بلوغ سیاسی با عبرت از گذشته

آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی اخیرا در سخنانی گفته است: امروز ما  به مرحله بلوغ رسیده ایم و نباید نگاه به عقب داشته باشیم ، چون چالشهای زیادی پیش رو داریم که باید توان کشور مصروف آن شود. باید ضمن پرهیز از مرزبندیهای سیاسی برای پیشرفت کشور از تمام  مدیران لایق و قابل ، استفاده کنیم.

در نگاه اول، سخنان مزبور ، منطقی و قابل قبول به نظر می آیند اما با تاملی بیشتر در این اظهارات ، می توان لایه هایی از باورها و تفکرات ایشان را مورد بررسی و نقد قرار داد.

درست است که درک و بینش بالایی در کشور نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی وجود دارد اما بلوغ سیاسی نیز دارای نشانه هایی است که بیشتر باید به جست و جوی آن در میان برخی از خواص پرداخت ، چرا که مردم به تجربه و در عمل ، بلوغ سیاسی خود را بارها و به شکل برجسته و بعضا حیرت انگیزی به اثبات رسانده اند.

بیان این سخنان از سوی رئیس محترم مجلس شورای اسلامی ، ممکن است دلیلی بر عدم بلوغ سیاسی تلقی شود زیرا نگاه به عقب ، اولا در تضاد با بلوغ سیاسی نیست و ثانیا یکی از نشانه های بلوغ سیاسی آن است که نه تنها نگاهی و درنگی بلکه تاملی و تدبری عمیق و پندآموز به عقب داشته باشیم. بدانیم چگونه ، از چه راهی و با تحمل چه سختی ها و مشکلاتی به اینجا رسیده ایم . دلایل و عوامل برخی عقب افتادگی ها، کند روی ها ، تندرویها ، شکست ها و پیروزی ها را بازشناسی و بازتعریف کنیم ، به نقاط ضعف و قوت خود در گذشته توجه نماییم ، اشتباهات و خطاهای هزینه بر اسلاف خود را به منظور اجتناب از تکرار آنها مشخص کنیم و صف دوستان، خادمان، خودی ها، همراهان، دلسوزان و غمخواران مردم را از صف دشمنان و عوامل آنها ، کینه توزان ، فرصت طلبان ، قدرت طلبان ، دین ستیزان و بیگانه پرستان، هرچند تعدادشان کم و اندک باشد، جدا نماییم.

بدون تردید ، شفاف سازی در همه مسائل کشور ، مطلوب انقلاب ، نظام اسلامی و مردم و در عین حال امری لازم و ضروری است و در مقابل آن، وضعیت مبهم ، آشفته و غبار آلود ، مطلوب دشمن و پرهیز از آن شرط عقل و تدبیر است زیرا در چنین شرایطی، تشخیص دوست از غیردوست دشوار و غیرممکن خواهد شد و چه بسا در چنین فضایی ، خصم به کمین نشسته ، فرصت نفوذ و تاثیرگذاری پیدا می کند ، برخی از یاران ، دچار غفلت می شوند و ناخواسته و نادانسته ، تیشه بر ریشه خودی ها فرود می آورند ، دشمن غدار به ایجاد پایگاههای جدید می پردازد ، اشتباهات گذشته بازهم تکرار می شود و فرصت ها ، در اختیار کسانی قرار گیرد که آموخته اند چگونه تسمه از گرده طبقات متوسط و پایین جامعه بکشند ، چگونه بر منابع عمومی، چنگ بیندازند و به غارتگری و چپاول سرمایه های کشور بپردازند!

مطالعه تاریخ و اندیشه در حوادث مهم تاریخی ، این نکته پندآموز را پدیدار می سازد که قطع ارتباط یک ملت با گذشته تلخ و شیرین خویش ، بیگانه شدن او با داشته ها و اندوخته های فرهنگی ، معنوی و انسانی اش و به کار نبستن تجارب اسلاف خود و نیز درس نیاموختن از رویدادهای عبرت انگیز ، آسیب پذیری شدید آن ملت را درپی دارد و هویت و اصالت او را به طور جدی با تهدید مواجه می سازد. برحذر داشتن مردم و مسوولان کشور از نگاه به گذشته ، به همان اندازه خطرناک است که بدون شفاف سازی و در یک فضای پرابهام و مغشوش، بخواهیم توان کشور را صرف چالشهای پیش رو نماییم.

تجربه به ما آموخته است که عوامل دلبسته به بیگانه و منفعت طلبان و سرمایه سالاران بی درد همواره در پناه شعارهای اغواکننده ای مانند چند صدایی ، همگرایی ، هم اندیشی ، نگاه فراگیر ، پرهیز از تنگ نظری و نظایر آن ، راه خود را به سوی دست اندازی به مراکز قدرت و در پی آن منابع عمومی هموار کرده اند ، بنابراین آنها نه تنها هیچ توانی را صرف حل مشکلات کشور نخواهند کرد بلکه از هر فرصتی برای افزودن بر بار مشکلات مردم بهره خواهند جست.

آقای لاریجانی رئیس محترم مجلس در بخش دیگری از سخنان خود ، با تاکید بر لزوم پرهیز از مرزبندیهای سیاسی ، استفاده از تمام مدیران لایق و قابل را برای پیشرفت کشور توصیه کرده است.

تجربه دولت نهم نشان داده است که رئیس جمهور احمدی نژاد ، برای سپردن مصادر امور دستگاههای اجرایی به خادمان مردم ، فقط بر صلاحیت های فکری، مدیریتی ، اخلاقی و تجارب عملی آنها تاکید داشته و مرزبندیهای سیاسی ، تنها معیاری بوده که وی در بررسی های خود ، آن را نادیده انگاشته است و از همین رو ، در میان اعضای کابینه و مدیران دولت نهم ، افرادی با نگرشها و سلایق متفاوت سیاسی دیده می شوند اما این امر نباید به دستاویزی برای میدان دادن به کسانی تبدیل شود که باور به یک دیدگاه و مشرب سیاسی را به اصول اعتقادی و عملی خود تبدیل کرده و همه مناسبات و تعاملات کاری و اجتماعی مرتبط با مسوولیت خود را تحت الشعاع سلیقه سیاسی خویش قرار می دهند.

اعضای هیات وزیران در میثاق نامه خود با رئیس جمهور ، همپیمان شده اند تا تمامی توان خود را صرف تحقق برنامه های دولت اسلامی کنند و در گزینش همکاران، شایسته سالاری، تقوا، مردمداری، کاردانی و کارآمدی، ساده زیستی و روحیه خدمت گزاری به مردم را بر هر معیار دیگری ترجیح دهند و از هر نوع رابطه بازی، گروهگرایی و جناح بازی به شدت خودداری نمایند.

اینک جای طرح این سووال از آقای لاریجانی وجود دارد که با رویکرد دولت نهم به عرصه واگذاری مسوولیت ها، به راستی چه جایی برای این سخنان باقی می ماند؟ مدیران “لایق و قابل” مد نظر ایشان چه کسانی هستند؟ آیا این سخنان به معنای آن است که مدیریت کشور بار دیگر باید به یک حلقه بسته از مدیران خاص بازگردانده شود؟ آیا با نفی مرزبندیهای سیاسی ، باید به دنبال شکل گیری آشفته بازاری باشیم که در آن خادم و خائن را نتوان از یکدیگر تمیز داد ؟

آقای لاریجانی همچنین در سخنان دیگری، دخالت دولت در اقتصاد را غیرصحیح و خلاف عدالت دانسته و تاکید کرده است که دولت باید با کاهش تصدی گریها اجازه دهد مردم عنان امور را در دست بگیرند تا اقتصاد کشور شکوفا شود.

با وجود تکرار برخی مداخلات مجلس شورای اسلامی در امور اجرایی کشور ، شایسته نیست که پیوسته اهمیت و ضرورت رعایت اصل تفکیک قوا به رئیس محترم قوه مقننه گوشزد شود و صد البته این حق برای رئیس محترم جمهور محفوظ است که به عنوان مجری قانون اساسی، در موارد ضرورت و از مجاری شایسته ، رعایت مواد آن را به دیگران متذکر شود.

دولت نهم به شدت قانونگرا و به اجرای قوانین پایبند است بنابراین در همه امور اجرایی کشور از جمله مسائل اقتصادی ، این مجلس شورای اسلامی است که چگونگی و چارچوب قانونی اقدامات دولت در امور کشور را مشخص می سازد. آیا زیر سووال بردن دخالت دولت در اقتصاد از سوی آقای لاریجانی به منزله وارد کردن اشکال به مصوبات مجلس است ؟ آیا تکرار اظهارات ضد دولتی از موضع یک مقام عالیرتبه رسمی که بازتاب وسیعی در افکار عمومی پیدا می کند، به منزله چراغ سبز به دیگران برای بازکردن آتش توپخانه تبلیغاتی علیه دولت بویژه در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیست ؟

اگر چنین برداشتی درست باشد ، خرده گرفتن به دوست و همکار دیرینه شما در راس دیوان محاسبات که با بی پروایی تمام و بدون درخواست توضیح ، دولت نهم را متهم به دو هزار مورد انحراف از قانون بودجه کرده است ، منصفانه نخواهد بود.

مستند به آمار و گزارشهای غیرقابل خدشه ، ادعا می کنیم که دولت نهم در جهت کاهش تصدی گریها و سپردن امور کشور به مردم ، بیشترین و موثرترین اقدامات عملی را به انجام رسانده و بالاترین میزان واگذاریها در این دولت صورت گرفته است. به راستی آقای لاریجانی به زمان بیان این سخنان توجه دارد؟ بدون تردید ، سخنانی که چهار سال پیش می توانست مخاطبان بیشتری را جذب کند، امروز توجه چندانی را برنمی انگیزاند و شاید لازم باشد که برخی از مشاوران ، دفترچه یادداشت های مربوط به محورهای تبلیغاتی انتخابات نهم ریاست جمهوری را مورد بازنگری قرار دهند تا سخنان تبلیغاتی ایشان دچار انحراف از واقعیت های روز کشور نشود !

۹۲ نظر »

  1. فرشید گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۴۱

    سلام
    به به، به به، بابا جناب جوانفکر به قول فرنگیا حسابی سوپرایزمون کردید، چه فعال شدید در زمینه نوشتن، تبریک میگم، یک، احمدی نژاد تا شما رو داره غم نداره، دو، یه نظر کوچولو هم دارم، سه:
    می خواستم به حضور انور جناب آقای لاریجانی که جدیدا به شدت نامهربون شده با ماو به قول شما شده چراغ سبزی برای فرصت طلبای در کمین نشسته، یادآور شم که قربون شکله ماهت بشم ، عزیز دل، بیگانه جدا دوست جدا می شکند، بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا می شکند…………….

  2. محسنی گفت :

    بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۱۲

    آقای جوانفکر سلام.
    فرمودید که:”رئیس جمهور احمدی نژاد ، برای سپردن مصادر امور دستگاههای اجرایی به خادمان مردم ، فقط بر صلاحیت های فکری، مدیریتی ، اخلاقی و تجارب عملی آنها تاکید داشته و مرزبندیهای سیاسی ، تنها معیاری بوده که وی در بررسی های خود ، آن را نادیده انگاشته است”
    احتراما:
    ۱-ممکن است بفرمائید چند نفر از مدیران باتجربه دولتهای هاشمی و خاتمی بدون در نظر گرفتن مرزبندی سیاسی در دولت آقای احمدی نژاد حضور دارند؟
    ۲-در ضمن ممکن است بفرمائید اگر واقعا صلاحیتهای فکری و مدیریتی و اخلاقی و تجارب عملی برای دولت شما مهم بود پس چرا اینهمه مدیر باتجربه و توانمند اکنون خانه نشینند؟ و یا اینکه نکند خدای ناکرده شما تمام مدیران سابق خانه نشین شده امروز را نالایق و بی صلاحیت می دانید؟

  3. محمدرضا نظری گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۹

    سلام
    آقای جوانفکر در ایران با اینکه قانون وجود دارد ولی به ازای هر فرد درون قدرت و حاکمیت تفسیر از قانون وجود دارد.
    شما وزیر کشور دولت نهم را با توجه به سابقه امنیتی و اجرایی که دارد متهم می کنید که چرا دولت نهم را به دو هزار تخلف از قانون بودجه متهم می کند در حالی که اکثر تحلیلگران می دانند این اتهام زنی دوسویه بیشتر انگیزه های سیاسی و انتخاباتی دارد.
    ای کاش احترام به قانون حتی مانند برخی کشورهای آسیای جنوب شرقی در کشورمان محترم بود که وزیر و یا حتی مدیری که ناکارآمدی خود را در می یافت بدون پروا با عذرخواهی از مردم از سمت خود کنار می رود ولی در کشورمان مدیرانی هستند که صندلی قدرت خود را آنچنان در آغوش میگیرند که انگار این تنها پیرهن وی در دوران خلقت است و حتی برای حفظ آن اخلاق و دین را به مسلخ می برد.

  4. محمد گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۵

    «کسی که خودش را به خواب زده است هرگز نمی‌توان بیدار کرد»، دوست عزیز شما خودتان را بدجوری به خواب زده اید، طوری از سپردن امور کشور به مردم سخن می‌گویید که انگار مردم نمی‌دانند که چه نسبت فامیلی‌ای در دم و دستگاه آقا محمود خان ، بین افراد وجود دارد، انگار کسی نمی‌داند که آقایان هاشمی ثمره، آقای مشایی، و…. چه نسبت فامیلی‌ای با محمود دارند، انگار که باند بازی‌ها را ندیده‌اند وانگار نمی‌دانند که از سمت‌ها برای چه اهداف کثیفی استفاده کرده‌اید، انگار کسی نمی‌داند که همسر حسین شریعت مداری کیهان، بعد از چند تیتر انتقادی چه پستی گرفت و الهام خان صد شغله، کردان متقلب و حتی خود شمای متقلب را که حقیقت را می‌دانید ولی خودتان را چسبانده‌اید به حرب اللهی نماهای مقدس ماب را نمی‌شناسند، من از کسانی بودم که در انتخابات گذشته به احمدی نژاد رای دادم البته به همراه تمام خانواده‌ام، اما حالا با این دروغ‌ها از این شما و تمام دار و دسته‌اتان متنفرم و این بار هر کسی که در انتخابات درمقابل محمود احمدی نژاد بایستد رای می‌دهم چون مطمئن هستم که او لااقل این قدر دروغگو و متقلب و ظاهر ساز نیست

  5. سامان گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۴۸

    سلام آقای دکتر. من به جزییات مطرح شده توجه زیادی ندارم و از معادلات قدرت و رقابت برای کسب میز و جایگاه چیزی نمی‌فهمم. فقط می‌خواهم از شما یک خواهش داشته باشم. یک مقدار منصف باشید. این طوری که شما می‌نویسید، کسی که نداند فکر می‌کند ایرانیان در مدینه‌ی فاضله‌ زندگی می‌کنند. اما باور کنید اینطور نیست. اصلاً بنای آن را ندارم که مثال بیاورم و جدل کنم. اما در مورد پایبند بودن دولت به قانون و…، شما به خوبی می‌دانید که واقعیت، متفاوت و از جنس دیگر است. اجازه بدهید حال که امکان نقد قدرت و به چالش کشیدن رویکردهای اشتباه توسط مردم وجود ندارد و آزادی تجمعات و… به رسمیت شناخته نمی‌شود، حداقل نمایندگان مردم چند کلمه حرف بزنند…
    سپاسگزارم و از وقتی که در اختیارم گذاشتید، از شما تشکر می‌کنم.

  6. امین گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۵۸

    چهار سال قبل:
    http://www.leader.ir/langs/fa/?p=contentShow&id=2770

    حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با تجلیل از شخصیت آقای خاتمی و با تاکید بر اینکه بدلیل روحیات و ویژگیهای مثبت آقای خاتمی، پیوند عاطفی میان رهبری و رئیس جمهور بمراتب مستحکم تر از هشت سال گذشته است، افزودند: تدین و نجابت ذاتی آقای خاتمی از امتیازات برجسته ایشان است و رئیس جمهور در این هشت سال ضمن زحمات و تلاش متراکم، در مواجهه با حوادث مختلف صبر و تحمل کرد.
    رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: البته بارزترین خصوصیت آقای خاتمی در این دوران، مایوس کردن دشمنانی بود که انتظار داشتند رئیس جمهور رودرروی نظام قرار گیرد اما آقای خاتمی مقاومت نمود و فشارهای بسیاری را نیز تحمل کرد.
    رییس جمهور هشت ساله‌ی ملت ایران، امروزه تهدید به قتل می‌شود… آقای جوانفکر. بیندیشیم.

  7. یک ایرانی گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۴۱

    میدانم که نظر مرا تایید نخواهید کرد ، فقط می خواستم که بخوانید و بدانید که در نظر مردم چگونه هستید … و شاید کمی به خود بیایید و اندکی به فکر آخرت سیاهتان باشید. آنجا دیگر وزارت اطلاعاتی نیست که مردم را به جرم انتقاد از شما به بند کشد !!
    آنجا ما آزادیم و شما محکوم …

  8. صنایع نیوز گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷

    http://www.sanayenews.com/content/view/13735/1

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۱

    با سلام
    شما دچار توهم هستید. وزارت اطلاعات بیکار نیست که کسانی را به جرم انتقاد از بنده به بند بکشد. کمی به خودتان بیایید و از این توهمی که در ذهنتان ایجاد کرده اید ، خارج شوید. این توهم آنقدر شما را به بیراهه کشانده که هم از آخرت بنده خبر می دهید و هم خود را صاحب اطلاع از نظر مردم نسبت به بنده وانمود می سازید.
    نمی توانم تاسف خودم را نسبت به شما کتمان کنم.
    موفق باشید

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶

    آقای امین
    با سلام
    از مقاله روزنامه کیهان در باره احتمال تهدید به قتل آقای خاتمی به اندازه شما متاسفم .کار غلط هیچ توجیهی ندارد و محکوم است و نمی توان از آن دفاع کرد.
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۳

    آقا سامان
    با سلام
    بنده هیچوقت ادعا نکرده ام که ما در مدینه فاضله زندگی می کنیم. بنده هم مثل شما دارم در این جامعه زندگی می کنم و با مشکلات مردم آشنایی دارم. اما اگر پایتان را از این کشور بیرون بگذارید و با مشکلاتی که سایر ملتها با آنها مواجه هستند ، آشنا شوید ، آنوقت درخواهید یافت که اینجا به مدینه فاضله بسیار نزدیکتر است تا جوامع به اصطلاح پیشرفته.
    قدرت را می توان نقد کرد و آن را به چالش کشید ، اما بحثی که بنده مطرح کرده ام به آنچه که شما انتظارش را نمایندگان مجلس دارید، ارتباط پیدا نمی کند.
    موفق باشید

  12. n a m n a m گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۶

    این هایی که نوشتید خیلی جالب هستند:
    ۱٫ تجربه دولت نهم نشان داده است که رئیس جمهور احمدی نژاد ، برای سپردن مصادر امور دستگاههای اجرایی به خادمان مردم ، فقط بر صلاحیت های فکری، مدیریتی ، اخلاقی و تجارب عملی آنها تاکید داشته و مرزبندیهای سیاسی ، تنها معیاری بوده که وی در بررسی های خود ، آن را نادیده انگاشته است و از همین رو ، در میان اعضای کابینه و مدیران دولت نهم ، افرادی با نگرشها و سلایق متفاوت سیاسی دیده می شوند
    ۲٫ با وجود تکرار برخی مداخلات مجلس شورای اسلامی در امور اجرایی کشور ، شایسته نیست که پیوسته اهمیت و ضرورت رعایت اصل تفکیک قوا به رئیس محترم قوه مقننه گوشزد شود و صد البته این حق برای رئیس محترم جمهور محفوظ است که به عنوان مجری قانون اساسی، در موارد ضرورت و از مجاری شایسته ، رعایت مواد آن را به دیگران متذکر شود.
    ۳٫ دولت نهم به شدت قانونگرا و به اجرای قوانین پایبند است

  13. صنایع نیوز گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۷

    http://mihanpress.com/content/view/80/37/

  14. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۷

    آقا محمد
    با سلام
    - راست می گویید و حق باشماست که اگر کسی خودش را به خواب زده باشد ،نمی توان او را بیدار کرد اما مطمئن باشید که آدرس عوضی به شما داده اند و بنده خیلی وقت است که از خواب بیدار شده ام و البته خیلی ها تلاش می کنند تا بنده را خواب کنند اما موفق نخواهند شد.
    -آقای ثمره هاشمی هیچ نسبت فامیلی با آقای احمدی نژاد ندارد و کمتر از یک سال است که دخترآقای مشایی عروس آقای احمدی نژاد شده است. بنابراین نسبت فامیلی مبنای ارتباط کاری آقای مشایی با رئیس جمهور نبوده و سالهاست که آقای مشایی با آقای احمدی نژاد همکار هستند.
    -ای کاش به جای توهین و بی ادبی و مطرح کردن ادعاهای بی اساس ، به طور روشن می فرمودید که کدام باند و برای چه اهدافی ؟
    - آقای شریعتمداری هیچ نسبتی با دولت نهم ندارد و ادعاهای شما در مورد همسر محترم ایشان چیزی جز پرتاب یک شایعه و شبهه در فضای ذهنی دیگران نیست.
    - از اینکه کینه و نفرت وجودتان را فرا گرفته است و به راحتی دیگران را در معرض تهمت و افترا قرار می دهید، برایتان متاسفم .
    موفق باشید

  15. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۱۹

    آقای محمد رضا
    با سلام
    اتهام دو هزار تخلف را آقای رحمانی فضلی رئیس دیوان محاسبات مطرح کرده است که از دوستان نزدیک آقای لاریجانی است. ایشان پیشتر درصدا وسیما معاون سیاسی آقای لاریجانی و سپس در شورای عالی امنیت ملی معاون رسانه ای ایشان بود و پس از شکست در انتخابات مجلس در مشهد با حمایت آقای لاریجانی رئیس دیوان محاسبات شد. روز یکشنبه ایشان را دیدم و پرسیدم که چرا آتش توپخانه تبلیغاتی خود را به سوی دولت نشانه گرفته است؟ او با تکبر گفت که آنچه مطرح شده مربوط به دوران او نبوده و ایشان هنوز توپخانه خود را به روی دولت نهم نگشوده است !
    دیوان محاسبات باید طبق قانون اساسی بررسی کند که آیا دستگاه اجرایی بودجه در اختیار خود را طبق ضوابط و مقررات هزینه کرده است یا خیر ؟ اگر تخلفی وجود دارد باید به طور مشخص معلوم گردد و متخلف هم به دستگاه قضایی معرفی شود و اگر جرمی واقع شده مجرم را معرفی کنند اما اینکه یکباره و بدون درخواست هیچگونه توضیحی از دستگاههای اجرایی ، به صورت فله ای ، ادعای دو هزار مورد انحراف از بودجه مطرح شود به راستی چه ذهنیتی جز تبلیغات سیاسی علیه دولت را می توان از آن برداشت کرد؟ آیا نباید چنین تصور کرد که این آقایان دیوان محاسبات را به یک بنگاه تبلیغاتی و سیاسی تبدیل کرده اند؟
    موفق باشید

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۸

    آقای محسنی
    با سلام
    قرار شد که مرزبندیهای سیاسی ملاک عمل نباشد اما سووال اول شما مبتنی بر مرزبندی سیاسی است . مگر مدیران توانمند و شایسته فقط همان هایی هستند که در دولت آقایان خاتمی و هاشمی وجود داشتند؟ مدیران توانمند در جامعه زیاد هستند و دولت نهم راه را برای ورود آنها به سطوح بالاتر مدیریتی باز کرد. شما منطقا نباید این دولت را به دلیل باز کردن مدار بسته مدیریتی بدون توجه به گرایش های سیاسی افراد ، مورد سووال قرار دهید؟
    لابد شما انتظار دارید که برای هر پست مدیریتی چند نفر را به عنوان مدیر منصوب کنیم تا همه مدیران سابق و اسبق سرگرم مدیریت باشند! لطفا یک زمانی را هم برای بازنشستگی قائل شوید و حقی از مدیریت را هم به نسلهای جدید بدهید.
    موفق باشید

  17. مهدی نادری نژاد گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۵

    با سلام
    جناب جوانفکر کلیت بحث شما مورد مداقه نیست و قابل قبول . فقط نکته ای را عرض میکنم و آن اینست که آیا این جمله و عبارت رئیس مجلس را نمی توان با دیگر عبارات ایشان تفسیر کرد و از گرته برداری پرهیز می کردیم؟ شاید این جمله ایشان با سخنان قبل و بعد ایشان تفسیر می شد؟

  18. آیدین گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۵

    با سلام و خسته نباشید،
    جناب آقای جوانفکر،
    به نظر بنده حتی از نگاه اول سخنان جناب آقای لاریجانی منطقی و قابل قبول به نظر نمی آیند.
    بنده فکر کنم ملت ایران از دوران مشروطه به بلوغ سیاسی رسیده اند و همین بلوغ سیاسی بود که موجب شد در انتخابات پیشین با آقای احمدی نژادی رأی بدهند. این که با به روی کار آمدن دولت نهم بسیاری از مدیرانی که در دوران پیشین زمام امور را به دست داشتند برکنار شدند، و گروه جدیدی کار خود را آغاز کرد، عین تحقق مردم سالاری می باشد.
    وجود تنوع دیدگاها و مرز بندیهای سیاسی مختلف در ساختار سیاسی کشور، امری مثبت و مطلوب است. این مسئله فقط وقتی مشکل ساز است که وقتی جناح تازه ای به قدرت می رسد، کسانی که با رأی مردم از قدرت کنارگذارده شده اند، به دلیل مرزبندی های سیاسی، توان و ظرفیتهای خود را، نه در راستای رشد و پیشرفت کشور، بلکه در مخالفت و به شکست رساندن دولت جدید، مصرف میکنند. این دسته از افراد، البته هنوز به بلوغ سیاسی نرسیده اند، و مشراکت آنها در چالشهایی که پیش روی است به مصلحت حسن مدیریت و پیشرفت کشور نیست.
    به نظر بنده آقای لاریجانی حرف دل خود را آشکار بیان نمی کنند. فکر کنم منظور ایشان این باشد، که دولت دهم بهتر است یک دولت “ائتلاف جناحی” باشد، چرا که برخی از افرادی که پس از به روی کار آمدن دولت نهم از میدان قدرت کنار گذاشته شدند، در انتخابات آینده امیدی برای رأی آوردن ندارند.
    بنده چون در غرب زندگی میکنم مثالی از غرب میزنم. در کشور فرانسه، وقتی نیکولا سارکوزی به قدرت رسید یک دولت “ائتلاف جناحی” تشکیل داد، و مثلا از سوسیالیستهایی چون Bernard Couchner و Eric Besson در دولت خود استقاده کرد. ولی این مسئله نه برای استفاده از همه توان و ظرفیتهای کشور جهت پیشرفت، بلکه برای از میان بردن ظرفیتهای مخالفت احزاب رقیب و همچنین افرادی که در حزب خود او با سیاستهای وی مخالفت می کردند بود، که به نوعی خود او تک روی میدان شود. البته این مسئله کمکی به بهبود مدیریت کشور نکرده است. تازه سارکوزی وقتی از این ابتکار سیاسی توانست استفاده کند که ابتدا خود وی با رأی مردم به قدرت رسید، و معلوم نیست که، در صورت شکست سیاستهایش، با مهره هایی که استفاده کرده چه خواهد کرد.
    امیدوارم که مسؤولین، حضور نامشروع در عرصۀ قدرت را شرط قرار دادن توان و ظرفیتهای خود در راستای پیشرفت کشور قرار ندهند.

  19. آلاله روحاانی گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۳

    سلام
    می خواستم برای پست قبلیتان نظری بنویسم اما پست عوض شد اما وقتی جوابهای شما به کامنت گذارن را در هردو پست خواندم متعجب گشتم.
    آقای محترم از شما تعجب می کنم که برای کیهان تاسف می خورید
    مگر شما در راه پیمایی ۲۲ بهمن ندیدی مردم خواستار محو شدن خاتمی ها وابطحی ها شدند
    مگر شما نمی بینید خواهران حریت پیشه با چه بغض وکینه ای به اینها نگاه می کنند
    مگر ندیدی خانم محتشمی خاتمی را حسین زمانه معرفی کرد وقاحت از این بالاتر
    شما باید افرین بگویی به رجا نیوز که سریع واکنش نشان داد افرین بگویی به مردم که حمله کردند به روزنه سایت این خانم
    ضمنا شما به شخص کامنت گذاری گفتید شما شهرونددر جه ۳ نیستید خواستم بگم ما شهروند د درجه
    ۶ هم از نظر به اصلاح اصلاح طلبا محسوب نمی شدیم زخمه ۸ ساله که نه ۱۶ ساله ای که بر دلهامون
    مانده هر گز خوب نخواهد شد و حالا که ۳ سال انها را نقد می کنیم اینطور به تیریش قباشون بر خورده چرا که خود راعقل کبیر می دانند.
    انها به مدد حساب بانکیهای انچنای خود همواره به دیده تفرعن به مردم نگریستند و هیچ وقت بین مردم نبودند
    ور دراین ۳ سال نیز به چز سنگ پرانی و ایجاد اصطکاک برای دولت خدمتی به خلق نکردند در حالیکه شعارشان ” بستر ما مردم است” بود.
    شما تاسف می خورید برای کیهان برای ما تاسف بخورید که وقتی از خاتمی پرسیدیدم شما مبارز چی هستید گفت من دیگر پستی ندارم
    پست نداری روحانی که هستی انسان که هستی مبارز بودن واصلاح طلب بودنشان در خطبه عقد
    خواندن برا ی ا نگشت نماها و دست دادن با اجنبی ها خلاصه میشود وبس .
    مردم هم در باور انها یعنی سرمایه دار یا هر کی بکارمان بیاد هر کی با ما بود و اصلاح طلب بود روشنفکر است هرکی با ما نبود متحجر
    از جوانان هم یکبارر مصرف هر ۴ سال یکبار موقع رای گیری استفاده می کنن بعد از نمایش خیمه شب بازی اشان.
    ایا استدلالی هم برای تهمتی که به دولت بابت گدا پروری زدند دارند لاقل ۲ دلیل برای تنویر ذهن حقیرانی چون من دارند؟؟؟؟؟؟
    ایا دو دلیل برای حسین زمانه معرفی کردن وزینب وار زیستن خود دارند!!!!!
    بجای تاسف بر کیهان ورجانیوز به انها آفرین گفته وبر حال دختر ان حریت پیشه زخم خورده تاسف بخورید
    که همواره ۱۶ سال سانسور گشتیم.

  20. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۵

    سرکار خانم آلاله
    با سلام
    تاسف بنده از برخی مطالب کیهان یا رجانیوزبه منزله مهر تایید بر اقدامات و رفتارهای ناهنجار و مذموم اصلاح طلبان و دوم خردادی ها در دولت آقای خاتمی نیست.
    اجازه دهید هر چیزی را در جای خودش مورد بررسی قرار دهیم.
    بنده به دنبال به دست آوردن دل اصلاح طلبان نیستم اما حقیقت را باید بگوییم حتی اگربه زیانمان باشد.
    موفق باشید

  21. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۲

    آقا مهدی
    با سلام
    از شما به سبب کامنتی که گذاشته اید تشکر می کنم
    بنده تلاش کردم با بهره گرفتن از باورها و ارزشهای انقلاب اسلامی به نقد نظر ایشان بپردازم.
    موفق باشید

  22. مهتاب گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۰۲

    سلام.شما که خیلی از کامنتهای مرا تایید نکردید ولی فکر کنم این بار این کار را خواهید کرد.خیلی خوب است که آش اینقدر شور شده که شما هم از مقاله روزنامه طرفدار دولت انتقاد دارید ولی بفرمایید چگونه است که این روزنامه هر چه بخواهد مینویسد و بدتر از تهدید به قتل خاتمی توهینهای دیگری هم روانه میدارد ولی هیچ کس جلودار او نیست.حضرت عباسی آیا تمام روزنامه های دیگر هم آزادند که به افراد مختلف توهین و تهدید کنند؟آیا هیات نظارت تذکری به کیهان میدهد و اصولا میتواند این کار را بکند؟آیا کیهان متعلق به بیت المال نیست.جواب این سوال را با در نظر داشتن روز جزا بدهید و اگر هم نمیتوانید به آن جواب ندهید چرا که من نمیخواهم زمینه ای فراهم کنم که شما در روز جزا گرفتار باشید.

  23. محسنی گفت :

    بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۱

    آقای جوانفکر عزیز
    بدنبال تهدید خاتمی توسط روزنامه حامی دولت، جریده فحاش کیهان، بعنوان یک جوان ایرانی و حامی نظام و انقلاب مسئولیت حفظ جان آقای خاتمی را متوجه دولت شما بخصوص شخص آقای احمدی نژاد می دانم. دولت شما در برابر هر گونه اقدام علیه خاتمی باید پاسخگو باشد.
    با احترام.

  24. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۴

    آقای محسنی
    با سلام
    - دولت نهم دولت جمهوری اسلامی ایران و برامده از آراء مردم است لطفا با پرهیز از بیان و تکرار “دولت شما” ، به این ذهنیت دامن نزنید که در منطق شما توهین به مردم بی اشکال است.
    - آقای خاتمی محافظانی دارند که باید مراقب سلامتی ایشان باشند و فرافکنی باعث امنیت نخواهد شد.
    رعایت احترام همگان واجب است . چگونه می توان برای آقای خاتمی انتظار احترام داشت و به راحتی به رئیس جمهور منتخب مردم بی احترامی کرد! البته این روشی است که رسانه های اصلاح طلب ۴ سال است تمرین می کنند و در این زمینه نیز متبحر شده اند.
    موفق باشید

  25. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۶

    سرکار خانم مهتاب
    با سلام
    - هرکامنتی که در آن ، دیگران مورد بی احترامی و توهین قرار نگرفته باشند ، در اینجا منتشر می شود.
    - هیچ آشی در کار نیست و نباید بی دلیل فرافکنی کرد. دولت نهم مسوول اشتباهات دیگران نیست و نباید بر اساس علائق و گرایشهای سیاسی ، خطای روزنامه کیهان به حساب دولت تبلیغ شود.
    - روزنامه های اصلاح طلب انواع توهین ها را طی ۴ سال گذشته به مقامات و مسوولان دولت نهم اعمال کردند و هیچ کس هم چیزی به آنها نگفته است ، انتظار این است که این رویه غیرمنطقی نیز از سوی افراد خیرخواه و نیک اندیش مورد اعتراض قرار گیرد و اگر دیروز شاهد برخورد با این رفتار غیراخلاقی بودیم امروز روزنامه کیهان بازی نمی خورد و مرتکب این اشتباه نمی شد.
    - اگر تخلفی از روزنامه های دیگر قابل تحمل باشد از نظر بنده ، همان تخلف از روزنامه با سابقه و دیرپایی مانند کیهان که بیت المال محل تغذیه آن است ، پذیرفتنی و قابل تحمل نیست.
    - بنده اصراری بر مجاب شدن شما ندارم .
    پاسخ بنده از موضع کسی است که در ارتباط با کیهان مسوولیت مستقیمی ندارم ، بنابراین ضمن تشکر از شما ، مطمئن باشید که هیچ زمینه ای را برای گرفتار شدن بنده در روز جزا فراهم نکرده اید.
    موفق باشید
    -

  26. سفیر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۵

    سلام
    آقای جوانفکر لطفا توضیح دهید این مدیران لایقی که شما فرموده اید در دولت نهم بدون پارتی بازی و مرزبندی سیاسی انتخاب شده اند بر چه مبنائی هست؟
    مثلا وزیر صنایع چه تجربه ای از صنعت دارد راستی آیا ایشان با جناب رئیس جمهور نسبت فامیلی ندارند؟
    یک مدیری که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و کل سابقه ایشان در انجمن اسلامی و نمیدانم اینجور چیزها بوده چگونه میتوانه شرکت سایپا را بچرخاند مگر اینکه این عزیزان جزء استثنائات ابنا بشر باشند که هنوز کشف نشده اند
    یا این مدیر محترم که از نظر ایشان سواد خواندن و نوشتن برای وزارت کفایت میکند(البته من فکر میکنم که معیار انتخاب مدیران در این دولت هم همین حرف وزیر محترم آموز عالی میباشد)-وای بحال مملکتی که وزیر آموزش عالی که باید مروج کسب علم باشد این چنین میگوید- آقای جوانفکر عزیز لطفن با خود صادق باشید آیا دولتی که تا مدیران شعب بانکها را هم تعویض کرد به این حرفهای شما اعتقاد دارد یا نه ؟

  27. مهتاب گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۸

    سلام.ممنون از پاسختان ولی نفرمودید آیا هیات نظارت میتواند به روزنامه کیهان تذکر دهد ؤ آیا این کار را کرده است؟در مورد روزنامه های اصلاح طلب هم باید بگویم اگر کسی را تهدید به قتل کنند و یا اگر طرفداران یک شخصیت مملکتی را چاقوکش معرفی کنند ( همان کاری که کیهان کرد ) حتما باید با آنها برخورد شود.البته چند وقت پیش کارگزاران و قبل از آنها چند روزنامه دیگر تعطیل شدند.شما بفرمایید حضرت عباسی برخوردی که با کیهان میشود مانند روزنامه های دیگر است؟

  28. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۴۰

    سرکار خانم مهتاب
    با سلام مجدد
    مسوولیت پیگیری اینگونه مسائل با هیات هفت نفره نظارت بر مطبوعات است که از طرف دولت ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آن عضویت دارد. هشدار در مورد امنیت یا خطرجانی آقای خاتمی با روزنامه کیهان نیست و خبط آنها به نظر من این بوده است که تحلیل خود را وارد یک سطح امنیتی کرده اند و با این کار ، طرف مقابل را نسبت به خودحساس کرده و اصلاح طلبان نیز به شکل ناجوانمردانه ای، موضوع را به دولت مربوط می کنند.
    به نظر بنده هیات نظارت باید تشکیل جلسه می داد و این موضوع را بررسی می کرد و نتیجه آن را به اطلاع عموم می رساند.
    موفق باشید

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۸

    آقای سفیر
    با سلام
    - آقای زریبافان رئیس ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بود که طبق قاعده های به جای مانده از دوران قبل باید یک پست خوب را اشغال می کرد اما دیدید که سمتی بالاتر از مشاورت رئیس جمهور دریافت نکرد و البته او هم کسی نیست که داعیه پست خاصی را داشته باشد. بنابراین ملاک سپردن مسوولیت ها نسبت انتخاباتی یا روابط فامیلی با رئیس جمهور نیست کما اینکه رئیس جمهور حتی برادر خود را نیز از سمت بازرسی ویژه خود کنار گذاشت. بنابراین توجه کنید که بنده با خودم صادق هستم .
    - در ارتباط با ادعای شما مبنی بر تعویض مدیران شعب بانکها هم خوب است به این نکته توجه کنید که منویات دولت در نظام بانکی کشور توسط باندهای سیاسی بلوکه می شد و کار پیش نمی رفت . لابد انتظار ندارید که دولت دست روی دست بگذارد و هیچ حرکتی را برای پیشبرد سیاست هایش انجام ندهد.البته تغییرات در سطوح مدیران عامل بانکها بوده و تعویض روسای شعب بانکها یک تصمیم داخلی در نظام بانکی است که به طور معمول انجام می شود و ارتباطی با دولت ندارد.
    - این یک اصل پذیرفته شده در همه جای دنیاست که مقام عالیرتبه یک دستگاه اجرایی لازم نیست دانش تخصصی نسبت به موضوع داشته باشد بلکه او باید یک مدیرقوی باشد و بتواند با اعمال روشهای صحیح مدیریتی ، سازمان یا وزارتخانه تحت مدیریت خود را به اهدافش نزدیک کند. ضمنا وزیر صنایع نسبت فامیلی با رئیس جمهور ندارد.
    - شما اظهارات وزیر علوم را به نشانه صداقت در بیان یک حقیقت باید مورد ستایش قرار بدهید نه تمسخر. مدرک تحصیلی ملاک انتخاب وزیر نیست کمااینکه رئیس جمهور در انتخاب آقای کردان به مدرک تحصیلی او توجه نکرد و تجربیات مدیریتی او ملاک انتخاب بود. البته در سالهای اول انقلاب وزیرانی هم داشتیم که فاقد مدرک تحصیلی بودند.
    - باز کردن عرصه های مدیریتی بر روی نیروهای جوان را زیر سووال نبرید. اجازه دهید فردی مانند آقای بذرپاش که هم تحصیلات خوبی دارد و هم دارای تجربیات مدیریتی است، در جایی مثل سایپا تجربه بیشتری را کسب کند البته عملکرد موفق او نشان داده است که انتخابش بسیار هوشمندانه و درست بوده است .
    موفق باشید

  30. محسنی گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۵

    آقای جوانفکر عزیز:
    خواهش می کنم شما هم فرافکنی نفرمائید!رسانه های اصلاح طلب هیچ وقت احمدی نژاد را تهدید به ترور نکرده اند. از طرفی اگر بنا به ادعای شما به احمدی نژاد توهین می شود این هم بد است و نه اینکه توهین و ترور آقای خاتمی را توسط دوستان شما موجه جلوه دهد!
    به هر حال دولت شما(یا دولت به اصطلاح ۷۰ میلیونی!) اکنون در مصدر امور است و مسئول مستقیم امنیت و آرامش جامعه. شما مسئول اتفاقاتی خواهید بود که از سوی طرفدارانتان علیه منتقدین و کاندیداهای بخش عظیمی از همین مردم انجام بشود.اگر آقای خاتمی و یا هر کس دیگری توسط محفل نشینان و بازماندگان قتلهای زنجیره ای ترور شود شخص احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور باید پاسخگو باشد.لطفا حتما و شخصا این موضوع را به آقای احمدی نژاد گوشزد بفرمائید.

  31. رضوی گفت :

    بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۴

    آقای جوانفکر سلام
    در پاسختان به سفیر فرمودید که:آقای زریبافان رئیس ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بود که طبق قاعده های به جای مانده از دوران قبل باید یک پست خوب را اشغال می کرد اما دیدید که سمتی بالاتر از مشاورت رئیس جمهور دریافت نکرد
    آقای جوانفکر از شما دیگر بعید است خود می دانید که آقای زریبافان به این دلیل نتوانست در دولت احمدی نژاد پست قابل قبول بگیرد که عضو شورای شهر بود و طبق قانون می بایست از آن استعفا می داد تا بتواند در دولت پست بگیرد اما به این دلیل که اگر زریبافان از شورای شهر استعفا می داد جای او را آقای تاج زاده عضو علی البدل شورا پر می نمود دوستان شما تصمیم گرفتند که ایشان در شورا بماند تا تاج زاده نیاید و خرابکاریهای آقایان را رو کند!
    البته شما شرعا دروغ نگفتید اما طوری سخن گفتید که اذهان به دروغ سوق داده شوند! و این از نظر اخلاقی درست نیست!

  32. امین گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۱:۵۶

    سلام آقای دکتر. وقت به خیر، با تقدیم بهترین احترامها
    راستش فکر می‌کنم یک رویه‌ی اخلاقی ناپسند در اتاقهای فکر سیاسی ما وجود داره، که به هیچ وجه با اخلاق حسنه‌ی اسلامی سازگار نیست، و آدم رو در مورد آینده‌ی معنوی کشور کمی نگران می‌کنه، در حالی که مسوولان ما، بیشترین کسانی هستند که بلاانقطاع دم از معنویت و اخلاق حسنه‌ی اسلامی می‌زنند.
    متاسفانه، در کشور ما، به تاسی از فرهنگ سیاسی غرب، به محض اینکه شخصی به یک جناح سیاسی منتسب شد، تا آخرین لحظه و با تمام شدت، از مواضع گروه وابسته به خود دفاع، آن هم از نوع چشم‌بسته و کورکورانه می‌کند، و حتی در این راه دروغ می‌گوید، تا به برچسبهایی مثل خیانت، عدم ثبات فکری، دمدمی مزاج و… منسوب نشود.
    در زمانی که حزب یا جناح وابسته به آن شخص اشتباهی مرتکب می‌شود و همه آن را می‌بینند، کسی سخنی نمی‌گوید، و حتی به دروغ، از اشتباه انجام شده حمایت می‌کند، که من معتقدم مستوجب پاسخ الهی خواهد بود…
    حقیقتاً، کشور ما از نداشتن یک سیاستمدار سالم، بی‌طرف و مسلمان که بدون هیچ وابستگی خاصی به بیان حقایق بپردازد، همه‌جانبه‌نگری کند و به همه‌ی خطاها چه از این سو و چه از آن سو انتقاد کند، رنج می‌برد.
    برای مثال، چرا ما سیاستمداری نداریم که آقای روحانی را به دلیل ادعاهای بی‌پایه و بی‌اساس، مورد نکوهش قرار بدهد و از ایشان مدرک و آمار مستدل بخواهد، و در عین حال، از حمله‌ی فیزیکی به آقای خاتمی که به هر صورت هشت سال اداره‌ی کشور را بر عهده داشتند، خرده بگیرد؟
    مشتاقم تا نظرتان را در این زمینه بشنوم.
    یا علی مدد

  33. ابوالفضل گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲

    با سلام
    در ابتدا امر ذکر کنم بنده از مخالفین سرسخت آقای احمدی نژاد و شما هستم .اما در این گفتار به نکاتی اشاره کرده اید که هم جای تایید و هم جای انتقاد دارد
    ۱- این نکته مثبتی در کارنامه مدیریتی اقای احمدی نژاد می باشد که از دایره مدیریتی را باز کرده است اما در انتخاب وزرا خود دقت کافی به خرج نداده و گرنه مجبور به تعویض وزرا خود به این حد نمی شود و این نکته دروغی می باشد که فقط از به صلاحیت های فکری و … توجه شده و همه می دانند که تیپ فکری وزرا و مدیران آقای احمدی نژاد به چه شکلی می باشد.
    ۲- در مورد واگذاریها باید به این نکته توجه داشت که این دولت نباید خود را با دولتهای گذشته مقایسه کرد چون سیاستهای اصل ۴۴ در دولت ایشان به قانون تبدیل شده و باید مورد اجرا قرار گیرد و دولت در این زمینه ضعیف عمل کرده به لحاظ نسبت واگذاری که در قانون اشاره شده و آنچه مورد عمل واقع شده
    ۳- اما یک نکته در مورد خود شما لطفا مطالب خود با جزم اندیشی بیان نکنید و دچار مطلق نگری نباشد
    همه را با دید خادم و یا خائن نگاه نکنید و گوشه چشمی به مطالب علمی داشته باشد هم شما هم آقای احمدی نژاد

  34. علی بمانی گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۹

    با سلام می خواهم چند نکته که خیلی هم به هم ارتباط ندارند خدمت مخاطبان محترم عرض کنم ۱- در قانون اساسی امریکا یک فرد بیش از دو دوره نمی تواند رئیس جمهور شود خیلی خوب بود اگر ما هم این نقیصه قانون اساسی را رفع می کردیم از این بالاتر در تاریخ امریکا سابقه ندارد یک نفر که در انتخابات شکست می خورد دوباره در انتخابات شرکت کند ۲- اینکه بعضی از دوستان می فرمایند پستها عادلانه وبر اساس لیاقتها در دولت نهم تقصیم شده است حرف نادرستی است جای بسی تاسف است برخلاف شعارهای اقای احمدی نزاد فرصت طلبان در گوشه وکنار کشور پستهای مدیریتی که عمدتا صلاحیت احراز ان را نداشته اند غصب کرده اند جالب است بدانید این افراد هم عمدتا به ستاد انتخاباتی برادر ارجمند اقای لاریجانی وابستگی دارند ۳- دوستان یکی ازمزیتهای اقای احمدی نزاد این است که آاقازاده نیست به نظر من این یک فرصت تاریخی برای مردم محسوب می شود شما می بینید آقازاده هایی که خود را به مجلس رسانده اند چه کا ر که نمی کنند از اینکه یک نفر از جنس مردمی که انقلاب را به ثمر رسانده و در جنگ هشت ساله از این آب و خاک دفاع کرده و البته از این آقازاده ها در دفاع از انقلاب خبری نبود چه ها که نمی کنند.

  35. مهدی گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۴

    با سلام
    ۱- به هرحال باید از امثال آقای لاریجانی پرسید که شما غیر از نظریه پردازی ( آن هم از روی شکم سیری) برای مردم چه کرده اید؟ حالا که یک گروه سعی میکند که حقوق مردم (که آنها را ولی نعمتان واقعی خود می دانند)را رعایت کنند و به تبع آن منافع بسیاری از صاحبان قدرت را به خطر انداخته اند، یا انواع و اقسام تهمتها و دروغها به آنها نسبت داده می شود یا از جایگاه معلمان اخلاق به آنها توصیه اخلاقی می کنند!
    ۲- تکبر و غرور جناب آقای رحمانی فضلی را جدی نگیرید. چرا که ایشان سابقه طولانی در این زمینه دارند . نوع رفتار ایشان را باید از مردم شریف شهرستان شیروان پرسید که دور جهارم مجلس با هزاران امیدواری به ایشان برای حضور در مجلس رای دادند و با نا امید شدن از کارایی ایشان و دیدن نوع برخورد وی( که سرشار از غرور و عوام فریبی بود) در دوره پنجم دوباره دست به دامان نماینده سابقشان شدند ( مصداق بارز این بیت که : از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را گل کنید) و این مثنوی هفتاد من است…

  36. پژوتن گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۱

    غیرت حق بود و با حق چاره نیست, کو دلی کز عشق احمدی نژاد صد پاره نیست

    سلام آقای جوانفکر,

    جدیدا در پرس تی وی آقای لاریجانی اظهار فضل فرمودند که هالوکاست به ایران مربوط نیست! چطور مربوط نیست؟ میلیونها انسان در فلسطین آواره و قتل عام شدند! صهیونیستها به بهانه افسانه هالوکاست قدرت رسانه ای و قدرت سیاسی واقتصادی را در کشورهای آمریکا, کانادا, فرانسه, انگلیس, آلمان قبضه کرده اند. حتی در ایران خودمون صهیونیستها ۷۵ درصد رسانه ها و دستکم ۵۰ درصد سرمایه های کشور را دارند کنترل میکنند و مهره هاشون هم برای مردم ایران شناخته شده هستند. همین پرس تی وی خودمون داره به یک ارگان صهیونیستی تمام عیار تبدیل میشه! در بخش کامنتها اگر شنیعترین توهینها به پیغمبر بشود کامنت فیلتر نخواهد
    شد ولی کوچکترین انتقادی به آقایان خاتمی, روحانی, رفسنجانی در جا فیلتر خواهد شد. جدیدا منابع خبری موثق پرس تی وی, روزنامه های صهیونیستی اعتماد, اعتماد ملی, فردا نیوز, سرمایه و … میباشد. در جدیدترین خبرها آقای روحانی به عنوان یکی از مهمترین اشخاص انرژی ایران معرفی شدند و به تحلیل نظراتشون پرداخته شده. فقط کم مونده آقای موسویان هم به یک قهرمان ملی شود. در پرس تی وی بخشی به نام “ایران امروز” وجود دارد که کل این برنامه روزانه برای توهین و حمله به رئیس جمهور ساخته شده است. آزادی این نیست که ما نتوانیم کوچکترین انتقادی به آقایان خاتمی, روحانی, رفسنجانی بکنیم ولی در نقطه مقابل از بستن هر گونه دروغ وافترایی به رئیس جمهور دریغ نکنیم. امیدوارم انتقادات من را به رئیس جمهور منتقل کنید. متشکرم.

    http://www.presstv.com/Detail.aspx?id=85789&sectionid=351020101

    http://www.presstv.com/detail.aspx?id=85939&sectionid=351020104

  37. آیدین گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۶

    آقای جوانفکر. مشک آن است که ببوید؛ نه آنکه عطار بگوید. دانا چون طبله ی عطار است خاموش و هنر نمای. و نادان، چون طبل غازی: بلند آواز و میان تهی.
    شما و آقای احمدی نژاد از پاکی خود خیلی حرف می زنید و شعار می دهید. ماشاالله دست آدولف هیتلر را از پشت بسته اید. به قول هیتلر: توده ی مردم آسانتر در دام دروغ های بزرگ می افتند تا دروغ های کوچک.
    وقتی حرفتان با عملتان مغایر است آنقدر اعتماد به نفس دارید که مرغ پخته در دیگ به خنده می افتد. قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس؟
    خوش به حالتان که آنقدر آدم کم سواد و بی اطلاع داریم که حرفهایتان را باور کنند. بد به حالتان که وجودتان به نادانی مردم وابسته است.

  38. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۱

    علی آقا
    با سلام
    ازشما به خاطر نظرات روشنگرانه تان که بی ارتباط با هم نیستند تشکر می کنم.
    موفق باشید

  39. حافظ گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۰

    سلام آقای دکتر. کامنت قبلی من که در آن از عدم حضور یک دیپلمات بی‌طرف و مستقل در کشور انتقاد شده بود را منتشر نکردید. اما یک نکته به ذهنم می‌رسد که حقیقتاً جای تامل دارد. من نمی‌دانم چرا در کشور ما، همگی زورشان به رسانه‌ها و مطبوعات می‌رسد که اخبار و نقل قولها را منتقل می‌کنند، اما هیچ کسی جرات ندارد به خود مسوولان که خبرسازان و انجام دهندگان statement و اظهار نظر هستند، انتقاد کند. آقای لاریجانی می‌گویند هلوکاست دخلی به ما ندارد و اصلاً در برنامه‌ی کاری ما نیست، ما به پرس‌تی‌وی حمله می‌کنیم! خوب این اوج تنگ‌نظری است که ما کوچکترین منفذها برای منتشر شدن اخباری که مطابق میل‌مان نیست را می‌بندیم، و آن وقت به دموکراسی آمریکایی انتقاد می‌کنیم. شما احتمالاً در آمریکا بوده‌اید. شما بگویید آنجا بلاد کفر و فساد و جنایت و… بله ما هم قبول داریم، اما آنجا حداقل شخصی مثل مایکل مور (که ما آن را به اسطوره‌ی آزادگی در کشور خودمان تبدیل کردیم)، آزادی دارد که هر فیلمی را می‌خواهد، درباره‌ی رییس جمهور کشورش بسازد و تمام اسناد و مدارک سری سیا را رو کند. آیا هرگز تصور این گونه آزادی در کشور ما می‌رود؟
    باور کنید این به نفع آینده‌ی کشور نیست، آقای دکتر…

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۸

    آقا ابوالفضل
    با سلام
    ضمن تشکر ازشما به خاطر زحمتی که برای کامنت متقبل شده اید.
    - به جای آنکه مخالف سرسخت این و آن باشید ، از موضعی منصفانه و عادلانه به بررسی مواضع و عملکردها بپردازید و اگر موردی را نپسندید با آن مخالفت کنید و اگر پسندید از آن استقبال کنید.
    - رئیس جمهور بر اساس اطلاعات در اختیار و بررسی هایی که برای او امکانپذیر بوده ، به انتخاب وزرای دولت پرداخته است و برای این کار هم با طیف ها و افراد مختلف رایزنی کرده است.این یک امتیاز دیگر آقای احمدی نژاد است که وقتی می بیند وزیر مربوطه قادر به مدیریت صحیح امور نیست و نمی تواند اهداف وزارتخانه تحت امرش را محقق کند ، نسبت به برکناری او اقدام می کند و مسوولیت وزارتخانه را به فرد دیگری می سپارد. بنده این نظر را که باید به هرترتیب ممکن افراد ضعیف در سطوح عالی مدیریتی حفظ شوند، قبول ندارم وعملکرد رئیس جمهور را یک اقدام ارزشمند و قابل تحسین می دانم.بنابراین تعویض برخی از وزرا نشانه ضعف یا اشتباه در انتخاب اولیه نیست بلکه نگه داشتن آنها در این مسوولیت ها نشانه ضعف است.
    - بهتر است نگران مقایسه عملکردها نباشید و به جای فرار از واقعیت ها به استقبال آن بروید. مقایسه عملکرد دولت کنونی با عملکرد دولت های قبلی نباید موجب نگرانی شما شود. این مسوولیت ها ملک طلق هیچکس نیست که وقتی در باره آن به صحبت و بررسی بپردازیم عده ای از آن برآشوبند و از آن ناراحت شوند. مردم می خواهند در باره سرنوشت کشور و آینده خودشان یک تصمیم مهم بگیرند بنابراین باید بدانند که سکان این کشتی را به دست چه کسی می خواهند بدهند. باید نقاط ضعف و قوت او را بدانند و بهتر است شما از اینکه مردم نقاط ضعف دولت های اقای خاتمی یا هاشمی را بدانند ناراحت نشوید.
    -بنده نظرم را عرض می کنم و اصراری بر درستی آنها ندارم. خوشحال می شوم اگر کسی بدون توهین و شکستن حرمت ها به نقد دیدگاههای بنده بپردازد و مطمئن باشید اگر به نظرات بنده اشکال درستی وارد شود، حتما آن را می پذیرم و به اشتباه خودم هم اعتراف می کنم.
    - خادم یا خائن بودن افراد ربطی به نگرش علمی به پدیده ها ندارد. فکر می کنم با تامل بیشتر می توان ارتباط مناسب میان مسائل را برقرار کرد.
    موفق باشید

    -

  41. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۲

    آقای محترم
    با سلام
    لطفا کمی با خودتان خلوت کنید و اگر توانستید نگاهی هم به چهره تان در آیینه بیندازید شاید کمی خجالت بکشید از اینکه به همین راحتی به مردم توهین می کنید و بدون هیچگونه دلیل و بهانه ای ، دیگران را تخریب می کنید.
    بعید می دانم که هیتلر چنین جسارتی را علیه مردم کشورش به خرج داده باشد.
    برخی افرا ددر وضعیت دردناکی قرار دارند و بیش از دیگران مستحق دعا برای نجات هستند.

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۴۰

    آقای رضوی
    با سلام
    آقای زریبافان همزمان با عضویت در شورای شهر ، مشاور رئیس جمهور هم بود تا اینکه مجلس شورای اسلامی با تفسیر تازه ای از قانون ، ایشان را وادار به استعفا از سمت مشاورت رئیس جمهور کرد. اکنون نزدیک به دو سال از پایان حضور آقای زریبافان در شورای شهر می گذرد اما ایشان با اینکه برخی از امور محوله را از طرف رئیس جمهور انجام می دهد، تا کنون هیچ حکمی را از رئیس جمهور دریافت نکرده است!
    ملاحظه می فرمایید که بنده دروغ نگفته ام و اذهان را به سمت دروغ سوق نداده ام.
    موفق باشید

  43. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۵۲

    آقای محسنی
    با سلام
    مسوولیت امنیت مردم با دولت است و به طور طبیعی دولت و رئیس جمهور همه تلاشهای خود را برای تامین امنیت مردم به کار می بندند و از این جهت بین آقای خاتمی یا هر فرد دیگری تفاوتی وجود ندارد و همه شهروندان حق دارند در آرامش و امنیت زندگی کنند.
    اما از شما متعجبم که چرا این همه تلاش دارید مسوولیت یک اقدام سوء‌احتمالی را متوجه شخص آقای احمدی نژاد کنید. نکند شما خبرهایی دارید. چنان صحبت می کنید که گویی قرار است اتفاقی برای آقای خاتمی بیفتد و شما از آن مطلع هستید و پیشاپیش هم می خواهید افکار عمومی را علیه رئیس جمهور تحریک کنید!
    روزنامه کیهان کار خبطی کرده است که تحلیل خود را وارد یک سطح امنیتی کرده و با این کار بهانه به دست کسانی داده که ظواهر نشان می دهد مرده خاتمی برایشان بیشتر از زنده او ارزش دارد. البته آقای خاتمی زنده است و انشاء الله هیچ اتفاقی برای او نخواهد افتاد اما به نظر بنده رفتار برخی از اصلاح طلبان در قبال این کار اشتباه روزنامه کیهان به نحوی است که به راستی انسان می ترسد که مبادا بلایی سرخاتمی بیاورند؟

  44. محسنی گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۱۴

    جناب آقای جوانفکر
    اتفاقا از تهدید خاتمی به ترور توسط کیهان معلوم می شود که ایشان و دوستان محفلی شان از چیزی خبر دارند که طرفداران خاتمی از آن بیخبرند. به هر حال شما کار اخلاقی نمی کنید که دوستداران خاتمی را به چیزی متهم می کنید که ادعایش از سوی کیهان است!خاتمی تمام داشته انسانی اصلاح طلبان است و زنده اش برای ما بسیار ارزش دارد بخصوص زمانی این ارزش معلومتر می شود که بتوانیم با خاتمی به تراژدی احمدی نژاد خاتمه دهیم!
    در ضمن اگر یک تلفن کوچک به برادر حسین بزنید و پیش زمینه چنین تهدیدی را از ایشان جویا شوید حتما به شخص شما راستش را خواهد گفت و آنوقت خواهید فهمید که این تهدید شوم از کدام لانه ای برمی خیزد آنوقت مجبور نیستید آخرت خود را با تهمت زدن به طرفداران خاتمی بسوزانید! برادر حسین با شما صادقتر است!
    به هر حال من تنها از شما تقاضا کردم که به احمدی نژاد گوشزد کنید که پیرو تهدید خاتمی توسط کیهان دستور محافظت از کاندیدای بخش عظیمی از مردم را صادر کند.حتما تصدیق می فرمائید که در این صورت ما نخواهیم توانست احمدی نژاد را پس از اقدام شوم احتمالی محکوم کنیم و مقصر بدانیم. حداقل برای تبرئه خودش هم که شده عاقلانه است که دستور علنی برای مصونیت آقای خاتمی از ترور توسط محفل نشینان و تفاله های عاملان قتلهای زنجیره ای را صادر کند. این لطف احمدی نژاد نیست بلکه وظیفه اش است!

  45. رضوی گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۰

    حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان بدنبال موج اعتراضات به تهدید خاتمی، با گرفتن یک قیافه دلسوزانه و خیر خواهانه ادعا نمود که من فقط هشدار دادم و نگران جان شخصیتهای نظام هستم!
    آیا برادر حسین با آن سوابق درخشانش! ایران دهه هشتاد را با کشور ناامن و تروریست پرور پاکستان که هر روز قربانی انفجارها و ترورهاست یکی میداند که نگران بروز رویدادی مشابه در کشور ماست؟ یا اینکه او چیزی را می گوید که آرزویش را دارد؟
    کیست که نداند نوستالژی ناامنی و آزادی ترور و حذف فیزیکی رقیب هر روز فکر و ذهن اقتدارگرایان تندرو را رها نمی کند؟
    آری برای گروه فشار و شکست خوردگان و ورشکستگان حماسه مردمی آتی بهترین راه، بازگشت به دوران ناامنی و ترور است تا از این طریق بتوانند بقای نامشروع خود را تضمین نمایند!

  46. آیدین گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۵۳

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    شما می دانید، ولی قابل توجه خوانندگان محترم وبلاگتان، چون بنده با اسمم چندتایی دیدگاه رو وبلاگتان نوشتم، این آیدین که نظر ۲۶ را نوشته من نیستم. به نظر بنده آقای احمدی نژاد یکی از صادق ترین افرادی است که من دیدم. سه سال پیش هفته نامۀ فرانسوی Le Point، که به هیچ وجه دوست جمهوری اسلامی و دولت نهم حساب نمی شود، مقاله ای با عنوان «مردی که جهان را تکان می دهد» با عکسی از آقای احمدی نژاد روی صفحۀ اول منتشر کرده بود. در بخشی از این مقاله روزنامه نگار نوشته که جهت تحقیق در بارۀ آقای احمدی نژاد به نارمک در شرق تهران رفتم و از هم محلی های احمدی نژاد در بارۀ او سؤال کردم، همۀ آنهایی که سالها احمدی نژاد را می شناختند او را فردی صادق می دانستند حتی یکی از آنها می گفت “من نه این رژیم را قبول دارم نه تا حالا رأی دادم ولی باید اعتراف کنم که احمدی نژاد درست ترین و صادق ترین فردی است که میشناسم!” و از این شواهد در این مقاله و مقاله های دیگری که به قلم دشمنان آقای احمدی نژاد نوشته شده زیاد است که صداقت ایشان را نمی توانند انکار کنند.
    جناب آقای جوانفکر بنده هم مطلبی را در مورد اظهارات آقای لاریجانی روی وبلاگم نوشتم، اگر دوست داشتید می توانید بخوانید: http://avangardiste.fr/

    سلامت و پیروز باشید.

  47. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۴

    آقای آیدین
    با سلام
    ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت شما برادر عزیز دور از وطن
    مخاطبان محترم وبلاگ حتما می دانند که این آقایی که به اسم آیدین کامنت گذاشته است ، فرد دیگری است که دیدگاهش با شما یکی نیست.
    به هر حال از توجهی که داشتید ، متشکرم.
    عزیز و سربلند باشید

  48. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۵

    آقای رضوی
    با سلام
    در سرمقاله کیهان به آقای خاتمی در مورد احتمال تهدید جانی هشدار داده شده بود و به نظر بنده ورود کیهان به سطح امنیتی کار اشتباهی بود و از حیطه کار یک رسانه خارج بود اما ادبیاتی که شما به کار می برید و ادعاهای عجیب و غریبی که مطرح می کنید، نگرانی های بیشتری را دامن می زند. اگر حرف خودتان را در مورد ایران امن دهه هشتاد قبول دارید ، پس چه جای نگرانی است؟ یک حرف اشتباهی زده شد و با واکنشهایی که اصلاح طلبان نشان دادند، موضوع خاتمه یافته است .
    در کشور ما قانون حاکم است نه اقتدارگرایی. در همین کشور است که شما و دوستانتان می خواهید از طریق راهکارهای قانونی به قدرت برسید. اگر اقتدارگرایی حاکم بود ، اصلاح طلبان اجازه نمی یافتند طی ۴ سال گذشته انواع تهمت ها ، توهین ها و تخریب ها را علیه رئیس جمهور منتخب مردم و دولت مردمی او به انجام برسانند. پس چه جای این همه هیاهو و ادعاهای عجیب و غریب است. لطفا کمی آرامتر و آهسته تر.
    موفق باشید

  49. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸

    آقای محسنی
    با سلام
    در این کشور رای مردم حاکم است و این مردم هستند که تصمیم می گیرند به دوران مدیریت چه کسی خاتمه دهند کما اینکه همین مردم با انتخاب مردی از جنس خودشان ، به تراژدی حاکمیت اصلاح طلبان و دوران فریب و ریاکاری بر کشور خاتمه دادند.استقبال میلیونی مردم از آقای احمدی نژاد در زادگاه خاتمی به اندازه کافی برای اصلاح طلبان حامل پیام بود البته اگر میلی به درس گرفتن از رویدادها وجود داشته باشد!
    از اینکه اقای خاتمی را تنها داشته انسانی اصلاح طلبان معرفی کرده اید ، باید نگران باشید که کفگیر اینچنین به ته دیگ خورده است. خاتمی هم انسانی است مثل خیلی های دیگر. در دوران هشت سال مدیریت اش ، فرصت سوزیهای زیادی شد و چیزی عاید کشور و ملت نگردید.
    شما بهتر است نگران سلامت آقای خاتمی نباشید. انشاء الله مسوولان امنیتی کار خودشان را به خوبی انجام خواهند داد.
    هدایت الهی را برای خودم و شما آرزومندم

  50. سفیر گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۷

    سلام
    آقای جوانفکر عزیز من از شما تشکر میکنم که لااقل تمام کامنتهای من که مخالف شما مینویشم را در وبلاگ خود قرار میدهید و به آن نیز جواب هم می دهید و این باعث میشود که تمام کسانی که این را میبینند با انتقادات مخالفان شما آشما شده و جواب شما هم را میخوانند و خودشان قضاوت میکنند من بابت این موضوع از شما تشکر میکنم و امیدوارم روزی در این مملکت این رویه در تمام امور و بدست تمام فعالان سیاسی و غیر سیاسی اتفاق بیافتد.
    با تشکر

  51. شهاب گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۲

    آقای جوانفکر برایتان جدا متاسفم.من از یکی از شهرستانهای استان یزد هستم و میدانم چگونه مدارس و ادارات را نیمه تعطیل کردند و برای هر شهر سهمیه تعیین نمودند که به استقبال احمدی نژاد بروند تا افتضاح دفعه پیش بوجود نیاید برای شهر ابرکوه ۲۵۰۰ و برای تفت ۴۰۰۰ و برای بهاباد ۱۵۰۰ نفر تعیین شدند که به استقبال بروند.بروید مصوبه استانداری و تبلیغات و التماسهای صدا و سیمای یزد را بررسی کنید که چه ها نکردن تا عده ای که اکثرا کارمند و دانش آموز نوجوان بودند را به یزد ببرند.من خدا را شکر میکنم که به چشم خود دیدم معنای این استقبال پر شور و خود جوش چیست.همان خاتمی که شما از وجودش خون به جگر هستید وقتی به زادگاهش آمد یکی از این کارها نشد.آیا خداوند راضی است مدارس و ادارات تعطیل شود تا از احمدی نژاد استقبال با شکوه شود؟در پایان توجه شما را به فرمایش مولا علی (ع) جلب میکنم که وقتی در یکی از سفرها عده ای به استقبالش آمدند و به حرکات عجیب و غریبی که این روزها هم انجام میشود پراداختند فرمود دست از این کارها بردارید که گناهی بی لذت مرتکب میشوید.خدا را شاکرم که من لطف کرد و واقعیت را به من نشان داد.خداوند عاقبت من و شما را به خیر کند.چرا حاضرید بدون اطلاع و یا با اطلاع از واقعیتها به تحریف بپردازید و استقبال را با شکوه بدانید.چرا دستور ندادند هیچ اداره و مدرسه ای تعطیل نشود و کار مردم قفل نشود و آنگاه هر کس مایل است به این استقبال برود.برایتان و برای احمدی نژادتان و کیهانتان متاسفم.نمیدانم سانسور میکنید یا نه ولی برای اطلاعتان این حرفها لازم بود.البته باید هم با آمدن خاتمی که خوار در چشمتان است اینطور اقدام کنید.خدارا شکر هزار بار.

  52. رضوی گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۸

    جناب آقای جوانفکر
    حرف کیهان تنها یک حرف اشتباهی نبود که پروژه ای کلید خورده است! در ضمن یک حرف نیست که بارها دوستان شما از این اشتباهات کرده اند(قتل های زنجیره ای و جنایت کوی دانشگاه و ترور حجاریان ووو)
    در ضمن من گفتم”کیست که نداند نوستالژی ناامنی و آزادی ترور و حذف فیزیکی رقیب هر روز فکر و ذهن اقتدارگرایان تندرو را رها نمی کند؟”
    این آرزوی بازگشت به گذشته اقتدارگرایان است و تلاش آنان برای تحقق این آرزو و نه اینکه ما فکر کنیم کشور ناامن است!
    فرمودید”در کشور ما قانون حاکم است نه اقتدارگرایی”
    اتفاقا متاسفانه در کشور ما اقتدارگرایی حاکم است والا اگر قانون حاکم بود مجلس فرمایشی تشکیل نمی شد و جانبازان و مبارزان انقلابی دیروز، امروز توسط اقتدارگرایان رد صلاحیت نمی شدند به جرم عدم التزام عملی به اسلام! مگر همه کافرند غیر از دوستان شما؟

  53. رمضانی پور مهدی گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۴

    سلام آقای جوانفکر
    آقای احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی اخیر گفت در گزارش دیوان اشتباه شده ولی نگفت که آن یک میلیارد که در سال ۸۵ گم شده را چه کرده.خوب رئیس مجلس هم راست می گوید اگر مستنداتی وجود دارد چرا دولت ارائه نمی کند!این پول همین مردم مستضعف است که احمدی نژاد خود را از جنس آنان می داند! دو سال هم از سال ۸۵ گذشته! اگر سندی برای این یک میلیارد وجود دارد چرا تا حالا ارائه نشده! کدامیک راست می گویند مجلس و دیوان یا احمدی نژاد؟

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۵۹

    آقای پور مهدی
    با سلام
    یک میلیارد گم نشده و در حساب ذخیره موجود است.
    دیوان محاسبات وقتی به کانونی برای هجوم سیاسی و تبلیغاتی به دولت تبدیل شود ، نتیجه اش همین می شود که بدون مطالعه و بررسی حرفی را می زنند که حالا جوابی برای آن ندارند.
    موفق باشید

  55. رمضانی پور مهدی گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۰۶

    آقای جوانفکر
    (چرا شما فکر می کنید “دیوان کانونی برای هجوم سیاسی و تبلیغاتی به دولت تبدیل شده”! چرا فکر می کنید هر کسی خلاف میل احمدی نژاد حرف بزند قصد هجوم سیاسی و تبلیغی دارد؟ فکر نمی کنید این حرف شما فرار از پاسخگویی تعبیر شود؟) راستش حضرتعالی با این جواب می فهمانید که دولت احمدی نژاد جوابی برای این گزارش ندارد! من از حضرتعالی من باب کسب اطلاع در مورد مستندات این یک میلیارد سوال کردم والا حرف حضرتعالی را که قبلا آقای احمدی نژاد هم زده و دیوان و مجلس هیچکدام قانع نشده اند! ممنون می شوم جواب قانع کننده ای در مورد مستندات ارائه فرمائید.

  56. رضا -م گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    طرح را برایتان ارسال کردم نمی دانم بدستان رسید یا نه راجع به مطالب سخنان برادر لاریجانی هم مطلبی داشتم که سهوا در بحث گدا پروی آوردم .
    موفق باشید

  57. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۵

    آقا امین
    با سلام
    - آقای روحانی آزادند هرچه می خواهند بگویند و البته تصمیم ما این است که در برابر ایشان سکوت اختیار کنیم. بعضی ها وضعیت شان به گونه ای است که اصلا نیازی به پاسخگویی ندارند و کافی است مردم به حافظه کوتاه مدت خود مراجعه کنند تا پاسخ شبهات و ابهام آفرینی ها را دریافت نمایند.
    - آقای خاتمی هشت سال رئیس جمهور کشور بوده و با وجود انتقاداتی که به نحوه اداره کشور در این دوران داریم معقتدیم که هیچکس حق توهین به ایشان یا هر کس دیگر ندارد و البته من نشنیده ام که به ایشان حمله فیزیکی شده باشد.
    موفق باشید

  58. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۹

    آقای حافظ
    با سلام
    شما به این نکته توجه کنید که آنها نهایتا یک نفر مثلا بوش را در معرض همه اتهامات و ابهامات قرار می دهند و سپس یک حاشیه امن را برای سیستم حکومتی خودشان بوجود می آورند. تازه آن یک نفر را هم اجازه نمی دهند مورد محاکمه قرار گیرد. بعد من و شما فکر می کنیم که در آنجا آزادی وجود دارد و…
    موفق باشید

  59. یک شهروند گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۰۶

    سلام آقای دکتر.
    وقتتان به خیر

    راستش یک سوالی برایم به وجود آمده، و حقیقتاً مدتهاست با پاسخ آن درگیرم. شاید بخشی از واقعیت هست که ما متوجه نمی‌شویم. برادرانه سپاسگزار خواهم بود اگر روشنگری بفرمایید.
    دولت امارات عربی متحده، سیاست خصمانه‌یی در قبال ایران و جهان اسلام در پیش گرفته است. در کنفرانس حمایت از غزه در دوحه که خبر قطع روابط دیپلماتیک قطر با اسراییل در آنجا اعلام شد شرکت نکرد. به نقل از برخی مراجع تقلید، اقدام به جعل قرآن کریم و حذف کردن آیات مربوط به بنی‌اسراییل کرده است، اعلام کرده که روابط تجاری خود را با رژیم اشغالگر قدس تا پایان سال ۲۰۲۰ به بالاترین سطح در منطقه می‌رساند، از مسافران ایرانی انگشت‌نگاری می‌کند و آنها را با برخوردهای فیزیکی مورد حمله قرار می‌دهد، مدام ادعاهای خود در نقض تمامیت ارضی ایران را مطرح می‌کند، همچنان بر جعل نام خلیج فارس و اظهارات خصمانه در مورد جزایر سه‌گانه اصرار دارد، چند بار در روزنامه‌هایشان به چهره‌های مذهبی و رهبران سیاسی ما توهین کردند و وزارت امور خارجه سکوت کرد.
    چه اصرار و پافشاری بر ادامه‌ی روابط با این کشور وجود دارد؟ اگر قرار است روابط ادامه پیدا کند، چرا ما یک بار به صورت قاطعانه به آنها هشدار نمی‌دهیم؟ آیا غیر از حسن همجواری و سیاست دوستی ایران با همه‌ی همسایگان، دلیل دیگری هست که از این کشورک ۳۷ ساله اینقدر می‌ترسیم؟ کشوری که کل وسعتش به اندازه‌ی استان هرمزگان هم نیست؟

    از پاسخ شما پیشاپیش سپاسگزار و در انتظار آنم.

  60. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۱

    آقای شهاب
    با سلام
    ادبیات شما نشان می دهد که با خودتان دچار مشکل شده اید. بهتر است به جای توهین به مردم ، یاد بگیرید به حقوق مردم احترام بگذارید و بی دلیل به دیگران تهمت نزنید.این ادعاهای شما تکراری است و رادیوهای آمریکا و اسرائیل هم هروقت با حضور گسترده مردم در صحنه مواجه می شوند ، این ادعاها را مطرح می کنند. به جای تاسف خوردن به حال دیگران ، بهتر است راهی برای کنار آمدن با حقیقت پیدا کنید.
    هدایت الهی را اول برای خودم و سپس برای شما آرزومندم

  61. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۳

    آقای رضوی
    با سلام
    دوستان بنده قاتل نیستند و از شما تعجب می کنم که اگر باور دارید آنها دوستان بنده هستند ، چگونه خودتان را راضی کرده اید در وبلاگ کسی که به ادعای شما ، دوستانش مرتکب قتل های زنجیره ای می شوند کامنت بگذارید و با او هم مباحثه شوید ، برای این تناقض چه پاسخی دارید؟
    مجلس ما فرمایشی نیست. لابد شما مجلسی را غیرفرمایشی می دانید که نمایندگانش در مقابل اراده ملت دست به تحصن می زنند و برای آنور آبی ها به زبان انگلیسی پلاکارد می آویزند و مملکت را برای شادی دشمن به آشوب می کشند.
    رد صلاحیت شدگان کسانی هستند که از پشت به ملت خود خنجر زدند، فرصت پیشرفت و آبادانی را از ملت سلب کردند ، جیب سرمایه داران را پر کردند و فاصله طبقاتی را در جامعه افزایش دادند و …
    بگذریم. توصیه می کنم وقتتان رابه مطالعه سایر وبلاگها اختصاص دهید و اجازه دهید وقت ما و شما صرف امور دیگری شود.
    موفق باشید

  62. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۲۵

    آقا رضا
    با سلام
    طرح شما را دریافت کردم . هم خودم مطالعه می کنم و هم آن را برای مطالعه و استفاده احتمالی به افراد دیگر خواهم داد. البته متن دریافت شده اشکالاتی انشائی و املائی زیادی هم دارد.
    موفق باشید

  63. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۰

    شهروند محترم
    با سلام
    شما فکر می کنید اگر روابط دو کشور قطع شود ، آنها به رفتار خصمانه خود با ایران خاتمه خواهند داد؟ البته برداشت من این است که در این صورت آنها بر دشمنی های خود با ایران خواهند افزود.
    حفظ روابط با امارات به هر قیمت ممکن ، پذیرفتنی نیست اما باید پیش از آنکه به چنین تصمیمی برسیم از همه ابزارهای در اختیار برای وادار کردن دولت امارات به رعایت اصول همجواری استفاده کنیم که البته در این زمینه اقداماتی هم انجام شده است و شاید لازم نباشد که برخی از این اقدامات رسانه ای شود. به هر حال این تصور شما که ما از امارات ترسی داریم اشتباه است. مدارا و خویشتن داری در بسیاری از مواقع در مناسبات جهانی جواب می دهد بویژه آنکه این خویشتن داری از سوی ابرقدرتی مانند ایران عزیز و از موضع عزت و بلندنظری باشد نه از روی ترس و نگرانی.
    موفق باشید

  64. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴

    آقای پورمهدی
    با سلام
    آقای احمدی نژاد جواب قانع کننده ای دادند و قاطبه مردم هم قانع شدند اگر دیوان محاسبات پاسخی دارد می تواند ارائه کند. برخی افراد به هیچ صراطی مستقیم نمی شوند و البته اصراری بر قانع شدن آنها نیست.
    موفق باشید

  65. عباس گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۰

    با سلام مطلب من ارتباطی با موضوع ندارد ولی تقاضا می کنم پاسخ دهید
    ماجرای آقای پالیزدار چه شد ؟ با اینکه مردم می دانند که بیشتر سخنان این آقا صحت دارد چرا دولت از او برائت جست ؟ از سخنان این آقا مشخص بود که برای حمایت از احمدی نژآد در مبارزه با مفسدان اقتصادی قیام کرده . در بحث مبارزه با مفسدان اقتصادی به آقای احمدی نژاد خیلی امیدوار بودیم ولی جز چند تهدید از تریبونهای مختلف چیزی ندیدیم .

  66. طه گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۹

    سلام بر شما مرد بزرگ
    خسته نباشید
    موفق باشید

  67. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷

    آقای طه
    سلام و درود برشما
    ای کاش از شما نکته ای پند آموز دریافت می کردیم.
    موفق باشید

  68. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۵

    عباس آقا
    با سلام
    یعنی بستن راه های نفوذ مفسدان اقتصادی و بسته شدن دسترسی آنها به منابع عمومی را هیچ می دانید؟
    مبارزه با مفسدان اقتصادی برعهده دستگاه قضایی است . سووالتان را متوجه مسوولان قضایی کنید و بپرسید که در این زمینه چه کرده اند؟
    طبق اعلام دستگاه قضایی ،آقای پالیزدار در یک جلسه علنی محاکمه خواهد شد و انشاء الله فرصت دفاع از خود را خواهد داشت. من ایشان را نمی شناسم اما امیدوارم بتواند از خود به خوبی دفاع کند و مستنداتش را به افکار عمومی ارائه دهد. مبارزه با مفاسد و مفسدان اقتصادی امری ضروری است اما این مهم نیز راه و روش خود را دارد. هدف وسیله را توجیه نمی کند و نمی شود برای رسیدن به هدف به هر وسیله و روشی متوسل شد.
    موفق باشید

  69. یک دوست گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۱

    سلام آقای جوانفکر عزیز.
    متاسفانه با فیلتر کردن وب‌سایتهای آقای خاتمی، تنها به اشتیاق بیشتر طرفداران ایشان، و تخریب وجهه‌ی کشور در عرصه‌ی بین‌المللی کمک می‌کنیم. اگر واقعاً هدفهای پشت‌پرده‌یی هست که با اپوزیسیون نشان دادن آقای خاتمی و فیلتر کردن وبسایتهای ایشان در ردیف سایتهای ممنوعه، بر محبوبیت‌شان افزوده شود، و برنامه‌یی زیرزمینی در این مورد در دست اجراست، ما از آن بی‌خبریم…

  70. رمضانی پور مهدی گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۳۶

    آقای جوانفکر سلام:
    من بررسی کردم دیدم شهر یزد یک میلیون نفر جمعیت هم ندارد که شما ادعا نمودید در یزد از احمدی نژاد استقبال میلیونی شده!
    یاری نیوز را هم فیلتر نمودید حتما اینها که فقط حامی خاتمی بودند هم عامل اسرائیل و انگلیس و آمریکا بودند!!! فیلترها و توقیف هایتان نوش جان! اما برادر از طلوع آفتاب که نمی توان جلوگیری کرد!

  71. هفته نامه همای گیلان گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷

    اولین شماره هفته نامه “همای گیلان”
    در چهار صفحه در قطع روز نامه ای در رشت منتشر شد.
    عناوین برخی از مطالب اولین شماره نشریه همای گیلان بدین ترتیب می باشد .

    دولت خاتمی رکورد دار شکاف طبقاتی , ما و اتخاب دهمین رئیس جمهور , سخنرانی عسگر اولادی در گیلان , داستان تلخ اندلس اسلامی ,فاشیسم از آستین چه کسی بیرون زده است.

    آدرس وبلاگ :
    http://homayegilan.blogfa.com

    ایمیل : homayegilan@gmail.com

  72. علی بمانی گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۳

    با سلام برادر ارجمند جناب اقای جوانفکر درایام دهه فجر که سریال هزار فامیل از تلویزیون پخش می شد به این فکر افتادم که چه قدر خوب بود در دولت اقای احمدی نزاد و در حوزه مشاورین مطبوعاتی گروهی مامور می شدند کتابی از رابطه خویشاوندی در بین مسئو لین تمامی دولتها تهیه کنند ودر اختیار عموم بگذارند تا شاید این کار تبدیل به یک سنت بشود و از خطر هزار فامیل در اینده جلو گیری کند . با تشکر

  73. شهاب گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۱۷

    سلام.پیام مرا که در آن تهمتهای ناجوانمردانه ای که به من زده بودید را فهرست کرده بودم و حواله اتان را به خدا واگذار کرده بودم را حذف کردید و لابد آن را حاوی تهمت یافته بودید.ممنون.

  74. masoud گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۵

    تشتت یا شعبده بازی اصلاح طلبان
    از حدود هفت هشت ماه پیش تیتر مورد نظر کلید خورد و اصلاح طلبان بازی بسیار پررمزو رازی را اغاز کردند که البته دلیل ان هم نبود رهبری قوی و چهره های تازه نفس و دست نخورده بود که اصلاح طلبان را وادار به این شعبده بازی کرد این بازی قهر و اشتی و میام و نمیام کنار می کشم و نمی کشم در اصل پاسکاری این جریان بوده که البته دو هدف اصلی دارد که عبارت اند از ۱- گیج کردن رقیب ۲-جلب نظر جامعه به سوی اصلاح طلبان ولی ایا موفق بوده اند یا نه قراین و شواهد نشان از عدم توفیق یا به عبارت بهتر نشان از شکست این پروسه طولانی ان هم در میانه راه دارد که البته دلایل متعددی دارد که به چند مورد ان اشاره می شود ۱-عدم استقبال چشمگیر از نامزدی اقای خاتمی {که البته این استقبال به مخالفت در لایه های مختلف جامعه تبدیل شد} ۲-سیر صعودی محبوبیت رییس جمهور حتی در مقر دوم خردادی ها یعنی یزد{البته به قول خودشان ولی برای ما یزد همان دارالمومنین است} ۳-جدی گرفتن بازی از سوی یاران و اطرافیان میرحسین موسوی۴-عدم مقبولیت میر حسین از سوی اطرافیان افراطی خاتمی ۵-اختلاف در میان احزاب طرفدار خاتمی مانند کارگزاران

    {edalat313.blogfa .com

  75. ستاد 88 گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۰۷

    ملت آزاده ایران

    این صدای دولت محمود احمدی نژاد است که وعده آزادی سیصد و شصت درجه ای می دهد تا هر صدایی را در مخالفت با خود سرکوب کند .این دولت علیرغم برخورداری از حمایتهای بی دریغ و صمیمانه رسانه ملی و سایر رسانه های دولتی و وابسته به دولت هر روز بیشتر از دیروز، ژست مظلومیت می گیرد تا به همه بگوید این دولت نهم است که در چنگال اختاپوس قدرت اسیر شده است اما کیست که نداند این مجموعه سیاسی حتی تحمل یک سایت منقدخود را که از فرد دیگری، آن هم در حد رئیس جمهور سابق ایران، حمایت می کند ندارد و پس از تهدید های فراوان ، آن را فیلتر می کند. واضح است که در این فقر رسانه ای که توسط دولت اقتدارگرا بر اصلاح طلبان تحمیل می شود، وجود حتی یک رسانه مستقل که مورد اقبال مردم قرار گیرد تهدیدی جدی برای دولت مدعی آزادی بیان سیصد و شصت درجه ای است پس اگر روزنامه است باید توقیف شود و اگر سایت اینترنتی است باید ته مزه فیلترینگ تحمیلی دولت نهم را بچشد.
    سایت یاری به عنوان سایت اصلی حامی خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم که در آخرین خبرهای خود، آینه ای از استقبال دستوری از محمود احمدی نژاد در یزد و وعده شام و نهار رایگان به مردم و انتقال اتوبوسی برای دیدار رئیس جمهور محبوب را جلوی دیدگان دولت اقتدارگرا قرار داده بود و پیش از آن نیز در انتقاد از روزنامه تهدیدکننده به ترور محمد خاتمی، جلوه ای از قهر و خشونت موجود در دولت و حامیان رسانه ای اش را به نمایش می گذاشت در قاموس دولت محمود احمدی نژاد محکوم به توقیف و فیلترینگ است.دولتی که در ابتدای تشکیل و حتی در شرایط کنونی نیز خود را حامی آزادی بیان می داند.
    سرنوشت محتوم مخالفت با دولت احمدی نژاد، توقیف و فیلترینگ است؛ این قانون نانوشته و میثاقی است که احمدی نژاد شفاهاً و با ایما و اشاره از یاران خویش گرفته است. اما تمامی کسانی که این بی قانونی های دولت نهم را می بینند و با هر توجیهی در برابر آن سکوت کرده اند ،۲۲ خرداد را پیش روی خود دارند روزی که اگر محمد خاتمی، با همرامی ملت شریف و مسوول ایران ردای ریاست جمهوری را دوباره بر تن کند باید در برابر تاریخ و مردم پاسخگو باشند. آنها که بی قانونی کرده اند و در ضدیت با اصول صریح قانون اساسی در دفاع از آزادی بیان، مجری دستورات کانونهای پنهان قدرت هستند باید توسط همین قانون مجازات شوند که تا بهار پیروزی محمد خاتمی تنها و تنها یک زمستان باقی است.
    ما، اعضای ستاد ملی جوانان حامی خاتمی ضمن محکوم کردن فیلترینگ غیرقانونی سایت یاری توسط دولت نهم از دوستانمان در این پایگاه خبری می خواهیم تا اطلاع رسانی به مردم را از طرق دیگر نظیر ایجاد پایگاه های خبری دیگر و تلاش برای غلبه بر محدودیتهایی از این دست گسترش دهند و اطمینان داشته باشند که اعضای ستاد ۸۸ در تمامی کشور با تمام وجود از سایت یاری و هر رسانه مردمی و آزاد اندیشی حمایت خواهند کرد.

    ستاد ملی جوانان حامی خاتمی(ستاد ۸۸)

  76. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۲

    با سلام
    به راستی شما به کدام مردم باور و اعتقاد دارید. یعنی شما از همین مردمی که با این صراحت و وقاحت به آنها توهین می کنید ، می خواهید رای بگیرید!
    لطفا یک مقدار هم که شده برای مردم ارزش قائل شوید. مردمی که به آقای احمدی نژاد رای دادند همانهایی هستند که قبل از او به آقای خاتمی هم رای داده بودند ، چرا فکر نمی کنید که این مردم حافظه فعالی دارند وکافی است کمی به عقب برگردند و به یادآورند روزهای غم انگیزی که در سایه دولت آقای خاتمی بر این کشور گذشت! شما فکر می کنید که با مظلوم نمایی می توانید در دل مردم جا باز کنید ، غافل از آنکه از نظر مردم ، اصلاح طلبان و دوم خردادیها در امتحان خود رفوزه شده اند و نمره ای که در کارنامه خود دارید، مقبولیت شما را به حداقل رسانده و از نظر اخلاقی هم در چهار سال گذشته، نمره تان آنقدر پایین است که بعید می دانم در جامعه مورد اعتنا قرار بگیرید.
    به هر حال با این ادعاهای توخالی راه به جایی نخواهید برد.

  77. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۷

    آقا شهاب
    با سلام
    لطفا یکبار دیگر به کامنت خودتان مراجعه کنید و آن را بخوانید و ببیند که چه کسی به دیگری تهمت زده است.
    به هر حال توصیه می کنم یا ادبیات خودتان را اصلاح کنید و سپس کامنت بگذارید و یا وقت گرانقدرتان را صرف مطالعه این وبلاگ و کامنت گذاشتن نکنید.
    موفق باشید

  78. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۵۸

    علی آقا
    با سلام
    پیشنهاد بسیار خوبی است و بنده هم از آن حمایت می کنم.
    موفق باشید

  79. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۱

    آقای رمضانی
    با سلام
    لابد ۹۰۰ هزار نفر بودند و بنده اشتباها گفته ام یک میلیون نفر ، شما این صدهزارتای دیگر را به ما ببخشید.
    ضمنا مردم برای دیدن رئیس جمهور از برخی شهرها به یزد آمده بودند . این حضور دل انگیز که برای اصلاح طلبان بسیار غم انگیز بود و آنها را به سمت توهین به مردم سوق داد ، نشانه قدرشناسی مردم از مسوولان دلسوز و خدوم کشور است.
    یاری نیوز را بنده فیلتر نکرده ام و ای کاش فیلتر نمی شد تا زبان تهمت شما و دوستانتان به روی هر بیگناهی باز نشود و اینچنین سعی در مظلوم نمایی نمی کردید!
    آفتاب خیلی وقت است که در آسمان صاف ایران طلوع کرده و نور افشانی می کند ، اما ظاهرا برخی افراد ، تاریکی و جهل را به باور نور و روشنایی ترجیح می دهند.
    خداوند هر که راه خواهد عزیز و هر که را خواهد ذلیل می کند.

  80. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶

    دوست عزیز
    با سلام
    حرف شما درست است و بنده فکر می کنم دست هایی در این ماجرا دخیل است که به سیاست مظلوم نمایی اصلاح طلبان کمک کند.فیلترشدن این سایت که بازدید کننده چندانی هم نداشت ، بیشترین خدمت را به مدعیان دوم خرداد کرد.
    موفق باشید

  81. محمد رضا گفت :

    اسفند ۸م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۵۵

    سلام
    آقا جان دو تا موضوع فارغ از آنچه که می نویسید چون نخواندم.
    اول اینکه چرا اینقدر زیاد می نویسید این حجم از مطلب برای وبلاگ زیاد است
    دوم اینکه حالا که زیاد می نویسید چرا ادامه مطلب نمی زنید هر کاری راه و رسمی دارد
    این هم که نخواندم به خاطر زیادی مطلب بود وگر نه وا… ما با کسی عناد نداریم.

    حالا جداً این حجم مطلب را خودتون تایپ کردید، یا تایپیست بیچاره نها ریاست جمهوری؟

    موفق باشید و عاشق

  82. رضا گفت :

    اسفند ۸م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۴۷

    با سلام
    جناب جوانفکر نگاه به گذشته هم می تواند ترقی ساز باشد و هم گیرنده ی سرعت.
    گیرنده ی سرعت به نوبه ی خود بسته به شرایط و اهمیت کار محوله دارد. اگر به عقب بازگردیم می بینیم که چه کارهایی را انجام داده ایم و در این بین چه اقلامی از قلم افتاده اند. اما اگر اقلام انجام یافته آمارشان از انجام نیافته ها بیشتر باشد نوعی کاهنده ی سرعت پدید می آید که از توان و انرژی لازمه برای ادامه دادن امور می کاهد که در واقع نوعی تنبلی حاصل می کند. این نتیجه می تواند برعکس نیز حاصل شود از این رو که هر انسان عاقلی می داند پس از طی مسیری می بایست عقب را نظاره کند تا ببیند چه مقدار راه طی کرده و در این راه طی شده چه ملامت ها کشیده و چه هزینه هایی که متحمل شده تا در جاده ای مشابه همین جاده ی قبلی که در آینده می بایست آن را طی کند متحمل هزینه های گزافی نگردد. اما نگاه تنها به مقابل و آینده نیز هم می تواند ترقی ساز باشد و هم کاهنده ی سرعت. ترقی ساز می گردد اگر تلاش ها را روز به روز افزایش دهیم و بدون توجه به هزینه هایی که متحمل خواهیم شد امور را سامان دهیم بدون آنکه به عقب نظاره کنیم که در این بین یک سری هزینه های اضافی به دلیل عدم تحلیل پیشرفت ها و عدم قیاس مراتب حاصله با جایگاه گذشته به بار می آید که در مواردی هزینه های جبران ناپذیری خواهند بود.
    پس ارزش نگاه به گذشته به نسبتی از عدم توجه به آن بیشتر است. اما اگر این نگاه سبب کاهش انرژی و سستی در امور گردد بطوریکه کار به جای کوتاه مدت به دراز مدت کشانده شود همان بهتر که بدان توجهی نشود. همانند برخی از پروژه های عمرانی در برخی نقاط کشور که از دیرباز دچار این بیماری بوده اند که تعدادی از آنان همانگونه که اطلاع رسانی شد در این دولت به مرحله ی بهره برداری رسیدند. اما نطق لاریجانی معنایی غیر این دارد و در واقع منظور گفتارش عدم توجه به توفیقات حاصله و هزینه ها و رنج هایی است که مردم و دولتشان در این مدت متحمل شده اند. چون در این زمان کوتاه باقی مانده به انتخابات دیگر زمانی برای به انجام رسانیدن کارهای بنیادین و در واقع انقلابی نمی باشد لاریجانی این زحمت را به خود داده که با پیاده نمودن طرح و یا فکری با بهانه کردن پیشرفت های سیاسی و اجتماعی جامعه شاید بتواند اذهان را از پیشرفت های گذشته منحرف سازد که با اینکه در کلامی تقریبا کارشناسانه آن را بیان کرده اما با کمی تامل بچه گانه بودن آن کاملا هویدا می گردد. اما نکته ای که در کلامش دیده می شود و آن را تایید می کنم همین بحث مدیران لایق است، که جناب جوانفکر خواه یا ناخواه دولت با بحرانی جدی در این مقوله روبه رو است که امید این است که در انتخابات آتی و پس از پیروزی مجدد این بار دیگر هر شخصی که در ستادها کار کرده به منصب عالیه نرسند و در جایی که در حد و توانشان است به خدمت گرفته شوند نه به یک باره به عنوان ریاست سازمان یا مدیریت جایی منصوب گردند که این اشتباه از سوی رجل تراز اول دولت نیست بلکه از سوی مدیران ستادهای استان ها است که در گزینش خود فعالیت در ستاد را به لیاقت و توان مدیریتی ترجیح داده اند که منفعت در این است برای جبران مافات کمی از این مشکلات کاسته شود چون هم من و هم شما می دانیم که مردم دیگر قابل پیش بینی نیستند همانگونه که پوز بت بزرگ هاشمی را به خاک مالاندند. امید است که این نقطه ضعف نیز رفع شود و بدانید گفتن اینکه باید به جوانان و مدیران دیگر میدان داده شود به این قیمت که مدیران لایق نه هر مدیر ناکارآمدی خانه نشین شوند اصلا بهانه ی مناسبی برای توجیه این اقدام اشتباه نیست.
    موفق باشید

  83. فرشید گفت :

    اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۹

    http://www.irpetro.com/newsdetail-3204-fa.html

  84. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۲۸

    آقا محمد رضا
    با سلام
    مطالب را خودم تایپ می کنم. هریادداشت هم مستقل و جدای از مطالب دیگر است و ادامه نیاز ندارد.
    به هر حال از اینکه وقت گذاشتید و یادداشت ها را خواندید متشکرم
    موفق باشید

  85. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۳۳

    آقا رضا
    با سلام
    از توضیحات شما متشکرم
    نگاه به گذشته در واقع تلاشی برای گم نکردن هدف و درست پیمودن راه و تکرار نکردن اشتباهات است و این امری لازم و ضروری است . مشکل پروژه های عمرانی که اشاره فرموده اید بیشتر به مشکلات مدیریتی و نظارتی و عدم پیگیری و همچنین اشکالات موجود در مدیریت پروژه است.
    موفق باشید

  86. آیدین گفت :

    اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۸

    محمود احمدی نژاد چهرۀ اوانگاردیست دهۀ چهارم جمهوری اسلامی
    ۲۶ فوریه ۲۰۰۹
    واژۀ “اوانگاردیست” از کلمۀ فرانسوی “avangardiste“ گرفته شده و به معنای قرار داشتن در نقطۀ شروع یک حرکت و یا تفکر نوین می باشد. هرچه گشتم معادلی برای آن در زبان فارسی پیدا نکردم و شاید در آینده بچه های فرهنگستان یک معادل برای آن درست کنند. چند روزی به پایان سال باقی نمانده، و در سال جدید جمهوری اسلامی اولین بهار چهارمین دهۀ زندگی خود را آغار می کند. اگر بخواهیم در یک جمع بندی کلی، چهرۀ اوانگاردیست دهۀ سوم انقلاب را مشخص کنیم، آقای محمود احمدی نژاد برجسته ترین چهرۀ اوانگاردیست ایران می باشد. به این معنی که چه از نظر خصوصیات شخصی و عقیدتی ایشان و همکارانشان و چه از نظر عملکردها، جهت گیریها و ابتکاراتی که انجام داده اند، آقای احمدی نژاد و دولت نهم در نقطۀ آغاز یک حرکت و بینش نوین در نظام مدیریت کشور قرار دارند، که آن را می توان به نوعی انقلاب در انقلاب تعبیر کرد و بدون شک دولتهای آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

    برخی از عوامل تشکیل دهندۀ ویژگی اوانگاردیست آقای احمدی نژاد به شرح زیر می باشند.
    ۱- در انتخابات دورۀ نهم ریاست جمهوری در ایران اولین بار بود که یک چهرۀ سیاسی جوان، آقای احمدی نژاد، با اهدافی نو، و بدون وابستگی به هیچ حزب و جناح سیاسی، در برابر چهره های سر شناس احزاب اصولگرا، اصلاح طلب … ، چون آقای معین، آقای هاشمی، آقای کروبی، آقای لاریجانی، به پیروزی رسید. دولتی جوان برای ملتی جوان. البته شاید به نظر برخی اولین پیروزی آقای خاتمی در دورۀ هفتم انتخابات ریاست جمهوری نیز از این ویژگی بر خوردار بود. ولی خاطر نشان می کنم که در آن زمان، اکثر مفسرین و صاحب نظران سیاسی پیروزی آقای خاتمی را پیشبینی می کردند. از این جهت که آقای خاتمی با شعار جامعۀ مدنی و اصلاحات نسبت به دوران سازندگی توجه زیادی را متوجه خود کردند. در صورتی که در دورۀ نهم انتخابات ریاست جمهوری، از دیدگاه صاحب نظران، آقای احمدی نژاد کمترین شانس پیروزی در دورۀ اول انتخابات را داشتند و پیروزی ایشان غیر منتظره بود و به گفتۀ دیگر ایشان یک چهرۀ Outsider بودند. این مسئله نشانگر شکافی بود که میان دیدگاه احزاب و صاحب نظران سیاسی کشور، و خواسته های ملت ایران وجود داشت، و جواب این خواسته ها در برنامۀ آقای احمدی نژاد قرار داشت که کسی به آن توجه نکرده بود.
    ۲- سفرهای استانی و تشکیل هیئت دولت در شهرستانها یکی از ابتکارات مهم و منحصر به فرد دولت آقای احمدی نژاد می باشد که دست آوردهای زیادی داشته و خواهد داشت. به برکت این ابتکار و تحکیم حضور برجستۀ دولت در مناطقی که بعضا حتی مورد توجه نبودند، یک تحول و حرکت عمیق در سرتاسر کشور آغاز شده است، که نه تنها به دولت این امکان را میدهد که از نزدیک با مسائل و مشکلات کشور در تماس باشد و به بهترین وجهی به آنها رسیدگی کند، بلکه احساس اتحاد و مشارکت در دل مردم اقصی نقاط ایران، با این حضور ملموس و مسؤلانۀ دولت، مستحکمتر می شود. و این امر موجب یک پارچگی هر چه بیشتر دولت و ملت و محقق شدن جامعۀ مدنی در سرتاسر کشور می شود. بله جالب است که چیزی که آقای خاتمی فقط شعارش را داد آقای احمدی نژاد، در راستای برنامۀ عدالت ورزی خود، کمر همت به محقق ساختن آن بسته است. از این رو دولتهای آینده در ایران و حتی در سرتاسر جهان بدون شک تحت تأثیر این روش مدیریت جدید قرار خواهند گرفت.
    ۳- تلاش و حرک خستگی ناپذیر دولت یکی دیگر از ویژگاهی مهمی است که دولت آقای احمدی نژاد را از دولتهای پیشین تمیز می دهد، و کاملا هماهنگ و معرف جامعۀ جوان ایران است. با وجود چالشهای پیش روی کشور، حرکت و تلاش مهمتر از همیشه خود را نشان میدهد، آقای احمدی نژاد یک الگوی خوب برای ۷۰% از شهروندان ایرانی که کمتر از ۳۰ سال دارند، می باشد.
    ۴- در زمینۀ اقتصادی نیز سیاستهای آقای احمدی نژاد یک جهت گیری نوین در برداشت، که پیشتاز و نقطۀ شروع یک تحول عمیق در ساختار اقتصادی کشور خواهد بود. این جهت گیری نوین با اهداف رشد پایدار اقتصاد بر مبنای عدالت گرایی و هدفمند کردن یارانه ها، برای اولین بار به درمان بیماریهایی که ریشه در ساختار اقتصادی کشور دارند، میپردازد. در صورتی که دولتهای پیشین تنها به تسکین کوتاه مدت دردهای عارض از این بیماریها میپرداختند و منابع کشور را در این راه به هدر میدادند. به عنوان مثال سالها بود که یارانۀ بنزین بخش قابل توجهی از درآمدهای کشور را می بلعید. این یارانه نه تنها ناعادلانه بدود بلکه هیچ توجیه اقتصادی نداشت. اگر سه خانوادۀ چهار نفره را در نظر بگیریم که اولی از قشر مرفه جامعه هستند و پدر خانواده یک بنز، همسرش یک Prado و فرزندانش دو عدد پژوی ۲۰۶ دارند، خانوادۀ دومی که از قشر متوسط هستند یک سمند یا یک کامری برای کل خانواده دارند و خانوادۀ سوم از قشر محروم که پدر خانواده یک موتر دارد و سایر اعضاء از وسایل نقلیۀ همگانی استفاده می کنند، مشخص است که با این که این سه خانواده در تعداد اعضاء برابرند ولی خانوادۀ مرفه تر که مصرف خیلی بالاتری دارد، بهرۀ خیلی بالاتری از یارانه های بنزین می برد و این امر اصلا عادلانه نبود. از سوی دیگر بخش قابل توجه در آمدهای کشور که صرف یارانۀ بنزین میشد، در محرکهای مؤثر اقتصادی و نیازهای سرمایه گذاری جهت ایجاد اشتغال، نمی توانست مصرف شود. همچنین، از این رو که عمدۀ بنزین مورد نیاز از راه واردات تأمین میشد، یارانه بنزین توازن بازرگانی کشور را بهم می ریزد. اگر بخواهیم تحلیل جامعی داشته باشیم باید به مشکلات دیگری که این یارانه ایجاد می کند نیز اشاره کرد. ( منجمله: مصرف بالای انرژی در فرایند تولید ثروت، قاچاق بزین به سوی خارج، …) متأسفانه دولتهای پیشین شجاعت رسیدگی به این مشکل بزرگ را نداشتند، ولی هم اکنون با این که کمی دیر شده است، برخورد مدبرانه و سازندۀ آقای احمدی نژاد با این مشکل، جلوی ضرر و زیانها را به میزان قابل توجهی گرفته است. طرح هدفمند کردن یارانه های دولت نهم نیز نقاط مثبت بسیاری دارد که در اینجا نمی توان به آنها پرداخت. فقط خاطر نشان میکنم کسانی که می پندارند که این طرح موجب تشدید تورم میشود سخت در اشتباهند. و در هر صورت صرفه جویی در اصراف انرژی و سرمایگذاری در ایجاد اشتغال جوانان مسائل مهمتری هستند که می بایستی درآمد و ظرفیتهای کشور را متوجه خود کنند.
    ۵- در زمینۀ ارتباط با رسانه های جهان نیز، آقای احمدی نژاد ابتکاراتی داشتند که در نوع خود بی نظیر بود و نتایج مثبتی هم داشت. بسیاری، منجمله و بخصوص جناب آقای خاتمی، صراحت لفظی آقای احمدی نژادی در رابطه با اسرائیل و واقعۀ هلوکوست و اشاره به منحل شدن رژیم صهیونیستی به عنوان تنها راه صلح پایدار در خاورمیانه را، به باد انتقاد گرفتند. مسئله ای که منتقدان آقای احمدی نژاد به آن توجه نمی کنند این است که، صهیونیستها از واقعۀ هلوکوست استفادۀ ابزاری کرده و می کنند و به وسیلۀ آن اشغال سرزمینهای فلسطینی را توجیه کرده، سرنوشت رژیم صهیونیستی را این چنین به سرنوشت قوم یهود پیوند میزنند. همچنین به دلیل نفوذ لابی های صهیونیست در ساختار مطبوعات جهانی، سالها بود که هر کلام حقی در رابطه با ظلمی که به مردم فلسطین میشود و در دفاع از حقوق بشری آنها، انعکاس پیدا نمی کرد و شنیده نمی شد. آقای خاتمی در مورد حقوق مردم فلسطین کلام بسیار در رسانه های غربی گفته اند، ولی بازتاب آنها در افکار عمومی جهان کجا و بازتاب اظهارات آقای احمدی نژاد که توسط بلندگوها ی خود رسانه های غربی مثل توپ صدا کرد، کجا. رسانه های غربی کورکورانه، بخشی از اظهارات آقای احمدی نژاد را بزرگ کردند تا از وی چهره ای شیطانی درست کنند. غافل از آن که به خواست خدا این تکاپوی جاهلانه ایشان، وسیلۀ رساندن کلام آقای احمدی نژاد به گوش جهانیان گردید. نشان به آن نشان آقای احمدی نژاد در کمتر از یک سال بعد از انتخاب شدنشان به یکی از مشهورترین چهره های جهان بدل شدند و این فرصت را پیدا کردند که کلام ملت ایران را به گوش افکار عمومی جهان برسانند. و شاهد آن بودیم که نه تنها اظهارات آقای احمدی نژاد اثرات معکوسی نداشت، بلکه اتحادیه اروپا و پس از چندی دولت ایلات متحدۀ آمریکا، با دولت همین آقای احمدی نژاد که خواستار منحل شدن رژیم صهیونیستی بود، بر سر میز مذاکره نشسته اند. این یکی از دست آوردهای سیاسی این ابتکار مطبوعاتی آقای احمدی نژاد بود. نکتۀ تازۀ دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، این است که آقای احمدی نژاد با اکثررسانه های معتبر جهان بویژه آمریکایی ها، بدون قائل شدن هیچگونه محدودیتی به گفتگو پرداخته است در صورتی که نه در ایران نه در آمریکا هیچ یک از رئیس جمهورانی که تا کنون بر سر کار بودند، اینقدر آزادانه با رسانه های جهان گفتگو نداشته اند. حتی آقای باراک حسین اوباما که ظاهرا خیلی به ارتباط با ملت ایران اهمیت میدهد و فردی بسیار باهوش و سخنور است هنوز شجاعت رویارویی با رسانه های ایرانی را نداشته است.
    ۶- از ویدئوهایی که از آقای احمدی نژاد نظر بنده را جلب کرد و نشانگر چهرۀ “اوانگاردیست” ایشان است میتوان به سخنرانی ایشان در قم و در جمع طلاب مشهد اشاره کرد. چیزی که برای من جالب بود این بود که آقای احمدی نژاد برای گروه زیادی معمم سخنرانی می کردند در صورتی که عادت کرده بودم همیشه برعکس آن را ببینم. همچنین ویدئوی های سفرهای استانی، دیدار، روبوسی و گفتگوی آقای احمدی نژاد با روحانیان یهودی ضد صهیونیسم در نیویورک، و همچنین سخنرانی ایشان در دانشگاه اولمپا، تبریک کریسمس ایشان به مردم انگلستان از تلویزیون Chanel4، پیام وتصاویر “اوانگاردیست” بسیاری در بر داشتند که افکار عمومی ایران و جهان را تحت تأثیر قرار داد.
    البته در اشارات فوق به همۀ ابتکارات و نو آوریهای آقای احمدی نژاد نپرداختم. لذا خوانندگان محترم اگر دیدگاه و نظری دارند لطفا دریغ نکنند.
    در پایان از دیدگاه بنده، آقای محمود احمدی نژاد یکی از کارآمدترین رئیس جمهوران ایران هستند. یادداشت دیگری تحت عنوان “چرا به احمدی نژاد رأی می دهم” در آینده ای نزدیک در وبلاگم منتشر خواهم کرد. در آن به سؤال و جوابهایی که در بحثهایی که با برخی دوستان و نزدیکانم، که منتقد دولت نهم می باشند، مطرح می شد خواهم پرداخت.

  87. ندا گفت :

    اسفند ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۵۶

    با سلام خدمت برادر بزرگوار
    امروز در سایت های خبری صحبت های مشاور محترم رئیس جمهمور جناب آقای حجت الاسلام سقای بی ریا را خواندم و نکته ای را در فرمایشاتشان یافتم و آن هم اینکه گفته اند وقتی ماهواره امید به فضا پرتاب شد آنقدر این عمل میمون بود که حتی دختر و پسری که میخواستند از همدیگر طلاق بگیرند از این عمل منصرف شدند!!!
    به نظر شما ارتباطی بین این دو مقوله وجود دارد!؟
    و بر فرض آنکه هم وجود داشته باشد آیا بیان این جملات آنهم از زبان مشاور محترم رئیس جمهور زیبا است!!!
    فکر میکنم آقای احمدی نژاد هم با این طرز استدلال مخالف باشند!
    با تشکر از پاسخگوئیتان.

  88. حسین گفت :

    اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۲۵

    با سلام
    آیا پیام بنده به ایمیلتون رسید؟

  89. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۳۰

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    در سایت های خبری این مطلب آمده است : سقای بی‌ریا به بیان خاطره‌ای از زبان وزیر دفاع پرداخت و گفت: «وزیر محترم دفاع گفتند یک خانواده‌ای را من می‌شناسم که اینها نزدیک بود کارشان به طلاق بکشد. وقتی ماهواره امید پرتاب شد دو روز بعد اختلافاتشان حل شد. گفتند چطور؟ گفتند مشکلشان این بود که پسرشان می‌خواست برود خارج درس بخواند پدر مخالف بود و مادر می‌گفت باید برود. این منشا اختلاف بود. وقتی که ماهواره امید پرتاب شد پسرشان گفت من همینجا سربازی می‌روم و همین‌جا درس می‌خوانم. دیگر محیط برای درس خواندن آماده است».
    شما می دانید که پرتاب موفقیت آمیز ماهواره به فضا ، باعث سربلندی و افتخار و عظمت ملت ایران در پیش چشم جهانیان شد و ایرانیان در هر نقطه ای از جهان احساس غرور کردند. برداشت بنده از صحبت های آقای بی ریا این است که این جوان ایرانی پس از مشاهده پیشرفت شگرف ایران در عرصه فضا ، از خروج از ایران که موجب جدا شدن از نامزد یا همسرش می شده منصرف گردیده است. به هر حال با اینکه اشکال چندانی در این زمینه نمی بینم ، با شما موافقم که از طرح حرفهای مجادله انگیز و کم اثر بویژه از زبان افرادی در سطح مشاوران رئیس جمهور باید پرهیز شود.
    موفق باشید

  90. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۳۰

    حسین آقا
    با سلام
    پیام شما دریافت شد و به آن پاسخ دادم
    موفق باشید

  91. ندا گفت :

    اسفند ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۲۶

    با سلام
    از پاسختان متشکرم

  92. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    اسفند ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳

    سرکار خانم ندا
    با سلام
    از حسن توجه و دقت نظر شما نیز تشکر می کنم.
    موفق باشید

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر