زمین باتلاقی!

قریب پنج دهه از بیرون زدن اولین جوانه های انقلاب و بیش از  سه دهه از به ثمر رسیدن نهضت اسلامی در ایران عزیز  سپری شده است و امروز انقلاب اسلامی با طراوت ، نشاط و شادابی بیشتر ، بالندگی و عزت افزونتر و قدرت و شوکتی کم نظیر ، راه خود را به سوی تحقق آرمانهای بلندالهی و اسلامی استمرار می بخشد.

تجربه های بزرگ و ذیقمتی که در کوله بار انقلاب وجود دارد ، ثمره عبور ملت انقلابی ایران از دریای خون است. صدها هزار تن از بهترین فرزندان این آب و خاک در خون پاک خویش غلطیدند تا بن بست گشایی کنند و انقلاب اسلامی را به سرمنزل مقصود نزدیک سازند.

راههای همواری که فرار روی نسل امروز ایران قرار دارد، ثمره جانفشانی امتی است که با پوست و گوشت خود، حاکمیت رژیم ظالم ، فاسد و سرسپرده پهلوی را با همه وجود درک کرده بود و راه نجات را در پیروی و همپیمانی با امام خویش و پایمردی در استقرار نظام جمهوری اسلامی می دید.

راههای ناهمواری که اینک در پشت سر ملت ایران قرار دارد، شاهدی برعبور انقلاب از بحرانها و آشفتگی های بسیار است. آبدیده شدن یک ملت ، به مفهوم توجیهی بر استمرار دشواریهای بیشتر نیست و با اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته ، می توان راههای هموارتر را در پیش پای ملت قرار داد. پس برای ترسیم راه روشن آینده، باید از گذشته، درس گرفت و آن را به کار بست.

ملت ایران در سه دهه اخیر به تجربه دریافته است که خط بازیهای سیاسی ، حرکت انقلاب را در نیل به مطلوب ، در چرخه تعویق قرار می دهد. هنگامی که جریانها ، خطوط ، نگرشها ، مرامها ، باورها و افکار گوناگون و متضاد ، به هم آمیخته شوند، باطل در لباس حق ، جلوه می نماید و به آنجا که نباید راه می گشاید و ثمره بدیهی و طبیعی آن نیز ، نه عدم پیشرفت در مسیر انقلاب ، بلکه درجا زدن و عقب نشستن از مواضع انقلابی تا نقطه سازش و کرنش و زدن چوب حراج بر منافع و حقوق ملت خواهد بود.

هرگاه فضای سیاسی جامعه شفاف بوده و آفت شک و شبهه ؛ به دامان منادیان و مجاهدان راه حق نفوذ نکرده باشد، خلاقیت ها شکوفا شده ، گامهای پیشرفت به جهش درامده، قدرت و شوکت و عزت ملت فزونی یافته و دشمن در زبونی و حیرت قرار گرفته است. این تجربه گرانسنگ در دولت نهم متجلی شد و حلاوت آن در کام ملت ایران ، آنچنان شوق انگیز بود که حماسه حضور کم نظیر در انتخابات ریاست جمهوری دهم را رقم زد و رای بی سابقه به رئیس جمهور منتخب ، پاداش خدمت بی منت و صادقانه او بود.

تحولات پس از انتخابات ، فاصله ذهنی و فکری برخی گروهها و جریانهای سیاسی و سران آنها با نظام ، رهبری و ملت را عینیت داد و فرصت خانه تکانی را برای نظام فراهم آورد. این فرصت بلااستفاده ماند و گرد و غبار آلوده ، چهره نظام را همچنان مشوه ساخته است.

چنین به نظر می رسد که باردیگر شاهد نوعی تلاش برای در هم آمیختن خطوط و مواضع سیاسی هستیم. به گونه ای که تشویق کنندگان به قانون شکنی و آشوبگری و تفرقه افکنان ، منادی وحدت ملی شده و برای آن دل می سوزانند و اشک تمساح می ریزند!

نادیده گرفتن واقعیت ها ، ساده اندیشی و سوء تفاهم وقتی با روحیه ملاحظه کاری و محافظه کاری توام شود ، ریش سفیدان را وارد میدان یک مصالحه بی اساس و نامربوط می کند.

انقلاب اسلامی بر دوش مردم و با مجاهدت و ایستادگی فرزندان ملت به پیش رفته است . انقلاب ، متکی به افراد بویژه از نوع وازده های آن نیست و به هیچکس هم بدهکاری ندارد. کسانی که می گویند این و آن را مفت به دست نیاورده اند، بر ملت منت نهاده و آنها را ارزانی خویش قلمداد کنند. ملتی که برای به دست آوردن و حفظ و نگهداری انقلاب ، نظام و رهبری ، از دریای خون عبور کرده است ، ارزش والای دستاوردهای خویش از جمله وحدت ملی بر محور رهبر بلند مرتبه اش را می شناسد و از پا نهادن در زمینی که بدخواهان آن را با لجن پراکنی ، باتلاقی کرده اند، دوری می گزیند.

۴۲ نظر »

  1. محمدصالح گفت :

    آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲

    همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند؛ این خواص جامعه هستند که عوام را به دنبال خود می کشند. اکنون هم اینچنین شده که برخی خواص، به باتلاق افتاده، دارند عده ای را باخودبه پایین می کشند.
    به نظر حقیر وظیفه امثال شما است که باروشن گری، ماهیت باتلاقی برخی جریان ها را روشن کنید. چرا که این هم فقط از نخبگان و خواصی چون شما بر می آید.

  2. فرشید گفت :

    آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۶

    سلام
    احسنت به جناب آقای محمد صالح
    عزیز و سربلند باشند ایشان همیشه و در همه حال

  3. استاذنا گفت :

    آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۳۴

    سلام؛
    آدمی موجودی است که اگر دائما بر معرفت و مراقبت خویش نیفزاید، در مراحل مختلف دچار تزلزل و عقب‏گرد می‏شود.

    برای حصول معرفت و به یاد خدا بودن، برنامه‏های زیر می‏تواند مفید باشد:
    ۱ـ اختصاص دادن دقایقی در شبانه روز به تفکر درباره خویشتن و مراقبت از نفس خود و بررسی اعمال و حسابرسی آن؛
    ۲ـ برنامه منظم برای تلاوت قرآن همراه با تدبر در آیات و مفاهیم آن؛
    ۳ـ شرکت در مجالس وعظ و نصیحت؛
    ۴ـ هم نشینی با اهل طاعت و پرهیز از اهل معصیت؛
    ۵ـ سحر خیزی و خواندن نماز شب و نوافل؛
    ۶ـ پرهیز از پرخوری و پرخوابی؛
    ۷ـ خواندن کتاب‏های موعظه و نصیحت و اخبار و روایات رسیده از معصومین (ع) مانند: نهج البلاغه، تحف العقول، معراج السعادة و …؛
    ۸ـ دعا به درگاه خداوند و استمداد از او جهت توفیق.

  4. خلجی گفت :

    آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۲

    ممنون، بجا و هوشمندانه است.

  5. راهبر حق طلب مترو گفت :

    آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۹

    با سلام وآرزوی توفیق خواهشمندیم از آخرین اخبار مترو در وبلاگ ما مطلع شوید
    http://www.tehran-metro.persianblog.ir

  6. ابراهیم گفت :

    آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۷

    باتلاق جامعه انسانی از لجن سازی انسانها آغاز میشود . و خواص تهذیب نشده منشا تولید و گسترش باتلاق ها میشوند .
    بنا به فرمایش امام تهذیب شده : اگر تهذیب نباشد . علم توحید هم بدرد نمیخورد .
    چه برسد به مقام اجرایی و جنگ و جدال سیاسی .
    باتلاقهایی که امروز میبینید . از بستر جامعه فعالیتهای اجرایی و سیاسی بالا آمده است .
    سالها ار سر بی توجهی و بی مسئولیتی و تبانی گروههای مختلف سیاسی تشکیل شد و گسترش پیدا کرد . از رونق و توزیع مال حلال ناتوان بود . و مال اندوزی حرام را توصیه و گسترش داد . حرام خواری ایمان ها را زایل کرد .
    و بخش کوچکی از خواص فرتوت و آلوده و ایمان از دست داده . میخواهند گناه نابخشودنی خود را در موج هرج مرجها پنهان کنند . و راهی بر استمرار عمر سیاسی ننگینشان دست و پا کنند . و هزینه همه این ناجوانمردیها را از جیب ملت پرداخت میکنند .
    و مسئولین درد آشنای امروز باید با تدبیر معجزه الهی در دستان ملت همه عوام فریبی ها و سحر فرعونیان را باطل کنند .
    که باطل سست و شکست خورده است . و جبهه حق به میزان تدبیر و حق خواهی از حمایت الهی بهره مند و پیروز است .

  7. آیدین گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۳۳

    باسلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    با تحلیل زمین باتلاقی شما موافقم.

    امروز در ایران مشکل وحدت ملی وجود ندارد. در انتخابات اخیر هر رأی دهنده به نامزد مورد تأییدش رأی داد و آقای احمدی نژاد اکثریت آراء را بدست آوردند. مثل تمام خانواده های ایرانی در میان دوستان و بستگانم برخی همچون بنده به آقای احمدی نژاد رأی دادیم و برخی دیگر به نامزدان دیگر رأی دادند. ما مشکل وحدت نداریم. حتی تا قبل از انتخابات فضای بحث و تبادل نظر بسیار خوب و سازنده ای در کشور حاکم بود. متأسفانه آقای موسوی و کروبی با ادعای دروغ تقلب، افکار برخی از هموطنان که صادقانه در این انتخابات شرکت کردند را مسموم کردند، و مشروعیت نهادهای کشور را زیر سؤال بردند.
    لذا بنده مضمون طرح وحدت ملی را متوجه نمی شوم. اگر منظور دوباره به میدان آوردن و مشارکت افرادیست که اولا رأی نیاوردند و ثانیا با زیر سؤال بردن سلامت انتخابات فضا را مسموم کرده کشور را دچار بحران کردند باشد، این کار دیوانگی است.
    متأسفانه هم وطنانی که منتقد آقای احمدی انژاد هستند و یا تفکری نزدیک به جنش اصلاحات یا جنبش سبز دارند، نمایندگان صالح و شایسته ای نداشتند. از متن مردم منتقدان دولت آقای احمدی نژاد، و منظورم سیاست بازان ورشکسته نیست، باید این امکان را داشته باشند که در یک فضای آرام و آزاد انتقادات و خواسته های خود را تعریف کرده به صورت تخصصی به بحث و بررسی بگذارند و به مسؤلین گوشزد کنند، و باز از متن مردم نمایندگان صالح، کارآمد و وطن پرستی انتخاب کنند و با شرکت در انتخابات آینده خواسته های خود در جامعه مطرح سازند و اگر رأی آوردند به دست اجرا بگذارند. حال که افرادی چون موسوی و کروبی خودی شناخته شده و تأیید صلاحیت شدند، امیدوارم در تأیید صلاحیتهای آینده، تقوی، کاردانی و پایبندی به اسلام، استقلال، آزادی و قانون اساسی به پاسداری رهبر انقلاب، شروط لازم و کافی باشند. در متن ملت جوان ایران ظرفیتهای زیادی وجود دارد، و نهادها و تشکل هایی باید وجود داشته باشند که کمک کنند این ظرفیتها رشد کنند و شکوفا شوند و در خدمت ملت قرار گیرند. این کار یک بهینه سازی فضای سیاسی در کشور است. بنده نام این را وحدت ملی نمی گذارم. امروز ملت ایران با تفکرها، عقاید و قومیتهای مختلف بیش از همیشه متحد است.

    البته این وحدت ملی تا قبل از به روی کار آمدن دولت نهم، در ساختار نهادهای اجرایی و حکومتی محسوس نبود. به لطف ابتکار سفرهای استانی، در سرتاسر کشور با پر رنگ شدن حضور دولت در کنار مردم و در مناطقی که دولت مرکزی حضور و موجودیت محسوسی نداشت، وحدتی که در قلب ملت ایران وجود داشت در ساختار نهادهای اجرایی و دولت ترسیم می شود، و زمینۀ رشد و شکوفایی روزافزون ایران عزیزمان را آماده می کنند.

    سلامت و پیروز باشید.

  8. ریحانه گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶

    سلام
    الحمدالله که شما و امثال شما همچنان کنار آقای دکتر هستند وتنهاشون نگذاشتند.امیدوارم موفق باشید.
    فکر میکنم اگر بیشتر در روشنگری جوانان تلاش شود بهتر باشد.
    تا بعد…

  9. مشتاقی گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۹

    باسلام
    به عنوان یک دانشجوی بسیجی باید بگویم که تازمانی که افراد ثنا گو و چاپلوسی مثل جنابعالی و حجت المسلمین (نه حجت الاسلام)رسایی خود را اصولگرا میدانند امیدی به طرقی این طفکر پاک نیست.
    (جرات داشته باشید و این مطلب را از نظرات حذف نکنید.)

  10. یک هموطن گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۰

    جناب آقای جوانفکر عزیز
    شما اگر پاک‌ترین، صادق‌ترین، سالم‌ترین و بی‌ریاترین انسانها را هم در مقام قدرت مطلق قرار دهید و امکان انتقاد از آنها را از بین ببرید تا جایی که احساس کنند هرچه می‌گویند حقیقت مطلق و لازم‌الاجراست و همانند فرامین الهی است، یقین بدانید که دچار افول خواهند شد. این قدرت، فسادآور است. شما یقیناً خاطرتان هست سربرگهای ادارات دولتی قبل از انقلاب را: “چه فرمان یزدان، چه فرمان شاه”. فقط از شما و همکارانتان در دولت درخواست می‌کنم اجازه ندهید بزرگان و سران این نظام و انقلاب، به چنین وضعی دچار شوند…
    پیروز باشید

  11. صنایع نیوز گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۲

    http://www.sanayenews.com/content/view/19585/1/

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۵

    هموطن عزیز
    با سلام
    با شما کاملا موافقم.
    موفق باشید

  13. فرشید گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۱

    بسیجی واقعی کیست؟(۲)
    http://www.irpetro.com/newsdetail-6368-fa.html

  14. سارا گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۲۶

    سلام آقای جوانفکر

    الان داشتم خاطرات و عکسای انتخابات رو مرور می کردم! گفتم بیام دو سه تا سوال نه چندان مهم!! بپرسم. بیشتر کنجکاویه!
    روز بعد از مناظره ی تاریخی! دکتر با موسوی، در حرم امام ، هر دفعه دکتر رو تلویزیون نشون داد دیدم مدام سرش پایینه!!! چرا؟!
    و بعد از گفتگویی که بین آقای هاشمی! و دکتر بعد از تموم شدن مراسم انجام گرفت شایعات زیادی درست شد! می دونید چی بهش گفت!!؟؟ بعضیا می گفتن دکتر رو تهدید کرد!!!!!!!
    و یه چیز دیگه… راسته که میگن آقای احمدی نژاد حقوق ریاست جمهوری رو دریافت نمی کنه!!!؟؟ میگفتن حقوق شهرداری رو هم قبلا نمی گرفته!!!؟

  15. آیدین گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۴۶

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    بنده روی اینترنت ویدئو چند تظاهرات اعتراضی که روز ۱۳ آبان در تهران را می دیدم، فکر کردم افرادی مثل من که ۳۲ سال دارم یا کوچکتر از من هستند، از جزئیات وقایع آن روز ها چه می دانیم. بنده در یک برنامۀ تلویزیونی در مورد تاریخ معاصر ایران از تلویزیون فرانسه پخش شد، مطالب بسیار جالبی دیدم. چند تا از آنها را برای شما مطرح می کنم و جهت درک واقعیت دوست داشتم نظر شما را هم بدانم.
    مثلا امام خمینی و مقامات بلند پایۀ کشور در آن روزها، از برنامۀ تسخیر لانۀ جاسوسی توسط دانشجویان خط امام، کاملا بی خبر بودند. به گفتۀ دیگر در این تصمیم مهم که وجهۀ انقلاب در جهان را تحت تأثیر قرار داد و امکان متجاوز نشان دادن ایران در برابر افکار عمومی غرب را فراهم کرده و زمینه ای شد برای توجیه پشتیبانی غرب از تجاوز عراق به خاک ایران ، در چنین تصمیم مهمی دانشجویان خط امام جلوتر از امام حرکت کردند و ایشان را در برابر عمل انجام شده قرار دادند و امام فقط بعد از عکس العمل سرکشانۀ آمریکا طرف دانشجویان را گرفتند.
    و یا، افرادی مثل آقای عباس عبدی و عسکرزاده، از چهره های دو آتشۀ دانش جویان خط امامی بودند که در برنامه ریزی تسخیر لانۀ جاسوسی دست داشتند و در آن روزها آقای احمدی نژاد به شدت با این مسئله مخالف بودند و ایشان که رابط میان امام و دانشجویان بودند مخالفت خود را بارها نزد امام مطرح کردند و آقای خامنه ای بارها با گروگانان آمریکایی دیدار کردند و جویای حال آنها بودند. جالب اینجاست که امروز آقای عبدی و عسکرزاده دم از اصلاح طلبی و سازش با غرب می زنند و می گویند که در آن روزها جوان و نادان بودند ولی آقای احمدی نژاد را که بنا به استدلال خودشان در دوران جوانی هم دوراندیش و عاقل بودند، امروز به باد انتقاد می گیرند و تهمت ناپختگی و نادانی به ایشان می زنند …
    و یا در دوران دولت آقای خامنه ای اختلاف نظر و حتی مجادلۀ ایشان با موسوی بر سر چه بود؟ در برنامۀ انتخاباتی آقای موسوی جایگاه عقاید دوران جوانی ایشان: محافظه گرایانه، دولت محوری و کمونیستی کاملا محسوس بود و شعاری جز بازگشت به گذشته نداشت و با این حال حتی قبل از انتخابات نامزد مورد تأیید غرب و آمریکا بود. این عجیب نیست؟ چرا امروز باید برخی از جوانان موسوی را رهبر یک جنبش مترقی، مدرن و رو به جلو بدانند؟ فکر کنم بسیاری از جوانان شناخت دقیقی از شخصیتهای سیاسی کشور ندارنند و با قضاوت ظاهری، گرفتار فریبهای تبلیغاتی می شوند.
    با تشکر،

    سلامت و پیروز باشید.

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۸

    سرکار خانم سارا
    با سلام
    از شما به خاطر کامنت هایی که در وبلاگ می گذارید ، متشکرم.
    روز چهاردهم خرداد ، سالروز ارتحال حضرت امام و روز عزا بود و از شخصیت محجوبی مثل آقای احمدی نژاد نمی شود انتظار داشت که دائما سرش را بالا و رو به جمعیت بگیرد. اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی بی ارتباط با مناظره نبود و البته بنده مایل نیستم اسمش رو تهدید بگذارم.
    در مورد حقوق آقای احمدی نژاد هم کاملا درست می فرمایید ایشان استاد دانشگاه هستند و به دریافت حقوق از دانشگاه بسنده کرده اند. در دوران شهرداری هم هین کار را کردند.
    موفق باشید

  17. سارا گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۹

    با سلام مجدد…
    مگه دکتر وقت می کنه درس بده تو دانشگاه!!!!!!؟؟؟؟؟

    یه چیزی رو که می خواستم بگم… الان نامه ی سرگشاده ی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل رو خطاب به دکتر احمدی نژاد تو خبرنامه ی دانشجویان دیدم. در رابطه با مذاکره با امریکا بود. البته اینا اشتباه می کنن چون به نظرم مذاکره با امریکا یه نوع تاکتیکه که دکتر خودش خوب می دونه چی کار کنه…
    لطفا به دکتر بگید راجع به این موضوع در مصاحبه ی تلویزیونی که قراره انجام بدن شفاف سازی کنن تا انقدر بهش تهمت نزنن…

    این لینک نامه ی سرگشاده: http://iusnews.ir/news/37-1/3738-1388-08-15-14-36-46.html

    اینم یه تحلیل خوب در مورد این موضوع: http://www.u313.blogfa.com/post-86.aspx

  18. رضا گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۸

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    حتما با بنده هم عقیده خواهید بود که این روز ها هیچ امری مهم تر از بررسی هدفمند کردن یارانه در مجلس و نقد های وارده بر آن نیست،چرا که تاثیری شکرف در حال و آینده همه آحاد کشور خواهد داشت.
    بنده بشدت بررسی ها و نقد های وارده بر این طرح عظیم را دنبال می کنم ولی جای این سوال بزرگ برایم مانده که چرا علی رغم اینکه ایرادات بحق وارده بر طرح تحول بر طرح بالف وارد نیست بلکه با اجرای آن تاکید می کنم تمام مشکلات کشور حل می شود تمام ملت ایران بدون کوچک ترین بروکراسی تحت بیمه درمان و بازنشستگی رایگان قرار خواهند گرفت و صدها محاسن دیگر ،چرا مورد توجه متولیان امر علی الخصوص دکتر احمدی نژاد عزیز قرار نمی گیرد .

    بنده فکر می کنم علی رغم نامه نگاری های زیاد نتوانسته ام جوهره و ماهیت طرح بالف را خوب تشریع کنم.پر واضح است اگر واقعا حکومت قصد دارد یارانه ها را هدفمند کند اول باید دهک بندی درستی را شکل بدهد وتا گروه های هدف مشخص شود .دولت نهم با هزینه ای هنگفت فرم اطلاعات خانوار را علم کرد که الان نمی شود بدان متکی بود با چند دلیل ،در حالی که در طرح بالف براحتی این موضع حل شده است .در بالف تغییر پایه پولی از ریال به تومان داریم و در نقطه عطف یک باره همه کالا و خدمات در قیمت ها آزادسازی رخ خواهد داد و مورد دیگر اینکه یارانه ها نقدی برای گروه های هدف خواهد بود والی ده ها محاسن دیگر.
    جناب آقای جوانفکر(دکتر می خواهم بنویسم تنم می لرزد) کدام طرح پیدا می شود همه مولفه های فوق را یکجا حل کند آن هم با کم ترین هزینه و بروکراسی
    جناب جوانفکر در طرح بالف گفتم با این بروکراسی ره بجایی نخواهیم برد حتی اگر طرح تحول در مجلس تایید شود ،باید ساختار اداری کشور بسیار کوچک شود که این هم براحتی در طرح بالف حاصل خواهد شد.
    خلاصه آنکه اگر بنده دچار توهم شدم لااقل کسی نمی گوید آقای بهلول ….

    نامه مورخه ۱۹/۱۱/۸۷ بنده به ریاست جمهوری ،جوابش ۱۰/۶/۸۸ بدستم رسید،در واقع ارجاع شد به آقای حسینی وزیر اقتصاد، حدود هفت ماه برای یک نامه نگاری ساده ،یعنی چند دور رفت و برگشت به مریخ ،باز هم عرض می کنم در طرح بالف تکلیف همه مشکلات کشور در حوزه های اقتصادی و بانکی و بیمه ای و صنعت و کشاورزی و.. با کم ترین هزینه ها مشخص شده و فکر می کنم ایراد از بنده بوده که نتوانستم قابلیت های شکرف طرح بالف را مستقیما با شخص دکتر احمدی نژاد یا مقام معظم رهبری در میان بگذارم.
    خدا کند اگر طرح تحول اجرای شود فشار های وارده بر ملت نجیب ایران بیشتر از وضع فعلی نشود

  19. رضا گفت :

    آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۹

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    در خبر ها خواندم که حضرت الله حایری شیرازی استادی اخلاق دولت دهم را قبول کردم بسیار خوشحال شدم از این حسن انتخاب ،بنده تا قبل انتخابات دهم فقط اسم شان را بعنوان نماینده ولی فقیه در شیراز شنیده بودم .
    ولی وقتی در چند نوبت بعد از انتخابات دهم از طریق رسانه ملی از فن بیان و قدرت استدلال ایشان بهرمند شدم ،تاسف خوردم که چرا با وجود چنین گوهری از خطه شیراز که یاد آور سعدی و ملا صدرا ست رسانه ملی زود تر از این نسبت به بهرمندی قاطبه ملت ایران اقدام نکرد.
    مورد دیگر آنکه هیئت دولت نباید صرفا در حوزه اخلاق از ایشان درس بگیرد بلکه در سایر حوزه های کشور داری ایشان استاد مجربی هستند،انشاءالله این حسن انتخاب دوجانبه بهره اش شامل حال همه مردم ایران شود.

  20. یک روزنامه‌نگار گفت :

    آبان ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۴

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و تقدیم احترام

    به عنوان یک روزنامه‌نگار، از شما به عنوان یک همکار و یک فرد دردآشنا، تنها یک تقاضا دارم: درست است که شما در جایگاه یک مسوول دولتی قرار دارید و طبیعتاً دیدگاههای دولت را مطرح می‌کنید، اما لطفاً نفرمایید که با تعطیل شدن یکی دو روزنامه که تیراژ کمی دارند، آزادی بیان در جامعه محدود می‌شود. یکی از شاخصه‌های آزادی بیان این است که ما سلایق مختلف را تا زمانی که در چارچوب قانون حرکت می‌کنند، تحمل کنیم و اگر تخلفی کردند، با یک رویکرد سازنده و از سر تعامل، نقص را برطرف بسازیم و به صورت ریشه‌یی، دست به قلع و قمع نزنیم. البته اینجا بحث سلیقه‌یی می‌شود. من نمی‌خواهم وارد بحث آزادی بیان بشوم، و اصلاً شاید هم تعبیر شما را پذیرفته باشم، بحث من از دیدگاه دیگری است. شما یقیناً درد و رنج نان و معیشت داشته‌اید. شما می‌دانید وقتی یک روزنامه با ۴۰۰ نفر کارمند – اعم از دفتری و فنی و تحریریه، که بخش عمده‌یی‌شان اصلاً هیچ ربطی به ساختار محتوایی نشریه ندارند و کارهای جانبی دیگر را انجام می‌دهند – تعطیل می‌شود، یعنی ما منبع درآمد ۴۰۰ خانواده را قطع کرده‌ایم. اصلاً اگر هم بپذیریم که نویسنده و اعضای تحریریه، همگی با غرض‌ورزی نوشته‌اند، آن بنده‌ی خدا که صفحه‌آرایی می‌کند و تنها ممر درآمد و تنها تخصصش هم همین است، باید در شبهای سرد زمستان، گرسنگی بکشد؟ باور کنید این انصاف نیست و خدا را خوش نمی‌آید.
    از شما به عنوان یک همکار درخواست می‌کنم این دردها را – که یقیناً به آن واقف هستید – پیگیری کنید و حامی حقوق روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌یی در دولت باشید…

    با تشکر و آرزوی موفقیت

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۱

    روزنامه نگار عزیز
    با سلام
    - وقتی مطالب یک روزنامه ، موجب آسیب به جامعه می شود، باید طبق قانون با آن برخورد شود. سوء استفاده از آزادی مفهومی جز هرج و مرج ندارد. بنده دغدغه شما را کاملا درک می کنم و این درد بدی است که وقتی روزنامه ای تعطیل می شود ، تعدادی از افراد فعال در آن بی کار می شوند.
    - البته شما می دانید که شمارگان روزنامه های ما بسیار کم است . معمولا ۵ تا ده هزار تیراژ دارند که بخش مهمی از آنها نیز در دستگاههای دولتی توزیع می شود. هرکدام این روزنامه ها را یک گروه ده پانزده نفره اداره می کنند و برای سرنوشت خانواده های آنها هم باید نگران بود. البته برخی روزنامه ها هم هستند که تعداد کارکنانشان زیاد است و به هر حال این مشکلی است که وجود دارد و وزارت ارشاد باید برای آن فکری بکند.
    موفق باشید

  22. فرشید گفت :

    آبان ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۰۵

    http://www.irpetro.com/newsdetail-6724-fa.html

  23. رسواگر گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲

    فصل آخر جریان اصلاح طلبی ایران – از انتخابات دهم تا ۱۳ آبان ۸۸

    در وبلاگ رسواگر مطالعه کنید

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱

    سلام بر شما
    به وبلاگتان سری کوتاه زدم.
    پیشنهاد می کنم نام وبلاگتان را از رسواگر به روشنگر یا مفاهیمی نظیر آن تغییر دهید.
    رسواگری کار خوبی نیست. مرتبط کردن رسواگری با روشن کردن حقیقت یک مفهوم همیشگی نیست. خداوند ستارالعیوب است و از رسوا شدن افراد پرهیز می کند. آبروی افراد را حفظ می کند. آنجا که دیگر راهی جز رسواگری باقی نمی ماند بحث دیگری است اما خط اصلی مبتنی بر حفظ آبرو و جلوگیری از رسوا شدن افراد است. توصیه ام به تغییر نام وبلاگ برادرانه و از دوستی است و ارزش زحمات شما در وبلاگتان را نادیده نمی گیرم.
    عزیز و سربلند باشید

  25. فرشید گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱

    سلام
    جناب جوانفکر، شما مراتب سپاس خود را از سرکار خانم سارا به خاطر کامنت هایی که به وبلاگتان می فرستد ابراز داشته اید و بنده اما مراتب سپاس خود را از انتشار کامنت هایم در وبلاگتان ابراز می دارم.
    عزیز و سربلند باشید.
    در ضمن با توجه به کامنت آخری که از سارا منتشر شده است، مایلم به طور شفاف توضیح دهید که جناب احمدی نژاد چگونه فقط از راه دانشگاه امرار معاش می کنند.

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۸

    جناب آقای فرشید
    با سلام
    بنده از همه کسانی که زحمت کشیده و در این وبلاگ کامنت می گذارند متشکرم و از شما هم همینطور.
    امرار معاش از حقوق دانشگاه ، کار سختی نیست. امروزه خیلی ها از این طریق زندگی خود را اداره می کنند.
    موفق باشید

  27. سارا گفت :

    آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۴۶

    سلام
    صحبت های دکتر امشب تو” تهران۲۰″ خیلی عالی بود. خوشم اومد حال بعضیا رو گرفت!! آخه چرا بعضیا به فکر همه چی هستن جز عدالت و آسایش مردم!!؟

    از همه بهتر و عالیتر اقدام دکتر درباره ی غذای اعیانی مشهد بود. نظرات مردمیو زیر این خبر تو رجانیوز بخونید.جالبه! به دکتر بگید خیالش راحت… اول خدا بعد امام زمان و نائبش و بعد مردم پشتشن… خدانگهدارش و همین طور نگهدار شما و دیگر یاران دلسوز و وفادارش…

  28. رضا گفت :

    آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۱۶

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب

    ناقدان طرح تحول را می توان در گروه اصلی زیر خلاصه کرد،البته برای هر کدام زیر گروه هایی نیز می توان تعریف کرد

    ۱- گروه اول افرادی هستند که نقدشان بر اساس احساس تکلیف الهی بود ه و هدفشان اصلاح طرح و افزایش غنای آن و کاهش کاستی ها و تبعات طرح بوده
    ۲-گروه دوم افرادی هستند که اساسا کار و هدف شان را نمی شود نقد نام نهاد بلکه اینان بر اساس تکلیفی که شیطان بر دوش شان نهاد ،اینان خواسته و یا ناخواسته حمال شیطان شدن و صرفا جهت سنگ اندازی و تخریب دست به این کار ها زدن.

    بنده طرح بالف را اساسا قبل از اعلان عمومی طرح تحول به لطف حق طراحی کردم ،در طول این مدت نیز سعی کردم نقد های دو طرف را رصد کنم ،از سنگ اندازی های گروه دوم که بگذریم ،بسیاری از دغد غه ها وایرادات وارده بر طرح تحول که از طرف گروه اول مطرح شده وارد است و طراحان طرح تحول باید بر آن دقیق شوند و نسبت به رفع اینگونه دغدغه ها اقدام کنند.
    جناب آقای جوانفکر یکی از این دغدغه ها مهم تبعات تورمی طرح تحول می باشد چه تورم واقعی و چه تورم توهمی و انتظاری ،متاسفانه در طول سی سال گذشته مردم دیدن که هر وقت دولت روی موضوعی انگشت گذاشته تا آن را مهار کند حال به هر دلیلی شاهد افزایش گاها از نوع افسار گسیخته اش بودن ،حالا هم که در طول چند هفته بررسی طرح بعضا صحبت از موج گرانی در بعضی از زمینه ها هستیم ،بنده با شیپور های معاند گروه دوم در مورد موج گرانی ها هم عقیده نیستم با این حال چندین مورد را خودم تجربه کردم (کابل برقی که یک ماه پیش ۷۰ هزار تومان بود الان ۹۰ هزار تومان شده حتی بیشتر) شاید اصلا این گرانی ها فصلی باشد وربطی به طرح تحول نداشته باشد ولی جامعه از چشم طرح تحول خواهد دید و با این نگاه ها تورم توهمی بشدت دامن زده خواهد شد و متاسفانه سیستم بازرگانی و نظارتی بروکراسی ما کاری نمی تواند برای مهار آن انجام دهد.
    آقای جوانفکر همانطور که گفتم طرح بنده قبل از طرح تحول بوده لذا نقدی بر آن ندارم بلکه اصرار دارم طرح بالف تمام اینگونه دغدغه ها را بر طرف خواهد کرد و صد ها مورد دیگر که اصلا در طرح تحوا نمی شود به آنها رسید.
    مورد دیگر آنکه شرایط عمومی کشور برای اجرای چنین امری مهم مناسب نیست ،متاسفانه هنوز تبعات منفی انتخابات دهم در سطح وسیعی ادامه دارد،انشاء الله به این موضوع مهم هم توجه ویزه شود.
    با احترام رضا

  29. ali گفت :

    آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۴

    “در مورد حقوق آقای احمدی نژاد هم کاملا درست می فرمایید ایشان استاد دانشگاه هستند و به دریافت حقوق از دانشگاه بسنده کرده اند. در دوران شهرداری هم هین کار را کردند.” همین فرداست که بگین ایشون شبها نون و خرما میبرن منزل یتیمان تهران(کوفه ورژن ۲)، مگه خود ایشون هاله ندید؟؟؟ … جمع کنین این بساط “تزویر و ریا را”! آقای جوانفکر آنچه در نوشته های شما نیست تفکر و عقلانیت است! هر چه بیشتر میخوانم بیشتر مطمئن میشوم که این رییس جمهور با چنین مشاورانی ارابه های رویای ایران ما را به نابودی و فلاکت میبرند!

  30. امیر گفت :

    آبان ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۰

    باسلام خدمت شما
    جناب اقای جوانفکر:
    ایا به عنوان مشاور رییس جمهورقبول داردکه هیچیک ازمسولان دولتی(باورکنیدبدون تعارف میگم)بجز جنابعالی هیچ ارتباطی بامردم ندارند؟
    فقط مردم ازطریق صداوسیما میتوانند این اشخاص راببینند وهیچ راه ارتباطی بین اغلب مسولان ومردم وجود نداره؟
    لطفا دراین زمینه کاری کنید که حداقل ازطریق سایت وزارتخانه هاقابل دسترسی باشند
    الان درسایت یکی ازوزارتخانه ها هنوزبعد ازچند ماه اسم وزیرسابق به عنوان مسول وجود داره
    قبول کنید درشان دولت نیست
    ممنون

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۶

    امیر آقا
    با سلام
    از تذکر شما متشکرم.
    درست می فرمایید. لازم است در این زمینه از طرف رئیس جمهور محترم تذکر داده شود.
    پیگیری می کنم
    موفق باشید

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۱

    علی آقا
    با سلام
    ما هم به تفکر و عقلانیت در کارها اعتقاد داریم و هم به مساله ای به نام نورانیت دل و صفای باطن و …
    شما هم اگر در این وبلاگ ، مطالب مورد علاقه تان را پیدا نمی کنید ، بدون بروز عصبانیت و توهین به دیگران ، به وبلاگهای دیگری سربزنید که تامین کننده نیاز شما باشند.
    موفق باشید

  33. ابراهیم گفت :

    آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۳۰

    آقای جوانفکر در جوابهایی که به کامنتها میدهید . در بعضی موارد این طور احساس میشود . که برخورد تندی دارید . و عصبانی برخورد میکنید . در حالی که از یک مسئول انتظار میرود . بیش از همه مهربانانه تر و پذیرا تر با انتقادات برخورد کنند . اشتباه هات احتمالی خوانندگان را با بزرگواری به جان بخرد . و برادرانه جواب گو باشد . آنانکه به درب این خانه مجازی می آیند . انسانهایی علاقمند به مسائل کشور هستند . چه موافق و چه مخالف هدیه هایی برای شما می آوردند . مهمان شما محسوب میشوند . و محبت و ابزار دوستی و علاقه از جانب شما بخاط مهمان بودن خواننده بر شما واجب است .
    احساسم این است . بمرور احمدی نژاد در میان ازدحام مسائل و مشکلات گم میشود . و سر رشته های اصلی کارها از دست میرود . و تدبیر و دور اندیشی و ابتکار عمل در کارها کاسته میشود .
    من دلم میسوزد . از اینکه دولتها و شخصیت های موثر و توانا با انگیزه و امید می آیند و کم و سو و بی رمق میشوند . حادثه مهم و موثری که قرار بود . اتفاق بیفتد . در هیاهوها گم میشود . و امیدها و انگیزه های مردم سرگردان رها میشود . و باز زمان انتخابات دیگر . مردم با دلخوری از گذشته ها با سختی و دلخوری باید به وظایف شان عمل کنند . و رای بدهند . و باز هم همان حرفها و شعارها و تکرار مکررات .
    باز هم راهها بسته میماند . باز هم بن بست ها وجود دارد . باز هم ارتباطات بین دولت و ملت قطع است . باز هم نامه ها بی جواب میماند . باز هم ملت و دولت تنها و بی یار و کم یار میمانند . و لاجرم کارها بر زمین مانده . هزینه ها و مشکلات و معضلات نفس ملت را میفشرد . و درآمدهای دولت کاسته میشود . و دولت از اقتدار . از دانایی و توانایی اش کاسته میشود .
    و در این مدار ناکارآمدی . همه بر مدار رفع تکلیف با مسائل و کارها و مدیریت زمان را به بازی میگذرانند . روز و شب طی میشود . هر کسی برای ناکارآمدی اش بهانه میتراشد . و خود را قانع می کند . که گناه از من نبود . دیگران نخواستند . نگذاشتند .
    آیا این راه . آیا این روش . ما را به آرمانها خواهد رساند ؟
    این گفته دوستمان امیر صحیح است . در این دنیای مجازی ارتباطات . مسئولین ما کجا گم و گور شده اند . که نمیشود آنها را پیدا کرد . حرفی زد و جوابی گرفت . شاید نوری بدرخشد . گره ایی باز شود . کارها بهتر اداره شوند .
    الحق اینجور مدیران . در برابر این فضای موثر ارتباطی . تنبل و بی توجه و قدر نشناس هستند . این بی توجهی برای مدیران عیب بزرگی است . این نشانه نقصان در تفکر مدیریتی آنهاست . نشانه بسته و محدود بودن اندیشه مدیریتی آنهاست . از چنین مدیرانی نمیتوان انتظار تحول داشت .

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲

    آقای ابراهیم
    با سلام
    ضمن تشکر از تذکرات شما ، پاراگراف اول را حق به شما می دهم و بنده هم از احتمال اشتباه مصون نیستم و بعید نیست که بعضا از روی ناراحتی و عصبانیت به برخی از کامنت ها پاسخ داده باشم که ضمن اذعان به اشتباه خود، مراتب اعتذار بنده را پذیرا باشید.
    در خصوص ضعیف شدن ارتباطات مردمی مسوولان عالیرتبه دولت ، پیگیری خواهم کرد که جبران شود.
    موفق باشید

  35. رضا گفت :

    آبان ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب

    یکی از تاکیدات مهم و بجای دکتر احمدی نژاد عزیز در انتخابات نهم این بود که چه لزومی دارد دستگاه ها مختلف کار همدیگر را خنثی کنند ،متاسفانه این امر مهم علی رغم تلاش شبانه روزی ایشان محقق نشد و در دولت نهم دستگاه های مختلف سازی مخالف هم می نواختن الخصوص رفتار های وزیران اقتصادی با صنایع و کار و…به عبارت دیگر یکی از مولفه های مهمی که باعث شد عملکرد های شبانه روزی دکتر احمدی ناژاد سر سفره قاطبه ملت بخوبی لمس نشود همین بروکراسی بجای مانده از گذشته بود و است .
    حال که الحمدوالله طرح تحول تصویب شد دکتر می خواهد با کدام بروکراسی کار را اجرایی کند ،جناب آقای جوانفکر این بروکراسی بار ها و بارها در طول سی سال گذشته امتحان پس داده و هر بار مردود شده چگونه ممکن است کاری به این عظمت را بدان سپرد .
    در طول کار دولت نهم هر از چند وقتی که رسانه خبر از ادغام بانک های دولتی را مطرح می کردن چنان جوی از طرف معاندان ایجاد می شد که وزیران اقتصاد و ریئسان بانک مرکزی ناچار می شدن بشدت آن را تگذیب کنند ،بنده نه تنها در طرح بالف با ادغام بانک های دولتی موافقم بلکه ادغام تمام بانک های خصوصی و تمام صنعت بیمه ای و تمام سازمان های بازنشتگی و جان کلام تمام بروکراسی کشور طرح دادم ،حال برایم جای سوال است که چرا بدان توجه نمی شود ،آیا رواست در این شرایط حساس اجتماعی و اقتصادی و سیاسی طرحی جامع چون طرح بالف مورد بی مهری قرار گیرد و همچنان بر چرخه باطلی کوبیده شود که بار ها امتحان منفی پس داده
    امید آنکه حالا که قراره طرح تحول اجرایی شود باز هم بر روی تبعات منفی آن توجه شود و اگر راهکاری پیدا شده نسبت به اجرای آن اقدام شود وگرنه عجله در این امر بزرگ تبعاتی دارد که آدم را یاد تبعات طرح گورباچف می اندازد باید بسیار به ایت تجربه نزدیک توجه کنیم.
    با احترام رضا

  36. فربد گفت :

    آذر ۲م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۸

    خدمت آقای جوانفکر سلام
    یادداشت شما بدون شک از روی دلسوزی برای نظام است
    اما ذکر چند نکته ضروریست برادر بزرگوار باید قبول کنیم اگر این ملت غیور شاه خائن را از مملکت بیرون کرد و با ۹۸ درصد به جمهوری اسلامی رای داد به علت رهنمودهای امام خمینی بنیانگذار انقلاب بود
    حال بعد از گذشت ۳۰ سال از انقلاب از شما سوال می کنم از یک رفراندوم دیگر برگزار شود این ۹۸ درصد به نظر شما چقدر می شود ؟ اگر صادقانه پاسخ دهید به این سوال معلوم می شود ما به مرور با آرمانهای امام ره فاصله گرفتیم و در این فاصله همه مسئولان مقصرند به نظر من اگر به فرمایشات رهبر معظم انقلاب که به عقیده اینجانب ادامه دهنده راه امام است به خوبی عمل شود می توان این فاصله را جبران کرد در غیر این صورت باید منتظر بیشتر شدن آن باشیم به عقده بنده کسانی که اکنون به نتیجه انتخابات معترضند را نباید دشمن بنامیم چرا باید شما و دوستاننان از طرح وحدت ملی بر آشفته شوید ؟ باور کنید این جوانانی که به خیابان می آیند نظام و کشورشان را دوست دارند شاید برای رسیدن به سر افرازی کشور با شما اختلاف داشته باشند ولی خائن نیستند

  37. فربد گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۰۸

    آقای جوانفکر سوالی از خدمتتان داشتم
    دولت برای کسانیکه به نتیجه انتخابات معترض بودند چه پاسخی داشت ؟ من اگر جای رئیس جمهور همه معترضین به نتیجه انتخابات را دعوت می کردم و با آنها راحت حرف می زدم و استدلال می آوردم اما به جای اینکار با گلوله و تفنگ و زندان و بازداشت جواب آنها را دادیم بعد این اشتباه را انداختیم گردن رسانه های بیگانه به نظر بنده که شما شخصیتی آگاه و فرهیخته می دانم در باره این موضوع فکر کنید و با ارائه راهکاری موجب نزدیکی بیشتر جوانان با رئیس جمهور شوید ؟
    مطمئن باشید اگر جوانان به ویژه دانشگاهیان حرف منطقی را بشنوند قبول میکنند .
    برای شروع از شما می خواهم برای نمونه در وبلاگتان از همه به ویژه دانشجویان بخواهید نظرات سازنده خود را برای برون رفت از فضای مبهم سیاسی که در جامعه وجود دارد برای شما ارسال کنند .
    یا در همایشی از دانشجویان دعوت کنید انتقادات و خواسته های خود را از دولت بیان کنند و تیمی از کارشناسان مجرب دولت هم به سوالات آنان پاسخ دهد و حتی می توان این برنامه را از رسانه ملی پخش کرد با اینکار مطمئن باشید دیگر هیچ دانشگاهی شلوغ نمی شود چرا که دانشجو می داند جایی برای شنیدن حرفها وجود دارد / یا جایی در کشور است که پیشنهادهای سازنده دانشجویان را اهمیت دهد .
    واقعیت اینست که ما دانشجویان را انسانهای منحرف می دانیم چرا ؟ چون مثل ما فکر نمی کنند .
    منتظر تدابیر شما برای ارتباط بیشتر دولت با دانشجویان و معترضان به نتیجه انتخابات هستم باور کنید با
    تهمت زدن به یکدیگر نمی توان انقلاب و نظام را حفظ کرد

  38. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۶

    آقای فربد
    با سلام
    - برخی از کسانی که به نتایج انتخابات معترض بودند ، به روشهای غیرقانونی ، هرج و مرج ، آشوب و تخریب روی آوردند که به طور طبیعی ، مراجع ذیربط با آنها برخورد کردند. البته برخی از برخوردها خارج از کنترل و اشتباه بوده که باید جبران شود و افراد خاطی به سزای اعمال خود برسند.
    - هیچ مقام و مسوولی در کشور ، دانشجویان را انسانهای منحرف نمی داند و چنین برداشتی حتما درست نیست.
    - دانشجویانی که مایل باشند می توانند در همین وبلاگ به اظهارنظر و طرح دیدگاههای خود بپردازند و بنده هم اگر پاسخی داشته باشم حتما ارائه خواهم کرد.
    - با نظر شما که فرموده اید با تهمت زدن به یکدیگر نمی توان انقلاب ونظام را حفظ کرد ، موافقم.
    موفق باشید

  39. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۷

    آقای فربد
    با سلام
    - تردیدی نیست که با فاصله گرفتن از صدر انقلاب ، از آرمانهای امام نیز تا حدودی فاصله گرفتیم که در این رابطه باید روسای دولتهای قبل را به دلیل رویکردهای غیرانقلابی و غیرارزشی مورد سووال قرار دهید.
    - البته این فاصله ها در دولت نهم و دهم کمتر شده است و به دلیل رویکردهای عدالتخواهانه و مردم گرایانه دولت ، اینک در شرایط بسیار بهتر و مطلوبتری نسبت به ادوار قبل قرار داریم.
    - کسانی که به نتایج انتخابات معترض هستند ، دشمن نیستند و هیچکس هم آنها را دشمن فرض نمی کند. اما اعتراض باید از مجاری قانونی صورت بگیرد و اگر روشها و رفتارها قانون شکنانه شد، معلوم می شود که اهداف دیگری دنبال می شود و البته پاسخ به آن نیز متفاوت خواهد شد.
    - طرح وحدت ملی چیز خوبی است اما نباید اشتباه کنیم و وحدت چند نفر یا چند گروه سیاسی را به اسم وحدت ملی به مردم تحمیل کنیم. وحدت سیاسی بین گروهها اشکالی ندارد اما اسمش وحدت ملی نیست. وحدت ملی در جامعه ما وجود دارد و همه ما باید حول محور رهبری حرکت کنیم.
    - کسانی که نظام و کشورشان را دوست داشته باشند به نظرات رهبری انقلاب اعتنا می کنند و سر به شورش و جدال و نزاع برنمی دارند. البته کسانی که به نتایج انتخابات اعتراض دارند ، خائن محسوب نمی شوند.
    موفق باشید

  40. بابک گفت :

    آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۰۰

    سلام جناب آقای جوانفکر

    میخواستم نظر شما رو راجب جناب آقای دکتر حسن عبّاسی بدونم،در صورت امکان برام ایمیل کنید ،

    بابک زمنپور

  41. مجید گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹

    پست خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی باحالی بود، خدا هم به شما خیر بده هم به بقیه که نظر گذاشتن، مدتها بود که حسابی و از ته دل نخندیده بودم.

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۱

    آقا مجید
    با سلام
    بعد از خندیدن و فراغت از تمسخر دیگران ، می شود کمی هم فکر کرد.
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر