقای منتجب نیا به رغم ظاهر مقدسشان آزآن بویی نبرده اند.

  23. ف گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۰

    به نام خدا
    سلام
    (بدون سانسور نمایش داده شود.)
    ۱٫ من هم مثل خیلی ها از این بازیهای شما خسته ام و حوصله جانبداریهای بی اساس و مشکوک و مُلَوّث را ندارم (نه از آقای منتجب نیا نه از …) از امامم امیرالمؤمنین(ع) آموختم: “لَا یُعْرَفُ الْحَقُّ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ.” (حق واسطه افراد و شخصیت ها، شناخته نمی شود، حق را بشناس، اهلش را خواهی شناخت.) بحارالأنوار ج : ۴۰ ص : ۱۲۶، حدیث ۱۸٫
    از این رو، بر این باورم که: جز حق، کسی سزاور جانبداری نیست.
    ۲٫ اما چرا امروز از “منطق شجاعت و تحمل نبوی و علوی” خبری نیست؟!
    ۳٫ فقط پاره ای از نوشته های تان متین به نظر می رسد.
    ۴٫ به گمانم آقای منتجب نیا فقط چند پرسش را مطرح کرد؟!
    ۵٫ ای کاش شما هم به شیوه ایشان البته نه به قول شما “یک ترفند سیاسی و تبلیغاتی…”، بلکه فقط با صداقت، و باز فقط چندتا جواب راست و درست می دادید و دفاع می کردید و قضاوت را به شعور مردم وامی گذاشتید.
    ۶٫ آیا بهتر نبود با پاسخ های تعدادشده شما، باب تحمل بازشده در آموزه ها ی دینی، چندباره باز می شد؟! نه از سوی وزیر فرهنگ (وزیر فرهنگ) باب “مدعی العموم”!!! آن گاه چند سؤال از علمای دین می داشتید بی آنکه هیچکدامتان قصد تحریک علما و مردم را داشته باشید.
    ۷٫ به نظرم اگر شما جای آقای منتجب نیا می نوشتید و ایشان به جای شما این دفاعیه را می نوشت باز باید که به ایشان گفته می شد: “فاین تذهبون؟”
    راستی خودتان به قول شما “چه پاسخی به پیشگاه خداوند خواهید برد؟ ” وقتی باب طرح اهانت های زیر را در پاسخ های فوق، باز کرده اید: (بخوانید:)

    ۱٫ “قدرت وجاه طلبی سیاسی” آقای منتجب نیا.
    ۲٫ “یک فرد با ظاهری مقدس وبینش دینی ضعیف”.
    ۳٫ “منتجب نیا باید ابتدا به خاطر توهین به امام زمان و نه احمدی نژاد محاکمه شود اما نه این بدبخت با این نوشته خودش را محاکمه کرده و آلت تمسخر و خنده شده است جوری که حتی کودکان هم به عقل او شک می کنند!”
    ۴٫ “ایشان باید به درگاه الهی توبه کنند . دیدگاه های ایشان بسیار توهین آمیز و غیرمنطقی بود.”
    ۵٫ “خدا به این روحانی!!!!محترم اندکی و فقط اندکی تقوای سیاسی مرحمت فرماید.”
    ۵٫ “این همه توهین و افترا و تمسخر و … ”
    ۶٫ “آقای منتجب نیا از امام راحل و اصول و آرمانهای امام فقط و فقط برای رسیدن به ریاست خرج میکنند . وقتی فردی در کسوت روحانیت و با سوابق سیاسی به راحتی شایعات دشمن پسند را علیه یک مسوول در جمهوری اسلامی نقل می کند.”
    ۷٫ “امثال منتجب نیا به جای … تفرقه انگیزی … علیه احمدی … اینگونه افراد نه تفکر امام را شناخته اند و نه از عقل سیاسی برخوردارند.”

    حرف های آخر:
    - البته سکوت قبلی شما دربارة این شایعات، مشکوک به نظر می رسد چنانکه دفاعیه شما بعد از طرح چند پرسش آقای منتجب نیا.
    - دفاع شما از داستانی که در محضر مرجع عالیقدر آیةالله جوادی آملی اتفاق افتاده اضطراب دارد.
    - راستی اگر شما بخواهید دامن شایعات را با پرسش و گرفتن پاسخ بی واسطه برای مردم روشن کنید چه کند؟

  24. رضا مهدوی گفت :

    تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۰۶

    آقای جوانفکر من چون واقعا شک کردم رفتم و فیلم رو دوباره نگاه کردم. شما راست می فرمائید جناب رئیس جمهوری به نقل این جمله را می فرمایند اما در ادامه نیز می گیوند من خودم هم آن را احساس کردم !
    لینک مستقیم فیلم …!
    http://youtube.com/watch?v=M1iqFe2nNnk

  25. ابراهیم گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۱۲

    تا زمانیکه کلاف سر در گم و در هم تنیده مشکلات و بی سازمانیها و بد سازمانیها وجود داشته باشد . و مکانیسمهای سالم و کاملی برای فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وجود نداشته باشد . که عملکردها و سوابق گروههای سیاسی توسط جامعه ارزیابی قرار گیرد .
    این گفتنها و ناراحت و خشمگین شدنها . تف سربالاست .
    جامعه و شخصیت های سیاسی ما عادت کرده اند . بجای نشان دادن صحه صدر و جواب و توضیح دادن از نگاه و منطق دیگران و تمرکز بر روی علتها . بر روی معلولات در فضایی غیر شفاف و پر از تناقض درگیری درست کنند .
    خدا به ما عقل بدهد .

  26. رضا گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۵۳

    پیشنهادمیکنم روزنامه را ببندید_منتجب نیارا دهانش را بدوزید تا دیگر به مقدسات -ریس جمهورو ….- نگوید بالای چشمت ابرو

  27. سیدمصطفی گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۵۲

    سلام آقای جوانفکر
    مطالب امثال آقای منتجب نیا نشان از کینه و حسد آنها نسبت به رئیس جمهور انقلابی دارد و انتظار دیگری از آنها نمی‌رود جز انتشار اکاذیب و تهمتها و تخریبها. اما بالاخره حقیقت آشکار خواهد شد.

    اصول و مبانی انقلاب ، امروز زنده تر و برجسته تر از همیشه در قول و عمل دولت مطرح و پیگیری می‌شود و این دولت فضای اصولگرایی و وفاداری به مبانی انقلاب و امام را بر جامعه حاکم کرده است.

    همین جمله از مقام معظم رهبری نشاندهنده خلوص رئیس جمهور و دولت در اجرای وظایفشان است.
    امیدوارم ما هم بتوانیم همانند رئیس جمهور از عهده انجام وظایف خود به طور تمام و کمال برآییم.
    یاعلی

  28. سعید گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۱۵

    متاسفانه مطلب قبلی من چون به مذاق آقای جوانفکر خوش نیامده در اینجا نمایش داده نشد.همین چندتا مخالفی هم که می بینید حرفاشون اومده محض فریبکاریه تا نشون بدن آزادی بیانه در صورتی که مطمئن باشید نظرات مخالفان احمدی نژاد خیلی بیشتر از این چیزیه که اینجا میبینید.در هر صورت همونطور که تو نوشته قبلیم (که آقای جوانفکر ترسید چاپش کنه) گفتم انتقاد البته به روش توهین و هتاکی فقط برای امثال نشریات کیهان،جمهوری اسلامی،یالثارات،پرتو سخن و همسر آقای الهام و… از این دست آنهم فقط علیه خاتمی و سایر اصلاح طلبان مجاز بوده و هست.و بازهم همونطور که تو اون مطلب گفتم آقایون وارث و رابط امام زمان خودتون رو ناراحت نکنید چون سرنوشت این روزنامه هم مثل سایر روزنامه ها ،نویسندگان ،نمایندگان و کاندیداهای اصلاح طلب خواهد بود و از این پس هم خواهید توانست همانند گذشته به راحتی کارتون رو بکنید.در مورد فیلم هم حرفهای آقای مهدوی (شماره ۲۴) کاملا درست است.آقای جوانفکر اگر مرد این میدونی نظرم رو چاپ کن.

  29. الف. س. گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۱۱

    سلام آقای جوانفکر عزیز. شما که از لحاظ آزادی و نقدپذیری، کشور را به زیمباوه تبدیل کردید. اعتماد ملی را هم تعطیل کنید برود پی کارش، ببینید مشکلاتتان حل می‌شود یا نه. آخر بنده‌ی خدا، یک دولت با کابینه‌ی ۷۰ میلیونی یعنی آنقدر سست‌عنصر و ضعیف‌بنیه است که با یک مقاله‌ی ساده در یک روزنامه،‌ دچار از هم پاشیدگی و تلاشی و اختلاف و … بشود؟
    آیا اینکه بگوییم قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز مردم، نسبت به سال گذشته، ۴ برابر شده، تشویش اذهان عمومی است؟
    آیا شما خودتان وقتی می‌خواهید یک کیلو سیب بخرید، در مقایسه با پارسال، قیمت آن را ۱۰۰ درصد دچار افزایش نمی‌بینید در حالی که درآمدها هنوز یک درصد هم اضافه نشده؟

  30. حسین قدیری ن‍ژاد گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۰۵

    «بسم الله الرحمن الرحیم»
    آقای منتجب نیا طی مقاله ای که به قول خودش رییس جمهور مکتبی و انقلابیمان را نقد کرده است ، دنبال چیست؟
    با این سؤالات می خواهد چه چیزی را به اثبات برساند؟ آیا واقعا برایش سؤال به وجود آمده است یا مقصود چیز دیگریست؟
    اگر واقعا سؤال دارد مگر رییس جمهور بارها وبارها مواضع خود را اعلام نکرده است که اینگونه می کنند؟
    آنچه که قابل برداشت از اینگونه اقدامات این ورشکستگان سیاسی می باشد تنها در یک کلام خلاصه می شود :
    “حب دنیا ”
    حبُّ الدُّنیا رأسُ کلِّ خطیئه ؛ این حب دنیاست که چشم وگوش اینها را کور وکر کرده است. مگر بیست وهشت خرداد هشتادو چهار وانتخاباتهای اخیر(علی الخصوص مجلس هشتم) را فراموش کرده ایم که اینان چگونه دنبال کسب رأی به هر قیمتی برای خودشان بودند ومردم چگونه به اینان کمترین اقبالی نکردند ؟ حالا اینگونه طلبکارانه دنبال انتقام گیری از مظلومان تاریخ افتاده اند؟
    این جاه طلبی اینان است که به هر دری می زنند تا این دولت برآمده از بطن ملت را خراب کنند تاشاید در پس این به قول خودشان نقدکردنشان دولت را در چشم مردم مسلمان وانقلابیمان تحقیر کنند واز چشم بیندازند ولی غافل ازاینکه « وَ مَکَرُوا وَ مَکَرُ الله و الله خیر الماکرین » الحمدلله روز بروز برمحبوبیت دولت عدالت محور وانقلابی ملت ایران افزوده خواهد شد ، باشد تابدخواهان رسواتر ازگذشته و با حماقتشان باعث روشدن دستهایشان شوند . والسلام علی من اتبع الهدی

  31. sara گفت :

    تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۷

    توروخدایکی جلواین حجم عظیم فحاشی هاروبگیره سکوت تاکی؟اونهایی که وظیفه ی نظارت دارن وجلواین ادمایی روکه به خودشون اجازه می دن هرحرف مفتی بزنن رو نمی گیرن هم به همان اندازه مقصراند

  32. فرید وحدت گفت :

    تیر ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۶

    به نام خدا
    بنده در مورد مسائل مربوط به حضرت ولی عصر (عج) کم دان تر از آنی هستم که وارد بحث شوم.اما فکر می کنم هر کسی که در این اب و خاک ادعایی دارد باید با خود بیندیشد که در روزگار کم آبی چقدر کمتر اب مصرف کرده است تا دست کم به سهم خودس کمک حال خودش و ملت و دولت باشد تا بحثهایی که در حوزه دانش فقها است و ایشان هم با کسی و در بایستی ندارند.
    دوستان به فرض محال و یا ممکن من نمیدانم؛اما آمدیم همه ایرادت به این دولت صحیح و وارد باشد.خوب مگر ما بیگانه ایم؛بیندیشیم برای کمک به این دولت چه میتوانیم انجام دهیم؟آیا بسیاری از اشخاص این جامعه تحمل کمترین نقد را دارند چه برسد به ایراد؟با پوزش از دوست و برادر نا دیده ام آقای احمدی نژاد؛فرض کنیم او بد؛ما و من چه میتوانیم برای بهروزی و پیشبرد جامعه انجام دهیم؟
    بسیاری از الگوهای مصرف جامعه ما منطقی نیست به سهم خود چه کرده ایم؟
    بنده حداقل در مورد مسائل اقتصادی مختصر اطلاعاتی دارم و حداقل به یک نکته اشاره می کنم؛بروید و منبع در آمد پیشرفته ترین بانکهای دنیا را ببینید آیا چیزی جز مشارکت در اعمال اقتصادی است؟یا بهره گیری و بهره دادن؟الگوی بهره پروری حتی در آن جهان غرب هم مربوط به بیش از چند دهه پیش است.
    کشور آلمان را با دو بار ویرانی در کمتر از چند دهه مردمش ساختند و مدیران کلان جامعه نیز برآیند این خواست بوده اند؟آیا کسی دست ما را برای کار بیشتر گرفته است؟یا هیاهو ها رد گم کردنهایی است تا دوباره مثل مار پله برگردیم سر خط.
    آقای احمدی نژاد از یک سو منتخب ما ملت است ولو به او رای نداده باشیم و از سوی دیگر در هر دانش و فنی مقدماتی برای نقد لازم است و شاخصهایی مطرح است.
    هر چند طولانی می شود اما یک مثال بیاورم:برای ساخت یک سد مقدمات بسیاری انجام میشود که حداقل با این اوضاع ادارات و کار ما چند سال فاصله با شروع دارد؛سد سیوند که ترجیع بندی شده در این اوضاع برای خودش :
    ایا مطالعات جانمایی آن در زمان آقای احمدی نژاد انجام شده است؟
    و ضمنا”آیا سدی که چند ده میلیارد تومان خرج آن شده است؛مگر اسباب بازی است که دور انداخته شود؟
    و اگر خیلی آثار باستانی را دوست داریم روی دیوارهای عالی قاپو یادگاری ننویسیم.و یا سالم نگه داشتن مقبره کوروش با صرف هزینه بسیار آسان است چند نفر از موج سازان و موج سواران به دنبال راه حلی منطقی هستند وبریا کمک مالی پا پبش می گذارند.
    زمانه ای است که باید عقل و منطق خودمان را هم به کار بگیریم تا بازیچه نشویم.و اگر به رهبری کشور معتقدیم باید لامحاله بپذیریم که ایشان نیز به اوضاع اشراف دارند و غیرت و دانایی ایشان در امور از بسیاری از ما بیشتر است.و بعضی هیاهو ها نوعا” چنان است که گویی نهادی توانمند مانند رهبری بر ریاست جمهوری و حسن انجام امور نظارت ندارند و این خلاف مودت و دوستی با رهبری و خادمان است.
    در قصد خدمت آقای احمدی نژاد شکی نیست.فرض اشتباه ایشان هم که باشد؛ هر کسی به نوبه خود می تواند مفید تر و از خود گذشته تر از این اشکال می تواند رفتار کند.
    آقای دکتر احمدی نژاد ایرانی است و من تا بحال ایرانی دوستار وطنی را ندیده ام که دست یاری برای ساختن وطن را رد کند .
    باید از زمانه و زمانه سازان پیش بیفتیم تا پیش از آنکه حسرت این زمان را بخوریم.
    در خاتمه از اطاله کلام پوزش می خواهم.
    با احترام و فروتنی
    فرید وحدت

  33. میثم گفت :

    تیر ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸

    آقا فکر نمی کنید خیلی دارید هنر می کنید فقط نظرهایی که به نفعتون هست می نویسید؟!!
    آقای مشاور رییس دولتی که امام زمان اداره اش می کند؟!!

  34. وحید شاکری گفت :

    تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۳

    با سلام

    به روزم با نامه ای برای آقای طلایی
    همه ما می دانیم روزی دیگر نمی توان شهرداری را با فروش تراکم اداره کرد و برای آماده شدن برای آن دوران، راهی جز اصلاح ساختارهای پوسیده شهرداری تهران و تبدیل شدن آن به سازمانی کوچک و چابک نیست. اما آنچه امروز بر شهرداری تهران می گذرد نه تنها نشانی از این هدف ندارد بلکه با حجیم ساختن بدنه بروکراتیک شهرداری و مشغول شدن به کارهای حاشیه ای فرسنگها از وضعیت مطلوب در حال دور شدن هستیم.

  35. میثم گفت :

    تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۸

    ببخشید که هیچ ربطی به این موضوع نداره ولی یه سوال دارم:
    نمیشه این دخترک ۱۶ ساله ای که تو خو نه خودش انرژی هسته ای تولید کرده معرفی کنید.
    یعنی تو بازار لوازمشو گیر آورده؟اگه جایی اورانیوم میفروشه بگین؟

  36. محمد طبرستانی گفت :

    تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۵۵

    سلام حاج آقا
    وای از قدرت طلبی……………………..

  37. الف - ت گفت :

    تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۴۷

    جنبش دانشجویی ایران ، نگاه از درون
    برآیند هفت دهه حضور جنبش دانشجویی ایران در تحولات علمی، فرهنگی و سیاسی ـ اجتماعی جامعه، گویای آن است که قضاوت و ارزیابی ها نسبت به جنبش دانشجویی غالباً متأثر از نگاه از بیرون بوده است و کمتر دیده شده که این جنبش با نگاه از درون مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. لازمه پرداختن به این موضوع در ابعاد مختلف نیاز به مجال بیشتر و نوشتار طولانی است. در این مقاله قصد آن است که با طرح موضوع، ورودی به این مبحث مهم و اساسی داشته باشیم.

    پدیده جنبش دانشجویی از دو منظر «شکلی» و «محتوایی» قابل بررسی است. آنچه که تا کنون غالباً در بررسی های این جنبش مورد توجه و اعمال نظر قرار گرفته و به آن پرداخته شد، بررسی شکلی آن هم با سبقه تاریخ نگاری است. اگر چه پرداختن به آن از این منظر شکلی لازم است ولی نمی تواند باعث تجویز غفلت یا تغافل از پرداختن به منظر محتوایی که فلسفه وجودی جنبش را می نمایاند، باشد. از این رو بر نخبگان این جریان پویاست که با پرداختن به ابعاد محتوایی و فلسفه وجودی جنبش، نگذارند جریاناتی با اهداف اپورتونیستی با تکیه و حتی تحریف بر روند شکلی، قداست و پویایی این جنبش را مخدوش نموده و از آن استفاده
    ادامه : وبلاگ مشاور رییس جمهور http://www.zareinajafdari.blogfa.com

  38. مهدی گفت :

    تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹

    من فکر میکننم این همه حرف ، همه از نگرانی مردم از سواستفاده از مضامین دینی است، همان جمله شهید مطهری که دین افیون ملت ها می تواند باشد.

  39. ابراهیم گفت :

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۴

    کسی که درد دارد . را نمیتوانی بگویی درد نکش . داد نزن . خودت را آب و آتش نزن . اگر دکتر باشی .

    کسی که دلش زخمی است . آه دارد . فغان می کند . ز دست بی کسی ( نه . این بار ترحم دارد ) حرحم نه . او از حقش محروم است .

    کسی که زخم نیش تری درون قلبش احساس میکند . درد دارد . چه کند اگر متوجه نیست . چه میگوید . چه میکند

    بیاییم کمی دکترانه نگاه کنیم . اوکه خود را و دیگران را میزند .میکشد . آنکه برایش از مهم افتاده است . با نادانی خود دیگران آسیب زده و…..

    او اگر ضربه میزند . نیمی از گناهش گردن . درد و رنج درونیش و کمبودها و سختیهایی است . که از ما و دیگران و جامعه خورده است .

    یک مثال . همه ما دو حالت از شخصیت مثبت و منفی را تجربه کرده ایم . وقتی احترام داریم . به حقمان رسیده ایم . در جامعه نقش و جایگاه مثبت داریم . خودمان را عضوی از تیم زندگی ساز میبینیم و…………..خوبیم . گلیم . خندانیم . شادیم . سازنده ایم . آرمانگرای صادقیم . خیرخواه دیگرانیم . و………..

    اما اگر چند روزی . چند سالی . در هر جایی . به هر بهانه ایی . مدام در مسیر ظلم ها و کاستیها روزگار گذرانده باشیم . اگر هر طرف رفتیم . خوبان و بدان یکجور ما را نواخته اند . وقتی جامعه با اتمام ابعادش . ضد منافع و حقوق من عمل میکند . وقتی بدیها نهادینه و موجه شده اند . خوبیها نایاب . وقتی خوبیها در حد حرف و شعار تحلیل رفته اند . وقتی خوبترین های جامعه تماشاچی وار حضور دارند . بر آن مصیبت دیده مصیبت رسان چه می توان گفت ؟

    چرا مدیریتها نصف و نیمه فکر و عمل میکنند ؟ چرا ناقص و بد عمل کردن عمل اکثر مدیران و حرفهای اکثر کارشناسان شده است ؟

    صد راه برای بهبود جامعه وجود دارد . که هر کدام بدیها و خوبیهایی دارد . و با تلفات و موفقیتها میتوانند جامعه ایران را در بلند مدت به منزل مقصود برسانند .

    اما یک راه وجود دارد . که می تواند .اگر نگوییم بدون تلفان . با سختی بسیار اندکی .بدون تضاد و تناقض بخشهای مختلف نسبت به یکدیگر . بالاترین موفقیت ها را در کوتاهترین زمان ممکن را نصیب جامعه نماید . که آن هم نیازمند استراتژی جامع و موثری است . بنام استراتژی بیمه و نیروافزایی ملی . طرحی کامل و جامع و موثرتر از طرح اقتصادی دولت محترم نهم . اما آیا کسی در این جامعه بی سازمان وبد سازمان و بد سیستم . هست که جواب نامه ها را بدهد و سئوالی بکند .

    هر چقدر استراتژی جامع و کامل باشد . همه ۷۰ میلیون و همه سرمایه های ملی با دریافت عادلانه همه حقوق مادی و معنویشان وارد عرصه مشارکت و حماسه سازندگی میشوند . هر چقدر نیروهای ۷۰ میلیونی از حقوق عادلانه شان بهره مند بدانند . و خود را در پیکره فعال و سازنده جامعه نمونه اسلامی بدانند .ضمن داشتن همکاری و تعاون با یکدیگر . از بروز اشکال و کاستیها و مشکلات خواهند کاست . و بدون تضاد و تناقض با شتاب باور نکردنی به سمت جامعه نمونه اسلامی پیش خواهیم رفت .

    روشی که ما در دوران مبارزات تا پیروزی انقلاب اسلامی . و مشارکت ملی در ۸ سال دفاع مقدس آنرا تجربه کردیم . اما با جهل مدیرانمان در عرصه سازندگی و توسعه کشور ایم مزیت طلایی ایرانی . اسلامی را طرد کردیم .

    اما اگر طرح استراتژی جامع . کامل و موثر نباشد . و تنها بخشی از اهداف و جامعه را مورد هدف قرار دهد . ضمن اینکه نمیتواند حقوق همه جامعه را پرداخت کند . از بسیج همه سرمایه ها و تواناییهای ملی محروم خواهد ماند . و هر چقدر در بسیج نیروها و سرمایه ها ناتوان باشد . شرایط و زمینه های بوجود آورنده تضاد و تناقض ها و درگیری و منفعل نمودن سرمایه نسبت به یکدیگر را افزایش داده و باعث شکست و طولانی شدن روند برنامه ها خواهد بود .

    هر چیزی را صراط مستقیمی است . آیا ما بدنبال صراط مستقیم طرح و برنامه و استراتژی جامع و موثر هستیم ؟

  40. فرهاد مهندسی گفت :

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۵۸

    بنام خدا
    سی سال است که به انفلاب اسلامی به مسلمانان به پیروان واقعی راه امام به حزب اللهی های واقعی به دوستداران انقلاب به آنان که به جای جمع مال واموال و پول و ثروت و مقام و فساد و جناح بازی و …. با اخلاص بدون ریا به انقلاب و اسلام و مستضعفان خدمت کرده ند و از ته دل با مظاهر فساد عالم از آمریکای جنایتکار گرفته تا اسرادیل کثیف دشمنی ورزیده اند ، تهمت زده اند تهمت تهمت تهمت
    سی سال کم زمانی نیست
    اما چه نتیجه گرفته اند ؟
    سرنوشت کنونی تهمت زننده ها به کجا رسید ؟
    کمی به دور و بر خود نگاه کنیم و عبرت بگیریم .
    شاه با چه نکبتی مرد ؟
    صدام با چه حقارتی از زیر زمین بیرون آورده شد ؟
    بنی صدر با چه قیافه ای فراری شد ؟
    رجوی به چه کسی پناه برد و اکنون چه سرنوشتی دارد ؟
    گروههای مخالف نظام اسلامی سرانجامشان به کجا کشید ؟ به بیهودگی و پناه در آغوش شیطان
    افراد بظاهر روشنفکر ولی مشگل دار وضعیتشان چگونه است ؟ مهاجرانی هم اکنون در کجاست ؟ سروش در کجاست و سرانجامش به کجا کشید آیا نفی تقدس قرآن و وحی قرآن سرانجام نیکوئی است ؟
    سازگارا کجاست شمس الواعظین چه میکند عطری باطبی افشاری و و و و و الان در پناه چه کسانی هستند ؟
    محمد مجتهد شبستری روحانی مثلاً آزاده سابق اکنون با برداشتن عمامه خویش و نگرش خاص به آیات الهی و چرخش ۱۸۰ درجه در عقاید خویش به کحا رسید ؟
    پس دوستداران انقلاب اسلامی نباید نگران این تهمت ها باشند چون سرانجام این تهمت زننده ها جز بدبختی و نکبت چیزی نبوده است و نخواهد بود منتجب نیا هم از همین قماش است و او هم مطمئناً سرانجام خویش را خواهد دید مگر اینکه تا دیر نشده به خدا پناه ببرد و توبه . که خداوند ارحم الراحمین است در غیر این صورت مَکَرُوا وَ مَکَراَلله وََ اَللهُ خَیرُ الماکِرین

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر