به “اعتماد” ، اعتماد نکنید!

روزنامه اعتماد ، از اولین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴، به پیش قراول مخالفت خصمانه با دولت نهم تبدیل شد و این مخالفت را تا آنجا شدت داد که مدیر مسوول آن در نشست مدیران مسوول مطبوعات که در حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شد، ساقط کردن دولت نهم و به قدرت رساندن دولت مورد نظرش را حق طبیعی خود توصیف کرد!

تلاش برای ساقط کردن دولت منتخب ملت ، به هر روشی که انجام شود ، جرم قطعی است و عامل آن باید در برابر قانون پاسخگوی اقدامات و رفتار خود باشد اما آزادی عمل مدیر مسوول روزنامه اعتماد ، نشان داد که تا چه حد با او مماشات شده است.

استمرار انتشار این روزنامه به رغم تداوم شانتاژها ، هوچی گریها ، دروغپردازیها و تبلیغات مسموم آن علیه مسوولان و مقامات کشور و بالاخص رئیس جمهور محترم ، سند گویا و روشنی از متانت و بردباری بی نظیر نظام و دولت نهم در برابر رفتار حزبی و غیررسانه ای دست اندرکاران این روزنامه است.

یکی از خبرنگاران روزنامه اعتماد که پیش از این او را ندیده بودم، در تماس های مکرر ، خواستار گفت وگو با بنده بود. با توجه به شناختی که از پیشینه این روزنامه دارم، در ابتدا سعی کردم به نحوی از  انجام این مصاحبه طفره بروم اما موقعیت شغلی بنده از یک سو و اصرارها و سماجت های خبرنگار از سوی دیگر ، موجب شد که باوجود گرفتاریهای کاری و شخصی، سرانجام وقتی را برای گفت و گو با وی مشخص کنم.

متن سانسور شده این مصاحبه ، روزهای سه شنبه و چهارشنبه ۱۵ و ۱۶ بهمن ماه منتشر شد. مروری بر آنچه که به عنوان مصاحبه با مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور منتشر شد، نشان می دهد که خبرنگار مزبور بیش از ارائه صحیح پاسخ ها به دنبال القاء نظرات ، شبهات و دیدگاههای خود بوده است و حتی در هنگام تنظیم متن مصاحبه ، برخی از سووالات را تغییر داده و با بسط برخی دیگر ، تلاش کرده است تا به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند.

این در حالی است که او وعده کرده بود متن کامل صحبت های بنده را منتشر کند اما دست اندرکاران این روزنامه در عمل نشان دادند که در کار سانسور و قیچی کردن سخنان طرف مقابل از تبحر و تخصص ویژه ای برخوردارند ، به طوریکه بخشهای مهمی از این مصاحبه را که برای مخاطبان ، جذاب بود و خط مشی حزبی این روزنامه را به چالش می کشید، حذف کردند.

سردبیر روزنامه در پاسخ به اعتراض بنده ، خود را از این موضوع کنار کشید و گفت که در این کار هیچ دخالتی نداشته است. از وی خواستم تا خبرنگار روزنامه، فایل صوتی مصاحبه را برایم ارسال کند که این کار نیز تا کنون انجام نشده است.

البته اعتراض تلفنی بنده به سردبیر این روزنامه بی خاصیت نبود، زیرا قسمت سوم و آخر مصاحبه که باید روز پنجشنبه منتشر می شد ، به طور کامل حذف گردید.

در ابتدا قصد داشتم قسمت های سانسور شده  این مصاحبه و قسمت سوم یا آخر آن را همراه با بخش های تغییر یافته ، در وبلاگ منتشر می کنم تا مردم و مخاطبان ، خود به قضاوت در این زمینه بپردازند. اما از آنجا که انتشار مصاحبه با یک خبرنگار را بدون اطلاع وی یا روزنامه مربوطه، امری غیر اخلاقی تشخیص دادم ، از این کار منصرف شدم.

در اینجا می خواهم به اشتباه خود در پذیرش انجام مصاحبه با روزنامه اعتماد اذعان کنم . روزنامه ای که در قامت یک حزب سیاسی افراطی ظاهر شده و به سهم خود ، فضای رسانه ای کشور را با عدم پایبندی به اصول اخلاقی و حرفه ای و توسل به شیوه ها و روشهای مذموم و ناپسند، آلوده و مسموم کرده است.

در میان گناهان ، تنها گناهی که حتی دوست داشتن آن گناه کبیره محسوب می شود ، تهمت ، افترا ، بازی کردن با آبروی دیگران ، شایعه سازی و دروغ پردازی است . کسانی که برای رسیدن به اهداف زودگذر مادی و دنیایی خود ، به هر روش و منشی توسل می جویند ، به راستی سرگرم چه کاری جز فساد در روی زمین هستند؟

به نظر می رسد که دست اندرکاران رسانه های ارتباط جمعی بیش از هر کس دیگری ، نیازمند پند و اندرز هستند تا به حساسیت و مخاطره آمیز بودن مسوولیت خود توجه کنند ، چه در غیر اینصورت با نسبت دادن مطالب بی اساس به یک فرد یا جماعتی از انسانها ، ممکن است برای چند صباحی موفق به انحراف افکار عمومی و نیل به خواسته های گروهی و باندی خود شوند اما در نهایت به دست خویش هیزم آتش سوزان جهنم فراهم را می سازند.    

 

۳۳ نظر »

  1. آیدین گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۵

    بسمه تعالی

    با عرض سلام و خسته نباشید،
    جناب آقای جوانفکر،
    بنده متن منتشر شده در اعتماد را نخوانده ام. ولی در این رابطه سایت اینترنتی فردا نیوز از قول شما خبری را با عنوان “مردم مشکل معیشتی ندارند” منتشر کرده است که: « مشاور احمدی‌نژاد می‌گوید مردم مشکل معیشتی ندارند. به گزارش «فردا» علی‌اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد در گفتگو با اعتماد گفت: مردم به آن شکل که برخی فکر می کنند، مشکل معیشتی ندارند. گرفتاری دارند، تورم هست گرانی هست، ولی اینکه مردم گرسنه سر به زمین بگذارند، نیست.»
    به نظر بنده نفی پدیدۀ “مشکل معیشت”، حداقل آن طور که مطبوعات آن را از قول شما مطرح می کنند، می تواند این شبهه را در افکار عمومی ایجاد کند، که دولت نهم قادر به مدیریت کشور نیست و با انکار واقعیت می خواهد از مسئولیت فرار کند.
    ابتدا باید در نظر داشت که مشکل معیشتی در ایران زادۀ دولت نهم نیست. مشکلی است که از قبل از دوران قاجار ایران با آن دست به گریبان است و هیچ گاه به طور کامل بر طرف نشده بود و به هنگام بروز بحرانهای گوناگون خود را به صورت برجسته تری نشان می دهد، و این مسئله مختص دولت نهم نبوده است.
    ثانیا، همه اقشار جامعه یک وضعیت معیشتی ندارند. به نظر بنده به جای نفی مشکل معیشت، بهتر است مشخص شود چه اقشاری در چه وضعیت معیشتی قرار دارند و چه سیاستی جهت پشتیبانی از اقشار آسیب پدیر در دست برنامه ریزی و اجرا می باشد.
    ثالثا، مشکل معیشتی برخی از اقشار جامعه، تورم، گرفتاریها و دردهایی هستند که دولتهای پیشین فقط به تسکین آنها اکتفا کردند، و این توهم را در جامعه ایجاد کردند که مشکلات مردم را دارند رفع می کنند، یا حداقل آنها را تحت کنترل دارند. در صورتی که به نظر بنده سیاستهای دولت نهم، نه جهت تسکین درد، بلکه در راستای درمان بیماریهایی است که ریشه در ساختار اقتصاد ایران دارند، و موجب بروز این دردها میشوند. و این یکی از دلایل ارادت بنده به دولت نهم است. تسکین دردها شاید به سرعت محقق می شود ولی به ساختار اقتصادی کشور این امکان را نمی دهد که روی پای خود بایستد، و بر عکس روند درمان بیماریهای ممکن است طول بکشد و با بروز دردهایی هم راه باشد ولی به بهبود ساختار اقتصادی کشور می انجامد و به آن قابلیت رشد و انسجام در دراز مدت میدهد. ولی فکر کنم این مسئله در افکار عمومی جا نیفتاده است. در صحبتهایی که با دوستان و اطرافیانم دارم (که اغلب از منتقدان دولت نهم هستند) میبینم که درد را با بیماری اشتباه می گیرند که البته با توضیح و مثال بسیار به واقعیت پی می برند. (با این که در ایام انتخابات متأسفانه تعطیلاتی ندارم و در ایران نیستم که کمک ناچیزی اگر از دستم بر می آید انجام دهم، ولی سعی می کنم دوستانم را راضی کنم که به آقای احمدی نژاد رأی بدهند.)
    رابعا در سالهای، اخیر پدیدۀ تورم، عوامل داخلی و خارجی بسیاری داشت که به هیچ وجه به سیاستهای دولت نهم مربوط نمی شود، ولی مطبوعات به آنها اشاره ای نمی کنند.
    بسیاری از مطبوعات داخلی نسبت به دولت نهم نامردی می کنند. چون نمی توانند تلاش خستگی ناپذیر دولت را از انظار عمومی پنهان کنند سعی در این دارند که به دروغ نشان بدهند که دولت نهم ناکارآمد و بی برنامه است و تلاشهایش نه نتها به رفع مشکلات کمک نکرده بر آنها می افزاید.
    ولی از این سروصدا ها ناراحت نشوید، بر عکس خوشنود باشید. زیرا این سروصدا ها نشانگر آن است که در راه احیاء عدالت گام برمیدارید. معمولا صدای مردم نجیب و محروم هیچ وقت شنیده نمی شود، مگر آنکه کسی مثل آقای احمدی نژاد و دولت نهم به استقبال شان برود، و صدایشان را بشنود. همیشه کسانی بوده و خواهند بود که سر گرسنه به زمین خواهند گذاشت تا ما مسلمانی خود را ثابت کنیم و به اطرافیمان توجه کنیم، و به نظر بنده در این راستا، هیچ کس تا امروز مثل آقای احمدی نژاد و دولت نهم آستین همت را بالا نزده است.
    برای دولت نهم آرزوی پیروزی دارم

  2. احمد گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۰

    [جناب آقای جوانفکر به نظر شما رویه روزنامه کیهان چگونه است؟ یا سایت رجانیوز ویا چندین و چند رسانه حامی دولت؟ آقای جوانفکر راستش روز اولی که چهره ارام متین و موجه شما را دیدم فکر کردم شما انسان بی طرفی هستید که ملاک قضاوت نزد شما فقط ارزشهای دینی است اما امروز برایم دشوار است بر این عقیده پایدار باشم، می دانید که اعتماد و چند روزنامه انگشت شمار دیگر تنها تریبون اصلاح طلبی در این مملکتند و جفاست که با اینگونه صحبتها زمینه حذف آنها را فراهم کنید.

  3. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۲۲

    آقای آیدین
    با سلام
    از حسن ظن و نظر محبت آمیز شما متشکرم
    موفق باشید

  4. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۲۸

    احمد آقا
    با سلام
    بنده با این سخنان به هیچوجه در صدد حذف روزنامه اعتماد نیستم. شاید اگر از این روزنامه شکایت کرده بودم ، چنین برداشتی معنی پیدا می کرد. به هر حال باید حقایق را بشنویم و از شنیدن یا خواندن آن ناراحت نشویم. روزنامه اعتماد خود را روزنامه مخالف دولت می خواند اما منطق بنده این است که روزنامه اصولا نباید در موضع مخالفت یا طرفداری نسبت به پدیده های مختلف خبری باشد. روزنامه اگر واقعا یک رسانه ارتباط جمعی است باید به صورت شفاف ، اخبار و گزارشها را همانگونه که هست به مخاطب ارائه دهد و قضاوت را برعهده او بگذارد. البته روزنامه می تواند دیدگاه و تحلیل و ارزیابی خود را از رویدادها و حوادث مختلف ارائه کند اما جای چنین کاری در ستون های مخصوص یعنی سرمقاله و یادداشت است نه اطلاع رسانی به مردم. شما به داخل صفحات این روزنامه ها که نظر بیندازید مشاهده می کنید که آنها تحلیل و تفسیر خبرها را از دیدگاه خودشان به مخاطبان ارائه می دهند و چنین رفتاری در علم ارتباطات وجود ندارد.
    موفق باشید.

  5. مجتبی گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۱

    سلام جناب جوانفکر
    من به عنوان یک عضو جامعه رسانه ای کشور که بخش نخست گفتگوی اعتماد با شما را خواندم اما موفق به مطالعه بخش دوم آن نشدم، معتقدم بخش اول گفتگو به نفع شما تمام شد و انصافا خبرنگار اعتماد نتوانست حرفی برای گفتن داشته باشد… همین و امیدوارم موفق باشید.

  6. سلام گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۹

    سلام.من قصد حمایت از روزنامه ای را ندارم اما اولا باید منتظر توضیحات آنها هم بود تا بتوان قضاوت کرد و ثانیا این همه هیا هوی شما برای چیست؟حالا فرض کنید این روزنامه هم تعطیل شود.شما که کیهان را دارید بروید با آن مصاحبه کنید تا هر چه میخواهید بگویید.اگر راست میگویید در مورد یک ملیارد دلاری که مجلس اعلام کرد به حساب صندوق ذخیره ریخته نشده صحبت کنید و به دیگران تهمت نزنید.از خدا بترسید.روز قیامت احمدی نژاد نمیتواند به شما کمکی کند.

  7. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۹

    آقا یا خانم سلام
    سلام بر شما
    - شما در این زمینه به قضاوت پرداخته اید ، بنابراین شاید بهتر باشد که خودتان را در حالت انتظار نگه ندارید.
    - چه کسی گفته است که روزنامه اعتماد قرار است تعطیل شود!
    - کیهان هم از جمله روزنامه هایی است که همان اشکالات مطرح شده در مصاحبه با اعتماد ، شاملش می شود. در آنجا تصریح کردم که اساسا روزنامه مخالف یا روزنامه حامی و طرفدار بی معنی است.
    - آقای الهام سخنگوی دولت در باره این مبلغ توضیحات روشنی دادند اما مطمئن باشید که توضیحات ایشان تیتر یک روزنامه اعتماد یا اعتمادملی نخواهد شد. به راستی کسانی که اتهامات علیه دولت را به تیتر یک تبدیل می کنند و پاسخ به اتهامات را یا منتشر نمی کنند یا در یک گوشه ای از صفحه روزنامه و به صورت کمرنگ می آورند، پاسخی برای این رفتار خود خواهند داشت ؟!
    موفق باشید
    - ای کاش مشخص می کردید که بنده چه تهمتی به دیگران زده ام.
    - از اینکه نسبت به آخرت بنده ، از خودتان دلسوزی نشان داده اید ، متشکرم.

  8. فرشید گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۵

    سلام
    تا به حال شما رو در این وبلاگ عصبانی ندیده بودم، البته با توجه به این که من قسمت اول متن مصاحبه مورد اشاره رو در همون روز انتشار خونده بودم و کمی هم از بابت مقدمه عجیب و غریبش اول مسخره و بعد حرصم گرفته بود، بهتون حق می دم…
    راستی در همون روز انتشار این مطلب، نه این که خیلی دوست داشتم مصاحبه کننده خودم می بودم و اون مقدمه رو هم خودم می نوشتم از شما چه پنهون اومدم به خودم دیدم دارم تو ذهنم برای اون یک مقدمه می نویسم[معاون مطبوعاتی رییس جمهور، علی اکبر جوانفکر، جوان جوان است، این را نه از محاسن سپیدش که از وبلاگ پر شورش می توان حس کرد، مصاحبه با او اگرچه جذاب می نماید اما سخت و اظطراب آور هم هست چه او خود یک پا وبلاگ نویس است، قلم قوی ای دارد و یک روزنامه نگار قهار است... ] تا بعد از حذف اون مقده و جایگزینی این مقدمه به همراه متنش در بخش عمومی یک شبکه خبری منتشر کنم ولی بعد به جای اون تصمیم گرفتم تا ” اظهار عقیده نظامیان، نقض قانون یا دخالت در سیاست نیست” رو چاپ کنم و همین کار رو هم کردم البته با یک تیتر دیگه: “یادداشت معاون مطبوعاتی رییس جمهور درباره اظهار عقیده نظامیان در امور سیاسی”.
    به هر حال، جناب جوانفکر مطمئن باشید اگر یک درصد حدس می زدم که ناراحت میشید از اون مصاحبه مطمئن باشید که حتما کار تنظیم و انتشار مجددش رو به آخر می رسوندم و حالا هم با کمال میل حاضرم در صورت دریافت فایل صوتی و در صورت تمایل شما، اون مصاحبه رو از نو پیاده و منتشر کنم…

  9. جوان محذوف گفت :

    بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۹

    با سلام به آقای جوانفکر:
    ۱-آیا این فرموده شما که به “اعتماد” اعتماد نکنید بدلیل مخالفت این روزنامه با دولت است؟ و در این صورت تکلیف موافقین دولت چه می شود مثل خورشید و وطن امروز و کیهان! آیا می فرمائید که به آنها هم اعتماد نکنیم؟؟؟ پس به چه کسی باید اعتماد کنیم؟
    ۲-شما که یک مسئول دولتی هستید و موظفید تمام منابع دولتی را به عدالت میان رسانه ها تقسیم کنید آیا فکر می کنید کارتان درست است که علیه یک روزنامه موضع می گیرید؟
    ۳- شما که اعتماد را غیر قابل اعتماد می دانید پس چرا حذفش نمی کنید تا مردم مجبور نباشند به دروغهایش! اعتماد کنند؟
    ممنون از پاسختان.

  10. احمد گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۶

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    ازاینکه پاسخم را دادید ممنونم، آقای جوانفکر می دانید که تقریبا همه روزنامه هایی که در کشور ما فعالند به نوعی وابسته به یکی از جناحهای کشورند این موضوع متاسفانه حتی شامل روزنامه های دولتی نظیر کیهان و ایران نیز می شودکه با پول بیت المال برای گروه خاصی تبلیغ می کنند و علیه گروه دیگر مطلب می نویسند، سوال برای من اینجاست آیا شما قبول دارید که در برخورد با این نشریات اهمال صورت می گیرد؟ قبول دارید نوع جرمی که در کیهان صورت می گیرد اگر بیشتر از شهروند امروز نباشد قطعا کمتر از آن نیست؟ لابد خواهید گفت هیئت نظارت بر مطبوعات اعمال قانون می کند و دولت تنها یک نماینده در آن دارد ولی می دانید که این نوع برخوردها در زمان دولت پیشین لااقل از سوی هیئت نظارت بسیار به ندرت روی می داد، کاش شما و دوستانتان در دولت ضرب المثل یک جوالدوز به خود و یک سوزن به همسایه را رعایت می کردید،جناب جوانفکر خوشحالم که می توانم سخنم را اینگونه به گوش یکی از مسئولان فرهنگی دولت برسانم و از اینکه ای امکان را فراهم کردید بسیار سپاسگزارم.

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴

    احمدی آقا
    با سلام
    بنده در وبلاگ اشاره کرده ام که با نشریاتی مانند اعتماد که از روز اول داعیه ساقط کردن دولت نهم را مطرح کردند و با وقاحت هم به این کار ادامه داده اند ، تسامح شده است و آنها امروز وقیح تر از همیشه به این روند ادامه می دهند. البته وقتی با چنین نشریه ای تسامح می شود طبیعی است که با روزنامه هایی مثل کیهان نیز تسامح می شود و البته این رفتار در جای خود بازتابی از بردباری و متانت دولت نهم است .
    موفق باشید

  12. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۱

    جوان محذوف
    با سلام
    - شما به هرکسی که مایل هستید می توانید اعتماد کنید حتی به اعتماد. بعضی ها ترجیح می دهند سرشان را زیر برف کنند. اشکالی هم ندارد. به این ترتیب شما می توانید تمامی مطالب بنده را نادیده بگیرید و هر روز صبح برای خرید این روزنامه ، پولی را از جیبتان پرداخت کنید.
    - موضع گرفتن علیه یک روزنامه به دلیل اعمال سانسور و تحریف ، اشکال قانونی ندارد.
    - شما راه حل را در حذف دانسته اید که بنده مسوول چنین کاری نیستم اما راه حل بنده ساده تر و کم هزینه تر است و آن هم افشاگری و رو کردن دست کسانی است که از طریق سانسور ، تحریف ، شایعه پراکنی و دروغ پردازی قصد کودتای خزنده علیه دولت منتخب مردم و بازگردن آب رفته به جوی را دارند.
    موفق باشید

  13. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۲

    آقا فرشید عزیز
    با سلام
    - از ابراز لطف شما تشکر می کنم.
    - راست می گویید. این خبرنگار با نحوه برخورد غیرمودبانه اش واقعا عصبانی ام کرده بود. البته من به دلیل جایگاهی که دارم حق ندارم عصبانی شوم اما بالاخره حق بدهید که من هم انسانم و ممکن است عصبانی شوم بویژه وقتی که در روز روشن حرفهایم را تحریف می کنند ، بخشهایی از مصاحبه را سانسور می کنند، سووالاتشان را در هنگام تنظیم مصاحبه تغییر می دهند، پاسخ ها را ناقص چاپ می کنند و…
    - اکنون چهار روز است که از سردبیر روزنامه درخواست کرده ام تا فایل صوتی مصاحبه را برایم ارسال کند. قول داده اند اما تا به حال به آن عمل نکرده اند.
    - نظر شما نسبت به بنده محبت آمیز است و البته فکر می کنم که قلمم آنگونه که فرموده اید قوی نیست .
    موفق باشید

  14. احمد گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۵

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    آیا در زمان دولت پیشین روزنامه کیهان روند ساقط کردن دولت را پیش نگرفته بود؟ چرا با آن بر خورد نشد؟می شود چندین و چند نمونه از تهمتها و دروغهایی که کیهان علیه دولت اصلاح طلب منتشر کرد مثال زد، اگر اعتماد خصوصی است و از جیب خودش این موضع را دارد کیهان دولتی است و از جیب بیت المال موضع ضد مردمی داشت. گناه کدام بیشتر است؟ اگر این عدالت علوی است خدا رحم کند اگر تصمیم بگیرید خلاف آن عمل کنید.
    جناب جوانفکر من نه روزنامه نگارم نه وابسته حزبی، جوانی هستم که ۸ سال عمرم را در دولت اصلاح طلب گذرانده ام و تا امروز ۳ سال در دولت اصولگرا، می توانم لا اقل قضاوتم را در مورد این ۲ دوره به شما بگویم، قصدم از بیان این حرفها خدای ناکرده محکوم کردن شما یا وادار نمودن شما به اقرار اشتباه نیست قصدم روشن شدن ذهن خودم و پیدا کردن پاسخهای پرسشهای فراوانی است که دارم، نوشتار شما در حوزه مطبوعات بود و من هم سوالاتم را در این حوزه مطرح می کنم.

  15. رضا گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۴

    با سلام. چند نکته ای در باب این مطلب:
    داستان حضرت یوسف را که حتما دنبال می کنید. یک سوال: آیا اگر دشمنانی چون کاهنان معبد آمون و دسیسه هایی که آن ها بر علیه یوسف نبی « ره » ترتیب دادند وجود نمی داشت و آن شرایط سخت پیش نمی آمد و در این بین امدادهای الهی برای دفع آن دسیسه ها به یاری نبی خدا نمی آمدند آیا محبوبیتی که حضرت یوسف در پس این اقدامات به لطف خدا کسب نمود را می توانست در غیابشان نیز داشته باشد؟ جناب جوانفکر، خود شما بهتر از من می دانید که حضور رقیب و دشمن برای هر پیکاری چقدر ضروری می باشد. رقیب از آن جهت که سبب ترقی و پیشرفت در کارهایت می گردد و دشمن از آن سو که باعث عزت و اکرم شدنت نزد ناظران یعنی “مردم” می شود و شاید دلیل اصلی ادامه ی فعالیت این جریده تا به امروز همین نکته بوده باشد. به هر حال جناب جوانفکر، توهین به خواست یک ملت محکوم است چه برسد به مخالفت علنی با آن و از سویی اگر منابع ذیصلاح با این اقدام از در سازگاری یا کوتاهی وارد آیند این مسئله می بایست به محضر شریف مردم رسانده شود و هرگونه اهمال مسئولین ذیربط در اطلاع رسانی این امر محکوم است و آن مسئولین فردای قیامت نزد حضرت حق می بایست پاسخگوی این عملشان باشند؛ در این بین تنها چیزی که از آن آسوده خیال هستم این است که دیگر مردممان سطحی و گذرا از کنار این گونه اقدامات عبور نمی کنند و نسل سوم بر خلاف نسل اول که بیشتر با شعار حرف خود را بر کرسی می نشانند تشنه ی اقدام عملی هستند و سند حقانیت این ادعا انتخابات نهم ریاست جمهوری بود. صراحتا اعلام کنم جناب جوانفکر، مردم درست است که سکوت می کنند اما تمام امور را تیزبینانه زیر نظر دارند، اگر مخالف این ادعا هستید پیشنهاد می کنم در اطرافیانتان از پیرمردهایی شروع کنید که به اصطلاح ظاهرشان به این چیزها نمی خورد تا ببینید چقدر بر مسائل اشراف دارند، مسائلی که با شنیدنشان آدمی شاخ در می آورد که این پیرمرد با این سن و سال که ظاهرش به این حرف ها نمی خورد را چه به این مسائل؟ تا برسید به جوانان تا ببینید از چه پرونده ها و مسائلی که خبر ندارند؟ قوه قضائیه با تبرئه ی موسویان به اجبار و فشارهای آقایان و در راسشان هاشمی چهره ی متزلزل خود را لااقل به ماها نشان داد که چه اندازه تحت النفوذ آقایان و آقازاده هایشان است. اینجا می توان به راحتی ضعف اطلاع رسانی را به خوبی درک نمود که مسئولین اطلاع رسانی و در راس آن ها رسانه ی ملی چه خیانت هایی را که در حق مردم انجام نداده است، از آن سو که مردم می بایست خبردار می شدند که همانند دوران ذلالتشان باز شخص دارد به جای آن ها تصمیم می گیرد. آیا بهتر نیست که رسانه ی ملی و مطبوعات کشور به جای تخریب یکدیگر و پخش برنامه های بی فایده ی چون: چه چه زدن های نجفیان با آن کتش که انگار ماشین عروس است که آن همه گل در آن می نهد و امثالش و چند ده مورد دیگر، بیشترین انرژیش را بر روی اطلاع رسانی شفاف متمرکز کند و در این بین جناب جوانفکر شما و آقای کلهر که در راس دو حوزه ی مهم قرار گرفته اید به راستی برای تحقق شعارهای دکتر احمدی نژاد در مبارزه با فاسدین و تبعیض هایشان تا به امروز چه کرده اید؟ از آن جمله ی به کار فته در متنتان که فرموده ی مدیرمسئول اعتماد بود به والله خنده ام می آید. جناب جوانفکر زمانی که طرف مقابل ادب را زیر پا می گذازد دیگر چه معنا دارد که شما یا من و یا هر شخص دیگری باز از در ادب وارد شویم، نمی دانم مدیرمسئول اعتماد سگ کیست که می خواهد اراده و تصمیم یک ملت را ساقط کند و به جای ملت تصمیم بگیرد و خواست خودش را بر ملت تحمیل کند؟ نکند این فردی که اصلا نمی شناسمش و تمایلی هم به شناختش ندارم هاشمی رفسنجانی ای که تمام اقتصاد کشور در دستان فائزه و مهدیش بود را فراموش کرده که چطور دمش توسط همین مردم چیده شد؟ جناب جوانفکر با شخص کاری ندارم، اما زمانی که شخصی از میان مردم منتخب شد بر هر کس دیگری که با انتخاب وی مخالف بوده واجب است که به جای سنگ اندازی گردنش را در برابر خواست اکثریت خم کند. و اما کلام آخر: جناب جوانفکر، این ملت تا به امروز آنقدر وعده های توخالی دیده اند و شنیده اند که به واقعیات هم با دیده ی تردید می نگرند، پس نگران روزنامه ی اعتماد نباشید، شما اگر خدا را همواره ناظر بر اعمالتان بدانید مطمئن باشید اگر به جای اعتماد همه ی روزنامه ها و همه ی رسانه های کشور علیه تان موضع بگیرند کار به جایی نخواهند برد، حق همواره پیروز بوده و هست، همانگونه که در برابر ارتش پنجم جهان با دستان خالی پیروز شد.

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۷

    آقا رضا
    با سلام
    از ابراز لطف شما سپاسگزارم.
    قضاوت شما در باره مسائلی که مطرح کرده اید محترم است اما بنده به دلیل جایگاهی که در آن مشغول کارم ، باید به مسائل تعامل خاص خود را داشته باشم.
    به هر حال از توجه شما به موضوع سپاسگزارم.
    موفق باشید

  17. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۰

    احمد آقا
    با سلام
    من در موضع دفاع از عملکرد هیچ روزنامه ای نیستم. روزنامه شان و منزلتی دارد که باید رعایت شود. روزنامه می تواند دیدگاه خود را در مخالفت یا موافقت با یک موضوع یا یک پدیده سیاسی یا اجتماعی یا اقتصادی در جای مخصوص یعنی سرمقاله یا یادداشت منعکس کند اما فرایند اطلاع رسانی مانند جمع آوری اطلاعات ، پردازش اطلاعات و نشر آنها را از آسیب مصون نگه دارد. بالاخره مردم باید بر اساس شناخت درست از تحولات داخلی و خارجی در باره آینده کشور و سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند و این امر مستلزم صداقت ، امانت داری ، راستگویی و حق گرایی رسانه های ارتباط جمعی است. من معیارها و موازین انجام رسالت مطبوعات را تبیین کرده ام و نگاهم به این مساله اصلا حزبی و گروهی و باندی نیست و بنده هم به هیچ حزب و گروهی ، وابستگی یا تعلق خاطر ندارم.
    من و شما باید سعی کنیم نگاهمان به عملکرد دولتها واقع بینانه و به دور از هرگونه تعصبی باشد. تعصب مانع از گرایش به سوی حقیقت می شود. هرکسی در معرض ارتکاب اشتباه قرار دارد و هیچکس هم مصون از خطا نیست اما این مساله نباید باعث شود میان افرادی که در مسیر حق و عدالت گام برمی دارند با کسانی که جهت گیریهایشان بر خلاف آن است تفاوت قائل نشویم. این دو یکسان نیستند هرچند هر دو را ممکن الخطا فرض کنیم.
    بنده مدعی پاسخگو بودن به همه سووالات شما نیستم اما در حد ظرفیت فکری و فرصتی که در اختیار دارم ، به سووالات شما پاسخ خواهم داد با این امید که از اقناع لازم برخوردار باشد.
    موفق باشید

  18. سلام گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۴

    با سلام مجدد جهت تکمیل حرفهای سابقم جنابعالی به آقای حضرتی تهمت همکاری با شهرام جزایری را زدید در حالیکه اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد به قوه قضائیه مربوط است و من و شما حق نداریم آن را در منظر دید دیگران بگذاریم.از طرف دیگر شما از طرفی میگویید دولت در هیئت نظارت یک رای بیشتر ندارد که این هم نوعی عوام فریبی است چرا که بقیه اعضاء هم از طرفداران دولتند و از طرفی از بردباری دولت در برابر روزنامه ها صحبت میکنید.یعنی چه؟مثلا میخواهید سخنگوی دولت یا شما و دیگری بتوانید روزنامه ها را تعطیل کنید.از طرف دیگر با حالتی خاص از من به خاطر اینکه به فکر آخرت شما هستم تشکر کرده اید در حالیکه همه ما باید به فکر آخرتنان باشیم.در ضمن اصولا حرفهای آقای الهام قابلیت اعتماد ندارد که توقع دارید تیتر یک روزنامه ها شود.سوابق آقای الهام و تکذیب و تاییدهای ایشان موید این مطلب است.با وجود تمام اینها از جنابعالی به خاطر فراهم کردن چنین فضایی تشکر میکنم.

  19. کیوان مهرگان گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۴

    اقای جوانفکر!از افشاگری های شما بسیار متشکرم.امید با این افشاگری ها به وظایف مشاوره ای تان خوب برسید.
    اما شما استعداد خوبی برای سانسور دارید. شما که این همه از سانسور به ستوه آمدید چرا اسم شورای نگهبان را از فهرست پول بگیران از شهرام جزایری حذف کردید؟چرا رویتان نشد که اسم موسی قربانی را کامل بنویسید؟ راستی ما جرات نداشتیم دوگانگی اظهار نظر اقای رئیس جمهور درباره وجود همجنس بازان در ایران وتوقیف روزنامه پرتیراژ کشور به اتهام چاپ یک مطلب از یک منهم به این موضوع را چاپ کنیم،شما چرا آن را هم اضافه نکردید؟
    معنای اطلاعرسانی شفاف ،دقیق را از رزونامه دولت یاد گرفته بودم اما با این سینه چاکی شما بهتر فهمیدم.
    ما که جا نداشتیم مطالب شما را کامل کار کنیم.امیدوارم شما جا داشته باشید وسانسور نکنید واین پیام را چاپ کنید.

  20. sanayenews گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۳

    http://www.sanayenews.com/content/view/13573/1/

  21. جوان محذوف گفت :

    بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۶

    آقای جوانفکر عزیز
    نفرمودید که شما که مخالفت و موافقت از پدیده ای را برای رسانه ها مذموم می دانید آیا می فرمائید که به کیهان و وطن امروز و خورشید که موافق دولتند هم اعتماد نکنیم؟ یا شاید هم چون اینها موافقند حکم دیگری دارند؟

  22. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۲۹

    آقای مهرگان
    با سلام
    - از اینکه شما اسم خبرنگار روی خودتان گذاشته اید ، واقعا متاسفم .
    - اسم شورای نگهبان و موسی قربانی را به خاطر مصالح خود شما در ابهام گذاشتم که ممکن است در معرض شکایت شورای نگهبان و آقای قربانی قرار بگیرید. به هرحال پیداست که نباید ملاحظه شما را می کردم حتی در مورد موضوع بی ربطی مثل همجنس بازان که شما مدعی دوگانگی در اظهار نظر رئیس جمهور شده اید.
    - شما برای همه مطالبی تحریف شده و سووالات بی ربطی که بعدا در مصاحبه جا سازی کردید جا داشتید ، الا بخشهایی که ممکن بود به ضررتان باشد!
    شما اگر مطلب دیگری هم داشته باشید ، اینجا سانسور نمی شود و می توانید آن را منتشر کنید.

  23. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۴۳

    با سلام
    - بنده به آقای حضرتی تهمت همکاری با شهرام جزایری را نزدم.به خبرنگار گفتم که روح پرسشگری او نباید محدود به یک یا دو مساله خاص باشد بلکه باید در همه مسائل به پرسشگری بپردازد از جمله اینکه دست آقای حضرتی در جیب شهرام جزایری چه می کرده است. این مساله پیشتر از سوی دستگاه قضایی اعلام شده اما رسانه ها موضوع را پیگیری نکردند.
    - شما دولت را عوامفریب خوانده اید ، اظهارات سخنگوی دولت را مردود می دانید و ما را به تعطیل کردن روزنامه ها متهم کرده اید. خدا از شما قبول کند. به راستی این مواضع شما ناشی از فکر کردن به آخرتتان است؟
    موفق باشید

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۵۷

    جوان محترم
    با سلام
    پاسخ شما را در کامنت قبلی دادم. شما به هر روزنامه ای که مایلید می توانید اعتماد کنید حتی روزنامه اعتماد. شاید لازم نباشد که تا این حد برای یافتن پاسخ به خودتان فشار بیاورید.
    موفق باشید

  25. احمد گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۲

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام
    شاید شما موضع دفاع از هیچ روزنامه ای را نداشته باشید ولی قطعا موضع مخالفت دارید تا آن حد که به مردم می گوید به نشریه ای اعتماد نکنند،
    برادر بزرگوار هر نشریه ای ولو مخالف صدای جمعی است که می خواهند عقیده و قضاوت خود را در مورد موضوعات گوناگون به گوش جامعه برسانند، تعطیلی یک نشریه یعنی خفه کردن این صدا، و کسی که نتواند حرف بزند برای بیان نظرات خویش به ابزاری توسل می جوید که نه به صلاح اوست و نه به صلاح جامعه، مسلما روزنامه اعتماد نمی تواند دولت را ساقط کند،خصوصا اینکه رسانه های منسوب به دولت از لحاظ حجم تبلیغات ، تیراژ، سهولت دسترسی و… در وضعیت بسیار بهتری قرار دارند،
    آقای جوانفکر اگر می گویم یک جوالدوز به خود و یک سوزن به همسایه بزنید دقیقا منظورم این است که با اصلاح منش نشریاتی مثل کیهان ویا سایت رجا نیوز به سالم سازی فضای مطبوعات کمک شایانی کرده اید، در روزگاری که آن همه نشریه در اختیار اصلاح طلبان بود چه اتفاقی برای کشور افتاد که امروز نگران نشریه ای چون اعتمادید، آقای جوانفکر به لحاظ سنی شما بسیار بزرگتر ازمن و طبعا با تجربه ترید گمان نمی کنم این طرز تفکر در مورد مطبوعات کار درستی باشد، در مورد موضع دولت در مجال دیگری بحث می کنیم.

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵

    احمد آقا
    با سلام
    - بله من در موضع مخالفت با نشریه ای هستم که به سانسور و تحریف و تقطیع سخنان دیگران می پردازد و همچنین نگاه سیاسی خود را در فرایند اطلاع رسانی به مردم که باید از هرگونه دست اندازی مصون بماند، دخالت می دهد. بنده از ابراز مخالفت با چنین نشریه ای هیچ ابایی ندارم و آن را به زیان کشور و مردم می دانم.
    - تفسیر شما از نشریه به عنوان صدای مخالف یک جمع را قبول ندارم. نشریه می تواند دیدگاه سیاسی خود را در جای مخصوص نشریه به مخاطبانش ارائه کند. کاری که در همه جای دنیا مرسوم است اما فرایند اطلاع رسانی به مردم نباید آسیب ببیند. این دوستان شما تفسیر خبری را به عنوان خبر به خورد مردم می دهند و این کار در علم ارتباطات هیچ جایگاهی ندارد.
    - واقعا جای تاسف دارد که شما در صدد توجیه و دفاع از موضع رسمی یک روزنامه مبنی بر تلاش برای ساقط کردن دولت منتخب مردم برآمده اید. در کدام کشور آزاد جهان ، مدیر مسوول یک روزنامه می تواند به اتخاذ چنین موضعی بپردازد! و آزادانه هم به همان کار ادامه دهد؟
    - بنده در موضع دفاع از منش کیهان یا سایت رجا نیوز نیستم.
    - بنده هم عقیده شما را دارم . اگر قرار بود نشریات و رسانه ها در تصمیم مردم تاثیر تعیین کننده ای داشته باشند ، این اتفاق در دولت خاتمی با آن همه نشریه ای که در اختیار داشتند بوقوع می پیوست و مردم رای خود را به کسی می دادند که روزنامه های طرفدار دولت از او حمایت کرده بودند! مستند به همین حقیقت است که معتقدم هیچ رسانه ای نباید وابسته به احزاب و گروههای سیاسی باشد یا به قول شما صدای مخالف باشد. صدای مخالف یعنی کار حزبی و سیاسی نه رسانه ای
    - بنده هیچ نگرانی از روزنامه اعتماد ندارم اما شما باید تحمل افشاگری و شنیدن صدای اعتراض بنده را هم داشته باشید.
    تعصب چیزی خوبی نیست . تعصب باعث می شود که همیشه از دیگران بخواهیم یک جوالدوز به خودشان بزنند اما هیچ سوزنی به دیگران نزنند.
    موفق باشید
    -

  27. درس اول گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۲

    با سلام ، باید یکسری مسائل اجتماعی-که مسائل سیاسی هم زیر گروه آن می باشد- در ایران ریشه یابی گردد تا بتوان برای اصلاح امور و رفع نقائص برنامه ریزی فرهنگی و آموزشی کرد. چرا باید یک رئیس دولت و حداکثر اعضاء کابینه و مدیران منتصب آن داعیه کارهایی را داشته باشند که در حوزه کاری و وظیفه ای سایر نهاد های مردمی ، علمی ، فرهنگی و دولتی است ؟! (بهتر است برای دور نشدن از اصل موضوع وارد آن نشویم !)چرا بعضی از روزنامه ها باید مروج فرهنگ بیگانه و یا دین ستیزی و یا هویت زدائی مردم باشند ؟ چرا باید قد و قواره تعدادی از روشنفکران ما فقط در حد یک مترجم و دنباله رو افکار دیگران باشد و زحمت “”یافتن خود را”” به خود راه ندهند؟ چرا هرکسی به خود اجازه می دهد در کلیه امور و زمینه ها خود را صاحب نظر ترین و بهترین دانسته و بدتر از آن در صورت به قدرت رسیدن “”باور ها و یافته های خود “”را با تمام هزینه های ممکن به خورد مردم و آیندگان بدهد ؟ اینکه روزنامه ها جای احزاب را گرفته اند واقعیتی تلخ است که باید برای آن چاره اندیشی شود.اینکه مصاحبه مطبوعاتی با مناظره دو رقیب سیاسی یا فکری بدل می شود یک درد است که باید درمان گردد. و صد البته با طرح در دادگاه مطبوعات و تعطیلی و توقف انتشار فقط صورت مسئله پاک می گردد و خود عوارض بعدی را به دنبال می آورد.البته فراموش نشود مصاحبه مطبوعاتی جایگاه نزاع و جدل نیست که متاسفانه در این مصاحبه خیلی پررنگ است. مصاحبه شونده ای در قامت مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور نمی بایستی به این ورطه می افتاد و حال که جنین شده است نباید ابراز پشیمانی کند !! بلکه باید درس های آن را باید برای آینده فرا بگیرد. روزنامه های مخالف دولت را هم نباید مخالف کلیت نظام تلقی نمود .بخصوص باید توجه داشت که جوانی “جویای نام و شهرت” مصاحبه کننده است ! قبلاً هم گفته ایم مهم تر از این مسائل این نکته است که درس ها و تجربیات کسب شده را برای موراد بعدی بکار بندیم و در اختیار مدیران و مسؤلان تصمیم گیر قرار دهیم . موفق باشید .درس اول

  28. آزاد گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۱۵

    سلام،عجب!پس شما هم به روز جزا اعتقاد دارید!؟رویه شما و دوستانتان که چنین چیزی را نشان نمی دهد.آنهمه انسانهای متدین و نیک سیرتی را که در انتخابات مجلس هشتم در هیاتهای اجرایی به اتهامات واهی رد صلاحیت کردید در فردای قیامت چگونه می خواهید راضی کنید؟واقعا چه کسانی در این کشور به دنبال مفسده هستند؟

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۲

    آقای شمسایی
    با سلام
    بنده هیچکس را رد صلاحیت نکرده ام. البته این امر به معنای موافقت یا مخالفت با رد صلاحیت های مورد نظر شما نیست.
    ضمنا به روز جزا هم اعتقاد دارم و شخصا دوست دارم هرچه زودتر از این مسوولیت رهایی پیدا کنم زیرا از بار سنگین روز جزا حسابی می ترسم.
    موفق باشید

  30. masoud گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۳

    خاتمی بیاید چرا؟؟ نیاید چرا؟؟ اقای خاتمی رییس جمهور پیشین کشورمان چند روز پیش اعلام کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری کردند که البته بازتابی که جریان طرفدار خاتمی انتظارش را داشتند در میان رسانه ها و مردم دیده نشد بنده می خواهم منصفانه دلایلی را برای امدن یا نیامدن اقای خاتمی بیا ن کنم دلایلی که با امدن ایشان موافقم ۱-روشن شدن بهتر خطوط سیاسی و وزن جریان ها ۲-برخورد اندیشه ها و تقابل معیارها ۳-تقابل نوع مدیریت ها ۴-مشخص شدن گرایش عمومی مردم و در نهایت شور شعف انتخاباتی به دلایل فوق که می تواند به حضور حداکثری مردم که خواست همه ی ماست بینجامد .
    ولی اقای خاتمی چرا نباید بیاید و دلیل امدنش چیست ؟مگر ایشان چه کار ناتمامی دارند که هشت سال برایشان کافی نبود ایا ایشان قدرت طلب هستند یا جبهه ی اصلاحات از ژنرال تهی شده یا حرفی برای گفتن ندارند و رو به حرف های تکراری اورده اند مطمئا” و قطعا” ایشان نمی توانند ادعای در مورد کارهای عمرانی و سیاست خارجی داشته باشند چون دراین حوزه ها حرف چندانی برای گفتن نداشته اند حتی گل سرسبد سیاست خارجی خاتمی یعنی گفتگوی تمدن ها منتهی به قرار گرفتن ایران در محور شرارت جرج بوش شد و در ادامه نیز سیاست خارجی گل و بلبل خاتمی منجر به باجدهی زنجیره ای به زیاده خواهی های غرب شد پس به نظر شما دلیل امدن دوباره اقای خاتمی چیست ؟ایشان به کدام هدفشان دست نیافتند ؟ ایا خاتمی خودش می اید ؟ یا طبق معمول می خواهد سناریوی احزاب از نوک ناخن تا فرق سر غرب زده را اجرا کند؟ایا خاتمی قدرت نه گفتن را دارد ؟یا دوباره تدارکات چی مجاهدین و مشارکت و ملی مذهبی ها خواهد شد؟
    قضاوت با شما

  31. متین گفت :

    بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۰۳

    سلام
    خودتان را زیاد ناراحت نکنید تیراژ این روزنامه در حدی نیست که بتواند تاثیری کشوری و در خور تحصین داشته باشد و لایق نشان دادن واکنش .

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶

    آقای متین
    با سلام
    یعنی اگر روزنامه ای تیراژش پایین باشد حق دارد به سانسور و تحریف سخن دیگران بپردازد؟
    موفق باشید

  33. masoud گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۷

    چرا احمدی نژاد مظلوم است و با کدامین برهان می خواهند از او عبور کنند ؟؟
    از زمان روی کار امدن دکتر احمدی نژاد{ که با پشت سر گذاشتن رقیبان قدرتمندی همراه بود که هرکدام مدعی نشستن بر مسند ریاست جمهوری بودند }عده ای دمیدن در بوق ناکامی ویا به قولی سنگ اندازی را از همان چهارم تیر شروع کردند واین شروع مظلومیت ملت به خاطر انتخابش و منتخب ملت به خاطر انتخاب شدنش بود که به قول خود رییس جمهور که می گفت وارد منطقه ممنوعه قدرت شده است که البته وقایع بعداز ان این قضیه به خوبی اشکار کرد که به چند مورد ان اشاره می شود
    ۱-تخریب گسترده زمان انتخابات ومخصوصا” در دور دوم ان واتحاد نامبارک تقریبا” تمامی جرایان های راستی و چپی برای عدم پیروزی دکتر که ذهن انسان را به ۱۴۰۰سال قبل و جنگ احزاب می برد
    ۲-عده ای دم از این می زدند که ما شش ماهه عدم کفایت ایشان را می گیریم و برکنارش می کنیم .
    ۳-قضیه بانک پ که در ان نزدیک هزار ملیارد تومن در بازار مسکن تهران هزینه شد و باعث تورم بسیار شدیدی در بازار مسکن و تسری ان به به بازار های کل کشور شد که البته با عنایت خداوند و عملکرد دولت ای قضیه در حال فروکش کردن است {حالا بماند که بانک پ به کجا بند است}
    ۴-قضیه دانشگاه آزاد که اقایان ان را ملک پدری خود می دانند که حتی در سال ۸۵اقای x دعا کرد که خداوند شر موذیان را از سر دانشگاه ازاد کم کند تا بهتر بتوانند به مردم خدمت کنند یا به عبارتی به خدمت مردم برسند{البته قضیه دانشگاه ازاد سر دراز دارد وچه افشاگری هایی که در سال جاری نشد ؟؟؟}
    ۵-تبلیغ و تخریب گسترده گسترده علیه دولت که معایب ان را بسیار بزرگ و محاسنش را بسیار ناچیز و حقیر قلمداد کردند
    ۶-اشکال گیری از تمامی عملکردها و کارهای دولت به منظور منفعل وفلج کردن ان
    به نظر حقیر اقای احمدی نژاد با شجاعت مثال زدنی شان دست به جراحی اساسی دراین بیمار زدند { البته خیلی ها خواستند ولی جراتش را نداشتند} که البته بدون درد هم نیست پس بیایید دست جراحمان را بفشاریم ویاریش کنیم نه اینکه زیر ساتور ببریم
    التماس دعا

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر