عدالت ، هنوز هم گفتمان ماست

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.(آیه هشتم از سوره مائده)

“ای کسانی که ایمان آورده اید ، برای خدا ، حق گفتن را بر پای دارید و به عدل گواهی دهید . دشمنی با گروهی دیگر ، وادارتان نکند که عدالت نورزید ، عدالت بورزید که به تقوی نزدیک تر است و از خدا بترسید که او به هر کاری که می کنید آگاه است”

 

در یادداشتی که یک ماه پیش نوشتم ، آقای کردان وزیر محترم کشور را تنها کسی دانستم که باید به ابهامات مطرح شده در باره مدرک تحصیلی شان پاسخ دهند و عدالت را به اجرا بگذارند.

آن یادداشت ، با واکنشهای مختلفی مواجه شد. برخی افراد آن را صرفا یک نظر شخصی تلقی کردند که به نظر بنده برداشت کاملا درستی است زیرا هر کس در وبلاگ خود ، صرفا به بیان و نشر نظرات شخصی خویش می پردازد و این مساله ربطی به موقعیت شغلی او ندارد اما در عین حال ، قابل کتمان یا انکار نیست که تفاوت قائل شدن بین مواضع شخصی و رسمی افراد در موقعیت های شاخص سیاسی و اجتماعی ، امری دشوار است.

 برخی افراد نیز تصور دیگری داشتند و آن را به حساب نوعی مخالفت با رئیس جمهور و حتی اعمال نوعی فشار برای برکناری یا استعفای آقای کردان گذاشتند. در حالی که حقیقت امر، به هیچوجه با این برداشت ناصواب، همساز نیست. افرادی مانند بنده که در سمت مشاورت رئیس جمهور ، انجام وظیفه می کنیم ، منزلت، موقعیت و شان سیاسی و اجتماعی مستقل از رئیس جمهور محترم نداریم و به مثابه عدد صفری هستیم که فقط در کنار عدد رئیس جمهور قابل خواندن می شویم .در واقع این وجود رئیس جمهور است که به مشاورت رئیس جمهور معنا و مفهوم می بخشد و چنین جایگاهی فقط به واسطه ارتباط و اتصال آن به منشاء اصلی، اصالت و اعتبار پیدا می کند.بنابراین تلقی افراد مزبور از آن یادداشت یک امر واقعی وحقیقی نبود.

آقای کردان به تازگی در نامه ای که خطاب به رئیس جمهور ارسال کرد ، نتیجه بررسی های خود را در باره اصالت مدرک دریافتی از دانشگاه اکسفورد ، فاش ساخت و بر این موضوع صحه گذاشت که مدرک مزبور جعلی است . رئیس جمهور محترم نامه وی را که به جهت پذیرش نوعی اشتباه ، می توان آن را یک اقدام شجاعانه تلقی کرد ، برای رسیدگی های لازم به مجلس و قوه قضائیه فرستاد. رویکرد وزیر کشور در بیان حقیقت ، احترام به افکار عمومی تلقی می شود و قابلیت ارزش گذاری دارد و بنده آن را گامی ارزشمند در جهت عدالت تلقی می کنم.   

در این یادداشت قصد ندارم به قضاوت در باره آقای کردان بپردازم و در باره ایشان حکم صادر نمایم زیرا صلاحیت این کار را در خود فراهم نمی دانم ، بلکه تلاش خواهم کرد تا از دیدگاه خود و در حد فهم خویش به تشریح ابعاد این موضوع بپردازم.

۱-   موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان ، به هنگام بررسی صلاحیت ایشان در مجلس مطرح شد اما مجلس با وجود طرح برخی از ابهامات و شایعات ، به آقای کردان رای اعتماد داد و درواقع بحث مربوط به مدرک تحصیلی آقای کردان بدون دلیل ، از مجلس به دولت منتقل شد در حالی که در این زمینه هیچ مسوولیت قانونی متوجه رئیس جمهور نبود.

۲-     رئیس جمهور محترم در نامه رسمی خود به مجلس شورای اسلامی، آقایان حسینی و بهبهانی را با عنوان “دکتر” و آقای کردان را بدون استفاده از این عنوان برای تصدی وزارتخانه های اقتصاد ، راه و ترابری و کشور پیشنهاد کردند که این امر بیانگر حسن توجه آقای احمدی نژاد به فقدان مدرک دکترا برای وزیر پیشنهادی بوده و قطعا شایسته تقدیر و تمجید است .

۳-    در اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران ، مقامات سیاسی (اورکادر) مانند ریاست جمهوری ، معاونان و مشاوران رئیس جمهور، وزرا و معاونان آنان ، بر اساس آراء متخذه از مردم یا نمایندگان مردم و بر مبنای تجارب و صلاحیت های سیاسی ، کاری ، اجرایی ، اخلاقی و سوابق مدیریتی افراد ، انتخاب یا منصوب می شوند و مدرک تحصیلی ، شرط انتصاب آنان نیست.

۴-    موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان در مجلس شورای اسلامی و به هنگام بررسی صلاحیت ایشان مطرح شد اما نمایندگان محترم با وجود طرح برخی سووالات و ابهامات ، به آقای کردان برای تصدی مسوولیت وزارت کشور رای اعتماد دادند. بنابراین اگر اهمال و اشکالی در این زمینه مطرح باشد ، به هیچوجه متوجه دولت یا رئیس جمهور محترم نیست .

۵-     با وجود رای اعتماد مجلس به آقای کردان ، رئیس جمهور محترم به دلیل آنکه پاسدار قانون اساسی است ، نسبت به این موضوع بی تفاوت نماند و از ایشان خواست تا مستندات خود را در ارتباط با مدرک تحصیلی به وزارت علوم ارائه کند. این رویکرد ارزشی و عدالتخواهانه رئیس جمهور و حساسیت ابراز شده از سوی ایشان نسبت به موضوع مدرک تحصیلی وزیر کشور ، شایسته بیشترین تقدیر است.

۶-    در پی مطرح شدن موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان ، رئیس جمهور محترم توجه خود را به یک امر ضروری معطوف ساخت و آن دستور بررسی همه مدارک تحصیلی ارائه شده از سوی مدیران دستگاههای دولتی بویژه از سال ۱۳۶۴ به بعد بود که در این زمینه وزیر محترم علوم ، تحقیقات و فن آوری ماموریت یافت تا اقدامات لازم را به انجام برساند. این امر نیز به نوبه خود حاکی از اهتمام رئیس جمهور محترم به رعایت حقوق مردم و اجرای عدالت است.

۷-    آقای کردان از ابتدا بر این باور بود که مدرک دکترای افتخاری ایشان به هیچوجه قابل خدشه نیست و به همین دلیل وقتی در برابر پرسشهای نمایندگان مجلس قرار گرفت ، صادقانه به وجود این مدرک اذعان کرد ، در حالی که هیچ ضرورتی برای اشاره به آن وجود نداشت زیرا طبق گفته ایشان ، از آن در نظام اداری استفاده نشده است . برای اثبات صداقت ایشان می توان گفت که آقای کردان حتی اقدام به تکثیر کپی مدرک تحصیلی خود و توزیع آن بین خبرنگاران کرد.

۸-    آقای کردان در دوران معاونت صدا و سیما به این مدرک تحصیلی دست یافته است . این سمت در نظام اداری به عنوان یک پست ویژه یا  “اورکادر” محسوب می شود که مدرک تحصیلی هیچ تاثیری در سطح دستمزد آن ندارد. بنابراین آقای کردان مابه ازاء مدرک مزبور ، نمی توانسته هیچ حقوقی از بیت المال دریافت کند.

۹-    پس از مطرح شدن موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان ، وی صادقانه تلاش کرده است تا در این زمینه شفاف سازی کند و شجاعت ایشان در گزارش پیگیریهای انجام شده به رئیس جمهور و بیان حقیقت ، قابل تقدیر است.

۱۰-   اظهار نظر در باره صلاحیت آقای کردان پس از شرح ماوقع مربوط به مدرک مزبور، به سهولت ممکن نیست و رئیس جمهور محترم با ارسال نامه وزیر کشور به مجلس شورای اسلامی و دستگاه قضایی ، تدبیر شایسته و بایسته ای را در این زمینه به کار بسته است.

۱۱-   مستند به سوابق موجود و اظهارات بسیاری از صاحبنظران ، آقای کردان یک مدیر با تجربه و موفق در حوزه های مختلف اجرایی بوده است و مجلس شورای اسلامی با توجه به همین ویژگیها ، صلاحیت وی را برای تصدی پست وزارت کشور مورد تایید قرار داده و این خصوصیات نیز همچنان باقی است.

۱۲-  در زمان اخذ و ارائه مدرک دکترای افتخاری به صدا و سیما ، آقای کردان معاون آقای لاریجانی رئیس وقت آن سازمان و رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی بوده است ، بنابراین آقای لاریجانی نه تنها برکنار از موضوع نیستند، بلکه ایشان به واسطه آشنایی دیرینه ای که با آقای کردان دارند ، یکی از کسانی هستند که در این زمینه مسوولیت پاسخگویی را برعهده دارند.

۱۳-  در مجلس هفتم که برخی از نمایندگان فعلی نیز حضور داشتند ، طرحی به تصویب رسید که به موجب آن، ۴ سال دوره نمایندگی مجلس یک مقطع تحصیلی (حتی بدون ارائه یا خواندن یک برگ از یک کتاب درسی) محسوب می شود. اگر این رویکرد ، ملاک توجه قرار گیرد ، آقای کردان به واسطه تجارب ذیقیمتی که در حوزه اجرا دارد ، می تواند شایسته بالاترین مدارج تحصیلی باشد .

بنده با این یادداشت در صدد تبیین ابعاد موضوع بر آمدم و قصد توجیه یا دفاع بدون منطق از هیچکس را ندارم. مخاطبان در این باره قضاوت خود را دارند که بسیار هم محترم است اما این قضاوتها برای آنکه به حق نزدیک باشد باید همه جوانب موضوع را مورد توجه قرار دهد. قضاوت عادلانه در این زمینه هنگامی دشوارتر می شود که شاهد هستیم تلاش برنامه ریزی شده طیف های مختلف برای بهره برداری سیاسی از این موضوع، به اوج خود رسیده است.  

 

 

۱۱۴ نظر »

  1. محمد گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۵۱

    این یادداشت یعنی ماست مالی
    مهم اینه که آقای کردان آدم صادقی نیستند
    ایشان اگر از جعلی بودن مدرکشان مطلع نیوده اند از عدم دارا بودن وجاهت علمی استادی دردانشگاه هم بی اطلاع بوده اند

    آقای جوانفکر یادداشت قبلیتان امیدوارم کرد و این یادداشت …

  2. سیاووش در آتش گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۵

    دفاع منطقی و خوبی کردید. منصفانه هم بود.
    هیچکس مدرک جعلی را به رسانه ها ارائه نمیکند. آقای کردان فکرنمیکرد مدرک جعلی به او داده باشند. شجاعت ایشان قابل تحسین است و ضمنا همانطوریکه اشاره کردید کردان تجارب ذیقیمتی در مدیریت عالی کشور دارد و در دولت دکتر احمدی نژاد هم در عین داشتن شایستگی با طی کردن مراحل معاون و قائم مقام وزیر به مقام وزارت رسید.
    انتقادات جهت دار بر علیه ایشان بیشتر شبیه توطئه و سو استفاده از این مساله می باشد.
    ضمنا ماهیت انقلاب ها این است که بعد از وقوع نسل جوان انقلابی کارهای اجرایی را بدست میگیرند و انقلاب را جلو میبرند. مثلا نخست وزیر ایران با سی و چند سال سن! به این مقام رسید که در دنیا کم سابقه است. و یا سایر مقامات. حتی مدیرکل های ۲۵ ساله داشتیم. خیلی از این مدیران از همان ابتدا برای انقلاب زحمت کشیدند.
    کردان از فرمانداری گنبد که منطقه حساسی بود آغاز کرد و سمت های مهمی بر عهده داشت. شایسته نیست که این موضوع را آنقدر بزرگ کنیم که تمام زحمات ایشان نادیده گرفته شود.

  3. گذری و نظری گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۹

    با سلام
    فرض هم که مستندات شما درباره مدرک آقای کردان درست باشد اما تناقض در اظهارات وی و یا شفاف تر دروغ هایی که درباره مدرکشان گفته اند چه می شود ؟ به نظر شما کسی که به راحتی مسئله ای
    به این مهمی را کتمان می کند و حتی می گوید از تز دکترایش دفاع کرده است شایستگی صیانت از آراء ملت در انتخابات آینده را دارد ؟ از کسی که به این راحتی دروغ میگوید کارهای دیگر هم بر می آید

  4. امیررضا گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۰

    آقای جوانفکر یادداشت قبلی تان امیدوارم کرد و آدرس وب لاگتان را در my favorite گذاشتم اما متاسفانه به نظر می رسد که از طرف دوستان دولتی تحت فشار قرار گرفته اید و این مطلب را نوشته اید . حالا اصلا مدرک آقای کردان را بی خیال شوید. ماجرای محاکمه کلینتون یادتون هست محاکمه اش فقط برای اینکه به مردم دروغ گفته بود. حالا یعنی قبول ندارید ایشان بخاطر اینکه دروغ گفته باید محاکمه بشود امیدوارم که چاپ کنید و الا برای همیشه از وب لاگتان خداحافظی خواهم کرد یا حق

  5. سیدمصطفی گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۱

    سلام آقای جوانفکر؛
    توضیح تقریباً منصفانه‌ای بود.
    اما به هر حال موضوع آقای کردان، از آن موضوعاتی است که ضربه بزرگی به این دولت عزیز وارد کرد، و مدتها نیز وقت و انرژی صرف آن شد. باید از این تجربه که با صرف هزینه سنگین بدست آمده استفاده شود، تا در آینده به چنین مواردی که باعث دلسرد شدن بعضی از دوستداران آقای احمدی‌نژاد می‌شود و از آن سو فرصت تخریب بیشتری به مخالفان (و شاید معاندان) می‌دهد، به وجود نیاید. ان شاء الله

    سلام و خسته نباشید ما را به آقای احمدی‌نژاد برسانید.

  6. یاشار گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۲

    به نظر خودتان دفاع خوبی کردید و اگر درک همه مردم را هم مثل خودتان تلقی کنید باید هم انتظار پذیرش استدلال هایتان توسط مردم را داشته باشید. لطفاً به موارد ذیل هم پاسخ دهید:
    ۱- قبل از ارائه کپی مدرک روابط عمومی وزارت کشور ادعا کرده بودند که مدرک ایشان را شخصی بنام آقای پریگل امضاء نموده اند ولی بعداً مشاهده گردید که اسمی از آقای پریگل در مدرک جعلی وجود ندارد.
    ۲- ایشان بر خلاف ادعای شما که فرمودید کپی مدرک دکتری را بین نمایندگان توزیع کردند، کپی مدرکشان را حتی به کمیسیون هم نداده بودند و در مجلس هم مدعی شدند اگر می دانستند که نمایندگان محترم ایرادی به مدرکش خواهند گرفت، حتماً مدارکشان را با خود می آوردند. بنده مستقیماً از رادیو گوش می کردم.
    ۳- شما که می فرمایید ایشان هیچ دریافتی بابت مدرکشان نداشته اند شاید فراموش کرده اید که ایشان با همان مدرک عضو هیأت علمی دانشگاه بوده اند.
    ۴- ادعای ایشان در خصوص جعلی بودن مدرک شبیه این است که بنده بدانم برای دریافت کارت پایان خدمت بدانم که حتماً باید ۲ سال به خدمت سربازی بروم. حال اگر یک فرد نیروی انتطامی پیدا شود و به من بگوید که برایت بدون خدمت کردن کارت پایان خدمت میدهم و چنین هم بکند، آیا بنده می توانم ادعا کنم که از جعلی بودن آن اطلاعی نداشتم؟
    امیدوارم این نظر بنده را بدون دستکاری در وبلاگتان قرار دهید تا خوانندگان قضاوت کنند.

  7. مختاری گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۴

    به نظر من اتهامات دیگری که به آقای کردان وارد شد مثل آنچه علی مطهری درباره مفاسد اقتصادی و همچنین مفاسد مدیریتی در استخدام هم ولایتی های خود در صدا و سیما مهمتر از مدرک جعلی می تواند باشد . چون مدرک را می توان ماست مالی کرد اما به این اتهامات پاسخ داده نشد . اگر مسئولان پاسخگو بودند این موضوعات پیش نمی آمد . شما خودتان در سازمان بودید و از نزدیک از موضوعات خبر دارید .مفاسد مدیریتی ایشان در صدا و سیما هنوز در بین کارکنان صدا و سیما نقل محافل است . همین چند روز پیش یکی از همکاران گفت : توی بخش ما یک نفر هست که اول استخدام شد بعد اومد سر کار اما افراد زیادی هم هستند که ۱۰ سال است که کار می کنند و هنوز حق الزحمه ای هستند. مثل این را از افراد مختلف شنیده ام و مازندرانی بودن بیشتر آنها قریب به صحت بودن این موضوع را بیشتر تائید می کند و نیاز به پاسخگوئی دارد . متاسفانه در زمان آقای ضرغامی هم این موضوع نیروهای روز مزد حل نشده است و حتی بیمه درمانی هم نیستند .

  8. saeed گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۶

    آیا کردان فریب خورده است ؟
    پس ار قرائت گزارش تحقیق مجلس شورای اسلامی و نیز انتشار نامه آقای کردان به رییس جمهور، موضوع مدارک تحصیلی وزیر کشور بار دیگر در صدر سوژه های خبری اصحاب رسانه قرار گرفت.
    اما جدای از اظهار نظر افراد و گروه های مختلف دانشگاهی و سیاسی درباره پرونده جنجالی آقای کردان، ارزیابی اظهارات خود ایشان و دیگر افراد مسئول پیگیر در این پرونده و نیز بررسی نامه سال مهم سال ۷۹ آقای کردان به دکتر جاسبی نکات درخور توجهی را نمایان می سازد که به واسطه آن می توان قضاوت نسبتاً کاملی را درخصوص اظهارات و عملکرد جناب آقای کردان و هم کیشان سیاسی وی انجام داد.
    برای ارزیابی بهتر در این باره مطالب در دو بخش “مدرک دکتری” و “کارشناسی ارشد و کارشناسی” ارائه می گردد:
    الف – مدرک دکتری
    اهم مطالبی که آقای کردان درنامه خود به رییس جمهور اظهار داشته اند، عبارتند از:
    - مدرک دکتری افتخاری بنده در هشت سال پیش با ملاحظه سوابق مدیریتی و تجارب اجرایی اینجانب و ارائه رساله به نام دانشگاه آکسفورد لندن به واسطه فردی که از دانشگاه مذکور در امور زبان انگلیسی در تهران دفتر نمایندگی تأسیس کرده بود، صادر گردیده است.
    - با مراجعه نماینده اینجانب به دانشگاه آکسفورد به یکباره و با ناباوری کامل با عدم تأیید دانشگاه مواجه شدم. تلاش کردم تا چگونگی مسأله را ار رابط مورد اشاره جویا شوم ولی وی را نیافتم.
    - در طول دوره خدمت در صدا و سیما هیچگونه وجهی از بابت مدرک دکتری افتخاری دریافت نکرده ام.
    ۱- نکته اول در این مطلب است که آیا درخواست دریافت مدرک دکتری افتخاری از سوی آقای کردان به فرد واسط در تهران ارائه شده و یا اینکه این درخواست از سوی فرد واسط به آقای کردان پیشنهاد شده است ؟
    ۱-۱- اگر آقای کردان پیشنهاد دهنده اخذ دکتری افتخاری بوده باشد، این مطلب باید روشن شود که که ایشان در قبال دریافت دکتری افتخاری آیا مبلغی را پرداخت کرده است و یا دفتر دانشگاه آکسفورد در تهران حاضر به ارائه رایگان این مدرک بوده است ؟
    آقای کردان فرد واسطه را از کجا می شناخته و چگونه مطلع بوده است که فرد واسطه می تواند به وی مدرک دکتری افتخاری بدهد ؟
    وزیر محترم کشور در نامه خود به رییس جمهور تجارب مدیریتی و اجرایی و ارائه رساله دکتری را علت صدور دکتری افتخاری اعلام داشته است. مدیران بسیار فراوانی در سال ۷۹ در کشور بوده اند که در مقایسه با آقای کردان هم دارای سوابق مدیریتی و اجرایی بیشتری از آقای کردان بوده و هم سطح تحصیلات دانشگاهی آنان از آقای کردان (که در سال ۷۹ فوق دیپلم فنی حرفه ای داشته است)، بالاتر بوده است.
    آیا این مدیران به سراغ دفتر تهران دانشگاه آکسفورد رفته و درخواست مدرک دکتری افتخاری از دانشگاهی تراز بالا در جهان نموده اند؟
    آیا دانشگاه آکسفورد داوطلبانه و تنها در جهت گسترش مدرک دکتری افتخاری در سال ۷۹ بدون هیچ ضابطه علمی به مدیران کشور مراجعه و از آنها درخواست کرده است که یک رساله ارائه داده تا آن دانشگاه برای آنان دکتری افتخاری صادر کند !؟
    ۲-۱- اگر فرد واسط این پیشنهاد را به آقای کردان ارائه داده باشد، این سئوال به ذهن متبادر می گردد که نامبرده آقای کردان را از کجا می شناخته و دلیل ارائه این پیشنهاد چه بوده است ؟ بنا به اظهارت کارمندان سابق سازمان صدا و سیما کارمندان این سازمان به سختی می توانسته اند که آقای کردان را ملاقات کنند. فرد واسطه چگونه با آقای کردان ارتباط پیدا کرده و چرا آقای کردان نیز به او اعتماد کرده بود ؟
    چرا فرد واسطه پیشنهاد دکتری افتخاری را به آقای کردان داده است و چرا به عنوان مثال سراغ آقای رحیمی معاون حقوقی ریاست جمهور نرفته و یا به سراغ عباسی وزیر تعاون و … این پیشنهاد ارائه نشده است ؟! آیا آقای کردان مسئول کشوری و لشکری دیگری غیر از خود را سراغ دارند که دانشگاه آکسفورد به دلیل تجارب مدیریتی و اجرایی با ارائه یک رساله عادی دکتری افتخاری داده باشد ؟
    ۳-۱- آقای کردان در سال ۷۹ تنها دارای مدرک فوق دیپلم فنی و حرفه ای بوده و از این حقیقت خود ایشان بهتر از هرشخص دیگری مطلع بوده است. بنابراین چه دفتر تهران دانشگاه آکسفورد پیشنهاد دهنده بوده باشد و چه اینکه خود آقای کردان متقاضی دریافت دکتری بوده باشد، چکونه ایشان پذیرفته است که مدرک دکتری افتخاری کسب کند ؟
    ۴-۱- هر فردی که کمی با مسائل دانشگاهی سروکار داشته باشد این امر برای وی روشن است که معمولاً در غرب به کسانی دکتری افتخاری ارائه می کنند که فرد یا چهره علمی، فرهنگی، هنری و … شاخصی داشته باشد و یا سال ها در عالم سیاست به کشور خود خدمت کرده باشد. جالب آنکه این مدارک افتخاری در مراسمی رسمی و علنی به دریافت دارندگان اعطا می گردد.
    آیا برای آقای کردان که به قول همکیشان سیاسی اش ده ها سال تجربه مدیریتی در کارنامه دارد و سمت هایی چون معاونت اداری – مالی سازمان صدا و سیما قائم مقامی سازمان ثبت و اسناد و املاک کشور و… و نیز سابقه فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی و قضایی داشته، این سئوال پیش نیامده بود که چرا فرد واسطه حاضر است تنها در قبال یک رساله! به وی دکتری افتخاری اعطا کند ؟
    ابتدایی ترین و ساده ترین تحلیل و نظر این است ، همانطور که رهبران جناح راست سنتی عقیده دارند آقای کردان در مورد مدرک دکتری افتخاری فریب خورده است (البته قرائن بالا و نیز شواهد ارائه شده در پایین مطالب و تحلیل های دیگری را نیز ارائه می دهند). آیا همین موضوع باعث نمی شود که صلاحیت فردی که هم اکنون در سمت ریاست شورای امنیت کشور بوده و متصدی وزارت کشور نیز می باشد از بین رفته باشد !؟
    ۲- آقای کردان در نامه خود به رییس جمهور اظهار داشته است که به دفتر تهران دانشگاه آکسفورد رساله علمی داده است.
    اول آنکه آقای کردان که به واسطه سمت های گوناگونی حکومتی با قوانین استخدامی آشنایی کامل داشته و موارد فراوانی از نمونه مدارک جعل شده را در سوابق خدمتی خود مشاهده نموده و یا اینکه حداقل در آن باره مطالبی را شنیده بودند، نمی بایست درخصوص اینکه آیا دفتر آکسفورد از وزارت علوم دارای مجوز بوده و اینکه چرا دانشگاهی با آن همه اعتبار حاضر شده است به یک فرد فوق دیپلم مدرک دکتری افتخاری بدهد، تحقیقی ساده انجام می داد ؟
    دوم آنکه رساله ای که آقای کردان به فرد واسط ارائه کرده است هم اکنون کجاست و چگونه مورد ارزیابی علمی قرار گرفته و به اطلاع آقای کردان رسانده شده است ؟
    ۳- در جریان رأی اعتماد وزیر محترم کشور، آقای کردان اظهار داشته بود که رساله ای که برای دانشگاه آکسفورد در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی بوده است. اما ایشان مشخص نمی نمایند که دانشگاه آکسفورد چگونه برای یک رساله تعلیم و تربیتی آنهم از نوع اسلامیش، دکتری حقوق افتخاری به آقای کردان اعطا می کند ؟ (از این مسأله که سه زیست شناس و متخصص نورولوژی این مدرک دکتری افتخاری حقوق را امضاء نموده اند صرفنظر می گردد). آیا مغایرتی به این بزرگی کوچکترین شکی را در ذهن آقای کردان با آن همه سابقه مدیریتی و اجرایی، ایجاد ننمود ؟
    وزیر محترم کشور در جریان کسب رأی اعتماد خویش ابتدا بیان داشته بودند که به همراه مترجم در دانشگاه آکسفورد شرکت نموده و از رساله خود دفاع نموده اند. سپس با اذعان به اینکه که این مطلب به دروغ بیان داشته اند، اعلام می نمایند که از رساله خود دفاع نکرده است ؟
    اما آیا این سئوال در ذهن مبارک وزیر کردان ایجاد نگردید که کدام دانشگاه داخلی و خارجی برای اعطای مدرک دکتری افتخاری درخواست رساله علمی می نمایند که حال دانشگاه آکسفورد چنین تقاضایی را از آقای کردان داشته است ؟
    وزارت کشور نیز پس از اخذ رأی اعتماد آقای کردان در بیانیه رسمی اعلام می دارد که مدرک دکتری افتخاری آقای کردان صحیح بوده و توسط مسئول بخش خاورمیانه ای دانشگاه آکسفورد (آقای پرینگل) صادر شده است.
    اما جناب وزیر کشور در نامه خود به رییس جمهور اعلام داشته اند که مدرک توسط فردی واسط و از سوی دفتر تهران دانشگاه آکسفورد صادر شده است و جالب تر اینکه در مدرک جعلی دکتری افتخاری آقای کردان اساساً هیچ نامی از رییس دفتر خاورمیانه ای دانشگاه آکسفورد دیده نمی شود ؟!
    ۴- اما حکایت عضویت آقای کردان در هیأت دانشگاه آزاد و مکاتبه وی با دکتر جاسبی نشان دهنده حقایقی است که پرداختن به آن خالی از لطف نمی باشد.
    آقای کردان در تاریخ ۲۱/۴/۷۹ در نامه ای به دکتر جاسبی رسماً اظهار می دارد که دارای دانشنامه دکتری حقوق است و متقاضی عضویت در یکی از واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد تهران می باشد که دکتر جاسبی نیز با این تقاضا موافقت نموده و نامبرده عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد می گردد.
    البته شایان ذکر است که دکتر جاسبی نیز در پذیرش ایشان به عنوان عضو هیأت علمی مرتکب تخلفات عدیده شده است که لازم است از سوی مقامات مسئول مورد بررسی جدی قرار گیرد. اما نکات جالب در نامه فوق الذکر عبارتند از:
    ۱-۴- آقای کردان بهتر از فردی می دانسته است که نه تنها مدرک دکتری ندارد بلکه دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد نیز نمی باشد. پس بر اساس کدام رویه عقلی و شرعی اظهار داشته اند که دارای دانشنامه دکتری حقوق هستند ؟!
    آقای کردان به واسطه تجارب و سمت های مدیریتی خود می دانستند که مدرک دکتری افتخاری آنهم بدون داشتن تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد هیچ ارزش استخدامی و علمی نداشته است. پس چرا به کذب اعلام می نمایند که دارای دانشنامه دکتری حقوق هستند ؟ این دانشنامه هم اکنون کجاست و در کدام کتابخانه علمی نگه داری و محافظت می گردد ؟
    ۲-۴- پذیرش این مطلب که وزیر محترم کشور و رییس شورای امنیت کشور تفاوت بین دانشنامه دکتری و دکتری افتخاری را نمی دانسته اند، کمی دشوار به نظر می رسد اما آیا این سئوال در ذهن آقای کردان ایجاد نگردید که با تحصیلات فوق دیپلم فنی و حرفه ای و با مدرک دکتری افتخاری چگونه استادیار خواهندشد و با مجوز لابی های قدرت به امر تدریس دانشجویان دانشگاه آزاد همت خواهند گذاشت !؟
    آیا این سئوال در ذهن آقای کردان شکل نگرفت که شرعاً و قانوناً با هیأت علمی شدن ایشان، حق جوانانی که با هزاران امید با مشقت تحصیلات عالیه خود را به پایان رسانده اند ور آرزوی هیأت علمی شدن هستند را پایمال می نماید !؟
    ۵- آقای کردان در نامه خود به رییس جمهور اظهار می دارد که با مراجعه نماینده اینجانب به دانشگاه آکسفورد به یکباره و با ناباوری کامل با عدم تأیید دانشگاه مواجه شدم. تلاش کردم تا چگونگی مسأله را از رابط مورد اشاره جویا شوم ولی وی را نیافتم.
    این در حالی است که در تاریخ ۷/۶/۸۷ جناب آقای رحیمی معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور و از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی آقای کردان در مصاحبه رسمی درخصوص نتایج سفر نماینده آقای کردان به دانشگاه آکسفورد چنین گزارش می دهند:
    «بعد از اعلام شبهه درخصوص اصالت مدرک دکتری آقای کردان نماینده ای از طرف وی به دانشگاه آکسفورد اعزام شد. با مراجعه این فرد به لندن مشخص شد که مطالب مربوط به مدارک وزیر کشور از روی سایت اینترنتی کاملاً حذف شده و اطلاعاتی در این خصوص وجود ندارد که وی در نتیجه اقدام به استخدام وکیل کرد. وکیل انگلیسی از طریق مقامات قانونی به سایت اصلی دانشگاه آکسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دکتری کردان را که در جلسه اخذ رأی اعتماد توزیع شده بود از آن سایت استخراج کرد … صحت مدرک از طریق سفارت ایران برای آقای کردان فرستاده شد که این مدرک شنبه به دست وی رسید و من شخصاً مدرک را ملاحظه کردم» !!؟
    بهتر است آقای کردان و نیز معاون حقوقی رییس جمهوری صادقانه اظهار دارند که کدامیک از داستان های جالب و شنیدنی آنها قرین به واقعیت بوده است و هر کدام که اقدام به انتشار داستان های کذب نموده اند از ملت شریف ایران رسماً عذرخواهی نمایند.
    هرچند درخصوص مدرک دکتری افتخاری آقای کردان نکات دیگری نیز موجود است اما به دلیل طولانی نشدن این مطلب بررسی آنها را به مجالی دیگر واگذار کرده و در ادامه نکاتی درباره مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد آقای کردان ارائه می گردد.
    الف – مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد
    ۶- پیش از روز اخذ رأی اعتماد آقای کردان از مجلس شورای اسلامی، ایشان در جلسه با نمایندگان اظهار داشته بودند که دارای مدرک کارشناسی ارشد پیوسته حقوق از یکی از واحدهای دانشگاه آزاد تهران هستند.
    اما جناب آقای کردان در پاسخ به این مطلب که تحصیلات خود را از چه سالی شروع و کی به اتمام رسانده اند، اظهار ناتوانی کرده و از ارائه تاریخ حتی حدودی آن بازمانده بودند.
    در روز رأی اعتماد ایشان، یکی از نمایندگانی که به عنوان مخالف تصدی سمت وزارت کشور از سوی آقای کردان نطق می نمود، اظهارداشت که علاوه بر مدرک دکتری، مدرک کارشناسی ارشد آقای کردان نیز مبنا ندارد.
    اما جناب آقای کردان در همان روز و در انتهای آخرین دفاعیه خود درباره مدرک کارشناسی ارشد خود چنین اظهار می دارد:
    «اگر می دانستم مدرک فوق لیسانس مشکل ساز می شود حتماً اقدام می کردم و این مدرک را هم به هیأت رئیسه تقدیم می کردم.» !
    ۱-۶- وزیر علوم تحقیقات و فناوری در پی سئوال دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره مدارک تحصیلی آقای کردان درکمیسیون آموزش و تحقیقات حاضر شده و به ۵ سئوال مطرح شده از سوی آنان پاسخ می دهد.
    آقای دکتر زاهدی در خصوص دایر بودن رشته کارشناسی حقوق پیوسته در دانشگاه آزاد چنین اظهار می دارد که «نه دانشگاه آزاد و نه هیچ دانشگاه دولتی مجوز برگزاری کارشناسی پیوسته رشته حقوق را ندارد الا دانشگاه امام صادق(ع)».
    بنابراین اولین ادعای آقای کردان مبنی بر تحصیل در رشته کارشناسی ارشد پیوسته حقوق خلاف واقع است.
    ۲a-6- مدتی بعد از رأی اعتماد آقای کردان دانشگاه آزاد نیز رسماً اعلام میکند که آقای کردان هیچ مدرک رسمی کارشناسی و کارشناسی ارشدی را از آن دانشگاه دریافت نکرده است !؟
    بنابراین شایسته است که آقای کردان مشخص بنمایند مدرک کارشناسی ارشدی که ایشان درصدد بوده اند به مجلس ارائه بدهند از کجا و چگونه دریافت داشته اند و علاوه بر آن توضیحات کاملی نیز درباره تناقضات موجود در تحصیلات مقاطع لیسانس و فوق لیسانس ارائه دهند و خود را در مقابل مردم عزتمند ایران اسلامی مسئول بداند.

    پایان

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۷

    آقای امیر رضا
    با سلام
    از تذکرات خیرخواهانه شما متشکرم . اما توصیه می کنم یک بار دیگر با دقت ، یادداشت بنده را مطالعه فرمایید.
    موفق باشید

  10. جواد گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۱۵

    جناب آقای جوانفکر خواهشمند است در صورت امکان پاسخ موارد زیر را بدهید شاید ما هم به نکات منطقی متن شما پی ببریم:

    در خصوص بند ۱: درست است که در هنگام ارائه مدرک جعلی به مجلس توسط وزیر مسئولیتی متوجه دولت نمی کند اما بهتر بود جنابعالی درباره مسئولیت کنونی دولت و پس از مشخص جعلی بودن مدرک صحبت می کردید که متاسفانه رئیس جمهور محترم تا کنون هیچ اقدامی نکرده اند.

    بند ۳- بارها گفته اند که موضوع نداشتن مدرک دکترای آقای کردان نیست بلکه موضوع بی صداقتی و یا ساده لوحی شخص وزیر است که دانسته یا ندانسته در جنین دامی افتاده است.

    بند ۵- در صورتی که آقای احمدی نژاد هم دستور پیگیری نمی داند این موضوع از طریق مجلس پیگیری می شد. پس بهتر است رویکرد عدالتخواهانه و ارزشی بعد از مشخص شدن جعلی بودن مدرک اعمال شود.

    بند ۶- به فرض اینکه مدارک دیگر آقایان هم بررسی و مشخص شود تعداد دیگری وزیر و وکیل هم گول خورده اند!! هزینه اش یک نامه است که همه چیز را به گردن نماینده دانشگاه (بخوانید دلال مدرک یا مدرک فروش) می اندازند و پس از آن هم آب از آب تکان نمی خورد.

    بند ۸- این که ایشان تاکنون بابت این مدرک پولی از بیت المال دریافت نکرده اند نظر آقای کردان و جنابعالی است اما مجلس چیز دیگری می گوید.

    بند ۹- شجاعت و صداقت آقای کردان قابل تحسین است اما به شرطی که این شجاعت و صداقت را در ابتدای قضیه خرج می کردند نه زمانی که گزارش کامل و حقیقت ماجرا روی میز رئیس مجلس بود و مثل روز روشن بود که حقیقت ماجرا برملا شده و آقای کردان راهی به جز صداقت و شجاعت نداشتند.

    بند ۱۱- به پاسخ بند ۳ مراجعه کنید.

    بند ۱۳- باز هم به پاسخ بند ۳ مراجعه کنید (موضوع مدرک نیست موضوع عدم صداقت است چرا اصرار به توجیه دارید!)

    *********
    آقا جواد
    با سلام
    بند دهم یادداشت ، ناظر بر پاسخ به سووال یا در واقع ادعای اول شماست.
    توضیحات شما رافع مسوولیت مجلس و نمایندگان محترم در قبال موضوع آقای کردان نیست.
    برخلاف تصریح جناب عالی ، بنده به هیچوجه قصد توجیه ندارم و مسوولیت قصور و اشتباهات هر کس برعهده خود اوست.
    توجه داشته باشید که خداوند ناظر بر همه افکار و اعمال ماست.
    موفق باشید.

  11. مجید گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۱۹

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    قبلا” از این که ممکن است بخشهائی از نوشته ام شما را ناراحت کند عذر میخواهم.
    مطلبتان در دفاع از آقای کردان را خواندم .
    حتما” شما هم ضرب المثل “” کی بود کی بود من نبودم “” را شنیده اید.
    اولا” بنده شخصا” تصور میکردم که انتخاب افراد رده بالا در هر سازمانی و خصوصا” دولت اگر هم بر هرگونه مناسبات استوار باشد ، الا و لابد مهمترین شرط آن صداقت است ولی انتخاب آقای کردان از بین سایر گزینه ها توسط رئیس جمهور مصداق انتخاب جرجیس از بین پیامبران است.
    ثانیا” آقای کردان مدرک مجعول خود را دیروز و امروز اخذ نکرده اند که تا امروز به صداقت آن واقف نشده باشند و کافی بود تا ببینند که کدام مدرک افتخاری را در قبال پول داده اند که این دومین آن باشد.
    ثالثا” اگر آقای کردان که اورکادر بوده اند نیازی به این مدرک نداشتند عقلا” آن را اخذ نمیکردند مگر اینکه فرض کنیم ایشان بدون این مدرک اصولا” اور کادر نمیشدند و این حقوق های بالا را نمیگرفتند.
    رابعا” فرض کنیم – فرض محال که محال نیست – که مجلس ما مجلس مستقلی بود و به آقای کردان با آن همه هزینه ای که از سوی رئیس جمهور برای ایشان شد رای نمیداد آنگاه چه اتفاقی میافتاد؟
    ۱- ایشان به عنوان مشاور رئیس جمهور منصوب میشد
    ۲- وزارت کشور تا ابد با سرپرست اداره میشد
    ۳- رئیس جمهور در شو تلویزیونی ( مصاحبه با خبرنگاران مبهوت و مدهوش سیما ) اعلام میکردند که افزایش نرخ تورم بدلیل عدم همکاری مجلس در انتخاب آقای کردان است.
    ۴-
    ۵-
    .
    .
    .
    خامسا” فکر نمیکنید قبل از معرفی ایشان بهتر بود تکلیف ۵۰۰ میلیاردی که در زمان تصدی ایشان در صدا و سیما مفقود شده مشخص میشد.
    سادسا” در کنار تعیین تکلیف مبلغ فوق وضعیت ۳۰۰ میلیاردی که در زمان شهرداری آقای احمدی نژاد بدون سند هزینه شده روشن میشد.
    سابعا” پرونده دادسرای آقای کردان که قبل از انقلاب تشکیل شده رسیدگی میشد.
    ثامنا” با این نکته که بصورت تلویحی آقای لاریجانی را مطلع از فجایع عملکرد آقای کردان دانسته اید موافقم
    تاسعا” شما که خود کار تبلیغاتی میکنید جمله گوبلز را شنیده اید که گفته دروغ هر چه بزگتر باشد مردم راحتتر باور میکنند پس آقای کردان با ارائه مدرک خود سعی کرد تا این دروغ بزرگ را هرچه محکمتر بیان کند ولی فکر نمیکرد که اینجا ایران است و برخی برای تطهیر داماد خود حسابی پیگیر ماجرا میشوند.
    تاسعا” به فرض این که قرارباشد تقلب یا تخلفی صورت بگیرد چه کسی بهتر از فردی که تمام زندگی خود را تقلبی سرکرده است میتوان پیدا کرد.
    در پایان شما را با وجدانتان واین سوال که چگونه و چقدر میشود به صحت انتخابات بعدی امیدوار بود به خدا میسپارم

  12. محسن گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۱

    سلام آقای جوانفکر
    در اینکه عده‌ای از موضوع دارند بهره برداری سیاسی می‌کنند شکی نیست.

    موضوع مقصر بودن مجلس هم به نظر من کاملا صحیح است. وقتی آقایان با صرف وجود احتمال تایید رهبری معظم (مطلبی که تکذیب شد) رایشان عوض می شود الآن نمی‌توانند تقصیر خود را انکار کنند.

    اما نمی‌توانید دولت را هم کاملا مبرا بدانید. اگر آقای احمدی نژاد در عین حال که ایشان معروف به دکتر کردان بوده‌اند، ایشان را با نام آقای کردان معرفی کرده‌اند (من خبر از این موضوع نداشتم) نشان دهنده این است که از همان ابتدا هم مدرک ایشان از نظر رییس جمهوری مشکوک بوده است. حداقل سه تقصیر هم متوجه شخص آقای رییس جمهوری است. اول اینکه باید احتمال ورود این ابهام به سطح افکار عمومی را می‌دادند، اتفاقی که به هر ترتیب (چه سوء استفاده سیاسی باشد و چه دلسوزی اصولگرایانه و چه هر چیز دیگر) افتاده است و ضررش دارد به دولت بر می‌گردد. دوم اینکه در شرایطی که حساسیت به وجود آمده روی آقای کردان درباره ضد و نقیض گویی‌های ایشان در مورد مدرک بود (و نه اینکه ایشان مدرک دارند و یا ندارند، به عبارت دیگر تاکیدی بر دکتر بودن ایشان نبود، تاکید بر احتمال دروغگویی ایشان بود) آقای رییس جمهوری در دفاع از ایشان موضوع کاغذ پاره را مطرح کردند که علاوه بر اینکه دفاع متناسبی نبود (چون منتقدان تاکیدشان بر دروغگویی بود و نه مدرک) و شائبه دفاع غیر منطقی را تقویت می کرد، توهینی هم به جامعه تحصیلکرده محسوب می شد (هر چند که آقای احمدی‌نژاد به طور قطع چنین قصدی نداشته‌اند) و سوم و مهمتر از همه اینکه آقای رییس جمهور نسبت به حساسیت به وجود آمده در افکار عمومی بی‌تفاوت است و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد.
    آقای جوانفکر، من از زمان مسائل آقای مشایی با وبلاگ شما اشنا شدم. از آن زمان حرفم با شما این بود که باور کنید موضوع با یک معذرت خواهی حل می‌شود، حتی اگر سیاسی ( و نه اخلاقی) به موضوع نگاه کنیم. بالاخره واضح است که آقای احمدی نژاد اشتباه کرده است (با معرفی آقای کردان). اشکالی هم ندارد که یک نفر اشتباه کند. من هم باشم، شما هم باشید ممکن است اشتباه کنید. این را نمی توان انکار کرد. اگر فرض را بگیریم که برخورد با آقای کردان کاملا سیاسی است (که البته فرض منصفانه‌ای نیست) آقای احمدی نژاد در محاسباتش در معرفی اقای کردان اشتباه کرده است. بالاخره در عالم سیاست باید همه این چیزها را در نظر گرفت دیگر. حالا ایشان در نظر نگرفتند، هیچ اشکالی ندارد. اشتباهی شد و رفت. برآیند اتفاقات بعدی (درست و یا غلط) افکار عمومی را به سمت دیگری برده است. توجیحات آقای کردان هم که واقعا غیر قابل قبول است. دیگر دفاع کردن ندارد. اگر اینطور که شایع شده در روز استیضاح احتمالی آقای کردان، شخص رییس جمهوری به عنوان مدافع به مجلس بروند از نظر من کار آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری تمام شده است. چه آقای کردان رای اعتماد بگیرد و چه نگیرد.
    یک معذرت خواهی کار را تمام می کند و منتقدان منصف را آرام و مغرضان را نیز خلع سلاح. تازه چهره آقای احمدی‌نژاد را هم بهتر می‌کند.

    قرار بود اگر آقای احمدی‌نژاد متوجه شدند که اشتباه کرده‌اند معذرت خواهی کنند (پاسخ شما به یکی از کامنتهای قبلی من). با توضیحات بالا، قبول ندارید آقای احمدی نژاد هم اشتباه کرده‌اند؟

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۷

    جناب آقای محسن
    با سلام
    از توضیحات منصفانه و نیک اندیشانه شما تشکر می کنم.
    موفق باشید

  14. محسن گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۸

    سلام مجدد

    مطلب دیگری به نظرم آمد که تکمیل کننده مطلب قبلیم است. ببینید شما می گویید که آقای رییس جمهوری آقای کردان را با نام دکتر معرفی نکرده‌اند. همانطور که گفتم این نشان دهنده مشکوک بودن مدرک ایشان از همان اول بوده ‌است. آن وقت چطور آقای کردان خودش به مدرک خودش شک نکرده است تا زمان پیش آمدن آن مسائل در جلسه رای اعتماد؟ ببینید هر چه آدم درباره یک دروغ بیشتر توجیه و توضیح بیاورد کار را خراب‌تر می کند. همه این تناقضات وارد اافکار عمومی می شود. چه افکار عمومی متوجه این تناقض بشود و چه نشود. اگر عموم افراد متوجه نشوند، افراد نسبتا نخبه‌تر متوجه می شوند و آن را به گوش دیگران می رسانند (تئوری چند مرحله‌ای).
    دود همه این اتفاقات هم دارد به چشم دولتی می‌رود که امید بر برقراری عدالت نسبی بر او بود.
    ممنون

  15. یک اصلاح طلب گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۵

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای جوانفکر
    در ابتدا از اقدام ریاست محترم جمهموری بابت دستور به بازپس گیری شکایان ادارات دولتی از رسانه ها تشکر و قدردانی میکنم و این سوال را دارم که آیا این مساله منجر به سواستفاده بعضی از نشریات معلوم الحال نخواهد شد؟
    در ضمن توجه شما را به مطالب و عکس های بسار نامناسب روزنامه کارگزاران جلب میکنم.
    نمیدانم چرا هیات محترم نظارت بر مطبوعات با این روزنامه برخوردی نمیکند!؟
    با آرزوی موفقیت برای شما.

  16. خصوصی گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۰۸

    انصافا روتون شد این مطلبو بزنید؟ شایدم فشار طرفدارای کردان مجبورتون کرد

  17. رشیدی گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۴

    سلام
    از اینکه صادقانه تلاش دارید تا گفتمان دولت نهم به افول نگراید جای تقدیر دارید اما…
    از مجموعه اتفاقات چند ماهه گذشته و با در نظر داشتن تمام موضع گیریهای منصفانه و مغرضانه، قطعا باید به عدم تناسب آقای کردان با شخصیت دولت دکتر احمدی نژاد اعتراف کرد. مهم نیست که آقای احمدی نژاد به دکتر بودن کردان اعتقاد دارد یا نه و مهم هم نیست که رئیس جمهور بر اساس مدرک، دست به انتخاب وزیر می زند یا نه، بلکه مهم این است که اکنون عدم صداقت آقای کردان عیان شده است. لزومی ندارد به توجیهات و حتی توضیحات روشنگر به این قضیه دامن زد. دولت نهم، دولت خرق عادتهاست. اگر دولتهای دیگر بودند می شد به توجیهات دلخوش بود ولی عهد مردم با احمدی نژاد فراتر از این حرفهاست. دکتر احمدی نژاد نیازی به امثال کردان ندارد. پشتوانه احمدی نژاد، مردم و پابرهنه ها هستند و نه امثال کردان. از خیرش بگذرند و با مردم و عدالتخواهان باشند…
    موفق باشید

  18. ایران پترو گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۶

    عضو کمیسیون انرژی: نه استیضاح وزیر کشور درست است، نه استعفا
    عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: با استیضاح وزیر کشور مخالفم.مهندس سیروس سازدار، نماینده مردم مرند و جلفا در گفت و گو با خبرنگار ایران پترو با بیان این مطلب، خاطر نشان ساخت: به صلاح کشور نیست، وزیری که هنوز دو ماه از زمان اخذ رای اعتمادش از مجلس شورای اسلامی می گذرد، توسط نمایندگان استیضاح شود.این عضو کمیسیون انرژی مجلس با اشاره به این که تبعات برکناری، علی کردان، از وزارت کشور، گریبانگیر مملکت خواهد شد، اظهار داشت: یک تجزیه و تحلیل ساده هم ثابت خواهد کرد که ماندن کردان به صلاح کشور است.از آن جا که اخیرا شایعاتی مبنی بر استعفای وزیر کشور نیز منتشر شده است خبرنگار ایران پترو از سازدار می پرسد که آیا با استعفای کردان، موافق است که او پاسخ می دهد : فرقی نمی کند چه استیضاح باشد چه استعفا، چون این وزارتخانه، وزارتخانه حساس و مهمی است و ایشان به تازگی وزیر کشور شده است، به صلاح کشور نیست که کردان از وزارت کشور جدا شود.

    آقای کردان استعفا چرا ؟

    به احتمال قوی اکثر کارکنان وزارت نفت، با گوشت و پوست و استخوان خود نوشتار زیر را که بر ماندن کردان به جای رفتن و خالی کردن میدان، تاکید می ورزد، درک خواهند کرد.چه اگر غیر از این می بود، کردان در همان مدت کوتاه قائم مقامی اش بر نفت، در بین کارکنان این وزارتخانه از محبوبیت ویژه برخوردار نمی شد.این نوشتار را که نویسنده آن، صاحب سالها تجربه در سطوح مختلف مدیریتی در وزارت نفت است، با هم می خوانیم:
    اخیرا ۸۰۰ نفر از کارکنان وزارت کشور در حمایت از وزیر کشور به رییس جمهوری نامه ای نوشته اند.در این نامه که اسامی برخی از امضاکنندگان نیز دیده می شود، از علی کردان به شدت جانبداری شده است.کارکنان وزارت کشور، پس از ارائه تو ضیحاتی قابل تعمق از رییس جمهوری کشورمان تقاضا نموده اند تا حمایت خود را از کردان دریغ نکند : ” ما کارکنان وزارت کشور، با عنایت به پاسداشت ۳۰ سال خدمات ارزنده جناب آقای کردان در کلیه سطوح مدیریتی و نیز سایر مدیران پر تلاش، بر تصمیمات حکومتی و حاکمیتی پایبند بوده و همان گونه که حضرت عالی نیز در بیانات خود اشاره داشتید، هیچگاه مدرک را ملاک ندانسته و آن را کاغذ پاره ای بیش نمی دانیم و با توجه به اصل شایسته سالاری، حمایت های خود را از جناب آقای کردان اعلام داشته و از جناب عالی به عنوان رییس هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تقاضا داریم که ما را در این امر یاری فرموده و حمایت های خود را از جناب آقای کردان دریغ نفرمایید.”
    به اعتقاد نگارنده، یک نکته برجسته در نامه مورد اشاره که بخشی از آن در این جا آمد، وجود دارد و آن لزوم توجه به تکیه بر اصل شایسته سالاری در انتخاب مدیران خصوصا در سطوح وزارتی، بدون توجه به مدارک دانشگاهی آنها است.چرا که اگر غیر از این می بود در قانون الزام آور بودن برخورداری از مدرک دکترا برای نشستن روی صندلی وزارت، در بندی، تبصره یا ماده ای، چیزی ذکر می شد و یا حتی تلویحا و به صورت دو پهلو موضوعی مطرح می گردید.
    لذا با توجه به آن که جناب کردان – همانطور که کارکنان وزارت کشور نیز بدان اشاره کرده اند – تا کنون در سطوح مختلف مدیریتی منشا ارائه خدمات ارزنده ای بوده و کارنامه درخشانی از خود بر جا گذاشته است، و برای رسیدن به وزارت نیز پله های مدیریتی را یک به یک طی کرده است، و همچنین با عنایت به این که ایشان در همان مدت کوتاه انجام وظیفه در پست قبلی(قائم مقامی وزارت نفت) توانسته است مقبولیت خوبی را در میان کارکنان وزارت نفت هم کسب کند، این توقع که رییس جمهوری نباید حمایتش از علی کردان را قطع نماید، توقع بی جایی نیست و البته این شایعه که وزیر کشور به دلیل جوسازی های رخ داده، تصمیم به استعفا گرفته است، تصمیم نا به جایی است چرا که در صورت اتخاذ چنین تصمیمی پا در راهی گذاشته خواهد شد که بد خواهان آن را برای ورود ایشان هموار ساخته اند و حرکت در مسیری آغاز خواهد شد که سیاست بازان مغرض، خواهانند.
    “ایران پترو” از آوردن نام نویسنده مطلب فوق که در زمان حاضر در یکی از پست های کلیدی وزارت نفت، مشغول به انجام وظیفه است، بنا به درخواست ایشان، امتناع کرده است.

  19. م-سینا گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۹

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    اخیرا در مطلب اسبق شما، «آقای کردان لطفا عدالت را در مورد خودتان اجرا کنید!»، کامنتی گذاشته م که هنوز پاسخ نگفته اید.
    امشب تحلیل جدیدتان را خواندم. همه ما کم و بیش می دانیم که موضوع از چه قرار است و مهم تر آنکه مساله اصلا قابل توجیه نیست. من تعجب کردم از این دلایلی که شما برای توجیه قضیه مطرح کرده اید. به نظر می رسد تحت فشار این تحلیل را نوشته اید و نظرات واقعی خودتان نباشد(انشاا… که اینگونه است). مساله سر مدرک دکترا داشتن یا نداشتن ایشان نیست، هرچند گرفتن مدرک دکترا بدون داشتن لیسانس و فوق لیسان عین “جعل” است. موضوع اصلی “دروغ” گفتن چند باره آقای کردان در مراحل مختلف گرفتن رای اعتماد و پس از آن است. حال ما با قبل از این سالها که دقیقا مشخص نیست چه استفاده ای با این مدرک کرده اند، کاری نداریم. نمی خواهم دلایل چند باره و واضح را دوباره تکرار کنم گرچه معتقدم مواردی را که شما مطرح کرده اید به راحتی می توان پاسخ داد.
    همانگونه که در کامنت قبلی گفتم، معتقدم اگر وضع به همین گونه ادامه یابد، تاثیر مهمی بر انتخابات آینده ریاست جمهوری خواهدگذاشت. مردم ما به راحتی این توهین آشکار را فراموش نخواهند کرد.

  20. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۷

    با سلام
    جناب اقای جوانفکر ببخشید اگر دوبار این کامنت پست شده چون یک بار به مشکل خورد و مطمئن نبودم پست شده باشد بنابراین شاید فقط همین یک کامنت پست شده باشد به هر حال
    در روز ۲۰ مهر ماه معاون رئیس جمهور به نقل از خبر گزری جمهوری اسلامی ( آدرس لینک : http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=126798 ) اعلام کردند که مدرک آقای کردان جعلی نیست و در محکمه این امر ثابت خواهد شد این در حالی است که خود آقای کردان به جعلی بودن مدرک دکترا اعتراف کرده اند و دانشگاه آزاد نیز ارائه هر گونه مدرک لیسانس و فوق لیسانس را به ایشان تکذیب کرده است ( طبق بیانات آقای علیزاده در مجلس شورای اسلامی ) با این توصیفات :
    ۱- ادعای آقای معاون ریاست جمهوری چه معنی و مفهومی داد ؟
    ۲- تکلیف لیسانس و فوق لیسانس آقای کردان چه خواهد شد ؟
    ۳- آقای کردان با مدرک دکترا و در صدا و سیما حقوق نگرفته اند با بقیه مدرک ها چطور ؟
    ۴- چرا بین مسئولان برای بیان حقیقت به مردم اتفاق قول وجود ندارد ؟
    ۵- شما که موضوع اشتباه شدن مدرک را قبول دارید از حرف آقای معاون چه برداشتی دارید ؟

    با تشکر
    منتظر پاسخ شما هستم و از شما تقاضا دارم پاسخ سوالام مرا نیز بدهید
    برای در یافت پاسخ مصرانه هر روز به وبلاگ شما سر خواهم زد

  21. بیننده گفت :

    مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۷

    جناب جوانفکر
    سلام
    اگر جناب کردان اونطوری که شما می گویید راستگو ست چرا در مورد پولهایی که بابت مدرک افتخاری خود پرداخته چیزی نمی گوید ؟ انگونه که قبلا هم گفته بودم این کارها برای کردان مدرک نمی شه همانطوری که برای آن عنصر مونث معلوم الحال شلیته نمی شد! خوش باشید و اگر این وبلاگ و کامنت دونی فقط یک ژست پاسخگویی بیشتر نیست جرات کنید و این کامنت را منتشر کنید

  22. نادر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۳۴

    سلام. فقط یک نکته راجع به یکی از بندهای حمایت نامه شما که خیلی هم این چندهفته ها تکرار می شود و آن اینکه احمدی نژاد در نامه معرفی مجلس از عنوان دکتری برای کردان استفاده نکرده است. ممکن است بفرمایید پس بقیه دکتر جعلی های کابینه که با عنوان دکتر معرفی شده اند را چه می گویید. رفاقت چشمتان را بسته و گرنه بعید می دانم این مسایل را ندانید

  23. یاسر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۳۷

    مدرک جعلی یه طرف . دروغگویی یه طرف
    این آقا که می فرمایند مدرک را مکاتبه ای گرفته اند و اصلا در دانشگاه آکسفور حضور نداشته اند چرا در جواب نماینگان که “شما که زبانا انگلیسی نمیدانید چطور از رساله خود دفاع کردید ؟ ” فرمودند “مترجم گرفتم!”

    این رو چه طور توجیه می کنید ؟!

  24. آرش گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۰۲

    از بین خیل سؤالات و ابهامات فقط دو سؤال می‌پرسم و انتظار دارم بی‌حاشیه‌روی جواب شفاف و روشن به من بدهید:
    ۱ـ درصورتی‌که آقای کردان توسط جاعلان مدرک فریب خورده باشد آیا اساساً امکان‌پذیر است بدون دریافت پول از جناب کردان به هزینه‌ی خود و با علم غیب به اینکه ایشان در سال‌ها بعد وزیر کشور خواهد شد و برای خراب کردن چهره‌ی دولت نهم اقدام به جعل مدرک برای آقای کردان کرده‌اند؟ و آیا اگر برای این کار، جعل مدرک، از ایشان پول گرفته‌اند آیا آقای کردان از خود نپرسیده‌اند این چه دانشگاهی‌ست که برای مدرک افتخاری نه تنها پول نمی‌دهد بلکه پولی هم می‌گیرد؟
    ۲ـ حالا تمام داستان‌های ضد و نقیض مدرک افتخاری را هم بالفرض باور کردیم (که نمی‌کنیم!) در مورد مدارک فوق لیسانس و لیسانس ایشان از دانشگاه آزاد چه توجیهی دارید؟ آیا تمام این داستان‌ها را برای این دو مدرک هم می‌شود تکرار کرد؟
    حرف اضافه هم نمی‌زنم که بهانه‌ای برای سانسور کامنت نداشته باشید. فقط همین دو سؤال!

  25. دادخواه گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۰۸

    جناب آقای جوانفکر اگر یادتان باشد من قبلا هم گفتم که از رای دهندگان به آقای احمدی نژاد بوده و حالا هم دقیقا به دلیل اینکه نمی خواهم هزینه خلافکاریهای شخص دیگری به حساب آقای احمدی نزاد نوشته شود این مطلب را می نویسم.
    جناب آقای جوانفکر وجدانا آیا شما خودتان به این مطالبی که نوشته اید اعتقاد قلبی دارید؟
    آیا آقای کردان با قبول جعلی بودن مدرکش شجاعت به خرج داد؟ آیا ایشان این اعتراف را خیلی دیر و هنگامی انجام نداد که دیگر همه مجلسیان و وزیر علوم و آقای جاسبی همه چیز را گفته بودند و دیگر چیزی باقی نمانده بود که ایشان بخواهد قبول کند یا رد؟ اگر ایشان جعل را قبول نمی کرد می خواست چکار کند؟
    ثانیا ایشان آیا تکلیف لیسانس و فوق لیسانسش را هم مشخص کرد؟ آیا ایشان تکلیف تدریس در دانشگاه را هم مشخص کرد؟ به فرض که ایشان در این قضیه فریب خورده باشند و اصلا مقصر نباشند آیا همین دلیلی بر عدم صلاحی ایشان برای منصبی به این حساسیت نیست؟ ایشان که نتوانسته یک امر به این بدیهی را بفهمد که مدرک دکترا کشک نیست که بشود آن را از هر دکان بقالی تحویل گرفت چگونه می خواهد ثابت کند که در مسائل دیگر سرش کلاه نمی رود؟
    شما را به خدا یکبار هم که شده مصالح کشور را در الویت قرار دهید. حتی اگر به فرض در این قضیه آقای کردان مظلوم هم باشند صلاح نیست که در یک انتخاب مهمی که در پیش رو است بهانه بی جهت به دست کسانی دهیم که حاضرند برای یک دستمال کل قیصریه را آتش بزنند. بخواهید یا نخواهید وجهه ایشان فعلا در نزد افکار عمومی خدشه دار است چه به حق یا ناحق.
    در هر صورت اگر این قضیه تا پس از انتخابات کش داده شود خدای نکرده نظام چنان ضرری را تحمل خواهد کرد که ضرر به حق یا یا نا بحق کردان در برابر آن اصلا به حساب نمی آید. اگر آقای کردان واقعا آن طور که ادعا می کنند به نظام و مصالح آن می اندیشند بهترین کار برای ایشان استعفا و عذر خواهی از ملت خواهد بود و بس.

    آقای جوانفکر همچنین در باره آن قسمت از سخنانتان که به طور ضمنی خود را مطیع تمام و کمال آقای رییس جمهور قلمداد کرده بودید باید بگویم که اگر قرار بود مشاوران همان چیزهایی را بگویند که خود رییس جمهور دوست دارد بنابر این چه نیازی به وجودشان است؟ مشاور باید امین باشد و آن چیزی را که به نظرش درست می آید به رییسش منتقل کند نه آن چیزی را که خوشامد رییسش است.

  26. محمد طبرستانی گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۱۷

    سلام
    با عرض سلام
    استاد عزیز
    آقای کردان اشتباه کرده و نمی توان از ایشون دفاع کرد. حتی اگر ایشان در این ۳۰ سال بهترین خدمات را به نظام کرده باشد
    ولی ادعای دروغ و فریبنده آقای کردان در مورد مدرک تحصیلی اش با نگاه دولت نهم سازگاری ندارد
    ومجلس و به خصوص شخص ریس مجلس باید پاسخگویی افکار عمومی باشد که چرا …………………
    استاد عزیز ما ۳۰سال است که چوب مصلحت رو داریم می خوریم ما ۳۰سال است که چوب امثال آقای کردان رو داریم می خوریم اینها می خواهند به هر طریق که شده به احمدی نژاد مظلوم ضریه بزنند.
    آقای جوانفکر آقای کردان و امثال آقای کردان که متاسفانه در دولت رخنه کرده اند در دولت عدالتخواه آنهم به ریاست شخصی از تبار عاشورائیان جایی ندارند. راستی چی شد کردان آمد سید مهدی هاشمی رفت؟

  27. کورس سلطانی گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰

    آقای جوانفکر
    من کاری به مسائل سیاسی و داد و فریاد های مربوط به آقای مشائی و کردان ندارم ولی از این نگرانم که شیوه شما در حمایت از روسایتان تبدیل به فرهنگی نا میمون شود.
    اینکه شما خود را تابع محض آقای رئیس جمهور میدانید و یا اینکه صفری هستید در مقابل عدد رئیس جهمور واقعا مشمئز کننده است . خداوند در آفرینش شما بخود تبریک گفته است این چه نوع برخوردی است که با خود و رئیس جمهور میکنید. بعضی از درباریان ناصر الدین شاه نیز با وی چنین نمی کردند

  28. یاشار گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹

    آقای جوانفکر
    بنظر شما معاونت صدا و سیما یک پست به قول شما اورکادر است؟ اگر واقعاً اینگونه فکر می کنید، متأسفم به حال مردم کشوری که شما مشاور ریاست جمهوری آن هستید.
    آقای کردان بر اساس چارت های سازمانی و طبقه بندی مشاغلی که در همه سازمانها وجود دارد، معاونت باید دارای مدرک تحصیلی خاصی باشد آن هم معاونت اداری و مالی. شاید مدرک دکنری برای معاونت سازمان صدا و سیما لازم نباشد ولی مطمئناً حداقل مدرک لیسانس لازم است و اکنون همه میدانند که آقای کردان حتی دارای مدرک لیسانس مورد تأیید وزارت علوم هم نیستند.
    توصیه میکنم از سازمان صدا و سیما هم استعلام کنید که برای احراز پست معاونت آن سازمان چه شرایطی لازم است.

  29. nowshadi گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰

    اقای جوانفکربا سلام. انشالله که شما ساده نیستید ومن فرض را بر این می گذارم که از فرط کیاست، خوشبین شده اید والعاقبه للمتقین باب خوبی را گشوده اید با تمام توان حیثیت مملکت را به باد بدهیم بعد هم یک معذزت خواهی ساده و تمام چه کسی می خواهد این عذر خواهی را بپذیرد؟ نمی دانم شاید جواب مردم است بیچاره مردم هم که کلی سخنگو دارند و از فردا سخنگو ها شروع به … .چرا آبروی نظام را به افرادی پیوند می دهیم که اغلاط املایی مدرک افتخاری خود را نمیدانند؟در یک رشته رساله می دهند در رشته دیگر مدرک می گیرندو حتی آرم دانشگاه ارایه کننده مدرک خود را نمیشناسند بیسواد هم که بود تفاوت شکل آرمها را که تشخیص می داد. خدا نکند این مدرک زینت دکوراسیون و طاقچه خانه ایشان نبوده باشد که در این صورت باید آمار دیگری را به اسم این آقا افزود.ملاحظه می فرمایید احساس کرده اند شهر بی در و پیکر است پس… .آقای جوانفکر توزیع مدرک افتخاری قلابی،شجاعت نیست ایا ایشان با توزیع مدرک مخاطبین را سفیه فرض نکرده اند؟چه اصراری به دادن سکان به چنین فردی است که به راحتی بازی بخوردمگر عیب ابو موسی اشعری چیزی جز سادگی بوده است؟این قدر مدیریت این شخص و صلاحیت او را بزرگ نکنیم قرار نیست اگر نظام در مقاطعی اشتباه کرده همچنان به این اشتباه ادامه دهد .آقای جوانفکر ایشان حداقل دیگر خوشنام نیست اگر به خاطر اجتناب از ظن نگوییم دروغ نگفته است ،حتما سادگی کرده است و در مسند رییس ستاد انتخابات بیش از آنکه آبروی نظام باشد مایه بی آبرویی نظام است یاد پور محمدی بخیر التماس دعا

  30. رضا گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹

    این یعنی ماست مالی کردن یادداشت قبلییتان که ما را کمی امیدوار کرده بود که بالاخره شنوندگانی نیز در مجموعه دولت وجود دارند. آقای برادر میدانی موضوع چیست ؟ میدانی چه چیزی مردم را رنج می دهد ؟
    یک کلمه : عدم صداقت . دروغ گویی و … پنداشتن مردم همین !
    مشاور عزیز باور کن فشار این احمق پنداشتن خلق الله از فشار دستآوردهای اقتصادی دولت ( تورم اول در منطقه و چهارم جهان ) بیشتر است .
    ایشان اگر شجاعت داشت همان روز اول به جعلی بودن مدرک خود اعتراف میکرد نه اینکه حالا دست پیش را گرفته و با یک اعتراف اجباری در جایگاه مدعی نشسته است . ایشان خودش صراحتآ در روز رای اعتماد گفت حقوق ماموریتهای خارجی خود را دریافت نکرده است و در عوض با موافقت آقای لاریجانی حقوق مدرک افتخاری خود را دریافت کرده حالا شما کاسه داغتر از آش شده اید و بجای ایشان می گوئید بابت مدرک افتخاری (جعلی) حقوق نگرفته است ؟!!
    اصلآ می پذیرم در اصالت مدرک ایشان هیچ شبهه ای وجود ندارد ، طبق کدام قانون داخلی به مدرک افتخاری حقوق تعلق می گیرد ؟
    آقای برادر یک چیز را مطمئن باشید کردان پاشنه آشیل دولت احمدی نژاد خواهد شد.

  31. عادل گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۴

    با سلام
    فرموده اید:” رویکرد وزیر کشور در بیان حقیقت ، احترام به افکار عمومی تلقی می شود و قابلیت ارزش گذاری دارد و بنده آن را گامی ارزشمند در جهت عدالت تلقی می کنم. ”
    حالا منصفانه یک سوال از شما دارم: مگر چاره ی دیگری برای جناب کردان باقی مانده بود؟! نکند باید توقع می داشتیم ایشان قاطع و محکم پای مدرک مضحکشان (که ظرف چند ساعت کاربران عادی اینترنت بالغ بر ۲۰ غلط املایی و نگارشی از آن گرفتند و دانشگاه آکسفورد بیش از یک ماه قبل عدم صحت ان را رسما اعلام کرده بود) می ایستادند ؟!؟!
    به نظر شما صبر کردن تا آخرین لحظات تفحص مجلس در این مورد و نامه نگاری به رییس جمهور هنگامی که مشخص شد مجلس شورای اسلامی در مورد مدرک ایشان واقعیات را خواهد گفت، دلیلی بر برخورد صادقانه است؟
    ایشان با چه مدرکی “دانشیار” دانشگاه آزاد بوده اند؟! البته شما این موضوع را به دانشگاه آزاد مربوط می دانید اما آیا ایشان خود در دانشیار بودنشان و حقوق گرفتن از این نهاد با مدرک دکترا “هیچ نقش و تقصیری” نداشته اند؟!؟!
    چرا هرگاه به عنوان وزیر کشور از ایشان نام می بریم صحبت از صداقت ایشان است اما هنگامی که ابهام ها در مورد ایشان مورد بحث است آقای لاریجانی و جاسبی -و نه حتی خود آقای کردان- باید پاسخگو باشند؟
    متاسفانه شما در این پست اخیر باز موضوع را دور زده اید و به استدلال در مورد لزوم یا عدم لزوم وجود مدرک تحصیلی پرداخته اید در حالی که قطعا مستحضر هستید بحث بر سر این است که:
    “اگر آقای کردان از جعلی بودن چنین مدرکی مطلع نبوده اند که دال بر بی کفایتی ایشان حد اقل برای تصدی یکی از حساس ترین پست های کابینه -آن هم کابینه دولت نهم- یعنی وزارت کشور است، اگر هم مطلع بوده اند که به این معنا است که چندین و چند باره -حتی در نامه اخیر به رییس جمهور- دروغ گفنه اند و باز صلاحیت ایشان به طریق اولا منتفی است”اگر شما “جواب خودتان” این سوال را برای اذهان عمومی روشن سازید قطعا لطف بزرگی به ملت و هم چنین دولت نهم کرده اید.
    امید وارم هیچگاه خود را غیر از قادر متعال در مقابل هیچ کس “صفر” نپندارید زیرا ممکن است ناچار شوید بنا به مصلحت های ناحق این چنین از جاده انصاف خارج شوید.
    یا حق

  32. سعید گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۲۰

    آقای جوانفکر !
    به عنوان یک جوان ایرانی سؤالاتی از محضر بزرگوارتان دارم.میدانید که اکثر پزشکان منشی دارند که گاهی تقریباً تمام کار فنّی پزشکان از قبیل گرفتن نبض،آزمایش با دستگاه تنفّس و اکوقلب و تست ورزش را انجام میدهند .حتّی بعد از گذشت سی سال ماندن در مطب جراح بیشتر از خود جراح انواع و اقسام مریض را دیده اند. حال با توجه به این تجارب فوق العاده ارزشمند به آنها لااقل مدرک پزشکی عمومی هم نمی دهند. همچنین مدرّسین و معلمین دروس کارشناسی ارشد و حتّی مؤلّفین برجسته ریاضی مثل استاد پرویز شهریاری با آنهمه کتاب بعد از سالهاتدریس دروس مشکل و کسب افتخارات متعدّد علمی توفیق نیافته اند لااقل استادیاری افتخاری دانشگاه تهران را نصیب خود کنند.ممکن است توضیح دهید چرا تجارب این افراد مورد توجه قرار نمیگیرد؟در مورد مثال اوّل آیا شما در صورت نبودن جرّاح حاضرید از داروهای پیشنهادی منشی بسیار با تجربه و تحصیل نکرده ایشان استفاده کنید؟
    ضمناً شما فرمودید در مشاغل سیاسی مدرک ملاک نیست.پس آیا فکر میکنید برای پست ریاست نمایدگی ایران در سازمان ملل متحد یا رئیس هیأت نمایندگی ایران در دیوان داوری لاهه که شغلهای صددرصد سیاسی هستند ، میتوان فردی را انتخاب کرد که سواد خواندن و نوشتن انگلیسی را ندارد و فقط فارسی بلد است؟
    همچنین مایلم بدانم در سازمانی که اینهمه جوان و پیر تحصیلکرده با مدارک رسمی و حتّی بین المللی معتبر و با سالها سابقه فعّالیّت در واحدهای مختلف انقلابی هست ،آیا واقعاً اینقدر به تجربه خالص ایشان نیازمند بودیم؟

  33. مجید گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۴

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    میدانم که این مطلبم را نیز مانند مطلب نگاشته شده ی دیروزم انعکاس نمیدهید ولی مطمئنم که این عدم انعکاس (نمیخواهم بگویم سانسور ) نشانگر این است که اشارات و سوالات من دقیقا” مواردی بودند که در ذهن شما هم وجود دارند و شما هم علی رغم ارتباط نزدیک با تشکیلات دولت پاسخی برای آنها نیافته اید چه اگر پاسخ داشتید قطعا” آنها را حتی برای تنویر افکار و تطهیر دولت اعلام میکردید.
    فقط بگویم که این سوالات مختص بنده نبوده و عموم جامعه این سوالات را دارند و با پنهان کردن آنها سودی عاید نخواهد شد.
    تا دیر نشده استغفار کنید و از این دولت سراپا دغل فاصله بگیرید.

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۹

    آقای سعید
    با سلام
    ۱- توصیه می کنم یک بار دیگر یادداشت بنده را با تامل بیشتر مطالعه فرمایید.
    ۲- فکر می کنم که پرهیز از آسمان ریسمان کردن برای رسیدن به یک نتیجه از پیش مشخص ، امری لازم است.
    ۳- داشتن تحصیلات بالای دانشگاهی شرط لازم برای انتخاب ، انتصاب یا باقی ماندن افراد در سمتهای سیاسی نیست.
    ۴- ریاست هیات نمایندگی ایران در دیوان داوری لاهه یک شغل صددرصد سیاسی نیست.
    موفق باشید

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۴۴

    اقای عادل
    با سلام
    از مطالبی که مرقوم فرموده اید متشکرم
    همانطور که در یادداشت مزبور نوشتم ، مشاور رئیس جمهور ، به لحاظ سیاسی و اجتماعی ، شان و منزلت مستقل از رئیس جمهور ندارد.
    احمدی نژاد خود را خادم و نوکر مردم می داند و به آن افتخار می کند و در عمل هم پای این ادعای خود ایستاده است. بنده هم افتخار می کنم که نوکری نوکر مردم را بکنم.
    لطفا مسائل را با هم قاطی نکنید. آقای احمدی نژاد یک بسیجی صادق ، صمیمی ، فرهیخته ، اندیشمند ، شجاع ، پرتلاش و پرکار و آماده شهادت است. بنده در جایگاه مشاورت چنین فردی ، خود را به مثابه عدد صفر دانسته ام و از اینکه در کنار عدد رئیس جمهور قرار بگیرم ، به خود می بالم.ضمن آنکه همه ما در محضر پروردگار متعال قرار داریم و باید تلاش کنیم که از جاده حق و عدالت خارج نشویم.
    فرصت کردید یکبار دیگر یادداشت بنده را با دقت بیشتری مطالعه فرمایید.
    موفق باشید

  36. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۴۹

    آقا یا خانم نوشادی
    با سلام
    ازنظرات شما تشکر می کنم.
    اگر فرصت کردید ، یادداشت بنده را یکبار دیگر و با دقت بیشتر مطالعه فرمایید.
    موفق باشید.

  37. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۷

    آقای یاشار
    با سلام
    بنده عرض کرده ام که مدرک تحصیلی در میزان دستمزد پست های سیاسی که از سطح معاونین وزرا به بالاست ، هیچ تاثیری ندارد. کسی که چنین پستی را احراز کند بدون توجه به مدرک تحصیلی اش ، دستمزد مشخصی را دریافت می کند که ربطی به سوابق تحصیلی او ندارد.
    ضمنا به یاد بیاورید که وزیر محترم بازرگانی در دولت آقای خاتمی مدرک فوق دیپلم داشتند و اشکالی هم نداشت.
    همچنین به یاد بیاورید که آقای خاتمی را در تمام دوران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، دکتر سید محمد خاتمی خطاب می کردند تا اینکه به هنگام ثبت نام ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ ، مشخص شد ، مدرک تحصیلی ایشان فوق لیسانس است.
    موفق باشید

  38. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۱۷

    آقای سلطانی
    با سلام
    خواهش می کنم یک بار دیگر و بادقت بیشتر یادداشت بنده را مطالعه کنید. در آنجا یحث از شان و منزلت سیاسی امروز بنده است که محصول حکم مشاورت مطبوعاتی رئیس جمهور است و اگر این حکم وجود نمی داشت یا از بنده سلب شود ، به طور طبیعی شان و منزلت سیاسی امروز را نخواهم داشت.اگر شما این مساله را قبول ندارید استدلال بیاورید و بنده را مجاب کنید. ضمنا این مساله هیچ ربطی به اینکه همه ما مخلوق خداوند هستیم و در محضر خداوند متعال قرار داریم ، ندارد.

  39. رسواگر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۴

    جناب آقای جوانفکر!
    شما بدون قصد دفاع از آقای کردان مطالبی را برای ایجاد شفافیت مطرح کرده اید که قابل توجه می باشد
    لیکن با توجه به پست هائی که نوشته اید موافق ماندن کردان در وزارت نیستید اما از آنجائیکه کردان به حکم استخاره قصد استعفا ندارد و در صورت کنار رفتن یا عزل باید کل کابینه باید رأی اعتماد از مجلس بگیرد و این به صلاح نمی باشد بنابراین نباید امید به تغییر ایشان داشت تنها راه اینست که دولت تمام هزینه این مسأله را بپردازد البته تنها این دولت نیست که هزینه می پردازد حامیان دولت نیز امروز هزینه می دهند .اما سوال اینجاست حقیقتا آقای کردان چگونه به وزارت رسید و چرا پیش از این برای پست قائم مقامی وزارت نفت انتخاب شد آیا جریانی در پشت پرده در تلاش است البته مدافعان سرسخت اورا همه می شناسند تردیدها در این زمینه جدی است.

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۵

    آقای سلطانی
    با سلام
    توصیه می کنم یکبار دیگر و با دقت بیشتر به مطالعه یادداشت بپردازید. با قاطی کردن مسائل به یکدیگر هیچ مشکلی حل نمی شود. همه ما در محضر خداوند متعال قرار داریم اما در میان ما یکی امام خمینی (رض) است ، یکی دیگر صدام است و آن دیگری بنی صدر است و خداوند نیز خالق همه آنهاست. نوکری کدامیک را ارزشمند می دانید. نوکر امام خمینی بودن افتخار است . نوکر نوکر مردم (احمدی نژاد) بودن هم افتخار است. ضمنا یادمان باشد که صفر عدد کمی نیست. کافی است در برابر یک ، دو .. قرار بگیرد تا معلوم شود که چه شان و منزلتی دارد اما این شان و منزلت وقتی معلوم می شود که در کنار عدد یک و دو قرار بگیرد. به هر حال با نظر شما و ارتباط دادن آن با درباریان ناصرالدین شاه موافق نیستم و آن را ناشی از عدم درک درست موضوع می دانم.
    موفق باشید

  41. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۰

    آقای طبرستانی
    با سلام
    ازنظرات شما تشکر می کنم.
    جواب سووال شما را نمی دانم اما طبیعی است که وقتی کردان بیاید ، سید مهدی می رود.
    موفق باشید.

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۷

    آقای دادخواه
    با سلام
    نظرات شما کاملا محترم است و بنده از آنها استفاده کردم.
    در پاسخ به پاراگراف آخر توضیحات شما ، توجه تان را به پاسخی که به کامنت یکی از دوستان در سه یادداشت قبلی دادم ، جلب می کنم :
    جناب آقای رضایی
    با سلام
    از تذکر و سخن خیرخواهانه شما تشکر می کنم. بنده عرض کرده ام که تا وقتی مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور هستم حق ندارم به صورت علنی با ایشان مخالفت کنم.البته در مسائلی ممکن است نظر مخالف داشته باشم که به عنوان مشاور امین به ایشان منتقل می کنم اما به طور علنی حق مخالفت با رئیس جمهور را نه برای خود و نه برای هیچیک از مشاوران رئیس جمهور قائل نیستم.
    اما تاکیدم این بود که نظرات منتشر شده در وبلاگ ، یک نظر شخصی است .
    مخالفت با رئیس جمهور از موضع مسوولیت و موقعیتی که اعتبار آن از وجود رئیس جمهور است ، به لحاظ عقلی ، شرعی و منطقی جایز نیست. بله بنده می توانم با رئیس جمهور مخالفت کنم اما نه در این مسوولیت. باید آن را رها کنم و بعد اگر نظر مخالفی داشتم ابراز کنم. فکر نمی کنم این دیدگاه محل اشکال باشد.
    موفق باشید.

  43. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۱

    آقای آرش
    با سلام
    بنده قصد هیچ توجیهی ندارم. فرض بر این است که همه مخاطبان محترم دارای بینش ، درک صحیح مسائل و قدرت تحلیل هستند.
    امیدوارم شرایطی پیش بیاید که اقای کردان به این دو سووال شما پاسخ بدهند. بنده در حد فهم و درک خود به بیان مسائل می پردازم بنایراین توقع نداشته باشید که به هر سووال شما پاسخ بدهم.
    موفق باشید

  44. ح گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۵۸

    اقای جوانفکر سلام
    حملات بسیار شدید به دولت و نداشتن اطلاعات دقیق عموم مردم به ویژه جوانان برای دفاع نگران کننده است
    شما در دولت هستید و باید امار های دقیق از عملکرد اجرایی دولت به صورت مقایسه ای با تمام دولتهای قبل ارائه دهید

  45. داود روشنی گفت :

    مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۰۴

    سرور ارجمند جناب آقای جوانفکر:
    باسلام و عرض ادب. به همان اندازه که مطلب قبلی تان در توصیه کردان به رعایت عدالت در مورد خود موجب شعف عدالت طلبان قرار گرفت و اما مطلب اخیرتان بسیار موجب شگفتی است. با توجه به شناختی که از حضرتعالی پیدا کرده ام مطلب قبلی تان چندان دور از انتظار نبود و خروجی و نمودی از وجدان پاک و عدالت طلب شما بود و اما مطلب اخیرتان در تغییر و تحویل مطلب قبلی تان بوده و البته نشانی از فشارهای سیاسی و البته ملاحظات سیاسی شما در مورد موضوع است و البته با مطلب قبلی تان بسیار متفاوت و مصلحت گرایانه! متاسفم که بگویم حضرتعالی در این خصوص نیز به تاسی از برخی دولتمردان حقیقت را فدای مصلحت سیاسی نمودید.
    آقای جوانفکر امام علی (ع) در مورد ورود به فتنه ها هشدارهای لازم را به مومنین داده است و راه را هم نشان داده اند. موضوع کردان فتنه ای است که مقصر اصلی اش خود اوست و البته در درجه بعد آقای احمدی نژاد و لاریجانی! اگر در ورود به این موضوع احساس می کنید که ایمانتان دچار خدشه می گردد بر شما فرض است که وارد نشوید و البته من اگر به جای شما بودم با شهامت تمام بر دریافت وجدانی ام پافشاری می نمودم و یا اینکه سکوت می کردم و چیزی نمی گفتم و گمراهان و غرض ورزان را به حال خود می گذاشتم.
    در این خصوص نظر خودم را در مصاحبه ای با سایت جوانان اصلاح طلب منتشر نموده ام که در پی می آید:

    از همان ابتدا که آقای کردان جهت اخذ رای اعتماد به مجلس معرفی شدند‌ بسیاری از نمایندگان مستقل می دانستند که مدرک ایشان جعلی است. با این حال ایشان با اصرار بر صحت مدرک خود از مجلس رای اعتماد گرفت. این نشان می دهد که از ابتدا شواهدی مبنی بر جعلی بودن مدرک ایشان و عمد ایشان در ارائه مدرک وجود داشته است.

    اکنون نیز با اثبات رسمی جعلی بودن این مدرک، آقای کردان ادعا می نمایند که نمی دانسته اند که مدرکشان جعلی است. اما سوال جوانان تحصیلکرده این است که آیا ایشان نمی دانسته اند که اخذ یک مدرک دکتری تنها با ارائه یک رساله معمولی و بدون حضور در کلاسهای درسی و تحمل مرارتهای فراوان امکان پذیر نیست؟ چگونه ممکن است شخصی بتواند بدون حضور در دانشگاه و بدون این که حتی یک بار پا به آنجا بگذارد مدرک دکتری بگیرد آن هم از یک دانشگاه معتبر بین المللی؟

    مشکلات مدرک کردان تنها به مدرک دکتری باز نمی‌گردد، ‌چرا که مدرک لیسانس و فوق لیسانس ایشان نیز مورد تایید قرار نگرفته است. لذا قصد عمد ایشان در اخد مدارک جعلی بلا تردید است. بنابراین ادامه وزارت کردان توهین به شعور ملت و جوانان تحصیلکرده ایرانی است.

    چگونه می توان پذیرفت در شرایطی که خیل عظیمی از جوانان تحصیلکرده ایرانی ـکه با مرارت و تحمل سختی های فراوان موفق به تحصیل و کسب مدرک شده اندـ از داشتن یک شغل معمولی مرتبط با رشته تحصیلی‌شان محرومند، با این حال اشخاصی که ظاهرا کم هم نیستند با اخذ مدرک جعلی با لابی پشت پرده ناثواب به پست های مهم دست می یابند؟!

    در پایان از مسئولین و نمایندگان مسئول می خواهم به منظور جلوگیری از ناامیدی بیشتر جوانان تحصیلکرده از حضور و ادامه مسئولیت چنین افرادی در ارکان کلیدی نظام جلوگیری کنند.

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۰۲

    آقای روشنی
    با سلام و ارادت
    از توضیحات شما متشکرم. اگر یادداشت بنده را با دقت مطالعه فرموده باشید ، در آنجا گفته ام که قصد ندارم به قضاوت در باره آقای کردان بپردازم و در باره ایشان حکم صادر نمایم زیرا صلاحیت این کار را در خود فراهم نمی دانم ، بلکه تلاش خواهم کرد تا از دیدگاه خود و در حد فهم خویش به تشریح ابعاد این موضوع بپردازم.
    جناب عالی فرموده اید که مطلب اخیرتان در تغییر و تحویل مطلب قبلی تان بوده و البته نشانی از فشارهای سیاسی و البته ملاحظات سیاسی شما در مورد موضوع است و البته با مطلب قبلی تان بسیار متفاوت و مصلحت گرایانه! متاسفم که بگویم حضرتعالی در این خصوص نیز به تاسی از برخی دولتمردان حقیقت را فدای مصلحت سیاسی نمودید.
    قضاوت کردن ، بویژه وقتی بخواهیم عدالت را اجرا کنیم ، سخت است. بنده جرات شما را در قضاوت ندارم و از اینکه حقیقت به دست بنده فدای مصلحت های سیاسی شود به خدا پناه می برم.
    موفق باشید

  47. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۲۶

    آقا مجید
    با سلام
    -جرات و شهامت بالای شما در توهین و تهمت و صدور احکام پی درپی قابل انکار نیست.
    - موارد مربوط به آقای کردان را بهتر است از خودشان بپرسید که بهترین پاسخگو خود ایشان هستند.
    - در باره آن ۳۰۰ میلیارد شهرداری که ادعا کرده اید بدون سند هزینه شده است ، به اطلاعتان می رسانم که این ادعا یک دروغ بزرگ است که در مدیریت آقای قالیباف مطرح شده است. اسناد همه این هزینه ها موجود است. سرعت و حجم کارهای انجام شده در دوران مدیریت آقای احمدی نژاد در شهرداری تهران بسیار زیاد بود لذا پیمانکاران با اطمینانی که به مدیریت شهری داشتند ،بیشتر از اعتبارات سالانه کار می کردند و لذا از شهرداری طلبکار شدند. این ۳۰۰ میلیارد تومان در واقع طلب پیمانکاران از شهرداری تهران بابت کارهای انجام شده است که فاقد اعتبار می باشد و شورای شهر باید اعتبار ان را تامین می کرد.
    - از شهر شیطان به خدای بزرگ پناه می بریم.
    موفق باشید

  48. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۹

    آقا جواد
    با سلام
    بند دهم یادداشت بنده ناظر بر پاسخ سووال یا در واقع ادعای اول شماست.
    توضیحات شما رافع مسوولیت مجلس و نمایندگان محترم در قبال موضوع آقای کردان نیست.
    برخلاف تصریح جناب عالی ، بنده به هیچوجه قصد توجیه ندارم و مسوولیت قصور و اشتباهات هر کس برعهده خود اوست.
    توجه داشته باشید که خداوند ناظر بر همه افکار و اعمال ماست.
    موفق باشید.

  49. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۱

    آقا جواد
    با سلام
    بند دهم یادداشت ، ناظر بر پاسخ به سووال یا در واقع ادعای اول شماست.
    توضیحات شما رافع مسوولیت مجلس و نمایندگان محترم در قبال موضوع آقای کردان نیست.
    برخلاف تصریح جناب عالی ، بنده به هیچوجه قصد توجیه ندارم و مسوولیت قصور و اشتباهات هر کس برعهده خود اوست.
    توجه داشته باشید که خداوند ناظر بر همه افکار و اعمال ماست.
    موفق باشید.

  50. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۱

    آقا محسن
    با سلام
    مدرک مزبور دکترای افتخاری بوده و احتمالا ایشان به دلیل افتخاری بودن مدرک دکترا ، از رو کردن آن به رئیس جمهور اجتناب ورزیده است اما بعدا ، در نتیجه پرسش نمایندگان ، به وجود این مدرک اشاره کرده وبقیه قضایا…
    با این توضیحات آیا بازهم ، به قضاوتی که کرده اید ، می توانید پابرجا بمانید؟! قضاوت بویژه وقتی می خواهیم عدالت را در نظر بگیریم و قضاوت عادلانه ای داشته باشیم ، سخت است. پناه برخدا
    موفق باشید

  51. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲

    آقا سعید
    با سلام
    ضمن تشکر از توضیحات شما و طرح برخی سووالات که می تواند کمک مهمی برای یک قاضی باشد.
    موفق باشید.

  52. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸

    آقا یا خانم مختاری
    با سلام
    برخلاف تصور شما ، بنده هیچوقت در صدا و سیما نبوده ام.
    در مورد سووالات یا اتهامات وارد شده به آقای کردان ، خودشان باید پاسخگو باشند.
    موفق باشید

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹

    آقا یاشار
    با سلام
    شاید لازم باشد که شما یک بار دیگر و با دقتی بیشتر یادداشت بنده را مرور کنید.
    - بنده نگفته ام که آقای کردان کپی مدرک دکترا را بین نمایندگان توزیع کردند…
    - در بند هفتم یادداشت ، اشاره کرده ام که “طبق گفته ایشان ، از آن در نظام اداری استفاده نشده است” . همچنین به موجب قانون استخدامی ، افرادی که در پست های اورکادر قرار می گیرند ، حقوق مشخصی را دریافت می کنند که مدرک تحصیلی در آن تاثیری ندارد.
    - آقای جاسبی عضویت آقای کردان در هیات علمی دانشگاه را رد کرده است.
    موفق باشید

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۷

    با سلام
    از مطالبی که فرموده اید تشکر می کنم.
    امیدوارم بازپس گیری شکایات دولتی از رسانه ها منجر به سوء استفاده نشود که انشاء الله نخواهد شد.
    در مورد عکسهایی که فرموده اید ، هیات نظارت باید رسیدگی کند.
    موفق باشید

  55. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۲

    آقا مجید
    با سلام
    عجله کار شیطان است. لازم بود کمی صبر می کردید. مطلب قبلی شما که نه سووال بلکه حاوی اظهار نظرهای شما بود منتشر شده است. قضاوت سخت است و هنگامی که شتابزده باشد …

  56. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶

    آقا رضا
    با سلام
    با کمی آرامش و پرهیز از عصبانیت ، بهتر می توان به قضاوت در مورد دیگران نشست.
    خداوند متعال همواره حاضر و ناظر بر افکار و اعمال من و شماست.
    موفق باشید

  57. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۸

    آقا یاسر
    با سلام
    بنده توجیه کننده هیچکدام از اشکالات وارده به مدرک آقای کردان نیستم. ایشان خودشان باید به همه اشکالات و ابهامات پاسخ دهند.
    موفق باشید.

  58. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷

    آقا نادر
    باسلام
    همین قضاوتهای خصمانه و ناعادلانه امثال شماست که راه را بر قضاوت های عادلانه و صحیح ناهموار می کند.
    بنده با هیچیک از اعضای کابینه رفاقت ندارم اما با هیچکدام آنها نیز مثل شما خصومت ندارم.
    موفق باشید.

  59. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۷

    با سلام
    - نه فقط معاون رئیس جمهور بلکه خود اقای کردان هم پیش از این فکر می کرد که مدرک مزبور جعلی نیست.
    - ایشان اگر بابت مدرک دکترای جعلی ، حقوق دریافت کرده باشد ، شرعا و قانونا باید آن را مسترد نماید.
    - در مورد مدرک لیسانس یا فوق لیسانس ایشان بنده هیچ اطلاعی ندارم و خودشان باید تنویر افکار کنند.

  60. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳

    آقای سینا
    با سلام
    از توضیحات منطقی شما تشکر می کنم.
    بنده تحت فشار هیچکس نیستم. یادداشتهایم مبین نظرات شخصی بنده است و آنها را آزادانه می نویسم .
    در یادداشت قبلی ، هواداران و حامیان آقای کردان انواع ناسزاها و دشنامهای رکیک را نثارم کردند و در یادداشت دوم هم مخالفان آقای کردان چنین می کنند. نه از اخم این و آن در یادداشت قبلی ناراحت شدم و نه دست مریزاد همانها در یادداشت فعلی ، شادمانم می کند.
    در یادداشت دوم به هیچوجه در باره آقای کردان به قضاوت نپرداختم و فقط تلاش کردم تا از جنبه های مختلف به تبیین موضوع بپردازم. این تنویرو روشنگری را بعضا برنمی تابند و بنده هم در انتهای یادداشت تاکید کرده بودم که مخاطبان قضاوت خود را دارند و بسیار هم محترم است اما این قضاوتها برای آنکه به حق نزدیک باشد باید همه جوانب موضوع را مورد توجه قرار دهد.
    متاسفانه مساله آقای کردان به یک موضوع سیاسی تبدیل شده و قضاوت عادلانه در این زمینه دشوارتر شده است.
    به هر حال از اینکه به شکل منطقی و اصولی به بحث در این باره پرداخته اید ، از شما تشکر می کنم.
    موفق باشید.

  61. محمد دهقان گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۴

    با سلام
    شنیده بودم اهل گناباد هستین . اگه اینطوره به عنوان یک گنابادی خوشحالم
    راستی اگر در این مملکت مدرک گرای برافتد بهترین خدمت به کسانی است که مایلند بی منت و بی هیچ درخواست نامشروعی کار کنند . مدرک دلیل بر فهم افراد نیست و تولید عقل و فهم و درایت نمی کند .
    ÷یروز باشید

  62. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۸

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر
    از پاسخ متشکرم
    تنها یک نکته برای من بی پاسخ مانده مطلب خبر گزاری مربوط به روز شنبه ۲۰ مهر است و نقل قول مربوط به روز یکشنبه و در پایان جلسه هیئت دولت می باشد بنابر این تاریخ نقل قول روز ۱۴ مهر بوده است و تا این تاریخ بسیاری از مردم عادی نیز از این موضوع مطلع شده بوده اند و دور از ذهن به نظر می رسد که معاون رئیس جمهور از این مساله بی اطلاع بوده باشند و سخنانشان را بیان کرده باشند بنا بر این سوال اول من بی پاسخ مانده است و امیدوارم من اشتباه کرده باشم و در این صورت از شما خواهشمندم پس از حصول اطمینان از صحت پاسخی که ارائه دادید مرا نیز از اشتباه خارج کنید

    باز هم بابت وقتی که اختصاص دادید و پاسخ دادید کمال تشکر را دارم

    لطفا در صدرتی که من اشتباه می کنم مرا از اشتباهم آگاه کنید

    با تشکر

    آدرس سایت خبری : http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=126798

  63. مجتبی شکری گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۴

    سلام
    سرور گرامی جناب آقای جوانفکر عزیز
    خسته نباشید .
    قبلا هم برایتان نوشتم که ای کاش این همه شجاعت که در پذیرفتن و گفتن این
    مطلب که مدرک جعلی بوده است و دردی را دوا نکرد به یک کناره گیری شجاعانه
    و بسیار دلپذیر بدل میشد.
    نگویید که ما مردان عرصه عمل را کم داریم . صد البته ریاست محترم جمهوری
    ثابت کردند که اگر کسانی در پستهایشان راضی کننده نباشند مردان دیگری
    هستند که چه بسا بهتر و به نحو احسن عمل کنند.
    ای کاش آقای کردان می دانست که شجاعت و شهامت استعفا و یا به قول
    ژاپنی ها ( هاراگیری سیاسی) آنقدر در مذاق ملت دمکراسی ندیده ما خوش
    می آمد که چندسال وزارت حتی موفق هم به گرد آن نمیرسد.
    التماس دعا . یا علی

  64. حمید گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۰

    ” این امر بیانگر حسن توجه آقای احمدی نژاد به فقدان مدرک دکترا برای وزیر پیشنهادی بوده و قطعا شایسته تقدیر و تمجید است ”

    ظاهرا تنها کسی که خبر نداشته که اقای کردان دکترا نداشته شخص شخیص خودشان هستند.

  65. آرش گفت :

    مهر ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۹

    متأسفم برای شما که در متن‌تان کاملاً یک‌جانبه به دفاع از آقای کردان برخاسته‌اید و در کامنت‌ها هم وقتی سؤالی از شما می‌شود پاسخ را به آقای کردان، قاضی و افراد دیگر حواله می‌دهید. شما اگر می‌خواستید همه‌چیز را به خود کردان واگذارید پس این دفاع مشروح و بند به بندتان چه بود؟ وقتِ دفاع، وکیل مدافع آقای کردان می‌شوید و وقت پاسخ به ابهامات بی‌طرف؟! خداوند به راه راست هدایت‌تان فرماید. و این را هم بدانید که این شما مدافعان جرم آشکار آقای کردان هستید که حقیقت را به مسلخ مصلحت برده‌اید نه مردمی که از ابتدای این فاجعه یک قدم پاپس نکشیدند و همان‌طور که خودتان می‌بینید نخواهند کشید. شاید بتوانید با قاضی و مجلس و اصلاح‌طلبان و غیره و غیره کنار بیایید اما مردم را نمی‌توانید فریب بدهید.
    درضمن در مورد نوکری نوکر مردم را کردن، ای کاش شما که سیاستمدارید کمی سیاستنامه‌ی خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر قدرتمند دو شاه سلجوقی را کمی مطالعه می‌کردید تا ببینید در آن زمان شاه‌مداری و ظل‌اللهی وزیر در عین فروتنی چه تسلطی بر پادشاه داشته و چطور گاهی به‌جای او حکم می‌رانده و آن را با ادبیات حقیرانه و نوکرمنشانه‌ی خود در برابر آقای احمدی‌نژاد مقایسه می‌کردید و کمی از خودتان حداقل شرم می‌کردید. وقتی دور و بری‌های یک رییس‌جمهور که قرار است مثلاً به وی مشاوره بدهند خودشان را صفر و هیچ بدانند مشخص است وضعیت مشورت و هم‌فکری در دولت نهم به چه وضعی کشیده شده. برای شما متأسفم بخاطر حقارت‌تان.

  66. آریا گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۰۵

    خوشحالم که نظر مرا درج نکردید. خودمانیم! پاسخی برای آن نداشتید! آنقدر محکم بود که نتوانستید آن را درج کنید. حرف من فحش نبود. شما فحشها را به راحتی درج می کنید و با این کار نشان می دهید که خیلی دموکرات هستید! اما حرفهای منطقی را نه! زیرا نه پاسخی برای آن دارید و نه برایتان قابل تحمل است. البته خودتان می درید و خودتان هم می دوزید و بازدیدکنندگان وب شما هم نمی دانند که برخی پرسشهایی با جنابعالی مطرح می کنند که برایتان غیرقابل تحمل است. فقط محضاً لله این نوشته را درج نکنید که تصور شود خیلی دموکرات هستید. اگر مرد هستید و مردانگی تان اجازه می دهد، همان حرفی را که بی پاسخ گذاشتید درج کنید. باقی بقایتان. این را هم بدانید: کسی که در زیر نوشته تان چیزی می نویسد، بیش از خودتان به شما احترام می گذارد، شما که حتی حیثیت اجتماعی تان را هم مدیون رییس جمهور هستید و تا این خودتان را تحقیر می کنید. گویی پیش از اینکه مشاور رییس جمهور بشوید، زیر بته بوده اید. (بلانسبت شما. البته خودتان خودتان را تحقیر می کنید.) یکبار دیگر این جمله تان را بخوانید:
    افرادی مانند بنده که در سمت مشاورت رئیس جمهور ، انجام وظیفه می کنیم ، منزلت، موقعیت و شان سیاسی و اجتماعی مستقل از رئیس جمهور محترم نداریم و به مثابه عدد صفری هستیم که فقط در کنار عدد رئیس جمهور قابل خواندن می شویم .
    هر گاه این جمله را می خوانم، دلم برای نوع انسان، حتی علی اکبر جوانفکر که مخالف فکری و مذهبی او هستم، می سوزد.

  67. داود روشنی گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۴

    سرور ارجمند جناب آقای جوانفکر
    با سلام. امیدوارم مطلب قبلی مرا توهین تلقی نفرموده باشید. آقای جوانفکر گفتنی های بسیاری را خوانندگان مطلبتان گفته اند و متاسفانه هر بار هم حضرتعالی همگی را توصیه فرموده اید یکبار دیگر مطلبتان را بخوانند. این درست نیست که تصور کنید دیگران و آنهم اکثریت خوانندگان منظور شما را نفهمیده اند. ما انسانها موظفیم بیطرفانه و با تعقل حقایق را استخراج نمائیم. البته قضاوت و برقراری عدالت با من و شما نیست و در این خصوص دادگاه صالحه می خواهد با تمام اسباب و لوازمش من جمله هیئت منصفه. و اما هر یک از ما این حق را داریم که برداشتی از موضوع داشته باشیم و موظف به رعایت انصاف و بی طرفی و دوری از تعصب. در اسلام به برداشت عرفی و مردمی در مورد رفتار انسان اهمیت داده شده و احادیثی در توصیه مومنین به مراقبت انسان از ایجاد برداشتهای غلط دیگران در مورد خودش شده است. حقیقتا بنده از مطلب قبلی و فعلی حضرتعالی دو نوع برداشت و دو منظور متفاوت استخراج نمودم و طبیعی است که احساس کنم که حضرتعالی در مورد مطلب قبلی تان تحت فشار بوده اید. در این مورد وجدان حضرتعالی را به قضاوت می طلبم و اصراری بر برداشت خویش ندارم. اما قبول کنید که ماجرای کردان یک رسوایی بزرگ اخلاقی برای دولت نهم و بخصوص شخص رئیس جمهور تلقی می شود و متاسفانه دامنه گسترده ای هم یافته است. باز هم معتقدم که ای کاش حضرتعالی از اول در مورد موضوع اظهار نظر نمی کردید. چون حیف است که در موضوعی که شما دخالتی در آن نداشته اید خدای نکرده آخرت سوز شوید و یا هزینه معنوی بپردازید. حیف است انسان مومن آلوده گناه دیگران گردد بدون اینکه خود گناهی مرتکب شود.خداوند دامن ما را از آلودگی های دیگران بدور دارد.ارادتمند شما هستیم.

  68. علی گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۱

    جناب آقای جوانقکر خوشحالم که شما هم ماستمالی را یاد گرفتید چون با شناختی که از شما داشتم فکر می کردم سنخیتی با اعمال و رفتارهای این دولت ندارید ولی می بینم که شما هم راه افتادید بهرحال در مسیری که پیش گرفته اید برایتان آرزوی موفقیت می کنم مگه شما از بقیه چی کم دارید؟؟؟؟؟؟

  69. علی بمانی گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۲

    دوستان محترمی که وبلاگ جناب اقای جوانفکر را می بینید – باسلام اگر چه دیدن افراد مسئله دار در بدنه دولت برای دلسوزان واقعی انقلاب سنگین است امادر کنار ان باید خدا را شکر که افراد مذکور دریچه های خوبی برای شناخت همکاران قبلی وحامیان این افراد میباشد و همینطور اگر دولتی غیر از دولت اقای احمدی نزاد بر سر کار می بود شاید امکان این روشنگریها فراهم نمی شد مو فق باشید

  70. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۰

    علی آقا
    با سلام و آرزوی موفقیت برای شما

  71. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۲

    جناب آقای روشنی
    با سلام
    از تذکرات خیرخواهانه شما تشکر می کنم
    موفق باشید

  72. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۷

    آقای آریا
    با سلام
    شما در یادداشت قبلی تان مطلب زیر را نوشته بودید:
    در شگفتم چیزی نوشته اید که بوی ـ دور از جان شما ـ حقارت از آن به مشام می آید. یکبار دیگر این جمله خودتان را بخوانید
    «افرادی مانند بنده که در سمت مشاورت رییس‌جمهور، انجام وظیفه می‌کنیم، منزلت، موقعیت و شان سیاسی و اجتماعی مستقل از رییس‌جمهور محترم نداریم و به مثابه عدد صفری هستیم که فقط در کنار عدد رییس‌جمهور قابل خواندن می‌شویم.» یعنی به دست آوردن دل یک نفر این همه هزینه می خواهد جناب جوانفکر؟! دردا که می پنداشتم به عنوان یک آدم فرهنگی و تحصیلکرده از بزرگمنشی متینی برخوردار هستید. یا بزودی این جمله تان را پس بگیرید، یا لطفاً از این پس نام فرهنگ و عزت ایرانی اسلامی را خدشه دار نفرمایید. به آن امید که به خود آیید و دریبابید که چنگ زدن به یک پست دولتی نیازمند عزت و بزرگواری و استقلال است، نه دریوزگی و حقارت. اگر مشاورت رییس جمهور نیازمند این همه حقارت و خود ریز بینی است، مبارک اهلش باد. جناب جوانفکر! شما کدام طرف ماجرا هستید؟
    نا امیدم کردی… چنین مباد.
    * با توجه به اینکه مطلب شما توهین به بنده بود جواب شما را از طریق ایمیلتان فرستادم که به شرح زیر است:
    جناب آقای یاشار
    با سلام
    شما بنده را به حقارت ، غیرفرهنگی ، دریوزگی ، خودریزبینی و… متهم کرده اید.
    چگونه است که انسانها به راحتی به خود جرات می دهند دیگران را که سخنی یا اقدامی برخلاف میل یا تصور آنها انجام داده اند ، آماج انواع تهمت ها قرار دهند. پناه برخدا
    برادر عزیز : بنده مشاور رئیس جمهور هستم و منزلت و شان سیاسی ام منتج از حکمی است که ایشان به بنده داده اند.کجای این مساله اشکال دارد.آیا بنده و سایر مشاوران رئیس جمهور می توانیم شان و جایگاه سیاسی مستقلی برای خود تصور کنیم؟
    گذشته از آن، چرا ارزش عدد صفر را تااین حد نادیده می گیرید؟چرا برای عددصفر ارزش لازم را قائل نمی شوید بنده عرض کرده ام که وقتی در مقابل عدد رئیس جمهور قرار بگیریم معنا و مفهوم پیدا میکنیم. بله وقتی عدد صفر در برابریک یا دو قرار بگیرد ، ارزش آن را ده برابر می کند اما مستقل از آن عدد معنایی ندارد. چرا نام واقع بینی و واقع گویی را حقارت و دریوزگی
    می گذارید؟ با این کار به چه کسی خدمت می کنید؟ آیا خدا از شما راضی است؟
    خدایا به تو پناه می برم.
    موفق باشید
    *** توضیحات دوم شما نشان می دهد که در قضاوت کردن خیلی عجول هستید و به راحتی دیگران را آماج تهمت و برچسب های ناروا قرار می دهید. شتابزدگی و شهامت در قضاوت برای انسان مومن پسندیده نیست.
    به هر حال برای شما آرزوی سلامتی و کامیابی دارم
    موفق باشید

  73. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸

    با سلام
    به آدرسی که مرقوم فرموده اید مراجعه شد و تاریخ خبر خبرگزاری مربوط به روز شنبه ۲۰ مرداد است نه ۲۰ مهر ماه . احتمالا شما اشتباه کرده اید.
    موفق باشید

  74. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸

    آقای دهقان
    با سلام
    متولد تهران هستم اما اصالت و ریشه ام به گناباد باز می گردد. پدر بزرگم در گناباد کشاورز بوده و در موسم برداشت محصول برای کشاورزان آب شرب تامین می کرده است. در واقع او به امر سقایی برای کشاورزان اهتمام می ورزیده است. پدرم نیز از دوران جوانی به تهران آمده و با کارگری و انجام کارهای سخت روزگار گذرانیده است.
    موفق باشید

  75. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲

    آقا آرش
    با سلام
    در انتهای متن یادداشت گفته ام که مخاطبان نیز قضاوت خود را خواهند داشت که بسیار محترم است . قضاوت جناب عالی هم فارغ از توهین هایی که کرده اید ، محترم است. اگر فرصت کردید پاسخ بنده به کامنت آقای آریا را هم مطالعه فرمایید.
    موفق باشید

  76. آرش گفت :

    مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۰۳

    جناب آقای جوانفکر،
    از قضا زود به شما بر میخورد. میشود مرا روشن کنید که در کامنت قبلی ام کجا به شما توهین کرده ام؟ فقط من باب رفتارشناسی شما کنجکاوم بدانم وگرنه دماسنج رفتاری من با شما تفاوت بسیاری دارد. شما ظاهرا تمام مخالفت ها را توهین میدانید!

  77. سید علی گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲

    سلام استاد عزیز با همه بی مسئولیتی در دولت نهم اما برای شما ارزش خاصی قائلم. راستی به نظرم دولت نهم بزرگ ترین عیب اصولی اش نداشتن تمرکز مدیریتی بر مدیران است. من مشکلی دارم خواهری دارم معلول امسال به علت افزایش سن با توجه به قبولی در کلاس سوم دبستان با توجه به متولد ۶۸ بودن اخراج شده این رسم عدالت نسبت به معلولین است؟ الان مادر ما روزها است که ناراحت و گریان است منتظر مساعدت شما و ریاست جمهوری هستم در صورت صلاحدید به من میل بزنید.

  78. Reza گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۹

    سلام علیکم

    ۱. من حس نمیکردم که صحبتهای قبلی شما مخالفت با رئیس جمهور بود، ولی‌ اگر هم بود، نمی‌شه با این حرف که چون بدون رئیس جمهور مشاوره رئیس جمهور هم وجود نداشت گفت که مشاور با او مخالفت نکرده، البته بعدا گفتین که اگر بخواد مخالفت کنه باید استعفا بده. نمیدونم شاید درست باشه شاید هم نه، ولی‌ معاون رئیس جمهور هم منسوب اوست و خیلی مواقع معاونین هم مخالفت می‌کنن با رئیس جمهور (نمیگم معاون با مشاور فرق نمی‌کنه) ولی‌ از نظر من این موضوع آنقدر مهم نیست ولی‌ دلیل شما بر آدم مخالف بودن حرف شما با رئیس جمهور رو قبول ندارم. با اینکه قبول دارم مخالف ایشون نیستید! استدلالتون بنظرم اشتباهه.

    ۲. خیلها این حرف که مدرک ملاک نیست رو قبول دارن و قبول داشتن، ولی‌ توضیحات فروان شما به منزلهٔ اینه که اینجا موضوع مورد اشاره، دکترا داشتن یا نداشتن ایشون است، یا اینکه مثلا چون ۱۰ سال کار کردن پس به اندازهٔ یک استاد سواد دارند. از نظر من و خیلیهای دیگه کسی‌ که سواد آکادمیک نداشته باشه ممکن است خیلی هم باسوادتر از کسی‌ که سواد آکادمیک داره باشه، تعریف ما از سواد اشتباهه. اینجا موضوع سر صداقت، لجبازی نکردن، تهمت نزدن، زور نگفتن است. اگر من که تاحالا دست به قلم نزدم بگم از استاد فرشچیان هنرمندترم بهم نمیخندین؟ اگر برای آقای کردان مدرک مهم نیست چرا دکترا از اکسفرد میگیره؟

    ۳. موضوع آنقدر‌ها هم پیچیده نیست. بنظر میاد شما با یکسری توجیهات مواجه شدید و عذاب وجدان گرفتید که نکنه واقعا کردان مقصر نباشه و من تهمت زدم، با اینکه نزدید.
    ۴. چه راست چه دروغ، چه ساده چه زرنگ، چه مدیر، چه بی‌ عرضه هر چی‌ هستن این آقای کردان، نمیدونم از این قضیه واضحتر چیه که مردم به ایشان اعتماد ندارند. یا حداقل دیگه ندارند.

    حالا بیایم خودمون و مردم رو فیلم کنیم بگیم نمایندهها رای دادن، نمیدونم قانون اینه، به قول خودتون آسمون و ریسمون و به هم ببافین. بله آقای جوانفکر همه چیز که شما میگین فرض کنین درست، و این قضایا معلومه که متوجه آقای لاریجانی هم هست، ولی‌ آخرش همه خوب میدونن که به آقای کردان اعتماد نیست. حالا ۲ راه دارین چه دولت چه مجلس. یا اهممیت میدهند به اعتقاد مردم، به نگرانیهای مردم یا اینکه مثل خیلی وقتای دیگه توجیه می‌کنن و میگن که نه مردم اینو نمیخوان و ماست مالی‌ می‌کنن.

    حالا خدتونو گول بزنید، خود دانید.

    من واقعا حس می‌کنم شما حسن نییت دارین، آقای رئیس جمهور هم همینطور، ولی‌ اشتباه نکنید، مردم رو فیلم نکنین.نباید جوری باشه که اقای رئیس جمهور از اعتماد و علاقهٔ مردم سواستفاده کنن. مردم ایشون رو دوست دارند، ایشان هم باید به نظر مردم احترام بگذارند و خدای نکرده لجبازی نکنند.
    یا علی‌

    درضمن چه خوب شد که اونکسی که مدرکو جعل کرده هم یهو غیبش زد. خدا رو شکر، به خوبی‌ و خوشی‌ تموم شد!!

  79. ناصر ملائی گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۴

    سلام آقای جوانفکر:
    بدون این که در مورد وضعیت کنونی قضاوتی کرده باشم شما وضعیت آینده کشورمان را در حوزه‌های مختلف چگونه می‌بینید؟

  80. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۳۴

    جناب آقای جوانفکر

    با سلام

    برای بار سوم است که مراجعه می کنم و پاسخی که نداده اید هیج کامنت مرا نیز تائید نکرده اید از این حالت می توان چند نوع برداشت کرد
    یا شما سرتان خیلی شلوغ شده و فرصت به روز کردن وبلاگ و پاسخ به مراجعه کنندگان را ندارید
    یا پاسخ شما ایراد داشته و نکته ای که من اشاره کردم صحیح بوده و پاسخی برای آن ندارید
    و یا اینکه خارج کردن امثال من از اشتباه ( در صورت صحت کلام شما ) برای شما اهمیتی ندارد
    به هرحال من پاسخ خودم را مدت ها است که گرفته ام و مانند بسیاری دیگر اعتمادم را از دولتی که خودم به صورت خواسته به آن رای دادم از دست داده ام امیدوارم در دولت آتی شاهد این مسائل نباشیم

    صمیمانه از شما که به من در حصول اطمینان از آنچه که همه مردم به آن پی برده اند کمک کردید کمال تشکر را دارم .

    باشد تا در تعیین سرنوشت آینده خود بهتر عمل کنیم

  81. عرشیان گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۷

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر مطلبتون رو خوندم بسیار جالب بود خیلی ها از روی احساسات یه چیزی میگن.
    ما هممون باید یه کمی انصاف به خرج بدیم و منطقی ببینیم و فکر کنیم مگر در دولتهای قبلی چنین چیزهای نبود تا چشم کار میکرد دکترای افتخاری وفر نعمت بود به طور علنی از این دانشگاه و ان دانشگاه بخاطر کف زدن های دانشجو ها میگرفتن هیچ کی هم ککش نمیگزید حالا یکی که همه دارن میگن مدرکش افتخاری لوده چه میدونم هر چی بوده داد و هوار راه انداختن غافل از اینکه دود همه این مزخرفات به چشم خودمون میره
    چرا در زمونه ایی که همه دنیا شمشیرهاشون رو از رو بستن برامون داریم به خاطر چیزهایی که واقعا کوچیک هستن وقتمون رو میگیریم
    یه مقدار هم بخودمون بیاییم و بهتر فکر کنیم آقای جوانفکر موضعگیری شما بسیار منطقی و جالب بود و اصلا انتظار نداشتم این طوری اظهار نظر کنید
    من با تمام وجودم اعلام میکنم که دولت احمدی نژاد دولتی عدالت محورهستش و اگر کسی ذره ای خطا کند قطعا او برخورد میکند مگر نبوده کسانی که تا دیروز با احمدی نژاد بودندو الان بخاطر اینکه نتوانستند انتظارات اورابرآورده کنند به اجبار از او جدا شدند در واقع کاروان احمدی نژاد کاروانی است که با سرعت داره حرکت میکنه وخیلی مرد میخواد بتونه دوام بیاره و پایین نیفته

  82. بابک محمدزاده گفت :

    مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۵

    سلام
    کاش همه اطرافیان دکتراحمدی نژاد مثل شما بودند فعال ولی بی ادعا.
    درموردآقای کردان مجلس می خواهد توپ را به میدان احمدی نژاد بیاندازد.ولی باید از این کار پرهیز کرد ودر اقدامی متقابل این توپ باید به خود مجلس بازگردانده شود.
    هرچند درمورد کردان حرف وحدیث حاشیه ای زیاد است ولی این پرونده توسط مجلس باز شده و توسط مجلس هم باید بسته شود.

    ضمنا ستاد مردمی حامیان دولت مهر آذربایجان شرقی راه اندازی شد. (hamiyannews.blogfa)

  83. رسواگر گفت :

    مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۱

    آقای جوانفکر !

    همت بلند و سعه صدر شما در جواب دادن به سوالات و ابهامات قابل تقدیر است
    گرچه جواب سوال من بی پاسخ مانده

    اما آقای جوانفکر حقیقتا حق احمدی نژاد و دولت او نیست که این همه هزینه بپردازد
    از قول ما به دکتر برسانید که هزینه رفتن کردان و البته چگونه رفتن او تبعات بسیار کمتری از ماندن او به عنوان وزیر کشور و مجری انتخابات دارد.

  84. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۵

    آقا رضا
    با سلام
    از تذکرات نیک اندیشانه شما سپاسگزارم
    موفق باشید

  85. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۹

    آقا سید
    با سلام
    برای سلامتی خواهرتان دعا می کنم . او الان ۲۰ سال سن دارد و شاید به همین دلیل نمی توانند او را در کلاس سوم ثبت نام کنند. به هرحال از این بابت متاسفم. اگر فکر می کنید کمکی از دست بنده برمیآید . اگر مدارکش را به آدرس ریاست جمهوری و به نام بنده ارسال کنید با آقای دکتر فقیه رئیس سازمان بهزیستی صحبت می کنم که ایشان هم کمک کنند تا این دغدغه فکری از خانواده محترمتان برطرف شود.
    موفق باشید

  86. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۱

    دانشجوی محترم
    با سلام
    کامنت شما تایید شده و در فهرست کامنت ها قرار داده شده است.
    اگر مطلب دیگری مد نظر شماست مرقوم فرمایید تا منتشر شود.
    موفق باشید

  87. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۳

    آقا آرش
    با سلام
    متن کامنت جناب عالی و ادعای بنده در معرض دید و قضاوت دیگران قرار دارد. بدون اینکه بخواهیم وارد اینگونه چالش ها و مباحث شویم ، اجازه دهید دیگران قضاوت کنند. اگر بنده اشتباه کرده باشم ، قضاوت مخاطبان به نفع شما خواهد بود.
    موفق باشید

  88. محمد علی نصیری گفت :

    مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۲۰

    یادداشت شما و بخصوص نکته ها خوب بود ولی
    ۱٫ حیف که بعضی ها این چیز ها رو به حساب طرفدارانه ی شما میذارن نه جامع نگری…..
    ۲٫آقای دکتر هم باید قبل از انتخاب دقت بیشتری میکرد
    ۳٫با احترام به مجلسی ها، باید بگم اونها بیش از اندازه و اغلب اوقات با نیت زشتی به موضوع دامن زدند و اون رو سیاسی کردند تا بهره برداری شخصی هم بکنند .

  89. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۹

    با سلام

    آقای جوانفکر من پاسخم را دریافت نکردم و نظرم همان است که در پست قبل گفتم به هر حال از شما نمی توان انتظار بیخود داشت وقتی رده های بالاتر و مسئولان ارشد نه پاسخچو هستند و نه اهمیتی می دهند دیگر از شما و افراد هم رده شما چه انتظاری می توان داشت

    امیدوارم روزی این رفتار ها عوض شود و به نظر مردم – نمایندگان مجلس – رجل سیاسی دیگر و ….. اهمیت داده شود .

  90. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۵۵

    آقای نصیری
    با سلام
    از حسن ظن و دقت نظر شما تشکر می کنم.
    موفق باشید

  91. مهدی نادری نژاد گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۱

    با سلام
    از مکاتبه با شما خوشوقتم.
    البته من شما را به عنوان مشاور رئیس جمهور می شناسم .چرا که جدا کردن شخصیت حقیقی از حقوقی سخت است.
    به عنوان مشاور رئیس جمهور پرسشی دارم چرا جناب رئیس جمهور علاج قبل از واقعه نمی کنند؟
    این مسئله مشتی از خروار است.

  92. سید گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۲

    آقای جوانفکر عزیز- سلام- آیا از اتفاقاتی که برای یک جوان حامی دکتر دارد می افتد با خبر هستید؟ آقای جوانفکر! آیا مطلع شده اید که یک دانشجوی عدالتخواه که بر پیشانی اش مهر “حامی افراطی احمدی نژاد” خورده قرار است به خاطر نقل صحبت های دکتر در خصوص موسویان شلاق بخورد؟ آقای جوانفکر! ایا این موضوع کم اهمیت تر از موضوع آقای کردان است که دو یادداشت تا کنون برایش نوشته اید؟ شما را به خدا وارد شوید و موضع گیری کنید. دکتر را مطلع کنید. حامیان مظلوم دکتر را به حال خود تنها رها نکنید… شما را به خدا انصاف داشته باشید. با تشکر- التماس دعا. این لینک را هم ببینید تا بیشتر در جریان قرار گیرید:

    http://search.farsnews.net/DoSearch.aspx?location=text&query=%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87+&SearchSubmit=%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88&s3=y&s2=y&s6=y&s1=y&s7=y&s15=y&s13=y&s11=y&s14=y&s4=y&date=thisMonth&dateFrom=&dateTo=87%2F07%2F28

  93. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴

    آقای نادری نژاد
    با سلام
    ضمن تشکر از شما ، لطفا به جای بیان سخن کلی ، به طور مشخص سووال خود را مطرح فرمایید تا بشود به آن پاسخ داد و الا جواب سووال شما این است که اساسا هدف دولت این است که هم علاج قبل از وقوع بکند هم علاج بعد از وقوع.
    موفق باشید

  94. هومن گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۸

    جناب جوانفکر به آقای احمدی نژاد اعلام کنید که خوب جواب اعتماد ما رو داد. برای انتخابات بعدی روی رای ما حساب نکنه.

  95. غریب آشنا گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۴

    مطلبی در وبلاگم نوشتم که در مورد مدرک تحصیلی کردان هم هست! اگه وقت کردین بخونین و نظر بدین. ممنون

  96. داود روشنی گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۷

    برادر ارجمند جناب آقای جوانفکر
    سعه صدر حضرتعالی در شنیدن انتقادات خوانندگان وبتان قابل تحسین است.اخیرا یکی از همکارانتان در دولت نهم خطاب به آقای خاتمی نامه ای سرگشاده نوشته است که متاسفانه تاکنون چنین نامه ای از سوی یک مقام مسئول دولتی برای یک شخصیت مطرح صادر نشده است از این نظر که آداب اخلاقی و حتی عرفی نامه نگاری بهیچوجه در آن رعایت نشده و نامه سراسر توهین و تخریب و وارونه نمایی و تهمت است! و این در حالی است که تنها چند روز از توصیه های مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از تخریب رقبای سیاسی می گذرد! من که به شخصه از دیدن این همه بی انصافی و بی حرمتی نشات گرفته از نفرت کور نویسنده نامه بسیار متاثر شدم. البته بنده برایشان یادداشتی هر چند تند نوشتم اما ای کاش حضرتعالی به ایشان تذکری بفرمائید که این راه اخلاقی و شرعی برای یک رقابت سیاسی در جمهوری اسلامی نیست! مطلب ایشان را در این آدرس ملاحظه بفرمائید: http://zareinajafdari.blogfa.com/post-5.aspx

  97. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۲

    آقا هومن
    با سلام
    برادر میدان را خالی نکن. ان الله مع الصابرین .
    ما همچنان روی رای شما حساب می کنیم. این احساسات پاک شماست که به رای و نظرتان اصالت می دهد و ما هم به رای هایی نیاز داریم که اصیل و برآمده از نیت های پاک و بی شائبه مردم باشد.
    موفق باشید.

  98. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸

    آقای روشنی
    با سلام
    ضمن تشکر از حسن ظن جناب عالی ، فقط می توانم بگویم که بنده با نامه مزبور موافق نیستم و از توهین و تخریب نسبت به دیگران حمایت نمی کنم. البته به توصیه شما نیز عمل خواهم کرد.
    موفق باشید

  99. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴

    آقا سید
    با سلام
    در سایت های مختلف مشاهده کردم که جریانهای دانشجویی از شما حمایت کرده اند . امیدوارم این حمایت ها منجر به لغو حکم مزبور شود.
    البته از راههای قانونی نیز اقدام لازم را به عمل آورید.
    شما می دانید که قوای سه گانه مستقل از هم هستند و ما به عنوان مسوولان دستگاه اجرایی نمی توانیم در امور قوه قضائیه دخالت کنیم.
    سلامتی و بهروزی شما را از خداوند منان مسالت دارم و شما را به صبر و متانت و توکل به خدا دعوت می کنم.
    موفق باشید

  100. محمد علی گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۰۲

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر در ابتدا بابت پاسخ گوئیتان به خوانندگان وبلاگتان کمال تشکر را دارم چون برای خوانندگانتان ارزش قائلید و علی رغم مشغله فراوانی که دارید برای نظر دهندگان وقت میگذارید و پاسخشان را میدهید.
    با اینکه از نظر تفکر سیاسی در جناح مقابل شما قرار دارم اما به جد اعتراف میکنم که خیلی از همفکرانم علی رغم داشتن مشغله کمتر به نسبت شما از پاسخگوئی به نظرات خوانندگانشان طفره میروند. به هر حال ممنونم.
    غرض از مزاحمت:
    امروز روزنامه خورشید را میخواندم و با توجه به آنکه شما مشاور رسانه ای ریاست محترم جمهوری هستید نظرتان را به مقاله اجتماعی تحت عنوان رفتارهای خشن دختران در صفحه ۷ جلب میکنم.
    واقعا با خواندن این مقاله بسیار ناراحت شدم چون جامه اسلامی عزیزمان را بسیار سیاه جلوه داده و برای جوانان به خصوص دخترانمان ایجاد یاس و ناامیدی کرده است.
    صمیمانه خواستار برخورد هیات نظارت و یا قوه قضائیه با این روزنامه هستم.
    گوشه ای از این مقاله را برای استحضار جنابعالی در اینجا می آورم.
    ” در جامعه مردسالار که کمتر رفتارهای مردانه زیر سوال می رود و زن ها بیشتر تحت کنترل مستقیم هستند تظاهر به مردانگی بیشتر میشود”
    این جمله عینا از پائین صفحه ۷ در قسمت “اول- من یک پسرم” آورده شده است.
    در کل این مقاله مصداق کامل ترویج فرهنگ همجنس گرائی در بین دختران جامعه ما است!! و متاسفانه در جامعه ما که به کرامت انسانی زنها با توجه به تعالیم قرآنی اهمیت داده میشود کاملا سیاه نمائی شده است.
    از روزنامه خورشید این انتظار نمیرفت!!!!!!!!
    اگر کارگزاران یا اعتماد ملی این گزارش را نمینوشت تعجب نمیکردم آما از روزنامه ای که داعیه حمایت از آقای رئیس جمهور را دارد بعید بود!!!!!!!!!!

  101. درد آشنا گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۸

    با سلام مجدد،

    و عرض خسته نباشد برای شما دولتمردان که در جهت عزت ملت ایران قدم بر می دارید

    من قبلاً هم چند مرتبه یادداشت گذاشته ام که برخی از آنها تایید و برخی هم رد شده بود،
    نمی خواهم خیلی مزاحم وقتتان شوم، تنها یک پرسش از شخص شما دارم،

    آیا با توجه به تمامی این مطالب و قضایا، به نظر شخص شما
    آقای کردان صلاحیت وزیر بودن در وزارتخانه “وزارت کشور” را دارند؟

    ممنون می شوم اگر فقط با یک کلمه “بلی” یا “خیر” پاسخ دهید.
    (همانگونه که در انتخابات ما مجبوریم یک گزینه را انتخاب کنیم که شاید نظر صد در صد ما نباشد)
    اگر هم یادداشت را تایید نکردید لطفاً پاسخ خودتان را به پست الکترونیک بفرستید…

    موفق باشید.

  102. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲

    آقای درد آشنا
    با سلام
    شما می دانید که اعتبار وزرا را مجلس شورای اسلامی تایید می کند. بلی یا خیر را باید نمایندگان محترم مجلس اعلام کتند.
    موفق باشید

  103. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰

    آقای محمد علی
    با سلام
    از محبتی که نسبت به بنده ابراز فرموده اید ، صمیمانه و خاضعانه تشکر می کنم.
    مطلب روزنامه خورشید را مطالعه کردم. نکته ای که شما فرموده اید ، درست است . موضوع را به مسوولان ذیربط در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منعکس می کنم تا تذکر لازم را بدهند.
    موفق باشید.

  104. GHALAMPRESS.IR گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۵۳

    یاعلی

  105. آیدین گفت :

    آبان ۴م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۵

    با سلام و خسته نباشید،
    جناب آقای جوانفکر،
    همۀ بیانات شما درست، البته در جوابی که به یکی از خوانندگان داده بودید: « نه فقط معاون رئیس جمهور بلکه خود اقای کردان هم پیش از این فکر می کرد که مدرک مزبور جعلی نیست » مشکل می شود قبول کرد که کسی که توانایی فکری آن را داشته کع امروز وزیر کشور ایران باشد، نداند که مدرکی در جیب دارد و همه ایشان را به واسطه آن آقای دکتر کردان می نامند جعلی است.
    به هر حال به نظر بنده و همان طور که از برخی عکس العمل ها در وبلاگتان بر می آید، تنها چیزی که از جنجال مدرک آقای کردان آسیب دیده وجه صداقت و عدالت ورزی دولت نهم در افکار عمومی بوده. شاید برخی دوستان آقای کردان مثل جناب آقای لاریجانی به دنبال همین بودند. البته این برخورد از جانب ایشان امری طبیعی است زیرا رقیب سیاسی آقای احمدی نژاد هستند. ولی خود آقای کردان چطور؟ آیا واقعآ فکر می کنید خود ایشان نمی دانستند که مدرکشان جعلی است؟ چطور ایشان نمی توانستند از ابتدای جنجال مطبوعاتی صادقانه با مردم صحبت کنند؟ آیا نوع برخورد ایشان با این مسئله با معیارهای دولت نهم، که بر اساس انها مردم به آقای احمدی نژاد رأی دادند، هم سویی دارد؟
    ثانیآ وجه معیارهای دولت نهم در افکار عمومی سطون اعتماد مردم به آقای احمدی نژاد است. ای کاش بیانات شما می توانست در جلب اعتماد افکار عمومی اثر پاسخ گویی صادقانه خود آقای کردان به مردم را می داشت. ولی افسوس که چنین نیست. لطفآ خود را در رابطه با مدرک آقای کردان به زحمت نیندازید. مسائل مهم تر دیگری همچون مالیات بر ارزش افزوده هنوز در افکار عمومی جا نه افتاده و جای گفتگو و هم فکری در جاهای مثل وبلاگشما را دارد.
    از پاسخ و توجه شما سپاسگذارم.
    با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما، آقای احمدی نژاد و سایر همکارانتان در دولت نهم.

  106. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۵م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۶

    آقای آیدین
    با سلام
    از نظرات صادقانه شما متشکرم
    موفق باشید

  107. ندا گفت :

    آبان ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۵

    سلام به برادر بزرگوار
    روزنامه اعتماد ملی در شماره امروز خود مورخ ۵/۸/۸۷ کاریکاتوری از خانم مظفری کاریکاتوریست روزنامه توقیف شده شرق چاپ کرده که بسیار توهین آمیز است به طوریکه فرشی قرمز را نشان میدهد که در حال پهن شدن است و در انتهای مسیر که بعد از پیموده شدن مسیری طولانی و فتح قله های بسیار است نهایتا به طناب اعدام میرسد!!!!!!!!!!!!!!!!!
    هیچ گونه قضاوتی نمیکنم اما شما خودتان این اثر را ملاحضه فرمائید تا پی به باطن این کاریکاتور ناپسند
    ببرید.
    الله اعلم.
    تو را به خدا نگذارید آرمان های انقلاب مردمی و اسلامیمان با این حرکات از دید بعضی هی لکه دار شود.
    خواهان برخورد قاطعی با این طراح و این نشره هستم زیرا انتهای راه نظام مقدسمان چه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و چه در سایر ارکانش زابنم لال نه چوبه دار است و نه اعدام بلکه سرافرازی عزت و پایداری و خدمت به خلق الله است.
    شما را به مقدساتتان قسم میدهم با این روزنامه برخورد کنید.

  108. قلم پرس گفت :

    آبان ۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۱۴

    ومن الله التوفیق

    ghalampress.ir

  109. سلمان مهدیان گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۴

    هرچه قدر که از این داستان می گذرد سوالات و تردیدهایم در خصوص شخصیت سیاسی کردان افزوده می شود مگر می شود چنین فردی با چنین سوابقی به آسانی به وزارت کشوری چون ایران برسد و اینگونه از مجلس رأی اعتماد بگیرد و …. قطعا این وزیر هم مانند بعضی وزرای دولت سهمی از احزاب و جریان های سیاسی است (همانگونه که دکتر احمدی نژاد گفته است)
    من حرف دکتر را می پذیرم که همه کسانی که در دولت هستند انتخاب اصلی دکتر نیستند.

  110. صارمی گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۵۵

    باسلام وعرض ادب
    جناب آقای جوانفکر
    ضمن عنایتی که به شما برادر عزیز دارم.
    احترام خاصی که شما به مخاطبین محترمتان دارید.
    بنظر میرسد در ستون پاسخ به سئوالات عبارت کوتاه(جواب جوانفکر )مناسب میباشد.

  111. صارمی گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۱۵

    بنظر میرسد در ستون پاسخ به سئوالات عبارت کوتاه(جواب جوانفکر )مناسب میباشد.

  112. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۰

    آقای صارمی
    با سلام
    عکس کوچکی از بنده در کنار هر پاسخ می آید که ضرروت جواب جوانفکر را از بین می برد.
    موفق باشید

  113. ناصر گفت :

    آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵

    با سلام
    امیدوارم خداوند بزرگ آنقدر به شما عمری طولانی دهد تا خودتان(نوشته‌هایتان) را چند سال بعد نقد کنید.
    به عنوان برادر کوچک شما استدعا دارم این مسئله را(مدرک لیسانس، فوق و دکتری کردان) وا نهید که هیچکدام بیش از خسر الدنیا و الاخره نشویم . لجاجتی در این امر از طرفین دیده میشود که خانمانسوز است .تو را بخدا به فکر این ملت (بیش از قبل ستم) دیده باشید. بیاییدحقایق را کتمان نکنیم مسائلی عنوان کنیم و پیرامون آن بحث کنیم که ما را به نتیجه برساند این مسئله زشت را باید فراموش کرد کسی اشتباهی کرده و به اندازه کافی از اشتباهش متنعم شده و به حمدا… هم به خواست خدا نتیجه کارش را دیده .(بی آبرویی)
    بردار عزیز این آقا گرامی حالا با هر تجربه و هر میزان مدیریت قوی دیگر در دل هیچ کس جایی ندارد(حتی خانواده‌اش) چرا که دروغ گفته و همین و بس . پس بیش از این از کسی طرفداری نکنید که خود نیز بر اثر کارهای ناپسند و مذمومش (دروغگویی در خصوص داشتن مدرک لیسانس و …) طرد شده است چرا که در کار او شریک میشود پس حتی اگر رئیس جمهور هم این نظر را دارد(جانبداری بی منطق از کردان) شما آزادمرد باشید (لجوج نباشید) و از حق طرفداری کنید حالا این حق را هر کس و هر قوه‌ای از قوای مملکت به حق دارد برساند محترم است.
    شما برای ما انقدر محترم هستید که اگر بگوئید آقای کردان خیلی مظلوم است و خیلی به او جفا شده و معاندین نظام به مدرک او شبهه وارد کردند و خود فروختگان داخلی هم به آن دامن زدند و ایشان هم خیلی خیلی آدم پاکی است و ….. قبول است قبول است قبول!!! ولی ترا بخدا این اسم (کردان) را دیگر فراموش کنید.
    موفق پیروز و واقع بین باشید.

  114. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵

    آقا ناصر
    باسلام
    از شما به خاطر نظرات خیرخواهانه تان تشکر می کنم.
    بنده در موضع دفاع از آقای کردان نیستم و فقط بر رعایت عدل و انصاف و موازین قانونی و حقوقی تاکید کرده ام.
    موفق باشید.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر