جوان فکر جوانمرد زیبنده کیست؟!

“جوانفکر همچنان که از نامش بر می‌آید ، فکر جوان و ناپخته‌ای دارد. سخنان جوانفکر حاکی از آن است که ایشان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و میل به بت سازی و مصون نگاه داشتن مقامات عالی‌رتبه از اجرای عدالت درباره آنها دارد. من نفهمیدم کجای حرف من وقیحانه بود؟”

مطالب فوق را آقای علی مطهری نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا و در پاسخ به انتقاد اینجانب نسبت به تهمت و توهین ایشان به رئیس جمهور محترم مبنی بر نقش داشتن در فتنه پس از انتخابات مطرح کرده اند.

۱- بنده کارگر زاده ای هستم که نه از رانت پدر بلکه از دعای خیر او و همت و دسترنج خویش ، گذران زندگی می کنم ، بنابراین  از آغاز اطمینان داشتم که هیچ رسانه ای، مخصوصا آنهایی که با نشانه های سبز منتشر می شوند، تعرض آقای علی مطهری به فامیل “جوانفکر” را حمله به “آبا و اجداد” او توصیف نخواهد کرد ، چنان که انتقاد بنده از فردی به نام “علی مطهری” نماینده محترم مردم تهران را با “تیتر حمله مشاور رئیس جمهور به فرزند شهید مطهری” منعکس کردند! البته امیدوار بودم که این نسبت نزدیک، نمایشگر نمادی روشن از فضایل آن پدر والامقام باشد.

۲- بنده و اعضای خانواده ام در انتخابات مجلس هشتم ، با امید به تجلی فضائل ممتاز پدر در پسر ، به آقای علی مطهری نیز رای دادیم. ایشان بنده را به ناپختگی متهم کرده است که اگر حمل بر صحت کنیم ، ناگزیر رای بنده و خانواده ام به ایشان ، خام و ناپخته بوده است و باید پس داده شود. قضاوت در باره ناپختگی فکری افراد را باید به دیگران سپرد بویژه آنجا که ایشان اصولا “فکر جوان” را ناپخته توصیف کرده است. ملت ایران در زمره جوانترین ملتها محسوب می شود و اکثریت رای دهندگان به آقای مطهری جوان بوده اند. اگر نظر ایشان مبنی بر فکر ناپخته جوانان را مبنای عمل قرار دهیم ، آقای علی مطهری با چه اعتبار و منزلتی می تواند خود را نماینده مردمی بنامد که بخش اعظم آنان را “جوانانی ناپخته” تشکیل می دهند؟ اگر جوانان رای دهنده نیز مانند بنده ، رای خود را از آقای مطهری پس بگیرند، ایشان چه جایگاهی در مجلس خواهد داشت ؟

۳- هرچند آقای علی مطهری از “فکر جوان” تبری جسته است ، اما “جوان فکر” بودن ، تنها خصیصه علامه شهید مرتضی مطهری نبود. او جوانمرد نیز بود و نهال انقلاب اسلامی را با خون پاکش آبیاری کرد. ریا و دورویی به وجود مطهر استاد راه نیافت و اینچنین بود که خداوند کلام او را نافذ ، بیانش را قاطع ، فکر او را ناب و نیتش را خالص گردانید و عزت دنیا و مقام و منزلت والای آخرت را نصیبش کرد. او اگر زنده بود، مظهر مطمئنی از یک اصولگرای واقعی به شمار می رفت ، او کسی نبود که نان اصولگرایی را بخورد و بدطینتان زیاده خواه را با حضور در مراسم غیرقانونی شان خشنود سازد. آری او یک جوانمرد بود.

۴- انتقاد بنده به سخنان آقای علی مطهری از باب اهمیت جایگاه ایشان به عنوان نماینده مجلس است. جایگاهی که انتظار نیست از آنجا تیشه بر ریشه منافع ملی فرود آید. آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهور منتخب ملت ایران و برخوردار از بالاترین رای در تاریخ نظام جمهوری اسلامی است. خصوصیاتی مانند صداقت ، پاک دستی ، ساده زیستی ، سخت کوشی ، فساد ستیزی ، دشمن شناسی ، مردم دوستی و عدالت خواهی، این مرد را محبوب دلها در داخل و خارج از ایران تبدیل کرده است و این محبوبیت پشتوانه ای مهم برای دفاع قاطعانه رئیس جمهور از منافع و حقوق ملت ایران در مجامع جهانی محسوب می شود ، بنابراین هرگونه تلاشی برای از بین بردن این محبوبیت و مطلوبیت در داخل و به تبع آن در دنیای اسلام ، به منزله تخریب یک سرمایه ملی و فراملی است و تهمت بی اساس آقای علی مطهری به رئیس جمهور، از آن جهت که رفتاری علیه منافع ملی است ، یک اقدام وقیحانه در نظر گرفته می شود. وی گفته است “من نفهمیدم کجای سخنان من وقیحانه است”. دشواری در درک حقایق، بلیه ای است که برخی افراد با آن دست به گریبانند و  البته بی دلیل نبود که هیات رئیسه محترم مجلس را خطاب قرار دادم و تاکید کردم که بی تفاوتی جایز نیست.

۵- آقای مطهری با دستگاه عقیده یاب خود کشف کرده است که بنده معتقد به آزادی بیان نیستم و میل به بت سازی دارم. این درحالی است که به لطف الهی توفیق یافته ام از طریق وبلاگ شخصی با مخاطبان زیادی گفت و شنود آزاد برقرار کنم و سند آن نیز در دسترس همگان است اما به طور قطع آزادی را مترادف با هرج و مرج در نظام فکری جامعه نمی دانم. یکی از شعارهای پرمغز و معنی دار مردم این است که “احمدی نژاد بت شکن ، بت بزرگ رو بشکن!” یاران احمدی نژاد نیز همانند او برای بت شکنی آمده اند ، یارانی که شکستن بت های کوچکتر را در دستور کار خود قرار داده اند و البته این هشدار درستی است که باید مراقب باشیم خودمان تبدیل به بت نشویم.

۶- می خواهم به یک حقیقت غیرقابل انکار نیز اشاره کنم و آن ناخرسندی و نگرانی مردمی است که از گفت و شنودهای گله آمیز و انتقادی میان مسوولان در سطح جامعه برمی آشوبند و چنین رویکردی را مردود می دانند. آنها به حق انتظار دارند که مسوولان کشور در سطوح مختلف، فرصت های در اختیار را به خدمت گزاری و تلاش برای پیشرفت کشور اختصاص دهند و از انتقال اختلافات خود به سطح جامعه که موجب تشویش اذهان آنان می شود، دوری گزینند. ضمن تکریم وتعظیم نسبت به همه کسانی که اینگونه می اندیشند و اعتذار از همه آنان، بر این باورم که در برهه درهم آمیختگی خطوط ، گرایشها ، ادعاها و در یک کلام عدم شفافیت در حق و باطل به سر می بریم و لاجرم تبیین ، تذکر ، نصیحت ، انذار و هشدار ، گریز ناپذیر و بلکه ضروری می نماید.

۷- برای پی بردن به نقش تاثیرگذار فکر جوان در نیل به دستاوردهای بزرگ ، کافی است به پیشرفت های جهشی ایران در فن آوری هسته ای ، سلولهای بنیادین ، نانوتکنولوژی و پرتاب ماهواره به فضا که ثمره فکر پویا و بن بست گشای جوانان برومند ایران عزیز است ، توجه کنیم. به سخره گرفتن جوانان و اندیشه آنان ، ممکن است نتیجه یک انحراف فکری باشد و برای نجات از آن شایسته است به سخنان رهبر فرزانه انقلاب به عنوان سرچشمه زلال اندیشه های ناب بازگردیم :

اردیبهشت ۷۷ : وقتى با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسى است که در هواى صبحگاه تنفّس مى‏کند؛ احساس تازگى و طراوت مى‏کنم. آن چیزى هم که معمولاً در ملاقات با جوانان، اوّل بار به ذهن من مى‏رسد و بارها به آن فکر کرده‏ام، این است که آیا اینها خودشان مى‏دانند که چه ستاره‏اى در جبینشان مى‏درخشد؟ من این ستاره را مى‏بینم؛ اما آیا خودشان هم مى‏بینند؟ ستاره جوانى، ستاره بسیار درخشان و خوش‏طالعى است. جوانان باید این گوهر قیمتى و بى‏نظیر را در وجود خودشان حس و از آن به خوبی استفاده کنند.

آبان ۸۲ – ما مى‏خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند و باید این فکر را مطرح و آن را مطالبه نماید. نمى‏خواهیم کارِ نمایشى کنیم و نیازى هم به کارِ نمایشى نداریم.

دی ماه ۸۶ – در دیدار با مردم ابرکوه : اگرچه این شهر، قدیمى‏اى است، اما فکر مردم آن ، فکر نو و جوان است؛ نشانه‏ى آن هم همین است که در همه‏ى دلها فروغ تفکر اصیل اسلامى و انگیزه‏هاى خدائى و الهى در جهت نظام جمهورى اسلامى زنده است.

۱۰۲ نظر »

  1. شاهد گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۹

    سلام فکر و اندیشه جوان ایرانی بر خیلی چیزها پیروز است اگر درست و بدون دغدغه کار کند جوانان ایرانی اگر اراده کنند قادر خواهند بود هر کاری را انجام بدهند ما ایرانیان مرد روزهای سختیم
    سبز و پیروز باشید

  2. Crasty گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۴

    Thank you! You often write very interesting articles. You improved my mood.

  3. نکته گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۸

    بسیاری از انسانها خودخواه . کوته بین . فراموشکار و بی انصاف و بی وجدان هستند .

    امام علی ( ع ) میفرماید : آنچه را برای خود نمی پسندی . برای دیگران هم مخواه . و آنچه برای خود میخواهی برای دیگران هم بخواه .

    اما بسیاری از انسانها . مدیران . کارشناسان . صاحب نظران و روشنفکران اینطور نیستند .

    جامعه نابسامان جهانی مملو از فقر و نابرابری و بیماری مستندات این حقیقت تلخ است .

    یک تهرانی . یک لندنی . یک پاریسی . آلمانی . آمریکایی مرفه برایش اهمیت ندارد . یک محروم . یک ستمدیده . یک بیمار تهی دست در اقصی نقاط جهان چه میکشد . در ساعت . روز . ماه . سال گذشته چند هزاران نفر از همنوعانش جان شیرینشان را از دست دادند .

    او به سفره پر نعمت صبحانه اش . سلامت کودکانش . تحصیل و تفریح و سیر و سیاحتش فکر میکند . ولی هیچ دغدغه فکری برای تلاش و همفکری و همدلی با دیگران برای ریشه کنی فقر و فساد و تبعیض در جامعه جهانی ندارد . و تا خبری . گزارشی مستند و زجر آور منتشر نشود . او عرق در بهشت کوچک خود است . برایش چه اهمیتی دارد . از خودش سئوال کند : من انسانم ؟ من باید انسانیت داشته باشم ؟ من برای انسان ماندم باید هزینه سهم انسانیتم را ادا کنم ؟ من ….

    بسیاری از انسانها خودخواه . کوته بین . فراموشکار و بی انصاف و بی وجدان هستند . و جرم خواص سنگین تر است . که میدانند و نمی گویند . توان دارند و حرکت نمیکنند . صاحب فکر و ایده و راه نجات هستند و طرح نمیکنند . دارند و پرداخت و هزینه نمیکنند . باید بسوزند و نمیسوزند .

    بسیاری از انسانها خودخواه . کوته بین . فراموشکار و بی انصاف و بی وجدان هستند .و جرم خواص سنگین تر است .

  4. ب ق گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۳

    این جاش از آقای جوانفکر جالب نبود:

    دشواری در درک حقایق، بلیه ای است که برخی افراد با آن دست به گریبانند و البته بی دلیل نبود که هیات رئیسه محترم مجلس را خطاب قرار دادم و تاکید کردم که بی تفاوتی جایز نیست.

  5. فرشید گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۳

    درحالی که کلاه از سر برداشته ایم و به نشانه احترام برخاسته ایم ما احمدی نژادیها، سلام می کنیم به جوانفکر جوانمرد.

  6. رضا گفت :

    مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۰۵

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    در این گیر دار حساس آقای مطهری خواستن مزاح کنند و جوانی کردند و اصلا فکر نمی کردند شما با این همه استدال های محکم پاسخ دهید .شما بدل نگیرید هر چند می دانم این مطلب را نه از بابت جسارت ایشان به شخص خود بلکه برای موضوعاتی فراتر از اینها نگاشته اید با این حال برای متدین کشور بسیار درد آور است که بعد از پیروزی غرور آفرین انتخا بات دهم شاهد اینگونه مسایل بین جناح اصولگرایان باشند آیا بهتر نیست توان خود را در همگرایی بر ضد دشمنان قسم خورده بیرونی و ازناب درونی آنها مصروف دارید.

    ملت متدین ایران اسلامی از آقای مطهری انتظار وسیعی دارند تا حرمت حکومت اسلامی و ریس جمهور محبوب و ولایتمدار و مردمی و حق نمایندگی مجلس و پدر بزرگوار ش را به این راحتی هزینه ی عده ای ….. نکند.
    به امید سر بلندی هر چه بیشتر حکومت اسلامی

  7. آیدین گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۲۶

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    از بسیاری بزرگترها که به سن “پختگی” رسیدند، شنیدم که اگر می توانستند همۀ پختگی و اندوخته های خود را می دادند، تا باز اندک زمانی به دوران خامی و جوانی بازگردند. گفتم “پختگی” زیرا در این دنیا همه چیز نسبی است، هر که خود را نسبت به خامتری پخته می پندارد و فکر خود را به آن پندار محدود می کند و قابلیت پخته شدن بیشتر را از دست میدهد، زیرا هر فکر پخته ای برای پختن ابتدا باید جوان و خام بوده باشد، و وقتی پخت بعد از آن اگر همچنان در معرض آتش باشد خاکستر می شود.

    ثانیا از نظر علمی پختن و فاسد شدن دو فرایندی هستند که شباهت های زیادی دارند. باید دید که آیا فکر خود را در شعلۀ گرم معرفت می پزیم، یا فاسد شدن در بخار سرد هوس ها و افکار باطل به ما توهم پختن را می دهد؟

    خوشا به سعادت آنکه همواره جوانفکر است و همواره قابلیت و شور و طلب پخته شدن در شعلۀ جاودان عشق و معرفت را دارد. آقای جوانفکر نام زیبایی دارید که به اخلاق و افکارتان خیلی میاد.

    البته بنده اینجا فقط در معنای ناپختگی کلمه جوان یا جوانفکر، که آقای مطهری به آن اشاره کردند، اندکی تأمل کردم. ولی ابعاد معنای جوان و جوانفکر خیلی بیشتر است … مشکل بسیاری از منتقدان مثل آقای مطهری این است که با نگاهی تک بعدی، غرض آلود و ظاهربین به واقعیات نگاه می کنند، و افکار خود را در کورۀ احساسات برآمده از این دیدگاه می پزند، و در بیانات “پخته و سنجیدۀ” خود اظهار می دارند … افسوس که مشکلات مردم هم با این نوع انتقادات حل نمی شود.

    بنده که شما، آقای احمدی نژاد و همه همکارانتان را به دلیل تلاش سازنده، صداقت، جوانفکری و جوانمردیتان دوست دارم.

    راستی آقای جوانفکر بنده ویدئوی صحبت دخترخانم هم کارتان آقای کلهر را روی سایتهای خبری دیدم، ایمل یا وبلاگی از آقای کلهر پیدا نکردم، جسارتا فقط می خواستم بگم به عنوان یک جوان با تجربه در یک دندگی که بارها با پدرم لج بازی کردم و همچنین ۱۷ سال است که خارج از ایران زندگی می کنم، تنها چیزی که یک دندگی من را شکست میداد و چشمام را یک کم باز کرد ابتکار عمل در ابراز محبت پدری است، چون ابراز محبت خالی کافی نبود، البته فکر کنم پدرها به این مسئله فکر نمی کنند و به ندرت و اتفاقی و حتی بدون آن که متوجه بشوند این ابتکار ازاشون سر میزند، و ما را از خر شیطان میارند پایین، و دلگرمی که به آدم می دهد بخصوص در خارج از کشور خیلی مفید است … خودم هم با گذشت زمان به این مسئله پی بردم.
    خلاصه بنده از صجبتشان حس کردم دخترخانم آقای کلهر با آنکه شال سبز داشتند و عقیده شان محترم است ولی یک تار موی آقای کلهر را با هزاران موسوی ها عوض نمی کنند.

    سلامت و پیروز باشید.

  8. SARA گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۶

    سلام و عرض ادب
    آقای جوانفکر شما خودتونو ناراحت نکنید. اینا اصولگرا نما هستند. و بدجوری دارن از محبوبیت ومقبولیت دکتر احمدی نژاد می سوزند! اینا با این حرفاشون فقط خودشونو پیش همون ۵/۲۴ میلیون نفر منفورتر میکنند. نمی دونم چطور به خودشون اجازه می دن به منتخب محبوب ملت اینچنین بتازن!؟
    هر چی دوست دارن بگن. محبوبیت دکتر احمدی نژاد یک هدیه ی الهی ست اونم به خاطر ساده و بی ریا بودنشه و بسیاری از خصوصیات بی نظیر دیگه ش… اینا می بینن هیچ جوره نمی تونن دکتر رو بزنن زمین و جلوش وایسن و پیش مردم خرابش کنن برای همین دست به دامن تهمت و توهین و تخریب شدن.
    وقتی فرمان ۸ ماده ای رهبر در مورد مبارزه با مفاسد سالها رو زمین بمونه دیگه واقعا راهی جز افشاگری نمونده بود

    در آخر باید بگم وقتی عدالت قضایی تو مملکت ما وجود نداشته باشه و فتنه گران راست راست بچرخن و هر کاری دلشون می خواد بکنن و تو دلشون به ریش مردم مظلوم بخندن بیش از این انتظاری نیست که بعضیا اینجوری حرف بزنن…
    وقتی آقازاده های مفسد آشوبگر خیلی راحت به بهانه ی کار از کشور خارج بشن و هیچ کاری به کارشون نداشته باشن. وقتی هم دستگیر میشن به محض اطلاع پدرشون کمتر از یک روز بدون وثیقه آزاد بش و بگن رفته بودن ساندویچ بخرن!!!!!!! خب معلومه مدعی هم میشن!
    برای همین هم ما از قوه ی قضاییه قطع امید کردیم. و می گیم حتی در مورد مبارزه با مفسدان اقتصادی هم دلمون به دکتر خوشه. کاش دوباره افشاگری کنه تا بشینن سر جاشون تا شاید قوه قضاییه یه تکونی به خودش بده!! دکتر بدونه که مردم پشتشن تا پشت غارتگران بیت المال رو به خاک بماله. چون این الان یه مطالبه ی مردمیه…

  9. احمد گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۰۱

    سلام بنده یکی از مریدان شهید مطهری هستم وبه آن فیلسوف بزرک افتخارمیکنم
    شاید ورود من به مباحث سیاسی مرسوم ،مثل هموطنان دیکر دردسرسازو مسئله دارم کند امااینرانیک میدانم تکیه بر اریکه قدرت نه آن بود و نه اینست که به آن مفتخریم . گاهی تند و گاهی کند که طبیعت هر انسانی است حا ل باتعقل باشد و یا…. جنابان جوانفکرو برادران دینی ام، فرود و خروج قدرت را درس ابدی بیاموز وبفرموده امام منیت راکنارنهید تا عاقبت بخیر شویداین را نیک میدانم که مباحثه برادرانه نه اینست و نه آن و مامظلومیم به آنچه گذشت و میگذرد

  10. هادی گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۳

    باسلام.

    دکتر مطهری به رای امثال شما هیچ نیازی ندارد.

    http://www.ali-motahari.blogfa.com

  11. ریحانه گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۲

    سلام.
    میخاستم از نظراتتون توی وبلاگ فوق استفاده کنم.
    منتظرتون هستم.
    تا بعد…

  12. sajad گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۰۲

    واقعا متاسفم.من که باور نمی کنم این پسر، پسر شهید مطهری باشند.

  13. محسن گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۸

    زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست

    من که بد نام جهانم چه صلاح اندیشم

  14. زیبا گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۲

    بارک الله آقای جوانفکر.چه زیبا گفت شاعر:
    گیریم پدر تو بود فاضل…….از فضل پدر تو را چه حاصل!

  15. یک گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۹

    سلام اینکار بی فایدست که برای این آقا از رهبر انقلاب سند بیارین
    یکی از اقوام ما که نماینده مجلس هست نقل میکرد:پس از سخنان علی مطهری در مجلس در زمان رای اعتماد و تهمت به رئیس جمهور (مشایی و لیبرال بودن رئیس جمهور) بنده به علی آقا گفتم بینی و بین الله آقا(رهبر انقلاب) از این سخنان شما راضی بود؟ علی مطهری پاسخ داد:قطعا نه!!!!
    پس معلومه این آقا اصلا رهبر رو قبول نداره
    با آرزوی موفقیت برای شما

  16. جواد گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۵۶

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر
    مدتی بود که به وبلاگ شما سر نمی زدم اما خواندن مقاله شما در خصوص آقای مطهری فرصتی دوباره دست داد که به وبلاگ شما سری بزنم.
    بر طبق تجربه قدیمی می دانم شگرد شما نیز مانند آقای احمدی نژاد در پاسخ به سئوالات و شبهات فرافکنی و سئوال های متقابل است در این خصوص نیز می دانم پاسخ منصفانه ای دریافت نخواهم کرد اما چه کنم که نمی توانم ننویسم شما هم خواهشاً برای دلخوشی بنده جواب دهید حتی با شگرد معمول خود!

    ۱- آیا اگر اکنون شهید مطهری حضور داشت و فرصت داوری برای ایشان در خصوص مناقشات اخیر فراهم بود آیا ایشان نیز تمام امکانات دولت را در جهت متهم کردن طرف مقابل بسیج می نمود و به طرف مقابل نیز امکان پاسخ گویی در هیچ یک از رسانه ها را نمی داد ؟ در قاموس ما آیا نام این عدالت است ؟

    ۲- آیا شما ایراد اتهامات (صرف نظر از درست یا نادرست بودن) به آقایان هاشمی ، ناطق نوری و … در رسانه ای با مخاطب ۶۰ میلیونی را در روشن کردن آتش میان کاندیداها و طرفدارانشان را بی اثر می دانید؟ اگر خیر که شما را دعوت به مرور اتفاقات می نمایم و اگر بلی پس هر انچه برای طرف مقابل می پسندید برای طرف خود نیز بپسند.

    ۳- شما آقای دکتر احمدی نژاد را صادق و راستگو خطاب کردید که ما هم در آن شکی نداریم اما بد نیست به موضوعاتی مانند تکذیب هاله نور، نرخ تورم ، نرخ بیکاری ، عذخواهی رسمی انگلیس نیز نطری بیندازید.

    ۴- جناب آقای جوانفکر لطفاً بدون فرافکنی و منطقی پاسخ دهید طرفداری آقای مطهری از شخصی مانند موسوی در این موقعیت چه منفعتی برای ایشان دارد که ایشان را به دو رویی متهم می کنید آیا برای ایشان بهتر نیست تا مانند بقیه اصول گرایان تنها طرفداری شما و اطرافیان شما را بکند که در نتیجه گرفتار تیغ نقد و اتهام شما نشده و خیالشان هم برای تایید صلاحیت دور آینده راحت خواهد بود .
    طرفداری ایشان از شخصی که هم اکنون در موضوع ضعف بوده و هیچ پایگاه رسانه ای برای رساندن حرف خود و پاسخ به اتهامات پیاپی ندارد فقط یک معنی را می دهد و آنهم جوانمردی!

    در انتظار انتشار متن و پاسخ شما هستم.

  17. مرجان گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۵۸

    توی سه تا نکته اول خوب جواب این استاد زاده رو دادی… مطالبت من رو یاد این شعر از سعدی انداخت:

    چون که در شام فتنه ای افتاد
    هر یک از گوشه ای فرا رفتند
    پسران وزیر ناقص عقل
    به گدایی به روستا رفتند
    روستا زادگان دانشمند
    به وزیری پادشا رفتند…

  18. نکته گفت :

    مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۲

    زندگی جامعه بشری مانند خط محور دو جهت نامحدود را نشان میدهد .

    انسانها تقریبا همیشه در جهت منفی این خط محور قرار داشته اند .

    البته ابعادی از وجود انسانها در مسیر خوبیها در نوسان بوده است . اما برآیند کلی زندگی بشر تاکنون در جهت منفی یا خیلی منفی در نوسان بوده است . و مواقعی پس از چندین پله سقوط منفی و گرفتار شدن در باتلاقها به تحول و رشدی در همان مسیر منفی دست یافته اند . و از این تحول و رشد ذوق مرگ شده اند . و در این حالات برای خودش امتیازات مثبت و مدالهای افتخار بر سینه میچسبانند . و گذشته منفی را به چند پله حرکت مثبت بر خود می بخشند . و این را بحساب ترقی میگذارند . و این اتفاقات را تقدیر مینامند . که انسانها پس از هر سقوط و ابتلایی به دردها و رنج ها لذت عافیت و صعود را بچشند . و غیر این شرایط را یکنواختی در زندگی فرض میکنند . اما حقیقیت چیز دیگری است .

    همین فراز و رکود و فرود میتواند در قسمت خط محور زندگی جامعه بشری اتفاق بیفتد . بین خوب و خوبتر رقابت و نوسان باشد . دنیایی که خداوند خلق کرده است . آنقدر وسعت و ناشناختگی دارد . که لازم است . که اگر انسانها با تمام سرمایه های وجودیشان و با بهره وری از همه ابزارها و اسرار و فرمولهای قرار داده شد در عالم خلقت نمیتوانند . نماینده تمام و کمالی برای خداوند در بین مخلوقاتش باشند . و مدام این فراز و فرود و کشف و ابداع و ابتکار را در طول زندگی بشر را تغذیه خواد نمود .

    پس لازم نیست . انسانها خود را در مسیر منفی خط محوری زندگی بشر معطل کنند . سرخودشان کلاه بگذارند . در مسیر بدیها با هم رقابت و منفی بافی و تقابل داشته باشند .

    انسانهای عاقل باید جهت سرشار از موفقیت و خوبیهای خط محور زندگی بشر را بهدیگر نشان دهند . و قانون برد و باخت زندگی را به رقابت برد و برنده تر تبدیل کنند .

    تو مرا بکشی . من تو را نخواهم کشت . من به تو دوست داشتن خواهم آموخت .

  19. سارا گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۳۷

    دوباره سلام
    آقای جوافکر این خیلی خوبه که دکتر هر چند وقت یکبار تو تلویزیون زنده صحبت می کنه. همین طور این آخریه که با کارشناسان بود. چقدر خوبه که برخی صحبت های حاشیه ای و شایعه ها هم مطرح بشه و دکتر پاسخ بده.
    راستی! من حس می کنم دکتر دیگه مث قبلا ها شاد و خندان و نیست و یک غمی تو چهره شه… درسته؟؟؟ چرا؟؟؟ :(

  20. نکته گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۲۱

    تشبیه جامعه ایران به شبکه سخت افزاری و نرم افزاری رایانه ایی

    جامعه ۷۰ میلیونی شامل سازمانها و نهاد . بخشهای مختلف . بخش خصوصی و آحاد ملت مانند سخت افزاری بسیار باارزش و موثر هستند . که با اشکالات نرم افزاری مواجه هستند .

    بسیاری از نرم افزارها قدیمی هستند و به روز رسانی نشده اند . بسیاری از نرم افزارها با یکدیگر همسان سازی نشده اند و همدیگر را نمیفهمند . نمی شناسند . بسیاری از نرم افزارها وابستگیهای داخلی را از دست داده اند . و افکار ویروسی دارند . بسیاری از نرم افزارها به شبکه ملی وصل نیستند و بطور کلی خودشان را از سیستم فکری قوانین و تکالیف ملی و اجتماعی جدا کرده اند . بسیاری از شبکه های اصلی ما نقش پشتیبانی و حمایتی را فراموش کرده اند . بسیاری از شبکه های اصلی نرم افزاری بدون اینکه به شبکه گسترده ملی وصل شوند . مدام برنامه های جدا از شبکه را اجرا میکنند . و هیچ اتفاق سازنده ایی نمی افتد . و تنها باعث لوس شدن ارزشهای ملی میشود .

    چه باید کرد ؟

    باید شبکه ایی را تعریف کرد . که همه سخت افزارها با تعارف مناسب و دقیق جایگاه ونقش مفید و واقعی خود را بدست آورند . باید نرم افزار استراتژی جامع و موثری را طراحی و اجرا نماییم . که سیستم و شبکه کامل و سالمی را بوجود آورد . و یک ارتباط دو سویه بین شهروندان و دولت . حقوق ملی و اجتماعی را هماهنگ انجام تکالیف و مسئولیت ملی و اجتماعی را پرداخت نماید .

    نرم افزاری که اصلاح و توسعه و تعالی را بطور طولانی مدت . مرحله ایی . بخشی . صنفی . فصلی و سطحی نگرانه پیگیری نکند .

    نرم افزاری که بتواند با زدن دکمه شروع مثل جریان برق همه سیستم ها و سخت افزارهای ملی را وارد مدار مشارکت و نظارت موثر ۷۰ میلیونی نماید .

    و این شدنی است . بشرطی که ما باور کنیم . و شک نکنیم . و یک قدم خود را برداریم .

  21. بی‌نام گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۶

    جوان در اینجا به معنای ناپخته به کار رفته نه به معنای انسان جوان. برخی کلمات فارسی چند معنی دارند. اینجا هم فکر جوان یعنی فکر ناپخته نه فکر انسانی که سنش جوان است. شاید بهتر بود به جای تهیه طوماری به این بزرگی به فکر معنای کلمات آقای دکتر مطهری بودید. ضمناً من خودم به آقای احمدی‌نژاد رای داده‌ام و معنای آن چشم گذاشتن بر بدی‌ها و اشتباهات ایشان نیست. که هر کاری کردند نشه بشهون حرف زد و این جوابیه‌های شما سند و مهری بر دولت دیکتاتوری است. البته من اشتباهات طرفداران و اطرافیان ایبشان را به حساب ایشان نخواهم گذاشت.

  22. ندا گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۴۴

    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت برادر بزرگوار
    بر خود وظیفه دانستم جنابعالی را به عنوان مشاور محترم مطبوعاتی ریاست جمهوری از توهینی که یک مجله فنی و مهندسی به شعور مردم و از همه مهمتر به جایگاه ریاست محترم جمهوری کرده است آگاه نمایم :
    فصلنامه مهندس مشاور درشماره ۴۴ تابستان ۸۸ در مطلبی در صفحه ۲ نوشته است که بعد از جلسات متعددی که شورای انتشارات و در واقع سردبیری نشریه انجام داده اند و از آنجائی که می خواستند مطلبی را در باب مسائل جاری کشور و متفاوت از مطالب فنی و مهندسی به نگارش درآورند بهترین سرمقاله را در چاپ یک صفحه سفید در صفحه ۳ به جای سرمقاله دیده اند.
    خواهش می کنم جدای از آنکه یک نشریه فنی آیا می تواند در زمینه های سیاسی هم اظهار نظر داشته باشد یا خیر! به این اقدام زشت واکنش مناسبی را نشان دهید.
    از اظهارات اخیرتان هم درباره پاسخ به توهین های آقای مطهری به آقای احمدی نژاد در مورد عذرخواهی از مردم تشکر می کنم و همچنین از پیگیری های مستمر و همیشگیتان در باب انعکاس نظرات مردم به ادارات و سازمانها و نهاد های مختلف هم کمال تشکر را دارم.
    در پایان از اقدام به جا و شایسته هیات نظارت بر مطبوعات در تعطیلی چند نشریه ساختار شکن و اجاره ای تشکر میکنم و اعلام می دارم که متاسفانه روزنامه های سرمایه – اعتماد-اسرار-آفتاب یزد و حیات نو اجتماعی هنوز که هنوزه در راستای ایجاد التهاب کاذب در جامعه حرکت میکنند و ای کاش هیات محترم نظارت بر مطبوعات با این نشریات که دیگر تذکر هم برایشان افاقه نمی کند برخورد قاطعی انجام می داد.
    با تشکر از حسن نظرتان و آرزوی توفیق روزافزون در راستای انجام خدمت رسانی هرچه بهتر و بیشتر به مردم.

  23. امین گفت :

    مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۳۴

    بسیار بعید است مجموعه جامد فعلی تحمل شنیدن نقدهایی مثل نقد بالا را داشته باشند.لذا من نوشتم که خود آقای جوانفکر وامثال او بخوانند تا شاید در افکار رسوب بسته ایشان تاثیری هر چند اندک داشته باشد.

  24. مهدی یار گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۵۶

    سلام آقای جوانفکر عزیز!من به شما حق می دم آقای مطهری نباید اینگونه قضاوت کنند و باید سعی کنند حقایق جامعه رو بهتر درک کنند ایشون در اظهار نظرشون احمدی نژاد رو با موسوی یکی کردند در حالی که اگه به مناظره باشه که آقای موسوی هم کم تهمت و توهین نکرد و از این موارد کم نذاشت البته عموم مردم این چیزا رو می دونن آقایان موسوی و کروبی در مناظرات تا تونستن به شخص دوم مملکت توهین کردن و اگه اینطور استدلال بشه باید گفت که طرفداران دکتر احمدی نژآد که خیلی هم بیشتر بودند باید با این توهینهایی که شد به خیابان می ریختند …آقای مطهری گویا متوجه نیستند که اردوکشی خیابانی پوششی برای افراد جنایتکار بود تا به جان و مال مردم و حتی حامیان موسوی تعرض کنند …بطور کلی تحلیل ایشون از وقایع بعد از انتخابات درست نیست هرچند که انسان پاک طینتی هستند ولی در مواقع مختلف نشان داده اند که از بصیرت کافی برخوردار نیستند درست برخلاف پدر بزرگوارشون.
    با آرزوی موفقیت برای شما

  25. 13آبان گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱

    اطلاع رسانی کنید، رسانه شمایید:
    ۱۳آبان تسخیر لانه جاسوسی روباه پیر، این انگلیس خبیث، توسط دانشجویان سبز اندیش…

  26. متهم گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۳

    جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

    ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

    بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

    مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

    شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

    فرش گسترده و در دست گلایل دارد

    تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

    ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

    کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

    می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

    یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

    یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

    هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

    تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد…

  27. نکته گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۹

    جهان روزی به سر منزل مقصود خواهد رسید . پس چرا ما در این راه مقدس اقدام نکنیم ؟
    همانطور که جهان به خرابی و جنگ و بحران کشیده شده است . و عده ایی به عمد و خوی شیطانی و عده ایی به غفلت و نادانی و عده ایی بخاطر بی توجهی و بی مسئولیتی و انجام ندادن تکالیف الهی و انسانی در بوجود آمدن خرابیها و جنگ ها و بحران ها مقصر هستند .

    جهان روزی به سلامت و آبادانی و سعادت خواهد رسید . چه ما در این راه مقدس مسئولانه تلاش و حمایت کنیم . چه نکنیم . یقینا کسانی خواهند آمد که بودن و نبودشان در مسیر ظهور چنین دوران طلایی و نیکبختی جامعه انسان خواهند بود . پس چرا ما از دو سوی جبهه حق و باطل . جبهه مسئول و بی تفاوت . جبهه بصیران و بی بصیرتان عامل جبهه خوبیها نباشیم .

    جهان روزی به سر منزل مقصود خواهد رسید . پس چرا ما در این راه مقدس اقدام نکنیم ؟

    چه لکه ننگی بالاتر از خیانت به این آرمان مقدس که نتیجه اش همه ظلم ها و فقرها و فساد و تبعیض هاست .

    و چه افتخاری بالاتر از این که مسئولیت شناسیمان در مسیر سعادت انسانها و از بین رفتن همه ظلمها و فساد و فقر و تبعیض ها خواهد بود . و مضاعف بر آن به و تعالی و ثمر نشستن همه تلاشها و سرمایه های العی و انسانی است .

    و مگر یک انسان چه آمال و آرزویی برای جاودانه شدن میتواند فرای این راه مقدس داشته باشد ؟

    و چه خسران و تباهی بدتر از این که در خلاف جهت سعادت انسانها عامل یا حامی باشیم ؟

    اما تکلیف چیست ؟ چگونه باید اقدام کنیم ؟ کسانیکه بر مسند رهبری و مدیریت این حرکت مقدس ایستاده اند چه مسئولیت و وظیفه ایی دارند ؟ و برنامه هایشان چیست ؟ و چرا هنوز در جهت همفکریی و همگرایی و همدلی نیروها برنامه های خود را طراحی . اعلام و اجرا نمیکنند ؟

  28. فرشید گفت :

    آبان ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۸

    جناب آقای جوانفکر سلام
    آقای امین بهتر است:
    ا- بیاموزند ادب را
    ۲- وقار و متانت را
    ۳- تحمل تلخی حقیقت را

  29. صادق هاشمیان گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۵

    سلام
    با عرض خسته نباشید به شما و دولت خدمتگزار
    آزادی بیان چه معنی و مفهومی دارد؟آقای مطهری پاسخ دهند.
    آیا در زمان انتخابات و بعد از آن آزادی بیان وجود نداشت؟در هیچ دوره ای این آزادی و شور و هیجان در تبلیغات انتخابات وجود نداشته است.
    پس از انتخابت برای انتخاب وزرا در مجلس نیز چنین بود.و به طور مسقیم از رسانه ی ملی شاهد اظهار نظر آقای مطهری بودیم!!.آیا این آزادی بیان نیست؟
    خدا نکند منظور شما از آزادی بیان تخریب به جای انتقاد باشد..
    چرا به این شکل جو را خراب میکنید؟؟؟آقای مطهری باید جوای من نسل جوان را بدهند
    ایشان نماینده ی مجلس هستند.آیا نماینده باید به نسل جوان و مشاور شخص اول مملکت اینگونه توهین کنند؟
    شما پسر آن عالم عالیقدر و استاد فرهیخته هستید که سخنانشان تا کنون راه گشا و سازنده بوده است.اما شما چه کردید…؟؟!!!
    آیا اگر استاد مطهری زنده بودند گفته های شما را تایید میکردند؟؟مطمینآ ایشان زنده هستند اما ما قادر به دیدن نیستیم…
    (استاد مطهری برای ملت ایران و خدمتگزاران این ملت دعا کنید.دعا کنید آنهایی که از خط و مشئ امام دور شده اند تا باز گردند…)
    دکتر جوان فکر برای شما و دولت خدمتگزار موفقیت و توفیق روز افزون را دارم.
    یا حق

  30. ابراهیم گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۷

    حوادث بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نشانه این است . که درخت انقلاب اسلامی . جمهوری اسلامی میخواهد قد بکشد بزرگ تر و به بلوغ و استقلال کامل برسد .

    دیگر به مصلحتها و دایه های توجیه گر هاشمی نیاز ندارد . درخت انقلاب ریشه گسترانده است . به تنه و شاخه و جوانه های تازه ایی رسیده است . و انتظارات از این درخت جوان مانند گذشته به حداقلها بسنده نمیکند . درخت انقلاب باید ثمراتش شامل همه مسلمانان . مستضعفین و ستمدیدگان عالم شود . درخت جوان انقلاب اسلامی باید برای انتظارات سیاسی . اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی جامعه جهانی حرفهای تازه داشته باشد . این درخت باید تنه به تنه درختهای پیر و فرتوت مکتب های فکری سیاسی و اقتصادی . فرهنگی جهانی بزند . و هوای تازه ایی برای تنفس بشر تولید کند .

    این درخت از دایه گان و آقابالاسرهایی که هم از توبره میخورند و هم از آخور بیزار است . این درخت غم و ترسی از . از دست دادن چند شاخه پوسیده رجل سیاسی سربار شده ندارد .

    درخت انقلاب اسلامی رو به آینده دارد . به اصول و برنامه هایش پایبند است . چند تا علف هرز بچه کودتا چی که سالها از شیره این درخت ارتزاق کرده اند . نمیتوانند ریشه مستحکم این درخت جوان را از زمین به درآورند . و تنه و شاخ و برگ جوان رو به آینده او را برای خوش آمد چند هوس باز خسته سیاسی به زمین بزنند .

    وظیفه مسئولین طراز اول . رهبر عزیز انقلاب . رییس جمهور محبوب این است . نماینده های ملت برای رشد و بالندگی این درخت جوان . برای مشارکت و نظارت موثر شاخه ها و برگها و جوانه های این درخت برای ایستادگی و مبارزه و بالندگی و میوه و ثمر دهی این درخت سرو قامت برنامه مناسب و جامع ارائه دهند .

    باید برای ارتزاق سالم شاخه و برگها و جوانه ها فکری کرد . باید برای سلامت درخت انقلاب برنامه های اغنایی و آفت زدایی را همزمان اجرا نمود . باید علف های هرز سیاسی و اقتصادی را از ریشه کند . تا آفتها و بیماریهای اجتماعی و فرهنگی مداوا شوند . باید فرصتهای قد کشیدن و بالندگی درخت را مهیا نمود . باید برای شاخه های ترسیده حقایق و برنامه ها را بیان کرد . نقشه های راه و امیدهای آینده را توضیح داد .

    درخت انقلاب اسلامی برای ترسیدن . برای در جا زدن . ماندن . نیامده است . این باغ تاریک و پر آفت نیازمند هوای تازه تری است . که آنهم نیازمند سلامت و رشد و بالندگی درخت جوان انقلاب اسلامی است . و سلامت و رشد و بالندگی درخت جوان انقلاب اسلامی منوط به فرمول و برنامه و استراتژی جامع و موثر است . تا فرصت های آفت زدایی و مصونیت سازی . ارتزاق سالم و کامل . رشد و بالندگی همزمان مهیا شود .

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۲

    آقا صادق
    با سلام
    از شما به عنوان یک جوان برومند ایران اسلامی به خاطر اظهار نظرتان متشکرم.
    عزیز و سربلند باشید

  32. امین گفت :

    آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۲۲

    جناب آقای جوانفکر!برایت بسیار متأسفم که تحمل انتشار نوشته انتقادی مرا نداشتی؛اما پیامی را که به ضمیمه آن نوشتار ارسال کردم منتشر کردی!
    روحیه تملق گفتن و تملق شنیدن امثال شماها را به اینجاها کشانده است.

  33. آیدین گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۲۱

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    امروز خبری را در ایسنا در رابطه با سخنرانی آقای رئیس جمهور در “نمایشگاه دستاوردهای فن‌آوری‌های پیشرفته کشور” می خواندم. آقای احمدی نژاد به مطالب بسیار جالب و مهمی اشاره کردند که نظر بنده را جلب کرد و نشان می دهد ایشان هم جوان فکر هستند، البته به معنی والای کلمه و نه آنچه در نظر آقای مطهری است. چراکه مردان سیاسی و کارشناسان” پخته” خیلی کم به آن توجه می کنند، بنده که این مطالب را برای اولین بار از آقای احمدی نژاد می شنوم. برای همین با اجازۀ شما در اینجا به آن اشاره می کنم.

    ایشان گفتند:

    ۱٫ « هیچ داعیه و اصلی در دنیا نیست که اگر کسی به آن رسید، همه باید از آن راه بروند» خاطرنشان کرد: اگر چنین بود پیشرفتی اتفاق نمی‌افتاد؛ اگرچه برخی روحیه‌شان چنین است. وی با بیان این که «راه‌های دسترسی به تسلط بر جهان منحصر به فرد نیست» ادامه داد: همه ویژگی‌های عالم در کوچک‌ترین ذره آن وجود دارد؛ لذا بی‌نهایت راه برای تسلط موجود است، اما باید باور کنیم که می‌توانیم و غل و زنجیرها را باز کنیم و بعد هم شجاعت داشته باشیم.»
    از دیدگاه بنده توجه به این مسئله آغاز تعالی جستن مرحلۀ از پیروی کردن به پیشروی است، زیرا امروز زمینه ها، میزان و ابعاد دست رسی جامعۀ بشری با پیشتازی غرب، به علوم تجربی تا حدود زیادی وابسطه به ضرورتها، منافع و اهدافی است که برای خود در نظر می گیرد و دنبال می کند. اگر هدف را دستیابی به نوع بهره بری امروزی قرار دهیم و راه کشورهای غربی را دنبال کنیم، دامنۀ علوم را برخود محدود می کنیم و همان طور که آقای احمدی نژاد گفتند غل و زنجیر به فکر خود میزنیم …

    ۲٫ « ارتباط صنعت و دانشگاه به معنای تجاری شدن علم است که در طول سی سال بعد از انقلاب کارهای زیادی بر روی آن صورت گرفته و تصمیماتی اتخاذ شده تا این کار روان‌تر شود؛ یعنی هر کس در هر نقطه‌ای علمی تولید کرد، نافع باشد؛ اما تا کنون این مسئله نتیجه‌ نداده است.»
    این جا دیدگاه بنده با آقای احمدی نژاد متفاوت است. از دیدگاه بنده این تجارت و صنعت هستند که باید علمی شوند و نه بر عکس. تجاری شدن علم این انحراف را می تواند به همراه داشته باشد، که تحقیقات و تعلیم در زمینه هایی که در کوتاه مدت توجیه اقتصادی در آنها دیده نمی شود کنار گذاشته شوند. ولی تجارت و صنعت می توانند و باید دست به دامن علم شوند در زمینه کاری خود در علم سرمایه گزاری کنند و حتی مراکز پژوهشی مستقل خود را داشته، که با دانشگاها روابط تنگاتنگ علمی داشته باشند
    مشکل این جاست ساختار اقتصادی ایران بازاری / سنتی است، خرید و فروش و دلالی بیشتر از تولید، ابداع و نوآوری سود دارد، جامعۀ مصرفی روز به روز به محصولات ساخت خارج یا کپی داخلی آنها رو می آورد، و جایگاه علم، هنر و فرهنگ در روند زندگی روزمره و محصولاتی که مصرف می کنیم کم تر و کم تر می شود. در تاریخ غرب ابتدا دانشگاه ها را ساختند، اولین استفادۀ اقتصادی گستردۀ علوم تجربی در صنایع نظامی و کشتی رانی بود، سپس علم به مزارع کشاورزی، آهنگریها، کارگاه ها، هنرستان ها، درمانگاه ه و سپس از همه مهم تر در ارتباطات وارد شد به نیازهای زندگی روزمره پاسخ داد و موجب نوآوری و پیش رفت زندگی مادی در این جوامع شد، و زمینۀ انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ میلادی را بوجود آورد. به طور خلاصه همۀ فعالیتهای جامعه به بهره برداری از علوم تجربی روی آوردند، و همین متقابلا موجب تسریع پیشرفت علمی در برخی زمینه ها شد، و مدلی را به جامعه جهانی ارائه دادند، و سایر جوامع برای پیش رفت بر اساس این مدل، به قیمت فرهنگشان، تولید و مصرف می کنند. جالب این جاست که خود غربی ها باورشان شده که این مدل تنها مدل ممکن و موجود است، که تفکر، فرهنگ و تلاششان به جامعه جهانی هدیه می کند (البته بهتر است بگوییم تحمیل می کنند زیرا در بسیاری موارد سودش یک طرفه است) و این باور را به “افکار پخته” و “روشنفکران” جوامع دیگر القاء می کنند… به گفتۀ دیگر تصویری از علم و پیشرفت در آن را در مدل محدود خود می گنجانند و در آن قالب به جامعۀ جهانی ارائه می دهند.

    همان طورکه آقای احمدی نژاد گفتند دامنۀ علوم و راه های دست یابی و بهره برداری از آن بی نهایت است.
    از این رو مهم، جویایی علم و استفاده از آن در زندگی روز مره با توجه به والاترین اهداف، فکری جوان و همتی جوانمردانه، است.

    سلامت و پیروز باشید.

  34. رضا گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۲

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    خواستم عرض کنم چرا چند وقتی است رسانه ملی تلویزیون را چه شده ،چرا اینقدر پس رفت آن از ایام مبارک رمضان که سریال هایش قابل قیاس با پارسال نبود و این هم از سریال های بی غیرت شمس العماره و هجو مسافران ،در اکثر قسمت های هجو مسافران با مردی مواجه هستیم (رامبد) که مثلا مدرن و امروزی است و اصلا با ازدواج زنش مشکلی ندارد و جالب آنکه دائم دارد القاء می کند که این عمل نشان از با فرهنگ بودن دارد واز این دست چرت و پرت ها…. در شمس العماره که قربونش برم اینقدر روابط افراد نامحرم دوستانه است و… که هرکس ببیند فکر می کند دوستان زن و شوهر واقعی هستند و در یک بستر واقعی دوستان دارند طنازی می کنند .
    نمی دانم ما مشعره خود را از دست داده ایم یا تلویزیون دست قطب زاده افتاده مورد دیگر اینکه ما مسلمان هنگام دیدن همدیگر به هم سلام می کنیم و هنگام ترک با هم از کلمه بسیار مبارک (خدا حافظ)استفاده می کنیم این چه بازی است که در اغلب سریال های رسانه ملی ادای لائیک ها را درمی آورند و از کلمات (می بینمد و تا بعد ) استفاده می کنند.
    جناب آقای جوانفکر سقوط یک حکومت آنی اتفاق نمی افتد همچنین فرهنگ یک ملت بلکه از تغییر ات کوچک شروع می شود والی….
    هر چند مسائل درد آور در این حوزه زیاد است امید آنکه با اهتمام ویژه دوستداران حکومت اسلامی و سپردن کار به افراد کاردان متعهد که به فرهنگ اسلامی و ملی وفادار باشند مشکل حل شود .این راه های که در رسانه ملی طی می شود به ترکستان ختم خواهد شد.
    با احترام

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۴۹

    آقا رضا
    با سلام
    نظر شما را به دفتر جناب آقای مهندس ضرغامی منعکس کردم. امیدوارم مسوولان صدا و سیما به اینگونه موارد توجه بیشتری مبذول کنند.
    موفق باشید

  36. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۶

    آقای امین
    با سلام
    برخی افراد نیازمند آموزش بیشتری بویژه در زمینه های اخلاقی برای بیان سخنان انتقادی خود بدون توهین به دیگران هستند. یادداشت شما ، از ویژگی لازم برای انتشار در وبلاگ برخوردار نبود و از این بابت متاسفم. ضمنا بنده نه اهل تملق گویی هستم نه سخن تملق دیگران را در باره خودم تحمل می کنم.
    موفق باشید

  37. فرشید گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴

    سلام
    جناب جوانفکر همان طور که این روزها شاهدیم بسیاری از ارزش ها به ضد ارزش و ضد ارزش ها به ارزش تبدیل شده اند برخی کلمات نیز معنای واقعی خود را از دست داده اند گویا…! بر همین اساس مایلم متذکر شوم که میان نقد و انتقاد با توهین و اهانت فاصله ای است به مسافت زمین تا آسمان…!

  38. محمد گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۲

    ماموریت ویژه جاسوس زبده اطلاعاتی روسیه در ایران
    http://www.moslemnews.orq.ir/

  39. مرتضی گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۰۰

    سلام آقای جوانفکر.
    ممنون که بامتانت یک جواب منطقی برای آقای مطهری نوشتید. فقط درمورد کلمه “جوان فکر” با شما هم عقیده نیستم و بنظرم جوان معانی مختلفی دارد و اشکالتان وارد نیست.

    راستی خوشبختانه مردم هم اقبال چندانی به آقای علی مطهری ندارند و طبق نظرسنجی وبلاگی که درمورد انتخابات ریاست جمهوری ۴سال بعد داره برگزار میشه، ایشون از بین ۱۰ نفر، هشتم شده! :

    http://www.webgozar.com/poll/vote.aspx?Code=623802

  40. کامران گفت :

    آبان ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۷

    آقای مطهری اگه یک سال بعد از دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد پی به لیبرال بودن ایشان برد چرا برای کاندیداتوری مجلس تحت لوای رایحه خوش کاندید شد ایشون که به واسطه پدرشون معروف هستن نیازی به این کار نداشتند پس چرا این کار رو کردن تااز هر گونه اظهار نظرشون سبزها سوءاستفاده کنن.
    ای کاش آقای مطهری به این سوال جواب می دادند.متاسفانه ایشان از بصیرت کافی برخوردار نیستند و نظراتشان فقط برای مخالفان دولت خوراک تبلیغاتی مهیا می کند.

  41. محمد گفت :

    آبان ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۶

    استدلال شما در مورد رای دادن به آقای مطهری خیلی بامزه است. مثل این است که بگوییم چون ابوموسی اشعری که فرد نادانی بوده دین اسلام را انتخاب کرده، حتما اسلام دین بدی بوده!
    …البته قبلا هم از این دست حرفها از شما شنیده ایم، مثلا آن موردی که با اصرار و اعتماد به نفس در یک مصاحبه گفتید که آقای احمدی نژاد در مورد هاله ی نور ادعایی نکرده، من خودم حضور داشتم! فقط حرف کسی را نقل کرده و خودش آن را تایید نکرده! تقوی…

  42. نکته گفت :

    آبان ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۳۵

    چرا فعالیت و توسعه در بخش های مختلف به سمت توسعه جزیره ایی پیش میرود ؟

    همه بخشهای فکری و اجرایی زیر مجموعه بخشهای بزرگتر هستند و این بخشها هم زیر مجموعه بخشهای کلان اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی قرار میگیرند .

    توسعه سالم و کامل هر بخشی مستلزم سازماندهی . زمینه سازی و هماهنگی بصورت متقابل با بخشهای دیگر است . پس از دفاع مقدس مردم . نیروها و سازمانهای مختلف منتظر بودند . تعالی و توسعه و سازندگی از موضوعات کلان طراحی . زمینه سازی و سازماندهی همه نیروها . سرمایه ها و فرصتها آغاز شود . تا هر فرد و گروهی . هر بخش و صاحب تخصص و سرمایه ایی بتواند درون این سازماندهی برای خود جایگاه و نقش سازنده و موثری هماهنگ با دیگر بخشهای تعریف و فعالیت نماید .

    چند سالی که از پایان جنگ گذشت . برداشتی که از مجموعه مدیریتها و فعالیت ها در مجموعه نیروها بوجود آمد . این بود که برنامه ریزی منسجم . سازمان یافته . مشخص و تعریف شده ایی وجود ندارد . و تنها قرار است مسابقه ایی آغاز شود . و هر کسی میتواند در مسیر مسابقه بیشتر بدود و بیشتر ببرد . و اسمش را رقابت بین بخشی گذاشتند . این مسیر آنقدر ادامه و توسعه پیدا کرد . که همچیز به بی سازمانی و بد سازمانی و در ادامه به تضاد و تناقض . تغییر معیارها و تقابل نیروها و فعالیت ها با یکدیگر کشیده شد . گروه گرایی و باند و مافیا سازی بازی رده های بالای سیاسی و اقتصادی بود .

    جامعه ناامید از برنامه و تعالی و توسعه منسجم و سازمان یافته هر کدام بذری شدند که در زمینی که آماده سازی نشده . نیازها و حقوق پیش بینی نشده . و منابع و منافع بین بخشی اش نزد دیگران بلوکه شده است . گرفتار بلاها و آفتها رشد کنند و پیش بروند . بارها شکست را تجربه کنند . و هر روز اهداف حداکثری به حداقلها تنزل پیدا کند . و جامعه امروز جزیره های از هم گسیخته در همه فعالیتهای اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی است . که از تضاد و تداخل و عدم هماهنگی با یکدیگر رنج میکشند . و این رنجها را چندین برابر به مردم منتقل میکنند . تا این دور باطل همچنان ادامه داشته باشد . باورش سخت است . نیروهای انقلاب ندانسته برنامه های تعالی و توسعه جامعه انقلابی ایران را به این جاده های ناهموار و پر سنگلاخ کشانده اند . نیروهای انقلابی که تجربه پیروزی انقلاب اسلامی . تجربه و همراهی و مدیریت امام خمینی ( ره ) و همبستگی ملت و دولت در دفاع مقدس را داشتند . ندانسته به این راه آمده اند ?????

    سرگذشت و حوادث قدرت طلبی و زر اندوزی در دولتهای سازندگی و اصلاحات حکایتهای دیگری دارد . که قرار بود پس از سرنگونی رژیم منفور طاغوت قدرت و ثروت بین قبیله های جدیدی تقسیم شود . و نسل به نسل منتقل شود . مافیاهای سرمایه داری که همه ابزارهای چماق و هویج و رسانه های اغفال و اغوای جامعه را بدست گرفته بود .

    و این محمود بود . که ابراهیم شد . تا بت های بزرگ و کوچک شکسته شوند . و دیوار ممنوعه بر سرشان آوار شود . تا ملت ایران باز هم استمرار انقلاب اسلامی را از نقطه پایان جنگ تحمیلی ( توطئه مدیریت و نفاق ) دیگری پی بگیرد . امروز ۴/۸/۶۷است . نه ۴/۸/۸۸

  43. محمدصالح گفت :

    آبان ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷

    به نظر شما چرا شخصیتهای انقلاب، جزمعدودی ازایشان همچون حضرت آقا و امام و… ؛ بقیه فرزندان عاقبت به خیری تحویل جامعه اسلامی ندادند…؟؟!!

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۰

    محمد آقا
    با سلام
    سووال خوب و ظریفی مطرح کرده اید . علاقمندان می توانند به این سووال پاسخ دهند تا در وبلاگ منتشر شود.
    موفق باشید

  45. محمد گفت :

    آبان ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۵

    پاسخ به دوست گرامی آقای محمد صالح:
    اگر قرار بود خداوند عالم خطا را از انسان سلب نماید دیگر شاید همه بهشتی بودند..
    مهم این است که خداوند به هر یک از ما قدرت اختیار و تفکر داده , به همین دلایل نیز برخی انسانها همچون فرزند نوح گمراه شد
    بنابراین پدر فلانی بودن دلیل بر عدم گمراهی فلانی نیست..
    بنظرم همانطور که فرزندان بسیاری از پیامبران الهی گمراه شدند ما نیز میتوانیم گمراه شویم و چه بسا که اکنون نیز در گمراهی بسیار باشیم..
    فرزندان بزرگوار حضرت امام و مقام معظم رهبری نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند , و سایه ولایت بزرگوارانی چون حضرت امام و آقا بر سر فرزندان فقط قسمتی از قضیه است و باقی این است که خودشان با استعانت از خداوند متعال تعالیم الهی را که آموخته اند به کار بسته اند و موفق بوده اند
    اما برای هر انسانی استمرار در راه الهی مهمتر از حضور اولیه در آن است..
    اینکه فرمودید برخی خا فرزندان عاقبت به خیری تحویل جامعه نداده اند باید عرض کنم در پاسخ که:
    هیچ یک از تقدیر خداوند اطلاع نداریم و ممکن است همان فردی را که شما می گویید عاقبت به خیر نیست, نزد خداوند بسیار عزیز باشد.. چه بسا که گاهی اوقا ما انسانها فقط به دلیل اینکه دیگران مخالف روشهای ما هستند او را بی ایمان بخوانیم و این بیماری اروز امت اسلام است, دقیقا همان موضوعی که پیامبر گرامی اسلام نگران آن بودند و امام و مقام عظمای ولایت درباره آن هشدار داده اند, یعنی تفرقه.
    مهم این است که در راه خدا حرکت میکنیم و فقط روشهایمان با یکدیگر متفاوت است.
    بنابراین از نشانه های عاقبت به خیری چیزی نیست جز حرکت در راه نائب برحق مهدی (عج) حضرت آقا که سفارشی غیر از حرکت در راه روشن پیامبران الهی و امامان معصوم ندارند همان راهی که رضایت خدای متعال را در پی دارد. که آن همانا در آیه شریفه ذیل بخوبی خلاصه شده است:

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

    ترجمه فارسی

    ای کسانی که ایمان آورده اید ، برای خدا ، حق گفتن را بر پای خیزید و به عدل گواهی دهید دشمنی با گروهی دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید عدالت ورزید که به تقوی نزدیک تر است و از خدا بترسید که او به هر کاری که می کنید آگاه است

    (انشاءالله خداوند همه ما را بیش از پیش مورد لطف و کرامت بی حدش قرار دهد)

  46. عبدالله روستانشین گفت :

    آبان ۶م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۲

    سلام
    با توجه به این که اکثر انقلابیون درصد بالایی از وقت خود را در بیرون از منزل و جهت مبارزات انقلابی صرف نموده اند و همین امر از میزان نظارت آنها بر تربیت فرزندانشان کاسته است و همچنین وقوع انقلاب موجب استفاده از رانتهای مختلف برای فرزندان افراد ذینفوذ گشته است ، می تواند یکی از عوامل عدم عاقبت بخیری باشد . البته اگر آقای جوانفکر و امثال ایشان و حتی جناب احمدی نژاد هم به خانواده خود نرسند ، ممکن است به این سرنوشت دچار آیند . نمی توان امروز بر افرادی همچون کروبی و هاشمی و خزعلی و شهیدان مطهری و بهشتی و رجایی و … خرده گرفت چون اگر امروز مشکلات مالی و بداخلاقی های سیاسی آنها لو رفته قطعا از امثال احمدی نژاد و کلهر و جوانفکر و … بعدا صدا خواهد کرد . اسلام برای تربیت فرزندان برنامه دارد . امام خمینی که درود انبیای الهی بر او باد به تمامی این برنامه ها اشراف داشته و دقیقا به اجرای آن پرداخته است .
    آری : فرزندی که بر اثر درگیری های کاری و اداری و مشغله های سیاسی وقت کمی را برای خانواده و فرزندان خود می گذارد قطعا شاهد این موارد خواهد بود . فرقی نمی کند امروز باشد یا فردا
    سرانجام این سنتور صدا خواهد کرد چه شب باشد و چه روز .
    ضمنا آقای جوانفکر یک شاهد مثال است و نه یک مصداق
    امید که ببخشیدم

  47. انسان گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۹

    با سلام

    در انتقاد موضوعات را با هم اختلاط نکنیم، اگر ما داعیه اسلام و مسلمانی داریم باید به آن پایبند باشیم، که تبلیغ پیامبر عظیم الشان اسلام بر اخلاق مداری بود و کثرت یاران ایشان بواسطه حسن خلق آن حضرت مسلمان شدند، در نامه شما چندین نکته موجود بود که بجهت رعایت اخلاق تیتر وار به آنها اشاره می کنم

    اول: شما با تقسیم بندی هایی که می کنید (کلا مسئولین) مردم را در دو صف مقابل هم قرار می دهید! این کار را اصلاح کنید
    مثل بسیجی و غیر بسیجی، باحجاب و بی حجاب، روزنامه های منتقد و موافق و . . . مگر نه اینکه تمام این دسته های متضاد در نظر شما افراد همین خاک و سرزمینند که که باید نسبت به آن در مقابل متجاوزان، عرق و در مقابل دوستان و هم وطنان محبت داشته باشند!؟
    اگر هدف شما خدمت به مردم ایران است همه افراد این گروه ها مردم ایرانند، پس برای رسیدن به این مهم این دسته بندی ها را از گفتار و رفتار خودحذف کنید و موضوع وحدت بخش میهن و ایران را جایگزین سازید تا جامعیت وطن در این سرزمین اقوام موجب وحدت شود

    دوم: در مورد رانت پدر و … که بیان نمودید، سعی کنید حرفی را در کنایه نزنید، چون در گفتار کنایه آمیز حقیقتی پنهان است که بعلت نهان بودن موضوع هر کسی گمانی می کند که شاید حقیقت مورد نظر گوینده نباشد پس بنابر گفتار معصوم [مولا علی (ع)] از گفتار و کرداری که موجب گمان بد می شود باید خودداری کرد

    سوم: وقتی ما پیروی دینی را می کنیم که در آن امیرالمومنین [مولا علی (ع)] بر سر اثبات دعوی خود با مرد یهودی بر سر زره خود، در برابر قاضی می نشیند و وی را توصیه به رعایت انصاف حتی در سلام کردن می نماید، فکر نمی کنم سخنان آقای مطهری خارج از اصول اسلامی بوده که شما را برآشفته سازد! چه آنکه در مناظرات تلویزیونی آقای احمدی نژاد نیز خود بر این موضوع که همه باید در مقابل قانون یکسان و پاسخگو باشند اذعان داشتند!؟

    چهارم: در مورد اینکه افراد سرمایه های ملی هستند و حفظ آنان و بهره برداری در جهت منافع ملی کاری نیکوست و تخریب آنان حرکت در جهت به خطر انداختن منافع ملی و نظام اسلامی است کاملا موافقم، ولی جناب آقای جوانفکر سیاست یک بام و دو هوا تا کی! اگر رهبر انقلاب سرمایه نظام هستند آقای هاشمی هم یکی از سرمایههای نظام اند، اگر آقای احمدی نژاد سرمایه ملی هستند آقای خاتمی، موسوی، کروبی، رضایی، قالیباف و لاریجانی و . . . هم سرمایه های ملی ما هستند، چگونه است که دیگران فارغ از رتبه و منزلت باید در مقابل قانون پاسخگو باشند ولی ما نباید باشیم؟! این یعنی تضاد با آنچه که مولا علی (ع) خطاب به فرزندش فرمود: آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند!؟

    پنجم: به راحتی خود را حق و دیگران باطل می انگارید نه شما که همه و همه اینگونه اند، از شما می پرسم با چه محکی شما حق و دیگرانی که با شما و همفکران شما نیستند را نا حق می دانید!؟
    مگر نه اینکه ملاک حقانیت قران ائمه اطهارند؟
    مگر نه اینکه خدا در قرآن می فرماید: همدیگر را مسخره نکنید چه بسا از شما بهتر باشند؟
    یا در آیه ای دیگر مگر نفرموده: یکدیگر را با با القاب زشت و توهین آمیز نخوانید
    در این آیات افعال بگونه ای به کار برده شده که جامعیت انسان ها را در بر دارد حال که شما دو بزرگوار الحمدلله مسلمانید چرا اینگونه همدیگر را خطاب می کنید!؟

    امیدوارم که به عنوان یک مسلمان، مظهری از اسلام و اخلاق نیکوی اسلامی باشیم

  48. حمید گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۲۶

    متاسفانه ایشان و بعضی دیگر از یاران اقای موسوی برجستگی ای جز انتساب به پدرشان ندارتد. مقاله ای منتسب به مرحوم مطهری و در ذم مرحوم شریعتی در سال های اول انقلاب با اجازه خانواده ایشان چاپ شد. مقاله ای که اگر هم مرحوم مطهری انرا نوشته بود در زمان حیات دکتر شریعتی هم انرا منتشر نکرده بود. لیکن این فرزندان پس از فوت هر دو نفر انرا متشر کردند.

  49. ali گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۷

    آقای جوانفکر بنده بر عکس آقای مطهری معتقدم فکر شما به قرن ها قبل (قرون وسطی!) تعلق دارد… اگر جناب عالی معتقدید “آزادی بیانی” وجود دارد در این وبلاگ انتقادی به حضرت آقا بکنید (البته اگر ایشان معصوم نمیدانید!) وعده من و شما میدان شهر و چوبه دار! چقدر مضحک است، شما که به زور چماق و گلوله حکومت می کنید خود را با امیر المومنین و حکومت او پیوسته میدانید!!!!

  50. عباس گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۲

    با سلام
    به نظر شما در شعاری که مردم در حمایت از دکتر احمدی نژاد سر می دادند منظور از “بت بزرگ” چه کسی یا چه چیزی است ؟ و چرا فقط در حد شعار در همان روزها باقی ماند و به فراموشی سپرده شد ؟

  51. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۰۶

    عباس آقا
    با سلام
    در حد شعار باقی نماند و امروز به یک مطالبه اصلی تبدیل شده است .
    موفق باشید

  52. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۰

    علی آقا
    باسلام
    انتقاد بی دلیل به رهبر فرزانه انقلاب ، نشانه آزادی نیست. البته اگر صحبت های رهبری را گوش کرده باشید ایشان روز چهارشنبه فرمودند که به ایشان انتقاد می شود و انتقادها را هم دریافت می کنند.
    خوب نیست شما مسوولان کشور را به چوبه دار تهدید کنید. در این صورت چهره قابل دفاعی از شما و همفکرانتان در اذهان ایجاد نخواهد شد.
    در ایران قانون حاکم است نه چماق و گلوله.
    نظام جمهوری اسلامی در تلاش است تا خود را به حکومت مولای متقیان امام علی (ع) نزدیک کند اما هنوز فاصله های زیادی باقی است.
    موفق باشید

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۱

    انسان محترم
    با سلام
    - برخی از مواردی که فرموده اید درست است و باید مراقبت کنیم که به کج راهه نیفتیم و بنده به سهم خودم از شما به خاطر تذکراتی که داده اید تشکر می کنم.
    - در مورد بند چهارم لازم به توضیح است که محبوبیت آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک سرمایه ملی است . زیرا با این سرمایه و این پشتوانه می تواند در مجامع جهانی از حقوق ملت ایران دفاع کند. بنابراین ایشان وقتی رئیس جمهور نباشد دیگر یک سرمایه ملی نخواهد بود و بر همین اساس آقایانی که شما اسم برده اید سرمایه ملی نیستند. آدمهایی هستند مثل بقیه اعضای ملت ایران.
    - شما که بنده را به رعایت اخلاق توصیه کرده اید خوب بود از ایراد اتهام در بند پنچم پرهیز می کردید. بنده کجا خود را حق و دیگران را باطل انگاشته ام. شما اتهامی را وارد کرده اید و بر اساس آن به طرح سووالاتی پرداخته اید که پاسخی برای آن وجود ندارد.
    موفق باشید

  54. نکته گفت :

    آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۹

    یکی از کارهای مهمی که احمدی نژاد باید در دولت دهم انجام دهد .
    شناسایی احمدی نژادهای جوان و گمنامی است . که بخاطر کثرت و حاکمیت هاشمیها و خاتمیها در بیست سال گذشته از گلوگاههای مدیریت های اجرایی رانده شده بودند . و کثرتی از مدیران وابسته به تفکر هاشمی و خاتمی جامعه را اداره میکردند .
    تفکر مدیریتی هاشمی نماد مدیریت معاویه و عمروعاص مسلک است . که بهترین روش اداره جامعه سلطه بر خزانه های زر و سیم . نوچه پروری . شبکه و مافیا سازی . پرزرق و برق و استثنایی جلوه دادن عملکرد خود . و کوبیدن و در نطفه خفه کردن هر منتقد و بر پا نمودن سلسه های قدرت و ثروت است . تا گلوگاههای اداره جامعه همیشه در دستان یک طبقه . یک طایفه و قبیله دست به دست بچرخد . همان توصیه ایی که ابوسفیان به معاویه داشت . که قدرت و ثروت را در طایفه بنی امیه نهادینه کند . و مانع حضور فرزندان بنی هاشم و علی ( ع ) در مدیریت جامعه شوند .
    تفکر مدیریتی خاتمی نماد مدیریت خود باختگی است . پز عالی جیب خالی . مرغ همسایه غاز است . این گروه از مدیران عاشق کپی برداری و ترجمه مکاتب دیگران هستند . عاشق رفتار روشنفکر مابانه . فیگور و ژست گرفتن مانند ستاره های سینما . مادام در برابر فلاش های دوربین ها راه رفتن مانکن ها به رخ جامعه کشیدن . قلمبه و سلمبه حرف زدن و هم سفره نمایندگان تفکر مدیریتی هاشمی شدن . که هم لفت و لیستشان مهیا باشد . و هم مانند آنها رفتاری قلدرمابانه نداشته باشند . آنچه برایشان مهم نیست . نتیجه کارها و گذشت زمان هاست . دم از فرهنگ میزنند اما نتیجه اش بی فرهنگی و از خود بیگانگی است . آنها عاشق زدن حرفهای خوش آب و رنگ هستند . بدون اینکه توان و جرات اجرا و مدیریت درست و کامل آن را داشته باشند . تفکر مدیریت خاتمی بدرد ویترین دانشگاههای در بسته میخورد . تاریکخانه های روشنفکری که هر چند وقت یکبار از آن بازدید کنند . و به به و چه چه کنند و وقتی بیرون می آیند آنها را فراموش کنند .
    تفکر مدیریتی احمدی نژاد نماد مدیریت تفکر بسیجی است . این تفکر برای شخص خودش هیچ منیتی و حق خاصی قائل نیست . این تفکر مدیریتی خود را مکلف و مامور به حرکت در مسیر خوبیها و خدمتها میداند . برخلاف دو تفکر مدیریتی هاشمی و خاتمی که خود را محور کارها . و رضایت خود را مقدم بر رضایت جامعه و حاکمیت حق و عدالتها میدانند . تکلیف از نظر او عمل درست و کامل به هرآنچه عقل و دین فرمان میدهد . این تفکر مدیریتی یک بعدی نیست . او اصالت را به حق ها و خوبیها میدهد . نه به جبهه و گروهها . همچنان که اگر پای رقابت و استقامت پیش بیاید . با فرار نیروهای تفکر هاشمی و خاتمی سنگرهای خالی آنها را هم پر میکنند . تا دشمن نتواند به اهداف خود برسد .
    بعد از دفاع مقدس با حضور تفکر هاشمی در دولت بمرور و با همان تفکر سیاس و حیله گر تفکر بسیجی در امروز در نماد احمدی نژاد دوباره فرصت ظهور و بروز پیدا کرده است . را با بهانه و بی بهانه دنبال نخود سیاه و در مراکز فرماندهی جامعه طرد کردند . و با ساخت رسانه ها و اجیر و آلوده کردن نیروها تفکر بسیجی را پراکنده کردند . و این آلودگیها ادامه داشت . تا از کنار و دل تفکر مدیریتی هاشمی تفکر خودباخته مدیریت خاتمی زاییده شد . و با عدم تناسبی که با تفکر مدیریت هاشمی داشت . و از نارضایتی که جامعه از تفکر هاشمی داشت . از فرصت سواستفاده کرد . و با نشان دادن الگو مدینه النبی و درب باغ بهشت جامعه را فریب داد . و به سمت ناکجا آباد خودباختگی و همرنگ دیگران شدن را تبلیغ و عمل کرد .
    همه این بیست در انزوا و درد و رنج اکثریت جامعه و تفکر مدیریتی احمدی نژاد ( تفکر بسیجی ) ادامه داشت . تا بمرور بوی گند عملکرد تفکر مدیریتی خاتمی و هاشمی که از سر ضعف ذاتی تفکر خاتمی همدست شده بودند . بالا زد و مردم خسته از تهو و نفاق و فریب . به درب خانه تفکر مدیریتی بسیجی رفتند . همان تفکری که در سی سال گذشته همرنگ مردم باقی مانده بود . نان و نمک اشرافیگری را نخورده بود . زبان و دل و عملش یکجور بود . این تفکر خود را جدا از مردم نمیدید و نمیدانست . و اصلا اعتقاد و علاقه ایی هم برای جدا کردن طبقه و سفره خود از مردم را نداشت . او جامعه ایران را یک ملت . یک خانواده میدانستند . این تفکر میراث دار حقیقی آرمانهای انقلاب اسلامی بود . که بود و نبودش را در امانت داری و اجرای آرمانهای ملت ایران میدانستند .
    اکنون احمدی نژاد نماد و مجری تفکر بسیجی بر مسند کارها نشسته است . که ایستاده است . چرا که نشستن و امر کردن و طلبکار بودن مختص تفکر مدیریتی هاشمی و خاتمی است .
    اکنون احمدی نژاد نماینده یکی از ۷۰ میلیون عضو تفکر بسیجی جامعه ایران است . نکته مهم این است . فرصت و زمان کوتاه است . ۷۰ میلیون نیرو تفکر بسیجی منتظر آغاز حماسه های سازندگی و آبادانی ایران و تحقق آرمانها هستند . احمدی نژاد یک نفر نیست . که به جایگاهی برسد و کار تمام شود . انتخاب احمدی نژاد برای کرسی مدیریت جامعه آغازی است . برای پیوستن قدرت لایزال ملت به شبکه سازندگی جامعه

  55. آیدین گفت :

    آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۰۴

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    در آغاز دورۀ جدید سفرهای استانی برای دولت دهم دعا و آرزوی موفقیت دارم.

    در غرب تنها تصاویری که از این سفرها منتشر میشود آقای احمدی نژاد را نشان می دهد که در میان جمع انبوهی از مردم سرشان را از ماشین بیرون می آورند و با مردم دست می دهند. با نشان دادن این تصاویر بدون اظهار نظر بخصوصی، تصویر سفرهای استانی را در افکار عمومی به یک بازارگرمی سیاسی آقای رئیس جمهور محدود می کنند و یک چهرۀ پوپولیست از ایشان نشان می دهند. این چنین روی ابعاد مهمتر و دست آوردهای سفرهای استانی پرده می اندازند.
    امیدوارم رسانه های داخلی فنی عمل کنند، و این ابتکار مهم مدیریت اجرایی را در افکار عمومی بازیچۀ غرض های سیاسی نکنند. و با نگاهی دلسوز و متخصص، در تمام ابعاد نقاط مثبت و اشتباهاتی که می تواند وجود داشته باشد را منعکس کنند، تا موجب بهبود زندگی هموطنان و پیشرفت کشور عزیزمان باشد.

    همچنین در تصاویر منتشر شده دیدم انگار دست راست آقای احمدی نژاد پیچ خورده. خدا بد نده، چی شده؟ با بچه های مشهد مچ انداختند؟

    انشاء الله دست آقا امام رضا همیشه یارشان باشد.

    سلامت و پیروز باشید

  56. ایرانی‌ گفت :

    آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۰

    آقای جوان فکر!

    من هیچ وقت ناسزا نگفتم به کسی‌ در انتقاداتم. پس چرا انتقاد‌های من منتشر نمیشن؟ شاید جوابی‌ براشون نیست!

    راستی‌ عجیب نیست از هر ۱۰ تا کامنت شاید یکیش بر ضد شماست؟

    خیلی‌ دوست داشتم باهاتون می‌تونستم چت کنم و به عنوان یک ایرانی ساکن خارج از کشور ببینم واقعا چی‌ تو سر شما می‌گذره. اگه خدمت به مملکت اجازه بده بهتون خیلی‌ خوشحال میشم.

    یادتون باشه که من توهین و خشونت رو هیچ وقت و هیچ وقت قبول ندارم.

    زنده باد مخالف من!

  57. صنایع نیوز گفت :

    آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۳

    http://www.sanayenews.com/content/view/19546/1/

  58. وحید امیدوار گفت :

    آبان ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۷

    سلام
    آقای علی مطهری و برخی افراد مشابه ایشان ، متاسفانه به بیراهه رفته اند و خود به آن واقف نیستند
    درتاریخ دین مبین اسلام افراد مشابه ایشان کم نبودند و امیدواریم که اینان از این موضوع درس بگیرند و ..
    ششم آبان تولد رئیس جمهور محبوب و مردمی جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
    هفتم آبان تولد کوروش بزرگ ، بنیانگذار حقوق بشر
    ۸۸/۸/۸ میلاد امام هشتم حضرت رضا علیه السلام
    را صمیمانه تبریک و شاد باش عرض می کنم
    یا حق [گل]

  59. عباس گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۱۶

    با سلام و عرض ارادت
    آقای جوانفکر اگر این بت بزرگ آنقدر بزرگ و مخوف است که حتی نمی توان از آن اسم برد پس چگونه می توان آن را شکست ؟

  60. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۱

    عباس آقا
    با سلام
    حتما مستحضر هستید که بزرگترین بت ، بت نفس انسان است که اگر بتوان آن را مهمیز زد ، بقیه بت ها اگرچه پر ابهت و ترسناک به نظر آیند ، اما در واقع بسیار کوچک و شکستنی و فروریختنی خواهند بود. مشکل اصلی همان بت نفس است که منشاء همه گرفتاریها و بدبختی های بشر محسوب می شود.
    موفق باشید

  61. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۱۲

    آقا وحید
    با سلام
    متقابلا ایام مزبور را به جناب عالی نیز تبریک می گویم.
    بیراهه رفتن بلایی است که بر اثر غفلت و عدم مراقبت از نفس ، گریبانگیر انسان می شود. ما هم باید به خدا پناه ببریم و الا بیراهه و انحراف مخصوص یک فرد یا گروه خاص نیست و ممکن است براثر غفلت و خودمحوری و سایر رذایل مقدماتی ، گریبانگیر هرکسی از جمله خود ما هم بشود.
    موفق باشید

  62. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۲۹

    ایرانی عزیز
    با سلام
    شما در همان ابتدای مطلبتان جوانفکر را جوان فکر با علامت تعجب نوشته اید. توهین به دیگران ، کار سختی نیست مگر اینکه شما برای توهین تعریف دیگری داشته باشید.
    متاسفانه شعار زنده باد مخالف من به یک شعار سیاسی برای بهره برداری سیاسی تبدیل شده است و بسیاری از کسانی که این شعار را می دهند تحمل مخالف خود را به هیچوجه ندارند.
    شاید بهتر باشد وقتتان را صرف کشف چیزهایی که در سر بنده می گذرد نکنید و به کارهای خودتان بپردازید.
    موفق باشید

  63. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۳۴

    آقای آیدین
    با سلام
    سفرهای استانی ابعاد مختلفی دارد که حضور در جمع مردم و ارتباط با مردم یک جنبه آن است. نمایش این پشتوانه مردمی را به حساب ترسیم چهره پوپولیست از رئیس جمهور نباید گذاشت. جمهوری اسلامی ایران به حمایت و پشتیبانی مردم است که می تواند در دنیا با اقتدار از حقوق و منافع ملت ایران دفاع کند. از جنبه های مهم سفرهای استانی این است که مردم با حمایت از دولت و مسوولان ، دهان دشمنان را می بندند و با روحیه دادن به دولتمردان ، آنها را در مصاف با دشمنان انقلاب دلگرمی و قوت قلب می بخشند.
    موفق باشید

  64. سارا گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۶

    با عرض سلام و ادب
    دکتر روز ۲۰ خرداد در جمع حامیانش در روبروی مسجد شریف گفت که بت بزرگ شکسته شد!
    منظور مردم از بت بزرگ کاملا معلومه…
    کسانی که سال ها کسی حق انتقاد و اعتراض به آنها رو نداشت. و به محض اعتراض از جانب کسی یا به زندان افتاد تا رویش کم بشه! یا خانواده ش داغدار شدن!!!
    دکتر بت بزرگی که از قصد سرنوشت خودش یا افرادی از قماش خودش رو به سرنوشت نظام گره زده بود رو شکست و همه دیدیم که آب هم از آب تکون نخورد!
    به قول دکتر که همون روز ۲۰ خرداد گفت: اینها مثل مورچه ای می مونن که تو یه فنجون آب افتاده و میگه آآآآی دنیا رو آب برد!!! :)
    این اتفاق خیلی هم به نظام کمک کرد… مردم اعتمادشون بیشتر شد چون سالها بود که به خاطر عملکرد برخی افراد نظام مردم از خود نظام بدشون اومده بود و شاید به خاطر همین تا الان با انتخابات قهر کرده بودن!
    هر چند که کاش این بت شکنی زودتر از اینها انجام میشد. البته ما به هوشمندی دکتر اطمینان داریم.
    امیدوارم بت شکنی ها ادامه داشته باشه…
    و یک سوال یا خواهش تکراری و البته لازم و عاجزانه!
    آیا دکتر می تونه به نمایندگی از ملت از مفسدان اقتصادی دانه درشت شکایت کنه!؟ مثلا همون کاری که تو مناظره ها کرد به صورت قانونی و علنی ادامه بده!؟ (آخه میگن اون آقازاده داره بر می گرده…)

  65. عباس گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۳

    با سلام مجدد و عرض خسته نباشید
    توضیحات شما بسیار متین و قابل قبول است ولی مطمئناً منظور مردم عزیز از طرح این شعار بت نفس نبوده ، با توضیحاتی که دادید به نظر می رسد که متوجه منظور و مطالبه مردم در این شعار نشده اید .

  66. ali گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۸

    “خوب نیست شما مسوولان کشور را به چوبه دار تهدید کنید. در این صورت چهره قابل دفاعی از شما و همفکرانتان در اذهان ایجاد نخواهد شد.” آقای جوانفکر خوب جملات بنده را نخوانده اید یا خودتان را به پس کوچه های علی چپ میزنید؟؟ انتظار من از مسئولانی که مدعی اقتدا به علی هستند حد اقل طفره نرفتن و شنیدن حرف است :”الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه!” مستقل از اینکه چه کسی ویا فکری دارد حرف میزند(“در این صورت چهره قابل دفاعی از شما و همفکرانتان در اذهان ایجاد نخواهد شد.”)
    این را برای خودتان مینویسم! درد دل است… انتظار من از رهبران ومسئولان نظام این نیست که مثلا در دادگاهی که برای مجرمان اخیر تشکیل داده اند خود نیز بنشینند و قاضی به جای اجازه برای خواندن اعتراف ، دنبال دلیل و مدرک بگردد و در آخر کار هم ادعای آنان به جایی نرسد و دادگاه رای به نفع مجرمان بدهد ( دارم به ماجرای علی و آن دزد مسیحی اشاره میکنم، خیلی واضح بود اما جمله ی اولی که نقل کردم به شدت بنده را در مورد اراده شما برای فهمیدن دچار تردید کرده است) یا خدای ناکرده فردا کسی به ایشان توهین کند و فحش بدهد و ایشان به عکس رحمت پیشه کنند و به شیوه امام باقر جواب بدهند! آقای جوانفکر در آمریکا “شیطان بزرگ” عده ای در مورد ۱۱ سپتامبر معتقدند دولت این کشور چنین اقدامی کرده است(conspiracy theorists) اما همین ها در آن کشور تریبون دارند، حرف میزنند و فیلم مستند می سازند( همانی که رسانه ی شما هم بار ها نشان داده است!) اما زمان ریاست جمهوری بوش هم کسی دست برای دریدن حلقوم و شکستن قلم آنها نداشت… میدانم خوب میفهمید که چه میخواهم بگویم( البته اگر واقعا بخواهید) ، اما نسبت حقیقت به ذهن انسان متعصب، نسبت نور و مردمک چشم است که هرچه بیشتر بتابد، او خود را بیشتر جمع میکند تا مانع ورودش بشود…

  67. امیررضا گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۶

    به نام خدا
    سلام آقای جوانفکر
    من به عنوان یک جوان ایرانی نامه ای به آقایان موسوی وکروبی نوشتم که متاسفانه در یک ماه گذشته هیچ روزنامه ای حاضر به چاپ آن نشد امیدوارم شما حداقل بتوانید آنرا چاپ کنید.
    البته باید تاکید کنم که هدف من از نوشتن این نامه طرفداری از شخص آقای احمدی نژاد نیست بلکه حمایت از رئیس جمهوروکشور ایران اسلامی هست.

    به نام خدا

    رب اشرح لی صدری ویسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

    اینکه چرا این نامه رونوشتم حس بدی بود که این چند ماهه داشتم اینکه می دیدم یه عده به اسم آزادی خواهی و وطن پرستی تیشه به ریشه کشورشون می زنند . اینکه یه عده میریزند بیرون تا دیکتاتورو بیرون کنند ولی نمیدونند دیکتاتور کیه . اینکه بعضی از سیاست مدارها به خاطر یه صندلی حاضرند هرکاری بکنند که یکی از بدترینهاش اینه که وقتی یه عده طرفدارت هستند، اونهارو فریب بدی و به خاطر اهداف شخصی ات ازشون استفاده کنی. یا اینکه سالها با رای گیری به پست و مقام می رسند بعد توی رای گیری که رای نمیارند با بی حیایی زل بزنند تو چشم مردم و بگند تقلب شده! این که نابودی کشور بشه وطن پرستی! اینکه کسایی که حقیقت رو میگن بشند متحجر! یه سوال دارم ازاین دو آقا ، قدیمی ترین سنت روی زمین چیه؟ گفتند واقعیت یا کاری که قابیل با هابیل کرد؟ کشتن برادرش به خاطر حسادت. کاری که از اونموقع ادامه داره تاامروزکه البته به شکلهای مختلف یا جسم برادرشون رو می کشند یا اونوترورشخصیت می کنند.
    هر وقت تاریخ رو نگاه می کنم و اسم حمله مغول به ایران رو می بینم یه حس خیلی بدی به من دست می ده نه فقط به خاطر شکستی که خوردیم بلکه به خاطر دلایل اون شکست. اینکه خوندم ایرانی ها برای این شکست خوردن که اتحادشون رو از دست دادند. اگه امروز این نامه رو نوشتم دلیلش اینه که نمیخوام ما هم به تاریخ بپیوندیم. اینه که باکمک مردم جلوی تکرار تاریخ رو بگیریم. از این دو آقاسوال دارم. اونهایی که مثل زمان حمله مغول اتحاد کشور رو به هم می زنند متحجرند یا اونهایی که می خوان جلوی این کارو بگیرند. واقعا خائن واقعی کیه!
    نظام کشور ما متشکل از سه قوه ویک رهبری ناظربراین سه قوه است!
    آقایان شما بارها گفتید که با اصل نظام مخالفت ندارید وهدف شما اصلاح انتخابات است. خب تا اینجا حرف شما قابل قبول است. هرچند ایده تقلب بسیار بعید است ، ولی شدنی اما در صورتی که حرف شما هم در مورد درست بودن نظام وهم در مورد تقلب درست بود پس چه را در دو قوه دیگر شکایت خود را مطرح نکردید. شما که بهتر می دانید رئیس جمهور ریاست یکی از این سه قوه را بر عهده دارد و روی دو قوه ی دیگر نفوذی ندارد یا حتی اگر به سه قوه اعتماد ندارید رهبری که بود چرا شکایت خود را در برابر ایشان مطرح نکردید چرا مانند شورشیان به خیابان ریختید مگر نه اینکه شما مخالف نظام نبودید چرا به جای اینکه شکایت خود را از طریق منطقی مطرح کنید، برای حرفهای خودتون دلیل ومدرک منطقی نیاوردید؟ هیچ وقت فکر نکردید شیطان وعمالش شما را به بازی گرفته اند؟ مگر قران نخوانده اید مگراین آیه شریفه رانشنیدید که می گوید:
    وچون حکم به پایان رسید در آن حال شیطان گوید:خدا به شما به حق وراستی وعده داد و من به خلاف حقیقت شما را وعده دادم و بر شما هیچ حجت ودلیل قاطعی نیاوردم و تنها شما را فراخواندم وشما اجابتم کردید. پس مراملامت مکنید بلکه خود را ملامت کنید که امروز نه من فریادرس شما خواهم بود ونه شما فریادرس من توانید بود. من به شرکی که شما به من آوردید معتقد نیستم. آری ستمکاران عالم را عذابی دردناک خواهد بود.
    آقای موسوی! شما صبح انتخابات بیان کردید تقلب شده شما تا آن زمان حتی فرصت نداشتید آمارنماینده هایتان را جمع بزنید پس با چه دلیلی اعلام تقلب کردید؟ فقط به خاطر انتخاب نشدن خودتان دلیل را بر تقلب می گذارید؟
    آقای موسوی شما در حرفهای خود یکبار گفتید به دلیل ثروتمند بودن نمی شود به کسی اتهام زد. به دلیل محبوب بودن چی؟ می شود به کسی اتهام تقلب وخیانت زد؟ به خاطر اینکه محبوبیتش از دیگران بیشتراست.
    آقای کروبی !مگرنه اینکه بعد از انتخابات شما گفتید طرفداران احمدی نژاد در اقلیت اند. شما که طرفدارعدالت هستی چه چیزی و یا چه منطقی باعث شد که میلیونها نفر رای دهنده به احمدی نژاد رو اقلیت شمرده وطرفداران قلیل خود را اکثریت ؟!
    آقایان شما که افتخار و بزرگی خود را دراین می بینید که نسل اولی انقلاب واز یاران امام هستید مگر تاریخ نخوانده اید ونمی دانید طلحه وزبیر و… هم از رده اولی های دوران اسلام بودند.
    آقایان چرا یکبار هم انگشت اتهام را به سوی خود بر نگرداندید تا ببینید کجای کار اشتباه کرده اید که منتخب نشدید هرچند سخت ترین کار ممکن برای یک انسان به دلیل غرور و خودبینی محاسبه اعمال خویش است مگر نشنیده اید در روز قیامت که اعمال محاسبه می شود یا شاید نشنیده اید که امام علی (ع)می فرمایند: حاسبوا قبل ان تحاسبوا!
    آقایان می خواهم از فرض محال استفاده کنم.
    فرض می کنیم که واقعا تقلب صورت گرفته بود در این شرایط سیاسی ایران درزمینه بین المللی که تمامیت کفر در برابر ما هستند بهترین کار ممکن چه بود؟ دستور امامان در این زمان چیست؟
    شما حتی اگرتقلب هم شده بود ، باز از این امتحان سربلند بیرون نمی آمدید.
    آقایان شما هردو زمانی جوان بودید و سرشار از احساسات پاک جوانی آماده ی مبارزه با ظلم مانند اکثرجوانان.
    پس شروع به جستجوی راه کردید و به راهنمایی به نام امام برخوردید و در کنار افراد دیگر بالاتر و یا پایین تر از شما به مبارزه پرداختید. مبارزه ای در راه حق و برای هدفی بزرگ.
    دوباره به یک فرض محال دیگر فکر کنید به اینکه امام ، شما ودیگران را وسیله ای برای دستیابی به قدرت قرار داد، با شعار های بزرگ و توجیهات غیر واقع . به این فرض محال فکر کردید؟ احساس به بازی گرفته شدن را درک کردید؟ حال می فهمید در آینده بعضی ها چه حسی دارند؟ کسانی که به بازی گرفته شدند تا برای آزادی با دیکتاتور بجنگند، روزی بفهمند که سرباز دیکتاتورها بوده اند.
    در آخر از طرف مردمی که در این مدت از طرف شما به آنان ظلم شد که یا فهمیدند یا می فهمند
    یک بیت شعراز باباطاهر می نویسم شاید اثر کند:
    بترس از برق آه سوته دیلان که آه سوته دیلان کارگرشی

  68. مظلومی کیاپی گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۴۶

    سلام اقای دکتر

    نمی دانم از کجا اقای مطهری کشف کردند اقای جوانفکر با ازادی بیان مشکل دارد ای کاش اقای مطهری میدانست شما برای اینکه یک خبرنگار در یک شهرستان بتواند در ازادی کامل قلم بزند به عنوان مشاور رئیس جمهور وقت خودتان را روزها و شاید ماهها به صورت روزی یکی دوساعت پیگیر کارش بودید تا مشکل پیش امده را برایش حل کنید ای کاش خواننده وبلاگتان بود و میدید چه ازادی در این وبلاگ حاکم است از دوست و دشمن همه اینجا حضور دارند و مشغول گفتگو هستند
    نمی دانیم منظور اقای مطهری از ازادی بیان چیست ارتباط رسانه ها با دولت ارتباط مردم با دولت همه و همه نشانه اینست که دولت به همه اقشار ازادی بیان داده تا از دولت حساب و کتاب بخواهند تا از دولت انتقاد کنند تا دولت را در کارهای مهمش یاری نمایند
    نمی دانم چرا اقای مطهری تحریف سخنان رئیس جمهور محترم و مشاورین عزیزش را در رسانه های سبز مورد انتقاد قرار نمی دهد و نمی گوید این حرکتها نقض ازادی بیان هستش اقای مطهری با این حرفهای بدون کارشناسی ات دل اصولگرایان را نشکن و اب به اسیاب دشمن نریز چرا که اگر علامه شهید مطهری الان بودند با شما به خاطر این اظهار نظر غیر کارشناسی برخورد میکرد
    اقای دکتر جوانفکر برای ما شما یک قهرمان هستید و با تلاش فراوانتان ازادی بیان در دولت احمدی نژاد به رسانه ها بازگشت

  69. انسان گفت :

    آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۲۲

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    ممنون از پاسختون، فکر می کنم همه ما سوره عصر را در حافظه داریم، در آیه دوم خداوند می فرمایند: ” بدرستیکه انسان در خسران است” و من نیز یکی از این میان که بواسطه معصوم نبودن کاستی های بیشماری دارم، بنابراین نیازمند تذکر هستم!

    در قسمت پنجم -اگر به علامت سوال آخر جمله ام نگاه کنید- جمله ام را سوالی مطرح کردم ولی اعتراف می کنم با خواندن جوابتان به آقای مطهری این ذهنیت در من ایجاد شد که شما خود را حق و سخنان ایشان را ناحق می دانید مخصوصا در جایی که گفته بودید ” . . .او کسی نبود که نان اصولگرایی را بخورد و بدطینتان زیاده خواه را با حضور در مراسم غیرقانونی شان خشنود سازد. ” یا “دشواری در درک حقایق، بلیه ای است که برخی افراد با آن دست به گریبانند و البته بی دلیل نبود که هیات رئیسه محترم مجلس را خطاب قرار دادم و تاکید کردم که بی تفاوتی جایز نیست.” این شبهه ایجاد شده در ذهن را به یقین نزدیک تر کرد!
    حال فکر می کنم با توضیح ادله ام می توانید به پرسشی که پرسیدم پاسخ دهید؟

    در مورد بند چهارم دلایلتان بر سرمایه بودن آقای احمدی نژاد(به عنوان رئیس جمهور) مستدل است ولی برای سرمایه نبودن بقیه افراد استدلال جامع و مورد قبولی(از منظر من) ارائه نکردید! با فرض درست بودن ادعای شما بر اینکه این افراد نیز ” آدمهایی هستند مثل بقیه اعضای ملت ایران”! متذکر چند نکته می شوم.
    - با توجه به این دلیل شما که: “محبوبیت آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک سرمایه ملی است. زیرا با این سرمایه و این پشتوانه می تواند در مجامع جهانی از حقوق ملت ایران دفاع کند” حال اگر این محبوبیت(که شما از آن به عنوان سرمایه نام بردید) در بین اعضای ملت از جمله افرادی که من اندکی از آنها را نام بردم نباشد آیا آن پشتوانه ای که مد نظر شماست ایجاد خواهد آمد؟
    شاید جواب دهید که این تعداد در مقابل خیل عظیم مردم چندان قابل توجه نیست، ولی در نظر بگیرید که این افراد هر کدام مریدانی دارند که هر چند آنان را اندک انگاریم در مجموع قابل توجه خواهند بود و حاصل این امر یک مشغولیت درونی بوجود خواهد آورد که فرصت آن دفاع را از بین خواهد برد!

    - در اسلام اصل حفظ کرامت انسان هاست و این تفاوت حکومت اسلام با حکومت های غیر اسلامی است! در اسلام همه افراد سرمایه هستند که اگر اینگونه نبود خداوند پیامبران را برای ارشاد بندگان مبعوث نمی کرد. و در کتاب آسمانی قرآن نمی فرمود (سوره مائده) “که کشتن انسانی همانند کشتن همه انسان ها و احیای انسانی، زنده کردن همه انسان هاست”. اگر پیامبر توانست (فارغ از روش) حکومت اسلامی را بنا کند بواسطه قدرتی بود که از ایمان آورندگان به اسلام کسب کرده بود که البته خواست خدا ارجح بر هر چیز دیگری است.

    - ما که داعیه پیروی از خط امام را داریم، گاهی باید گفته ای ایشان را مرور کنیم تا از اهداف انقلاب فاصله نگیریم، ایشان گفته بودند: “مسئولین! صاحبان اصلی انقلاب را به بهانه های بی اساس پس نزنند، تا به جای آنان کسانی که وارثان رژیم گذشته و وابستگان فکری به آنان هستند جایگزین کنند” (کتاب کلمات قصار- ص.۹۷) از شما می پرسم آقای هاشمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیستند؟ آیا ایشان از پایه گذاران انقلاب و یار و شاگرد امام در آن سال ها نبوده اند؟ آیا آقای ناطق جزء مجمع نیستند؟ آیا ایشان متحمل سختی هایی در راه انقلاب و به ثمر نشستن آن نشدند؟
    این افراد جدای از سوابق انقلابی و مسئولیت هایی که داشتند، توسط رهبر انقلاب به این سمت ها گمارده شدند! اگر رهبر در انتخاب این افراد اشتباه نکرده، پس با تاسی از ولایت فقیه و شعار ولایت مداریمان می بایست آنان را بپذیریم و اگر رهبری در انتخاب این افراد اشتباه کرده . . . (نمی دانم چه بگویم شاید ولایت مداری ما شعار است و بس)

    در خاتمه متذکر می شوم که تمام آنان که در گذشته برای کشورمان گامی برداشته اند و چه اکنون برمی دارند و چه در آینده خواهند برداشت سرمایه های وطن ما هستند، (اگر یک میلیارد تومان سرمایه است این سرمایه از روی هم قرار گرفتن یک ریال یک ریال بوجود آمده است) از کوروش و رستم و آرش و سعدی و حافظ و خوارزمی و مولوی و . . .تا امام خمینی و غیره پس در حفظ این سرمایه ها باید کوشید و تلاش کرد تا دیگران با اتکا به دزدین شخصیت، سخنان و عقاید . . . آنان، افتخار نداشته ای برای خود ایجاد نکنند
    امیدوارم که ایرانی باشیم لایق ایران و ایرانی بسازیم لایق ایرانیان

  70. ابراهیم گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۳

    بدنبال اصلاح منجی گرایانه باشیم
    همه ادیان الهی و خصوصا شیعه معتقدند . روزی منجی خواهد آمد . و جهان پر از عدل و داد خواهد شد . فقرو تبعیض و فساد از بین خواهد رفت .
    سئوال مهمی که مطرح است .:
    با ظهور حضرت مهدی (عج) چه تغییر و تحولی واقع میشود . که فقر و فساد و تبعیضی که در تار و پود جامعه جهانی امروزرسوخ کرده . و به تحمیل و توجیه و عادت تبدیل شده است . به یکباره یا مدت کوتاهی دچار چنین تحول شگرفی قرار میگیرد . که چنین جهان بحران زده ایی به جهانی پر از عدل و داد . پر از نعمت و فراوانی تبدیل میشود . قتل و غارت وجنگ ها کاهش پیدا میکنند . رذلت های اخلاقی همه مسیر همگیر شدن هستند به شدت کاهش یا از بین میروند و…..
    برای این تحول جهانی دو فرضیه متصور است :
    ۱- تحول سخت افزاری : شتاب گرفتن روند توسعه . افزایش رحمت ها و نعمت های الهی . مسلط شدن انسان به علوم و فنون و گسترش علم و دانش . استخراج معادن و بهره وری از منابع و…..
    ۲- تحول نرم افزاری : بازنگری و تحول بینشها ونگرشها . اثبات حقیقت ها با منطق های جهانی . ترویج گرایش به خوبیها با لحاظ نمودن منافع مشروع . کاهش خودبینی و خودخواهیها . تغییر. اصلاح و تحول در برنامه ها و فرمولهای اداره جوامع . تعیین و تقسیم منافع . عدالت گستری . طرح فرمولها و برنامه ها جامع تر و موثر تر . و….
    بنظر میرسد . تحول نرم افزاری . اثبات حقانیت ها . کشف و اجرای فرمولهای جامع و موثرتر برای حاکمیت حق و عدالت در همه شئون زندگی بشر . اصلی ترین اقدام . و مقدمه تحول سخت افزاری و رشد و توسعه جوامع خواهد بود .
    بنظر میرسد منشع اصلی تحول در دوران حاکمیت منجی تحول نرم افزاری در تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی باشد . که بطور طبیعی فطرت گرایش به خوبیها و حق خواهی و طرد بدیها و بی عدالتیها را در انسا نها بیدار و به سمت همبستگی جامعه جهانی سوق میدهد .
    تحول نرم افزاری ( طرح معادله های مشکلات . کشف فرمولها و طراحی برنامه ها و استراتژیهای جامع و موثر ) با هزینه کم و در مدت کوتاه تری نسبت به تحول سخت افزاری قابل انجام است .
    در حالی که تحول سخت افزاری آزادی عملی تحول نرم افزاری وجود ندارد . و بخاطر نقص در تحول نرم افزاری . جامعه جهانی گرفتار تضادها و تناقض در اصول زندگی بشر. تعیین حقوق و تکلیف ها . سهم منابع و منافع است . که منشع همه رقابت های منفی . تقابل و درگیری و جنگ های پایان ناپذیر است .
    اسلام نیز بر اساس تمرکز بر فطرت انسانها و تحول نرم افزاری گسترش . عالم گیر و ماندگار شده است . و همه مکاتبی که از تحول نرم افزاری عاجز بوده اند . نیست و نابود شدند .
    مدعیان منجی گرایی و منتظران ظهور معمار آخر زمان چه وظایفی دارند ؟ آیا بهترین کار پیروی و عمل به روشها و عمل به صراط مستقیم مدیریت منجی گرایانه نیست ؟
    متاسفانه جامعه امروز ایران . جامعه سازمان یافته ایی نیست . بیشتر برنامه ها و مدیریتها بدنبال تحول سخت افزاری که اتفاقا سخت تر و طولانی مدت و هزینه برتراست میروند . به گفتگو و تفاهم و روشن شدن حقایق توجه نشان نمیدهند . بسیاری مدیریت را در سیاس ی و زرنگی و پنهان کاری و دور زدن یکدیگر خلاصه کرده اند . تفکری بخشی . فصلی . صنفی و سطحی نگرانه دارند . توسعه های یک بعدی دارند . و ناچارند توسعه و تعالی جامعه بصورت مرحله ایی . طولانی مدت و با هزینه ها و زیان و اتلافات منابع کلان و مادی و معنوی دنبال کنند . در حالی که برای هر کاری صراط مستقیمی وجود دارد . که اتفاقا متناسب با حقوق و شرایط عادلانه اکثریت غالب جامعه است . که میتواند تحولی در حد معجزه را بوجود آورد . چرا که بالاترین رضایت و بهره برداری و بهره وری و درآمدهای مادی و معنوی دارد . و کمترین هزینه و معضل و مشکل را بوجود می آورد . و مگر ایده آل مدیریت اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی مورد نظر همه کارشناسان غیر از این است ؟
    باید برای نجات جهان از دست تهدیدات هسته ایی انسان نادان . از بی عدالتیها . گرسنگی . فقر . فساد و تبعیض . بنا براعتقاد منجی گرایانه اسلامی بدنبال اصلاحات منجی گرایانه باشیم . و برای چنین اصلاحات بنیانی باید بدنبال تحول نرم افزاری و طرح معادله های مشکلات . و کشف فرمولها نسبت به طراحی برنامه ها و استراتژی های جامع و موثر اقدام کنیم .

  71. آیدین گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۵

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    می بخشید اصرار می کنم. بنده هم سعی می کنم مثل شما و آقای احمدی نژاد، جوان فکر باشم. فکر کنم منظورم را درست بیان نکردم.
    به نظر بنده، بیشتر واقعیت محبوبیت و پشتیبانی مردم از جمهوری اسلامی ایران است که پشتوانۀ اقتدار آن در جهان می باشد، تا نمایش این محبوبیت و پشتیبانی مردمی.
    بنده استقبال مردم از رئیس جمهور، و دیدار چهره به چهرۀ ایشان با مردم را زیر سؤال نمی برم، بلکه برعکس تحسین می کنم. ولی به نوع بیان و جایگاه این مطالب در پوشش خبری سفرهای استانی، و در کل کیفیت این پوشش خبری انتقاد دارم.

    از جناب عالی در یادداشت “خبرنگار میرزا بنویس نیست” که در یادبود شهید صارمی به مناسبت روز خبرنگار نوشتید خوانده بودم که شغل خبرنگار را شغل معلم و حتی انبیاء تشبیه کردید. یکی از ویژگی هایی که تعلیم وتعلم باید داشته باشند دغدغۀ کمال است. ویژگی مهم حضرت خاتم النبیاء (ص) و دین اسلام نسبت به سایر انبیاء و ادیان الهی در درجۀ کمال آن قرار دارد. البته خبرنگاران و همۀ دست اندرکاران رسانه ای نیز در کنار خبر رسانی، آگاه سازی افکار عمومی، نقد و بررسی وقایع، تا حدودی نقش معلم را نیز ایفاء می کنند. لذا همواره باید در نظر داشته باشند که کامل ترین پیام را با روشنترین بیان، جهت اطلاع و آموزش عموم مردم، منتشر کنند. به نظر بنده پوشش خبری سفرهای استانی از ویژگی کامل و جامع بودن خیلی دور است. هم رسانه های منتقد یا مخالف دولت در داخل و خارج از کشور و هم رسانه های نزدیک به دولت، زیاده روی های مشابهی مرتکب می شوند با آنکه نتیجه گیری متضادی دارند، گروه اول بر پوپولیست بودن آقای احمدی نژاد و بی فایده بودن این سفرها نتیجه می گیرند، گروه دوم نتیجه میگیرند که نشان دادن مردمی بودن دولت بهترین پیام سفرهای استانی است.
    البته ابراز احساسات مردم در دیدار با رئیس جمهور محبوبشان تصاویر زیبایی هستند، ولی کامل نیستند. آنها یک وجه جانبی از واقعیت سفرهای استانی را نشان می دهند که در چهارچوب یک خبر رسانی جامع و کامل، باید جایگاه خود را داشته باشد. نه بیشتر و نه کمتر.
    زمینۀ پوشش خبری و میزان توجه افکار عمومی الزاما دامنه و گنجایش محدودی دارند. اگر رسانه ها روی نقطه ای بیش از حد تمرکز کنند از تعادل خارج شده امکان یک پوشش کامل و جامع از واقعیت را نخواهند داشت. مثلا چلو کباب غذای بسیار خوب و لذیذی است، ولی اگر به مدت یک هفته صبحانه و نهار و شام چلوکباب میل کنیم، آیا باز هم این حرف را میزنیم؟ هر چیزی جایگاه و میزانی دارد. ابراز محبت مردم مهم تر است، یا آنچه مردم به واسطه آن آقای احمدی نژاد را دوست دارند؟ که چیزی نیست جز اخلاص در رسیدگی به مشکلاتشان، و اخلاص در وجدان کاری و انجام وظیفه، و از همه مهم تر موفقیت ایشان در این انجام وظیفه که به بهبود وضع مردم و رشد و شکوفایی کشور می انجامد. لذا رسانه ها بهتر است در حاصل شدن این موفقیت تلاش و ایفای نقش کنند.
    همچنین اگر کسی بخواهد به آقای احمدی نژاد ورچسب پوپولیستی بچسباند روی چه نوع تصاویری انگشت می گذارد؟ اگر رسانه ها مجموعه اخبار و تصاویر جامع و کاملی از وقایع را به افکار عمومی ارائه نکنند، ممکن است افکار عمومی آگاهی و برداشت درستی از عمل کرد دولت بدست نیاورند. این چنین است که، پیام هایی که بخواهند عملکرد دولت را کوچک نشان دهند، مثل پیام سیاسی_تبلیغاتی پوپولیست بودن آقای احمدی نژاد، شاهراهی برای نفوذ در افکار عمومی پیدا می کنند. مثلا بخشی از ۳۸% مردمی که به آقای احمدی نژاد انتقاد دارند و در انتخابات به ایشان رأی ندادند، از مخاطبان مطبوعات کشور هستند و باید باشند. و از دیدگاه بنده ممکن است با این ابراز احساسات همدل نباشند، ولی با دولت آقای احمدی نژاد در سازندگی کشور همراه هستند و باید باشند، همان طور که خود آقای احمدی نژاد بارها گفتند به همراهی و همبستگی همۀ مردم نیازدارند.
    از دیدگاه بنده سفرهای استانی ابتکار مدیریتی بسیار مهمی است، ظرفیتهای زیادی دارد و در آینده می تواند باردار ابتکارات مهم و سازندۀ دیگری باشد. از این رو باید عمیقا مورد آموزش، تحقیق، بررسی و اطلاع رسانی قرار گیرد. در این راستا رسانه ها نقش قابل توجهی دارند که حقش را ایفاء نمی کنند، و دچار انحرافات سیاسی تبلیغاتی می شوند.
    سلامت و پیروز باشید.

  72. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۲۳

    آقای انسان
    با سلام
    فکر می کنم توضیحات شما کاملا روشن و خالی از ابهام است.
    موفق باشید

  73. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۳

    آقای مظلومی
    با سلام
    - از ابراز لطف و محبت شما متشکرم.
    - رشد و بالندگی یک ملت ثمره به انجام رسیدن مباحث فکری و نظری و انجام نقادیهای عمیق در چارچوب شرع و قانون است. بنده از آقای مطهری به دلیل اظهارنظرشان تشکر می کنم زیرا اینگونه اظهارات و رد و بدل شدن پاسخ ها باعث می شود که مخاطبان بیشتر به کنه افکار و باورها ، صداقت ها یا ناراستی ها در افراد پی ببرند. تذکرات ، هشدارها و انتقادها ، احتمال بروز خطا را در میان مسوولان کاهش می دهد و از این جهت نیز باید به منتقدین و حتی مخالفین دست مریزاد بگوییم.
    ضمنا بنده خادم و کوچک همه از جمله شما هستم و صفاتی مانند قهرمان و نظایر آنها زیبنده کسانی مانند آقای رضا زاده قهرمان وزنه برداری جهان است که نام نامی ابالفضل العباس (ع) را در دنیا بلند آوازه کرد.
    موفق باشید

  74. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۳

    علی آقا
    با سلام
    توهین های شما به اندازه کافی گویاست.
    خوب است برای شعور دیگران هم ارزش قائل شوید.
    موفق باشید

  75. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۹

    عباس آقا
    با سلام
    درست می فرمایید. اشاره مردم در شعاری که داده اند کاملا روشن است. منظور من آن است که اگر آن فرد را بت بزرگ می نامیم در واقع او بت بزرگ نیست بلکه نفس آدمی است که براثر عدم مراقبت انسان را به بت بزرگ تبدیل می کند. خوب به یاد دارم که وقتی مرحوم فخرالدین حجازی از سخنرانان برجسته اوایل انقلاب در محضر امام به تمجید از ایشان پرداخت در همانجا امام با او برخورد کردند و اجازه تمجید و مدح خود را ندادند. اما یقینا با این کار به مراقبت از نفس خود پرداختند. آن روزی که برخی افراد با القابی مانند امیرکبیر و سردار سازندگی و … به مدیحه سرایی و مجیز گویی پرداختند باید هدف برخورد قرار می گرفتند تا آن فرد ، امروز به این مصیبت گرفتار نشود. اگر مراقب نباشیم ، نفس می تواند صاحب خود را به بزرگترین بت تبدیل کند و این هم مختص یک فرد خاص نیست. همه ما و در همه زمانها ، در معرض این آسیب قرار داریم.
    موفق باشید

  76. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۰۳

    سرکار خانم سارا
    با سلام
    از شما به خاطر توضیحاتی که داده اید متشکرم
    آقای احمدی نژاد می تواند از مفسدان اقتصادی شکایت کند اما چنین کاری به مصلحت نیست زیرا رئیس جمهور ماموریت های بزرگ و سنگینی بر عهده دارد که باید به آنها برسد. شکایت از مفسدان اقتصادی کار مدعی العموم یعنی دادستان است و اصولا او را برای همین کارها منصوب می کنند.
    موفق باشید

  77. سارا گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۶

    سلام
    ببخشید دوباره اومدم
    ولی من گفتم که ما کلا از قوه ی قضاییه متاسفانه ناامیدیم. اگه اینا عرضه داشتن که دکتر مجبور نمی شد تو مناظره ها بگه… برای همین میگم ما و بخصوص خودم فقط به دکتر امیدواریم که ان شاءالله روند مناظره ها رو جدی تر ادامه بده تا ما به آرزوی چندین ساله مون برسیم!

  78. ابراهیم گفت :

    آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۳

    استراتژی جامع و موثر.اصولی . اساسی . طبیعی و با فلسفه و طبیعت مسائل جامعه هماهنگ است .
    حل همه مشکلات جامعه نیازمند استراتژی جامع و موثری است . که دارای خصوصیاتی باشد .
    ۱- اصولی باشد : بر اساس اصول انتظارات . آرمانهای انقلاب اسلامی ملت ایران باشد
    ۲- اساسی باشد : مسائل و مشکلات کشور را بصورت بنیادین مورد توجه و حل و فصل قرار دهد .
    ۳- طبیعی باشد : با طبیعت مسائل و نیازها و انتظارات . علتهای بوجود آورنده مشکلات و درمان آنها هماهنگ باشد .
    استراتژی جامع و موثر . نتیجه بررسی و کارشناسی بخشهای مختلف از زوایای گوناگون است . که نتیجه همه کارشناسیها و کشف راه حل اصلاح ریشه ایی به استراتژی جامع و موثر منتهی شود . به یک معنا استراتژی جامع و موثر جامع همه برنامه ها و استراتژی های بخشی است .
    استراتژی جامع و موثر هماهنگ و مکمل نمودن همه نیازها و نیروها و سرمایه ها . برنامه ها و استراتژی های بخشی با یکدیگر است . تا نیازها و منافع و سرمایه های بلوکه شده بین بخشی بصورت متقابل آزاد و فعال شود . که اینکار باعث کاهش بارهای کاری . کاهش هزینه ها . فعال شدن همه نیروها و سرمایه ها . رضایت مندی ملی . افزایش توانایی و ایجاد فراغ بال و اقتدار دولت برای مدیریت اصولی . اساسی و یکپارچه همه مسائل جامعه میشود .
    نبود استراتژی جامع و موثر . به معنای بررسی ناقص . حاکمیت تفکر بخشی . فصلی . صنفی و سطحی نگرانه . توسعه یک بعدی و مرحله ایی و طولانی مدت و جزیره ایی است . که باعث عدم هماهنگی . بلوکه ماندن نیازها و منافع بین بخشی . گرفتار شدن مدیریتهای جامعه در کلاف مشکلات و انتظاراتی بخشی . استمرار تضادها و تناقض ها و تقابلها و رقابت های منفی است . و عدم امکان بهره برداری و بهره وری از نیروها و سرمایه ها . عدم هماهنگی فعالیت ها با یکدیگر . و رشد معضلات و هزینه ها و کاهش درآمدها خواهد بود .
    در حالی که استراتژی جامع و موثر متناسب با تواناییها و خصوصیات مادی و معنوی جامعه و ملت ایران است . و روح حماسه ساز ایرانی . اسلامی ملت ایران نیرو محرک و موتور فعال کننده همه خصوصیات مثبت ملی ایرانیان است . که در شرایط فعلی بعلت نبود استراتژی جامع و موثر بلا تکلیف رها شده است . و این بی توجهی باعث اختلاف و تشتت و پراکندگی نیروها و سرمایه ها شده است .
    بطور مثال اگر تحول اقتصادی و هدفمند نمودن یارانه ها در قالب استراتژی جامع و موثر اجرا میشد . کمتر گرفتار پیچ و خم بررسی و نظرات به حق ومتضاد و اما و اگرها قرار میگرفت . چرا که این ترس و نگران بخاطر ناقص بودن . هماهنگ و مکمل نبودن نیروها . سرمایه ها و نیازهای مختلف جامعه با یکدیگر است . که باعث بوجود آمدن اضطرارها و تنگناها و عدم بهره برداری و بهره وری از فرصت و تواناییهای ملی میشود . در حالی که استراتژی جامع و موثر همه موانع پیش روی تحول اقتصادی را مضمحل و همه غل و زنجیرهای مرئی و نامرئی را از دست و پا . فکر و ذهن حکومت و بخش خصوصی و همه اقشارجامعه را باز میکند . و آزادی عمل کاملی را برای مهندسی و نوسازی جامعه در همه زمینه ها را ایجاد میکند .

  79. محمد گفت :

    آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۹

    آقای جوانفکر عزیز من هم با صحبت آقای علی مطهری موافقم که علاقه بیش از حد شما به شخصیت احمدی نژاد که از وی معجزه هزاره سوم ساخته اید باعث شده تحلیل آقای مطهری از حوادث بعد از انتخابات وقیحانه باشد؟چرا؟چون در این نظر شخصیت مورد علاقه شما یکی از متهمین حوادث پیش آمده می باشد؟
    حال شما می توانید بگوئید تحلیل جناب مطهری کاملا غلط است؟این کلمه وقیحانه یعنی چی؟یعنی همان بت سازی که آقای علی مطهری به آن اشاره کرده؟مگر می شود سهم آقای احمدی نژاد را در حوادث پیش آمده منکر شد؟مناظره چهارشنبه شب وی با موسوی که حتی باعث شد رهبری هم در واقع برای اولین بار صریحترین انتقدات را از ایشان بکند سهم بزرگی در حوادث پیش آمده شد.آقای احمدی نژاد به من جوان می گوید:رئیس بزرگترین مجلس این کشور یعنی مجلس خبرگان کشوری رئیس دزدهاست و از آن بدتر یک کودتاچی هست؟!فردیست که نامه داده به یکی از حکام مرتجع عرب که بنده دولت قانونی کشور را ساقط می کنم؟این کار از یک کودتاچی تمام عیار برمی آید.
    خوب جوانفکر عزیز. این گفته آقای احمدی نژاد ۲ حالت داره:
    ۱- یا حقیقت دارد.پس بنابراین من باید بر نظامم گریه کنم که ساخنتارش آنچنان فاسد است که یک همچین انسان فاسدی تا بالاترین پست ها رخنه کرده و در واقع آن ۸۶ نفر فقیه مجلس خبرگان همگی از صلاحیت ساقط می شوند برای این انتخاب مورد دار. درنتیجه کل مجلس خبرگان زیر سوال هست؟بنده نمی توانم پشتیبان یک همچین نظام مسخره ای باشم که ۸۶ فقیه برجسته در آن یک چنین آدم کودتاچی را به ریاست برمی گزینند؟این ۸۶ نفر حتما با همین روش درحال نظارت برعملکرد رهبری هم هستند؟!
    ۲- گفته آقای احمدی نژاد حقیقت ندارد.ایشان باید به جرم تشویش اذهان عمومی که نقش زیادی هم در نتیجه انتخابات داشت با حضور در دادگاه از اتهامی که به رئیس مجلس خبرگان زده دفاع کند.

  80. مصطفی حسامی گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۰

    با عرض سلام

    قصد دارم گزارشی در مورد عملکرد وب سایت شبکه پرس تی وی به شما ارائه دهم.
    این وب سایت که با بودجه جمهوری اسلامی اداره می شود متاسفانه در بعضی موارد ضدیتی آشکار با منافع جمهوری اسلامی و دولت نهم و دهم دارد.
    بنده ماه هاست اخبار بخش ایران پرس تی وی را پیگیری می کنم. متاسفانه در خبرهای این وب سایت ضدیتی آشکارنسبت به دولت نهم و شخص رئیس جمهور مشهود بوده و هست. پرس تی وی تمام ادعاهای جریان های مخالف را برای ناکارآمد داد دولت پوشش می داد. به عنوان مثال ادعای یک میلیارد گم شده روزها در فرانت پیج اخبار مربوط به ایران قرار داشت و به این شایعه دامن زده می شد.
    بنده حدود ۱۰ ماه است که عضو فعال سایت فیس بوک می باشم و بنا به احساس وظیفه شخصی سعی در دفاع از جمهوری اسلامی و آقای احمدی نژاد می کردم. جالب است بدانید که بسیاری از دوستان من در این سایت که مسلمانان خارجی و از طرفداران جمهوری اسلامی نیز می باشند، رویه مشکوک پرس تی وی را بار ها به من گوش زد کرده بودند و این امر برای من خیلی وقت است که مسجل شده است.
    خیانت پرس تی وی به جمهوری اسلامی در دوران انتخابات و بعد از آن به اوج می رسد. در هنگام انتخابات بخش “انتخابات ایران ۲۰۰۹″ این سایت عملا تبدیل به مرکز اطلاع رسانی کاندیداهای اصلاح طلب شده بود و بیشتر اخبار این بخش در مورد کاندیداهای اصلاح طلب بود و تمام ادعاهای بی اساس آن ها در مورد دولت نهم پوشش داده می شد.
    بعد از انتخابات با مطرح شدن ادعای تقلب توسط بعضی کاندیداها این وب سایت در تقابل آشکار با منافع جمهوری اسلامی این ادعاها را به صورت گسترده پوشش می داد.
    به عنوان مثال به موارد زیر توجه بفرمایید:
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=104230&sectionid=351020101
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=99873&sectionid=351020101

    نحوه مهندسی خبر و جانب دارانه بودن این اخبار علیه جمهوری اسلامی حتی در اخباری که در راستای منافع جمهوری اسلامی نیز می باشد مشهود است. خبر نویسان نهایی سعی می کنند با پرداخت محتوایی اخبار مواضع معاند خود را در اخبار جای دهند. به عنوان مثال در خبری که مربوط به خطبه های نماز جمعه توسط آیت الله کاشانی بود با استناد به تنها یک جمله از صحبت های ایشان در نماز جمعه تهران سعی شده است که اشکالات جدی در قانون انتخابات (که حتما منجر به تقلب شده است!) القا شود. این در حالی است که مقصود آیت الله امامی کاشانی بازنگری در قوانین “اخلاق انتخاباتی” به منظور جلوگیری از بروز ناراحتی ها و بد اخلاقی های انتخاباتی بوده است. به غیر از این جمله به هیچ کدام از موضوعات مهم مطرح شده توسط ایشان در نماز جمعه که کاملا در راستای منافع نظام جمهوری اسلامی است اشاره نشده و به نظر می رسد که تنها اظهار نظر ایشان درباره قوانین انتخابات دستمایه خوبی برای پرس تی وی شده تا سلامت انتخابات را زیر سوال ببرند! جالب است که در این خبر ظاهرا مربوط به نماز جمعه، نظر آقای قالیباف هم درباره قوانین انتخابات به چشم می خورد!!!
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=100318&sectionid=351020101

    این تنها نمونه ای از این دست موارد است.

    همچنین پاراگراف زیر تا حتی دو ماه بعد از انتخابات در تمام اخبار که به نوعی به انتخابات مربوط می شوند وجود دارد:
    “ایران بعد از اعلام پیروزی احمدی نژاد، به صحنه راه پیمایی های مخالفان تبدیل شد. نامزدهای شکست خورده موسوی و کروبی نتایج انتخابات را با ادعای تقلب رد کرده و خواستار برگزاری مجدد انتخابات شدند. ”

    آقایان خاتمی، موسوی و کروبی همچنان از شخصیت های مورد ارادت! پرس تی وی می باشند و هنوز هم بیانیه های و نامه های تحریک آمیز آن ها در پرس تی وی مورد پوشش گسترده قرار می گیرد

    نمونه ای از پوشش نطق ها و بیانیه های اظهارات سران اصلاح طلب در این وب سایت:

    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=105752&sectionid=351020101
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=103734&sectionid=351020101
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=103330&sectionid=351020101
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=103404&sectionid=351020101
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=102053&sectionid=351070101

    علاوه بر این تمام اخبار مربوط به اغتشاشات و درگیری ها مورد به مورد به وسیله این وب سایت پوشش داده می شد و در کنار بی بی سی و سی ان ان نقش خود را در ناآرام نشان دادن ایران بعد از انتخابات به خوبی انجام داد!

    روحانیون ایران برنامه راهپیمایی های طرفداران موسوی را اعلام می کنند (اشاره به مجمع روحانیون مبارز)
    http://www.presstv.ir/detail/98410.htm?sectionid=351020101

    همان طور که در ابتدا مطرح شد مواضع ضد دولت این وب سایت کاملا مشهود می باشد. به عنوان مثالی دیگر شبکه پرس تی وی با این عنوان اقدام به پوشش نطق تلویزیونی آقای احمدی نژاد بعد از انتخابات کرد:

    Ahmadinejad slams rivals over post-vote stance
    احمدی نژاد رقبا را به خاطر مواضع بعد از انتخاباتشان به باد انتقاد گرفت.

    این نوع تیترها که هدفش نمایش چهره ای متعصب و غیر منطقی از آقای احمدی نژاد است در پرس تی وی بسیار مسبوق به سابقه است.

    و تلاش برای القاء اختلاف بین دولت اصولگرا و همفکرانش در مجلس (توکلی و امثالهم)

    “احمدی نژاد توسط محافظه کاران همفکرش در مجلس به زیر آتش گرفته شد”
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=107189&sectionid=351020101

    و همین طور پوشش دادن ادعای عدم همکاری دولت با مترو :

    “دولت از برنامه های مترو پشتیبانی نمی کند”
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=100984

    شاید مورد زیر نمونه ای بسیار مناسب از خیانت پرس تی وی به دولت و نظام باشد:

    بعد از اعترافات آقای ابطحی بعضی از معاندین سعی کردند که با مطرح کردن یک سری از مسائل (مثلا تحت فشار و شکنجه بودن متهمین) اعترافات را غیر معتبر نشان دهند. بی شک پرس تی وی در جمع این معاندین قرار می گیرد!
    خبر زیر در مورد اظهار نظر شما در مورد علت لاغر شدن آقای ابطحی در زندان است. گذشته از محتوای خبر زیر که به شبهه ذکر شده دامن می زند، تیتری که ابتدا برای این خبر انتخاب شده بود این بود: “مشاور احمدی نژاد: زندان برای سلامتی مفید است”
    به نظر می رسد که نویسنده خبر به بیش از حد افراطی بودن تیتر بعد از چند لحظه پی می برد و آن را به عبارت زیر تغییر می دهد: “مشاور احمدی نژاد علت کاهش وزن ابطحی را توضیح می دهد”
    http://www.presstv.ir/detail.aspx?id=104230&sectionid=351020101

    از این دست موارد بسیار زیاد است. از جمله ادعای بی اساس کروبی در مورد آزار جنسی که در پوشش آن پرس تی وی سنگ تمام گذاشت که به صورت تفصیلی به آن نمی پردازم.

    و پوشش ادعای مخالفین در دخالت نظامیان در انتخابات
    http://www.presstv.com/detail.aspx?id=106259&sectionid=351020101

    مواردی که در بالا ذکر شد تنها گوشه ای از خیانت وب سایت پرس تی وی به دولت و نظام می باشد. چرا باید این وب سایت که توسط بسیاری از مسلمان خارجی به عنوان سخنگوی نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود از بودجه نظام علیه نظام تبلیغ کند به گونه ای که صدای بسیاری از طرفداران خارجی جمهوری اسلامی را نیز در آورده و آن ها را به ایجاد گروهی در سایت فیس بوک برای درخواست اصلاحات در پرس تی وی واداشته است!!!

    علاوه بر این پرس تی وی در حذف کامنت های پرمغز و رسواکننده ی طرفداران دولت و نظام بسیار کوشا می باشد. تا به حال شاید ۲۰ بار کامنت های من در این شبکه به سرعت حذف شده اند. البته با کامنت های شعار گونه مثل زنده باد جمهوری اسلامی یا زنده باد احمدی نژاد برخوردی صورت نمی گیرد. اما هر گونه اعتراض منطقی به پرس تی وی یا اعتراض به جنبش سبز و … با برخورد مواجه می شود.

    دردناک تر آن که شبکه پرس تی وی در حذف کامنت های توهین آمیز و مبتذل تقریبا هیچ اهتمامی نمی ورزد. کامنت های بسیار رکیک و توهین آمیز به مسئولین نظام ساعت ها در زیر اخبار به حال خود رها می شوند در حالی که کوچک ترین اعتراض به پرس تی وی در کمتر از ۵ دقیقه حذف می شود.

    من با بعضی از مسلمانان ساکن لندن پیرامون عملکرد پرس تی وی صحبت کردم. بنا بر اظهارات یکی از آن ها دفتر پرس تی وی مستقر در لندن مملو از کارمندان ایرانی سلطنت طلب و سکولار است که اساسا هیچ تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی ندارند و این خود می تواند یکی از مهم ترین دلایل عملکرد ضد منفعت ملی پرس تی وی باشد.

  81. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴

    آقا محمد
    با سلام
    شما مختارید از هرایده و هر فردی که مایلید دفاع و حمایت کنید یا با هرکسی از جمله بنده مخالفت نمایید. این جزو حقوق به رسمیت شناخته شده شما در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
    اما اگر زمانی به دنبال حقیقت بودید ، سعی کنید به هر سخنی که از این و آن می شنوید ، مسیرتان عوض نشود. بیشتر دقت کنید و با تامل تحلیل و اظهار نظر کنید.
    بنده آقای احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم نمی دانم و با بت سازی هم مخالفم.شان و منزلت ایشان چیزی بیش از یک خادم برای ملت نیست. اگر این نکات را مبنای تحلیل قرار دهید آن وقت دفاع بنده از حقیقت را به حساب بت سازی و … نخواهید نوشت. البته شما مختارید.
    موفق باشید

  82. جاسم بنده خدا گفت :

    آذر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۲

    با سلام آقای جوانفکر
    حالا مطلب ما که به این مطلب بالا ربطی ندارد ولی اینو به دکتر احمدی نژاد منتقل کنید و بگویید فلانی گفت خیلی بی معرفتی دکتر بعد از انتخابات بچه های ستادش این همه زحمت کشیدند هیچ انتظاری هم نداشتند هم یک سر ۳۰ دیقیقه ای به آنها نزدی تو دفترت یا یکجایی اینجوری با هات صحبت کنند
    فکر می کنم احمدی نژاد یک غرور منیت در انتخاب پیدا کرده و امیدوارم اشتباه کرده باشم ما آدمای عادی که نمیتونیم با رئیس جمهور صحبت کنیم شما گاهی می بینینش بهش بگین واگه درست نبود از ش حلالیت بطلبید پشت سرش غیبت کردیم .

  83. مصطفی حسامی گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۳

    سلام جناب جوانفکر
    گزارش مربوط به پرس تی وی را مطالعه کردید؟

    اگر اسناد بیشتری خواستید می توانم در اختیارتان بگذارم

    با تشکر

  84. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷

    آقای حسامی
    باسلام
    گزارش مفیدی بود که برای اطلاع و اقدام بعدی به نماینده رئیس جمهور در شورای عالی نظارت بر صدا و سیما تقدیم شد.
    متشکرم

  85. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱

    آقا جاسم
    با سلام
    یک رئیس جمهور داریم با این همه مسوولیت ها و توقعات بزرگ و کوچک ! کسانی که برای رای آوردن آقای احمدی نژاد تلاش کردند ، با خدا معامله کردند و شما هم مزد تلاشهایتان را نباید از آقای احمدی نژاد و ملاقات با وی مطالبه کنید.
    سلامتی و موفیقت شما را آرزومندم.

  86. مسعود گفت :

    آذر ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۰۷

    ببخشید یادم رفت نظر در خصوص جوانمرد جوانفکر بگویم
    یکی از شاخصه های جوانفکر بودن خلاقیت است و هنرمندی که عناصر اربعه را در ید خود سرشته نمایدو یک نویسنده متبحر می تواند جوانفکر باشد همچنانکه شما هستید…..چون با آفرینش حروف در قالب کلمات معجزه می کند و تمام افکار را مبهوت // تمام//

  87. عبدالله رحیمی گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴

    به نام خدا اینجانب فارغ از هر جریان سیاسی اعلام می کنم که هر کس جوانفکر بودن را به مثابه فکر جوان وناپخته بداند واین را نه به یک فرد بلکه به عموم جامعه تعمیم دهد صد البته خود فرد ابله واحمقی بیش نیست که باید به حالش خون گریست هرچند نسبت دادن اینگونه حتی به یک نفر هم حاکی از عدم شعور ودرک درست نسبت دهنده می باشد

  88. حسنخانی-رضا گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۹

    با سلام وتبریک پیشاپیش عید سعیدغدیر
    با خواندن این مطلب به یاد یک ضرب المثل قدیمی افتادم که به وفور از پدربزرگ و مادربزرگ ها شنیده ایم:
    “دست جلو می اندازی که عقب نیفتی”
    جناب آقای مطهری به روشنی با یک نیم نگاه بهپایگاه های خبری بیگانه میتوان پی برد که چه کسی جوان وناپخنه است.
    مثل اینکه شما نمی دانید که سخنان مبارکتان جز سر تیتر های درشت سایت های خبری غرب شده !
    که علیه کشورمان به کار گرفته میشود.
    به خصوص گفتار های اخیر شما دربااب ازدواج موقت.
    با یک جستجوی ساده در گوگل و یاهو میتوان پی برد که چه کسی خواسته یا ناخواسته جوان , ناپخته وسر به هوا و به نفع دشمنان سخن میگوید!
    و نکته قابل توجه این است که این رسانه ها با نام فرزند شهید مطهری شما را خطاب میکنند وبه عبارتی ساده تر گاف های شما را به پای شهید مطهری می ریزند.
    قبلا هم این مطلب را در وبلاگ آقای رسایی گفته بودم شما در جایگاه بسیار بسیار حساس تری نسبت به سایرین قرار دارید و واضح است که باید بیشتر مواظب سخنان خود باشید .درغیر این صورت بیگانگان یا افکار شما را به شهید مطهری تعمیم می دهند ویا از شخصیت وسخنان شما برای زیر سوال بردن ایشان بهره خواهند برد!****

  89. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۲

    آقا جواد
    با سلام
    ضمن پوزش از تاخیر در پاسخگویی به دلیل فشردگی کارها
    پاسخ به سووالات شما:
    ۱- بنده نمی توانم ازطرف شهید مطهری آنهم در شرایط امروز، ادعایی را مطرح کنم. کسی که اقدام به قانون شکنی می کند و برای مقابله با نظام مورد قبول مردم، اقدام به اردوکشی خیابانی می کند، نباید مدعی برخورداری از حقوق قانونی شود. این خود کرده البته همچنان از ابزارهای مختلفی برای ارتباط با مخاطبانش برخوردار است و روزنامه هایی وجود دارند که اطلاعیه های وی را منتشر می کنند. اگر جلوی انتشار این اطلاعیه های گرفته شود عین عدالت است و نقض آزادی نیست.
    ۲- آقای احمدی نژاد در مناظره ها ، فرزندان این آقایان را خطاب قرار داد. نکند شما برای فرزندان آنها نیز مصونیت قائل هستید! حوادث بعد از انتخابات هیچ ربطی به مناظره ها ندارد. نامزد مورد علاقه شما به دلیل گرفتار شدن در گردابی که خودش ایجاد کرده ، برای توجیه رفتار ناشایست و غیرقانونی خود ، به هر چیزی از جمله مناظره ها متشبث می شود.
    ۳- آقای احمدی نژاد در باره هاله نور به اندازه کافی توضیح داده اند. باور به هاله نور ریشه در ایمان انسانها دارد. نرخ تورم و نرخ بیکاری را به درستی پاسخ دادند و اشکالی به آن وارد نیست.
    ۴- منفعت طرفداری آقای مطهری از آقای موسوی را از خود ایشان سووال کنید که در تجمعات غیرقانونی او شرکت کردند. دولت آقای احمدی نژاد نیازمند حمایت یا طرفداری افرادی مانند آقای علی مطهری نیست. این دولت حمایت خود را از قاطبه مردم کسب می کند نه از سیاست بازان.
    پاسخ سووالات شما را به خاطر همانچیزی که خودتان خواسته اید یعنی دلخوشی تان دادم والا بی تفاوتی پاسخ مناسبتری به سووالات شماست.
    موفق باشید

  90. رضا گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۲۷

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر
    من به عنوان یکی از جوانان شهرستان تربت جام از زحمات و تلاشهای دولت خدمتگزار جناب آقای احمدی نپاد تشکر می کنم سوال بنده از شما این است چرا آقای رئیس جمهور با افراد گستاخ که هیچ کاری غیر از دروغ گویی و شایه پراکنی علیه دولت ندارند قاطع برخورد نتمی کند وتا آنها جرآت چنین کارهایی را نداشته باشند

  91. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۶

    آقا رضا
    با سلام
    ما در یک کشور آزاد زندگی می کنیم. هر کسی می تواند تصمیمات و عملکرد مسوولان کشور را مورد نقد قرار دهد و دیدگاههای خود را مطرح کند. این واقعیت نیز انکار ناپذیر است که یک جامعه رهیده از ظلم ستمشاهی و بی تجربه در استفاده صحیح از آزادی و موازین مردمسالاری دینی ، ناگزیر از تحمل برخی ناهنجاریها و آسیب هاست. افزایش صبر و متانت در برابر این موارد ، لازمه عبور از این شرایط ویژه است.
    موفق باشید

  92. رضا گفت :

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۵

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر :
    من رضا هستم از تربت جام در پاسخ سوال پیشین من شما فرمودید که افزایش صبر و متانت لازمه عبور از این شرایط است آیا اینقدر به نظر شما باید صبر کرد که کار را به جایی برسانند که به امام خمینی توهین شود؟ باید اینقدر صبر کرد که به ولایت فقیه توهین شود ؟ مگر امام (ره)در جریان آقای منتظری صبر فرمودند که مسئولان کشور با سران فتنه مماشات می کنند من فکر میکنم خون بیش از چهارصد هزار شهید که به پای این انقلاب ریخته شده است با سکوت و صبر و متانت بیش از حد پای مال خواهد شد و سوال دیگر من از شما این است که نظر شما در باره شخصیت آقای توکلی نماینده مردم تهران چیست چرا ایشان اینقدر اصرار و پافشاری بر مخالفت با دولت دارند با وجود اینکه خود را یکی از پرچمداران اصول گرایی می دانند.

  93. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۰

    آقا رضا
    با سلام
    حفظ آرامش و متانت به معنای بی تفاوتی نیست. اظهارات بنده دایر بر بی تفاوت بودن در برابر رفتارهای توهین آمیز فتنه گران نسبت به ارکان نظام نیست. اجازه دهید بنده در باره شخصیت افرادی مثل آقای توکلی سخنی نگوییم. مردم مثل شما صاحب درک و فهم بالا هستند و قضاوتشان به حق نزدیکتر است.
    موفق باشید

  94. مختار ثقفی گفت :

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۱۴

    حناب جوانفکر اولا شما اول اختلافات خانوادگی خودت روحل کن بعدش یگ دست به موهات بزن که از زیر یقه کتت زده بیرون اون موقع
    راجع حق وباطل اظهار نظر کن جان برادر یگ کمی هم قبل صحبت کردن با مشایی یا رحیم مشورت کن چون رئیست که که اصلا حالیش
    نیست

  95. رضا گفت :

    دی ۷م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۶

    به نام خداو با سلام
    چه روز غریبی را پشت سر گذاشتیم!
    و چه شب غریب تری بود امشب شاید غریب تر از شام غریبان!
    چه ساده بود در شام غریبان امشب درک بلا هایی که بر سر زینب در شام آمد!
    چه سهل بود درک حال مسلم !
    چه راحت توانستیم برای حسینیان و یزیدیان مصداق پیدا کنیم!
    چه راحت اشک بر چشمان مان جاری میشد!
    چه ساده میتوانستیم برای مسلم زمان گریه کنیم !
    ودر مقابل چه قدر سخت است امشب سر بر بالین نهادن و خفتن!

  96. مصطفی حسامی گفت :

    دی ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۱۳

    جناب جوانفکر
    سلام علیکم

    وب سایت خبری پرس تی وی همچنان از عناصر خائن پاکسازی نشده است.
    در این اخبار به توحش و ناجوانمردی اغتشاشگران به هیچ وجه اشاره نشده است. اخبار به گونه ای پوشش داده شده است که انگار نصف مردم تهران در اغتشاشات حضور داشته اند.
    هیچ جا اشاره نشده است که به این نکته که جمعی چند صد نفری از اغتشاشگران وحشی به عزادارن حمله کرده اند و به مقدسات توهین کرده اند.
    اگر دقت بفرمایید در انتهای هر خبر نام های نویسندگان خبر را به صورت اختصار می بینید
    در دوره ی انتخابات نیز این دو نفر نقش فعالی در همصدایی با دشمنان و ضدانقلابیون و دامن زدن به فضای دروغ و شایعه داشتند.
    انشاءالله با پیگیری حضرت عالی شاهد طرد شدن این دو خائن از پرس تی وی رسانه رسمی جمهوری اسلامی باشیم.

    با تشکر

  97. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۸

    آقا مصطفی
    با سلام
    موارد مورد اشاره شما به آقای ضرغامی و آقای مشایی نماینده دولت در شورای نظارت بر صدا و سیما منعکس شد.
    موفق باشید

  98. رضا گفت :

    دی ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۳

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر:
    من رضا هستم از تربت جام
    اولا من می خواستم در جواب آقای مختار ثقفی که به شما توهین کرده بود بگویم که شما اول فرق مشاور مطبوعاتی و رسانه ای را تشخیص بده بعد اینطور به یک نفر توهین کن من فکر میکنم شما آقای جوانفکر را با آقای کلهر اشتباه گرفتین یک کم مطالعه و تحقیق برای شما بد نیست تا دوباره تحت تاثیر بعضی صحبتها موضع نگیرید
    و اما جناب آقای جوانفکر ضمن عرض تسلیت ایام شهادت حضرت ابا عبدالله به شما و تمام همکاران خدومتان می خواستم از شما که سابقه کار در رسانه ملی را دارید بپرسم آیا شخص خود ریاست سازمان خط و مشی پخش اخبار و تحولات جاری را تعیین میکنند یا هستند کسانی که در این امر سهیمند؟

  99. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    دی ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴

    آقا رضا
    با سلام
    ضمن تشکر از ابراز محبت شما.
    متاسفانه بنده تجربه کار در رسانه ملی را ندارم. البته اغلب دوستان بنده را با اخوی که مدیرکل اخبار مرکزی صدا و سیماست اشتباه می گیرند. به هر حال رئیس سازمان صدا و سیما مسوول کل سازمان است و می تواند خط مشی سازمان را در خش خبری و اطلاع رسانی تعیین کند اما به طور طبیعی او بر همه اخبار و گزارشها نظارت دائمی ندارد و سازو کارهایی وجود دارد که هر کس کار خودش را در چارچوب تعیین شده دنبال می کند.
    موفق باشید

  100. رضا گفت :

    بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۴

    سلام اقای جوانفکر میدانم جایگاه دولتی شما ربطی به این موضوع ندارد اما شاید بتوانید کمکی بکنید.
    یکی از … بازنشسته … مازندران این روزها افتاده به جان زمینهای نزدیک جنگل و با استفاده از روابط بسیار زیادی که در ادارات دارد مناطق نهال کاری شده از نهال پاک میکند و با کمک مسیولین این شهر به تملک خود میاورد . من مدارکی دارم که نشان میدهد این فرد که مورد حمایت مقامات بالای اداره ….. است مشغول زمین خواری است . البته در این مورد اخر این فرد با مقاومت مردم روستای … ساری واقع شد و همچنان درگیر هستند و این فرد با نفوذی که حتی در دادگاه ها دارد علیه مردم روستا حکم های سنگین گرفته است . این اقا که از بازنشسته ی … است با…. مقایسه میشود

  101. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۶

    آقا رضا
    با سلام
    شماره تلفن خودتان را برایم بفرستید تا برای تهیه گزارش خبرنگار ایرنا با شما تماس بگیرد. اگر تمایل داشتید می توانید اطلاعاتتان را برایم بفرستید تا مبنای تهیه گزارش قرار بگیرد.
    موفق باشید.

  102. رضا گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۲۶

    سلام من محمد رضا شریفی هستم من از اینکه به این موضوع کوچک اما بسیار مهم حساسیت نشان دادید شماره بنده ۰۹۱۲۶۴۸۲۲۷۰ است و بی صبرانه منتظرم . امیدوارم بشود کاری کرد تا حقی از کسی ضایع نشود مخصوصا از بیت المال . ممنونم ممنونم ممنونم

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر