به کجا چنین شتابان !

بسم الله الرحمن الرحیم

این فرض درستی است که همزمان با پیشرفتهای گسترده و همه جانبه ایران اسلامی در عرصه های مختلف، مخالفان و دشمنان ملت ، ترفندهای پیچیده تر و موذیانه تری را با هدف ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران به کار می بندند و از این رو دور از ذهن نیست که دشمن ، گاه در کسوت دوستان خیرخواه ، گاه از زبان ساده دلان و ساده اندیشان و گاه به همت همفکران و هم مسلکان ، برخی افراد و نهادهای نظام را ، آنچنان تحت تاثیر قرار دهند که ثمره و نتیجه رفتار ، گفتار ، کارکرد و تصمیم آنها یکجا به حساب دشمن ریخته شود و بدون آنکه خود بخواهند یا متوجه آن باشند ، در مسیر تحقق خواست و منافع دشمن حرکت کنند.

فکرسازیهای رندانه ، دست کاری در ذهن و اندیشه دیگران و به تبع آن ، بروز رفتارهای قابل پیش بینی ، القاء برخی باورها و همچنین در مواردی همصدایی ، همدلی و همراهی موذیانه با مردم و آرمانها و آرزوهای آنان ، جزو نمودهای قابل درک این تلاش مزورانه دشمن وعوامل داخلی او محسوب می شود و به همین دلیل است که غفلت از دشمن و ترفندهای او ،    می تواند آسیب های گاها جبران ناپذیری را برای مردم و کشور به همراه داشته باشد.

تجربه های تلخ ، غم انگیز و گاه نکبت بار نه چندان دور ، اثبات کننده این مدعاست که تبدیل مجلس نمایندگان به کانونی در خدمت اهداف و امیال دشمن، از مهمترین و شاید اصلی ترین راهبردهای نظام سلطه و دستگاههای جاسوسی وابسته به آن بوده است و به تجربه دریافته ایم که هرگونه انحراف مجلس شورای اسلامی از مسیر اصلی ، سایر دستگاههای نظام را تحت تاثیر قرار می دهد و آنها را به دنبال خود می کشاند ، بنابراین ، دشمن برای پیشبرد سیاست های خود چه جایی مهمتر و موثرتر از مجلس را می تواند نشانه بگیرد ؟

تحصن برخی از نمایندگان مجلس و به تبع آن استعفای شماری از استانداران و مسوولان اجرایی در دولت آقای خاتمی که با هدف ایجاد بحران کاذب در داخل و به چالش کشیدن ارکان نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و رفتارها و گفتارهای ضد انقلابی برخی از عناصر بی هویت که سرانجام سر از آخور بیگانگان در آوردند ، موید و بیانگر این تلاش خبیثانه نظام سلطه و عوامل داخلی آن برای رخنه و نفوذ در مهمترین رکن تصمیم گیری کشور و فعال کردن آن در جهت اهداف استعماری است .

اکنون این سووال وجود دارد که آیا دشمنان قسم خورده ملت ایران به تلاش حیله گرانه خود برای سوء استفاده از جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی و اثرگذاری بر آن در جهت خدمت به منافع خویش خاتمه داده اند یا آنکه به لطایف الحیلی ، همچنان سعی دارند تا از این رهگذر پی جوی اهداف شوم خویش باشند؟

مجلس شورای اسلامی به واسطه شان و منزلتی که حضرت امام خمینی (رض) برای آن ترسیم فرمودند ، در راس امور قرار دارد و ایفاگر یک نقش اختصاصی و به سزا در پیشبرد امور کشور است . سرگرم کردن این نهاد اساسی و اصلی به امور سطحی ، پیش پا افتاده ، دم دستی و گاها بی حاصل ، به مثابه از کار انداختن مجلس و حذف مهمترین پشتوانه دستگاه اجرایی و محروم کردن مردم از به نتیجه رسیدن کارها و تصمیمات بزرگ و اساسی است. ثمره چنین رویه ای ، از دست رفتن فرصت های بی بدیل برای کار و خدمت به مردم و کشور خواهد بود.

طی سه دهه گذشته ، ملت رشید و بالنده ایران اسلامی ، در حرکت رو به جلو و بدون وقفه خود ، حوادث متنوع ، متعدد و کم سابقه ای را با موفقیت پشت سر گذاشته و در کوران این رویدادها، ورز خورده و آبدیده شده است. انتخاب یک رئیس جمهور مردمی، متدین، کارامد ، موفق ، پرانرژی ، با نشاط ، آشنا و مسلط به ظرایف مدیریتی در سوم تیرماه سال ۱۳۸۳ بدون تردید ، ثمره هوشمندانه ترین و آگاهانه ترین انتخاب ملت ایران در سه دهه اخیر بوده است ، بنابراین انتظار می رفت که مجلس هفتم و هشتم با پشتیبانی کامل و همه جانبه از دولت خدمتگزار ، پرکار ، خستگی ناپذیر و دلسوز ، بستر مناسبی را  برای انجام کارهای بزرگ و بر زمین مانده ، فراهم می ساختند و خود نیز در این جهت پیشتاز و همراه و همگام دولت می شدند.

جای تاسف دارد که برخی عناصر به اصطلاح روشنفکر ، پای مجلس هفتم را به مباحث سطح پائین و برخی چالش های بی منطق باز کردند و فرصت ها برای قرار گرفتن مجلس در جایگاه ممتاز و رفیعی که همگان انتظار آن را دارند ، از دست رفت .

این دغدغه و نگرانی همچنان باقی است و به نظر می رسد تلنگر و هشداری لازم است تا خبرگان تیز بین و صاحب دلان و نیک اندیشان زیرک در مجلس هشتم ، چشم بگشایند و خود را با انتظارات به حق مردم از مجلسی که در راس امور است ، همراه و همساز کنند.

انتقاد یکسویه و غیرمنصفانه از دولت خدمتگزار و رئیس جمهور محبوب مردم ، استیضاح های پی درپی و بی سابقه و طرح صدها سووال تکراری یا سیاسی از اعضای هیات دولت ، نه تنها هیچ گرهی از مشکلات مردمی که با هزاران امید به نمایندگان مجلس رای داده اند ، نمی گشاید ، بلکه این سووال را در اذهان عمومی بوجود می آورد که به کجا چنین شتابان؟

دولت نهم تمامی همت خود را برای پیشرفت و آبادانی روز افزون کشور به کار گرفته است و در این راه نیز لحظه ای درنگ نخواهد کرد. نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی به این مهم توجه کنند که فرصت های پیش رو ، زودگذر و اندک است و پیشرفت کشور و انجام کارهای بزرگ و بر زمین مانده ، باید سرعتی دوباره به خود بگیرد . همراهی ، همکاری و همدلی مجلس با دولت و پشتیبانی نمایندگان مردم از مسوولان و دولتمردان دلسوز ، به تسریع در حل مشکلات جامعه و تعمیق و گسترش پیشرفت ها ، کمک می کند و صد البته تخریب ، تخطئه و انتقادهای سیاسی و بی حاصل علیه رئیس جمهور و دولت ، راه به جایی نخواهد برد.به راستی برای فرصت سوزیهای غیرقابل جبران ، چه پاسخی خواهیم داشت ؟

 

۳۶ نظر »

  1. مظلومی کیاپی گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۴

    سلام
    در باره این موضوع یاداشتی داشتم در اردبیهشت ماه امسال که در روزنامه ها و سایت های خبری منتشر شد و حرف دلم را انجا زدم و گفتم
    احمدی نژاد پیروز است
    کسی فکر نمی کرد که دکتر محمود احمدی نژاد با هزینه های کم تبلیغاتی بتواند در مقابل رقبائی که چندین برابر او هزینه کرده بودند پیروز شود و به مرحله دوم انتخابات راه پیدا کند
    تحجر گرائی تفکیک پسران و دختران در دانشگاه و خیابانها خشک بازی حرفهائی بود که مخالفین احمدی نژاد در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری بیان می کردند اما مرد تازه نفس سیاست ایران با سخنرانی و نشست های انتخاباتی خود و با مطرح کردن شعارعدالت اجتماعی ومبارزه بافساد و تبعیض توانست ازرقیب کهنه کار خود یعنی شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی پیشی بگیرد و اب پاکی را بر دستان مخالفینش بریزد
    سوم تیر ۸۴ محمود احمدی نژاد رئیس جمهور یک کشور هفتاد میلیونی شد.
    رئیس جهمور مردمی ایران در ابتدای کار خود با واکنش منفی مجلسی که اکثریت آن از رقیب مقتدر احمدی نژاد حمایت کرده بودند مواجه شد عدم رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی محمود احمدی نژاد که در سه دهه انقلاب مشابه ان را نمی توان یافت را می توان به عنوان اولین اخطارمخالفین دولت به احمدی نژاد عنوان کرد
    شاید علت اصلی مخالفت مجلس را می توان در این یافت که احمدی نژاد وام دار هیچ حزب و گروهی نبود ویا نماینده مجلسی رئیس ستاد انتخاباتی اش نبود به هر حال نقطه قوت در این بود که رئیس دولت نهم وام دار هیچ حزب و گروهی نبود تا خودش را وقف ان کند واین همان چیزی بود که مردم مظلوم می خواستند
    دکتر احمدی احمدی نژاد با شعار عدالت و فقر زدائی از جامعه در بین اقشار متوسط و ضعیف که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند جایگاه خوبی پیدا کرد و این محبوبیت روز افزون دولت باعث این شد تا مدیران نا کار امدی که از طریق رابطه و حزب ازحال و گذشته به پیکره دولت نفوذ پیدا کرده بودند دست به کار شوند و با اشتباهات و بی برنامه گی و به دون در نظر گرفتن مصالح ملت به دولت ضربه بزنند تا برنامه مبارزه با فساد و عدالت اجتماعی رئیس جمهور را با مشکل مواجه کنند و احمدی نژاد را به عنوان یک رئیس جمهور نا کار امد به مردم معرفی کنند که این توطئه خاموش اگر چه دیر ولی با هوشیاری رئیس جمهور احمدی نژاد برملا شد و رئیس جمهور با اقتداری کامل مبارزه با فقر تبعیض را دوباره شروع کرد.
    احمدی نژاد می داند که مردم تنها به خاطر بهتر شدن اوضاع به او رای دادند و تنها چیزی که از او می خواهند عدالت است اما متاسفانه با شیطنت بعضی از مخالفین احمدی نژاد دولت با کندی تغییر و تحول در اوضاع توسعه و پیشرفت کشور مواجه شد و ضعفهائی که از دولتهای گذشته در دوسال اول خدمت دولت نهم خود را نشان داده بود توسط رقبای احمدی نژاد به وی ارتباط داده و روسای جمهور قبلی را مبرا از هر گونه کوتاهی می دانند و منکر این قضیه می شدند که با شیطنت های انها در اول کار ودخالت مستقیم انها و دوستانشان در مجلس در انتصاب استانداران همواره دولت را به حاشیه می کشاند با توجه به اینکه رقبای احمدی نژاد می دانستند که وزرای انها رای اعتماد را به اسانی گرفته و هیچ نماینده و حزبی اجازه فشار بر دولتشان جهت انتصاب استانداران را نداشته اند و این احمدی نژاد مظلوم بود که با فشار انها می بایست دست و پنجه نرم میکرد هر گونه تغییر تحول در دولت با واکنش منفی سنگ اندازان جلوی پای دولت مواجه است که نمونه ان را می توان در تغییر وزیر اقتصاد و مطرح نمودن تغییر وزیر کشور و بلوائی که مخالفین دولت به خاطر این تغییر به راه انداختند دید که حتی این تغییر با واکنش شدید یکی از رقبای احمدی نژاد روبرو شد
    اما رئیس جمهور با پیروزی در دور نخست سفرهای استانی خودش و شروع مرحله دوم سفر ها مشت محکمی بر ادعا های بی اساس مخالفین مبنی بر ناکارامد بودن دولت زد که نمونه بارز ان را می توان در سفرهای استانی وپروژه ها و مصوبات سفر به عینه یافت حتی در بعضی از بخشها نسبت به بیست و شش سال گذشته یک رشد چهل تا پنجاه در صدی در امر توسعه را شاهد هستیم
    مردم ما این را به خوبی می دانند که احمدی نژاد در مبارزه با فساد و فقر و تحقق عدالت اجتماعی خوب عمل کرده و اگر نقص و ضعفی در کار است بر می گردد به سنگ اندازی بعضی از اقایان که نمونه ان را می توان در بحث دانشگاه ازاد و مانع شدن در تحول انقلابی رئیس جمهور در این نهاد علمی مشاهده کرد مطبوعات و جریانات حزبی که تا دیروز برای تیغ عدالتی که از سوی رئیس جمهور از نیام در اورده شده بود و به سوی مفسدین و متجاوزین به بت المال نشانه رفته بود وبا به به چهچه کنان رئیس جمهور را تشویق به مبارزه می کردند غافل از اینکه روزی تیغ عدالت به طرف انها هم نشانه خواهد رفت و انها هم باید دست خودشان را از بت المال کوتاه کنند امروز به مخالف با رئیس جمهور مظلومان! پرداخته و با نقد های غیر منصفانه خود دولت را از مسیر کار خارج می سازند اینان همان دوستانی بودند که گرانی و تورم را به ملت تحمیل کردند اما با هوشیاری احمدی نژاد در اینده ای بسیار نزدیک گرانی و تورم مهار خواهد شد و مرم ما هم همچون گذشته دولت را در مبارزه با فساد و تحقق شعار عدالت اجتماعی یاری خواهند نمود فقط اندکی صبر لازم است ان الله مع الصابرین خدا با صابران است و در پایان باید بگویم که احمدی نژاد پیروز است

  2. فرشید گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۰۰

    سخن کوتاه می گویم
    رییس جمهور محبوب، به اثبات رسانید گستراندن عدالت تا به چه حد سخت است و دشوار، اما
    می شود پاک کرد تلخی ها را با چشاندن شیرینی عدالت به کام مردم، به فضل خدا
    خدا قوت احمدی نژاد، ای مرد عدالت گستر، خدا قوت…

  3. عرشیان گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۳۰

    با سلام خدمت جناب آقای جوانفکر مطلب قابل تاملی بود امیدواریم که همه مسئولان کمر همت بسته تا مشکلی از مشکلات مردم حل گردد فقط و فقط همین

  4. پژوتن گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۷

    کژ ندانم آن نکو اندیش را, متهم دارم وجود خویش را…….
    من فکر میکنم باید یک مقدار واقع بین بود. این درسته که آقای دکتر احمدی نژاد به دلیل هوش وذکاوت (چه آکادمیک, چه سیاسی, چه اجتماعی) بی نظیری که دارن, انتظارات از ایشون هزار برابر بیشتر از آقای خاتمی (یا از آقای قبل از ایشون) هست, ولی باید خواسته های ما هم منطقی تر باشه. آقای دکتر احمدی نژاد که فرزند یک آهنگر مومن و زحمتکش بودند, توانستند با کمترین امکانات خودشونرو نفر ۱۲۰ کنکور سراسری بکنند. تمام اطرافیان نزدیک ایشون مثل آقای هاشمی ثمره, صفار هرندی, محصولی و … همگی فارغ التحصیان رشته های برق, راه و ساختمان, مکانیک و غیره از دانشگاه های سراسری و معتبری همچون علم وصنعت و غیره میباشند. ما دولتی را تحویل دکتر احمدی نژاد دادیم که اکثریت قاطع مدیرانش همگی فارغ التحصیان دانشگاههای آزاد, مکاتبه ای, و اکثرا غیر رسمی بوده اند! اصولا ایده اولیه دانشگاه آزاد که بر اساس آن اشخاص زیر دیپلم بتوانند وارد دانشگاه بشوند یک ایده غلط و نادرست بود. بر این اساس شما میتوانید هر شخصی را با اعمال نفوذ دکتر و مهندس بکنید و بعد از این طریق هر شخصی و هر دولتی را با تهدید افشای جعلی بودن مدارک کنترل کنید! برای مثال آقای کردان با همین مدارکی دارند سالهای سال پست های حساس و کلیدی را در وزارت نفت و دیگر وزارتخانه های مهم کشور در دست داشته اند, ولی تا به امروز و در این سی سال کسی در مورد مدرک از ایشون سوالی نکرده بودند!
    مشکلاتی را که دانشگاههای آزاد و غیر رسمی و مدیران فارغ التحصیل از این دانشگاهها را که در طی چندین دهه بوجود آمده را نمیتوان در مدت سه سال حل کرد.
    آقای کردان اطلاعات بسیار زیاد و گرانبهایی از وزارتخانه های مختلف دارند که میتونه خیلی به دولت کمک بکنه!
    من فکر میکنم انتقاد و انتقام دو چیز کاملا متفاوت هستند. سعی کنیم به جای گرفتن انتقام, انتقاد های سازنده داشته باشیم تا بتونیم به کشورمون خدمت کنیم.

  5. mohsen sharifi گفت :

    آبان ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۶

    سلام
    آقای جوانفکر عزیز
    چرا فکر میکنیداکثریت یک مجلس ۲۹۰ نفری در فهمشون دچار مشکلند ولی در راس دولت و شما چنین درکی وجود داره؟ آیا واقعا معیار دینی و علمی برای این فهمتون دارید؟ مثلا از کجا معلوم که درک شما عمیقتر از درک آقای مطهری است؟

  6. حسین گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۴۹

    آقای جوانفکر
    با اهدای سلام به همه پیروان مکتب روح ا.. و رهبری، اقدام دشمنان قسم خورده رهبری و نظام بر هیچ کس به ویژه بر کینه توز داخلی و خارجی پوشیده نیست. دشمن برای گسستن پیونده مردم بر مسوولان نظام دست به هر ترفندی خواهند زد ، به ویزه استفاده از نیات و احساسات خالصانه نماینده گان محترم مردم در مجلس البته شما نیز بهتاسی از رییس جمهور محبوب مان خوبی به اختیارات قانونی نمایندگان احترام گذاشته و خواهید گذاشت زیرا ما برای بقا نظام از پیر خود یاد گرفتیم برای جلوگیری از تقرفه و تشدد در داخل از حق خود گذشته و از نیروهای مخلص دیگری در عرصه خدمت رسانی استفاده کنیم.
    جوانفکر عزیز طبق فرموده حضرت امام موقعی که هجمه تبلیغاتی دشمن و معاندین نسبت به خادمین ملت بیشتر شد نیک بدانید که او بر حق بوده و در مسیر اهداف آرمانی نظام قدم بر میدارد. برادر عزیر از استیضاح های پی در پی مجلس گرفته تا ایجاد بحرانها و تنش در لایحه های مدیریتی چیزه تازی نیست و نمی توانید انتظار داشته باشید که با این شتاب خدمت رسانی دولت مردمی نهم آنان نیز با سرعت کم در مقابل شما ایستادگی کنند.
    شعار انتخاباتی یادمان نرفته است که می گفتیم مردی از جنس مردم نیک بدانید روزی فراخواهد رسید که مردم و فرزندان این مرز و بوم به نیکی از خدمات بی منت دولت نهم و تلاش های دکتر احمدی نزاد با احترام و تکریم یاد کنند.
    در انتهای این مطلب هرچند ناقص ام خاطری را برای شما بازگو خواهم کرد: یک از روزهای محرم بود و دکتر احمدی نژاد به اتفاق دوستان وارد مسجد ارگ شدند البته نه برای تبلیغات برای احرتامی که به شهدای مسجد ارگ و همچنین بچه های حزب الهی که با خلوص نیت برای اقامه عزا سید الشهدا دور هم جمع شده بودند و درست در اتاقی که اغلب جلسات انصار حزب ا.. در آن برگزار می شود مداح اهل بیت حاج منصور دلبند مان فرمودند “دکتر جون چون به نیت خدمت به خلق خدا از آبرو و جان خود گذشته ای غم مخور شما را یارانی است که در محروم ترین نقاط کشور حمایت می کند البته با دعا خیرشان ” یاد مان نرفته شعارهای که برای اولین بار در ایران طنین انداز شده بود” عشقه عشقه توی کهکشان ها نوشته احمدی نزاد و عشقه ” بدور تا روز دیدار امیدوارم هنگامه حضور سبزتان در ارومیه دیدار نو گردد. فتح اللهی ایرنا

  7. ytdjrt گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۴۳

    سایتت به زودی هک خواهد شد.

  8. مختاری گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۳۱

    اگرچه بنده با وجود اشخاصی مثل رحیمی و کردان در دولت نهم مخالفم اما دولت نهم را دولتی مردمی فساد ستیز می دانم . اگر فرمان هشت ماده ای رهبری را خوانده باشید آورده اند که با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی زمزمه های مخالفت و بتدریج فریادها و نعره ها بلند خواهد شد . این استیضاحها و سئوالها و حمله های اقشار مختلف از چپ و راست و قوه قضائیه و نهادهای دیگر نشان می دهد که فریادها و نعره ها بلند خواهد شدو جز استقامت چاره ای نداریم .

  9. امیر میانجی گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۰

    سلام
    جناب آقای جوانفکر متاسفم از اینکه دوباره اینجا کامنت میذارم ! بنده دیروز برای این مطلبتان نظری داشتم و امروز دیدم حضرتعالی بجای جواب سانسورش فرمودید ! دست مریزاد حضرت استاد مطبوعه چی
    (در این بخش برخی از جملات حذف شده است)
    واقعا برای خودم متاسفم که دیروز و امروز دقایقی را وقت گذاشتم و به وبلاگ یک ارزشمدار درغگو سر زدم . لطفا مثل نظر قبلی سانسور فرمایید . با تشکر امیر میانجی .

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶

    آقای شریفی
    با سلام
    می فرمایید بهتر است همه خفه شوند چون آن ۲۹۰ نفر عقل کل هستند؟! بنده هم یکی از خیل جمعیت ۷۰ میلیون نفری ایران نظر خودم را منتشر کرده ام. البته بنده ادعا نمی کنم که فهم و درکم عمیق تر از آقای مطهری است. انشاء الله ایشان هم با تقواتر از بنده هستند هم فهمشان بالاتر است. اما به واقع شما برای این منطق خودتان که همه باید خفته شوند که آن ۲۹۰ نفر همه چیز را به خوبی متوجه می شوند و می فهمند ، چه معیار دینی و علمی ارائه می کنید؟
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۵۹

    با سلام
    موفق باشید

  12. مجید گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۴

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    هرچند که تقریبا” از شروع وبلاگ نویسی شما مطالبتان را میخوانم و اگر به اولین نوشته خود مراجعه کنید آن را اتفاقی مبارک دانسته بودم ولی نمیدانم چرا هر چه زمان به پیش میرود از نوع نگاه ، طرز تفکر و دیدگاههای شما مایوس میشوم.
    آیا انصافا” این مصداق انسداد فکری نیست که انسان خود را از همه بالا تر بداند و تصورکند که دیگران حق ندارند نسبت به افکار و اعمال و رفتار او اظهار نظر کنند؟
    آیا این نشانه کیش شخصیت نیست؟
    آیا مصاحبه رئیس جمهور با صدا و سیما و عدم حضور در مجلس برای جلسه استیضاح را توهین به مجلس و مردمی که به آن رای داده اند نمیدانید ؟
    شاید هم بهتر باشد این امر را پذیرش تلویحی اشتباه در انتخاب کردان تلقی کنیم.
    لطفا” یکبار دیگر به نوشته من در پاسخ به مطلب قبلیتان مراجعه کنید تا ببینید که پیش بینی های مردم در قبال تصمیمات دولت تا چه حد قرین به صحت میشود.
    جناب آقای جوانفکر
    ….. به کجا چنین شتابان ؟

  13. سلطانی گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۰۴

    جناب آقای جوانفکر سلام
    متاسفانه موضوعی که میتوانست به آرامی و در محیطی بدور از جنجال و هیاهو و سوء استفاده دشمنان داخلی حل شود امروز و با صرف هفته ها نا آرامی روحی حل شد و امید که انشاء الله مجددا شاهد چنین حوادثی نباشیم. اما این سئوال باقی ماند چرا با وجود مخالفت های منطقی بسیاری از مردم و مسئولین و نمایندگان مجلس که بسیاری از آنان از دوستان و نزدیکان آقای احمدی نژاد و از خیرخواهان ایشان بوده و هستند ، اثری در آقای رئیس جمهور نکرد تا کار بدینجا کشید . مگر سه تن از نمایندگانی در حمایت از آقای احمدی نژاد سرآمد بقیه هستند با ایشان مذاکره نکردند . برادر عزیر متاسفانه دوستی شما با آقای احمدی نژاد خاطره آن مثال قدیمی را در ذهن متبادر میکند که برای دور کردن حشره ای از صورت دوستی مغزش را متلاشی کردید.شما برای دفاع از آقای احمدی نژاد بدترین راه یعنی توجیه را انتخاب کردید که شاید در این روزهای آخر خیلی ها را بیشتر در برکناری آقای کردان تحریک کرد. ضمنا جواب شما به یکی از کامنت ها کمی دور از ادب بود که فرموده بودید ،، یعنی ما خفه شویم،، . شما در جایگاهی که قرار دارید خیلی بیشتر صبور و بردبار باشید.

  14. آیدین گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۲

    با سلام،

    جناب آقای جوانفکر،

    این درست است که قدرت های بیگانه نظر طمع به کشور ما دوخته اند و هر وقت ایرانیان از خود ضعفی نشان دادند این قدرتها در پی سلطه جویی برآمدند، و این درست است که هر وقت اتفاقی می افتد و خللی در مدیریت کشور ایجاد می شود این قدرتها در پی سوءاستفاده از آن هستند.

    ولی توجه داشته باشید که
    اولا نفوذ و سوءاستفاده دشمن منحصر به نهاد مجلس نیست و دشمن هر جا و در هر نهادی ضعفی ببینند سعی می کنند به آنجا نفوذ کنند و در کارکرد آن خلل ایجاد کنند،
    ثانیآ این نظر طمع دشمن دلیل نمی شود که هیچ تحولی و هیچ حرکت چالشی در کشور صورت نگیرد، هیچ تفکر نوینی ارائه نشود، هیچ انتقادی از نهادی یا مسؤولی نشود، زیرا مثلا دشمن منتظر است تا از آن سوءاستفاده کند،
    ثالثآ در عرصه رقابت سیاسی هر گاه به هر چالشی بر می خورید، باید از اصراف در استفادۀ استدلال « دست دشمن در کار است » پرهیز کرد. آیا برخی صداهایی که می گفتند « احمدی نژاد را آمریکا و انگلیس پشتیبانی می کنند » و « آقای مشایی وابسطه به صهیونیستهاست» و از برخی رقبای سیاسی آقای احمدی نژاد منشاء می گرفت به گوش شما نرسیده؟

    آقای سید محمد خاتمی و برخی نمایندگان اصلاح طلب هم شاید نییتی جز خدمت به ایران نداشتند، خواهان اجرای اصلاحاتی بودند که اجازه کار به ایشان داده نشد. با اینکه بنده از نظر کاربردی و عملی با مدیریت آقای خاتمی مخالف بودم و مدیریت آقای احمدی نژاد را جواب گو تر به مسائل ایران میدانم ولی معتقدم که وصله وابسگی آقای خاتمی یا برخی نمایندگان اصلاح طلب به بیگانگان را با میخ تویله هم به ایشان نمی چسبد. و اگر جستجو کنید تحصن برخی از نمایندگان مجلس در آن دوران آقای خاتمی بی دلیل نبود و بدونه شک وابسطه دانستن آنها به قدرتهای بیگانه اتحام بزرگی است که دور از عدالت است.

    آقایان نمایندگانی هم که امروز آقای کردان را استیضاح می کنند در راه خدمت به نظام چندتا پیراهن پاره کرده اند، و ایشان را هم نمی شود وابسته به بیگانگان دانست.

    آقای کردان در جلسه استیضاح خود گفتتند که به احترام عدالت در این مدت سکوت کردند در صورتی که این اشتباه بود. مدرک ایشان یک نقطه ضعف ایشان بود و اگر در زندگی همه مسؤولین جستجو شود بسیاری از ایشان نقطه ضعف هایی دارند، که ممکن است توسط رقبای سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. شاید سابقه کاری ایشان می توانست صلاحیت ایشان در وزارت کشور را تایید کند. در این صورت به نظر بنده ایشان باید ، با استفاده توجهی که جنجال مطبوعاتی به این مسئله متمرکز کرده بود، در برابر افکار عمومی از خود دفاع می کردند، و از ابتدا به خود مردم می گفتند که با این که مدرکی ندارند سابقۀ ارزشمندی دارند، و جنجالی که بر سر مدرکشان بپا شده سیاسی است. درست است که نمایندگان مجلس نمایندگان مردم هستند ولی از نظر سیاسی بی غرض نیستند، و در این زمینه شاید خود مردم قضاوت عادلانه تری می کردند. البته شاید هم با این استیضاح عدات اجرا شد. خدا داند.

    در پایان، شما بهتر از بنده می دانید که از این جور سنگها و چاله ها سر راه همه هست و ما فقط یک دشمن داریم و آن هم شیطان است که نه داخلی است و نه خارجی بلکه گه گاه به جلد همه میرود.

    همچنین نگران فرصت سوزی ها هم نباشید، مهم این نیست که کی به مقصد می رسیم، مهم تر آن است که چگونه راه را می پیماییم و مشیت الهی بر آن است که این مهم حتی مقصد را تعالی میبخشد.

    امیدوارم همواره خداوند یار و راهنمای دولت نهم باشد و دل همگی شما به عشق آقا امام زمان و پدران و اجداد بزرگوارشان پاک و با صفا و دور از تلخی ها کدورتها باشد.

    سلامت و پیروز باشید

  15. احسان بهرام پور گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۰

    این پیام برای رفع برخی اشکالات تایپی ارائه می شود:
    سلام
    برادر گرامی، مجلس شورای اسلامی به واسطه شان والای خود در نهادینه کردن مردم سالاری در راس امور است و حضرت امام هم با همین عقبه ذهنی مهر تاییدی بر این موضوع زدند. به نظر قدری کم لطفی است که مجلس را به جهت منزلتی که حضرت امام خمینی(ره) برای آن ترسیم فرمودند ، «در راس امور قرار دارد» خوانده اید. لطفا اصلاح بفرمایید.
    در اینکه در ۳ سال خدمت دولت انتقادهای فراوانی از این دولت شده است شکی نیست اما به واقع خود دولت در این خصوص چقدر اثر داشته که مخالفین را مبدل به موافقین کند؟ و یا مانع از تبدیل موافقین به منتقد شود؟
    لذا عباراتی که آورده‌اید «انتقاد یکسویه و غیرمنصفانه از دولت خدمتگزار و رئیس جمهور محبوب مردم ، استیضاح های پی درپی و بی سابقه و طرح صدها سووال تکراری یا سیاسی از اعضای هیات دولت ، نه تنها هیچ گرهی از مشکلات مردمی که با هزاران امید به نمایندگان مجلس رای داده اند ، نمی گشاید ، بلکه این سووال را در اذهان عمومی بوجود می آورد که به کجا چنین شتابان؟»
    قدری شتاب زده و فاقد تامل کافی است. چرا که این دولت نهم بود که حتی در بین فراکسیون اکثریت مجلس هفتم و هشتم منتقدان جدی برای خود ایجاد کرد و کار به جایی رسید که حتی مقام معظم رهبری هم در سخنان خود در خصوص دولت لب به اعتراض گشودند.

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۵

    آقای بهرام پور
    با سلام
    از نقطه نظر دوستانه و صمیمانه شما تشکر می کنم.
    موفق باشید

  17. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۱

    آقای آیدین
    با سلام
    از نظرات شما تشکر می کنم. منظور بنده از اشاره به دشمن این نبوده و نیست که مجلس نباید به مسوولان اجرایی کشور تذکر بدهد یا حرکت چالشی انجام دهد. منظور روشن بنده این است که مجلس محترم باید مراقبت کند که کارهای پیش پا افتاده و دم دستی و امور بی حاصل تمام وقت مجلس را نگیرد و به کارهای اساسی و اصلی کشور بپردازد.
    این حقیقت که مجلس در راس امور است به معنای آن نیست که دچار توهم شویم و فکر کنیم که مجلس حق دارد در همه امور کشور دخالت کند. قانون اساسی اختیارات مجلس را مشخص کرده است و همدلی و همکاری مجلس با دستگاه اجرایی نیز یک امر مهم و جدی است که نباید مورد غفلت قراربگیرد یا این حمایت ضروری به تقابل و مواجهه و انتقادهای یکسویه تبدیل شود.
    موفق باشید

  18. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۵

    آقای سلطانی
    با سلام
    از تذکرات خیرخواهانه شما متشکرم
    موفق باشید

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۰۹

    آقا مجید
    با سلام
    از نظراتی که ابراز کرده اید تشکر می کنم و آن را آویژه گوش خواهم کرد. اما توجه داشته باشید که ما به هیچوجه خودمان را بالاتر از دیگران نمی دانیم و خدا را شکر می کنیم که دچار کیش شخصیت نشده ایم. البته شما هم دعا کنید که دچار این بلایا نشویم .
    موفق باشید
    موفق باشید

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۴

    آقای میانجی
    با سلام
    از اینکه ناچار شدم برخی از جملات شما را حذف کنم متاسفم.
    شما مجبور به گذاشتن کامنت در این وبلاگ نیستید.
    بهتر است تمرین کنید حرفتان را به دیگران محترمانه بزنید و از توهین به کسانی که آنها را دوست ندارید یا با آنها مخالفید بپرهیزید. این توقع درستی نیست که بنده مطالب توهین آمیز شما را در اینجا منتشر کنم. این مساله جزو ضوابطی است که در یکی از پست ها به طور اختصاصی به آن پرداخته ام.
    موفق باشید

  21. mohsen sharifi گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۴

    سلام
    آقای جوانفکر باز هم عزیز
    من کی جسارت کردم و گفتم شما اعلام نظر نکنید؟؟!
    خلاصه حرف من این است که شما مجلس و مجلسیان را به نوعی متهم به مورد سوئ استفاده قرار گرفتن و ملعبه شدن کرده اید و این با اعلام نظر متفاوت است. شاهد مدعا این بخش از متن خودتان است (البته در قالب سوال!!):
    “اکنون این سووال وجود دارد که آیا دشمنان قسم خورده ملت ایران به تلاش حیله گرانه خود برای سوء استفاده از جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی و اثرگذاری بر آن در جهت خدمت به منافع خویش خاتمه داده اند یا آنکه به لطایف الحیلی ، همچنان سعی دارند تا از این رهگذر پی جوی اهداف شوم خویش باشند؟”

  22. آیدین گفت :

    آبان ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۶

    با سلام

    بله منظور شما را متوجه شدم. ولی کنترل وسوسه رقابت سیاسی برخی نمایندگان و مسؤولین شدنی نیست و جلوی این دخالتها را با حرف نمی شود گرفت. این مسئله که تمام شد ولی هرچه آقای کردان از خود در برابر افکار عمومی بهتر دفاع میکردند، حتی اگر در پروندۀ ایشان اثر فوری نداشت ولی هزینه استیضاحهای بعدی برای رقبای سیاسی دولت بالاتر می رفت.

    سلامت و پیروز باشید.

  23. صمد گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۶

    به نام خدا

    جناب آقای جوانفکر، ما (بنده و شما) و نه هیچ کس دیگر در این کشور، نه مصون از خطا هستیم و نه مصون از گناه. جناح ها و خطوط فکری هم از این قضیه به طریق اولی بری نیستند. آنچه از شما دیده می شود تایید بی حساب و کتاب دولت است و به مصداق آنچه آن خسرو کند، شیرین بود، هر چه را که نقد و انتقاد مطرح می شود شما خیر و صلاح می بینید (مثل غیر قابل پیش بینی بودن که معلوم نیست اینهمه عالم بیچاره دانشگاهی بدبخت که نشسته اند و نظریه نوشته اند و تحقیق کرده اند چطور به این نتیجه شما نرسیده اند که یک مدیر غیرقابل پیش بینی بهتر از دیگران است!). لذا شما که ارزش مدار و معتقد به روز جزا هستید و مسلمانی که حتی امامان معصوم (علیهم سلام)‌ وشخص پیامبر اکرم (ص) را نیز راهنمایانی به سوی خدا می دانند و نه هدف. نباید همه هم خود را در کیسه گروه یا خطی قرار دهید که از نظر منطقی نمی تواند بری از خطا باشد. اما ظاهرا برای شما هر چه دولت می کند درست است و آنچه مخالفان می کنند غلط. شما در پاسخ یکی از نویسندگان گفته اید که نباید خفه شد! اما شما اینجا به عنوان یک شخص گمنام نظر می دهید یا به عنوان شخصی که در دولت سمت دارد؟ امروز که اکثریت مجلس و ریاست آن استیضاح را تایید کردند چه حرفی برای گفتن دارید؟

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸

    صمد آقا
    با سلام
    بنده کی و در کجا گفته ام که دولت و مسوولان دولتی مصون از خطا هستند. چرا چنین نسبتی را به بنده می دهید؟
    ضمن اینکه ما یک گروه یا یک خط یا جریان سیاسی نیستیم. ما خودمان را جزیی از جریان انقلاب اسلامی و مردم می دانیم نه چیزی بیشتر.
    استیضاح آقای کردان از سوی مجلس ، اقدام برای جبران اشتباهی بود که خود مجلس مرتکب آن شده بود.
    موفق باشید.

  25. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۰

    آقای شریفی
    با سلام
    یادداشت بنده فقط همین یک پارگراف نبود. سخن بنده با مجلس ناظر بر یک تلنگر و هشدار بود که به کجا چنین شتابان ! آیا شما قبول ندارید که نفوذ و سوء استفاده از این نهاد اساسی در کشور یک سیاست راهبردی دشمن است؟ اگر قبول دارید این تلاش می تواند به شکل زیرکانه و موذیانه ای به انجام برسد که حتی خود ما و دوستانمان هم متوجه نشویم در چه مسیری داریم کار می کنیم. توجه شما را به این پاراگراف از یادداشت مزبور جلب می کنم:
    “مجلس شورای اسلامی به واسطه شان و منزلتی که حضرت امام خمینی (رض) برای آن ترسیم فرمودند ، در راس امور قرار دارد و ایفاگر یک نقش اختصاصی و به سزا در پیشبرد امور کشور است . سرگرم کردن این نهاد اساسی و اصلی به امور سطحی ، پیش پا افتاده ، دم دستی و گاها بی حاصل ، به مثابه از کار انداختن مجلس و حذف مهمترین پشتوانه دستگاه اجرایی و محروم کردن مردم از به نتیجه رسیدن کارها و تصمیمات بزرگ و اساسی است. ثمره چنین رویه ای ، از دست رفتن فرصت های بی بدیل برای کار و خدمت به مردم و کشور خواهد بود.”
    موفق باشید

  26. mohsen sharifi گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۰

    آیا انصافا شما همین دو پاراگراف خودتان را به صورت زیر به عنوان یک اعلام نظر صرف قبول می کنید؟(در ضمن بدانید که من از مخالفان یا منتقدان دولت و شخص رئیس جمهور هم نیستم):

    ۱_” این فرض درستی است که همزمان با پیشرفتهای گسترده و همه جانبه ایران اسلامی در عرصه های مختلف، مخالفان و دشمنان ملت ، ترفندهای پیچیده تر و موذیانه تری را با هدف ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران به کار می بندند و از این رو دور از ذهن نیست که دشمن ، گاه در کسوت دوستان خیرخواه ، گاه از زبان ساده دلان و ساده اندیشان و گاه به همت همفکران و هم مسلکان ، برخی افراد و نهادهای نظام (مثلا دولت) را آنچنان تحت تاثیر قرار دهند که ثمره و نتیجه رفتار ، گفتار ، کارکرد و تصمیم آنها یکجا به حساب دشمن ریخته شود و بدون آنکه خود بخواهند یا متوجه آن باشند ، در مسیر تحقق خواست و منافع دشمن حرکت کنند.


    ۲_“اکنون این سووال وجود دارد که آیا دشمنان قسم خورده ملت ایران به تلاش حیله گرانه خود برای سوء استفاده از جایگاه رفیع دولت و نهاد ریاست جمهوری اسلامی و اثرگذاری بر آن در جهت خدمت به منافع خویش خاتمه داده اند یا آنکه به لطایف الحیلی ، همچنان سعی دارند تا از این رهگذر پی جوی اهداف شوم خویش باشند؟”

  27. نرگس گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۵

    ایران پترو – نرگس تقی بیک: رهبر معظم انقلاب بار دیگر درست در حساس ترین لحظه ممکن از دولت نهم به حمایت برخاست.رهبر عزیز انقلاب، این بار اما یک روز پس از یکی از غم انگیز ترین روزهای کاری دولت عدالت محور و ولایت محور، از دکتر احمدی نژاد حمایت کرد.رهبر معزز، امروز، روزی که گویی”گزک” پیدا کرده اند بسیاری از رسانه های داخلی و خارجی تا دولت نهم را به گوشه رینگ بوکس پرتاب کنند و ضربات خبری مهلکی بر پیکرش فرود آورند، دست حمایتگر احمدی نژاد را دوباره گرفت، فشرد و بلند کرد به آسمان تا همگان بدانند رهبر معظم انقلاب نه در حمایت از شخص احمدی نژاد که در حمایت از عدل و عدل خواهی لحظه ای درنگ نخواهد کرد و ذره ای پا پس نخواهد کشید: “بی بند و باری در حرف زدن و اظهارات علیه هر کس و علیه دولت چیزی نیست که خدای متعال به آسانی از آن بگذرد.” رهبری که ساعتی پیش در دیدار با کارگزاران حج سخن می گفتند با اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور، افزودند: ” دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند. حضرت آیت الله خامنه ای، متذکر شدند: برخی کارها و ظلم ها، فتنه ای به پا می کند که دامن همه، اعم از ظالم و غیرظالم را می گیرد بنابراین همه باید مراقب اظهارنظرها، تبلیغات، و اقدامات خود باشند.

  28. علی گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۳

    واقعا از ۱۸ شهریور تا ۱۳ آبان چه بر شما گذشته که از تقاضای اجرای عدالت از آقای کردان، به توجیه مدرک تحصیلی ایشان پرداختید؟!!!

    میدانید کردان برای چه استیضاح شد؟۱

    موضوع استیضاح، عدم صداقت شخص وزیر ، موارد معین:

    ۱- در جریان کسب اعتماد مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سخن مخالفان مبنی بر معتبر نبودن مدرک دکترای افتخاری وی از دانشگاه آکسفورد انگلستان و نیز مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد اسلامی،”””” وی این سخن را قاطعانه رد نمود و ضمن نشان دادن برگه‌ای به عنوان مدرک دکترا اعلام نمود که اگر می‌دانستم در مورد مدرک کارشناسی ارشد من نیز شبهه وجود دارد آن را با خود می‌آوردم.””””){دقت بفرمایید که این عین گفته های ایشان است و دروغگویی محض به مردم و نمایندگان مردم است. آنهم برای پست و مقام دنیا.}

    پس از گزارش رییس آموزش و تحقیقات مجلس مبنی بر این که مدارک تحصیلی مذکور فاقد اعتبار است وی در نامه‌ای به رییس جمهور ادعا کرد که از نماینده دانشگاه اکسفورد در تهران فریب خورده است، درحالی که همگان می‌دانند که دانشگاه‌های معتبر دکترای افتخاری را در شرایط خاص، تنها به برخی از مقامات عالی رتبه و یا پژوهشگران و نخبگان جهانی اعطا می‌کنند؛ به هر حال چه وی فریب خورده باشد و چه با عدم صداقت رفتار کرده باشد، چنین فردی شایستگی سمت وزارت کشور را که مسوولیت بزرگ اداره سیاسی کشور و برگزاری انتخابات را به عهده دارد و اولین شرط آن کیاست و صداقت و امانتداری است ندارد، و ادامه حضور ایشان در این جایگاه موجب تضعیف جایگاه نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.{چگونه ممکن است شخصی ۳۰ سال تجربه اداری داشته باشد ولی نداند مدرک دانشگاهی چگونه اعطا میشود. آیا شما که به ایشان دسترسی دارید پرسیدید که نماینده آکسفورد برای این مدرک چقدر از ایشان پول گرفته یا اینکه صرفا برای رضای خداوند متعال و مفت به ایشان مدرک جعلی داده است؟!!!}

    ۲-دریافت حقوق با مدرک غیرمعتبر

    ۳-عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی با مدارک غیرمعتبر
    {واقعا ایشان نمیدانستند که بدون مدرک لیسانس و فوق لیسانس و صرفا با مدرک مثلا افتخاری نمیتوان به بچه های مردم درس داد؟اگر واقعا ایشان اینقدر ساده لوح هستند که وای بر احمدی نژاد که همچین شخصی را برگزیده و وای بر من که به احمدی نژاد رای داده ام)

    کردان در پشت تریبون مجلس به مجلسیان و ملت ایران “دروغ” گفت.
    آقای جوانفکر از جنابعالی بعید است طرفدار یک آدم دروغگو و دشمن خدا باشید.
    واقعا می ارزد بخاطر چنین شخصی در بخشی از نوشته هایتان مجلس را به گول خوردن و آلت دست بیگانه شدن متهم کنید؟

    استاد فراموش نکنید که مجلس در راس امور است.
    استاد فراموش نکنید افراد باید فدای نظام شوند نه اینکه آبروی نظام برای کردان و امثال کردان به باد رود.
    استاد مبادا سال بعد نوشته ۱۳ آبانتان را بخوانید و شرمنده شوید.
    همیشه طرفدار حق باشید ولو به ضررتان باشد.

    پیشنهاد میکنم شما نیز چون خیلی عظیم مردم، از اینکه مجلس هشتم گامی در راستای مبارزه با مدارک قلابی و فساد و مدرک گرایی برداشت خوشحال باشید و به استقبال آرای برخواسته از دمکراسی بروید.

    موفق باشید.

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۲

    علی آقا
    با سلام
    از تذکرات و نظرات شما تشکر می کنم.
    موفق باشید

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۳

    با سلام
    از نظرات نیک اندیشانه شما سپاسگزارم
    موفق باشید

  31. شهرام شبگرد گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۰۰

    جهان: در همایشی که دیروز (شنبه) در سالن اجتماعات برج سفید به میزبانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد اتفاقی افتاد که در کشور بی سابقه بود.

    بر اساس این گزارش در این همایش که با موضوع دعوت از سرمایه گذاری برای پروژه‌های گردشگری برگزار شده بود، هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، ۱۲ خانم با لباس محلی دف زنان روی سن آمدند و در حالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک، قرآن را به قاری تحویل داده و سن را ترک کردند و سپس قاری مراسم (که از قاریان مشهور کشور می باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد.

    پس از پایان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روی سن آمدند و در حالی که دف می‌زدند قرآن را تحویل گرفته و سن را ترک کردند.

    گفتنی است این موضوع که تعجب حاضران را برانگیخته بود، درحضور رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و تنی چند از مسئولان کشور صورت پذیرفت.
    جناب آقای فکر جوان !بنظر شما آیا اکنون برای اعتراض به این مسئله می توانیم کفن هایمان را در آورده و به خیابانها بریزیم ؟ یا نباید دولت امام زمانی را تضعیف کرد ؟ تکلیف چیست ؟ لطفا ما را راهنمایی فرمائید .ما و جمعی از دوستان بسیجی و مسجدی در انتظار راهنمایی های شما هستیم . موفق باشید و دولتتان پاینده باد .

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۰۳

    با سلام
    نگرانی شما را کاملا درک می کنم . موضوع را بررسی می کنم و اگر واقعیت همان باشد که در گزارش شما آمده است ، به مسوولان برگزار کننده این مراسم اعتراض خواهم کرد.
    موفق باشید

  33. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۰۶

    جناب آقای جوانفکر

    با سلام

    بار دیگر از خصومت شما و حذف کامنت من تشکر می کنم از شما و همکاران شما بیش از این هم انتظار نمی رود

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۸

    با سلام
    این برای بار دوم است که شما زود قضاوت می کنید.
    موفق باشید

  35. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۲

    جناب آقای جوانفکر

    با سلام

    من به شما یک عذر خواهی بزرگ بدهکارم اشتباه از جانب من بود کامنت من در قسمت نوشته شما در مورد منطق یک استیضاح بود نه این نوشته شما امیدوارم عذر خواهی مرا بپذیرید نباید این طور سریع و از روی ناراحتی و نا عادلانه قضوات می کردم

    با تشکر فراوان از پاسخ شما به هر دو کامنت در هر دوبخش و با پوزش فراوان

  36. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۴

    با سلام
    آفرین بر شما و صداقت و کمالات انسانی شما
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر