گفت و گوبا دهها تن از کاربران “نواندیش” (۱)

برای اگاهی مراجعه کنندگان محترم وبلاگ – پاسخ به سووالات کاربران محترم سایت خبری نواندیش به شرح زیر ارائه می شود. متن این گفت وگوی مکتوب در سایت مزبور نیز قابل دسترسی است.

نکته

از مسوولان محترم سایت خبری نواندیش که زمینه این پرسش و پاسخ را فراهم آوردند، صمیمانه تشکر می کنم.

از همه کاربران عزیزی که در سووالاتشان ، این خادم کوچکشان را مورد لطف و محبت خویش قرار دادند ، خاضعانه تشکر و مراتب ارادت قلبی خودم را نسبت به همه آنان و سایر سووال کنندگان ابراز می دارم.

از همه عزیزان کاربر که سووال مطرح کردند، درخواست می کنم به یکسلام” کلی بنده قناعت کنند. این سلام را با آرزوی سلامتی و بهروزی سووال کنندگان و سایر مخاطبان عزیز همراه می کنم.

: حمید: با سلام همه ما داستان برخورد امام علی(ع) با مردم شهر انبار را که با دویدن به دنبال او از ایشان استقبال کردند شنیده ایم. با این وجود دولت چگونه از همان روشی که مغضوب امام علی (ع) است استفاده می نمایند.در دیدار آقای احمدی نژاد از شیراز سازمان جهاد کشاورزی فارس به مدت سه روز تعطیل گردید. به نظر شما زیان این تعطیلی چقدر است؟

جوانفکر: بنده صلاحیت تفسیر و تاویل نهج البلاغه و تطبیق صحنه استقبال مردم از رئیس جمهور با آنچه که مراد و منظور امام علی (ع) بوده است را ندارم. اما در صدر اسلام این صحنه هم وجود دارد که پیامبر عظیم الشان اسلام وقتی وارد مکه مکرمه شدند، مردم به استقبال ایشان آمدند و سپس در پی مرکب حضرت روان شدند و هر کس نیز می کوشید که مرکب ایشان در برابر منزل او زانو بزند. با درس گرفتن از این صحنه شاید بتوان از سخنان مولای متقیان چنین استنباط کرد که دوان شدن در پی مرکب “حاکم جور” موجب ذلت و خواری می شود و باید از آن خودداری کرد اما قطعا نمی توان این موضوع را با شخصیت عزیز و عظیم القدری مانند رهبر معزز انقلاب یا حاکمی مانند دکتر احمدی نژاد که خود را نوکر و خادم مردم می داند و از روز اول با صدای رسا اعلام کرده است که او و همکارانش هیچ منزلتی جز خدمت گزاری برای مردم ندارند، تطبیق داد. گذشته از آن مردم در هر شهر به استقبال رئیس جمهور می آیند و سپس در همان مسیر به سمت محل سخنرانی به حرکت در می آیند که این امر نباید به حساب دویدن مردم در پی خودرو رئیس جمهور گذاشته  شود . نکته دیگر این است که مردم معمولا در کنار خیابان برای رئیس جمهورشان ابراز احساسات می کنند و فقط این جوانان و نوجوانان هستند که به دنبال اتومبیل حامل رئیس جمهور می دوند و آقای احمدی نژاد و همراهانشان نگران هستند که آسیبی به مردم وارد نشود ، بنابراین واقع امر این است که ممنانعت از ابراز علاقه و شور و هیجان مردم نسبت به فردی که او را دوست می دارند، امکان پذیر نیست. گذشته از همه اینها باید توجه کرد که صحنه های مربوط به حضور پر شور مردم برای ابراز همدلی و محبت به رئیس جمهور یا استماع سخنان ایشان، خاری در چشم دشمنان و بدخواهان ملت ایران است زیرا این همبستگی و پیوستگی بین مردم و مسوولان ، سبب عزت ، اقتدار و عظمت ملت ایران در جهان می شود.
گفته شما در مورد تعطیلی سه روزه سازمان جهاد کشاورزی فارس حقیقت ندارد.

موفق باشید

: دانیال  بعنوان یک شهروند ، نظر شما راجع به افراد زیر چیست؟

هاشمی رفسنجانی - محمد خاتمی - محمود احمدی نژاد:

جوانفکر: عذربنده را از عدم پاسخگویی به این سووال بپذیرید.

موفق باشید

رضا- ساوه : باسلام و تشکر از شما.

قبلا در مجلس هفتم و الان در زمان انتخابات صحبت از ۳۰۰ میلیارد هزینه نامعلوم در زمان شهرداری دکتر احمدی نژاد می شود. سایت های حامی آقای قالیباف هم به این موضوع پرداخته اند. اگر صحت ندارد چرا شفاف آقای رییس جمهور جواب نمی دهد؟ آقای کروبی دیروز در بوشهر گفته بپرسید موضوع نفت در اردبیل چه بوده. آیا ربطی به زمان استانداری آقای دکتر احمدی نژاد دارد؟

جوانفکر:در مورد نفت اردبیل از خود آقای کروبی بپرسید. پرتاب کردن شبهاتی از این دست در اذهان مردم ، کار ساده ای است و لابد ایشان برای چنین رفتار و منشی ، توجیه شرعی هم دارند.

در مورد ۳۰۰ میلیارد تومان ، پیشتر توضیحات کافی داده شده است. به راستی ، کسانی که آگاهانه و بر اساس بغض و کینه، این شبهه و شائبه را در افکار عمومی ، علیه رئیس جمهور بوجود آوردند ، چگونه با وجدان و اعتقاداتشان کنار خواهند آمد؟

سرعت و گستردگی خدمات آقای احمدی نژاد در دوران خدمتشان به عنوان شهردار تهران به گونه ای بود که ایشان بیش از اعتبارات و بودجه در اختیار کار کرده است. در واقع پیمانکاران به ایشان اعتماد داشتند و کارها را معطل نکردند. وقتی آقای قالیباف شهردار تهران شد، اسناد فعالیت های انجام شده ، به عنوان یک سوژه تبلیغاتی  تحت عنوان “هزینه های فاقد” مطرح شد، در حالی که باید توضیح می دادند “هزینه های فاقد اعتبار” اما با مبهم گذاشتن موضوع و شایعه سازی مبنی بر “هزینه های فاقد سند” ، کوشیدند در اذهان مردم علامت سووال ایجاد کنند. باید از شر شیطان به خدا پناه برد.

موفق باشید

محمدیان : باسلام و احترام.

اخیرا بحث سلامت انتخابات و صیانت از آرا مطرح شده است. مقام معظم رهبری تاکید فرمودند که انتخابات ها در جمهوری اسلامی تاکنون در کمال سلامت برگزار شده است. برخی دولتمردان نیز با بیان مطالبی مبنی بر صحت انتخابات در جمهوری اسلامی ، بر این امر صحه گذاشته اند. اما خاطرم می آید که آقای کلهر مشاور محترم رییس جمهور یکبار گفته بودند که دولت اصلاحات ۴ میلیون از آرای آقای رییس جمهور دکتر احمدی نژاد را نخوانده است. نظر شما در این باره چیست؟

جوانفکر: در برگزاری انتخابات به شکل سالم آن هیچ تردیدی نیست و هیچکس حق ندارد بدون دلیل و بویژه پیش از برگزاری انتخابات ، سلامت آن را زیر سووال ببرد. سووال شما را باید خود آقای کلهر پاسخ بدهند اما بنده تصور می کنم که منظور ایشان احتمالا این بوده است که بسیاری از آراء مربوط به آقای احمدی نژاد را در انتخابات مخدوش اعلام کردند و آن را به حساب ایشان نگذاشتند. مثلا هر کس به جای آقای احمدی نژاد ، عنوان ایشان یعنی شهردار تهران یا چیزی شبیه آن را نوشته بود، رای او را به حساب آقای احمدی نژاد نگذاشتند. اینگونه موارد نافی صحت و سلامت انتخابات نیست و ادعاهایی است که باید در جای خود مورد رسیدگی قرار گیرد.

موفق باشید

علی: سلام.

سوال : ۱- چرا انتصابات فامیلی در دولت اقای احمدی نژاد و میان دوستان نزدیک او و اقوامشان زیاد بود؟نمونه های زیادی در روزنامه ها و سایت ها درج شد که قابل تکذیب هم نبود. جواب شما چه می تواند باشد.

جوانفکر: انتصابات در دولت نهم مبنای فامیلی ندارد و اگر با چنین مبنایی در هربخشی از دولت ، انتصاب صورت بگیرد، کار قابل دفاعی نیست. آقای مشایی پیش از آنکه با دکتر احمدی نژاد نسبت فامیلی پیدا کند، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی بود و آقای داوود احمدی نژاد به عنوان معتمد رئیس جمهور در بخش بازرسی ویژه رئیس جمهور مشغول به فعالیت شد و البته کوتاه مدتی بعد ، جمعبندی رئیس جمهور از عملکرد ایشان مثبت نبود و در کنارگذاشتن وی نیز بدون توجه به ملاحظات فامیلی عمل کرد. برخی نسبت های فامیلی را رسانه ها مطرح کردند که اساسا حقیقت ندارد. اگر مورد مشخصی دارید بفرمایید تا پاسخ دهم.

۲- دولت نهم از صرفه جویی صحبت می کند اما آیا صرفه جویی تنها در پول ناهار و تلفن است؟

جوانفکر: خیر . صرفه جویی در پول ناهار و تلفن خلاصه نمی شود هرچند که در این دو موضوع نیز ، رعایت صرفه جویی امری لازم است . اگر دستگاهی یا سازمانی در این زمینه ابتکار عملی را برای رعایت صرفه جویی به کار بست نباید اساس صرفه جویی زیر سووال برود. البته باید از سخت گیری های بی مورد نیز پرهیز شود. اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی یک کار فرهنگی دراز مدت است و قرار نیست که امسال در همه موارد ، اقدام به ارائه یک الگوی خاص و وادار کردن مردم به تبعیت از آن بکنیم. چنین چیزی مد نظر دولت نیست و البته تلاش برای جلب همراهی و همکاری مردم در این زمینه یک اصل جدی است.

موفق باشید

:شاهین : با سلام و عرض ادب ،

سووال : لطفا فقط صریح و شفاف با یک کلمه بلی یا خیر جواب دهند ؛آیا اگر مصلحت نظام ایجاب نماید که فرد خاصی از صندوقها در بیاید ، شخصا اعتقاد به تقلب( یا هر نام دیگری که به آن بدهند ) در جهت عملی شدن این امر در انتخابات دارند یا خیر…؟؟؟

جوانفکر: خیر .

توضیح برای سایر مخاطبان محترم : فکر می کنم که این سووال به شکل قابل فهم و ممکن الوقوع بودن آن ، طراحی نشده است. نظام اسلامی بر اساس مردمسالاری و بر پایه عدل و انصاف و رعایت حقوق مردم شکل گرفته است و هیچگاه مصلحت نظام اسلامی با  تقلب و مصادره آراء مردم، همسو نخواهد شد. نظام اسلامی متکی بر اراده های مردم است و اینگونه سووالات ، در ارتباط با نظام جمهوری اسلامی ایران ، قابلیت طرح ندارد. اگر زمانی مصلحت نظام مبتنی بر تقلب و انحراف در رای مردم قرار گیرد ، به طور قطع در آن زمان ، حاکمیت ، متعلق به نظام جمهوری اسلامی و ولی فقیه نیست. از افتخارات من و شما می تواند این باشد که رهبری در نظام اسلامی مبتنی بر عدالت است . اگر رهبر از عدالت ساقط شود به طور طبیعی از رهبری ساقط خواهد شد. در کجای دنیا چنین ویژگی و شاخصه ای را می توان برای عالی ترین مقام کشور سراغ گرفت ؟ ما باید به داشته های خودمان افتخار کنیم و البته همراه با شکر نمعت .

موفق باشید

ریحانه : سلام.

۱- چرا رئیس ستاد انتخابات کشور حرفهایی می زند که نشان از جانب داری او به نفع آقای احمدی نژاد است . آیا این کار موجب سلب اطمینان از مردم نیست؟ اگر هست چرا با وی برخورد نمی کنید؟

جوانفکر: ماده ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری تصریح می کند که مقامات اجرایی و نظارت انتخابات حق تبلیغ له یا علیه هیچیک از داوطلبان انتخاباتی را ندارند و تخلف از این امر جرم محسوب می شود. ای کاش در مورد اظهارات رئیس ستاد انتخابات کشور توضیح می دادید که کدام بخش از سخنان وی موجب چنین شائبه ای شده است. به هر حال قانون انتخابات هرگونه تبلیغ به نفع یا به زیان یک نامزد خاص را برای مقامات اجرایی و نظارتی رد می کند.

۲- آیا حقیقت دارد که رئیس جمهور به بسیاری از مردمی که برایشان نامه می نویسند در جواب مبلغی می فرستند؟ این پولها از کجا می آید؟

جوانفکر: خیر . طرح اینگونه شبهات ، ظلم بزرگی در حق دولت و توهین ناخواسته ای به مردم است.  اولا رئیس جمهور امکان دیدن همه نامه های مردم را ندارند و برای این منظور نیز ساز و کارهایی طراحی شده است که از آن طریق به مسائل و مشکلات مردم رسیدگی می شود. در برخی موارد خاص، که حل مشکلات، مسلتزم استفاده از اختیارات رئیس جمهور است، ایشان رسیدگی می کنند. اصولا همه نامه هایی که رئیس جمهور رسیدگی می کنند، حاوی مشکلات مالی نیست و صرفا بخشی از آنها به این مساله مربوط می شود. کمکهای مالی در موارد ضرورت ، به کسانی ارائه می شود که بر اثر مشکلات سنگین اقتصادی ، یا مواجه شدن با یک حادثه ناگهانی یا آسیب سخت جسمی ، زندگی شان در معرض فروپاشی قرار گرفته است و اگر حمایت مستقیم مالی از آنها به عمل نیاید، با وضعیت غیرقابل جبرانی مواجه خواهند شد. در اینگونه موارد به عنوان یک تکلیف، حمایتهای لازم از آنان به عمل می آید . ضمنا توجه داشته باشید که ما مسلمانیم و همه ما باید به امور مسلمین اهتمام ورزیم . چگونه ممکن است که یک دولت مردمی و اسلامی ، نسبت به درد و رنج گروهی از مردم بی تفاوت بماند و دست نجات خود را به سوی آنها دراز نکند. علاوه براین به یاد داشته باشیم که دولت فقط می تواند حمایت های اولیه را از افراد زمین خورده یا زمین گیر شده به عمل آورد و دست آنها را برای آغاز حرکتی دوباره بگیرد، بنابراین حل اینگونه مشکلات مستلزم مشارکت و همکاری عمومی است. اهتمام به امور مسلمین یک وظیفه همگانی  محسوب می شود و همه مردم در این زمینه دارای مسوولیت های دینی ، اخلاقی و اجتماعی هستند.

۳- چرا در جریان محاکمه غیر علنی ۳ دانشجوی معروف امیرکبیر که یکی از بزرگترین انهاماتشان توهین به رئیس جمهوری بود ایشان حتی نامه ای به قوه قضاییه ننوشت؟ این موضوع باعث بدبینی شمار زیادی از دانشجویان به وعده عدالت ایشان شده است.

جوانفکر: رئیس جمهور از هیچکس به سبب توهین به خود شکایت نکرده است ، چه برسد به دانشجویان که جوانان عزیز ما هستند و در برابر هرگونه سخن یا رفتار توهین آمیز آنها ، هیچ پاسخی جز گذشت و عطوفت و مهربانی وجود ندارد. بنابراین اتهامات دانشجویان هیچ ارتباطی با دولت و رئیس جمهور ندارد و دستگاه قضایی موظف است بر اساس قانون و با رعایت عدل و انصاف به اتهامات آنها رسیدگی کند. این توقع شایسته ای به نظر نمی رسد که رئیس جمهور در هر موردی به دستگاه قضایی نامه بنویسد و حقوق متهمین را به مسولان امر گوشزد کند . به طور طبیعی و بدیهی، دادگاه باید با رعایت موازین حقوقی و قانونی به همه اتهامات و البته در مورد دانشجویان با رافت بیشتر ، رسیدگی نماید. دانشگاهها باید به سمتی حرکت کنند که رفتار و گفتار دانشجویان در فضای دانشگاهها ، بازتاب دهنده شاخص های فرهنگی ، تمدنی و فرهیختگی ملت ایران باشد و سرچشمه های حکمت ، معرفت ، عزت ، وقار و شکوه و عظمت ایرانی از محیط های دانشجویی بجوشد. در چنین شرایطی ، شاهد اینگونه دغدغه ها در محیط های علمی و دانشجویی نخواهیم بود.

موفق باشید

۳۱ نظر »

  1. آیدین گفت :

    خرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۲۴

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    چند سؤال هم بنده از دولت نهم دارم که ممنون می شوم اگر ممکن است شما پاسخ دهید.

    آقای احمدی نژاد در نشست خبری اخیر با رسانه های خارجی اعلام آمادگی کردند که در صورت انتخاب شدن، مناظره ای با آقای اوباما در سازمان ملل داشته باشند. آقای اوباما در دیدار اخیری که با بنیامین نتنیاهو داشت به روی میز کاربودن گزینۀ تجاوز نظامی به تأسیسات هسته ای ایران تاکید کرد و اشاره ای به پایمال شدن حقوق بشر در جنایات اخیر در واقعۀ غزه نکرد. و این در صورتی است که نتانیاهو حتی موجودیت یک سرزمین فلسطینی را به رسمیت نمی شناسد. همچنین تا کنون آقای اوباما گامی برای برداشتن تحریم های اقتصادی بر نداشتند.

    به نظر شما آیا بهتر نیست به جای گفتگو با اوباما، آقای احمدی نژاد بار دیگر با مردم آمریکا سخن بگویند و با طرح دوستی ملت ایران، استقلال رأی آقای اوبا را به چالش بکشند؟

    آیا مردم آمریکا و مردم ایران جهت کسب بلوق لازم برای دوستی به اندازۀ کافی گفتگو و تفکر داشته اند از واقعیت های یک دیگر شناخت کافی دارند؟

    در صورت دوستی این دو کشور وارد شدن ایران به بازار تجارت جهانی چگونه خواهد بود؟ آیا چه پشتیبانی هایی از شرکتها و تولیدکنندگان ایرانی که این بار مستقیما با شرکتهای بزرگ چند ملیتی در رقابت خواهند بود پیشبینی شده است؟ آیا مؤسسات مالی و تجاری و بانکهای ایران سلامت و بلوق لازم برای این تحول را دارند؟

    با تشکر و آرزوی پیروزی آقای احمدی نژاد.

  2. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۸

    آقای ایدین
    با سلام و احترام
    - آقای رئیس جمهور برای مناظره با اوباما در صحن سازمان ملل اعلام آمادگی کرده اند. این امر با گفت و گو فرق می کند. آقای رئیس جمهور همین پیشنهاد را به جرج بوش هم داده بودند. به هر حال مناظره در منظر افکار عمومی جهان باعث روشنگری خواهد شد و بعید است که آقای اوباما حاضر به پذیرش چنین ریسکی بشود.
    - پیشنهاد رئیس جمهور برای مناظره با اوباما به منزله نفی گفت و گو با مردم آمریکا با توسل به روشهای مختلف نیست و این امر همیشه در دستور کار ما قرار داشته است.
    -با فضای مبهم و غیرشفافی که جریان تبلیغات صهیونیستی در آمریکا به انجام می رساند ، کار برای مردم آمریکا جهت درک بهتر از ایران سخت است اما با کارهای انجام شده طی ۴ سال اخیر ، مردم آمریکا امروز درک بهتری نسبت به گذشته دارند و فکر می کنم که ما در مسیر رو به جلو حرکت می کنیم و چشم انداز خوبی پیش روی مردم دو کشور قرار دارد.
    - ما در بازار تجارت جهانی حضور داریم. سال گذشته بیش از ۲۰ میلیارد دلار صادرات کالاهای غیر نفتی به خارج داشتیم و این روند همچنان رو به افزایش است. ما به تدریج راههای حضور بیشتر و موثرتر در بازارهای جهانی را پیدا خواهیم کرد. روشهای مختلفی برای حمایت از شرکت های ایرانی بویژه در زمینه تولید و صادرات وجود دارد که افزایش چشمگیر صادرات غیرنفتی ایران طی سالهای اخیر بدون حمایت دولت از شرکت ها و تولید کنندگان ایرانی ممکن نبوده است.
    - ایرانی از بلوغ فکری و استعداد لازم برای دستیابی به رمز و راز پیشرفت برخوردار است.
    موفق باشید

  3. آیدین گفت :

    خرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۳

    با سلام مجدد و تشکر از پاسخ شما،

    بنده شکی در بلوغ فکری و استعداد ایرانیان ندارم، ولی منظور بنده سلامت و بلوغ مؤسسات مالی، تجاری و بانکی ایران بود، که البته تا قبل از به روی کار آمدن دولت نهم وضعیت جالبی نداشتند، و با وجود تلاشهای دولت نهم گمان می کنم راه زیادی پیش روست. منظور بنده این نیست که مؤسسات مالی بزرگ در جهان سالمتر و بالغتر هستند، ولی اینها قدرت ظاهری بسیار زیاد و مدیریتی دقیق افسار گسیخته و غیر اخلاقی دارند، (از این نظر که سود کوتاه مدتشان همه چیز را برایشان توجیه می کند) اگر مؤسسات مالی و بانکی ایران از سلامت و بلوغ لازم برخوردار نباشد، به نقطه ضعفی بزرگ بدل میشوند.

    از دیدگاه بنده آقای احمدی نژاد برداشت درستی از واقعیات جهان دارند و راه درستی را پیش گرفتند، ولی این برداشت در بسیاری ار ارگانها و مؤسسات ایران عمومیت ندارد و فقط ۴ سال است که در نهاد دولت قدرت اجرایی پیدا کرده. وقتی امروز می بینم که آقای دانش جعفری وزیر پیشین اقتصاد دولت نهم امروز در کنار آقای رضایی هستند که دیدگاهشان هرچه باشد با دولت نهم یکی نیست، بلوغ فکری مدیران مؤسسات مالی و بانکی کشور برایم سؤال برانگیز است.

    امروز بنده جای بسیاری از سؤالها منجمله چگونگی ورود «چندجانبه یا همه جانبۀ» ایران به بازار آمریکا و برعکس، و چالشهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی که در بر دارد را، در مباحسات انتخاباتی خالی می بینم. با کمال تأسف رقبای آقای احمدی نژاد هم شعاری جز «همه چیز جز احمدی نژاد» و برنامه ای جز احیاء سازمان برنامه و بودجه و انحلال گشتهای ارشاد ندارند.

    امیدوارم آقای احمدی نژاد در مناظره هایی که با سایر نامزدان دارند، به برخی از این سؤالات و چالشهای پیش روی کشور اشاره کنند.

    با آرزوی پیروزی آقای احمدی نژاد.

  4. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۵۳

    آقای ایدین
    با سلام
    اکنون بیش از سه ماه است که نامزدهای انتخابات برخلاف قانون ، فعالیت های تبلیغاتی خود را علیه دولت آغاز کرده و از سه طرف رئیس جمهور را آماج انواع توهین ها ، تهمت ها و اظهارات تخریبی قرار داده اند. دولت در برابر این تخلف آشکار از قانون ، صبر و تحمل پیشه کرده است . در تبلیغات رسمی از صدا و سیما نیز عدالت رعایت نشده است و یک نفر باید پاسخگوی هجوم سه نفر باشد اما با این حال آقای احمدی نژاد آماده است تا در مناظره به سه نامزد مخالف دولت پاسخ دهد. امیدوارم برخلاف توافق امضاء شده از سوی سه نامزد مزبور، از مناظره با دکتر احمدی نژاد طفره نروند و برای یک بارهم که شده به شعور مردم احترام بگذارند.
    موفق باشید

  5. آیدین گفت :

    خرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۲۵

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    بنده هم امیدوارم که این مناظرات صورت بگیرند. بنده پیامهای انتخاباتی آقایان احمدی نژاد، میرحسین موسوی و کروبی را دیدم. آقای احمدی نژاد که طبیعتا در موضع ادامۀ برنامه های خویش بودند، ولی صحبتهای آقایان موسوی و کروبی تهی بوده چیز تازه ای در بر نداشتند. بنده در اینجا جهت اطلاع جناب عالی و خوانندگان محترم وبلاگتان فقط به برخی از سؤالاتی که از اظهارات آقای موسوی برایم ایجاد شد اشاره می کنم.

    در پیام انتخاباتی آقای میر حسین موسوی اینجور به نظرم رسید که ایشان بعد از طرح نادرست و سطحی یک سری مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور به دو معضل بزرگ بیکاری و تورم اشاره کردند، و عدم پایبندی دولت نهم به قانون، ضعف مدیریت دولت نهم، عدم وجود برنامه ریزی در دولت نهم و فاصله گرفتن از برنامۀ ۲۰ ساله را باعث و بانی تورم و بیکاری در ایران میدانند. همچنین از دیدگاه ایشان آمارها و ارقام منتشر شده توسط دولت نادرست می باشد.

    اگر انشاءالله مناظره ای صورت گرفت، البته آقای احمدی نژاد پاسخ این اظهارات را خواهند داد، اگر سؤالات بنده را بسیاری از هم وطنانم نیز دارند و جایی برای مطرح شدن آنها بود، امیدوارم آقای احمدی نژاد آنها را برای آقای موسوی بیان کنند.

    در تشریحی که ایشان از وضعیت کشور به کردند، جوری وانمود می کنند که واردات کالاهایی مثل برنج، چای، شکر و برخی میوه جات که ایشان نام بردند موجب شده که محصولات کشاورزان ایرانی خریدار پیدا نکند و در انبارها بپوسد. سؤال اولی که در اینجا مطرح است که آیا اظهارات آقای موسوی حقیقت و عمومیت دارد و واقعا محصولات تولید کنندگان داخلی خریدار پیدا نمی کند و و در انبارها می پوسد؟ آیا به راستی این مشکل در سرتاسر کشور دیده می شود؟

    آیا ایشان می دانند که اولا میزان تولید داخلی برخی از این محصولات و کالاها جوابگوی نیاز کشور نیست و ثانیا هزینۀ تولید داخلی این کالاها به قدری گران تمام می شود که نه بازار داخلی گسترده و نه موقعیت صادرات پیدا می کنند، ثالثا موقعیت جغرافیایی (آب و هوا) و اجتماعی ایران برای تولید انبوه و ارزان آن مساعد نیست؟ پس چگونه به این بخش محدود به عنوان موتور ایجاد اشتغال، آن هم برای نیروی انسانی جوان و تحصیل کرده که هر سال وارد بازار کار می شوند و اکثر آنها شهر نشین هستند، تکیه می کنند؟

    آیا ایشان می دانند که جهت جوابگویی به نیاز داخلی، واردات برخی از این کالاها و محصولات اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر واردات بسیار ارزان تر از تولید داخلی آنها می باشد و از این سو موجب کنترل تورم می شود؟

    آیا ایشان میدانند که بهترین ابزار پشتیبانی کشاورزان ایرانی، که از دیدگاه بنده امری الزامی است،
    ۱- کمک به مدرنیزه کردن فرایند کشت،انبار، حمل و نقل، عرضه و توزیع محصولات داخلی با فن آوریهای روز،
    ۲- کمک به بهبود و بالا بردن کمی و صد البته کیفی محصولات داخلی مثلا با به کار بردن راه کارهای کشت طبیعی که در اروپا با عنوان Agriculture Biologique بسیار رایج شده است
    ۳- و در پایان اختصاص یارانه های هدف مند به تولید کنندگان داخلی که محصولاتشان چه برای بازار داخلی و چه برای صادرات مرغوب و قابل رقابت باشند،

    می باشد؟

    و آیا ایشان میدانند که با توجه به شرایط ایران و میزان مصرف داخلی کنترل واردات در این زمینه هایی که ایشان ذکر کردند دور از عقل است؟ و انتقاد افراطی هر وارداتی عاقلانه نیست؟

    آیا ایشان می دانند که بخش قابل توجهی از محصولات مرغوب کشاورزی کشور به خارج بخصوص کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس صادر می شود و با توجه به رکود و بحران اقتصادی کنونی در این کشورها این بخش از صادرات محصولات کشاورزی کاهش یافته، و ممکن ایشان این محصولات را در حال پوسیده شدن دیده باشند؟ آیا این تقصیر آقای احمدی نژاد است؟

    آیا ایشان می دانند که جهت احیاء صنعت ابریشم در ایران لازم نیست ایشان رئیس جمهور شوند و به عنوان یک چهرۀ شناخته شده و یک شهروند محترم و دلسوز نیز می توانند در این زمینه تلاش کنند؟ البته صنعت ابریشم ایران در جای خود محترم است ولی از دیدگاه بنده ابعاد اهمیت آن به اندازه ای نیست که در پیشرفت اقتصاد کشور و ایجاد اشتغال نقش تایین کننده ای داشته باشد.

    آیا ایشان می دانند که ایران به محصولات، کالاها، تکنولوژی و خدمات بسیار دیگری نیز نیاز دارد، که امروز به اجبار آنها را وارد می کند در صورتی که تولید داخلی آنها می تواند بسیار ارزانتر تمام شود و نیروی انسانی جوان و متخصص و منابع مالی کافی در ایران وجود دارد، و همچنین تولید داخلی این محصولات، کالاها و خدمات موقعیت صادرات بالا و ضرفیت ایجاد اشتغال بالایی دارند؟ بنده در صحبتهای ایشان اشاره ای در این زمینه ندیدم. آیا به عنوان نامزد ریاست جمهوری از این موقعیتها خبر دارند؟

    سؤالها بسیار است و سر شما را درد آوردم …

    از شیطان به خدای بزرگ پناه می برم و برای خود و این آقایان آرزوی هدایت و برای آقای احمدی نژاد و همکارانشان آرزوی افزونی هدایت، یاری حضرت حق، توجه آقا امام زمان و پیروزی دارم.

  6. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۳۱

    اعلام موجودیت ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد
    ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد ضمن اعلام موجودیت، با دعوت گسترده مردم به حضور حد اکثری در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ضمن احترام به همه کاندیداهای محترم وحامیانشان ،انتخاب نهایی خودرااز میان ، کاندیداهای حاضر در عرصه انتخابات، محمود احمدی نژاد معرفی می‌کند.

    ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاددر بیانیه اعلام موجودیت این ائتلاف که با امضای محمد علی روشن دبیر ائتلاف صادر شده آورده است: با اعلام حمایت خود از دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، ضمن دعوت مردم فهیم و هوشمند ایران به مطالعه و بررسی دقیق سوابق و برنامه‌های هر یک از کاندیداهای حاضر در عرصه انتخابات، آنان را به انتخاب گزینه‌ای فرامی خواند که با اخلاص،جرات و شهامت ، مطالبات مردم را در تمامی عرصه‌های مختلف کشور پیگیری کند و پر‌تلاش و خستگی ناپذیر وبه دور از بازیهای گروهی وجناحی، همرنگ و هم ‌رای و هم ‌زبان با مردم، شکوفائیروزافزون ایران اسلامی را همراه با عزت و شرف‌برای ملت قهرمان و انقلابی فراهم آورد.

    متن این بیانیه به شرح زیر است:

    هواللطیف

    با سلام به پیشگاه امام زمان، حضرت مهدی(عج) و با درود بی‌پایان به ارواح پاک شهیدان و معلم الشهدا امام راحل (ره) و با احترام به رهبر معظم انقلاب و ملت غیور وشهید پرورایران اسلامی و تمامی آنان‌که در راه سازندگی و سربلندی این خاک گلگون، پیشتاز و خستگی ناپذیر، لحظه‌ای از سعی و مجاهده دریغ نکردند.

    به زودی برگی دیگر از تاریخ پر افتخار ما رقم خواهد خورد که در آن نقش ما بیشتر ازهر زمان دیگرجلوه‌گر خواهد شد .

    انتخابات دهم فرصت مغتنمی است تا به جستجوی الگوی تعریف شده از آرمانهای مردمی و ارزشگرابرآمده و با انتخاب مردی بی ادعا از جنس خودمان تاریخ را آنگونه که آرزوی توده‌های محروم و ستم کشیده ومظلوم بوده و هست، رقم بزنیم.

    عزت، استقلال ، امنیت ، آزادی و آبادانی ،آسایش و شکوفائی که امروز به واسطه خونهای پاک شهیدان عظیم القدر این مرز و بوم فراهم آمده با همت شما هموطنان فهیم دوامی دوباره خواهد یافت و صدای قدم های استوارمان در بستر جاری زمان همواره طنین انداز باقی خواهد ماند.

    در آستانه این رویداد مهم تاریخی ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد با هدف حمایت از ملت بزرگ ایران مخصوصا مردم محروم جامعه ، ضمن اعلام موجودیت و حضور اصولگرایانه در عرصه سیاسی کشور، ، با دعوت گسترده مردم به مشارکت در عرصه انتخابات وبا پیروی از اصول و موازینی که کشور را به سمت آبادانی و عزت و شرف رهنمون می‌سازد، انتخاب نهایی خود را از میان کاندیداهای حاضر در عرصه انتخابات، محمود احمدی نژاد معرفی مینماید.

    این انتخاب با مطالعه دقیق و بررسی کارشناسانه ،عالمانه ومدبرانه عملکردمثبت دولت نهم در تمامی حوزه‌های فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی صورت گرفته و رسانه ها به عنوان چشم دیده بان همیشه بیدار جامعه ضمن اینکه همواره وظیفه دارند در تمامی صحنه‌ها به نقد و بررسی آنچه روی می دهد برآیند، حاصل ارزیابی‌های به عمل آمده از بررسی‌های خویش را ملاک انتخاب در عرصه انتخابات قرار می دهند.

    ائتلاف رسانه های حامی دکتراحمدی نژاد همراه مردم با اعتقاد به اینکه در کارنامه هر دولتی بی‌شک نقاط ضعف و قوت وجود دارد ، با یررسی عادلانه و منصفانه عملکرد دولت نهم اعلام می دارد که نقاط قوت آن بسیار چشمگیر بوده است. چیزی که دستگاه تبلیغاتی مخالف دولت و مخالف گفتمان انقلاب اسلامی در طول مدت عمر آن همواره سعی درانعکاس وارونه این واقعیت داشته است.

    دولت نهم در هر یک از عرصه‌هایی که به حمایت از اقشار پائین دست جامعه برآمده، مورد هجوم مخالفان قرار گرفته و این مخالفتها عمدتا با هدف ایجاد فاصله میان مردم و دولت مردمی صورت گرفته است، تا با ایجاد این شکاف پشتوانه و حامی اصلی دولت را که همانا مردم هستند از او گرفته و توان خدمتگزاران مردم را تجزیه نموده تا درپی آن بتوانند سیاست های سودجویانه خویش را به کار برند ودوباره منابع ملی وثروتهای عمومی وبیت المال مسلمین داشته باشند.

    ائتلاف رسانه های حامی دکتراحمدی نژاد ، ضمن دعوت از مردم فهیم و هوشمند ایران اسلامی به مطالعه و بررسی دقیق سوابق و برنامه‌های هر یک از کاندیداهای حاضر در عرصه انتخابات، همگان را به انتخاب گزینه‌ای فرامی خواند که با جرات و جسارت کافی و با اخلاص مطالبات مردم را در تمامی عرصه‌های مختلف کشور پیگیر بوده و پر‌تلاش و خستگی ناپذیر و به دور از بازیهای گروهی وجناحی، همرنگ و هم ‌رای و هم ‌زبان با مردم، شکوفائی روزافزون ایران اسلامی را همراه با عزت و شرف‌برای ملت قهرمان و انقلابی فراهم آورد.

    اخبار ائتلاف رسانه های حامی دکتراحمدی نژاد در پایگاه خبری http://www.entekhabatpress.com قابل دسترسی می باشد.

  7. عباس گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱

    با سلام ، برخی از افراد در دولت نهم خود را حامی احمدی نژاد معرفی کرده و مسئولیتهای اجرایی را در اختیار گرفتند که خیلی زود معلوم شد نه تنها حامی احمدی نژاد نبوده بلکه با او و برنامه هایش مخالف هستند و باعث بی اثر شدن بخشنامه ها و مصوبات دولت می شوند ، این افراد ( که در واقع از دید مردم دولتمردان احمدی نژاد می باشند ) باعث بدبینی مردم به احمد نژآد شده اند . آیا آقای احمدی نژاد در دوره دهم برنامه ای برای برکناری این افراد ( که تعدادشان کم نمی باشد ) و جایگزینی افراد صالح دارند ؟

  8. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۹

    عباس آقا
    با سلام
    آنچه اهمیت دارد این نیست که چه کسی حامی آقای احمدی نژاد است یا حامی او نیست. مهم آن است فردی که مسوولیتی را می پذیرد ، متدین ، متعهد ، دلسوز ، کارامد و پایبند به منافع و حقوق مردم باشد. اگر کسی این ویژگی ها را داشت و حتی مخالف احمدی نژاد بود، ما دستش را می بوسیم و او را به کار دعوت می کنیم اما اگر کسی مدعی حمایت از آقای احمدی نژاد باشد و در عمل نتواند وظایف محوله را به درستی به انجام برساند، حتما نباید از او در دولت یا در هر بخشی از مسوولیت ها استفاده شود. البته برخی ها نه کارامدند و نه حامی احمدی نژادند که اینها را باید همراه با افراد مدعی اما ناکارامد ، از عرصه مدیریت اجرایی کشور غربال کرد و ازمسوولیت ها کنار گذاشت. فکر می کنم که در چهار سال گذشته با خیلی ها اتمام حجت شده است و انشاء الله در دوره بعد افراد صالح بیشتری به خدمت گرفته خواهند شد.
    موفق باشید

  9. ندا گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۲

    با سلام
    روزنامه اعتماد با درج مطلبی باعث بی حرمتی به دولت و مجلس شده است چرا وزارت محترم ارشاد با این نشریه برخورد نمی کند؟!!!
    http://www.shahabnews.com/vdcg7t9q.ak9tz4prra.html

  10. sanayenews گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۵۳

    مسئول کمیته سیاسی ستاد حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد مازندران:
    حامیان احمدی نژاد به دنبال سهم خواهی نیستند
    مسئول کمیته سیاسی ستاد حامیان مردمی دکتر احمدی نژاد استان مازندران گفت:افرادی که در ستادهای دکتر احمدی نژاد فعالیت می کنند به دنبال سهم خواهی نیستند.
    به گزارش کمیته اطلاع رسانی و روابط عمومی ستاد مردمی حامیان دکتر احمدی نژاد استان مازندران ، محمدعلی روشن افزود:افکار ، برنامه ها و عملکرد قوی دکتر احمدی نژاد باعث اقبال زیاد مردمی جهت حمایت از دکتر احمدی نژاد شده است.
    وی با اشاره به اینکه اردوگاه اصولگرایان به دسته خاصی تعلق ندارد اظهار داشت:هر فردی که عاشق و تابع رهبری و ولایت فقیه بوده و خواستار سربلندی و عزت اسلام و نظام باشد اصولگرا است.
    روشن با بیان اینکه حامیان احمدی نژاد پذیرای نیروهایی از تمام اقشار می باشند خاطر نشان کرد:حرکت های تبلیغاتی مخرب علیه هر یک از نامزدها محکوم و نوعی شیطنت است که در قاموس اصولگرایی جایگاهی ندارد.
    وی با اشاره به اینکه آنچه که در این ۳ سال و نیم دولت نهم انجام شده باید با قوت و قدرت در مناطق و محله ها تبیین شود تصریح کرد:برخوردهای روسای ستاد ها و دست اندر کاران حامی دکتر احمدی نژاد نباید طوری باشد که تصور سهم خواهی را در مردم القاء کند.

  11. ر-م گفت :

    خرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۱۳

    به نام خدا
    جناب آقای جوانفکر و همه علاقمندان حکومت اسلامی
    با سلام و. عرض ادب
    خواستم عرض کنم هر وقت موسم انتخابات در حکومت اسلامی وزیدن می کند دو جمله از حضرت امام خمینی از سایر جملات ایشان در مورد انتخابات بر عاشقان آن حضرتش عطر افشانی می کند و تکلیفشان را عمق بیشتری می بخشد.
    جمله اول(واجب و شرعی شمردن شرکت در انتخابات و رای دادن ) و جمله دوم (میزان رای ملت بودن) است .
    به عقیده حقیر در حکومت اسلامی و اندیشه های حضرت امام جمله اول نماد اسلامیت و جمله دوم نماد و تجلی جمهوریت نظام می باشد بعبارتی جمله اول را باید بسان خورشیدی دانست که که با مد نظر گرفتن آن در هنگام رای دادن از جانب ملت نجیب ایران می توان نور افشانی جمله دوم را ۱۰۰/۰ تضمین شده دانست .در حالی که هر وقت در انتخابات متعدد حالا به هر دلیلی (میزان رای ملت بودن ) جای شرکت در انتخابات با نگاه (واجب و شرعی بودن ) را گرفته در خروجی انتخابات ما با افرادی مواجه بودیم که حاصل عملکرد های ایشان برای حکومت اسلامی و قاطبه ملت بسیار گران و با هزینه های سنگین تمام شده .نمونه اینگونه انتخابات که در آن (میزان رای ملت است) در الویت قرار گرفت بدون توجه به جمله بسیار مهم تر (واجب و شرعی بودن رای دادن) در اوج آن می توان روی کار آمدن دو دوره پشت سر هم دولت خاتمی است .
    با لطف حق ملت نجیب ایران اسلامی در چندین انتخابات که در اوج آن می توان روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد را دانست ورق را عوض کرد و در رای گیر ی ها نگاه (واجب و شرعی بودن ) را در الویت قرار داد لذا جمله دومی اتو ماتیک وار محقق شد.
    دوستداران حکومت اسلامی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بسیار حساس شده امیدوارم ملت هوشمند ایران اسلامی بار دیگر در نگاه به شرکت در رای گیری نگاه اول را که نگاه واجب و شرعی بودن رای گیری است را با درایت انتخاب کند تا لزما دومی خود بخود تحقق یابد .به عقیده بنده در این مقطع از زمان و مکان با نگاه اول رای ملت باید مجددا دکتر احمدی نژاد باشد تا اسلامیت و جمهوریت را با هم داشته باشیم چرا که همه ما در یک کلام جمهوری اسلامی را بر گزیدیم .
    با احترام

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱

    آقا رضا
    با سلام
    از نظرات شما استفاده کردم. متشکرم.
    عزیز و سربلند باشید

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۹

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    سووال شما را عینا به همراه خبر خبرگزاری فارس برای آقای ملکیان ارسال کردم . اگر پاسخ دادند برای شما ارسال خواهم کرد.
    موفق باشید

  14. هموطن گفت :

    خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۱۴

    بعضی از کاندیدها چنان تعریفی از زمان خودشون میکنند که فکر میکنند تمام کارهایی که کردند شامل مرور زمان شده و کسی آن دوران را بخاطر نخواهد آورد. بطور مثال آقای موسوی از امید کارگران به زندگی در دوره هشت ساله ایشان و اینکه حتی قیمت سیگار در زمان ایشان ثابت و نازل بوده و داستانهایی از این قبیل. من اون دورانرو خوب بخاطر میارم, چون خاطرات بچگی و نوجوانی همیشه در ذهن یک انسان حک میشود. برگردیم به سالی که نیمه دوم نخست وزیری ایشان شروع شده بود. در آنزمان قیمت یک شلوار جین ادوین سه خط در بازارکویتی ها و چرچیل ۴ هزار تومان, شلوار جین ادوین معمولی سه هزار تومان, یک شوار جیبدار ارتشی آمریکایی پنج هزاز تومان, یک قوطی پپسی واردتی صد و بیست تومان و … البته بوتیک های بالای شهر که جای خود را دارند. این در حالی بود که حقوق یک کارگر ساده چیزی نزدیک به دو هزار تومان در ماه بود آنهم در قسمت بالای شهر تهران. یعنی حقوق یک کارگر ساده چیزی به اندازه قیمت چند قوطی پپسی بود. پدر بنده سیگار بهمن میکشیدند. قیمت این سیگار از بیست تومان به صد و بیست تومان رسیده بود و پیدا هم نمیشد. قیمت دولتی سیگار جدیدی به نام تیر هفت تومان بود که آنهم فقط به صورت آزاد پاکتی پنجاه تومان در دسترس بود. احتکار کلمه ای بود که تا قبل از ایشان به گوشی کسی آشنا نبود. از بقال گرفته تا پارچه فروش همه و همه اجناس را احتکار کرده و بعد به چندین برابر قیمت و به صورت آزاد به مشتریان خود ارائه مینمودند. حتی اجناس کوپنی مثل گوشت و روغن و تخم مرغ به صورت اتفاقی و در زمانهای نامعین و در صفوف طولانی به مردم عرضه میشد.
    صدا و سیما تنها یک یا دو کانال تلویزیونی داشت که آنهم چند فیلم قدیمی دستچین شده را به همراه چند کارتون به طور تکراری و مرتب پخش میکرد. بطور مثال فیلم های نورمن ویزدم, لورل هاردی, بینوایان به طور دوره ای و همزمان در سینماها و تلویزیون دوباره و دوباره پخش می شد.
    جمعیت کشور چیزی در حدود نیمی از جمعیت حال کشور بود. نه اینترنتی بود و نه اینهمه پل و جاده و استادیوم ورزشی و اینهمه بریزو بپاشهای امروز. زیرساختهای آنروز کشور شاید به سی در صد زیرساختهای امروز کشور نمیرسید و به همین ترتیب میزان هزینه نگهداری آنها.
    گشت ارشاد امروز فرشتگانی در مقابل گشت ارشاد آنروزها ( گشت ثارا… و دیگر گشت ها) هستند.
    جالب است بدانید که بر اساس قیمت طلا درآمدهای نفتی در دوره اول نخست وزیری آقای موسوی چیزی بین نیم تریلیون دلار تا هفت صد میلیارد دلار (معادل دو و نیم برابر در آمد فعلی دولت نهم) و در دو دوره نخست وزیری آقای موسوی چیزی بین یک تریلیون دلار تا ۱٫۴ تریلیون دلار بوده است.
    بالاترین میزان مهاجرت به خارج از کشور در دوران آقای موسوی صورت گرفت.
    همانطور که میدانید در زمان طاغوت ما بزرگترین خریدار اسلحه از آمریکا و قدرت اول نظامی در منطقه بودیم.
    آقای رضایی اخیرا تاکید فرمودند قرار بود که از آمریکا سلاح بخریم که آنهم منتفی شد و ما بدون هیچ کمکی از خارج جنگ را به پیش میبردیم.

    سوال اینجاست که این ثروت افسانه ای به بهانه جنگ به جیب چه کسانی رفته است و آقای موسوی این ثروت افسانه ای را خرج کجای کشور کرده اند؟

  15. آیدین گفت :

    خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۰

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    بنده در وبلاگم یادداشتی با عنوان “شال سبز میر حسین موسوی و شال بی رنگ احمدی نژاد” نوشتم.

    http://avangardiste.fr/

    بنده آقای موسوی را به گفته ها و نوشته های اخیر ایشان می شناسم و از دوران نخست وزیری ایشان چیزی به یاد ندارم. اگر وقت کردید یا دداشت بنده را بخوانید دوست دارم نظر جناب عالی را بدانم. متن کامل آن کمی طولانیست ولی با اجازه روی وبلاگتان می گذارم.
    شاید تصاویر مراسمی را که آقای خاتمی شال سبزی را بر گردن آقای میر حسین موسوی انداخت، و بر پشتیبانی خویش از نامزدی آقای موسوی تأکید کرد، را دیده اید. نام مبارک حضرت زهرا (س) روی شال آقای موسوی، می تواند بیانگر این مسأله باشد که رنگ سبز شال ایشان، نه رنگ سبز پرچم جمهوری اسلامی و نه رنگ سبز هفت سین است که نشانۀ خرمی است، بلکه اشاره به سید بودن ایشان دارد.
    امروز این آقایان از سبز سیدی به عنوان رنگ پرچم حرکت سیاسی بخشی از جریانهای اصلاح طلب استفاده می کنند. هموطنانی که در تهران و شهر های بزرگ زندگی می کنند بدون شک طرفداران آقایان موسوی و خاتمی را در کوچه و خیابانها و دانشگاه ها با شال و تی شیرت و روسری سبز دیده اند. امیرتلو خوانندۀ موسیقی پاپ هم آهنگی عنوان ایران سبز، در طرفداری از آقای موسوی خوانده است. در پس حرکت سبز آقای موسوی مردم از همه رنگی دیده می شوند.
    از بزرگترها شنیده بودم که رنگ سبز، رنگ ولایت حضرت علی (ع) و ائمۀ اطهار است، و نه رنگ خلافت. خدا می داند، ولی آن طور که در برخی داستانها و روایات شنیدم، حضرت امیر (ع) چه در زندگی روزمره و چه به هنگامی که به مقام خلافت رسیدند، لباس و دستار سبز به تن نکردند. فقط در مراسم خاصی، مثل مراسم خاکسپاری پیکر مطهر حضرت زهرا (س)، آن حضرت دستار سبز بسته بودند. امام حسین (ع) نیز، آن طور که شنیده ام دستار سبز را به هنگام شهادت بستند. و از آن به بعد برخی از سادات نسبت خود را به خاندان رسول اکرم (ص) و وابستگی و پایبندی شان به ولایت حضرت علی (ع) و آقا امام زمان را با نشانه ای سبز رنگ مشخص می کنند.
    آقای میر حسین موسوی سید هستند، شال سبز بستن ایشان و تأکید ایشان بر مقام سیدی شان در یک حرکت و رقابت سیاسی چه اشکالی می تواند داشته باشد؟
    در انتخابات ریاست جمهوری، حق شهروندان برای انتخاب بهترین گزینه جهت مدیریت کشور باید محترم شناخته شود. از این رو نامزدان ریاست جمهوری می بایستی در یک رقابت عادلانه، صلاحیتهای خود را برای شهروندان تشریح کنند و برنامۀ خود را برای ادارۀ کشور با صلاقت و شفافیت کامل مطرح سازند. مطابق آنچه در بسیاری از کشورهای دموکراتیک رایج است احزاب سیاسی سعی می کنند این وظیفه خود را در چهارچوب یک برنامۀ تبلیغاتی پیرامون نامزد پیشنهادیشان ایفا کنند. و از این رو یک سلسله فعالیتهای “مارکتینگ سیاسی یا بازار گرمی سیاسی” را به انجام می رسانند، که یک بخش آن تعیین یک رنگ، یک نشانه و یا یک سنبل برای حرکتشان است. ولی معمولا این “مارکتنیگ سیاسی” هدفی جز جلب توجه، متمرکز کردند افکار عمومی روی پیام و برنامۀ انتخاباتی و بر جسته کردن حزب سیاسی در انظار عمومی با یک رنگ و نشان مشخص را ندارد.
    ولی در مورد رنگ سبز شال آقای موسوی مسأله فرق می کند. ایشان با این کار این شبهه را در افکار عمومی ایجاد می کنند که صلاحیتشان برای ریاست جمهوری کشور را از رنگ سبز سیدی و نسبتشان به خاندان نبوت استخراج می کنند. این کار از دیدگاه بنده بسیار ناشیانه بوده و می تواند خواسته یا ناخواسته موجب انحراف حرکت ایشان به ریاکاری سیاسی شود.
    اکثر ایرانیان شیعه هستند و ارادتشان به خواندان نبوت بسیار فراتر از مسائل دنیوی آنهاست و در طول تاریخ سادات از احترام خاصی نزد بسیاری از ایرانیان برخوردار بودند. هر چهار نامزد مطرح انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری، شیعه بوده و پایبند به ولایت حضرت علی (ع) و آقا امام زمان هستند. برای هر چهار نامزد انتخاباتی رنگ سبز سادات بسیار محترم است.
    ولی اولا در میان آنها فقط آقای میر حسین موسوی سید هستند، حال آنکه سید بودن موضوع رقابت انتخاباتی نیست و نمی تواند میزانی برای سنجش نامزدان باشد، ولی با این کار آقای موسوی عملا حرمت سادات را در یک رقابت سیاسی به سود خودشان مورد بهره برداری قرار گرفته اند. همچنین تفکر، صلاحیت، حسن نیت و تلاش نامزدان دیگر هرچه که باشد سید شدن ایشان ممکن نیست. لذا در این رقابت تأکید آقای موسوی بر مقام سیدی شان از دیدگان بنده دور از ادب است، به صورت مستقیم وغیر مستقیم موجب انحراف افکار عمومی از موضوع این انتخابات می شود. بدون شک در میان طرفداران هر چهار نامزد بسیاری هم سید هستند. حال چرا فقط آقای موسوی سبزی سادات را رنگ حرکت سیاسی خویش می کنند؟
    ثانیا با وجود فعالیت تبلیغاتی نامزدان، بسیاری از هم وطننان شاید نتوانند به درستی برنامه ها و صلاحیت ایشان را ارزیابی کنند. بخشی از این دسته از هموطنان، حال که آقای موسوی حرکت سبزی را آغاز کردند و با شال سیدی به میدان رقابت آمدند، ممکن است با ساده اندیشی و از روی ارادت به سادات رأی خود را به آقای موسوی بدهند. ولی آیا این آری عادلانه خواهند بود؟ البته آقای موسوی مسلمانند و به آخرت معتقد، و همچنین شیعه هستند و میدانند که جد بزرگوارشان در آن روز تقسیم کنندۀ بهشتیان و دوزخیانند و بدون شک ایشان را ملاقات می کنند. ایشان باید با خلق و خوی حضرت امیر (ع) آشنا باشند و با کمی تأمل خواهند فهمید که آیا ممکن است در آن روز چنین سؤالی از ایشان پرسیده شود یا خیر.
    ثالثا، بر کسی پنهان نیست که در دنیای سیاست بارها شده که پاکی و صداقت طعمۀ هوای نفس شود و انحراف به راهای شیطانی امری بسیار رایج است. آیا آقای موسوی می دانند که شال سبزی را که آقای خاتمی بر گردنشان نهاده است را چه کسی رنگ کرده، و با چه سبزی رنگ شده است؟ سبزی که فقط رنگ سادات نیست. چیزهای بسیاری مثل اسکناس هزار تومانی، اسکناس صد دلاری یا اسکناس صد یورویی هم سبز رنگ هستند.
    لذا به نظر بنده بهتر است که آقای موسوی به سید بودنشان بیشتر از رنگ شال شان توجه کنند و ببیند، که آیا شایسته سادات است که دولتی را که منتخب و محبوب بخش بزرگی از مردم است، و به مدت چهار سال صادقانه و به صورت خستگی ناپذیر به کشور خدمت کرده را، در برابر عموم “دولت دست بین و رمال” خطاب کنند. مثلا همۀ شیعیان میدانند که خلافت حق پایمال شدۀ حضرت علی (ع) بود، ولی آیا از آن حضرت شنیده اید که در برابر عموم به خلفایی که جای ایشان را گرفتند و در مقام قدرت چه ها که نکردند، کوچکترین توهینی بنمایند.
    شیر را بچه همی ماند بدو تو به پیغمبر چه می مانی بگو؟
    آقای موسوی نامزد ریاست جمهوری است، این حق ایشان است. اگر معتقدند بهتر از آقای احمدی نژاد می توانند کشور را اداره کنند، این گوی و این میدان، باید رأی مردم را به دست بیاورند و به این منظور باید برنامۀ خود به مردم تشریح کنند و از آن دفاع کنند. اگر معتقدند آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خوبی نبوده، اشتباهات زیادی مرتکب شده اند، باید انتقادات و اتهامات خود را با صداقت، مدرک، دلیل و برهان مطرح کنند. نه این که با شال سبز سیدی به میدان بیایند، از جنجالهای سیاسی سیاستمداران دموکراسی های غرب الهام بگیرند، و برای خود بدوزند و ببافند و به سیاه نمایی دولت نهم بپردازند و بی دلیل آن را محکوم کرده و مسؤل همۀ گرفتاریهای مردم جلوه دهند. مردمی که ایشان را با شال سبز می بینند از ایشان انتظار عدالت و صداقت دارند، از ایشان انتظار دارند، که به فرموده های جد بزرگوار شان توجه کرده سخنی که به آن علم ندارند به زبان نیاورند.
    چرا آقای موسوی نمی گویند، حرکت سبزشان به راستی کشور را به کجا می خواهد ببرد؟
    البته آقای موسوی برنامه ای جز بازگشت به شرایط کشور قبل از به روی کار آمدن دولت نهم، ندارند و سکوت ایشان در طول دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی می تواند نشانگر رضایت ایشان از آن وضعیت بوده باشد. حال آنکه مردم از آن شرایط به سطوح آمده بودند و چهار سال پیش برای تغییر اوضاع به آقای احمدی نژاد رأی دادند.
    امروز هم آقای موسوی هیچ چیز تازه ای ارائه نمی کند، فقط با سیاه نمایی عملکرد دولت نهم و نفی دست آوردهای آن، به مردم وانمود می کنند که این دولت آنها را دارد به ته چاه می برد و تنها راه نجاتشان بازگشت به عقب می باشد. و جهت توجیه دیدگاه شان به یک ازریابی سطحی و عوام فریبانه از اوضاع کشور و یک سری انتقادات و اتهامات ناوارد و بی اساس به دولت نهم و آقای احمدی نژاد، تکیه می کنند.
    آقای موسوی توجه نمی کنند، که این اشتباهات گذشته است که مشکلات امروز را بوجود آورده است، و توجه نمی کنند که اوضاع کشور حتی نسبت به چهار سال گذشته تغییر کرده، حرکت بازگشت به عقب غیر ممکن است. در پیام های انتخاباتی خود آقای موسوی مدام به مشکل بی کاری، بخصوص بی کاری جوانان اشاره می کنند، ودر عجبم چگونه با بستن اتهام بی برنامگی به دولت نهم، آقای احمدی نژاد را مقصر جلوه می دهند. حال آنکه ایشان توجه نمی کنند که اکثر ایرانیان وقتی ایشان نخست وزیر بودند به دنیا آمده و یا در آن زمان کودک بودند و تحت سرپرستی خانوادۀ خود بودند. در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، این کودکان، یعنی اکثریت ایرانیان، بالغ شدند، وارد بازار کار می شوند، نیاز دارند زندگی مستقل را آغاز کنند، کار می خواهند، مسکن می خواهند، باید ازدواج کنند. زندگی در جریان است، ایران امروز ایران چهار سال پیش نیست. اگر در دوران بیست سال سازندگی و اصلاحات، که آقای موسوی سکوت اختیار کرده بودند، آقایان در دولت و سازمان برنامه و بودجه چاره ای برای روز بلوغ آن کودکان اندیشیده بودند و برنامه هایی در دست اجراء داشتند، پس آن برنامه ها و نتایجشان امروز کجاهستند؟ آقای احمدی نژاد که فقط چهار سال است که سر کار است، بمب اتمی هم روی کشور نیانداختند که در یک روز همۀ دست آورد ها و برنامه های خوب سی سال کار سازمان برنامه و بودجه و دولتهای گذشته نیست و نابود شود. در دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی، با آنکه تعداد متقاضیان کار بسیار کمتر از امروز بود، مشکل بی کاری جوانان وجود نداشت؟ وقتی که آقای احمدی نژاد سر کار آمد این شرایط بحرانی را از دولتهای پیشین به ارث برد. ابنها بماند، چرا آقای موسوی نمی گویند چگونه می خواهند به گذشته بازگردند؟ امروز از احیاء سازمان برنامه و بودجه چه انتظاری دارند؟ آیا جز این است که می خواهند در پایان تکاپوی خود، از دانشگاه های کشور خواهش کنند که برای سنین بالای ۳۵ سال نیز کلاسهای درس درست کنند؟
    آقای موسوی توجه نمی کنند که دولتهای پیشین در بیست سال گذشته، پول نفت را خوردند و بدون برنامه ریزی درست، ارزشمندترین وقت جواننان کشور را که امروز اکثریت ایرانیان را تشکیل میدهند، و بزرگترین سرمایۀ مملکت است، را به هدر دادند، و به ایشان مدارکی فروختند که جز بر ادعای جواننان نمی افزود و کاری برای آن مدارک در کشور وجود نداشت. اشتباه نشود! ادعای جوانان به جاست. جوانان به نظام آموزشی و برنامه ریزی کشور اعتماد کرده بودند. راه تعالی و کمالی را که راهنمایان و مدیرانشان پیش رویشان گذاشتند، پیش گرفتند. برای مدرکی که گرفته اند زحمت کشیده اند و خون جگر خورده اند. خانواده های بسیاری آنها از جان و مال و پوست و استخوانشان قربانیها و گذشتها کردند تا فرزندانشان را به دانشگاه ها بفرستند، تا آیندۀ بهتری داشته باشند، تا کشورشان را آباد کنند. این مدیران و برنامه ریزان کشور بودند که در آن روزها کوتاهی کردند و راه اشتباه را پیش گرفتند. ضدارزشها را ارزش وانمود کردند. فرهنگی را در کشور رایج کردند که امروز لوله کش، عمله و یا سپور گفتن به فردی به یک ناسزا بدل شده است. فرهنگی را در کشور رایج کردند که مدرک تحصلیلی که آقایان صادر می کنند، فراتر از دامنه و کاربرد علمی و عملی آن، مایۀ فضیلت و برتری افراد در زنگی روز مره شده است. آقایان غیر از این چه کنند؟ تعداد جوانان ایران بسیار زیاد است و تحصیل آنها هم سرگرمشان می کند و هم خیلی زود به کسب کار پر رونقی برای برخی از آقایان بدل شد. حال در جواب جواننانی که می پرسند با مدرکی که به ما می فروشید می توان کار کرد و روزی خود را از آن کار بدست آورد، چه بگویند؟ آیا جوابی جز ترویج دین و فرهنگ مدرک پرستی دارند؟ در این فرهنگ به مدرکی که موجب اشتغال نمی شود، به نا حق فوایدی بستند که آنها را دارا نمی باشد. مثلا میوه خوردن برای سلامتی بدن خوب و لازم است ولی موجب رستگاری انسان نمی شود. اشتباه نشود! تلاش و انگیزۀ جواننان کشور در کسب علم و فنون و تعالی در زندگی را باید ستود، برنامه ریزی مدیران کشور در هدفمند کردن این نیرو و تلاش، ضعف داشته است. حال نخست وزیر دفاع مقدس در آن روزها کجا بودند؟ امروز محکوم کردن آقای احمدی نژاد کار آسانی است؟ گویی ایشان کمی دیر از خواب بیدار شده اند.
    آقای موسوی توجه دارند برنامه هایی که ایشان برای ایجاد کار مد نظر دارند، وبعضا بسیار طولانی مدت هستند، شاید جوابگوی چند هزار نفر باشد ولی پاسخ چند میلیون متقاضی را نمی دهند. آقای احمدی نژاد به نیکی تشخیص دادند که تنها موقعیت ایجاد اشتغال در سطوح گسترده، در ظرفیت توسعۀ اقتصادی و صنعتی شهرستانها و همچنین توسعۀ فعالیت در بخش تولیدی های کوچک و خدمات با پشتیبانی از بوجود آمدن بنگاه های زود بازده، قرار دارد. و در این راه یکی بزرگترین مشکلهای پیش، ضعف آگاهی علمی، فنی و تجربه مردم در راه اندازی و مدیریت این فعالیتهاست، که بازدهی برنامه های آقای احمدی نژاد را می تواند با تأخیر مواجه کند. ولی آقای احمدی نژاد چارۀ دیگری ندارند راه درست از دیدگاه بنده همین است، و جهت برطرف کردن این مشکلات چراه ای جز ادامۀ راه با صبر، تلاش دوچندان و همبستگی وجود ندارد. و البته مسؤلیت این مشکلات به ضعف نظام آموزشی کشور و ضعف مدیریت دولتهای گذشته بازمی گردد. آقای موسوی توجه نمی کنند که برنامۀ بازگشت به گذشتۀ ایشان اولا عملی نیست ثانیا کشور را با مشکلات بسیار جدی مواجه خواهد کرد.
    از مشکل بی کاری جوانان گذشته آقای موسوی به مشکل تورم هم اشاره می کنند و باز هم انگشت اتهام را به سوی آقای احمدی نژاد دراز می کنند. از دیدگاه ایشان دولت نهم پول درآمدهای نفتی را بی هدف وارد بازار کرده و با واردات بی رویۀ کالاهای مصرفی از خارج موجب تورم قیمتها ورشکستگی تولید کنندگان داخلی شده اند. گویی امروز مشکل مردم مصرف موز و سیب فرانسوی می باشد! در این سلسله از انتقاداتشان آقای موسوی به مثالهای در بخشهای کشاورزی و صنعتی می پردازند، که بر خلاف ادعای ایشان از بخشهای مورد توجه دولت نهم هستند.
    در بخش کشاورزی ایشان به واردات محصولاتی چون برنج، چای، شکر اشاره می کنند که موجب شده محصولات تولید کنندگان داخلی در انبارها بپوسد. بنده از احوال انبار های ایران بی اطلاعم و امیدوارم جواب دولت آقای احمدی نژاد را در این زمینه بشنوم. ولی بنده بر خلاف آقای موسوی بر این باورم که بخش کشاوزی ایران، نه با جلو گیری کورکورانه و بی رویه از واردات، بلکه با سرمایه گذاری در دستیابی کشاورزان به فن آوریهای روز در زمینۀ کشت، انبار، بسته بندی و توزیع و افزایش کمی و کیفی محصولات آنها می باشد. همچنین دولت می تواند با اختصاص یارانه ها از رقابت پذیری محصولات داخلی نسبت به محصولات وارداتی پشتیبانی کند. ولی امروز مشکل بزرگ روستاها و کشاورزان کشور درسترسی به رفاه زندگی و امکانات علمی و فرهنگی، آموزش و پرورشی، درمانی، حمل و نقل و ارتباطی می باشد، که دولت نهم حرکت سازنده ای را در این زمینه آغاز کرده اند.
    در بخش صنعت ایشان مثال مشکلات صنعت ابریشم را زدند که میراث دوران شاه عباس است. آقای موسوی توجه نمی کنند که در ایران همواره بخش صنعت با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده است و حتی امروز ایران در حال صنعتی شدن است و هنوز به یک کشور کاملا صنعتی بدل نشده است. خدا شاه عباس را بیامرزد، ایشان هم البته در این راه تلاش می کردند، ولی از دوران شاه عباس تا پیروزی انقلاب اسلامی خداوند پادشاهان لایقی را نسیب کشور ما نکرد. وقتی در فرانسه آقای ایفل برج معروف ایفل را می ساخت شاه ایران مواجب خود را از دولت انگلستان می گرفت و کشور بافت روستایی داشت و بسیاری از مردم در شهرهای بزرگ ایران بی سواد بوده، در تنبل خانه ها مشغول استعمال تریاک بودند و فقر و گرسنگی در کشور بی داد می کرد.
    اگر آقای موسوی ادعا می کنند که ما در کشور بخش صنعتی پویایی داشتیم که امروز بعد از چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بوی مرگ و ورشکستگی گرفته اند سخت در اشتباهند. مشکل آن است که آقای موسوی معنی صنعتی شدن را نمی دانند. ایشان فکر می کنند که اگر دستگاهیی را از خارج خریداری کنند و محصولی را که بعضا سالهاست از رده خارج شده را در ایران تولید کنند، صنعت درست کرده اند. در صورتی که بخش صنعتی پویا آن است که نه فقط محصول بلکه تولید فن آوری کند، محصولات جدید ابداء کند، محصولات آن از نظر کمی و کیفی حرکت تصاعدی داشته باشد، با آخرین یافته های علمی و فنی خود را مطابقت دهد، با مراکز علمی و تحقیقاتی داخلی و حتی خارجی روابط تنگاتنگ داشته در تحقیقات سرمایه گذاری گسترده کند. در چنین شرایطی می توان گفت که بخش صنعتی داریم. آیا آقای موسوی می دانند که در کشورهای صنعتی این صنایع هستند که دولت را پشتیبانی می کنند و نه بر عکس.
    اما امروز بیشتر از همیشه، با وجود تحریمها مشکلات بسیار و بر خلاف سیاه نمایی های منتقدان دولت نهم، در بخش های بسیاری چون صنعت اتومبیل، صنایع معادن و فلزات، ماشین سازی، پتروشیمی، صنایع نظامی و هوا فضا، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، بخش صنعتی ایران راه رشد و تکامل خود را پیش گرفته است. این حرکت جای تشویق دارد و انتقادات سازنده را طلب می کند، سیاه نمایی های پوچ در این زمینه دور از انصاف است.
    همچنین آقای موسوی انتقاد می کنند که چرا در خیابانهای جمهوری اسلامی ایران، اتومبیل های چند صد میلیونی فرت و آمد می کنند. البته خدا را شکر در اینجا آقای احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار نمی دهند. ولی از دیدگاه بنده در اینجا هم آقای موسوی ساده اندیشی پیشه کرده، به اصل مشکلات توجه نمی کنند. مشکل کشور این نیست که چرا برخی از هموطنان در منازل مجلل زندگی می کنند یا ماشین های گران قیمت دارند. مشکل اینجاست که بسیاری از این ثروتها از فعالیتهای کاذبی که بر بدنۀ اقتصاد کشور فشار می آورند و اشتغال ایجاد نمی کنند انباشته شده است. در جمهوری اسلامی یک تاجر که حتی یک کارمند هم ندارد، بدون آن که از منزلش خارج شود، در یک روز با چند دلالی معادل دویست سال جمع در آمدهای آقایان احمدی نژاد و موسوی، پول در می آورد، بدون آن که ریالی مالیات بپردازد. در جمهوری اسلامی، یک فرد سرمایه دار کافیست بدون آن که کوچک ترین ریسکی بردارد و کوچکترین فعالیتی داشته باشد پول خود را در بانک پس انداز کند یا در شما تهران برجی ساخته آن را خالی بیاندازد تا درآمد سرشاری از آن بدست آورد. یا یک جراح پلاستیک، ماهیانه بیش از جمع کل درآمدهای رسمی وزرا و اعضای دولت آقای احمدی نژاد، در آمد دارد، حال آنکه شاید در کل دو الی چهار نفر را تحت استخدام خود داشته باشد. حال اگر مؤسس شرکتی که در فعالیت خود موفق بوده، صدها کار ایجاد کرده، در اقتصاد کشور تولید ثروت و سرمایه می کند، مالیات خود را می پردازد و با فعالیت خود موجب افزایش رفاه مادی هم شهریانش شده است، چه اشکالی دارد که بنز صد و پنجاه میلیونی سوار شود. در ثانی اصل قیمت بنز که بیشتر از ۷۰ میلیون تومان نیست. آیا آقای موسوی نمی دانند که با خرید بنز، این فرد بیش از ۸۰ میلیون مالیات و گمرکی به دولت پرداخته است که معمولا باید در راه رفاه سایر شهروندان مصرف شود. اگر دولت کار خود درست انجام دهد، نفس عمل خرید اتومبیل گران قیمت، البته اگر در یک بعد شخصی موجب تعلق به دنیا وغفلت از آخرت نشود، برای جامعه چه اشکالی دارد؟
    وظیفۀ دولت آن است که جلوی فساد مالی و فعالیتهای کاذب و ناصواب را بگیرد، سود های باد آورده را کنترل کند، و از درآمده مردم عادلانه مالیات بگیرد، و این مالیات را صرف رفاه عموم کند. چرا آقای موسوی در دوران دولتهای گذشته که این فعالیتهای کاذب شرد سرطانی داشتند و بنزها در خیابانهای تهران زیاد شدند و از آن بدتر این فعالیتهای کاذب را کسانی اداره می کردند که در نهادهای قدرت دارای نفوذ بودند صدایشان شنیده نمی شد؟ آیا سکوت اختیار کرده بودند یا یارانشان که امروز شالهای سبز بر گردن دارند صدای ایشان را منعکس نمی کردند؟
    ای کاش دغدغۀ آقای موسوی آن بود که شهروندانی که اتومبیل ندارند چگنونه به راحتی در شهر خود رفت و آمد کنند. ای کاش دغدغۀ ایشان این بود که در کنار اتومبیلهای صدوپنجاه میلیونی ساخت آلمان و ژاپن، اتومبیلهای گران قیمت ساخت مهندسین و کارگران ایرانی هم دیده شود. بنده خود امکان خرید یک بنز را ندارم، ولی اگر فردی را ببینم که بنزی را خریداری کرده است، اگر بدانم که در جامعه ای آن را خریده است که پول آن به احتمال زیاد به مزد تلاش و همتش و از راه حلال بدست آمده است، و مالیات و گمرکی که پرداخت کرده است صرف رفاه همۀ شهروندان می شود، از دیدن آن چرا ناراحت شوم؟
    آقای موسوی اینجا هم باطن مشکلات کشور را تشخیص نمی دهند با شعارهای پوچ و ظاهری، به مبارزه با نمادهای سرمایه داری برخاسته اند. غافل از این که مشکل کشور این نیست.
    در پایان بنده هم مثل آقای موسوی از طرف پدری هم سید حسینی هستم و هم آذری زبان ولی با تکیه بر فکر، شعور و ادراکم از حقایق کشور،آقای احمدی نژاد را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری ایران میدانم.
    شال و کت آقای احمدی نژاد درست است که بی رنگ هستند، ولی مثل بسیاری از هم وطنانم روح ایشان به امید رضای خدا و عشق آقای امام زمان سبز و خرم است. تلاش ایشان این بی رنگی لباسشان را رنگ خدمت به ملت ایران کرده است، و این رنگ برای رئیس جمهور کشور برازنده ترین رنگ است. بنده به عنوان یک شهروند ایرانی از تلاش ایشان و همکارانشان سپاسگذارم و آرزوی موفقیت ایشان را در انتخابات را دارم.

    با تشکر.

  16. آیدین گفت :

    خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۱

    شاید تصاویر مراسمی را که آقای خاتمی شال سبزی را بر گردن آقای میر حسین موسوی انداخت، و بر پشتیبانی خویش از نامزدی آقای موسوی تأکید کرد، را دیده اید. نام مبارک حضرت زهرا (س) روی شال آقای موسوی، می تواند بیانگر این مسأله باشد که رنگ سبز شال ایشان، نه رنگ سبز پرچم جمهوری اسلامی و نه رنگ سبز هفت سین است که نشانۀ خرمی است، بلکه اشاره به سید بودن ایشان دارد.
    امروز این آقایان از سبز سیدی به عنوان رنگ پرچم حرکت سیاسی بخشی از جریانهای اصلاح طلب استفاده می کنند. هموطنانی که در تهران و شهر های بزرگ زندگی می کنند بدون شک طرفداران آقایان موسوی و خاتمی را در کوچه و خیابانها و دانشگاه ها با شال و تی شیرت و روسری سبز دیده اند. امیرتلو خوانندۀ موسیقی پاپ هم آهنگی عنوان ایران سبز، در طرفداری از آقای موسوی خوانده است. در پس حرکت سبز آقای موسوی مردم از همه رنگی دیده می شوند.
    از بزرگترها شنیده بودم که رنگ سبز، رنگ ولایت حضرت علی (ع) و ائمۀ اطهار است، و نه رنگ خلافت. خدا می داند، ولی آن طور که در برخی داستانها و روایات شنیدم، حضرت امیر (ع) چه در زندگی روزمره و چه به هنگامی که به مقام خلافت رسیدند، لباس و دستار سبز به تن نکردند. فقط در مراسم خاصی، مثل مراسم خاکسپاری پیکر مطهر حضرت زهرا (س)، آن حضرت دستار سبز بسته بودند. امام حسین (ع) نیز، آن طور که شنیده ام دستار سبز را به هنگام شهادت بستند. و از آن به بعد برخی از سادات نسبت خود را به خاندان رسول اکرم (ص) و وابستگی و پایبندی شان به ولایت حضرت علی (ع) و آقا امام زمان را با نشانه ای سبز رنگ مشخص می کنند.
    آقای میر حسین موسوی سید هستند، شال سبز بستن ایشان و تأکید ایشان بر مقام سیدی شان در یک حرکت و رقابت سیاسی چه اشکالی می تواند داشته باشد؟
    در انتخابات ریاست جمهوری، حق شهروندان برای انتخاب بهترین گزینه جهت مدیریت کشور باید محترم شناخته شود. از این رو نامزدان ریاست جمهوری می بایستی در یک رقابت عادلانه، صلاحیتهای خود را برای شهروندان تشریح کنند و برنامۀ خود را برای ادارۀ کشور با صلاقت و شفافیت کامل مطرح سازند. مطابق آنچه در بسیاری از کشورهای دموکراتیک رایج است احزاب سیاسی سعی می کنند این وظیفه خود را در چهارچوب یک برنامۀ تبلیغاتی پیرامون نامزد پیشنهادیشان ایفا کنند. و از این رو یک سلسله فعالیتهای “مارکتینگ سیاسی یا بازار گرمی سیاسی” را به انجام می رسانند، که یک بخش آن تعیین یک رنگ، یک نشانه و یا یک سنبل برای حرکتشان است. ولی معمولا این “مارکتنیگ سیاسی” هدفی جز جلب توجه، متمرکز کردند افکار عمومی روی پیام و برنامۀ انتخاباتی و بر جسته کردن حزب سیاسی در انظار عمومی با یک رنگ و نشان مشخص را ندارد.
    ولی در مورد رنگ سبز شال آقای موسوی مسأله فرق می کند. ایشان با این کار این شبهه را در افکار عمومی ایجاد می کنند که صلاحیتشان برای ریاست جمهوری کشور را از رنگ سبز سیدی و نسبتشان به خاندان نبوت استخراج می کنند. این کار از دیدگاه بنده بسیار ناشیانه بوده و می تواند خواسته یا ناخواسته موجب انحراف حرکت ایشان به ریاکاری سیاسی شود.
    اکثر ایرانیان شیعه هستند و ارادتشان به خواندان نبوت بسیار فراتر از مسائل دنیوی آنهاست و در طول تاریخ سادات از احترام خاصی نزد بسیاری از ایرانیان برخوردار بودند. هر چهار نامزد مطرح انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری، شیعه بوده و پایبند به ولایت حضرت علی (ع) و آقا امام زمان هستند. برای هر چهار نامزد انتخاباتی رنگ سبز سادات بسیار محترم است.
    ولی اولا در میان آنها فقط آقای میر حسین موسوی سید هستند، حال آنکه سید بودن موضوع رقابت انتخاباتی نیست و نمی تواند میزانی برای سنجش نامزدان باشد، ولی با این کار آقای موسوی عملا حرمت سادات را در یک رقابت سیاسی به سود خودشان مورد بهره برداری قرار گرفته اند. همچنین تفکر، صلاحیت، حسن نیت و تلاش نامزدان دیگر هرچه که باشد سید شدن ایشان ممکن نیست. لذا در این رقابت تأکید آقای موسوی بر مقام سیدی شان از دیدگان بنده دور از ادب است، به صورت مستقیم وغیر مستقیم موجب انحراف افکار عمومی از موضوع این انتخابات می شود. بدون شک در میان طرفداران هر چهار نامزد بسیاری هم سید هستند. حال چرا فقط آقای موسوی سبزی سادات را رنگ حرکت سیاسی خویش می کنند؟
    ثانیا با وجود فعالیت تبلیغاتی نامزدان، بسیاری از هم وطننان شاید نتوانند به درستی برنامه ها و صلاحیت ایشان را ارزیابی کنند. بخشی از این دسته از هموطنان، حال که آقای موسوی حرکت سبزی را آغاز کردند و با شال سیدی به میدان رقابت آمدند، ممکن است با ساده اندیشی و از روی ارادت به سادات رأی خود را به آقای موسوی بدهند. ولی آیا این آری عادلانه خواهند بود؟ البته آقای موسوی مسلمانند و به آخرت معتقد، و همچنین شیعه هستند و میدانند که جد بزرگوارشان در آن روز تقسیم کنندۀ بهشتیان و دوزخیانند و بدون شک ایشان را ملاقات می کنند. ایشان باید با خلق و خوی حضرت امیر (ع) آشنا باشند و با کمی تأمل خواهند فهمید که آیا ممکن است در آن روز چنین سؤالی از ایشان پرسیده شود یا خیر.
    ثالثا، بر کسی پنهان نیست که در دنیای سیاست بارها شده که پاکی و صداقت طعمۀ هوای نفس شود و انحراف به راهای شیطانی امری بسیار رایج است. آیا آقای موسوی می دانند که شال سبزی را که آقای خاتمی بر گردنشان نهاده است را چه کسی رنگ کرده، و با چه سبزی رنگ شده است؟ سبزی که فقط رنگ سادات نیست. چیزهای بسیاری مثل اسکناس هزار تومانی، اسکناس صد دلاری یا اسکناس صد یورویی هم سبز رنگ هستند.
    لذا به نظر بنده بهتر است که آقای موسوی به سید بودنشان بیشتر از رنگ شال شان توجه کنند و ببیند، که آیا شایسته سادات است که دولتی را که منتخب و محبوب بخش بزرگی از مردم است، و به مدت چهار سال صادقانه و به صورت خستگی ناپذیر به کشور خدمت کرده را، در برابر عموم “دولت دست بین و رمال” خطاب کنند. مثلا همۀ شیعیان میدانند که خلافت حق پایمال شدۀ حضرت علی (ع) بود، ولی آیا از آن حضرت شنیده اید که در برابر عموم به خلفایی که جای ایشان را گرفتند و در مقام قدرت چه ها که نکردند، کوچکترین توهینی بنمایند.
    شیر را بچه همی ماند بدو تو به پیغمبر چه می مانی بگو؟
    آقای موسوی نامزد ریاست جمهوری است، این حق ایشان است. اگر معتقدند بهتر از آقای احمدی نژاد می توانند کشور را اداره کنند، این گوی و این میدان، باید رأی مردم را به دست بیاورند و به این منظور باید برنامۀ خود به مردم تشریح کنند و از آن دفاع کنند. اگر معتقدند آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خوبی نبوده، اشتباهات زیادی مرتکب شده اند، باید انتقادات و اتهامات خود را با صداقت، مدرک، دلیل و برهان مطرح کنند. نه این که با شال سبز سیدی به میدان بیایند، از جنجالهای سیاسی سیاستمداران دموکراسی های غرب الهام بگیرند، و برای خود بدوزند و ببافند و به سیاه نمایی دولت نهم بپردازند و بی دلیل آن را محکوم کرده و مسؤل همۀ گرفتاریهای مردم جلوه دهند. مردمی که ایشان را با شال سبز می بینند از ایشان انتظار عدالت و صداقت دارند، از ایشان انتظار دارند، که به فرموده های جد بزرگوار شان توجه کرده سخنی که به آن علم ندارند به زبان نیاورند.
    چرا آقای موسوی نمی گویند، حرکت سبزشان به راستی کشور را به کجا می خواهد ببرد؟
    البته آقای موسوی برنامه ای جز بازگشت به شرایط کشور قبل از به روی کار آمدن دولت نهم، ندارند و سکوت ایشان در طول دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی می تواند نشانگر رضایت ایشان از آن وضعیت بوده باشد. حال آنکه مردم از آن شرایط به سطوح آمده بودند و چهار سال پیش برای تغییر اوضاع به آقای احمدی نژاد رأی دادند.
    امروز هم آقای موسوی هیچ چیز تازه ای ارائه نمی کند، فقط با سیاه نمایی عملکرد دولت نهم و نفی دست آوردهای آن، به مردم وانمود می کنند که این دولت آنها را دارد به ته چاه می برد و تنها راه نجاتشان بازگشت به عقب می باشد. و جهت توجیه دیدگاه شان به یک ازریابی سطحی و عوام فریبانه از اوضاع کشور و یک سری انتقادات و اتهامات ناوارد و بی اساس به دولت نهم و آقای احمدی نژاد، تکیه می کنند.
    آقای موسوی توجه نمی کنند، که این اشتباهات گذشته است که مشکلات امروز را بوجود آورده است، و توجه نمی کنند که اوضاع کشور حتی نسبت به چهار سال گذشته تغییر کرده، حرکت بازگشت به عقب غیر ممکن است. در پیام های انتخاباتی خود آقای موسوی مدام به مشکل بی کاری، بخصوص بی کاری جوانان اشاره می کنند، ودر عجبم چگونه با بستن اتهام بی برنامگی به دولت نهم، آقای احمدی نژاد را مقصر جلوه می دهند. حال آنکه ایشان توجه نمی کنند که اکثر ایرانیان وقتی ایشان نخست وزیر بودند به دنیا آمده و یا در آن زمان کودک بودند و تحت سرپرستی خانوادۀ خود بودند. در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، این کودکان، یعنی اکثریت ایرانیان، بالغ شدند، وارد بازار کار می شوند، نیاز دارند زندگی مستقل را آغاز کنند، کار می خواهند، مسکن می خواهند، باید ازدواج کنند. زندگی در جریان است، ایران امروز ایران چهار سال پیش نیست. اگر در دوران بیست سال سازندگی و اصلاحات، که آقای موسوی سکوت اختیار کرده بودند، آقایان در دولت و سازمان برنامه و بودجه چاره ای برای روز بلوغ آن کودکان اندیشیده بودند و برنامه هایی در دست اجراء داشتند، پس آن برنامه ها و نتایجشان امروز کجاهستند؟ آقای احمدی نژاد که فقط چهار سال است که سر کار است، بمب اتمی هم روی کشور نیانداختند که در یک روز همۀ دست آورد ها و برنامه های خوب سی سال کار سازمان برنامه و بودجه و دولتهای گذشته نیست و نابود شود. در دوران ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی، با آنکه تعداد متقاضیان کار بسیار کمتر از امروز بود، مشکل بی کاری جوانان وجود نداشت؟ وقتی که آقای احمدی نژاد سر کار آمد این شرایط بحرانی را از دولتهای پیشین به ارث برد. ابنها بماند، چرا آقای موسوی نمی گویند چگونه می خواهند به گذشته بازگردند؟ امروز از احیاء سازمان برنامه و بودجه چه انتظاری دارند؟ آیا جز این است که می خواهند در پایان تکاپوی خود، از دانشگاه های کشور خواهش کنند که برای سنین بالای ۳۵ سال نیز کلاسهای درس درست کنند؟
    آقای موسوی توجه نمی کنند که دولتهای پیشین در بیست سال گذشته، پول نفت را خوردند و بدون برنامه ریزی درست، ارزشمندترین وقت جواننان کشور را که امروز اکثریت ایرانیان را تشکیل میدهند، و بزرگترین سرمایۀ مملکت است، را به هدر دادند، و به ایشان مدارکی فروختند که جز بر ادعای جواننان نمی افزود و کاری برای آن مدارک در کشور وجود نداشت. اشتباه نشود! ادعای جوانان به جاست. جوانان به نظام آموزشی و برنامه ریزی کشور اعتماد کرده بودند. راه تعالی و کمالی را که راهنمایان و مدیرانشان پیش رویشان گذاشتند، پیش گرفتند. برای مدرکی که گرفته اند زحمت کشیده اند و خون جگر خورده اند. خانواده های بسیاری آنها از جان و مال و پوست و استخوانشان قربانیها و گذشتها کردند تا فرزندانشان را به دانشگاه ها بفرستند، تا آیندۀ بهتری داشته باشند، تا کشورشان را آباد کنند. این مدیران و برنامه ریزان کشور بودند که در آن روزها کوتاهی کردند و راه اشتباه را پیش گرفتند. ضدارزشها را ارزش وانمود کردند. فرهنگی را در کشور رایج کردند که امروز لوله کش، عمله و یا سپور گفتن به فردی به یک ناسزا بدل شده است. فرهنگی را در کشور رایج کردند که مدرک تحصلیلی که آقایان صادر می کنند، فراتر از دامنه و کاربرد علمی و عملی آن، مایۀ فضیلت و برتری افراد در زنگی روز مره شده است. آقایان غیر از این چه کنند؟ تعداد جوانان ایران بسیار زیاد است و تحصیل آنها هم سرگرمشان می کند و هم خیلی زود به کسب کار پر رونقی برای برخی از آقایان بدل شد. حال در جواب جواننانی که می پرسند با مدرکی که به ما می فروشید می توان کار کرد و روزی خود را از آن کار بدست آورد، چه بگویند؟ آیا جوابی جز ترویج دین و فرهنگ مدرک پرستی دارند؟ در این فرهنگ به مدرکی که موجب اشتغال نمی شود، به نا حق فوایدی بستند که آنها را دارا نمی باشد. مثلا میوه خوردن برای سلامتی بدن خوب و لازم است ولی موجب رستگاری انسان نمی شود. اشتباه نشود! تلاش و انگیزۀ جواننان کشور در کسب علم و فنون و تعالی در زندگی را باید ستود، برنامه ریزی مدیران کشور در هدفمند کردن این نیرو و تلاش، ضعف داشته است. حال نخست وزیر دفاع مقدس در آن روزها کجا بودند؟ امروز محکوم کردن آقای احمدی نژاد کار آسانی است؟ گویی ایشان کمی دیر از خواب بیدار شده اند.
    آقای موسوی توجه دارند برنامه هایی که ایشان برای ایجاد کار مد نظر دارند، وبعضا بسیار طولانی مدت هستند، شاید جوابگوی چند هزار نفر باشد ولی پاسخ چند میلیون متقاضی را نمی دهند. آقای احمدی نژاد به نیکی تشخیص دادند که تنها موقعیت ایجاد اشتغال در سطوح گسترده، در ظرفیت توسعۀ اقتصادی و صنعتی شهرستانها و همچنین توسعۀ فعالیت در بخش تولیدی های کوچک و خدمات با پشتیبانی از بوجود آمدن بنگاه های زود بازده، قرار دارد. و در این راه یکی بزرگترین مشکلهای پیش، ضعف آگاهی علمی، فنی و تجربه مردم در راه اندازی و مدیریت این فعالیتهاست، که بازدهی برنامه های آقای احمدی نژاد را می تواند با تأخیر مواجه کند. ولی آقای احمدی نژاد چارۀ دیگری ندارند راه درست از دیدگاه بنده همین است، و جهت برطرف کردن این مشکلات چراه ای جز ادامۀ راه با صبر، تلاش دوچندان و همبستگی وجود ندارد. و البته مسؤلیت این مشکلات به ضعف نظام آموزشی کشور و ضعف مدیریت دولتهای گذشته بازمی گردد. آقای موسوی توجه نمی کنند که برنامۀ بازگشت به گذشتۀ ایشان اولا عملی نیست ثانیا کشور را با مشکلات بسیار جدی مواجه خواهد کرد.
    از مشکل بی کاری جوانان گذشته آقای موسوی به مشکل تورم هم اشاره می کنند و باز هم انگشت اتهام را به سوی آقای احمدی نژاد دراز می کنند. از دیدگاه ایشان دولت نهم پول درآمدهای نفتی را بی هدف وارد بازار کرده و با واردات بی رویۀ کالاهای مصرفی از خارج موجب تورم قیمتها ورشکستگی تولید کنندگان داخلی شده اند. گویی امروز مشکل مردم مصرف موز و سیب فرانسوی می باشد! در این سلسله از انتقاداتشان آقای موسوی به مثالهای در بخشهای کشاورزی و صنعتی می پردازند، که بر خلاف ادعای ایشان از بخشهای مورد توجه دولت نهم هستند.
    در بخش کشاورزی ایشان به واردات محصولاتی چون برنج، چای، شکر اشاره می کنند که موجب شده محصولات تولید کنندگان داخلی در انبارها بپوسد. بنده از احوال انبار های ایران بی اطلاعم و امیدوارم جواب دولت آقای احمدی نژاد را در این زمینه بشنوم. ولی بنده بر خلاف آقای موسوی بر این باورم که بخش کشاوزی ایران، نه با جلو گیری کورکورانه و بی رویه از واردات، بلکه با سرمایه گذاری در دستیابی کشاورزان به فن آوریهای روز در زمینۀ کشت، انبار، بسته بندی و توزیع و افزایش کمی و کیفی محصولات آنها می باشد. همچنین دولت می تواند با اختصاص یارانه ها از رقابت پذیری محصولات داخلی نسبت به محصولات وارداتی پشتیبانی کند. ولی امروز مشکل بزرگ روستاها و کشاورزان کشور درسترسی به رفاه زندگی و امکانات علمی و فرهنگی، آموزش و پرورشی، درمانی، حمل و نقل و ارتباطی می باشد، که دولت نهم حرکت سازنده ای را در این زمینه آغاز کرده اند.
    در بخش صنعت ایشان مثال مشکلات صنعت ابریشم را زدند که میراث دوران شاه عباس است. آقای موسوی توجه نمی کنند که در ایران همواره بخش صنعت با مشکلات زیادی دست به گریبان بوده است و حتی امروز ایران در حال صنعتی شدن است و هنوز به یک کشور کاملا صنعتی بدل نشده است. خدا شاه عباس را بیامرزد، ایشان هم البته در این راه تلاش می کردند، ولی از دوران شاه عباس تا پیروزی انقلاب اسلامی خداوند پادشاهان لایقی را نسیب کشور ما نکرد. وقتی در فرانسه آقای ایفل برج معروف ایفل را می ساخت شاه ایران مواجب خود را از دولت انگلستان می گرفت و کشور بافت روستایی داشت و بسیاری از مردم در شهرهای بزرگ ایران بی سواد بوده، در تنبل خانه ها مشغول استعمال تریاک بودند و فقر و گرسنگی در کشور بی داد می کرد.
    اگر آقای موسوی ادعا می کنند که ما در کشور بخش صنعتی پویایی داشتیم که امروز بعد از چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بوی مرگ و ورشکستگی گرفته اند سخت در اشتباهند. مشکل آن است که آقای موسوی معنی صنعتی شدن را نمی دانند. ایشان فکر می کنند که اگر دستگاهیی را از خارج خریداری کنند و محصولی را که بعضا سالهاست از رده خارج شده را در ایران تولید کنند، صنعت درست کرده اند. در صورتی که بخش صنعتی پویا آن است که نه فقط محصول بلکه تولید فن آوری کند، محصولات جدید ابداء کند، محصولات آن از نظر کمی و کیفی حرکت تصاعدی داشته باشد، با آخرین یافته های علمی و فنی خود را مطابقت دهد، با مراکز علمی و تحقیقاتی داخلی و حتی خارجی روابط تنگاتنگ داشته در تحقیقات سرمایه گذاری گسترده کند. در چنین شرایطی می توان گفت که بخش صنعتی داریم. آیا آقای موسوی می دانند که در کشورهای صنعتی این صنایع هستند که دولت را پشتیبانی می کنند و نه بر عکس.
    اما امروز بیشتر از همیشه، با وجود تحریمها مشکلات بسیار و بر خلاف سیاه نمایی های منتقدان دولت نهم، در بخش های بسیاری چون صنعت اتومبیل، صنایع معادن و فلزات، ماشین سازی، پتروشیمی، صنایع نظامی و هوا فضا، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، بخش صنعتی ایران راه رشد و تکامل خود را پیش گرفته است. این حرکت جای تشویق دارد و انتقادات سازنده را طلب می کند، سیاه نمایی های پوچ در این زمینه دور از انصاف است.
    همچنین آقای موسوی انتقاد می کنند که چرا در خیابانهای جمهوری اسلامی ایران، اتومبیل های چند صد میلیونی فرت و آمد می کنند. البته خدا را شکر در اینجا آقای احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار نمی دهند. ولی از دیدگاه بنده در اینجا هم آقای موسوی ساده اندیشی پیشه کرده، به اصل مشکلات توجه نمی کنند. مشکل کشور این نیست که چرا برخی از هموطنان در منازل مجلل زندگی می کنند یا ماشین های گران قیمت دارند. مشکل اینجاست که بسیاری از این ثروتها از فعالیتهای کاذبی که بر بدنۀ اقتصاد کشور فشار می آورند و اشتغال ایجاد نمی کنند انباشته شده است. در جمهوری اسلامی یک تاجر که حتی یک کارمند هم ندارد، بدون آن که از منزلش خارج شود، در یک روز با چند دلالی معادل دویست سال جمع در آمدهای آقایان احمدی نژاد و موسوی، پول در می آورد، بدون آن که ریالی مالیات بپردازد. در جمهوری اسلامی، یک فرد سرمایه دار کافیست بدون آن که کوچک ترین ریسکی بردارد و کوچکترین فعالیتی داشته باشد پول خود را در بانک پس انداز کند یا در شما تهران برجی ساخته آن را خالی بیاندازد تا درآمد سرشاری از آن بدست آورد. یا یک جراح پلاستیک، ماهیانه بیش از جمع کل درآمدهای رسمی وزرا و اعضای دولت آقای احمدی نژاد، در آمد دارد، حال آنکه شاید در کل دو الی چهار نفر را تحت استخدام خود داشته باشد. حال اگر مؤسس شرکتی که در فعالیت خود موفق بوده، صدها کار ایجاد کرده، در اقتصاد کشور تولید ثروت و سرمایه می کند، مالیات خود را می پردازد و با فعالیت خود موجب افزایش رفاه مادی هم شهریانش شده است، چه اشکالی دارد که بنز صد و پنجاه میلیونی سوار شود. در ثانی اصل قیمت بنز که بیشتر از ۷۰ میلیون تومان نیست. آیا آقای موسوی نمی دانند که با خرید بنز، این فرد بیش از ۸۰ میلیون مالیات و گمرکی به دولت پرداخته است که معمولا باید در راه رفاه سایر شهروندان مصرف شود. اگر دولت کار خود درست انجام دهد، نفس عمل خرید اتومبیل گران قیمت، البته اگر در یک بعد شخصی موجب تعلق به دنیا وغفلت از آخرت نشود، برای جامعه چه اشکالی دارد؟
    وظیفۀ دولت آن است که جلوی فساد مالی و فعالیتهای کاذب و ناصواب را بگیرد، سود های باد آورده را کنترل کند، و از درآمده مردم عادلانه مالیات بگیرد، و این مالیات را صرف رفاه عموم کند. چرا آقای موسوی در دوران دولتهای گذشته که این فعالیتهای کاذب شرد سرطانی داشتند و بنزها در خیابانهای تهران زیاد شدند و از آن بدتر این فعالیتهای کاذب را کسانی اداره می کردند که در نهادهای قدرت دارای نفوذ بودند صدایشان شنیده نمی شد؟ آیا سکوت اختیار کرده بودند یا یارانشان که امروز شالهای سبز بر گردن دارند صدای ایشان را منعکس نمی کردند؟
    ای کاش دغدغۀ آقای موسوی آن بود که شهروندانی که اتومبیل ندارند چگنونه به راحتی در شهر خود رفت و آمد کنند. ای کاش دغدغۀ ایشان این بود که در کنار اتومبیلهای صدوپنجاه میلیونی ساخت آلمان و ژاپن، اتومبیلهای گران قیمت ساخت مهندسین و کارگران ایرانی هم دیده شود. بنده خود امکان خرید یک بنز را ندارم، ولی اگر فردی را ببینم که بنزی را خریداری کرده است، اگر بدانم که در جامعه ای آن را خریده است که پول آن به احتمال زیاد به مزد تلاش و همتش و از راه حلال بدست آمده است، و مالیات و گمرکی که پرداخت کرده است صرف رفاه همۀ شهروندان می شود، از دیدن آن چرا ناراحت شوم؟
    آقای موسوی اینجا هم باطن مشکلات کشور را تشخیص نمی دهند با شعارهای پوچ و ظاهری، به مبارزه با نمادهای سرمایه داری برخاسته اند. غافل از این که مشکل کشور این نیست.
    در پایان بنده هم مثل آقای موسوی از طرف پدری هم سید حسینی هستم و هم آذری زبان ولی با تکیه بر فکر، شعور و ادراکم از حقایق کشور،آقای احمدی نژاد را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری ایران میدانم.
    شال و کت آقای احمدی نژاد درست است که بی رنگ هستند، ولی مثل بسیاری از هم وطنانم روح ایشان به امید رضای خدا و عشق آقای امام زمان سبز و خرم است. تلاش ایشان این بی رنگی لباسشان را رنگ خدمت به ملت ایران کرده است، و این رنگ برای رئیس جمهور کشور برازنده ترین رنگ است. بنده به عنوان یک شهروند ایرانی از تلاش ایشان و همکارانشان سپاسگذارم و آرزوی موفقیت ایشان را در انتخابات را دارم.

  17. پارسا گفت :

    خرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۳

    آقای دکتر جوانفکر
    به اعضاء محترم ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بفرمائید ، پاسخ شبهاتی که لینک های زیر پدید می آورند ، سخنرانی نیست! باید کاری کنند ، کاری از همین جنس…
    آقای رئیس جمهور به شبهات پاسخ دهید ، از خوتان ، از آرمانهایتان دفاع کنید تا آگاهی مانع از سوء استفاده های احتمالی شود
    این اصلی مهم است

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۳

    آقای پارسا
    با سلام
    ۱- بنده در ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد هیچ مسوولیتی ندارم.
    ۲- آنچه در لینک مورد نظر مطرح شده ، شبهه نیست. واقعیت است و دکتر احمدی نژاد همچنان بر این باور است که مشکل امروز کشور ما چند میلیمتر بالا و پایین بودن روسری برخی از دختران یا زنان نیست. برخوردهایی که در سالهای گذشته تحت عنوان مبارزه با بدحجابی صورت گرفته است ، مورد تایید دولت نیست و نیروی انتظامی هم تحت نظر دولت عمل نمی کند و از دولت حرف شنوی ندارد.
    ۳- ما راه دفاع از آرمانهایمان را کار و تلاش صادقانه برای پیشرفت عادلانه کشور می دانیم که در این زمینه هم گامهای بلندی به جلو برداشته شده است. در عرصه داخلی و خارجی دستاوردهای درخشانی برای ملت ایران به ارمغان آمده است. مخالفان دولت همواره در حال شبهه افکنی و سوء استفاده از مسائل گوناگون هستند. به نقاط قوت دولت خدشه وارد می کنند، حقیقت را وارونه جلوه می دهند، دروغ پردازی می کنند. توهین به مردم و مسوولان را در دستور کار خود قرار داده اند و … به راستی دربرابر آنها چه باید کرد؟ آیا حق است که فرصت های خدمت را صرف جدال سیاسی با مخالفان دولت کنیم؟! آیا ما از پس جنجال آفرینی های آنها برمی آییم؟ قالوا سلاما ، برای همین امور توصیه شده است.
    موفق باشید

  19. آیدین گفت :

    خرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۳۶

    با سلام،

    جناب آقای جوانفکر،

    وقت کردید یادداشت ینده را بخوانید؟ بنده از استفادۀ رنگ سبز سیدی توسط آقای موسوی انتقاد کرده بودم. به نظرم کار ایشان دور از ادب و عدالت است. و در رساناها از نامزدان دیگر انتقادی در این زمینه ندیدم، گفتم شاید از روی احترام به سادات باشد، که این امر به استناد به تعالیم حضرت امیر (ع) مهمتر از رعایت عدالت نیست. از بستگان و دوستانم که در تهران هستند می شنونم که شور و حال این انتخابات خیلی بالاست. و خیلی ها سبز پوش شدند. بنده هم دوست داشتم آنجا بودم و کت احمدی نژادی می پوشیدم. به هر حال بنده کاری که از دستم بر می آمد آن بود که انتقادم را در وبلاگم مطرح کردم.

    به امید پیروزی آقای احمدی نژاد.

  20. sanayenews گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۱۶

    دبیر ائتلاف رسانه های حامی احمدی نژاد:
    دادگاه مطبوعات کمترین شکایت را در دولت نهم شاهد بوده است
    دبیر ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد گفت:علی رغم آنکه دولت نهم رسانه خاصی را از نظر تعدد نسبت به دولتهای قبل در اختیار ندارد و مورد هجوم شدیدترین حملات رسانه ای از آغاز تشکیل دولت قرار داشته اما شاهد کمترین شکایت از سوی دولت نهم در دادگاه مطبوعات بوده ایم.
    به گزارش کمیته اطلاع رسانی و روابط عمومی ستاد مردمی حامیان دکتر احمدی نژاد ، محمد علی روشن با بیان اینکه مقایسه آمارهای صدور مجوز به نشریات نوشتاری و الکترونیکی در دولت نهم و دولت های قبل نشان از همکاری خوب و فکر باز این دولت است اظهار داشت:با توجه به بیشترین نوع تعامل با رسانه ها از سوی دولت نهم ، متاسفانه شاهد بیشترین تهاجم خبری و تخریبی به این دولت نیز طی این ۳ سال و نیم بوده ایم.
    روشن با اشاره به اینکه متاسفانه بعضی از رسانه ها با تخریب افراد ، جایگاه و منزلت رسانه ها و خبرنگاران را زیر سوال برده اند تصریح کرد:متاسفانه تخریب ها و تهمت ها جای نقد های سازنده و حلال بعضی از مشکلات را گرفته اند.
    مسئول کمیته سیاسی ستاد مردمی حامیان دکتر احمدی نژاد با بیان اینکه بسیاری از رسانه های منصف عملکردهای رییس جمهور دولت نهم را مطابق قانون اساسی می دانند خاطر نشان کرد:کمترین نقد های منصفانه را این دولت داشته و بیشتر نقدها یا غیر کارشناسی و یا تخریبی بوده اند.
    روشن با اشاره به اینکه ائتلاف رسانه های حامی احمدی نژاد با هدف حمایت از استمرار حرکت عظیم خدمت رسانی صادقانه و بی ریا و بی منت دولت نهم شکل گرفته است اظهار داشت:این ائتلاف ضمن اینکه انجام نقدهای سازنده را فراموش نخواهد کرد با احترام به همه نامزدها محترم و حامیان ایشان دکتر احمدی نژاد را اصلح دانسته و امیدوار استملت شریف و فهیم ایران نیز با رای قاطع و میلیونی خود به دکتر احمدی نژاد آینده ای توام با اقتدار و سعادت را برای ایران اسلامی رقم بزنند.

  21. ر-م گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۳۰

    جناب آقای جوانفکر و همه علاقمندان حکومت اسلامی
    با سلام و عرض ادب
    پیرو مطلب قبلی ام از بابت اینکه هرگاه ملت نجیب ایران اسلامی در هنگام رای دادن با نگاه (واجب و شرعی بودن رای دادن ) وارد شد خوبخود (میزان رای ملت بودن)نیز به بهترین وجه تحقق یافت و اما و اگر ی در آن پیدا نشد باید اضافه کنم در این مقطع حساس بنده با نگاه شرعی و واجب بودن شرکت در انتخابات و رای دادن با احترام به سه کاندید دیگر بار دیگر مثل مثل چهار سال پیش به دکتر احمدی نژاد رای خواهم داد چرا که
    ۱- دکتر احمدی نژاد نیز با نگاه شرعی و واجب بودن امانت ملت در طول این چهار سال علرغم زمان کافی و میلیارد ها تومان موجودی بیت المال در خزانه نتوانست نیم کیلو بر وزنش لاغر و نحیفش اضافه کند و خود را مثل دیگران فربه کند نه تنها فربه نشد بلکه بدن لاغرش در قبل از سفر دوم به کرمانشاه از همراهی روح بلندش برای خدمت رسانی هر چه بیشتر و بیشتر به مردم ایران جواب کرد و باز ماند.
    ۲- دکتر علرغم پیکر نحیف و لاغرش تنها کسی بودن که توانست افسار محکمی بر لجام افسار گسیخته تشنه گان قدرت و ثروت داخلی بزند چنان افسار زدنی که تاریخ جزء امام علی (ع) را سراغ ندارد.
    ۳- دکتر احمدی نژاد تنها کسی بودن که در جهان اسلام توا نسته با دو تا کلمه حرف حساب و تحلیل درست رژیم اشغالگر فلسطین را تحت شدید ترین ضربات مهلک و خرد کننده قرار دهد در واقع با کم ترین هزینه پدر این رژیم جعلی را در آورد .
    ۴- دکتر احمدی نژاد تنها کسی بود که توانست با امکانات خود شیطان بزرگ در داخل خود آمریکا و صفحه شطرنجش مات و مبهوت کند و حیات خلوت شیطان را به بهترین نحو برایش زهر مار درست کند .

    موارد از این دست بیشمار است که مثنوی هفتاد من کاغذ می خواهد .مهم تر از موارد فوق اینکه برای تداوم و استمرار حرکات هوشمندانه شخص دکتر و همراهانش و بدست آوردن دستا ورد های عظیم دیگر که نهالش را دولت نهم غرص کرده باید یک یا علی دیگری بگویم و مجددا دکتر احمدی نژاد عزیز را برای دوره دهم انتخاب کنیم .
    به امید موفقیت های بیشتر برای حکومکت اسلامی با دکتر احمدی نژاد چرا که واقعا بدون او لطفی ندارد.

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶

    آقا رضا
    سلام بر شما
    از نظرات خوب شما استفاده کردم
    متشکرم
    موفق باشید

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲

    آقای آیدین
    با سلام
    یادداشت شما را مطالعه و از آن استفاده کردم. متاسفانه به دلیل حجم بالای آن ، نتوانستم یادداشت شما را در بخش کامنت ها جای دهم . آدرس آن موجود است و مخاطبان محترم می توانند از آن استفاده کنند. http://avangardiste.fr/
    موفق باشید.

  24. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۰۳:۰۳

    http://www.sanayenews.com/content/view/16522/13/

  25. آیدین گفت :

    خرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۵۴

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    مناظرۀ آقایان احمدی نژاد و موسوی خیلی جالب بود.
    برخی از دوستانم به من می گفتند، تو چرا این همه از احمدی نژاد دفاع می کنی، یعنی این مرد هیچ عیب و ایرادی در کارش نیست؟ گفتم اگر ایرادی در کار آقای احمدی نژاد باشد که من ندانم، شاید آقای موسوی به آن اشاره کنند. ولی تمام انتقادات آقای موسوی بی اساس و حتی مسخره بودند.

    آقای احمدی نژاد خیلی خوب ظاهر شدند. تنها اشتباه ایشان از دیدگاه بنده جلو کشیدن پروندۀ خانم آقای موسوی بود، که ممکن است به خوی خیلی از ایرانیان نسازد.

    راستی خبرگزاری فارس تصاویری از آقای هاشمی و احمدی نژاد در حال خوش وبش منتشر کرد، آیا به این زودی با هم آشتی کردند؟ http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M539375.jpg

    با تشکر

  26. ر-م گفت :

    خرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۸

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    ملت شریف ایران بعد از پاره کردن رنجیر تشنگان قدرت و ثروت در انتخاب نهم و سپردن امانت به دستان پر توان دکتر احمدی نژاد از ایشان در طول این چهار سال انتظار داشتن اسامی مفسدان را رسما اعلام کند تا برای همیشه شر این زالو صفتان از بدنه حکومت اسلامی جدا شود .
    شکر خدا این اتفاق میمون و مبارک در مناظره دکتر با موسوی بر آورده شد و منافقان مفسد که خار و ذلیل بودن ذلیل تر شدن اما آنچه بعد از این ضربه مهلک خرده کننده دکتر که بر خانه عنکبودی آنان وارده شده بیشتر نمایان شده و در مطالب آنها نمود پبدا کرده اینه که ادعا می کنند که (نظام )بازنده شد و دوم اینکه دم از اخلاق و اخلاقمداری می زنند .
    با ید عرض اینان را نباید به پای نظام دانست بلکه اینان زالو هایی بودن بر پای نظام که با کندن شان نظام یک جهش عظیم خواهد کرد . پایه های نظام با وجود رهبر فرزانه بسیار فراتر از این حرف هاست و در جواب اخلاق مداری باید عرض کنم از کدام اخلاق صحبت می کنید در طول چهار سال و الخصوص این چند ماه واقعا اخلاق مداری را از شما یاد گرفتیم
    مورد دیگر اینکه دکتر احمدی نژاد نوک کوه یخی را که همه می دیدن مجددا یاد آوری کردن این صحبت ها سال هاست در هر کوی و برزن بر سر زبان هاست ملت از ایشان انتظار دارد در مناظره های بعدی تیر خلاص را بزند .
    با تشکر

  27. حامد گفت :

    خرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۳

    اصبغ بن نباته از امیر المؤمنین علیه السلام پرسید: دجال کیست؟
    حضرت فرمود:…غالب پیروان او در آن روز شال سبز بر سر و دوش دارند…
    کمال الدین و تمام النعمه، تألیف شیخ صدوق، باب ۴۷ ص ۵۲۷
    http://www.ahl-ul-bayt.org/newlib/aqaed/kamalo%20din/data/a68.html

  28. صنایع نیوز گفت :

    خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۳۲

    در اصلحیت دکتر احمدی نژاد تردیدی نیست
    همه نامزدهای انتخابات دهم دارای ارزش و احترامند اما به اعتقاد ما دکتر احمدی نژاد اصلح بوده و در شایستگی وی برای احراز مجدد مقام ریاست جمهوری تردیدی نیست.

    محمد علی روشن مسئول کمیته سیاسی ستاد مردمی حمایت از دکتراحمدی نژاد در استان مازندران که درجمع نمازگزاران مسجد امام رضا(ع) ساری سخن میگفت با بیان مطلب بالا افزود:رئیس جمهورمردمی ومکتبی واصولگرای ماثابت کرد که درسایه توجه به معنویت وارزشگرایی میتوان قله های بزرگ شکوفایی رافتح کرد.

    وی بابیان اینکه دولت نهم مظلومترین دولت کشور ماست افزود: دراین چند سالی که آقای احمدی نژاد ریاست جمهوری را عهده دار شدند درکمال نامردی وناجوانمردی هر آنچه که توانستند بر علیه ایشان ودولت نهم فحاشی واتهام زنی انجام دادند.

    مسئول کمیته سیاسی ستاد حمایت مردمی از دکتر احمدی نژاد در استان مازندران ضمن تبیین دستاوردهای دولت نهم درکشور از انعقاد تفاهم نامه ورزشی مازندران ، استقرار سر کنسولگری قزاقستان درمازندران ، افزایش چشمگیر فضاهای ورزشی، بهسازی وتوسعه راهها، بهساری وتوسعه شبکه های آب وبرق ، اجرای مسکن مهر، افزایش مراکزتخصصی درمانی ، پذیرش رایگان مصدومین تصادفات جاده ای در بیمارستانهای دولتی ، آغاز عملیات اجرائی خودروسازی بابل ، آازعملیات اجرائی شیمی شهربهشهر، آغاز عملیات اجرائی پالایشگاه کیاسر، افزایش ظرفیت سیمان نکاء وآغازعملیات اجرائی سیمان کیاسر، برداشتن محدودیتهای صنعتی ازاستان ، پیش خرید و بیمه محصولات کشاورزی ، آزاد سازی سواحل،توسعه فضاهای آموزشی و فرهنگی و افزایش توان علمی دانشگاهها به عنوان نمونه ای از اقدامات خوب وموثر دولت نهم دراستان نام برد.

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۵۷

    آقا حامد
    با سلام
    رعایت احترام به دیگران یک اصل است . اگر انتظار احترام از دیگران داریم باید به دیگران نیز احترام
    بگذاریم.
    موفق باشید

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۱

    آقای آیدین
    با سلام
    برای شما برادر عزیز که دور از وطن به سر می برید، سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.
    بنده از این عکس ، پیام آشتی دریافت نمی کنم.
    موفق باشید

  31. ahmadi گفت :

    خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۱

    افزایش قدرت خرید مردم ، کاهش نرخ تورم ، مبارزه با مفاسد اقتصادی ، جلوگیری از رانت خواریها و رونق اقتصادی کشور با ادامه ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد محقق خواهد شد

    محمدعلی روشن دبیر ائتلاف سراسری رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد که درنشست خبرنگاران اقتصادی شمال وشرق کشور در ساری حضور یافته بود افزود: امروز علیرغم وجود مشکلات دراقتصاد جهانی کشور ما سربلندتر از گذشته مسیر رشدو شکوفائی اقتصادی را می پیماید ودر مقایسه بااقتصاد بسیاری از کشورها ، اقتصاد ایران بسیار زنده وپویاست.
    وی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی در گذشته بسیاربیشتر از مشکلاتی است که اکنون ازـنها نام برده میشودگفت: مدعیان که سالها بسیاری از ارکان قدرت رادراختیارداشتند کدام کار مفید بحال ملت را انجام دادند که دولت نهم در سه سال ونیم عمر خود بهتر ازآن را انجام نداده است.
    دبیر ائتلاف رسانه های حامی دکتر احمدی نژاد با تشکرازاطلاع رسانی هنرمندانه خبرگزاری فارس گفت: یکی از چند رسانه محدودی که ازدکتراحمدی نژاد حمایت می کند خبرگزاری فارس است اما درهمین رسانه شاهدیم که بدون اهانت وتخریب مواضع واخبار رقیب هم بطور وسیع ومنصفانه پوشش داده می شود اما متاسفانه در مقابل همواره شاهد تخریب شخصیت مهدوی وعلوی دکتراحمدی نژاد وزیر سوال بردن عملکرد خوب دولت نهم وسیاه نماییهای گسترده در رسانه های رقیب هستیم وباید پرسیدـیا این معنای اخلاق حرفه ای رسانه ایست؟
    روشن درارزیابی میزان مشارکت مردم درانتخابات دهم گفت:قطعا این دوره از انتخابات یکی از پرشورترین انتخاباتی است که درکشورمان انجام خواهد شد ودراینکه رای مردم به مردی است ازجنس مردم ، پرتلاش وبی ادعا، نوکر وخادم اهل بیت(ع) ومردم بنام محموداحمدی نژاد هیچ تردیدی وجود ندارد.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر