جیب مردم، شعر وشعار!

آقای شیخ حسن روحانی رئیس جمهور محترم در روز مددکاری ، به ایراد سخنانی پرداختند که لازم است از ابعاد مختلف مورد مداقه و امعان نظر قرار گیرد.
او گفت: با شعر و شعار ، استقلال و عزت درست نمی شود و با فریاد و هوچی بازی عظمت مملکت بوجود نمی آید.
آقای روحانی هیچ توضیح بیشتری در این باره نداده است و به همین دلیل ممکن است برداشت های متفاوتی در اذهان عمومی و خصوصی شکل بگیرد، بویژه آنکه آقای روحانی از نقش و تاثیر تعیین کننده شعر و شعار بهره وافی برده است زیرا رای مردم به ایشان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته هر چند شکننده و لب مرزی بود اما برآیند اعتماد به شعر و شعارهایی محسوب می شد که آقای روحانی در انتخابات سال گذشته مطرح کرد.
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران حوزه تبلیغات ، شعارهایی مانند “من یک سرهنگ نیستم ، بلکه یک حقوقدانم” یا آنکه “در صد روز اول ریاست جمهوری بخشی از مشکلات اقتصادی کشور سامان خواهد یافت” ، عامل موثری در رای آوری آقای روحانی بوده است. تجربه به ما آموخته است که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ، شعارهای موثر انتخاباتی را بر ارائه یک برنامه مدون و منسجم برای اداره کشور ترجیح می دهند، بنابراین شعر و شعار در فرهنگ عمومی مردم و شکل دهی به باورها و تصمیمات آنان ، تاثیر تعیین کننده ای دارد و این واقعیت روشن را نمی توان نادیده گرفت.
اما بر اساس سوابق موجود، وقتی شعر و شعار به عزت و استقلال کشور گره زده می شود معمولا چنین استنباط می شود که گوینده در صدد زیر سووال بردن شعارهایی مانند “مرگ بر آمریکا” یا “مرگ بر انگلیس” است که اگر این برداشت درست باشد، شایسته بود رئیس جمهور با صراحت و شجاعت و نه به صورت سربسته و مجهول دیدگاه خود را در خصوص این شعار تبیین می کرد، چه بسا در آن نکته قابل تاملی وجود داشته باشد که لازم آید محل توجه قرار گیرد.
پرواضح است که شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس در ایران بر آمده از یک خشم فروخورده نسبت به اقدامات جنایتکارانه و استعمارگرانه دولتهای آمریکا و انگلیس علیه ملت ایران است و تا زمانی که آنها به رفتار خصمانه و مستکبرانه خود علیه ایران ادامه می دهند ، هیچکس حق ندارد به نفی آن بپردازد ، زیرا این شعار حامل یک پیام رسا و با ارزش برای سایر ملتها ، مبنی بر نفی ظلم و ستم و زورگویی در مناسبات بین المللی است. هرچند این شعار در ذات خود تاکید واضحی بر عزت و استقلال ملت ایران است اما تا کنون هیچ فرد یا گروهی، استقلال ملی و عزت ملت ایران را محدود و منوط به سردادن این شعار نکرده است. بنابراین سووال این است که هدف آقای روحانی از طرح این موضوع انحرافی چیست و برچه اساسی عزت و استقلال ایران را به شعر و شعار مرتبط کرده است؟
ممکن است گفته شود که منظور آقای روحانی از طرح این موضوع ، به اقدام اخیر یک گروه از فعالین سیاسی برای ابراز دلواپسی های خود نسبت به روند مذاکرات هسته ای ایران با گروه ۱+۵ مربوط می شده است که اگر چنین باشد ، خود منشاء نوعی دلواپسی است زیرا رئیس‌جمهوری که وعده کرده بود محیطی امن و آزاد را در کشور فراهم خواهد کرد، اکنون تاب تحمل و بردباری در برابر گردهمایی یک گروه از فعالین سیاسی برای ابراز نگرانی و دلواپسی های خود را از دست داده است؟!
آقای روحانی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرده است که در ایران، عده‌ای به نام اینکه باید برابر ابرقدرت‌ها بایستیم و مبارزه کنیم، جیب مردم را زدند و اموال مردم را غارت کردند.
در اینجا هم آقای روحانی بر خلاف انتظاری که از رئیس جمهور می رود ، به سبک و سیاق شعارهای انتخاباتی ، ادعای مبهمی را مطرح کرده است.
شایسته بود آقای روحانی به طور مشخص اعلام می کرد که منظورش از این عده چه کسانی است؟ اگر سند و مدرکی در خصوص غارت اموال مردم از سوی این افراد وجود دارد، چرا برای رسیدگی به دستگاه قضایی ارائه نکرده است؟ چه رابطه ای میان ایستادگی و مبارزه با قدرتها از یک سو و غارت اموال مردم از سوی دیگر وجود دارد؟ آیا طرح پرابهام چنین ادعایی ، اصل مبارزه و مقاومت در برابر زیاده خواهی قدرتهای مستکبر را هدف نگرفته است ؟ مخدوش کردن باورهای مردم از رهگذر ادعاهای اثبات نشده بویژه از زبان رئیس جمهور ، متضمن منافع کیست؟
اگر منظور آقای روحانی متوجه دولت سابق باشد، می شود از ایشان و اعضای دولت یازدهم از یک سو و آقای احمدی نژاد و اعضای دولت دهم از سوی دیگر دعوت کرد تا محتوای جیبشان (ثروت انباشته شده شان) را روی میز بریزند تا معلوم شود که چه کسانی جیب مردم را زده اند؟!
آقای روحانی خود را حقوقدان و نه یک سرهنگ معرفی کرده است ، بنابراین از ایشان انتظار می رود که در جایگاه ریاست جمهوری به مثابه یک حقوقدان اظهارنظر کند و تا وقتی صحت و درستی یک موضوع بر وی مبرهن نشده است، از طرح آن در افکار عمومی مجدانه پرهیز کند و چنانچه مستنداتی در اختیار دارد آنها را منتشر کند یا برای رسیدگی ، در اختیار مراجع ذیربط قرار دهد.

۳۰ نظر »

  1. محمد امین خلیل زاده گفت :

    اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۳ در ۲۳:۲۲

    سلام
    مطلب شما با افتخار درپایگاه خبری میدان ۷۲ منتشر شد
    سپاس

  2. علی ب گفت :

    اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۹۳ در ۲۲:۱۵

    با سلام خدمت مشاور محترم رئیس جمهور سابق
    ابتدا جای تبریک و سپاس دارد که یک مسئول که قبلا و حال جز مسئولان ارشد نظام بوده است اینقدر راحت و بدون ریا با کاربران وبسایتش به پرسش و پاسخ بپردازد.
    بنده دانشجوی رشته حسابداری هستم و خیلی علاقمند به دکتر احمدی نژاد و مجموعه همکارنشان و هدف عدالت محورانه ایشان هستم.
    ما در بحث های دانشجویی و گروه ها که در مورد دولت ها بحث می کنیم و از همه ی جهات از دکتر و تیم ایشان حمایت قاطع میکنیم ولی در بحث اقتصاد کشور در زمان تصدی ایشان حرفی برای گفتن نداریم. سوال من این است در جواب مشکلات اقتصادی من چطور دوستانم را قانع بکنم؟

    ضمنا بسیار علاقه مند به همکاری با شما و تیم رئیس جمهور سابق می باشم و در این راه منتظر راهنمایی های جنابعالی هستم / وسلام علیکم و رحمه اللهcom

  3. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۳ در ۰۵:۴۱

    آقای خلیل زاده
    با سلام و احترام
    از جناب عالی به سبب لطف و محبت تان صمیمانه سپاسگزارم
    موفق باشید

  4. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۳ در ۰۵:۵۴

    علی آقا
    با سلام و احترام
    شما می دانید که آقای احمدی نژاد عملا کمتر از شش سال رئیس جمهور بودند و بیشتر از دو سال به ایفای نقش یک رئیس جمهور سلب اختیار شده پرداختند. وضعیت بحرانی در اقتصاد کشور ثمره خیانت های پیدا و پنهان کسانی بود که الان هم در قدرت حضور دارند. باید راه برای موثر واقع شدن تحریم های دشمن هموار می شد که چنین نیز کردند و گناهش را به گردن دولت و رئیس جمهور وقت انداختند. از رئیس جمهور و دولتی که از همه طرف به صورت گاز انبری مورد هجوم قرار گرفته بودند ، چگونه می توان انتظار داشت که اقتصاد کشور را به درستی مدیریت کنند! خیلی حرف ها را نمی شود گفت !
    موفق باشید

  5. نایبی گفت :

    اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۳ در ۰۸:۱۵

    سلام آقای جوانفکر کلام شما کاملا حق است و نباید بدون دلیل حرفی زد و یا کسی را متهم نمود و اگر دلیلی و مستنداتی باشد باید آن دلایل را در اختیار مراجع ذیصلاح قضائی گذاشت تا نسبت به صحت و سقم ان پیگیری شود اما اگه یادتان باشد در دولت های گذشته هم همین شیوه اتهام زنی بدون ارائه مدارک ومستندات وجود داشت و من بارها از زبان مسئولان وقت شنیدم که می گفتند تمامی ثروت کشور در اختیار سیصد نفر است که کشور را به تاراج برده اند اما هروقت قوه قضائیه از آنان مدرکی می خواست چیزی ارائه نمی دادند یا اینکه این سخنان را ابزاری برای سواستفاده در اغراض سیاسی شان استفاده می کردند به نظر من هم مسئولین این دولت وهم مسئولین دولت گذشته باید یک آسیب شناسی جدی در مورد اینکه چرا در کشور برای رسیدن به مقاصد سیاسی نیاز داریم تا از رقیبمان نقطه ضعف بگیریم و پس از مرعوب سازی رقیب می توانیم به هدفمان برسیم خوب اگر کسی در هر دولتی فسادی مرتکب شود در وهله اول باید خودش از کار انصراف دهد و هرچه را که به تاراج برده به بیت المال بازگرداند و در وهله دوم مسئولین محترم در هر دولتی باید تخلفات کارگزارشان را بدون هیچ تعصبی به قوه قضائیه جهت بررسی معرفی کنند نه اینکه هیچ کس نسبت به فساد دیگری کاری نداشته باشد مگر اینکه بخواهد از گروه آن فرد نقطه ضعفی بگیرد و آنوقت تازه به دنبال مطرح کردن این امور باشد به نظر من دیگر در کشور ما اینگونه اتهام زنی ها در هیچ جناحی از طرف ملت شریف ایران اسلامی مسموع نیست و باید در وهله اول قوه قضائیه بدون در نظر گرفتن کوچکترین مصالحی با مفسدان برخورد کند آنوقت اعتماد ملت به نظام صدچندان خواهد شد

  6. علی ب گفت :

    اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۳ در ۰۹:۱۲

    با سلام مجدد حضور محترم جناب دکتر
    تشکر بابت پاسخ به سوالم
    اگر میشود پاسخ قسمت دوم نوشته من را که بسیار برای مهم است بدهید. با تشکر فراوان

    “”:::ضمنا بسیار علاقه مند به همکاری با شما و تیم رئیس جمهور سابق می باشم و در این راه منتظر راهنمایی های جنابعالی هستم / وسلام علیکم و رحمه الله””

  7. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۴

    جناب آقای نایبی
    با سلام و احترام
    ضمن تشکر از شما به خاطر نظری که ابراز فرموده اید و تایید این بخش از سخنانتان که هر کس ادعایی دارد باید مستندات آن را به دستگاه قضایی بدهد. آقای احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری خود لیست سیصد نفره ای را به دستگاه قضایی ارائه کرد اما این مساله مورد رسیدگی قرار نگرفت. تجربه بنده هم در دستگاه قضایی چنین بود که از قاضی خواستم تا تفهیم اتهام کند و اتهام توهین به مقام معظم رهبری را به بنده نشان بدهد اما او گوشش بدهکار نبود و مصمم بود بنده را به زندان محکوم کند و چنین نیز کرد. به هر حال کسی که ادعایی را مطرح می کند باید ادله و مستندات ادعای خود را نیز یا به افکار عمومی ارائه کند یا با این امید که در دستگاه قضایی ممکن است مورد رسیدگی قرار گیرد به آنجام بدهد.
    موفق باشید

  8. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۹

    علی آقا
    باسلام
    تا آنجا که بنده اطلاع دارم آقای احمدی نژاد قصد انجام فعالیت سیاسی به معنای مصطلح آن که چیزی شبیه کار حزبی است ندارد و بنده هم در این خصوص مسئولیتی ندارم.
    موفق باشید

  9. رضا از تربت جام گفت :

    اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۳ در ۰۷:۰۲

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای جوانفکر
    لازم به توضیح است که این انفعال و داد و بیداد و فرافکنی تنها محدود به آقای روحانی نمیشود بلکه دامن تمام حامیان و طرفداران وی را نیز گرفته است با نگاهی بسیار ساده و گذرا به روزنامه ها، سایت ها و همچنین رسانه های طرفدار و مدعی آنها متوجه خواهید شد همانها که با توافق ننگین ژنو تمام صفحات و مطالبشان را به اصطلاح خودشان به این توافق بزرگ و تاریخی اختصاص داده بودند و آن را افتخاری بزرگ و مدالی بر سینه خود میدیدتد ، پس از ناکامی اخیر در وین سکوتی مرگبار و معنا دار اختیار نموده و کوچکترین مطلبی درباره آن بروز ندادند، حال سوال این است اینان که با وادهی و زیربار رفتن گستاخی غرب و تعطیلی فعالیتهای هسته ای در توافق ژنو راه زور گویی و گستاخی کشورهای غربی را باز نمودند و آنها را که در هشت سال گذشه کاملا نا امید شده بودن مجدد امیدوار نمودند،دیگر چگونه میتوانند این افتضاح را سر و سامان دهند و بیش از این ملت بزرگ ایران را کوچک مپندارند؟!!

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۳ در ۱۵:۴۳

    آقا رضا
    سلام علیکم
    ضمن تایید سخنان حضرت عالی ، فقط می توانم تاسف عمیق خود را از وضع موجود اعلام کنم و از اینکه افرادی ضعیف و ناکارامد و فاقد درک و فهم سیاسی اراده خود را بر امور ملت عزیز و سربلند ایران حاکم کرده اند و به راستی که جای شخصیت بزرگ و بی بدیلی مانند دکتر احمدی نژاد خالی است و صد البته خدا صدای ملت ایران را می شنود.
    موفق باشید

  11. نایبی گفت :

    اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۹۳ در ۲۰:۱۱

    برادر عزیز جناب آقای جوانفکر بنده از حضرتعالی یک سوال دارم و امیدوارم که شما هم جواب مرا بدهید آیا انجام کار حزبی و تشکیلاتی طبق ضوابط و مقررات و قانون جرم است؟چرا اقای احمدی نژاد همیشه به احزاب با دید بد نگاه می کرد و همیشه می گفت که من مستقلم خوب اگر گروهی همفکر یا یکدیگر در راستای خدمت به نظام وملت کار تشکیلاتی بکنند و اگر از ان حزب مثلا کسی رئیس جمهور شود و وزرایش را با توجه به همفکر بودن افراد هم حزبش انتخاب کند و نه با توجه به نسبت فامیلی یا قوم و خویشی ایا این کار اسمش رانت خواری است یا اینکه واقعا کار درست است،خوب اگر به اول انقلاب و مسئدولان ابتدای انقلاب نگاهی کنیم می بینیم که سالم ترین افراد در ان زمان بودند مثل مرحوم رجائی ،باهنر،شهدای عزیزی چون قدوسی و اسلامی و شهید مظلوم بهشتی لاجوردی و همه این افراد در حزب جمهوری اسلامی با توجه به عقایدی که داشتند عضو بودند و همه انها ساده زیست و خدا محور بودند و در شهرستان ها هم اعضای همین حزب استاندار و فرماندار بودند و پس از بازنشستگی کمترین میزان به ثروتشان اضافه نشد بلکه تمام زندگیشان را برای مردو و در راه خدا دادند اما از وقتی که این حزب تعطیل شد مسئولین بعای متاسفانه بجای برادر یابی و همفکر یابی به سراغ همخون یابی منظورم قوم وخویش یابی رفتند در بسایری از وزارتخانه ها و استانداری ها پسران و دامادان مسئولان وزیر شدند حال ممکن بود که طرز فکر این افراد۳۶۰ درجه با وزیر تفاوت داشته باشد که وقتی از وزیر می پرسیدیم که مثلا چرا دامادت را که با تو همفکر نیست و گاها تفکرات لیبرال دارد در مسند امور گذاشته ای جواب می داد که به کس دیگری اعتماد ندارم خوب اگر یک حزب خدا محور مثل حزب جمهوری اسلامی باشد که افراد با توجه به تفکراتشان در ان عضو شوند دیگر مسئولان به راحتی به برادرانشان در چنین حزب خدامحوارنه اعتماد می کنند و نیازی نیست که فامیلشان را با وجود غیر همسو بودن با تفکراتشان صرفا به دلیل اعتماد منصوب نمایند،اگر کتاب خاطرات شهید بهشی را بخوانید ایشان تاکید بسیار بر ایجاد حزب اسلامی داشتند و اصولا حزب را معبد می دانستند و در این کتاب نقل است که روزی که ایشان رئیس دیوان عالی کشور شدند یکی از بستگان نزدیکشان از وی خواست که او را جایگاهی در قوه قضائیه دهد که شهید مظلوم درجواب همخونش گفت با وجود اینکه تو همخون من و فامیل منی اما چون همفکرم نیستی تو را به این سمت منصوب نمی کنم اما برادی از برادران همفکرم را در حزب جمهوری اسلامی به این سمت منصوب خواهم کرد و ایشان هم بلافاصله شهید لاجوردی را بهسمت دادستان تهران گمتشتند در صورتی که می توانستند به راحتی یکی از فرزندانش را به بهانه اینکه کسی قابل اعتماد نیست لذا فرزندم را گماشتم که متاسفانه در زمان دولت اقای احمدی نژاد خیلی از استانداران فرزندان یا داماد های خود ر ابه مناصبی چون معاونت استاندار یا مدیر کل حوزه استاندر می گماشتند در صورتی که ان افراد هیچ گرایشی به دولت نداشتند و مردم هم از این عملکردها ناراضی بودند،یکی دیگر از مزایای وجود احزاب این است که مردم احساس کنند از طریق حزب می توانند به حاکمیت وصل شوند اما امروز تعداد بسایر کمی از مردم که مثلا پدرشان یا فامیلشان سمتی در نظام دارد احساس نزدیکی به نظام می کند اما عموم مردم که نه پارتی دارند و نه نفوذ نمی توانند به راحتی با دولتمردان ارتباط داشته باشند و این بسیار بد است که کسی نتواند به راحتی با دولتمردان تماس داشته باشد یا احساس تعلق داشته باشد ببینید مثلا من و دوستان عاشق خدمت به مقام معظم رهبری هستیم اما چون جائی نیست که بتوانیم عضو شویم و فعالیت کینم برای خدمت به نظام و مردم همیشه کارمان عبث است اما خیلی از دوستان ما کمترین دانش سیسی را دارند اما صرفا به دلایل لامیلی به بالاترین رده های مدیریتی می رسند خوب حضرتعالی به عنوان یک سیاست مدار حداقل افرادی چون ما را که می خو.اهند در جامعه پشت سر مقام معظم رهبری حرکت کنند و تاثیر گذار باشند رهنمودی دهید.

  12. و منهم من ینتظر گفت :

    خرداد ۱م, ۱۳۹۳ در ۲۱:۱۵

    با سلام خدمت برادر ارجمندم جناب آقای جوانفکر
    از آزادی شما بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که مجددا در وبلاگتان با شما در تماس هستم .قبلا با نام جامانده ارتباط داشتم . تقاضا دارم بفرمائید سکوت آقای دکتر احمدی نژاد در مورد ضایع شدن حقوق ملت ، عزت ملت و ارزش های اسلامی و انقلابی جایز می باشد یا خیر ؟ و چرا شما از کاندیداتوری انصراف دادین آیا فکر نمی کردید وجود.یک نماینده ازدولت لازم بود ؟ کتاب فرزند ملت را از کجا می شود تهیه کرد ؟البته بنده اردتمند این فرزند حقیقی ملت ایران هستم و از آنچه که با ایشان کردند اندوهگین به جهت تکلیف سوال می کنم خدا به ایشان و شما سلامتی دهد.یا علی

  13. محمد گفت :

    خرداد ۱م, ۱۳۹۳ در ۲۳:۰۶

    با سلام خدمت اقای دکتر
    اقای دکتر در مود تشکیل انجمن در دانشگاهها و حمایت از دکتر احمدی نژاد برنامه ای ندارین

  14. مهررای ساغشکی گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۰:۲۳

    سلام
    خُردگپ (۷۸) لطفاً ذات بی عیب اسلام را بگویید چیست
    http://mehre2.blogfa.com/post/321

  15. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۱:۱۴

    ساغشکی محترم
    با سلام و آرزوی سلامتی شما
    اسلام عزیز در ذات خود هیچ عیبی ندارد ، هر عیبی هست از مسلمانی ماست.
    موفق باشید

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۱:۱۸

    آقا محمد
    باسلام و احترام
    بنده در اینگونه موارد هیچ اطلاعی ندارم. تا آنجا که می دانم پایگاه اصلی دکتر احمدی نژاد در میان توده های مردم است و دانشجویان هم بخشی از همین مردم هستند .در حال حاضر نیز بعید می دانم که قصد کار سیاسی در محیط دانشگاه داشته باشند.
    موفق باشید

  17. علی آقا گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۱:۲۰

    با سلام. متاسفانه متن شما خیلی به سفسطه شباهت دارد. ارتباط دادن جمله آقای روحانی به شعار مرگ بر امریکا و انگلیس و آزادی و استقلال و…
    زمین را به زمان دوختید.

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۰

    آقا فرهاد
    با سلام و احترام
    از ابراز لطفی که نسبت به بنده داشته اید سپاسگزارم و امیدوارم که هیچ بیگناهی در بند نباشد. فکر می کنم به سکوت دکتر احمدی نژاد نباید از این منظر نگریسته شود. سکوت او سکوت یک فرد مسوول از موضع قدرت نیست که مسئولیتی را متوجه او سازد . از نظر قانونی مسئولیتی متوجه ایشان از نظر تضییع حقوق و عزت ملت و بی توجهی به ارزشهای اسلامی و انقلابی نیست که سکوت ایشان مسئولیت آور باشد. به هرحال اکنون دولت و رئیس جمهور جدیدی بر سر کار است و سکوت دکتر احمدی نژاد فرصت بهانه جویی را از آنها خواهد گرفت. ضمن آنکه این روزها تقریبا از همه تریبونها برای حمله به دکتر احمدی نژاد استفاده می شود و اگر سکوت ایشان محل اشکال باشد قبل از هر چیز متوجه دفاع از خودشان و عملکرد دولت شان است. در مورد کاندیداتوری بنده نیز مثل روز روشن بود که آنها به بنده اجازه ورود به عرصه رقابت ها را نخواهند داد و من صرفا می خواستم از این فرصت برای اثبات وفاداری ام به نظام و انقلاب اسلامی استفاده کنم. کتابی با عنوان فرزند ملت ندیده ام و به نظرم هنوز چاپ نشده است.
    سلامتی تان مستدام و عزتتان روز افزون باد
    موفق باشید

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۲

    آقای نایبی
    با سلام و احترام
    آقای احمدی نژاد مخالف حزب و حزب گرایی نبودند اما قابل انکار نیست که فعالیت های حزبی در ایران هیچوقت به صورت ساختاری و تشکیلاتی پی جویی نشده است و احزاب عمدتا اهداف انتخاباتی را آنهم به روش “بزن برویی” دنبال می کرده اند. یعنی در ایام منتهی به انتخابات ظهور و بروزشان در جامعه احساس می شود و پس از انتخابات به خواب زمستانی می روند تا انتخابات بعد. از نظر بنده داشتن سوء ظن به اینگونه فعالیت های حزبی قابل سرزنش نیست. از بنده خواسته اید که رهنمود بدهم و شما می دانید که بنده در چنین جایگاهی قرار ندارم که به کسی رهنمود بدهم.
    موفق و پیروز باشید

  20. نایبی گفت :

    خرداد ۴م, ۱۳۹۳ در ۱۵:۵۰

    با سلام مجدد بله یکی از مشکلات مردم انقلابی و همیشه در صنه نبودن احزاب ولائی مردمی است متاسفانه در کشور ما احزاب کاملا دولت ساخته هستند و عمرشان هم معمولا از ۴ یا ۸ سال تجاوز نمی کند مثلا در دوران سازندگی به مدت ۸ سال حزبی به عنوان حزب کارگزارن بود که در معنای وا قعی کلمه کار حزبی وتشکیلاتی انجام نمی داد فقط تعداد کمی در کشور که ارتباطاتی با مسئولین دولت وقت داشتند می توانستند در ان حزب عضو شوند و البته اعضای اینگونه احزاب در دوره دولتهای مربوطه سریعا به مدارج عالیه دولتی می رسیدند و همچنین در دولت اصلاحات حزب مشارکت بود که ان هم به همین صورت و در دولت اقای احمدی نژاد حزبی به اسم رایحه خوش خدمت بود که انهم عملا کار حزبی انجام نمی داد و هرکسی که سراغ این احزاب یا ادرس انها را می پرسید که برود انجا عضو شود هیچ مکانی را پیدا نمی کرد ومعمولا در استانهای کشور جمعیت مردمی این احزاب از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد و اصولا این افراد علاقه ای به عضو کردن عموم مردم در این تشکیلات نداشتند زیرا در ان دوران همان ۱۰ نفر هم استاندار بودند و هم فرماندار و هم بخشدار اما منظور من ایجاد حزبی فراگیر مثل حزب جمهوری اسلامی است که تمامی مردم اعم از کارمند و کارگر و اصناف مختلف و بازار در ان عضو باشند و کار تشکیلاتی انجام دهند و مردم بواسطه عضویت در این احزاب احساس تعلق خاطر بیشتری به نظام کنند و اگر جائی حقی از آنان ضایع شد از مسئول حزب بخواهند که مشکلش را پیگیری کند و حکومت هم به احزاب مردمی پاسخگو باشد متاسفانه احزاب فعلی همگی دولت ساخته بوده و از یک فضای بسته وامنیتی بیرون می آیند و فقط منحصر به قشر خاصی هستند اما در کشور های توسعه یافته احزاب مردمی کاملا مستقل و قوی بوده و حتی رئیس جمهور و نماینگان مجلس با حمایت این احزاب انتخاب می شوند و اگر خطایی از مسئول سر بزند در ابتدا حزب متبوع اقدام به مجازات آن فرد می کند اما اگر کسی صرفا ادعای استقلال داشته باشد خود را به هیچ کسی پاسخگو نمی داند و مردم هم نمی توانند به شکل مطلوب با مسئولی که صرفا ادعای استقلال دارد تعامل برقرار کنند به نظر من ایجاد احزاب ولائی اسلامی در کشور از واجبات است زیرا مردم نباید احساس کنند که از حاکمیت جدا هستند بلکه مردم در احزاب میتوانند قدرتشان را در مسائل سیاسی بخوبی به مسئولین منصوب شده نشان دهند

  21. رضا گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۹۳ در ۰۴:۵۳

    این درسته که میگن افکارنیوز سایت شماست؟

  22. نایبی گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۹۳ در ۰۹:۵۹

    با سلام خدمت جناب جوانفکر میگم بهتره از همین حالا برای انتخابات مجلس برنامه ریزی کنید حتی بهتره از حوزه انتخابیه گناباد کاندیدا گردید که براحتی و فقط با کسب ۳۰ هزار رای وکیل مجلس خواهید شد مردم گناباد هم بلاخره شما را دوست دارند و سوابق و وزنه سنگین سیاسی شما را درک میکنند و فکر نمیکنم از شهرستان گناباد کسی باشد که هموزن شما از لحاظ سیاسی و همچنین داشتن پست های کلیدی مثل مشاور ر ئیس جمهور وهمچنین مدیر عامل ایرنا داشته باشد.

  23. رحیم گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۹۳ در ۲۳:۳۳

    آقا رضا از تربت جام مساله اینه که روحانی و ظریف از اول می خواستند به هر طریق ممکن این مذاکرات موفق بشه و قهرمان اعتدال و صلح برای مردم بشن و هرقدر امتیاز هم که بتونن میدن تا فقط آخرش توافق حاصل بشه. خارجی ها هم زرنگن میدونن و تا میتونن دارن امتیاز میگیرن و امتیاز نمیدن. یکی نیست بگه آخه این اورانیوم ها کلی سرمایه مملکت خرجش شده که دارید از بین می برید و در قبالش چی گیر مردم اومد؟ همه چیز گرونتر هم شد.

  24. عاطفه احمدی نژادی گفت :

    خرداد ۱۱م, ۱۳۹۳ در ۲۱:۳۶

    سلام آقای جوانفکر عزیز
    خدا را شکر که سالمید و برای مردم می نویسید. خدا شاهد است که چقدر دردناک بود زمانی که شنیدیم همزمان با مبارزه تن به تن رئیس جمهور قهرمان ایران در نیویورک و بالا بردن پرچم عزت و سرافرازی ملت ایران و تمام حق جویان عالم ، مشاور مطبوعاتی ایشان دستگیر شد. با این حال امروز بسیار خوشحالم که بار دیگر برای مردم می نویسید. حقیقت این است که در میان یاران دکتر تنها شمایید که به طور مستقیم می توانیم با او ارتباط داشته باشیم و صد البته به او اعتماد داشته باشیم. مدعیان زیادند اما هیهات که بتوانند نام دکتر را خدشه دار کنند. آقای جوانفکر گرامی مدتیست که دکتر احمدی نژاد را مانند همیشه استوار و با روحیه نمی بینیم و موجب نگرانی روزافزونمان شده است. شما می دانید که احمدی نژاد برای ما فقط یک رئیس جمهور نبود. اندیشه دکتر آنچنان در روح و جان ما جاری شده است که زندگی بدون دغدغه ای را که پیش از آمدنشان داشتیم از ما گرفته است و بار مسئولیتی بر دوشمان نهاده که راه و اندیشه ایشان را که بر حق می دانیم ادامه دهیم و اجازه ندهیم همچون همیشه تاریخ فرزند ملت و قهرمانمان را رگ بزنند یا به دار کنند. وقتی دکتر را حتی در روزهای پایانی دولتش که به شدت تحت فشار بودند می دیدیم نشان پیروزی و روحیه بی نظیرشان قلبمان را محکم می کرد و وجودمان را سرشار از امید می ساخت اما امروز در این شرایط تاریک و این زمستان فریبکاری و زور دیدن چهره خسته و غمگین دکتر دلهایمان را به درد می آورد و وجودمان را غرق ناامیدی و غم می سازد که چطور انسان محکم و معتقدی مانند دکتر احمدی نژاد که انسان را بی نهایت می داند و در تمام این سالها خستگی را خسته کرده است امروز اینچنین خسته و شکسته به نظر می رسد. می دانیم که ایشان تحت فشار زیادی هستند و حتی اجازه داشتن یک وبلاگ را هم از ایشان دریغ کرده اند اما ای کاش می شد برای مردم بنویسند و اینگونه در این زمستان دهشتناک ما را به حال خود رها نکنند. می دانیم و یقین داریم که تا بهار راهی نمانده است اما وقتی مبشر بهاران را در این حال می بینیم وجودمان را سرما فرا میگیرد. کاش شما از جانب ایشان پرتویی از نور و گرما بر ما بتابانید تا لااقل قلب هایمان گرم شود و مطمئن باشیم که احمدی نژادمان خورشید پر فروغی است که محکم و استوار پشت مردم ایستاده است و تنهایشان نمی گذارد.

  25. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۹۳ در ۱۳:۱۰

    آقا رضا
    با سلام و احترام
    خیر ، بنده هیچ ارتباطی با افکار نیوز ندارم.
    موفق باشید

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۹۳ در ۱۳:۴۰

    آقای نایبی
    با سلام و احترام
    فعلا قصد نامزدی در انتخابات مجلس را ندارم. اگر چنین قصد و انگیزه ای ایجاد شد به پیشنهاد شما هم فکر خواهم کرد.
    موفق باشید

  27. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۹۳ در ۱۳:۴۵

    سرکار خانم عاطفه احمدی نژادی
    با سلام و احترام
    ضمن تاکید بر خسته و ناامید نبودن دکتر احمدی نژاد و حضور با نشاط ایشان در دفتر کارشان ، متن یادداشت شما را به ایشان ارائه می کنم.
    موفق باشید

  28. نایبی گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۹۳ در ۱۴:۵۱

    در هر صورت جناب آقای جوانفکر در هر کدام از شهرستانه ای استان خراسان جنوبی که اراده کردید و بنده ودوستانم که الحمد لله ۱۲۰ جوان تحصیلکرده و متشکل هستیم وهفتگی جلساتی را با هم داریم حاضریم برای شما فعالیت کنیم به شرط اینکه ایندفعه بعد از انتخابات به حال خودمان رها نشویم و مثل سال ۸۸ نشود که پس از فعالیتمان وقتی خواستیم به دیدار استاندار برویم واز ایشان خواستیم که از پتامسیل جوانان تحصیلکرده ما استفاده نماید ایشان فقط لبخندی تحقیر آمیز به ما کردند و گفتند که شما برای خدا کار کرده اید که به ایشان گفتم حرفتان حق است اما دوستان ما که عاشقانه برای رئیس جمهور کارکردند هم نباید سرخورده شوند که ایشان صرفا گفتند من فقط به اقوام و خویشانم اعتماد دارم لذا فقط از انها و با مشاوره انها انتصابات را انجام می دهم و شمار را هم قبول دارم زیرا شما فعالیت میدانی کرده اید و در توده های مردم بوده اید اما عزل ونصب ها بهتر است با نظر نزدیکان خودم باشد و اینطور شد که ما در دوران اقای احمدی نژاد با اینکه در استان تنها حامیان ایشان بودیم وکارهای میدانی وتشکیلاتی ایشان را انجام میدادیم اما چون دوست نزدیکی نداشتیم که ما را با ایشان یا شما یا دیگر نزدیکانش لینک کند مورد بیشترین اجحاف قرار گرفتیم و حتی از طرف مسئولینی که در ستان رقیب احمدی نژاد بودند ومتاسفانه همان ها واعوان وانصارشان توسط استاندار به مدارج مدیریتی رسیده بودند وقتی ما را می دیدند به تمسخر می گفتند که شما که اینقدر برای دولت کار کردید به جائی نرسیدید اما ما بر علیه دولت بودیم اما از همان دولت حکم داریم و تمامی دشمنان دولت را به نحوی در دستگاه ها به کارگیری کردند که انجا هم به ما دهنکجی شد خلاصه سرتو به درد نیارم اقای جوانفکر اگه واقعا کار تشکیلاتی در کشور باشه اینحور افراد بوقلمون صفت صرفا به جهت کسب رضایت استاندار نمی توانند مسئولیت به دست گیرند وبا احساسات جوانان مومن و تحصیلکرده بازی کنند اگه میشه این موضوع رو هم به اقای اتجمدی نژاد بگین

  29. نایبی گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۹۳ در ۱۵:۰۵

    سلام مجدد خدمت جناب آقای جوانفکر
    میگم ای کاش یه روزی کشور ما جوری بشه که هر کسی که حقش ضایع میشه بتونه دنبال احقاق حقش رو بدون هیچ دردسر و مشکلی بگیره نه مثل امروزه که هر کسی فقط یک شهروند معمولی باشه برای اینکه بخاد بره دنبال حقش باید بره سراغ……………….خودتون بهتر از همه ما این چیزا رو میدونید.

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۷م, ۱۳۹۳ در ۲۲:۴۷

    آقای نایبی
    با سلام و احترام
    بنده هم در این زمینه با شما هم آرزو هستم و البته برای آن باید تلاش و مجاهدت کرد.
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر