رسوا کردن رانت خواران ومفسدان مالی، وظیفه دینی وحکومتی است

افشای بعضی افراد صاحبنام و وابستگان آنها که از موقعیتهای رسمی ، سوء استفاده کرده و مرتکب رانت خواری ، ویژه خواری و ثروت اندوزیهای نامشروع شده اند، یکی از نتایج بحث انگیز، مناظره تلویزیونی چهارشنبه سیزدهم خرداد ماه، میان دکتر احمدی نژاد و میرحسین موسوی دو تن از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

اقدام بی باکانه آقای احمدی نژاد در فاش ساختن برخی از موارد مشهور به فساد مالی و اقتصادی، با استقبال و حمایتهای گسترده مردم مواجه شد ، اما جمعی از خواص و مخالفان دکتر احمدی نژاد به تبلیغات سوء ، علیه این اقدام پرداختند و کوشیدند ، روشنگریهای هشدار دهنده وی را نوعی بداخلاقی سیاسی ، ورود به حریم خصوصی دیگران یا توهین و تهمت به کسانی وانمود سازند که طی سه دهه اخیر ، از آنها به عنوان استوانه های نظام جمهوری اسلامی یاد می شده است.

در این زمینه شایسته دیدم به دو نکته اساسی که اغلب با نگاه متفاوتی به آن نگریسته می شود، اشاره کنم. در ادامه نیز موارد پند آموزی از نحوه تعامل مولای متقیان امام علی علیه السلام با نزدیکان و منصوبان خویش در ارتباط با حفظ و حراست از بیت المال و اجرای عدالت ، جهت ملاحظه و توجه علاقمندان خاطر نشان شده است.

الف : کاملا روشن و مبرهن است که مناصب، مصادر امور، پست ها، مسوولیت ها و درجات کشوری و لشکری جزو حقوق عمومی محسوب می شود و نه حقوق خصوصی. بنابراین کسانی که در چنین جایگاههایی قرار می گیرند ، در واقع امانتدار مردم هستند و باید در بهره برداری صحیح و قانونمند از امانت مردم ، بیشترین تلاش را همراه با بهترین و موثرترین روشها به کار بندند. با این نگاه ، هدف از مسوولیت پذیری ، چیزی جز خدمت دلسوزانه و تلاش پاک دستانه برای پیشرفت کشور و تامین منافع ملی نیست . با وجود چنین نگرش قانونمند و درستی به مناصب حکومتی ، متاسفانه رفتار برخی افراد، حاکی از نگرش مالکانه ، موروثی و شخصی به مصادر امور در همه ارکان مدیریتی کشور است و به همین دلیل ، آن را حریم خصوصی خود می پندارند و تعرض به آن و مورد سووال قرار دادن افراد صاحب منصب را حرام می شمارند. آنها نظام حکومتی را متعلق به خود و خود را متعلق به نظام حکومتی و این دو را مترادف و هموزن و همسنگ هم می شمارند. طی سالهای پس از پیروزی انقلاب ، این برداشت انحرافی همراه با نوعی ترس از پرسشگری به جامعه منتقل شد. این واقعیت سیاسی و اجتماعی ، یک حاشیه امن را برای کسانی بوجود آورد که بدون واهمه از هرگونه پیگرد و پرسشی، بیت المال و منابع عمومی را در انحصار خویش دانستند و کردند آنچه را که باید از آن دوری می جستند.

ب : چنین به نظر می رسد که در سالهای پس از انقلاب، در دو موضوع، برخلاف دستور و نظر اسلام عمل شده است. یکی فساد اخلاقی و دیگری فساد مالی . با نظر به روایات و احکام اسلام در باره فساد اخلاقی ، اینگونه برداشت می شود که دیدگاه اسلام عزیز مبتنی بر سرپوش گذاشتن و سخت گیری شدید در اثبات و علنی شدن فساد اخلاقی است و تلاش بر این است تا بوی گند ناشی از این نوع فساد، در جامعه گسترده نشود. متاسفانه طی سالهای پس از انقلاب برخلاف این دیدگاه ، عمل شده و امروز صفحات حوادث روزنامه ها مملو از گزارشهای تشریحی درباره این نوع از مفاسد ، آسان گیری موضوع و برخورد شدید با عوامل اینگونه مفاسد است! از سوی دیگر ، در باب فساد مالی و دست اندازی به بیت المال و منابع عمومی ، روایات مستند و فراوانی وجود دارد که از برخورد قاطعانه، شدید و قهرآمیز اسلام با مفسدان مالی و اقتصادی، رانت خواران، زیاده خواهان و سوءاستفاده کنندگان از موقعیت های عمومی، حکایت می کند. در این زمینه نیز در سالهای پس از انقلاب ، برخلاف دیدگاه اسلام عمل شده است. مماشات، غمض عین، سرپوش گذاشتن ، بی توجهی و همکاری با برخی از مفسدان مالی و سوء استفاده کنندگان از بیت المال هیچ تناسبی با آنچه که از توصیه ها و تاکیدات امام علی (ع) به دست ما رسیده، ندارد. بدیهی است هرگونه تلاشی برای افشاگری و رسوا کردن غارتگران بیت المال و رانت خواران و سوء استفاده کنندگان از منابع عمومی با واکنشهای تند و مقاومت های سرسختانه ای مواجه می شود و این همان وضعیتی است که رئیس جمهور شجاع و عملگرای ایران با آن مواجه شده است .

رسوایی مالی ، یک ننگ غیرقابل تحمل است به گونه ای که در برخی از کشورها ، عوامل فساد ، پس از رسوایی ، بهترین راه برای فرار از مجازاتهای قانونی و شماتت مردم را در خودکشی می بینند اما در اینجا با وقاحت ، گردن افرازی می کنند ، ثروت های انباشته را متعلق به خود می دانند و علیه فاش کننده نامشان ، به دستگاه قضایی شکایت می کنند!

برخی می گویند که آقای احمدی نژاد در مناظره با آقای موسوی طوفان به پا کرده است ! بنده فکر می کنم که هنوز هیچ طوفانی به پا نشده است. طوفان اصلی هنوز در راه است، طوفانی که کشور را با یک خانه تکانی اساسی مواجه می کند و نظام اسلامی را از آلودگی ها و عناصر آلوده منزه و پایه های آن را مستحکم خواهد کرد.

در زیر ، برخی از توصیه های امام علی (ع) در ارتباط با دست اندازی به بیت المال و برخورد با رانت خواران مورد اشاره قرار گرفته است :

۱- کسی که امانت را خوار شمرد و در خیانت گام بردارد و خود و دینش را از آن منزه نسازد، درهای ذلت و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود. (نهج البلاغه – حکمت ۷۳)

۲- بزرگترین خیانت ، خیانت به امت است و رسواترین تقلب ، تقلب حاکمان است. (نهج البلاغه –رساله ۲۶-انساب الاشراف)

۳- خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده است که زندگی خود را با توده ضعیف مردم هم اندازه سازند تا فشار فقر بر آنان باعث نافرمانی از خداوند نشود. (مستدرک نهج البلاغه ص۱۸۱)

۴- شبی عقیل به عنوان مهمان بر حضرت علی (ع) در کوفه وارد شد. آنحضرت ، مقدم برادر را گرامی شمرد و او را احترام کرد. امام حسن مجتبی علیه السلام به اشاره پدرش یک پیراهن و یک ردا، از مال خود به عقیل اهدا کرد. هوا گرم بود، علی و عقیل روی بام دارالاماره کوفه نشسته بودند. عقیل انتظار سفره رنگینی داشت، بر خلاف انتظارش غذای ساده ای بیش نبود. عقیل حاجت خود را اظهار کرد و گفت: زودتر باید به خانه ام برگردم و خیلی مقروضم. آمده ام شما دستور بدهید قرض من را بدهند. فرمود: چقدرمقروضی؟ گفت: صدهزار درهم. فرمود: چقدر زیاد! بعد فرمود: متأسفم که اینقدر تمکن ندارم که همه قرضهای تو را بدهم ولی همینکه موقع حقوق و تقسیم سهمیه ها شد من از سهم خودم تا آن اندازه ای که مقدور است خواهم داد. عقیل گفت: سهم تو که چیزی نیست، چقدرش را می خواهی خودت برداری و چقدرش را به من بدهی، دستور بده از بیت المال بدهند. فرمود: بیت المال که ملک شخصی من نیست، من امین مال مردمم ، نمی توانم از بیت المال به تو بدهم. بعد که دید عقیل خیلی سماجت می کند از همان پشت بام که به بازار مشرف بود و صندوقهای تجار دیده می شد به صندوقها اشاره کرد و فرمود: من یک پیشنهاد به تو می کنم که اگر عمل کنی همه قرضها را می دهی و آن اینکه این مردم تدریجا به خانه ها می روند و اینجا خلوت می شود و صندوقهاشان که پر از درهم و دینار است اینجا هست، همینکه خلوت شد برو و این صندوقها را خالی کن و قرض هایت را بده. عقیل گفت برادرجان سر به سر من می گذاری، به من پیشنهاد دزدی می کنی، مگر من دزدم که بروم مال مردم بیچاره ای را که راحت درخانه های خود خوابیده اند بزنم؟! فرمود: چه فرق می کند که از بیت المال به ناحق بگیری و یا این صندوقها را بزنی، هر دو دزدی است. بعد فرمود: پیشنهاد دیگری به تو می کنم. در این نزدیکی کوفه شهر قدیمی حیره است و مرکز بازرگانان و ثروتمندان عمده ای است. شبانه دو نفری می رویم و بر یکی از آنها شبیخون می زنیم. عقیل گفت: برادرجان من از بیت المال مسلمین کمک می خواهم وتو این حرفها را به من می زنی؟! فرمود: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از این که مال صدها هزار نفر را بدزدی. چطور است که ربودن مال یک نفر اسم دزدی دارد و ربودن اموال عمومی دزدی نیست؟

۵- علی بن رافع در دوران حکومت حضرت علی (ع) ، مسوول بیت المال و کاتب امام بود. در آن زمان در بیت المال، گردنبندی از لؤلؤ وجود داشت که از غنیمت‌های جنگ جمل بود.

یکی از دختران امیرالمؤمنین علیه السلام به علی بن رافع پیغام داد که گردنبند را به او امانت بدهد تا در عید قربان به گردن بیندازد و پس از سه روز برگرداند، با این ضمانت که اگر خسارتی دید، بهایش را بپردازد.

امیرالمؤمنین گردنبند را به گردن دخترش دید، آن را شناخت و از او پرسید:« این را از کجا آوردی؟!» او پاسخ داد:« از علی بن ابی رافع، عاریه گرفتم تا در عید از آن استفاده کنم و بعداً به او برگردانم».

امام، علی بن رافع را احضار کرد و به او فرمودآیا به مسلمانان خیانت می‌کنی؟» او جواب داد:« از خیانت به مسلمانان به خدا پناه می‌برم».

امام فرمود:« پس چگونه بدون اجازه من و رضایت مسلمانان، گردنبندی را که در بیت المال بود به او عاریه دادی؟».

علی بن رافع گفت:‌« ای امیرالمؤمنین، او دختر توست؛ از من درخواست کرد که گردنبند را برای روز عید به او امانت بدهم؛ من هم دادم و خود نیز ضمانت کردم که آن را سالم به جایش برگردانم».

امام به او فرمود:« گردنبند را همین امروز به جایش برگردان و حواست باشد دیگر از این کارها نکنی که تنبیه می‌شوی. دخترم نیز اگر گردنبند را به عاریه و با ضمانت نگرفته بود، سزاوار بود دستش به خاطر دزدی قطع شود؛ و در این صورت، او اولین زن از بنی هاشم بود که دستش به دلیل دزدی قطع می‌شد.

وقتی خبر به گوش دختر امیرالمؤمنین رسید، به پدرش گفت:« ای امیرالمؤمنین ، من دختر تو و پاره تن تو هستم. برای استفاده از این گردنبند، چه کسی سزاوارتر از من است؟».

امام به او فرمود: ای دختر علی بن ابی طالب، خودت را از مرز حق خارج نساز. آیا تمام زنان مهاجر در این عید می‌توانند مثل تو از چنین زینتی استفاده کنند؟».

سرانجام، علی بن ابی رافع گردنبند را از دختر امیرالمؤمنین گرفت و به بیت المال برگرداند.

۶- امام علی (ع) در نامه چهلم خطاب به برخی از کارگزاران می فرماید: به من خبر رسیده که کشت زمینها را برداشته و آنچه را که می توانستی گرفته و آنچه در اختیار داشتی به خیانت خورده ای ! پس هرچه زودتر حساب اموالت را برای من بفرست ! و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت تر است.

۷- حضرت علی (ع) در نامه چهل و سوم که بر اساس گزارشی رسیده از مصقله بن هبیره شیبانی کارگزار آن حضرت در منطقه اردشیر خره (فیروزآباد فارس) صادر شده او را بر رعایت نکردن عدالت توبیخ می کند و می نویسد: در باره تو به من گزارشی داده اند که اگر چنان کرده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام خویش را نافرمانی کرده ای. خبر رسید که تو غنیمت (بیت المال) مسلمانان را که نیزه ها و اسبهایشان گرد آورده و با ریخته شدن خونهایشان به دست آمده به عربهایی که خویشاوندان تو هستند و تو را گزیده اند پخش می کنی ! به خدایی که دانه را شکافت و پدیده ها را آفرید! اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار و منزلت تو سبک گردیده است. پس حق پروردگارت را لبیک شمار و دنیای خود را با نابودی دین آباد مکن که زیانکارترین انسانی.

۸- امام علی علیه السلام در امر نظارت بر حرکات و رفتار کارگزاران حتی مسایل معمولی و پیش پا افتاده را نادیده نمی گرفت و از آنان بازخواست می کرد. از این رو در نامه به عثمان بن حنیف ، وی را به جهت شرکت در میهمانی بعضی اشراف بصره مورد توبیخ و سرزنش قرار می دهد و می گوید: گمان نمی کردم میهمانی شخصی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان آنان بر سر سفره و دعوت شده اند! بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری ! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.

۹- امام علی (ع) دوستی در بصره به نام علا ابن زیاد (۴۸) دارد. او مریض می شود و امام به عیادت او می رود. مولا علی (ع) هنگامی که خانه عریض و طویل او را می بیند خطاب به او می گوید: با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. علا سپس شکایت برادرش عاصم را که گوشه گیری را انتخاب کرده و لباسهای مندرس پوشیده به علی علیه السلام می کند. مولا فرمان می دهد که او را احضار کنند. وقتی او را می آورند خطاب به او می گوید: ای دشمنک جان خویش! شیطان بر تو راه یافته و تورا صید کرده آیا به خانواده ات رحم نمی کنی… عاصم بن زیاد عرض کرد: «یا علی ! من از تو پیروی می کنم.» امام علی (ع) در جواب گفت: خداوند متعال بر پیشوایان عدل و حق واجب کرده است که برخود سخت گیرند و شیوه زندگی را هماهنگ با وضع زندگی طبقه ضعیف مردم قرار دهند تا ناداری و فقر فقیر را از جا به در نبرد.

ابن ابی الحدید در این باره می نویسد: پس از فرمایش امام علی (ع) به عاصم وی از مکانی که در آن نشسته بود حرکت نکرد مگر اینکه عاصم لباسهای کهنه و مندرس را به در کرد و لباس نو پوشید.

۱۰- عبدالله بن ابى رافع گوید: طلحه و زبیر نزد امیرمؤمنان على(ع)آمدند و گفتند: «عمر» در تقسیم بیت المال با ما اینگونه رفتار نمى کرد. على(ع) فرمود: پیامبر با شما چگونه رفتار مى کرد؟ اینان ساکت شدند. حضرت فرمود: آیا پیامبر خدا بیت المال را به تساوى بین مسلمانان تقسیم نمى کرد؟! گفتند: بلى. على(ع) فرمود: آیا شیوه پیامبر سزاوارتر به پیروى است یا شیوه عمر؟! گفتند: شیوه رسول خداسزاوارتر است. ولى اى امیرمؤمنان ما داراى سوابق (انقلابى!) هستیم و زحمت و مشقت کشیده ایم و در راه اسلام رنج برده ایم و از نزدیکان پیامبریم!

على(ع)فرمود: آیا سابقه شما بیشتر است یا من؟ گفتند: سابقه تو. فرمود: آیا نزدیکى شما به پیامبر بیشتر است یا نزدیکى من؟ گفتند: نزدیکى تو. فرمود: آیا شما بیشتر در راه اسلام رنج بردید یا من؟ گفتند: شما. فرمود: فَوَاللهِ ما أنَا و أَجیرى هذا إلّا بِمَنزِلَة واحِدَة;

پس بخدا قسم من و این اجیرم مساوى هستیم.

۱۱- امام على(ع) روز اول حکومت خود اولین برنامه اش را مصادره اموال خائنان بیت المال اعلام مى کند و بدین ترتیب لرزه بر اندام قارونهاى به ظاهر مسلمانى مى اندازد که با چپاول بیت المال به ثروت انبوه رسیده بودند. همین على(ع) مو به مو عدالت را نسبت به خود و نزدیکترین نزدیکانش نیز اجرا مى کند. هنگام تقسیم بیت المال کودکى از نوه هاى امام آمد و چیزى برداشت و رفت. امام سراسیمه بدنبال وى دوید و آن را از دستش گرفت و به بیت المال برگردانید. مردم به حضرت گفتند: این کودک هم سهمى دارد. امام فرمود: هرگز! بلکه تنها پدرش سهم دارد آن هم بقدر سهم هر مسلمان عادى; هرگاه آن را گرفت هر قدر که لازم بداند به آن طفل نیز خواهد داد»

او حقوقى یکسان به همه مى داد. خواهرش، ام هانى، ۲۰ درهم حقوق مى گرفت; کنیزش نیز ۲۰ درهم! این امر مورد اعتراض ام هانى قرار گرفت و فوق العاده ناراحت شد. حضرت فرمود: در کتاب خدا تبعیضهاى نژادى ظالمانه و نارواست.

۱۲- روزى امام على (ع) یکى از خویشاوندان خود را که به بیت‏المال خیانت کرده بود تهدید نمود و خطاب به وى فرمود: «به خدا سوگند، اگر حسن و حسین هم دست به چنین خیانتى مى‏زدند، هرگز از آنان هواخواهى و پشتیبانى نمى‏کردم و ذرّه‏اى در تصمیم‏گیرى من تأثیر نمى‏گذاشت.»

۱۳- امام علی (ع) با صدور بخش‏نامه‏هاى مختلف، مدیران و مسئولان حکومتى را از ثروت‏اندوزى و سوء استفاده از بیت‏المال برحذر می داشت. افزون بر آن، با متخلفان اقتصادى برخورد می نمود و مهم‏تر از همه، به توزیع عادلانه ثروت‏ها و اموال عمومى براى همه مردم و شهرها می پرداخت. نکته قابل توجه آن است که امام (ع) خود از هرگونه ثروت‏اندوزى پرهیز نمود و زهدگرایى خویش را به نمایش گذاشت. پارسایى و زندگى ساده امام به گونه‏اى بود که عمل‏کرد خلفاى پیشین نزد مردم زیر سؤال رفت. آن حضرت درباره وضع زندگى خود خطاب به مردم کوفه فرمود: «اى مردم! اگر من از شهر شما با چیزى بیش از مرکب سوارى و بار و بُنه و غلام خود بیرون روم، به شما خیانت کرده‏ام.»

۳۴ نظر »

  1. متینا گفت :

    خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۱

    من فقط یک سوال دارم! همانگونه که می دانید این کار مخالف نص قانون اساسی بود و باز هم همان طور که می دانید رئیس جمهور به قانون اساسی سوگند یاد کرده است و با اذن رهبری تنها در محدوده قانون اساسی می تواند عمل کند. برای من خیلی مهم است بدانم آیا برای انجام چنین کاری ایشان اذن ولی فقیه را گرفته بودند؟(البته اگر اعتقادی به ولایت فقیه ااشته باشند!!!)

  2. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۲

    http://www.sanayenews.com/content/view/16635/13/

  3. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۴

    http://mihanpress.com/content/view/549/37/

  4. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۹

    http://www.ilyar.org/index.php?option=com_content&view=article&id=209:1388-03-16-21-36-35&catid=34:1388-02-06-18-45-54&Itemid=58

  5. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰

    سلام بر شما
    ۱- رئیس جمهور نمی تواند معتقد به ولایت فقیه نباشد. احمدی نژاد با همه وجود به ولایت فقیه معتقد است و اطاعت از رهبری را واجب شرعی و قانونی می داند.
    ۲- رسوا کردن متعرضین به بیت المال یک وظیفه دینی و حکومتی است و چون مسبوق به سابقه نیست ، کسانی که از آنها نام برده شده است ، آن را بی حرمتی به خود پنداشته اند. حرمت مقامات و مسوولان در هر رده ای که باشند ، حرمت شخصی و خصوصی نیست . حرمت عمومی است. کسانی که به بیت المال دست اندازی کرده اند ، خودشان حرمت خود را از بین برده اند. آیا این نشانه بی شرمی نیست که غارتگران بیت المال و رانت خواران ، مدعی بی حرمتی از سوی فاش کننده نام خود شوند؟!
    موفق باشید

  6. نکته بین گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۲۸

    من نمیدونم در اون ۲۴ سال چه میگذشته که هر شخصی هر ادعائی رو میتونه بکنه! به طور مثال یک آقایی مدرک معماری شاخه ای از هنر را در ۲۸ سالگی اخذ کرده اند و خود را مهندس خطاب میکنند و پنهانی هم در دانشگاه به عنوان دکتر علوم سیاسی مشغول فعالیت میباشند!

    آقای دیگری با مدرک شش ابتدایی و یک دوره آموزشی هنرستان در سال ۵۴ در کنکور سراسری مهندسی مکانیک قبول شدند! یا در دانشگاه تهران در چهل و چند سالگی ظرف یکسال دکترای اقتصاد گرفتند! شما بروید بیست تا وبلاگ حامی ایشون و فیلمهای تبلیغاتیشون و توضیحات خودشون رو نگاه کنید. بیست جور داستانهای مختلف در مورد سوابق تحصیلی ایشون میتونی پیدا کنی که همه با هم فرق دارند.

    آیا اینها تقصیر آقای دکتر احمدی نژاد است؟ آیا ایشون حق نداره سوال کنه؟

    در یکی از وبلاگ های حامی ایشون, این آقا بعد از اینکه تحصیلات دبیرستانی را رها کرده به هنرستان میروند, و بعد به عنوان تکنسین مشغول به کار میشوند.

    بعد در بین کارهای سنگین مبارزاتی و کار تکنسینی به طور محیر العقولی با مدرک هنرستان در کنکور سراسری شرکت نموده و در سال ۱۳۵۴ در مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت پذیرفته میشوند (تعجب اینجا است که خیلی ها با معدل ۱۹ دیپلم ریاضی نمیتوانستند در مهندسی قبول شوند و یکی از شرایط حداقل شرکت داشتن در کنکور برای انتخاب رشته های مهندسی داشتن دیپلم ریاضی بود). بعد از دریافت مدرک مهندسی (در همان زمان شاه یعنی قبل از سال ۱۳۵۷ !) ایشان به عنوان تکنسین! مشغول به کار میشوند.

    در وبلاگ دیگری ایشان به علت کارهای سنگین مبارزاتی مهندسی را در همان سال ۱۳۵۴ رها میکنند! در وبلاگ دیگری ایشان به علت کارهای سنگین مبارزاتی در ۱۷ سالگی بازداشت شده ودر نتیجه هنرستان را نیز رها میکنند!

    در معرفی کاندیدها ایشان دکترای اقتصاد دانشگاه تهران میباشند. ایشان به طرز خارق العاده ای در چهل و چند سالگی ظرف یکسال موفق به اخذ دکترای اقتصاد از دانشگاه معتبر تهران شدند! در فیلم مستند ایشان مهندسی مکانیک را در دانشگاه تهران شروع کردند! و ده ها داستان جالب دیگر که با تایپ کردن نام ایشان و دانشگاه “علم و صنعت” و یا “مهندسی مکانیک” در اینترنت میتوانید مشاهده کنید.

    ایشان همچنین در سخنرانیهای خود طرحهای دیگران را به عنوان طرحهای خود مطرح نموده و اصرار شدیدی بر اریجینال بودن طرحهای خود دارند.

    بطور مثال در یکی از سخنرانیها آقای م.ر. حدود نیم ساعتی با شور و هیجان خاصی در مورد طرح توریست درمانی خودشون داد سخن دادند و در تلویزیون هم تاکید کردند که این طرح خودشونه و قصد دارند حتما اجرایش کنند. باید به اطلاع ایشون برسونم که این طرح چند ماه پیش توسط یکی از پزشکان ایرانی خارج از کشور در همایشی با دولت در تهران مطرح شد و دولت هم آن را پیگیری کرده است و در تلویزیون هم پیشنهاد این پزشک ایرانی پخش شد. من فکر نمیکنم تکرار پیشنهاد دیگران کمکی به آرای ایشان بکند.
    همچنین ایشان میخواهند با دعوت از ایرانیان خارج از کشور سرمایه های آنها را در داخل کشور جذب کنند. یکی نیست به ایشون بگه این طرح را دولت نهم انجام داده و تمام شده!
    ایشون واقعا با چه معیاری فرمانده شدند؟ یا آقای پورمحمدی که از بیست سالگی به عنوان دادستان استان با هیچ مدرکی شروع به کار کردند. کی به این دوتا پسر جوون اجازه داده کار کنند؟ اینها فرمانده بودند, دادستان بودند, یا کنترل از راه دور؟

  7. پژوتن گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۳

    از شهانم هیبت و ترسی نبود, هیبت این مرد هوشم را ربود

    هیبت حق است این از خلق نیست, هیبت این مرد صاحب دلق نیست

    هر که ترسید از حق و تقوی گزید, ترسد از وی جن و انس و هر که دید

    من فکر میکنم در کل تاریخ دنیا بزرگمردی مثل آقای دکتر احمدی نژاد اگر بی نظیر نباشند, کم نظیرند. دیروز داشتم مناظره دکتر را با آقای کروبی میدیدم واقعا مو به تنم سیخ شد. این آقای کروبی با این طرز جواب دادن به نظر من نمیتونند حتی یک کارمند ساده دولت باشند چه برسه رئیس مجلس پنجم و ششم! واقعا تو اون سالها چه کسانی کشور را کنترل میکردند؟
    من امروز یک مطلبی («خطر تکرار فجایع مشروطیت») خوندم در “جمهوری اسلامی” که واقعا برای امنیت جانی آقای دکتر نگران شدم.
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803170125
    به نظرم جرثومه های فساد که عقبه هاشون به صهیونیست ها برمیگرده نقشه های شومی را برای آقای دکتر تدارک دیدند. اینها همون موجودات پلیدی هستند که در زمانی که ملت ایران و اشخاصی مثل آقای دکتر داشتند در جبهه ها حماسه آفرینی میکردند, آنها مشغول پر کردن کیسه های خود بودند. مگه میشه کسی ظرف سی سال, نیم تریلیون دلار ثروت برای خودش و خانواده اش دست و پا کنه؟ کسی که میگه سابقه مبارزاتی داره, مبارزه نکرده که جواز قانون گریزی, تقلب , دست اندازی به بیت المال, و … داشته باشد. کسی که میخواد دوسره بخواد بار بزنه, باید دو سره هم پاش بنویسن.

    در هر صورت امیدوارم خدا رهبر عزیزمون, و دکتر عزیزمون رو برامون حفظ کنه.

  8. محمد گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۷

    با سلام و عرض ارادت
    جناب جوانفکر راستش از وقتی دکتر احمدی نژاد آن حرفها را در مناظره زد هنوز توی این فکرم که دکتر با حمایت چه کسی این حرفها را زد و مفسدان نشسته بر بیت المال ملت را رسو کرد ولی به قول یکی از دوستان آدم بعد از اون مناظره یاد این شعر سهراب می افته “وخدایی که در این نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند…..
    آقای جوانفکر سوالم اینه که دکتر در صورت قبولی کسانی را که نام برد یا نام نبرد را پای میز محاکمه می کشاند یا نه؟

  9. محمد ک گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۲۹

    جناب جوانفکر، به نظر می‌‌آید که حتی به آنچه چندی پیش از آن دفاع می‌‌کردید نیز پایبند نیستید. اگر حافظه تان یاری دهد به خاطر می‌‌آورید که در بحبوحه رسوائی به اصطلاح دکتر کردان مطلبی در همین سایت گذاشته و استفاده از این گونه القاب را صرفاً برای پزشکان جایز دانستید. چه شده است که از رئیس خود با عنوان دکتر احمدی‌نژاد نام می‌برید. آیا مورد مواخذه قرار گرفتید.

  10. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۴۵

    http://www.entekhabatpress.com/siasat/189-1388-03-17-10-24-10.html

  11. آیدین گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۰۶

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    در مناظرۀ امشب باردیگر آقای موسوی آقای احمدی نژاد را به دروغ گویی متهم کرد. آیا ممکن است یک بار برای همیشه تکلیف ارقام معلوم شود؟

    آقای موسوی که برنامه ای جز تخریب آقای احمدی نژاد نداشتند، و ریاکاری و توهین به افکار عمومی را به حدی رساندند، که آنچه را که به عنوان برنامه معرفی می کنند دو روز مانده به انتخابات منتشر خواهند کرد.

    کسانی که اگر به واقع کوچکترین احساس خطری می کردند پشت دولت نهم پنهان می شدند، امروز آقای احمدی نژاد را بزرگترین خطر جلوه می دهند.

    آقای احمدی نژاد همانطور که گفتند نشان دهند که اینان حتی اگر بهترین برنامه ها را داشتند که ندارند و مخرب ترین ایده ها را به عنوان برنامه جلوه می دهند، توانایی و قدرت کار را ندارند و وامدار و وابسته جریانهای مختلفی هستند که جز در چاپیدن بیت المال اتفاق نظر ندارند.

    جواب ریاکاری و مظلوم گرایی جز رسوایی در برابر افکار عمومی نیست در این راه کوتاهی نباید کرد.

    آبرویی که از این حضراتی که تا کنون در برابر افکار عمومی جوابگو نبودند ریشه های درخت عزت و سر بلندی ملت ایران و جمهوری اسلامی را آب یاری می کند، و اگر افشاگری، احیاء عدالت را به همراه داشته باشد موجب کنار رفتن ابرهای ابهام و تابش نور سلامت می شود.

    از تلاش همگی شما عزیزان و صبرتان در برابر این بی انصافی ها تقدیر می کنم.

    با آروزی پیروزی آقای احمدی نژاد.

  12. درد آشنا گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۴

    سلام
    تا کی انزوا و سر در برف فرو کردن!!!
    دیپلماسی فعال یعنی این (مشابه رفتار رئیس جمهور ترکیه با …. اسرائیل) …

    می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود،دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت.در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست.قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.

    جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟نه آقای رییس،خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.

    با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۸

    آقای آیدین
    با سلام
    مبارزه با اژدهای هفت سر فساد ، سخت است و آقای احمدی نژاد از قبل می دانست که وقتی وارد این مبارزه شود با چه تهمت ها و توهین هایی مواجه خواهد شد. این مبارزه تازه شروع شده است و انشائ الله تا ریشه کن شدن فساد ادامه خواهد یافت.
    موفق باشید

  14. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱

    محمد آقا
    با سلام
    خیر بنده مورد مواخذه قرار نگرفته ام اما حق باشماست و عادت نادرست را باید ترک کرد. از تذکر شما ممنونم. البته در نامه نگاری ها رعایت می شود.

  15. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۴

    آقا محمد
    با سلام
    کسی که دل به حمایت خدا بسته باشد از هیچکس و هیچ چیز نمی هراسد. انشائ الله یک خانه تکانی درست و حسابی در راه است. نظام را باید از الودگی ها منزه کرد و همه باید کمک کنند که این اتفاق با کمترین زحمت حادث شود.
    موفق باشید.

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۶

    آقای پژوتن
    با سلام
    مبارزه با فساد سخت است و مقاومت و هوشمندی لازم دارد. انشائ الله با استعانت از خداوند متعال و حضور مردم در صحنه ، کار مفسدان و زراندوزان و رانت خواران ، یکسره خواهد شد.
    موفق باشید

  17. ر-م گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۱

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    وقتی دکتر احمدی نژاد اوج تیز هوشی خودش را در مناظره اول به رخ همه کشید و بجای استفاده از قانون معروف (در مقابل هر عملی عکس العملی است مساوی با آن و در خلاف جهت آن ) از قانو ن (ضربه اول ضربه اتمی ) بهره برد و بر حسب اتفاق قرعه اول با موسوی بود و بعد کروبی خوب معلومه تا مدت های مدیدی همه بایدا نتظار داشته باشند ایندو حتی در مناظره هایی که دکتر حضور ندارد صرفا به جمع کردن خرده ریزه های ضربات سهمناک دکتر بپردازند اصلا روا نبود مجری محترم تذکر قانونی دهد .
    جناب موسوی از نمودار تورمی دکتر ایراد گرفتن و آن را دروغ عنوان کردن عرض بنده اینه برادر عزیز دکتر بار ها گفتن در طول چهار سال تورم متوسط مثلا ۱۶ شده و این را با متوسط دولت های دیگر نگاه کنیم کم تر است .
    مورد دیگر شما نمودار جینی را نشان دادی و بعد گفتی همکاران من اون جابجا کردن و نمودار این شد .خوب هر کسی می تواند نمودار را جابجا کند و بعد بگوید فلانی دروغ گفته مهم نموداری است که از گذشته تا حال دولت های مختلف به آن استناد می کردن اصلا معلومه در کل چی گفتی و سر آخر آن افتضاح را سر مجری محترم در آوردی .
    کروبی هم که املای دوستان کار شناسش را می خواند با غلط و غلوط بود و آخر نگفت پول را کجا خرج کرده .
    خلاصه دو نفری هم بعد از چند روز هم اندیشی با همه اطر افیانشان نتوانستن گوشه ای از ضربات دکتر احمدی نژاد را جمع و جور کنند .

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲

    آقا درد آشنا
    با سلام
    از نکته ای که در باره مصدق فرموده اید استفاده کردم. متشکرم. پاسخ شما را جمهله اولتان را به مخاطبان محترم واگذار می کنم تا اگر مایل بودند به شما پاسخ بدهند.
    موفق باشید

  19. درد آشنا گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۷

    با عرض سلام مجدد
    لطفا نظر خودتان را برای این خبر بفرمائید:
    تایید یا تکذیب کنید.
    (آقای جوانفکر برای انتخاب صحیحمان نیاز به این پاسخ داریم – با تشکر)
    ممنون

    لینک خبر:
    http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8629

    در پی تکذیب اظهارات دکتر احمدی‌نژاد در خصوص ماجرای هاله نور که در جریان مناظره با مهدی کروبی از رسانه ملی پخش شد، عضو هیأت امنای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم که در جلسه مذکور در محضر آیت‌الله جوادی آملی حضور داشت، به شدت از دروغ‌گویی رئیس‌جمهور انتقاد کرد.

    حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی با بیان این که سخنان رئیس‌جمهور فعلی در پاسخ به کروبی خلاف واقع بود، به خبرنگار «آینده» توضیح داد: دکتر احمدی‌نژاد در تاریخ ۶/۷/۸۴ وارد قم شدند و با مؤسسات مختلف فرهنگی و پژوهشی مهم قم جلساتی داشتند، از جمله در دفتر الهام و آقای موسوی معاون پارلمانی وقت رئیس‌جمهور، حجت‌الاسلام پارسانیا، عضو هیأت امنای دفتر تبلیغات و حجت‌الاسلام کعبی، حقوقدان شورای نگهبان عازم منزل حضرت آیت‌الله جوادی آملی شدیم. در آن‌جا حاج آقای ایرانی، مسئول سازمان تبلیغات اسلامی قم، استاندار وقت و فرمانده نیروی انتظامی قم و نیز حجت‌الاسلام و المسلمین سعید جوادی آملی، فرزند آیت‌الله هم حضور داشتند و همان‌گونه که در فیلم‌های موجود دیده می‌شود، آقای احمدی‌نژاد مطالب عجیبی را درباره سفر خود به نیویورک مطرح کردند.

    حجت‌الاسلام سبحانی در ادامه گفت: در آن جلسه دو دوربین موجود بود، یکی دوربین دفتر آیت‌الله جوادی و دیگری دوربین صداوسیما که هر دو هم اظهارات آقای احمدی‌نژاد را ضبط کردند و بعد از آن هم من با فرزند آیت‌الله جوادی آملی صحبت کردم که این چه حرف‌هایی بود که آقای احمدی‌نژاد زد؟

    عضو هیأت امنای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و از نویسندگان نامه مشهور «جنبش نرم‌افزاری» به رهبر انقلاب، با انتقاد از تکذیب اظهارات جلسه مذکور توسط احمدی‌نژاد گفت: به هر حال سیاست هرچقدر مقدس باشد، مقدس‌تر از دین و اخلاق نیست. آقای رئیس‌جمهور هم یا معتقد به این حرف‌ها (هاله نور) هست یا نیست، البته نزدیکان ایشان که ما با برخی از آنان ارتباط داریم،‌ دائم این حرف‌ها را مطرح می‌کنند. لذا اگر معتقد به چنین عقایدی هستند، باید بگویند و پای آن بایستند و عقاید خود را برای مردم توجیه کنند.

    اگر هم معتقد نیستند باید بگویند که اشتباه کردیم و طرح آن مسایل ساختگی بود. البته بیانات حکیمانه آیت‌الله جوادی آملی پس از سخنان ایشان هم مشخص می‌کند که گوینده قبلی چه گفته بود، چون ایشان می‌گویند مردم را فریب ندهید و پیغمبر اکرم(ص) می‌فرمود حتی حیوان را هم فریب ندهید.

    عضو هیأت امنای دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم در پایان با اشاره به حضور غلامحسین الهام، سخنگوی دولت در این جلسه، اظهار داشت: اگر آقای الهام آمادگی دارد، از ایشان دعوت کنم در جلسه‌ای حضور یابد و در چشم ما نگاه کند و مسایل مطرح شده از سوی رئیس‌جمهور را تکذیب کند.

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۳۴

    آقای درد آشنا
    با سلام
    بنده هم در آن جلسه حضور داشتم. ایشان در این جلسه تعریف کردند که یکی از همراهان چنین چیزی را برایشان نقل کرده است که وقتی شما وارد سالن سازمان ملل شدید و پشت تریبون رفتید ، احساس کردم که در یک هاله ای از نور قرار داشتید. معلوم است کسی که در انجام وظایفش به خدا توکل کند ، از او استعانت بجوید در یک حصن حصین قرار می گیرد و از گزند خباثتهای دشمن در امان می ماند. مگر ما نمی گوییم که اگر انسان رابطه اش را با خدا درست کند، خدا رابطه او را با مردم درست می کند. منظور از درست کردن رابطه انسان با مردم چیست؟ آیا خرافات است یا واقعیت ؟ این ها واقعیت های زندگی است. هاله نور و حصن حصین و نظایر آن یک حقیقت انکارناپذیر است اما به هر حال برخی آن را درک می کنند و برخی آن را درک نمی کنند و برخی دیگر آن را به تمسخر می گیرند و خرافات می نامند. به هرحال اگر کسانی نخواهند راه هدایت را در پیش بگیرند، مسوولیتش با خودشان است . البته وظیفه ما هم این است که بیشترین تلاشمان را برای تبلیغ درست به عمل آوریم و خداوند هم از ما چیزی بیش از این انتظار ندارد. حضرت رسول اکرم (ص) در مسیر هدایت انسانها ، به قدری تلاش نمود که بر پایه برخی آیات قرآن، نزدیک بود از شدت کار یا غصه هدایت مردم، جان خود را از دست بدهد، این امر در شرایطی بود که خداوند او را تنها تذکردهنده انسان دانسته و می فرماید: «انما انت مذکر؛ پس تذکر بده که همانا تو تذکر دهنده‌ای» و فقط ابلاغ پیامهای الهی را به عنوان مسؤولیت او اعلام فرموده بود: «…. و ان تولوا فانما علیک البلاغ.؛ اگر از حق روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ دین خدا و اتمام حجت بر آنها نیست ….»
    موفق باشید

  21. پژوتن گفت :

    خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۰

    آتش نفتی نسوزی چاره نیست, کیست از دست تو جامه اش پاره نیست

    طبعت ای آتش چو سوزانیدنی است, تا نسوزانی تو چیزی چاره نیست

    با خدا گفتی شنیدی روبرو, من چه باشم پیش مکرت ای عدو

    ملت ایران ز مکر تو در نوحه اند, دل کباب و سینه شرحه شرحه اند

    ایده “…. آزاد” از تو آمد ریخته, ای هزاران فتنه ها انگیخته

    بولهب هم از تو نا اهلی شده, بوالحکم هم از تو بوجهلی شده

    قهر و لطفی جفت شد با همدگر, زاد از این دو جهانی خیر و شر

    به فضل الهی و با کمک رهبر عزیز و رئیس جمهور و ملت عزیز ایران ریشه های فساد را در ایران عزیز ریشه کن خواهیم کرد.

  22. درد آشنا گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۴۷

    با سلام مجدد

    ببخشید که این یکی دو روزه با اینکه شما هم سرتون خیلی شلوغه زیاد سوال پرسیدم
    با توجه به پاسخ روشن شما به سوال قبلی من (که واقعاً از شما متشکرم) چرا شخص آقای رئیس جمهور یکبار برای همیشه با پاسخ صریح به این قضیه (و نه مثلاً تکذیب (شاید عنوان از این مطلب گذشتن بهتر باشه) در مناظره) این مسئله را پایان نمی دهند؟
    فکر می کنم که توضیحاتی مثل توضیح جنابعالی برای این موضوع کاملاً قانع کننده باشد.
    با تشکر

  23. حسن گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۲۶

    باسلام
    از آنجائیکه شما مشاور رسانه ای رئیس جمهور هستید پیشنهادی برای وقتیکه بابت صحبت نامزدها علیه کاندیدای غائب داده میشود یک پیشنهاد دارم درصورت صلاح دید به رئیس جمهور منتقل نمائید
    ۱- از حداقل فرصت پاسخگوئی استفاده نمائید و بقیه را به ایشان ببخشید
    ۲- در پاسخگوئی ترور شخصیت هاشمی رفسنجانی توسط حامیان فعلی موسوی و سکوت ایشان در مقابل آنان در حالیکه سمت مشاور خاتمی را داشت یاد آوری نمائید. وسئوال نمائید شما که ادعای حمایت از حقوق شهروندی را دارید چرا در آن زمان که نه پرونده بلکه کتاب عالیجنابان سرخ و خاکستری توسط یاران خاتمی بر علیه ایشان چاپ می شد در مقابل حامیان کنونی خود روزه سکوت گرفته بودید آیا ایشان به اندازه یک شهروند عادی نزد شما اعتبار نداشت و حالا که رئیس جمهور درخواست کرده که آقازادگان ایشان اموال خود را به مردم اعلام و نحوه کسب آن را توضیح دهند شما در نقش قدیس وارد صحنه حمایت از ایشان شده ا ید
    ۳- آیا همسر ایشان شهروند درجه یک هستند و کسی نباید در مورد تخلفات ایشان صحبتی کند وسئوالی طرح نماید؟ و با ذکر سوابق انقلابی میشود از پاسخگوئی فرار کرد؟
    ۴- شما که مدعی اخلاق شده اید آیا رئیس جمهور ایران که هم اکنون نیز این سمت را دارد و منتخب ملت بوده و هر گونه توهین به ایشان در حکم توهین به ملت است به اندازه یک شهروند عادی در نظر شما محسوب نمیشود که حداقل در غیاب او به دوربین خیره نشده و او را به دروغگوئی دشنام ندهید؟آن هم با ذکر آماری که ازانتشار مرجع منتشر کننده آن هراس داشته و روی آن را پوشیده اید تا مردم منبع آمار های کذائیتان را ندانند
    ۵- در آخر با ذکر اینکه از آنجائی که در غیاب رئیس جمهور با دشناهایشان چهره واقعی خود را به مردم نشان دادند و دیگر نیازی به روشنگری بیستر نیست بقیه وقت را به ایشان ببخشند تا آنان مظلوم نمائی نکنند
    با عرض پوزش از حسارت بنده و با آرزوی پیروزی حق

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۶

    با سلام
    مخالفان دولت این موضوع را با هدف جوسازی و جنجال تبلیغاتی دنبال می کنند والبته رئیس جمهور در این زمینه پاسخ مبسوطی را داده است ولی آنها برایشان پاسخ منطقی و برآمده از باورها و اعتقادات اسلامی مهم نیست بلکه آنها در صدد تخریب هستند و با طرح موضوع می خواهند اذهان مردم را نسبت به رئیس جمهور تخریب کنند. دلیل ندارد که هر بار رئیس جمهور به آنها پاسخ بدهد.
    موفق باشید

  25. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۷

    حسن آقا
    با سلام
    نکاتی که شما مطرح کرده اید، کاملا درست است و از آن استفاده خواهیم کرد.
    عزیز و سربلند باشید

  26. ر-م گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۶

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    شب گذشته تا ۳ بامداد خوابم نبرد بیشتر به این فکر می کردم که چرا با توجه به اینکه انتظار می رفت جناب رضایی با راهکار دیگری وارد مناظره شود بر خلاف آن دو که نقطه ضعف هایی داشتن و می شد با یک شیوه تقریبا مشابه هر دو را نا ک اوت کرد همچنان که شد چرا اتاق فکر و اطرافیان دکتر احمدی نژاد در طول این چند روز فرصت دستو العمل متفاوتی ارائه ندادن حتی متاسفانه در حد زمان های تنظیم شده مطلب آماده نکردند تا دکتر کم نیارد با این حال دستاورد های مناظره اول و دوم بحدی است که انشاءالله همین مرحله اول کار تمام شود . هر چند چندان هم بد نبود ولی کوبندگی آن دو را نداشت و……
    با این حال نباید افسوس زمان گذشته را خورد چرا که این سنت الهی است که موفیعت ها و شکست ها همیشه زنجیره وار نیست بلکه این فراز و فرود ها همیشه است .همانطور که گفتم دکتر بر خلاف آن سه یک فرصت و وقت اضافه بسیار حساس دارد که باید در آن روند مناظره اول را بزرگ نمایی کند الخصوص پشت صحنه آن سه را و از این شیوه حداکثر بهره ببرد . با ید عرض کنم ملت تشنه اینگونه بیان است و برنده نهایی کسی خواهد بود که آن را بزرگنمایی کند و بر پاک بودن خود و اطرافیان از این حیظ تاکید کند.همین الان باید زمان دکتر طبقه بندی شود و روی مطالب در زمان های مختلف وقت اضافه کار شود.
    من نمی دانم اگر منعی از طرف رهبری مبنی شیوه مناظره اول و دوم نشده بسیار بهتر خواهد بود که دکتر مجددا از شیوه های مدیریت گذشته و نحوه عمل آنها شروع کند و نمونه های از ویژه خواری ها و… بگوئید و بعد دولت نهم و شخص خودش را پاره کننده آن زنجیره خطاب کند و بعضی نمونه هایی از سنگ اندازی ها آنها را در طول این چهار سال بگوئید و اینکه همه آنها با هر مرامی در این دوره مجددا با تمام ثروت جمع شده آن دوران به میدان آمدن آنهم با نام ملت و اشک تمسح ریختن تا مجددا آن دوران سیاه را بر گردانند.
    در ادامه اگر با ملت عهد ببندن که در صورت انتخاب شدن نفس های آخر ویژه خواران قطع خواهد کرد و بعد راهکار بد هد خوب است .
    بعد از مقدمه بلند فوق که بیشتر وقت اضافه خواهد اگر به چند مورد از اهانت های موسوی و کروبی بپردازد و از جمله اینکه کروبی همچنان نگفته آن پول را چکار کرده و از این دست بسیار خوب تمام خواهد شد.
    با این حال همه ما مامور به تکلیف هستیم انشاءالله نتیجه نیز….
    با تشکر

  27. فرشید/موج ملی گرایی و اوج غرور ملی در سونامی احمدی نژاد گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۶

    تقدیم می شود به نویسنده این مطلب وزین و مخاطبان عزیز این وبلاگ تاثیر گذار:
    http://www.irpetro.com/newsdetail-4995-fa.html

  28. گرین گفت :

    خرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۱

    دوست خوبم سلام.این روزها حسابی خسته شدید.اما در جشن پیروزی دکتر که به حق جشن پیروزی دوباره ی ۲۲ بهمنه خستگیتون در میره.راستی این عکساهم واسه رفعش بد نیستhttp://www.dolateyar.ir/view-396.html
    مراسم فردا هم مشت محکمی به دهان اونایی که میگن دکتر تنهاست.۹صبح.از انقلاب تا مسجد دانشگاه شریف… پخش زنده از خدمت تی وی http://www.khedamttv.com
    ,ضمنا افشاگری از مافیا را اینجا بخوانید http://kalemehnews.com/
    به دوستان هم اطلاع دهید.
    یاعلی مدد

  29. safir گفت :

    خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۴

    اقای جوانفکر
    کامنت من را که در سایتتان نگذاشتید
    این کامنت هم لازم نیست در سایت بگذارید فقط برای وجدانتان مینویسم بنظر من شما از همه اطرافیان و مشاوران اقای احمدی نژاد با منطق تر هستید .
    امیدوارم مبارزه با فساد آقای احمدی نژاد باعث نشود فقط مخالفان سیاسی ایشان مثل آقای رفسنجانی یا آقا ناطق مورد حمله(اگر مبارزه واقعی باشد) قرار گیرند حتا دوستان ایشان هم اگر فاسد بودن در امان نباشند و بعد هم به بهانه این مبارزه در این مملک کار و کسب و تجارت و اقتصاد را تعطیل کنند مثل ۴ سال گذشته
    و امیدوترم مبارزه صرفا حرف یا حتی پرونده نباشد بلکه با روشهای عالی و علمی با وضع قوانین و تن دادن به قانون ( که اولین نفر آن باید شخص رئیس جمهور باشد) اجرائی شود

    موفق باشید

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱

    آقای متین
    با سلام
    حق با شماست و انشاء الله با تغییراتی که در دولت دهم صورت خواهد گرفت ، اینگونه مشکلات سر و سامان پیدا خواهد کرد.
    موفق باشید

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۹

    آقای سفیر
    با سلام
    امیدوارم ناراحت نشوید اما با تاسف بپذیرید که قضاوتهایتان غالبا سطحی است. بی سابقه ترین دوران کار و کسب و تجارت و شکوفایی اقتصادی در دولت نهم تجربه شده است والبته برخورد با مفاسد اقتصادی ربطی به سایر مسائل ندارد و بنده هم امیدوارم در دوره آینده با تغییراتی که در دستگاه قضایی صورت می گیرد، این مساله با جدیت پی گرفته شود.
    موفق باشید

  32. حمید رضا گفت :

    تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۴

    با عرض سلام
    جناب آقای جوانفکر
    چند تا سوال داشتم
    ۱- اگر دکتر از فرزندان یا بستگان هاشمی و ناطق پرونده متقنی دارد چرا ارائه نمی دهد
    ۲- بیزحمت به دکتر برسانید که دلایل انتصاب آقای مشایی را صریح و شفاف با مردم و رای دهندگان به ایشان در میان بگذارند و به انتقادات به ایشان صریحا پاسخ دهند، تا آنها از این تردید در بیایند
    اگر خوتان هم در سایتتان آن را درج کنید ممنون میشم
    ۳- به نظر بنده دکتر نباید دیدار خود را با مراجع و علمای منتقد ایشان مانند آقای جوادی آملی و امجد قطع کند و هر چند سخنان آنها ممکن است برای دکتر تلخ باشد ولی تا آنجا که بنده این آقایان را میشناسم افرادی نیستند که دنبال هوا وهوس خود باشند بنظرم این دو بزرگوار افرادی خوبی برای دکتر باشند که نفس خود را زیر تازیانه سخنان گرمشان قرار دهد تا خدای نکرده انسان در وادی غفلت و حیرانی نیفتد.
    ۴- بحث امنیت اجتماعی مورد حمایت مقام معظم رهبریست اگر دکتر انتظار نداریم که موضع گیری هایی انجام دهد که آقا صریحا مخالف آن موضع ها را گرفتند بالاخره یکی از مواردی که خیلی ها به دکتر رای دادند ولایت پذیری زیاد ایشان بود
    ۵- همانطور که دیدیم رهبری صریحا با اعلام رسانه ای افراد بدون اثبات محلی مخالفت کردند بنظرم ولایت پذیری ایجاب می کند که نظرتان را در مورد اعلام مفسدان قبل از اثبات در جایی را برگردانید
    منتظر جوابتان هستم
    یا علی

  33. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    تیر ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۵

    آقای حمید رضا
    با سلام
    از تذکرات نیک اندیشانه شما سپاسگزارم. بند یک انشاء الله در موقع مناسب عملی خواهد شد. بند دوم نیز اجرا شده است. در مورد ولایت پذیری دولت و آقای احمدی نژاد تردید نکنید. شناخت ، آگاهی و درک صحیح از پدیده ها و رویدادها ، یک چیز است و هوی و هوس یک چیز دیگر. البته با شما موافقم که باید به شدت مراقبت کنیم که در وادی غفلت و حیرانی فرو نیفتیم.
    موفق باشید

  34. حمید رضا گفت :

    تیر ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۸

    سلام آقای جوانفکر
    ممنون بایت جواب هایتان

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر