خبرنگار ، میرزا بنویس نیست

هفدهم مرداد ، روز خبرنگار و مصادف با سالروز شهادت مظلومانه محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی و هشت دیپلمات ایرانی به دست گروه طالبان، در شهر مزار شریف افغانستان است. در دوران دفاع مقدس، خبرنگاران زیادی به فیض شهادت نایل آمدند اما روزی برای تجلیل از خبرنگار در نظر گرفته نشد. شهادت صارمی علاوه بر مظلومیت ، ویژگی دیگری هم داشت که سبب شد هفدهم مرداد به روز تجلیل از خبرنگار تبدیل شود. قربانی شدن به دست عناصری جاهل که دچار جهل مرکب شده و به جهالت خود، تعصب افراطی می ورزند و با بهره گرفتن از بمب، اسلحه و کشتار و قتل عام انسانهای بیگناه ، می کوشند عقاید کوردلانه خود را به دیگران تحمیل کنند.

صارمی می توانست عرصه را خالی کند و در برابر هجوم طالبان به مزار شریف ، از این شهر بگریزد اما او تن به خطر داد، وظیفه اش را شناخت ، ایستاد و تا آخرین لحظه حیات ، اطلاع رسانی کرد. او خبر سقوط مزار شریف و وارد شدن طالبان به این شهر را به تهران مخابره کرد و از رفتار وحشیانه آنان با مردم گزارش داد.

برای تجلیل از خبرنگار باید ابعاد نگرش صارمی به حرفه خبرنگاری ، بیش از پیش به جامعه خبری کشور شناسانده شود تا به عنوان یک الگوی ارزشمند و ماندگار ، سرمشق کسانی قرار گیرد که وارد این عرصه حساس و مهم شده اند.

از حضور صارمی به عنوان خبرنگار ایرنا در افغانستان دو سال می گذشت و او به یک کارشناس با تجربه در زمینه تحولات افغانستان تبدیل شده بود. صارمی کمی پیش از شهادت برای معالجه بیماری خود به ایران آمده بود. او پس از درمان ، دوران نقاهتش را سپری می کرد که با درک خلاء اطلاع رسانی از افغانستان ، به سرعت خود را به محل کارش در مزار شریف رساند و به رصد کردن تحولات داخلی این کشور و اطلاع رسانی در این زمینه پرداخت. به این ترتیب صارمی نشان داد که چگونه وجود خویش را در راه انجام رسالت و ماموریتی که برعهده گرفته است فدا می کند. اگر او عافیت طلب بود ، باید دوران نقاهتش را به طور کامل در ایران سپری می کرد و هیچ کسی هم نمی توانست به او اشکال بگیرد که چرا به افغانستان بازنگشته است اما صارمی با تصمیم شجاعانه و اقدام متعهدانه خود ، به دیگران تفهیم کرد که شباهت خبرنگاری به کار انبیاء (ص) بی دلیل نیست. نقطه مشترک این دو را می توان در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، ابهام زدایی ، شفاف سازی ، تبیین و تنویر افکار و اذهان مردم جست و جو کرد. آیا این رسالت خطیر ارزش آن را ندارد که انسان تمام وجود خود را فدای انجام آن کند؟ آری ، صارمی رویکردی جز این نداشت.

صارمی برای انجام این ماموریت خطیر از عزیزان خویش نیز عبور کرد. آنها را به خدا سپرد ، با غم تنهایی کنار آمد تا رسالتش را به نتیجه برساند.

او و هشت دیپلمات دلاور ایرانی ، در برابر متحجران ایستادند ، زانو نزدند ، به روی آنها تبسم نکردند و حسرت التماس را بر دل جاهلان گذاشتند.

بنابراین می توان گفت که صارمی یک خبرنگار شجاع، وظیفه شناس ، سخت کوش، متدین و متعهد ، وارسته از زخارف دنیایی ، دلبسته به رسالتی که بر دوش داشت ، آزاد اندیش ، دشمن شناس ، حق طلب ، فداکار و هدفمند بود. او خود را باور کرده بود و قدر خویش و مسوولیتی که به عنوان یک خبرنگار برعهده گرفته بود ، می دانست. یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.

آنچه از صارمی گفتم، بیش از آنکه تمجید از او باشد، تمجید از خبرنگارانی است که خصلت ها و خصوصیاتی مانند صارمی را در خود نهادینه کرده اند. در اینجا و به مناسبت روز خبرنگار ، لازم می دانم نگرانی خود را از وضعیت خبرنگارانی که به دلیل فعالیت در رسانه های وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی ، ناگزیر از تن دادن به نظرات دیکته شده حزبی و گروهی هستند ابراز کنم. مبانی ارزشی، اخلاقی و حرفه ای حاکم بر یک رسانه ارتباط جمعی ، اجازه نمی دهد این طیف از رسانه ها، به عنوان یک رسانه جمعی به رسمیت شناخته شوند. مدیریت این رسانه ها اولین نقض کنندگان آزادی عمل خبرنگاران هستند. آنها فرصت آزاد اندیشی را از خبرنگاران و گزارشگران خود سلب کرده و دیدگاههای حزبی و سیاسی را به آنها دیکته می کنند. رسانه هایی که آشکارا به بلندگوی تبلیغاتی مدیران مسوول و در خدمت اهداف سیاسی یا اقتصادی شخصی و گروهی تبدیل می شوند. رسانه هایی که در دفاع از حزب و گروه خویش ، به عنوان مدعی ، وارد منازعات سیاسی شده و رقیبان و مخالفان را آماج تاخت و تاز بیرحمانه تبلیغاتی قرار می دهند. رسانه هایی که از طرف مردم تصمیم می گیرند، آن را به مردم القاء می کنند، مراجع مسوول و رسمی را برای تن دادن به خواسته هایشان ، تحت فشار قرار میدهند یا بعضا عرصه اطلاع رسانی را به فرصتی برای زد و بندهای سیاسی ، مالی و پولی تبدیل می نمایند.

وضعیت بیمارگونه حاکم بر جامعه رسانه ای کشور ، محصول بی بند و باری سیاسی ، رفتاری و اخلاقی دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر سرنوشت کشور طی هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی است . در این دوران به صورت قارچ گونه و فله ای ، رسانه هایی اعم از روزنامه ، هفته نامه ، مجله ، فصل نامه در سراسر کشور سربرآوردند و به عنوان نشانه ای از پیشرفت رسانه ای مورد استناد قرار گرفتند. تجربه نشان داده است که اینگونه رسانه ها نه تنها، قادر به حراست و حفاظت از قدر و منزلت خبرنگاران نبوده اند بلکه خود به عاملی برای تضعیف این جایگاه و از دست رفتن فرصتهای پیش رو برای ارتقاء شان خبرنگاران و روزنامه نگاران تبدیل شده اند.

در یک نگاه کلی ، رسانه های امروز کشور را شایسته و در صلاحیت ملت عزیز ایران نمی دانم . تغییر این وضعیت ، یک امر ضروری است اما تحقق آن ، به شکل دستوری امکانپذیر نیست و اراده ای بیش از تصمیم و اراده دولت را طلب می کند.

روز خبرنگار ، فرصتی برای پرداختن به موقعیت خبرنگاران و بیان وضعیت رسانه ای کشور است و آنچه به رشته تحریر درآمد برپایه همین هدف بوده است. با وجود انتقادهای فراوانی که در این زمینه وجود دارد ، نادیده گرفتن تلاشها و زحمات خبرنگاران و گزارشگران و عکاسان ، یک کج سلیقگی آشکار تلقی خواهد شد. تهیه خبر یا گزارش خبری از یک رویداد ، مستلزم زحماتی است که بخش اصلی آن را خبرنگاران متقبل می شوند، زحماتی که معمولا از سوی مخاطبان به چشم نمی آید یا درک نمی شود.

با اغتنام این فرصت ، مراتب تعظیم و تکریم خود را نسبت به همه خبرنگاران عزیز در میهن اسلامی که با انجام بیشترین تلاش و کمترین توقع ، سرگرم انجام وظایف خود هستند ، ابراز می دارم و امیدوارم درسایه همت و مجاهدت خود آنان و فرهیختگان عرصه رسانه ارتباط جمعی ، خبرنگاران بتوانند در جایگاهی قرار گیرند که به حق شایسته آن هستند.

۵۹ نظر »

  1. عماد آبشناس گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۴۷

    آقای جوانفکر
    سلام
    یادی از شهید صارمی کردید. یادش به خیر. دقیقا همان شب که مزار شریف سقوط کرد من در شیفت شب خبر گزاری مشغول یه کار بودم. حدود ساعت ۱٫۳۰ صبح بود. شهید صارمی خبر سقوط مزارشریف را مخابره کرد و سردبیر شب خبر گزاری بلا فاصله با معاون وقت وزیر امور خارجه تماس گرفت و این مطلب را به وی اطلاع داد اما متاسفانه ایشان ناراحت شدند که چرا این وقت شب چنین خبر (چرت و پرتی ) به او می دهیم و چنین خبری نیست. ما همه دلواپس دیپلمات های ایرانی و شهید صارمی بودیم. سردبیر شب خبرگزای از شهید صارمی خواست تا فرصت هست از مزار شریف خارج شود که او در جواب گفت الآن دقیقا زمانی است که او باید به وظیفه خود به عنوان خبرنگار عمل کند و مزار شریف را ترک نخواهد کرد مگر اینکه به زور وادارش کنند از مزار شریف خارج شود. متاسفانه فردایش خبر حمله وحشیانه طالبان که آن زمان مورد حمایت همین آمریکایی ها بودند به کنسولگری ایران آمد و خبر شهادت شهید صارمی را دریافت کردیم. شاید برخی شهید صارمی را دورادور بشناسند ولی من حدود یک سال و نیم با او کار کردم دقیقا همان اوایلی که وارد خبرگزاری شد و همیشه آرزو می کرد ای کاش در جبهه شهید می شد ولی خداوند شهادت را نصیب او نکرد. بعدا متوجه شدم خداوند چقدر او را دوست داشت که شهادتی را نصیب او کرد تا همیشه یادش زنده باشد. و روز خبرنگار به نام او ثبت شود.

  2. محمدجواد روستا سکه روانی گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۵

    برادر بزرگوارم جناب اقای جوانفکر
    امیدوارم که استعفای جنابعالی در جهت استفاده بهینه تر از تجربیات جنابعالی باشد .به هر حال خسته نباشید .برایتان از صمیم قلب ارزوی سلامتی وتندرستی دارم. روستا سکه روانی- دفتر معاون اول رییس جمهور

  3. وحید گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۵

    سلام ؛ خبرنگاری از شغل های سخت هست. هر چند که خیلی ها خود را خبرنگار می داند و توجه به معنی اصلی آن که به نوعی اشاره مستقیم به خبر و نگار هست ندارند. خیلی وقت ها خبرنگارها سعی می کند مطلب مورد نظر خود را به مخاطب تلقین کنند ؛ در حالی که باید به شعور و فهم مخاطب خود احترام بگذارند و فقط مطلب مورد نظر را بی کم و کاست منتقل کنند . خیلی وقت ها هست که عکس العمل یا پاسخی رو بدون اینکه اصل مطلب رو بیان کنند ، می دهند و … که به نظرم این ها نیاز به بازنگری دارد. به هر حال روز خبرنگار بر خبرنگاران عزیز مبارک و یاد شهید محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی گرامی باد

  4. متین گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۳

    سلام
    برادر ارجمند آقای جوانفکر
    ضمن عرض تبریک روز خبرنگار به حضور شما برادر خستگی ناپذیر عرصه اخبار
    از اینکه یاد خبرنگاران را در روز خودشان با نوشتن عباراتی شیوا و یادی از خبرنگار شهید صارمی جا دارد که دیگر خبرنگاران میهن اسلامی با تعهدی بیشتر به انتشار اخبار دست بزنند و در تحلیل ها و انتقاد جانب انصاف را بگیرند و سمت نگارش انها به شکلی که سمت سوی غربی داشته باشند نروند .چرا که همه ما باید در تحلیل ها به اسقلال عزتمندی و سربلندی ایرلن اسلامی توجه ویژه داشته باشیم و این موضوعی است که هیچ خبرنگاری نباید بی توجه به آن شروع به نگارش کند.
    از اینکه شندیم حضرتعالی از سمت مشاور مطبوعاتی رییس جمهور استعفا دادید باعث تعجب شد و امید است در سنگر دیگری شاهد خدمات ارزنده شما باشیم . انشاالله

  5. روشن گفت :

    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۲۹

    http://www.sanayenews.com/content/view/18027/1/

  6. مهدی گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۰۹

    آقای جوانفکر از استعفاتون چیزی نمینویسید؟

  7. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۱

    آقا مهدی
    با سلام
    به اندازه کافی در زمینه استعفا رسانه ها اطلاع رسانی کرده اند. به هر حال بنده توضیح داده ام که حکم مشاورت بنده در دولت نهم صادر شده است و علی القاعده اعتبارش محدود به همان دولت است . وظیفه اخلاقی حکم می کرد که بنده در پایان کار دولت نهم ، استعفای خودم را به رئیس جمهور تقدیم کنم. البته اگر ایشان تمایل به ادامه همکاری بنده داشته باشند با استعفا مخالفت خواهند کرد اما در غیر اینصورت بنده دست ایشان را برای یک انتخاب دیگر باز گذاشته ام. علاوه بر این بنده حق ندارم خودم را در دولت دهم به ایشان تحمیل کنم و به همین خاطر از سایر مشاورین محترم رئیس جمهور درخواست کرده ام که اقدام مشابهی را انجام دهند. فکر می کنم که این اقدام از منطق قابل دفاعی برخوردار است.
    موفق باشید

  8. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۵

    آقای متین
    با سلام
    از ابراز لطف شما متشکرم و با نظرات شما موافقم .
    موفق باشید

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۶

    آقا وحید
    با سلام
    نظرات شما کاملا دست است .
    موفق باشید

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۷

    محمد آقا
    با سلام
    از ابراز لطف شما صمیمانه متشکرم.
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۸

    آقا عماد
    با سلام
    کاملا درست می فرمایید . شهید صارمی همینگونه بود که شما گفته اید. یادش گرامی ، راهش پر رهرو و روحش پرفتوح باد.
    موفق باشید

  12. مهدی گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۰۶

    سلام آقای جوانفکر… ممنون از پاسخی که فرمودید آرزوی موفقیت برای شما و دولت دهم دارم.

  13. ر-محسنیان گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۵۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    طرح را به ایمیل۳۲۱ ارسال کردم ،ممنون می شوم از رسیدن کامل آن بنده را مطلع کنید.
    با تشکر محسنیان

  14. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۶

    آقا رضا
    با سلام
    طرح بالف را دریافت کردم انشائ الله در فرصت مناسب آن را مطالعه میکنم و برای بررسی ابعاد آن به مراجع ذیربط ارائه خواهم کرد. در صورت نیاز به تبیین بشتر با شما تماس خواهم گرفت.
    عزیز و سربلند باشید

  15. safir گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۳

    سلام
    آقای جوانفکر متاسفم که شما بعنوان یک خبرنگار تمام همکارانتان که خط فکری شما را ندارند بعنوان خبرنگار واقعیی نمیدانید . آیا به نظر شما اگر بعد از اتمام این دولت به شما انگ خبرنگار مزد بگیر دولتی بزنند شما چه عکس العملی نشان میدهید
    در ضمن میشود روشن بفرمائید چرا باز شدن فضا برای اینکه هرکس خواشت روزنامه یا مجله یا هر نشریه دیگری چاپ کند رفتار بیمارگونه بحساب می آید
    مردم خیلی بیشتر از شما و دولت میفهمند و خودشان بعد از یکی دو بار مطالعه هر نشریه به بیمار بودن یا سلامت آن واقف میشوند ولی با سانسور شدیدی که توسط دولتی که شما مشاور مطبوعاتی آن هستید فضای بیمارگومه تر بیشتری بوجود آورده اید
    لطفن کمی هم انصاف به خرج دهید
    موفق باشید

  16. safir گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۳

    آقای جوانفکر
    پیرو نظر قبلی :
    مردم با درک درستشان روزنامه هائی که بیمارگونه حرکت میکنند را از روزنامه نسبتن سالم تشخیص میدهند برای تائید کافی است به تعدادروزنامه های فروخته شده روی دکه (نگفتم تیراژ چون بعضی از روزنامه های دولتی با روشهای غیر از فروش بدست مردم داده میشه مثل روزنامه ها در هواپیما یا قطار یا ادارات دولتی یا ….) دقت کنید ( کافی است اول صبح به تعداد روزنامه ها روی دکه نظری انداخت و عصر هم به تعداد روزنامه های باقی مانده) متوجه میشوید که مردم به سمت روزنامه های بیمار گونه – بقول شما- مثل کیهان ایران اعتماد ملی یا آفتاب یزد یا جوان نمیروند.

    موفق باشید

  17. reza گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۶

    برای اینکه خبرنگار میزرابنویس نباشد باید حداقل آزادی را داشته باشد. این حداقل متاسفانه در دولت نهم از بین رفت. همین دادگاه‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از فعالیت‌هایی که در کشورهای دیگر معمولی و ازاد است در ایران عنوان جاسوسی دارد.

  18. فرشید گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۹

    روز خبرنگار مبارک، جناب جوانفکر.

  19. Clemento گفت :

    مرداد ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۰۰

    Are you a professional journalist? You write very well.

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۵

    I was journalist. You are kind and i dont write wery well. It is aguantable . thanks

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۵

    آقا فرشید عزیز
    با سلام
    روزخبرنگار بر شما نیز مبارک باد
    موفق باشید

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲

    آقا رضا
    اول : سلام
    دوم : آزادی وجود دارد اما مطلق نیست . آزادی در چارچوب قانون وجود دارد.
    سوم :در دولت نهم بالاترین درجه آزادی در کشور تجربه شده است.
    چهارم: جاسوسی کاری است که با هدف ضربه زدن به یک دولت یا یک کشور انجام می شود. این کار در هیچ کجای دنیا آزاد نیست.
    پنجم : بنده در اسپانیا خبرنگار بودم و به خاطر عکسی که از یک ساختمان زیبا گرفتم به اداره پلیس فراخوانده شدم. بعدها فهمیدم که سفارت رژیم صهیونیستی در این ساختمان قرار داشته است.
    موفق باشید

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۶

    آقای سفیر
    اول سلام
    دوم :روزنامه ها در همه جای دنیا وقتی در هواپیما به دست مخاطبان می رسد رایگان است.
    سوم :با شما در مورد دکه روزنامه فروشی موافقم و خودم هم روی این موضوع تامل کرده ام. بیشترین فروش متعلق به روزنامه همشهری است که هم ارزانتر است . هم آگهی رایگان چاپ می کند و هم مخاطبان بیش از توجه به صفحات اطلاع رسانی ، همشهری را برای بخش آگهی هایش می خرند.
    موفق باشید

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹

    آقای سفیر
    با سلام
    - خبرنگار واقعی کسی است که آزادانه بتواند به وظیفه خود در اطلاع رسانی به جامعه عمل کند. خبرنگاری که حزب و گروه سیاسی حاکم بر رسانه آزادی اش را سلب می کنند ، نمی تواند وظیفه مورد انتظار جامعه را به انجام برساند. مسوولیت این کار متوجه آن حزب و گروهی است که در حوزه رسانه ای کشور نفوذ کرده اند و از این طریق به دنبال اهداف قدرت طلبانه خود هستند. خبرنگارانی که در این رسانه ها کار می کنند ، آسیب دیده هستند و حقوقشان تضییع شده است.
    - البته همه خبرنگاران مزد بگیر هستند و هیچکس رایگان کار نمی کند اما حرفه خبرنگاری یک اصولی دارد که نباید نقض شود.
    - در چارچوب قانون هر کس می تواند اقدام به انتشار نشریه کند اما اینکه یک نفر ده تا روزنامه و مجله به نامش ثبت شده باشد اسمش باز شدن فضا نیست. انتشار فله ای روزنامه ها شاخص قابل اعتمادی برای پیشرفت رسانه ای نیست و کیفیت نباید فدای کمیت شود که این کار در دوران اصلاحات شده است.
    - شما خودتان هم می دانید که در کشور سانسور وجود ندارد و برخی محدودیت های مقطعی اعمال شده نیز در چارچوب قانون انجام شده است. این چه سانسوری است که وقتی به روزنامه می گویند فلان بیانیه تحریک آمیز را چاپ نکن ، یک صفحه سفید چاپ می کند و می گوید که اینجا محل چاپ بیانیه بوده اما به درخواست فلان مرجع قانونی از چاپ آن جلوگیری شده است ؟ به نظر شما این چاپ نکردن آسیبش از چاپ کردن بیشتر نیست؟
    موفق باشید

  25. reza گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۰۴

    با سلام احترام
    اولا آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند که آزادی در ایران نزدیک به مطلق است. شما می‌فرمایید در ایران آزادی مطلق نیست. ثانیا همه مستبدان برای محدود کردن آزادی‌های مخالفان خود تمسک به قوانینی می‌کنند که خودشان وضع کرده‌اند و یا اگر خودشان وضع نکرده‌اند، به تفسیر خودشان از قانون استناد می‌کنند. ثالثا وقتی صحبت از آزادی می‌شود، منظور آزادی مخالف و امنیت برای او است. وقتی به هر بهانه‌ای خبرنگار را متهم به جاسوسی می‌کنید، او چه راهی برای دفاع از حقیقت دارد؟ شما الان مخالفی دارید به نام مهندس میرحسین موسوی که روزنامه‌هایش را بسته‌اید و سایت‌هایش رو فیلتر کرده‌اید و در رسانه‌های بی‌حدوحصرتان هر چه می‌خواهید به او می‌بندید. قوانینی گذاشته‌اید که روزنامه‌نگار یا نباید بنویسد یا اگر نوشت باید منتظر هر حادثه‌ای باشد. شما چند دستاویز قانونی دارید که به بهانة آن هر مخالفی را می‌توانید دستگیر کنید؛ مثل تشویش اذهان عمومی و اهانت به مقدسات. بعد هم مقدسات را تا توانسته‌اید توسعه داده‌اید. با تمسک به این قانون(جرم بودن تشویش اذهان عمومی) ایران را بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران کرده‌اید.

  26. safir گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۴

    اقای جوانفکر سلام
    این حرف شما که خبرنگار حقوق بگیر هست (نه مزدور) بسیار جالب بود ولی متاسفانه در دادگاه اخیر مشاهده شد که یکی از اتهامات یک خبرنگار گرفتن پول بابت ارسال خبر به یک روزنامه بوده است.
    این را چگونه توجیه میکنید

    با تشکر
    موفق باشید

  27. ر-محسنیان گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام خواستم عرض کنم که خبر نگار بخودی خود و مستقل اساسا مفهومی ندارد ،چرا که خبر نگار برای رساندن خبر باید بجایی وصل باشد و این وصل بودن به رسانه ای برای نشر خبر باعث می شود آن خبر نگار بر اساس چهار چوب سازمان مورد نظر عمل کند .آیا جناب عالی انتظار داری خبر نگار فاکس نیوز به نفع حکومت اسلامی قلم فرسایی کند و بر عکس خبر نگار رسانه ملی در انگلیس بر ضد جمهوری اسلامی به نشر اکاذیب اقدام کند .
    البته الان اینترنت وابستگی خبر نگاران را به خبر گزاری های مطرح کم کرده ولی همچنان تاثیر بر مخاطب در سطح وسیع دست و بال خبر نگاری مستقل را بسته و به این زودی ها انتشار خبر به شکل واقعی و حقیقی آن از محالات خواهد بود.
    موضوع دیگر اینکه حرفه خبر نگاری در ایران جزو مشاغل سخت و زیان آور محسوب شود بیشتر به یک شوخی می ماند.شاید برای بعضی خبر نگاران در یک مقطع خاص مصداق داشته باشد ولی در مورد بسیاری از خبر نگاران که میکروفن را مثل بستنی چوبی برای گزارش داخل شهری استفاده می کنند ابدا مصداق ندارد …..

  28. ابراهیم گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۰

    خبرنگار میرزا بنویس نیست . شعار است . همه حقیقت نیست .
    نگاههای حداقلی همه نیروهای جامعه ما را بیچاره کرده است . مکانیسم های و شرایط و زمینه های فعالیت هیچ صنفی در جامعه مهیا نیست .
    جامعه ما سازماندهی مناسبی ندارد . همه را به زیان جامعه محدود کرده ایم . هر کار کنیم . بخشی از نتیجه کار مثبت و بخشی به زیان جامعه و تقابل با بخشهای دیگر است .
    اگر در سیستم سالم همه عملکرد صنوف مختلف بصورت مکمل و پل موفقیت های متقابل یکدیگر سازماندهی میشند . در جامعه ما همه صنوف گوشت قربانی عملکرد یکدیگر شده اند .
    و………………………………………………..

  29. آیدین گفت :

    مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۳۱

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    پس از عرض تبریک به شما و تمام خبرنگاران فعال در ایران عزیز، به مناسبت روز خبر نگار می خواستم تأملی در تحولات و انحرافاتی که امروز متحمل شغل خبرنگار و در صدر آن رسانه ها می شود داشته باشم.

    ۱) در سالهای اخیر پیشرفتهای سریع در تکنولوژیهای ارتباطات، رفته رفته به جهانی شدن و عمومی شدن حرفه رسانه ای می انجامد. مجموعه های بزرگ رسانه ای و خبرنگاری حرفه ای در رقابت با سایت ها و وبلاگها و رسانه های خرد و عمومی بوده، ناگزیر به هم کاری با آنها هستند.
    امروز تمام افرادی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با اتفاقی در ارتباط هستند قابلیت تولید و انتشار اخبار، تفاسیری و تصاویر بسیار متعدد و متغایری از آن اتفاق را دارند.
    امروز، بازتاب درست واقعیت به حد اکثر ممکن از افکار عمومی به چالشی بزرگ برای خبرنگار حرفه ای بدل شده است. بشکلی که کافی نیست که خبری توسط خبرگزاریهای رسمی منتشر شود، تا بازتاب درست واقعیت و تأثیر گزاری لازم را بر حد اکثر ممکن از افکار عمومی داشته باشد. و تفسیری واژگونه از همان واقعیت با بیانی عامیانه به صورت یک شایعه، یک ویدئو و یا متنی منتشر شده در چندسایت و وبلاگ خصوصی می تواند در تأثیر گزاری افکار عمومی به صورت جدی با متن رسمی خبر وارد رقابت شود. لذا با وجود این فضا، خبرنگار حرفه باید همیشه در نظر داشته باشد که با چه بیانی و از چه طرقی، به بهترین شکلی واقعیت را در افکارعمومی حک کند.
    از سوی دیگر، دست یابی به حقیقت در میان صدها تفسیر و خبر درست و نادرست به چالشی بزرگ برای افکار عمومی بدل شده است.

    ۲) امروز بیش از همیشه در عرصۀ دیپلماسی عمومی، ابزار رسانه ای در تمام ابعادش به ابزار بزرگ جنگ و رقابت سیاسی بدل شده است. حتی معتبرترین رسانه های ایران و جهان از این امر مستثنی نیستند. بشکلی در جهان امروز پیدا کردن رسانه ای صد در صد بی طرف امکان پذیر نیست، و نسبط به حساسیتها، مرزهای بسیاری برای رعایت اصل بی طرفی وجود دارد، که هم خبرنگاران و هم افکار عمومی باید به آن توجه کنند. از رسانه ها گذشته حتی افرادی که در معرض وقوع حادثه قرار دارند، و بازیگران متن خبر و تصاویر خبری هستند، دانسته یا نا دانسته، خواسته یا ناخواسته، به صورت مستقیم در این جنگ سیاسی_تصویری شرکت می کنند و کوچکترین اشتباه یا تصویر اشتباهی که از ایشان سر می زند، مورد استفادۀ سیاست بازان در سرتاسر جهان قرار می گیرد، و می تواند آثاری بس فراتر از دامنۀ خود خبر داشته باشد.

    ۳) در دنیای امروز خبر به یک کالای تجاری_تبلیغاتی بدل شده ، که علاوه بر ماهیت خود خبر که بازتاب یک واقعه است، باید ویژگی درآمد زایی را هم داشته باشد، در بسیاری مواقع اخبار نه در راستای بازتاب وقایع، بلکه بیشتر در راستای درآمدزایی پرداخته و حتی ساخته می شوند. شاید این انحراف بزرگ در حرفه رسانه ای در سایر نقاط جهان بیشتر از ایران محسوس است، ولی با توجه با ساختار رسانه ای و اجتماعی ایران عزیزمان، زمینه مساعد برای گسترده شدن دامنۀ این انحراف کاملا وجود دارد، که باید مورد توجه دست اندرکاران و دولت باشد.

    آرزوی من این است که در ایران عزیزمان، با وجود داشتن خبرنگارانی چون شادروان شهید محمود صارمی، و شجاعت، وجدان کاری و صداقتی که افرادی ایشان را شناختند از او حکایت می کنند، روزی رسانه های معتبر، بی طرف، محبوب و مورد توجه عموم مردم رشد کنند، و امیدوارم که دولت آقای احمدی نژاد در این راستا، فعالان بخش رسانه ای کشور را یاری کند.

    سلامت و پیروز باشید.

  30. آیدین گفت :

    مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۳۸

    با سلام مجدد،

    جناب آقای جوانفکر،

    جسارتا بنده چند انتقاد نسبت به پاسخ شما به نظر آقا رضا، نظر شمارۀ ۱۱ دارم. اثبات هدف ضربه زدن مشکل تر از فعل آن است. بعضی موارد انتشار یک خبر و یا تصویر، و یا استفاده هایی که بعدا از آن می شود، عملا می تواند به نظام حاکم ضربه وارد کند، آیا این کار جاسوسی تلقی می شود؟

    با توجه به اتهام دختر فرانسوی مقیم ایران کلوتیلد رایس، که خبرگزاری فارس منتشر کرده، بنده به محاکمۀ او انتقاد دارم، این دختر نه عامل نفوذی بوده، نه اتهامی در این زمینه به او زده شده و نه می شود ثابت کرد که هدف ضربه زدن به نظام دارد، و نه کار خلاف قانون و خطرناکی انجام داده. و خود همین محاکمه بیشترین ضربه را به وجۀ ایران وارد می کند، و افکار عمومی فرانسه و اتحادیه اروپا را به مواضع غیر دوستانۀ دولتمردان این کشورها نزدیک می کند.

    شما به برخورد پلیس در اسپانیا اشاره کردید، این دلیل نمی شود ما از آنها الگوبرداری کنیم، یا توجیهی این چنین برای رفتار خود پیدا کنیم. آیا منظورتان این بود؟

    رژیم صهیونیستی زمان کشتار مردم غزه به خبرنگاران اجازه نداد وارد غزه شوند. این رژیم یک رژیم متزلزل است. ولی ایران یک ابرقدرت منطقه ای است. با توجه به اشتباهات بزرگی که موسوی و کروبی مرتکب شده و با توجه به این که نامزدان مورد تأیید نظام بودند، تطاهرات طرفداران شان امری طبیعی و قابل درک بود. آنها حق داشتند تا وقتی چیزی ثابت نشده به حرف نامزد مورد اعتمادشان گوش کرده و اعتراز کنند. باید از ابتدا با این عملکرد مخرب آقای موسوی برخورد قاتع و قانونی می شد، نه با عکس العمل مردم. ای کاش به آنها اجازۀ تظاهرات قانونی زیر کنترل نیروهای انتظامی داده می شود و خبرنگاران خارجی اخراج نمی شدند و کار به شورش و زدوخورد نمی کشید و تعدادی از هم وطنانمان کشته نمی شدند. البته شاید انگیزه آقای موسوی انحراف به شورش بود …

    وقتی آقای موسوی و کروبی فقط تعدادی از قربانیان را که از طرفدارانشان بودند را شهید می خوانند و مراسم خاکسپاریشان را سیاسی می کنند، با سایرقربانیان بی توجه اند و دولت منتخب اکثریت مردم را دژخیم می خوانند، میان مردم تفرقه ایجاد نمی کنند؟ وقتی در زندانها تعدادی از بازداشت شدگان زیر شکنجه کشته می شوند، به وجۀ کشور ضربه وارد نمی شود؟ عکس هایی که افرادی مثل این دختر فرانسوی منتشر کردند آیا این قدر ضربه وارد کرد؟

    از دیدگاه بنده اگر خبرنگار و رسانه ها در این شرایط کار خود را درست انجام دهند و این مشکلات و اشتباهات را خوب بازتاب دهند، این امر موجوب جلوگیری از عکس العمل های نا سنجیده و شتاب زده و کنترل در رفتار و عملکردها می شود، و فضایی می سازد که برازندۀ جایگاه والای ایران عزیزمان است. این مهم نیست که برخی اخبار و تصاویر ناگوار منتشر شده چه ضربه ای می زند، مهم این است که حتی اخبار و تصاویر ناگوار با آزادی منتشر شده موجب رفع مشکلات شود، و آثار این ضربات هیچ تاثیری در ثبات کشور نداشته باشد، که از دیدگاه بنده ندارد. امروز باید رسانه ها در میان مردم عامل شناسایی و درمان زخم ها و ترمیم و تحکیم وحدت ملی باشند.

    سلامت و پیروز باشید

  31. علی نیکویی گفت :

    مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۱

    بازم سلام

    مقدمه‌ی بی ربط به موضوع:
    مثل همیشه از این که می‌خوانید ممنونم و سپاس‌گذارم از این که بعضی وقتا جواب می‌دین. هر چند که این حرفا ممکنه براتون حکم سخنرانی و شعار داشته باشه اما از اعضای دولت نهم بعید بود این جور رفتارها. به هر حال ممنون…

    اما در باره‌ی موضوع:

    ۱- فرمودید: “لازم می دانم نگرانی خود را از وضعیت خبرنگارانی که به دلیل فعالیت در رسانه های وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی ، ناگزیر از تن دادن به نظرات دیکته شده حزبی و گروهی هستند ابراز کنم. مبانی ارزشی، اخلاقی و حرفه ای حاکم بر یک رسانه ارتباط جمعی ، اجازه نمی دهد این طیف از رسانه ها، به عنوان یک رسانه جمعی به رسمیت شناخته شوند. مدیریت این رسانه ها اولین نقض کنندگان آزادی عمل خبرنگاران هستند. آنها فرصت آزاد اندیشی را از خبرنگاران و گزارشگران خود سلب کرده و دیدگاههای حزبی و سیاسی را به آنها دیکته می کنند. رسانه هایی که آشکارا به بلندگوی تبلیغاتی مدیران مسوول و در خدمت اهداف سیاسی یا اقتصادی شخصی و گروهی تبدیل می شوند. رسانه هایی که در دفاع از حزب و گروه خویش ، به عنوان مدعی ، وارد منازعات سیاسی شده و رقیبان و مخالفان را آماج تاخت و تاز بیرحمانه تبلیغاتی قرار می دهند. رسانه هایی که از طرف مردم تصمیم می گیرند، آن را به مردم القاء می کنند، مراجع مسوول و رسمی را برای تن دادن به خواسته هایشان ، تحت فشار قرار میدهند یا بعضا عرصه اطلاع رسانی را به فرصتی برای زد و بندهای سیاسی ، مالی و پولی تبدیل می نمایند.”

    امیدوارم منظورتون از این جمله‌ها این نباشه که حزب‌ها حق داشتن رسانه رو ندارن و تنها منظورتون این باشه که علاوه بر رسانه‌های حزبی، باید رسانه‌های مستقل هم داشته باشیم. بیشتر امیدوارم که “صدا و سیمای ایران” رو بزرگ‌ترین درگیر این بحثی که مطرح می‌کنید بدونید.

    ۲- “وضعیت بیمارگونه حاکم بر جامعه رسانه ای کشور ، محصول بی بند و باری سیاسی ، رفتاری و اخلاقی دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر سرنوشت کشور طی هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی است . در این دوران به صورت قارچ گونه و فله ای ، رسانه هایی اعم از روزنامه ، هفته نامه ، مجله ، فصل نامه در سراسر کشور سربرآوردند و به عنوان نشانه ای از پیشرفت رسانه ای مورد استناد قرار گرفتند.”

    من فکر می‌کنم که دچار اشتباه هستید. ما اول باید رسانه رو تعریف کنیم، رسالت رسانه رو مشخص کنیم و … بعد بگیم خوب بود یا بد. من دولت هفتم رو هادی گذار رسانه‌ها (چه حکومتی مثل صدا و سیما، چه حزبی-جناحی مثل کیهان و نوروز و … و چه مستقل) از شیوه‌ی خبررسانی سنتی -که شیوه‌هاش مال دوره‌ی مشروطه بود- به شیوه‌ی مدرن می‌دونم. رشد تعداد زیاد رسانه‌ها، اونم رسانه‌ی نو پا با اعضای جوان و مبتدی نیاز به تمرین داشت و بعضی تمرین‌ها گاهی تند بود و این توی فضای توتالیتر ایران جای اعراب نبود. نمی‌خوام بگم حرفایی که توی روزنامه‌های اون زمان نوشته می‌شد، خوب بود یا رسالت‌گونه بود اما اگه فراموش نکرده باشید سال ۷۸ قاضی مرتضوی، اعضای گروه حجتیه با سرگروهی آقای احمدی‌نژاد (رئیس جمهور دولت نهم) و چند تا شاکی خصوصی دیگه به صورت فله‌ای بستندشون. پس کاش به جای نقد دولت‌های قبلی، به نقد این می‌پرداختین که چرا حکومت ایران از رسانه‌های آزاد (ورای حزبی، جناحی یا مستقل بودنش) حمایت نمی‌کنه و چه باید کرد که این اتفاق بیفته. حتا اگه مخالف هستید، توضیح بدین که چرا نباید رسانه‌ی آزاد داشت و …

    ۳- “در یک نگاه کلی ، رسانه های امروز کشور را شایسته و در صلاحیت ملت عزیز ایران نمی دانم . تغییر این وضعیت ، یک امر ضروری است اما تحقق آن ، به شکل دستوری امکانپذیر نیست و اراده ای بیش از تصمیم و اراده دولت را طلب می کند.”

    بسیار بسیار جمله‌ی خوبی نوشتید. من با این حرفتون خیلی موافقم. اما فکر نمی‌کنید برای پیشرفت توی هر زمینه‌ای الزامن نیازی به دخالت دولت نیست؟ البته این نظر و تجربه‌ی دنیا هست که توی زمینه‌هایی نتیجه‌ی خوبی گرفته.

    ۴- “روز خبرنگار ، فرصتی برای پرداختن به موقعیت خبرنگاران و بیان وضعیت رسانه ای کشور است و آنچه به رشته تحریر درآمد برپایه همین هدف بوده است. ”

    کاش از روزنامه‌نگارهای در بند و خارج شده از کشور هم یادی می‌کردین. به حتم می‌دونید که می‌دونید که شکنجه (چه از نوع فرار از بازداشت اونم به مقصد غربت و چه از نوع معمولش) از کشته و شهید شدن بدتره.

    ۵- جایی توی وب‌نوشتتون خوندم که به روزنامه‌ی نوروز انتقاد کرده بودین که چرا جای بیانیه رو سفید چاپ کرده بود و …
    من خودم با وحود این که روزنامه‌ی چاپی کم می‌خرم، اما اون روز خریدم و از کاری که آقای میردامادی (یادش گرامی و به امید آزادی هر چه زودتر ایشون و بقیه‌ی روزنامه‌نگاران در بند) کرده بود لذت برم. می‌دونید چرا؟ چون فضای حاکم بر رسانه‌های کشور رو خیلی خیلی خوب نشون داد و گفت که قانون مطبوعات کشکه. قانون مطبوعات رو که خوندین؟

  32. ابراهیم گفت :

    مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۱

    خدا انسان را آفرید . و ماموریت داد . همه خلقتش را بشناسد . هنرمندانه بنگرد . و همه عوامل مثبت و منفی در جهان را در همه حرکتهای مرحله ایی و ابدی خود . در صدها و شاید میلیاردها معادله حرکت در مسیر تعالی خود و شناختن و شناساندن جهان خلقت بچیند و مورد بهره برداری قرار دهد .
    انسان امروز هنوز در مرحله . کرمی درون خاک نمناک قرار دارد . هنوز از خاک بر نیامده است . هنوز به فکر تغییر ذائقه جسمی و روحی نیوفتاده است ( مگر بصورت محدود و انفرادی ). هنوز به فکر پرواز در کائنات اقدام نکرده . هنوز عاشق داشتن سند تملک خاک نمناک باغچه است . کرمها هنوز با هم دعوا میکنند . نمی دانند . نمی فهمند کائنات خدا برای همه جا و جاذبه نامحدود خواهد داشت . نباید همدیگر را پلکان ترقی و نباید باعث پایمال شدن یکدیگر شوند .
    چه سخت بود ماموریت پیامبران که این کرمهای خاکی را به سر برآوردن از خاک و پرواز تشویق و ترغیب کنند .
    انسانها هنوز از حماقتشان اسلحه میسازند . هنوز کرمهای سیاستمدار به مدالهای خود مینازند . هنوز عقده هورا کشیدن کرمهای پایین تر از خود را دارند .
    میان کرمها نفاق بی داد میکند . کرمهای روشنفکر . اه اه چه تعفنی دارند و خود نمی دانند .
    کرمها نمی دانند . عمرشان کوتاه است . نمی دانند اگر اینجا بمیرند . جایشان در خاک است .
    کرمها بیایید . به فکر ساختن سفینه های نجات باشیم . بیایید بذر بکاریم . با رشد بذرها بالا و بالاتر رویم .
    کرمهای عزیز دعوا بس است . ای جانم به قربان شما . بیایید بجای صرف سرمایه ها و ریختن خونها و تباه کردن عمرها و به جای تونل زدن به زیر زمین بذر بکاریم و بالا رویم .
    آن بالا هر چه بخواهید هست .

  33. ابراهیم گفت :

    مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۴۴

    مگر نمیگوییم بنی آدم اعضای یک پیکرند ؟
    مگر دکترها نمی گویند . بنی آدم سالم و کامل مشخصات و خصوصیاتی دارند ؟
    مگر نمی گویند . تن بنی آدم . بی دست و پا . بی سر و مغز . بی چشم و گوش . بی قلب و روح . بی رگ و خون . بی پوست و استخوان . بی نخاع و مخ . بی زبان و ……. بنی آدم سالم و کامل نیست .
    مگر این نیست . که دست و پا برای عضوی از بنی آدم بودن . نیازمند شرایط و حقوقی هستند . انگشت دست و پا میخواهند . از همه مهمتر ارتباط کامل و دو سویه میخواهند . ناخن . پوست . رگ و غذا و خون میخواهند . سهم زنده بودن میخواهند . گروه کثیری از سلولها را میخواهند . حس تعلق و وابستگی در همه کارها میخواهند . هدف و انگیزه و آرمان میخواهند . بدوند . ببرند . بپرند . بسازند . خلق حماسه . هنر به ظهور برسانند .
    مگر قلب برای تپیدن . زنده نگهداشتن . بی حقوق و شرایط میشود ؟
    بی چشم و گوش . بی زبان و بیان . بی احساس و انگیزه . بی عصب . زندگی بنی آدم کور و کر و شل و مرده متحرک خواهد بود .
    بی رعایت حق و عدالت . جهش ژنی خواهیم داشت . پرورش غده های سرطانی خواهیم داشت . عارضه های بی حد . کوری و کچلی و سکته مغزی و قلبی خواهیم داشت . کوری و آلزایمر خواهیم داشت . نقص عضو و سرطان خون . ناامیدی و احتمال خودکشی خواهیم داشت . هنرها متولد نشده خواهند مرد . آرمانها متولد نخواهد شد . هنرمندان بی هنر خواهند شد . میکروب ها و ویروس ها در جان لانه خواهند ساخت . و…. آنوقت هر کار کنی جنگ در خانه خواهد بود .
    بنی آدم اعضای یک پیکرند . انسان کامل . نقشه راه و آرمانی ترین الگوی ساخت جامعه نمونه اسلامی است . دارای همه خصوصیات جامعه سالم . که قابل عرضه به جامعه جهانی و رقابت با مدل های یک بعدی و مادی آنهاست .
    بی الگو و نقشه راه و هدف حرکت کردن . این میشود . که هاشمی و موسوی و کروبی اعضای ویروس زده این پیکر . سر به طغیان بردارند . مثل این است . زبان انسان یا پیشانی . یا یک کتف . یا شانه . حتی یک ناخن پا . یک سلول پوست . بخواهد درون همه اعضای بدن عضوی جداگانه و مستقل برای خود بسازد . مغز تازه ایی در سر . همکاری و رقابت سازنده در چارچوب سیستم و مکانیسم های پیکر واحد را بر خلاف همه نظم و سیستم و مکانیسم ها . تبدیل به خودمختاری و قدرت طلبی با اهداف و برنامه های متضادی را در پیش بگیرد .
    بیاییم بر اساس نقشه راه و الگوی بنی آدم اعضای یک پیکرند . بجای تقابل . با هنرمندی تدبیر کنیم . حق و عدالت را ترازوی هر کاری و هر باری قرار دهیم

  34. علیرضا جاوید عربشاهی گفت :

    مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۵

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر
    انتصاب مجدد حضرتعالی را به سمت “مشاور رییس جمهور در امور مطبوعاتی” تبریک عرض می نمایم.
    با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما
    http://www.arabshahi.blogfa.com

  35. ندا گفت :

    مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۴

    با سلام و عرض تبریک بابت انتصاب مجدد شما به سمت مشاور ریاست جمهوری در امور مطبوعاتی و آرزوی توفیق روزافزون در امر رسانه ای.

  36. مهدی گفت :

    مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۵

    با عرض سلام و تهیت

    ابقای شما را در سمت مشاور رئیس جمهور در امور مطبوعاتی تبریک عرض میکنم.

    امیدوارم بیش از پیش تجربیات گرانقدر شما به ریاست جمهوری در نیل به اهداف والای جمهوری اسلامی کارساز باشد.

    فکر می کنم در طی سالهای آینده کار سختی در پیش دارید.
    نظر بنده حقیر اینست که از هم اکنون باید سیاستهای دولت در قبال رسانه ها عوض شود و با جنگهای رسانه ای چه از داخل و خارج برخوردهای موثرتری صورت گیرد

    فکر میکنم در مقابل تکهای رسانه ای اخیر مانند ماجرای مشایی و نادیده گرفتن ولایت، ۱۸ میلیارد شمش طلا ، شکنجه و تجاوز در مورد مجرمان و چندین مورد دیگر پس از انتخابات پاتک مناسبی مهیا نشد و ذهن بسیاری از مردم کشور هنوز یکی را فراموش نکرده ، دیگری را پذیرا می شود

    امیدوارم در این زمینه راهکار ویژه و قدرتمندی بیندیشید

    با آرزوی موفیقت برای دولت دهم

  37. صنایع نیوز گفت :

    مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۳

    http://www.sanayenews.com/content/view/18121/1/

  38. امیر گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۸

    جناب جوانفکر فرمودید در یک جا گفتید در کشور سانسور وجود ندارد، و در جای دیگر گفتید به روزنامه می گویند فلان بیانیه تحریک آمیز را چاپ نکن! اگر این سانسور نیست پس چیست؟ اصلا معنی سانسور یعنی همین که حکومت قدرت کنترل مطالب چاپ شده در روزنامه را داشته باشد.

    برای اینکه فورا هم برنگردید و ادعا کنید که در همه جای دنیا خط قرمز وجود دارد، یادآور می شوم که درهمان امریکا چگونه دو روزنامه نگار با افشای اسناد محرمانه دولتی رئیس جمهور قدرتمندی مانند نیکسون را به زیر کشیدند. همین کانادا سه چهار سال پیش روزنامه نگاری که یک سند محرمانه را فاش کرده بود، حتی از افشای نام منبعی که سند را بطور غیر قانونی به او داده بود خودداری کرد و وقتی دولت در این خصوص به دادگاه شکایت کرد، دادگاه بنفع خبرنگار حکم داد.اگر در ایران این اتفاق افتاده بود الان آن خبرنگار در جای دیگری جز اوین بود؟ وقتی آقای پالیزدار که حکم رسمی مجلس را داشت به اتهام افشای اسنادی که بطور قانونی هم دریافت کرده بود به زندان محکوم شد، تکلیف بقیه روشن است.

    اینها دلایلی است که خبرنگاران را به میرزابنویس تبدیل می کند.

  39. روشن گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳

    سلام
    انتصاب مجددشماعزیز بزرگوار واستاد ارجمندراصمیمانه تبریک وتهنیت گفته وامیدوارم عمرباعزتمندتری داشته باشید

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۶

    جناب آقای عربشاهی
    با سلام
    از ابراز محبت شما صمیمانه متشکرم و امیدوارم با تلاش مضاعف بتوانم با خدمتی شایسته به جامعه رسانه ای کشور, به حسن اعتماد رئیس جمهور محترم پاسخ درخوری بدهم.
    موفق باشید

  41. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۴

    آقای روشن
    با سلام
    از ابراز لطف شما متشکرم و برای شما نیز آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم.
    عزیز و سربلند باشید

  42. خبرنگاری حرفه سختی است،وظیفه همه ماست که اگر کاری نمی توانیم برایشان بکنیم،اگر نمی توانیم مرهمی بر زخمهایشان باشیم حداقل دلشان را نشکنیم گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۶

    حد اقل دلشان را نشکنیمجمعه ۲۳ مرداد۱۳۸۸ ساعت: ۱۶:۱۵حد اقل دلشان را نشکنیم
    با نام و یاد خدای مهربان

    ۱۷ مرداد در کشور عزیزمان ایران، به یاد شهید صارمی که به قول آقای هاشمی رفسنجانی” در ماموریت دشوار خبری جان نثاری کرد و احترام جامعه را بدست آورد” روز خبرنگار نام گرفته است.

    به سهم خودم با گرامی داشت یاد صارمی این روز را به همه خبرنگاران عزیز تبریک می گویم.خبرنگاری حرفه سختی است،وظیفه همه ماست که اگر کاری نمی توانیم برایشان بکنیم،اگر نمی توانیم مرهمی بر زخمهایشان باشیم حداقل دلشان را نشکنیم و به هر بهانه ای متهم شان نکنیم.اتفاقات و خطاهای به مراتب مهمتری درحوزه های مختلف جامعه می افتد که ما یا از سر مصلحت و یا از روی غفلت از کنارشان می گذریم.اگر خوب نگاه کنیم دیوارهای کوتاه تری از دیوار خبرنگاران و روزنامه نگاران نیز وجود دارد.

  43. متین گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۸

    جناب آقای علی اکبر جوانفکر
    نظر به سوابق ، تجارب ارزنده و خدمات شایسته شما در دولت نهم باعث گردید تا آقای دکتر احمدی نژاد مجدداً جنابعالی را به سمت «مشاور رییس جمهور در امور مطبوعاتی» منصوب نماید.
    این جانب نیز ضمن عرض تبریک مجدد به جنابعالی آمادگی خود را همچون گذشته در جهت تعاملدر زمینه چالش های مطبوعات به استحضار رسانده و برای جنابعالی و دولت کریمه آرزوی توفیق و سربلندی از در درگاه احدیت مسئلت می نمایم.
    من الله توفیق

  44. محمد دهقان گناباد گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۶

    با سلام
    امروز عصر خبر انتصاب مجدد جنابعالی که حکایت از درایت شما دارد را شنیدم . ضمن تبریک این انتصاب ، توفیق حضرتعالی را در ادامه راه خدمت به ملت شریف ایران از دادار هستی خواهانم .

  45. فرشید گفت :

    مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۱

    آقای جوانفکر منم تبریک می گم، دیدید حدسم درست ار آب دراومد، رد شدن استعفاتون از طرف آقای دکتر منظورمه.

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۷

    آقا فرشید
    با سلام
    از ابراز لطف شما متشکرم.
    عزیز و سربلند باشید

  47. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸

    آقا محمد
    با سلام
    از شما نیز به سبب ابراز لطفی که کرده اید متشکرم.
    موفق باشید

  48. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۹

    آقای متین
    با سلام
    از حسن اعتماد جناب عالی نیز متشکرم. امیدوارم در پایان دوره ماموریتم لیاقت خادمی مردم در این حوزه را به اثبات برسانم.
    موفق باشید

  49. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۰

    امیر اقا
    با سلام
    نفرمودم بلکه عرض کردم آزادی در کشور در چارچوب قانون وجود دارد. نشر بیانیه های تحریک آمیز که بر ضد امنیت کشور است هیچ نشانه ای از آزادی را با خود به همراه ندارد. ممانعت از نشر اینگونه بیانیه ها نقض آزادی نیست.
    یک سند وقتی محرمانه می شود که نشر آن موجب از دست رفتن یا وارد آمدن خسارت به منافع مردم یا تضییع حقوق عمومی است. نشر سند محرمانه اگر چنین زیانی را درپی داشته باشد جرم است اما اگر با تشخیص قاضی دادگاه نشر آن ضرر اجتماعی به دنبال نداشته باشد ، موجب تبرئه ناشر می شود. در هیچ کجای دنیا انتشار اسناد محرمانه آزاد نیست. در برخی موارد بازیهای سیاسی را در پوشش فعالیت رسانه ای انجام می دهند که بصیرت و هوشمندی لازم است تا میان این دو تفکیک قائل شویم در غیر اینصورت یک بازی سیاسی را ممکن است یک اقدام آزاد منشانه رسانه ای تلقی کنیم.
    آقای پالیزدار هم مجوز قانونی برای نشر یا افشای اسناد محرمانه را نداشته است.
    موفق باشید

  50. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲

    آقا مهدی
    با سلام
    از ابراز لطف و محبت شما صمیمانه متشکرم.
    درست می فرمایید ، شبهه افرینی در این دوره زیاد خواهد بود و پاسخگویی به شبهات از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
    موفق باشید

  51. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۳

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    از ابراز محبت شما خواهر گرامی صمیمانه متشکرم.
    سلامتی و موفقیت شما را از خداوند منان مسالت می کنم.

  52. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۳

    ۱- احزاب می توانند رسانه داشته باشند اما رسانه حزبی رسانه ارتباط جمعی نیست. بعضی ها اینگونه آموخته اند که برای کار سیاسی باید وارد عرصه رسانه ای بشوند. ورود احزاب به عرصه رسانه ای کشور یک انحراف بزرگ است که آثار سوء آن هنوز گریبان کشور را رها نکرده است.
    ۲- متاسفانه مواضع شما و همفکرانتان همیشه آلوده به تهمت و توهین است. آقای احمدی نژاد نه عضو و نه سرگروه حجتیه نیست. بسته شدن فله ای مطبوعات را در برابر ایجاد فله ای آنها یک امر کاملا طبیعی می دانم. رسانه ها طبق قانون اساسی در نشر مطالب آزاد هستند مگر آنکه مطالب آنها مخل امنیت ملی و مخالف شرع مقدس باشد.
    ۳- بنده هم همین حرف شما را زده ام که اصلاح وضع موجود در فضای رسانه ای به صورت دستوری امکان پذیر نیست و اراده ای بیش از تصمیم و اراده دولت را طلب می کند. ظاهرا این قسمت ها توجه لازم را در شما ایجاد نکرده است.
    ۴- هزاران روزنامه نگار در کشور سرگرم کار و تلاش هستند. آن چند نفری که شما اسمشان را روزنامه نگار گذاشته اید ، سیاسیونی که هستند که در پی کسب قدرت ، عرصه رسانه ای کشور را آلوده کرده و مانع از وقوع پیشرفت کیفی در این عرصه شده بودند. از زندانی شدن آنها خوشحال نیستم و آرزو می کنم که هرچه زودتر آزاد شوند اما حساب آنها را باید از روزنامه نگاری جدا کرد.
    ۵- اتفاقا یکی از همان قدرت طلبان نفوذی در عرصه رسانه ای کشور همین آقای میردامادی است. یک روزنامه نگار که برای خود رسالتی بیش از دستیابی به مسند قدرت قائل است.
    موفق باشید

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۹

    آقای سفیر
    با سلام
    بنده توجیه گر نیستم و توضیح این مساله را باید از مطرح کنندگان آن جویا شوید.
    موفق باشید

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۹

    آقا رضا
    با سلام
    اولا اظهارات رئیس جمهور محترم نافی سخنان بنده نیست. ثانیا با این تعریف شما ، پس باید فاتحه قانون را خواند و موضوع قانون گرایی را منتفی دانست. البته تفسیر شما درست نیست زیرا قانون را مستبدان وضع نمی کنند بلکه نمایندگان مردم وضع می کنند و مراجع تفسیر کننده قانون نیز مستبدان نیستند بلکه حقوقدانان و خبرگان قانون اساسی هستند. ثالثا خبرنگاران به هر بهانه ای متهم به جاسوسی نمی شوند اما جاسوسی اتهامی غیرقابل گذشت است. خبرنگاران در چارچوب قانون آزادانه فعالیت می کنند و این آزادی که امروز در کشور ما در زمینه انتشارات وجود دارد در کمتر کشور اروپایی می توان سراغ گرفت. رابعا آقای موسوی با رفتار و مواضعش کشور را به آشوب کشانده و باعث ریخته شدن خون عده ای انسان شده است. هیچ منطقی اجازه نمی دهد که چنین فردی آزادانه به رفتارهای غیرقانونی خود ادامه دهد. البته با آقای موسوی بیش از آنچه که صلاحیت آن را داشته باشد مدارا شده است . در مورد ادعای زندانی شدن روزنامه نگاران توهم زدایی از ذهن خودتان را توصیه می کنم.
    موفق باشید

  55. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۱۰

    آقای محسنیان
    با سلام
    بنده دهها سال است که از نزدیک سرگرم انجام فعالیت های خبری و رسانه ای هستم. با این نظر شما که انتشار خبر به شکل واقعی و حقیقی آن از محالات است موافق نیستم. کافی است به خود آییم و حرکت اصولی و منطقی را در حوزه رسانه ای آغاز کنیم. این کار هم سخت نیست و شدنی است. حرفه خبرنگاری با وضعیتی که شما به آن اشاره کرده اید یک کار سخت نیست. منظورم کپی پیست است. اما خبرنگاری به مفهوم حضور هدفمند در صحنه رویدادها و مشاهده و تبیین زوایای پنهان وقایع خبری ، کار مهمی است که در آن صورت شغل خبرنگاران سخت و زیان آور هم خواهد بود.
    موفق باشید

  56. Mackeran گفت :

    شهریور ۲م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۳۲

    Thank you! You often write very interesting articles. You improved my mood.

  57. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۷

    thanks.

  58. ندا گفت :

    شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹

    با سلام خدمت برادر بزرگوار خبری در روزنامه اعتماد خواندم آیا این خبر درست است؟
    جوانفکر در راه معاونت مطبوعاتی؛ جهان گزارش داد علی اکبر جوانفکر در راه وزارت ارشاد برای کسب معاونت مطبوعاتی این وزارتخانه است. ظاهراً مقامات ارشد وزارت ارشاد چندان تمایلی به این انتصاب ندارند، ولی تلاش های بسیاری برای این امر در جریان است. همچنین گفته می شود علیرضا ملکیان معاون فعلی مطبوعات ارشاد قرار است سردبیر روزنامه اطلاعات شود.

  59. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۷

    سرکار خانم ندا
    سلام بر شما
    ۱- من هم از این موضوع از طریق سایتهای خبری مطلع شدم و شخصا هیچ تمایلی برای این منظور ندارم.
    روز پنجشنبه سایت جهان نیوز وابسته به اقای زاکانی در یک گزارش جهت دار مدعی شد که مشاور “جنجالی” رئیس جمهور به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد منصوب می شود. در این گزارش ادعا شده بود که بنده قبلا رقیب آقای بهداد مدیر عامل ایرنا بوده ام و اکنون دوستان بنده در تلاش هستند تا بنده را به وزیر جدید ارشاد تحمیل کنند.
    ۲- بنده هیچوقت خودم را کاندیدای هیچ پست و مسوولیتی نکرده ام.
    ۳- در همین پست و مسوولیتی که هستم ، افراد با صلاحیت تری وجود دارند که ای کاش رئیس جمهور آنها را انتخاب می کردند ولی به هر حال انتخاب با رئیس جمهور است و بنده هم قصد مخالفت با ایشان را ندارم.
    ۴- بنده هیچوقت خودم را در معرض رقابت با هیچکس قرار نداده ام.
    ۵- بنده دوستانی دارم که هیچکدامشان هیچ تلاشی برای رفتن بنده به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد انجام نداده اند و چنین قصدی هم ندارند. ای کاش سایت جهان نیوز مشخص می کرد که چه کسانی برای این منظور تلاش می کنند تا بنده با دوستان تازه خودم آشنا شوم.
    ۶- مشاورت مطبوعاتی رئیس جمهور جایگاه مهم و بالاتری نسبت به معاونت یک وزارتخانه است. باعث تعجب است که چگونه می توان یک مقام بالاتر را به یک پست پایین تر تحمیل کرد؟!
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر