سووال ها و ابهام ها را نباید بی پاسخ گذاشت

دودهه پرافتخار از تاریخ مشعشع سی ساله پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران ، تحت زعامت و ولایت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر فرزانه ، حکیم و دور اندیش انقلاب ، سپری شده است ، دورانی که طی آن پنج دولت بر سر کار آمدند اما به دلیل عدم همگرایی ، نامتجانس بودن و ناهماهنگی برخی دولت های پیشین با منویات رهبری و حتی بعضا ، مخالفت و ایستادگی در برابر نظرات ، رهنمودها و اوامر معظم له ، نظام اسلامی نتوانست از همه ظرفیت ها و توانمندیهای نهفته در ذات خویش استفاده کند و از همین رو، پیشرفت همه جانبه و گسترده همراه با عد الت اسلامی ، تا برگزیده شدن یک رئیس جمهور مردمی ، مومن ، انقلابی ، خدوم ، ولایی و پرتلاش در سال ۱۳۸۴ به تاخیر افتاد.

با رویش های تازه ای که از درون و بطن انقلاب سربرآورد ، مردم متدین و انقلابی ایران ، در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، با عبور هوشمندانه و مقتدرانه از میان امواج متلاطم و مسموم تخریب ، راه صحیح را در کلام ، مرام و کارنامه درخشان مدیریتی محمود احمدی نژاد یافتند و او را به مثابه مریدی مخلص و پا به رکاب در کنار مرادش نشاندند تا به عنوان بازوی توانمند وکارامد رهبری ، حرکت پرشتاب و گامهای جهشی دولت خدمتگزار را به سوی پیشرفت و تعالی کشور و جاری کردن عدالت اسلامی در شئون مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی ، هماهنگ و مدیریت کند و نتیجه روشن و غیرقابل انکار آن را می توان در خلق یک چشم انداز بسیار روشن و امیدبخش از کارهای بزرگ و به ثمر رسیده ، در کشور به نظاره نشست.

ثمرات ارزشمند و بی نظیر متاثر از همراهی ، هماهنگی ، همسویی و تبعیت رئیس جمهور از رهبر معزز انقلاب ، کام ملت را چنان شیرین کرد که در نتیجه آن ، برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، به خلق حماسه ای بزرگ و ماندگار در ۲۲ خرداد تبدیل شد و آقای احمدی نژاد با کسب نزدیک به ۲۵ میلیون رای به ریاست جمهوری انتخاب شد و بالاترین رای در نظام جمهوری اسلامی را به خود اختصاص داد.

بدون تردید ، حمایت های بی دریغ رهبر فرزانه انقلاب ، از عملکردها و رویکردهای دولت نهم در عرصه های مختلف و مدیریت ممتاز آقای احمدی نژاد در ایجاد یکپارچگی و وحدت رویه میان اعضای کابینه، تلاشهای بی وقفه در خدمت رسانی به مردم و پیگیریهای مستمر امور اجرایی کشور و همچنین پایبندی اکثریت وزرا به میثاق نامه امضاء شده با رئیس جمهور ، مهمترین عامل در نیل به پیشرفتهای بزرگ و باورنکردنی بوده است.

دفاع از ارزشها و فرهنگ اسلامی از جمله ولایت فقیه، دین مداری، ایثارگری، شهادت طلبی، جانبازی در راه خدا، آزادی و آزادگی ، ساده زیستی ، پاکدستی ، پاکدامنی ، صداقت در گفتار و سلامت درعمل و رعایت شعائر اسلامی ، از فرازهای مهم این میثاق نامه است.

این درحالی است که دشمنان ملت ایران و مخالفان سرخورده دولت نهم ، هیچگاه از تلاشهای خود برای یافتن روزنه ای جهت القاء وجود شکاف میان رهبری و رئیس جمهور و وانمود سازی اختلاف بین این دو رکن اصلی در اداره کشور دست برنداشته اند. خط شبهه افکنی و ایجاد تردید و ابهام در اذهان مردم و بویژه حامیان و دوستداران آقای احمدی نژاد ، نسبت به ولایت پذیری و تبعیت قانونمند رئیس جمهور از ولی مطلقه فقیه در ماجرای انتصاب اخیر معاون اول ریاست جمهوری و اعلام نظر رهبر فرزانه انقلاب در این زمینه ، بیشترین نمود عینی و ملموس را در فضای عمومی و رسانه ای کشور به همراه داشت ، به گونه ای که استعفای سریع آقای مشایی از سمت خود و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور پس از انتشار رسمی دستور رهبری ، در لایه های زیرین اخبار قرار گرفت و یک جریان خاص سیاسی نیز تلاش کرد تا تفسیر و برداشت ناصواب خود از “ولایت پذیری” را به جامعه دیکته کند. سخنان روشنگرانه و هشدار دهنده رهبر انقلاب در روز شنبه گذشته ، طراحی تبلیغاتی بدخواهان و نا اهلان را علیه آقایان احمدی نژاد و مشایی بی اثر کرد.

همین جریان سیاسی و رسانه ای ، سخنان دکتر احمدی نژاد در جلسه معارفه رئیس جدید بنیاد شهید در یکشنبه گذشته را که مبتنی بر ولایت مداری اوست ، از دید افکار عمومی پنهان کرد که این امر نیز مهر تایید دیگری بر خط القاء وجود شکاف میان رهبری و ریاست جمهوری است . آقای احمدی نژاد در این مراسم گفت : برافراشته بودن پرچم ولایت در سرزمین ایران، منشأ همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها برای ملت ایران بوده است و از این به بعد نیز بیش از پیش ادامه خواهد داشت.امام راحل(ره) و رهبر عزیزمان پرچمدار حفظ و نشر روحیه ایثارگری برای بشریت هستند و دائماً این روحیه را به جامعه می‌دمند. از افتخارات این کشور آن است که رهبر فرزانه انقلاب ، بزرگ جانباز انقلاب اسلامی است.

وحدت رویه و یکپارچگی دولت نهم و اساس قرار گرفتن کارامدی و توانمندیهای مدیریتی اعضای کابینه به عنوان معیار همگرایی و همکاری مشترک ، یکی از رموز اصلی موفقیت این دولت در به نتیجه رساندن کارهای بزرگ در کشور محسوب می شود، به گونه ای که دشمنان و بدخواهان ملت ایران ، این دو خصوصیت ممتاز را به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی خود احساس کرده اند. در این جهت نیز برخی افراد و جریانهای سیاسی ، به تلاشهای پیدا و پنهان خویش برای آسیب زدن به وجهه رئیس جمهور و دولت نهم ادامه داده اند و صد البته برخورد قاطعانه رئیس جمهور نسبت به رعایت این دو اصل را می توان عامل مهم و موثری در حفظ این یکپارچگی درونی در نظر گرفت. تصمیم به برکناری وزیر اطلاعات در روزهای پایانی دولت نهم ، از نشانه های روشن این جهت گیری اصولی محسوب می شود.

بدون تردید ، آقای محسنی اژه ای ، شخصیتی متدین ، متین ، باوقار و قابل احترام در راس دستگاهی مرکب از نیروهای مومن ، دلسوز، مخلص و جان برکف است. انتظار می رفت که خصوصیات شخصیتی آقای اژه ای با کارامدی و موفقیت وی در پیشگیری از وقوع حوادث ناگوار ، کنترل و مهار بحران و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از آن ، توام و جلوه گر می شد.

نتیجه دور از انتظار از عملکرد وزیر اطلاعات ، زمانی غیرقابل تحمل می شود که تدابیر مدیریتی در این سازمان حساس، به جای کاهش آسیب ها به افزایش و توسعه آسیب ها بیانجامد و اصول اساسی کار در این نهاد مهم اطلاعاتی و امنیتی کشور به طور خواسته یا ناخواسته زیرپا گذاشته شود.

وزارت اطلاعات از جمله دستگاههای خاص در نظام جمهوری اسلامی ایران است که مدیریت آن باید برپایه هوشمندی فوق العاده ، تعهد و پایبندی به سیاست های دولت ، شناسایی دقیق و حرفه ای تهدید ها و فرصت ها و هماهنگ کردن تمامی دستگاههای کشور با هدف کم کردن آسیب ها و افزایش دستاوردها عمل کند و آقای اژه ای نه تنها این انتظار طبیعی را برآورده نکرد بلکه به شکل غیرمنتظره ای شاهد تاثیر منفی مدیریت وی در افزایش برخی آسیب ها بودیم .

تجاربی ذیقیمت و منحصر به فرد و ظرفیت های بالا و بی نظیری از کارامدی و توانمندی فکری و اطلاعاتی در درون وزارت اطلاعات وجود دارد که ثمره مجاهدت مستمر نیروهای خدوم و دلسوز آن در بحرانهای مختلف طی سه دهه اخیر است. با استفاده از این ظرفیت ها ، امکان پیش بینی ، مقابله هوشمندانه و مهار برخی حوادث و آثار سوء آنها فراهم می آید و اگر این ظرفیت ها و توانمندیها در حوادث اخیر پس از انتخابات به کار گرفته می شد ، با روشنگری های به هنگام ، از بروز برخی خسارتهای مادی و انسانی جلوگیری به عمل می آمد. این گفتار به منزله معرفی فردی به عنوان گناهکار نیست ، بلکه درسی است که باید از حوادث آموخت و از آن پند گرفت.

به برکناری وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور ، تنها از این منظر باید نگریسته شود چه اینکه ادعای انتقاد ناپذیر بودن ، برچسب ناروایی است که هیچ نسبتی با آقای احمدی نژاد به عنوان تامین کننده بالاترین سطح آزادی در کشور طی ۴ سال گذشته ندارد.

۱۳۰ نظر »

  1. محمد گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۵

    آقای جوانفکر!
    چرا کاری میکنید که دیگران به صداقت شما شک کنند؟
    دوستان و نزدیکان دکتر احمدی نژاد می دانند که محسنی اژه‌ای محور اعتراض به رئیس جمهور بخاطر تعلل در تمکین به حکم رهبری بود. جلسه چند وزیر در وزارت اطلاعات و اعتراض اژه ای به رئیس جمهور در هیئت دولت باعث عزل او شد.
    واقعا تغییر یک وزیر به دلایلی که شما فرموده اید برای مدت ۸ روز باقی مانده از یک دولت خنده دار نیست؟
    شما را به خدا ما را اینقدر ساده لوح فرض نکنید

  2. علی شهرآئینی گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۴

    سلام ضمن تبریک به خاطر ایام پر بر کت ماه شعبان و ولادت هایی که در این ماه بزرگ است آقای جوانفکر عزیز دفاع شما به عنوان مشاور رییس جمهور به نظرم قابل درک است ولی خوب برادر عزیز اگر بپذیریم که واکنش سریع رییس جمهور در برابر حکم مقام معظم رهبری را بر خی بد دلان پنهان کرده باشند آیا نمی شد فورا یه مصاحبه ی مطبوعاتی بگذارند و بر کناری آقای مشایی را اعلام کنند که کسی نتونه سوء استفاده کنه ؟ به نظرم شما مشاورین بزرگوار بیشتر باید آقای احمدی نژاد رو در رویه ها انتصابها و غیره و جو اجتماع ودرک درست آن یاری رسان باشین آیا به نظرتان همه ی کسانی که با بو.دن آقای مشایی در دولت مخالفند حسودند؟ بد خواه آقای احمدی نژاد و نظام اسلامی؟ چرا در برابر این انتصاب آقای احمدی نژاد اسراییل خوشحال میشه و بیگانگان ؟ آیا با این رویه های مشکوک در مدیریت آقای مشایی حق به آقای مکارم شیرازی نمی دید که مو ضع بگیرند ؟ نکنه ایشونم بد خواهه؟ خدا همه مونو به راه راست هدایت کاش پذیرا باشین که در مورد نصبها و عزل های این چندروز آقای احمدی نژاد و همفکران اجرایی و تا ثیر گذارش هوشمندی لازم را نداشتند و بوی اخلاص و رضای خدا به مشام نمی رسید حداقل برای من یک نفر که از شما ها حقیقتا انتظاری بیشتری بود بهر صورت به نظرم همه مون نیازمند استغفاریم حتی به خاطر خوبی هایی که گمون داریم انجام دادیم خدا عا قبت همه مونو ختم به خیر کنه خدا کنه در اثر پیروزی امت حزب الله برای جریان ولایت فقیه خدای نا کرده کسی یا کسانی مغرور نشن الهی آمین خدا نگهدار التما س دعا

  3. اشکان گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۴

    سلام

    متاسفانه شما فقط سعی در توجیه اقدامات انجام گرفته شده هستید؟در عزل وزرا باور کنید که تدبیر و تاملی در کار نبود با توجه به اتمام کار دولت نهم

  4. مالک گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۴

    با سلا واحترام فراوان
    برادر بزرگوارم جناب اقای جوانفکر
    مشاور محترم رسانه ای رییس جمهور
    خواهشمند است در صورت امکان رزومه ای را از خود در سایت قرار دهید .تمایل به شرکت در مباحث دارم .من باب اشنایی بیشتر عرض کردم.
    موفق باشید

  5. حسین گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۳۹

    سلام جناب آقای جوانفکر.
    ممنون که برای حرف دیگران هم ارزش قائلید و الان دارید این مطلب حقیر رو میخونید .
    من هم مثل خیلی ها به احمدی نژاد رای دادم . ولی برای این مطلبتون که نوشتین در مورد برکناری اخیر وزرا کوتاه و مختصر میگویم: راستش تعجب کردم از این مطلبتون .
    به فرض که همه استدلالات و صحبت های شما درست باشه :
    آیا ۸ روز باقی مانده به اتمام دولت نهم اینقدر مهم بود که باید وزرا تغییر پیدا میکردند؟
    این برکناری واقعا مشکلی رو حل میکرد که برای دولت و شخص رییس جمهور این همه هزینه داشته باشه که دیگه صدا و سیما هم موضع بگیره؟
    آیا این مشکلاتی که فرمودید بعد از اتمام این ۸ روز و تغییر وزیر در دوره بعد قابل حل نبود؟ ( این سوال خیلی واضحه که دوست دارم جوابش رو از شما بشنوم)
    آیا فکر نمیکنین این نوع عزل کردن شبهه نوعی انتقام گیری و تسویه حساب (به هر دلیلی) و به تبع اون هزینه های گزاف سیاسی به دانبال داشته باشه ( که داشت) ؟ . حتی اگر این شبهه اشتباه باشه .

    در فقه و استنباط احکام فقهی اجماع علما از راههای شرعی استنباط احکامه . آیا فکر نمیکنین در مسایل سیاسی هم وقتی بیش از ۹۵ درصد ( وشاید بیشتر) نخبگان کشور به این برکناری و انتصابات معترض میشن ، این اعتراض قابل اعتنا باشه ؟ که نامه رهبری هم همین اعتنا به نظر نخبگان و اجماعشون رو تایید میکرد .
    آقای جوانفکر فعالیت وزرا با هر عملکردی به اتمام رسیده . به نظرم این نوع برکناری وزیر اطلاعات و وزیر فرهنگ ، در کنار تلاش این عزیزان و حمایتشون از جناب احمدی نژاد ، یک نوع بی احترامی به زحمات و قدر نشناسی زحمات این عزیزانه. مخصوصا اشتباه تاسف بار در عزل صفار هرندی و ابقای مجدد ایشون که موجب نوشتن متن استعفا نامه دردمندانه ایشون که تاییدی بر این عزل هم بود شد. یک تشکر خشک و خالی و یا تعریف از این عزیزان که شخصیتی متدین ، متین ، باوقار و … هستند مطمئن باشید نه این عزیزان و نه مردم رو خشنود نخواهد کرد .
    کاش کمی در دولت واژه “مصلحت” تعریف دوباره ای بشود که برای یک انتصاب و عزل این همه هزینه نشود که کار به جایی کشیده شود که رهبری از اعتبار خودشون استفاده کنند .

    کمی منصف باشید و مردم را ناظر به خود و دارای بلوغ سیاسی فرض کنید.

    دعا گویتان .
    ح. ع .ع
    استاد دانشگاه

  6. وحید گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۰

    سلام ؛
    وزارت اطلاعات و وزارت کشور از جمله وزارت خانه های مهم در برقراری امنیت ملی هستند که انتظار بود با هوشیاری در مقابل توطئه آشکار عناصر بیگانه وارد عمل می شدند تا شاهد تلخ شدن شیرینی انتخابات پرشگوه ۲۲ خرداد نباشیم.
    به قول معرف خوب بودن ملاک برای مدیر خوب بودن نیست که امیدوارم در کابینه دهم به این مهم دقت شود .
    یا حق

  7. صنایع نیوز گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۲۵

    مدیرعامل فردا معارفه می شود
    مراسم معارفه مدیر عامل شرکت شهرکهای صنعتی مازندران فردا برگزار خواهد شد.

    به گزارش روابط عمومی شرکت شهرکهای صنعتی استان مازندران معارفه ابراهیم گوهردهی مدیرعامل جدید

    شهرکهای صنعتی استان مازندران صبح روز پنجشنبه (فردا)باحضور شیخ نیا معاون وزیر صنایع ومعادن ، استاندار

    مازندران ونمایندگان استان درمجلس شورای اسلامی برگزار خواهد شد.

  8. صنایع نیوز گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۶

    http://www.sanayenews.com/content/view/17828/1/

  9. صنایع نیوز گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۷

    http://mihanpress.com/content/view/656/65/

  10. هادی کرمی گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۰۰

    سلام
    خدا شاهد است که به آقای احمدی نژاد رای داده ام ولی هر چه می گوئید برکناری وزیر اطلاعات برایم قابل قبول نیست.

  11. سعید گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۰۴

    با سلام
    خسته نباشید
    آقای جوانفکر بهتر از من می دانید پیشرفت هر کشوری مرهون زحمات و تلاشهای اقشار مختلف جامعه می باشد برای این که این تلاشها به بار نشیند مسئول اجرائیه ی کشور باید از نقد و انتقاد بطور جدی استقبال کند در واقع انتقاد در کنار پیشنهاد است که می تواند تاثیر گذار باشد تا جایی که دقت کرده ام هر گونه نقدی نسبت به برنامه های آقای احمدی نژاد با واکنشهای متعدد و غالبا توجیه گرایانه و منفی روبه رو شده است سیاستهای اقتصادی ایشان که از سوی بسیار ی از اقتصاد دانان به نام ایران به بوته ی نقد گذاشته شده عموما با ریشخند رئیس دولت همراه بوده نتایج اینگونه برخوردها در زندگی عامه ی مردم بوضوح آشکار است نمی توان با چند نمودار که در نحوه ی شکل گیری آن نیز بحث است از ارتقای اقتصادی مردم دم زد آن چیزی که روشن است این است که هیچ دولتی به اندازه ی این دولت حامی معنوی و مالی نداشته است آقای احمدی نژاد که در وعده های انتخاباتی خود چنین و چنان می گفت چرا با این همه حمایت نتوانست آن طور که باید و شاید راه بجایی ببرد
    آقای جوانفکر واقعیت های جامعه را نمی توان کتمان کرد شما نمی پذیرید اما بسیاری در جامعه عدم تحمل رئیس دولت را در مقابل انتقادها و نقدهای موثر در اداره ی کشور باور دارند.
    آقای احمدی نژاد اگر نگران کشور است چرا در کنار خود از منتقدین نیز استفاده نمی برد ایشان حتی از درج نظرات انتقاد آمیز در وب سایت شخصی خود واهمه دارد پس چگونه می تواند ادعای آبادی ایران را داشته باشد در همین کابینه تا وزیری لب به انتقاد گشود بلافاصله عزل شد این که من هر چه می گویم درست است و هر چه بقیه می گویند نادرست روش انسانهای ولایت مدار نیست شاهد این مدعا هم بقدر کافی موجود است.
    آقای جوانفکر از شما انتظار ندارم که نظر مرا قبول بفرمائید اما خواستم بدین طریق قضاوت بسیاری از هموطنان را بعرض شما برسانم البته از آقای احمدی نژاد توقع ندارم بدینگونه قضاوتها اهمیتی بدهند اما شما را جدای ایشان می دانم.
    امیدوارم آقای احمدی نژاد به این باور به راستی ایمان بیاورند که هر منتقدی دشمن نیست.

  12. علی گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۱۰

    با سلام
    آقای جوانفکر فرموده اید که آقای احمدی نژاد تامین کننده ی بالاترین سطوح آزادی است
    می توانم از شما بخواهم چند نمونه از این آزادیها را نام ببرید چرا که ما بعنوان شهروند هر چه دیدیم و شنیدیم خلاف این ادعای شماست.

  13. ناصر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۳۹

    سلام
    می خواهم بپرسم در فرهنگ دولت نهم مفهوم معترض و دشمن یکی است؟
    هر جایی که اعتراضی به نحوه ی عملکرد دولت زده می شود بلافاصله به معترضین بر چسب بیگانه و دشمن را می زنید.
    شما که دم از ولایت مداری می زنید توضیح دهید کدام انسان ولایت مداری بی انصاف می شود شمایی که جز به جز عملکرد دولت نهم را موشکافی کرده و به تشویق آن می پردازید چگونه است که به یک باره عملکرد برخی دولتهای پیشین را به زیر سئوال می برید مگر نه این است که همین شورای نگهبانی که آنها را تائید کرد به رئیس این دولت هم تائیدیه داد پس چگونه است که قبلی ها نامتجانس و ناهمگرا بودند اما شما نیستید
    آقای جوانفکر جانب انصاف را نگاه دارید شرایط زندگی من کارمند و امثال من در این چهار سال با این درآمدهای هنگفت نفتی و این حمایتهای بی دریغ قوا و رهبری از دولت نهم به مراتب وخیم تر از سالیان پیش است واقعا شما در بطن جامعه نیستید ؟ تا کی بدین گونه مخالفان خود را با عناوین آنچنانی می کوبید و از حقوق مسلمشان محروم می کنید و سپس دم از آزادی می زنید
    شما می توانید و باید از عملکرد دولت نهم دفاع کنید اما قضاوتهای ما مردم را چگونه پاسخ می دهید؟
    چه کسی به رئیس دولت این اجازه رامی دهد که یک مناظره ی تلویزیونی را به یک محاکمه تبدیل کند؟
    به آقای موسوی چه ربطی دارد که هاشمی چکاره بوده و چه کرده است
    شما چگونه احمدی نژاد را ستایش می کنید در جایی که به وزنه های اساسی کشور همانند هاشمی بدین آسانی و در انظار عموم تهمت می زند این چه مفهومی دارد جز این مفهوم را می رساند که فقط در پی رای جمع کردن است؟ سپس ادعای رو کردن مفاسد اقتصادی را دارد اگر بدینگونه بود پس ایشان در این چهار سال کجا بودند؟
    چگونه است به شخصی همانند موسوی حمله کردن که روزگار جنگ را با آن همه تلاطم و در ظل تائیدات رهبری( امام ره ) پشت سر گذاشت بطوریکه عامه ی مردم اوضاع اقتصادی آن دوران را علیرغم جنگ مساعد توصیف می کنند
    با این بی انصافی ها دم از ولایت مداری زدن خیلی جسارت می خواهد مگر اینکه مفهوم ولایت مداری از سوی دولت نهم بگونه ای خاص تعبیر شده باشد.
    آقای جوانفکر حتما می دانید و باید هم بدانید مردم از شما فاصله گرفته اند باور کنید من جیره خوار آمریکا و دیگران نیستم من یک ایرانی ام و نخواهم گذارد ایران مقتدر و با عزت من به ایرانی تبدیل گردد که شهروندانش را حتی اعراب بادیه نشین و ملخ خور به پای میز انگشت نگاری بکشانند این افتخار نیست که دنیا را با خودمان بیگانه کرده ایم و سپس دم از عزت می زنیم چه عزتی ؟ این عزت را برای ما تعریف کنید
    باور کنید بسیاری از مردم درمانده و بی چیز برای کمکهای نقدی این دولت به احمدی نژاد رای دادند چرا باید کار بجایی رسد که مردم ما چنین درمانده و عاجز شوند و ثروتهای زیر زمینی و روزمینی ما نصیب کشورهای دست چندم دنیا شود واقعا چرا

  14. فرشید گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۴۷

    سلام جناب جوانفکر: http://www.irpetro.com/newsdetail-5840-fa.html

  15. رحیم گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۳۵

    انتخاب اقای اژه ای از اول اشتباه بود دلیلش —- صبح قاضی پرونده کرباسچی —-شب میهمان عروسی فرزند کرباسچی اگر قبول داشت او اختلاس کرده نمیتوانست از لقمه های حرام او بخورد دین حدود را مشخص کرده والسلام

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۲۷

    علی آقا
    با سلام
    پاسخ شما را به مراجعه کنندگان به وبلاگ واگذار می کنم.
    موفق باشید

  17. عباس گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۳

    با سلام ، در وبلاگ شما بسیاری از سوالات و ابهامات و حتی درد دلهایم را مطرح می کردم و شما پاسخ می دادید اما آخرین سوال و ابهام مطرح شده را بی پاسخ گذاشتید . از شما به عنوان یک دوست و برادر بزرگتر توقع راهنمایی و ارشاد داشتم . یا علی

  18. احمد گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۲۲

    سلام
    خسته نباشید از اینکه اینجور از دوست خود دفاع میکنید خوشحالم ولی شما و رئیس جمهور هم خالی از
    نقص و اشتباه نیستید اشتباه بزرگ شما اینست که خیلی راحت دیگر مسلمانان را از دایره اسلام خارج میکنید و از این کار هیچ ابایی ندارید در حالی که پیامبر ص ما درست برعکس شما عمل میکردند
    لطفا خود را خیلی پاک ندانید همینکه انتقاد دیگران را نمیپذیرید و توجیه میکنید خود عیب بزرگیست

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۲۳

    آقا محمد
    با سلام
    حتما شما به تماشای یک بازی فوتبال نشسته اید . بارها اتفاق افتاده است که مربی ، یک دقیقه مانده با انتهای بازی یکی از بازیکنانش را از زمین خارج می کند و فرد دیگری را جایگزین او می سازد. در چنین مواقعی آیا شما به تصمیم مربی می خندید؟ به راستی اگر به این تصمیم بخندید ، دیگران در باره شما چه قضاوتی خواهند کرد؟ کسی شما را ساده لوح فرض نکرده است اما بهتر است سطح تحلیل و نگاهتان را تغییر دهید تا خدای ناکرده دیگران شما را ساده لوح فرض نکنند.
    موفق باشید

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۲۸

    آقای مالک
    با سلام
    از طریق اینترنت می توانید به اطلاعات مورد نیاز دسترسی پیدا کنید
    موفق باشید

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۴

    عباس آقا
    با سلام
    واقعا امکان پاسخگویی به همه کامنت ها برایم فراهم نیست. از اینکه به کامنت شما پاسخ نداده ام پوزش می خواهم.
    موفق باشید

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۹

    احمدی آقا
    با سلام
    - لطف کنید بگویید که در کجا بنده دیگر مسلمانان را از دایره اسلام خارج دانسته ایم!
    - بنده نگفته ام که خود را پاک و بی عیب و نقص می دانم . حتما عیب و نقص بنده از دیگران بیشتر است و از عاقبت کار هم به خدا پناه می برم.
    - دیگران در انتقاد کردن آزادند اما آیا خود شما هر انتقادی را می پذیرید؟ پذیرفتن انتقادها شرط نیست. شنیدن و تحمل انتقادها لازم و ضروری است . اگر انتقادی را وارد بدانم حتما می پذیرم اما هر انتقادی هم وارد نیست.
    موفق باشید

  23. ندا گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۶

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت برادر بزرگوار
    از مقاله و نوشتار زیبایتان نهایت استفاده را بردم و کاملا با شما موافقم
    نکته ای را عارض میشوم
    متاسفانه روزنامه ورزشی گل در شماره روز چهارشنبه شماره ۱۰۰۰ علی دائی را با هاشمی رفسنجانی مقایسه کرده و متاسفانه کاملا در جهتی گام برداشته که انگار ورزش در بحران است همانطور که جامعه در بحران است!!! و نجات دهنده ورزش دائی است همانطور که نجات دهنده جامعه هاشمی است!!!
    بارها و بارها شاهد موضع گیری های غیر اخلاقی و ناپسند این روزنامه ورزشی بودیم به خصوص در زمینه درج کاریکاتورهای زننده!!!
    http://goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=10741
    که به فراخور مطلب در طول این ۲ سال بعضا موارد خدمتتان منعکس گردیده لیکن اقدام بازدارنده ای که مثمر ثمر باشد از سوی هیات نظارت بر مطبوعات نمی بینیم!!!!
    در پایان شدیدا مراتب نارضایتی خودم را از نشریه اعتماد ملی و به خصوص صفحه ۲۳ -شب نامه- اعلام میکنم که با درج کاریکاتورهای ناشایست طنزهائی که بیشتر شبیه هزل و هجو است که بعضا از اشعار مبتذل لوس آنجلسی و غیر مجاز استفاده میشود و همچنین سخره بیش از حد مسوولان خدوم دولتی اعلام میکنم و امیدوارم وزارت محترم ارشاد که همواره منادی حفظ ارزشها بوده است در قبال مقوله ذکر شده برخورد قاطعی از خود نشان دهد.
    با آرزوی توفیقات روز افزون برای شما و ریاست محترم جمهور و هیات خدمتگذار دولت
    یا حق

  24. محسن گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۶

    سلام،
    من طرفدار ولایت فقیه هستم. و به خاطر همین عقیده همکارانم منو اذیت میکنند. و میگن که احمدی نژادی هستی. چون آقا ازش طرفداری میکنه. من همیشه توضیح میدادم که آقا فقط قانون رو اجرا میکنه و چون احمدی نژاد رئیس جمهوره بنابراین آقا از دولت حمایت میکنه. این دلیلی نیست که آقا از احمدی نژاد شخصاً خوشش میاد و حتی بر عکس هم هست. سر همین حرفهام به من خیلی میخندیدن. و میگفتند که من از اوضاع خبری ندارم.
    چند هفته پیش که اوضاع قدری آروم شده بود یکی از دوستانم گفت دیگه همه چی تموم شده و با حمایتهای آقا باید ۴ سال دیگه احمدی نژاد رو تحمل کنیم. من گفتم نه اینطور نیست. گفتم اوضاع از این حالت پیچ خوردگی در میاد چونکه زمان امام هم این حالات پیش میامد که حتی امام هم نمیتوانستند با یک فرمایش مشکل گشا باشند. این حالت سر بنی صدر شده بود که انتقادات از بنی صدر زیاد شده بود ولی چون رئیس جمهور بود و طرفداران مردمی زیادی داشت، امام نمی توانستند علنی بر علیه بنی صدر موضع بگیرند. به دوستم گفتم در این حالات امام منتظر یه اتفاق الهی میشدند تا گره باز شود. ما هم باید صبر کنیم تا یه اتفاق الهی پدید بیاد تا گره باز شود. کلی به من خندید. گفت تو عقل داری باید با عقل فکر کنی. من با اطمینان گفتم که خواهیم دید. و بلاخره این اتقاق الهی رخ داد و آن اشتباهاتی بود که رئیس جمهور در مورد مشایی و سرپیچی از حکم رهبری انجام داد و الان طرفداران کمی در بین مردم داره. چند هفته پیش کسی باور نداشت که احمدی نژاد ولایی نیست و فقط حرفش رو میزنه. و من اینو به دوستانم خیلی میگفتم که باور نمیکردن.
    حالا امروز این قضیه برای همه روشن شده. و زمینه برای برکناری احمدی نژاد فراهم شده. فرضی که تا چند هفته پیش کسی باور نمیکرد . و کسی باور نمیکرد چگونه اینهمه طرفدار احمدی نژاد باید این رو بفهمند که احمدی نژاد همسو و همراه با ولایت نیست. ولی این مملکت رو آقا امام زمان اداره میکنه و همگان دیدیم چگونه خوده احمدی نژاد خودش رو لو داد مثل بنی صدر.

  25. علی امینی گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۵

    با سلام.
    آقای جوانفکر لطف کنین در رابطه با انتصاب مشایی و اینهمه هزینه کردن و خسارت دیدن این دولت از این انتصاب کمی اطلاع رسانی کنین. واقعا چرا آقای احمدی نژاد اینقدر مشایی را مهم می داند که اینهمه هجمه را بر خود روا میدارد. این سوال جدی و اساسی خیلی بیشماری از معتقدین به خط امام و ولایت است که بی جواب مانده است.

  26. فرشید گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۵

    سلام جناب جوانفکر
    با اجازه شما مایلم جواب علی آقای گل گلاب رو بدم که گفته آزادی در این ۴ سال اخیر کم و نیست و نابود شده است: ا- اگر آزادی از لحاظ پوشش است منظور شما که باید بگم آخر آزادی اگر بوده در این زمینه در همین ۴ سال بوده که هر کس هر جور خواسته بیرون اومده و هیچ کس هیچ کار به هیچ کس نداشته!
    ۲- اگر منظورتون آزادی بیان و از منظر سیاسی بوده که باید بگم توی این ۴ سال هر کس هرچی دلش خواسته به هر کس که خواسته از جمله رییس جمهور عزیز و حامی محرومان گفته و هیچ کس هیچی بهش نگفته!

  27. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۸

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    مراتب اعتراض شما را به معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منعکس می کنم.
    موفق باشید

  28. رحیم گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۴

    وَ مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
    از نامه هاى آن حضرت است

    اِلى اَهْلِ مِصْرَ، لَمّا وَلّى عَلَیْهِمُ الاَْشْتَرَ رَحِمَهُ اللّهُ
    به اهـل مصر، زمانى که اشـتر را زمامـدار آنان نمـود

    مِنْ عَبْدِ اللّهِ عَلىٍّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ، اِلى الْقَوْمِ الَّذینَ غَضِبُوا لِلّهِ
    از بنده خدا على امیر المؤمنین، به مردمى که براى خدا غضبناک شدند
    حینَ عُصِىَ فى اَرْضِهِ، وَ ذُهِبَ بِحَقِّهِ، فَضَرَبَ الْجَوْرُ سُرادِقَهُ عَلى
    وقتى که خدا در زمینش معصیت شد و حق او از بین رفت، و ستم سراپرده خود را
    الْبَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْمُقیمِ وَ الظّاعِنِ، فَلا مَعْرُوفٌ یُسْتَراحُ اِلَیْهِ،
    بر سر نیک و بد، و مقیم و مسافر زد، در نتیجه نه معروفى بود که در پناهش بیاسایند،
    وَ لامُنْکَرٌ یُتَناهى عَنْـهُ.
    و نه منکَرى که از آن بازداشته شود.
    اَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَعَثْتُ اِلَیْکُمْ عَبْداً مِنْ عِبادِ اللّهِ، لایَنامُ اَیّامَ
    اما بعد، بنده اى از بندگان خدا را به سوى شما گسیل داشتم، که هنگام جوّ وحشت
    الْخَوْفِ، وَ لایَنْکُلُ عَنِ الاَْعْداءِ ساعاتِ الرَّوْعِ، اَشَدَّ عَلى الْفُجّارِ
    نخوابد، و ساعات هولناک از دشمنان نهراسد و عقب ننشیند، از آتش سوزان بر بدکاران
    مِنْ حَریقِ النّارِ، وَ هُوَ مالِکُ بْنُ الْحارِثِ اَخُو مَذْحِج. فَاسْمَعُوا لَهُ،
    سوزنده تر است، و او مالک بن حارث از قبیله مَذحِج است. سخنش را بشنوید،
    وَ اَطیعُوا اَمْرَهُ فیما طابَقَ الْحَقَّ، فَاِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللّهِ، لا کَلیلُ
    و امرش را در آنچه مطابق حق است اطاعت نمایید، که او شمشیرى از شمشیرهاى خداست، که تیزیش

    الظُّبَةِ، وَ لانابِى الضَّریبَةِ، فَاِنْ اَمَرَکُمْ اَنْ تَنْفِرُوا فَانْفِرُوا، وَ اِنْ اَمَرَکُمْ
    کنْد نگردد، و ضربتش بى اثر نشود، اگر شما را دستور به حرکت داد حرکت کنید، و اگر فرمان
    اَنْ تُقیمُوا فَاَقیمُوا، فَاِنَّهُ لایُقْدِمُ وَ لا یُحْجِمُ، وَ لا یُؤَخِّرُ وَ لا یُقَدِّمُ
    توقف داد بازایستید، که او قدم برنمى دارد و بازپس نمى نهد، و به تأخیر نمى اندازد و پیش نمى برد
    اِلاّ عَنْ اَمْرى. وَ قَدْ آثَرْتُکُمْ بِهِ عَلى نَفْسى لِنَصیحَتِهِ لَکُمْ، وَ شِدَّةِ
    مگر به فرمان من. شما را در فرستادن او بر خود مقدّم داشتم چون او را خیرخواه شما، و نسبت به
    شَکیمَتِهِ عَلى عَدُوِّکُمْ.
    دشمنتـان سـرسـخت تر یافتـم.
    اقای جوانفکر این نامه را برای خودت فرستادم اگر صلاح دانستید منتشر کنید . مهمترترین فراز ان فَاسْمَعُواوَ اَطیعُوا اَمْرَهُ فیما طابَقَ الْحَقَّ، فَاِنَّهُ سَیْفٌ مِنْ سُیُوفِ اللّهِ، میباشد امام زمان امیر المومنین زنده میباشد خودش شخصا نمایندش را انتخاب کرده اعتماد کاملش را به عملکرد مالک ابراز نموده ولی باز بنا بر احتمال از خطا از حق از سوی او معیار اطاعت را به خود مردم سپرده . در اولین کامنتم برات نوشتم که احمدی عزیز باید مواظب باشد واز این پس بیشترین ضربه را از جناح راست و مدرسین حوزه خواهد خورد . این تجربه خودم میباشد . انها اکثریت تفاسیری که میکنند جهت حال خودشان است .ببین انقدر بحث معصومیت را بزرگ کردند وبه تمامی رفتار های انسای انها وارد نمودند که حتا در بعضی از سایت ها مجبور شدند جهت اشکار نشدن حقایقی که خلاف تفاسیر شان میباشد نامه امام را هم سانسور کنند یا خلاف معرفی کنند (

    وَ مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
    از نامه هاى آن حضرت است

    اِلَى الْمُنْذِرِ بْنِ الْجارُودِ الْعَبْدِىِّ، وَ قَدْ کانَ اسْتَعْمَلَهُ عَلى
    به منذر بن جارود عبدى که او را در بعضى نواحى

    بَعْضِ النَّواحى، فَخان الاَْمانَةَ فى بَعْضِ ما وَلاّهُ مِنْ اَعْمالِهِ
    به کار گمارد و او در امانت کارگزاریش خیانت کرد

    اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ صَلاحَ اَبیکَ غَرَّنى مِنْکَ، وَ ظَنَنْتُ اَنَّکَ تَتَّبِعُ هَدْیَهُ،
    اما بعد، درستى پدرت مرا نسبت به تو خوشبین نمود، و فکر کردم پیرو او هستى،
    وَ تَسْلُکُ سَبیلَهُ، فَاِذا اَنْتَ فیما رُقِّىَ اِلَىَّ عَنْکَ لا تَدَعُ لِهَواکَ انْقِیاداً،
    و به روش او مى روى، ناگاه به من گزارش رسید که در تبعیت از هواى نفس دست بردار نیستى،
    وَ لاتُبْقى لاِخِرَتِکَ عَتاداً، تَعْمُرُ دُنْیاکَ بِخَرابِ آخِرَتِکَ، وَ تَصِلُ
    و ذخیره اى براى آخرتت باقى نمى گذارى، با ویران کردن آخرتت دنیایت را آباد مى کنى، و به قیمت
    عَشیرَتَکَ بِقَطیعَةِ دینِکَ. وَ لَئِنْ کانَ ما بَلَغَنى عَنْکَ حَقّاً لَجَمَلُ
    جدا شدن از دینت به خویشانت مى پیوندى. اگر آنچه از تو به من گزارش شده درست باشد شتر
    اَهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ! وَ مَنْ کانَ بِصِفَتِکَ فَلَیْسَ بِاَهْلِ
    خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر است! کسى که مانند تو باشد نه اهلیت دارد که
    اَنْ یُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ، اَوْ یُنْفَذَ بِهِ اَمْرٌ، اَوْ یُعْلى لَهُ قَدْرٌ،
    مرزى به وسیله او بسته شود، و نه برنامه اى به توسط او اجرا گردد، و یا مقامش را بالا برند،
    اَوْ یُشْرَکَ فى اَمانَة، اَوْ یُؤْمَنَ عَلى خِیانَة. فَاَقْبِلْ اِلَىَّ حینَ یَصِلُ
    یا در امانتى شریکش نمایند، یا از خیانت او در امان باشند. زمانى که این نامه به دستت رسد
    اِلَیْکَ کِتابى هذا اِنْ شاءَ اللّهُ.
    به طـرف من حـرکت کن ان شـاء اللّـه)زیرا با تفاسیر انها نمیخواند ویا قضیه اعزام مالک ابن ولید ملعون از طرف پیامبر اعظم ص به سوی بنی جذیمه را توجیه میکنند . یادشان رفته قضیه میقات موسی ع را که در انتخاب هفتاد نفر اشتباه کرد چون انها خدا نیستند و خطا در این موارد ربطی با عصمت ندارد . ولی انها از عمد عصمت را انقدر بزرگ میکنند تا به حد خدا برسد وسپس طبقه بعد از ائمه را خودشان میدانند در واقع تمام این تفاسیر همان ایه وفَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ۷۷ سوره بقره میباشد پس شما بعنوان مشاور احمدی عزیز مراقب باشید از این پس با بد طایفه ای رودر رو خواهید بود نمیدونم مطلبم را گرفتی یا نه

  29. رحیم گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۹

    اصل ۱۶۰
    وزیر دادگستری مسوولیت کلیه مساإل مربوطه به روابط قوه قضاییه با قوه مجریه و قوه مقننه را بر عهده دارد و از میان کسانی که رییس قوه قضاییه به رییس جمهور پیشنهاد می‌کند انتخاب می‌گردد.
    رییس قوه قضاییه می‌تواند اختیارات تام مالی و اداری و نیز اختیارات استخدامی غیر قضات را به وزیر دادگستری تفویض کند. در این صورت وزیر دادگستری دارای همان اختیارات و وظایفی خواهد بود که در قوانین برای وزراء به عنوان عالیترین مقام اجرایی پیش‏بینی می‌شود. —- اقای جوانفکر طبق قولتان جهت پذیرش پیشنهادات معقول وارائه به منتخب ملت مینویسم خداوند صدق به نوشته ام بدهد تا بر دل بنشیند
    تاکنون ازتوانایی بالقوه این وزارتخانه در تمامی دولتها بنحوه شایسته استفاده نشده .اقای احمدی نژاد با اتکا به تنفیذ رهبری (مشروعیت )و ارای مردمی (مقبولیت ) میتواند با استفاده از نظرات شورا ویا مجمع نخبگان فعالین وبازنشستگان دانشگاهی وکانون وکلا وصاحب نظران حوزوی ( علم حقوق – علوم اجتماعی – تربیت و اموزش – سیاست- سندیکا ها –معلمان و.. ) بسیار سریع وقاطع لوایحه ای در باره اصولی (حقوق شهروندی – جرم سیاسی – حقوق صنفی وسندیکا ها و کسب وکار – کاهش سانسور در موارد غیر دینی نه افعال وعملکرد مسئولین – علنی نمودن دادگاهها و.. بدون اما و اگر ها —اما و اگرها همیشه سد راه عدالت بوده اند ) که در قانون اساسی امده ولی به اجرا در نیامده به مجلس تقدیم نمایند. سپس از طریق وزیر دادگستری توسط همان شورا یا مجمع برنامه های اموزشی از ریز ترین تا کلیات قانون را با زیبائی از طریق نشریات –صدا وسیما و… اموزش دهند تا تک تک افراد جامعه حد و حدود اختیارات قوا و خود را بدانند .در این صورت مردم براحتی اغفال (مانند تمسک به اصل ۲۷ قانون اساسی جهت انکار وعبور از اصول دیگر ان ) نمیشوند . با ضمانت اجرایی ان توسط دولت نیروهای نظامی وامنیتی و قضات ودادستانها مجبور به اطاعت از قانون خواهند بود و از ازادی بی حد وحصر انها کاسته خواهد شد زیرا همه مردم به اتکای رایشان فقط دولتها را میبینند. گر چه با گذشت زمان وعیان شدن کاستی ها در قانون اساسی تغییراتی (تفکیک اختیارات شورای نگهبان –ایجاد دادگاه قانون اساسی – کاهش اختیارات رئیس قوه قضائیه و افزایش و یا حق اعمال نظرات وزیر دادگستری و حق نظارت مجلس و تناقص اصل ۴ با ۱۱۲ و… ) ضرورت حتمی پیدا کرده است ان را هم میتواند از راه قانونی پیشنهاد دهد . دولت دهم باید نشان دهد اصولگرا واصلاح طلب واقعی عدالت خواهانند .اقای احمدی نژاد اخر امر باید در پیشگاه الهی جواب دهید .امام امیر المومنین برای بقای حکومتش که تضمین کننده سعادت بشری بوده حاضر نشد طبق سیاست ابن عباس اجتهاد مصلحت اندیشی را برنص قران و غضب پروردگار بر گزیند .پس برادرم محمود عزیزم هیچ کسی بار شما را بر پشت خود نخواهد گرفت بیاد اور نامه به ابن عباس را (مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
    از نامه هاى آن حضرت است
    اِلى عَبْدِاللّهِ بْنِ عَبّاس وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى الْبَصْرَةِ
    به عبداللّه بن عباس فرماندارش در بصره
    وَ اعْلَمْ اَنَّ الْبَصْرَةَ مَهْبِطُ اِبْلیسَ، وَ مَغْرِسُ الْفِتَنِ، فَحادِثْ اَهْلَها
    بدان که بصره جاى ورود شیطان، و کشتزار فتنه است، مردمش را به
    بِالاِْحْسانِ اِلَیْهِمْ، وَ احْلُلْ عُقْدَةَ الْخَوْفِ عَنْ قُلُوبِهِمْ.
    احسان امید ده، و گره ترس را از قلوبشان باز کن.
    وَ قَدْ بَلَغَنى تَنَمُّرُکَ لِبَنى تَمیم، وَ غِلْظَتُکَ عَلَیْهِمْ، وَ اِنَّ بَنى تَمیم
    به من خبر رسیده که با بنى تمیم درشتى کرده اى و از درِ خشونت درآمده اى، بنى تمیم جمعیتى هستند
    لَمْ یَغِبْ لَهُمْ نَجْمٌ اِلاّ طَلَعَ لَهُمْ آخَرُ، وَ اِنَّهُمْ لَمْ یُسْبَقُوا
    که ستاره اى از ایشان غروب نکرد مگر اینکه ستاره اى دیگر به جایش طلوع نمود، کسى در زمان جاهلیت
    بِوَغْم فى جاهِلِیَّة وَ لا اِسْلام، وَ اِنَّ لَهُمْ بِنا رَحِماً ماسَّةً، وَ قَرابَةً
    و اسلام به کینه جویى بر ایشان پیشى نگرفته، اینان را با ما خویشاوندى متّصل و نزدیکى
    خاصَّةً، نَحْنُ مَأْجُورُونَ عَلى صِلَتِها، وَ مأْزُورُونَ عَلى قَطیعَتِها.
    خاص است، ما را در صله رحم با آنان اجر است، و در قطع رحمْ مؤاخذه.
    فَارْبَعْ اَبَا الْعَبّاسِ رَحِمَکَ اللّهُ فیما جَرى عَلى لِسانِکَ وَ یَدِکَ مِنْ
    ابوالعباس! خدایت رحمت کند، در آنچه بر زبان و دستت از خیر و شرّ جارى شود
    خَیْر وَ شَرٍّ، فَاِنّا شَریکانِ فى ذلِکَ، وَ کُنْ عِنْدَ صالِحِ ظَنّى بِکَ،
    مدارا کن، که هر دو در این زمینه شریکیم، و در حسن ظنّم به وجود خودت پایدار باش،)میفرمایند شریکیم در اعمال . محمود عزیز حساب کارت را بکن وسعی نما حجت داشته باشی واز انگ های تحریک شده های مفسرین بی عمل و پر توقع نترس ( رهبری معظم فصل الخطاب را قانون تعین کرده و در گذشته شعار انحرافی ذوب در ولایت را به شعار علوی و حسینی ذوب در راه اسلام ) به کار جهت رضای الهی امیدوار باش. بسیاری از خلافها باید افشا گردد مانند جنایت دختر دانشجو در همدان. حتا اگر دست دولتیان در این کار الوده باشد نترس با خدا معامله کن داستان امام علی ع با زن وبچه شهید از قلم افتاده را بیاد اور در کنار تنور خودش را به جهت غفلت سرزنش مینمود .

  30. عاشق ایرانی آباد و آزاد گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۹

    آقای جوانفکر اولا می خواهم از شما بپرسم که شما با الفبای کار اطلاعاتی آشنا هستید ؟ از ظرافتهای این کار با خبرید؟می دانید که چه زمانی آسیب و تهدید کاهش یا افزایش می یابد ؟
    با توجه به مرقومه ای که نوشتید بعید می دانم شناحتی از الفبای کار امنیتی و اطلاعاتی داشته باشید .
    ذهن شما و خوانندگان را ارجاع می دهم به مناظره بسیار عالی دکتر رضائی و آقای احمدی نژاد که آقای رضائی هنگامیکه ماجرای تهدید آمریکا مطرح شد به آقای احمدی نژاد انتقاد کردند که شما درست عمل نکردید و اگر تدبیر آقا نبود آمریکاییها بدنبال غافلگیری ما بودند که متاسفانه آقای احمدی نژاد لبخند تمسخر آمیزی زدند (فیلمش موجوده) و در ادامه کار به جائی رسید که دکتر رضائی به حق به ایشان گفتند متاسفانه شما خودتان را فوق تخصص در همه کارها می دانید .
    حالا در تائید حرف آقای رضائی من هم به شما می گویم شما هم خودتان را فوق تخصص در همه کار می دانید و این اظهار نظرتان نشاندهنده همین امر است .
    در کار اطلاعاتی بنا بر پیشگیری است یعنی دستگاههای اطلاعاتی با توجه به ماهیت ماموریتشان (پیش بینی بحران و تغذیه نیروهای اجرایی و انتظامی) می بایست پیش بینی کنند و تا آخرین لحظه با توجه به ماهیت بحران از راهکارهای متناسب با آن استفاده کنند . اگر نمی دانید بدانید بحران اخیر از نوع بحرانهای سیاسی و امنیتی بود که نتیجه آن منجر به درگیریهای خیابانی شد لذا برخورد با این بحران هم میطلبید که وزارت اطلاعات ابتدا ریشه را شناسایی کند و سپس اقدام به پیشگیری و مهار آسیب کند.
    آیا شما معتقدید که با یک بحران سیاسی باید برخورد نظامی شود ؟
    یا اینکه باید ابتدا بصورت مسالمت آمیز ابهامات را بر طرف کرد ؟
    آقای محسنی از آنجا که انسانی بسیار متین و آرام هستند (بر خلاف بعضی آقایان تند روی کابینه) راه دوم را برگزیدند که شرح مذاکرات ایشان یا آقای موسوی و … در مطبوعات و رسانه ملی به استحضار مردم رسید .
    حال اگر شما می خواهید با فرافکنی و سقسطه عملکرد آقای رئیس جمهور را توجیه کنید سخت در اشتباهید.
    آقای جوانفکر قبل از زدن هر حرفی اول خدا را در نظر بگیرید . آیا رئیس جمهور به نظرات شما که مشاورش هستید اهمیت می دهد؟ چقدر اهمیت می دهد؟
    بجای اینکه این توجیهات را اینجا بیاورد بروید برای این بی تدبیریهای آقای احمدی نژاد فکری کنید . ما هم قبول داریم که رهبری فصل الخطاب است اما جواب این همه حمایت رهبری را که شما این همه از آن دم زدید را با مقاومت ۷ روزه در مقابل دست خط ایشان می توان مقایسه کرد که متاسفانه بعد از ۷ روز هم عزل صورت نگرفت بلکه آقای مشائی خودش استعفاء داد!!!!
    گاهی اوقات ما فکر می کنیم داریم از انقلاب و نظام دفاع می کنیم ولی در اصل با توجیه اشتباهات دیگران که در مقابل اصل نظام هیچ اهمیتی ندارند دامنه ابهامات را گسترش می دهیم و نه تنها آسیبی را برطرف نمی کنیم بلکه آن را بیشتر هم می کنیم و این همان کاریست که شما و همفکرانتان انجام می دهید.
    در آخر به شما توصیه می کنم در کارهای غیر تخصصی نظر ندهید و بگذارید افراد متخصص خودشان اقدام کننند کما اینکه تنی چند از مدیران ارشد وزارت اطلاعات نامه ای برای رئیس جمهور نوشته اند و در مورد نقرات مطرح شده جهت جایگزینی آقای محسنی اعتزاض نمودند.
    والسلام
    یکی از سربازان گمنام امام زمان(عج)
    و سرباز رهبر ومردم

  31. حامد مهرشاد گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۳

    با سلام و خسته نباشید
    جناب آقای جوانفکر
    در این موضوع که وزارت اطلاعات میتوانست عملکرد بهتری داشته باشد حرفی نیست
    حتی در برکناری وزیر محترم اطلاعات علیرغم تلاش بی وقفه و بی نظیرشان در ۴ سال اخیر، به دلایل متعدد و وقایع اخیر نیز حرفی نیست و تحلیل شما کاملا صحیح به نظر میرسد.
    ولی برکناری در مدت ۸ روز باقیمانده و آن هم در بحبوحه جریانات اخیر هیچ توجیه قابل قبولی ندارد
    درست است که رییس جمهور در تصمیمات خود باید مستقل باشد ولی هر حرکت و یا اقدامی پیام و تاثیر بیرونی دارد که رییس جمهور محبوب باید به آن اهتمام فراوان داشته باشد
    در دولت دهم باید از تجربه های دولت نهم بیش از پیش بهره گرفته شود، که مهمترین آن فرصت ندادن و عدم زمینه سازی برای سیاه نمایی و تخرب دولت است. شما نمی توانید از هواداران دکتر احمدی نژاد و مردم انتظار این را داشته باشید که جور دیگری فکر نکنند و همین طور نمی بایست بی اعتنا به این تصورات و ذهنیت جامعه باشید.
    درست است که مغرضان بر هر تصمیم و اقدام دولت خرده میگیرند و هیچوقت به رها کردن تخریب تن نمیدهند، ولی اگر منصفانه بنگریم اقداماتی مانند برکناری وزیر اطلاعات و تاخیر در عزل آقای مشایی میتوانست با تدبیر بهتر و با استفاده از جو مثبت فضای رسانه ای کشور صورت گیرد.
    امیدواریم که این مسایل درجه دوم در آینده، با تدبیر بهتر خوراک رسانه ای تخریب گران نگردد.
    به امید موفقیت هرچه بیشتر و روزافزون دولت مکتبی و عدالت محور دکتر احمدی نژاد

  32. ابراهیم گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۷

    جناب آقای جوان فکر . سلام
    بعد از دوران دفاع مقدس . دولتهای سازندگی و اصلاحات فعالیت و بازیهای ملی نیروهای انقلاب را بمرور از مسائل اصلی و آرمانها به مسائل حاشیه ایی و انحرافی سوق دادند .
    بمرور سیاست گذاران و مدیران کلان از مسائل اصلی و این انحرافان خزنده غافل شدن . و بازی های فرعی و حاشیه ایی به متن جامعه آمد و اصول و اصلهای انقلاب اسلامی به حاشیه و کم رنگ شدن رفتند .
    نتیجه این جریان رشد معضلات و هزینه ها . کاهش بهره وری و درآمدهای ملی . ناتوانی و کاهش اقتدار دولت و ناتوانی از خدمات رسانی به ملت . فقر ملت و تقابل منافع بین ملت و دولت و عدم مشارکت و نظارت موثر ملت با دولت شده است . این دور باطل فرصت و سرمایه سوزی است . که تواناییهای ملی را ناکارآمد میکند . و فضای غبار آلوده و فرصت ماهیگیری و یارگیری دشمنان خارجی و داخلی از نیروهای داخلی را مهیا میکند .
    امید این بود . احمدی نژاد از این دایره بسته و نفاق آلود بدر آید . و جامعه را بر اساس اصاول انقلاب اسلامی اداره کند . و فرصت غافل شدن و اسیر گردآبهای تمام نشدنی را از بین ببرد .
    دولت نهم با کاستی و نقض های اساسی که داشته . بسیار تلاش کرد تا با تازه نفسی را آقای احمدی نژاد داشت . این دایره های بسته و لایه لایه را بشکند .
    اما بنظر میرسد . در راند دوم ( دولت دهم )دولت احمدی نژاد دیگر آن تازه نفسی و اصرار آگاهانه بر بازیهای اصلی وجود ندارد . و بمرور با شتاب زدگی . فضا سازی مخالفان و دشمنان و….. افسار مدیریت انقلابی را شل کرده است . و میرود که به دام بازیهای طراحی شده دشمنان و مخالفان بیفتد .
    آقای احمدی نژاد باید به برنامه ۱۰۰ ( دولت ۷۰ میلیونی ) خود برگردد . برنامه ایی که همه حقوق ملت را برآورده میکند . فرصت مشارکت و نظارت موثر ۷۰ میلیونی را مهیا میکند . امکان فرصت سازی و فضا سازی برای دروغ گویی . شایعه سازی . تفرقه افکنی و شانتاژهای رسانه ایی معاندین و مخالفین را از بین میبرد . در چنین فضایی امکان توطئه چینی و یارگیری از جامعه ۷۰ میلیونی توسط چند نفر منحرف و خائن بوجود نخواهد آمد .
    آقای جوان فکر . اگر بازی آرمانهای انقلاب اسلامی را ببازیم . بازی را به ملت ایران نباخته ایم .
    بازی را به چند نفر منحرف و خائن باخته ایم . که از سستی و نامدیریتی های دولت دهم . از نیروهای ۷۰ میلیونی بر ضد منافع ۷۰ میلیون ملت ایران یار گیری کرده اند .
    باید میدان بازیها . اصول بازی . عوامل و یاران بازی و بازیهای مکارانه و منحرف کننده دشمنان و مخالفین را بشناسیم .
    دولت ۷۰ میلیونی ( دولت عشق ایرانی )

  33. ابراهیم گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۶

    آقای احمدی نژاد باید به برنامه ۱۰۰ ( دولت ۷۰ میلیونی ) خود برگردد .
    برنامه ۱۰۰ منظورم برنامه جامع و موثری است . که ۹۹ برنامه برای اصلاح و تحول آفرینی را در دل خود داشته باشد .
    با روش ها و برنامه ۲۰-۳۰-۴۰-۶۰ نمیتوان همه شرایط و نیازهای جامعه را تامین نمود . نمیتوان به انتظارت جامعه جوایب داد . و نیروهای ملی را برای اهداف مشترک ملی بسیج کرد . نمیتوان همه زمینه ها و برنامه توطئه چینی و منافقانه دشمنان خارجی و داخلی را خنثی نمود . و…..
    و باید قبول کنیم . اگر نتوانستم از همه نیروها و فرصتها و سرمایه های مادی و معنوی بهره برداری و بهره وری کنیم . معنای آن این است . فرصت و زمینه بهره برداری و بهره وری از نیروهای خودی و ۷۰ میلیونی را برای دشمنان و مخالفان بوجود آورده ایم .
    آقای جوان فکر . ما ملت ایران . با دسیسه های سیاسی که در دنیا و ایران وجود دارد . همیشه اینقدر شانس و اقبال نخواهیم داشت . که شخصیتی بشدت مردمی و جان و دل باخته و آرمان خواه و خستگی ناپذیر و با چنین هوش و فراستی داشته باشیم .
    باید قدر این فرصت طلایی و استثنایی را برای خارج شدن از گردابهای توطئه های پیدا و پنهان را بدانیم .
    باید …………………………………..

  34. علی گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۵

    با سلام
    آقای جوانفکر از شما خواستم چند نمونه از بالاترین سطوح آزادی در دولت نهم که ارمغان رئیس جمهور می باشد را برای من و خوانندگانتان نام ببرید اما شما از من خواسته اید که پاسخ سئوالم را از خوانندگانتان بخواهم! درصورت امکان جنابعالی پاسخ سئوال فوق را بدهید./ممنون

  35. سهراب گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۷

    سلام آقای جوانفکر
    به نظر شما تعریف آزادی در حوزه فرهنگ و مطبوعات چیست؟ و در ایران ما تا چه حد آزادی اندیشه و آزادی بیان داریم؟ آیا واقعا در درجه اول مسئولانی مثل شما و مردمی مثل من تاب تحمل اندیشه متفاوت را دارن؟ به نظر میرسه، جریان های اخیر در ایران زاده همین عدم تحمل اندیشه و بیان متفاوته. چرا باید وقتی گروهی به مقام می رسد درصدد خاموش کردن صدای گروه های متفاوت دیگه باشه. این امر در وزارت فرهنگ و ارشاد در دولت آقای احمدی نژاد به نظر من خیلی شدید بود. بسته شدن روزنامه هایی که از کاندیدای حریف حمایت می کرده، بازداشت روزنامه نگاران و عکاسان در همه چهار سال گذشته و این روزهای اخیر، واقعا برای من این سوال رو بوجود آورده که شما عزیزان که مسلمان و مومن هستید مثل سایر مردم و مسئولین، چطور این گونه برخورد می کنید؟ آیا واقعا در اسلام و احادیث معصومین، به بریدن صدای مخالف توصیه شده ایم؟ یا به شنیدن صدای مخالف؟

    امیدوارم این نظر رو پاک نکنید و به عنوان یک جوانی که سوالات زیادی در ذهنش هست، به من پاسخ روشنی بدید. متشکرم

  36. mehdi گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۴

    سلام
    اخیرا یک فایل صوتی دریافت کرده ام که ظاهرا آقای قالیباف در یک جمعی سخنرانی میکنند و البته مطالب گوناگونی را مطرح می کنند. یکی از ادعاهای ایشان طرح شبهه در مورد سوابق انقلابی و حضور در جبهه اقای احمدی نژاد است. لطفا بطور اخص در مورد سوابق جبهه آقای احمدی نژاد اطلاعاتی ارائه نمایید و ترجیحا محکمه پسند لطفا:)

  37. م گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۵

    سلام
    بی مقدمه وتعارف…
    سوال اول آقای جوانفکر شما مثال مربی فوتبال زدید مربی فوتبال تا یک حرکت غیر اخلاقی نبینه محاله باوجود ضعف بازیکن ،بازیکنش رو در دقیقه ی آخر از بازی خارج کنه:نتیجه:آقای وزیر باید یک بداخلاقی میداشته تا برکنار می شده وآن همان هماهنگ نبودن با رئیس جمهور است:آیا این نتیجه گیری درست است؟
    سوال بعدی لطفا واقعا بگید آیا مخالفت چندوزیر با احمدی نژاد درمورد نصب مشایی درست بوده یا نه ؟
    خودتون دقیق درمورد اون جلسه دقیقا وقایع رو توضیح بدید

    با تشکر(البته اگه جواب دادید)

  38. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷

    با سلام
    - خارج کردن بازیکن دردقیقه آخر بازی لزوما منتج از رفتار غیراخلاقی او نیست. مربی برای این تصمیم دلایل مختلفی دارد.
    - هیچیک از وزرا با انتصاب آقای مشایی مخالفت نکرده اند.
    - آن جلسه به ریاست آقای رئیس جمهور برگزار شد و جلسه هیچوقت به ریاست آقای مشایی برگزار نشد که مسائلی را در پی داشته باشد.
    موفق باشید

  39. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۹

    آفا مهدی
    با سلام
    اینجا محکمه نیست و بنده هم متهم نیستم که اظهارات بنده باید محکمه پسند باشد .
    سوابق آقای احمدی نژاد بارها و بارها درسایتهای خبری منتشر شده است .
    موفق باشید

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۸

    آقا ابراهیم
    با سلام
    نظرات صادقانه شما کاملا درست است. از ابراز عقیده شما متشکرم
    موفق باشید

  41. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰

    آقا سهراب
    با سلام
    آزادی در اسلام مطلق نیست بنابراین آزادی درچارچوب قانون و رعایت حقوق دیگران معنا ومفهوم پیدا می کند. آزادی تا زمانی که مخل منافع و امنیت عمومی نباشد تضمین شده است. در حوزه مطبوعات که خودش یک بخش از فرهنگ است ، آزادی را مردم در قانون اساسی تضمین کرده اند تا بتوانند در اسرع وقت از طریق مطبوعات به اطلاعات و اخبار صحیح ، کامل و جامع دست پیدا کنندو لازمه این امر نیز بی طرفی رسانه ها در برابر پدیده های مختلف است. وضعیت امروز رسانه ای کشوراینگونه نیست . بخش عمده ای از رسانه ها وابسته به جریانهای سیاسی و حزبی هستند و اخباروا طلاعات را کانالیزه می کنند و در واقع آزادی خبرنگاران در همان گام اول از سوی احزاب و گروهها نقض می شود. عده ای در صدد برآمده اند تا از طریق مطبوعات به اهداف سیاسی و قدرت طلبانه خود دست پیدا کنند. اشکال اساسی کارهم همینجاست. البته دولت نهم این رویه نادرست به ارث رسیده از دوران خاتمی را طی چهار سال گذشته به میزان زیادی تحمل کرده است و البته وضعیت رسانه ای کشور بسیار نامطلوب و غم انگیز است. تغییر این وضعیت هم دستوری ممکن نیست ویک تلاش و برنامه همه جانبه را طلب می کند.
    امیدوارم توضیحات بنده به سووال صادقانه شما قانع کننده باشد.
    موفق باشید

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷

    اقا حامد
    با سلام
    نظرات شما کاملا درست است. بی اعتنایی به ذهنیت های موجود در جامعه درست نیست و آثار سوئی در پی دارد. اما شما توجه داشته باشید که در ساختن این ذهنیت ها یک جریان موثر سیاسی و رسانه ای مخالف دولت و آقای احمدی نژاد دارد اثر می گذارد و با این منطق دولت باید همیشه به دنبال ذهنیت هایی برود که دیگران آن را ساخت و پرداخت می کنند. این وضعیت پیچیده ای را بوجود می آورد . به هر حال این منطق شمادرست است و بی اعتنایی به ذهنیت جامعه آثار سو دارد. روشنگری و اطلاع رسانی از طرف دولت لازم و ضروری است اما اذعان می کنم که در این زمینه ضعیف هستیم.
    موفق باشید

  43. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸

    برادرعزیز
    با سلام
    شما اگر به متن مرقومه بنده توجه می کردید متوجه می شدید که بنده هم حرف شما را زده ام. یعنی پیش بینی و پیش گیری و مهار بحران و کاهش آسیب ها. این ها همان حرف شماست. بنده اصلا اعتقادی به برخورد نظامی یا انتظامی با بحران سیاسی ندارم و این جزیی از کارهای وزارت اطلاعات است که باید وضعیت جدید و نقش دشمنان در تاثیرگذاری برآن رااز قبل شناسایی میکرد و با هشدارهای لازم به مردم و مسوولان اقدامات پیشگیرانه را به عمل می آورد.
    برخلاف تهمتی که شما زده اید ، بنده در صدد توجیه یا فرافکنی و سفسطه نیستم.
    شما اگریک فرد اطلاعاتی هستید باید بدانید که هیچکس حق ندارد در مسائل خصوصی بین رهبری و رئیس جمهور دخالت کند. شما باید بدانید که احمدی نژاد ایفاگر یک نقش بی نظیر و بی بدیل در پشتیبانی از ولایت فقیه بوده است. آنچه در ارتباط با اقای مشایی اتفاق افتاد مورد تایید رهبری نبود و کافی است به سخنان روز شنبه رهبر فرزانه انقلاب مراجعه کنید.
    موفق باشید

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۷

    علی آقا
    با سلام
    اینجا محل تبادل نظر و تعاطی افکار است . چه اشکالی دارد دیگران به سووال شما پاسخ بدهند. اگر شما نقدی داشته باشید می توانید نظرات دیگران را نقد کنید.
    موفق باشید

  45. حمید تقی آبادی گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۷

    ادبیات برای سیاستمداران(۱)

    اولین یادداشت درباره اشتباه ادبی علی اکبرجوانفکر

    «خاری در چشم و استخوانی در گلو» اصطلاحاتی رایجند که اولین بار علی ابن ابی طالب در توصیف حالات خود دربرابر سخن پراکنی ها و کارشکنی های دشمنانش به کار برد. این اصطلاحات در سی سال گذشته تبدیل به یکی از اصطلاحات رایج در نظام گفتاری مسئولان حکومتی ایران شده است…

  46. عاشق ایرانی آباد و آزاد گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۲

    ۱- جناب جوانفکر از ۲ ماه مانده به انتخابات در سایتهای موافق دولت مطالب زیادی در مورد بر اندازی نرم مطرح شد و تمامی مدلهای آن به استحضار مردم رسید و این نشان داد که پیش بینی تحرکات بعد از انتخابات انجام شده بود لذا دستگاه تحت نظارت آقای اژه ای خوب بر آورد تهدید کرده بود که برادران در سایتهای دولتی حتی از مراحل این نوع براندازی مطلع بودند .
    ۲-اینهایی که بنده گفتم تهمت نبود بلکه واقعیتهای موجود است هر چند که تلخ است اما وجود دارد متاسفانه.(مثلا همین که می فرمائید مسائل بین رهبری و رئیس جمهور به کسی ربطی ندارد باید بدانید رئیس جمهور مشروعیتش را از مردم می گیرد واکثر قریب به اتفاق نمایندگان مردم در مجلس بر برکناری آقای مشایی اتفاق نظر داشتند حالا این کجاش به بقیه ربط ندارد؟! )
    ۳- شما می فرمائید حرف من را زدید بله اما نتیجه گیری شما ۱۸۰ در جه با من تفاوت دارد من می گویم آقای اژه ای راه پیشگیری را طی نمودند. اما شما خلاف این را می گویید ضمنا بدانید وظیفه وزارت اطلاعات اخطار به مردم نیست بلکه وزارت به ناجا یا سپاه اعلام خطر می کند و آنها می بایست هشدار بدهند که دادند صمنا ۲۱۰ نماینده مجلس که حرف مردم را می زنند از آقای محسنی تقدیر نمودند.
    ۴- من هم قبول دارم آسیبها زیاد بود اما چه ربطی به وزارت اطلاعات دارد مگر در زمان رژیم پهلوی که ساواک روی مرد اسلحه می کشید و قتل عام می کرد موفق شدند حرکت مردم را خنثی کنند . خیر زیرا عظمت این حرکتها به قدری است که حتی قویترین سرویس های اطلاعاتی از کنترل آن عاجزند در فرانسه دیدید که چه قدر خسارت وارد شد.
    ۵- اگر منظورتان دستگیر نمودن وسیع برخی سران اغتشاشات توسط وزارت اطلاعات بود که در حال حاضر چنین اقدامی شده ولی دیدید که مجددا دیروز مردم در بهشت زهرا و جاهای دیگر تجمع کردند پس مسئله و مشکل جای دیگر است و کار وزارت اطلاعات به تنهایی نیست .
    ۶- شما که بنا به نظر خودتان موافق پیشگیری هستید آیا معتقد نیستید که آقای احمدی نژاد در مناظره اول با آقای موسوی کمی تند رفتند ببینید اگر بنده و دیگر اقشار مردم یک اتهامی را علیه شخصیتی مطرح کنیم توجیه می کنند که اینها عوامند و … ولی رئیس جمهور یک شخصیت حقوقی دارد و وارد نمودن اتهام توسط ایشات آنهم یه یک شخصیت با سابقه و انقلابی(آقای هاشمی) آنهم بدون ارائه سندو مدرک به قوه قضائیه و مردم خود عامل بروز کینه و تشدید بحران نشد؟
    والله ما هم دلسوز کشوریم اما باید شفاف عمل کنیم اگر می بینید عده ای از جوانان و مردم در حال حاضر دچار ابهام شدند مشکل این است که ما خوب ابهام زدایی نکردیم و هر مسئله ای را مصادره به مطلوب می کنیم.
    اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست
    باتشکر

  47. م گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۷

    با سلام
    ضمن تشکر فراوان از پاسخگو بودن شما
    یعنی می خواهید بگویید این همه اخبار های سایت های چپی وراستی درمورد اعتراض وزیر ارشاد واطلاعات به نصب آقای مشایی صددرصد کذب است ویافقط درآن جلسه اعتراض نشده
    اگر چنین است از شما می خواهم دز این مورد اطلاع رسانی درستی به مردم کنید
    خواهشمندم شفاف سازی نمایید

  48. رحیم گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۱

    پاسخ به برادرم علی عزیز در مورد ازادی
    دکتر با اتکا به روحیه علوی اکثریت مردم تحول خواه فقط با مناظره تابو انتقاد از مسئولینی را که مخالفت با انان به دروغ وتهمت وناجوانمردانه و…… مخالفت با پیامبر اعظم ص شده بود شکست وسطح (آزادی بیان) را در انتقاد به مسئولین از تمام کشورهای بظاهر دمکرات جلو برد.
    یادت باشد دکتر با جایگاه ریاست جمهوری این حرکت را کرد یعنی شخص دوم مملکت .
    آبرو وحیثیت انقلاب را از آبروی اشخاص پر توقع ، خیانتکار ودزد جدا نمود. معیار انتخاب را از انتخاب افراد به انتخاب حق گرداند .وسنجش مردم را به همان گفته ۱۴۰۰ سال پیش برگرداند. افراد را با حق بسنجیم نه حق را با افراد. لپ مطلبی را که مقام معظم رهبری عزیز از دانشجویان خواستار شده بود ولی با شبهه افکنی به ظاهر دمکراتهای استعمار گر به بیراهه رفت را به تنهائی انجام داد. با تکیه بر روح ازادی طلبی وعدا لت خواهی ، جلوی تمامی مستکبران متشرع دینی و بظاهر ازادیخواه که تفاسیر متفاوت از رفتار علوی می دادند ایستاد ، جلوی استبداد را گرفت وجامعه را به سوی قانون اساسی هدایت کرد. آقازادگی خواص را تا حدودی بی اعتبار نمود و می خواهد آحاد ملت را آقا کند .موگابه میگوید: وقتی میسیونر ها آمدند، انها در دستشان کتاب بود و در دستان ما بیل ، حالا انها در دستشان بیل است و ما کتاب. بزرگ دیگری میگوید: کسی که تفکرت را بدزدد نانت را هم خواهد خورد. چون می ترسم با نوشته ما صاحب سایت متهم شود ، باقی نگفتنی است.
    علی ، پسرم ، تاریخ را بخوان زیرا همیشه با تفاسیر غلط از دین ، ریشه ازادی -انسانیت -عتدالتخواهی اعتقادات و… را زدند ا… آقای جوانفکر این داستان را برای نوه ات تعریف کن:
    جهت بررسی هرواقعه ای تلخ یا شیرین، باید زمینه های پیدایش آن را رد یابی نمود تا در آینده نوع تلخش جلوگیری ونوع شیرینش را شیرین تر نمود.
    ۱-.سی سال پیش انقلابی بوقوع پیوست و اکثریت مردم به آن واهدافش رای دادند وپالایشی در نظام طبقاتی ایجاد شد. اکثر کسانی که به ظلم واستفاده از رانت به نوایی رسیده بودند به خارج رفتند. کشور دچار آشوب گروهکها وجنگ شد. پابرهنه هائی که پیر و مرادشان فرمود که یک تار مویشان به کاخ نشینان می ارزد، با نثار مال ناچیز و جان خود و فرزندانشان جگر گوشه شان به امید حفظ انقلاب مردمی و کشور اسلامی خود به سختی آن را حفظ نمودند. امید داشتند پس از جنگ به بازسازی همان انقلاب مستضعفین گمارده شوند. برایشان روایت کردند مجاهدان راه خدا باید بدون چشمداشت مادی از جهاد مخلصانه خود باشند و نمونه آوردند از آقایشان حسین بن علی (ع) که حتی کودکان خود را برای خدا به قتلگاه برد .بندگان خوب خدا با اعتماد وسر افکندگی از رسوخ شیطان و وسوسه های او گفتند مثلا من زمینم را –گارگاه کوچکم را و.. با پا یا چشمی یا دستی یا ریه ای از دست دادم قبول کردند و پیش خودشان از خداوند طلب هدایت کردند. در بازسازی کشور به یکباره با حربه تخصص کنار گذاشته شدند و کم کم از این پاسخ که خودت رفتی مگر ما خواستیم. حالا نوبت امیر کبیرها و سرداران سازندگی بود. در زمان آنها حتی اگر جان ناقابلشان را هم میدادند و خرمشهری را آزاد می کردند آنان نبودند و قبول داشتند و دارند. ولی اگر کسی راهی را در آسایش کامل مانند همان راهی را که آنان زیر گلوله-توپ-وخمپاره وبمباران می ساختند می شد سردار. در این کارها خدا هیچکاره بود .کم کم دیدند کارگاهشان –زمینشان و.. در دست همان آقایانیست که آنان را به راه خدا ارشاد می کردند. بعضی از همان بندگان خوب خدائی که خرمشهر را آزاد میکنه نه اون خدائی که سردار وامیر کبیر می سازه ، سر به اعتراض بر داشتند بزرگان اونا به میدان آمدند که مخالفت با پیامبر نکنید صداها قطع شد. کم کم فرهنگشان – مد لباسشان و حتی ریش وهیبتشان را هم به سخره گرفتند. البته حقشان بود آخه دستور پیامبر (ص) را در دفاع به اجرا گذاشته بودند و الا باید مانند پسران آنها طبق فرمایش پیامبر جهت کسب دانش تا کانادا می بخشید، چین می رفتند، تخصصی نداشتند تنها تخصصشان مردن بود که الان هم به درد نمیخورد. زمان صلح و صفا وتقسیم… بود. جامعه داشت عوض می شد ثروتمندی ارزش شد. کوخها ها شهر را زشت میکردند مستضعف قشر اسیب پذیر شد صدای عملی بغیر از یه انسان خوب تنها از کسی در نیامد بقیه بماند تا روز حساب وجزا
    ۲- دوچرخه سواری ارزش شد –در نماز جمعه همونی که مخالفت باهاش مخالفت با پیامبره ، فتوا داد که کت و دامن و جای پوششی را که پیامبر اعظم به نقل از خداوند فرموده بگیرد– کارخانه ها مقروض وورشکسته شده بدست همان متخصصین باید خصوصی شود و…
    ۳- مشکلاتشان حل شد طبقات تماما مشخص و سهم هر گروه از همونهائی که در اول انقلاب بندگان خوب خدا را ارشاد میکردند داده شده زحمت کشیدند مگر خداوند هم مزد داود نبی را در دنیا واخرت نداد. .فقط مشکل گفتگوی تمدنها بود که را حلش پیش خودشان بود و رو کردند …….نمیشه گفتگو کنی ولی تمدن با استات اویل وتوتال و… حرف نزنی …………………….
    ۴- یکی از اون بندگان خوب خدا که دکتره متوجه شد این پیامبر این زمونه ایه الکی مخالفت با اون ثواب هم داره بقیه هم خودشان مشکلاتی دارند که تائیدش میکنند والا پیامبر اعظم (ص) در زمان نبوتش نمی فرمود اگر الان هم مرا به پیمان جوانمردان بخوانید اجابت میکنم .پس ریگی به کفششونه. امیر کبیره چاره اندیشیدند باید اینو همانند آن کفاش ساسانی که خواهان اضمحلال نظام مقدس خودمان دقیقا خودمان است ، از پا بیندازیم. دوست نا آگاه هم احتمالا بدون قصد کمکشون کرد و برخلاف تبلیغ کت و دامن در نماز ، این دفعه به چکمه هم گیر دادند. برخلاف دوچرخه سواری به تو ماشین ها هم گیر دادند باید تا میتونی گیر بدی گیر بده .ما هم که طی این سالها یه مقدار از حقمون را گرفتیم البته دکتره بهش میگه دزدی. مشکلش اینه که فقه نخونده. مپنداریم به کار مسکن –طلا-و… تا بیشتر کار کنیم .ایجاد تورم بد نیست به اون گیره کمک میکنه. دکتره که فقه نخونده اومد اموال را بین مردم طبقه پایین حفل افصولی تقیسم کرد. به بازنشستگان کمی از حقوق گرفته شده شان را داد و…
    ۵- همه جور تهمتی به دکتره زدند. گداپروری! اخه به خواص نداد. سنتی! اخه همانند سنت ۱۴۰۰ سال پیش می خواهد عمل و رفتار کند. خرافی! اخه خودشو در محضر خدا میبیند. همه جور امکاناتی را به کار گرفتند (ایجاد وافزایش تورم با همون نقدینگی کارخانه ها وتقسیم ایر.. کمک دوستان نا آگاه . بر قشر جوون ..اوردن ناجی اوائل انقلاب ….ولی غفلت کردند از سنت الله لا تحویلا ولاتبدیلا. دکتره اومد نه سلام نه علیک یک شبه زنجیر خود سانسوری بنام خدا را پاره کرد جبهه بندی ها را عنوان نمود وتازه انقلاب را به روز۲۳ بهمن رساند -

  49. ابراهیم گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۴

    درباره مشایی :
    بازی سیاست . از بازی فوتبال که کمتر نیست . ؟

    بازی سیاست بازی یک دست و شفاف و بی فراز و فرود و یک لایه نیست .

    بازی سیاست متناسب با بازیگران خوب و بدش . پاک و پلیدش هویت پیدا میکند . اما این به معنای آن نیست . که بازیگران خوب سیاسی ساده لوح هستند . و مشتشان برای دشمنان همیشه باز است . و راحت میتوان بازی های آنها را خواند .

    هواداران بازیگران سیاسی خوب . باید حق انتخاب . حق انتخاب تاکیتک ها و فضای مناسبی برای مانورهای سیاسی و اجرایی را برای منتخبینشان قائل باشند . البته این به معنای رها سازی و نقد نکردن سیاست مداران نیست . تنها باید کمی موشکافانه و از جنبه های گوناگون تحلیل نمود . و در برابر اشتباهاتشات کمی صحه صدر داشته باشیم .
    به یک معنای دیگر احمدی نژاد و مشایی و همچنین هواداران آزرده خاطر احمدی نژاد هزینه این تغییر فضای سیاسی و رشد سیاسی را پرداخت کردند .

    تا گروههای هوچیگر سیاسی متعرضین بی منطق و قانون شکن انتخابات و همچنین سخنرانی هاشمی در نماز جمعه به از متن جامعه به حاشیه برود .

  50. رضا گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۴

    برادر دینی عزیز
    خیلی ناراحت شدم که شما هم مثل ما هیچ نمونهای از بالاترین سطوح آزادی در دولت نهم برای عرضه نداشتین.آیا دیگر پایان این تنگ نظری ها فرا نرسیده؟آیا دیگر زمان پایان دادن به این داستان نخ نمای خودی و غیر خودی و تنگ کردن دایره دوستان و توهم همه دشمن انگاری فرا نرسیده؟
    حال که این معجزه هزاره سوم شما به جز شما دوستان هیچ مشاور دیگری را بر نمیتابد ، نقش شما بسیار خطیر است پس با اندیشه تر سخن بگوییم.
    یا علی

  51. هادی گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۴۳

    سلام آقای جوانفکر،
    به نظر من قضیه از این هم ساده تر میباشد. آقای احمدی نژاد همیشه از مردم و مردمی بودن دولت خود حرق می زنه. باشه قبوله. ولی یک دولت مردمی چرا باید همیشه در حال توجیه کردن کاراش باشه. اگر مردمی عمل میکنید پس چرا این مردم نمیفهمند و چرا شما باید بیایید و زحمت بکشید و کارهای دولت را دوباره توجیه کنید؟ شما که الحمدالله همه ی رسانه ها رو در دست دارید. پس چرا مردم فانع نمیشوند؟
    خدا همه ی ما رو به راه راست هدایت کنه.
    انشاءالله.

  52. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۰۴

    خبر فوری : کابینه دهم اعلام شد

    محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری در نامه ای به علی لاریجانی ، کابینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد.‏ اسامی وزرای معرفی شده بدین شرح است:
    .
    .
    .

    http://arabshahi.blogfa.com

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۳۳

    آقا هادی
    با سلام
    درست می فرمایید . ما مجبوریم همیشه به مردم توضیح بدهیم و تبیین کنیم که البته شما اسمش را توجیه می گذارید. علتش روشن است. طرفهای مقابل ما اعم از اصلاح طلبان و برخی از اصولگرایان همواره در حال شبهه افکنی و ابهام آفرینی هستند و در این سو هم ما دچار ضعف در اطلاع رسانی هستیم و البته این حرف شما درست نیست که همه رسانه ها در دست دولت هستند. اگر اینطور بود مشکل ما آنچیزی که شما می فرمایید نبود.
    موفق باشید

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۳۵

    آقا رضا
    با سلام
    برای آنچه که باعث ناراحتی شما شده است ، حرف برای گفتن بسیار است . نگفتن اسمش تنگ نظری یا داستان نخ نما شده نیست.
    از توصیه شما تشکر می کنم و سعی ما هم این است که با اندیشه تر سخن بگوییم .
    موفق باشید

  55. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۴

    آقا رحیم
    با سلام
    از زحمتی که برای پاسخگویی به علی آقا از نگاه خودتان کشیدید ممنون. بنده هم استفاده کردم.
    موفق باشید

  56. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۶

    با سلام
    همه شفاف سازی ها برعهده بنده نیست. شاید با کمی صبر برخی نقاط مبهم بیشتر روشن شود.
    موفق باشید

  57. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۸

    علی آقا
    با سلام
    شما سووالی را مطرح کرده اید که پاسخ آن را باید رئیس جمهور محترم بدهند. رئیس جمهور در چارچوب اختیارات و تشخیص و شناخت خود عمل کرده است. اینکه این تصمیم ایشان دارای چه تبعاتی بوده یک بحث جامع را می طلبد که در باره آن مطالب زیادی در وبلاگ منتشر شده است.
    موفق باشید

  58. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۱۳

    آقا محسن
    با سلام
    قضاوت کردن کار سختی است و نباید در آن عجله کرد. شما جوان خوبی هستید که فکر می کنم در قضاوت کردن باید با صبر و حوصله بیشتر و تحلیل و تفسیر درست و عمیق از مسائل داشته باشید. از خداوند خیر و برکت و حلم و حکمت را برای شما و خودم آرزو می کنم.
    موفق باشید

  59. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۷

    آقا ناصرعزیز
    با سلام
    - این وبلاگ محل اظهار نظر و اظهار عقیده است و جایی برای صدور حکم یا محروم کردن دیگران از حقوق مسلم آنها ! نیست. بنابراین اگر مطلبی را می خوانید صرفا یک اظهار عقیده است و بس. نظر و عقیده ای که می توان آن را نقد کرد و ممکن است قابل سرزنش و پر از ایراد هم باشد.
    - قطعا مفهوم معترض و دشمن یکی نیست و خلاف عقل است که معترض را در ردیف دشمن بنشانیم.
    - دولت نهم هم مانند دولتهای گذشته دارای کارنامه ای با عملکردهای مثبت و منفی است اما بنده فکر می کنم که عملکردهای مثبت در دولت نهم بسیار بیشتر از دولتهای قبل بوده است. چنین برداشتی مستند است و نمی تواند حاکی از بی انصافی باشد.
    - اگر به اسناد مراجعه شود خواهید دید که در دولت ششم ، رهبر انقلاب چندین بار به صورت کتبی و شفاهی به رئیس جمهور وقت در باره تغییر آقای کرباسچی تذکر دادند اما او به این دستور هیچ وقعی نگذاشت.به نظر شما باید این رئیس جمهور و دولت او را با رهبری متجانس و همگرا توصیف کرد؟!
    - اگر با افزایش بی سابقه حقوق کارمندان و بازنشستگان و … در دولت نهم ، وضع زندگی کسانی مانند شما وخیم تر شده باشد ، شاید تجدید نظر در سطح تقاضاهایتان ضروری شده باشد.
    - آقای موسوی کاندیدای آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بودند. واقعا شما فکر می کنید که مسائل آقای هاشمی هیچ ربطی به آقای موسوی ندارد ؟ آیا شما ترجیح می دهید که ما خود را به جهالت بزنیم تا روشنگری!
    - آقای احمدی نژاد فرزندان آقای هاشمی را خطاب قرار داد نه خود آقای هاشمی را. البته شما نمی توانید رد کنید که جایگاه امروز فرزندان آقای هاشمی از رانت پدر نبوده است .
    - زمینه حمله به آقای موسوی را خود ایشان با سخنرانی هایشان علیه دولت نهم فراهم کردند. بهتر است به سخنرانی های انتخاباتی ایشان مراجعه نمایید ونسبت های دروغ و بی اساس او علیه دولت نهم را مرور کنید. ایشان در عین دروغگویی ، تهمت دروغگو بودن به رئیس جمهور زدند. برای دفاع از اقای موسوی آیا مستمسک دیگری جز مدیریت پر از اشکال دوران جنگ وجود ندارد؟ مدیریتی که سرانجام کشور را به سمت پذیرش قطعنامه سوق داد. مدیریتی که در پایان دوران جنگ از ساختن سیم خاردار عاجز بود!
    - بیان حقایق و دفاع از حقیقت ، یک وظیفه اخلاقی و انسانی است . آقای هاشمی رفسنجانی منشاء خدمات زیادی برای کشور بوده است اما فضای کشور در آن هنگام به گونه ای بود که عملکرد ایشان مورد انتقاد قرار نگرفت و اگر امروز به ایشان و رفتار و گفتارشان انتقادی وارد می شود، نباید مورد سرزنش قرار بگیریم. فضای جامعه بازتر شده است و آزادی در کشور جاری است. نقد آقای هاشمی به معنای نادیده گرفتن عملکردهای مثبت ایشان نیست. اگر فضای عمومی کشور در زمان جنگ و دوران سازندگی اجازه نقد را می داد، شاید شخصیت آقای هاشمی از گزند آسیب های این زمانه محفوظ می ماند.
    - شما در اظهاراتتان سعی دارید اثبات کنید که جیره خوار آمریکا نیستید. از این بابت که شما را در چنین وضعیتی مشاهده می کنم واقعا متاسفم. شاید امثال بنده هم در پیدایش چنین وضعیتی مقصر باشیم. بنده شما را دلسوز کشور و مردم می دانم.
    - شما فرموده اید:”بسیاری از مردم درمانده و بی چیز برای کمک های نقد این دولت به احمدی نژاد رای داده اند”
    بنده این مطلب را توهین به مردم تلقی می کنم. مردم براساس شناخت و آگاهی و نه بر مبنای دریافت کمک نقدی، به آقای احمدی نژاد رای داده اند. شما باید دولتهای قبل را مورد سووال قرار دهید که چرا عملکرد آنها باعث افزایش فقر در کشور شده است و دولت نهم را تشویق کنید که با توزیع ثروت در میان مردم سعی در جبران خطاهای گذشته دارد.
    - شما پیوسته بنده را به بی انصافی متهم کرده اید . آیا بهتر نیست قضاوت در این مورد را به مخاطبان محترم واگذار کنیم؟
    موفق باشید

  60. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷

    آقا سعید
    با سلام
    - بنده قضاوت شما را خواندم. اما اجازه دهید این قضاوت را که فرموده اید متعلق به بسیاری از هموطنان است ، فقط قضاوت شما بدانم. هر کس نظر خود را دارد و تعمیم بدون استناد آن درست نیست.
    - شما توجه دارید که رئیس جمهور محترم در دولت نهم دو بار با نخبگان عرصه اقتصاد جلسه گذاشتند و با نظرات و دیدگاههای آنها در مسائل اقتصادی آشنا شدند. به نظر شما کدامیک از دولتهای قبلی چنین رویه ای را در پیش گرفتند؟ چگونه است که شما این رفتار رئیس جمهور را می دانید و بازهم رئیس جمهور را به انتقاد ناپذیری متهم می کنید؟
    - گزارش پیشرفتهای اقتصادی از طریق نمودار به مردم منعکس می شود مگر اینکه شما اصولا مخالف نمودار باشید. چرا اصالت نمودارهای اقتصادی را زیر سووال می برید؟ استناد شما برای این کار چیست؟ در انتخابات ریاست جمهوری نزدیک به ۲۵ میلیون نفر به آقای احمدی نژاد رای دادند. چرا شما برای تشخیص و رای آنها ارزش قائل نیستید؟ آیا رای دهندگان واقعیت های جامعه را نمی دانستند و فقط شما از آنها آگاهی دارید؟
    - دولت یک شرکت سهامی نیست که از منتقدین یا افرادی با گرایشهای سیاسی بشود استفاده کرد. بهتر است منتقدین در همانجایی که هستند باقی بمانند و به نقد عملکردهای دولت بپردازند تا ملت و دولت از آن منتفع شوند. اگر منتقدین در دولت صاحب منافع شوند ، آنوقت ممکن است مانند بنده ، از دولت دفاع کنند و در آن صورت شما آنها را متهم به مجیز گویی خواهید کرد.
    - هیچ وزیری به خاطر انتقاد عزل نشده است. وزیر باید تابع سیاست های دولت و رئیس جمهور باشد. اگر وزیری از سیاست های دولت تبعیت نکرد و به مجری سیاستهای دریافتی از مراکز و افراد خاص تبدیل شد، حتما باید برکنار شود هرچند که بعدا به رئیس جمهور تهمت بزنند که نقد پذیر نیست و وزیر را به خاطر انتقاد برکنار کرده است!
    - از اینکه انصاف به خرج داده اید و برای بنده امکان رد نظرات خودتان را فراهم کرده اید متشکرم.
    - با شما کاملا هم عقیده ام که هرمنتقدی دشمن نیست اما قبول بفرمایید که هر به ظاهر منتقدی هم دوست نیست.

  61. ندا گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲

    با سلام و خسته نباشید
    امروز-۱۱/۵/۸۸-روزنامه های اعتماد ملی و ابتکار در روی جلدشان نوشته اند از قول ریاست محترم جمهوری در جمع بسیجیان محترم مشهدی که بگذارید مراسم تحلیف انجام شود بعد سر آنها را به سقف میچسبانیم!!!!
    هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد در حالیکه آقای احمدی نژاد در چند روز پیش به آقای شاهرودی نامه ای نوشتند مبنی بر انجام رافت اسلامی با بازداشت شدگان اخیر بعد خودشان یبایند و اینطور سخن گویند!!
    طبیعی است که این بازی رسانه ای این نشریات معلوم الحال میباشد.
    از شما میخواهم به حرمت آرا جمع کثیری از مردم که به آقای احمدی نژار رای داده اند جلوی اینگونه بی حرمتی به شخص دوم مملکت را بگیرید.
    از توجه همیشگیتان به مطالبات مردم و خوانندگانتان تشکر ویژه ای دارم و امیدوارم در دولت دهم نیز شاهد خدمت رسانی شما به مردم عزیزمان باشیم.

  62. محمد سجاد نصرتی گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۱

    آقای مستعفی نظر من رو چرا منتشر نکردید؟

  63. محمد رضا گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۸

    سلام
    متاسفانه شما مطبوعاتی ها فقط میخواهید یک جوابی بدهید و بروید.
    اصلا بریتان مهم نیست که مخاطب قانع شده است یا نه. مهم این است که دهنش بسته شود و دیگر سوال نپرسد.

  64. مظلومی کیاپی گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۹

    بازار روز لیستها!!!
    لسیت شما را با قیمت خوب خریداریم !!!
    بعضی از سیاسیون و فعالین انتخاباتی این روزها به دنبال تهیه لیست هستند که چه کسی طرفدار چه کسی بود کی به گل یاس و کی به گل رازقی رای داد کی در این دولت جدید می ماند و کی اخراج می شود این افرادخود را به زور می چسبانند به رئیس جمهور و طوری وانمود می کنند که انگار مستقیم از شخص رئیس جمهور ماموریت یافته اند برای انتخاب لیست مدیریت در استانها و اگر مدیری با آنها همکاری لازم را نداشته باشد باید فاتحه میزو تاج و تخت خود را بخواند. این فعالین و سیاسیون که در چهار سال گذشته مثل خیلی ها در ستاد مخالفین اقای رئیس جمهور بودند امروز تکه کلامشان اینست که در چهار سال قبل وقتی ما برای اقای احمدی نژاد ستاد زده بودیم همه ما مسخره میکردند و میگفتند کاندیدای شما رای نمی اورد ما بودیم که احمدی نژاد را رئیس جمهور کردیم .یکی خود را به رئیس فلان ستاد رئیس جمهور نسبت میدهد دیگری خود را به دستیار رئیس جمهور نسبت میدهد و بعضی ها هم مستقیم خود را به رئیس جمهور نسبت میدهند. این در حالی است با توجه به شناختی که ما خبرنگاران از شخص رئیس جمهور داریم ادعای افراد را کذب محض می دانیم چرا که شخص رئیس جمهور بارها از طریق تلویزیون و رسانه های دیگر اعلام نمودند که ملاک ما برای تعیین مدیران در دولت دهم تعهد و تخصص همراه با مردمی بودن می باشد
    بنده به عنوان خبرنگار و سخنگوی ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد باید عرض کنم که این افراد (کسانی که به دنبال تهیه لیست هستند)به دو گونه می باشند:
    یک: مشکل عقلی دارند و وضعیت سیاسی مملکت را درک نمی کنند.
    دو: مشکل عقلی ندارند و وضعیت فعلی مملکت را هم درک میکنند اما قصدشان خدشه وارد کردن به دولت مردمی آقای احمدی نژاد می باشد.

  65. مظلومی کیاپی گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۹

    اینجا هوا ابریست!آنجاچطور؟
    در آخرین روزهای بهار وقتی کشاورزان خود را برای برداشت گندم و نشاء شالی و دانش آموزان و دانشجویان خود را برا امتحان آماده می کردند ایران و ایرانی شاهد رویش گلهای بودند از جنس یاس و رازقی و به تحول روح و فکر خود می اندیشیدند مردی آمد از جنس تحول که نامش آقای رئیس جمهور بود!

    و با مردم اینگونه سخن گفت:من با عهدی که با مردم بسته ام برای تحقق دولت عدالت همچنان پایبندم و نیمی از این راه را رفته ام، مردم شما اجازه دهید تا چهار سال دیگر هم بتوانم این مسیر راه طی کنم تا ایرانی آباد و آزاد داشته باشیم .

    و مردم چون اورا مرد عمل دیدند نه شعار یکبار دیگر به او اعتماد کردند احمدی نژاد پیروز شد

    این روزها بر آنانی که در این چهار سال واقعیت اندیش بودند و خدمت صادقانه دولت را دیدند بسیار کند می گذرد و در هر محفل و کوی برزن سخن از چگونگی تغییر در کابینه آقای رئیس جمهور را بر زبان دارند کا بینه ای که متفاوت تر از دوره قبل باشد بهتر از قبل بتواند رئیس جمهور را در تحقق دولت عدالت یاری نماید .
    رئیس جمهور هم با اعلام رسمی تغییرات در دولت دهم و با تغییرات در چند روز گذشته به دنبال دولتی کار آمد تر از دولت نهم می باشد تا در این دولت جدید بتواند تمام کاستی های دولت نهم را جبران نماید .
    برخی بر این اعتقادند که اجرای سیاست ها و برنامه های اقتصادی دولت دهم باید بر مبنای ادامه فعالیت های اجتماعی متمرکز گردد تا رضایتمندی مردم از این دولت بیشتر شود .برخی دیگر بر این معتقدند که زمان زیادی برای معرفی کابینه جدید نمانده است کابینه جدید باید از جنس مردم باشد و در صدد برطرف سازی نیازها و مطالبات برزمین مانده مردم از قبل باشد.
    با نزدیک شدن زمان معرفی کابینه شرایط خاصی در بسیاری از دستگاهای اجرائی و اداری حاکم است فضای ادارات به فضای هیجان انتخاب وزیر و یا تغییر مدیران کل تبدیل شده است حتی در برخی از ادارات برخی از کارمندان به تجزیه و تحلیل مدیران کل ادارات خود مشغول هستند البته این کار کارمندان به صورت آهسته و دور از گوش وچشم آقای مدیرکل می باشد چون بعضی از مدیران کل حسابی حساس و نازک دلند تا اسم تغییر را می شنوند حتی امکان سکته در آنان هم وجود دارد اگر شما خواننده عزیز کارمند باشی بهتر می توانی این موضوع را درک کنی که حتی بعضی از مدیران اصلا دوست ندارند که کارشناسان آنها نمره ارزشیابی شان بیشتر از آنان شود و یا توانمندی و تخصصی بیشتر از آنها داشته باشند .
    در این واپسین روزها که صدای تغییر و متفاوت بودن دولت دهم از دولت نهم به گوش می رسد و مردم منتظر تصمیم حساس آقای رئیس جمهورند چهره بعضی از مدیران در حاشیه جلسات بسیار دیدنی می باشد برخی ها می گویند از رنگ سبز متنفریم برخی ها هم سعی دارند خود را به نزدیکان رئیس جمهور برساند و یا از ستاد انتخاباتی رئیس جمهور مدرکی بگیرند که بگویند ما در انتخابات هوای آقای رئیس جمهور را داشته ایم تا تغییر گرایشی که در انتخابات داشته اندرا اینگونه از بین ببرند تا بتوانند در دولت دهم هم باشند .
    اما بعضی ها که کارنامه درخشان و خوبی از خود دارند از اینگونه تغییرات هراسی ندارند وچون انها این پست را برای خود نمی خواستند بلکه برای خدمت به مردم می خواستند و انها در دولت دهم هم می مانند خیلی جالب است !که اقای احمدی نژاد اینگونه در دل مدیران با یک نگاه تیز بین چنین کاری کرده است و این خود نشان دهنده تحول و تغییرات و شم مدیریتی در کشورداری است باید پذیرفت که ظهور یک دولت متفاوت تر و متحول تر در کابینه یک ضرورت می باشد که آقای احمدی نژاد هم به آن اشاره نموده است .
    آقای احمدی نژاد می داند با توجه به اعتماد گسترده مردم که در طول تاریخ انقلاب بی نظیر بوده است باید برای پاسخگوئی به این اعتماد افرادی متخصص تر و شایسته تر و حتی دلسوز تر را برای کابینه حساس خود اماده سازد انتخاب وزرای برجسته و شایسته تر در چندین کابینه از جمله فرهنگ و ارشاد اسلامی، کارو امور اجتماعی ،جهاد کشاورزی، مسکن و شهر سازی و اقتصادو دارائی برای مردم و اقتصاد کشور از ضرورتهای حیاتی است

  66. محمد نادی قراء گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۳۰

    سلام اقای دکتر
    ما مردم روستای قراخیل از توابع شهرستان قائم شهر در استان مازندران حمایت خود را از تغییرات انقلابی در جهت پیشرفت ایران که توسط رئیس جمهور مکتبی و ولایی جناب اقای احمدی نژاد صورت می گیرد اعلام می داریم
    زنده باد دولت عدالت محور احمدی نژاد

  67. محمد دهقان گناباد گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۳

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر به کمک شما خیلی نیاز دارم و این مرتبه سوم است که پیام می گذارم ولی موفق به دریافت پاسخ نمی شوم
    با سپاس

  68. م گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۸

    با سلام
    آقای جوانفکر از حضور مبارکتون دوتا سوال داشتم که که جوابش به شمامربوط نیست ولی می خواستم نظر شمارو درمورد اون بدونم (قبلش باید اینو بگم که به عنوان یه پیشنهاد یه بخش اضافه کنید تحت عنوان تماس یا سوال از من)
    یکی اینکه چرا در سخنان ایطحی در تلویزیون باید حرفش در مورد هاشمی رفسنجانی سانسور بشه نمیشد اینو بذارن بعد تکذیبیه دفتر هاشمی روهم مذاشتن؟(البته می دونم این بحث ربطی به این موضوع وشمانداره امامن می خواستم نظر شمارو بدونم)
    دوم اینکه این اعترافات تا چه حد درسته واگر درست است چه طور می توان اثبات کرد؟

  69. Peter گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۵۹

    I really like your blog and i respect your work. I’ll be a frequent visitor.

  70. صبا گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۱۳

    با سلام
    خبر استعفای شما در رسانه ها درج شد ولی اگر برای یک بار هم شده مصلحت را کنار می گذاشتید و فقظ برای رضای ذات اقدس الهی خبر صحیح را به مردم میگفتید شاید جبران همه گذشته را می کرد.آقای جوانفکر سری به بهشت زهرا بزنید و دقیقه ای در غسالخانه مکث کنید و زمانی که یک جسد را می شویند به آن بنگرید و با کمی علو روح می توانید خود را جای او و او را جای خود ببنید بعد جنازه را تشییع کنید و تا زمانی که سنگ لحد را می گذارند به چهره جنازه نگاه کنید طوری که خود شما هستید و شب فکر کنید تنها در آن بیابان و در آن حفره باقی مانده اید و در آنجا دیگر نمی توان ماموران ذات اقدس الهی را سر کار گذاشت به آن روزهای سخت فکر کنید که پایانی ندارد .بعد از این سیر و سفر بیائید و حال که از زنجیر اسارت حب احمدی نزاد خلاص شده اید دل به حب ذات اقدس الهی زده به به بندگان شریف اوا هر آنجه را که نگفته اید بگوئید تا در آن روز همین مردم که رزقتان از سهم آنها تهیه شده شاید بخاطر این شجاعت از سر تقصیرات شما بگذرند.بقول حضرت امام روحی له الفدا جهنم و بهشتی وجود ندارد این اعمال ماست که در آن دیار بصورت آتش و یا جنت متجلی خواهدشد

  71. safir گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۴

    سلام
    آقای جوانفکر لطفن علت واقعی استعفا خودتان را اعلام فرمائید.

  72. سهراب گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۴۱

    متشکرم از پاسخی که بهم دادید. هرچند جواب قانع کننده ای نبود اما شاید کمی منصفانه و محافظه کارانه بود. آقای جوان فکر تازه از خبرها شنیدم، از سمت خود استعفا داده اید. درست است؟ چرا؟

  73. عباس رهبر از لنگرود گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۶

    سلام آقای جوانفکر
    ما می تونیم از شما و دولت عدالت محور انتظار داشته باشیم در این چهار سال بت بزرگ را می شکنید؟

  74. افشین احمدپور گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۳

    سلام آقای جوانفکر.همانطور که قبلا ً وعده کرده بودم نقدی در مورد شما نوشتم.البته کمی تند است اما به بزرگواری خودتان ببخشایید! امید است که آنقدر برای قلم و بیان ارزش قایل باشید که مثل پیام های پیشین حذفش نکنید.یا علی.
    ندیم بادمجان!!!
    آقای جوانفکر مشاور مطبوعاتی رییس جمهور محبوب و مردمی و ایضا ً بین المللی و ملکوتی میهن عزیز اسلامی مان هم استعفاء کردند و جا دارد که این مصیبت عظیم را به ملت عظیم الشان و حقیر القدر ایران تسلیت بگویم!! آقای جوانفکر علاوه بر آنکه با آن موی سر سیاه و محاسن سپید قیافه ی جالبی داشتند افکار جالبی نیز تولید می نمودند و ترشحات قلمی و افاضات وبلاگی عجیبی هم صادر می فرمودند که باعث می شد هر جا که نامی از مشایی یا کردان هست نام ایشان هم به عنوان سومین مرد همیشه در صحنه بر تارک دولت نهم بدرخشد! نمی دانم چرا ولی هر وقت این آقای جوانفکر را با آن موی سیاه و ریش سپید می دیدم ناخودآگاه به یاد آن جمله ی مشهور “جرج برنارد شاو” می افتادم که سپیدی ریش و سیاهی موی سر بیانگر آن است که شخص بیشتر از آنکه از مغزش استفاده کند از فکش بهره برده است !!! آقای جوانفکر در حقیقت پیش از آنکه مشاور مطبوعاتی آقای احمدی نژاد باشد “توجیه المسایل” ناطق دولت بود و دوشادوش “غلامعلی رجایی” در سایت تابناک و ” حسین شریعتمداری” در روزنامه ی وزین کیهان! با احاطه ای عجیب به علوم و فنون مختلفه و بعضا ً غریبه در عرصه های گوناگون پزشکی ، نجوم ، رمالی ، دامپروری ، معاملات ملکی ، معادلات جهانی ، جامعه شناسی ، میکروب شناسی ، جاسوس شناسی ، نخبه پروری ، مشایی پروری ، کردان پروری و تعیین درصد چربی شیر مرغ و ایضا ً درصد خلوص جان آدمیزاد و … اظهار نظر می فرمود! ایشان به مصداق همان جمله ی معروف “من ندیم توام نه ندیم بادمجان!!” معمولا ً سخنانی می گفت که محمود را خوش آید نه بادمجان را و لذا در قضیه ی رسوایی مدرک تحصیلی کردان به شدت نمایندگان مجلس را مورد ملامت قرار داد که چرا به خاطر دستمالی قیطریه!! را به آتش کشیده اند! البته خوانندگان گرامی می توانند به جای قیطریه از واژه های زعفرانیه! جنت آباد! گیشا! شهرک غرب! توپخانه! یافت آباد و سایر محلات تهران استفاده کنند چون وقتی جناب آقای دکتر کردان استاد دانشگاه امام صادق (ع) و وزیر کشور اسبق دولت نهم جایز دیده اند که به جای قیصریه بگویند قیطریه ما و شما چه کاره هستیم بابا!!؟ جناب آقای جوانفکر در قضیه ی مشایی هم ابتدا از بیخ منکر وجود نامه ی رهبری شدند و اندکی پس از انتشار نامه ی مذکور بار دیگر منتقدان دولت را به چهار میخ نقد کشیدند که اصلا ً به چه حقی مهر از سر نامه بر گرفته اند؟ همچنین وجود عالی قدر ایشان در پاسخ به سوال یکی از کاربران مبنی بر عدم انطباق منش علی علیه السلام و حاج محمود عفی ا.. عنه در هنگام ورود به شهرهای تحت حاکمیت حکومت اسلامی و منع وجود مبارک فرزند ابی طالب از دویدن مردم در پیشاپیش مرکب ایشان ، در اظهار نظری که به واقع مصداق ضرب المثل معروف “خسن و خسین هر دو دختران معاویه اند” بود مدعی شدند که مردم در هنگام فتح مکه به دنبال شتر پیامبر می دویده اند تا ببینند شتر بر در خانه ی چه کسی فرود می آید!!! البته خوشبختانه ایشان نفرمودند که مردم در هنگام فتح مدینه!! صد و هفتاد کیلو نامه ی تقاضای مساعدت مالی و شکایت از مسوولین به پیامبر گرامی اسلام(ص) دادند! جناب آقای جوانفکر اخیرا ً نیز پاسخ آیت ا.. مکارم شیرازی به سوالی در مورد انتصاب پدر عروس آقای احمدی نژاد را فتوایی عجیب تلقی کردند چرا که به گمان ایشان مراجع فقط و فقط باید در باب مطهرات و نجاسات و احکام نماز و روزه و غسل مس میت صحبت کنند و سایر امور را به ایشان و سایر مشاورین دولت بسپارند چرا که در غیر اینصورت سنگ روی سنگ بند نمی شود!! به هر صورت امید می رود که جناب رییس جمهور محبوب و بیست و چهار میلیونی میهن عزیز اسلامی مان بار دیگر ایشان را به سمت قبلی شان منصوب بفرمایند تا ملت شهید پرور ایران ، مورخین ، منجمین ، دامداران ، کشاورزان ، بازاریان ، مراجع تقلید و … از بیانات ایشان مستفید گردند. ان شاء الله!
    افشین احمدپور

  75. بیان گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۶

    سلام آقای جوانفکر،
    میخواهیم مصاحبه اى با جنابعالى داشتة باشیم براى خوانندکان
    خوشحال خواهیم شد شمارة تلفن خودرا برامان بفرستید تا تماس حاصل شود
    سباس
    سردبیر

  76. فرشید گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۰۷

    http://www.sanayenews.com/content/view/17925/1/

  77. وحید گفت :

    مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۶

    سلام ؛ سالروز ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان و همزامانی آن با آغاز دولت دهم مبارک باد

  78. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۹

    آقای میرحسین دست بردارید از این حرفها
    پس از دستگیری و محاکمه عاملین اغتشاشات اخیر، شوک عجیبی به بدنه جریان موسوم به اصلاح طلبان وارد آمده است.از یک سو کسانی همانند (بهزاد نبوی) خود را نسبت به میرحسین وفادار می دانند و گروهی دیگر همانند (ابطحی،عطریانفر و …) دست به افشاگری زده اند.شخص میرحسین نیز در حرکتی شتاب زده بیانیه شماره ۱۰ خود را مبنی بر عدم صحت برگزاری جلسه محاکمه٬ همچنین شکنجه دستگیرشدگان و بیان مطالبی از قبیل اینکه دستگیرشدگان برای حفظ جان خود این اظهارات را بیان داشته اند٬ منتشر نموده است.مطالب اخیر میرحسین حاوی نکته ی جدیدی نیست ٬ به نظر می رسد وی در باتلاقی فرو رفته است که هر چه بیشتر دست و پا می زند بیشتر فرو می رود.او هنوز بر وجود تقلب در انتخابات تاکید دارد. سخنان پیر فرزانه (امام خمینی رحمه الله علیه) را که بازخوانی می کنی انگار هم اکنون نیز مصداق دارد :

    پس از انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی از آنجا که یکی از مباحث برای گنجاندن در قانون اساسی ولایت فقیه بود عده ای با روشهای مختلف مثل: سخنرانی، تجمع، روزنامه و … خواستار انحلال مجلس خبرگان شدند که بیانات زیر را حضرت امام در چنین شرایطی (روزهای ۳۰/۷/۵۸ و ۱/۸/۵۸) ایراد نمودند، مطالعه این بیانات در شرایط فعلی می تواند درس آموز باشد:

    * مجلس را مى خواهید منحل بکنید؟ مگر شما قدرت این را دارید؟ توى دهنتان مى زنم من . دست بردارید از این حرف ها، از این مزخرفات.

    * حالا که راى مردم دادند و تمام کارها با نظر مردم انجام گـرفته است ، مى بینیم که گروه هاى مختلفى پیدا شده اند و هر کس هر جور دلش مى خواهد صحبت مى کند.

    * نطق ها مى شود، کاغذها نوشته مى شود، قلم ها به کار افتاده است در گوشه و کنار کشور و هر کس هر چـه به نظرش مى آید مى نویسد و مى خواهد تحمیل کند به یک ملت سى و چند میلیونى .

    * من نمى دانم که این آقایان (باید منحل بشود) چـکاره اند که مى گویند باید منحل بشود. براى چـه منحل بشود؟

    * این (باید) یعنى چه ؟ (باید این کار بشود)، این (باید)، این صد نفر، هزار نفر چکاره اند که در مقابل یک ملت (باید) مى گویند؟ مجلس خبرگان را مردم تعیین کردند، … اکثریت قاطع آوردند و دیگران در اقلیت بودند.

    * این آقایان روشنفکر و این آقایانى که ادعاى دموکراسى مى کنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، مى خواهند که بگویند نه ، راى اکثریت میزان نیست ، باید منحل بشود.

    * من مى پرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود، چه شده است ؟ چطور شما (باید) مى گـوئید؟ شمائى که مدعى این هستید که باید آزادى باشد، شما مى گوئید راى آزاد ندادند مردم ؟! شما مى گوئید که مردم آزاد نبودند در راى و راى درست ندادند؟!

    * اولا انحلال نمى شود، کسى حق ندارد، خود ملت حق دارند، و ثانیا … صد دفعه هم که شما آن را به هم بزنید (با اینکه نمى توانید به هم بزنید) صد دفعه هم که آن را به هم بزنید باز مردم مى گویند همان اسلام .

    * خلاف همه انسانیت است بخواهند یک عده معدودى که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده ، این همان است که زمان رضاخان هم بود که یک عده معدودى بودند و با سر نیزه تحمیل کردند بر ملت یک چـیزها را، حالا سر نیزه تبدیل شده است به منطق و تبدیل شده است !!! عرض مى کنم !!! به قلم و تبدیل شده است به توطئه و اینها، و اینطور مى خواهند که به مردم اغفال کنند، تحمیل کنند،

  79. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۴۰

    آقای هاشمی دیگر بس است به خود آیید
    هاشمی رفسنجانی:اظهارات عنوان شده در دادگاه روزشنبه کذب محض است /برای خوشایند یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سوال نبریم

    اظهارات فوق بخشی از متن جوابیه ای ست که از طرف اداره کل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام در پی اظهارات آقای ابطحی مبنی بر هم قسم شدن آقای هاشمی رفسنجانی با آقایان خاتمی و موسوی در جهت پشتیبانی از همدیگر،صادر شده است.

    پیرامون این مطلب چند نکته مورد طرح می باشد:

    ۱) چرا جوابیه از طریق روابط عمومی مجمع تشخیص مصلح نظام صادر شده است؟ چرا همیشه شخصیت حقیقی افراد را با شخصیت حقوقی آنان پیوند می زنیم؟ چرا بیانیه از طریق دفتر ایشان منتشر نشده است و چراهای دیگر …

    ۲)منظور آقای هاشمی از” جریان خاص” چیست ؟ براستی با محاکمه عاملان اغتشاشات اخیر چه کسانی خوشحال می شوند و چه کسانی ناراحت؟ آیا خواست ملت شریف ایران در مورد اتفاقات اخیر جز محاکمه عاملین و دست اندرکارن آشوب ها و جبران خسارات وارده شده ، است ؟

    ۳)آیا طرح این مطلب که “پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمی‌دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از ۱۱ میلیون فاصله رای برای چه بود” زیر سوال بردن اصل و اساس نظام است ؟!!

    این چه اصل و اساسی ست که با وجود اغتشاشات و نا امنی ها و برنامه ریزی جهت براندازی نرم و سازماندهی نیروها جهت ایجاد انقلاب رنگین ،دچار تهدید نمی شود اما با طرح مطلب فوق از زبان کسی که سال ها جزو همراهان نزدیک متهمین بوده و هست ، زیر سوال می رود!!!

    بحث پیرامون این مطلب در این مجال نمی گنجد، فقط میتوانیم بگوییم : آقای هاشمی دیگر بس است به خود آیید.

  80. Ventego گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۳۲

    Thank you! You often write very interesting articles. You improved my mood.

  81. عباس گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۰۶

    با سلام ، آیا استعفای شما از سمت مشاور رییس جمهور صحت دارد ؟

  82. عماد آبشناس گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۸

    با سلام
    جای تاسف دارد که هنوز خیلی ها در مملکت ما مفهوم مخالفت با نظام و مخالفت با دولت را نتوانسته اند از هم تفکیک کنند. من خود دلم نمی خواست رهبر معظم انقلاب خود را درگیر مسائل اجرائی مملکت کنند چرا که ان امر جایگاه والای ایشان را در معرض پیکان دشمنان قرار می دهد. حمایت رهبر انقلاب از آقای احمدی نژاد و همچنین آقای رفسنجانی در نماز جمعه فصل الخطاب خود امری بدیهی بود و تلاشی برای ایجاد وحدت و همدلی به حساب می آمد. اما انتشار نامه آقای خامنه ای به رئیس جمهوری برای بنده( که شما هم بخوبی حقیر را می شناسید و می دانید بیش از ۲۵ سال است در مسایل سیاسی و مطبوعاتی در کشورهای مختلف فعالیت داشتم و دارم) خیلی تامل بر انگیز بود. که هدف چیست؟ غیر از اینکه بخواهند ایجاد فتنه کنند و یا اینکه رئیس جمهوری را تضعیف کنند. قطعا آقای احمدی نژاد امر رهبری را اطاعت می کرد حتی اگر هم رهبری شفاهی این امر را به وی اطلاع می داد. قطعا هم آقای احمدی نژاد در فکر راه و چاره ای بودند که هم جایگاه ریاست جمهوری را حفظ کنند و هم دستور رهبری را اطاعت کنند. پس دلیل این جار و جنجال چیست؟ امروز که بنده این پیام را برای شما می فرستم شما از سمت مشاور مطبوعاتی رئیس جمهوی استعفا داده اید (که البته بنده این رفتار خردمندانه شما جهت باز گذاشتن دست رئیس جمهوری در انتخاب مجدد همکارانش در دولت جدید را ستایش می نمایم ) و واقعا به عنوان یک دوست و تحلیل گر. به عنوان فردی که من خود می توانم شهادت دهم که هم مرید رهبری هستید و هم یار وفادار احمدی نژاد. از شما می خواهم بفرمایید که غیراز تلاش برای تضعیف نظام و حکومت و ایجاد تفرقه آیا مساله دیگری در این مورد هست یا خیر؟

  83. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۹

    آقای آبشناس عزیز
    با سلام
    از لطف و محبت شما که فراتر از لیاقت و شایستگی بنده ابراز فرموده اید تشکر می کنم. بنده یک عضو ناچیز از خیل جمعیت ۷۰ میلیون نفری کشور هستم و فکر می کنم که افراد با صلاحیت فراوانی در کشور وجود دارند که بتوانند مصادر امور را در کشور برعهده بگیرند.
    در مورد نکته ای که فرموده اید تا حدودی با شما موافقم. برخی خواص که اقدام به انتشار غیراخلاقی نامه رهبری به رئیس جمهور کردند، با این کارشان بیش از همه خصوصیات عوامانه خود را بروز دادند. این امر حاکی از نداشتن تحلیل و شناخت است .البته اینگونه مسائل با وجود هزینه هایی که تحمیل می کند ، باعث تجربه برای افراد هم می شود. علت اینکه گفتم تا حدودی با شما موافقم به خاطر این است که انتشار دهندگان این نامه عموما هدفشان تضعیف نظام نبود هرچند که ممکن است نتیجه رفتار آنها چنین برداشتی را ایجاد کند.
    موفق باشید

  84. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰

    عباس آقا
    با سلام
    بله درست است .
    موفق باشید

  85. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۲

    آقا وحید
    با سلام
    متقابلا این اعیاد را تبریک و تهنیت عرض می کنم.
    موفق باشید

  86. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۵

    با سلام
    سووالاتتان را در همین وبلاگ بگذارید و آدرس هم بنویسید جواب می دهم.
    موفق باشید

  87. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶

    آقا سهراب
    با سلام
    درست است. بنده در دولت نهم مشاور مطبوعاتی بودم و مایل نبودم در دولت دهم خودم را تحمیل کنم.
    موفق باشید

  88. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶

    آقای سفیر
    با سلام
    در این زمینه توضیح داده ام. باید دست رئیس جمهور برای انتخاب های جدید باز باشد.
    موفق باشید

  89. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲

    خانم یا آقای صبا
    با سلام
    از تذکر خیرخواهانه شما متشکرم. این سفارش شما معمولا سالی یکی دو بار انجام می شود و به طور متوسط ماهی یکبار به بهشت زهرا می روم ، جایی که انتظار مرا می کشد. البته قبری هم برای خود خریده ام که هر از گاهی بر سر آن حاضر می شوم.
    موفق باشید

  90. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۲

    با سلام
    - بنده از اینکه چرا اسم آقای هاشمی را سانسور کرده اند بی اطلاعم و در این زمینه هم تصمیم گیر نیستم.
    - اظهارات آقایان ابطحی و عطریان فر اعتراف نبود بلکه افشاگری بود که همه دیدند آزادنه حرفهای خود را بدون هیچگونه فشاری با صدا و سیما مطرح کردند.
    موفق باشید

  91. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۶

    آقا محمد رضا
    با سلام
    بنده سعی می کنم که جوابم قانع کننده باشد اما هر کس آزاد است که برداشت و تحلیل خود را از مسائل داشته باشد و البته با هر سخنی هم قانع نشود. این بیان شما که فرموده اید هدف ما بستن دهان مخاطب است درست نیست. مخاطبی که قانع نشده باشد دهانش بسته نخواهد شد و بنده هم چنین نیتی ندارم.
    موفق باشید

  92. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۳

    آقای افشین
    با سلام
    قلم ارزشمند است اما هرقلمی نه . با اینکه مطلب شما در ظاهر مربوط به بنده است ، اما در آن فقط به بنده توهین نکرده اید.
    صادقانه می گویم که برای این قلم احترامی قائل نیستم اما مطلب شما را منتشر می کنم. اگر مخاطبان محترم مایل به پاسخگویی بودند، نظرشان منعکس خواهد شد.
    موفق باشید

  93. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۷

    آیا هاشمی تغییر موضع خواهد داد !
    عدم حضور هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ ٬حضور کروبی در جمع معترضان٬صدور بیانیه از طرف موسوی و اظهارات اخیر خاتمی در حضور جمعی از نمایندگان اقلیت٬ همه و همه نشان از پایبندی آقایان به مواضع خود پیرامون انتخابات و وقایع پس از آن دارد.
    اما آنچه هاشمی را از سایر آقایان جدا می کند ریاست وی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان است. شاید سایر آقایان چیزی برای از دست دادن نداشته باشند اما وضعیت او با سایرین متفاوت است و همین موضوع احتمال تغییر در مواضع وی را قوت بخشیده است.امری که چندان دور از ذهن نیست٬ به عنوان نمونه می توان به تغییر تیتر جوابیه روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام توجه کرد. عنوان این جوابیه هنگام انتشار (یکشنبه ۱۲/۵/۸۸) چنین بود:
    “اظهارات عنوان شده در دادگاه روزشنبه کذب محض است /برای خوشایند یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سوال نبریم”
    و اما تعویض عنوان آن ظرف ۴۸ ساعت
    “موارد منتسب به “ایت الله هاشمی رفسنجانی” در دادگاه روزشنبه کذب محض است /برای خوشایند یک جریان خاص، اصل و اساس نظام را زیر سوال نبریم”
    این تغییر محسوس در حالی انجام می گیرد که انتقادات شدیدی نسبت به هاشمی رفسنجانی در قبال حمایت وی از میرحسین موسوی صورت گرفته است.
    به نظر می رسد وی برای حفظ منافع خود و با توجه به اتفاقات اخیر ٬ اتهامات وارد بر میر حسین و سایر متهمین را پذیرفته و حساب خود را از آنان جدا خواهد کرد.

  94. علی نیکویی گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۶

    آقای جوان‌فکر عزیز!
    من چند بار با شما بحث کردم اما فکر می‌کنم که من و شما تو ۲ تا دنیای متفاوت هستیم. می‌شه لطف کنید و یه سری واژه‌ها رو تعریف کنید؟
    دموکراسی، دموکراسی دینی، آزادی، المان‌های دموکراسی، حد و مرز آزادی، قانون اساسی، حق شهروندی و از این جور واژه‌ها…

    شما رای آقای احمدی‌نژاد رو ۲۵ میلیون می‌دونید؟ بر چه اساسی؟ با انتخاباتی که برگزار شد؟
    شما فکر می‌کنید که آقای اژه‌ای کارش رو درست انجام نداد؟ یا تداخلی با نیروهای اطلاعاتی موازی داشت؟
    من هزاران دلیل دیگه دارم که نشون می‌ده شما یا خیلی ناآگاه هستید یا خیلی مردم رو احمق فرض کردین. آقای جوان‌فکر! یادتون نره که شاه هم از این ادعاها زیاد می‌کرد… تا کی می‌خواید دین‌تون رو به این دنیا بفروشید (منظورم شخص شما نیست، جریانی هست که بی‌منطق از آقای احمدی‌نژاد دفاع می‌کنه و حاضر به خاطر حفظ قدرت دست به هر کاری بزنه)… آقای عزیز! چرا توضیح نمی‌دین جه بر سر بازداشت‌شده‌ها آوردن. من که خیلی اون تو نبودم داغون شدم وای به اونا که ۵۰ روز اون‌جا بودن… فکر می‌کنید چند نفر قبول می‌کنن که ابطحی و عطریان‌فر و … این حرفا رو از روی میل می‌زنن.
    بهتر هست به جای این بادمجون دور قاب چیدن‌ها فکری کنید برای برگرداندن اعتماد مردم به نظامی که امام و هزاران شهید برای رسیدن بهش رنج‌ها کشیدن.
    [به دل خون من و دوستان من از دولت نهم و دولت اشتباهی و احتمالی دهم ببخشید اگر جایی تند بود و گاهی دور از منطق. تو دولت نهم تنها شما رو دیدم که پاسخ‌گو بودین. به همین دلیل من به شما می‌نویسم و خوشحالم که استعفا دادین. از این رو که فرض می‌کنم به نشانه‌ی اعتراض بوده. هر چند که نوشته‌هاتون این رو نشون نمی‌ده]

  95. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۳

    آقای نیکویی
    اول : سلام
    دوم: شما که در دنیای من زندگی نمی کنید ، پس بهتر است به دنبال تعریف بنده از واژه هایی که پرسیده اید نباشید.
    سوم :رای اقای احمدی نژاد ۲۵ میلیون است و کسانی که ادعاهای بی اساس و دروغینی را مطرح کردند، باید می دانستند که قادر به تغییر حقیقت نبوده و نیستند. فرار نکردن از حقیقت بهترین توصیه به آنهاست.
    چهارم: مردم ما کاملا آگاه و هوشیار هستند. کسانی که حاضر به تبعیت از حقیقت نیستند، خود را به حماقت زده اند و دیگران را احمق فرض می کنند. در این باره قران کریم آیات روشنی دارد که مراجعه به آنها روشنی بخش دلهای سیاه خواهد بود.
    پنجم : وقتی کسی نخواهد حقیقت را بپذیرد ، حاضر به شنیدن و پذیرفتن هیچ کلام حقی نخواهد بود.اظهارات روشنگرانه و افشاگرانه این دو نفر کاملا آزادانه صورت گرفت و همه مردم هم دیدند که چگونه با آزادی کامل حرفشان را زدند و حتی از همفکران قدیم خود خواستند حرفهای آنها را نقد کنند تا این دو نفر به آن پاسخ دهند. قبول دارم که برای بیدار کردن افراد غافل تلاشهای بیشتری لازم است.
    ششم : متاسفانه سالهاست که توهین و بی اخلاقی به ادبیات رایج شما و همفکرانتان تبدیل شده است . برخلاف توهینی که به بنده کرده اید ، کار بنده ، بادمجان دور قاب چیدن نیست. خداوند دلم را با حقیقت آشنا کرده است و از آن دفاع می کنم. شما می توانید اسمش را هر چیزی بگذارید که باعث آرامش روح و روانتان می شود.
    هفتم : در دنیایی که من زندگی می کنم ، مردم به نظام اسلامی اعتماد دارند. آیا بهتر نیست به اصلاح دنیانیی بپردازید که شما در آن زندگی می کنید؟
    هشتم : دولت دهم ، قانونی و متکی بر رای مردم است.”اشتباهی” ، آن دولتی است که با زورگویی ، رفتارهای غیرقانونی و استفاده از روشهای منسوخ شده در کودتاهای رنگین ، نتوانست شکل بگیرد.
    نهم : وقتی نوشته های بنده نشان نمی دهد که استعفای بنده از روی اعتراض نبوده است ، پس شما با چه هدفی سعی دارید که این استعفا را به نشانه اعتراض فرض کنید. این فرض شما در ادامه همان فرض های نادرست قبلی مبنی بر شکنجه و فشار بر بازداشت شدگان است.
    دهم : مایلم این نکته را به شما بگویم که با یک فرض نادرست اگر ادعاهای شما درست بود و این دوستان تان تحت فشار چهارتا مصاحبه و گفت وگوی بازجوهایشان به زانو در آمده بودند، به راستی این افراد که در صدد به دست گرفتن حکومت بودند ، چگونه می خواستند دربرابر فشار دشمنان زیاده خواه ایستادگی کنند؟ اگر کشور به دست آنها می افتاد ، آیا دربرابر فشارهای دشمن ، آن را دو دستی تقدیم نمی کردند؟
    سالم باشید

  96. پژوتن گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۲

    قصه‌ی منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
    یک مثال دیگر اندر کژروی … شاید ار از نقل قرآن بشنوی
    این چنین کژ بازیی در جفت و طاق … با نبی می‌باختند اهل نفاق
    کز برای عز دین احمدی … مسجدی سازیم و بود آن مرتدی
    این چنین کژ بازیی می‌باختند …. مسجدی جز مسجد او ساختند
    سقف و فرش و قبه‌اش آراسته … لیک تفریق جماعت خواسته
    نزد پیغامبر بلابه آمدند …. همچو اشتر پیش او زانو زدند
    کای رسول حق برای محسنی …. سوی آن مسجد قدم رنجه کنی
    تا مبارک گردد از اقدام تو …. تا قیامت تازه بادا نام تو
    مسجد روز گلست و روز ابر …. مسجد روز ضرورت وقت فقر
    تا غریبی یابد آنجا خیر و جا …. تا فراوان گردد این خدمت‌سرا
    تا شعار دین شود بسیار و پر …. زانک با یاران شود خوش کار مر
    ساعتی آن جایگه تشریف ده …. تزکیه‌مان کن ز ما تعریف ده
    مسجد و اصحاب مسجد را نواز ….. تو مهی ما شب دمی با ما بساز
    تا شود شب از جمالت همچو روز …. ای جمالت آفتاب جان‌فروز
    بر رسول حق فسونها خواندند …. رخش دستان و حیل می‌راندند
    آن رسول مهربان رحم‌کیش … جز تبسم جز بلی ناورد پیش
    شکرهای آن جماعت یاد کرد …. در اجابت قاصدان را شاد کرد
    می‌نمود آن مکر ایشان پیش او …. یک به یک زان سان که اندر شیر مو
    موی را نادیده می‌کرد آن لطیف …. شیر را شاباش می‌گفت آن ظریف
    چون بر آن شد تا روان گردد رسول … غیرت حق بانگ زد مشنو ز غول
    این خبیثان مکر و حیلت کرده‌اند …. جمله مقلوبست آنچ آورده‌اند
    قصد ایشان جز سیه‌رویی نبود …. خیر دین کی جست ترسا و جهود
    مسجدی بر جسر دوزخ ساختند …. با خدا نرد دغاها باختند
    قصدشان تفریق اصحاب رسول …. فضل حق را کی شناسد هر فضول
    تا جهودی را ز شام اینجا کشند …. که بوعظ او جهودان سرخوشند
    گفت پیغامبر که سوگند شما …. راست گیرم یا که سوگند خدا
    باز سوگندی دگر خوردند قوم …. مصحف اندر دست و بر لب مهر صوم
    که بحق این کلام پاک راست … کان بنای مسجد از بهر خداست
    اندر آنجا هیچ حیله و مکر نیست … اندر آنجا ذکر و صدق و یاربیست
    گفت پیغامبر که آواز خدا …. می‌رسد در گوش من همچون صدا
    مهر بر گوش شما بنهاد حق … تا به آواز خدا نارد سبق

    …………………………..
    تا یکی یاری ز یاران رسول …. در دلش انکار آمد زان نکول
    که چنین پیران با شیب و وقار … می‌کندشان این پیمبر شرمسار
    کو کرم کو سترپوشی کو حیا … صد هزاران عیب پوشند انبیا
    باز در دل زود استغفار کرد ….. تا نگردد ز اعتراض او روی‌زرد
    شومی یاری اصحاب نفاق …. کرد ممن را چو ایشان زشت و عاق

  97. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۴

    آقای محمد سجاد
    با سلام
    اگر مطلب شما منتشر نشده باشد به خاطر آن بوده است که شرایط درج در این وبلاگ را نداشته است.
    اگر در مطلبی به دیگران توهین شود یا نسبت ناروایی مطرح شود، انعکاس پیدا نخواهد کرد. مطلب شما را به خاطر ندارم اما اگر فکر می کنید که فاقد توهین به دیگران بوده است ، تکرار کنید ، تا منتشر شود.
    موفق باشید

  98. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۵۰

    محمد آقا
    باسلام
    با شماره تلفنی که گذاشته بودید تماس گرفتم کسی پاسخگو نبود
    موفق باشید

  99. Clemento گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۱۱

    I added your blog to bookmarks. And i’ll read your articles more often!

  100. l گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳

    جناب جوانفکر عیب بزرگ شماها این است که خود را عین عدالت وپاکی ودیگران را عین شرک وناپاکی می دانید دوست خوب من رهبری با هیچ کس تعارفی ندارد اگر ایشان با خاتمی مشکلی داشت حتما” گوش زد می کردند همانطوری که به جناب هاشمی واحمدی نژاد هم گوش زد کردند پس لطفا” شما خودتان را مشاور رهبری معرفی ننمائید

  101. ابراهیم گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۵

    وقتی تعادل و تناسب از جامعه و زندگی ها رخت می بندد.
    به همه بخشهای زندگی انسان ظلم میشود .
    بحرانها و نابسامانیها افزایش پیدا میکند . و سهم درک و لذت معنویت انسان کاسته میشود .
    نمیشود ساختمانی را بنا کرد . که نقشه محاسباتی و معماری نداشته باشد . ناظرین کار بلد و امینی نباشند . و متناسب با طبقات و کاربریهای ساختمان فوندانسیون های آن را با تراز دقیق اجرا نمود.
    در این جهان رنگ وارنگ فکری و اعتقادی جامعه ما ادعای معنویت ناب را دارد . اما چون سازمان یافته فکر و عمل نمیکنیم . همه جامعه را مجبور کرده ایم . به حداقل ها و دل خوشکنکها راضی باشند .
    در این جامعه عادت کرده به هاشمی و کرباسچی و مرعشی و خاتمی و موسوی . اگر کسی مثل احمدی نژاد پیدا شود . از حداکثرها و همه حقوق و همه نعمتها بگوید . آنها که گرگ شده اند . عصبانی میشوند و حمله میکنند . آنها که در هجوم سالها سختی و محرومیت ظلم دیده اند . بخشی باور نمیکنند و مسخره میکنند و….
    اما زیباست . ملت سختی کشیده ایران با تمام ظلمها و محرومیت ها اکثریت حرفها و آرمانهای ذاتی ملت که از زبان احمدی نژاد با سماجت بیان شد را باور کرد . و به او رای داد .
    به این نتیجه دارم میرسم . که هاشمی و موسوی و خاتمی و …. به قصد و به عمد نمیخواهند جامعه متعالی ساخته شود . جامعه امروز جهانی را واقعیت میدانند . و جامعه فراتر و پاکتر از این را خام و خیال فرض میکنند . آنها فساد و تبعیض رایج در جامعه که مسبب همه بدبختیهای پیدا و پنهان است . لازمه زندگی جنگلی انسانها میدانند . و احمدی نژاد را یا احمق و خیال باز و اوهام زده فرض میکنند . یا دروغ گو و شالاتان
    اما احمدی نژاد دنیای بالاتر و برتر را برای انسانها باور دارد . او اشرف مخلوقات را تمام و کمال میخواهد و میجوید .
    همه خوبان و بدان به نسبت های مختلف این چنیند .

  102. ابراهیم گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۵

    گروه متعرضین موسوی . کروبی وصل به هاشمی گروه سازمان یافته دروغ سازی و دروغ پردازی هستند .
    ابطحی و عطریان فر جزوه گروههای با سابقه طولانی سیاسی هستند . که شخصیت سیاسی شان ناموس و حیثیت آنها محسوب میشود .
    و امکان ندارد بخاطر چند روز در زندان افتادن و به فرض تحت فشار قرار گرفتن . راضی شوند حیثیت سیاسی شان را با این صراحت و اعلنی مورد خدشه قرر دهند .
    مگر اینکه در برابر حقیقت ها و مدارک غیر قابل خدشه ایی قرار بگیرند . که متناسب با آنها خسران و اشتباهات خود را قبول کنند .
    افرادی مثل ابطحی و عطریانفر آدمهایی بی بوته نیستند . که ریشه . مرام و اعتقاداتی نداشته باشند .
    تسلیم شدن در برابر حقیقت جبران بخشی از انحرافات و اشتباهات و امیدی برای اصلاح و پیدا کردن راه نجات در آینده خواهد بود .
    اما خطر انحراف و بازگشت همیشه وجود دارد .

  103. وحید گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۳۵

    سلام ؛ با تبریک عید بزرگ ولادت منجی عالم بشریت و روز مستضعفین ، عنوان و آدرس وبلاگ تان را در فهرست پیوندها و وبلاگ های مورد علاقه قرار دادم تا همواره مهمان تان باشم. پاینده باشی

  104. آیدین گفت :

    مرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۴۵

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    امروز ایرنا خبری را با عنوان ” “موج قانون” با هدف شکایت از میرحسین موسوی راه‌اندازی شد ” با متن شکایت نامه ای از آقای میر حسین موسوی منتشر کرد.
    http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=621465

    از دیدگاه بنده به عنوان شهروندی که به آقای احمدی نژاد رأی دادم، متن این شکایت نامه نادرست و ناشیانه است.

    شکایتی که بنده از موسوی دارم، توهینی است که وی، با تقلبی خواندن نتایج انتخابات، به آراء مردم، بخصوص ۲۳ میلیون نفری که مثل بنده به آقای احمدی نژاد رأی دادند، کرد، و خسارات زیادی که بر وجه سیاسی کشور وارد کرد.

    توجه داشته باشید، میرحسین موسوی نامزد مورد اعتماد و تأیید شورای نگهبان در این انتخابات بود و وابستگی وی به نظام حتی مورد تأیید رهبر انقلاب بود. وقتی چنین فردی، بدون ارائه کوچکترین شواهد و مدرکی می گوید، در انتخابات بیش از چهل میلیون رأی جا به جا شده، به برخی افرادی که به وی رأی دادند و اعتماد کردند، نمی توان ایراد گرفت که چرا تظاهرات و شورش می کنند. اگر آقای موسوی کوچکترین مدرک قابل قبولی داشت حتی بنده نیز در میان معترضین قرار می گرفتم. مجرم نشان دادن موسوی به دلیل شورشها و تظاهر کنندگان، حتی اگر تظاهرات آنها غیر قانونی بود و دشمنان از آن سوء استفاده کردند، یک اشتباه است، و می تواند بر جریحه دارتر شدن احساسات بخشی از مردم که در این روزها به اندازۀ کافی بازیچۀ دست سیاست بازان شده، بی انجامد.

    شکایت بنده از موسوی و کروبی و …در مورد “ادعای دروغین تقلب گسترده در انتخابات” است، که همه این شورشها و خسارات را در بر داشت. هرچند میدانم توان جبران خسارات را ندارند، ولی آشکار شدن حقایق و اجرای قانون حق ملت ایران است، و خوب است که برخی خواص هم در برابر قانون و نتایج اشتباهاتشان پاسخگو باشند. البته بهتر است به جای آن که از وزن جسمی آنها کاسته شود، وزن سیاسی آنها کاهش یابد که در آینده اگر اشتباهاتی کردند، خسارات گسترده در بر نداشته باشد.

    سلامت و پیروز باشید.

  105. روشن گفت :

    مرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۴

    هواللطیف
    سلام علیکم
    احتراماباتبریک میلاد آقا امام زمان(عج)روزخبرنگاررابحضورشما وهمکاران محترم تبریک عرض میکنم
    ارادتمند محمدعلی روشن
    صنایع نیوز

  106. ابراهیم گفت :

    مرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۲۱

    سلام
    چهار سال دولت نهم گذشت . چهار سال امید و انتظارات ملت به جا ماند . فرق میان هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد چیست ؟فاصله ملت و دولت بجاست . خارج از اراده ملت و دولت زمان میگذرد . دردها با گذر زمان کمر میشکنند . معنای این حرف چیست ؟معنای این حرف سخت است . سنگین است . هر چه بگویم . همه حرفها نیست . آب شرب آلوده بندر عباس . سایه گسترده فقر در کشور . مناطق محروم . خانه های کلنگی در ریزش . چک های برگشت خورده . طلبکاران نشسته در کمین . آینده نامعلوم . بیماریها . نبود بهداشت . دندان درد . دولت جدا از ملت . ملت جدا از دولت . حیف و میل بیت المال از همین جا . ملت تماشاچی اجباری . دولت تنها . ملت همه آماده کارند . مدیر میخواهند . برنامه میخواهند . هدف میخواهند . دولت تنها بدو بدو دور خود میچرخد . ملت . دولت . صبر کن . صبر کن . ما را هم برای کار کردن بخوان . دولت . من ملتم . مرا بشناس . تو خود گفتی . من بهترین ملتم . حرف خود را باور کن . مرا بشناس . درد من ملت این است . هیچ کس مرا نشناخت . همه بجای کار حرف تحویلم دادند . مرا بشناس . قول میدهم برایت هزینه نباشم . قول میدهم بار سر دوش . مانع راهت نباشم . مرا بشناس . مرا باور کن . منم ملت . ملت ایران . من حماسه میسازم . یادت هست . پیروزی انقلاب یادت هست . یادت نیست . حماسه دفاع مقدس یادت هست ؟ یادت هست . خودجوش در زلزله بم چه کردم ؟زنجان . رودبار . لاهیجان . کمک های ملت یادت هست ؟ محرم را نمیبینی ؟ حماسه حق خواهی . عدالت جویی در محرم را نمیبینی ؟ منم ملت . بعد از جنگ بجز سیاهی لشگرطردم کردید . آنوقت من شدم وبال گردن . باری بر دوش . نان خور کم کار . دولت جان . تنها ندو . خسته میشوی . میبازی . پس من چیم . کیم . چرا من به این قدرت . به این هیبت را نمی بینی . دولت جان . هاشمی را ول کن . خاتمی را ول کن .احمدی نژاد رو عشق است . دولت جان . اونها ما را باور ندارند . دولت جان . احمدی نژاد . تو شعارت مردمند . تو دردت مردمند . تو یارت مردمند . غمخوارد مردمند . در جدایی هاشمی و خاتمی از خود هیچی نگفتیم . اما این ۴ سال را از تو گذر نمی کنیم . این سالها را با ما باش . نه در حرف . نه در حد شعار . نه حداقل . ما ملتیم . مثل تو حداکثر . حداکثر کارها و خوبیها . حداکثر تلاشها و موفقیت . ما منتظریم .

  107. علی نیکویی گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۹

    جناب جوانفکر عزیز!
    ۱٫ توهین بخشی از ادبیات من و هم‌فکران من هست؟ واژه‌های «خس و خاشاک»، «سرشان را به سقف می‌کوبیم»، «مشتی بز» و … را ما گفتیم؟
    ۲٫ خدا رو شکر من نه آقای موسوی رو قبول دارم و نه توی ستاد ایشون فعالیت داشتم. اما ایستادگی و پایمردی ایشون برام بسیار با ارزش هست. ایشون رو اصلاح‌طلب هم نمی‌دونم. هیچ ابایی هم از انتقاد به ایشون، خاتمی و هیچ اصلاح‌طلبی ندارم که اگه من رو می‌شناختید می‌دونستید تندترین انتقادها رو هم بهشون دارم.
    ۳٫ یادم هست که توی اولین روزهای دولت نهم من رو فرا خوندن و ننگ جاسوسی برای اسرائیل و آمریکا رو بهم زندن. تمام درخواست‌های من رو هم به این بهانه رد کردند. در تشکل غیر دولتی رو هم به حکم عدم تبعیت از خط دهی دولت بستند. بعد از اون هم توی سال ۸۵ انگ انقلاب مخملی رو هم بهم زدن که با چمدون‌های پر پول آمریکایی انجام شده. توی دولت نهم بلایی نبود که سر من نیاد. حسن ختامش هم مهمان‌نوازی اطلاعات بود که به جرم حضور توی شاه‌چراغ!!!! صورت گرفت. این رفتارها هیچ کدام نماد قانون‌گرایی هست؟ می‌شه بگید این جمله‌های شما که گفتید نماد چی هست؟ در ضمن اسم این حرکت رو هر چی بذارید من حمایتش می‌کنم. من این رفتار رو پی‌رو حرکت اصلاحی می‌دونم که خواسته‌هاش مشخصه و رویه و رفتارش هم کاملن مدنی هست. یه چیزی هم یادتون نره. ببینید که مردم معترض (و تا حدی سیاسیون) تو این مدت چه قدر خواسته‌هاشون زیاد شده. ۲۳ خرداد: احتمال تقلب، ۲۵ خرداد: برگزاری مجدد انتخابات، ۲۸ خرداد: مرگ بر دیکتاتور و … تا جایی که شعارهایی علیه رهبر یا روسیه و چین دادند و امروز می‌خوان احمدی‌نژاد محاکمه بشه. نذارید به جایی برسه که نشه جلوش رو گرفت. دوباره تاکید می‌کنم که تاریخ روزهای پیش از انقلاب ۵۷ رو یه مروری کنید. لطفن و با دقت.
    ۴٫ سفسطه کار خوبی نیست. بفرمایید که تعریف شما چی هست. من خیلی دوست دارم بدونم که شما چه تعریفی از دموکراسی دارین وقتی حبس و بازداشت و … فعالان سیاسی مخالف رو نماد دموکراسی می‌دونید؟ تعریف شما از حقوق بشر (که خیلی اصول اون از اجکام دینی ما هست) چیه که کشتار و ضرب و شتم مردم رو نقض اون نمی‌دنید؟ قانون اساسی کجای زندگی شما جا داره وقتی اصل به اصل اون رو زیر پا له می‌کنید؟ آیین دادرسی کیفری (و حقوق شهروندی) چه مفهومی داره که بازداشتی‌ها رو له می‌کنید، می‌زنید و …؟ (این تجربه‌ی شخصی من هست. جالب این‌جاست که توی دادگاه من تبرئه شدم از جرم اغتشاش‌گری و اقدام علیه امنیت ملی!!!!) آقای جوانفکر! بیاین یه ادبیات مشترک پیدا کنیم که مشخص کنه ما اشتباه می‌کنیم یا شما. من یاد گرفتم که «همیشه بگوییم زنده باد مخالف من» و یاد گرفتم که به مخالفم احترام بذارم و بپذیرمش اما شما چی؟ پذیرفتید من رو به عنوان یه عضو مخالف خیلی کوچیک توی جامعه‌ی ۷۰ میلیونی؟ [منظورم از شما دولت نهم و دولت فرمایشی دهم هست]
    ۵٫ شما هیچ وقت بازداشت بوده‌اید؟ شده برای دستشویی رفتن به یک نفر التماس کنید؟ شده برای نماز خواندن اصرار کنید؟ شده غذایی بخورید که ….؟
    بله دوستان من به زانو در آمدند اما فراموش نکنید که همین دوستان من ظرف ۸ سال چهره‌ی ایران را نزد جهانیان چگونه نشان دادند و شما چگونه. می‌دونم الآن دارید بحث انرژی هسته‌ای و … رو تو ذهنتون مرور می‌کنید و … اما من کمی و شما خیلی چیزها رو می‌دونید. پس حرفایی رو که برای رای جمع کردن زدید رو به من نزنید چون …
    در ضمن فراموش نکنید که بزرگ‌ترین انتقادهای (چه از راستی‌ها و چه چپی‌ها) به دولت نهم توی دو زمینه‌ی اقتصادی و روابط بین‌اممل بود، پس حرفی نزنید که توش بمونید.
    ۶٫ توی دنیای من هم بزرگترین ویژگی شهروندی اعتماد به دولت هست. اما جالبه بدونید منی که سال‌ها حتا توی دولت نهم به دفاع از نظام بلند شدم و گفتم انتخاب احمدی‌نژاد نتیجه‌ی عدم مشارکت مردمی با اتظارهایی فراتر از شعار و برنامه‌های اصلاح‌طلب بود، الآن منتقد کل نظام هستم و ساید تا چند وقت دیگه برم به سمت مخالفت بی چون و چرا با نظام. این نتیجه‌ی چی هست؟

    جناب جوانفکر عزیز! بشمارید ببینید چند تا دولت و شخصیت به دولت دهم تبریک گفتند؟ می‌دونم نیازی به تبریک اونا ندارید اما دوستای من با مشکل مواجه می‌شن یا شما؟ این حرفا از شما بعیده. من دیروز به فکر سیاست و کار سیاسی نیافتادم که با این حرفا قانع بشم. من فلسفه می‌دونم و منطق رو بلدم. حرفای شما سراسر تناقض هست و بی استدلال. من نمی‌خوام بگم غلطه اما دلیلش به موضوعش نمی‌خوره. برای قانع کردن من از منطق استفاده کنید نه شعار. چون اگه اهل شعار بودم …

  108. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶

    آقای روشن
    با سلام
    متقابلا میلاد مبارک منجی بشریت را به جناب عالی تبریک و تهنیت عرض می کنم.
    موفق باشید

  109. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۵

    آقای آیدین
    با سلام
    با شما در ناشیانه بودن متن شکواییه موافقم. اما علاوه بر درستی شکایت شما این اتهام به آقای موسوی وارد است که بدون کسب مجوز قانونی اقدام به برپایی تظاهرات در تهران کرد. تظاهراتی که منجر به کشته و زخمی شدن تعدای از تظاهر کنندگان و نیروهای بسیجی و انتظامی شد.
    موفق باشید

  110. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۵

    آقا وحید
    با سلام
    از محبت شما متشکرم
    موفق باشید

  111. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷

    آقا ابراهیم
    با سلام
    نظر شما را درست می دانم .
    موفق باشید

  112. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۳

    با سلام
    بنده خودم را عین پاکی و عدالت معرفی نکرده ام و چنین ادعای بی اساسی ندارم اما با شما موافقم که رهبری عزیز با هیچکس تعارفی ندارند و هرگاه لازم بدانند بدون ملاحظه تذکر می دهند. ضمنا بنده مشاور رهبری نیستم. موفق باشید

  113. ر-محسنیان گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    با عرض تبریک از بابت این ایام فرخنده خدمت شما عرض کنم که طرح بالف را به کدام آدرس ارسال کنم
    با احترام محسنیان

  114. عباس گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۸

    با سلام ، میلاد مولا امام زمان عج بر دوستدارانش مبارک باد . پیشنهادی می کنم آقای دکتر ، آقای میرحسین موسوی را در کابینه خود قرار دهند هر چند آقای موسوی این پیشنهاد را نپذیرد – که نمی پذیرد – چیزی از ارزشهای دکتر کم نمی شود بلکه نشانه بزرگ منشی او می باشد . یا علی

  115. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۹

    عباس آقا
    با سلام
    این پیشنهاد با آنکه ممکن است حتی صادقانه نیز انجام شود ولی با توجه به حوادث و رویدادهای اخیر ، قطعا یک حرکت سیاسی کارانه و حتی فریب کارانه تلقی خواهد شد.
    موفق باشید

  116. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۱

    آقای محسنیان
    با سلام
    لطفا در صورت امکان به آدرس ایمیل بفرستید
    موفق باشید

  117. امانویل گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۱۴

    آقای جوانفکر،
    چندین بار برای شما نظر گذاشته ام، که همه را حذف کردید. معیار آزادی، آزادی موافقان شما نیست، میزان آزادی مخالفان شماست.

  118. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۴

    آقای امانویل
    با سلام
    با تعریف شما از ازادی موافق نیستم. آزادی یک ودیعه الهی است که همه از آن برخوردارند نه فقط مخالفان. این تعریف شما از ازادی پشتوانه منطق درستی ندارد.
    این وبلاگ محل انتشار نظرات مخالفان نیز هست. مشروط بر آنکه به دیگران توهین نکنند و حرف منطقی برای گفتن داشته باشند.
    موفق باشید

  119. امانویل گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۲۸

    آقای جوانفکر،
    این سخن شما من را به یاد یک جوک می اندازد و آن اهدای جایزه ی منتقد برتر دولت در نمایشگاه مطبوعات به روزنامه ی کیهان بود. بگذریم، معنای سخن بنده سلب آزادی از موافقان شما نیست، معنای این سخن این است که بهترین معیار برای اندازه گیری میزان آزادی در یک نظام، میزان آزادی مخالفان آن است. وبنوشت شما یک نظام کوچک است و بنده به عنوان یک مخالف در آن اجازه ی اظهارنظر ندارم. این نمونه ی کوچک نشان دهنده ی میزان پایبندی جریان فکری شما به آزادی بیان است.
    به عنوان مثال شما را به وبنوشت دکتر مهدی خزعلی، پسر آیت الله خزعلی ارجاع می دهم. در آنجا ضد ولایت فقیه و ذوب شده در ولایت فقیه به یک اندازه حق اظهارنظر دارند.

  120. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۱

    آقای امانویل
    با سلام
    - انتظار داشتم که به عنوان یک ایرانی جواب سلام را با علیک پاسخ می دادید. شاید یاد آن “جوک” شما را از این امر غافل کرده است !
    - در نمایشگاه مطبوعات فقط به کیهان جایزه داده نشد و از بین اصلاح طلبان هم کسانی بودند که جایزه گرفتند، اگر شما از کیهان شناخت داشتید می دانستید که کیهان به طور نسبی منتقد منصف دولت است . از نگاه شما فقط مخالفان دولت حق دریافت جایزه دارند که بنده با این نگاه مخالفم . بنابراین معیار اندازه گیری آزادی از نظر شما را درست نمی دانم.
    - در این وبنوشت همه آزادند اظهار نظر (نه سخنرانی) کنند و شما هم می توانید اظهار نظر کنید و منتشر هم می شود اما اینجا محل توهین به دیگران نیست.
    - فضای مجازی برای اظهار نظر همه وجود دارد مثلا وبنوشت همان آقایی که اسم برده اید برای اظهار نظر شما خوب است . چه اصراری دارید که در اینجا نظر بدهید؟
    موفق باشید
    -

  121. علیرضا گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۹

    سلام عزیز
    ضمن تبریک روز خبرنگار به حضور جنابعالی. امیدواریم شاهد را در شهرستان دارالمومنین، شهر بهلول و .. در جمع حامیان … ببینیم و از نظرات و دیدگاهایتان بهره ببریم(خواسته چندساله از جنابعالی)
    و ما توفیقنا الا بالله
    جعفرزاده

  122. رمضان گفت :

    مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۴

    هم طلحه وزبیر و هم معاویه و ابوحریره را می شناسیم

    این روزها کسانی که برنامه‌ها در سر دارند و کسی باور نمی‌کند؛ وجود هاشمی ها را برای خود مانند موجی بزرگ می‌بینند که آن ها را مثل خاشاک در خود خواهد ‌پیچاند؛ لذا برای یافتن راه فراری در مقابل این دریای پر تلاتم ؛ راه تخریب و ساکت کردن هاشمی‌ها را پیش گرفته‌اند و دائم به مردم می گویند: «مگر ماجرای طلحه و زبیر را در تاریخ اسلام نخوانده اید؟؟؟؟» می‌خواهم به این قوم بگویم: «هم طلحه و زبیر را دیده ایم که در آخر کار اشتباه بزرگی کردند و هم تاریخ اسلام معاویه را به ما معرفی کرده که حتی در فتح مکه هم مسلمان نشد ولی این نیرنگ باز که کمتر از ۳ ماه قبل از رحلت پیامبر اسلام (ص) تظاهر به اسلام کرد، با همین رویه‌ی امروزی ها، خود را از همه حتی از اولین مؤمن به رسول خدا مسلمان تر معرفی کرد و فقط مدت کوتاهی بعد از رحلت آن حضرت(ص) آن بلای بزرگ را بر سر اسلام آورد که همه شنیده‌اید تا جائیکه در نامه به علی (ع) او را نهی از منکر!!!!! می‌کند و امروز نیز برخی که تا دیروز گروهبان شاه بودند خود را از همه انقلابی تر معرفی می‌کنند و درحالی سعی دارند معاویه را از یاد مردم ببرند دائم از طلحه و زبیر می‌گویند».

  123. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۴

    علی آقا
    با سلام
    - توصیه می کنم که ادبیات خودتان و همفکرانتان را اصلاح کنید و بی دلیل به دیگران توهین نفرمایید.
    - واژه خس و خاشاک را رئیس جمهور در باره اغتشاشگران به کار بردند اما همفکران شما آن را به معترضین نسبت دادند ؟!! و سعی کردند با گل آلود کردن آب از آن ماهی بگیرند.
    - واژه سرشان را به سقف می کوبیم را رئیس جمهور در باره دشمنان ملت ایران به کار بردند که همفکران شما آن را به خودشان گرفتند و اینگونه تبلیغ کردند که رئیس جمهور مخالفان دولت را خطاب قرار داده است؟!!
    - ایستادگی و پایمردی آقای موسوی در برابر چه چیزی برای شما با ارزش است ؟ زورگویی و نسبت دروغ به دیگران دادن که ارزش نیست ؟ ایستادگی و پایمردی در دفاع از حقیقت ارزش دارد اما اقای موسوی مدافع هیچ حقیقتی نیست و بر باطل خویش اصرار می ورزد.
    - ادعاهای شما را در مورد بازداشت و … بنده نمی توانم اظهار نظر کنم . بازداشت شما مستند به یک پیشینه ای است که هیچ ارتباطی با دولت نهم ندارد هر چند که سعی کرده اید مسائل خودتان را به دولت نهم مرتبط کنید.
    - شما هم یک جیزی یادتان نرود که ملت ایران هفتاد میلیون نفر است و تلاشهای یک عده معدود برای القاء روزهای قبل از انقلاب ۵۷ هیچ نشانی از هوشمندی به دست نمی دهد.
    - بنده اهل سفسطه نیستم. ضرب و شتم و کشتار هیچ نسبتی با دموکراسی ندارد و نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردمسالار و برآمده از آراء مردم است. ادعاهایی نظیر ادعاهای شما بی اساس است و کذب بودن آن نیز به اثبات رسیده است.
    - هزاران توهین و تهمت و نسبت های ناروای همفکران شما علیه رئیس جمهور و دولت نهم چه نشانه ای از تحمل مخالف به دست می دهد؟! ادعاهای توخالی زیاد مطرح می شود.
    - بنده خوشبختانه عملی که مستوجب بازداشت و زندان باشد مرتکب نشده ام و امیدوارم سر وکارم به اینطور جاها نیفتد.
    - دوستان شما در برابر حقیقت به زانو در آمده اند. عملکرد هشت سال دولت خاتمی باعث شد که سربازان آمریکایی در کنار گوش مردم ایران چادر بزنند و مترصد حمله به ایران باشند. این اراده خدا و خواست مردم بود که دولت نهم بر سرکار آمد تا بساط آن دوران غم انگیز پایان پذیرد.
    - ما مایل نیستیم که شما و امثال شما به سمت مخالفت با کل نظام بروید و دوست هم نداریم که منتقد کل نظام باشید. به هر حال هر کس مسوول اعمال خودش هست. اصلاح باورها و پیوند خوردن به حقیقت نزدیک ترین راه نجات است.
    - بنده در صدد قانع کردن شما نیستم زیرا حرفها و ادعاهایی که مطرح کرده اید نشان می دهد شما را با منطق ما نمی شود قانع کرد. البته هر منطقی در جای خود یک شعار است و شما هم که با شعار سرسازش ندارید.
    موفق باشید

  124. رضا ابوسعیدی گفت :

    مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۶

    بسمه تعالی،با سلام به شما و رییس جمهور عبده صالح ، و با آرزوی مو فقیت هر یک از شما که آبرو،جان،مال،خانواده خود را جهت رضایت الله روی میز اخلاص گذاشته اید، با‏اطلاع میر‏ساند اینجانب از جنابعالی و رییس جمهور در سفر ماه سپتامبر که بشهر نیویورک تشریف میاورید وقت خصوصی بدون دخالت دست اندرکاران دفتر حفاظت و دفتر نمایندگی میخواهم۰ ممنون ومع‏ا‏لتوفیق رضا ابوسعیدی-مریلند -آمریکا …. تلفن دستی

  125. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۰

    آقا رضا
    با سلام
    بنده در این سفر حضور ندارم.
    چنانچه نکته ای داشته باشید واز طریق این وبلاگ بتوانم کمکی بکنم درخدمت خواهم بود.
    موفق باشید

  126. مغربی گفت :

    مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۶

    من این نامه رابخوداقای احمدی نژاد فرستادم جواب توهین امد اماازدورادورشمارااهل صداقت یافتم گفتم شایدهیئت دولت راقانع کنیداگراین نامه صحیح باشد باشهامت ازهمه چیزگذشته طرف مظلوم رابگیربایدگفت بنده طرفدارهیچکس نیستم خودم یک شاعرمنفردهستم تشکر

  127. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۷

    آقای مغربی
    با سلام
    این نامه که شما به آن اشاره کرده اید یک موضوع کهنه و البته جعلی است که در این باره وزارت کشور توضیحات کافی در موعد خودش داد.
    موفق باشید

  128. پارسا گفت :

    شهریور ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۸

    سلام جناب جوانفکر
    در مصاحبه خود فرموده اید:
    در مقابل اظهارات اخیر آقای مصباح یزدی موضع گیری های تندی شد. چرا شرایط را باید اینگونه سخت کنیم که یک فقیه نتواند برداشت خود را از مسائل فقهی بیان کند. ممکن است کسانی باشند که خلاف این نظر را داشته باشند چه اشکالی دارد ایشان اگر نظری دارند، آن را آزادانه مطرح کنند و دیگران هم اگر نظری در رد یا تایید آن دارند ، بیان نمایند. چرا آن قدر باید فضای خفقان ایجاد شود که یک فردی مانند مصباح یزدی نتواند نظرش را بیان کند.

    سوال این حقیر این است که مگر نه اینکه جناب آیت ا… صانعی هم فقیه هستند و نقطه نظر فقهی خود را در مورد مقبولیت و مشروعیت و اساسا” بقول شما هر مسئله ای باید باز هم بقول شما آزادنه بیان فرمایند پس چرا سری از سر تفنن هم که شده به مقالات کیهان علیه این بقول شما آزادانه نقطه نظر فقهی بیان کردن نمی زنید! اگر اعتراض به نظر ۱۰۰% فقهی جناب مصباح مورد تایید سرکار عالی نیست و اجتماع مقابل خود را متهم به خفقان می فرمائید چگونه اعتراض به فقیهی دیگر را خفقان بر نمی شمرید و آیا علت این است که برای به فقاهت رسیدن این دو بزرگوار که هر دو عمری را به پای منبر و در یک حوزه سپری نموده اند باز هم تفاوتی قائلید که اساسا مبنای این تفاوت چیست. با شناختی که ازسرکار عالی دارم بعید می دانم مدعی تخصص تشخیص تفاوت فقاهت این دو بزرگوار باشید. چگونه است که اینگونه بر سر این سفره نقادی بهترین ارمغان فرزندان پاک رسول خدا یعنی فقه نشسته ایم و پر جسارت چوب نقادی به آن می زنیم ؟! آیا آنهمه بی ادبی به ساحت پاک فقیه دیگری چوب نقد شما را بر نمی تابید ؟! مگر نه اینکه ایشان هم بمانند آیت ا… بزرگوار مصباح شاگرد همان مکتب فقه جعفری می باشند ؟!!! این روزها در امارات از دوستان شنیده ام که می گویند باب شده است در ایران می گویند طلحه و زبیر هم از یاران پیامبر بوده اند اما در مقابل علی(ع) شمشیر کشیده اند ، درتعجبم ازین مهم که چرا همگان ممیزی و تشخیص مولایم علی که جانم بفدایش باد را بفراموشی سپرده اند !! چرا فراموش کرده اند که علی معصوم بود معصوم و حجت موجه خدا روی زمین چرا نقد و تشخیص حق و باطل او را با خود که حلقه انگشتری غلام او قنبر هم مایه مباهات ماست یکی می دانیم !
    جناب جوانفکر آیا سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما؟

    آرزوی توفیق و بهروزی شما را دارم . پارسا

  129. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۲۷

    آقای پارسا
    با سلام
    - از بنده در باره آقای مصباح سووال شد و پاسخی که ارائه کردم به طور طبیعی مربوط به همان سووال است.
    - اگر از بنده در باره آقای صانعی نیز سووال کرده بودند پاسخ می دادم .
    - به نظر شما اگر امام علی (ع) امروز حضور می داشتند و با توهین بسیار زشتی که آقای صانعی نسبت به رئیس جمهور یعنی نماینده منتخب یک ملت کرد، مواجه می شدند ، چگونه با ایشان رفتار می کردند؟ من فکر می کنم که بدون درنگ مولایمان دستور اجرای حدود الهی را صادر می کردند. نظر شما چیست ؟
    - آزادی برای این است که انسانها در مسیر کمال الهی حرکت کنند. به نظر شما آقای صانعی از آزادی در چنین مسیری استفاده کرده است؟
    موفق باشید

  130. موسوی کیاسری گفت :

    شهریور ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۵

    با سلام
    من نمی خواهم از حرفهای شما دفاع کنم ولی واقعیاتی را دیده ام و شنیده ام که اگر خوانندگان محترم کمی تامل نمایند پیش وجدان خود می دانند که واقعیت را می گویم اقا ی احمدی نژاد از ابتدای زمان رییس جمهوری دولت نهم که هنوز کاری را شروع نکرده اند مورد حمله و هتاکی از هین آقایان معترض امروزی قرار گرفتهاند و چون آقای احمدی نژاد هنوز کارش را شروع نکرده بود از قد او از رنگ پوست او از قیافه او و از شغل پدر او و … از هر چه می خواستند گفتند و با بد ترین فحشها اس ام اس ها بلوتوثهای آنچنانی او را مورد حمله قرار دادند و جالب اینجاست که همین گروه در انتخابات دوره دهم با شعار “ادب مرد به زدولت اوست ” برای کاندیدای مورد نظر خود نامه ای با عنوان فوق نوشتند تا در مناظره بخواند و بعد ها از شعارهای اساسی حامیان جناب مهندس موسوی شد و این نکته برایم خیلی جالب بود میدانم که رییس جمهور محترم و بطور کلی دولت نهم در صدد پاسخگویی به این هتاکی ها نبوده است حالا شما بگویید این کارها ! را آزادی و دموکراسی می نامند . بعد با شعار دموکراسی و ادب جناب مهندس موسوی وارد انتخابات شدند و اینکه از همه جناحها استفاده می کنند و الی آخر راستش من هم اوایل کمی تحت تاثیر جناب مهندس موسوی قرار گرفتم و اگر ان طوری که ایشان شعار داده بود عمل می کرد از طرفدارانش بودم و برای هین موضوع در شهرستان ساری به ستاد های ایشان مراجعه کردم تا ببینم در عمل نیز چنین است یا خیر که متوجه شدم در ساری فقط از جبهه مشارکت استفاده کردند نمی خواهم وارد جبهه مشارکت شوم فارغ از اینکه اینجبهه مشارکت مورد قبول هست یا نیست چیزی که مرا تحت تاثیر قرارداد حرف و عمل آقای مهندس موسوی از نظر من با هم نمی خواند در زمان انتخابات هم تخریب دولت اصلی ترین کاری بود که این طرفداران این نامزد انجام می دادند و مرحله بعد از انتخابات را که همه دیدیم بانکها غرت شد پلیس ها مجروح شدند مردم بی گناه ضرب و شطم شدند چه کسانی این کار هارا انجام دادند و چه کسانی سود بردند در اصل اینکه چنین کارهایی صورت گرفته شکی نیست و جواب سوالهای فوق اینست که احمینژاد از این اغتشاش سود نبر بیگانگان از این اغتشاشات سود بردند و ملت از این اغتشاشات ضرر دید توهین هایی به ملت ایرا ن نظام و … شد ایا این دموکراسی بود .
    در این ایام هم مثل ایام گذشته نیز حرفهای آقای احمدی نژاد را رصد می کنند و میگویند خس و خاشاک یا هلو و توهین به وزرای قبلی و پیشنهادی و … البته انتقاد کاربردی از این مقوله جداست . منتظر هستند آقای احمدی نژاد حرفی بزند و انها بگویند منظور آقای احمدی نژاد ملت ایران بوده است تا جایی که مرجع تقلید نیز از دهانش چه کلماتی بیرون می آید خدا اخ عاقبت ما را ختم بخیر کند
    بیاییم و با کمک به دولت و همراهی و نقد منصفانه به ملت ایران کمک کنیم

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر