در هفته ای که گذشت به همراه یک گروه ۳۰ نفره از خبرنگاران ٬ فیلمبرداران و عکاسان رسانه های ارتباط جمعی کشور از جمله رسانه ملی برای پیگیری مصوبات سفر رئیس جمهور و هیات دولت به استان چهار محال و بختیاری رفتیم.

از اصفهان به صورت زمینی به سوی شهرکرد حرکت کردیم و در مسیر با اولین طرح مهم در دست اجرا که ساخت یک تونل ۱۳۰۰ متری است ٬ آشنا شدیم. با راه اندازی این تونل ، یک گردنه خطرناک و پرحادثه که تا به حال جان دهها نفر را گرفته است ، از مسیر تردد مردم حذف می شود و طول راه ۱۵ دقیقه کوتاهتر می شود. این تونل حفر شده است و دارند بدنه آن را مسلح می کنند یعنی داخل آن بتن آرمه می شود که خیلی هزینه بر است.

به نظرم رسید که مشاور طرح با دست و دل بازی زیادی این پروژه را طراحی کرده است . شاید برخی از نقاط این تونل نیاز به بتن آرمه داشته باشد اما همه جای آن نیازمند چنین چیزی نیست . من نمونه های دیگری از این تونل ها را هم دیده ام که در آنجا مشاور، با پاشیدن بتن به سقف و بدنه تونل، استحکام لازم را برای جلوگیری از ریزش آن ایجاد کرده بود. به هر حال با پیگیری موضوع از طریق مراجع ذیربط ، امیدوارم این تونل هرچه زودتر به بهره برداری برسد و مردم بتوانند از آن استفاده کنند.

در این سفر که سیزدهمین سفر استانی خبرنگاران برای پیگیری مصوبات بود از دهها طرح و پروژه دیگر هم بازدید کردیم . استان چهار محال و بختیاری در سالهای اول پیروزی انقلاب تنها دو کارخانه داشت که این رقم در حال حاضر به ۸۰۰ کارخانه رسیده است و بخش مهمی از این کارخانه ها هم در دولت نهم و با حمایت های دولت از بخش خصوصی بوجود آمده اند. طبق آمار رسمی نرخ بیکاری در این استان از ۱۷ و خورده ای درصد به ۱۲ درصد رسیده که رقم قابل توجهی است . خدا را شکر.

در ادامه سفر از سد چغاخور بازدید کردیم . وقتی می خواستیم با اتوبوس وارد کارگاه سد سازی شویم دهها نفر از کشاورزها جلوی در ورودی تجمع کرده بودند و می خواستند با بنده به عنوان مشاور رئیس جمهور صحبت کنند.

از اتوبوس که پیاده شدم ، پیرمردهای پشت خمیده ای که دستشان پینه بسته بود و سختی روزگار ، چین و چروک های زیادی روی صورتشان پهن کرده بود جلو آمدند و با سر و صدا و همهمه می خواستند این نکته را منتقل کنند که با آب گیری این سد ، زمینهایشان زیر آب می رود . آنها می گفتند حق و حقوق ما را بدهید و گرنه اجازه کارکردن روی سد را نمی دهیم.

دست و صورت چندتایی از آنها را که چهره هایشان مرا به یاد پدر بزرگ مرحومم می انداخت ، بوسیدم و گفتم که حق با شماست . وزیر نیرو باید طبق مصوبه دولت ، حقوق شما را پرداخت کند و من پیگیر موضوع خواهم بود. آنها گفتند که به شرکت مهاب قدس اجازه کار کردن روی سد را نمی دهیم تا تکلیف ما روش شود.

به آنها گفتم که ما سد و نیروگاه را برای شما می سازیم و قرار نیست حق کسی ضایع شود. آبی که پشت سد جمع می شود وقتی برای کشاورزی و شرب مردم برکت می کند که حق شما ادا شده باشد. ما پیشرفتی را که باعث تضییع حقوق دیگران شود نمی خواهیم و برای چنین پیشرفتی هم ارزش قائل نیستیم.

طی دو روزی که بعد از این دیدار در استان چهار محال و بختیاری بودم دو بار با دفتر وزیر نیرو تماس گرفتم تا مشکل کشاورزان را با او درمیان بگذارم اما هر بار بهانه ای آوردند و ارتباط را برقرار نکردند. پیغام گذاشتم که ایشان تماس بگیرند اما خبری نشد. به تهران که آمدم بازهم از دفتر رئیس جمهور با دفتر وزیر نیرو تماس گرفتم اما نتیجه ای حاصل نشد.

با خودم فکر کردم وقتی مشاور رئیس جمهور نمی تواند با وزیر تماس بگیرد، راستی مردم عادی و غیرعادی که با ایشان کار ضروری داشته باشند ، چطور می توانند به وزیر دسترسی پیدا کنند؟!

خیالم وقتی راحت شد که با خبر شدم که دکتر کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور ، در یک جایی وزیر نیرو را دیده و مشکل را به او منتقل کرده است . به هر حال امیدوارم جناب آقای فتاح که از جمله وزرای مردمی و فعال دولت نهم است  ، این  مساله را در دستور کار خود قرار دهد تا  مشکل کشاورزان این منطقه  که گفته می شود تعدادشان چیزی حدود هزار نفر است ، هر چه زودتر برطرف شود.

البته جا دارد به این نکته نیز اشاره کنم که ظاهرا برخی از آدمهای پولدار و فرصت طلب منطقه با آگاهی از اینکه دولت سرانجام حقوق کشاوزان را تادیه خواهد کرد ، زمین های آنان را به ثمن بخس خریداری کرده اند تا در موقع مناسب ، چند برابر آن را از دولت دریافت کنند؟!

به صورت مکتوب گزارشی از سفر خبرنگاران به رئیس جمهور محترم تقدیم کرده ام که در بخشی از آن به این مساله هم اشاره شده است و امیدوارم با توجهی که دکتر احمدی نژاد و جناب فتاح خواهند کرد مشکل کشاورزان عزیز ما هرچه زودتر برطرف شود.

یک نکته قابل توجه دیگر هم وجود داشت و آن گزارش خبرنگار محلی یکی از خبرگزاریها در باره این موضوع بود که وقتی چشمش به کشاورزان معترض افتاد و دید که آنها در مقابل در کارگاه تجمع کرده اند ، فوری جو زده شد و گزارش داد که آنها از ورود خبرنگاران به این محل جلوگیری کرده اند. این خبر غیر واقعی با اعتراض خبرنگاران همراه مواجه شد.

وقتی از کارگاه خارج می شدیم ، چهره کشاورزان دیگر عبوس و ناراحت نبود. آنها با چهره ای خندان با ما خداحافظی می کردند. شاید از اینکه مشاور رئیس جمهور را با خودشان همدل و همزبان می دیدند، خوشحال بودند.