بحث حقوقی و استدلالی یا جدال سیاسی؟!

یک هفته پیش در مطلبی تحت عنوان “منطق یک استیضاح” که در وبلاگ شخصی ام منتشر کردم ، از منظر حقوقی و قانونی به بیان این مساله پرداختم که نتیجه جلسه روز سه شنبه چهاردهم آبانماه مجلس شورای اسلامی ، شائبه نقض اصل ۵۷ قانون اساسی مبنی بر تفکیک قوا از یکدیگر را مطرح می کند. همچنین به این امر اشاره کردم که منطق استیضاح اگر مبتنی بر فریب باشد ، این امر محدود به فرد استیضاح شده نخواهد بود.

انتشار این یادداشت در وبلاگ شخصی ، فی نفسه حاکی از آن است که بنده به طرح یک دیدگاه شخصی پرداخته ام و این امر هیچ ارتباطی با موقعیت شغلی ام در دولت یا ارتباط نزدیکم با رئیس جمهور محترم ندارد. پیشتر نیز در یادداشتهایم ، تاکید کرده ام که وبلاگ شاهد ، صرفا بازتاب دهنده نظرات شخصی اینجانب است.

طی روزهای گذشته ، برخی از افراد و رسانه ها به اشکال و انحاء مختلف ، تلاش کردند تا دیدگاه مزبور را به دولت یا رئیس جمهور محترم نسبت دهند تا از این رهگذر ، تعامل و ارتباط دولت و مجلس را مخدوش کرده یا آراء و تصمیمات نمایندگان محترم مجلس را تحت تاثیر قرار دهند.  

در اینجا لازم می دانم یک بار دیگر بر این موضوع تاکید نمایم که دیدگاههای منتشر شده در این وبلاگ صرفا منعکس کننده نظرات شخصی بنده است و هیچ نسبت یا ارتباطی با دولت یا هر مقامی در دولت ندارد.

در یادداشت های پیشین این نکته را به صراحت مورد تاکید قرار داده ام که مجلس شورای اسلامی از جایگاهی رفیع برخوردار است و یک نقش اختصاصی و به سزا را در پیشبرد امور کشور ایفا می کند.

همچنین به رغم برخی القائات سوء و جهت دار ، تصریح می کنم که یادداشت “منطق یک استیضاح” انعکاس دهنده توهین یا اسائه ادب به شان و منزلت مجلس شورای اسلامی ، رئیس و نمایندگان محترم آن نیست و کسانی که در تلاش هستند تا آب را گل آلود کرده و از آن ماهی ، بگیرند بدانند که راه به جایی نخواهند برد.

یادداشت “منطق یک استیضاح” نه با هدف وارد شدن به یک مجادله و چالش سیاسی با مجلس ، بلکه به قصد تنویر اذهان خصوصی و عمومی نسبت به اهمیت و ضرورت رعایت قانون و موازین قانونی و پرهیز از پا گذاشتن در یک زمین سست ، به رشته تحریر در آمده است و اطمینان دارم که نمایندگان محترم مجلس تحت تاثیر جریان سازیهای هدایت شده برای در تقابل نشان دادن مجلس و دولت قرار نخواهند گرفت .

 

۶۸ نظر »

  1. حسین گفت :

    آبان ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۱

    با سلام به آقای جوانفکر
    متن قبلیتون متن جالبی بود
    چند تا نکته
    ۱- سر قضیه صحبتهای آقای لاریجانی بنده هم همین نظر رو داشتم
    ۲- اینکه میفرمایید نمایندگان در مجلس هفتم چنین طرحی رو تصویب کردن راست میگین نماینده ها که ادعای اصولگرایی هم دارن بعضی وقتها مصوباتی رو تصویب میکنن و کارایی انجام میدن که آدم توی اصولگراییشون شک میکنه برای نمونه در زمینه کارایی که میکنن در روز جلسه استیضاح آقای کردان به نظر من آقای لاریجانی کار اشتباهی کرد که برای خوندن “نماز” رأی گیری کرد و بدتر از اون نماینده ها رأی موافق به ادامه جلسه دادن!!!!!!!!!!!!!! چون من در اون لحظه با عقل ناقصم یه لحظه فکر کردم و گفتم یعنی انقدر بشر پر رو شده که برای قرار ملاقات با خدا رأی گیری کنه و واقعا برای من جای تأسف داشت البته با خودم گفتم چه توجیهاتی واسه اینکار دارن ولی مثل قضیه وام ۱۰۰ میلیونی با خودم گفتم اگه چنین توجیهانی داشته باشن بازم قابل دفاع نیست
    و نکته آخر اینکه آقای کردان به خاطر عدم صداقتشون در زمینه مدرک تحصیلی مواخذه شدن و به نظر من بهترین نطق رو توی مجلس آقای نوباوه داشتن و به قول ایشون که خطاب به آقای کردان گفتن مگر کسی به مدرک تحصیلی شما گیر داده بود که بحث دکترای افتخاری رو وسط کشیدین.
    متشکرم

  2. علی گفت :

    آبان ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۴

    با سلام به محظرتان:
    بسیار شفاف و واضح رفع ابهام از کسانی که در این چند روزه بی جهت جنابعالی را با الفاظ بسیار رکیک و زننده مورد عتاب قرار دادند نمودید و از سعه صدری که در قبال ناجوانمردان از خودتان نشان دادید کمال تشکر را دارم.
    زیرا با این نوشتار به وحدت بیشتر بین اصولگرایان راستین نه مدعیان اصولگرائی کمک کردید.
    واقعا با خواندن مطالب سخیفی که در سایت های اینترنتی “فردا نیوز” “رجا نیوز” و “جهان نیوز” بر علیه شما و آن هم بی جهت نگاشته شد بسیار ناراحت شدم و درصورتی که جنابعالی صلاح بدانید خواهش میکنم بر علیه این ۳ سایت شکایتی را به دادستان محترم تهران تقدیم نمائید.
    بعد از پروژه آقای کردان مثل آنکه آقایان کلید تهاجم به آقای رحیم مشائی را مجددا روشن کرده اند!!!!!!!

  3. فرشید گفت :

    آبان ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۲

    رابطه دکتر احمدی نژاد با دکتر لاریجانی و به دنبال آن دولت با مجلس برادرانه است.

  4. بخشی از مطلب مسیح علی نژاد گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۴۵

    حال آقای جوانفکر! سوال ساده اینجاست. فرض را بر این بگذارید که فردای روز برکناری وزیر کشور، یک یا ‏دو روزنامه اصلاح اطلب، به جای پرداختن به همان مطالبی که شما غوغا سالاری تعبیر کرده اید، تیتر نخست ‏خود را مطابق با همین مقاله شما بر می گزیدند و در سراسر کشور اعلام می شد “بر اساس منطق استیضاح ‏وزیر کشور، رئیس و نمایندگان مجلس هشتم نه تنها صلاحیت نمایندگی ندارند بلکه به طور قطع صلاحیت تصدی ‏هرگونه مسولیت مهم در کشور را از دست داده اند.” ‏

    آیا با همین اقتداری که شما از قید” به طور قطع” استفاده کرده اید، هیچ یک از نویسندگان زخم خورده این سالها ‏قادر به بهره گیری از این کلمات در روزنامه های خود هستند؟ بی شک جواب منفی است و ما سالهاست که ‏علاوه بر قلم، دست به عصا در عرصه مطبوعات راه می رویم تا با هر نسیم کوچکی، کمرمان نشکند و سقف ‏خانه ویران نشود. اصلا اگر به احترام یک دولت، در همین روزنامه، مقاله شما به عنوان تیتر نخست برگزیده می ‏شد و اعلام می شد ؛ “به طور قطع مجلس هشتم صلاحیت ندارد”، آیا اهالی روزنامه همچنان همانند شما بر ‏صندلی نشسته بودند و سایت و رسانه ما هم از فیلتر و توقیف و حذف در امان بود؟ نه برادر! ما را متهم به ‏غوغا سالاری می کنی اما شکوه به جا نیست که اگر ما هم چون تو قلم فرسایی می کردیم اینک خانه به دوش ‏بودیم آقای مشاور. راه دور هم نرویم هنوز مهر توقیف هم اندیشان شما در وزارت ارشاد بر پرونده “شهروند ‏امروز” خشک نشده است پس خیالتان راحت که دیوار کوتاه ما مامن خوبی برای همه کسانی است که مصاحبه می ‏شوند و مقاله می نویسند اما منتشرکنندگان تحدید و تهدید می شوند. باید زخم خورده باشید تا بدانید که اینک در ‏صدد انتقام نیستیم و همانند شما تاب بسیار و صبوری بلند برای همفکران اصولگرای شما آرزو می کنیم و اگر می ‏بینید فردای روز برکناری کردان به جای متن، به حاشیه پرداخته ایم برای این است که خانه ما روی آب است ‏ورنه در همین روزها هم به جای پوشش اخبار مجلس، می شد به بزرگان صبوری توصیه کرد و حتی به روی ‏خود هم نیاورد که این دل از دست کسانی که ما را به سیاه نمایی و براندازی محکوم کرده اند هنوز گرفته است تا ‏شاید این روزها که بر آقای مشاور سخت می گذرد، تلاش و تقلایی صورت گیرد که قدرت تحمل این جریان ‏فزونی یابد و از این پس به این راحتی ها کسانی را که قلم تنها سرمایه و تنها بضاعت شان است، خانه خراب ‏نکنیم

  5. حسین گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۴:۲۱

    بنده از چه طریق میتونم صحبتها و سوالات خصوصیمو مطرح کنم

  6. آیدین گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۵:۴۷

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    چند انتقاد از شما داشتم. (البته اگر این خبر را تایید می کنید.)

    ” جوانفکر در گفت‌وگو با ایسنا: آماده‌ام تا از سمت خود کناره بگیرم
    خبرگزاری دانشجویان ایران – تهران
    سرویس: سیاسی

    مشاور مطبوعاتی رییس جمهور گفت: اگر نمایندگان مجلس خواستار استعفای اینجانب از مشاورت رییس جمهور باشند، آماده‌ام تا بلافاصله از این مسوولیت کنار بروم.

    علی اکبر جوانفکر در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) افزود: به هیچوجه حب جاه و مقام ندارم و فقط برای خدمت به مردم وارد دولت نهم شده‌ام، بنابراین اگر نمایندگان مجلس به این دلیل که احساس می‌کنند در مقاله “منطق یک استیضاح” مورد توهین قرار گرفته‌اند و خواستار کناره‌گیری بنده از سمت مشاورت رییس جمهور باشند، برای آرام کردن نمایندگان، آماده‌ام تا این مسوولیت را به دیگری بسپارم.

    وی افزود: نگران آن هستم که استعفای بنده در وضعیت پیش آمده، به نفع مجلس نباشد؛ چه در غیر این صورت همین امروز استعفای خود را تقدیم رییس جمهور می‌کردم.

    مشاور مطبوعاتی رییس جمهور هم‌چنین تاکید کرد که نمایندگان مجلس، وظایف سنگینی بر دوش دارند و باید به آنان کمک شود تا در یک فضای آرام و بدون تنش به تصمیم‌گیری درباره مسائل مختلف بپردازند.

    جوانفکر افزود: یادداشتی که در وبلاگ شاهد منتشر کردم، مبتنی بر یک نگاه حقوقی و استدلالی است و فکر می‌کنم که با آرام شدن فضای مجلس، امکان ارائه یک پاسخ منطقی به آن فراهم خواهد شد.

    او گفت: بنده به دنبال مجادله سیاسی با مجلس نیستم و چنین رویکردی را به صلاح کشور نمی‌دانم اما فکر می‌کنم که مطرح شدن مباحث قانونی و حقوقی در سطح افکار عمومی موجب رشد و تعالی جامعه می‌شود، بنابراین سیاسی کردن این گونه مباحث، متضمن هیچ‌گونه منفعت و مصلحتی برای کشور نیست.

    انتهای پیام”

    آولا شما مشاور رئیس جمهور هستید یا مشاور نمایندگان مجلس که به درخواست ایشان از کار خود کنارگیری می کنید؟

    ثانیا اظهارات شما در مقاله “منطق یک استیضاح” به زبان فارسی با خط سیاه و به صورت خوانا نوشته شده و همه می توانند آن را بخوانند. چگونه کسی می تواند آن را توهین به نمایندگان مجلس تلقی کند و چگونه نمایندگان می توانند چنین احساسی داشته باشند؟ شما چرا افکار و آرادی بیان خود را زیر سؤوال می برید و حال می خواهید نمایندگان مجلس را با سکوت یا برکناری خود آرام کنید؟ ایشان اگر آرام نیستند شاید خود اشتباهی مرتکب شدند؟ لحن برخی از نمایندگان مجلس در جلسه استیضاح علی کردان توهین آمیز نبود؟

    ثالثا انتقادات شما در مقاله “منطق یک استیضاح” نتنها وارد و بسیار سازنده بود بلکه همان طور که خود شما فرمودید در یک وبلاگ شخصی اظهار شده اند. آیا خود نمایندگان نبودند که بی دلیل فضای کاری خود و دولت نهم را به یک مجادله سیاسی بدل کردند؟ آیا این مسئله در روند ادارۀ کشور اختلال ایجاد نکرد؟

    از اینها گذشته آیا به دلیل این که کار نمایندگان سنگین است، کسی حق انتقاد از عمل کرد نمایندگان مجلس را ندارد؟

    بر اساس قانون شما در فضای مطبوعاتی و وبلاگ شخصی می توانید حتی نقد سیاسی داشته باشید گرچه مقاله شما یک نقد سیاسی نبود و از منظر فنی و حقوقی مسئله را برسی کردید. برخی از نمایندگان مجلس چون جوابی ندارند اظهارات شما را یک نقد سیاسی تلقی میکنند که حتی اگر حق با ایشان بود، به دلیل این که اظهارات خود را در یک وبلاگ شخصی بیان کردید ایرادی به شما وارد نیست. چیزی که ممکن است موضع مجلس را متزلزل کند اشتباهات خود نمایندگان است، و نقد و اظهارات شما هیچگاه چنین قدرتی را ندارند بلکه برای ایشان بسیار سازنده است اگر گوش شنوا داشتند. چون اشتباهات خود ایشان به چشمشان نمی آید انگشت تقصیر را به سوی مقاله شما برده اند. پس چرا شما اظهار افکار خود را زیر سؤوال میبرید و حرف از استعفا میزنید؟ این استعفا به راستی چه معنا دارد؟

    با تشکر از پاسخ شما.

    سلامت و پیروز باشید.

  7. آیدین گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۰۵:۴۸

    http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1237191&Lang=P

  8. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۸

    آقای ایدین
    با سلام
    از حسن ظن و نظرات منطقی شما سپاسگزارم
    موفق باشید

  9. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۵

    با سلام
    بازی با کلمات کار چندان دشواری نیست. سرکار خانم علی نژاد که به راحتی “آواز دلفین ها” را می نویسند و مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور را در برابر هجمه کیهان مدافع خود می بیند ، چرا چنین می نویسد؟! شاید این هم از آثار زندگی در انگلیس باشد که انسان را مصلحت اندیش می کند و بعد هم بازی با کلمات..

  10. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۲

    آقای هراتی
    با سلام
    مسوولیت توزیع هدیه رئیس جمهور محترم به خبرنگاران ، برعهده وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی است و خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد است. بنده نمی توانم در این زمینه دخالتی داشته باشم.
    پوزش بنده را بپذیرید.
    موفق باشید

  11. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۴

    با سلام
    برای شما ایمیل فرستادم اگر مایل هستید از این طریق در خدمتم
    موفق باشید

  12. پرستوی از سفر مانده گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۳۸

    از آنجا که برای قضاوت صحیح لازم است متن کامل سخنان یا نوشته ها را ملاحظه کرد می خواستم در مورد بخشی از مطالب مسیح علی نژاد که در اینجا آمده است بدانم چگونه می شود به متن کامل دسترسی یافت چون لینک داده شده باز نمی شود

  13. سید عبدالله مظلومی کیاپی گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۷

    سلام جناب اقای جوانفکر
    متاسفانه بعضی از رسانه ها به دنبال ضربه زدن به پیکره دولت می باشند و برای رسیدن به این هدف حاضرند هر قانونی را نقض کنند
    به عنوان مثال همین یاداشت قبلی شما را که بارها تاکید داشته اید که این وب و نوشته های ان فقط و فقط دیدگاه شخصی شما می باشد اما متاسفانه با بهره برداری سوء و غیر اخلاق رسانه ای می خواهند بحث کودتای نرم و خزنده ای را دنبال کنند و این کودتای نرم خرنده همان کودتای نرمی بود که بنی صدر به دنبال آن بود و می خواست از این طریق نیروهای دلسوز نظام را نسبت به هم بد بین کند تا بتواند بهتر از این اب گل الود بهره برداری کند خوشبخاته مردم ما این افراد و اینگونه رسانه ها را به خوبی میشناسند و با هوشیاری که مردم ما دارند و با دلسوزی هائی که در مجلس محترم برای وحدت ملی و انسجام اسلامی وجود دارد و عملکرد مثبتی که دولت از خود در این سه سال به جای گذاشته است هرگز این گونه طوطئه ها به سر انجام نمی رسد و انهائی که فکرمی کنند با اینگونه برخورد ها می توانند از اب گل الود ماهی بگیرند بدانند که اب دریا هرگز گل الود نخواهد شد و دریا همیشه اشغال و ضایعاتش را به بیرون از محدوده خودش پرت می کند
    همانطور که مردم ما یک بار در انتخابات انها را از خود جدا دانسته اند

  14. حسین محمدی گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۰۸

    با سلام ، جناب آقای جوانفکر .
    حرف حق همیشه حرف حق بوده است ولی در تمام طول تاریخ بیش از هر حرف دیگری با آن مقابله شده است . هیچ کس را برای دروغ گفتن سنگ نزده اند ، روزگار هیچ گاه هفتاد و دو قربانی برای حرف باطل ندیده است . مطمئن باشید اگر وجودی که منطق شما را خوانده ، حقیقت طلب باشد تفاوت استدلال با سفسطه (آن چیزی که این روزها زیاد در روزنامه ها می بینیم) را خوب می فهمد . ولی اگر قصد بندگی شیطان را داشته باشد حتی اگر حرف شما رسالتی از جانب خدا باشد و به اندازه ی یک رسول به حرف خود اطمینان داشته باشید ، باز هم بر اعتقاد پلید خود استوار خواهد ماند . از شما متشکرم که یادداشت منطق یک استیضاح را نوشتید . مطمئن باشید تاریخ همانطور که روز استیضاح کردان را ثبت کرد (شما آن جلسه را به دادگاه تشبیه کرده بودید ولی من بیشتر یک میدان نبرد گلادیاتوری دیدم که همه ی حضار در انتظار ریخته شدن خون اسیرشان بودند تا در جشن این پیروزی بزرگ قهقهه ی مستانه بزنند.) یادداشت شما را نیز به عنوان سندی بر به ناحق بودن این استیضاح ثبت خواهد کرد .

  15. آیدین گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۰

    بدونه شرح:

    “خبرگزاری فارس: داوری گفت: در طول سه سال حاکمیت دولت نهم ۱۶۸۹ مورد توهین مستقیم به آقای احمدی‌نژاد و ۳۹ هزار و ۶۸۲ مورد سیاه‌نمایی اقدامات دولت ثبت شده است.

    مقایسه آنچه که بر دولت‌های سازندگی و اصلاحات گذشته با آنچه که بر دولت نهم گذشته است نشان می‌دهد که توهین مستقیم به رئیس‌جمهور و سیاه‌نمایی اقدامات دولت در دوره نهم به نسبت قبل بی‌سابقه است. “

  16. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۴۸

    آقای محمدی
    با سلام
    از ابراز نظر صادقانه شما صمیمانه متشکرم
    موفق باشید

  17. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۵۱

    با سلام
    ظاهرا برای مشاهده متن کامل باید به روزنامه اعتماد ملی مراجعه فرمایید
    موفق باشید

  18. یک دوست قدیمی(ملانصرالدین) گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۰۱

    سلام آقای جوانفکر، چرا فقط نظرهای موافق را گذاشتی. اگر دوست نداشتم اصلا این comment را نمی گذاشتم. حتما شما هم من را با اسم و چهره می شناسی. زحماتی که شما در ستاد احمدی نژاد کشیدی مطمئنا بر کسی پوشیده نیست. لااقل دکتر احمدی نژاد با انتصاب شما ثابت کردند که زحمات شما بر ایشان هم پوشیده نبوده است.
    ولی آقای جوانفکر از زمان روی کار آمدن دولت عدالت محور نهم برخی اقدامات شما (از جمله معرفی یکی از دوستانتان برای ایرنا، برخی مصاحبه ها و یادداشت های شخصی شما و …) برای رئیس جمهوری که جفتمون هم دوستش داریم مشکل ایجاد کرده است.
    آقای جوانفکر به اخلاصی که زمان انتخابات در شما دیدم، قسمتان می دهم، از زندان فکری که احساس می کنم برای خودتان درست کردید خارج شوید و مانند همان روزهای بهاری سال۸۴ به اتفاقات جامعه بنگرید.
    آقای جوانفکر شما از جمله افرادی بودید که بعد از ورود به ساختمان پاستور ایزوله شدید و دیگر با اکثر بچه های بی ادعای ستاد احمدی نژاد که روزی از بهترین دوستان شما محسوب می شدند ارتباط ندارید.
    آقای جوانفکر خودت باش. علی اکبر جوانفکر قبا از انتخابات ریاست جمهوری گذشته برای احمدی نژاد بسیار بسیار مفیدتر از جوانفکر بعد از انتخابات بود.
    همین- دوستدار و ارادتمند شما – ملانصرالدین

  19. مصطفی نمازیان گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۳۳

    بنام خدا.با سلام وخسته نباشید.این بهانه های بنی اسراییلی دوم خردادی ها تمامی ندارد.بامطلب جدید به روزم .یا علی

  20. محمود گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴

    سلام آقای جوانفکر
    دمت گرم ایول

  21. از طرف مسیح علی نژاد گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۵

    آقای مشاور:
    آنچه که مسیح علی نژاد گفته و حضرتعالی حتی تحمل درج آن در اینجا را نداشتید بازی با کلمات نبود بلکه درددلی با خود شما بود و البته انتقادی به حق! در ضمن مگر زندگی در انگلیس آنهم به اجبار (و یا حتی به میل)چه گناهی را بر انسان مترتب می کند و مگر حرف حق انسان را باطل جلوه می دهد که شما بر آن استناد کرده اید؟ شما عادت دارید که منتقدینتان را آنجا که از جواب دادن منطقی عاجز می شوید به همسویی با دشمن و آلت دست دشمن بودن متهم کنید اما اخیرا خود دیدید که محصولی هم با استفاده از همین حربه شما را به همسویی با دشمن متهم کرد که ما البته نه تهمت شما به منتقدین خود و نه تهمت محصولی را به شما اخلاقی و شرعی نمی دانیم!

  22. علیرضا گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۳

    آقای جوانفکر! مقاله خانم مسیح علی‌نژاد و سوالی که طرح کرد نیاز به جواب بهتری داشت. اتهام‌زنی (ارتباط‌دادن تحولات فکری او به خاطر زندگی در انگلیس) همان شیوه مطرودی است که اینک دوستان شما در مورد خود شما در پیش گرفته‌اند. پاینده باشی

  23. masih alinejad گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۱۶

    baradare bozorgvar ….zendegi dar ghorbat joz pokhtegi va nazdikie bishtar ba vatan nadarad. baraye hamin dar in matlab baraye dostane oosoolgara ke takhtand be matlabe shoma saboori arezoo kardam. va az shoma ham tarhe porsesh kardam ke ayya ma ghader be neveshtane anche shoma neveshteh boodid hastim ya na? nemidanam kojaye matlab bi mantegh bood ke ghorbat neshini ra be rokh keshidid o maslahat andish shodan ra.
    ta hamishe barayem chon baradar azizid.

  24. پرستو... گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۱

    http://www.roozonline.com/archives/2008/11/post_10107.php
    مطلب کامل نوشته خانم علی نژاد در آدرس بالا می باشد کاش شما هم میرفتید و بدون واسطه متن را کامل می خواندید مخصوصا پاراگراف ها ی قبل از این قسمت آورده شده در اینجا را

  25. مهتاب گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۹

    احمدی نژاد در مجلس گفت که با شما برخورد شده است.ممکن است بفرمایید چه برخوردی؟

  26. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۰۸

    با سلام
    ایشان نفرمودند که با بنده برخورد کرده اند ، فرمودند که با بنده برخورد شده است. احتمالا منظور ایشان همین اعتراض هایی است که برخی از نمایندگان محترم و برخی از رسانه ها مطرح کردند.
    موفق باشید

  27. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۷

    خواهر محترم خانم علی نژاد
    با سلام
    مطمئن هستم که رنجیده خاطر نشده اید. اشاره ام این است که خانم علی نژاد وقتی به خود جرات می دهد و مطلب آواز دلفین ها را که از نظر من نوعی توهین به مردم و رئیس جمهور بود ، می نویسد ، چرا به ترس و نبود جرات برای طرح یک بحث منطقی می پردازد؟
    اگر حرفها و نظرات بدون توهین به دیگران و در چارچوب منطق و قانون مطرح شود ، هیچکس نمی تواند به آن متعرض شود و اگر اعتراض کنند ، ثمری نخواهد داشت.
    موفق باشید.

  28. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۱۹

    آقا علیرضا
    با سلام
    حق باشماست
    من نباید چنین می نوشتم . از ایشان عذرخواهی می کنم.
    موفق باشید

  29. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۲۳

    با سلام
    بنده به هیچوجه بحث همسویی با دشمن و آلت دست دشمن بودن را مطرح نکرده ام و برداشت شما از صحبت بنده حتما اشتباه است . خانم علی نژاد منظور بنده را بهتر از شما که از طرف او نوشته اید متوجه می شود. به هر حال از اینکه توضیحات قبلی بنده موجب رنجش دوستان و هواداران خانم علی نژاد شده باشد ، عذرخواهی می کنم.
    موفق باشید

  30. مهتاب گفت :

    آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۶

    پس با شما برخورد نشده است.این هم صداقت رئیس جمهور.

  31. آیدین گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۲۱

    با سلام و خسته نباشید.

    جناب آقای جوانفکر،

    این مسئله که مطرح می کنم به صورت مستقیم ربطی به مقاله شما ندارد ولی جالب است، زیرا مثل مسئله علی کردان مشکلات دخالت سیاستمداران در اموری که به دستگاهای قضایی مربوط میشود را نشان میدهد.

    در این عکس آقای احمدی نژاد و دویلپن را میبینید:
    http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M388772.jpg

    نخست وزیر سابق فرانسه آقای Dominique de Villepin درست بعد از دیدار با آقای احمدی نژاد، در رابطه با پرونده Clearstream، (که یک پرونده سیاه کاری Nicolas Sarkozy قبل از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بود) محاکمه می شود.

    http://fr.news.yahoo.com/4/20081119/tts-france-clearstream-villepin-ca02f96_1.html

    این پرونده یک سرش یک جورایی به آقای Jacques Chirac هم بند میشود. ولی من فکر میکردم آقایSarkozy سکوت خود را روی این پرونده و برخی پرونده های دیگر که به Chirac مربوط می شود با حمایت حزب این آقایان از نامزدی Nicolas Sarkozy در انتخابات ریاست جمهوری، معامله کرده است.

    ولی الآن می بینیم که این پرونده رو می آید. حال این یک تصادف تقویمی است یا چیزی دیگر بماند. ولی در فرانسه هم که خود را مادر مردمسالاری در جهان می داند، دخالت میان قواهای مختلف دیده میشود و در ایجا مطبوعات (تا حدودی البته زیرا در فرانسه هم خطوط قرمز زیاد است.) نقش روشنگری را ایفا می کنند و نخست وزیر و رئیس جمهور نمی شناسند. (البته در دوران ریاست جمهوری آقای سارکوزی حمایت مطبوعات از وی بی سابقه بوده است، درست بر عکس آقای احمدی نژاد در ایران)

    امیدوارم برخی از نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی که از نوشته های جناب عالی پریشان خاطر شدند و به شما پریدند، و برخی از آنان مثل آقای بیژن نوباوه که همان طور که در جلسه استیضاح کردان می گفتند تحصیل کرده خارج هم هستند و نگران وجه جمهوری اسلامی در مطبوعات بیگانه هستند، به این نقش نقد و روشنگری رساناها و وبلاگها احترام بگذارند، و انتقاد پذیر باشند.

    امیدوارم خداوند به هدایت و صبر همه آدمیان در سراسر دنیا بی افزاید.

    سلامت و پیروز باشید.

  32. ملانصرالدین یه آشنای غریب گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۵۷

    آقای جوانفکر ما رو هم سانسور کردی!!؟ ایول بابا.
    ماز دوستان چشم یاری داشتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…………..!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خیلی عوض شدی آقای جوانفکر
    مواظب خودت باش. بازم میگم چون دوستت دارم نوشتم.

  33. سلطانی گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۴:۳۷

    باسمه تعالی
    با سلام و خسته نباشید
    بی شک صحبت هایتان در مورد” منطق یک استیضاح ” در بین آنان که هنوز با ترفند های هزار و یک رنگ برخی از این سیاست بازان آشنایی ندارند رو شنگرانه بوده است ،و از این بابت متشکریم.روی سخنم با کسانی است که دائم به دنبال جنجال آفرینی هستندتا منافعشان را به پیش ببرند.باید گفت دیگر دستتان رو شده است . برخی از شما که به اسم نماینده این ملت به مجلس راه یافته اید گمان می کنید با طرح مسائلی چون ” تحصیلات آقای کردان ” تغییری درصورت مساله مبنی بر دریافت ۱۰۰ میلیون که بعدها عنوان شد ۸۰ میلیون داده اید!! و پایبندی خود را بر حفظ قسم تان به اثبات رسانده اید؟!! شمایان نه تنها بر قسمتان پایبند نبوده اید بلکه با چارچوب اولیه اصول گرایی نیز نا آشنا بوده اید و تنها منافع تان را دنبال کرده اید. چه اندیشیده اید ؟۸۰ میلیون که سهل است اگر میلیاردها تومان نیز از سرمایه این ملت به نفع خودتان برداشت کنید و به اصطلاح احدی هم از آن با خبر نشود – در نهایت چند متر بیشتر پارچه با خود خواهید برد – غیر از این است؟ ) به خود آیید که باید در پیشگاه عدل الهی حاضر گشته و پاسخ گوی اعمالمان باشیم . دنیا محل گذر است و خوشا آنانکه سبک بار می گذرند. ( خواه پند گیرید و خواه ملال خود دانید – دنیا ارزش ندارد-) با تشکر

  34. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۲۸

    با سلام
    مطلب شما در بین کامنت ها منعکس شده است. احتمالا توجه شما را جلب نکرده است.
    موفق باشید

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۳۶

    با سلام
    یعنی به نظر شما آنچه که در یک هفته گذشته علیه بنده صورت گرفت ، برخورد نبود؟! آیا بنده مورد تشویق و حمایت قرار گرفتم یا برخی از دوستان اصلاح طلب و اصولگرا هرچه خواستند نوشتند و تخریب کردند؟
    رئیس جمهور صادق است و حق دارد برای تنظیم امور برخوردهای مناسب را با منصوبان خود داشته باشد و البته ضرورتی هم ندارد که بگویم ایشان با بنده چه برخوردی کردند.
    موفق باشید

  36. masih alinejad گفت :

    آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۴۶

    bishak ranjeshi nist baradar. khaneye shoma abad va ghalametan paydar…

  37. صارمی (شفافیت سیاسی) گفت :

    آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۳۴

    نظر یک خبرنگار……….
    شفافیت سیاسی را طرح بی پرده مسایل برای عموم مردم و آشکار سازی سیاسی تعریف می کنند. از این منظر مردم در جنبه های مختلف سیاسی محرم شمرده می شوند و این محرمیت برآمده از اعتماد سیاسی است که شهروندان به سیاستمداران خود دارند. علم سیاست، شفافیت سیاسی موجب را افزایش میزان اعتماد شهروندان به صداقت سیاستمنداران و تقویت کننده سازوکارهای دموکراتیک می دانند

    با این مقدمه خواستم مساله ای را که اخیرا در اتریش با آن روبرو شدم را مطرح کنم که شخصا آن را نمونه ای از شفافیت سیاسی می دانم. اخیرا رهبر مشهور یکی از احزاب اتریش به نام یورگ هایدر در اثر تصادف کشته شد. هایدر یکی از شخصیتهای مطرح سیاسی این کشور بود که همواره در نقش اپوزیسیون ظاهر می شد و از این روی نظراتش گرچه کمی تندروانه بود اما مورد استقبال رسانه ها قرار می گرفت

    یک هفته پس از مرگ وی دادستانی اتریش بنابر این نظریه پزشکی قانونی اعلام کرد که مرگ وی براثر مصرف مشروبات الکلی و سرعت بسیار زیاد حین رانندگی روی داده است. جالب آنکه با انتشار این خبر از هیچکس در اتریش صدا در نیامد که ارکان نظام سیاسی این کشور تضعیف شده است. جالب اینکه همزمان با دادستانی و تقریبا به فاصله چند دقیقه رییس جدید این حزب نیز این خبر را تایید کرد بدون آنکه زمان و زمین را برای پنهان کردن چنین مساله ای از افکار عمومی به هم بدوزند

    هایدر در نظام سیاسی اتریش یک وزنه بود و حتی مرگ وی نیز منشا تحولات سیاسی در این کشور ارزیابی می شود اما سیستم سیاسی این کشور با این کار نشان داد که مردم خود را غریبه نمی داند و بیشتر از آنکه به آبروی یک فرد یا یک حزب بیندیشد به اعتبار سیاسی خود اهمیت می دهد

  38. محمد گفت :

    آذر ۲م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۲۶

    با عرض سلام
    با توجه به آنکه فضای رسانه ای باید تا انتخابات ریاست جمهوری آینده فضائی پر امید و شور انگیز باشد و از تخریب کاندیداهای احتمالی در رسانه ها جدا پرهیز شور به نظر میرسر روزنامه هائی از قبیل اعتماد و کارگزاران سیر تخریبی نامزدهای اصولگرا را در پیش گرفته اند!!!
    به نظر میرسد در حال حاضر وظیفه هیات نظارت بر مطبوعات بیش از پیش است و خواستار برخورد جدی با این دست از رسانه ها هستم!

  39. عادل علیبازی گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۰۹:۳۳

    دفاع خبرنگار اعتماد ملی از مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور
    با سلام
    این حقیر به عنوان کسی که وظیفه و حرفه اش را خبرنگاری آنهم در استان محرومی به نام کهگیلویه و بویراحمد انتخاب کرده است و البته در روزنامه منتقد دولت به نام اعتماد ملی نیز افتخار فعالیت دارد از حملات انجام شده به مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور به دلیل شکافتن و بیان نمودن یک مطلب آنهم حقوقی تعجب می کنم . براستی چرا از مدیران و رئیسان سابق کردان در مورد پرداخت های حقوق جناب علی کردان با مدرک دکترای افتخاری کسی سئوال نمی کند ؟ مگر حقوق پرداخت شده از بیت المال نبوده ؟! با مجوز و اجازه چه فردی این حقوق پرداخت شده است ؟! چرا امروز همه خود را کنار می کشند و از پذیرش این اشتباه شانه خالی می کنند ؟ پرسش در ذات یک خبرنگار بوده و جناب آقای جوانفکر قبل از اینکه مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور باشند یک خبرنگار هستند که باید شخصیت ذاتی پرسشگرایانه خویش را فارغ از داشتن مسئولیت حقوقی حفظ نمایند که در این مطلب وی نیز تنها چند پرسش اساسی آنهم از نگاه نقادانه یک خبرنگار از برخی مسئولین شده است و سوال اینجاست آیا اگر همین مطلب از سوی جوانفکر خبرنگار نه جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور می شد اینچنین جوانفکر خبرنگار مورد هجمه قرار می گرفت ؟ آیا آنهنگام فریاد وامصیبتای نبود آزادی بیان بر نمی خواست ؟ از سوی دیگر به نظر می رسد پاسخ به یک نقد حقوقی جوابیه ای در خور شان و البته حتما حقوقی می طلبد نه پاسخی سیاسی و …!!! کجای این مطلب در دفاع از کردان بوده است ؟ آیا مقاله آقای جوانفکر با عنوان آقای کردان عدالت را در مورد خودتان اجرا کنید اندکی پیش از سوی بسیاری از رسانه ها به عنوان درخواست مشاور رئیس جمهور برای استعفای کردان نبود ؟
    آنچه که لازم است حداقل مجموعه رسانه و خبرنگاران از آن به صورت ویژه دفاع نمایند و هر نهیبی را برای آن سم بدانند آزادی بیان است و می طلبد مجموعه رسانه های نوشتاری ، گفتاری ، دیداری ، شنیداری و رسانه های مقتدر مجازی با حمایت کامل از اظهارات منطقی و مستدل مبتنی بر اسناد موجود فضای جامعه را به سمت و سوی آزادی های بیشتر سوق دهند و این مهم میسر نخواهد شد مگر اینکه کاخ های شیشه ای بسیاری با نقد های عالمانه و عامدانه اهالی قلم و رسانه البته با رعایت جوانب اخلاقی و انسانی بشکند . به امید آن روز . یا حق

    عادل علیبازی – یاسوج

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۶

    آقای علیبازی
    با سلام
    از ابراز لطف شما متشکرم.
    موفق باشید

  41. مهدیه گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۰

    جناب جوانفکر سلام به نظر شما کردان که خود شما در وبلاگتان اشاره کردید بهتر است زودتر استعفا دهد ایا جایز بود بر مسند وزارت میماند با اینهمه رسوایی که در چنین جای کلهم هیت دولت بایستی استعفا میداد تا عدالت رعایت میشد چرا که معرفی کردان وکردانها بنا بخواست رییس جمهور است! این کامنت را حذف نکنید زیرا من قصد توهین ندارم وفقط از روی ازادی بیان در جمهوری اسلامی گذاشته شده تا بینندگان بداند که ما ازادیم !

  42. ندا گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۰

    با عرض سلام خدمت برادر بزرگوار
    از سکوت دستگاه قضائی و به خصوص دادستان محترم تهران درباره کمیک استریپ بسیار زشت و ناپسند نشریه زرد و مشارکتی چلچراغ در شماره این هفته با عنوان “من گوساله ام” بسیار تعجب میکنم!!!
    از آنجائیکه جنابعالی همواره در راستای ارتقا فرهنگ اصیل رسانه ای حرکت کرده اید خواهش میکنم ابتدا این کاریکاتورهای داستانی را ببینید و سپس در مورد سخیف بودن آنها خودتان اظهار نظر فرمائید!!!!!!!
    خواهش میکنم نگذارید به این کارها ادامه دهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  43. مسعود گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۱

    باسلام -به نظر می رسد پروسه ای که در سالهای ۸۳ و ۸۴ در مورد حضور یا عدم حضور اقای هاشمی اجرا شد که البته می توان گفت جواب هم نداد. الان همان پروسه تکراری را برای اقای خاتمی اجرا می کنند و البته کلید این قضیه در انتخابات دوره هشتم مجلس زده شد و اصلاح طلبان اکثریت با نام یاران خاتمی وارد گود انتخابات شدند که البته نتیجه هم نداد یاران خاتمی حتی موفق به کسب حداقل ۱۵ در صد ارا نیز نشدند و البته این استراتژی بعد از دور اول انتخابات دچار دگرگونی شد و دوستان اصلاح طلب متوجه گاف خود شدند و پی بردند که کالای خود را بد موقعی در ترازوی ملت قرار داده ند و این قضیه منجر به عدول مصلحتی از شعار یاران خاتمی شد و پس از چند ماه سکوت تاکتیکی در چند ماه گذشته تقریبا” روزی نیست که این قضیه{نامزدی یا عدم نامزدی اقای خاتمی } را به اقسام مختلف علم نکنند والبته در این راه از تمامی توان و ظرفیت{از قبیل تبلیغ و تخریب و فرافکنی} خود نیزاستفاده می کنند چه در میان احزاب دوم خردادی سابق و چه در میان شخصیت ها و چه در رسانه ها از قبیل مطبوعات و سایت ها به نظر بنده برای اصلاح طلبان در شرایط کنونی امدن اقای خاتمی خطر ناک تر و پر هزینه تر از نیامدن ایشان است که البته این مدعا دلایل مختلفی نیز دارد که در چند مورد به برخی از انان اشاره می شود ۱- اولین احتمال احتمال رد صلا حیت شدن ایشان است که البته احتمال این قضیه چندان هم بالا نیست ولی بازتاب های ان و دلایل مطرح شده برای از قبیل دست دادن با زنان نامحرم میتواند ضربه حیثیتی سختی به اصلاح طلبان وارد نماید ۲-وجود نامزد های اصلاح طلب احتمالی دیگر مثل اقای کروبی که موجب دودستگی شدید در میان اصلاح طلبان خواهد شد ۳-احتمال قریب به یقین شکست ایشان در انتخابات که موجب از دست رفتن اخرین تیر در ترکش اصلاح طلبان برای باز گشت به قدرت خواهد شد که موجب سر خوردگی و زوال تدریجی اصلاحات و اصلاح طلبی خواهد شد در این برهه از زمان اصلاح طلبان دچار اشتباه استراتژیک بسیار تعیین کننده ای می شوند و ان قیاس احتمالی اقایان خاتمی و هاشمی است که به نظر می رسد این عزیزان اشتراک چندانی{حداقل از نظر شرایط زمانی و نوع ارا} باهم ندارند اقای هاشمی بعنوان رییس مجمع تشخیص حتی بعد از شکست در انتخابات ۸۴ نیز به عنوان وزنه قابل توجهی در میان احزاب و سیاسیون و تصمیم گیرندگان مملکتی محسوب می شوند ولی اقای خاتمی فاقد این جایگاه هستند بنابراین شکست محتمل اقای خاتمی در سال اینده به معنی خروج ایشان از دایره قدرت و راکد شدن اصلاح طلبان برای سالهای نامعلوم است و البته گزینه معقول برای اصلاح طلبان و البته اقای خاتمی برنامه ریزی و دور خیز برای انتخابات دوره یاز دهم می باشد که این گزینه نیز چندان هم کم چالش به نظر نمی رسد با حضور احتمالی اصول گرایان سر شناسی چون اقایان قالیباف و لاریجانی و توکلی و حداد عادل و رضایی و چمران و رحیم پور و ………….

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۲

    با سلام
    توصیه می کنم به جای اظهار نظر عجولانه ، با دقت و تامل بیشتر به مطالعه مطالب بپردازید و برپایه دریافت های صحیح از مطالعاتی که انجام داده اید به قضاوت بپردازید. بنده هرگز نگفته ام که آقای کردان بهتر است زودتر استعفا بدهد. اگر باور ندارید کافی است به مطالبی که در همین وبلاگ وجود دارد مراجعه فرمایید. ضمنا استدلال شما برای اینکه کل هیات دولت باید استعفا کند، از قوت لازم برخوردار نیست و شاید لازم باشد در این زمینه به مطالعه بیشتری بپردازید.
    به هرحال از اینکه با شجاعت و با استفاده از آزادی بیان بی مانندی که در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد، به ابراز نظر پرداخته اید ، از شما متشکرم
    موفق باشید

  45. محمد علی گفت :

    آذر ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۵

    با سلام
    متاسفانه چند روزی است که روزنامه آفتاب یزد با تیترهای جنجالی سعی در سیاه نمائی اقدامات دولت مردمی دارد از این مساله دلخورم امیدوارم تذکر لازم به آنها داده شود.
    با تشکر

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۴۷

    آقای محمدعلی
    با سلام
    امیدوارم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این مساله رسیدگی و در چارچوب قانون تذکر لازم به این روزنامه داده شود.
    موفق باشید

  47. محمد گفت :

    آذر ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۴۶

    با سلام
    یک سوال داشتم
    میخواستم بپرسم آیا جناب آقای ملکیان معاون محترم وزیر ارشاد و عضو هیات نظارت بر مطبوعات سایت اینترنتی وبلاگ و یا ایمیلی برای برقراری ارتباط مردم با خودشان را تخصیص داده اند؟
    در صورت وجود داشتن این وسیله ارتباطی خوشحال میشوم آن را به اینجانب اطلاع دهید.
    با تشکر فراوان

  48. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۶م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۳۸

    آقای محمد
    با سلام
    از این موضوع بی اطلاعم . می توانید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بپرسید
    موفق باشید

  49. سعید گفت :

    آذر ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۳۷

    به عنوان یک جوان ایرانی از اینکه فرمودید من در وب سایتم عقاید شخصی ام را مینویسم و نباید به دیگران بر بخورد خیلی لذت بردم.ایکاش در کشور ما همه و همه نظراتشان را آزادانه و شخصی و بدون ترس از تهمت و واکنش نابخردانه بنویسند تا اجماع پس از شنیدن جامع آرا بدست آید.عمیقاً معتقدم هیچ نظری نیست که ارزش شنیدن را نداشته باشد و نظر همگان باید محترم شمرده شود به شرط آنکه هیچ نظر دهنده ای نظرش را رأساً اعمال و تحمیل نکند.

  50. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۰۰

    با سلام

    جناب آقای جوانفکر

    مدتی است که دیگر مطلبی را درج نکردید اما پویایی وبلاگ شما با نظرات خوانندگان حفظ می شود که این نشان دهنده علاقه مردم به وبلاگ شماست که می تواند به دلایل مختلفی از جمله حق مداری و عدالت شما در پاسخ به نظرات خوانندگان باشد .
    به عنوان یکی از خوانندگان وبلاگ از شما تقاضا دارم که با وجود اینکه مورد حمله انتقادی رسانه ها و اشخاص درجه اول و درجه چندم نظام قرار گرفتید ( البته به ناحق چون بالاخره یک نفر لازم بود تا کاسه و کوزه ها بر سر او شکسته شود ) باز هم به فعالیت خود ادامه دهید چون این خواست خوانندگان وبلاگ شماست که در پویایی نظرات و ارتباط با شما مشاهده می شود ( حتما شما بسیار قبل تر از این ها متوجه این موضوع شده اید )

    با تشکر

    یک دانشجوی ایرانی

  51. عباس رهبر از لنگرود گفت :

    آذر ۸م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۵۵

    سلام آقای جوانفکر من امروز با پایگاه شما آشنا شدم و خیلی به شما به عنوان یکی از یاران دولت عدالتخواه علاقه دارم و از طرف همه لنگرودی ها یک سلام گرم تقدیم شما می کنم– امیدوارم سلام من ارزش جواب دادن داشته باشد– یا حق

  52. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۵

    عباس آقا
    سلام بر شما
    از ابراز محبت شما برادر گرامی صمیمانه متشکرم. برای شما و تمامی لنگرودیهای سرافراز ایران عزیز بهترین خیرات و برکات الهی را آرزومندم.
    موفق باشید

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵

    سلام بر شما
    از ابراز محبت برادرانه شما نسبت به حقیر ، صمیمانه و خاضعانه تشکر می کنم و امیدوارم در پرتو الطاف الهی ، بتوانم پاسخ این نگاه صادقانه شما را آنگونه که در شان و مرتبه شما خوبان و عزیزان است بدهم.
    عزت و سربلندی ایران بزرگ و بهروزی و موفقیت یکایک ایرانیان عزیز و پر افتخار را در هرجای کره خاکی که هستند از خداوند منان مسالت می کنم.
    موفق باشید

  54. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸

    آقا سعید
    با سلام
    آزاد اندیشی ، یک هدیه الهی است و با درست اندیشیدن و احترام به آراء و نظرات دیگران ، می توان این هدیه ارزشمند را پاس داشت. از دیدگاه حکیمانه شما نیز تشکر می کنم
    موفق باشید

  55. فعالان مردمی ... گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۲

    چرا باید نمایندگان بابت استیضاح کردان هنوز از خود تشکر کنند ؟!!

    مقدمه

    وزارت کشور و اهمیت فراوان وزیر کشور به عنوان فرد دوم اجرایی کشور پس از رئیس جمهور این وزارت خانه را دستخوش چالش ها و دست و پنجه نرم کردن بحران های فراوان نموده است اهمیت این وزارتخانه در مساله انتخابات و امنیت کشور باعث برجستگی هرچه بیشتر وزارتخانه گردیده است همین دو نقش کافی است تا وزارت کشور به عنوان کلیدی ترین وزارت خانه خودنمایی نموده و وزیر آن خطوط سیاسی امنیتی داخلی را رهبری کند و بازهم شاید بخاطر همین نقش های حساس در این وزارتخانه عریض و طویل است که در تمامی کابینه ها گزینه های معرفی شده به عنوان وزیر البته با اندکی ملاحظه و مسامحه ملبس به لباس روحانیت انتخاب شدند و یکی از بزرگترین اتفاقات در دوران ریاست جمهوری دولت نهم ساختار شکنی دیگری تحت عنوان برکناری وزیر کشوری در حد وزیر اسبق (پورمحمدی) و انتخاب سرپرست و معرفی وزیری از نوع غیر روحانی بوده است فارغ از چراهای برکناری وزیر اسبق که به علت کهنه بودن موضوع از پرداختن به آن خودداری می نمائیم مسئله مهم معرفی فردی در خور نام وزارت کشور آن هم از نوع غیر روحانی است قبل از معرفی کردان و وجود وزرائی مثل ناطق نوری موسوی لاری عبداله نوری بشارتی انتخاب فردی غیر روحانی در حد و اندزه این آقایان بزرگترین چالش پیش روی احمدی نژاد بود و بالاخره اسمی بنام کردان باعث پایان تمامی این دغدغه ها و التهاب ها گردید و…

  56. مهدیه گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۵۹

    منظور حضرتعالی را از مطلعات بیشتر نفهمیدم شاید قریب به صد ساعت در سایتهای مختلف با سلیقه های متفاوت گشتم ولی نشانی از عدالت در حق مردم ایران ندیدم چرا ؟ این سئول خیلی هاست که از دنیای سیاست سالهاست فاصله گرفته اند وتمایلی به مشارکت در سیاست را از دست داده اند بازهم چرا؟ ایا به عملکرد مردان سیاست برمی گردد ؟ باز هم از اینکه سلیقه من را تحمل میکنید واین کامنت را حذف نمی کنید تشکر میکنم

  57. محمد علی نصیری گفت :

    آذر ۹م, ۱۳۸۷ در ۲۲:۰۴

    جوانفکر بیدی نیست که با بادی بلرزد چه برسه به این حرفها که فوته !!!!!!!!

    آقای جوانفکر عاقبت بخیر باشی .

  58. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۱

    سرکار خانم مهدیه
    با سلام
    فکر می کنم که آدرس درستی را در اختیار شما نگذاشته اند. شاید لازم نباشد که برای پیدا کردن عدالت ، از این سایت به آن سایت بروید. بهترین کار این است که عدالت را از خودمان شروع کنیم. احترام گذاشتن به حقوق دیگران و توقع محترم شمرده شدن حقوق خودمان از دیگران شروع خوبی است. روز گذشته پشت چراغ قرمز ایستاده بودم راننده ماشین جلویی مشغول خوردن پرتقال بود و پوستش را تکه تکه به خیابان پرتاب می کرد. خیلی های دیگر هم این صحنه را مشاهده می کردند اما هیچکس حاضر به واکنش نبود.از ماشین پیاده شدم و محترمانه به آقای راننده گفتم که با این رفتارش به دیگران بد آموزی می کند. هرچند او با تمسخر و بی خیالی برخورد کرد اما فکر می کنم که به سهم خودم او را تحت تاثیر قرار دادم و بلکه دیگرانی که شاهد ماجرا بودند هم از این رفتار تاثیر پذیرفتند. فکر می کنم که به جای گشت و گذار در اینترنت و سایت ها و وبلاگها ، عدالت را باید در لحظه لحظه رفتار خودمان و دیگران جست وجو کنیم و خودمان و دیگران را به رعایت عدالت فرابخوانیم.
    موفق باشید

  59. مهدیه گفت :

    آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۲۱

    از شما تشکر میکنم شاید در بعضی از موارد نظر شما وهم فکران سیاسی شما را نپسندم امیدوارم هدف نهایی همه ما ایران اباد وازاد باشد متاسفانه در این دوره تخریبهایی هم صورت گرفت ولی اینها ریشه در عملکردهای اشتباه ولجبازی ها داشت طرفداران اقای رییس جمهور هم کم از تخریب وناسزا به منتقدین نداشتند خصوصا سایت رجا نیوز که سنگ تمام در تخریب رقیب گذاشته است باز هم از اینکه جواب مرا داده اید تشکر میکنم

  60. sanayenews گفت :

    آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۰۰

    اینهمه هجمه به دولت احمدی نژاد چرا؟
    دستیابی به این پاسخ خیلی مهم است که چرا دولت نهم مخصوصا ریاست جمهوری اسلامی دکتر محمود احمدی نژاد نسبت به سایر دولتها که در کشور عزیزمان بودند وبدون شک همه آنها پایبند به نظام مقدس اسلامی ، درمسیر شهداء ، تابع رهبری واستکبارستیز بوده اند بیشتر است؟!
    چرا توهین به رئیس جمهور توسط بنگاههای خبر پراکنی نسبت به رؤسای قبلی دولتهای ما هزاران برابر شده است؟
    چرا کمترین حضور رسانه ای باید مربوط به رئیس فعلی دولت باشد؟
    چرا سیاه نمائی بر علیه دولت فعلی دهها هزار بار بیشتر از سیاه نمائی بر علیه دولتهای قبلی است؟ واگر این سیاه نمائیها واقعیت وجودی میداشت الان نباید هیچگونه اقتدار وامنیتی در کشور وجودمیداشت .
    مگرنه اینست که این رئیس جمهور هم مانند دیگر روسای جمهوری اسلامی منتخب مردم است و در حال حاضر رئیس جمهور همه مردم وحتی آنانی که به اورای ندادند می باشد؟
    مگر نه اینست که این دولت در خدمت به مردم وکار وسازندگی طبق شواهد و مستندات شتابش نسبت به دیگر دولتها بیشتر است؟
    آیا فقر وفساد وگرانی محصول حرکت یک شبه یا یکساله است که تلاش شبانه روزی برای رفع این مشکلات و محرومیت زدائی به گداپروری تعبیر شود؟
    چگونه است رئیس جمهوری آمده که با شجاعت تمام طرحهای مهمی چون ساماندهی وضعیت سوخت ، تحول اقتصادی ، مالیات برارزش افزوده راکه دیگردولتها در مصلحت اندیشی های سیاسی اجراء ننمودند اجراء میکند اما برای انعکاس عملکرد وتبلیغ واطلاع رسانی کارهایش رسانه ای ندارد ؟ وپردازش به عملکرد دولت در دیگررسانه ها نیز بسیارکم است؟
    آیا مشکلات اقتصادی و مالی درسطح دنیا نیست وتنها درایران وجود دارد؟
    آیا تلاش گسترده شبکه های مخفی وعلنی صهیونیزم جهانی در داخل وخارج کشور با راه اندازی فرقه های پوچ ومنحرف شیطان پرستی و ترویج وتبلیغ فرقه های ضاله ای چون بهائیت بجز هدف بر اندازی نظام اسلامی و ضربه زدن به مکتب غنی شیعه و مهدویت واسلام ناب محمدی (ص) چیز دیگریست؟واین کانونهای دشمنی وگمراهی وقتی میبینند ومیشنوند شخصیتی بدون وابستگی سیاسی ، جناحی ومالی برآمده از دل مردمی مسلمان وعلوی تبار با آرمانهائی بلند آمده ودر سرزمینی که آنها خود را همه کاره آنجا میدانند سخنان خود را با دعای : (( اللهم عجل لولیک الفرج )) آغاز میکند به لرزه نمی افتند واحساس خطر نمیکنند؟
    باید بپذیریم که رئیس جمهوری اسلامی ایران به عنوان فردی پر تلاش و صادق وشجاع ودولتش ضمن آنکه انتقاداتی هم برآنان وارد است پیشرفتهای خوبی نیز دربرخی عرصه ها ازجمله فن آوریهای هسته ای وعلمی ، رسیدگی به امور محرومین ، مبارزه با رانت خواری و فساد ، مقابله با تهدیدات نرم افزاری و … داشته اند.
    فراموش نکنیم احمدی نژاد هم منتخب مردم خوب ما است و دولتش هم با رای نمایندگان منتخب همین مردم خوب مشروعیت یافته است.
    این دولت ورئیسش کاملا توان دارند تا درخصوص راه اندازی دهها خبرگزاری وصدها نشریه برای منافع انتخاباتی وسیاسی خود اقدام بنمایند اما بنای او براین نیست که بخودش برسد بلکه جز به خدمت چیز دیگری را دراندیشه ومرام خویش نمیبیند.
    بجاست برای آنکه همچون ۸ سال دفاع مقدس و جانانه و عاشورائی ملت بزرگ و بی نظیر ایران دولتمان را بیشتر یاری دهیم تا با یاری ، همفکری وهمکاری ضمن غلبه بر مشکلات داخلی وایجاد نشاط بیشتر درجامعه ، قوی تر درمقابل تهدیدات، توطئه ها وشیطنتهای رنگارنگ دشمنان ایران ، انقلاب اسلامی ، شیعه و اسلام باستیم.
    بیائیم متحد ومحکم در مسیر خدمت به مردم ورفع مشکلاتشان گام برداریم و در راه خدمت از هر جناح وحزبی که هستیم بدون درنظر گرفتن وابستگیهای سیاسی دست در دست هم دهیم به مهر ومیهن خویش را آباد نمائیم.
    مدیر صنایع نیوز

  61. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۲۸

    با سلام
    بنده هم از شما و حسن ظنتان متشکرم . فکر می کنم برخورد با دیگران اگر از موضع انصاف و جوانمردی باشد ، بسیاری از مشکلات قابل حل خواهد بود.
    موفق باشید

  62. رسواگر گفت :

    آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۰۰

    سیبل کردن یک نفر از شگردهای شارلاتانیزم مطبوعاتی است. متأسفانه برخی مسئولین هم تأثیر می گیرند

  63. masoud گفت :

    آذر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۴۷

    با سلام -اقای جوان فکر خواهش می کنم صادقانه در مورد اعزام ظاهرا غیر قانونی {به نقل از الف}فرزندان رییس جمهور و اقای مشایی به حج توضیح دهید -متشکرم

  64. روابط عمومی گفت :

    آذر ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۷

    عید قربان مبارک
    با سلام اگر شما هم تاکنون نامه ای را خطاب به دبیرکل سازمان ملل تنظیم نکرده اید به صف وبلاگ نویسان معترض بپیوندید.
    وبلاگ نویسان ایران با نگارش نامه های اعتراض آمیز نظرات واقعی شان را نسبت به حقوق بشر وادعای جدید بان کی مون مبنی برنقض حقوق بشر توسط ایران اعلام مینمایند.
    (درصورت تمایل به شرکت دراین مسابقه نامه های خود را به نشانی های پست الکترونیک ما ارسال نمایید)
    http://www.rehal.ir
    http://www.rehalh.com
    http://www.haghebashar.blogfa.com

  65. sanayenews گفت :

    آذر ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۱

    سازمان صنایع مازندران دست بسته و ابروگرفته ؟!!!!!

    توسعه صنعتی ازمهمترین مسایل یک کشور می باشد که به نوعی در عصر حاضر غفلت ازصنعت وتوسعه صنعتی سبب عقب ماندگی و بازگشت به گذشته هایی بسیاردور خواهد شد.

    این توسعه ابزاروامکانات ولوازم خاص خود را می طلبد که در صورت فراهم بودن زیر ساختها با کمک آن ابزار، توسعه صنعتی شکل خواهد گرفت.

    آماده سازی زیر ساختها هم امری دشوار است و مردان خاص خود را میطلبد و مدیرانی توانمند وتوسعه طلب تا بتوانند تحولی عظیم ایجاد نمایند.

    دراستان مازندران مع الاسف زیر ساختهای لازم وسازوکارهای صنعتی شدن آن نیز فراهم نبوده وازسوئی دیگر مدیر توسعه طلبی که بتواند این مهم را بخود ببیند در بخش صنعت مشاهده نگردیده است.

    صنعتگرانی که به واقع صنعتگرهستند ودارند کارمیکنند نه آنانی که بنام صنعت تسهیلات گرفتند وقدمی برای صنعت برنداشتند با قدمهائی استوار به عشق دستیابی ایران عزیز به تولید ملی ، افتخار ملی وعزت واقتدارجهانی سعی در رفع مشکلات متعدد خویش داشته ودارند و بسیاری از ایشان در عین آنکه ازتسهیلات بی بهره اند مورد بی مهری برخی ازمدیران ویاحتی کارشناسان نیز قرارمیگیرند.

    به کرات مشاهده شده که افراد در مراجعه به دفتر رئیس سازمان صنایع ومعادن استان با چهره ای عبوس، پراخم وبه ظاهر عصبانی در دفتر که حتی بسختی حاضر است زبان بگشاید وجواب ارباب رجوع رابدهد مواجه می شوند.

    حال اینکه بنابرهردلیلی صنعتگر وتولیدکننده ازدریافت تسهیلات بانکی محروم است که اینهم در جای خودش جای بحث وبررسی دارد آیا رواست وقتی برای دیدن رئیس سازمان صنایع ومعادن به دفترش میرود برایش این تداعی شود که دارد نزد طلبکارخود میرود؟!

    مگرنه اینست که اباعبدالله الحسین(ع) بزرگ آزاده عالم در فرمایشی زیبا مراجعت مردم رابه کارگزاران ازنعمات الهی دانسته اند؟

    آیا غیر از اینست که دربیانات مکرر حضرت امام خمینی (رض) و تاکیدات مستمر رهبرمعظم انقلاب اسلامی به عنوان دیده بان همیشه بیدار نظام اسلامی ، تکریم ارباب رجوع مورد توجه بوده وریاست جمهوری اسلامی دکتر احمدی نژاد هم درعمل خویش بارها وبارها این تاکیدات راانجام و همواره حفظ حرمت وکرامت انسانی رادردستگاههای اجرائی خواستار شدند؟

    حال بماند اینکه کار ارباب رجوع به سرانجام میرسد یاخیر واز این دست مسایل …!

    متاسفانه سازمان صنایع ومعادن مازندران درقدم اول شدیدا مشکل دارد وخطاب به ریاست این سازمان باید گفت:

    ((گر وا نمیکنی گره ای خود گره مباش ابروگشاده باش چودستت گشاده نیست))

    زیرا ریاست سازمان حداقل جوابگوی منسوبین بخود هستند.

    امید میرود مسئولین ذیربط مخصوصا در موضوع تکریم ارباب رجوع دقت بیشتری داشته باشند ومانع حرمت شکنیها دردستگاههای اجرائی باشند.

  66. یک دانشجوی ایرانی گفت :

    آذر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۳۴

    جناب آقای جوانفکر

    با سلام

    از اینکه پس از مدت زیادی سری به وبلاگ زدید خوشحالم و امیدوارم دوباره به فعالیتتان ادامه دهید و پویایی وبلاگ شما حفظ شود .

    راستی چرا کامنت مرا تایید نکردید ؟ ( مزاح کردم دلیلش مثل روز روشن است )

  67. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۳۸

    آقا مسعود
    با سلام
    آقای مهدی احمدی نژاد به اتفاق همسرشان با سهمیه آزاد به حج رفتند. بنابراین سفر حج آنها که اولین سفرشان هم بود، جای کسی را تنگ نکرد. آنها از سهمیه حج که متعلق به عموم مردم است استفاده نکردند و با پرداخت هزینه های ببشتر به حج مشرف شدند.
    آقای مشایی نیز از طرف دولت عربستان دعوت رسمی داشتند. همراهان ایشان شامل تعدادی از کارکنان سازمان میراث فرهنگی بودند و علاوه بر آنها بنده ، آقای شیخ الاسلامی ، آقای کردان و آقای زریبافان نیز ایشان را همراهی می کردیم. هزینه های سفر دو بخش داشت که بخش اول مربوط به خرید بلیط هواپیما به صورت رفت و برگشتی بود که شخصا پرداخت کردیم و بخش دوم نیز هزینه اقامت را شامل می شد که میهمان دولت عربستان بودیم.هزینه بلیط هواپیما را با توجه به اینکه با آخرین پرواز رفتیم و با اولین پرواز هم برگشتیم ، در واقع دو بلیط رفت و برگشتی را با ما حساب کردند که هر نفر یک میلیون و پانصد هزارتومان هزینه بلیطمان شد. در عربستان آقای مشایی چند دیدار کاری با مقامات مختلف انجام دادند که روسای جمهوری سودان و چچن ، معاون رئیس جمهور سیرالئون ، عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب ، وزیر کشور عربستان و برخی دیگر از مقامات جهان اسلام از جمله دیدار کنندگان بودند.
    موفق باشید

  68. روح خدا گفت :

    آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۴۴

    بسم رب الشهدا و الصدیقین

    با آرزوی توفیق روز افزون برای دکتر محمود و جنابعالی…

    خواستم بهتون بگم شما دیگه الان آقای جوانفکر ۳ سال قبل نیستین که بخواهید نظرات خودتونو توی
    وبلاگ شخصی خودتون بنویسین و انتظار بازتاب های عجیب نداشته باشین.

    متاسفانه یا خوشبختانه در این برحه از زمان کوچکترین سخنان شما و امثال شما من جمله آقای کلهر به

    اسم دکتر محمود و گفتمان احمدی نژاد تمام می شود… همانگونه که سخنان آقای مشایی به آقای دکتر نسبت داده می شود و … از این رو لازم است شما سعی کنید در

    بیان نظرات شخصی سنجیده تر عمل کنید…. بازهم: و من الله توفیق

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر