به “اعتماد” ، اعتماد نکنید(۲)

پس از افشای رفتار سیاسی و غیررسانه ای روزنامه اعتماد در ارتباط با سانسور بخشهایی از مصاحبه اینجانب ، مسوولان این روزنامه در اقدامی غیر معمول یعنی سه روز پس از انتشار قسمت دوم ، در شماره روز یکشنبه خود ، اقدام به انتشار قسمت سوم این مصاحبه تحریف شده کردند.

در قسمت سوم مصاحبه نیز شاکله برخی از سووالات تغییر پیدا کرده و پاسخ ها سانسور ، تقطیع یا تحریف شده است.

سردبیر روزنامه وعده کرده بود که فرد مصاحبه کننده ، فایل صوتی این گفت و گو را در اختیارم قرار خواهد داد اما با این وجود تا کنون به قولشان عمل نکرده اند.

برای پیگیری موضوع ، برای آخرین بار با سردبیر روزنامه تماس گرفتم و او با احضار خبرنگار از وی خواست تا فایل صوتی مصاحبه را ارائه کند اما وی به صراحت از این کار طفره رفت و گفت که حاضر به انجام این کار نیست.

مصاحبه با روزنامه اعتماد برای اینجانب ، یک تجربه تلخ همراه با درس عبرت بود. من نباید به یک مخالف افراطی دولت که بر اساس معیارهای مورد نظرم ، او را شایسته و زیبنده جامعه رسانه ای کشور نیافتم ، وقت مصاحبه می دادم.

به هر ترتیب، تصمیم گرفتم بخشهای سانسور شده و همچنین تغییرات صورت گرفته در برخی از سووالات را جهت اطلاع مخاطبان محترم و ثبت در تاریخ منتشر کنم. امیدوارم این اقدام به سهم خود در اصلاح برخی رفتارهای دون شان جامعه رسانه ای کشور، موثر واقع شود. سووال و جوابها از متن مصاحبه تنظیم شده توسط خبرنگار که پیش از انتشار برای بنده ارسال کرده بود ، استخراج شده است و البته با استفاده از فایل صوتی این گفت و گو بهتر می توان زوایای این اقدام غیراخلاقی را تبیین و تشریح کرد.

برخی از مخاطبان محترم پیشنهاد طرح شکایت علیه روزنامه اعتماد و پیگیرد قانونی آن را مطرح کرده اند که با استناد به مواد متعددی از قانون مطبوعات و قانون مدنی ، می توان به این موضوع رسیدگی کرد.

قسمت های سانسور شده در برخی از پاسخ ها برجسته شده است:

******************************

*شما فرمودید وظیفه مطبوعات اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه، صادقانه و شفاف است. آیا این امکان برای مطبوعات وجود دارد که این قضیه را پیگیری کنند؟

شما که تا این حد به دنبال این موضوع هستید و خیلی هم خوب است و من هم لازم می‌دانم، ای کاش پیگیر داستان شهرام جزایری هم می‌بودید وسووال می کردید که دست آقای حضرتی مدیر مسوول روزنامه اعتماد در جیب او چه می کرد . ای کاش نسبت به این مسائل هم ، همین‌قدر حساسیت نشان می‌دادید.

*ما همه آنها را هم چاپ می‌کنیم.

چاپ نکردید و نمی‌کنید. ای کاش نسبت به همه پدیده‌های جامعه همین قدر حساس بودید که نسبت به مدارک تحصیلی این و آن هستید، که البته باید هم حساس باشید.

*آقای شهرام جزایری به اعضای شورای … هم پرداخت کرده بود؟ نه؟

هر کسی، فرق نمی‌کند، من نمی‌دانم.

*به آقای … قربانی هم پرداخت کرده بود؟

هر کسی، فرقی نمی‌کند.

*فقط آقای حضرتی نبودند.

چون شما روزنامه هستید و ادعای بی‌طرفی و شفافیت می کنید. من بر این اساس می‌گویم.

*ما اساساً ادعای بی‌طرفی نمی‌کنیم.

پس اگر ادعای بی‌طرفی نمی‌کنید، کار حزبی می‌کنید.

*کار حزبی نمی‌کنیم.

اینها را باید در روزنامه تان بیاورید.

*حتماً می‌آوریم.

شما کار سیاسی می کنید

* ما ادعای حزبی بودن نمی‌کنیم و کار سیاسی هم نمی‌کنیم. بی‌طرفی‌ها را چه تعریف می‌کنید؟

روزنامه باید بی طرف باشد و مثل حزب عمل نکند

————————————————

*در هیچ‌کدام از سفرهای استانی دعوت نشدیم.

چرا خبرگزاری‌هایی که شما دائماً از آنها خبر کار می‌کنید خبرهای استانی را که می‌دهند، منتشر نمی کنید؟ یکی از آنها را منتشر کنید و به مردم نشان دهید حسن‌ نیت دارید.

*من یک خواهش از شما دارم؟ (این سووال را خبرنگار به این ترتیب آورده و اظهارات او چیز دیگری بوده است)

اسم این کار شما به روشنی سفسطه است؛ وقتی شما اخبار خود را از خبرگزاری‌های مختلف دریافت می کنید ، چرا این خبرها را نادیده می گیرید.

*کدام خبرگزاری‌ها؟

فارس، ایرنا و ایسنا.

*اینها همگی متعلق به دولت است.

کدام‌شان متعلق به دولت است.

*ایرنا برای کیست؟

مهر و فارس و ایسنا و … که در دولت آقای خاتمی به وجود آمدند، ما که اینها را به وجود نیاوردیم. ما از شما دعوت کردیم، شما نیامدید.

—————————————————-

*یک عکاس و یک خبرنگار می‌فرستیم.

اولاً ما به خودمان و نتیجه کارمان اطمینان داریم و خبرنگاران را دعوت می‌کنیم که خودشان مستندات را ببینند و به مردم گزارش بدهند.

*اجازه می‌دهید؟

اگر می‌خواهید بحث را این‌طور اداره کنید فکر می‌کنم بهتر است مصاحبه همین‌جا تمام شود.

*من سوال می‌پرسم.

خیر، این‌طور سوال نکنید. اجازه دهید صحبت را بکنیم چون مانند تکه‌پرانی وسط صحبت می‌شود. اجازه دهید صحبت من تمام شود سپس شما سوال بعدی را بپرسید. شما روزنامه‌نگار هستید.

*بله، فکر می‌کنم.

بحث این است که ما به کارمان اطمینان داریم و خبرنگاران را هم دعوت می‌کنیم و گفته‌ایم هر کس مایل است می‌تواند مستقیماً برای مشاهده مستندات سفرهای استانی دولت ، اقدام کند، ما هم حمایت می‌کنیم، استانداری هم کمک می‌کند که پروژه‌ها را ببینند و کارهای صورت‌گرفته را مشاهده کنند و بنویسند و واقعیت ها و نقاط قوت و ضعف را بگویند ولی اینکه روزنامه شما مردم را از دانستن محروم کند و اجازه ندهد مردم واقعیت‌ها را بدانند، کار رسانه‌یی نیست.

*یک سوال بپرسم؟

بفرمایید.

*ما تحریم نکردیم و تقریباً ۸۰ درصد مطالب‌مان در مورد دولت است، سوال من در مورد ایلام است.

یعنی شما گزارش‌های سفرهای استانی را منعکس کرده‌اید؟

*کاملاً.

کجا منعکس کردید؟

*گزارشی که ایرنا به صورت تبلیغاتی می‌دهد را قطعا‌ً منعکس نمی‌کنیم.

من ایرنا را نمی‌گویم، ایسنا و دیگر خبرگزاری‌ها…

*ایسنا هم تبلیغاتی است.

پس اگر ایسنا هم تبلیغاتی است دیگر هیچ.

*فارس هم تبلیغاتی است.

همه اینها را منتشر و منعکس کنید. پس به همین خاطر شما هم بهتر است به این سفرها نیایید چون ممکن است گزارش‌تان تبلیغاتی شود.

*خیر، ایرادی ندارد اگر خود ما آمدیم مطمئن باشید آنچه را می‌بینیم گزارش می‌کنیم، نه آنچه را سفارش می‌دهند.

چطور شما خودتان را تبلیغاتی نمی‌دانید ولی آنها را تبلیغاتی می‌دانید؟

*آنها رسانه‌های دولتی هستند اما ما از دولت هیچ امتیازی نمی‌گیریم.

اگر دولتی باشد، تبلیغاتی می‌شود؟

*دولت اجازه رسانه منتقد غیردولتی نمی‌دهد، توقع دارید رسانه‌های دولتی را بی‌طرف بدانیم؟

مگر دولت کیست؟ دولت نماینده ملت است. مگر دولت هویت مستقلی دارد؟

*هویت مستقل از چه کسی؟

آیا دولت برای خود هویتی مستقلی از ملت دارد؟ سفسطه نکنید. دولت هویت مستقلی ندارد و برای ملت است.

*ما نگفتیم دولت متعلق به ملت نیست.

دولت برای ملت کار می‌کند طبیعی است که باید نتیجه کار خود را به مردم منعکس کند.

*اما قبول دارید که دولت فقط کارهای خود را تبلیغ می کند؟

طبیعی است که وقتی با رسانه‌یی مانند روزنامه شما مواجه می‌شود باید به دنبال این باشد که گزارش عملکرد خود را به طریقی به مردم منعکس کند.

————————————————

*ما به نفع هیچ حزبی کار نمی‌کنیم.

نمی‌توان هم بی‌طرف و هم مخالف بود.

———————————————

سووال خبرنگار بعدا عوض می شود و برخی از نکات تغییر می کند. نکات تغییر یافته در متن سووال برجسته شده است.

*ما خود را دیده‌بانان مردم می‌دانیم و به نمایندگی از آن بخش از خوانندگانی که هر روز پولی را پرداخت می‌کنند و روزنامه ما را می‌خرند، سعی می‌کنیم مسائل را برای آنها منعکس کنیم. ما در خدمت احزاب نیستیم، به هیچ کدام هم چک سفید نداده‌ایم. آنها هم چنین توقعی ندارند، اگر هم مطلبی از آن افراد می‌گیریم در جهت سیاستگذاری‌های خود ما است، نه در جهت سرویس دادن به آنها. خود من برای تمام وزرای آقای احمدی‌نژاد درخواست مصاحبه دادم. برای خود آقای احمدی‌نژاد سه بار درخواست مصاحبه دادم و هیچ‌کدام قبول نکردند.

——————————————————

*ما چه چیزی را زیر سوال بردیم؟

شما می‌گویید تبلیغاتی است و کاری که دولت می‌کند و خبرنگاران را به دیدن پروژه ها می‌برد، حرکت تبلیغاتی است.

*من از شما سوال پرسیدم.

نشد. سوال مرا جواب دهید. چرا چیزی را که نمی‌دانید تبلیغاتی می‌نامید؟

ما چه چیزی را نمی‌دانیم؟

همین گزارش‌هایی که خبرنگاران داده اند.

*دولت یک کاری کرده است…

جواب سوال مرا بدهید.

*دولت کاری را انجام داده و شش ماه بعد یک تیم خبری را از رسانه‌های خود برمی‌دارد می‌برد که گزارش بنویسند. ما این گزارش بی‌طرفانه را صادقانه بدانیم و منعکس کنیم؟

رسانه‌های دولت نیستند. عموم رسانه ها از جمله رسانه‌های منتقد دعوت می شوند.

*کدام رسانه منتقد؟

ابتکار، زمان ، دنیای اقتصاد ، عصر اقتصاد ، و… به جز آنهایی که حاضر نشدند بیایند، مانند خود شما.

*ما حاضر هستیم بیاییم ولی دعوت نشدیم.

*از این به بعد ما بیشتر اصرار می‌کنیم که بیایید.

——————————————

حذف بخشی از پاسخ به یک سووال :

*مثلاً اول از همه مشکل معیشتی دارند یا ندارند؟

مردم به آن شکل که شما فکر می‌کنید مشکل معیشتی ندارند. گرفتاری دارند، تورم هست، گرانی هست، ولی اینکه مردم گرسنه سر به زمین بگذارند، نیست. البته جهت‌گیری‌های ما ،از بین بردن مشکلات مردم و رفع گرفتاریهای آنان است، مگر ما پول را در جیب خودمان یا سرمایه‌داران می‌ریزیم؟ برای مردم کار می کنیم و برای آنها هزینه می‌کنیم.

۴۶ نظر »

  1. فرشید گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۳

    یکی نیست به من بگه خاتمی، اومد؟ نیومد؟ می یاد؟ نمی یاد؟
    میاد نمی یاد، میاد نمیاد، میاد نمیاد…!
    ای بابا اعتماد که قابل اعتماد نیست، خاتمی هم، اصلا من احمدی نژاد رو که قابل اعتمادترینه دوست دارم، دوستت دارم احمدی نژاد [با صدای بلند گفتم اینو یه چیزی تو مایه هایه داد زدن]

  2. sanayenews گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۲

    http://www.sanayenews.com/content/view/13573/1/

  3. علیرضا گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۰۲

    سلام آقای جوانفکر. با فرمایشاتی که فرمودید “اعتماد” اعتبار یافت. اصلا به خاطر مخالفتهای دولتی است که مردم به “اعتماد” اعتماد دارند. اصلا از این فرمایشات دریغ نفرمائید.

  4. محسنی گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۰۸

    آقای جوانفکر شکسته نفسی می فرمائید این چند خط سانسور شده مصاحبه شما توسط اعتماد با حجم انبوه سانسور خبری که رسانه های حامی دولت می کنند قابل مقایسه است واقعا!!!

  5. اشکان گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۲۸

    آقای جوانفکر سلام,

    من میخواستم بدانم مگر پرس تی وی با پول بیت المال اداره نیمشود؟ پس چراتبدیل به یک محل برای توهین به دکتر احمدی نژاد و تبلیغ برای آقایان خاتمی و رفسنجانی شده است؟ امروز مقاله ای در مورده آقای خاتمی در پرس تی وی چاپ شده, و هر کس بخواهد انتقادی از آقای خاتمی بکند در جا فیلتر میشود ولی شخصی به اسم حسین آقای دکتر احمدی نژاد را Dr. AN خطاب کرده بود و چاپ شده بود. چرا باید چنین دابل استانداردی وجود داشته باشد؟

    http://www.presstv.com/detail.aspx?id=85090&sectionid=351020101
    Hossein
    Sun, 08 Feb 2009 19:37:44 GMT
    Its a sad sad day that even after four years of rubbish leadership under Dr. AN you conservatives come here and say this is the last brick in the reformist brick, brother if there is no reformist movement then we will all have to kiss goodbye to the Islamic republic, is that what you want? If you are a fanatic environment i can recommend afghanistan for you, all the industry pioneers in Iran are putting their last hopes on Khatami otherwise in the year 88 we will all be bankrupt

  6. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱

    آقای محسنی
    با سلام
    واقعا جای تاسف و سووال دارد که شما چگونه می پذیرید یک روزنامه بخشهایی از مصاحبه با یک مقام مسوول را سانسور کند؟! فاین تذهبون؟
    موفق باشید

  7. محسنی گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۳

    آقای جوانفکر عزیز من نگفتم که اعتماد کار خوبی کرده که سانسور خفیف کرده بلکه من عرض کردم سانسور بد است و بیشترش بدتر! با این فرمایش شما انتظار می رود حضرتعالی به سانسورچی های حرفه ای هم عدم اعتماد خود را اعلام فرمائید مثل کیهان که علاوه بر سانسور، وارونه نمایی هم می کند.

  8. سعید گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۴

    آقای جوانفکر!به عنوان یک جوان ایرانی دلم میخواهد آنقدر آزادی رسانه ای در کشور مان باشد تا روزنامه دروغگو و فریب کار ،نه با رأی دادگاه یا تهدید و ارعاب ،بلکه در فضای آزاد رسانه ای با افکار عمومی رسوا گردد.متأسّفانه دو مسأله واقعاً ناراحتم میکند.اوّل اینکه فضای رسانه ای در اختیار افراد خاصّی است و مردم کوچه و بازار غیر از اتاقهای گفتگو و وبلاگ های اینترنتی و نیز محفل های خانوادگی محلی برای ابراز عقیده نمی یابند .دوّم آنکه دولت در برخی جاها ضعیف عمل میکند و در نتیجه امکان شایعه پراکنی سوء استفاده کنندگان را فراهم میکند.فراموش نکنیم که تا لحظه پیروزی انقلاب ما،هیچکدام از رسانه های دیداری و شنیداری کشور در اختیار انقلابیون نبود ولی مردم آنچنان تبلیغاتچی انقلاب شدند که این رسانه ها دیدند مردم آنها را دور زده اند.امروز هم دولت توانگر واهمه ای از هیچ رسانه دروغ پردازی ندارد.مشکل از اینجا آغاز میشود که این توانگری قانع کننده، گاهاً دیده نمیشود.

  9. بتده خدا گفت :

    بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲

    سلام.من از جنابعالی تعجب میکنم.مگر روزنامه اعتماد و یا اصولا روزنامه های مختلف چقدر برد دارند؟شما صدا و سیما را دارید که ۲۴ ساعته به تبلیغ آب خوردن رئیس شما هم میپردازد.کیهان را دارید که بی واهمه از شما دفاع میکند و به صغیر و کبیر منتقدان و مخالفان شما فحش میدهد.ایرنا و فارس را دارید که غیر حرفه ای ترین شکل از شما تعریف میکنند.و البته باز هم میتوانید روزنامه منتشر کنید و به مدح و ستایش کارهای دولتتان بپردازید.قدر برانید و دست از این حرفها برادارید.دیگر هم با اعتماد و امثال آن مصاحبه نکنید.اعتماد هم اگر کوچکترین سانسوری در حرفهای شما داشته کار بسیار غلطی انجام داده و باید عذرخواهی و جبران نماید.لازم است من از فرصتی که فراهم می آورید و تحملتان تشکر کنم.کاش روسای شما و سایر مسئولان هم چنین میکردند.

  10. طباطبایی گفت :

    بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۵۰

    جناب آقای جوانفکر، امروز که وب سایت حضرتعالی را کشف کردم بسیار خوشهال شدم ، خوشهالیم وقتی بیشتر شد که دیدم اجازه درج کامنتهای موافق و مخالف را می دهید . راستش باتوجه به روحیه دولت نهمی ها این کار شما بسیار برایم عجیب بود . در هر حال جدا جای تبریک دارد که حضرتعالی واقع بین هستید . خیلی وقت بود که می خواستم به عنوان یک جوان خیلی معمولی در این مملکت با حضرتعالی صحبتی داشته باشم . امیدوارم بنده را تحمل کنید و به عنوان مشاور رییس جمهور درد دل بنده را که احتمالا درد دل عده دیگری ا جوانان این مرزو بوم است به ایشان منتقل کنید و یا حداقل جوابی قانع کننده به بنده بدهید تا از گمراهی درآییم !
    جنابعالی سخنرانی در مسجد حجت‌ابن ‌الحسن(ع) مشهد ایراد فرمودید که برایم بسیار جالب بود . البته بر می گردد به تابستان امسال . خواهش من این است که مجددا برگردید و با خدای خود خلوتی بفرمایید و این سخنان را مرور فرمایید . من گوشه هایی از آن سخنرانی را بازگو می کنم :
    - “در یکی دو سال ابتدایی دولت وضعیت اقتصادی را کنترل کرد و نرخ تورم نیز مهار شد اما مسائلی مانند تورم بی سابقه دراقتصاد جهانی و جنگ بی سابقه روانی در داخل ، شرایط تازه ای را در اقتصاد کشور بوجود آورد . بسیاری از دولتهای جهان تحت تاثیر تورم جهانی در شرایط سخت شکننده ای قرارگرفته اند اما با تدابیر دولت نهم ، قدرت پایداری و مقاومت ایران در برابر واقعیت های جدید افزایش یافته است”
    تورم کجا مهار شده ؟ شما تعریف تورم را می دانید؟ پس گزارش بانک مرکزی دروغ است ؟! آیا ما بالاخره به اقتصاد جهانی وابسته ایم یا به قول احمدی نژاد وابسته نیستیم؟ تکلیف را مشخص کنید .
    - شما به ۲۰ میلیارد دلار صادرات نفتی اشاره فرموده اید ، آیا این افزایش صادرات یک شبه به وجود آمده ، فکر می کنید مردم نمی دانند که بخش عمده ای از این صادرات مربوط به محصولات پتروشیمی است که آنهم ناشی از سرمایه گذاری های سالهای قبل از دولت نهم است؟
    - در دولت نهم در برخی از حوزه ها تا سه برابر سالهای پس از انقلاب کار شده و در حوزه‌های مختلف شاهد پیشرفت های جهشی بوده ایم
    می توان مبپرسم در کدام زمینه تا سه برابر سالهای پس از انقلاب کار شده که مردم تغییری در هیچ بخشی از زندگشیان به وجود نیامده ؟ البته شاید در بخش تلفن همراه ! جناب مشاور ، تلفن همراه فقط ۱۰ سال است که به این صورت مطرح شده و قبلا تلفن همراهی وجود نداشته و احتمالا به این دلیل سه برابر کار شده ، مثل اینکه آمریکا بگوید تولید کامپیوتر در ۳۰ سال اخیر صد میلیون برابر شد!!!
    - قدامات دولت نهم در حوزه‌های مختلف اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست. ثروت ملی وارد چرخه زندگی مردم شده است و دولت مصمم است با کاهش سود بانکی و تک رقمی کردن آن ، سرمایه گذاری در کارهای تولیدی را هرچه بیشتر افزایش دهد. افزایش سود بانکی در سالهای گذشته به منزله وارد کردن ربا به عرصه زندگی مردم بوده است و دولت نهم مصمم است تا این اشتباه بزرگ را جبران کند و با کاهش سود بانکی ، امکان سرمایه گذاری در کارهای تولیدی را افزایش دهد!!
    جناب جوانفکر ، سود مضاربه هم اکنون به حالت قبل برگشته و شایعه است سایر وامها نیز قرار است به زودی به ۱۶ درصد برگردند ، پس دولت عدالت محور هم ربا خوار است !!! نگویید حرفهایی که بعد نتوانید جمع کنید …
    - وی با تاکید بر این‌که « در کشور ثروت ایجاد شده و در پی آن تورم ایجاد می‌شود»
    کدام ثروت ایجاد شده که ما ندیده ایم ؟ ثروت فقط برای دلالهای زمین ایجاد شده و بس … هرچند شما جاخالی داده و اینها را بر عهده جنگ روانی داخلی و لابد استکبار جهانی و عناصر خود فروخته داخلی می دانید!
    آقای جوانفکر ، از قضاوت تاریخ بیم ندارید؟!

  11. علی گفت :

    بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۳۰

    با عرض سلام
    جناب آقای دکتر این هم از جهت گیری های مخالفان دولت که من مطمئنم این ۴ ماهه باقی مانده بیشتر میشود . شاید من هم به عنوان کسی که در دولت فعالیت داشتم نیاز تاسیس بنیاد ملی را مطرح کردم حالا به این فکر کنید که این کار را گروههای مخالف در پیش بگیرند و انجام دهند آنوقت ما فقط بایک افسوس این زمان را بخوریم ( که یک بار چنین مطلبی توسط یکی از دوم خردادی ها مطرح شد) ، آنها برای جمع آوری یک رای هم دست و پا می زنند چه برسد به آراء ….. . آقای دکتر من یک بار اعتماد خوندم اون هم مصاحبه شما تععجب کردم از اون مطالب و بهتره مجبورشان کنید تا مطالب را بار دیگر و کامل در همان روزنامه چاپ کنند. جناب آقای با وجود مشغله کاری حضرتعالی آیا می توان در این ۴ ماهه بنیاد را سرو سامان تا نتیجه آن را در انتخابات ریاست جمهوری دید . ( در خصوص بنیاد توضیحات به ایمیل جنابعالی ارسال شده که قرار شد بیشتر مطالعه و نتیجه را اعلام کنید)
    با تشکر -۲۲ بهمن

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۰۴

    آقا سعید
    با سلام
    آزادی رسانه ای به معنای اجازه آلودگی در فضای زندگی اجتماعی نیست. به راستی آیا شما می توانید در داخل خانواده تان زندگی کنید در حالی که احتمال می دهید هر کس ممکن است به دیگری دروغ بگوید و از خدعه و فریب برای رسیدن به مقصود استفاده کند. ما نه به عنوان مسلمان بلکه به عنوان انسان باید به اصول و مبانی مشخصی پایبند باشیم و بر روی اعتقادات مشترک پافشاری کنیم و الا سنگ روی سنگ بند نمی شود و هیچکس نمی تواند دیگری را تحمل کند.
    شایعه پراکنی لزوما نتیجه ضعپف عملکرد دولت نیست هرچند که می پذیرم ضعف در اطلاع رسانی می تواند بستر برخی از شایعات را فراهم کند.
    موفق باشید

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۲

    سلام
    از توصیه های اخلاقی و راهنمایی های شما متشکرم.خدا به همه ما انصاف بدهد تا در قضاوت هایمان دچار انحراف از عدل و داد نشویم. ادعای شما در مورد تبلیغات صدا و سیما در باره آب خوردن رئیس جمهور را هیچکس از شما نمی پذیرد زیرا ایشان در سخنرانی شان در روز ۲۲ بهمن چندین بار سرفه کرد و آب نخورد تا مبادا شبهه تبلیغ آب خوردن ایشان پیش بیاید!
    موفق باشید

  14. علی گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۱۲

    با سلام
    اگر شما رسانه موافق و رسانه مخالف را قبول ندارید لطفا با رسانه های موافق هم مصاحبه نکنید البته اگر از نظر شما رسانه مافق وجود دارد.
    در مورد پوشش سخنرانی های اقای خاتمی هم باید متذکر بشم که تنها سخنرانی که صدا و سیما به صورت کامل مورد پوشش قرار داد سخنرانی ۱۶ آذر بود!!
    در مورد بقیه متن مصاحبه هم برای خودم متاسفم که وقتم رو برای خواندن تفره رفتن های واضح شما از پاسخ گویی تلف کردم. تکذیب کلیپ تصویری که در دسترس همگان هست چهره خودتون رو به عنوان فردی که حق پذیر نیست نشون میده….
    و اینکه مردم ما مشکل معیشت ندارند!!!!

    و من الله التوفیق
    پاینده و مشاور باشید

  15. محمد مهدی گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۵۳

    آقای جوانفکر من میخوام نظر یکی از دوستان در پست های قبلی رو تکرار کنم براتون، شاید تفکر کنید!! روز قیامت آقای احمدی نژاد به شما کمکی نخواهد کرد…

  16. سیروس گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۵۶

    آقای جوانفکر پشت سر هم داری اشتباه میکنی واقعا خنده داره!! شما که میدونی توانایی پاسخگویی رو نداری مثل بقیه دولتمردان لطف کن مصاحبه نکن با رسانه های منتقد! بعدم این چیزایی که الان نوشتی که بیشتر باعث میشه زیر سوال بری عزیز دل برادر!! اشتباه اولت رو با اشتباه های بزرگتر خواستی جبران کنی؟ عذر میخوام ولی بدجوری سوژه شدی توی اینترنت عزیز جان

  17. Peyman گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۰۴:۰۹

    بابا آقای جوانفکر. ادای آدم های باز رو در نیارین. آدم فکر می کنه واقعاً اعتقاد به آزادی بیان دارین.

  18. احمد گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۲

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    می خواستم بدانم آیا کامنت بنده را مطالعه کردید؟ من سه روز پیش و به دنبال بحثمان جواب صحبتهای شما رادادم امروز هیچ اثری از کامنت بنده نیست.

  19. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸

    احمد آقا
    با سلام
    تا آنجا که به خاطر دارم کامنت های شما را پاسخ داده ام. اگر موردی هست که نیامده دوباره ارسال کنید.
    موفق باشید

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸

    آقا پیمان
    با سلام
    اشکالی ندارد شما آزاد هستید هرجور که مایلید فکر کنید.
    موفق باشید

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰

    آقا سیروس
    با سلام
    درست می فرمایید مصاحبه بنده با روزنامه دروغ پرداز اعتماد کار اشتباهی بود و دیگر تکرار نخواهد شد.
    از نظرات صادقانه شما متشکرم.
    موفق باشید

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۲

    آقای محمد مهدی
    با سلام
    از تذکر آخرتی شما متشکرم. نه تنها آقای احمدی نژاد بلکه هیچکس دیگر حتی شما هم نمی توانید به بنده کمک کنید.
    موفق باشید

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۱

    علی آقا
    با سلام
    - توصیه شما برای مصاحبه نکردن با روزنامه هایی که مانند اعتماد عمل می کنند درست است . فرقی نمی کند موافق باشد یا مخالف .
    - از اینکه متوجه شدید نباید برای خواندن مصاحبه وقت می گذاشتید ، به خود ببالید اما تعجبم از این است که بعدا ز خواندن مصاحبه ، با چه منطقی برای مطالعه وبلاگ چنین فردی و گذاشتن کامنت باز هم وقت گرانبهایتان را اختصاص دادید؟
    - فرموده شما مبنی بر اینکه مردم ما مشکل معیشتی ندارند ، نشان می دهد که وقت شما فقط برای خواندن تیتر مصاحبه که تحریف سخن بنده بوده ، صرف شده است . چه در غیر اینصورت در متن متوجه می شدید که بنده عرض کرده ام مردم ما آنگونه که شما ادعا می کنید مشکل معیشتی ندارند.
    موفق باشید

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۰

    آقای طباطبایی
    با سلام
    - اولا شما گمراه نیستید و ثانیا بنده در شرایطی نیستم که بتوانم کسی را از گمراهی نجات دهم. نجات دهنده اصلی انسانها از گمراهی خداست . از او کمک بخواهیم که همه ما را به راه راست هدایت کند و وقتی هم که هدایت شدیم ما را به حال خودمان رها نکند.
    - اقتصاد ما به اقتصاد جهانی هم وابسته است و هم نیست . وابسته است چون یک فروشنده اصلی نفت هستیم و قیمت نفت وقتی بالا یا پایین برود ، اقتصاد ما هم تحت تاثیر آن قرار می گیرد. علاوه بر آن ما یک کشور وارد کننده هم هستیم و هنگامی که قیمت کالاهای اساسی و مورد نیاز کشور در جهان دستخوش تلاطم شود ، به طور طبیعی ، اقتصاد داخلی هم از آن تاثیر می پذیرد . اما وابسته نیستیم برای اینکه خودمان برای کشورمان تصمیم می گیریم. سعی مان این است که نیازهای اصلی مان را در داخل تامین کنیم اما برخی مشکلات مانند کاهش نزولات آسمانی و خشکسالی ، می تواند وضعیت اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد.
    - ۲۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی است نه نفتی و البته هیچکس هم منکر آن نیست که بخش مهمی از این رقم به محصولات پتروشیمی مربوط می شود اما در سایر اقلام هم افزایش صادرات داشته ایم. اما توجه داشته باشید که ظرفیت تولید پتروشیمی کشور در سال ۸۳ ، ۱۹ میلیون تن بود و امروز بیش از ۴۵ میلیون تن است . علاوه بر آن میزان سرمایه گذاری در بخش نفت ذر طول سه سال ۸۰ تا ۸۳ ، ۲۷ میلیارد دلار و ۸۴ تا ۸۷ که دشمن اصرار داشت مانع از بهره برداری از پروژه های نفت شود ۴۸ میلیارد دلار بوده است.
    - سرانه ورزشی در کشور طی سالهای دولت نهم نسبت به تمامی سالهای قبل و پس از انقلاب دو برابر شده و در برخی از نقاط کشور این رقم نزدیک به سه برابر است .البته بر کسی منتی نیست و وظیفه دولت هم همین بوده و باید خیلی بیشتر از این ها سرانه ورزشی کشور افزایش پیدا کند. در ارتباط با سیمان هم که ملاحظه فرمایید، میزان تولید سیمان در پایان دولت هشتم ، سالانه ۳۸ میلیون تن بود و این رقم در دولت نهم به ۶۵ میلیون تن افزایش پیدا کرده است. در پتروشیمی هم دولت سرمایه گذاریهای زیادی کرده است. دربخش کشاورزی هم مثلا در بخش آبرسانی قطره ای یا تحت فشار ، آمار و ارقام شگفت آور است و قابل مقایسه با ادوار گذشته نیست. البته این به معنای راضی بودن از وضع موجود نیست وباید این حرکت جهشی به صورت روزافزون ادامه پیدا کند. تلفن همراه هم یکی از کارهایی است که شما می دانید وضع تلفن همراه در کشور چگونه بود و افراد خاصی توانستند با بورس بازی بر سر قیمت موبایل میلیاردر شوند. وضعیت امروز واقعا قابل مقایسه با سالهای قبل از دولت نهم نیست. این مقایسه به معنای تضعیف گذشته نیست . بلکه به معنای آن است که باید از دولت ها چنین مطالبه ای داشته باشیم که به صورت جهشی برای کشور کار کنند. البته با تمسخر کردن ممکن است انسان به گمراهی کشیده شود. شما می توانید سووالتان را مطرح کنید و اگر جوابی وجود داشت بشنوید یا بخوانید اما تمسخر کردن مشکل شما را حادتر می کند و راه نجات را هم به روی انسان سد می کند.
    - در مورد وامهای بانکی نیز شما مطمئن باشید که دولت نهم در تلاش است تا نرخ سود را تک رقمی کند هرچند که بانکهای خصوصی و عوامل مشخصی در نظام بانکی همه تلاششان را به کار بسته اند تا این اتفاق نیفتد. جای تعجب است که در کشورهای اروپایی سود بانکی ۲ یا ۳ درصد است اما بعضی ها در کشور ما اجازه نمی دهند بهره بانکی تک رقم شود. این اشکال به ما وارد نیست به اصلاح طلبان وارد است که با آن مخالفت می کنند.
    - برادر عزیز من هم از قضاوت تاریخ بیم دارم که به انحراف کشیده شود و هم از قضاوت شما بیم دارم.
    گمراهی درد بدی است که باید از آن به خدای مهربان پناه ببریم.
    موفق باشید

  25. احمد گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۰۵

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    -فرموده اید که در موضع مخالف با نشریه ای هستید که اقدام به سانسور و تحریف صحبتهای دیگران می کند، آیا واقعا چنین کاری را از نشریات مدافع دولت هم بر نمی تابید؟ می خواهم بدانم مثلا همین چند روز پیش سایت رجانیوز اقدام صدا و سیما را در پخش صحبتهای آقای موسویان رونمایی از یک جاسوس هسته ای عنوان کرده بود، در حالیکه می دانیم ایشان از این اتهام تبرئه شده و حتی چند تن از همفکران شما نیز از ایشان حلالیت طلبیده اند، آیا این اقدام رجانیوز جرم نیست؟ و شما به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور چه موضعی در برابر این اقدام سایت رجانیوز دارید؟ و آیا در برابر چنین عملی واکنشی نشان می دهید؟
    -باز هم می گویم هر نشریه ای صدای جمعی است که شاید بسیار ضعیف و در اقلیت باشندو بر خورد با آن نشریه در واقع برخورد با عقیده آن جمع است.
    -در دوره اصلاحات هم نشریات مخالف دولت و بخصوص کیهان موضع براندازانه ای علیه دولت منتخب داشت، چرا در آن روزگار کسی به این روزنامه اعتراض نمی کرد؟ به یاد بیاورید چاپ نامه محرمانه فرماندهان سپاه را به آقای خاتمی.
    -اتفاقا فکر می کنم انتخاب آقای احمدی نژاد به عملکرد مطبوعات ارتباطی نداشت و این انتخاب محصول شرایط دیگری بود که به جای خود قابل بحث است، منظورم من این بود که با وجود آنهمه روزنامه و تهدید و انذار و .. آیا به ارزشهای جامعه لطمه ای وارد شد آیا نظام اسیبی دید؟ و آیا برخورد باآن همه نشریه که دنبا له اش را امروز هم شاهدیم جز تحمیل هزینه برای نظام ره آورد دیگری داشت؟
    -جناب آقای جوانفکر امیدوارم حمل بر بی ادبی بنده نباشد ولی من در دست شما فقط جوالدوزی می بینم که به سوی دیگران نشانه گرفته اید.
    -

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۶

    احمد آقا
    با سلام
    - بالاخره شما موضع خودتان را مشخص نکردید، با سانسور و تحریف سخنان دیگران موافقید یا مخالف. یعنی اگر روزنامه اعتماد که همفکر و مورد تایید شماست ، چنین کاری را بکند ، اشکالی ندارد و اگر کیهان و دیگران چنین کاری را بکنند ، اشکال دارد؟ من که موضع خودم را صریحا اعلام کرده ام که نشریه حامی و مخالف دولت را اصلا به رسمیت نمی شناسم. رسانه باید بی طرف باشد اما شما فرافکنی می کنید و به جای اینکه بپذیرید روزنامه اعتماد با سانسور مصاحبه کار زشتی را انجام داده ، سعی در فرافکنی دارید و با مطرح کردن نشریات مدافع دولت به نحوی تلاش می کنید تا این اقدام روزنامه اعتماد را توجیه کنید.
    - بنده پاسخگوی رفتار رسانه ها در قبال آن فردی که اسمش را آورده اید نیستم. ایشان قبلا از برخی رسانه ها شکایت کرده اند و الان هم می توانند از سایتی که مد نظر شماست شکایت کنند.
    - بنده نظرم را به شما منعکس کردم که رسانه ارتباط جمعی صدای یک گروه یا جمع خاص نمی تواند باشد. آن رسانه ارگان حزب یا نشریه خاص یک گروه سیاسی است که دیگر نقش ارتباط جمعی ندارد.
    - پیداست که شما اعتراض بنده به سانسور و تحریف مصاحبه ام با روزنامه اعتماد را برنمی تابید و به هزار و یک توسل می خواهید ثابت کنید که چون در گذشته فلان روزنامه چنین و چنان کرده پس حالا هم روزنامه اعتماد حق دارد ، به سانسور و تحریف بپردازد و به هیچ جایی هم برنمی خورد. واقعا به کجا می روید!
    - بنده از روزنامه اعتماد که جوالدوزش را به تن ما فرو کرده ، شکایت نکرده ام و فقط در وبلاگم افشاگری کرده ام و شما این را جوالدوز در دست بنده توصیف کرده اید. انشاء الله خیرباشد.
    - از اینکه فرصت ادامه پاسخگویی به مطالب شما را ندارم پیشاپیش پوزش می طلبم.
    موفق باشید

  27. احمد گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۵

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    - بنده با سانسور به هر شکل آن مخالفم ، کار اعتماد بهانه ای بود تا به بحث در این مورد بپردازیم.
    - با اینکه رسانه باید بی طرف باشد موافقم ولی بدانید چنین چیزی در جامعه ما ممکن نیست، زیرا در ایران به خاطر نبود احزاب قدرتمند رسانه ها جایگاه حزبی پیدا کرده اند.
    -بالاخره همان حزب یا گروه سیاسی هم یک جمع است طرفدارانی دارد و حق دارد صدایش را به گوش جامعه برساند.
    -اشاره بنده به گذشته نیست همین امروز رسانه های خاصی! سعی در محکوم نمودن هر کسی دارند که نظری مخالف دولت دارد و این سعی حتی با شیوه های غیر اخلاقی هم نزدشان اشکالی ندارد، صحبت من با شما به عنوان مشاور رئیس جمهور بود که باید بی طرف و وسیع نگر باشید.
    -اشکالی ندارد من دیگر به این بحث ادامه نمی دهم تا مزاحم وقتتان نشوم.

  28. صنایع نیوز گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۹

    http://mihanpress.com/content/view/57/38/

  29. ندا گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۴۶

    سلام به برادر بزرگوار
    این بنده حقیر چندین بار خاضعانه شیط نت های این روزنامه را در این چند ماهه اخیر خدمتتان عرض کردم باور بفرمائید تعطیلی سرنوشت محتوم نشریاتی از قبیل اعتماد و اعتماد ملی است!!

  30. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۳

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    روزنامه اعتماد در قواره یک رسانه در شان ملت ایران نیست. رویکرد این روزنامه هیچ سنخیتی با آنچه که از یک رسانه ارتباط جمعی انتظار می رود ، ندارد. البته به نظر بنده افشا کردن رفتارهای حزبی و خلاف اخلاق رسانه ای این طیف از روزنامه ها اهمیت بیشتری دارد تا شکایت از آنها.
    موفق باشید

  31. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۶

    احمد آقا
    با سلام
    از اینکه شما به این بحث ادامه دهید ، ناراحت نمی شوم اما ممکن است نتوانم به شما پاسخ بدهم . با این حال نظرات شما در اینجا منعکس خواهد شد.
    موفق باشید

  32. سفیر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۹

    با سلام
    آقای جوانفکر عزیز بنظر شما مردمی که سخنان رسانه ای یا غیر رسانه ای دوستان دولتی را میشنوند میتوانند فکر و تدبیر کنند یا نه؟
    ببینید برای اینکه یک پروژه توی این مملکت به بار بشیند بطور متوسط بیش از ۵ سال نیاز دارد مخصوصا پروژه های نفتی و صنعتی مثل سیمان، پس هر پروژه ای در دوران حکومت شما افتتاح میشود شروع بکار آن و زمان زیادی از مسیر ساخت آن در زمان دولت یا دولتهای قبلی بوده (لازم است ذکر کنم مشکلترین قسمت در پروژه ها خرید اجناس است که در نیمه اول زمان ساخت آن پروژه اتفاق می افتد و ساخت ونصب آن که اتفاقا ساده ترین قسمت آن است در نیمه دوم) پس باید این پروژه ها و افزایش ظرفیتها بحساب دولت قبلی گذاشت و پروژه های که قرار است بحساب شما گذاشته شود در سالهای آینده افتتاح میشود که من بعید میدانم زیرا توی این ۴ سال گذشته پروژه بزرگی تعریف نشده است.
    مثلا پروژه فازهای ۶و۷و۸و۹ و ۱۰ عسلویه که به اسم خ.دتان افتتاح میکنید تمام خریدهای آن در زمان دولت قبل بود و متاسفانه بعلت دولت شما راه اندازی آن با بیش از ۳ سال تاخیر همراه بود یا پروژه پتروشیمی جم و …. تنها پروژه های در دولت شما تعریف شده که اجرائی نخواهد بود مثل پتروشیمی گلستان که مشکل زیست محیطی دارد الله وکیلی کدام آدم عاقلی منابع با ارزش طبیعی خود را خراب میکند.
    دوست عزیز میدانم که این گفته ها در رفتار تبلیغاتی شما تغییری بوجود نخواهد آورد و من هم چنین انتظاری ندارم فقط گفتم که پیش خودتان فکر نکنید ملت نمیفهمند یا …
    خدا بهمه توفیق درک درست بدهد

  33. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۲

    آقای محترم
    با سلام
    به حمدلله این کشور در فن آوریهای پیچیده آنقدر پیشرفت کرده است که برای ساختن یک کارخانه سیمان دیگر نیازی نیست که ۵ سال صبر کنیم. کارخانه های سیمان را خیلی سریع در جای جای کشور راه اندازی و به مرحله تولید رسانده ایم. ضمنا ما اکنون برای برخی از کشورها قرارداد احداث کارخانه سیمان منعقد کرده ایم و البته کارخانه های پتروشیمی و پالایشگاه و…
    از اینکه در دولتهای قبل خریدهای مربوط به عسلویه انجام شده است ، خدا را شکر می کنیم و خدا را بازهم شکر می کنیم که این خریدها را توانستیم در دولت نهم کنار هم بگذاریم و آنها راه اندازی کنیم.
    من هم به دعای شما متوسل می شوم و از خدا می خواهم که به همه ما توفیق درک صحیح عطا کند و از تعصب و تعلق خاطرهای بی جا نجاتمان دهد.
    موفق باشید

  34. علی گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۵

    با سلام دوباره فقط میخواستم بگم که میخواستم با وقت گذاشتن برای درجن کامنت قدمی در بیدار کردن مسئولین بر دارم و توشه ای اخروی برای خودم…
    و من الله التوفیق

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۲

    علی آقا
    با سلام
    خدا این اهتمام را از شما قبول کند.
    موفق باشید

  36. آیدین گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۰۳:۰۵

    بسمه تعالی

    جناب آقای جوانفکر،

    امروز مطلبی را تحت عنوان دستمال کاغذى نوشته آقای حسین شریعتمداری در سایت رجانیوز خواندم که ایشان به اظهارات اخیر آقای خاتمی اشاره کرده اند که در آن آقای خاتمی حذف گروه منافقین از لیست گروهای تروریستی را به عملکرد دولت نهم ربط داده اند. آیا شما این گفته را از آقای خاتمی شنیده اید؟ http://rajanews.com/detail.asp?id=24222
    بنده هم بر آن شدم نامه ای سرگشاده به آقای خاتمی بنویسم و آن را به نظر شما و خوانندگان محترم وبلاگتان می رسانم.
    بسمه تعالی
    جناب آقای خاتمی
    به نقل از آقای حسین شریعتمداری، در یکی از سخنرانیهای اخیرتان، که در آن به مقایسه دوران “اصلاحات” و دوران خدمت دولت نهم پرداخته، اید اظهار داشته اید: «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ آیا این خدمت به خون شهیدان است؟!»
    اگر گفته ایشان درست باشد، جای تأسف دارد که سخنور ومرد فاضلی چون شما که تا کنون در سطوح والاترین مقامات مملکتی خدمت کرده است، بتواند به دلایل سیاسی چنین سخنان بی ربطی به زبان بی آورد و به چینین قضاوت و نتیجه گیری نادرستی بپردازد.
    آقای خاتمی، فردای روزی که اتحادیه اروپا گروه منافقین را در لیست گروهای تروریستی قرار داد، این گروه از این اقدام اتحادیه اروپا به دادگاه اروپا شکایت کرد. ماه گذشته، پس از یک جدال قضایی طولانی، دادگاه اروپا حکمی صادر کرد که مبنی بر آن اتحادیه اروپا مدارک و شواهد قابل قبولی را جهت تروریست قلمداد کردن گروه منافقین ارائه نکرده است، لذا این اقدام اتحادیه اروپا قانونی نبوده و باید گروه منافقین را از لیست گروه های تروریستی خارج کند. حتی برخی از کشورهای اروپا در ابتدا می خواستند از اجرای این حکم مدتی امتناع کنند، و شاید جهت پیگیری قضایی این مسئله و ارائه مدارک لازم به دادگاه اروپا می خواهند امتیازاتی هم از جمهوری اسلامی ایران بگیرند. همچنین خاطر نشان میکنم که این حکم دادگاه اروپا با تصمیم بسته شدن اردوگاه اشرف در عراق هم زمان است. با توجه به این که دست بسیاری از منافقین به خون شهروندان ایرانی و عراقی آغشته است، و با قرارداشتن گروه منافقین در لیست گروه های تروریستی هیچ کشوری قانونا نمی توانست به این جانیان پناه دهد، شاید بشود صدور حکم دادگاه اروپا در این مقطع از زمان را در راستای بسته شدن اردوگاه اشرف در عراق در نظر گرفت.
    حال بنده در عجبم که شما چگونه این مسئله را به عملکرد و سیاستهای دولت نهم ربط می دهید؟ و چگونه افکارعمومی را با این اظهارات بی اساس گمراه می کنید؟ البته این اظهارات شما به سان سایر انتقادات بی اساس گروه هایی است که کمر به تخریب نا عادلانه دولت نهم بسته اند و از اتفاقات و پدیده هایی مثل این اقدام اتحادیه اروپا، گرانی ها، تحریم ها بهره می گیرند و بدون آوردن دلیل قانع کننده ای، کارنامه مثبت دولت نهم را در افکار عمومی سیاه جلوه می دهند.
    سلامت باشید.»

  37. آیدین گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۳

    با عرض سلام مجدد،

    جناب آقای جوانفکر،

    راستش این روزها به دلیل رکود اقتصادی وقت خالی زیاد پیدا می کنم و وب سایتهای راسانه های داخل ایران را زیاد می خوانم. بعضی از آنها مثل رجانیوز و کیهان دست کمی از اعتماد ندارند و چیزهای بی ربط زیاد می نویسند. به نظر بنده اینها دوست خوبی برای دولت نهم نمی توانند باشند. فکر کنم رساندن اخبار درست و تحلیل کارشناسی بهترین کمک به دولت نهم و بهترین تبلیغ برای آقای احمدی نژاد می باشد. نمی دانم چرا در این رسانه ها این قدر زیاده گویی می شود و به حقایق کشور کمتر می پردازند. با این همه کارهایی که آقای احمدی نژاد شروع کردند و اهدافی که دنبال می کنند جای گفتگو و خبر رسانی خیلی زیاد است، گویی کسی به خودش حتی زحمت نمی دهد که بیند چه کارهایی دارد انجام و چه اهدافی دنبال میشود و …
    سرتان را درد نمی آورم.

    سلامت و پیروز باشید.

  38. آیدین گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۲۵

    راستی آقای جوانفکر بنده هم وبلاگ درست کردم اگر دوست داشتید سری بزنید خوشحال می شوم: http://avangardiste.blogfa.com/
    با تشکر.

  39. منتظر گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۳۳

    با عرض سلام
    جناب آقای دکتر این هم از جهت گیری های مخالفان دولت که من مطمئنم این ۴ ماهه باقی مانده بیشتر میشود . شاید من هم به عنوان کسی که در دولت فعالیت داشتم نیاز تاسیس بنیاد ملی را مطرح کردم حالا به این فکر کنید که این کار را گروههای مخالف در پیش بگیرند و انجام دهند آنوقت ما فقط بایک افسوس این زمان را بخوریم ( که یک بار چنین مطلبی توسط یکی از دوم خردادی ها مطرح شد) ، آنها برای جمع آوری یک رای هم دست و پا می زنند چه برسد به آراء ….. . آقای دکتر من یک بار اعتماد خوندم اون هم مصاحبه شما تععجب کردم از اون مطالب و بهتره مجبورشان کنید تا مطالب را بار دیگر و کامل در همان روزنامه چاپ کنند. با وجود مشغله کاری حضرتعالی آیا می توان در این ۴ ماهه بنیاد را سرو سامان تا نتیجه آن را در انتخابات ریاست جمهوری دید . ( در خصوص بنیاد توضیحات به ایمیل جنابعالی ارسال شده که قرار شد بیشتر مطالعه و نتیجه را اعلام کنید)

  40. علیرضا گفت :

    بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۷

    استاد ارجمند جناب آقای جوانفکر
    باتوجه به شخصیت و منش سنودنی شما که در پست های قبلی وبلاگتان بارز است، بهتر به نظرمیرسه که اعتماد و مصاحبه تان را فراموش کنید و قضاوت بیشتر را به مردم واگذار کنید.
    موفق باشید.

  41. sanayenews گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۹

    در حمایت و تجلیل از خبرنگاران، آقای استاندار دست شما درد نکند!
    استانداری مازندران شنبه پنجم بهمن ماه سالجاری میزبان حدود ۲۳۰ تن از خبرنگاران رسانه های گروهی در شهر ساحلی بابلسر بود. این همایش تحت عنوان تجلیل از اصحاب رسانه و نشست صمیمی با خبرنگاران در مجتمع رفاهی بانک کشاورزی برگزار شد. از قرار معلوم روابط عمومی استانداری مدعو میهمانان مراسم بود که این مدعوین را شاغلین بخش های رسانه ای (مطبوعات محلی، روزنامه های سراسری، خبرگزاری ها، صدا و سیما و سایتهای خبری) تشکیل می دادند. این اقدام بیشتر در راستای تقدیر از خبرنگاران رسانه های مختلف به مناسبت یکسال کاری در عرصه اطلاع رسانی استان نام گرفته شده است. اما راجع به این نشست نکاتی قابل طرح است.
    ۱ _ این اشکال به خود رسانه های گروهی مازندران وارد است که هنوز یکپارچه و منسجم عمل نمی کنند و کانون و خانه و مأمنی مطمئن و قابل اتکاء ندارند خانه ای که چند سال پیش با همت اصحاب رسانه شکل گرفت اکنون چراغ آن خاموش گشت و در برخی از شهر و مناطق نیز خبرنگاران تشکل صنفی جداگانه محلی را شکل دادند. پس اگر این اصحاب که تعداد آنها بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر می باشد متحد و منسجم باشند اثر گذاری آنها در دستیابی اهداف مطلوب و برنامه های از پیش تعیین شده بیشتر خواهد بود. جا دارد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران فرصت را مغتنم شمرده و موضوع هدیه رییس جمهوری به خبرنگاران به مناسبت ۱۷ مرداد امسال را پیگیری تا وعده های قبلی تحقق یابد.
    ۲ _ استانداری که گویا با حمایت یکی از دستگاههای اجرایی استان نسبت به تهیه و توزیع هدیه یک میلیون ریال و نزدیک به ۲۵۰ میلیون ریال به خبرنگاران اقدام کرد علی الظاهر در روز برگزاری مراسم اعلام شد آنانی که آمدند می گیرند و آنانی که نیامدند سوخته اند و نمی گیرند! اگر سوختنی در کار است به جماعت روزنامه نگار و خبرنگار نمی چسبد چرا که این جریان دائمی و مثل رود خروشان چون کوه استوارند!
    ۳ _ آیا بهتر نبود که استانداری مازندران برای احترام به شأن و حرمت و جایگاه خبرنگاران و اهل قلم هدایای مورد نظر را به دفتر نشریات و رسانه های گروهی می فرستاد تا از سوی مدیران مربوطه در اختیار همکاران و شاغلین این بخش قرار می گرفت و از هرگونه حواشی آن جلوگیری بعمل می آمد و یا برگزاری این همایش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هماهنگ تا وحدت رویه ای اتخاذ و به مرحله اجرا در می آمد؟
    ۴ _ در این روز و بسیاری از روزهای کار اهالی سیاست و دستگاههای اجرایی، ‌دفتر نشریات و رسانه ها شاهد ترک و فعالیت عمده خبرنگاران است که امکان حضور فیزیکی آنها در چنین محافل و مجامعی نیست بنابراین نبودن و نرسیدن دلیل بر محرومیت از موهبت و محبت نیست و این جفا به حق کسانی است که صادقانه کار می کنند و مظلوم واقع شده اند و دم بر نمی آورند.
    ۵ _ مهرورزی، عدالت گستری، خدمتگزاری و کرامت انسانی که جزو شعارها و سرلوحه کاری دولت اصولگرا است نباید با برخی از عدم هماهنگی ها، بی برنامگی ها و احیانا اقدامات غیر متعارف و شتابزده بخشهایی از دولت تحت الشعاع قرار گیرد. اگر دولتمردان مدعی عدالت و مهرورزی اند وقتی که در قبال یک جماعت محدود و خاص رسانه ای چنین رفتاری را مرتکب می شوند آیا توان آنرا دارند که در مقیاس وسیع سیاستهای عدالت محور دولت را در استان سه میلیونی اجرا کنند؟
    به نظر می رسد که مراکز تصمیم گیری در قبال مطبوعات و رسانه های گروهی استان را طیف خاص تشکیل می دهند که به قول معروف چاق و لاغر می کنند و چشم بر واقعیات می بندند آیا شایسته است نام بسیاری از فعالین رسانه ای را که نزدیک به دو دهه در عرصه های مختلف قلم می زنند را به همین سادگی فراموش کرد؟ یا مدعی شد که آنها در فهرست سوخته قرار دارند! سخن آخر آیا استانداری می تواند به خود ببالد که از مدعوین و میهمانان و صاحبان قلم حاضر و غایب به نحو رضایتبخش و خوبی پذیرایی کرده است و در هر حال باید گفت آقای استاندار دست شما درد نکند که به فکر اصحاب رسانه هستید و این اتفاق را تا انتخابات چندین بار شاهد باشیم!
    منبع:روزنامه بشیر

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۴۱

    آقای علیرضا
    با سلام
    از شما به سبب نیک اندیشی تان صمیمانه سپاسگزارم.
    موفق باشید

  43. علی استناد گفت :

    اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۳۹

    سلام .آفرین بر شما جناب جوان فکر
    سعه صدر تان قابل تحسین و مواضعتان قابل تقدیر است . آقای جوانفکر من همیشه به این دو مقوله فکر میکردم که ۱ چرا هیچ سایت خبری و یا شخصی ای اقدام به پاسخگویی به نظرات کاربران نمیکند تا شبهات آنها را در فضای مناظره گونه برطرف کند؟ ۲ چرا افراد معمولی و دانشجویانی مانند من باید تنها یک وبلاگ داشته باشند و با کلی زحمت مخاطب جمع آوری کنند و صدایشان به هیچ جا نرسد؟
    و از اینکه میبینم این مسائل در اظهارات و اقدامات شما دیده میشود بسیار خوشحال هستم.

  44. سام گفت :

    اسفند ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۰۶:۴۴

    آخر متوجه نشدم فایل صوتی را داشتین یا نه؟ اگه نداشتین پس چطور این ها رو نوشتین با این دقت و اگه داشتین دیگه از اعتمادی ها چرا می خواستینش؟ ضمن اینکه مصاحبه شونده ها هم معمولا اگر سمت مهمی داشته باشن خودشون مصاحبشون رو ضبط می کنن

  45. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲

    آقای سام
    با سلام
    فایل صوتی را بنده ندارم و به روزنامه اعتماد ، اعتماد کردم که بعدا متوجه شدم کار اشتباهی کرده ام. ازطریق سردبیر روزنامه درخواست کردم که خبرنگار فایل صوتی را در اختیار بنده قرار دهد ، اما چنین نکرد. فقط متنی در اختیار بنده قرار گرفت که خود خبرنگار تنظیم کرده بود و البته با دستکاری . او می خواست بخش هایی را حذف کند که من مخالفت کردم و گفتم که بدون هماهنگی هیچ بخشی را حذف نکند اما خبرنگار خودش بخشهایی از مصاحبه را حذف و در برخی از مطالب نیز دست برد.
    امیدوارم پاسخ بنده به اندازه کافی روشن باشد.
    موفق باشید

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۳

    علی آقا
    با سلام
    از حسن ظن و محبت برادرانه شما متشکرم.
    عزیز و سربلند باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر