خط قرمز!

در دنیای امروز کم نیستند کسانی که کار مقدس خبرنگاری را برای دست یافتن به آب و نانی هرچند ناچیز به انجام می رسانند و در عمل جایگاه ، رسالت و چارچوب های اخلاقی آن را به فراموشی سپرده اند. از یاد برده اند که هرخبری ارزش خبررسانی ندارد ، هر راستی را نشاید که گفت و پوشاندن لباس حقیقت به تن دروغ های نان و آب دار، خیانت به انسانیت و آرمانهای بشری است. آنها خود را خبرنگار می خوانند اما از یاد برده اند که بددلی ، بداندیشی ، توطئه ، ترفندهای شیطانی ، تحریف ، وارونه سازی ، القاء ناراستی ها ، باری به هر جهت بودن ، تخریب و تحقیر دیگران ، هیچ نسبتی با هویت و رسالت کار خبرنگاری ندارد.
دقیقا شش ماه پیش بود که دکتر محمود احمدی نژاد از یک مجموعه فعالیت های سیاسی کارانه علیه دولت و اتهاماتی بی اساسی سخن به میان آورد که هر از گاهی به بهانه های گوناگون، علیه همکاران وی در دولت مطرح می شود. رئیس جمهور دفاع از همکاران خود در کابینه را یک وظیفه اخلاقی ، قانونی و ملی توصیف کرد و هشدار داد که کابینه خط قرمز است و به آن دست اندازی نشود.
از آن زمان تا کنون هر از گاهی ، افرادی با عنوان خبرنگار ، موضوع “خط قرمز” را دستاویز سووالی تازه از مقامات قضایی قرار می دهند تا آنها را به واکنش در برابر سخن رئیس جمهور وادار کنند و این در حالی است که منظور رئیس جمهور از خط قرمز کاملا روشن بوده است. ایشان در برابر رفتارهای غیرقانونی ، بهانه جویی ها ، سیاسی کاری ها و اتهامات بی اساسی که به این و آن زده می شود، یک خط قرمز تعیین کرده است تا صلابت و وجاهت قانونی و مردمی دولت از اینگونه آسیب ها در امان بماند و الا کیست که نداند خط قرمز رئیس جمهور قانون است و او پایبندترین فرد به اجرای قانون بوده است اما دکتر احمدی نژاد در همان حال وظیفه دارد از جایگاه ریاست جمهوری با اقدامات فراقانونی یا غیرقانونی نیز مبارزه کند و اجازه ندهد که جایگاههای قانونی و رسمی ، دست مایه اهداف و اغراض سیاسی علیه دیگران بویژه اعضای کابینه اش قرار گیرد.
یکی از خبرنگارنماهای وابسته به جریان اقتدارگرا از آقای رئیس جمهور پرسیده است که آیا آقای جوانفکر خط قرمز جدیدی برای دولت محسوب می شود؟
لبخند معنا دار و وعده یک کنفرانس خبری ، پاسخ رئیس جمهور به این سووال بوده است.
پرواضح است که این سووال انحرافی بازتاب هیچ یک از دغدغه های اجتماعی و سیاسی مردم نیست و تنها بازگو کننده انگیزه های تخریبی جبهه مخالفان اقتدارگرای دولت است. با این وجود پاسخی روشن برای این سووال وجود دارد.
اولا خط قرمز دولت مانند همیشه قانون است و رئیس جمهور نیز به عنوان مجری قانون اساسی وظایفی دارد که باید به آن عمل کند. قانون اساسی همچنین دولت را مسوول محو هرگونه استبداد ، خودکامگی و انحصار طلبی دانسته و او را موظف کرده است تا امنیت قضایی عادلانه را برای همه آحاد جامعه فراهم نماید، بنابراین خط قرمز دولت و رئیس جمهور به روشنی در قانون اساسی تبیین شده است و این خط قرمز صد البته اعضای کابینه را نیز در برمی گیرد. حادثه روزنامه ایران در روز سی ام آبانماه ، نتیجه اقدامات غیرقانونی ماموران و عوامل دادستانی تهران بویژه در بازداشت غیرقانونی مشاور رئیس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی بود که به طور قطع ، امری مذموم و محکوم است و صد البته دخالت رئیس جمهور در این موضوع نیز منطبق بر وظایفی است که قانون اساسی بر عهده ایشان گذاشته است. بنابراین طرح سووال درباره خط قرمز بودن جوانفکر ، کاملا انحرافی است و شایسته پاسخی بیش از یک لبخند معنادار رئیس جمهور ، نبوده است.
گذشته از آن ، مردم سووال می کنند که فردی مسوولیت شناس و مسوولیت پذیر مانند جوانفکر در ۵۲ سال عمر خود حتی یک پرونده قضایی نداشته است اما چگونه است که همین فرد در هفت ماه گذشته یعنی پس از انتصاب به سرپرستی موسسه فرهنگی – مطبوعاتی ایران ، به ناگاه با ۱۵ پرونده قضایی مواجه می شود که بخش عمده آنها به اتهامات بی اساسی مربوط است که دادستان تهران به وی نسبت داده و پای او را به بازپرسی و دادگاه باز کرده است؟!
بنده در احترام به دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها برای بازپرسی به دادسرا رفته ام و از این پس نیز چنین خواهم کرد اما مسوولان قضایی و بویژه دادستان تهران نباید از یاد ببرند که دادگاه دیگری نیز در حال بررسی پرونده هاست. دادگاهی که مردم در آن به قضاوت می نشینند و فراتر از آن نیز دادگاه عدل الهی است که حکم جلب آن ، دیر یا زود به دست ما داده خواهد شد.

۱۲۱ نظر »

  1. محمد گفت :

    آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۴

    صحیفه امام زمان: ۱۶ آبان ۱۳۵۸/ ۱۶ ذى الحجه ۱۳۹۹
    مکان: قم‏
    موضوع: توطئه‏ها و دشمنیهاى امریکا با ملت ایران‏
    حضار: دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان، گروه فنى آماده سفر به کردستان‏
    ج‏۱۰، ص: ۵۲۲
    امروز که جوانهاى ما این‏لانه فساد را گرفتند(سفارت آمریکا) و در مقابل، اینکه آنها بدترین خلق خدا را و بدترین جانیهاى ما(محمد رضا پهلوی) را گرفتند آنجا بردند و نگه داشتند و پذیرایى از او مى‏کنند، و مى‏خواهند معالجه‏اش بکنند، و با این بهانه‏هاى خلاف انسانى. امروز هم الآن توطئه هست، براى اینکه از حسن نیت جوانهاى ما، از صفاى سَریره جوانهاى ما استفاده سوء بکنند. فرض کنید بیخ گوش آنها بخوانند که خوب انگلیس هم مثل امریکا، چه فرقى مى‏کند! بریزند آنجا را خراب کنند. خوب، عراق هم مثل آنجا، چه فرقى مى‏کند، بریزند آنجا را هم بگیرند. فرانسه هم مثل آنها، که ما را معرفى بکنند که نه تنها قضیه روى موازین نیست، قضیه روى هرج و مرج است. اینها مى‏خواهند ما را معرفى کنند که ما مملکتمان هرج و مرج و درهم و برهم و هر که هر کارى دلش مى‏خواهد بکند، تا به دنیا بفهمانند به اینکه یک مملکتى است که محتاج به قَیم است. قَیمش هم کى است؟ آقاى کارتر.

  2. مهوش گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۹

    با سلام و درود فراوان
    دکتر خبر کسالت پیش آمده و حوادث روزنامه ایران قلب من و اعضای خانواده ام و تمام کسانی که حتی یک بار با شما برخورد داشته اند و یا مقالات شما را خوانده اند به درد آورد. از طریق بیمارستان و محل کارتان و راننده شما جویای احوالتان بودم. ولی خبر درستی دریافت نکردم.امروز که این مطلب را از سوی شما دیدم به مرگ سه فرزندم انگار دنیا را به من داده اند و بیماری و تمامی مشکلاتم را فراموش کردم.همیشه از درگاه خداوند متعال برای سلامتی شما دعا می کنم .انشاالله که همیشه سایه شما بر سر ما مردم ایران باشد .دکتر متدین تر از شما و دلسوز تر از شما تا به الان در هیچ زمان و جایی ندیده ام .قدیمی ها میگن وقتی دیدی اسمت زیاد بر سر زبانها افتاده و کسانی که مورد اقبال مردم نیستند بدگوییت را می کنن بدان که راه درستی را در پیش گرفته ای .خدا پشت و پناهت باشد دکتر

  3. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۲

    خواهر محترمه سرکار خانم مهوش الهی
    با سلام و احترام
    بنده شرمنده محبت شما هستم. این اظهاراتی که در باره بنده فرموده اید ، وارد نیست و بنده بسیار کوچکتر از آن هستم که توصیف فرموده اید. سلامتی و موفقیت شما و خانواده محترم را آرزومندم.

  4. نیوشا ضیغمی گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۹

    با سلام خدمت دکتر جوانفکر مشاور رسانه ای ریس جمهور محبوب
    من خیلی خوشحال شدم که خبر سلامتی شما را شنیدم ، همواره بدانید که هنرمندان و بسیاری از دوستدارانتان منتظر روزهای بسیار خوب شما هستیم و براتتون دنیا دنیا سلامتی و تندرستی برای خدمت به کشور عزیزمون رو داریم
    نیوشا ضیغمی
    بازیگر سینما و تلوزیون

  5. حسین محمد زاده گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۵

    سلام اقای جوانفکر
    خوشحال هستم از اینکه شکر خدا سلامتی شما حاصل شده است . امروز دیدم خانم مهوش پیامی زده و شما هم پاسخ داده اید می خواستم بدانم ایشان کیست ؟ ضمنا ایا مصدومان حادثه اخیر روزنامه ایران از مهاجمان شکایت کرده اند.

  6. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۴۵

    آقای محمد زاده
    با سلام و احترام
    از ابراز لطف شما متشکرم. مهوش الهی نام مادر دل شکسته ای است که به بیماری صعب العلاج مبتلاست و بنده توفیق داشتم اوایل سال جاری در منزل محقر ایشان با وی ، همسر و سه فرزند دانشجوی او ملاقات کنم. برخی از پایگاههای خبری زنجیره ای در انعکاس کامنت ایشان و پاسخ بنده “خلاقیت هنری” خود را به نمایش گذاشته اند. برای آنها متاسفم و برای خود و آنها از خداوند متعال طلب هدایت و بخشش می کنم و سلامتی این مادر عزیز را از درگاه حضرت حق خواستارم.

  7. فریاد گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۶

    جناب اقای دکتر ضمن سلام و ارزوی بهروزی هم برای شما و هم برای جناح مقابلتان
    برای من به عنوان یک به زعم برخی ها نخبه این مملکت اصلا مهم نیست که پشت سر شما یا جلوی روی شما چه چرت و پرتهایی میگن مخصوصا در مورد جریان انحرافی. چون برای خودشان هم مشخص نیست یا اگر هست به خاطر ارادت بیش از حد به رهبری است که عقل را از دستشان گرفته است و میگویند چون احمدی نژاد در مقابل رهبری به خاطر مشایی ایستاد دیگر اعتبار ندارد که من قبول ندارم چرا که رئیس جمهور بالاخره باید یک اختیاراتی داشته باشد مگر اینکه رهبری حکم کند. اشکال من به مشایی و شما نیست چون شناختی از شما ندارم و الکی نمیتوانم ایراد بگیرم ولی به اقای دکتر احمدی نژاد علی رغم محبت قلبی و علی رغم اینکه سه بار به ایشان رای داده ام و بار اخر از سر ناچاری و قحط الرجالی بود خیلی انتقاد دارم و از شما به عنوان مشاور ایشان انتظار دارم حتی اگر این مطلب را اینجا پخش نکردید حتما به گوش ایشان برسانید و گرنه در ان دنیا سر پل صراط جلویتان را میگیرم.
    مهمترین ایراد من به ایشان خود رایی و نوعی روحیه دیکتاتور ماابانه ایشان است که از هیچ کس مشورت نمیگیرند وهمه وزرا تابع محض ایشان هستند و این را همه وزرایی که از کابینه کنار میروند بیان میکنند اگر اینگونه نبود باید جوابی درخور به اقایان وزرای سابق داده میشد که نشد. مشورت با نخبگان مملکت اصلا وجود ندارد چرا باید قریب به اتفاق اساتید با ایشان مشکل داشته باشند حتی بسیجیها و مذهبیها. چرا باید ایشان مثل اب خوردن دروغ بگوید در مورد تورم و بیکاری (با عوض کردن تعاریف) اینها هرچند عرفا دروغ حساب نمیشود ولی شرعا اشکال دارد هر چند که شاید بگویید متخصص نیستم ولی از اهل تخصصش شما بپرسید نتیجه را به ما هم بگویید. البته اینها برای رای اوردن مهم است نظر اساتید که برای رای مهم نیست مگر چند درصد جامعه میشوند اصلا از دیدگاه ایشان عددی حساب میشوند. دخالت ایشان در ازادی زندانیان امریکایی چه معنایی دارد البته در این مورد من ایرادی به ایشان نمیبینم ایراد از قضاییه بود که بی عرضگی نشان داد میتوانست حرف رئیس جمهور را عمل نکند تا عملا استقلال خودش را نشان دهد. نه اینکه در مورد میرحسین موسوی و بقیه احمدی نژاد بگوید به من ربطی ندارد و قوه قضاییه مستقل است و در مورد زندانیهای امریکایی قبل از نظر قضاییه ایشان بگوید حل است و فردا ازاد میشوند
    و از این موارد کم نیست که هیچ ربطی هم به جریان انحرافی و از این حرفای مزخرف ندارد و اونایی که پشت سر مشایی و بدون دلیل میگن باید اون دنیا جواب بدن

    در ضمن من منکر خدمات فوق العاده اقای احمدی نژاد در مورد رایانه ها بنزین مسکن مهر و و و نیستم که تو مملکتی که ۱۰ سال طول میکشه تا مردمش بفهمن کارت ملی باید گرفت و یک کارت ملی میشه یک پروژه ۱۰ ساله. پس کار اقای دکتر احمدی نژاد تو اون زمینه ها الحق و الانصاف فوق العاده بوده
    یا علی ان شاالله که نیازی نباشه سر پل صراط همدیگر را ببینیم
    در ضمن در این ایام شهادت امام حسین ما را هم از دعای خیر بی نصیب نگذارید

  8. sdn گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۷

    سلام
    زین پس به جای کلمات پایگاههای خبری زنجیره ای، از جمله متین ونام آشنا وزیبای :
    سایتهای تکفیری استعمال خواهیم نمود!!!!

  9. علی گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱

    اگر این مطلب را نزنید راضی نیستم و بعد …
    با سلام
    جناب آقای جوانفکر یادتون رفته اولین کسی که پرده ها را درید شما بودید .
    میگن مرگ خوبه ولی برای همسایه ؟؟؟

  10. پژوتن گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۲

    دکتر احمدی نژاد َخلقی ز اکرامش خِجل ………………. وین دگر از بینوائی منفعل

    سلام آقای جوانفکر

    آقای جوانفکر از حادثه بسیار ناگواری که برای شما و همکاران محترمتون در روزنامه ایران اتفاق افتاد بسیار متاسف شدم. من اونجا نبودم ولی میتونم احساس کنم که چه شوکی در اون لحظه بهتون وارد شده. امیدوارم که هر چه زودتر به فضل الهی بهبودی کامل پیدا کنید. من واقعاً متاسفم که در کشورمون بعضیها به خودشون اجازه میدن به دفتر روزنامه مشاور مطبوعاتی منخب مردم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای وارد بشن و اون اعمال زشت را انجام بدهند. وقتی با شما چنین رفتار زشتی را انجام میدن یک شهروند عادی چطوری میتونه جرات کنه اظهار نظر کنه. آیا صدمه ای که به قلب شما وارد شد، جبران پذیره؟

    اینها چقدر باید به خودشون شک داشته باشند که از ترس اینکه مبادا شما حرفی بر علیه آقایون بزنید دست به یک همچین رفتارهای غیر انسانی بزنند؟
    آقای جوانفکر شما چه حرفی تا بحال عنوان کردید که ما ملت ده برابرشو ندونیم؟ آیا روزی بوده که دولت مظلوم و خدمتگذار را زیر انواع و اقسام ناسزاگوییها، تهمتها و افتراهای خودشون له نکنند؟ ظرف چند ماه کشور مونرو از کجا به کجارسوندن؟ میگن همین چند جمله ای که در دفاع از دکتر احمدی نژاد در مقابل اینهمه فحش و تهمت و افترا مخالفین گفتید امنیت ملی را به خطر انداخته!
    من میخوام بدونم این آقایون با اون شخصی که اون نامه را نوشت، فتنه ۸۸ را طراحی و مو به مو اجرا کرد چیکار کردند؟ آیا جرات دارند بگن بالای چشم این آقا ابروست؟ آیا جرات دارند به خانواده این آقا از گل نازکتر بگن؟ آیا کشوری در دنیا وجود داره که مفسدین به این شکل در حاشیه امن قرار داشته باشند.

    آقای جوانفکر مداح اهل بیت میاد رکیکترین حرفها رو به رئیس جمهور و رییس دفتر رئیس جمهور میزنه بعدشم نه تنها آزاد میگرده بلکه تشویقم میشه وبه عنوان جایزه صدا وسیما داره برای اولین بار هر شب داره نوحه سرایی این آقا را پوشش میده. نه تنها ایشون بلکه همکار ایشون هم که برای کشتن رییس دفتر رئیس جمهور جایزه تعین کرده بودند هم هر شب از صدا وسیما پخش میشن.

    خدا الهی به شما، دکتر احمدی نژاد و همکارانشون صبر بده. آدم وقتی این رفتارهای زشت رو میبینه بی اختیار یاد آخرین جمله امیرکبر عزیز میفته که گفت “شوق رفتن از میان شماست که رفتن را آسان میکند”.

  11. آیدین گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۸

    جناب آقای جوانفکر،

    با سلام و خسته نباشید،

    به قول آقای هانری لاکردر Henri Lacordaire کشیش کاتولیک، روزنامه نگار و سیاستمدار فرانسوی، که در قرن ۱۹ میلادی میزیست: “میان مستضعف و قدرتمند، این آزادی (آزادی به معنی آزادی بی بندوبار و بدون اصول) است که در بند می کند، و این قانون است که رهایی می بخشد.”

    البته خود قانون هم به جهت این که حقی به نا حق پایمال نشود خط قرمز هایی را برای آزادی افراد تعیین کرده است.

    متأسفانه در ایران، بخصوص تا قبل از به روی کارآمدن دولت نهم، دستگاه قضایی کشور با قدرتمندان و اقتدارگرایان با مراعات رفتار می کرد و بسیار دغدغۀ مخدوش شدن آزادی آنها را داشت، و نیز در بر قراری آزادی، امنیت و عدالت برای آحاد جامعه ناکارآمد بود.

    بعد از به روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد، از نظر ظاهری، دستگاه قضایی تا حدودی جنبۀ عدالت را رعایت می کند، از این روی که دست به گریبان دولت و همکاران آقای احمدی نژاد شده و دیگر مراعات حرمت، امنیت و آزادی این عده افراد دارای قدرت را نمی کند. لذا به لطف عملکرد دولت آقای احمدی نژاد، دستگاه قضایی گامی در راستای عدالت برداشته، پس آقای جوانفکر عزیز و همکاران محترم رئیس جمهور راه تان درست است، لطفا ادامه دهید…

    ولی باز متأسفانه، از یک سو، اقتدار دولت آقای احمدی مبتنی به رأی آحاد مردم بوده و به معنی اقتدار ملی است، و از سوی دیگر این رفتارهای دستگاه قضایی مبنای قانونی ندارد، و محرک آن اغراض سیاسی اقتدارگرایانی است که مشروعیت مردمی، سیاسی و قانونی خود را با به روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد از دست داده اند، و تلاش می کنند با زمینگیر کردن دولت، بخشی از اقتدار خود را حفظ کنند.

    از دیدگاه بنده، تنها راه حل این تناقض که “دستگاه قضایی کشور، خط قرمز دولت آقای احمدی نژاد: اجرای قانون، را بر نمی تابد”، ایجاد اصلاحات بنیادی در دستگاه قضایی کشور است.

    برایتان آرزوی سلامتی، پیروزی و سعادتمندی دارم.

  12. سعیدمحمدی گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۷

    سلام آقای جوانفکر. خوشحالم از اینکه سالم و سرحال به عرصه خبر برگشتید.بنده از نمایشگاه مطبوعات کتاب یادداشت های شما را خریدم و هر از چند گاهی مطالعه میکنم. بسیار جالب صریح و دلنشین نوشته اید. بآارزوی طول عمر و سلامتی شما

  13. فرشید گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۲۶

    سلام

    آقای جوانفکر به نظر بنده که پدرم، برادرم، خواهرم و خودم و آبا اجدادم خبرنگار هستن و بودن به جای جوانفکر بهتر بود شما رو صدا می زدن جوانمرد، جوانمردی که به رغم برخورداری از قدرت، یک لحظه از فکر مهوش و مهوش ها غافل نیست، ضمن آرزوی بهبودی برای سرکار خانم مهوش که محیت کردن و کامنت زیبایی برای شما گذاشتن می خواستم به گوش ص – ر – ا – ط – نیوزی ها، ج – ه – ا – ن – نیوزی ها و … برسونم که بی خود نیست روز برگزاری نشست خبری در روزنامه ایران به محض بروز حوادث شرم آور بعدی مثل تیری که از چله کمون رها شه دویدم و خودمو به شما رسوندم تا اگر لازم بشه سینمو جلویه گلوله های تفنگ به دستایه ضابطین دادستانی قرار بدم یا اینکه اگه لارم شد با قلدری هر چه تمام تر با مشت عدالت به دهان بی عدالتی بکوبم ولی صد حیف که دیر رسیدم….

  14. مهدی گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۴

    دکتر تو سایتهای زرد سر این کامنت مهوش خانوم چه فکرایی که نکردن پشت سرتون

  15. رضا گفت :

    آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۰۳:۰۰

    اقا شما با این حالت الان مطلب نفرست ما برای سلامتی شما نگرانیم.

  16. سعید محمدی گفت :

    آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۶

    سلام آقای جوانفکر عزیز
    تو محکومی به نبستن چشمها,نبستن گوشها,و غیر قابل بخششتر از همه اینکه, تو محکومی که نه تنها بی پروا و با وقاحت دروغ نگفتی,بلکه صدای حقگویت را آنقدر بلند کردی تا خراب شود روی سرتصمیمات اشتباه .

  17. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۲۸

    آقا یا خانم فریاد با سلام و احترام
    خواهش می کنم ایستادگی آقای احمدی نژاد در برابر رفتارهای غلط و غیر قانونی را به عنوان خود رایی ایشان تفسیر نکنید. آقای احمدی نژاد نه روحیه خودکامگی دارد و نه خود رای است. او پیوسته با افراد صاحب نظر مشورت می کند. در سفرهای استانی یک دیدار اختصاصی با نخبگان و فرهیختگان هر استان دارد و ساعت ها می نشیند و حرفها و نظرات آنها را می شنود. به شما اطمینان می دهم که هیچ رئیس جمهوری تا کنون به اندازه آقای احمدی ن‍ژاد با نخبگان در تماس و ارتباط نبوده و به نظرات آنها توجه نکرده است. البته هستندکسانی که خود را صاحبنظر می دانند و همواره خود را طلبکار و دیگران را بدهکار می دانند.
    به نظر شما فردی که درکابینه سکوت وهمراهی و همکاری کرده اما به محض اینکه او را کنار گذاشتند زبان به بدگویی و انتقاد از دولت گشوده ، چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟ اگر دولت بنای پاسخگویی به اینگونه اظهارات را نداشته باشد ، آیا این امر مجوزی برای ذیحق بودن آن فرد است؟ بسیجی و مذهبی کسی است که دلش از کینه خالی است. او دوست دار مردم و عاشق خدمت به کشور و پیشرفت ایران عزیز است. او یک مسلمان انقلابی است . آیا می شود بسیجی و حزب اللهی بود اما احمدی نژاد را که نماد خدمت و کار و تلاش عاشقانه برای پیشرفت کشور و سربلندی مردم عزیز ایران است ، دوست نداشت؟ شما از یک طرف فرموده اید که به آقای احمدی نژاد ارادت قلبی دارید و از طرف دیگر فرموده اید که ایشان مثل آب خوردن دروغ می گوید. اگر چنین باوری داشته باشید ، فکر نمی کنید که دارید به خودتان دروغ می گویید. چطور می شود شما به کسی که مثل آب خوردن دروغ می گوید ارادت قلبی داشته باشید؟ البته مطمئن هستم که دارید اما باورتان این نیست که احمدی نژاد دروغ می گوید. نگاه آقای احمدی نژاد به افراد یک نگاه انسانی است. کاری ندارد که او استاد دانشگاه است یا رفتگر محله. آنچه به انسانها ارزش می دهد ، رفتار انسانی آنها با دیگران و تقوای آنهاست. تصمیم به آزادی سه شهروند آمریکایی زندانی در ایران ، در دستگاه قضایی اتخاذ شد و این مساله را نباید به رئیس جمهور محترم ارتباط دهیدو حتما می دانید که در اینگونه موارد، مصالح کشور و منافع مردم مد نظر تصمیم گیران کشور است.
    سلامتی و موفقیت شما را از خداوند منان خواستارم

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۳۸

    خواهر محترمه سرکار خانم ضیغمی
    با سلام و احترام برای شما و همه هنرمندان عزیز این آب و خاک پاک
    از ابراز محبت شما متشکرم و سلامتی شما و دیگر هنرمندان ایران عزیز را از خداوند متعال مسالت می کنم.
    هدف بنده و شما جز اجرای عدالت و عزت و پیشرفت روز افزون و سربلندی ایران عزیز و اهتزاز پرچم اسلام ناب در سراسر جهان چیز دیگری نیست. مطمئن هستم که تا وقتی نیت هایمان پاک و اراده هایمان استوار باشد ، خداوند نیز از ما پشتیبانی می کند.

  19. ایلیا عرشیا گفت :

    آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۴۸

    سلام
    خیلی خوشحال شدم از اینکه دیدم سرحالید و مطلب جدید نوشتید
    یعد از اون حادثه خیلی نگران شما بودم
    مخصوصا بعد از اینکه عکس شما را در بیمارستان دیدم
    اونا شمشیرو از رو بستند
    درود بر شما که در خط مقدم این نبرد هستید
    سر کامنت خانم مهوش بازی ای که سایتا در اوردند حال منو به هم زد
    روز قیامت انشالله همگی در جهنم خواهند سوخت

  20. فریاد گفت :

    آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۴

    جناب اقای دکتر جوانفکر عزیز خوشحالم که غیر از چپیها یک نفر دیگر هم در بین راستیها پیدا شد که از ازادی بیان نترسد چون خیلی از سایتهای طرفدار شما کوچکترین کامنت انتقادی من را برنمیتابند و نمایش نمیدهند.حداقل در این باب خیلی خوشحال شدم. و امادر باب پاسختان چند نکته را بیان میکنم میدانم که وقت شما مهمتر از این پاسخگوییهاست ولی چون اینها سوالات خیلی افراد دیگر هست دارم میپرسم که شاید جواب خیلی ها را داده باشید و ان شاالله ماهم به راه شما امدیم.
    ۱- ارادت قلبی من به احمدی نژاد قبلا بود والان نیست! اگر احمدی نژاد را دوست دارم به خاطر این است که تنها کسی است که در این زمانه به فکر مردم محروم هست و واقعا دارد به انها خدمت میکند.
    ۲-ایراد من به ایشان را جواب ندادید یا مبهم جواب دادید من میگویم چطور میشود که دربین اساتید دانشگاهی که من استاد انجا هستم از بین ۱۰۰ نفر سال ۸۴ حداقل ۱۰نفر ادعای حمایت از ایشان را داشتند ولی در سال ۸۸ فقط یک نفر. یک عده به خاطر مخالفت ایشان با رهبری در جریانات مختلف از ایشان قطع امید کردند که من کاری به آنها ندارم یک عده دیگر مثل من جوابی برای سوالات بیشماری که پیش میامد نداشتیم که در ادامه برخی از انها را عرض خواهم کرد
    ۳-ایا صرف اینکه دولت بنای جوابگویی ندارد به نظر شما منزه بودن دولت از حرفهای مطرح شده را بیان میکند؟ اگر این جوری است که اقای هاشمی رفسنجانی هم میتوانند بگویند من بنای پاسخ دادن به اتهامات مطرح شده علیه خودم در دوران ریاست جمهوری را نداشتم به نظر من هر اتهامی که زده میشود نه به خاطر شخص خود آدم بلکه به خاطر نظام پاسخ داده شود تا مردم قانع شوند
    ۴- و اما چند مورد از سوالاتی را که هر همکاری ما را میدید میپرسید و طعنه میزد و جوابی برایش نداشتیم
    الف- چرا احمدی نژاد حکم رهبری در مورد وزیر اطلاعات و مشایی را قبول نکرد (هرچند که من میگفتم حق دارد بالاخره باید اختیار داشته باشد) ولی جواب انها این بود که اگر مثلا اقای خاتمی این گونه رفتار میکرد کفن پوش نمیشدید؟ ایا دمار از روزگارش در نمیاوردید؟
    ب- چرا من استاد دانشگاه یک بار هم به این جلساتی که میفرمایید ایشان با نخبگان دارند دعوت نشده ام و فقط یک بار به صورت شخصی به استقبالایشان رفته ام مثل مردم عادی. چرا حتی یک نفر از این اساتیدی که من میشناسم تا به حال دعوت به چنین جلسه ای نشده اند تا حرفهایشان را بزنند.جلسه با دانش اموزان و دانشجویان نخبه که خیلی کار سختی نیست چرا که به انها اگر بگویی خونه میدم و ماشین میدم و امکانات میدم برو تحقیق کن کلی هم راضین. جلسه باید بانخبگانی باشد که در بطن امور باشند و ایرادات سیستم را بگیوند نه اینکه این حرفها در دل من و ماها تلمبار بشه و الان بگم بعد از چند سال
    ج- برکناری متکی با ان وضع فجیع را از ما میپرسن به نظر شما چه جواب به این همکاران بدهم
    د-عوض کردن تعریف بیکاری را میپرسن. جواب میدهیم بر طبق معیار ها و تعاریف جهانی است. میگویند اگر میخواهی خودت را با دوره های قبل مقایسه کنی باید همان تعاریف قبلی را هم استفاده کنی تا سالها. برای بیان نرخ تورم چراباید باز هم تعاریف را عوض کرد؟ چه اشکالی دارد همان تعاریف قبلی را استفاده کرد و در کنار آن این تعاریف جدید را هم یواش یواش اضافه کرد. ایا همه تعاریف جدید باید در همین دولت انجام شوند؟
    ه-چرا احمدی نژادی که همیشه نرخ توم سالیانه را بیان میکند در مناظره یک دفعه باید تورم نقطه ای را بیان کند؟ ایا این زرنگی و به بیان دقیقتر دروغ نیست؟ (دقت دارید که این حرفا را منی دارم میزنم که به خاطر رای نیاوردن موسوی به احمدی نژاد رای دادم نه یک طرفدار دو اتیشه موسوی و الان هم در همان شرایط به احمدی نژاد رای میدم)
    و-چرا در مورد زندانیان فتنه میگوید قوه قضاییه مستقل است ولی در مورد زندانیان امریکایی زودتر از همان قوه میگیود ازاد میشوند
    ز-چرا در مورد هاله نور خیلی راحت میگوید اونکه تکذیب شد در حالی که همه مان فیلمش را دیده ایم وغیر قابل انکار است
    و موارد دیگر
    باز هم میگویم جناب دکتر جوانفکر عزیز من برخلاف بقیه که از شما و اقای مشایی ایراد میگیرن به شما کاری ندارم چون شناختی ندارم و برای همین هیچ حرفی از جریان انحرافی نمیزنم چون نمیدونم جدیه یا ساخته و پرداخته ذهن بعضیها و این رو هم میدونم که اگر شما ها نبودین (منظور احمدی نژادیها) جناح راست مرده بود و عمرا تو هیچ انتخابات ازادی نمیتونست بیشتر از چپی ها رای بیاورد وباید وزن شماها بیشتر از اصولگرایان دیگری که هر چند قدیمیتر هستند ولی واقعا در دل مردم هیچ جایگاهی ندارند غیز از یک عده محدود
    زحمات احمدی نژاد را هم قدر مینهم ولی این موارد و موارد دیگری که می تواند به این لیست اضافه شود اعتبار احمدی را بین جامعه روشنفکر و جامعه مذهبی به صفر برساند . هرچند که رای اورده باشد وباز هم بتواند رای بیاورد چون عامه مردم ازش راضی هستند ایا نباید به فکر خواص هم باشد البته نه خواص دوروبرخودش بلکه خواص منتقد
    یا علی
    بازهم ممنون که وقت گذاشتین

  21. امیر سپنتا گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۳۰

    حاجی خیلی خوشحالم که حالتون خوبه. نمیدونم تو نمایشگاه یادتون هست یا نه، که وقتی دستتون گرفتیم و فشار دادیم چی گفتیم. گفتیم تا آخرش باهاتیم حاجی.یا علی

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۶

    امیر آقا
    با سلام و احترام
    از ابراز لطف شما متشکرم. امیر آقا تا آخرش با خدا باشید که حتما هستید بهتر است تا با آدم ها. آدم ها آسیب پذیرند و تا وقتی قابل تاییدند که در مسیر حق گام بردارند.
    به هر حال دعا کنید که همه ما تا آخرش در راه خدا ، اسلام ، انقلاب و امام و رهبری باقی بمانیم. (انشاء الله)
    موفق باشید

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۱

    جناب آقای بهمن صمدی
    با سلام و احترام
    از اینکه با نگاه چپ و راست آدم ها را ارزش گذاری می کنید متاسفم. یکی از گرفتاریهای جامعه ما این است که برای چند دهه کشور را به دو جناح چپ و راست تقسیم کردیم و هرگاه از چپ ناامید شدیم به راست رو کردیم و هرگاه از راست سرخورده شدیم به چپی ها دل خوش کردیم و صد البته هم در این تقسیم بندی اشتباه کردیم و هم در رویکردمان به آنها! بنابراین خواهش می کنم با بنده بر اساس این تقسیم بندی برخورد نکنید. بنده نه راست هستم و نه چپم. به هیچکدام آنها هم به عنوان یک جریان سیاسی امید ندارم.
    پاسخ سووالات شما را با این هدف نداده ام که به خواست شما برای همراه شدن با ما عمل کرده باشم بلکه هدف بنده فقط روشنگری است و خواهش می کنم با رویکرد دیگری روی پاسخ ها حساب نکنید.
    از جمله موارد تاسف بار این زمانه آن است که انسانها کمتر در رفتارها و مواضع خود جانب انصاف و اعتدال را رعایت می کنند. معمولا همه حق را به خودمان می دهیم و هیچ حقی برای طرف مقابل خود قائل نمی شویم و چنین رویه ای دور از انصاف است. از شما به خاطر اینکه منصفانه با آقای احمدی نژاد برخورد کرده اید ، متشکرم.
    نفرموده اید که شما در کدام دانشگاه تدریس می کنید . برایم مهم است بدانم که این کدام دانشگاه است که استادانش تا این اندازه از مردم جدا افتاده اند! از یکصد استاد فقط ده درصد آنها در سال ۸۴ از آقای احمدی نژاد منتخب مردم حمایت کردند؟! و در سال ۸۸ این تعداد به یک درصد یعنی یک نفر کاهش یافت؟!
    اگر منصفانه و عالمانه به صحنه نگاه کنیم و حتی اگر به سخنان رهبر حکیم و فرزانه انقلاب توجه کنیم ، به روشنی در می یابیم که هیچ رئیس جمهوری در ادوار گذشته به اندازه آقای احمدی نژاد از رهبر انقلاب تبعیت نکرده است و عجیب آن است که حضرت عالی ایشان را به مخالفت به رهبری در جریانات مختلف؟! متهم کرده اید در حالی که رئیس جمهور هرگز و حتی برای یک لحظه و حتی در مخیله اش ایستادن در برابر رهبری نگذشته است.
    بنده نگفتم که پاسخ ندادن دولت به ادعاها و اتهامات نشانه منزه بودن دولت است بلکه عرض کردم پاسخ ندادن دولت به شبهات و ابهامات نشانه وارد بودن یا درستی ادعاها و اتهامات نیست. تعجب می کنم که از این سخن شفاف جهت مقابل آن را نتیجه گرفته اید؟!
    اشتباه بسیاری از افراد از جمله شما این است که بر اساس معیارها و مناسبات ذهنی خودتان به قضاوت در باره ارتباط رهبری و رئیس جمهور می پردازید. حکم و نظر رهبری عزیز در همه امور ساری و جاری است. حکم رهبری در مورد وزیر اطلاعات و آقای مشایی از سوی رئیس جمهور اجرا شده است. چرا به ناحق قضاوت کرده اید. مقام معظم رهبری فرمودند که آقای مشایی معاون اول نباشد و هم خود ایشان تبعیت کرد و هم رئیس جمهور محترم طی نامه ای بر تبعیت از دستور رهبری عزیز تاکید نمود. در مورد وزیر اطلاعات نیز نظر مقام معظم رهبری اجرا شد و آقای مصلحی در کابینه حضور دارد و به عنوان وزیر اطلاعات مشغول کار است. مقایسه آقای خاتمی با آقای احمدی نژاد قیاس مع الفارق است. مگر بیانات رهبر عزیز انقلاب را در باره نزدیک بودن دیدگاههای آقای احمدی نژاد با خودشان نشنیده اید؟ چطور است که این سخنان را از رهبر معظم انقلاب می شنوید ولی بازهم اظهارات ناصواب همکارانتان را به عنوان سووالات بدون پاسخ مطرح می کنید؟!
    دلیلی ندارد که رئیس جمهور فقط با اساتید دانشگاه رایزنی و مشورت داشته باشد. دولت متشکل از یک بدنه کارشناسی گسترده است و تصمیماتی که در سطح دولت اتخاذ می شود از لایه های مختلف کارشناسی عبور می کند و سپس به مرحله تصمیم گیری می رسد ، بنابراین شما نباید انتظار داشته باشید که رئیس جمهور صرفا با استادان دانشگاه مشورت نماید هر چند نظرات آنها نیز مهم است و باید شنیده شود اما نخبگان و فرهیختگان فقط متمرکز در استادان دانشگاه نیستند و رئیس جمهور در سفرهای استانی با بخش عظیمی از نخبگان و صاحبنظران دیدار و سخنان انتقادی و تند نمایندگان آنها را می شنود و آنهایی را که درست و وارد تشخیص بدهد به کار می بندد.
    برخلاف تبلیغات مسموم صورت گرفته ، برکناری آقای متکی از سمت وزارت امور خارجه به هیچوجه فجیع نبوده است. اگر وزیر کشور را در حین انجام یک سفر خارجی برکنار کنند، می تواند محل سووال و ابهام باشد اما برکناری وزیر امور خارجه به هنگام حضور در خارج محل سووال نیست. ضمن آنکه ایشان ماموریت خود را در سنگال به پایان رسانده بود که خبر برکناری اش را دریافت کرد.
    بیکاری در هر زمانی و در هر جامعه ای تعریف خاص خود را دارد. نمی شود یک تعریف وارداتی را برای همیشه مبنا قرار دهیم و بر آن پافشاری کنیم . اگر دولتی با استدلال و منطق صحیح ، تعریف جدیدی در نظر گرفت ، نباید مورد سرزنش قرار گیرد. در جامعه در حال تحول ایران که عرصه های جدیدی را در اقتصاد تجربه می کند و حتی بسیاری از کشورها قصد پیروی از الگوهای اقتصادی این کشور را دارند ، باید تعاریف جدید با تکیه بر الگوهای بومی ارائه شود.
    استفاده از تورم نقطه به نقطه یک امر رایج در گزارش دهی از مسائل اقتصادی است و اتفاقا به صورتی روشن نشان می دهد که دولت در مسیر درستی حرکت می کند یا خیر؟ آیا آقای احمدی نژاد را باید به خاطر این مساله محکوم کرد؟ واقعا دوستان شما به کجا می روند؟
    رئیس جمهور طبق قانون اساسی پس از رهبری دومین مقام رسمی کشور و مسوول تنظیم مناسبات داخلی و خارجی کشور است. اگر رئیس جمهور پس از تعامل با مقامات ارشد کشور ، خواستار آزادی دو یا سه زندانی آمریکایی شود آیا باید او را بازخواست کنیم؟ حتما چنین رویکردی به دولت و رئیس جمهور قابل سرزنش و غیرقابل دفاع است. در مورد مساله هاله نور توضیحات زیادی داده شده است و اگر این مساله همچنان به عنوان یک مساله لاینحل برای شما باقی است ، بهتر است برای همیشه مجهول باقی بماند.
    از اینکه به سبب مشغله زیاد قادر به ادامه بحث با شما نخواهم بود پوزش می خواهم.
    موفق باشید

  24. مهوش گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۸

    بسم الله الرحمان الرحیم
    آن روز که به دلیل برنداشتن حجابم در دبیرستانهای رژیم پهلوی مورد تمسخر قرار گرفتم وآن زمان که موشکهای رژیم بعث عراق منزل پدریم را ویران وعزیزان و همشهریانم را پرپر کرد و امروز که با بدنی زمینگیر نماز اول وقتم ترک نشده است هیچگاه گمان نمی کردم به دلیل تشکر از یک بزرگ مرد انگ منافق یا ضد انقلاب به من بزنند .
    مردی که تنها کسی بود که بعد از گذشت نزدیک به ۱۰ سال از بیماریم با نهایت افتادگی به دیدارم آمد و دل خانواده ام و به خصوص دخترم را شاد کرد.
    بیماری که تمام رمق من و زندگی خانواده ام را گرفته است و تنها شمارش لحظه ها را برای وداع با خانواده ام عایدم کرده است.
    گناه این بزرگمرد این است که مانند خیلی ها ی دیگر نیست که تا به جایگاه و سمتی می رسند قصد استفاده از امکانات و گرفتن امتیاز و نشستن در اتاق های مجلل دارند .
    ایشان آخرت خود را با این دنیای پرزرق و برق معاوضه نکرده و پیگیری مشکلات مردم چه از طریق نهاد فرهنگی ایران و چه شخصا و………سرلوحه کار خویش قرار داده است.
    به این ایام محرم شهادت می دهم که متدین تر دلسوزتر و افتاده تر از ایشان در طول ایام زندگی ام ندیده ام .
    شما نوشتید اظهار ارادت من به شما می گویم خانواده من و خیلی از خانواده های دیگر حاضرند جانشان را برای دکتر بدهند چون ایشان پشتیبان مردم و از جنس مردم هستند.

  25. سید گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۱۶

    سلام
    با توجه به اینکه آقای فریاد(احتمالاً استاد دانشگاه )در وب اینجانب هم کامنت گذاشته بود ودخواست کرده که جواب دهم لذا به خدمت ایشان عارضم که برادر عزیز نمی شود که شما هیچ ردی ونام ونشانی از خودتان به جا نگذارید وبعد هم مدعی بشوید که استاد دانشگاه هستید وسئوالاتی بپرسید که تناقضات این سئوالات غیر قابل باور هست مانند اینکه بفرمائید من از جوانفکر شناخت ندارم ودر عین حال وی را به جناح راست بچسبانید ویا اینکه بدون معرفی خودتان ، خود را نخبه فرض نمائید وانتظار دعوت به جلسه نخبگان را داشته باشند ،
    اصلاً شما که خود را معرفی نمیکنید آقای جوانفکر از کجا پیگیری کند که آیا شما را دعوت کرده اند یا نه؟
    برادر عزیز شهامت داشته باشید واگر شما را دعوت نمی کنند خودتان پیش قدم شوید وبا نوشتن نام ونشان خودتان از اقای جوانفکر طلب کمک کنید والا هرکسی با یک نام مستعاری مانند فریاد می تواند خود را نخبه فرض کند البته من منظورم شما نیستید فقط بعنوان مثال عرض کردم،

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۲

    خواهر خوبم سرکار خانم مهوش الهی
    شما این بنده حقیر را شرمنده مهربانی ها و محبت های خود کرده اید. به طور قطع شایسته آنچه در باره بنده فرموده اید نیستم و از ابتلاء به خودبزرگ بینی به خدا پناه می برم.
    از خداوند متعال که ذره ذره هستی تحت نظارت و مدیریت او قرار دارد، عاجزانه شفای عاجل شما را خواستارم و از اینکه برخی افراد جاهل و غافل به ساحت شما اسائه ادب کردند ، از شما پوزش می خواهم و مطمئن هستم که به لطف و بزرگواری خود آنها را خواهید بخشید و برایشان از خداوند رحمت و مغفرت طلب خواهید کرد. خداوند علاوه بر سلامتی کامل ، به شما مادر عزیز و فداکار ، عزت روزافزون عطا کند. انشاء الله

  27. مسلمان ایرانی گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۴۶

    آقای جوانفکر
    به خدا قسم باید جواب بدهید
    ۱- بازداشتتان تهدید امنیت ملی شد در حالی که خود می دانید مجرم اید
    ۲-دادگاهتان را نرفتید در حالی که مجرم بودید
    ۳-دادگاه که هیچ / حبسی هم نکشیدید چون گردن رفقایتان کلفت است
    ۴- تریبون بزرگترین مفسدان ایران هستید

    راستی جناب جوانفکر دارم فکر می کنم زور چه کسی به شما و رفقای گردن کلفتتان می رسد .
    مردم که نرسید.
    پلیس که نرسید .
    قوه قضائیه که نرسید.
    رئیس جمهور نرسید .
    نمایندگان نرسید.

    زور خدا که بهتان می رسد ؟ آنرا که نمی توانید با پول بخرید و آشنا جور کنید و سند های کلان بگذارید تا ولتان کند؟!!

    جناب جوانفکر

    و خدایی که در همین نزدیکی است…..

  28. ن.ف گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۸

    با سلام و احترام خدمت دکتر جوانفکر عزیز چگونه ممکن است جناب فریاد یکی از اساتید نخبه دانشگاه باشد و چنین افکار عامیانه ای داشته باشد؟! آیا واقعا اساتید دانشگاهی ما تا این اندازه سطحی نگر و ساده اندیشند؟!

  29. رضا از تربت جام گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۳

    با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای جوانفکر
    خیلی خوشحالم از اینکه مجدد شما را سالم و سرحال با یه مطلب تازه توی وبلاگ میبینم, امیدوارم همیشه سرحال و شاداب در کنار خانواده محترمتان و همچنین مثل همیشه ثابت قدم و استوار بدون هیچ گونه واهمه ای در خط صحیح آرمانهای این انقلاب باشید, این را بدانید شما تنها زیر هجمه و فشار این افراد نیستید بلکه در جای جای ایران اسلامی هر کسی از آرمانهای دکتر احمدی نژاد و شما حمایت میکند تحت فشار و تعقیب قرار میگیرد اما خودتان به ما آموخته اید که از این فشارها و تهدید ها نترسیم و پیرو و دنباله رو خط انقلاب و ولایت باشم , و این را بدانید که مردم با بصیرت و آگاهی مسائل را میبینند و شما را دوست دارند .
    موفق و پیروز و سربلند باشید

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۷

    آقای مسلمان ایرانی
    با سلام و احترام
    فرموده اید که باید جواب بدهم. پس بخوانید:
    ۱- بنده مرتکب هیچ جرمی نشده ام. اگر شده ام شما بگویید که جرم بنده چیست؟
    ۲- شاید امروز تنها مسوولی باشم که یک پایم در دادگاهها و دادسراها و یک پای دیگرم در محیط کار و خانه اش است. آیا ۱۵ پرونده اتهامی در طول ۷ ماه مسوولیت کافی نیست که مشتری ثابت دستگاه قضایی بشوم؟! چرا بی دلیل متهم کرده اید که به دادگاه نرفته ام. هیچ احضاریه ای نبوده است که به آن عمل نکرده باشم.
    ۳- گردن ما در برابر قانون و حق از مو باریکتر و در برابر ظلم و بی عدالتی قوی و نیرومند و به قول شما کلفت است. اگر طبق قانون به زندان محکوم شوم ، گریزی نیست و حبس را به جان می خرم.
    ۴- روزنامه ایران تریبون مفسدان نیست اما رسواکننده دست های آلوده ای است که به طور پنهانی از مفسدان حمایت می کنند و سپس با جار و جنجال می خواهند رد گم کنند.
    ۵- ما نه به کسی زور می گوییم و نه زیر بار حرف زور می رویم. زور را آنهایی می گویند که با تخلف از قانون به روزنامه ایران و همکاران بنده تعرض کردند و البته به لطف الهی ناموفق بودند.
    ۶- در برابر زورگویی ها ما جز خدا هیچ تکیه گاه دیگری نداریم. امثال شما در ظلمی که به بنده و همکارانم شده و می شود ، شریکید و خدایی که در همین نزدیکی است ، گواه بر شراکت شما در ظلم است.
    امیدوارم از هدایت الهی بی نصیب نمانید
    ۴-

  31. محمد جاسبی گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۵

    سلام آقای جوانفکر.من یک سوال دارم از شما.اگر امروز پلیس بنده را در خیابان شریعتی به علتی جریمه کرد و بعد سر پیچ شمیران دوباره یک پلیس دیگر قصد جریمه کردن من را داشت آیا اجازه دارم از دوستان قوی هیکل ام که در ماشین هستند خواهش کنم پلیس مذکور را مورد ضرب و شتم قرار دهند؟
    این که شما می فرمایید من برای احترام به قوه قضاییه بارها برای بازجویی یا دادرسی مراجعه کرده ام اصلا توجیه رفتارهای عجیب این دفعه شما و دوستان محترم تان نیست.شما آبروی ایران را بردید.

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۵۹

    آقای جاسبی
    با سلام و احترام
    شما درست می گویید اما بنده هیچ دوست قوی هیکلی در ماشینم نداشتم و آنهایی که اعتراض کردند برشی از جامعه محسوب می شوند که به اقدام خلاف قانون آن مامور سرپیچ شمیران اعتراض داشتند. توجه کنید که بنده هیچ رفتار عجیبی را از خود نشان ندادم. کسانی که برای بازداشت اینجانب به روزنامه ایران مراجعه کرده بودند ، هیچ حکمی همراه نداشتند و کارشان برای بازداشت بنده خلاف قانون بود. با این حال از آنها خواستم تا صبر کنند موضوع در سطوح بالاتر مرتفع شود اما آنها حاضر به همکاری نشدند و بنده هم آماده شدم تا با آنها به دادستانی بروم اما همکارانم این کار آنها را خلاف قانون دانستند و در واقع مانع از ادامه رفتار غیرقانونی شدند. فکر می کنم در معرفی بنده به عنوان مسوول رفتن آبروی ایران به ناحق قضاوت کرده اید. لطفا توضیحات بنده را به سرکار خانم مومنی که از آی پی شما پیام زده است نشان دهید
    موفق باشید

  33. مهدی گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۱۴

    با سلام
    حوادث روزنامه ایران به واقع در چهارچوب قانونی نبود.واز این جهت متاسفم.
    امیدوارم حال عمومی تان خوب شده باشد ودوباره به زندگی عادی برگشته باشید.
    جناب جوانفکر!
    فرمودید:
    “کیست که نداند خط قرمز رئیس جمهور قانون است و او پایبندترین فرد به اجرای قانون بوده است ”
    در اینکه باید رئیس جمهور از عوامل و زیر مجموعه خود دفاع کند شکی نیست ولی چنین ادعایی نیازمند بررسی همه جانبه از سوی دستگاههای مسئول است نه شخص رئیس جمهور چرا که هیچ ماست بندی نمی گوید ماستم ترش است.

  34. احمد گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۵۱

    سلام علیکم آقای جوانفکر!
    خدا قوت!
    آقای جوانفکر! یاد یک جمله از دکتر افتادم که از امام خمینی نقل میکرد:
    “برای رد شدن از صراط، باید از جهنم گذشت!”

    آقای جوانفکر! تا بوده حق و حقیقت اینچنین مورد ظلم بوده…

    اما خدایی هم هست که دست حیله گران را رو مکند و آنها را رسوا!

    چه زیبا نیچه ملحد می گوید: “خدایی که مکر و حیله نداشته باشد و ساده باشد را قبول ندارم و این خدا مرده است!”
    یکی نبود به او بگوید: و مکروا مکر الله و الله خیر الماکرین…
    آقای جوانفکر! جز دعا کاری از ما بر نمی آید…

  35. آیدین گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۰۳:۱۸

    جناب آقای جوانفکر،

    با سلام،

    با عرض پوزش این مطلب ربطی به موضوع یادداشتتان ندارد.

    بنده دلیل صف مردم در برابر صرافی ها برای خرید دلار و یورو و بالا رفتن قیمت آن را اصلا متوجه نمی شوم. اگر این صفها برای فروش دلار و یورو بود یک چیزی، اگر در فصل تابستان بودیم و مردم به مسافرت می رفتند، یک چیزی، اگر اروپا و آمریکا در اوج رشد اقتصادی بودند و دلار و یورو ذخایر ارزش معتبری بودند یک چیزی …

    شما مدیرعامل ایرنا هستید لطفا اطلاع رسانی کنید مردم پولشان را دور نریزند.

    در بهران اقتصادی کنونی اروپا ناشی از بدهی های کشورهای Euro Zone، اگر وابستگی اروپا به واردات انرژی نبود مدتها بود که، جهت کم کردن وزن بدهی ها، ارزش یورو را به میزان قابل توجهی کاهش داده بودند. ولی امروز کشورهایی مثل یونان و ایتالیا و شاید بزودی فرانسه، نیازهای نقدینگی خود را با وامهای بالای ۷% تأمین می کنند (به جای ۲%). با توجه به میزان تولید ناخالص مالی آنها در این شرایط ، بسیاری از این کشورها توانایی بازپرداخت این بدهی خود را نخواهند داشت. لذا خطر فروپاشی یورو روز به روز محتمل تر است. افرادی که امروز یورو خریداری می کنند آیا فکر می کنند مارک آلمان خریده اند یا پول اسپانیا، یونان و ایتالیا را؟ افرادی که به این کشورها وام دادند، دیروز چنین اشتباهی کردند و امروز دارند زیان سنگین آن را می پردازند.

    وضع دلار و اقتصاد آمریکا اگر از بدتر از اروپا نباشد بهتر نیست …

    امروز پولهای کشورهایی مثل ایران و یا چین، از پشتوانۀ قویتری برخوردارند.

    سلامت و پیروز باشید.

    جهت اطلاع میزان درصد بدهی نسبت به تولید ناخالص ملی، در کشورهای عمدۀ جهان در سال ۲۰۱۱:

    ایران = %۹
    روسیه = %۱۲
    چین = %۲۷
    ترکیه = %۴۰
    هند = %۶۲
    برزیل = %۶۵
    اسپانیا = %۶۷
    انگلستان = %۸۱
    آلمان = %۸۳
    کانادا = %۸۴
    فرانسه = %۸۷
    آمریکا = %۱۰۰
    پرتغال = %۱۰۶
    ایتالیا = %۱۲۱
    یونان = %۱۶۶
    ژاپن = %۲۳۳

    منابع: IMF, EuroStat, Fed de Saint Louis, Banque de France

  36. آیدین گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۹

    جناب آقای جوانفکر لطفا این راهم به کامنتم اضافه کنید:

    همچنین در مورد مشکلات پیش آمده در رابطه با توزیع سکه به مردم و هجوم دلالان به شعب بانکها، راه خیلی بهتر این بود که بانک مرکزی برای شهروندان امکان بازکردن حساب سپردۀ سکه در شعب بانکهای بزرگ کشور ایجاد می کرد.
    این چنین هر شهروندی که می خواهد سکه خریداری کند ابتدا یک حساب سپردۀ سکه در بانک خود باز می کند، سپس از بانک سکه خریداری می کند و پولش را از حساب ریالی خود می پردازد. و ابتدا بانک سکه ها را وارد حساب سپردۀ سکه او می کند، و سپس ساحب حساب هر وقت که لازم داشت با مراجعه به بانک از حساب خود سکه برداشت می کند و یا برعکس اگر در منزل خود تعدادی سکه داشت می تواند آنها را به حساب سپردۀ سکۀ خود بریزد. این گونه امکان سوء استفادۀ دلالان از میان میرود، و خریدوفروش سکه هایی که بانک توضیع می کند از امنیت و سلامت بالاتری برخوردار می شود. همچنین شهروندانی که بخشی از سرمایۀ خود را به سکه تبدیل می کنند می توانند در کمال امنیت می توانند آنها را در حساب سپردۀ سکۀ خود پسانداز کنند.
    این مسئله به سادگی قابل مدیریت است، و امروز تدابیر بانک مرکزی خیلی بچه گانه و ناسنجیده است.
    می بخشید آقای جوانفکر اینها ربطی به موضوع یادداشتتان ندارد ولی این حرفهایم را نمی دانم چگونه به گوش مسؤلان برسانم …

    سلامت و پیروز باشید.

  37. نادر گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۷

    http://mjavedan.blogfa.com/post/126
    تکرار حادثه عاشورا دور از انتظار نیست

    تیتر و سوتیتر جالب سایت رفسنجانی
    http://qods.info/?p=2835

    http://www.kianpress.com/view-449.html

    تا دیروز علی اکبرای خمینی حافظ ملت بودن امروز علی اکبرای خامنه ای(حفظه الله)

  38. آل یاسین گفت :

    آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۹

    پهلوی ضریح توام اما به چه وضعی!

    در این آشفته بازار هیاهو و جنجال های خبری علیه رئیس جمهور و همکارانش که روح لطیف مردم ایران را خسته کرده است شاید خالی از لطف نباشد گاهی نیم نگاهی به طنز داشته باشیم:

    حالا که شده نوبت وام من ، از این رو
    اینقدر مشو جان رضا ضامن آهو

    زُوّار تو هستند ز هر قوم و ز هر رنگ
    سر گرم طواف تو به هر شکل و به هر بو

    پرسید کسی ، میرسد آیا به جلو دست؟
    گفتم که: من اینجا ، چه خبر دارم از آن تو !

    چون قوّت چشمان مرا حدّ و حدودی ست
    حتی اگر اقدام کنم با خم ابرو !

    در صحن هم آقا ! به خدا بود نصیبم
    گه دسته ی جارو و زمانی خود جارو

    پهلوی ضریح توام اما به چه وضعی!
    خدّام تو نگذاشت برایم پک و پهلو

    با فلسفه و منطق و طب کار ندارم
    بیمار تو را نیست نیازی به ارسطو

    صد بار برانی اگرم از درت ، آقا !
    این زائر آواره مگر میرود از رو ؟!

    این اشعار از آقای ناصر فیض شاعر طنزپرداز است.

  39. مدیریت وبسایت گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۱۷

    جناب آقای جوانفکر ضمن آرزوی سلامتی بجای بستری بودن در تخت بیمارستان و شادی بجای زیر فشار قرار گرفتن توسط حامیان ثروت و فساد اقتصادی به بهانه ویژه نامه و نظایر آن و ضمن آرزوی موفقیت همانند قبل در زمینه انتخابات مجلس که در چند ماه آینده برگزار خواهد شد لطفآ با دوستان هماهنگ کنید تا چنانچه دولت و حامیان دکتر احمدی نژاد در نظر دارند لیستی ارایه دهند در جریان قرار گیریم تا به معرفی این افراد که مسلمآ همانند رییس جمهور روحیه انقلابی و تلاش گرانه برای آبادانی ایران دارند ، بپردازیم.
    موفق و موید باشید.
    “مدیریت وبسایت http://www.rahimmashaei.ir/

  40. بنیامین گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۲۶

    با سلام
    اگر ملاک قوه قضائیه قانون است و آنها مخالف نشر اکاذیب و تهمت و.. هستند، چرا امثال آقایان ذوالنور- مهدی طائب، شریعتمداری، داوود احمدی نژاد و… براحتی سخیف ترین و غیرانسانی ترین توهینها را نثار رییس جمهور میکنند؟ چرا براحتی به منتخب ملت و دولت عزیز توهین میشود؟ این نوع برخورد قوه قضائیه نشان دهنده رفتار قبیلگی است

  41. دولت مهر گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۹

    سلام جناب جوانفکر
    خیلی خوشحال شدم که بلاخره تصمیم گرفتید سایت شاهد را به روز کنید.
    خبر بستری شدنتان قلب ما عاشقان دکتر را به درد آورد و سلامتی تان شادمان کرد.
    اتفاقات پیش آمده در موسسه ایران هرچند تلخ بود اما تنها مزیتی که داشت این بود بار دیگر بر مظلومیت دکتر و اطرافیانش صحه گذاشته شد.
    امیدواریم همیشه سلامت باشید و با وجود افرادی چون شما تنها رسانه های دولت فعال باشند.

  42. حمیدی گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۰

    سلام بر شما

    به قول مظلوم ترین عضو کابینه درب یکی از این سایت ها به جهنم باز می شود.

    التماس دعا

  43. منتظرخورشید گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۰۲

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر
    و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدی
    و احفظ قائدنا و سیدنا امام الخامنه ای
    واحفظ الامیر رئیس المحمود احمدی نجاد
    بحق مولانا الامام المهدی روحی و ارواح لنا فدا
    و اهلک اعدائهم اجمعین
    سلام علیکم
    بسیار خوشحالم که یکبار دیگه شما سلامت میبینم انشاالله و به کوری چشم دشمنان جریان ۲۷خرداد همیشه سالم و سلامت باشین

  44. پژوتن گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۲۱

    “واکنش دادستان کل کشور به اظهارات نماینده مشهد
    قضایی – دادستان کل کشور، ضمن تایید صدور قرار مجرمیت برای تعدادی از متهمان پرونده تخلف مالی اخیر ،صدورحکم بازداشت برای علاءالدین بروجردی را تکذیب کرد.
    سخنگوی قوه قضائیه درباره صدور حکم بازداشت برای علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت این خبرصحت ندارد.
    دادستان کل کشور همچنین اظهار داشت: قضات پرونده فقط در چارچوب قانون عمل می کنند و غیر از ملاحظات قانونی و قضایی ملاحظه دیگری ندارند.
    حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای با رد برخی اظهارات در مورد این پرونده اعلام کرد تاکنون هیچ کیفرخواستی صادر نشده است.
    گفتنی است جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در مصاحبه با یک سایت خبری گفته بود قاضی پرونده برای برخی متهمان کیفرخواست صادر کرده و در نظر دارد برای علاءالدین بروجردی حکم بازداشت صادر کند.
    منبع: خبر آنلاین ”

    آقای جوانفکر سلام

    من میخوام بدونم چرا بعضی ازدوستان در حاشیه امن قرار دارند و فکر میکنند با داستان ساختگی سفارت انگلیس ما دیگه همه چیز را فراموش میکنیم؟ این انگلیس سال ۸۸ کاری نبود که انجام نداده باشه بعد این دوستان الان یادشون افتاده باید روابط را کاهش بدن؟
    این داستان سفارت انگلیس دیگه واقعاً خیلی تابلو بود. حداقل یک کاری میکردن فیلمنامشرو بهتر مینوشتند. من فکر میکنم از همین فیلمنامه نویس های صدا وسیما انتخاب کرده بودند. همه چیز این داستان قابل پیش بینی بود. اولّش آقای ق. (که سفرهای سالیانه ایشونرو به آلمان، سوییس، فرانسه و ….شاهد هستیم) یکهو سوپر انقلابی میشن ویاد درختهای باغ قلهک میفتند که باید باغ قلهک پس گرفته بشه. بعد دو نفر از مجلس اون طرح کاهش روابط را تصویب میکنند؟ بعد از بین اونهمه دانشجو یکهو یک جماعت ده پونزده نفره تصمیم میگیرند برن توی باغ و درهای باغ هم به طرز معجزه آسایی یکی بعد از دیگری باز میشه! بعد اینا میرن مدارک جاسوسی پیدا میکنن.

    اینها با اینکه جون دیپلماتهای مارو در سر تاسر دنیا به خطر انداختند به خاطر منافع سیاسی چند نفر، ولی قوه قضائیه این آقایونرو آزاد میکنه برن!
    آیا این صحیحه که ما به خاطر زیاده خواهی یک عدّه یک همچنین هدیه کریسمسی به این بزرگی به دولت انگلیس بدیم؟
    ما بنا بود با تهدید خسارت جنگ جهانی ازشون یک عالمه امتیاز بگیریم، بعد حالا اونه از ما تقاضای غرامت کردن؟
    یعنی منافع شخصی اینقدر ارزش داره که آدم در جهت منافع دوول استعماری حرکت کنه؟
    جالب اینجاست که بعد میان بین خودشون جنگ زرگری هم راه میندازن! یکیشون میگه کار خیلی خوبی بود، باز اون یکی میگه کار خیلی بدی بود. حالا هم که دیگه گندکار در آمده میخوان بندازن گردن جریان انحرافی!
    ولی آقای جوانفکر من دلم روشنه که به فضل الهی مردم جواب همه افراد زیاده خواه را در انتخابات آتی مجلس با رأ یشون طوری خواهند داد که دیگه نتونند سرشونرو بین مردم بلند کنند.

  45. فاطمه گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۹

    سلام آقای دکتر جوانفکر
    خیلی خوشحالم که سالم و سلامت هستید
    حوادثی که اتفاق افتاد شدیدا قلب ما جوون ها رو به درد اورد
    از اینهمه تبعیضی که توی فضای جامعه امون هست اونم از طرف نهادی که اصولا عدالت رو باید رعایت کنه، شرمگین و غصه داریم .
    تا شما و امثال شما برای ما الگوی ایستادگی هستید
    ما جوون ها پشت دکتر و آرمان هاش وایستادیم .

    در پناه حق

  46. محب گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۱

    سلام آقای جوانفکر و خدا رو شکر بخاطر بهبودیتون. یک توصیه بیربط: اگر شما مشکل قلبی دارید و احساس فشار تو قلب و قفسه سینه دارید چرا حجامت نمیکنید؟ از این درمان الهی و توصیه پیامبر اکرم استفاده کنید و اثر معجزه آسای او رو به چشم بینید. البته بیشتر پزشکان مخالف این عمل هستند ولی واقعیت این است که اگر همه ایرانیان حجامت بهار و پاییز را در برنامه زندگیشون داشتند کاسبی جراحان قلب و عروق تخته میشد! و چیزی به اسم سکته و سی سی یو نبود. سالم و سربلند باشید

  47. فخا گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۹

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و عوانه و المستشهدین بین یدیه…
    التماس دعا \ یاحق.

  48. امیر ناصری گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۴

    سلام دکتر جان
    روزی که در نمایشگاه دیدمتان به شما گفتم که هر کسی را می بینیم منحرف هست! مردم عشق شان و باورشان به دکتر لکه دار نشده است. مردم سر بزنگاههای سیاسی جواب خناسان را خواهند داد. دکتر جان روز آخر نمایشگاه بنده با ضربات قمه مورد حمله قرار گرفتم و لب تابم را به غارت بردند شاید مطلبی از سایت دولت ما گیرشان بیاید همان روز فهمیدم که استقامت بر راه درست بی هزینه نخواهد بود. روزی که خبر ضرب و شتم شما و برادر خوبم اقای سلطانی را شنیدم هم ناراحت شدم و هم خوشحال. خوشحال از اینکه دست مخالفین دکی جون از منطق خالیست و با چماق می خواهد منطق زور را حاکم کند. اقای جوانفکر به راهی که مهندس و دکتر در پیش گرفته اند ذره ای شک ندارم و مطمئنم که این راه تا سرکوب زورگویان در کاخ سفید ادامه خواهد داشت بنده خیلی علاقمند هستم که در این مسیر کمک و یاور دولت و جنابعالی باشم. خدمتگزاری در این دولت کریمه بی مزد و منت برایم ارزوست خواهشا ترتیبی فراهم اورید تا در کنارتان به مجاهدت بپردازم بنده و اقای سلطانی خبر گزارش صاحبخانه جناب مهندس را باهم گرفتیم ایشان از نزدیک بنده را می شناسند. برایتان سلامتی و موفقیت ارزومندم(مطلب خصوصی)

  49. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۹

    فاطمه خانم
    باسلام و احترام
    از ابراز محبت شما صمیمانه تشکر می کنم .سلامتی ، موفقیت و عزت شما را خواستارم.

  50. نسترن گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۳

    سلام آقای جوانفکر عزیز

    ضمن اینکه دومین سالگرد استاد بزرگ مرحوم کردان رو به شما و جناب دکتر احمدی نژاد تسلیت می گم برای شما آرزوی سلامت کرده برای دادستانی آرزوی دادگستری نموده و عزت و سربلندی ایران سرافراز رو از خدا می خوام.راستی من یادم رفت بگم که از زمان ارسال کامنت مهوش خانم و هوچیگری سایت های به قول معروف تکفیری با وبلاگ وزین شما آشنا شدم خدا قوت بده به شما که جهاد اقتصادی رو معنا کردید…در شاهد ایران ایرنا کار کردن و مشاور رییس جمهور بودن کار هر مرد نیست…
    خداحافظ ای مرد کار و عمل و عدالت

  51. سامان الف گفت :

    آذر ۲۳م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۲۶

    سلام جناب آقای جوانفکر

    خدا قوت

    بعد از ماجرای شرم آور و تلخ حمله به روزنامه ی ایران خیلی خوشحالم که سالم و سلامت هستید و از این بابت خدا رو شاکرم. و آرزوی توفیق و سلامتی روز افزون برای شما و همکارانتان دارم.

    ای کاش به جای چنین حرمت شکنی هایی شاهد دستگیری بازیگر اصلی فتنه ی ۸۸ ( جناب بُت بزرگ!!) و فتنه ی امروز بودیم هر چند که به بعید می دانم چاقو دسته ی خودش را ببُرد و نباید انتظاری از قوه … داشت!!!!

    ان شاالله با ظهور مهدی موعود (عجل الله فرج شریف) وعده ی خدا محقق می شود و ظالمانی که حاضر به توبه نیستند هم مجازات سنگینی خواهند شد.

    اللهم عجل لولیک الفرج

  52. شیرین گفت :

    آذر ۲۴م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۳۵

    سلام اقای جوانفکر
    بلا به دور ..انشاءلله همیشه سالم و سلامت باشید
    وقتی که توهین به شما وهمکارانتان در روزنامه ایران را شنیدم خیلی ناراحت شدم به خصوص رسانه های داخلی با بی توجهی از کنار این رفتار بد گذشتند !! واقعا دراین مورد مظلوم واقع شدید.. ولی ازیک جهت دیگر خوشحال شدم که شما مانند بعضضضضضضضی ها که هوچی گری میکنند و با شور هیجان برای رسانه های بیگانه درد دل میکنند شما وهمکاران محترمتان صبوری به خرج دادید واین کار از شما سرنزد ودشمن راناامید کردید ..به عنوان یه شهروند ایرانی به دلیل رفتار بدی که با شما وهمکارنتان شد ما عذر خواهی میکنیم

  53. علی گفت :

    آذر ۲۴م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۴

    لطفا نظرتان را درباره پرتاب کفش به دکتر احمدی نژاد در ساری بفرمایید.
    ممنون میشوم مشروح پاسخ دهیدوازموضع دکتراحمدی نژادهم بگوئید.

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۲۴م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۵

    سرکار خانم شیرین
    باسلام و احترام
    از ابراز لطف شما خواهر گرامی صمیمانه تشکر می کنم. بارها از شبکه های فارسی زبان بیگانه با بنده تماس گرفتند و قصد مصاحبه داشتند. بنده ضمن احترام به آنها تصریح کردم که حاضر به گفت و گو نیستم و این یک مساله داخلی است. بنده با رسانه های داخل کشورم گفت و گو می کنم و نیازی به انعکاس آن در بی بی سی یا سایر شبکه های رسانه ای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. چندی پیش یکی از سه برادر معروف در نیویورک در پاسخ به خبرنگار بی بی سی گفته بود که سگ زرد برادر شغال است و حاضر به گفت و گو با او نشده بود. او بعدا این حرف را به مردم ایران هم فروخت و در رسانه های داخلی قیافه حق به جانب گرفت که بله من چنین حرفی را زده ام! بنده این نوع برخورد را قبول ندارم و آن را اسلامی و زیبنده نماینده جمهوری اسلامی ایران نمی دانم. آن فردی که به نمایندگی از سوی بی بی سی قصد مصاحبه با یک نماینده جمهوری اسلامی ایران را دارد قبل از هرچیز یک انسان است و احتمالا هموطنی است که در تشخیص مسیر دچار اشتباه شده و دست تقدیر او را به خبرنگار بی بی سی فارسی هم تبدیل کرده است. ما به عنوان مسلمان حق نداریم به او توهین کنیم. بلکه باید به او به عنوان یک انسان احترام کنیم اما از گفت و گوی رسانه ای با او عذرخواهی نماییم. درست است دولت انگلیس و دولت آمریکا به مثابه سگ زرد برادر شغال هستند اما این امر در هر موضوعی کاربرد ندارد. به هر حال مطمئن باشید که بنده حتی یک لحظه مایل یا قادر به تحمل خوشحالی و شادمانی دشمن نیستم و همواره به این مساله توجه خواهم داشت.
    سالم وسربلند باشید

  55. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۲۴م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۱

    علی آقا
    با سلام و احترام
    پرتاب کفش به سوی فردی مثل آقای احمدی نژاد نشانه اوج نابخردی است و البته شنیدم که مردم با او برخورد کرده اند. به هر حال او اشتباه بزرگی را مرتکب شد که دستمایه تبلیغات منفی علیه ایران قرار گرفت اما با این حال به بنده گفتند که رئیس جمهور محترم دستور رسیدگی به مشکلات او را صادر کرده اند.
    موفق باشید

  56. مهدی گفت :

    آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۲۸

    جناب آقای جوانفکر
    سلام
    پاسخی را که به خانم شیرین دادید را خواندم و چند نکته به ذهنم رسید .

    ۱ _ هنر مقام معظم رهبری پس از انتخابات سال ۸۸ این بود که جو جامعه را از آن تند روی که بوجود امده بود به سمت جو آرامش و عقلگرایی سوق دهند ولی کسانی بودند که حتی از خطبه های مقدس نماز جمعه با سخنرانی های اتشین خود آنچنان جو را تند می کردند که تنها خوراک ان را رسانه های بیگانه می بردند و هیچ سود داخلی نداشت و بدتر باعث می شد مردم از اقشار مختلف نسبت به هم بد بین شوند

    ۲_ در کجای شریعت اسلام امده است که می توان برای مقابله با دشمنت به او توهین کنی

    ۳_ من به شما قول می دهم که ادب و متانت جناب آقای مهندس مشایی حتی در برابر آنانکه وی را کافر ، جاسوس ، رمال ،یهودی ،… نامیدند سبب می گردد تا مردم به حقانیت و مظلومیت وی و دکتر احمدی نژاد پی ببرند .

    ۴_ ما در مقتل امام حسین می خوانیم که ایشان در آن لحظه ی پایانی عمر شریفشان و در قتلگاه با نگاه محبت آمیزشان نسبت به دشمنانی که برای بریدن سر ایشان خود را آماده می کردند سبب گردید تا آنان از عملشان خجالت بکشند …

    با تشکر

  57. حمیدی گفت :

    آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۰۶:۰۳

    سلام جناب جوانفکر

    نمی دانم تله تکست تلویزیون را می خوانید یانه ولی در قسمت عناوین روزنامه ها تازگی ها روزنامه ی ایران را یک روز درمیان یا دو روز درمیان نشان می دهد در حالی که عناوین بقیه ی روزنامه ها اعم از جمهوری اسلامی و کیهان و رسالت و ابتکا ر و ابرار و جام جم و جوان و مردم سالاری تقریبا به طور ثابت و روزانه منتشر می شود.
    معلوم نیست از تیتر های روزنامه می ترسند یا قصد توهین و تحقیر روزنامه ی ایران را دارند یا چیز دیگری هست.
    لطفا با این اقدامات نادرست مقابله کنید

  58. حمیدی گفت :

    آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۰۶:۰۴

    راستی می خواستم از ویژه نامه ی جمعیت که در اواخر تابستان منتشر کردید تشکر کنم و بار دیگر از ویژه نامه ی ارزشی خاتون.
    موفق و موید باشید.التماس دعا

  59. سید گفت :

    آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۸

    سلام
    من خودم را منتقد بعضی کارها واعمال مشائی می دانم چون بعضی از اعمال وی را حداقل در بعضی موارد در راستای تکمیل پازل تخریب دکتر احمدی نژاد می دانم ولی با این همه نمی توانم نفرت وتاثر خودم را از بداخلاقی های بعضی از فحاش ها اعلام نکنم به نظر حقیر دادستانی محترم تهران به جای تعقیب لحظه به لحظه آقای جوانفکر، که به ادعای خودش برای دستگیری وی گروهی را به جلسه مصاحبه در روزنامه ایران فرستاده بود تا اگر مطالب جلسه مشکل دار بوده باشد جوانفکر را دستگیر بکند(نقل به مضمون)لذا دادستانی محترم می تواند سری هم به بعضی از وبلاگهائی مانند{حسین طناز}http://shahde-mashhood.ir/post-254.aspx زند تا ببیند که چطور در روز روشن اجداد مادری یک مسئول در جمهوری اسلامی ایران وحتی یک انسان مسلمان را بد … ویهودی معرفی می نمایند وآب از آب تکان نمی خورد
    بخشی از مطلب این فحاش را ذیلاً جهت قضاوت افکار عمومی ذیلاً می آورم:
    حسین طناز:
    (اولین اقدام اسفندیار پس از به قدرت رسیدن چیزی نبود به جز اظهار ارادت به اجداد مادری … خود یعنی مردم یهودی اسرائیل!…)
    وا اسفا به این جو اخلاقی جامعه و وا اسفا به بعضی مسئولین ناظر که چنین چرندیاتی را می بینند ودم بر نمی آورند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

  60. پژوتن گفت :

    آذر ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۱

    آن یکی نوری، ز هر عیبی بری ……………….. وین یکی کوری، گدای هر دری

    سلام آقای جوانفکر

    در مورد همون آقای معروفی که فرمودید، در تاأیید صحبتهای شما بنده هم چند جمله اضافه کنم. این آقا چندین ماه پیشتر یا شاید حدود یکسال پیش یکهو شروع کرد به تعریف و تمجید از رییس جمهور، بعداً که دید چیزی عایدش نشده شروع کرد به یک سری فعالیتهای دیگه.

    ایشون اخیراً تشریف آورده بودند آمریکا و چندین مصاحبه ترتیب داده بودند با چند تا شبکه مشهور آمریکایی. اول از همه ایشون به زبان انگلیسی تسلط کامل ندارند و دایره لغاتشون اونقدر بالا نیست که بتونند توی یک بحث سیاسی از واژه های مناسب استفاده کنند. ثانیاً ایشون توی زبون فارسی که تسلط کامل دارند، نتو نستن در بین مردم مقبولیتی پیدا کنند و حرفاشون خریداری نداره. بعد ایشون چطوری به خودشون اجازه میدن سر خود بیان به نمایندگی از مردم ایران بیان در مورد هرموضوع حساسی با شبکه های خارجی
    مصاحبه کنند. ایشون فکر کردن رییس جمهورن؟ توی هر مصاحبه ای این آقا نهایتاً شکست خورد. چارلی رُز اکثر سوالاتی را که بار آخر از رییس جمهور کرده بود از این آقا کرد. این آقا همون سوالات را طوری جواب داد که اصلاً من مات و مبهو ت مونده بودم که این آقا از قصد داره اینجوری جواب میده. اصلاً ایشون کاره ای نیست که بخواد در قضیه هسته ای اظهار نظر بکنه. مصاحبه ها و حرفهای ایشون برای ما هزینه های جبران ناپذیر داره. من به عنوان یک شهروند معمولی نظر خودمرو میگم. ولی به نظر من اینکارهایی که این آقایون انجام میدن عجیبه. این مثل یک باج خواهی و تهدید از رییس جمهور و ملت ایران که اگر بخواین قدرترو از ما بگیرید ما این بلاهارو سرتون بیاریم. شماببینید ظرف چند ماه کشوررو به چه نقطه ای رسوندن. مثل بختک خودشونرو انداختن رو مردم.
    نه رهبر میشناسن، نه رییس جمهور میشناسن، نه ملت میشناسن. دو تا حزب دروغی درست کردن، هر دو تا حزبم دارن از یک کاسه آش میخورن. بسه دیگه، مردم از دستتون خسته شدن. بذارید رهبری، رییس جمهور، مردم نفس بکشن. ببخشید آقای جوانفکر من بعضی وقتها طولانی درد دل میکنم، ولی واقعاً به جز همین سایت ساده شما جایی نیست که آدم بخواد درد دلاشو بریزه بیرون. در هر صورت خدا الهی به شما و دولت خدمتگذار توفیق روزافزون بدهد که با اینهمه سنگ اندازی هر روز تلاشتونرو بیشتر میکنید.

  61. آشنا گفت :

    آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۲

    محمود پی کسب ریاست نبود/او اهل ریا و اهل منت نبود
    محمود فدایی ره خامنه ای است/در خط ولایت اهل کرنش نبود
    محمود خروشیده به بتهای زمان/او خارکننده بت زنده بود
    گویند که انحراف داری دکتر/این مصرع شیخ شرح حال تو بود:
    در دهر چو من یکی و آن هم کافر/پس در همه دهر یک مسلمان نبود

  62. رضا از تربت جام گفت :

    آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۶

    با سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای جوانفکر
    مقاله بسیار با درایت و روشنگرانه شما را در روزنامه ایران دیدم و از خواندن آن احساس غرور کردم که همچین رئیس جمهوری با چنین همکاران و دلسوزانی در این کشور بزرگ خدمت میکنند, خدا شما و همه دلسوزان واقعی مردم را برای این مردم حفظ کند و به فضل پروردگار همیشه مایه شکست قدرت طلبان و بد خواهان باشید , مردم شما را تنها نخواهند گذاشت.
    موفق, پیروز و سربلند باشید.
    ( یدالله فوق ایدیهم )

  63. سید جویا گفت :

    آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۱۵

    درود بر یاور منحرفین عاشق ایران اسلامی ، آقای جوانفکر خیلی وقت بود دلم میخواست برای شما بنویسم ، از بار اول که شما رو در ولنجک در همایش حامیان گفتمان انقلاب اسلامی از نزدیک دیدم که بعدا اون همه سناریو ساختند و واقعا اگر خودم آنجا نبودم باورم میشد که یک جلسه ی تبلیغاتی هست ، تا وقتی که از رسانه های ضد انقلاب شرح دستگیری شما رو البته با مقداری آب و تاب شنیدم ، فکر کنم حامیان دکتر ، اولین جریان سیاسی هستند که هم از خارج مورد سرزنش اند و هم از داخل و از دل بعضی افراد که القابشون رو ۲ کامیون نمیتونه بکشه اما بصیرتشون اندازه عالیجنابه و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب اون ، که دشمن ترین دشمن مردم ایرانه میریزند ، امسال به هم سن های من میگن رای اولی ، اما فقط نمیخوام با یک رایم به دکتر کمک کنم ، تا جایی که در توانم هست دارم برای آگاه کردنه بقیه تلاش می کنم.
    فقط تنها نگرانیم مشخص شدن سره از ناسره هست ، تو این فضای غبارآلود که کسی بگه دست احمدی نژاد درد نکنه شب تا صبح خدمت کرده به مردم ، میریزن سرش و ۱۰۰۰ جور توهین بهش می کنند ، من از کجا متوجه بشم کدوم کاندیدا واقعا همراه نظام و دکتر هست و بعدا مثل آقای همیشه مخالف یا آقای الف.ت ناتو از آب در نمیاد؟

    لطفا راهنمایی کنید

  64. حامی احمدی نژاد گفت :

    آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۹

    دکتر عزیز! لطفا این پیغام را به گوش رئیس جمهورم برسانید.
    با تشکر.

    سلام مرد ارزشی و اسطوره واقعی…
    سلام رئیس جمهورم…
    به این اطمینان دارم که احتمالاً جوابی هم نخواهم گرفت. ولی برای دل خود می نویسم برای تو که در این دنیای پرتلاطم یکه و تنها ایستاده ای در برابر ظلم و جور … برای تو که تنها مسئول واقعاً ولایی هستی … برای تو که بزرگی …
    من از وقتی که شما را شناخته ام عاشق منش؛ رفتار ؛ نظرات؛ کردار و … و … شما شده ام ؛ در انتخابات با وجود اینکه چیزی نداشتم؛ ولی هرچه در کل زندگیم جمع کرده بودم در ستاد های شما هزینه کردم… وظیفه ام بود … چون خودم خواستم… چون شما از جنس خودمانی… در امور سایبری؛جوانان؛ بسیجیان و کمیته های دانشجویان و شاخه های مختلف ستاد های شما و در شهرستان های گوناگون فعالیت داشتم…در زندگی هم هرآنچه از خدا خواسته ام به لطف ایزد منان رسیده ام؛ سوابق علمی؛پژوهشی؛ اختراعی؛ فرهنگی ؛ کسب مقام های مختلف و … و … . جز یک خواسته ام. همیشه از خدا خواسته ام برای یک بار هم که شده از نزدیک با شما باشم؛ برای یک بار هم که شده افتخار بوسیدن دست شما را داشته باشم.
    دکتر جان … هرکه مرا می دید می گفت اگر احمدی نژاد رئیس جمهور شود؛ تو حداقل استانداری! در حالی که نمی دانستند من حتی یک شغل ساده هم نتوانستم ؛پیدا کنم! حتی با شما که در این مورد از سایت شما و جاهای دیگر نامه نگاری کردم؛ نتیجه ای نگرفتم!دکتر جان من به خاطر پست و مقام و منصب و پول و … شما را دوست نداشتم که برنجم و بلافاصله هم در اردوگاه مقابل؛ در مقابل شما بایستم! دکتر جان! من عاشق شما بوده و هستم! عاشق کردارو افکار شما! چیزی ندارم در این راه دهم ! یک جوان ۲۴ ساله ساده! نه ماشینی! نه خانه ای؛ نه پولی هیچ چیز! فقط یک جان که با تمام وجود تقدیم می کنم برای لحظه ای با شما بودن!!
    بزرگوارا! هیچ درخواستی ندارم؛ هیچ چیزی نمی خواهم! اصلاً قول می دهم وقتی شما را دیدم؛ حرف هم نزنم(مطمئنم نخواهم توانست که حرف بزنم) … فقط دیدار شما که فاتح قلب منی هستید که عاشق شمایم… می دانم نتیجه ای از این نامه نخواهم گرفت؛ ولی چون این سایت منتسب به یکی از دوستدارن شما بود؛ برای تسکین دل خود نوشتم … یا حق

  65. مهران گفت :

    آذر ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۹

    با سلام.
    آقای جوانفکر عزیز از شما خواشمندم در اولین فرصتی که دکتر احمدی نژاد را دیدید،از طرف من روی ماهش رو ببوسید و بگویید:دکتر دمت گرم
    بگویید جوانی به اسم مهران گفت خدا پشت و پناه توست،مگر یوسف را که در چاه انداختند،خدا تنهایش گذاشت که تورا هم تنها بگذارد؟!؟!
    لطف خدا به آه مظلومان دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد…
    خدا نگه دار جومونگ ایران زمین و گروه دامولش باشد.

  66. جامانده گفت :

    آذر ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۲

    بنام خدا
    با سلام و درود بر پیغمبر اسلام و آل مطهرش
    و باسلام خدمت شما جناب آقای جوانفکر و تمام دوستان عزیز که مراتب حق خواهی خود را عرض کرده اند
    جناب آقای جوانفکر ، خدا به شما و رئیس جمهور عزیزمان سلامتی عنایت فرماید . به محض اطلاع از کنفرانس مطبوعاتی شما مرخصی گرفتم و خود را به روزنامه ایران رساندم چون حدس می زدم جریان تمامیت خواه اقدام غیر قانونی و غیرعقلانی می کند . شاید با کنار شما بودن کاری از دستمان بر می آمد . چون خبرنگار نبودم و اصرار کردم همکاران شما مساعدت کردند و اجازه دادند در کنفرانس مطبو عاتی شما حضور یابم . تقریبا تمام سوالات خبرنگاران مختلف را شنیدم و همچنین پاسخ منطقی ، قانونی ،و ارزشی شمارا ،متاسفانه و ظاهراچند دقیقه بعد از رفتن من حمله کردند و سعادت نداشتیم در کنارتان باشیم. (البته این یک ضعف عدم سازماندهی می باشد که در انتها پیشنهادی خواهم داشت ). به نظر بنده دلیل هجوم غیر قانونی عوامل تمامیت خواه به شما و همکاران عزیزتان بر می گردد به تضاد اندیشه ضد استکباری ( داخلی و خارجی )رئیس جمهور با استکبار ،بالاخره اسرائیل و آمریکا و دیگر عواملشان ( داخلی و خارجی ) باید یک جایی انتقام خودشان را بگیرند و همچنین پاسخ شما به آخرین سوالی که خبرنگار فارس در مورد ارتباط جریان انحرافی و دولت با اختلاس و مدیر عامل فراری بانک ملی مطرح کرد و شما گفتید که ” در یک پروژه در حال بررسی به اطلاع مردم خواهید رساند که خبرگزاری شما ( فارس ) در طول مدت مدیریت آقای خاوری بطور متوسط ماهانه یک مصاحبه اختصاصی در تائید عملکرد ایشان انجام داده ودر پایان این بررسی معلوم خواهد شد که خاوری را چه کسانی آوردند ، مطرح و اثبات کردند( با عرض پوزش به نظرم نزدیک به چنین پاسخی دادید ) لذا آقایان هول شدند و نگران از نتیجه این بررسی گفتند : بگیریمش تا پروژه بررسی تکمیل و افشاء نشود . ببخشید آخرش یخورده عامیانه گفتیم تا برای همه قابل درک باشد . در مورد سازماندهی طرفداران رئیس جمهور عزیز هم فکری بکنید . خدا یارو یاورتان باشد . خوشحال می شوم نظرتان را بدانم . یا حسین زهرا

  67. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۳۳

    آقای جامانده.
    با سلام و احترام
    ضمن تشکر از ابراز لطف شما ، جا دارد به این نکته اشاره کنم که همکاران بنده در روزنامه ایران یک ویژه نامه تحقیقی در باره حمایت های صورت گرفته از خاوری طی دوران مدیریتش بر بانک ملی را تهیه کرده بودند که در نظر داشتیم آن را منتشر کنیم. این ویژه نامه چهره کسانی را که حامی اصیلی خاوری بودند ، رسوا می کرد و از جمله خبرگزاری فارس را که به طور متوسط هر ماه یک مصاحبه اختصاصی از قول خاوری مخابره کرده است. به هر حال عوامل دادستانی و انتظامی به چاپخانه های ایران هجوم آوردند و بدون ارائه هیچگونه حکمی همکاران بنده را بازداشت و حتی یک شب آنها را در بازداشتگاه نگه داشتند و دهها هزار نسخه از ویژه نامه “دست های آلوده” را با خود بردند. خسارت سنگینی به موسسه مطبوعاتی ایران وارد شده است که هیچکس آن را جبران نکرده است.علاوه بر این به راننده های بیگناهی که ویژه نامه ها را برای توزیع بارگیری کرده و به شهرستان ها انتقال داده بودند، حکم کردند که از شهرستانهای مختلف به تهران بازگردانند و به آنها نیز ضرر وارد شده است که باید روزنامه ایران پرداخت کند. به هر حال این رفتارهای غیرقانونی هیچ توجیهی ندارد و بنده آن را ظلم و برخلاف مبانی نظام اسلامی و انقلاب می دانم.
    موفق باشید

  68. محمد غ گفت :

    دی ۱م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۶

    انتخاب شایسته شمارا درامورصداوسیماتبریک میگویم
    باسلام و درود به یار وهم فکررئیس جمهور مردمی برادرجوان فکر
    امیدوارم خداوندبهبودی کامل به شما عطاکندتا همیشه پشتیبان وسنگربان خوبی برای مردم ورئیس جمهور حق طلب باشید.
    من دوراول درستادهای جناب احمدی نژاددر شهرستان تربت حیدریه فعالیت داشتم ولی دردوره دوم که در غرب تهران فغالیت داشتم که بنابر اقداماتی که بعدا درمصاحبه با روزنامه اعتمادگفته بودیدناراضی بودم ولی ازاوخرسال گذشته متوجه شدم چه کسانی درجنگ روانی علیه مردم نقش داشتند ومیخواهم این دورجبران مافات کنم البته شمااگربه کامنت هایی که ازپارسال {دروبلاک وسایت های که علیه جناب مشایی یادولت نوشتندجوابی درخورشان نویسندگانشان گذاشتم }نگاه کنیدمتوجه میشویدکه همیشه طرفداردولت و جناب مشایی وکلهروطرزتفکرتان بودم ومیخواهم لیاقت خودم رادرانتشاراین فکراندیشه {چون باورکردم احمدی نژادیک شخص نیست بلکه یک مرام عقیده جهانی هست
    که انسانهاحالا دارندمتوجه میشوند}بکارگیرم پس خواهشمندم موقعیتی بدهیدتادوستان وآشنایانی که دارم درراه خدمت به ایران اسلامی بکوشیم. من دردوره گذشته مسئول ستادانتخاباتی کاندیدای دیگری بودم که به انتخاب جناب رئیس جمهورتبریک گفتم ومدتهاست که دوستان وهمفکرانم می خواهندتاارتباطی باجنابعالی داشته باشم وحال اگرلیاقت خدمتگذاری به دولت ومردم به ما بدهیدممنون میشویم ضمنادرخراسان رضوی هم فعالیت کاری دارم هم آشنایان واقوام که همه دوستدارخدمت هستند.خواهشمندم وقتی درنظربگیریدتاخدمت برسم وراه کارهایم راه ارائه نمایم باشد که مقبول واقع گردد.
    چون ایدای دارم برای ایثاگران که اگراجراع شودخوب جواب می دهدخودم همه جزوخانوادایثارگران میباشم باتشکر

  69. سید گفت :

    دی ۱م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۶

    سلام
    ناکامی خبرگزاری مهر در تلقین تقابل شهید تهرانی مقدم با دولت احمدی نژاد!

  70. محمد مهدی گفت :

    دی ۲م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۳

    در موسم رزم وزمان پایمردی — آمد دوباره شیر میدان، پایمردی
    آمد زه ره مالک رخی یوسف ضمیری—سرباز با همت به میدان دلیری
    برلب سرود وحدت و وحدانیت داشت—آنکه درخت مهر را در میهنم کاشت
    شد جلوه خشم الهی بر عدویم—پر کرد از عشق ولی(عج) جام و سبویم
    از آشنایی گویمت، خاکی جمالش— پر شد به گیتی حسن و تدبیر و کمالش
    ایران به لطف سعی او آباد گشته— دشمن به مکر و کید او بر باد گشته
    فریاد دین خواهیش بر جان ها رسیده— قامت ز اهریمن از ایمانش خمیده
    گرچه هزاران زخم کین بر سینه دارد— اما دلی پر مهر و چون آیینه دارد
    الحمدلله عاشقی آغاز گشته— سوی امام عصر(عج) دل ها ساز گشته
    الحمدلله عاشقان آغاز کردند— سوی امام عصر(عج) دل ها ساز کردند
    شکر خدا محمود بر صدر است مارا—الگوی رحمت، مهر و عشق است و مدارا

  71. سرباز خمینی کبیر گفت :

    دی ۲م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۱۸

    آقای جوانفکر عزیز خبر حمله به دفتر شما واقعا” باعث اندوه فراوانی در دل ما شد، شما انسان روشن ضمیری هستید و حتی ظاهر با تقوای شما گویای این مطلب است، متاسفانه سخنان دکتر عزیز ما مخصوصا در مورد گمرک و ریشه های اختلاس جریان عبوس و بی رحم تمامیت خواه را عصبانی کرد و بی رحمانه بر دوستانی که سلاح آنها قلم است تاختند، آقا جوانفکر عزیز در حوادث انتخابات سال ۸۸ شما نباید در مقابل خشونت سکوت میکردید و باید با مدیریت بحران اجازه عرض اندام به گروههای خودسری که آفت جان انقلاب شده است نمیدادید، گروههای خودسری که حتی دست مداح های انها هم رو شده است و مداحی که اسم مبارک ائمه از دهانش خارج میشود، به فحاشی علیه احمدی نژاد میپردازد، از شما و دوستانی هم که به هاشمی توهین میکنند گله مند هستم، من انتقادات بسیاری به هاشمی دارم ولی ایشان باور کنید دلسوز انقلاب است، توهین و رفتار حذفی نتیجه معکوس دارد، منطق احمدی نژاد عزیز و شما نباید حذفی و با توهین باشد، وجه تمایز شما با سایر سیاسیون که بر دل مردم نشسته ادب در برار منتقد است، آقای جوانفکر شما بدانید کسانی که به شما رای دادند پشت شما هستند و در انتظار استمرار حرکت تاریخی ریاست محترم جمهور.ضمنا شنیدم شما جزو شورای نظارت بر صدا و سیما شدید از شما عاجزانه درخواست میکنم به رفتارهای یک طرفه صدا و سیما پایان دهید، به میزگردهایی که فقط از یک جریان خاص دعوت میشود، فضا را برای گفتگوی آزاد فراهم کنید تا باعث شور و نشاط شود.

  72. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۹

    سرباز خمینی کبیر
    با سلام و احترام
    اولا از ابراز لطف شما تشکر می کنم.
    ثانیا بنده به آقای هاشمی توهین نکرده ام بلکه یک تحلیل از رفتار و عملکرد سیاسی ایشان ارائه کرده ام. ایشان دارای کارنامه ای از خدمت به کشور در دوران امام دارند اما بعدا مرتکب اشتباهات اساسی شدند و به اعتبار خودشان و کشور آسیب های جدی و سنگینی وارد کردند.
    ثالثا با شما موافقم که نباید به کسی توهین کرد و ادبیات بنده هم اساسا مبتنی بر توهین به دیگران نیست.
    سلامتی و موفقیت شما را از خداوند متعال مسالت می کنم.

  73. فرشید گفت :

    دی ۲م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۰

    مشاور رسانه ای رییس جمهور خبر داد: حمله به چاپخانه روزنامه ایران / بازداشت عوامل فنی / جلوگیری از توزیع ویژنامه “دست های آلوده”

    ایران پترو – مشاور رسانه ای رییس جمهوری، در وبلاگ شاهد، نوشت: روزنامه ایران یک ویژه نامه تحقیقی را درباره حمایت های صورت گرفته از خاوری طی دوران مدیریتش بر بانک ملی تهیه کرده بود که چهره همه حامیان وی از جمله خبرگزاری فارس را که هر ماه یک مصاحبه اختصاصی از وی مخابره کرده، رسوا می کرد اما عوامل دادستانی و انتظامی بدون ارائه هیچ حکمی به چاپخانه های ایران هجوم بردند و از توزیع این ویژه نامه که “دست های آلوده” نام داشت جلوگیری کردند. علی اکبر جوانفکر ادامه داد: در این هجوم افراد مذکور، همکاران بنده نیز بازداشت و یک شب در بازداشتگاه حبس شدند.
    وی در ادامه گفت: افراد مذکور، دهها هزار نسخه از ویژه نامه “دست های آلوده” را نیز با خود بردند.

    وی گفت: خسارت سنگینی به موسسه مطبوعاتی ایران وارد شده که هیچکس آن را جبران نکرده است.علاوه بر این به راننده های بی گناهی که ویژه نامه ها را برای توزیع بارگیری کرده و به شهرستان ها انتقال داده بودند، حکم کردند که از شهرستانهای مختلف به تهران بازگردند.

    وی در پایان متذکر شد: این رفتارهای غیرقانونی هیچ توجیهی ندارد و بنده آن را ظلم و برخلاف مبانی نظام اسلامی و انقلاب می دانم.

  74. محسن! گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۷

    سلام علیکم
    واقعا بعد از خوندن این متن و این پیام ها، سئوالی در ذهنم نقش بست!
    آقای جوانفکر
    یعنی حتی یک نفر هم در اینجا به شما انتقادی نداشته؟
    یعنی تمام کسانی که خواننده وبلاگ شما هستند موافق شما هستند!
    عجب!
    موفق باشید!!!

  75. جوادی /مشهد گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۴۱

    سلام

    چند انتقاد ؟!

    ۱- بالاخره دلیل خانه نشینی ۱۱ روزه آقای احمدی نژاد چه بود؟

    ۲- این که خبرنگار بی بی سی فارسی را به عنوان یک انسان قابل احترام می دانید خیلی جالب است. یاد حرف های دوم خردادی ها در سال های ۷۶ تا ۸۴ می افتم. روزنامه هایشان پر بود از همین داستان ها.

    ۳- باید انسان را درست تعریف کنیم.

    ۴- دلیل تخریب آیت الله مصباح در رسانه شما چیست؟

    ۵- چر دولت فکری به حال مطالب داوود احمدی نژاد نمی کند؟ نمی شود که هر چیزی گفت و هر اتهامی وارد کرد و هیچ کس هم تذکر ندهد؟

    برای دولت خدمتگزار ؛ انقلابی و مکتبی آقای محمود احمدی نژاد دعا می کنم.

  76. یک شهروند اصلاح طلب گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۴

    جناب آقای جوانفکر

    بنده با وجود اختلاف مبنایی که با شما و دولت متبوعتان دارم در چند ماه اخیر شما را در جایگاه مظلوم تشخیص داده و در مواردی نظیر حمله به روزنامه یا واکنش ها به ویزه نامه خاتون از شما بارها دفاع کرده ام . اما تیتر روزنامه روز ۵ شنبه ایران به من ثابت کرد که آن چه بر سر شما می آید مشابه و در واقع بازتاب رفتار خود شما با منتقدینتان است . در خصوص مطلبی که در باره حضور اصلاح طلبان در انتخابات نوشته بودید می خواستم موارد زیر را عرض کنم :

    ۱- از بین ۱۸ گروه اصلاح طلب ۲ گروه به حکم قانون لغو مجوز شده اند و ۱۶ گروه همچنان دارای مجوز هستند بنا بر این فعالیت گروه های سیاسی دارای مجوز برای انتخابات کاملا عادی است و نیاز به عادی سازی ندارد

    ۲ – اگر قرار است مواردی مثل موضع نگرفتن سریع در قبال فتنه باعث رد صلاحیت کسی شود این موضوع باید به قانون انتخابات پیش از برگزاری آن اضافه شود

    ۳ – اگر جریان شما بخواهد به طور مستقل در انتخابات شرکت کند این امر با حضور اصلاح طلبان هم امکان پذیر است و در این صورت رقابت در انتخابات می تواند بین چهار جریان باشد . فقط در صورتی دیدگاه روزنامه شما در این زمینه منطقی است که اطمینان داشته باشید که با در صورت حضور اصلاح طلبان کسی به جریان شما رای نمی دهد

    ۴- آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی به عنوان کسانی که شانزده سال از ۳۲ سال زمام کشتی انقلاب در دست داشته اند و بارها مورد تعریف و تمجید حضرت امام ( ره ) و رهبری کنونی قرار گرفته اند حداقل به اندازه مهناز افشار و فهیمه رحیمی در این کشور حقوق شهروندی دارند و فعالیت آن ها برای پیروزی جریان متبوعشان در انتخابات مجلس نهم چیز بد و عجیبی نیست که روزنامه ایران بخواهد آن را افشا کند

    خواهشمندم رویه خود را اصلاح نموده و بیش از این خود را به عنوان یک جریان منفعت طلب و دارای مواضع متناقض در زمینه های سیاسی و اجتماعی به جامعه معرفی نکنید و بدانید که دافعه به وجود آمدن چنین تلقی ای بریا جامعه بیش از جاذبه برخی اقدامات مثبت است .

  77. رضا گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۵

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    حالا که طرح تحول یکساله شده و دستاورد ها و نقایصش آشکار بهتر نیست عده ای بی طرف که قدر گل را چون بلبل بداند مجددا طرح بالف این حقیر را مطالعه کنند ،عنوان کردم قاچاق هر نوع کالا و ارز و هجوم پول های سرگردان با طرح بالف صفر خواهد شد ،گوش شنوایی نیافتم ،آیا برای متولیان اقتصادی کشور شرم آور نیست که در طول سال اول اجرای طرح تحول پول های سرگردان چند بار به بازار سکه و ارز روانه شود ودر نهایت فقط ارز با رشد ۰/۰۵۰مواجه شود و دلان سکه آنچنان مردم را در سرمای صفر درجه شب تا صبح جلوی بانک ها به صف بکشند،جناب آقای جوانفکر باز هم می گویم با بالف ریشه تمام ناهنجاری و مشکلات خرد و کلان کشور بسرعت صفر خواهد شد ،همین الان هم دیر نشده،کافی است شخصا با دکتر احمدی نژاد عزیر در مورد راهکار بالف ملاقاتی داشته باشم،و یا آخرین دست نوشته ام را در مورد طرح بالف بدون واسطه به رویت ایشان برسانم،احترام تمام کارشناسان کشور در حوزه های مختلف بجای خودش اما فکر می کنم تا الان به گوشه کوچکی از طرح بنده واقف نشدن،در واقع فضای ذهن و فکر آنها با خلاقیت و نوآوری طرح بالف همخوانی ندارد ،آقای دکتر و دولت ایشان تازه می خواهند بروند سر وقت اصلاح سیستم بانکی و مالیات و کمرک والی …..،حرف بنده این است وقتی می شد و می شود با راهکار بالف همه اینگونه کار ها و همه مشکلات دیگر حکومت اسلامی را باهم انجام داد و دستاورد های به مراتب بهتر از طرح تحول بدست آورد ،چرا انجام ندهیم،آیا داستان مصیبت بار ۳۰۰۰هزار میلیارد اختلاس کافی نبود تا با راهکار بالف حتی نتوان یک تومان اختلاس کرد.
    با احترام رضا

  78. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۹

    آقا محسن
    با سلام و احترام
    انتقاد چیز بدی نیست و اگر انتقاد به شکل درستی انجام شود حتما مفید است اگر جناب عالی انتقادی دارید ، بنویسید تا آنلاین شود.
    موفق باشید

  79. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۸

    جناب آقای جوادی
    با سلام و احترام
    ۱- “خانه نشینی” عنوان نادرستی است و به آقای احمدی نژاد نمی چسبد. او و خانه نشینی؟! علاوه بر این معلوم نیست که ۱۱ روز را از کجا آورده اند؟ بنابراین شما از یک عنوان نادرست و بی اساس که برای آقای احمدی نژاد به کار برده اند از بنده تقاضای دلیل و توضیح نکنید.
    ۲- بنده در اینکه خبرنگار بی بی سی یک انسان است تردیدی ندارم. توصیه می کنم به جای بازنگری در تعریف انسان ، نمادهای خودتان از انسان را درست گزینش کنید.
    ۳-لطفا به جای کلی گویی بفرمایید که در روزنامه ایران ، چه چیزی نوشته ایم که شما آن را تخریب آیت الله مصباح قملداد کرده اید؟
    ۴- هر کسی مسوول حرفهایی است که می زند. بعضی ها مثل آقای داوود احمدی نژاد برای خودشان یک حاشیه امنیت بی اندازه قائل هستند و خود را پاسخگو نمی دانند. چه باید کرد؟
    ۵- از دعای خیر شما در حق دولت خدمتگزار تشکر می کنم
    موفق باشید

  80. حامی احمدی نژاد گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۶

    با سلام / امیدوارم پیام من هم رسیده باشد/منتظر جوابی نیستم/فقط دوست دارم این پیامم به گوش رئیس جمهورم رسیده باشد…

  81. مهکامه ( نوجوانی از سرزمین پاک ایران ) گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۹

    با سلام خدمت آقای جوانفکر

    در این فضای دروغ پردازی و شایعه پراکنی های ناجوانمردانه که از سوی رسانه ها و شخصیت های سیاسی ، دولت رو هدف خودش قرار داده حضور افرادی همچون شما و روزنامه خوبتون ” ایران ” واقعا مردم رو دلگرم می کنه … می خواستم صمیمانه از شما و همکاران خوبتون تشکر کنم … فکر کنم تنها روزنامه ای که به روشنگری علیه این شایعات بی اساس و به دفاع از این دولت خدمتگزار و پاک می پردازه روزنامه ایران باشه

    اما در مورد این شایعات و به خصوص جناب مهندس مشایی … آقای مشایی که واقعا برای من همچون استادی هستند که خود من از سخنرانی های ایشون درس های زیادی گرفتم و به نظر من برخی افراد و رسانه های وابسته به آن ها چون می دانند ایشان همچون آقای دکتر احمدی نژاد فردی بسیار مومن ، شجاع و حق طلب هستند و اگر سخنانشان بازتاب پیدا کند برای این افراد که فقط به دنبال قدرت و منافع خود هستند جایی باقی نمی ماند برای همین آقای مشایی را منحرف می خوانند !
    اما یک سوال پیش میاد ؟؟!!..
    این افراد و رسانه های وابسته به آن ها که خود ادعای ولایت مداری کرده و دولت و به خصوص آقای مشایی را جریان انحرافی ! می خوانند با آن که مقام معظم رهبری بارها علنا اعلام فرموده اند هیچ انحرافی وجود ندارد آیا گمان کرده اند تشخیصشان از رهبری بهتر و بالاتر است ؟؟؟!!! آیا این خود انحراف نیست ؟؟؟!!! …
    در پناه حق
    موفق باشید

  82. mazandaraniha گفت :

    دی ۳م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۴

    سلام

    اگه ممکنه به سمت راست پایگاه مازندرانیها ((وبلاگ رویش )) برین و فایل صوتی صحبت های احمد ناطق نوری نماینده مردم نور رو گوش بدین ببینین چه توهین هایی به رئیس جمهور می کنه !

  83. سید جویا گفت :

    دی ۴م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۶

    سلام ، حاج آقا ، قبلا جواب ما رو میدادید ، با توجه به تعدد پیام ها با خودم گفتم حتما وقت نکردید پاسخ بدید ، منتظر جواب شما هستم

    ________________________________
    درود بر یاور منحرفین عاشق ایران اسلامی ، آقای جوانفکر خیلی وقت بود دلم میخواست برای شما بنویسم ، از بار اول که شما رو در ولنجک در همایش حامیان گفتمان انقلاب اسلامی از نزدیک دیدم که بعدا اون همه سناریو ساختند و واقعا اگر خودم آنجا نبودم باورم میشد که یک جلسه ی تبلیغاتی هست ، تا وقتی که از رسانه های ضد انقلاب شرح دستگیری شما رو البته با مقداری آب و تاب شنیدم ، فکر کنم حامیان دکتر ، اولین جریان سیاسی هستند که هم از خارج مورد سرزنش اند و هم از داخل و از دل بعضی افراد که القابشون رو ۲ کامیون نمیتونه بکشه اما بصیرتشون اندازه عالیجنابه و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب اون ، که دشمن ترین دشمن مردم ایرانه میریزند ، امسال به هم سن های من میگن رای اولی ، اما فقط نمیخوام با یک رایم به دکتر کمک کنم ، تا جایی که در توانم هست دارم برای آگاه کردنه بقیه تلاش می کنم.
    فقط تنها نگرانیم مشخص شدن سره از ناسره هست ، تو این فضای غبارآلود که کسی بگه دست احمدی نژاد درد نکنه شب تا صبح خدمت کرده به مردم ، میریزن سرش و ۱۰۰۰ جور توهین بهش می کنند ، من از کجا متوجه بشم کدوم کاندیدا واقعا همراه نظام و دکتر هست و بعدا مثل آقای همیشه مخالف یا آقای الف.ت ناتو از آب در نمیاد؟

  84. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۴م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۰۰

    آقا سید جویا
    باسلام و احترام
    گام زدن در راه حق ، ایستادگی و مقاومت می خواهد. با یک سری حرفهای بی اساس و دروغ و تهدید و ارعاب نباید میدان را خالی کرد. اگر به راهی که طی می کنید ایمان دارید، به خدا توکل کنید و از او مدد بخواهید.بقیه کارها را به حضرت حق واگذار کنید. هر چه اتفاق افتد خیر است.
    موفق باشید

  85. محمدطبرستانی راد گفت :

    دی ۵م, ۱۳۹۰ در ۰۳:۵۳

    sسلام به مردم پر تلاش ریس جمهور
    امیدوارم حالتون خوب باشه دعا کن برام خیلی دلم گرفته از این جماعت
    ۰۹۱۱۲۱۶۲۶۱۰

  86. صدف گفت :

    دی ۵م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۵۶

    سلام
    من همیشه به شما غبطه می خورم که در کنار دکتر احمدی نژاد و در دولت او هستید. به هیچ وجه قصد تملق گویی ندارم چون از این کار متنفرم اما واقعاً دکتر احمدی نژاد با همه آدمهایی که تا به حال دیدم فرق می کنن. همه میگن دکتر از جنس مردمه اما به نظر من دکتر احمدی نژاد از جنس آدماییه که شاید سالها بعد مردم بشناسن که چه گوهر نابی رو خدا بهشون هدیه کرده. و از جنس انسان هایی که مولا علی (ع) راجع بهشون گفتن در آسمان ها شناخته شده ترند تا در زمین. امیدوارم همیشه مانند این مرد بزرگ محکم و استوار باشید و به جز حق هیچی نگید حتی اگه مجبور بشید بهایی مانند آنچه در چند ماه اخیر پرداخته اید رو بپردازید. حالا که دکتر احمدی نژاد اینقدر به شما اعتماد دارن و این فرصت رو دارید که در کنارشون باشید ازتون خواهش می کنم شجاع باشید و حق طلب و دکترو تنها نذارید. واقعیت رو در مورد دکتر منتشر کنید مطمئن باشید هرکس دکتر احمدی نژاد رو بشناسه به حقانیت راهش پی خواهد برد. فقط حقایقو انعکاس بدید و نترسید. خدا با دکتر با شما و با همه حق طلبان است. ان شاء الله.کاش منم می تونستم در کنار دکتر باشم و کمکش کنم در راه آرمانش اما افسوس که لیاقت ندارم. برام دعا کنید.
    پیروز باشید

  87. علی بهرامی گفت :

    دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۲۹

    با سلام و عرض خسته نباشید

    در این فضای تاسف بار سیاسی بد نیست لحظه ای هم طنز ادبی را تجربه کنید تا شاید دقیقه ای لبخندی بر لب بنشیند.

    باید که شیو ه ی سخنم را عوض کنم
    شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

    گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
    روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

    از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام
    آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

    در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم
    اینبار شکل در زدنم را عوض کنم

    وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
    وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

    پیراهنی به غیر غزل نیست در برم
    گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم

    دستی به جام باده و دستی به زلف یار
    پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟

    شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود

    با ید تما م آنچه منم را عوض کنم

    دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست
    روزی که شیوه ی سخنم را عوض کنم

    باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش
    جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم

    مرگا به من! که با پر طاووس عالمی
    یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم

    وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند!
    باید چراغ مه شکنم را عوض کنم

    عمری به راه نوبت ماشین نشسته ام
    امروز می روم لگنم را عوض کنم

    تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد
    روزی هزار بار فنم را عوض کنم

    با من برادران زنم خو ب نیستند
    باید برادران زنم را عوض کنم!

    دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟
    یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

    ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار

    مجبور می شوم کفنم را عوض کنم

    طنزی از استاد ناصر فیض است که سال ۸۹ در محضر رهبر انقلاب هم خوانده بودند.
    همیشه دلشاد باشید

  88. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۳

    ضمیر خودآگاه

    با سلام. درخواست تبادل لینک دارم. بروزم با مطلبی با عنوان، عبور از دعوایی مصنوعی و دوسر باخت
    http://zamirekhodagah.blogfa.com/
    … به نظر شما دعوای بین اصول گرایی با اصلاح طلبی،آزادی با دینمداری،عدالت با سازندگی،پیشرفت با رسیدگی به محرومین، حفظ امنیت کشور با دفاع از حقوق همه مردم از اقوام و ادیان و افکار مختلف و غیره و غیره دعوایی ساختگی ،دروغین و غیر واقعی نیست؟ اصلا چرا ما مردم هر بار و در هر انتخاباتی باید مجبور باشیم بین این واژه ها ، مفاهیم و آرمان های خوب یکی را انتخاب کنیم؟

  89. حسین محمدی گفت :

    دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۵

    به نام خدا

    اولا خدا قوت به جنابعالی و همه خدمتگزاران صدیق نظام
    دوما سوالی دارم که امیدوارم صریح پاسخ دهید
    در حالی که بسیاری از مردم شبها برای دریافت سکه در مقابل بانکها صف می ایستادند خبردار شدیم جنابعالی از بانک مرکزی تقاضای ۱۱۰ قطعه به نرخ دولتی کرده اید. چه دلیلی برای این درخواست داشته اید؟
    لطفا به این سوال پاسخ دهید و توضیح دهید که چرا برخی سایت های خبری از این درخواست شما سوء استفاده تبلیغاتی می کنند.

  90. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۴۰

    جناب آقای محمدی
    با سلام و احترام
    بنده هم به شما خدا قوت می گویم. در ارتباط با نامه ای که برای بانک مرکزی نوشته ام ، می خواهم به چند نکته اشاره کنم:
    ۱- شما به عنوان یک شهروند محترم نظر بدهید که مدیرعامل یک دستگاه دولتی برای خرید سکه مورد نیاز دستگاه تحت مدیریت خود آیا باید به بازار آزاد مراجعه کند یا از نظام بانکی درخواست سکه نماید؟ مسلم است که خواهید گفت از طریق نظام بانکی. سووال این است که آیا درخواست سکه از نظام بانکی باید به قیمت دولتی باشد یا سکه به قیمت آزاد؟ حتما خواهید گفت به قیمت دولتی. بنابراین تایید می فرمایید که در نامه نوشته شده خطاب به رئیس کل بانک مرکزی ، هیچ اشتباهی رخ نداده است.
    ۲- رفتار جریان خاص و پر ادعا از نظر افکار عمومی محکوم و مذموم است. شرم آور است که آنها به خودشان اجازه داده اند نامه رسمی اینجانب به یک دستگاه دولتی را دستاویز تبلیغات مسموم و کینه توزانه خود نمایند. نامه دزدی در روز روشن!
    ۳- این جریان برای تخریب چهره بنده ناگزیر از “تشبث به کل حشیش” شده است و البته خدا را شکر که آنها دست شان خالی است.
    موفق باشید

  91. منتقد گفت :

    دی ۶م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۸

    دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، آقای محمدنبی حبیبی به تازگی فرموده اند:
    “جریان انحرافی با استفاده از رانتهای ثروت، به نامزدهای خود برای ورود به انتخابات قولهای مالی فراوانی را داده است ”

    در تاُئید فرمایشات این بزگوار، مگر همین روزنامه ها پشت سر یکی از اعضای کلیدی حزب موتلفه اسلامی، آقای حبیب الله عسگر اولادی مسلمان هزار جور حرف در نیاوردند؟ من یادمه برادر ایشون آقای اسدالله عسگر اولادی همین چند ماه پیش در مصاحبه با جهان نیوز گفتند اون شخصی که میگن هزاران میلیارد تومن ثروت داره من هستم و نه برادرم. ایشون اضافه کردند که البته ایشون از سال ۱۳۳۷ در ایران شرکت داشتند و فرمودند البته ثروت من در مقابل بعضی ها در ایران مانند یک نقطه در مقابل تپه است. من هم کلی خوشحال شدم و احساس غرور کردم به عنوان یک ایرانی از اینکه برادر آقای اسدالله عسگر اولادی جزوء پنجاه مرد اول ثروتمند دنیا هستند و کلی هم اشک ریختم برای مظلومیت آقای حبیب الله عسگر اولادی مسلمان که اینهمه براش حرف در آوردن.

    بیخود نیست که ایشون فرمودند دیدار من و مشایی به قیامت! ننگ بر منحرفین!

  92. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۰

    http://zamirekhodagah.blogfa.com/

    جریان سازی انحرافی یا ادامه پروژه براندازی(قسمت اول)

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

    این مطلب بدون در نظر گرفتن ضعف ها و اشتباهات طبیعی رییس جمهور، اطرافیان ایشان و مجموعه دولت نوشته شده است.

    وقتی از حدود ۸-۹ ماه پیش برخورد با دولت و رییس جمهور به شکلی دیگر، با ادبیاتی دیگر و تحت لوایی دیگر شروع شد.شاید خیلی ها فکر نمی کردند که باز هم این هاشمی خواهد بود که به وقت میوه چینی و بهره مندی از تخریب دولت وارد میدان سیاست ایران خواهد شد. ۸ماه شبهه افکنی و اتهام های پیاپی از سوی افرادی با انگیزه های متفاوت اما با یک شعار، آنهم جریان انحرافی در ]چند سطح عملیاتی گردید. و مجموعه هدف عموم ملت ایران و مخصوصا قشر حزب اللهی بودند.

    سطح اول: اطرافیان رییس جمهور. آنها باید در میان مردم تبدیل به مجموعه ای می شدند، فاسد العقیده، فاسد مالی، فاسد اداری، جادوگر و براندازانی خطرناک تر از فتنه گران موجود در جناح چپ.

    سطح دوم: رییس جمهور. او باید تبدیل به شخصیتی می شد بی اختیار، بی انضباط، حرف گوش نکن در برابر رهبری، جادو زده و مسحور، بازگشته از آرمان هایی که در گذشته ای بسیار نزدیک مروج آنها بود و در یک کلام منافقی قدرت طلب.

    سطح سوم: عموم مردم و به خصوص قشر حزب اللهی. آنها باید از رأیشان پشیمان شده، سرخورده و دلشکسته و منفعل گردند. تا در صورت لزوم حتی با اکراه و تردید به یاری رهبری بشتابند و روز و شب برای به اتمام رسیدن دوره احمدی نژاد به انتظار به سر برند. در نهایت از حالت فعال به حالتی منفعل در رویدادهای آینده سیاسی ایران تبدیل شوند.حالتی که در ۱۶ سال بعد از ارتحال امام امت(ره) و تا پیش از روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد با شدت و ضعف گرفتار آن بودند

  93. سید گفت :

    دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۰۲:۱۶

    جمع اضداد در جبهه متحد اصولگرائی آذربایجانشرقی!

    http://seyedkamaltabatabai.blogfa.com/post-28.aspx

  94. جوادی /مشهد گفت :

    دی ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۵۹

    با سلام و احترام

    ۱- از این که پاسخ نوشته اید ؛ صمیمانه سپاس.
    ۲- توهین وتخریب در رسانه هیچ گاه به صورت مستقیم بیان نمی شود ؛ بلکه در تنظیم خبر و چینش کلمات انتخاب تیتر و پنهان در ادبیات روزنامه نگاری بیان می شود. درست است من نمی توانم کلمه ی اهانت آمیزی به شما در ادبیات روزنامه معرفی کنم.اما نحوه ی تنظیم مطالب همکاران شما در رسانه کاملا مشهود و گویا است که موضع دارید. البته شما درست می گویید توهین نکرده اید.من اشتباه انتخاب کرده ام. ولی موضع گیری مثبت نسبت به آیت الله مصباح ندارید!
    ۳- سوال: شما که از افراد نزدیک به دولت هستید اگر بخواهید ۶ انتقاد به دولت آقای احمدی نژاد وارد نمائید در ۶ جمله آن انتقادات را چه می دانید؟ (هر سال یک انتقاد)
    ۴- به آقای احمدی نژاد بفرمائید یک روستایی مستضعف گفته ؛ آقای احمدی نژاد خداقوت.همین.

    + دعا برای دولت مکتبی و انقلابی آقای دکتر محمود احمدی نژاد را فرموش نکنیم.

  95. چند نکته گفت :

    دی ۸م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۳۳

    چند نکته در مورد حادثه دلخراش و نماینده محترم مجلس :

    اولا، آمار مسئولین دولت، نباید بر اساس مستندات باشد و باید بر اساس ادعاهای نمایندگان مجلس محترم باشد. چرا؟ چون مجلسیان در راس امور هستند و دولتیان در حاشیه های امور.

    دوما، جناب کوهکن توضیح دادند که مسئولین دولتی، نباید نمایندگان را عصبانی کنند، وگرنه نمایندگان با اجازه هیات رییسه مجلس، و فقط بخاطر حفظ شان مجلس و بالاتر از آن حقوق مردم، چند تا تو گوشی آبدار، توی گوش نماینده دولت میزنند تا یادش بیفتد چه کسی در راس امور است!

    سوما، مطهری بزرگ زاده و آقازاده است، بنابراین و بر طبق قانون اساسی، میتواند کوچکف ها را در صحن علنی مجلس ، پ….ز بخواند و از آنها در کمال ادب بخواهد که بتمرگند سر جایشان. آقای لاریجانی هم فقط بخاطر قانونمداری مطلقشان، نوارها و گزارشات و هرگونه رد پای، این اتفاق را پاک میکنند تا به حقوق مردم آسیب و لطمه وارد نشود و در ضمن شعبان بی مخ های مجلس هم حساب کار دستشان بیاید و بدانند که علی آقا، با حقوق مردم و شان مجلس، شوخی ندارند.

    چهارما، نماینده محترم فریمان، وقتی شنیده قرار است یارانه نماینگان قطع شود، به شدت در مورد تولید نگران شده است. فورا خودش را به صندلی مرادی رسانده، تا با توگوشی حالش را جا بیاورد و لی وسط راه ، نظرش عوض شده و تصمیم گرفته ، تا حقوق ملت را از گلوی مرادی بیرون کشد. در همین راستا، سیلی را با شگرد خاصی زده، تا خراش کوچولویی روی گردن مرادی ایجاد شود. حال اگر این خراش کوچولو تا ساعتها خونریزی میکرده است، تقصیر خود مرادی میباشد چون الفبای مدیریت را بلد نبوده و قبل از روز حادثه، به قلبش اجازه بیماری و جراحی داده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد قوانین و الفبای مدیریت هم میتوانید با آقای کوهکن و علی آقا تماس بگیرید.

    پنجما، نماینده محترم فریمان، همیشه اهل بخشش و فداکاری و گذشت و مردانگی بوده و هستند. حتی با وجود انکه، با استناد بر گفته های آقای کوهکن، تقصیر مرادی بوده که نماینده محترم فریمان گوش و گردن مرادی را مورد نوازشهای دوستانه قرار داده است، باز هم این مرد بزرگوار میخواسته مرادی را ببخشد، ولی چه کند که تلفنهای مکرر مردم فریمان که خواستار تنبیه مرادی(بخاطر رفتارهای زشتش) شده اند ، دستهای این جوانمرد را در پوست گردو قرار داده است و ایشان هیچ چاره ای به جز اعاده حقوق مردم فریمان ندارد و باید بخاطر آنها مرادی را خدمت قوه قضاییه ببرد. من که شخصا، دلم برای این نماینده عزیز، کباب است آخر جوانمردی و از خود گذشتگی تا چه حد؟ ایکاش این نماینده عزیز کمی هم به فکر خودش بود و بخاطر انجام تکالیف اینقدر روی خودش فشار نمیاورد.

    در خاتمه، تشکر ویژه ای هم باید از آقای اسدی، دیگر نماینده محترم مجلس، که همکارانش را برای کمک به نماینده محترم فریمان( و انجام تکلیف) دعوت میکرده است داریم.

  96. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۹م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۶

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

    http://zamirekhodagah.blogfa.com/
    یک سرنوشت برای بازیگرانی متعدد

    مقدمه

    فضای انتخابات ها، آماده تبدیل شدن به فضایی است که درگیری های هیجانی سیاسی، اتهام، تخریب و بی انصافی در آن حرف اول را بزند. خطر آنگاه مضاعف خواهد شد که به هر دلیل این فضا سازی با تمام شدن انتخابات به پایان نرسد و جامعه تا مدتی نه چندان مشخص بعد از انتخابات نیز از عوارض آن رنج ببرد. در این حالت عرصه انتخابات به جای تبدیل شدن به ساحتی برای هم افزایی به ساحتی برای تحلیل انرژی مادی و معنوی و روانی جامعه تبدیل می شود. این فضا اگر با قدرت طلبی ها و دسیسه های رنگارنگ ترکیب شود به راحتی جامعه را با چالشی امنیتی مواجه خواهد ساخت. عملیات های روانی متعدد در طول ۸-۹ ماه گذشته از سوی برخی از چهره های جناح اصولگرا یا راست علیه دکتر احمدی نژاد انسان را به یاد تقابل جناح اصلاحات یا چپ با ایشان می اندازد.

    نگاهی به گذشته

    آنهایی که فضای دوم خرداد و خصوصا بعد از آن را به یاد دارند می توانند شهادت دهند که انتخابات به جای میدانی برای عرصه توانایی ها و ارائه راه حل برای مشکلات و حلاجی معضلات به فضایی مسموم از اتهام تبدیل می گردید که عملا از آنهمه شور انتخاباتی چیز زیادی عاید ملت نمی شد. صف بندی های انتخاباتی وجود داشت که گاهی با عنوان چپ علیه راست و گاهی با عنوان دوم خرداد علیه محافظه کار و گاهی با عنوان اصول گرایی علیه اصلاح طلبی به رای دهندگان تحمیل می شد. قضایا به همین شکل ادامه داشت تا روزی که در انتخاباتی که تقریبا اثری از این صف بندی های کاذب نبود دکتر احمدی نژاد شهردار تهران شد. آنچه جریان اصلاح طلب یا چپ بعد از آن با دکتر احمدی نژاد کرد چیزی نبود بجز ادامه همان فضا سازی مسمومی که در ابتدای این نوشتار توصیف شد. روزهای عجیبی بود. سوال این بود که به چه دلیل عده ای از مطرح ترین سیاسیون آن روز کشور قسمت زیادی از انرژی رسانه هایشان را مصروف تخریب فردی می کردند که هم تحصیل کرده بود، هم به کار شبانه روزی در حوزه مدیریتی خویش مشغول شده بود، هم با تعاملی قانونی و منطقی با شورای شهر دوم به ماجراهای شورای شهر اول تهران که در نهایت به انحلال آن شورا منجر شد پایان داد و هم در بازی های تبلیغاتی مرسوم چپ و راست وارد نمی گردید. اما ظاهرا این مسائل برای جناح چپ یا اصلاح طلب اهمیتی نداشت. تمسخر و تحقیر مهمترین حربه ای بود که علیه دکتر احمدی نژاد به کار گرفته می شد. واکنش ایشان سکوت بود. سکوتی که می توانست به کاهش حمله های جناح چپ منجر گردد. اما سکوت دکتر احمدی نژاد بر عصبانیت و شدت حملات می افزود. آن رفتارها، خشم و تحقیرها نشان از سقوط شدید اخلاقی و معنوی و عمق دنیا طلبی و ماده گرایی عده ای از سیاسیون و تبلیغاتچی های جناح چپ می داد. و از همه مهمتر خالی بودن انبان تئوریکشان برای حل مشکلات و خدمت به مردم. انتخابات ریاست جمهوری نهم با بی محلی اصول گراها به احمدی نژاد از یک طرف و با غفلت نسبی اصلاح طلب ها از دکتر احمدی نژاد که به علت حذف ایشان از گزینه های مطرح جناح راست او را کم خطر تشخیص داده بودند آغاز شد و او برای مدتی کوتاه از تخریب اصلاح طلب ها در امان ماند. اما به محض رسیدن به مرحله دوم یکی از عجایب روزگار به وقوع پیوست. اصلاح طلب ها با تمام توان آنهم به نام جلوگیری از دیکتاتوری پشت سرهاشمی قامت بستند. حالا هاشمی منجی آزادی شده بود و احمدی نژاد بی گناه تیرخلاص زن و دیکتاتور. بازهم فضای مسمومی که در ابتدا توصیف شد حاکم گردید و البته اینبار بسیار بی تقواتر و دنیاطلبانه تر و رسمی تر که نمونه آنرا در سخنان آقایان مرعشی و خصوصا نوبخت در رسانه ملی شاهد بودیم. هیچکس نبود از مدعیان بپرسد چرا به جای اینهمه تهمت برنامه ای ارائه نمی دهید؟ مگر مشکلات را نمی بینید؟ مگر برای مردم فعالیت سیاسی نمی کنید؟ مگر برای خدمت به مردم قصد بدست گرفتن قدرت ندارید؟

    بعد از انتخابات همان فضای مسموم ادامه یافت و کار طاقت فرسا وسکوت دکتر احمدی نژاد هم. او هربار زبانی می گشود اما چون می دانست عده ای امنیت ملی را هدف گرفته و به دنبال کشاندن دولت به فضاسازی های انرژی بر گذشته هستند سکوت و کار را در شرایط سخت ترجیح می داد و چهار سال می گذرد. با کاندیداتوری میرحسین موسوی برعکس برخی پیش بینی ها این فضاسازی به جای کاهش شدت یافت. و خانواده هاشمی با وضوح بیشتری همراه با جناح اصلاح طلب به جان احمدی نژاد افتادند. دیگر این خود میر حسین بود که دکتر را به دیکتاتوری، قانون شکنی، برباددادن منافع ملی متهم می کرد و نه افراد درجه دوم و سوم اصلاح طلب. و این خود هاشمی بود که به نام نصیحت، نظام را به دست نبردن در آراء دعوت می کرد. اینبار اما دکتر تصمیم به پاسخگویی گرفت. مناظره ۱۳ خرداد به تقابلی برای اتهام زنی موسوی از یک طرف و پاسخ های صریح احمدی نژاد از سوی دیگر تبدیل شد.

    سوال: چرا احمدی نژاد سیاست سکوت را چون گذشته در پیش نگرفت؟

    تصمیم بزرگان جناح اصلاح طلب با همراهی هاشمی بر براندازی بود. آنها قصد داشتند تا چه رای بیاورند و چه رای نیاورند در خیابان بمانند و تکلیف خود را با امام(ره) روشن کنند. درست است که امام(ره) نیستند اما ولی فقیه هست ولی فقیهی که با اشاره امام(ره) و برای ادامه راه خود امام(ره) به جای او نشسته است. در نتیجه خاکریز اول که احمدی نژاد است باید شکسته شود. و این فقط با لجن مال کردن او محقق می گردد. در نتیجه پاسخگویی احمدی نژاد به موسوی در آن مناظره کذایی برای دفاع از خود نبود. بلکه برای دفاع از امام(ره) بود.

    بازگشت به امروز

    و امروز سرنوشت جناح چپ یا اصلاح طلب پیش روی همگان است خصوصا جناح راست یا اصولگرا. انتخابات باید صحنه هم افزایی باشد. در انتخابات همه باید برای حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی طرح و برنامه ارائه دهند و گزینه های مورد نظر خود را برای اجرای آنها به مردم معرفی نمایند. پس از پایان انتخابات نیز همه باید تابع آراء ملت باشند و میزان را رأی مردم بدانند. باید رقابت ها فراموش و تبدیل به کار برای مردم گردد. این انتخابات مطلوب است. اما اگر اینبار نیز عده ای با نام اسلام به جای نام آزادی، و با نام مقابله با جریان منحرف به جای مقابله با جریان دیکتاتوری و تیرخلاص زنی و با نام برخی از بزرگان حوزه علمیه به جای برخی از اساتید دانشگاه تهران و علامه طباطبایی و در یک کلام با نام اصولگرایی به جای نام اصلاح طلبی بخواهند انتخابات را تبدیل به چالشی امنیتی کنند و پروژه براندازی سال ۸۸ را با لجن مال کردن دوباره دکتر احمدی نژاد کلید بزنند باید از سرنوشت جناح دیگر عبرت بگیرند. این انقلاب هر مانعی را با هر نام و پرچمی از مقابل روی خویش برمی دارد. من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة.

  97. حسین خان گفت :

    دی ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۱۷

    مدعیان اصولگرایی ولایتمداری را از مشایی بیاموزند

    تیرداد حسینی

    به اعتراف دوست و دشمن، ویژگی بارز و برجسته دولت های نهم و دهم سخت کوشی، تلاش و پرکاری است.

    از طرفی تا پیش از بر سرکار آمدن دولت نهم طرح ها و برنامه های بسیاری وجود داشتند، که اساسا یا هنوز شروع نشده بودند، یا به فاصله کمی پس از شروع تعطیل، و در چرخه جنجال و هیاهوی پوچ و بی اساس مغفول مانده و از یاد رفته بودند.

    بر این اساس دولت احمدی نژاد هم باید به امور بر زمین مانده و مغفول گذشته رسیدگی می کرد، و هم اینکه طرح ها و برنامه های دولت خودش را به اجرا در می آورد و به پیش می برد، که از قضا همینطور هم شد، و طرح ها و پروژه های بسیاری یکی پس از دیگری به اجرا درآمدند و افتتاح شدند، و در نتیجه عزت و سرافرازی ملت و دولت جمهوری اسلامی، پس از یک دوره رکود و انفعال رقم خورد، و آتش اشتیاق و غرور را در کانون سینه های علاقه مندان به نظام شعله ور ساخت.

    همین موضوع مخالفان داخلی و دشمنان خارجی را بر آن داشت، تا به انحاء مختلف مانع از پیشرفت و توسعه کشور شوند، و به هرترتیبی که شده موجبات تضعیف دولت خدمتگزار را فراهم بیاورند. بنا بر این فتنه ها برانگیختند و آتش ها سوزاندند.

    مقام معظم رهبری در سخنرانی خود، که در تاریخ ۱۹ دی ۸۸، در اجتماع پرشور مردم قم ایراد گردید، با اشاره به فتنه ای که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری توسط دشمنان بر پا شد، در این باره فرمودند: « دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر، چرخ پیشرفت اقتصادی و علمی ایران، و روند حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند، و مسئولان باید با انجام مدبرانه و قدرتمندانه وظایف خود در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و سیاسی، این هدف را ناکام بگذارند».

    در این بین از دشمنان داخلی و خارجی نظام و دولت، انتظار و توقعی بیش از دشمنی و کارشکنی نمی توان داشت، اما تشویش و نگرانی زمانی دست می دهد که یاران همراه و دوستانی که از قضا در جبهه اصول گرائی قدم می زنند، و خود را سرسپرده و پیرو ولایت می دانند، و به خوبی شنیده و دریافته اند که رهبر معظم انقلاب از نزدیک بودن نظر و دیدگاه رئیس دولت فعلی با نظر و دیدگاه خود خبر داده است، با این حال هر از زمانی موضوع و مطلبی را عَلم می کنند، و به تخریب یاران نزدیک و مورد اعتماد رئیس جمهور، و به خصوص رئیس دفتر وی می پردازند.

    این عده آیا ناخواسته آب به آسیاب دشمن نمی ریزند؟ آیا اقدام ایشان از سر خیر خواهی و دلسوزی برای نظام است، یا خدای ناخواسته افراطی گری و حقد و حسد و سهم خواهی از دولت؟

    اسفندیار رحیم مشایی هرکس که هست آزمون ولایتمداری خود را در جریان کناره گرفتن از پست مهم و اغواکننده معاون اولی ریاست جمهوری به خوبی و با سرافرازی پس داد، و با طیب خاطر، و بی آنکه خم به ابرو بیاورد رفت و در پست دیگری مشغول به انجام وظیفه شد.

    حجت‌الاسلام محمد طاهری عضو شورای مرکزی وعاظ تهران، با اشاره به جلسه ای که بهمن ماه سال ۸۸، در باره بعضی شبهات ایجاد شده با رئیس دفتر رئیس جمهور داشته، صریحا تاکید و اذعان می کند که مشایی شخصی کاملا ولایتمدار است.

    آیا بهتر نیست شما نیز در ولایتمداری و اطاعت از رهبر، به اسفندیار رحیم مشایی تاسی کنید و اجازه بدهید مجموعه دولت، که مورد تایید رهبری است و ایشان تضعیف آن را به هیچ وجه بر نمی تابند، کار خودش را آسان تر و با دغدغه کمتری پی بگیرد؟

  98. محسن! گفت :

    دی ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۶

    از اینکه پاسخگوی بودید سپاسگذارم لاکن ایکاش پاسخی مرتبط به مطالب می دادید! بنده عرض کردم که آیا هیچ کسی نبوده که از شما انتقادی داشته باشه؟
    این به مطلب
    اما بعد
    آقای جوانفکر! جذب حداکثری بفرموده رهبر معزز انقلاب امریست واجب و باید به آن اهتمام داشت و ما هم بر این امر و عقیده رهبری عزیز پایبندیم (انشالله)
    اما!
    در این جذب (اگر که مد نظر شما چنین باشد) ما نبایستی از اصول خودمان کوتاه اومده و طوری رفتار کنیم که {مثلا} کسی با اسم “یک اصلاح طلب” بیاد و شما رو مظلوم بخونه و سعی در تحریک شما داشته باشه!
    یاد یک روایتی افتادم که هم جالب است و هم خواندنی!
    در دوره جناب امیرالمومنین علی علیه السلام، شخصی که از محبین حضرت بود (متاسفانه) کار ناشایستی انجام داد و مردم این آقا رو خدمت امیرالمومنین علیه السلام بردند و حضرت حکم به قطع دستان این آقا دادند!
    حکم اجرا شد …
    مردم شهر با که مخالف حضرت بودند، مرد محاکمه شده رو بسیار مورد سرزنش و تمسخر خودشون قرار دادند که … بله! اینم از علی (علی علیه السلام) تون! دیدی با تو چه کرد و …!
    پاسخ این مرد هم جالبه و هم قابل تامل!
    آن مرد محاکمه شده گفت: من علی علیه السلام را دوست دارم برای همین عدالتش! من محب علی ام و و و و و …
    الحمدالله شما رو (آنچه در ظاهر دیده ام) اهل دین و معرفت و محبت امیرالمومنین علیه السلام یمی دونم!
    و البته این رو هم می دانم که شما سیاسیون گوشتون از این روایات و احادیث پر است (!!!)
    اما
    در خواست می کنم در این روایت مقداری تامل کنید!
    اگر در حکومت حقه شیعی به ما ظلم هم شده باشد نباید اجازه بدیم که این مسئله آلت دست کسانی شود که چشم دیدن هیچ کدوم از ما رو ندارند! نه ما ! نه شما ! نه ….!!!
    پس بایستی مراقب رفتار خودمان باشیم تا به لطف خدای متعال از شر شیطان رجیم در امان باشیم.
    در ضمن !
    توصیه می کنم که ادامه روایت مذکور را اگر نشنیده اید، بخوانید! شیرین است !
    اللهم احفظ امامنا، سیدنا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نائبه، سید علی حسینی خامنه ای و اعوانهم و انصارهم

  99. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۲۹

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

    http://zamirekhodagah.blogfa.com/

    توکلی حقوقدان و بیماری هلندی(قسمت اول)

    احمد توکلی بیشتر با عنوان یک مدعی اقتصادی در برابر دولت احمدی نژاد اظهار فضل می کرد. او که فارق التحصیل دکترای اقتصاد از یکی از دانشگاه های کشور دوست و برادر انگلستان است مدام و هربار که دولت قصد اجرای یک اقدام بزرگ اقتصادی را داشت با ردیف کردن یکسری اصطلاحات دهن پرکن، آینده ای تیره و تار در برابر مردم و مسئولین به نمایش می گذاشت. در ابتدای روی کارآمدن دولت نهم، او در قامت یک مدیر ضد مافیا ظاهر شد و فشار به دکتر احمدی نژاد را برای اعلام اسامی مفسدان اقتصادی در دستور کار قرار داد. او می خواست دولت نوپایی که ملیون ها مستضعف برای حل مشکلات روزمره شان به آن امید بسته بودند را پیش از موعد به جنگی بکشاند که شکست در آن بسیار محتمل بود. تا وقتی نتایج این رویارویی زود هنگام خود را نشان دهد، با این عنوان که اعلام اسامی مفسدان اقتصادی امنیت اقتصادی را بهم ریخته و مشکلی بر مشکلات افزوده، پشت دولت را در برابر حملات متقابل مافیا خالی کند. و در صورت عدم همراهی رییس جمهور برای اعلام اسامی مفسدان اقتصادی چهره پاک و ضد فساد ایشان را مورد خدشه و خراش قرار دهد. دسیسه ای که با کمک خدا و هوشیاری دکتر احمدی نژاد خنثی شد. سپس با لطایف الحیل و با کمک دیگر دوستان اصول گرایش (بخوانید راست) در مجلس هفتم در کاری بی سابقه ۴ نفر از وزرای پیشنهادی حذف شدند و تعداد دیگری وزیر نیز لب مرزی به کابینه راه یافتند. و دولت مجبور گردید نزدیک به نیمی از کابینه را در اختیار دوستان کم سواد و کم عرضه توکلی در جناح راست قرار دهد.

    سپس هنگام بررسی اولین بودجه دولت نهم لباس یک دکتر اقتصاد را به تن کرد و بیماری هلندی ورد زبانش شد. او تا مدتی به همراه برادران اصول گرا در مجلس و بیرون مجلس بر سر افزایش بودجه های عمرانی با احمدی نژاد می جنگید. و تا می توانست به بهانه افزایش نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم و گرانی ناشی از آن از بودجه های عمرانی دولت می زد. این در حالی بود که کشور تشنه سازندگی و کار سالم بود و برای کاهش مشکلات مردم نه فقط اتمام بسیاری از طرح های نیمه تمام ضروری بود بلکه نیاز به اجرای بسیاری طرح جدید نیز وجود داشت. حالا دیگر بهانه خوبی دست توکلی و یاران افتاده بود. کوچکترین نوسانی در بازار نشانه بیماری هلندی بود و نشانه اشتباه بودجه ریزی دولت احمدی نژاد و نشانه آینده ای تیره و تار به علت کار. او و یاران، دیگر مافیا را نمی دیدند. زالوهای بازار را نمی شناختند. حرفی از پیوند محافل قدرت با ثروت نمی زدند. در نتیجه اخلال گران هم برای سودجویی های مالی – سیاسی خود تئوری اقتصادی دکتر اقتصاد را تکرار می کردند، بیماری هلندی. ۴ سال لازم بود تا پوچی این نظریه ها ثابت شود. تا ثابت شود که کشور ایران اگر رییس جمهوری چون احمدی نژاد داشته باشد می تواند در شرایط تحریم و کارشکنی های داخلی هم چند برابر بودجه های عمرانی گذشته برای سازندگی هزینه کند و هم تبعات ناشی از آنرا به حداقل برساند و میانگین تورم چهارساله را کمتر از میانگین چهار سال اول دولت های آقایان هاشمی و خاتمی نگه دارد. خوب است به راه حل احمد توکلی برای طرح های نیمه تمام عمرانی توجه کنیم. راه حل توکلی توقف اجرای تعداد قابل توجهی از آنها و ادامه طرح های باقیمانده بود راه حلی که حتی مورد توجه دوستانش در مجلس هفتم نیز قرار نگرفت تا چه رسد به مردمی که به اتمام آن طرح ها امید بسته بودند.

  100. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۳۷

    توکلی حقوق دان و بیماری هلندی (قسمت دوم)
    http://zamirekhodagah.blogfa.com/
    توکلی حقوق دان می شود

    موسم انتخابات دهم فرا رسید و دکتر احمدی نژاد در حرکتی کاملا دفاعی و در مناظره با موسوی سربسته از حقایقی تلخ در مورد برخی از کارشکنی ها و سوء استفاده های مالی سخن گفت. اینجا موضع آقای توکلی سکوت بود. سکوتی منفعلانه که نشان از عدم صداقت و ضعف او در برابر مفسدان سیاسی و اقتصادی داشت. بازهم جالب است که هنر توکلی و دوستانش را در برابر فساد اقتصادی به یاد بیاوریم. آنها بعد از چهار سال از مجلس هفتم تنها تحقیق و تفحصی از قوه قضاییه به عمل آوردند که در نهایت به ماجرای باند پالیزدار ختم گردید. اصولا معلوم نشد نتیجه عملی آن تحقیق و تفحص به کجا انجامید جز اینکه آقای پالیزدار به عنوان افشا کننده و نماد آن تحقیق و تفحص، در بزنگاه به کمک هاشمی آمد و تا از نامه کذایی هاشمی به رهبری، فرزندان هاشمی را از هرگونه سوء استفاده مالی تبرئه کند و احمدی نژاد را مقصر. توکلی و رفقا هشت سال است که نتوانسته اند قانونی برای افزایش نظارت بر خود نمایندگان مجلسین هفتم و هشتم به تصویب برسانند. مسئله ای که هر بار داغ می شود و باعث خنده مردم و رهبری می گردد. در مورد افزایش نظارت و تغییر مدیریت دانشگاه آزاد هم تحقیق و تفحص توکلی و زاکانی و دوستان، مورد تمسخر جاسبی و حامیانش قرار می گیرد و به هیچ کجا نمی رسد و تازه مجلس تحت ریاست پسرخاله عزیز (ظاهرا توکلی و لاریجانی چنین نسبتی باهم دارند) با حضور آقایان عدالتخواه قانون وقف دانشگاه آزاد را به تصویب می رساند و مصوبات شورای انقلاب فرهنگی را کان لم یکن می کند. توکلی و دوستان اصول گرا در این بین ناظرانی فشل اند یا شاید هم خدای نکرده شریک آن وری ها و رفیق اینوری ها (خدا عالم است).

    کارشکنی های متعدد و پوچی پیش بینی های توکلی و یاران اصول گرایش در ماجرای یارانه ها و تورم هفتاد درصدی ناشی از اجرای آن فعلا آخرین نظریه مشعشع او و دوستان است. تا ببینیم در آینده این آقایان اصول گرا از رو می روند یا نه.

    به مرور که پوچی پیش بینی های اقتصادی دکتر توکلی و رفقا برای هر ناظری رخ می نمود اینبار او صلاح را در آن دید تا تبدیل به یک حقوق دان برجسته شود و در سیاست های دولت به دنبال ایرادهای بنی اسرائیلی قانونی بگردد. او و دیگر اصول گراها حالا انبانشان از ادعاهای اقتصادی خالی شده بود اما انبانشان از ادعا و تکبر هرگز. آنها به جای اینکه از احمدی نژاد عذر خواهی کنند (مثلا همان طور که از موسویان عذر خواهی می کردند) و در گفتار و رفتارشان تجدید نظر، به دنبال راهی جدید برای کینه توزی با دولت بودند. اینبار قانون را پرچم مخالفت کرده بودند. حالا دیگر هیچ تفسیری از قانون را حتی اگر اساتید حقوق و قانون دان های برجسته پشتیبان آن بودند صحیح نمی دانستند. زیرا آن تفسیرها راه را برای خدمت رسانی دولت هموار می کرد. حالا آنها دکتر حقوق شده بودند البته بدون گرفتن مدرک از کشور دوست و برادر انگلستان. اگر در اختلاف برداشت از قانون، شورای نگهبان نظر دولت را تایید می کرد آنرا نظر شخصی آیت الله جنتی می دانستند. و اگر شورای نگهبان نظر دولت را تایید نمی کرد که دیگر آسمان را به زمین می دوختند. در فضای مسموم پروپاگاندایی که درست کرده بودند و متاسفانه هنوز هم پیگیری می کنند هیچ کس نبوده و نیست که از این اقتصاددان ها و سیاستمداران شکست خورده و فشل بپرسد حالا به فرض که برداشت دولت در معدود جاهایی از قانون آنطور که باید درست نبوده خب که چی؟ راه برای اصلاح باز است. این ایرادهای بنی اسرائیلی چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این جنجال ها به فضای کار و تلاش دامن می زند یا به فضای مچ گیری های بچه گانه؟

    جالب است که همه این ادعاها علی رغم برخی دستگیری ها و بازداشت های موقت در هیچ محکمه قضایی عادلانه ای به اثبات نمی رسد. شاید اصولا برای اثبات شدن در دادگاه مطرح نمی شوند بلکه برای انگ زدن، لجن مال کردن و از کار انداختن دولت عدالتخواه در عملیات های روانی کاربرد دارند. حالا قانون شکنی ورد زبان دکتر اقتصادمان و شرکای اصول گرایش شده است. باید دید این سیاست مداران ناموفق و این اقتصاددانان ناموفق تر که برای تخریب دولت به علم حقوق درآویخته اند در آینده و پس از ناکامی در این رشته تخصصی به کدام رشته تخصصی دیگر شیفت پیدا خواهند کرد.

  101. محمد نوروزی گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۱

    سلام آقای جوانفکر عزیز
    ما جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود از اقدامات عدالت محورانه و ظلم ستیزانه دکتر محمود احمدی نژاد کمال تشکر را داریم
    فقط این نکته را قابل ذکر میدونم که علاقه مندیم به صورت گروهی دانشجویی از شهرستان شاهرود با آقای مشایی دیدار داشته باشیم آیا شما می تونید هماهنگی های لازم را انجام دهید.
    پیروز و موفق و سربلند باشید

  102. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۵۳

    آقای نورزوی
    با سلام و احترام
    در شرایطی به سر می بریم که عده ای برخوردار از امکانات گسترده تبلیغاتی و رسانه ای حتی سکوت آقای مشایی را برنمی تابند! بنابراین شکستن این سکوت در حال حاضر به مصلحت نیست . انشاء الله در فرصت مناسب امکان این ملاقات فراهم شود.
    موفق باشید

  103. محمد نوروزی گفت :

    دی ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۲

    با عرض سلام واحترام خدمت آقای جوانفکر
    ممنون از اینکه جوابمون را دادید
    حملات گسترده و ناجوانمردانه رسانه های وابسته به سیستم قدرت و ثروت علیه دولت خدمتگذار ادامه دارد و همانطور که فرمودید آقای دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی به خاطر مصلحت ملت سکوت کرده اند . لیکن ، جناب آقای جوانفکر عزیز با وجود تبلیغات مسموم رسانه های چپ و راست علیه جریان عدالتخواهی حضور افرادی مانند شما در دانشگاه ها می تواند در خنثی سازی این توطئه موثر افتد از همین جا شخصا به عنوان یکی از بسیجیان دانشگاه از شما برای حضور در دانشگاه صنعتی شاهرود دعوت می کنم خواهشا اگر موافقید شماره مبایلتان را به من ایمیل کنید تا دعوت رسمی از شما به عمل آوریم و زمینه را برای حضور شما مهیا کنیم
    پیروز و موفق و سربلند باشید.

  104. ابراهیم مهدوی/مشهد گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۶

    + محضر مبارک نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
    با سلام و احترام

    ۱۰ سوال شما را از مقام محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران خواندم.اجازه می خواهم به عنوان یک شهروند ایرانی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرده ام و به واسطه ی رای امثال اینجانب شماها نماینده شدید پاسخ هایی به سوالات شما عرض نمایم.

    ۱. چرا قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهرها و حمل و نقل عمومی سایر شهرها، علی رغم نیاز مبرم این شهرها به روان سازی ترافیک، خصوصا با آغاز هدفمند شدن یارانه حاملهای انرژی، ابلاغ و اجرا نشد؟

    * روزی خدمت معاون محترم روابط عمومی و بین الملل شهرداری تهران در جلسه کلان شهرها بودیم. ایشان از سایر شهرها خواستند که با نمایندگان مجلس شورای اسلامی در خصوص مسائل دولت و شهراری تهران مصاحبه کنند واز طریق نمایندگان بر دولت فشار بیاورند.تا اینجا خیلی طبیعی بود.ولی وقتی گفت ستادهای خبری در راهروهای مجلس فعال کرده ایم و از این طریق داریم بر دولت فشار می آوریم. و قس علی هذا…
    می بینم الحمدالله این لابی های خبری و روانی جواب داده است.اگر دولت به مترو کمک نکرده است الان چگونه این ها مشغول خدمات رسانی هستند.قبول دارم خیلی مشکلات بوده وهست اما قرار نیست این مشکلات چماقی روی سر دولت باشد.حرف آقای روئیانیان در این باره شنیدنی است.
    چرا نمایندگان مجلس شورای اسلامی نمی گویند اگر تفویض اختیارات رئیس جمهور به استاندار خراسان رضوی نبود الان قطار شهری مشهد معلوم نبود چه سرنوشتی داشت و …
    یقین دارم خود شما پاسخ های بهتری برای این سوال دارید ولی چه کنیم که باید این روزها شاهد جفا به دولت باشیم!
    ۲- وزیر ورزش و جوانان پس از پنج ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان با نامه ای غیر معمول به مجلس معرفی شد، آیا این امر نوعی تلاش برای گریز از اجرای قانون نیست؟
    حالا این وزیر دیرتر معرفی شد ؛ زمین به آسمان آمد؟ اصلا کی گفت ورزش وزارت شود.الان که وزارت شده چه گلی به سرمان زده است.مگر قرار نبود وزارت خانه ها کم شود.خودتان زیادش می کنید از روی لج و لج بازی.چند جوان در کشور خواستار وزارت ورزش بودند؟اصلا نظر سنجی کردید؟ورزش خیلی مهم است ولی نه درحد وزارت خانه. اگر به اهمیت بود یک وزرات خانه زنان و خانواده تشکیل می دادید که دردی از مشکلات جامعه حل کند. چرا برای روستا نشینان یک وزارت خانه نداشته باشند؟.چرا جهاد سازندگی را احیا نکردید؟چرا وزرات محرومان نداشته باشیم؟شما از یک طرف دولت را متهم می کنید از طرف دیگر بار اجرایی روی دوش دولت می گذارید.الان چه شد. شتر گاو پلنگ ورزش و جوانان. نه به درد جوان می خورد نه به درد ورزش.

  105. ابراهیم مهدوی/مشهد گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۳

    ۳. طبق آمار رسمی نرخ رشد اقتصادی کشور در سال ۸۹ زیر ۱% بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوی صندوق بین المللی پول را بپذیریم حدود ۳% بوده است در حالی که طبق برنامه باید حداقل ۸% باشد. آیا این امر حاکی از ضعف مدیریت اقتصادی کشور نیست؟ همچنین با این نرخ رشد آیا ممکن است یک میلیون و ششصد هزار شغل در کشور ایجاد شده باشد؟
    در مورد اقتصاد که اگر دنباله روی تئوری های اقتصادی آقای نادران و توکلی هستید که کلاهتان پس معرکه است.تئوری های اقتصادی آقای توکلی نه در دولت آقای موسوی ،نه آقای هاشمی ، نه در دولت آقای خاتمی و نه در دولت احمدی نژاد به درد خود.اقتصاد آقای توکلی سیاسی است.یک مشت عدد و آمار به درد نخور که به درد دانشجویان اقتصاد هم نمی خورد.فقط برای این است که ما احساس کنیم ایشان خیلی با سواد است.من یادم نمی رود در دوره ای که ایشان رقیب اقای هاشمی بود گفت :الان اقتصاد ایران این طوری است که یکی با قاشق از این دیگ بزرگ اقتصاد می خورد یکی با ملاقه. خب ؛ الان که هدفمنی یارانه ها اجرا شده است و صندوق بین المللی پول (مرجع تقلید اقتصاددان ها) هم تایید کرده است بهتر نیست نماینده های محلس کمک کنند.هر کس به دولت کمک کند وکیل الدوله است.مگه دولت را شاه منصوب کرده است.دولت را هم مردم انتخاب کرده اند. هر دوی شما منتخب مردم هستید.تقسیم وظیفه شده است. تقسیم ماموریت که نشده است.ماموریت هر دو خدمت به ملت است.منتها هر کس وظیفه ای دارد.کمک کنید این شغل ایجاد شود.سوال نکنید این شغل ایجاد شده است یا نه؟ کمک کنید این وعده دولت عملی شود و به خدا اگر همه دست به دست هم بدهند ما حتی یک بیکار در کشور نداریم.منتها لجاجت ها ، هوای نفس نمی گذارد.اگر دولت افق بلندی را ترسیم کرده شما دولت را ترغیب کنید و تشویق کنید نه این که تضعیف کنید.نگویید دولت نمی تواند. نگویید دولت دروغ می گوید. کمیسیون و فراکسیون تشکیل بدهید برای اشتغال. هر روز نیم ساعت فقط درباره اشتغال در مجلس بحث کنید.اگر بیکاری ریشه کن نشد.یک سوم آقای احمدی نژاد جلسه بگذارید و تلاش کنید. بعضی از این نماینده ها ۴سال نماینده بودند یک موی صورتشان سفید نشده است!!!اینها چطور شب راحت خوابیدند.از درد مردم یک بار در بیمارستان بستری نشدند! یک کدامشان ترور نشده اند.این قدر نماینده بی خطر برای دشمن و استکبار؟؟!!!
    خواهش می کنم به دولت کمک کنید. وکیل دوله در زمان شاهنشاه بوده است در در زمان زعامت نائب ولی عص ارواحناه فداه…

  106. ابراهیم مهدوی/مشهد گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۴۴

    ۴. مبلغ ۱۵۰۰ میلیارد تومان بودجه ارتقاء شاخصهای فرهنگی کشور در قانون بودجه سال ۱۳۸۹ چگونه هزینه شده است؟

    خب گزارش را بگیرید بررسی کنید واقعا این در حد سوال از رئیس جمهور است یا چون آقای مشایی دبیر فرهنگی دولت است سوال کرده اید؟ فکر می کنم ماهیت سوال سیاسی است.

    ۵. قانون هدفمند کردن یارانه ها پنج ساله بوده است در حالی که میزان افزایش بهای برخی حاملهای انرژی نشان می دهد که دولت مدت اجرای آن را کمتر از ۳ سال در نظر گرفته است. در نتیجه مردم باید فشار غیر لازمی را در پرداخت بهای مثلا گاز مصرفی تحمل نمایند. همچنین سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی تا کنون به درستی پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزینه تولید کالا و محصول گردیده است. چرا دولت مقید به اجرای قانون مجلس نیست؟

    این سوال را من بلد نبودم جواب بدهم.

    ۶. مقاومت یازده روزه جناب عالی در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر ابقای حجت الاسلام مصلحی وزیر محترم اطلاعات چه توجیهی دارد؟

    شما در این زمینه نگران نباشید.آقا خودشان تدبیر کردند و فرمودند این مساله چیزی نیست.به حمد الله دولت مشغول کار و تلاش است. اگر هم قرار باشد سوالی باشد آقا وکیل وصی نمی خواهد. این همه مطالبات آقا از مجلس روی زمین مانده است ؛ از شما کی سوال کند که چرا این همه به فرمایشان ودستورات صریح رهبری عمل نکردید؟ البته ملت ۱۲ اسفند پاسخ شما را خواهند داد. مهم این است که الان آقای مصلحی وزیر اطلاعات است.این که دیگه سوال ندارد.فرض کنیم فرض کنیم که آقای احمدی نژاد خطا کرده باشد ؛ ما از این خطای ایشان گذشت کردیم.انسان جائز الخطاست. مقام معظم رهبری در زمان حضرت امام خمینی آقای موسوی را نپذیرفتند و ایشان نظرشان با آقای ولایتی بود ، اما امام فرمودند و آقا هم قبول کردند.این مسائل این قدر هیاهو ندارد.اتفاقا مدعیان ولایت در این ایام با تهمت هایشان به آقای احمدی نژاد گناهان ایشان و آقا را شستند.

  107. ابراهیم مهدوی/مشهد گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۱

    ۷. چه ضرورتی وجود داشت که آقای منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه در زمان ماموریت خود به سنگال عزل شود به طوری که علاوه بر تحقیر شخصیت ایشان، نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان آسیب ببیند؟

    چند مرتبه بهش گفتند یک چند روزی ایران بمانید ؛ ایشان به پشتوانه کمیسیون امنیت ملی دائم السفر بود. حتی آقا هم تلویحا در دیدار با دولت فرمودند باید ضرورت این سفرها سنجیده شود.کسی که دائم در سفر است در سفر هم باید حکمش را بگیرد دیگه!!!؟؟؟

    ۸. این سخن جناب عالی که مجلس در راس امور نیست، چه هدفی را دنبال می کند؟
    هیچ هدفی را دنبال نمی کند.مجلس صد در صد در راس امور تصمصم گیری است ولی در راس امور اجرایی کشور که نیست.البته آقای احمدی نژاد وقتی می بیند اعضای دولت دائم باید برای سوالاتی که اصالتا غیر اولویت دار است در کمیسیون های مختلف حاضر شوند وبا با گرفتن یک امتیاز برای شهرستانشان سوالشان را پس می گیرند چه بگوید؟آیا اینگونه نماینده ها ارزش و جایگاه راس امور را ارج می نهند.البته به نظر من مجلس راس امور است . راس قانوگذاری است. راس نظارت است.وتا وقتی این وظایف را به خوبی انجام دهد راس امور است. و گر نه ته امور هم نیست.البته هیچ مقام و احدی حق ندارد جایگاه رای مردم و مقبولیت نظام را تضعیف کند.

    ۹. چرا جناب عالی با علم به اینکه انتقاد از برخی مجریان “قانون عفاف و حجاب” در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بدتر شدن وضع پوشش اسلامی در جامعه خواهد شد، در برنامه زنده تلویزیونی ضمن متهم کردن برخی مجریان این قانون، بر خلاف اجماع فقها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است، از دولت سلب مسئولیت نمودید و پس از مخالفت گسترده مراجع تقلید، ائمه جمعه، علمای بلاد و نمایندگان مجلس با سخنان شما، در مصاحبه زنده تلویزیونی بعدی اعلام کردید که سخن من همان است که گفتم. این رفتار شما چگونه توجیه می شود؟

    بعید می دانم نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح تحول اجتماعی کشور را خوانده باشند.طرح تحول اجتماعی کشور که آغاز آن سخنان آقای رئیس جمهور است اتفاقا خیلی قشنگ در این باره صحبت می کنند.
    البته من معتقدم آقای احمدی نژاد طرح تحول اجتماعی کشور را مثل طرح تحول اقتصادی جدی نگرفتند. من در این زمینه به رئیس جمهور انتقاد دارم.اگر طرح تحول اجتماعی وطرح تحول فرهنگی اجرا شود ؛ بسیاری از مشکلات موجود حل است.
    خب این قدر همه احساس خطر کردند درباره حجاب وعفاف چه نتیجه ای داشت؟!!جز تشکیل ستادهای بیخود در سازمان ها و نهادها و …؟!!! واقعا فکر می کنید با برخورد و کارهای سلبی حجاب و عفاف حل می شود؟
    طرح تحول اجتماعی را مطالعه کنید و مطالبه کنید تا آن طرح در کشور اجرا شود دغدغه های همه برطرف خواهد شد.

  108. ابراهیم مهدوی/مشهد گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۱۰

    ۱۰. چرا نظریه “ترویج مکتب ایران به جای مکتب اسلام” را که توسط رئیس دفتر شما بیان شد علی رغم ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام، تایید و بر آن تاکید نموده باعث تنزل جایگاه انقلاب اسلامی و زنده شدن تعصبات قومی در میان مسلمانان و سوء استفاده مخالفان وحدت اسلامی گردیدید؟ اصولا چرا از گروه موسوم به “جریان انحرافی” علی رغم هشدار و اعلام خطر علمای بزرگ اعلام برائت نمی کنید بلکه از این افراد دفاع می نمایید؟

    خیلی خنده ام گرفت از این سوال. آقای احمدی نژاد باعث تنزل جایگاه ایران در جهان شده است .اسقبال لبنان یادتان رفت؟
    مکتب ایران یک تاکتیک فرهنگی برای جذب ایرانیان خارج کشور بود.خب انتقاداتی به آن وارد است ولی واقعا موجب تنزل جایگاه ایران شد؟واقعا این قدر اهمیت دارد که در سوال از رئیس جمهور مطرح شود؟
    جریان انحرافی را یک عده ای نامگذاری کردند بعد آقای احمدی نژاد جواب بدهد که چیست؟ خب از این هایی که نامگذاری کردند بپرسید؟ اگر منظورتان مشائی وامیری فر و بقایی هستند که واقعا متاسفم. بدا به حالمان که سه نفر بتوانند یک جریان بزرگ انحرافی تشکیل بدهند!!!
    فرض گیریم اینها خیلی منحرفند.مواضع آقای رئیس جمهور که همان مواضع قبلی است.الان یک عده از اصولگرایان جناح راست سنتی و جدید از آقای رئیس جمهور انحراف پیدا کردند که خودشان را آماده بکنند برای مجلس و ریاست جمهوری. خب اینها هم منحرف هستند.حالا دنبال رقیب انتخاباتی می گردید بروید دنبال یک رقیب بهتر!!

    خداوند همه ما را به راه راست هدایت نماید.برای نمایندگان خوب ودلسوز ی که با پرهیز از حاشیه و سیاسی بازی مشغول خدمت هستند دعا می کنیم. انشا ئالله

  109. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۰۴

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
    http://zamirekhodagah.blogfa.com/

    مدعیان و سیاست خارجی دولت

    انتقادات تخریب گونه منتقدان اصول گرای سیاست خارجی دولت نهم و دهم را می توان نمود و نمونه ای از سطحی نگری به مسائل دانست. آنهم مسائل سیاست خارجی که متغیرهای متعدد، آنرا پیچیده کرده است. اصولا بسیاری از مسائل سیاسی از پیچیدگی برخوردارند و با فهم یک یا حتی چند مقدمه نمی توان در مورد آنها به نتیجه گیری نهایی رسید.

    یکی از این مسائل، سیاست خارجی ایران در قبال تحولات منطقه است.

    متاسفانه مثلا تشکلی دانشجویی – انقلابی با صدور بیانیه ایی کاملا احساسی و انتقادی از وزارت خارجه دولت دهم نشان می دهند که از درک معادلات منطقه کم بهره اند. در نتیجه:

    الف) انقلاب های کاملا پیچیده، با بازیگرانی متعدد و متغیر را ساده کرده و تقریبا نسخه ای واحد در قبال همه آنها می پیچند.

    ب) از طرف دیگر دستگاه دیپلماسی را با دستگاه های اطلاعاتی و نظامی و نهادهای دیگر اشتباه گرفته و از درک پیچیدگی تقسیم وظایف نهادهای مختلف نظام نیز ناتوانند.

    ج) زیاد تبلیغات زده اند. آنها فکر می کنند با رگ گردن کلفت کردن بیشتر، عمیق تر از ته حنجره فریاد زدن و با شدت تمام تر محکوم کردن همه چیز قابل حل است.

    آنهم در زمانی که حکام منطقه و حامیانشان منتظرند تا به مجرد حرکتی دیپلماتیک از سوی ایران که بوی دخالت در امور داخلی کشورهای انقلاب زده را بدهد فشار را بر مردم همان کشورها تشدید کنند.

    اصولا جریان دانشجویی انقلابی در درک ریشه انقلاب های منطقه نیز از یک سطحی نگری رنج می برد. اینکه ریشه انقلاب های منطقه را انقلاب اسلامی ایران بدانیم دلیل نمی شود که ملت های کشورهای مختلف با فرهنگ های متفاوت گوش به فرمان ما هستند و آنچه ما صلاح ببینیم و به آنها اعلام کنیم را با جان و دل می پذیرند. و یا اصولا آنچه ما به آنها توصیه کنیم مفید به حالشان است. سیر تحولات سریع است و تاکتیک ها باید روزانه و در هر کشوری با توجه به وضع مختص به آن نقطه مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرد. اینکار فقط از عهده نیروهای میدانی همان مردم در خیابان ها و میدان های در حال انقلاب برمی آید. نه از پشت لپ تاپ ها و در زیر کولر و در محیط های پر از هیجان کاذب دانشجویی، یا از میانه بازیهای دوستانه در اردوهای بسیج و غیره.

    امام امت(ره) ارتباط با همه ملت ها و دولت ها بجز دولت اشغالگر قدس و دولت آپارتاید جنوبی را مورد تاکید قرار می دادند. و این نظریه که ما به دنبال رابطه با ملت ها هستیم و نه دنبال رابطه با دولت ها نظریه سید مهدی هاشمی معدوم بوده است که ظاهرا امروزه نیز طرفدارانی دارد.

    برای شناخت این انقلاب ها باید حقیقت انقلاب اسلامی را شناخت که همان نیز از سوی این دانشجویان عزیز ظاهرا مورد غفلت قرار گرفته است. انقلاب اسلامی یک تحول درونی است و این تحول درونی یا به عبارت امروزی نرم افزارانه همه اقشار مختلف را در بر می گیرد. چه کارگزاران نظام های دیکتاتوری و چه مردم مستضعف که تحت ستم آنها می باشند. اصولا عدالت،محبت و معنویت مفاهیمی نیست که برای ملیون ها کارمند و ارتشی و نیروی پلیس در کشورهای عربی جذاب نباشد. در انقلاب اسلامی ایران نیز آنهایی که بیش از همه به دنبال حذف سخت افزارانه ارتش، مقامات و کارمندان رژیم شاه بودند عموما گروه های مارکسیستی و منافقین بودند. که متاسفانه در همان زمان تاثیر قابل توجهی بر فضای روانی جامعه نیز گذاشتند. مثلا عموم جامعه در مورد شعار انحلال ارتش شاهنشاهی و تشکیل ارتش خلقی که توسط سازمان های چپ مطرح می شد به انفعال افتادند و این امام(ره) بود که در برابر این شعار آمریکایی با قاطعیت ایستاد. در همان زمان نیز بسیاری به دلیل جوگیری نمی توانستند به مردم و اعضای سازمان منافقین بقبولاند که اگر ارتش شاهنشاهی تنها از یک صدم قدرت و امکانات خود استفاده می کرد انقلاب اسلامی را کاملا درهم می شکست. این عدم همراهی ارتشی ها با سرانشان از طرفی، و اتخاذ سیاست اهدای گل به جای گلوله از سوی امام(ره) بود که آن ارتش افسانه ای را با کمترین مقاومت تسلیم انقلاب کرد. پیش از پیروزی انقلاب نیز در زمینه نوع برخورد با ارتش باز بسیاری از گروه های انقلابی دنباله روی سازمان منافقین و گروه های مارکسیستی بوده وهیجان زده و جوگیرانه به دنبال جمع آوری اسلحه و به خیال خام خود جنگ مسلحانه با ارتشی بودند که برای مقابله با شوروی ساخته شده بود و غرب آنرا در خط مقدم جنگ احتمالی با ارتش سرخ ساخته و پرداخته بود. اینبار نیز با رهبری الهی امام(ره) و البته تبعیت مردم توطئه خنثی شد و از این قبیل خبط ها از سوی عده ای از امت حزب الله زیاد است.

    همچنین جریانات دانشجویی پرمدعا ظاهرا کلا آمریکا، صهیونیست ها و شبکه های مرتبط با آنها و طرح ها و برنامه هایشان رادست کم گرفته اند. آنها متوجه نیستند که اگر ما ۳۰ سال در پیروزی و حفظ انقلاب خود تجربه داریم آنها بیش از ۳۰۰ سال است که صدها انقلاب را منحرف کرده یا بر اساس مطامع خود به وجود آورده و یا با لطایف الحیل خاموش کرده اند.

    امروزه یکی و تنها یکی از نقشه های آمریکا برای این انقلاب های منطقه تجزیه کشورها بر اساس قومیت ها و مذاهب متفاوت و به ثمر رساندن خاورمیانه جدید با محوریت اسراییل است. نظام های دیکتاتوری عربی با تکیه بر ایدئولوژی ناسیونال-سوسیالیستی در منطقه ما و شمال آفریقا یک مانع در برابر تجزیه و تشکیل خاورمیانه جدید بوده اند. البته مانعی جدی نیز در برابر اصلاحات واقعی به سود مردم خویش بودند. حال اگر آمریکا بتواند با فروپاشی این نظام های دیکتاتوری و ناسیونال-سوسیال در سایه انقلاب های مردمی طرح تجزیه مورد نظر را اجرا کند و با شکل دادن جنگ های داخلی از یک طرف و سپس دادن امتیازاتی در قالب اندیشه لیبرال دمکراسی به ملتها آنها را در این طرح به بازی بگیرد، آیا این انقلاب ها مصادره به مطلوب نشده است؟

    نمونه آن کشورهای لیبی، سوریه و یمن هستند که خطر تجزیه آنها را تهدید می کند.

    آیا عقل سلیم نمی پذیرد که بی ثباتی، ناامنی و عدم استقرار که نتیجه تجزیه کشورهای اسلامیست وضع بدتری است که در برابر وضع بد وجود نظام های دیکتاتور در برابر ملت ها قرار دارد.

    آیا اگر این انقلاب ها به جای اینکه سیستمی مبتنی بر ارزش های انسانی بوجود بیاورند تنها منتج به هرج و مرج، ناامنی، فقر، بی کاری، تجزیه و هزار مشکل دیگر که ناشی از خلا سیستمی است گردند ملتهای غیر مسلمانی که آماده الگوگیری می باشند را نیز از ادامه مسیر باز نمی دارند؟

    و آیا ملتهای منطقه را آماده پذیرش دیکتاتورهای جدید البته با رنگ و لعابی دمکراتیک نمی کنند؟

    امروز مهمترین و شاید تنها رسالت ما در برابر این انقلاب ها ارائه سیستم و الگوی مناسب است. الگویی که توسط اصول گرایان شب و روز با نام جریان انحرافی زیر ضربه تخریب است، نه دمیدن در آتش انقلاب ها. ملتهای منطقه در حال حاضر و مردم اروپا در آینده نه چندان دور به اندازه کافی داغ هستند و انقلاب های خود را به پیش می برند. داغ کردن بیش از اندازه و سرعت بیجا دادن به تحولات از سوی هرکس ممکن است خطر افراط و جنگ داخلی را افزایش دهد.

    و در آخر یک سوال اساسی از حضرات اصول گرا و عده ای از حزب اللهی ها(دامت افاضاتهم).

    منتقدین سیاست خارجی دولت اصولا نتایج خود را بر پایه کدام داده های میدانی استوار می کنند. مثلا آیا آنها در جامعه مصر دست به نظرسنجی گسترده زده اند و به این نتیجه رسیده اند که تلاش چندساله دولت احمدی نژاد برای برقراری رابطه با نظام مصر در زمان حاکمیت مبارک موجب نارضایتی مردم مصر از نظام ایران شده است؟

    یا مثلا چقدر با عموم مردم اردن و نخبگان اردنی در ارتباط هستند تا فهمیده باشند که دعوت از ملک عبدالله اردنی موجب تضعیف اصول سیاست خارجی ما در بین مردم اردن شده است. یا از کجا کشف کرده اند که تلاش ایران برای کاهش تنش با عربستان و یا دیدار وزیر خارجه کشورمان با وزیر خارجه بحرین تاثیر منفی بر مردم عربستان و بحرین داشته است؟ به راستی آنها این نتایج را از کجا به دست آورده اند؟ از تصورات خویش یا از جوامع مصر و اردن و عربستان و بحرین؟ خصوصا مثلا تلاش دستگاه دیپلماسی ما برای حفظ و گسترش رابطه با عربستان چه اثر منفی بر ملت های منطقه و خود ملت عربستان داشته است؟ و منتقدین این اثرات منفی را در کدام تحقیق میدانی به دست آورده اند؟

    لطفا این تحقیقات را نشان دهند تا همه از آن استفاده کنند وگرنه ممکن است به دام توهم و خیال افتاده باشند.

    البته در عالم واقع عکس آن صادق است. امروز حضرت آقا و دکتر احمدی نژاد از محبوب ترین چهره های سیاسی در منطقه اند.

    این در حالیست که دستگاه سیاست خارجی در طول شش سال گذشته به دنبال گسترش روابط با دولت های منطقه از جمله دولت مصر زمان مبارک ، عربستان و اردن بوده است. به عنوان مثال در همان برهه ای که ما به دنبال رابطه با دولت مصر در حاکمیت حسنی مبارک بودیم دکتر احمدی نژاد طبق نظرسنجی های دوست و دشمن از محبوب ترین چهره های سیاسی در جامعه مصر بود و به قول حضرت آقا اگر ایشان به مصر سفر می کردند مانند لبنان از سوی مردم مورد استقبال قرار می گرفتند. امروزه نیز حضرت آقا و دکتر احمدی نژاد از چنین محبوبیتی در منطقه برخوردارند. اتفاقا ملت های منطقه به عکس اصول گرایان منتقد پرمدعا مردم ایران را در اوج عزت می دانند. ظاهرا مردم منطقه بیش از حضرات اصول گرا و دانشجویان دنباله رو ایشان در داخل توان درک پیچیدگی های سیاست دینی را دارند. همان دانشجویانی که در ماجرای سفارت انگلیس اوج بصیرت انقلابی خویش را به نمایش گزاردند.

    برچسب‌ها: سیاست خارجی, دولت, اصول گرایان, منطقه

  110. علی محتشمی گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۰۰

    سلام جناب اقای جوانفکر این جواب دادن شما با متانت و حوصله شما برای من واقعا حیرت انگیزه امیدوارم با همه هم بتوانیم ایران اسلامی را به بهترین وجه بسازیم

  111. نوح رسل گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۱

    با سلام و احترام

    جوانفکر و نوح رسل(مشروح پرسش و پاسخ جلسه روز پنجشنبه)

  112. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۶

    آقای علی محتشمی
    با سلام و احترام
    متانت ، آرامش ، احترام به حقوق دیگران، مدارا ، صبر ، انصاف ، عدالت ، اخلاق نیکو و… توصیه های اسلامی است. یک مسلمان باید به همه خصوصیات وصفات نیکو زیبنده باشد و البته بنده در این زمینه بیش از هر کس نیاز به تمرین دارم. ایران اسلامی را کسانی خواهند ساخت که خوبی ها و نیکی ها را در وجود خود نهادینه کرده و آن را به دیگران نیز آموزش می دهند. انسانهای بد سرشت، بداخلاق ،بدکردار، بدگمان، اختلاف افکن ، خودخواه ، خودبرتربین و … نه تنها در ساختن ایران اسلامی سهمی را به عهده نخواهندگرفت بلکه به تجربه ثابت شده است که سهم آنها تخریب و آسیب به این سرزمین پاک است.
    موفق باشید

  113. ضمیر خودآگاه گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۱

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
    http://zamirekhodagah.blogfa.com/

    دست رد مدعیان به ابتکار وحدت بخش احمدی نژاد

    در شهریور ماه ۱۳۸۹جلسه ای با حضور مدعیان مطرح اصولگرا در مجلس و بیرون مجلس به دعوت دکتر احمدی نژاد تشکیل گردید.

    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2188083 و http://www.khabaronline.ir/detail/192280/politics/parties

    هدف این جلسه شکل گیری وحدت رویه برای انتخابات مجلس نهم بود. نتیجه جلسه تشکیل کمیته ای سه نفره برای پیگیری ائتلاف بود. اعضای کمیته آقایان حداد عادل، عسکراولادی و ولایتی بودند. اگر نگاهی به وضع گذشته و فعلی آقایان حداد عادل و عسکراولادی بیاندازیم، جایگاه سیاسی آنها روشن است. آقای حداد عادل نزدیک به جریانی است که کاندیدای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ آنها آقای قالیباف بود. جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحول خواه از آن مجموعه بوده و هستند. آقای عسکراولادی نیز نماد و نماینده جریانی است که کاندیدای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ آنها آقای لاریجانی بود. جمعیت مؤتلفه و جامعه اسلامی مهندسین از آن مجموعه می باشند.

    اما آقای ولایتی چطور؟ دکتر ولایتی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ در حالیکه یکی از مطرح ترین کاندیداها بود به نفع آقای هاشمی انصراف داده و به ستاد انتخاباتی ایشان رفت. ظاهرا قرار بود در صورت انتخاب آقای هاشمی معاون اول ایشان گردد. دکتر ولایتی سیاستمداری نزدیک به آیت الله مهدوی کنی، آیت الله هاشمی و جمعیت مؤتلفه بوده و هست. او امروز نیز یکی از چهره های شاخص جبهه به اصطلاح متحد اصولگرایان است. با این اوصاف آیا به راستی دکتر ولایتی نماینده ای ایدآل برای مردم امید بسته به احمدی نژاد و خود دکتر احمدی نژاد بود؟ جواب سوال منفی است. پس چرا دکتر احمدی نژاد ایشان را برای نمایندگی جریان عدالتخواه در آن کمیته معرفی نمودند؟

    به نظر نویسنده آنچه برای دکتر احمدی نژاد اهمیت دارد پیشبرد کار مردم، نظام و رهبری است. احمدی نژاد نگاه حزبی و جناحی ندارد. نگاهی که باعث نقار و دشمنی و هدرروی انرژی ملت می گردد. برای او موضع گیری های سیاسی افراد و گروه ها تا جاییکه علیه اساس نظام نباشد بی اهمیت است. حال فعلی افراد مهم است و کارایی احتمالی آنها برای حل مسائل و رسیدن به اتفاق نظر برای کاهش مشکلات و پیشرفت کشور. این نگاه معیار محور دکتر به جای نگاه جناح محور مدعیان است که انرژی ها را برای رسیدن به وضعی مطلوب تر متمرکز می کند.

    از سویی دیگر معرفی دکتر ولایتی اتمام حجتی بود با آقایان مدعی. آنها با معرفی ولایتی هیچ حجتی برای حذف دکتر احمدی نژاد از فرایند سیاسی مجلس نهم نمی داشتند. آقای ولایتی فردی از خود آنها بود. او آقایان مشایی، بقایی، جوانفکر، یا حتی آقای ثمره هاشمی نبود. این نشانه ای آشکار از آمادگی کامل دکتر احمدی نژاد برای همکاری با جناح راست یا همان حضرات اصولگرا داشت. البته نشانه ای آشکار برای آنهایی که می بینند. اما آیا این خودشکنی و حسن نیت دیده شد؟

    مدتی کوتاه از ابتکار متواضعانه دکتر گذشت. تخم لق جریان انحرافی در دهان ها کاشته شد. و فضایی بوجود آمد که توسط شیمون پرز (رییس جمهور رژیم صهیونیستی) اعلام شده بود. http://qods.info/?p=2636.

    حالا دیگر آقایان اصولگرا و حامیانشان ابا داشتند تا خدای ناکرده نامشان در کنار دکتر احمدی نژاد بیاید. همه باید برای مبرا شدن از آلودگی های عقیدتی، مالی، سیاسی، اخلاقی و ارتباط با دشمن از این خادم ملت و رهبری با اسم رمز جریان مخوف انحرافی اعلام برائت می کردند. وگرنه ماشین تبلیغاتی بی رحم اصولیون و اصلاحیون آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف می کرد. دکتر ولایتی هم از این قاعده مستثنی نبود. در نتیجه متاسفانه او نیز در دام سناریوسازان جریان انحرافی افتاد.
    برچسب‌ها: احمدی نژاد, ولایتی, وحدت, اصولگرایان, جریان انحرافی

  114. نادر گفت :

    دی ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۵۱

    http://mjavedan.blogfa.com/post/136
    جریان انحرافی

  115. رضوی گفت :

    دی ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۰

    قضاوت با شما
    حتما ببینید…
    http://maktabeiran1.blogfa.com/post-57.aspx

  116. پابرهنه گفت :

    دی ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۵

    سلام
    وبلاگ جامع زرسالارن با هدف شورش علیه اردوگاه احزاب زرسالار چپ و راست و حمایت از دولت عدالت طلب و بت شکن با گرافیکی قوی و انقلابی راه اندازی شد
    لطفا مطالب وبلاگ را لینک کنید
    مطلب “گردهمایی بزرگ زرسالاران”
    http://zarsalaran.blogfa.com/post/2
    و یا مطلب
    “قیام ۹ دی، پتک جمهوریت بر سر هاشمی و خواص مردود”
    http://zarsalaran.blogfa.com/post/3

    در صورت تبادل لینک اطلاع دهید

  117. ابر گفت :

    دی ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۴۶

    سلام.باافتخارلینک شدید

  118. بهرام گفت :

    دی ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۱۶

    سلام بنده وکیل دادگستری وجانبازوازعلاقه مندان تفکردکتراحمدی نژادوشماهستم ؛بسیارعلاقه مندم به همراه برخی ازدوستانم درانتخابات مجلس درکنارشماباشم وبتوانم انشاالله کاری درحدبضاعت خودانجام بدهیم.
    ممنون میشوم راهنمائی فرمائیدکه چه اقدامی انجام بدهیم تاموثرثمرباشدانشاالله .

  119. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۲

    آقای بهرام
    باسلام و احترام
    از ابراز لطف شما متشکرم. انشاء الله با هدایت های داهیانه رهبر بزرگوار انقلاب شاهد انتخاب خوب مردم خواهیم بود. دولت و رئیس جمهور در انتخابات از هیچ نامزدی حمایت نمی کند و همه دغدغه دولت برگزاری انتخابات سالم و رقابتی است ، یعنی همان چیزی که رهبر فرزانه انقلاب فرمودند.
    در انتخاب نمایندگان مجلس ، دقت و بررسی های ضروری را بفرمایید.
    موفق باشید

  120. صدرا گفت :

    دی ۲۱م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۴۰

    خدایی نیوشا ضیغمی نظر داده؟
    پس منم آرزوی سلامتی میکنم براتون
    جواد رضویان
    بازیگر رادیو و تئاتر

  121. فعالان مردمی ... گفت :

    دی ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۸

    دیدار غیر منتظره و پیش بینی نشده حامیان با دکتر احمدی نژاد+عکس و شرح کاملwww.kashanhamian.ir

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر