خشت خام !

این سووال مهم ، پاسخ درخوری را می طلبد که ، آیا امکان مهار حوادث پس از انتخابات با پرداخت هزینه های کمتر ، وجود نداشت ؟

یافتن پاسخ این سووال ، مستلزم بازاندیشی عمیق در مسائل پس از انتخابات و تجزیه و تحلیل رویدادها و حوادث عبرت انگیزی است که در تاریخ زنده ملت ایران ثبت و ضبط شده است.

یکی از مسائل تلخ پس از انتخابات به رفتار و مواضع قانون گریزانه نامزدهای شکست خورده باز می گردد که در یک هماهنگی پنهان و مشترک ، قاعده بازی را برهم زدند و فرصتی را فراهم آوردند تا دستگاههای جاسوسی دشمنان قسم خورده ملت ایران برای ماهی گرفتن از آبهایی که به دست خودی ها گل آلود شده بود ، عوامل جیره خوار و سرسپرده خود را به داخل ایران نفوذ دهند.

 آقای احمدی نژاد با روشن بینی و درک صحیح از حوادث ، خیلی زود به این حقیقت پی برد که ادعای تقلب در انتخابات و تاخت و تاز رقبای شکست خورده به رئیس جمهور منتخب ملت ، تنها یک بهانه است و آنها از این رهگذر ، اهداف دیگری را جست و جو می کنند لذا با هوشمندی و آرامی خود را از تیررس برخورد آنان کنار کشید تا فرصت بروز و ظهور آنچه سران و عوامل موثر فتنه در نهاد و سرشت خویش ، پنهان کرده بودند ، فراهم شود و چنین نیز شد.

مهمترین سوء استفاده تبلیغاتی از سخنان رئیس جمهور با ریاکاری اصلاح طلبان و بی تدبیری آشکار طیفی از سیاسیون موسوم به اصولگرا صورت گرفت و آن هنگامی بود که آقای احمدی نژاد در مراسم جشن پیروزی خود در میدان ولی عصر تهران ، تلاش کرد تا میان رای دهندگان به نامزدهای رقیب با عوامل اغتشاش ، فاصله بیندازد و به این ترتیب زمینه برخورد جدی و فوری با آشوبگران فراهم شود. 

او گفت : در انتخابات ، ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر و تعیین کننده اصلی بودند حالا ۴ تا خس و خاشاک در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند. بدانید که این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.

این سخنان کاملا شفاف و روشن بیان شد و لفظ خس و خاشاک محدود به کسانی بود که اقدام به قانون شکنی و برهم زدن نظم عمومی می کنند.  

به دنبال این سخنان، جریان نیرومند رسانه ای اصلاح طلب با انعکاس وارونه سخنان رئیس جمهور،  تبلیغات مسموم و دروغینی به راه انداخت و آقای احمدی نژاد را متهم کرد که ۱۳ میلیون رای دهنده به میرحسین موسوی را خس و خاشاک نامیده است. آنها با این موج سازی گسترده و سنگین تبلیغاتی ، احساسات و عواطف رای دهندگان به نامزدهای شکست خورده را تحریک کردند تا از همراهی و همصدایی با معترضان فاصله نگیرند. 

قدرت رسانه ای اصلاح طلبان حتی بسیاری از مدعیان اصولگرایی را تحت تاثیر قرار داد ، به گونه ای که آنها بدون تحقیق در باره صحت و سقم مطالب ادعا شده ، به انتقاد از رئیس جمهور پرداختند.

این انتقادات در حالی صورت گرفت که رئیس جمهور سرگرم انجام یک ماموریت خارجی بود و دستگاه اطلاع رسانی دولت نیز نتوانست پاسخ مناسبی به این تبلیغات بی اساس بدهد.   

آقای احمدی توکلی نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و از مدعیان اصلی اصولگرایی ، در زمره افرادی بود که رئیس جمهور را هدف تندترین انتقادات قرار داد. 

وی در گفتگوی زنده خود با شبکه ۵ سیما ، رئیس جمهور را متهم کرد که الفاظ و لحن وی یکی از دلایل ناآرامی ها بوده است.

توکلی گفت: باید بپذیریم ۱۴میلیون نفر به آقای احمدی‌نژاد رای نداده‌اند و اینها الان درست یا نادرست سوال دارند و احساس اهانت می‌کنند، اینها نه خس و خاشاک هستند و نه اراذل و اوباش.

تکرار اینگونه سخنان از سوی طیف همفکران آقای توکلی از یک سو و تبلیغات دروغین و فریب کارانه رسانه های اصلاح طلب از سوی دیگر ، مانند بنزینی بود که بر روی آتش ریخته می شد زیرا نه فقط صدای اعتراضات بی اساس را بلندتر کرد ، بلکه فرصت تنفس دوباره ای برای عوامل اغتشاش بوجود آورد.

آقای حبیب الله عسگراولادی در آن هنگام ، درجه انتقاد از رئیس جمهور را به حدی بالا برد که او را به خاطر خس و خاشاک نامیدن اغتشاشگران ، خارج از بندگی خدا دانست و آقای قدرت علیخانی نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور را متهم کرد که “مردم قهرمان تهران” را خس وخاشاک نامیده است.

آنچه رئیس جمهور منتخب ملت در همان روزهای اول حوادث پس از انتخابات در خشت خام می دید ، بسیاری از مدعیان دیروز و امروز ، اکنون پس از گذشت هفت ماه ، در آیینه می بینند و آن را فریاد می کنند.

آقای احمد توکلی روز چهارشنبه نهم دی ماه و پس از حوادث دردناک روز عاشورا ، در مصاحبه با شبکه العالم گفت: ما از اصل مخالفت آنها (اغتشاشگران) با جمهوری اسلامی تعجب نمی‌کنیم ، اینها خس و خاشاکی بیش نیستند که از درون ملت پس زده می‌شوند و به خاطر این اقدام، حتما از سوی ملت و دولت محکوم خواهند شد.

اکنون زمان پاسخگویی به این سووال مهم فرارسیده است که آیا به راستی و از همان روزهای اول ، امکان پیشگیری مقتدرانه از بروز خسارات وارده به کشور ، نظام و مردم وجود نداشت؟!  آیا اغتشاشگران را باید تنها مقصرانی دانست که به واسطه رفتار قانون شکنانه شان ، باعث شدند امروز زبان بدگویی و جسارت دولتهای تبهکار غربی به روی نظام مردمسالار و مقتدر جمهوری اسلامی ایران باز شود؟ کسانی که رئیس جمهور منتخب مردم را به دلیل واقع بینی و درک صحیح اش از مسائل کشور ، مورد شدیدترین انتقادات و حملات قرار دادند ، آیا امروز از شجاعت کافی برای برعهده گرفتن مسوولیت رفتار و مواضع خود برخوردارند؟ به راستی چه سهمی از حوادث تلخ پس از انتخابات برعهده آنهاست ؟

اینک نقاب از چهره بسیاری از افراد فرو افتاده و تصویر روشنی از بازیگران در صحنه و حامیان و تدارک کنندگان پشت صحنه ، پیش روی مردم قرار دارد و البته برای آن نیز هزینه سنگینی پرداخت شده است. شفافیت اوضاع دیگر هیچ عذر و بهانه ای برای خواص باقی نمی گذارد.

اینک فصل انتظار است. انتظار از کسانی که به واسطه رفتار و مواضع شان در دوران پس از انتخابات ، باید به پیشگاه ملت ایران عذر تقصیر بیاورند و دست کم مسوولیت شناسی خود را با برعهده گرفتن سهم خویش در حوادث پس از انتخابات ، نشان دهند.

انتظارها مربوط به خودی هاست و الا از کسانی که برای تصاحب مناصب قدرت ، حاضر شدند کشور را به آشوب بکشانند و بیشترین فرصت را برای سوء استفاده دشمنان ملت ایران فراهم آورند، انتظار نمی رود که به جبران رفتار و مواضع اشتباه خود بپردازند زیرا دشمنان انقلاب پیوندهای خود را با برخی از مدعیان اصلاحات ، آنچنان گره زده اند که حتی اگر آنان انگیزه ای برای بریدن از دشمن داشته باشند ، باز کردن این گره و گسستن پیوندهای زشت و خیانت بار آنان و بازگشت به دامان ملت ، با عبور از پلهایی که آنها در پشت سر خود ویران کرده اند ، سخت و ناممکن به نظر می رسد.

به راستی آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده ایم که اگر مردم در انتخاب خود اشتباه می کردند و امروز آقای موسوی یا آقای کروبی عهده دار ریاست جمهوری شده بود ، چه سرنوشتی انتظار مردم را می کشید؟ چه تلخ است که افرادی در کشور به جای تکیه کردن بر حمایت ملت خویش به عنوان پشتوانه اصلی هرگونه پیشرفتی در سطح ملی و بین المللی ، به جایی برسند که جز مشتی تبهکار بین المللی ، کس دیگری را برای تکیه کردن ، در پشت سر خود نبینند!

تلخ تر از آن ، اظهارات کسانی است که به جای درس گرفتن از رویدادهای عبرت آموز گذشته و پای فشردن بر اصول و مبانی انقلاب اسلامی ، بدون آنکه متوجه تبعات مواضع و اظهارات غیرمنتظره خود باشند، آب به آسیاب دشمن می ریزند.

آقای حبیب‌الله عسکراولادی با اشاره به برخی از شعارهای مطرح شده در راهپیمایی مردم عاشورایی تهران گفته است : در این راهپیمایی، شعارهایی علیه شخصیت‌ها و چهره‌های سیاسی سر داده شد که من این شعارها را انحرافی می‌دانم و به آنان می‌گویم که ما امروز به وحدت نیاز داریم و الآن وقت این شعارها نیست.

نگارنده از هرگونه توهینی نسبت به افراد بیزار و رویگردان است اما آقای عسگراولادی باید به برخی از سووالها پاسخ دهد که در جست وجوی وحدت با چه کسانی است؟ آیا وحدت میان حق و باطل ، امری ممکن است؟ آیا می توان میان وفاداران به نظام با همصدا شدگان با دشمنان کینه توز انقلاب وحدت ایجاد کرد؟ آیا درهم آمیخته شدن خطوط و دیدگاههای ناهمگون و نامتجانس عامل اصلی پیدایش وضعیت امروز کشور نبوده است ؟ چرا افراد خوش سابقه به دنبال بازگردان آب به همان جویی هستند که ملت ایران برای خشکاندن آن از جان خویش مایه گذاشته است؟ محور اصلی وحدت در جامعه اسلامی کسی جز ولایت فقیه و رهبر فرزانه انقلاب نیست. آیا می توان میان کسانی که حول این محور می چرخند با کسانی که برای قلع و قمع کردن آن مجدانه و در صحنه عمل به تلاش و توطئه مشغولند وحدت ایجاد کرد؟

آقای عسگر اولادی و همفکران ایشان به این معنا توجه دارند که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی برآمده از اراده های یک ملت زجر کشیده ، شهید داده ، سختی کشیده و در عین حال مقاوم و سربلند است و به هیچکس هم بدهکاری ندارد، بنابراین کسانی که در کسوت دلسوزی مردم قرار دارند، باید از خود هوشمندی و درایت بیشتری نشان دهند و از تحمیل هزینه های بیشتر بر مردم بپرهیزند.

نظام مردم سالار دینی در ایران ، اینک بیش از هر زمان دیگری ، آبدیده و شکست ناپذیر به نظر می رسد و به خوبی دریافته است که چگونه از سنگلاخ ها و ناهمواریها عبور کند و راه خود را هموار سازد.

همه کسانی که دل در گرو سرافرازی ، پیشرفت و رفاه و آسایش ملت ایران دارند ، در دامان ملت ایران جای می گیرند اما کسانی که می خواهند همچنان از موضع قیم مابی و برخورداری از مصونیت های پیدا و پنهان با نظام و مردم تعامل کنند ، بدانند که اینک زمانه دیگری فرارسیده است و اگر می خواهند در آغوش ملت خویش پناه بگیرند ، چاره ای جز اصلاح باورها و رفتارهای غیر ارزشی خود ندارند . آنها باید از اسب زین کرده خویش پایین بیایند و همراه با مردم پیاده راه بروند. 

 

۴۷ نظر »

  1. خلجی گفت :

    دی ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۸

    بسمه تعالی
    حضور محترم جناب آقای جوانفکر
    با سلام و احترام
    با سپاس از یادداشت دقیق و هوشمندانه تان که یک بار دیگر به برخی از خواص یادآوری کردید، در شرایط فتنه در اعلام مواضع، اظهار نظرها و ارائه تحلیلها بیشتر دقت کنند. متاسفانه بسیاری از به اصطلاح خواص با ساده اندیشی از همان ابتدایی که جرقه های فتنه انتخابات خورد ساده لوحانه تصور می کردند که این تعارض و اختلافی است بین دولت برآمده از آرای ملت با شکست خوردگان و تو دهنی خوردگان از ملت، و متاسفانه در این هفت ماه، فرصت سوزانه به رغم ادعاهای خود که گوش فلک را کر کرده به کمتر چیزی که توجه کردند، هشدارهای دلسوزانه و مشفقانه ی کشتی بان بصیر انقلاب(رهبر معظم انقلاب) بود، که به روشنی دست دشمن و چهره کریه آنرا در پس این اتفاقات می دیدند. تجربه تلخی بود که با هزینه بسیار به دست آمد و جای تاسف اینکه در این جریان انحرافی عده قابل توجهی از به اصطلاح خودیها و کسانی که سی سال از سفره کریمانه انقلاب بهره بردند نیز خواسته یا ناخواسته نقش داشتند، و با عدم موضعگیری، سکوت، مواضع دوپهلو و مصلحت اندیشانه، نه تنها انقلاب و جریان اصیل مردمی را در بزنگاه پیش آمده همراهی نکردند که متاسفانه نمک بر جراحتهایی پاشیدند که عده ای مغرض، طماع و حیله گر به پشتوانه حمایتهای خارجی بر پیکره ی نظام ایجاد کرده بودند.
    با تجدید احترام

  2. رحیم گفت :

    دی ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۲۱

    با سلام
    اقای جوانفکر ایا برای خدا مینویسی و نظرات را هم بینی وبین الله اگر در پار ه ایی از عوامل بر ضد جریان فکری شما بود میگذاری یا نه . اگر قول علی ع وار بر عدم سانسور بگذاری عوامل اصلی را که باید از سال های دهه ۶۰ ریشه یابی نمود به بحث بگذاریم زیرا برای اکثریت مردم در هر دو طیف زای دهندگان به جناح عدالت طلب و جناح (اقا زادگان و تکنو کراتها ) انبوه غفلتها ی نظام حاکم از مردم در ابعاد ( رانتهای اقتصادی – تضاد فرهنگی در حاکمیت بنام الله و رفتار اموی مجریان با فرو دستان – ایجاد نظام طبقاتی بر خون شهدا – استفاده از زور بنام تربیت مردم و ولنگاری در عدالتخواهی که دلیل بعثت انبیا الهی بوده -ارج وقرب متخلفین – اجرای حدود الهی برای دزدان به استضعاف رفته و تکریم غارتگران بیت المال -بی خیالی ….. نسبت به ظلم و واگذاری هایی که انها نیز بی نصیب نماندن مانند نیشکر و واردات وصادرات و…..) این معظلا ت باقی مانده و این گوشزذی بزای اینده میباشد که احادیث نبوی وعلوی امده -نظام با کفر میماند ولی با ظلم نه و شکم گرسنه ایمان ندارد و وفای به عهد انچنان محترم بوده که مشرکین هم به ان پایبند بودند .
    منتظر جواب با صداقت و شاهد همانی که هم شاهد و هم قاضیست .

  3. رضا گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۴۸

    سلام آقای جوانفکر
    از اینکه بعد از مدتی سکوت دوباره برایمان نوشتید خوشحالم.تفسیر ما را به سمت تفکر وتصورات عمیقی سوق میدهد.
    فراموش نمیکنم خاطره تلخ ایام انتخابات را را که طرفداران افراطی جبهه مخالف چقدر عرصه را برای حامیان دکتر و بلاخص بسیج دانشجویی تنگ کرده بودند.
    متاسفانه برخی اساتید ودانشجویان کار را به جایی رسانده بودند که در کلاسها ی درس حتی به ما اجازه نفس کشیدن را هم نمیدادند.
    چه کابوس وحشتناکی بود از هرسو تهمت , تخریب و افترا نثار آقای احمدی نژاد میشد وچه وحشتناک تر بود تصور اینکه اگر این تهمت ها کار راخود را به ثمره برساند و دکتر را ازصحنه خارج کند.
    در این اوضاع هیچ کاری از دست ما برنمی آمد جز دعا قرآن و نیایش به درگاه الهی برای پیروزی حق علیه باطل!!!
    اما وقتی خداوند همه دسیسه ها و توطئه ها را درهم کوفت وهمه نقشه ها را نقش بر آب کرد(والله مکر الماکرین) حالی دست داد که توصیف آن به هیچ نحوی در واژه ها نمی گنجد.
    متن شا خاطرات گذشته را برایم زنده کرد وتوانستم قدری از آنچه که برما گذشت با حضرت عالی درد دل کنم!
    همواره موفق , پاینده , سربلند و سرفراز باشید.

  4. حامد گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۱۶

    سلام
    به نظر شما این افتخار بزرگیست که احمدی نژاد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد و بار را به دوش آقا انداخت؟ مگر او رئیس شورای عالی امنیت ملی نیست؟
    آیا میدانید تا کنون چندین بار آقا مجبور به موضع گیری شده است؟؟
    اما دکتر احمدی نژاد با خیال راحت در حال پیشبرد منویات جناب مشایی می باشد.
    احمدی نژاد محبت های آقا را با بی مسئولیتی جواب داد.
    البته میدانم که نظرم منتشر نمی شود. ولی حداقل خود شما میتوانید آن را بخوانید.

  5. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۹

    آقا حامد
    با سلام
    چرا نظر خودتان را به بنده نسبت داده اید. بنده کجا گفته ام که این افتخار بزرگیست که احمدی نژاد از بار مسوولیت شانه خالی کرد؟ بنده عرض کردم که آقای احمدی نژاد به نحوی عمل کرد که آنها ماهیت و آنچه را در نهاد خود داشتند بروز دادند و اگر آقای احمدی نژاد به این ترتیب عمل نمی کرد ، آنها همچنان سرشت خود را در پس حمله های بی دلیل به آقای احمدی نژاد پنهان می کردند.
    چرا آقای احمدی نژاد رئیس شورای عالی امنیت ملی است و به وظایفش عمل می کند. موضعگیریهای رهبری لازمه هدایت جامعه برای برون رفت از فضای مسموم ایجاد شده بود و هیچ شخصیت دیگری نمی توانست مانند رهبری عزیز به تنویر افکار عمومی بپردازد. بقیه مواردی که مطرح کرده اید در حد یک تهمت بی اساس است که پاسخی را نمی طلبد.
    موفق باشید

  6. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۲

    آقا رحیم
    با سلام
    شما اگر دیدگاهی دارید بدون توهین یا تهمت و البته به صورت مستند مطرح کنید.
    موفق باشید

  7. رضا گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    پیرو تحلیل خوبتان باید اضافه کنم که حتی می شد بدون هیچ هزینه ای بلکه با بیشترین سود انتخابات دهم را تمام شده دانست کما اینکه دول استکباری جهان بعد از اعلام رای ۲۵ میلیونی دکتر احمدی نژاد تمام رشته های سی ساله خود را پنبه یافتند و آماده شده بودن ناچارا حکومت اسلامی را حتی با بمب اتم بپذیرند،متاسفانه عده ای خواص نادان البته اگر بشود بعد از انتخابات به اینها خواص گفت ،چنان برای برگشت به قدرت و ثروت بی تابی کردند و هواهای نفسانی را چون خورشیدی جلوی چشم خویش تابان یافتند که همه مزایای حکومت اسلامی را برای خود فراموش کردن.
    جناب آقای جوانفکر اگر این افرادی که حکومت اسلامی برایشان بیشترین سود را داشت کمی درایت و صبوری بخرج می دادند و برای دور بعد دندان خود را تیز نگه می داشتند و این همه بی خردی لجوجانه با پیروزی دکتر احمدی نژاد عزیز که مثل آفتاب تابان عیان بود بر خورد نمی کردند انتخابات دهم هیچگونه هزینه ای نداشت.
    جناب آقای جوانفکر ،اگر این مثلا خواص ها قدر نمک خورده سر سفر حکومت اسلامی را کمی رعایت می کردند ،مطمئنا دشمنان قسم خورده بیرونی حکومت اسلامی و اذناب داخلی آن سر سوزنی جرات نمی کردند دم بجنبانند ،تا چه رسد به اینکه موفق شوند در طول شش ماه گذشته اکثر مناسبت های ملی و مذهبی ما را به سخره بگیرند و هزینه هایی بر گرده حکومت اسلامی تحمیل کنند که جبران آن در آینده ای نزدیک تقریبا غیر ممکن است.
    جناب آقای جوانفکر ،با این حال نباید از سنت های الهی حاکم بر هستی غافل شد ،خداوند رحمان و رحیم برای کسر هایی کم تر از ثانیه نیز بر نامه دارد تا چه رسد به آزمایش بندگانی که خود را به اسلام نای محمدی و امام راحل بچسبانند،جناب آقای جوانفکر ترازوی عدالت الهی بسیار دقیق و پیچیده است اینگونه خواص نباید به همین ساده گی بعنوان عنصر مطلوبی در ذهن ملت ایران باقی می ماندن در حالی که ظاهرا از اول ذات شان خالص نبود حکومت اسلامی را برای حکومت الهی نمی خواستند بلکه حکومت را بعنوان ریسمانی برای کسب هر چه بیشتر ثروت و قدرت خود می خواستند ،آزمایشات الهی لحظه ای قطع نخواهد شد همانطوری که مسلمانان صدر اسلام در جنگ احد آزمایش شدن آقای جوانفکر باید اینگونه افراد رسوا خاص و عام می شدند.
    آقای جوانفکر باید این آزمایش برزگ الهی در این مقطع انجام می شد تا دکتر احمدی نژاد و ملت نجیب ولایتمدار پیروی محض خود را از مقام معظم رهبری در روز های سخت برای چندمین باز به نمایش بگذارند الخصوص ۹ دی ماه ۸۸ ،بدا به حال انسان هایی اعم از خواص و عوام که در این امتحان بزرگ مردود شدن ،بدا به حال آنهایی که بازیچه دست دول کافر شدن و مثل عروسک های خیمه شب بازی در دست آنها خوش رقصی کردند . هر چند درد این خوش رقصی ها برای ما خیلی گران تمام شده ،ولی نمی شود سنت های الهی را غافل شد در حالی که عده ای با دست خود زمینه های آن را مهیا کرده بودند و بقول خداوند خود بر خود ظلم کردند وگرنه خداوند به هیچ موجودی ظلم نخواهد کرد آنها خود زمینه نابودی خود را مهیا کرده بودند ،مطلب در این زمینه زیاد است فعلا به همین اکتفا می کنم
    با احترام رضا

  8. محمد گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۴

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر
    گفتید جشن پیروزی ، کدام پیروزی؟ وقتی ۱۳ میلیون نفر نظرات بسیار متفاوتی با آقای احمدی نژاد دارند، وقتی در میدان ولیعصر طرفداران آقای احمدی نژاد جمع شده اند، آیا میتوان با عنوان کردن کلمه ۴۰ میلیون با همه در یک ثانیه دوست شد؟شما طرفداران خود را جمع کردید و هنوز رضایت ۱۳ میلیون نفر را ندست نیاوردید صحبت از نابود کردن عده معدود اغتشاشگر می‌زنید؟ این نشان می‌دهد که آقای احمدی نژاد از واقعیت‌ها تصویر درستی ندارند.
    به نظر من ۱۳ میلیون بیشتر از آنکه موافق نظرات آقای موسوی باشند ، مخالف نظرات آقای احمدی نژاد بودند.
    خواهش می‌کنم به نظرات اشتباه دیگران احترام بگذاریم.
    من برای راه پیمایی حمایت از ولایت فقیه و محکوم کردن اغتشاش بیرون آمدم آنوقت می‌بینم بر علیه آقای هاشمی (به صورت انفرادی)، موسوی و خاتمی پلاکارد (به صورت دسته جمعی) در دست گرفته‌اند و یک نفر بالای وانت به طرفداری از آقای احمدی نژاد صحبت می‌کند پس به نحوی میخواهند نشان بدهند که راهپیمایی حمایت از ولایت همان حمایت از آقای احمدی نژاد است و بدین ترتیب ما به بی دینی واغتشاشگر محکوم می‌شویم.
    بحران زمانی کاهش می‌یابد که سران جبهه‌های مختلف با یکدیگر بتوانند صحبت کنند، وقتی هنوز نمی‌توانید با هم صحبت کنید ، پس لطفاً خودتان را همرنگ با ۱۳ میلیون نبینید.
    متأسفانه برای رییس جمهور شدن جناح های مختلف دست به تفکیک و جدا کردن ملت زدند و حالا که یکی از آْنها بر ریاست رسیده است می‌خواهد با عنایت به وحدت و قدرت ۴۰ میلیونی به کار خود ادامه دهد.
    متأسفانه این درگیریهای سیاسی گذشته دارد و یا بعضاً خودتان به گذشته متصل می‌کنید و لذا با این دید بر اشتباهات خود می‌افزایید.لذا شما نیز در سیاست جنبه اخلاق را کمرنگ کرده‌اید.

  9. باجلان گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۸

    با سلام و احترام ….

    خداوند منان رو شاکریم در این عصر که مدعیان دروغین خط امام و انقلاب جاهلانه آرمانهای ارزشمند نظام اسلامیمان را مورد هدف قرار دادند ، همچون شما وفاداران واقعی به امام و مقام معظم رهبری را درمیان ما قرار داده است که عمار گونه روشنگری میکنید……. آروزی مسلامتی و توفیق روز افزون برای شما برادر ارجمد ..التماس دعا

  10. l گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۵

    مشکل شما حضرات این است که خود را حق می دانید ولی خدا خوب می داند که سخن مقام معظم رهبری بهترین سخن روز است زیرا در فضای غبار آلود امروز تشخیص حق وباطل کار مشکلی است زیرا عالیجناب عزیز آیا مشایی ورحیمی هم حقند آیا زمین گذاشتن حرف رهبری در عزل مشای هم حق بود آیا خس وخاشاک خواند ملت حق بود آیا جانبداری اکثر اعضای شورای نگهبان از یک نفر در انتخابات حق بود آیا یکسویه نگری صدا وسیما وقربانی کردن سپاه وبسیج برای یک جناح حق است نه دوست خوب من اینچنین نیست هرچند در حماقت کروبی وخیانت موسوی نباید شک کرد وآنها باید جوابگوی خیانتهای خود باشند اما زیر سئوال بردن سی سال خدمات نظام در کشور نیز خیانت کوچکی نیست
    آیا این حرکتها وتحلیلهای خبرگزاری فارس که متعلق به سپاه بوده وسخنگوی جناحی خاص شده است حق است نه خدا خود خوب می داند که اینچنین نیست
    اما ایکاش بزرگان به داد سپاه وبسیج می رسیدند واین نهاد مقدس را از این باطلاقی که در آن گرفتار شده است نجاد می دادند (باتلاق سیاسی واقتصادی)

  11. رضا گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳

    جناب آقای جوانفکر سلام . سی و اندی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران میگذرد وقتی به مستندات تاریخ آن ایام نگاه میکنیم میبینیم توده های عظیم مردم ایران از نژادها، قومیتها، فرهنگها و با اعتقادات، آرمانها و خواسته های مختلف و با عزم بیرون راندن دیکتاتوری دست نشانده قیام کردند و تحت هدایتهای مردی خدائی موفق به این مهم شدند . در این راه و مسیر پس از آن برخی چهره ها شاخص شدند و با اعتقادی راسخ و عزمی آهنین زجرهای مخوف ترین زندانهای رژیم ستمشاهی را تحمل کردند و در این راه از جان و مال و آبرو و خانواده خود دریغ نکردند و در کنار مردم مبارزه کردند و انقلاب را با تمام وجود خود حس کردند . از آن مردم و از آن چهره های شاخص بسیاری به رحمت خدا رفته اند و عده ای نیز باقی مانده اند که تا همین چند ماه پیش به ما میگفتید اینها اسوه و شناسنامه انقلابند و باید سرمشق باشند ( نیازی به ذکر نامشان نیست همه میدانیم چه کسانی ) حال ناگهان اعلام میشود اینها سالها ست منحرف شده اند و استکبار آنها را در آب نمک خوابانده بوده و به تمامی ظرایف وجودیشان آگاه بوده و پی به بی بصیرتییشان برده و از سادگییشان برای ضربه زدن به انقلاب استفاده کرده است . قبول درست میفرمائید . سوال من جوان به قول شما نسل نمیدانم چندم این است حال که اینها که این همه قبل و بعد از انقلاب مجاهدت کردند زندان رفتتند کتک خوردند شکنجه شدند چیریک شدند مبارز شدند به همین انقلابی که برایش زحمت کشیدند خیانت کردند و ما نباید دیگر از اینها پیروی کنیم و به آنها اطمینان کنیم . حال چرا باید به شما و امثال شما و همچنین اینهائی که الان رئیس دولتند و وکیل و وزیر فرمانده ما مردم، اطمینان کنیم؟ در حالی که در زمان انقلاب یا نبودید یا اگر بودید توش نبودید یا اگر هم بودید پیش همت مردانه آنها عددی حساب نمیشدید که هیچ اسم و رسمی از دوران انقلاب و جبهه و جنگ ندارید . لطفا بگوئید چطور باید اطمینان کنیم ؟ و چطور حرمت شما را که الان مدعی هستید دارید برای نظام زحمت میکشید در آینده حفظ کنیم در حالی که خود شما حرمت زحمت کشان دیروز انقلاب را حفظ نکردید ؟

  12. حمیدرضا گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۱

    سلام
    آقای جوانفکر
    من شما را می شناسم و به سلامت فکری شما اعتقاد دارم. در غیر این صورت با شما درد دل نمی کردم.
    اما هنوز که هنوز است، قشر مذهبی طرفدار دکتر، این سوالات برایشان باقی مانده است:
    چرا بعد از موضع گیری آقا درباره ملت اسرائیل، احمدی نژاد سکوت کرد. مگر نه اینست که ایشان موضع آقای مشایی را موضع دولت اعلام کرد؟
    چرا دکتر احمدی نژاد که بارها از طرف دفتر آقا درباره مشایی تذکر گرفته بود، او را معاون اول خود کرد؟
    چرا پس از پیام شفاهی آقا، دکتر ، مشایی را عزل نکرد و آقا مجبور شد نامه کتبی بنویسد؟
    چرا دستور کتبی آقا ۷ روز روی زمین ماند؟
    و از همه بد تر، چرا در جواب نامه آقا، آن لحن زشت استفاده شد؟ (این قسمت را پاک کنید: شما خودتان میدانید که لحن نامه از این هم بدتر بود و اگر هاشمی ثمره و سید مهدی هاشمی نبودند، چه آبروریزی میشد)
    چرا بعد از استعفای مشایی، فورا حکم مسئول دفتری رئیس جمهور به او اعطا شد؟
    چرا روز به روز پست های دیگری به آقای مشایی داده میشود؟ آیا واقعا حضور مشایی در دولت باعث سرخوردگی ما علاقمندان رئیس جمهور نشده است؟؟؟

  13. سید علی وکیل زاده گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۹

    شما که هم جوانفکرید و هم تحصیلکرده. شکر خدا در مقام مشاور هم بودید و عجیب است بجای تحلیل و تفکر راهی را در پیش گرفته اید که اکنون ماحصل کاشته های خود را درو می کنید و دست آخر هم تئوری هایی ارائه می دهید که نه جای خدا در آن دیده می شود و نه جای مردم. نه عاقبت خیر خود را در برنامه ها و راه هایتان می اندیشید و نه صلاح مردم را می خواهید. روز دیگری هست که همه ما مردم در پیشگاه خدا از شما حق الناس را طلب خواهیم کرد. پس تا فرصت دارید و جانی در بدن دارید قدمی بردارید.

  14. سعید گفت :

    دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۵۵

    معمولا چون اربابتان فراگرفته اید که با هتک بزرگان به نان و نوایی برسید. برشما حرجی نیست. یک نگاه به عکس شما و نام فامیلتان همه چیز را برایم مشخص می کند.
    جوان فکر
    موی سر سیاه و فک سپید
    این جز فک جنباندن و یاوه بافتن بدون درنگ و تعقل چه معنایی می دهد؟ جوانفکر هم بسیار زیبنده نامتان است. خام فکری از کلام و قلمتان می بارد

  15. سارا گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۳۷

    سلام
    آقای جوانفکر خیلی خوب و دقیق بود.
    به نظر من هم دکتر هوشمندانه رفتار کرد. هرچند که نمی دونم چرا هر کاری که بکنه بازم اعتراض هست!!!
    اگر دکتر سکوت نمی کرد اوضاع خیلی بدتر میشد. دقیقا حرف شما صحیحه…
    من هم اول از سکوت دکتر در این چند روز بعد از عاشورا تعجب کردم که به یه صحبت کوتاه و بیانیه ی هیئت دولت بسنده شد. ولی بعد دیدم که چون جو الان بر علیه رقبای سیاسی دکتره (البته بیشتر دشمن تا رقیب!) و شعار های تندی در راهپیمایی ۴شنبه بر علیه شون داده شد اگه در راهپیمایی شرکت می کرد و موضع گیری علنی می کرد نمیشد…
    به نظر من تنها راه برون رفت از این اوضاع اینه که وزارت اطلاعات و قوه ی قضاییه مستنداتون رو از رابطه ی اینها با بیگانگان و منافقین و… منتشر کنن و رسواشون کنن… که اول در ذهن مردم محاکمه بشن بعد در دادگاه.
    فکر نمی کنم اثبات این قضیه که اینها مو به مو سناریوی انقلاب ها رنگی مثل انقلاب نارنجی و گل رز اجرا کردن کار سختی باشه!
    با چند تا مستند و مدرک های کشف شده میشه اینو ثابت کرد. من نمی فهمم که چرا این اتفاق نمی افته؟؟؟؟ مگر وزیر اطلاعات نگفت که ما جزوه ای رو از دفتر یکی از آقازاده ها پیدا کردیک که مو به مو از روی اون اقدام می کردن؟؟؟ چرا منتشر نمیشه؟!
    اگر با منطق و مدرک و مستندات اون ها رسوا کنیم دیگه چیزی براشون نمی مونه و این طوری مردم بیشتر از پیش خواستار محاکمه شون میشن.
    این رو هم بگم ما اجازه نخواهیم داد امثال رضایی و… بخوان نقش ابوموسی اشعری رو بازی کنن و به رهبری نصیحت کنن!!!!
    اگر عناصر پشت و روی پرده ی فتنه با مستندات قوی رسوا بشن اون وقته که مالک اشتر شجاع ما (دکتر احمدی نژاد) می تونه به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی باغچه ی انقلاب رو مثل باغچه ی خونه ی خودش از وجود علف های هرز که مثل انگل از نظام تغذیه می کنن پاک کنه… ان شاءالله
    در پناه حق.

  16. فرشید گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۱۸

    سلام

    پیشنهاد می کنم یک مطلب سراسر تهمت و افترا علیه احمدی نژاد بنویسید و در وبلاگ تان بگذارید تا امثال جناب رحیم خان چنین نظرهایی را به سمت شما گسیل دارند:
    ۱ – به به چه صداقتی، چه عدالتی، آقای جوانفکر کیف کردم به این می گن ظلم ستیزی.
    ۲ – جناب جوانفکر از اینکه حقایق را به رشته تحریر درآورده اید از شما بی نهایت سپاسگزارم.
    ۳ – بابا شما دیگه کی هستی ،خوشم اومد، ایول بابا آخرشی، دمت گرم.
    .
    .
    .
    .

  17. رضا گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۶

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر :
    رضا هستم از تربت جام
    اولا خوشحالم از اینکه دوباره با این یادداشت گویا و فصیح دل دوستان نظام وانقلاب را شاد نمودید و به همه منتقدان دولت فهماندید که تمام افرادی که در کنار رئیس جمهور قرار دارند دلشان برای مردم و این مرز و بوم می سوزد و هیچ هدفی جز خدمت ندارند و اما در بحث وقایع پس از انتخابات من فکر میکنم مهمترین حسن این وقایع این بود که چهره پلید و زشت بعضی سیاسیون و خواص که با نقاب انقلاب پوشیده شده بود برملا شد و مردم خوب و باهوش ایران دوباره مسیر حق و باطل را یافتند و این موضوع را در راهپیمایی میلیونی به رخ تمام جهانیان کشیدند و فهمیدند آنهایی که دم از نظام و انقلاب و امام خمینی میزدند و درتمام مشکلات انقلاب بعد از پیروزی تا کنون فقط ژست ملی گرایانه را داشتند و هیچ کدام از خودشان و نزدیکانشان حتی رنگ جبهه ها را نیز ندیدند و خودشان را صاحب انقلاب می دانند فقط بلوف می زنند به قول شهید چمران که گفت : هنگامی که شیپور جنگ نواخته میشود مرد از نامرد تشخیص داده میشود تمام مردم ایران نامردها را شناختند و دیگر مجال جولان به آنان نخواهند داد.

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۰

    آقا رضا
    با سلام
    ما ادعایی نداریم هرچند که در زیر بته هم عمل نیامده ایم . از روز اول با انقلاب همراه بوده ایم ، گوش به فرمان امام و رهبری عزیز بوده ایم. در صحنه دفاع از میهن اسلامی نیز حضور داشته ایم و…ملاک حال فعلی افراد است. اینکه بنده دیروز چه سابقه ای داشته ام خوب است اما ملاک این است که آیا امروز پاسدار سوابق دیروز خودم هستم یا انکه دچار دگردیسی شده ام و امروز باورها و رفتارها و مواضعم نقض کننده گذشته ام شده است. علاوه براین حرف ما بر سر این است که انقلاب و نظام اسلامی را نباید متکی به افراد دانست. اینکه بگوییم فلانی ستون اصلی نظام است و فلان چه وو. این اشتباه است. ستون اصلی نظام خود مردم هستند. هیچکس هم از نظام و انقلاب طلبکار نیست. نباید به افراد آنچنان بهایی بدهیم که آنها سرنوشت خودشان را به سرنوشت نظام گره بزنند و بگویند که نظام تا وقتی ارزش دارد که ما در صحنه هستیم و اگر قرار باشد ما در صحنه نباشیم پس این نظام هم نباید باشد. شما باید نگاهتان را عوض کنید. اگر بنده به عنوان یک مسوول ، مدافع حقوق مردم و منافع ملی کشور و در مسیر اهداف ملت قرار داشتم ، شما می توانید حرمت بنده را نگه دارید و اگر دیدید که برخلاف منافع مردم و در مسیر شاد کردن دل دشمن حرکت می کنم می توانید حرمت بنده را نادیده بگیرید.
    موفق باشید

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۸

    آقا یا خانم محترم
    با سلام
    ما خود را حق نمی دانیم اما حقیقت امر روشنی است و ما سعی می کنیم خودمان را به آن نزدیک کنیم. درست فرموده اید که سخن مقام معظم رهبری بهترین سخن است . اگر ملاک و مبنای حقیقت را سخن رهبری بدانیم دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت. رهبری عزیز در باره آقای مشایی اظهارنظری کردند که خود آقای مشایی ولایت پذیری خود را با کناره گرفتن از سمت معاون اول رئیس جمهور نشان داد ، بنابراین برخلاف تصور شما ، نظر رهبری در مورد آقای مشایی زمین نمان.د رهبری عزیز هم فرمودند که اگرکسی برای مسوولیتی شایسته نبود به معنای آن نیست که برای سایر مسوولیت ها نیز شایستگی ندارد اگر شما سخن رهبری را ملاک قرار دهید نباید به حضور آقای مشایی در دولت اشکال بگیرید. شورای نگهبان اگر قرار بود به حق عمل کند باید صلاحیت آقایان موسوی و کروبی را در همان ابتدا به دلایل متعدد رد می کرد اما این شورا به تشخیص خود عمل کرد.
    سپاه و بسیج در خدمت کشور و منافع ملت است نه در خدمت یک جناح خاص .
    موفق باشید

  20. رضا گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۴

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    به نظر بنده حکومت اسلامی بر خلاف همه کشور های جهان باید باشد از جمله در بزرگ داشت های ملی و مذهبی مان نباید آنگونه که در کشور های دیگر رسم است طی طریق کنیم ،پیرو این مطلب باید اضافه کنم بنده روی همین اصل اعتقاد دارم نباید مثلا بزرگداشت روز ۲۲ بهمن ما با صرف هزینه های سنگین مثل رفتار دولت چین باشد برای روز ملی خودش و الی سایر دولت ها بلکه اعتقاد دارم اگر حکومت اسلامی طوری رفتار می کرد که سال به سال به آرمان هایی که برایش انقلاب کرده بودیم نزدیک تر می شد هر روز ما جشن ۲۲ بهمن بود ،روی همین اصل سایر مناسب ها را نیز بدان گونه نگاه می کنم ،به عقیده بنده سی سال بهد از حکومت اسلامی جز تظاهرات روز قدس بقیه تظاهرات ها را بنده نوعی هزینه اضافی بر گرده بیت المال می دانستم ،اما تظاهرات روز چهارشنبه هفته گذشته را از اوجب واجبات یافتم لذا در آن شرکت کردم ،شکر خدا این تظاهرات بجا و پر شکوه که یاد آور وحدت و همدلی تظاهرات اوایل انقلاب بود بسیار مطلوب برگزار شد الخصوص در تهران ،که واقعا باعث کور شدن چشم دول استکباری و اذناب داخلی اش شد ،بنده حتی این روز ها نیز هر وقت از سیما تصاویر تظاهرات تهران پخش می شود اشک شوق می ریزم ،واقعا باید صداو سیما بیشتر از اینها روی آن مانور بدهد واقعا جا دارد .
    با احترام رضا

  21. رحیم گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۲۱

    با سلام
    چون مستند خواستید نمیشود دیده های واقعی و معتبر خود را بیان کنم همچنان که هنوز برای قوه قضائیه مسئله توتال -استات اویل و هزاران مورد دیگر معتبر نمیباشد .پس مسئله شروع انحراف و مبارک بودن وقایع اخیر برای سلامت انقلاب را مینویسم .
    گواهی میدهم که بجز خداوند یکتا خدایی نیست و حضرت محمد ص اخرین پیامبر و و اقا علی ابن ابیطالب جانشین و وصی ایشانند و اولاد معصوم ش امامان بعدی تا حضرت حجت عج که خدا وند ظهورش را نزدیک بگرداند .
    بالاترین بندگان و راستگو ترین و صاحب تمام صفات انسان کامل حضرت رسول ص میباشد و بترتیب امامان هستند ایشان الگو و اسوه حسنه میباشند . این از عقایدم تا کسی به بیدینی متهمم نکند . بحث معصومیت و مصنونیت از خطا و غفلت مطلبیست که تا قبل از انقلاب وحکومت دینی مهم نبود ولی الان سر منشا تمامی خطا ها گشت اشتباه اول و بزرگی که باعث تردید ها و سانسور های بعدی گشت.به احتمال زیاد اکثر حضرات ایات عظام چنین نظری نداشته ولی مانع گسترش ان نگشتند . در مورد تفسیر ایه ۲سوره فتح و یا وافعه بنی جذیمه و انتخاب خالد و یا بعضی از انتخابات امام علی ع که ایشان خود نامه داده و عذر تقصیر در انتخاب اوردند ولی منبری ها همیشه در گوش خلق الله خوانده اند که از خطا هم مبرا هستند وچون خود را ادمه دهندگان راه و دعوت به اسلام میدانند پس بنتیجه یک خط قرمز برای صنف خود قائل شدند. واگر کسی هم به فتاوا اشتباه انان و یا اظهار نظزشان اعتراضی کند در قانون مجازات تعیین شده . . اگر در شعار ذوب در ولایت خود اقا تفسیر نمیکردند کسی حاضر به اینکار میشد .مگر پیامبر اعظم ص در کسوف موقع دفن فرزندش ابراهیم سریعا دست به هدایت نبرد . اگر بپذیرند که خود پیامبر اعظم ص در واقعه بنی جذیمه از کار خالد تبری جستند و نامه امام امیر المومنین علی ع به داود صحیح بوده واینکه حضرت موسی کلیم الله ع نتوانست از میان قوم خود حتا یک مومن انتخاب کندو همه هفتاد نفر منافق بودند یا یوسف ع دیگر در مسائل جزمی نظر نخواهند داد . انبیا و ائمه ع ادمیانی هم مانند ما میباشند . فقط تمامی کار هایشان جهت قرب الهیست نه فقط گناه نمیکنند که حتا با محو شدن وخذایگونه بودن فکر شیطانی به مخیله شان هم نفوذ نمیکند. ولی خدا نیستند وبندگان خاص اویند .. .ولی روحانیت چون در ذهن مردم جا سازی کردند که واسط میان انها و خداوندند حتا به بدعت پرداختند و کسی نه در حوزه بخاطر ملاحظات صنفی و ترس از اینده صنف و نه در بیرون حوزه بخاطر ترس از تکفیر اعتراضی نکرد و باعث تشکیک در اندیشه ها گشت ( برابری زن و مرد – شهروندی بهایت و. یا بحث ولایت فقیه .) برای ولایت فقیه همیشه بحث بوده و مخالفت با ان را در حد خروج از دین فرض کرده اند ( بغیر از خود امام و اقا )با نامه امام علی به اهل مصر چه کنیم . حالا پس از روشن شدن مسائل زمان نخست وزیری موسوی اگر کسانی که با نظر امام مخالف بودند نظر شان در این مورد ازجحیت بر نظر امام نداشتند . ویا مخالف پیامبر خواندن مخالفین هاشمی و یا حمایت شدید از ایشان . وقتی به نهج الباغه رجوع میکنیم امام بروشنی میفرمایند که اهلش (نه تنها فقها بلکه اقتصادیون –علما اخلاق – اشنا به مثائل اجتماع بشری و تاریخ و… )رهبری را تعین کنند و بر همه واجب اطاعت میباشد ولی همان امام اطاعت را تا زمان بر حفق بودن دانسته نه محض ولی اجازه مخالفت علنی و قیام وایجاد فتنه را هم ندادند(برای هربا دلیل و برهان مخالفت شخصی و خصوصی میباشد واجازه علنیکردن در جامعه را ندارد زیر حفظ ارامش جامعه از شخص مهمتر میباشد ) ولی ایا هر حقو تکلیف دو طرفه نیست ایا امام در نامه به مالک تمامی رموز حکومتداری را بیان نکرد . چرا ما هیج زمانی ملاقات مردم را نداریم که انها حرف بزنند و همیشه باید شنونده باشند .اگر طبق احادیث و سیره ائمه ولایت ثابت میشود طبق نص کلام الله مشورت ثابت الهی است و باز طبق رهنمود های همان ائمه شرایط برخورد با مردم امده . شما خود در کدام سفر مشاهده کردید که مردم بیایند و شکایات خود را بی واسطه بگویند . یک مورد بیاورید که امام راحل ویا مقام معظم رهبری فقط شنونده بوده اند . نهان شدن از رعیت حاکم را از دانستن انچه بر او پوشیده است باز میدارد .نامه مالک.
    در قانون اساسی هیج زمانی پست نیابت ولی فقیه نبود خوب این اشتباه و تخلف اشکار از قانون انجام شد تا تبدیل به یک فتنه گشت چرا همان زمان سزیعا با غیر قانونی خواندن ان تصمیم خبرگان رهبری و عدول از قانون اساسی از سوی شورای نگهبان چشم فتنه در نیامد .
    چرا مجلس در زمان جنگ اجاز پرداخت وام برای طرح های اقتصادی و موافقت اصولی هایی را که روی کاغذ بودند مانع نشد . ارز همراه مسافر چه مصیبتی بود . ان هم ارزی که با خون بهترین شهدای این ملت کسب میشد . تفاوت قیمت ها را بیاد داری . این دو پایه اولیه ایجاد نظام طبقاتی بود .
    در قطع بنزین بر روی جبهه بوسیله اقای غرضی در زمان نخست وزیری موسوی چرا کسی بجرم خیانت اعدام نشد . مهمترین شبهه ایجاد مصنونیت برای اینده .
    بعد از جنگ انانی که رفته بود با نداشته های قبل جنگ مامدند و راضی ولی کسانی که عقبه جبهه را حفظ میکردند شدن مولتی میلیاردر .
    مماشات با جریان فتنه از زمان امام (فخر بشریت حاضر )راحل شروع شد ( خطای بشری همانند خطا های انبیا ) و با ارتحال ان عزیز تمامی بار سنگین مسئولیت بردوش اقا ی مظلوم ما افتاد . خصوصا همرهانی که با سالوس وریا توانسته بودند مفتخر به لقبی ( نخست وزیر امام –تا انقلاب زنده است هاشمی زندست – کاغذ از امام برای گرفتن سهم امام – امامان جمعه منصوب نظیر اصفهان –و..) هم بشوند . پس از شروع رهبری اقا مابقی مسائلی که پیش میامد در پرتو زیر سایه بودند اقا نسبت به امام همان تعریف از اقایان توانایی برخورد با انان را بسیار مشکل وشاید بی نتیجه میکرد که خود را همپای اقا میدیدند وشد انچه نباید میشد .
    نتیجه اینکه باید این اتفاق (اعتراضات بعد از انتخابات میافتاد تا هم مسائل برای خیلی از مومنین حامی طرف مقابل عیان میشد و صف ها از هم جدا میگشت ) و دوران انشالله مبارک مدیریت تمام وکامل اقا شروع میشد .

  22. رقیه گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۹

    سلام آقای جوانفکر
    تمام سخنانتون متین و دقیقا یافته بنده و بسیاری دیگر که آرزوی اصلاحات واقعی در سایه آرامش دارند می باشد.
    خیلیها سعی دارند این موضوع رو بگن که هیچ توافقی بین عوامل درونی و بیگانه وجود نداره ( چه دلیلی داره سخنان کاملا شفاف آقای رئیس جمهور برعکس آن هم توسط یک سیاستمدار برداشت شود در یک رسانه داخلی به صورت زنده نیز پخش شود و یک عده خاص که از اول انقلاب مملکت دستشون است فکر کنند در این ۴ سال نظام در خطر است) ولی برای من که از دوران کودکی انقلاب رو درک کردم و جزئ نسل اول انقلاب محسوب میشوم قضیه به نظر اینطور میاید که در این ۳۰ سال چه در دوران امام چه در دوران مقام معظم رهبری عوال بیگانه در داخل ما نفوذ داشتند و بسیاری از سیاستهای ایران رو به نفع بیگانه هدایت کردند و همه چیز هم بر وفق مرادشان بوده و هر از چندگاهی هم بلوای به راه انداختند برای در اختیار گرفتن کنترل کامل ولی در این چهار سال اخیر احتمالا پایه هاشون واقعا لرزید که به این شکل افتادن به جان مملکت بدون توجه به عواقب فوق العاده مضر برای مردم آیا واقعا با ایجاد نا امنی میشود اصلاحات دروغینشون رو پیاده بکنند. در این ۳۰ سال سیاستهای وحشتناکی از هر لحاظ به اجرا در آمده که از هر جانب نگاه کنید در نهایت موجب متلاشی شدن سرزمین عزیزمان میشود.
    و هرگز فکر نمیکنم با تکیه با این افراد و درونی دانستنشون بشود هزینه پی آمدها رو کاهش داد باز گرداندن اینان در سالهای آینده بالاخره عواقب خود را نشان خواهد داد.

  23. امیر گفت :

    دی ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۰۸

    به نام خدا
    سلام
    آقای جوانفکر مطالب خوبی نوشتید.واقعا هیچی ناراحت کننده تر از این نبود که سخن واضح رپیس جمهور رو انقدر وارونه کردند. چندتا سوال وپیشنهادوانتقاد داشتم که البته شاید بعضی هاش به نهاد های دیگه مربوط بشه ولی متاسفانه امکان ارتباطی دیگری نیست؟
    سوالها:
    ۱)چرا دولت وقتی میدونست ازماهها پیش این جریانات برنامه ریزی شده جلوی اقدام اونارو نگرفت؟

    ۲)چرانسبت به کسانی که درمناظره ها مطرح شد وبه خوردن بیت المال متهم شدند از طرف دولت هیچ شکایتی در۴سال گذشته ودراین چند ماهه به قوه قضاییه اعلام نشد؟

    ۳)چرا دولت دراین چندماهه سعی نکرد با پاسخ گویی کوبنده جواب این نامه ها وبیانیه هاوسخن رانی ها رو بده تاگستاخی اینها روز به روز بیشتر نشه؟

    ۴)با توجه به هزینه های زیادی که دستگاه های تبلیغاتی خارجی خرج میکنن وحتی بودجه ای که به صورت رسمی اختصاص میدن برای مبارزه بامردم ونظام ایران مثل همون ۵۵میلیارد دلار آمریکا که بصورت رسمی اختصاص یافت وهزینه هایی که سازمانهای جاسوسی آنهابه صورت غیررسمی اختصاص میدن چرا دولت هیچ بودجه ای برای مبارزه با این جنگ نرم اختصاص نمیده.

    ۵)تهمت های سنگینی که به بسیج در این مدت زده شد وآنان را به انواع القاب زشت نامیدند ولی دیده شد که هیچ واکنشی نسبت به آنها نشان داده نشدودفاعی از بسیج صورت نگرفت.

    پیشنهادات وانتقادات:

    ۱)واقعا ناراحت کنندست که در قرن ۲۱ خیلی از اعضای درجه اول دولت یه سایت یا وبلاگ یا حتی یه ایمیل شخصی هم ندارن ومردم نمیتونن مستقیما با اونا ارتباط برقرار کنند.

    ۲)متاسفانه هنوز خدمات الکترونیکی دولت به طور کامل راه نیفتاده من چند وقت پیش که میخواستم ببینم یه شرکت مجوز قانونی داره یا نه تمام اینترنت روگشتم ولی نتونستم یه سایت دولتی هم پیدا کنم که این شرکتو تاپید یاردکنه.

    ۳)قیمت اینترنت نسبت به چندسال گذشته خیلی کم شده من خودم به عنوان فرزند دوتا کارمند دولت باحقوق متوسط حتی در چندسال پیش فکر نمیکردم بتونم به اندازه نیازم کارت اینترنت بخرم مخصوصا باگرانی بیشتر آنها در شهرستانها ولی الان میتونم از adslاستفاده کنم وجدای از تحولات کلی که باعث ارزان شدن اینترنت شد میدونم که دولت هم خیلی موثر بود ولی الان مدتهاست که این قیمتها تغییری نکرده وبنظر میادوزارتictتعرفه های اینترنت رو نمیخواد کم کنه.

    ۴)الان مدتهاست که شهرداری تهران تبلیغات اینترنتی خود را به یکی از سرویسهای اراپه وبلاگ اینترنتی میدهد.هرچند در در اثربخش بودن این تبلیغات شک هست.ولی اگر قرار است شهرداری این کار را انجام دهد باید این تبلیغ را بین همه سایت های قانونی که اراپه تبلیغ میکنند اراپه دهد تاانصاف رعایت شود وبیت المال فقط به جیب یک شرکت خاص نریزد.

    ۵)شما در یکی از بخش های سخنان خود گفتید که اگر مردم اشتباه میکردند ودیگران را انتخاب میکردند چه میشد؟
    باید در جواب بگم بااینکه صدماتی به کشور میخورد ولی کشور ومردم ایران بعدازخدا وپیامبر(ص)وائمه اطهار(ع) پشتوانه ای بسیاربزرگتر از احمدی نژاد و جوانفکرو….دارند مطمئنا در صورت بروز همچین اشتباهی ولی فقیه حامی مردم بود و همانطور که امام حق مردم را از بنی صدر گرفت امروز هم ولی فقیه حق مردم را تضمین میکرد مطمئنا تنها خطری که بایدمردم ازآن بترسند ناآگاهی خودشان است نه هیچ سلاح فرد کشور یا قدرتی.

    درآخر باید ازشما تشکر کنم که همچین امکانی رو بوجودآوردید که مردم بتونن با شما به صورت مستقیم وراحت ارتباط برقرار کنند.

  24. رضا گفت :

    دی ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۷

    جناب آقای جوانفکر با سلام و تشکر از اینکه با تمام مشغله های کاری مطلب بنده را ( در خصوص چرا و چگونه ما باید حرمت شما زحمت کشان امروز انقلاب را که حرمت زحمت کشان دیروز انقلاب را نگه نداشتید نگه داریم ) مطالعه و پاسخ دادید نکاتی است که مطرح مینمایم تا انشااله از پاسخهای شما بهره مند شوم.
    ۱- در بخش اول صحبتهایتان همانند رقبای سیاسی محبوس و تحت فشارتان خود را پایدار و وفادار به اسلام و انقلاب و امام و رهبری عنوان نموده اید و ظاهرا نقطه اختلافتان در همراهی و یا انتقاد و مخالفت با دولت است آیا درست است ؟
    ۲- در صحبتهایتان فرموده اید حال افراد ملاک است . و ملاک حالشان نیز این است که سوابق و دستاوردهای دیروزشان را نقض نکنند… در همین جا نیز اختلافاتی وجود دارد چرا که کسانی که شما میفرمائید حال امروزشان با دیروزشان متفاوت شده است منکر این مطلب هستند و عنوان میکنند با قدرت و تمام توان بدنبال رسیدن به همان فضا، آرمانها و الگوها هستند چرا که شماها امروز حال انقلابی دیروز آنها راندارید و دارید به بیراهه میروید . بنده نمیتوانم قضاوت کنم کدام ادعا صحیح است چرا که تخصص آن را ندارم همچنان که جناب عالی نیز نمیتوانید قضاوت کنید چرا که جناب عالی خود یک طرف موضوع هستید و نه قاضی .
    به نظر بنده ( همچنان که برای رقبای سیاسی شما نیز پیغام گذاشته ام ) میبایست شماها به عنوان سران فکری جناحهایتان مشخص بفرمائید و تعریف کنید : ملاک چیست ؟ معیارها ی این ملاک چیست ؟ موارد ثابت و متغییر این معیارها کدامند ؟ چه کسی و یا کسانی عیار ملاک افراد را میسنجند ؟ چه راهکاری برای رصد کردن دائمی صداقت و درایت این کس و یا کسان که عیار ملاک دیگران را میسنجند وجود دارد ؟ و …
    ۳- در ادامه مطالبتان فرموده اید نگاهم را باید عوض کنم . چشم . اتفاقا اگر نوشته مرا به دقت میخوانید ( البته میدانم فرصتتان بسیار کم است ) متوجه میشدید من هم به دنبال همین هستم ولی با دستور که نمیشود باید پرس و جو کنم تحقیق کنم تعمل و تفکر کنم . و مدتی مهمان شما باشم و سوال و جواب کنیم . و …
    در بخش پایانی مطالبی فرموده اید که اصل نظام است و همه باید در راستای اهداف نظام باشیم بی آنکه سرنوشت نظام را به سرنوشت خودمان گره بزنیم . و همچنین مدافع حقوق مردم باشیم . من هم با شما موافقم . ولی شما لطف بفرمائید بگوئید نظام چه مسئولیتهائی در قبال مردم و خادمین خود دارد ؟ و بفرمائید منظور شما از مردم آیا مردمی که معترض هستند نیز هست ؟ و بفرمائید مردمی که معترض هستند و به تعبیر شما فریب خورده اند حاکمان باید با جبر و خشونت آنها را ساکت کنند و آن را به حساب مصلحت نظام بگذارند ؟ حاکمان پدران مردم هستند . و آیا شما در جامعه پدری را میشناسید که فرزند خطا کارش! را تنها با کتک و محدودیت و اجبار و بدون آنکه به صحبتهایش گوش دهد و او را درک کند سر به راه کرده باشد ؟
    خواهش میکنم پاسخ خود را با نگاهی به نامه امیر المومنین علی (ع) به مالک اشتر بفرمائید .
    ۴- و اما در آخر فرموده اید اگر من نیز در مسیر نظام نبودم حرمت مرا نگاه ندارید( همچنان که شما حرمت اینها را نگه نداشتیم) … بحث من هم همین جاست :
    اولا با نگاهی به موارد فوق باید بگویم این قضاوت خود شما و دوستان شماست که در مسیر نظام هستید در حالی که منتقدین شما چنین نظری ندارند همچنان که شما در مورد آنها چنین فکر میکنید .
    دوما بنده معتقدم نباید کار به اینجا بکشد که مردم به مسئولین خود بی حرمتی بکنند و سوابق و زحماتشان را نادیده بگیرند و این وظیفه متقابل نظام است که با نظارت دائمی، یکسان سازی و برابری قوانین برای همه،و زدودن غبار شایعات و تهمتها زمینه را برای انحرافات از بین ببرد و مسئولین خود را در طی زمان حفظ کند .
    مثلا بیست سال دیگر افرادی بیایند و هیاهو راه بیندازند که رئیس جمهور و اعضائ دولت و مسئولینی که الان در راس حکومت هستند چنین بودند و چنان .و به ناحق بگویند آقای جوانفکر در خط نظام و انقلاب نیست و آنگاه شما را از وسایل ارتباط جمعی و روشنگری برای مردم محروم کننند واکنش شما چیست ؟
    ۵- در آخر جناب آقای جوانفکر بنده تصور خود را از نظام و اهداف آن به مانند یک کوه بلند تصور میکنم ( امیدوارم علاقمند به کوه و طبیعت و البته جزء حافظان آن باشید) :
    - مسیر رسیدن به قله ممکن است بعضی جاها شیب تند داشته باشد و بعضی جاها هموار باشد بعضی جاها برفی بعضی جاها یخ زده بعضی جاها صخره ای بعضی جاها هم بی درد سر . ممکن است هوا ابری شود بارانی شود آفتابی شود طوفانی شود . مسلما اینکه شما در چه زمانی در کدام نقطه این کوه باشی روی سرعت شما تاثیر میگذارد ولی مهم رفتن به سمت قله است. بعضی وقتها ممکن است حتی شما در حال نگاه کردن به قله باشی ولی باز مسیر را اشتباه بروی بی آنکه مه ی باشد . یکی از راههائی که موجب ایجاد امید و همچنین جلوگیری از گم شدن میشود مشخص کردن و نامگذاری کردن مکانهای خاص است که به اصطلاح نشانهای آن کوه میشوند و وقتی شما به پشت سرت نگاه میکنی میدانی از کجا آمده ای . حال اگر این نشانها را نابود کنی به رهروان بعدی چه میگوئی ؟
    الان منی که نظام را با این نشانها میشناختم شما میگوئید این نشانها خراب !!! باشد قبول بنده و خیلیها مثل من سرگردان که پس در این سالها به چه کسانی دلخوش بودیم جهنم … ولی قبول میکنید چند سال دیگه یکی بیاد و به هر دلیلی شماها را که الان میخواهید نشانهای جدید این کوه شوید را برای مردم آن روز خراب کند ؟
    تا صحبتی دیگر خدا همراهتان

  25. سالار گفت :

    دی ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۵

    اقای جوانفکر،
    کتمان نمی کنم که مانند بسیاری دیگر از همفکرانم گرچه در آغاز از نتیجه انتخابات شوکه بودم و به ان اعتراض داشتم اما اکنون این را محملی می دانم برای اعتراض به سی سال تحقیر و نا دیده انگاشتن بخش بزرگی از جامعه که عقیده ای دیگر نسبت به آنچه تبلیغ می شوند داشته اند. بنابر این به قول بسیاری از همفکران و روسای شما آری انتخابات برای ما نیز پایان یافته اما پرسشهایی بسیار عیان شده. حق ما که به اعتقادات شما علاقه ای نداریم به عنوان شهروند کجاست؟ آیا حق اعتراض ما به رسمیت شناخته می شود؟ می توانیم حزب و دسته و راهپیمایی مسالمت آمیز داشته باشیم؟ البته جواب اینها را می دانم اما خواستم شما هم شاید لحظه ای درنگ کنید و بیاندیشید. اما در مورد انتخابات تنها یک سوال دارم:

    در این دوره حدود ۱۵- ۱۶ میلیون نفر ( آمار دقیق را نمی دانم) بیش از انتخابات گذشته شرکت کرده بودند. آیا این جمعیت رای دهنده جدید تنها آمده بودند برای تشکر از اقدامات چهار ساله آقای احمدی نژاد روزه رای ندادنشان را بشکنند؟ آیا اینها مخالف رفسنجانی بودند و برای جلوگیری از قدرت گرفتن او به میدانم آمدند تا احمدی نژاد رای بیاورد؟ به راستی مشتاقانه منتظر یک دلیل محکمه پسند هستم تا شاید من نیز انتخابات را به کل فراموش کنم

  26. آیدین گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۷

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    در پاسخ به سؤال: «آیا امکان مهار حوادث پس از انتخابات با پرداخت هزینه های کمتر ، وجود نداشت ؟» ابتدا باید توجه داشت که مدیریت بهتر حوادثی از این قبیل با هزینه های کمتر همواره امکان پذیر است. ولی از دیدگاه بنده با وجود هزینه های جانی و مالی بسیار و قربانی شدن تعدادی از هم وطنان، و با وجود امکانات و تجربۀ نیروهای انتظامی و امنیتی، روشن بینی مسؤولین در مدیریت این حوادث موجب شد، هزینه ها بسیار محدود باشد. البته اشتباهات زیادی هم صورت گرفت.

    حال انتظاری که از مسؤولین می رود این است که، در صورت بروز حوادث مشابه، مدیریت بهتری را به اجرا بگذارند.

    از دیدگاه بنده حوادث پس از انتخابات، تنها جلوه ای از مقابله با برنامۀ عدالتورزی دولت آقای احمدی نژاد می باشد. گروهی که منافع نا مشروع خود را با احیاء عدالت در ختر می بینند از هر بهانه ای برای زمینگیر کردن دولت آقای احمدی نژاد و دستیابی غیر قانونی به ارکان قدرت، استفاده می کنند. و تا کنون از هر کیسه ای که می توانستند هزینه کردند، حتی به قیمت زیر سؤال بردند رأی مردم، و یا به قیمت همدستی با دشمنان بی گانه …

    این مقابلۀ مخالفان احیاء عدالت، با دولت آقای احمدی نژاد تا کنون به گونه های مختلفی خود را نشان داده و در آینده نشان خواهد داد. تا امروز هوشیاری ملت ایران موجب ناکامی دشمنان عدالت بوده است. انشاءالله این هوشیاری همواره راه احیاء عدالت را هموار سازد، و دشمنان عدالت را در ناکامی فروبرد.

    سلامت و پیروز باشید.

  27. سلام ایرانی گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۴۳

    مدتها بود که در بین مردم شکایت از نوع زندگی و منش رفتاری برخی خواص وجود داشت. ولی همچنان صدایی از افراد حکومتی برای جواب این موضوع وجود نداشت. تا جایی که صدای رسای مقام معظم رهبری در مورد فساد اقتصادی با سانسور شدید دولتی مواجه می شد. که حتی در دیدار هنرمندان با مقام معظم رهبری یکی از این هنرمندان از سانسور سخنان رهبری در صدا و سیما گلایه نمود. اما در دولت نهم تفاوتی رخ داد. در این دوره سکوت علیه فسادهای اشخاص خاص شکسته شد. با اینکه این مقابله با فساد از نظر اجرایی به جای خاصی نرسید ولی همین دریدن پرده های مقدس مابی افراد که در پس آن رانت خواری ها و باند بازی ها شکل گرفته بود، حرکت بزرگی بود.
    به نظر بنده یکی از دلایلی که مردم به آقای احمدی نژاد برای بار دوم روی آوردند همین امید ادامه مسیر مقابله با فساد و کانون های آن بود. بر همین اساس بود که پس از مناظره آقایان موسوی و احمدی نژاد میزان آرای آقای احمدی نژاد ده درصد رشد نمود.
    در مورد فساد در لایه های بالایی کشور باید گفت، که مردم نه فقط به این دلیل خواهان رفع آن هستند که ظلمی به آنها می شود. بلکه دلیل اصلی آن است که مردم این مورد را موجب انحرافی در مسیر انقلاب می دانند و ترس از این دارند که برخی فراد که دچار انحراف شده اند بخواهند مسیر انقلاب را با اهداف خود تنظیم نمایند.
    البته مشخص می باشد که مردم از دلایل شجاعت رییس جمهور را فقط مقابله با استکبار جهانی نمی دانند، بلکه دفاع از حقوق ملت در برابر برخی خواص چه بسا سخت تر از مقابله با استکبار جهانی باشد و به شجاعت بیشتری نیازمند باشد.
    به هر حال امیدواریم که ریاست جمهوری به فرمان رهبری معظم در زمینه حذف فساد اقتصادی به همراه دیگر سران قوا جامه عمل بپوشانند. که در این صورت انقلاب ما از دیگر آفات نیز مصون خواهد شد.
    انشاءالله

  28. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷

    آقای سالار
    با سلام
    این روندی که شما و همفکرانتان در پیش گرفته اید فاقدهرگونه منطق قابل دفاع است. ادامه این روند منتهی به بی هویتی می شود و گذشته درخشانی که برای آن ، خون پاک هزاران شهید تقدیم شده است به راحتی نادیده انگاشته می شود. شما حق دارید هر عقیده ای که می خواهید داشته باشید اما حق ندارید به عقاید و باورهای یک ملت توهین و جسارت کنید. اگر چنین کردید بدانید که به اراده خودتان ، از حق اعتراض محروم می شوید.
    کسانی که به مبانی و اصول همزیستی مشترک اعتقادی ندارند ، نباید توقع داشته باشند که حزب و دسته و راهپیمایی برپا کنند و به اصطلاح جلوی پایشان گوسفند قربانی شود.
    جمعیت رای دهنده در انتخابات دهم ریاست جمهوری به اوج خود رسید. این جمعیت متعلق به این کشور و در همین سرزمین هستند. آنهایی که قبلا حاضر به رای دادن نبودند ، محرومانی بودند که در گذشته رفتار و تصمیمات دولتهای قبل را به زیان خود می دیدند و نسبت به تحولات سیاسی در کشور بی تفاوت شده بودند. آنها وقتی مشاهده کردند که دولت و رئیس جمهور جدید در متن زندگی آنها حضور پیدا کرده ، حرف و دردل آنها را می شنود و برای رفع مشکلاتشان آستین همت بالا زده است ، رویکردشان را تغییر دادند و برای حمایت از رئیس جمهور منتخب خود به صحنه آمدند و رای دادند. رای بالا در انتخابات متعلق به محرومان است نه مدعیان برخوردار و پرگو و زیاده خواه.
    موفق باشید

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰

    آقا محمد
    باسلام
    برادر محترم لطفا یک بار دیگر مطلب خودتان را با دقت بخوانید تا متوجه شوید که دچار چه اشتباهاتی هستید!
    - نوشته اید: …آیا می توان با عنوان کردن کلمه ۴۰ میلیون با همه در یک ثانیه دوست شد! مگر این ۱۳ میلیون دشمن بودند! مگر کسانی که به فرد دیگری رای می دهند با سایر نامزدها دشمن هستند؟ همین تفکر است که سایر خطاها را در پی می آورد. طبیعی است که هر کس رئیس جمهور می شود ، رئیس جمهور کشور و متعلق به همه ملت است و او به همه کسانی که رای خود را به وی داده یا نداده اند ، به یک چشم نگاه می کند. رئیس جمهور در جشن پیروزی خود ، همه شرکت کنندگان در انتخابات را نقش آفرین و بازیگر اصلی دانسته است.آیا این سخن اشتباهی است؟ آیا توقع داشتید که رئیس جمهور خط کشی کند و جامعه را دو قطبی کند؟ شما دقت کنید که بر اساس همین منطق نادرست خود ، رئیس جمهور را متهم کرده اید که از واقعیت ها تصویر درستی ندارد!
    - فرموده اید ، به نظر من ۱۳ میلیون بیشتر از آنکه موافق نظرات آقای موسوی باشند، مخالف نظرات آقای احمدی نژاد بودند! شما این منطق را در هر محفلی که مطرح کنید، مورد پذیرش نخواهد بود. یعنی شما متقدید که ۱۳ میلیون نفر برای ابراز مخالفت با یکی از نامزدها به نامزد دیگری رای داده اند که او را قبول ندارند! به نظر بنده این منطق قابل دفاعی نیست.
    - فرموده اید ، خواهش می کنم به نظرات اشتباه دیگران احترام بگذارید. بله درست است باید به نظرات اشتباه دیگران نیز احترام گذاشت اما کسانی که چنین ادعایی دارند باید به نظرات درست اکثریت جامعه احترام بگذارند و اگر نگذاشتند توقعشان برای محترم شمرده شدن درست نیست .
    - کسانی که در راهپیمایی شرکت کردند ، به رفتار آقایان هاشمی ، موسوی و کروبی اعتراض داشتند. آیا انتظار داشتید که آنها در راهپیمایی برای این آقایان صلوات بفرستند؟! معلوم است که احساسات خود را بروز می دهند و نظرشان را در باره عوامل و سران بوجود آورنده اغتشاشات ابراز می کنند.
    - شما بر اساس همان منطق نادرستی که در آغاز اشاره کردم ، تلاش رئیس جمهور برای کارکردن با تکیه بر پشتوانه ۴۰ میلیون رای دهنده را زیر سووال برده اید. فکر می کنم دقت بیشتر در اظهار نظر مهم است.
    - ممکن است در زمینه کمرنگ شدن جنبه اخلاق در سیاست حق با شما باشد اما در وضعیت فتنه و اغتشاش و آشوب ، معمولا عوامل فتنه ، در کمرنگ شدن اخلاق ، مقصر شناخته می شوند.
    موفق باشید

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۳

    آقای حمیدرضا
    با سلام
    ضمن تشکر از سووالات شما ، فکر می کنم که در ارتباط با این سووالات ، خیلی صحیت شده است و بنده هم در رسانه ها و همچنین در این وبلاگ مطالبی را نوشته ام. به هر حال اگر تمایل داشتید مطالب قبلی وبلاگ را مرور فرمایید.
    موفق باشید

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۵

    سرکار خانم رقیه
    با سلام
    حق باشماست و بنده نیز با شما هم نظر هستم.
    موفق باشید

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۹

    آقای وکیل زاده
    با سلام
    از تذکرات شما متشکرم
    موفق باشید

  33. رحیم گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۳۴

    سلام به انکه شایسته سلام است
    اقای جوانفکر
    سکوت جنابعالی در هئیت دولت در مورد وام به خانم تهرانی خیانت به خداست مگر حرام محمد ص تا ابد حرام نیست . ایا تمامی مشکلات بیچاره گان و ایتام حل شده که راضی به این ولخرجی ها باشند . بینی وبین الله اگر زن یتیمداری جهت سیر کردن شکم ایتامش به اضطرار بیفتد (که هزاران هزار وجود دارد و خودم شاهد بوده ام وپیش خداوند شاکی همه شما خواهم بود از رهبری عزیز به پایین ) جواب خدا سختتر است یا ایستادن در مقابل این بنده هوا وهوس . مگر علی ابن ابیطالب نفرمودند بخدا پناه میبرم ابن عباس از دست وزبانت که من هم با تو شریکم .

    بعد از انتخابات در مقابل همچین نوشته هایی که برای رقبای دزد بوده تائید میکردید ایا الان هم خدا را حاضر وناظر میبینید و دوستان خود را بعنوان یک مسلمان متعهد و بنده خداوند سرزنش میکنید . یا توجیحات فرهنگی را میاورید یرای مردمی که اصلا اینگونه نمایشگاه ها را نشانه ظلم و بیداد حکومت میدانند به شما واقای احمدی نژاد اعلان میکنم که این مورد از امتحانات الهی میباشد و خاطره ای را بیان میکنم شاید متنبا گردید
    سال ۷۰ -۷۱ برای مشکلی به مجلس رفته بودم و قرار بود اقای دانشیار پیگیری کنند همان روز ایشان مرا به سمت ساختمان شورای نگهبان میبردند که یکی دیگر از نمایندگان امدند و با ایشان به گفتگو پرداختند که در داخل ساختمان بحث بین اقای جنتی و هاشمی در مورد ایده هاشمی برای ایجاد یک طبقه سزمایه دار متدین که بتوانند در مقابل بازار بایستند . خدا شاهده همان موقع گفتم این بهانه میباشد زیرا مومن رانت نمیخورد = سو استفاده نمیکند – و.. حالا با سکوت اقای احمدی نژاد در مورد اولا دیدار مشایی با خانم هدیه تهرانی و در ثانی وام به ایشان همان راه را میبینم و اخرش معلوم شد . خدا یا یعنی هیچ یتیمی در کشور نمانده که احتیاج به این مبلغ را داشته باشه . . . اقای احمدی نژاد بداند اگر هر سرپرست خانواری به علت نداری مجبور به عمل حرام بشه پیش خداوند مسئوله و راه توجیهی نداره کار بد و حرام تا ابد حرامه
    امید دارم باز بتوانیم با سلام با هم مکاتبه کنیم

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۳

    آقا رضا
    با سلام
    در ابتدا ضمن عذرخواهی به اطلاع شما می رسانم که بنده فرصت پاسخگویی به سووالات شما را ندارم و اگر پرسشهای بعدی شما بدون پاسخ ماند گله مند نباشید.
    ۱- بنده عضو یا طرفدار هیچ حزب و گروهی نیستم و هیچکس را به عنوان رقیب سیاسی خود به رسمیت نمی شناسم. نقطه اختلاف ما با کسانی که در پشت حوادث پس از انتخابات صحننه گردانی می کردند ، حمایت یا مخالفت با دولت نیست. بلکه اختلاف ما با آنها بسیار اساسی تر است. آنها نشان دادند که وفادار به اسلام و انقلاب و امام و رهبری و دستاوردها و آرمانهای بلند ملت ایران که برای آن هزینه سنگینی از خون بهترین فرزندان این ملت پرداخت شده است ، نیستند.
    ۲- بار دیگر تاکید می کنم که ما یک جناح سیاسی نیستیم بلکه خودمان را جزئی کوچک از جریان اصیل انقلاب اسلامی می دانیم. به برخی از معیارها اشاره کردم. کسی که خود را پایبند به رهبری و نظام می داند ، تبعیت از نظرات و رهنمودهای رهبری را مبنای عمل خود قرار می دهد و از کاری که باعث آسیب دیدن نظام و مخدوش شدن چهره نظام می شود ، پرهیز می کند. بنابراین نمی شود طرفدار رهبری بود اما برخلاف خواست و اراده او عمل کنیم . نمی شود خود را طرفدار نظام اسلامی بدانیم و عمل ما به گونه ای باشد که به اصل نظام آسیب برساند.
    ۳-بنده به شما دستور ندادم که نگاهتان را عوض کنید بلکه آنچه عرض شد یک توصیه اخلاقی بود. انسانها آزاد و صاحب اختیارند و البته مسوول در برابر پروردگار .
    در خانواده ای که یکی از فرزندان اصول ، همزیستی را برهم می زند و با دیگران سر ناسازگاری می گذارد ، آرامش خانواده را سلب می کند ، با توطئه اغیار علیه خانواده ای که خود او یک عضو آن است همصدا و همرنگ و همراه می شود ، کیان خانواده را با تهدید رو به رو می کند. به راستی با چنین عضوی از یک خانواده چه باید کرد؟ شما اگر پدر خانواده بودید ، چگونه این فرزند شورشی و ناآرام را تادیب می کردید. مردم در برابر قانون از حقوق یکسان برخوردارند و کسانی که اعتراض دارند باید در چارچوب قانون مراتب اعتراض خود را اعلام کنند. هیچ پدری دوست ندارد فرزندش را کتک بزند یا با او برخوردی از روی جبر و خشونت بکند اما اگر پدری ناگزیر از چنین رفتاری شد، هیچکس به او خرده نخواهد گرفت.
    ۴-با شما در زمینه وظیفه نظام برای زدودن غبار شایعات و ابهامات موافقم اما نظام در برابر کسانی که عامل پیدایش شایعات و تهمت ها و دروغ پردازیها هستند و این رویکرد را کاملا هدفمند و هوشمندانه انتخاب کرده اند ، چگونه باید عمل کند ؟ بنده رفتار و گفتار و مواضعی دارم که در تاریخ ثبت می شود و اگر بازتاب دهنده انحراف بنده از اصول و مواضع اولیه ام باشد ، قطعا تاریخ و نسلهای بعد قضاوت دیگری در باره بنده خواهند کرد و من نباید به خاطر این قضاوت دیگران را مقصر جلوه دهم. شما می دانید که در شرایط امروز هیچکس را نمی توان از تماس با وسایل ارتباط جمعی محروم کرد و همین آقایان با وجود رفتارهای غیرقانونی و حریم شکنانه ای که داشته اند، همچنان بیانیه می دهند و اظهار نظر می کنند و نظراتشان به رسانه ها راه پیدا می کند در عین حال معتقدم که محرومیت رسانه ای کسانی که علیه کیان نظام برآمده از آراده و آراء یک ملت دست به توطئه و اقدامات غیرقانونی زده اند، نمی تواند مورد اعتراض قرار گیرد.
    ۵-این نشان هایی که شما به آنها اشاره کرده اید ، نابود نشده اند. اگر فکر می کنید که خدشه ای به این راه وارد شده است ، باید کسانی مورد سووال قرار گیرند که موجد آن محسوب می شوند. در صدر اسلام جنگ های مختلفی صورت گرفته است. از جمله آنها برخورد شدید و قاطع امام علی (ع) با کسانی است که قرآن ها را بر سر نیزه کردند. برادر عزیز برای آنکه راه به روی رهروان بعدی باز بماند ، باید پاسدار صادق و راستین آرمانها و دستاوردهایمان باشیم و الا ممکن است چشم باز کنیم و ببینیم که دشمن همه چیز را به یغما برده و چیزی برای عرضه به رهروان بعدی باقی نمانده است.
    موفق باشید

  35. صنایع نیوز گفت :

    دی ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۵

    http://www.sanayenews.com/content/view/19923/1/

  36. رحیم گفت :

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۱۷

    با سلام
    چرا هر کسی تا مسئولیت میگیرد احساس علامه دهر بودن بهش دست میده در هر کنفرانسی وبا هر موضوعی طب =اقتصاد -فرهنگ -دین واحکامش -تاریخ ومردمشناسی -و… باید حتما نظراتش را علام کنه . ایا مسئولیته علم هم میدهد یا محل جولان دادن باز میشه اقای جوانفکر ایا خدا وکیلی نمیشه هوا وهوس را در بند کرد مگر دزدی اعتقاد مردم بدتر از اموال انها نیست نمیشه مثل هر مستخدم دولتی به کار خودش برسه ودر جامعه التهاب بیهوده ایجاد نکنه . دارم درباره اقای مشایی میگم که رهبری با ظرافت و نصیحت پدرانه به ریاست محترم حمهوری (به نظر ما امر اقا )فرمودند( بسمه تعالی
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران با سلام و تهیت،‌

    انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.
    لازم است انتصاب مذبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
    سیدعلی خامنه ای)
    ایا سخنان اخیر خلاف مصلحت ریاست جمهوری اسلام ایران باز مایه سر خوردگی و اختلاف رای دهندگان به گفتمان عدالتخواهی نیست این اقا بهتر ه به کار های عقب مانده دفتر برسد تا تحریف ایات الهی – سوره نوح را میفرستم هم دلیل مبعوث شدن نوح نبی ع (فاقد مدیریت بقول اقای مشایی )امده و هم اثبات تلاش شبانه روزیش و هم اثبات رضایت پروردگار علیم و بصیر و ….از ان نبی گرامی با استجابت دعای ان حضرت

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِیهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ«۱»
    ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و گفتیم: «قوم خود را انذار کن پیش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آید!»

    قَالَ یا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ«۲»
    گفت: «ای قوم! من برای شما بیم‌دهنده آشکاری هستم،

    أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِیعُونِ«۳»
    که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید!

    یغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَیؤَخِّرْکُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ«۴»
    اگر چنین کنید، خدا گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می‌دهد؛ زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیری نخواهد داشت اگر می‌دانستید!»

    قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیلًا وَنَهَارًا«۵»
    (نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوی تو) دعوت کردم،

    فَلَمْ یزِدْهُمْ دُعَائِی إِلَّا فِرَارًا«۶»
    اما دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنان نیفزود!

    وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا«۷»
    و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند!

    ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا«۸»
    سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم،

    ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا«۹»
    سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) برای آنان بیان داشتم!

    فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا«۱۰»
    به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است…

    یرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکُمْ مِدْرَارًا«۱۱»
    تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد،

    وَیمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا«۱۲»
    و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد!

    مَا لَکُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا«۱۳»
    چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟!

    وَقَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوَارًا«۱۴»
    در حالی که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)!

    أَلَمْ تَرَوْا کَیفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا«۱۵»
    آیا نمی‌دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است،

    وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا«۱۶»
    و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟!

    وَاللَّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا«۱۷»
    و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید،

    ثُمَّ یعِیدُکُمْ فِیهَا وَیخْرِجُکُمْ إِخْرَاجًا«۱۸»
    سپس شما را به همان زمین بازمی‌گرداند، و بار دیگر شما را خارج می‌سازد!

    وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا«۱۹»
    و خداوند زمین را برای شما فرش گسترده‌ای قرار داد…

    لِتَسْلُکُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا«۲۰»
    تا از راههای وسیع و دره‌های آن بگذرید (و به هر جا می‌خواهید بروید)!»

    قَالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَاتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا«۲۱»
    نوح (بعد از نومیدی از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است!

    وَمَکَرُوا مَکْرًا کُبَّارًا«۲۲»
    و (این رهبران گمراه) مکر عظیمی به کار بردند…

    وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یغُوثَ وَیعُوقَ وَنَسْرًا«۲۳»
    و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید (به خصوص) بتهای «ود»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید!

    وَقَدْ أَضَلُّوا کَثِیرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا«۲۴»
    و آنها گروه بسیاری را گمراه کردند! خداوندا، ظالمان را جز ضلالت میفزا!»

    مِمَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ یجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَارًا«۲۵»
    (آری، سرانجام) همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند!

    وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیارًا«۲۶»
    نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!

    إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا«۲۷»
    چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند!

    رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَی وَلِمَنْ دَخَلَ بَیتِی مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا«۲۸»
    پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»

    خداوند پدر ومادر همه ما را بیامرزد .

  37. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۶

    آقا رحیم
    با سلام
    ضمن تشکر از حساسیتی که نسبت به آسیب دیدن وجهه دولت و رئیس جمهور دارید ، به چند نکته اشاره می کنم:
    - فکر می کنم که آقای مشایی بهترین توضیح دهنده و مدافع نظرات خود هستند.
    - از شما برادر عزیز و فکور انتظار دارم نسبت به موج تخریبی علیه آقای مشایی با تامل بیشتری عمل کنید. اینکه یک جمله از سخنرانی مفصل آقای مشایی را برجسته کنند و روی آن مانور بدهند و برپایه آن شروع به تحریک افراد و گروههای سیاسی و شخصیت های مذهبی بکنند ، کار درستی نیست.
    - این سخن درستی است که هرکس باید در چارچوب وظایف قانونی خود پاسخگو باشد اما به راستی آیا این امر می تواند مانع از بیان دیدگاه مسوولان در سایر مسائل باشد؟ بدیهی است اگر کسی در حوزه ای غیرمرتبط با مسوولیت هایش نظری را ابراز کرد ، نمی توان او را مواخذه کرد زیرا زندگی همه ما مملو است از اظهار نظر در باره مسائل مختلف .
    - فکر می کنم به جای تخریب آقای مشایی و فشار بر دولت برای کنار گذاشتن ایشان ، بهتر است چنانچه نقد عالمانه ای بر رد نظر ایشان وجود دارد ، مطرح کنند.
    - همانطور که به روشنی از آیات الهی برمی آید ، حضرت نوح(ع) نتوانست مدیریت جامعه را به دست بگیرد. نه آنکه نخواست و تلاش نکرد بلکه دشمنان خدا اجازه ندادند و با مکر و حیله مانع از این کار شدند.
    َنوح (بعد از نومیدی از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است!
    و (این رهبران گمراه) مکر عظیمی به کار بردند…
    و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید (به خصوص) بتهای «ود»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید!
    - آقای مشایی گفته است: آخرالزمان ، انتهای زندگی بشر نیست بلکه آغاز یک فصل تازه در زندگی بشر است. انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین پیش از ظهور آقا و مولایمان فرصت شکوفایی استعدادهای به ودیعه گذاشته شده در وجودش را به شکل برجسته پیدا نکرده است و با ظهور امام زمان (عج) ارزشهای الهی در زندگی بشر بروز پیدا می کند و بر این بستر است که انسان خداگونه شده و در مسیر شکوفایی قرار می گیرد. در واقع اجرای عدالت هدف غایی نیست بلکه اجرای عدالت بستر ساز شکوفایی استعدادهای انسان است. این سخنان اگر محل بحث و اختلاف هست ، علما و صاحب نظران می توانند آن را نقد کنند.
    موفق باشید

  38. رحیم گفت :

    دی ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۲

    اقای مشائی — تاریخ محروم است از اتفاقات میمون و مبارک فراوانی که خدا برای بشر می خواست ولی بشر نخواست و نشد. چه زمانی خواهد شد. هر پیغمبر و مدیری که می خواهد عدالت برقرار کند، راهش چیست.

    ایراد اساسی
    ( خداوند کار خلاف علم نمیکند و عالم الغیب است محال است یک قومی که همه مشرکند به یکباره موحد و عدالت خواه به تعبیر امروز شوند یعنی اوج کمال انسانی که با این شرایط عصر ظهور خواهد بودو تاکنون به نتیجه نرسیده —- اگر خدا میخواست (أفغیر دین الله یبغون وله أسلم من فی السماوات والأرض طوعا وکرها وإلیه یرجعون ) همه با اختیار یا بی اختیار گردن میگذاشتند ولی با سلب ازادی و اراده انسانها تمامی هدف های دیگر به هم میخورد –ابتلائات –ازمایشها – و…. )

    پیامبران نتوانستند عدالت را برقرار کنند. تاریخ را ببینید. ۳۰۰ سال مدیریت جامع حضرت عیسی (ع) بود اصلاً تاریخ عوض می شود و ممکن است زمان آمدن پیامبر اسلام عوض می شد. ما که نمی توانیم بگوییم حتماً باید همین زمان بیاید. چون یکی از علت های آمدن انبیا مربوط است به اینکه خاصیت دین گذشته برای هدایت مخدوش شده باشد. معنایش این است که اگر او (عیسی) می توانست پرچم‌های بلند هدایت را بر فراز نقطه های عالم به اهتزاز درمی آورد، ماموریت پیامبر جدید هم متحول می شد.

    ایراد اساسی
    (اولا ایشان همش میگویدنتوانستند – اگر میتوانست —- باید میگفت اگر میگذاشتند –اگر مردم زمانشان میپذیرفتند –اگر جامعه اهل هدایت و رشد بود. تعریف از اجرای عدالت در ان هنگام چه بود. بغیر از معرفت الله –یکتا پرستی زدودن شرک . ایشان با شناخت وزندگی در وضع فعلی جوامع به نقد گذشته پرداخته.)

    پیامبران که برای عدالت آمدند که البته به این نقطه نرسیدند، هیچ کدام نرسیدند. اصلاً نزدیک آن هم نشدند

    ایراد اساسی
    (اجرای عدالت در یک جامعه موحد(فعلی کاری به شرک خفیف فعلی همه نداریم ) با یک جامعه کافر و مشرک (زمان انبیا ئ الهی ) تفاوت اساسی دارد و بزرگترین مدیریت و اجرای عدالت در یک جامعه مشرک تربیت قومی موحد است . اقای مشائی فقط میگه عدالت کاری به زمانه – اولویت در اجرا و… نداره مثال مولوی در غذا دادن را فکر کرده اند )

    با سلام
    درست فرمودید که علما وصاحب نظران باید وارد شوند ولی ایشان (اقای مشائی نه جزء علمای شناخته شده اند و نه تاکنون جزء صاحب نظران مطرح بودند .اگر این سخن برادر ایمانی بزرگوارم جهت مانع سازی افراد فاقد مسئولیت از اظهار نظر باشد راه خوبی نیست چون ان سخنان در یک جمع عالمان دینی جهت تبادل افکار طرح نگشته و خود بخود امثال من عوام و فرزندانم هم در تیر رس ان قرار خواهیم گرفت پس نا گزیر به توجیه شما نه که حداقل توجیه به فرزندان خود میباشم که با تعالیم دین حنیف همه مسئولیم
    هر نظریه باید بر پایه استدلات قوی مبنایی استوار باشد . ایا هدف از بعثت نوح نبی الله ع ارائه جامعه ارمانی و انسان کامل بوده ویا شروع و اموزش یکتا پرستی در جهان تماما مشرک وشروع پله پله امدن قواعد دین و را وروش تکامل انسان – ایا بزرگترین مدیریت در جامعه سراسر شرک وکفر روزگار نوح نبی ع اماده کردن انسانهای با تفکر توحیدی برای اماده نمودن و تسلیم پذیری جامعه انسانی اینده ونسل بعد برای اطاعت از تعالیم مترقی تر انبیا بعدی نیست . اگر هر پیامبری میتوانست با مدیریت جامعه را به تعالی برساند دلیل بشارت به پیامبر اخر الزمان در کتب اسمانی انبیا قبل چه بوده – چرا خداوند باا سلام و عید غدیر دین را کامل اعلام نمود /. غیر از اسلام دینی پذیرفته نیست چگونه خداوند در صورت ( فرض محال )اطاعت قوم نوح تکامل جامعه انسانی را میپذیرفت (دین و کتابی بغیر از اسلام و قران ) یعنی در مقابل عمل انسانها کم می اورد .
    امام رضا (ع) در جواب کسی که از ایشان میپرسد این پیامبران چگونه اولوالعزم شدند؟ میفرمایند: “چون که برانگیخته شدند (نوح و ابراهیم و …) به کتاب و شریعتی خاص”.

    پس داشتن کتاب یکی از شرایط پیامبران اولوالعزم است. امّا دو شرط مهم دیگر نیز در این جا وجود دارد که یکی داشتن دعوتی جهان شمول برای انس وجن و دیگری داشتن شریعتی مستقل و تازه با توجه به مقتضیات زمانه است.
    منظورم از این حدیث توجه به مقتضیات ان زمان شرک وکفر میباشد و تفسیر عدالت در ان زمان . تحت تاثیر نیستم میخواهم جلوی انحرافاتی را که در اینده باید فرزندانم جوابگوی ان باشم را الن بگیرم اگر در زمان بدعتهای فائزه جلو گیری میکردند این همجمه بر علیه دین بوجود نمیامد . انقدر هم به اخرت ایمان دارم که میدانم حتا از نیتم در ارسال جواب میپرسند و بغیر از اهداف با رنگ خدا چیزی پذیرفته نمیشود .

    ۱-در سوره هود
    وَأُوحِی إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا کَانُوا یفْعَلُونَ«۳۶»
    به نوح وحی شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‌اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‌کردند، غمگین مباش!
    پس خداوند رحمان ورحیم وعلیم وبصیر عالم الغیب تاکید دارد که کسی هدایت نخواهد شد اگر نوح ع کوچکترین انحرافی در مدیریت داشته اعلام نمیکرد .هدف پروردگار با بعثت نوح نبی ع دعوت به یکتا پرستی بوده در قومی که تماما مشرک بودند و پایگذاری توحید در ابنا بشر

    وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْینِنَا وَوَحْینَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«۳۷»
    و (اکنون) در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدنی هستند!»

    .

    وَیصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ«۳۸»
    او مشغول ساختن کشتی بود، و هر زمان گروهی از اشراف قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند؛ (ولی نوح) گفت: «اگر ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همین‌گونه مسخره خواهیم کرد!

    فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یأْتِیهِ عَذَابٌ یخْزِیهِ وَیحِلُّ عَلَیهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ«۳۹»
    بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!»
    ا

    حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَینِ اثْنَینِ وَأَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ«۴۰»
    (این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلا وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند!

    وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ«۴۱»
    او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»
    مدیریت و ارشاد به ( تذکر به مومنین )مومنین نجات یافته در اغاز عذاب

    وَهِی تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَی ارْکَبْ مَعَنَا وَلَا تَکُنْ مَعَ الْکَافِرِینَ«۴۲»
    و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه‌ها حرکت میداد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»

    قَالَ سَآوِی إِلَى جَبَلٍ یعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَینَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ«۴۳»
    گفت: «بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیسست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرار گرفت!

    وَقِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِی الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ«۴۴»
    و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)»

    وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ«۴۵»
    نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!»

    قَالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ«۴۶»
    فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [= فرد ناشایسته‌ای است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!»

    قَالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ«۴۷»
    عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»

    قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَکَاتٍ عَلَیکَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ«۴۸»
    (به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (،چرا که این نعمتها را کفران می‌کنند!)»

    تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیبِ نُوحِیهَا إِلَیکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ«۴۹»
    اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است!

    نهج البلاغه خطبه اول

    گزینش پیامبران
    خداوند سبحان پیامبرانى از فرزندان آدم برگزید که در برنامه وحى، و امانتدارى در ابلاغ
    رسالت از آنان پیمان گرفت، آن زمان که اکثر انسانها عهد خدا را به امور باطل تبدیل نموده،
    و به حق او جهل ورزیدند، و براى او از بتان همتا گرفتند، و شیاطین آنان را از معرفت به خداوند
    بازداشتند، و رابطه بندگى ایشان را با حق بریدند. پس خداوند رسولانش را برانگیخت، و پیامبرانش را به دنبال
    هم به سوى آنان گسیل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند، و نعمتهاى فراموش شده او را به یادشان آرند
    و با ارائه دلایل بر آنان اتمام حجت کنند، و نیروهاى پنهان عقول آنان را برانگیزانند، و نشانه هاى الهى

    وَ اصْطَفى سُبْحانَهُ مِنْ وُلْدِهِ اَنْبِیاءَ اَخَذَ عَلَى الْوَحْىِ میثاقَهُمْ،
    وَ عَلى تَبْلیغ ِ الرِّسالَةِ اَمانَتَهُمْ، لَمَّا بَدَّلَ اَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللّهِ اِلَیْهِمْ،
    فَجَهِلُوا حَقَّهُ، وَ اتَّخَذُوا الاَْنْدادَ مَعَهُ، وَ اجْتالَتْهُمُ الشَّیاطینُ عَنْ
    مَعْرِفَتِهِ، وَاقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبادَتِهِ. فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، وَ وَاتَرَ اِلَیْهِمْ
    اَنْبِیاءَهُ، لِیَسْأْدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ،
    وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلیغ ِ، وَ یُثیرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ، وَ یُرُوهُمُ

    را به آنان بنمایانند: از این بلند آسمان که بر بالاى سرشان افراشته، و زمین که گهواره زیر پایشان
    نهاده، و معیشتهایى که آنان را زنده مى دارد، و اجلهایى که ایشان را به دست مرگ مى سپارد،
    و ناگواریهایى که آنان را به پیرى مى نشاند، و حوادثى که به دنبال هم بر آنان هجوم مى آورد. خداوند سبحان
    بندگانش را بدون پیامبر، یا کتاب آسمانى، یا حجتى لازم، یا نشان دادن راه روشن رها نساخت.
    پیامبرانى که کمى عددشان، و کثرت تکذیب کنندگانشان آنان را از تبلیغ باز نداشت; از پیامبر گذشته اى که
    او را از نام پیامبر آینده خبر دادند، و پیامبر آینده اى که پیامبر گذشته او را معرفى کرد. بر این منوال قرنها گذشت،
    و روزگار سـپرى شـد، پدران درگذشتند و فرزنـدان جـاى آنهـا را گرفتنـد.
    مبعث پیامبر اسلام(ص)
    تا خداوند محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله را براى به انجام رساندن وعده اش،
    وبه پایان بردن مقام نبوت مبعوث کرد، درحالى که قبولى رسالت اورا ازتمام انبیاگرفته بود، نشانه هایش

    الاْیاتِ الْمُقَدَّرَةَ: مِنْ سَقْف فَوْقَهُمْ مَرْفُوع ، وَ مِهاد تَحْتَهُمْ
    مَوْضُـوع ، وَمَعـایِشَ تُحْییهِـمْ، وَ آجـال تُفْنیهِـمْ،
    وَ اَوْصاب تُهْرِمُهُمْ، وَ اَحْداث تَتابَعُ عَلَیْهِمْ. وَ لَمْ یُخْلِ سُبْحانَهُ
    خَلْقَهُ مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَل، اَوْ کِتاب مُنْزَل، اَوْ حُجَّة لازمَة، اَوْ مَحَجَّة قائِمَة.
    رُسُلٌ لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، وَ لا کَثْرَةُ الْمُکَذِّبینَ لَهُمْ; مِنْ سابِق
    سُمِّىَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، اَوْ غابِر عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلى ذلِکَ نُسِلَتِ الْقُرُونُ،
    وَ مَضَتِ الدُّهُورُ، وَ سَلَفَتِ الاْباءُ، وَ خَلَفَتِ الاَْبْناءُ.

    اِلى اَنْ بَعَثَ اللّهُ سُبْحانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

    روشن، و میلادش باعزت و کرامت بود. در آن روزگار اهل زمین مللى پراکنده، داراى خواسته هایى
    متفاوت، و روشهایى مختلف بودند، گروهى خدا را تشبیه به مخلوق کرده، عده اى در نام او ازحق منحرف بوده،
    و برخى غیر او را عبادت مى نمودند. چنین مردمى را به وسیله پیامبر از گمراهى به هدایت رساند، و به سبب
    شخصیّت او از چاه جهالت به در آورد. آن گاه لقایش را براى محمّد صلّى اللّه علیه وآله اختیار کرد
    و جوار خود را براى او پسندید، با فراخواندنش از این دنیا به او اکرام نمود، و براى او فردوس اعلا را به جاى
    قرین بودن به ابتلائات وسختیهابرگزید، و اورا کریمانه به سوى خودبرد(درود خدا براو وخاندانش باد)
    و آن حضرت (بهوقت انتقال به آخرت) هر آنچه را انبیاء گذشته در امت خود بهودیعت نهادند در م

    سِماتُهُ، کَریماً میلادُهُ. وَ اَهْلُ الاَْرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وَ اَهْواءٌ
    مُنْتَشِرَةٌ، وَ طَرائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَیْنَ مُشَبِّه لِلّهِ بِخَلْقِهِ، اَوْ مُلْحِد فِى اسْمِهِ،
    اَوْ مُشیر اِلى غَیْرِهِ. فَهَداهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَ اَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ
    مِنَ الْجَهالَةِ. ثُمَّ اخْتارَ سُبْحانَهُ لِمُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِقاءَهُ،
    وَ رَضِىَ لَهُ ما عِنْدَهُ، وَ اَکْرَمَهُ عَنْ دارِ الدُّنْیا، وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مُقارَنَةِ
    الْبَلْوى، فَقَبَضَهُ اِلَیْهِ کَریماً صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ،
    وَ خَلَّفَ فیکُمْ مَا خَلَّفَتِ الاَْنْبِیاءُ فى اُمَمِها،

  39. رحیمی گفت :

    دی ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۵

    به نام خدا وبا سلام کسانی که از خس وخاشاک نامیدن اغتشاشگران توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شدند یا متوجه منظور ایشان نشدند_هر چند واضح بود-که اگر جزء نخبگان جامعه باشند باید جای خود را به سفیهان جامعه دهند واگر متوجه منظور ایشان شدند وبازهم برحرف خود ونارضایتی خود از گفته رئیس جمهور ایستاده اند لابد خود را جرو همان اغتشاش گران می دانند که بنده به جای لفظ خس وخاشاک آنها را ات واشغال می نامم

  40. sanayenews گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۳۵

    http://www.sanayenews.com/content/view/19947/1/

  41. sanayenews گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۴

    http://mihanpress.com/content/view/754/37/

  42. sanayenews گفت :

    دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۷

    http://mihanpress.com/content/view/756/65/

  43. عماد آبشناس گفت :

    بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۶

    برادر گرامی جناب آقای جوانفکر
    امروز خبری در رسانه ها شنیدم که امیدوارم صحت داشته باشد.
    وزیر ارشاد اعلام کرده بود که شما به عنوان رئیس سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی منصوب شده اید. قطعا تقبل چنین پستی از طرف شما با هدف سامان دادن به این سازمان که در بدترین شرایط خود به سر می برد می باشد. قطعا کار سخت و دشواری در پیش خواهید داشت اما مطمئن باشید همه بچه های خبرگزاری پشت شما خواهند بود. شاید بتوان گفت این اولین بار پس از انقلاب می باشد که فرد شایسته ای که هم سابقه کار در سازمان خبرگزاری را دارا می باشد و از زیر و بم این سازمان کاملا مطلع می باشد و هم در سیستم دولتی جایگاه دارد به این سمت منصوب می شود. همین امر خود نشانه ای از دیدگاه دولت دهم و بخصوص آقای احمدی نژاد در شایسته سالاری می باشد.
    برایتای از صمیم قلب آرزوی موفقیت می نمایم.

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵

    آقای آبشناس
    با سلام
    از ابراز لطف شما متشکرم. امیدوارم به لطف پروردگار و با همکاری همه کارکنان ایرنا بتوان این سازمان مهم خبری کشور را به جایگاهی که شایسته آن است ارتقاء داد.
    موفق باشید

  45. UGD گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۰۴

    بجز یه عده مفت خور و بیسواد و دهاتی حضرت عباسی کی حرف های امثال شما رو می خره و گوش میده!!!
    شما ها حتی نمی تونید بچه های خودتون رو راضی بکنید چه برسه به بقیه ملت

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۵

    آقا یا خانم محترم
    با سلام
    احترام گذاشتن به دیگران یک امر فرهنگی است که از کودکی به انسانها آموزش داده می شود. بنده نمی دانم شما با چه منطقی به خودتان اجازه می دهید که به دیگران و شعورشان توهین کنید؟ قیافه روشنفکرمابانه ای که شما به خودتان گرفته اید و به اصطلاح خود را با سواد و شهری وانمود کرده اید ، حلال هیچ مشکلی از شما نیست و مطمئنا این روش و منش شما ، برایتان در زندگی شخصی درد سر ساز خواهد شد. بنابراین فقط متاسفم

  47. پرویز فارغ التحصل رشته سیاس دانشگاه تهران گفت :

    اسفند ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۰۵

    این نوشتار تقدیم به کسانی است که هنوز باور ندارند !

    لازمه زندگی جمعی امروز دارای مولفه های بسیاری است که به نظر من سیاست تنها واژه است که در تمامی امور زندگی دارای نقش می باشد از اداره امور یک بقالی گرفته تا مملکت داری ،سیاست نقش و رکن اصلی را ایفا می کند.
    زندگی بدون سیاست نه تنها یک تصور انتزاعی بشمار می آید، بلکه غیر ممکن به نظر می رسد البته منظور من در این نوشتار سیاست به مفهوم خاص خودش است سیاستی که .
    که با اداره کشور و نظام سیاسی ارتباط پیدا می نماید. در این بخش، سیاست بصورت تخصصی و بوسیله کسانی که دانش و مهارت لازم را در آن راستا دارند پیش برده می شود.
    و امروزه هم تا هنگامی که زمامداران نسبت به زدودن پدیده شوم آفت زدگی سیاست و یا عمومی شدن آن بصورت جدی و قاطع تصمیم گیری ننماید و وارد میدان نگردند، دست یافتن به اهداف فرضی مشکل خواهد بود و فضای تنش آلود هم چنان باقی خواهد ماند. نگرانی ها و اظطراب ها ی فردی و اجتماعی نسبت به زندگی و آینده هم چنان پای برجای باقی خواهد ماند.
    پس بگذاریم دولت و مسوولین خود با ایجاد فضای مناسب روند سیاست زدگی را کاهش بخشد. امروز دولت با ایجاد زمینه های شغلی و زدودن فقر و بیکاری و برنامه ارتقاء بخشی آگاهی عمومی طی یک برنامه دقیق هرچند طولانی مدت،تلاش دارد .
    متاسفانه طی چند سال گذشته سردمداران اجرایی وقت کشور را بسوی تباهی سوق دادند و فضای بی اعتمادی گسترش یافت ، آفت زدگی سیاسی و سیاست زدگی در همه عرصه ها چشمگیر بود (دوم خرداد) .
    کلام آخر اینکه حاج اکبر عزیز ،امروز کارکنان ایرنا یک حامی و کسی که صلح و امنیت روحی و اجتماعی و معاش کارکنان را احیا کند نیاز دارند و ما هم به سهم خود وظیفه داریم که و حد و مرز ها رعایت کنیم .
    و از بعضی از گروه ها و افراد داخل سازمان که بدنبال بعضی از منافع شخصی یا گروه ای خود هستد نیز خواهش می کنم همه چیز را به سیاست بیمار و نفاق آلود پیوند نزنیم. بدون شک دولت در این مقطع مسئولیت های بزرگتر و اساسی و مهمی را بر عهده دارد.
    این روندی که امروز بعضی از افراد در پیش گرفته اند در گذشته هم وجود داشت و متاسفانه باعث مشکلاتی برای مدیریت ،برادر ارزشی و پهلوان صفتمان حاج احمد عزیز خادم المله شد .
    البته منظور این نیست که یک فرد بجای همه فکر می کند یا تصمیم گیرد و عمل نماید نه اینطور نیست بلکه برای رسیدن به آرمان ها و اهداف بزرگ سلیقه، ذوق، انتظارات، خواست های دیگران نیز برای تصمیم گیری نیاز است .
    برای سلامتی مقام معظم رهبری صلوات

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر