انتشار غیراخلاقی یک نامه ، چرا؟

در پی انتشار رسمی نامه رهبر معزز انقلاب اسلامی به رئیس جمهور محترم ، مبنی بر لزوم ملغی شدن حکم انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی رئیس جمهور ، بلافاصله آقای مشایی با کناره گیری از این سمت ، ولایت پذیری و قانونگرایی خود را نشان داد و در پی آن رئیس جمهور محترم نیز با قبول استعفای ایشان از این سمت ، اقدام به ارسال نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب کرد و مراتب اجرای دستور ایشان را به استحضار معظم له رساند.

رئیس جمهور در این نامه با استناد به اصل ۵۷ قانون اساسی و ارسال متن استعفای آقای رحیم مشایی ، مقام رهبری را از  اجرای اوامر ایشان آگاه ساخته است .

استناد به اصل مزبور در قانون اساسی ، تاکید ویژه ای بر این نکته است که نظرات و اوامر رهبر فرزانه انقلاب به قوای سه گانه ، در حکم قانون است و اجرای آن نیز یک وظیفه قانونی محسوب می شود.

طبق این اصل ، قوای سه گانه از جمله قوه مجریه ، زیر نظر ولی فقیه اعمال می شود و حاکمیت هر یک از این قوا ، زمانی معنا پیدا می کند که با حمایت و تایید رهبری همراه باشد. به این ترتیب می توان گفت که تامین خواست و اراده ولی فقیه در موضوعات حکومتی ، یک امر کاملا قانونی است و همگان در چارچوب قانون اساسی ، موظف به تبعیت از آن و اهتمام در جهت اجرای منویات معظم له هستند.

در ارتباط با نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور ، نکاتی وجود دارد که به شرح زیر می توان به آنها اشاره کرد:

۱- میان رهبر معزز انقلاب با رئیس جمهور ، یک فضای اختصاصی مبتنی بر دستور ، رایزنی ، همفکری ، مشاوره ، تبادل اطلاعات ، نامه نگاری ، ارزیابی و تحلیل مسائل داخلی و خارجی وجود دارد. نامه مقام رهبری در مورد آقای مشایی ، در چنین فضایی و در پاکت مهر و موم شده و به صورت خصوصی تسلیم رئیس جمهور شده است. آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود که متاسفانه برخی افراد و محافل اقدام به انتشار خبر این نامه در رسانه های ارتباط جمعی کردند.

۲-سووال این است که چه کسانی پیش از قرائت نامه توسط رئیس جمهور ، وجود چنین نامه ای را به صورت عمومی منتشر کرده اند؟ آیا مسوولیت اعلام رسمی نظرات و اوامر رهبری خطاب به دیگران ، برعهده آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی است؟ این اطلاعات از کجا به دست ایشان رسیده است ؟ آقای ابوترابی چه پاسخی برای دامن زدن به اختلافات که رهبر فرزانه انقلاب همگان را از آن منع کرده اند، دارد؟ وقتی آقای مشایی به دلیل یک اظهار نظر اشتباه ، صلاحیت باقی ماندن در پست معاون اول رئیس جمهور را از دست داده است، به طریق اولی ، آقای ابوترابی نیز به دلیل دخالت غیرقانونی در مسائل اجرایی ، افشای غیراخلاقی نامه رهبری به رئیس جمهور و ایجاد تشویش در اذهان عمومی ، صلاحیت باقی ماندن در سمت نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی را از دست می دهد.

۳- پس از فاش شدن نامه در رسانه های ارتباط جمعی، رئیس جمهور محترم برای عمل به نظر رهبر انقلاب ، لاجرم باید به متن نامه معظم له استناد می کرد، نامه ای که تا شامگاه روز جمعه گذشته ، به طور رسمی از سوی دفتر مقام معظم رهبری منتشر نشده بود. بنابراین ایشان باید منتظر می ماند تا این نامه به صورت رسمی منتشر شود.

۴- پس از انتشار نامه ، آقای مشایی بلافاصله تبعیت خود را از دستور مقام معظم رهبری اعلام کرد و کناره گیری خود را از سمت معاون اولی رئیس جمهور به طور رسمی به اطلاع عموم رساند و رئیس جمهور نیز با استعفای وی از این سمت موافقت کرد.

۵- سخنان رهبر انقلاب در دیدار روز شنبه خود با شرکت کنندگان در بیست و ششمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم ، به روشنی حکایت از دغدغه های ایشان نسبت به رفتار سووال برانگیز برخی افراد زیاده خواه ، خودبرتربین و خود محور دارد که بعضا نیز خود را پدرخوانده سیاسی جریان اصولگرا می نامند و نمادهای آن در برخی جریانهای سیاسی و رسانه ای دیده می شوند.

۶- کسانی که بعضا خود را ذوب در ولایت یا پیرو ولی فقیه معرفی می کنند ، باید به راه و رسم تبعیت از ولایت نیز واقف باشند. افرادی که جلوتر از رهبری حرکت کرده و در تلاش هستند تا خواست و اراده خود را به دیگران دیکته کنند، با فقدان اصالت و مبانی لازم برای ولایت پذیری مواجه می شوند و حق ندارند دولت ولایی آقای احمدی نژاد را متهم به زاویه گرفتن از ولایت بکنند.

۷-   در ماجرای انتشار غیراخلاقی نامه رهبر انقلاب به رئیس جمهور ، شاهد بودیم که برخی افراد وابسته به یک طیف سیاسی و حتی کسانی که تریبونهای رسانه ای را در اختیار گرفته اند ، پای خود را از دایره تکلیف بیرون گذاشتند و گفتار و رفتار آنها به جای آنکه بازتاب دهنده انصاف و خداترسی باشد ، متاسفانه واتاب دهنده حاکمیت هوای نفس بود. کسانی که بوضوح به دنبال در هم شکستن بازوی کارامد و توانای رهبری یعنی رئیس جمهور حزب اللهی و خادم ملت بودند و به کمتر از آن نیز راضی نمی شدند. 

۸-   در این ماجرا ، برخی افراد به سراغ مراجع تقلید رفتند تا آنها را نیز وارد این معرکه کنند و متاسفانه شاهد صدور فتوای عجیب و نادر یکی از مراجع محترم نسبت به موقعیت اداری آقای مشایی بودیم . کسانی که چنین رویه ای را در پیش می گیرند ، یقینا دلسوز مراجع معزز نیستند. دخالت دادن مراجع محترم در اینگونه مسائل ، به مصلحت آنان نیست و هشدار نسبت به برخی از غفلت ها ، ضروری به نظر می رسد.

۹- آقای احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب مردم در آستانه تنفیذ ، تحلیف و معرفی اعضای دولت دهم قرار دارد و برای این منظور مسوولیت ها و وظایف مهم و سنگینی را باید به انجام برساند. به نظر می رسد که برخی افراد ذی نفوذ ، به جای کمک کردن و همکاری با رئیس جمهور ، تجارب خود را در جهت دامن زدن به اختلافات ، ایجاد وضعیت غیرعادی و مشوه کردن اذهان عمومی به کار می بندند. آنها باید بدانند که ادامه چنین رفتاری متضمن منافع ملت ایران نیست و با دست خود آب به آسیاب دشمن می ریزند.

۱۰ – ملت ایران در مسیر پیشرفت و عدالت حرکت می کند و دولت دهم باید گامهای بلندی را در این جهت به پیش بردارد. کسانی که دلسوز ، خیرخواه و دوستدار ملت ایران هستند ، به جای تمرکز بر نقد اظهارات این و آن که متضمن کمترین سود و مصلحت برای کشور و مردم است ، به نقد وضعیت موجود کشور ، بیان ضرورتها ، پیش بینی راه حل ها و تبیین نقاط ضعف و قوت در موضوعات مختلف بپردازند و از هم اکنون به یاری دولتی بشتابند که به فضل الهی با هموار کردن مسیر پیشرفت های همه جانبه کشور ، چشم انداز امیدبخشی را در پیش روی مردم پدیدار خواهد ساخت .

 

۱۴۹ نظر »

  1. محمدجواد روستا سکه روانی گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۵۸

    اولین قربانی تروریسم رسانه ای در دولت دهم: اسفندیار رحیم مشایی

    تهیه کننده: محمد جوادروستا سکه روانی- دفتر معاون اول رییس جمهور

    بنام خدا

    نقدی برعمده ترین ایرادات مطرح شده به آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی
    تهیه کننده: محمد جواد روستا سکه روانی

    ۱- ادعای دوستی با مردم اسرائیل
    اصلی ترین شاخصه ای که جناح رقیب و شکست خورده دولت اصولگرا و بعضی از اصولگرایان فریب خورده که فقط ظاهری اصول گرایی دارند بر روی آن تأکید می کنند و حتی کار به کشیدن گرفتن فتوا از آیت ا… مکارم شیرازی و آیت ا.. نوری همدانی گردیده است همین ادعا است که علی رغم اطلاع رسا نی هایی که در خصوص مقصود گوینده از مردم اسرائیل شده است ولی به قولی آن را پیراهن عثمان کرده اند و گویا در نظر دارند تا مرحله جنگ جمل پیش ببرند. جواب این ادعا این است که با تأکید بر غاصب بودن اسرائیل و نامشروع بودن آن در سرزمین های اشغالی که ما به حق به آنها فلسطین می گوییم و مفهوم ناحقش اسرائیل است اقوام و قبایل متعددی زندگی می کنند از مسلمان، یهودی، نصرانی و … انگلیس و آمریکا از دل یک دین اسمانی- یهودی- که هم این دین و هم پیامبر آن مورد تأیید کتاب آسمانی ما هم قرار گرفته است یک جریانی به نام صهیونیسم را به وجود آورده اند که عملکرد و نگاه آنها به جهان اسلام و سرزمین ها اسلامی مخصوصاً طرح نیل تا فراتشان به شدت مورد انزجار جهان اسلام است و برای کلیه مسلمانان عالم جریان خطرناکی است. کلمه اسرائیل دارای دو بار معنایی خاصی است که تأویلات مختلفی از آن به عمل می آید.
    مرا د صهیونیسم از مردم اسرائیل:
    مراد جریان صهیونیسم از مردم اسرائیل یهودیان مهاجر و یهودیان ساکنی است که به جریان صهیونیسم پیوسته اند و همان راه اشتباه غصب سرزمین ها و کشتن مسلمانان و … را طی می کنند که طبعاً این جریان و این مردم مورد تنفرند و سازش اسلامی با آنها معنا ندارد.
    مراد جریان اسلامی از مردم اسرائیل ( فلسطین):
    مراد جریان اسلامی از مردم اسرائیل( فلسطین) همان مردمی هستند که صرف نظر از اینکه مسلمان، یهودی، مسیحی و … باشند تا قبل از تولد نامشروع اسرائیل در کنار یکدیگر به برادری و اخوت زندگی می کردند و اصلی ترین قربانی این تولد نا مشروع نیز همین مردم هستند و با دولت اسرائیل نیز هیچ همکاری ندارند ما از روز اولی که بر روی مشروعیت اسرائیل دست گذاشتیم جریان صهیونیسم را از جریان یهودیت جدا کردیم. بنابراین، وقتی می گوییم ما با مردم اسرائیل دوست هستیم مرادمان از مردم اسرائیل اینگونه مردم هستند مردمی که جدا از دین و مذهبی که دارند به نوعی قربانی جریان اسرائیلی کردن آن منطقه هستند. در خصوص آمریکا هم باید عرض کنم که وقتی ما می گوییم و به حق هم می گوییم مرگ بر آمریکا مراد ما قطعاً مرگ بر مردم آمریکا نیست. مرگ ما مرگ بر سیاستها و زیاده خواهی و استکبار گری های آمریکا است. مرگ بر آمریکای ما یعنی مرگ بر سیاستی که برادران شیعه و سنی و سایر مردم عراق را سالهاست که میکشند و شکنجه می کنند. مرگ بر آمریکای ما یعنی مرگ بر سیاستهای آمریکا در قبال اسلام و دنیای اسلام. آیا فکر می کنید که همه مردم آمریکا طرفدار این سیاستها هستند و یا خواستار این هستند که فرزندانشان در عراق و افغانستان کشته شوند؟ قطعاً اینگونه نیست آنها هم جدا از دین و مسلکشان انسان هستند و عاطفه دارند و شاهدید که هر از گاهی در اعتراض به جنگ طلبی ها و کشتار مردم تظاهرات های خیابانی به راه می اندازند. مشکل ما با آمریکا مشکل با مردم آن کشور نیست با سیاستهای آمریکا و دستهای پشت پرده این سیاست ها است.
    تقابل ما با استکبار از نوع تقابل سیاسی و عملکردی است و مردمان این کشورها کمتر درگیر این تقابلها هستند و دلیلش هم این است که ما در کشور آمریکا که هر روز می گوییم مرگ بر آمریکا نزدیک به میلیون ها ایرانی زندگی می کنند و با یکدیگر مراوده دارند و در کنا هم زندگی می کنند در عین حالی که ما با آنها رابطه سیاسی نداریم.

    ۲- تضاد فکری و بینش فرهنگی و سیاسی مشایی با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی (علی مطهری) ۲۷ تیر ۸۸ سایت فردا
    من نمیدانم این تضاد را چگونه پاسخ دهم؟ آیا کسی که در عنفوان جوانی به گواهی مردم رامسر در خط مقدم مبارزه با رژیم ستم شاهی و جریان منافقین آن زمان بوده است حال چگونه یک شبکه با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی مخالف شد. چگونه به خود جرأت می دهید که به یک انسان دیگر اینگونه تهمت بزنید. فکر، بینش و فرهنگ و سیاست آقای مشایی با اهداف انقلاب اسلامی مخالف است و اینگونه همپای انقلاب آمده است؟!
    ۳- الگو بودن ترکیه برای نظام اسلامی ( جنبش عدالت خواه دانشجویی ۲۷ تیر ۸۸، فرارو)
    همچنان که می دانید و می دانیم ترکیه در چند سال اخیر توانسته است بر مشکلات داخلی خود فائق آید و اصلی ترین آن که تورم بود را مهار کند. در سالهای اخیر جریان کاملاً لائیک ترکیه کم کم به انزوا رفته و جریان اسلام خواهی هم در آن رشد قابل توجه ای داشته است به نحوی که امروز حجاب زن رئیس جمهور ترکیه خود حکایت از یک دگراندیشی سیاسی به سمت اسلام در آن سرزمین دارد. منظور از الگو بودن ترکیه در آن شرایطی که گفته شده: الگوبرداری از اقتصاد ترکیه برای مهار تورم بوده است که دولت ترکیه با حذف صفرها از پول خود این راه را پیموده و در داخل هم این زمزمه گاهاً مطرح شده ما به عنوان یک کشور اسلامی ملزم هستیم که از دست آوردهای بشری و سایر کشورها استفاده کنیم ما اگر حصار بدور خود بکشیم در این حصار می میریم. ما باید سعی کنیم در مدیریت، اقتصاد، علم، هنر و … آنجاهایی که مغایرت با اصول پذیرفته شده اسلامیمان ندارد از دیگران الگوبرداری کنیم و خودمان هم در پی اکتشافات و اختراعات جدید باشیم. اگر ما نخواهیم از دنیا الگوبرداری کنیم، یعنی باید تولید انواع داروها و واکسن ها و … را در کشور تعطیل کنیم چون الگوبرداری کار خوبی نیست؟!
    ۴-دعوت از هوشنگ امیراحمدی برای سفر به ایران (۳۰ تیر ۸۷- روز آنالین)
    این موضوع توسط خود آقای امیراحمدی تکذیب شد که نیاز به توضیح ندارد.

    ۵- سفر توریست های اسرائیلی برای گردشگری به ایران (۳۰ تیر ۸۷ روز آنالین)
    در خصوص این موضوع قبلاً در بند ۱ توضیح داده شد که حساب صهیونیست ها از مردم اسرائیل جداست.یکی از رویکردهای ما باید این باشد که جریان صهیونیست را از یهودیت جدا کنیم.وبا یاداوری اعتقادات خود یهودیان به مقابله با صهیونیست برویم.همه ما قبول داریم که پیامبر یهود (ع) هم از پیامبران اسمانی است .حتی کتاب اسمانی ما پیامبر وکتاب انها را تایید کرده است منتها گفته شده است که در کتاب انها یک سری تحریفها شده است بنابراین باید با استناد به کتاب خود انها حقانیت اسلام و دین اسلام را به عنوان اخرین دین اسمانی برای انها تشریح کنیم. در خصوص مبارزه فکری با اسراییل ما باید هم دین یهود را کاملا بشناسیم وهم خواستگاه واندیشه صهیونیسم را بشناسیم واین را به نقد جهانیان وخود یهودیان بگذاریم واز انها سوال کنیم ای ملت یهود که صاحب دین اسمانی هستید ایا می دانید عده ای جهانخوار وقاتل نسلهای بشریت به بهانه استقرار دین شما چه هزینه هایی را در دنیا به شما واعتقادات شما تحمیل می کنند؟ایا پیامبر(ع) شما یا کتاب شما گفته است که برسر کودکان بی پناه غزه بمب های فسفری بریزید؟ اشتباه ما در برخورد با اسراییل این بوده که به جای اینکه صهیونیست را در مقابل کل ادیان اسمانی قرار دهیم که به حق هم همینگونه است یهودیت را در مقابل اسلامیت قرار دادیم و صهیونیست از این تقابل سودها برده است. صهیونیست یک جریان فکری جهانخواری است که سعی می کند مشروعیت اعتقادی خود را از یهودیت بگیرد .ایا ما صاحبان دودین اسمانی نباید با نزدیک شدن به هم وگفتگو بر سر اشتراکات دینیمان ولزوم زندگی در صلح وصفا وبرادری که مورد تاکید هر دودین است اسراییل را دچار بحران مشروعیت وهویت کنیم؟ ایا می دانید درخارج از مرزهای ما عده ای این جمله ماندگار از امام خمینی کبیر(ره)که فرمودند:”اسراییل باید از بین برود”را مترادف با جمله:” یهودیت باید ازبین برود” تفسیر می کنند وبه خورد ملت یهود می دهند؟ سالهاست که گلو بدرد اورده ایم که” مرگ بر اسراییل ” چقدر راجع به این شعار اطلاع رسانی کرده ایم که منظور ما از اسراییل کیست؟ منظور ما از اسراییل عده ای بی اعتقاد به هر دین اسمانی ازجمله یهودیت است که با غصب مشروعیت این دین اسمانی علیه همه ادیان اسمانی وجهان بشریت دسیسه میکنند ودر نظر دارد پیش قراول نظامی وژاندارم استعمارگران در منطقه خاور میانه ودنیا باشد.راه مبارزه با اسراییل نظامی نیست بلکه زیر سوال بردن مشروعیت اسراییل است موضوعی که تاکنون کمتر به ان پرداخته ایم.رسانه ها وسایت ها وخبرگزارها را مرور کنید سردمداران صهیونیست انقدر که از بحران بی هویتی ودست گذاشتن روی مشروعیتشان می ترسند وعصبانی می شوند از حمله نظامی وشلیک موشک هراس ندارند.
    ۶- آذربایجان سرزمین کردها (۱۴ شهریور ۸۷ روز آنالین)
    همه ما ایرانی ها اعم از هر کسی که ایرانی باشد و در ایران زندگی می کند به این مرز و بوم تعلق دارد و جای جای این کشور متعلق به همه است و هیچ کس حق ندارد مدعی مالکیت جایی یا نقطه ای از کشور را بکند، بله مسأله اقوام عزیز ما در کشور است و این تنوع قومیت یکی از شاخصه های زیبایی مردم ساکن در ایران است آن چیزی که همه ما را به هم پیوند می دهد در وهله اول اسلام و درس اخوت و برادری آن است و بعد ملیت ما که ایرانی است باعث افتخار ماست که کردها و لرها و بلوچ ها، عربها، مازنی ها، ترک ها و … همه در کنار هم و در اخوت اسلامی د رکنار سایر ادیان زندگی می کنند. جای جای این مملکت متعلق به همه ماست و وطن ماست شاهد آن هم دفاع مقدس است که به یک نطقه کشور حمله شده بود ولی شهداء ما از سایر نقاط کشور بودند یا از سایر ادیان الهی موجود در کشور بودند.خدای نکرده مگر قرار است کشور تقسیم شود که یک نقطه متعلق به یک قوم یا قبیله باشد. ایران متعلق به همه ایرانیان است از هر قوم وقبیله که باشند.
    ۷- الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان گردشگری ( ۲۷ تیر ۸۸، همصدا)
    موضوعی بود که مطرح شد و رأی هم آورد و دلایل خاص خودش را داشت مقام معظم رهبری با این نظر مخالف بودند ما هم به رأی رهبری و ولایت تمکین کردیم. بر خلاف کسانی که اخیراً راه عدم تمکین را در پیش گرفته اند و همه شاهد این جریانات هستند.
    ۸- زندگی اشرافی
    فکر کنم این بزرگترین جفایی است که ممکن است در حق یک انسان بشود چگونه ممکن است یک رئیس جمهور ساده زیست و اصولگرا هم فامیل یک اشراف زاده یا طرفدار زندگی اشرافی شود؟! مصادیق زندگی اشرافی را بیان کنید .البته در این راه می توانید به اشرافیت طبقات جدید هم برای یافتن مصادیق تمسک جویید!!! همه می دانند که در کشورهای در حال توسعه وجهان سوم بهم زدن زندگی اشرافی برای سیاسیون مترصد دست اندازی به بیت المال ویا رانت های دولتی است.اگر در طول مدتی که بعنوان یک خدمتگزار در مناصب مختلف بوده است توانستید خدای نکرده دست اندازی به بیت المال یا استفاده از رانت را ثابت کنید خودبخود زندگی اشرافی!! هم ثابت شده است.
    ۹- روسری خبرنگار ترکیه ای
    در زبان فارسی ضرب¬المثلی است که می گوید : دیده، لا اله الا ا… ، ندیده صد لا اله الا ا…

    نتیجه گیری:

    همچنان که می دانید از لحظه روی کار آمدن دولت نهم و به حاشیه رانده شدن جریان ثروت و تزویر جنگ رسانه ای علیه یک دولت اصولگرا و مردمی شروع شد ادامه این جنگ رسانه ای به انتخابات و پس از آن به آشوبهای خیابانی و اغتشاشات کشیده شد. یکی از کسانی که پس از شخص جناب آقای دکتر احمدی نژاد در طول این سالها مورد اصابت ترکش رسانه ها قرار گرفت آقای رحیم مشایی بود موضوع حمله به آقای مشایی وقتی شدت بیشتری گرفت که ایشان پیوند فامیلی هم با جناب آقای دکتر احمدی نژاد پیدا کردند. یکی از تاکتیک هایی که در خلال جنگ رسانه ای علیه دولت نهم با تمرکز و حدت بیشتری دنبال می شد سعی در ترور رسانه ای یاران نزدیک آقای دکتر احمدی نژاد بود. میزان حمله رسانه ها به یک نفر در دولت نهم بستگی به میزان نزدیکی او به شخص رئیس جمهور محترم داشت و طبیعی است که در طول ا ین مدت سهم جناب آقای مشایی از این گونه حملات قابل توجه بوده است. به نحوی که به بهانه سخنان او عده ای تا سرحد سوال از رئیس جمهور که تا کنون در تاریخ سیاسی ایران به جز در مورد بنی صدر بی سابقه بوده است پیش رفتند. به نحوی که یک مسأله ناچیز یا یک سوء برداشت غلط از گفتار معاون رئیس جمهور شخص عظمای ولایت را مجبور به مداخله کردند.
    حکم اخیر معاون اولی برای جناب آقای مشایی چیزی خارج از انتظار و یا عجیب و غریب نبوده است. طبیعی است که کسی که یار و همراه رئیس جمهور باشد و سالهاست که رئیس جمهوراو را از نزدیک می شناسد باید به این سمت هم معرفی شود. چیزی که عجیب می نماید جبهه گیری ها و صف بندی هایی است که متأسفانه اخیراً از جبهه دوست و غیر دوست به گوش می رسد. آقایی در یکی از اظهاراتش این انتصاب را دهن کجی به مقام معظم رهبری عنوان می کند (www. Fardanews.com، کد خبر ۸۶۸۵۰ ، ۲۷ تیر ۸۸ ساعت ۱۲:۴۸) بایدخدمت این عزیز عنوان کنیم که تا آن جایی که ما ولایتمداران و ولایت دوستان از مقام ولایتمان شناخت داریم ایشان در امور زمامداری و اداره امور مسلمین در طول این سالها اندک مسامحه ای با احدی نداشته اند و بعد از این هم نخواهند داشت. فکر نکنیم مقام عظمای ولایت ما استغفرا… در جایگاهی قرار گرفه باشند که نیاز به این داشته باشند که شمای نوعی از طرف ایشان صحبت کنید یا نعوذ با الله دهن کجی را شما تشخیص دهید و مقام عظمای ولایت ما تشخیص ندهند. تراوشات ذهنی خود را به معظم له انتصاب دادن با ولایتمداری و ولایت دوستی در تضاد است. یا در جایی ندیده و نشنیده ایم که معظم له برای رساندن سخنان خود به گوش اقای رئیس جمهور دست به دامن شما شده باشند!! یا شما اجازه سخنگویی از طرف معظم له را داشته باشید. خدمت جنابعالی و کلیه دوستانتان عارض شویم که عشق ما به آقای دکتر احمدی نژاد ادامه عشق به ولایت است.
    در سالهای اخیر و مخصوصاً از شروع به کار دولت نهم تا کنون در فضای سیاسی کشور و در امور داخلی عده ای به دنبال تولد نوعی دیپلماسی هستند که می توان به آن دیپلماسی تقابل قم- تهران نامگذاری کرد. در فرایند این دیپلماسی که بسیار خطرناکتر از انقلاب مخملی است سعی می شود علما و مراجع عظام قم که مقبولیت زاید الوصفی در عموم مردم مسلمان کشور دارند وحتی اماده جان دادن در لبیک به پیام جهاد ا نها هستند را به نوعی در تقابل و تضاد با آنچه در تهران می گذرد به نمایش بگذارند. این جریان که رهبر آن هم شناخته شده است سعی می کند جاهایی را که نمی تواند در امور دولت دخالت کند و مانع قانونی دارد دست به دامن علما و مراجع شود که یکی از نمودهای این حرکت که اخیراً شاهدیم تلاش برای جبهه گیری علمای قم و مراجع علیه انتصاب آقای رحیم مشایی است. انشقاق جدیدی که پیش بینی می شود در دولت دهم به نحو بارزی خود را نشان دهد جبهه گیری عده ای مشکوک به جریان اصولگرایی (اصولگرایان دروغین) با پشتوانه مراجع قم باشد. خطری که در این بین وجود دارد تلاش عده ای جهت ورود مراجع به دسته بندی های سیاسی و حزبی و بهره برداری سیاسی- حزبی از جایگاه آنان است.امری که در بلند مدت وکوتاه مدت به صلاح اسلام وجامعه اسلامی ایران نیست. اینکه دست به دامن علما شوید تا برای یک انتصاب دولتی فتوا بگیرید وعلما هم فتوا دهند!!! به صلاح جایگاه منیع ورفیع علما نیست. در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری وتبلیغات ان هم شاهد بودیم که عده ای در فیلم های تبلیغاتیشان سعی در القاء همراهی علما ومراجع را باخود داشتند که این موضوع با واکنش علما ومراجع روبرو گشت واعلام کردند که صرف دیدار انها با شخصی به معنی پشتیبانی از او نیست.
    نکته دیگری که قابل عرض است این است که اگر به دنبال یافتن دوستان اسراییل هستید ادرس را به شما عوضی داده اند.دوستان اسراییل کسانی هستند که در جلو چشم امت حزب الله ایران از شبکه های تلویزیونی از اقای دکتر احمدی نژاد ایراد می گرفتند که چرا از مردم غزه وفلسطین دفاع می کنید؟شما ها که نسبت به کلمه اسراییل حساس هستید ان موقع کجا بودید؟چرا چیزی نگفتید؟شماها که نسبت به کلمه اسراییل وعملکرد ان حساس هستید چرا وقتی بعضی از جریانات داخلی وسایت ها وروزنامه های همسو با انان ابراز خوشحالی میکردند که در جریان کنفرانس دوربان ۲ عده ای از مدعووین جلسه را به علامت اعتراض ترک کردند وبه سوی رییس جمهور اصول گرا شی پرتاب کردند به انها چیزی نگفتید ؟ایا احمدی نژاد جز برای رسوایی اسراییل واعتراض به جریان نژاد پرستی ان به دوربان رفته بود؟شما ها که نسبت به اسراییل واسراییل بازی در صحنه بین المللی حساس هستید چرا وقتی عده ای برخلاف نظر رییس جمهور اصول گرا جلسه تبلیغات انتخاباتیشان شده بود جلسه فاتحه خوا نی برای درگذشتگان هلوکاست چیزی نگفتید؟چرا وقتی از بعضی چهره های سیاسی مورد تایید تام شما می پرسند نظر شما راجع به هلوکاست چیست می گوید: من سیاستمدارم مورخ نیستم چیزی نمی گویید؟بروید از یک استاد دانشگاهی در رشته علوم سیاسی سوال کنید تا متوجه شوید که دانش اموختگان رشته علوم سیاسی چند واحددرس تاریخ می گذرانند؟چگونه می شود ادعای سیاستمداری کرد درحالی که همزمان ادعای بی اطلاعی نسبت به تاریخ داشت؟ایا تاریخ ووقایع تاریخی اصلی ترین دستمایه های کاری یک سیاستمدار نیست؟ممکن است یک تاریخدان سیاستمدار نباشد ولی فرض سیاستمداری بیگانه با تاریخ محال است؟ نکند در دنیا دو اسراییل وجود دارد!!!یک اسراییلی که باید با ان دوست بود ویک اسراییلی که باید با ان مبارزه کرد!!پناه می بریم به خدا اگر روزی مصلحت اندیشی وارد فضای سیاسی ما شود زیرا با شعار” سیاست ما عین دیانت ماست و….” این مصلحت اندیشی دین سیاسیون هم تحت تاثیر قرار می دهد که این هم دیانت وهم سیاست ما را به نا کجا اباد می برد.
    همه میدانند که تدوین سیاست های کلی نظام با مقام معظم رهبری است قطعا درمورد سیاست خارجی نیز رهنمون های معظم له ملاک عمل خواهد بود.چرا می خواهید به علت سوء برداشتتان از معنی دوستی با اسراییل مانور های تبلیغاتی به راه بیندازید ورییس جمهور منتخب یک ملت را از درون تحت فشار قرار دهید؟اگر ملاحظه کرده باشید هرکسی که علیه تصمیم اخیر رییس جمهور صحبت می کند می گوید نظر نخبگان!نظر مسولان دلسوز نظام!نظر فرهیختگان!نظر فلان!!!و……..چطور شد که یک نفر یک مرتبه تبدیل به سخنگوی همه شده است؟اینهمه گلو پاره کرده اید وسینه چاک کرده اید وفریاد واسلامتان ووا مسلمانتان بلند است که یک روسری از سر یک خبرنگار ترکیه ای در دفتر کار اقای مشایی افتاد!!! ایا شما انجا بودید ودیدید؟ تا همین سه هفته قبل محض اطاعتان عرض کنم که در میدان انقلاب تهران چادر از سر زنان ودختران می کشیدند وپاره می کردند وسرشان را برهنه می کردند. ان روز صدای وااسلاما و وامحمدا از کسی شنیده نشد.وقتی که به مردان محاسن دار حمله می کردند وانها را به بهانه حزب الهی بودن وبسیجی بودن کتک می زدند چرا صدایی از شما بلند نمی شد؟ایا وقتی شماها اری شما ها !به مسافرت خارج از کشور میروید با خود چشم بند می برید ودر خیابان چشمتان را می بندید که نگاهتان به نامحرم نیفتد؟ایا کسی دیده یا فیلمی از اقای مشایی منتشر شده که با زن اجنبی دست داده باشد یا بازوی نامحرم را فشار داده باشد؟کلیپ های ویدیویی چه کسانی زینت بخش ماهوارهای صهیونیستی ووهابی خارج از کشور است؟ بروید تحقیق کنید ببینید چه کسی به نقل از مراجع عظام گفته است که: دست دادن با زن اجنبی اگر موجب وهن اسلام شود اشکال ندارد؟
    از زمان روی کار امدن وهابیت تاکنون تنها یکی از کشورهای مروج تفکر وهابیت به اعتراف خودشان ۱۰۶میلیارد دلار جهت ترویج این فکر هزینه کرده اند وسعی در نفوذ در دانشگاه الازهر مصر را دارند. انوقت عده ای در داخل کشور ما – منظورم پایگاه تشیع سرخ علوی است – عکس اقای اسفندیار رحیم مشایی را در جلوشان گذاشته اند ونشسته اند به حال اسلام ومسلمین گریه می کنند!!! انقدر جبهه گیری تندی علیه یکی از انتصابات ریاست جمهوری کرده اید که اگر کسی از بیرون تحولات وانتقادات را بررسی کند فکر می کند که اقای رییس جمهور از سلمان رشدی جهت حضور در کابینه دهم دعوت کرده است!!!
    در میان عشایر جنوب کشور وبعضی از روستا ها وقتی که از خانه داماد برای شب حنابندان برای عروس لباس وحنا واینه وشمعدان می برند معمولا یک جلد کلام الله مجید هم در یک سینی مخصوص حمل می کنند برای اینکه قران به زندگیشان برکت دهد.ایا این هم نعوذبالله توهین به قران است؟شما ها که این همه دم از سینه چاکی برای قران وکلام خدا می زنید چرا وقتی که حنا نه خواننده پاکستانی در یکی از کشورهای غربی در یک مجلس لهو ولهب سعی داشت قران را درون شعله های اتش بیندازد دم نزدید؟ان روزها سایت ها وروزنامه ها و نخبگانتان و……… کجا بودند؟ شما ها که گلو پاره کرده اید که اقای مشایی به قران توهین کرده است به وجدان خود مراجعه کنید واز خود بپرسید به عنوان یک نخبه و………. چه خدمات ارزنده ای به قران کرده اید؟ایا می دانید امروز غریب ترین کتاب دربین مسلمین قران حکیم است؟ ایا می دانید در صد بالایی از فارغ التحصیلان دانشگاههای ما حتی روخوانی قران هم بلد نیستند؟ معنی توهین به قران این است که فقط وقتی به یاد امواتمان می افتیم ان را از لب طاقچه برداریم و چند ایه از سوره ا لرحمن یا یا سین را نثار روحش کنیم وبعد ببوسیم وبه صورتمان بمالیم ودر طاقچه بگذاریم.معنی توهین به قران این است که این همه در ان بروحدت وبرادری تاکید شده است انوقت ما در کنج خانه های تیمی بنشینیم وبرای تفرقه بین مسلمین نقشه بکشیم وسایت ورسانه خارجی راه بیندازیم وغیره.معنی توهین به قران این است که بلایی برسر مردم مسلمان بیاوریم که نه دنیا داشته باشند ونه اخرت.معنی توهین به قران این است که وهابیون در خارج از مرزها شبکه ما هواره ای به راه انداخته اند وایات قران را در جهت مطامع خود تفسیر می کنند و به خورد مسلمین جهان می دهند انوقت ما در داخل هنوز نتوانسته ایم به مردم توضیح دهیم که فرق خمس با زکات چیست؟معنی توهین به قران این است که از ایاتش استفاده می کنیم ومیگوییم : الحمد لله یعنی ستایش مخصوص خداست بعد زبا ن به چاپلوسی وتملق کشی وستایش غیر خدا باز می کنیم. معنی توهین به قران ودور بودن از قران این است که درسال گذشته قریب به هزاروپانصد نفر در کوههای اطراف هشتگرد داشتند حج ابراهیمی به جای می اوردند ودوهزار نفر نیز ثبت نام کرده بودند تا در این مراسم شرکت کنند!!معنی توهین به قران ودور بودن از قران این است که فرقه های ضاله شیطان پرستی در کشور در حال تولد ویارگیری است.معنی توهین به قران ودوری از قران این است که در ایران اسلامی که وارث خون هزاران شهید وجانباز ومفقودالاثرو…. عده ای در اطراف محل برگزاری مراسم نماز جمعه جمع شوند وهورا بکشند ومنتظر باشند تا بعد از نماز نمازگزاران را کتک بزنند.معنی توهین به قران ودوری از قران این است که رعایت حجاب اسلامی درجامعه نماد امل بازی وعقب ماندگی فرهنگی تعریف شود. معنی توهین به قران ودوری از قران همین برگزاری گردهمایی ها وجلسات اعتراضی مختلط است که عموما عصرها برگزار می شود که به نعمت تاریکی شب هم متصل شود.
    از منظر نگاه به مملکت ومملکت داری و قانون گرایی اگر در این مملکت اصل تفکیک قوا پذیرفته شده است و اقای رییس جمهور دارای اختیاراتی است چرا شاهد بدعت دخالت سایر قوا وشبه قوا ها در امورات مربوط به حوزه اختیارات رییس جمهور هستیم؟اگر از اقای رییس جمهور سهم خواهی دارید چرا خود را به این ور واون ور می زنید.رک صحبت کنید اقای رییس جمهور هم که بحمدلله صریح الهجه اند جوابتان را بگیرید.ایا وقتی که شما رییس ونایب رییس و…… را انتخاب می کنید اقای رییس جمهور دخالت می کند؟ ایا زمان تایید اعتبار نامه شما رییس جمهور دخالت می کند؟اینکه عده ای می خوا هند به یک مرجع بالاتر متوسل شوند تا اقای رییس جمهور از تصمیم خود برگردد هم غیر قانونی وهم یک بدعت خطرناک است.حکم حکومتی قبول ، کلام گهر بار مقام عظمای ولایت بر دیده وجان ما وهمه ولایت دوستانی که این روزها قلبی پرخون دارند ولی ایا پناه بردن به حکم حکومتی برای یک انتصاب ساده به جلال وجبروت ان خدشه وارد نمی کند؟ چطور توقع دارید دولتی توا نمند ومقتدر جهت برداشتن گام های بلند تشکیل شود در حالی که با جنگ رسانه ای وعملیات روانی می خواهید در اولین حرکت قدرت خود وتوان لابی های سیاسی خود را به رخ مجموعه دولتش بکشید؟ ایا می دانید در ان جایگاهی که نشسته اید وظیفه اتان چیست؟ تا انجایی که مبرهن است قرار است قوای حاکمیتی تحت لوا وتدابیر مقام عظمای ولایت(زیده عزه) با استقلال از یکدیگر به رتق وفتق امور بپردازند واصل هم باید همین باشد پس چرا عده ای می خواهند این اصل را به هم بزنند؟روی اوردن به حکم حکومتی جهت تنظیم روابط قوا نشاندهنده این است که قوا از تعامل با یکدیگر ناتوان هستند.یا به نحوی در امورات یکدیگر دخالت می کنند که نیازمند مرجع سومی جهت حل مسایل بین انهاست وان حکم حکومتی است. درست است که حکم حکومتی فصل الخطاب برای همه ولایت دوستان است وهرکسی که از حکم حکومتی صادره از مقام ولایت سرپیچی کند در دستگاه دیپلماسی حکومتی جایگاهی نخواهد داشت و با واکنش منفی مردم مسلمان روبرو می شود ولی در این خصوص باید هشیار بود زیرا در کشوری که قانون حاکم است وجایگاهها تعریف شده است با اختیارات ویژه ان جایگاه ، استفاده از حکم حکومتی متوالیا نشان دهنده این است که یا قانون مشکل دارد که باید برطرف شود یا عده ای نمی خواهند به قانون تمکین کنند وبه دنبال راههایی برای دور زدن قانون هستند.
    امروز یک هفته است که همه سایت ها و روزنا مه ها و……… به قسمت ارشیو خود مراجعه کرده ا ند تا براهین محکمه پسندی برای برکناری اقای مشایی پیدا کنند . ایا چیزی پیدا کرده اید؟ جز اینکه می گویید فلان گروه مخالف است!! وفلان دسته دل شکسته است!! و…….. اگر بخواهد عمر دولت دهم مدام در پی دلجویی این دسته وان گروه وان محفل و…….. سپری شود پس کی به برنامه های خود برسد؟جواب ۲۴ میلیون رای دهنده را چه بدهد؟ لحظه ای به عقب برگردیم ومرور کنیم: به نظر شورای محترم نگهبان که تمکین نکردید. به قانون که تمکین نکردید.به فصل الخطاب بودن نظر ولایت عظما در جریان اغتشاشات که تمکین نکردید. به نظر رییس جمهور هم که تمکین نمی کنید. “فاین تذ هبون “

  2. saba گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۱

    با نام و یاد خدا
    جناب آقای جوانفکر جرا شما اینقدر شیفته اقای احمدی نزاد شده اید که حتی در این سفتگی بجای تقویت موقعیت مقام معظم رهبر همجنان به صحیح بودن تصمیم وی صحه می گذارید.چقدر بعد از این انتساب، دوستان و همفکران آقای احمدی نزاد وی را نصیحت کردند؟ شما و ایشان نه تنها وقعی به این گوشزد های دوستانه نکردید بلکه با تفرعنی بی نظیر از ابقای مشائی بهر قیمت سخن گفتید.
    حال که برخلاف وعده های اخیر احمدی نزاد که قول آمادگی شنیدن انتقادات و اصلاح امور را داده بود ولی امر مسلمین مجبور به دستور برای برکناری مشائی زده آمده اید و کسانی که انتقاد کرده اند را مورد شماتت قرار داده و آنها را به خروج از دلبستگی به ولایت فقیه متهم کرده و تنها خود را ذوب در ولایت آقای احمدی نزاد قلم داد می کنید.
    شما ایراد گرفته اید که چرا حکم رهبری علنی شده است .آقای جوانفکر سری به نهج البلاغه بزنید تا ببنید مولای متقیان همه عزل ونصب ها را بطور علنی و مکتوب طوری منتشر کرده اند که امروز حتی من و شما به آنها دست رسی داریم و حال شما برای رهبری تعیین تکلیف می کنید که چرا این متن این نامه مهر و موم شده به سمع مردم رسیده است .شاید شما مردم را کم از کم می دانید و آنها را نامحرم می پندارید ولی رهبر فرزانه همجون بنیان گذار جمهوری اسلامی مردم را ولی نعمت خود می داند و زمانی که امثال شما و رهبرتان آقای احمدی نزاد گوش شنوا به نصحیت دوستان ندارد درد دل خود را بوسیله همین چند خط دستور ولائی به اطلاع مردم می رساند
    یک خواهش کوچک از شما دارم و آن اینکه لطف کرده خود را ولائی و تابع بلاشرط رهبر عنوان نکنید این امر هم به نفع خودتان است و هم بیش از این به مقام معظم رهبر لطمه وارد نخواهد شد . خدا میداند اگر روزی رهبری کناری گیری شما را هم بخاطر تقویت وحدت ملی و ارزش های اسلامی مصلحت کشور اسلامی بدانند چه ها خواهید نوشت ؟

  3. مهدی نادری نژاد گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۱۲

    با سلام
    وقتی مسائل را در کنار هم می گذرانم تعجب دوچندان می شود.

  4. محمد جعفر رضوی گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۴

    جناب آقای جوانفکر. شما که خود اهل اطلاع رسانی هستید چرا باید از اطلاع رسانی و شفاف سازی در این باره، ولو از سوی رهبر نظام، هراس داشته باشید. سراپای نامه شما متاسفانه نشانگر اعتقاد شما و گروهتان به این است که حق مطلق هستید و بقیه جهان در گمراهی محض. به عبارت دیگر هر که با شما نیست بر شماست. به قول مرحوم آل احمد شما خودتان را میخ طویله کائنات و به قول ناصرالدین شما قبله عالم می دانید. راستی شما مشاور اطلاع رسانی آقای احمدی نژاد هستید یا مشاور در امور مقابله با اطلاع رسانی؟ یک بام و دو هوا و دبل استاندارد تا کی برادر؟

  5. یه فریب خورده گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۱

    وقتی در تبلیغات انتخابات ۷۶ خاتمی در پاسخ به مجری در مورد دیدگاهش نسبت به ولایت فقیه گفت: ولایت فقیه را در چهارچوب قانون اساسی قبول دارم، دیدیم چه موجی بر علیه او راه افتاد و فریاد وا اسلاما تا کجاها که نرفت.
    جالبه. احمدی نژاد مدعی است ولایت فقیه بالاتر هر چیزی برای اوست ولی برای عمل به دستور ولی فقیه به اصل قانون اساسی اشاره میکند.
    این نشانگر آغاز دورانی جدید برای آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد و ملت ایران است.آغاز دورانی از آشکار شدن نیات واقعی انسانها ومیزان تطابق حرفهایشان با آنچه در دل پنهان کرده اند. به امید فردایی بدور از دروغ برای کشورم

  6. رضا-م گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۶

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب

    در قرآن مجید داریم که خداوند می گوید فکر نکنید با صرف اسلام آوردن بهشت به شما ارزانی داده می شود بلکه دچار ابتلاء و امتحانات مختلف خواهید شد.
    به عقیده بنده اگر دقیق شویم اکثر موارد تحت امتحان الهی قرار داریم ازجمله معاون اولی آقای مشایی و حوادث بعد از آن امتحان بود برای خیلی ها، با دشمنان فرصت طلب کاری ندارم ،متاسفانه خیلی از مثلا اصولگرا ها در این امتحان مردود شدن امیدوارم در سایر امتحانات جبران کنند،بنده فکر می کنم آقای دکتر احمدی نژاد و مشایی و… پیروز این امتحان بودن انشاءالله در سایر موارد نیز پیروز باشند.کما اینکه در طول سی سال گذشته هر کس تابع محض ولایت بود پیروز شد.

  7. سجاد نوروزیان گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۳۱

    سلام
    جناب جوانفکر عزیز!
    در پست قبلی شما اشاره کردم که “این تغییر به صلاح دولت دهم خواهد بود”!
    حضرت آقا دقیقاً اشاره فرمودند که مصلحت نیست!

    واقعاً این مسأله اینقدر برای شما اهمیت دارد که این همه برای آن وقت می‌گذارید؟!
    واقعاً در این شرایط هیچ مورد دیگری قابل مطرح کردن نیست؟!
    نمی‌توانید از پروژه‌های “گری سیک” و تکرار آن توسط “محمد خاتمی” سخن بگویید؟
    از شما انتظار بیشتری دارم…

  8. وحید گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۱۶

    سلام علیکم و رحمه الله
    خوب متن شفاف و قانع کننده ای بود
    اما قطعاً می دانید توده ای زیادی از مردم شریف و ولایت مدارمان که حامی اصلی دولت نهم بوده اند و ان شاء الله قرار است حامی دولت دهم هم باشند از این توضیحات بی اطلاع و از اقدام دیر هنگام ریاست جمهور محبوبمان در لبیک گفتند به منویات رهبری شدیداً گلایه مند شدند
    انتظار هست جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد از طریق صدا و سیما و در یک گفتگوی مستقیم با ملت در اولین فرصت (هر چه زودتر بهتر) این موضوع را توضیح دهند تا زمینه برای جوسازی و شانتاژ عوامل مخالف در آستانه مراسم تنفید و تحلیف و رای اعتماد نباشیم
    ان شاء الله پاینده باشید

  9. جوادی گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۱

    [جناب آقای جوانفکر
    از سر دل سوزی به شما میگویم این رسم نیست که این مورد را اینقدر فلسفه بافی نماید ایشان لیاقت لازم را نداشتند و همانهایی که به دکتر رای دادهاند جیغ شان درآمد
    آقا توراخدا بس کنید اگر این مملکت را دوست دارید
    مستضعفیان ایران همه توجه به دولت داشتند ولی اکنون دچار تردید جدی شده اند
    پس هرچه سریع تر شتاب به خدمت نه فلسفه بافی و توجیه مسائل دراین مملکت که همه با تمام توان در مقابل رهبر مظلوم ایستادند
    هرچه سریع تر به مطالب خاتمه دهید
    دلسوز نظام
    جوادی

  10. یونس گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۱

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر
    ۱- تقاضا دارم به موارد زیر با صداقت پاسخ دهید.
    ۲- افشای نامه نگاری رهبری و رئیس جمهور توسط آقای ابوترابی ساعت ۱۸ روز ۳۰/۴ اتفاق افتاد یعنی بعد از چند ساعت که از مصاحبه ی رئیس جمهور با واحد مرکزی خبر گذشته بود.
    ۳- به نظر شما این موضوع: مسکوت گذاشتن نامه ی رهبری و بعد از ۳ روز موضع گیری کردن و حمایت از معاونت اولی مشایی و اعلام باقی ماندن ایشان در این سمت “طراحی روش مناسبی” است؟
    ۴- به فرض اینکه آقای ابوترابی کار بدی کرده باشند، بلاخره آقای احمدی نژاد جواب نامه ی رهبری را می خواستند کی و چگونه بدهند؟
    ۵- رهبری از آقای احمدی نژاد در نامه ی کتبی آنهم در تاریخ ۲۷/۴ درخواست “اعلام” کنارگذاشتن مشایی را داشته اند (“لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد”).
    ۶- پس این توجیح که ایشان منتظر انشار رسمی نامه بودند قابل پذیرش نیست. آیا آقای احمدی نژاد برای واکنش به تمامی نامه های محرمانه ی رهبری و رایزنی های ایشان باید منتظر انتشار رسمی نامه های ایشان باشند؟
    ۷- اما مشکل به اینجا ختم نمی شود، کسانی مثل شما در مصاحبه ی جمعه بعد از ظهر با ایسنا اصل همچنین نامه ای را منکر شده اید: “مقام معظم رهبری در صورت صلاحدید، شخصا یا دفترشان نسبت به موضوع خاصی اعلام نظر خواهند کرد و وقتی اعلام نظری صورت نگرفته است افراد مدعی با تمسک به کدام سند و مدرک چنین ادعایی را در مورد آقای مشایی مطرح می‌کنند؟”
    ۸- آیا واقعاً از این نامه خبر نداشتید؟ آیا آقای مشایی از روز شنبه از این نامه خبر نداشته اند؟ چرا خودشان استعفا نداده اند؟ چرا آقای احمدی نژاد به جای عزل ایشان از وی حمایت می کنند و اعلام می کنند ایشان در پست خود مشغول به کار باقی می مانند؟
    ۹- افشای (به زعم شما غیر اخلاقی) نامه ی رهبری توسط عده ای از اصولگرایان، به نظر شما جلو افتادن از ولایت است، اما به نظر من واکنشی است به بی اعتنایی ۳ روزه ی رئیس جمهور به نامه ی رهبری و حتی موضع کاملاً متفاوت با نظر ایشان در مصاحبه با واحد مرکزی خبر اتخاذ کردن.

  11. مهدوی گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۲

    مرد حسابی خجالت بکش از خدا بترس با پول بیت المال و زیر علم امام زمان داری چی می گی؟
    روزنامه ها آرتز مشایی رو دوست اسرییل می دونه. تو که دیروز با ایسنا مصاحبه کردی و به کل منکر نامه آقا شدی؟ پینوکیو….
    از خجالت به جای اینکه آب شید حکم حکومتی رو اندختی رو تاخچه حالا به مرجع هتاکی می کنی؟
    شرم کن. از خون شهدا بترس
    اسرایلی برو از دوست مردم اسراییل حمایت کن
    تو عددی نیستی بگی ابوترابی صلاحیت نداره برو با اسراییلی ها فالوده بخور
    هتاک ضد ولایت فقیه

  12. مهدوی گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۵۴

    مرگ بر ضد ولایت فقیه
    مرگ بر دشمن مراجع

  13. مهاجر گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۰۶

    ما که نفهمیدیم این اسلامی که شما ازش دم می زنید چیست؟ یک روز مراجع را جانشین پیامبر می دانید و پیروی فتواهایشان را الزامی و یک روز برایشان تعیین تکلیف می کنید که مثلا در فلان قضیه فتوی ندهند زیرا که به مصلحتشان نیست!
    عجبا! قدرت تشخیص مصلحت در یک مرجع تقلید آنقدر پایین است که شما باید صلاح کارشان را بهشان متذکر شوید؟ شما باید پشت سر مراجع حرکت کنید یا آنها تابع شما باشند؟ نکند می فرمایید آقایان علما اجتهاد را تعطیل کرده از امثال حضرتعالی مشاوره گرفته و آنوقت مردم را با آن مشاوره ها ارشاد نمایند؟
    به خدا ما که نفهمیدیم این اسلامی که شما به آن دعوت می کنید چیست؟

  14. علی رضا گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۵

    شبر مادرت حلالت باشد که حقیقت را گفتی

  15. علی رضا گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۸

    عن نبی صلی الله علیه و آله وسلم: اذا رایتم المتواضعین من امتی فتواضعو علیهم و اذا رایتم المتکبرین فتکبرو علیهم فان ذلک لهم مذله و صغار. خداوند یاریتان کند تا در مقابل این متکبران بایستید

  16. حسین زاده گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۰۷

    آقای جوانفکر
    بسم الله
    این چند روزه شدیداً گیج شدم، ۴ سال به دولتی افتخار می کردیم که مهمترین شاخصه اون رو ولایت مداری می دونستیم. به خاطر همین شاخصه هم در انتخابات تا آنجا که توانستیم برای پیروزی دکتر تلاش کردیم. اما این یک هفته خیلی سخت گذشت. دکتر در آزمون ولایت پذیری شکست خورد. شرح ماوقع را به ترتیب ذکر می کنم:
    ۱- ۲۷/۴/۸۸ ،آقا نامه ای دست نویس به خط مبارک خودشان به احمدی نژاد می دهند مبنی بر لزوم کناره گیری مشایی:
    بسمه تعالی
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
    با سلام و تهیت
    انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.
    لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
    سیدعلی خامنه‌ای
    ۲۷ تیر ۱۳۸۸
    اولا نامه آقا از سر دلسوزی و صلاح احمدی نژاد بوده( بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شما است.)
    دوماً حکم حکومتی بوده است که این را هم از استفاده آقا از لفظ لازم است می توان فهمید و هم در نامه مشایی به احمدی نژاد که گفته دستور مقام معظم رهبری.
    ۲- بعد از عدم تاثیر در مرحله اول، وجود چنین نامه ای از طریق آقایان ابوترابی و توکلی رسانه ای می شود
    ۳- سایت آقا هم تیتر دوم خود را اختصاص می دهد به همین نقل قول آقایان ابوترابی و توکلی، که تا به حال سابقه نداشته است
    ۴- در ۳۱ تیر ۱۳۸۸ ، در تودیع معارفه میراث فرهنگی، احمدی نژاد به شدت از مشایی تمجید کرده و دوستی با او را از الطاف الهی می داند.
    ۵- در طول هفته از مراجع گرفته تا بسیاری از خواص خواستار برکناری مشایی شدند.
    ۶- در ۲ مرداد بعد از گذشت شش روز، دفتر آقا متن نامه را همراه با اصل دست خط برای اولین بار(این طور که من به ذهنم میاد) منتشر می کند
    ۷- صبح شنبه مشایی استعفا می دهد

    بسمه تعالی
    اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.
    اسفندیار رحیم مشایی
    ۸- دکتر با قبول استعفا دوباره همان ادعاهای قبلی را تکرار می کند
    بسم الله الرحمن الرحیم
    برادر ارجمند جناب آقای مهندس رحیم مشایی
    با تقدیر فراوان از بزرگواری و پذیرش مسوولیت معاونت اولی که علی رغم میل شخصی جنابعالی و با اصرار اینجانب انجام شد مجددا تاکید می نمایم که شما را انسانی خود ساخته ، مومن و دلباخته حضرت ولی عصر(عج) و با تعهدی عمیق و آگاهانه به خط نورانی ولایت و مبانی جدی اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران می شناسم .
    طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی فشارها و جوسازیهای بعضی رسانه ها و جریانهای سیاسی دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند.
    با پذیرش کناره گیری شما از مسوولیت مذکور مطمئن هستم همواره در خدمت ملت و انقلاب اسلامی خواهید بود.
    از خدای متعالی برای حضرتعالی موفقیت و عزت روز افزون مسالت دارم.
    محمود احمدی نژاد
    رییس جمهوری اسلامی ایران
    ۹- و آنچه مرا خیلی رنج داد نامه دکتر به آقا بود. این نامه اگر اسم هاشمی یا خاتمی پایش بود تعجب آور نبود ولی احمدی نژاد باور کردنی نبود!!!
    وقتی این نامه را با نامه بالا که به مشایی داده است مقایسه می کنم واقعا ناراحت می شوم. آن همه تعریف و تمجید از مشایی و این جا افسوس از یک معذرت خواهی خشک و خالی. و مگر ما از احمدی نژاد توقع داشتیم که ولایت فقیه را در چارچوب قانون اساسی قبول داشته باشدو من هر طور فکر می کنم نمی توانم قبول کنم که این شکل نامه نوشتن ادب نامه نوشتن به ولی نعمت خود باشد. سرباز باید از اجرای امر فرمانده و مولای خودش از شادی سر از پا نشناسد ولی…
    به قول سرلشکر فیروز آبادی جوهر حکم آقا نباید خشک می شد و فرمان اجرا می شد
    بسمه تعالی
    محضر حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی
    رهبر معظم انقلاب اسلامی
    سلام علیکم
    ضمن ارسال رونوشت نامه کناره گیری مورخه ۸۸٫۵٫۲ جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی از معاونت اولی، به استحضار می رساند که مرقومه مورخه ۸۸٫۴٫۲۷ حضرتعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد . ایام عزت مستدام
    ۱۰- چند ساعت بعد حکم انتصاب مشایی به ریاست دفتر ریاست جمهوری
    برادر گرامی جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی
    سلام علیکم
    انقلاب اسلامی استمرار راه رسول گرامی اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرین(ع) و خط سرخ ولایت است. انقلابی بودن، یعنی داشتن آمادگی ایثار جان و مال و در اوج آن آبرو برای آرمانهای بلند الهی و انسانی، و همین رمز ماندگاری این راه پرعزت و افتخار است. دوران جدید دوران شکوفایی عدالت و عشق و ایثار، و سربلندی هر چه بیشتر عاشقان ایثارگر است.
    در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش و ضمن تقدیر فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را که انسانی مؤمن و فداکار و مورد اطمینان کامل هستید به سمت «مشاور و رئیس دفتر رییس‌جمهوری» انتخاب می‌نمایم.
    امیدوارم با همراهی همه همکاران و با توکل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشید.
    محمود احمدی نژاد
    بخاطر یک اشتباه نمی توان کسی را راند و ترد کرد، و اگر الان دوباره انتخابات شود برای احمدی نژاد کار می کنم ولی دیگر برای من احمدی نژاد مثل گذشته نیست!!!
    احمدی نژاد که حکم حکومتی آقا را این چنین به تاخیر انداخت از دیگرانی که ولایت فقیه را قبول ندارند چه انتظاری است و بزرگترین آسیبی که در این اتفاق شاهد بودیم لوث کردن حکم حکومتی رهبری بود.
    اگر در نظرم تند جلو رفتم خواهش می کنم اصلاحش کنید
    منتظر جواب هایتان هستم
    یا علی

  17. صنایع نیوز گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۲۷

    http://www.sanayenews.com/content/view/17701/1/

  18. رحیم گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۳۰

    با سلام -از این پس دکتر باید بسیار زیرکانه تر رفتار نماید (منظورم ترس نیست بهانه ندادن میباشد ). و از جناحی که خود را ولایی نشان میدهند بیشتر احساس خطر کند و منتظر ضربه ها باشد که چند دسته اند ۱- بعضی با پوشش دین از غارتگری بیت المال فرو گذاری نمیکنند و در این قضیه اقای مشایی خواستند ضربه شستی به دکتر نشان دهند تا نتواند لایحه از کجا اوردی را بطور فرا گیر به مجلس ببرد و بفهمانند که با حربه ولایت واحساسات جوانان میتوانند او را ضد ولایت نشان داده از حرکت ارمانی عدالتخواهی باز دارند ۲- افرادی هم که حداقل از لحاظ مالی پاکند خود را مفسر کامل ومرشد دین میدانند وکوچکترین حرکت واظهار نظری را که مخالف تحلیل و برداشت های ابتر انان باشد مخالفت با خداوند نشان میدهند ۳- افرادی هم نه مشکل مالی دارند ونه مشکل عقیدتی بلکه نمیتوانند از خودشان بگذرند واز روی حسادت وحقارت با کارهای عتدالگرایی دکتر که خواسته خودشان نیز میباشد به مخالفت میخیزند ۴- افرادی هم فقط پست میخواهند واگر دکتر با شناخت از روحیه کاسبکارانه انها -انان را ترد کند دشمن میشوند .

  19. ابراهیم گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۳۰

    به نظرم . مدیریت و فعالیت سیاسی در ابعاد کلان مانند مراتب کارگردانی در سینماست .
    کارگردان ها مراتب گوناگونی دارند .
    گروهی بسیار سطحی و عوامانه فیلم میسازند .
    گروهی فقط بر اساس دلبستگی های شخصی فعالیت میکنند .
    گروهی فقط روی ارزشهای تکنیکی و فنی تمرکز میکنند .
    گروهی بسیار پیچیده و در لایه های مختلف تحلیلی و پر رمز فیلم میسازند . اینگونه کارگردانان سینما نگاههای کیلومتری و میلیمتری بر کارها و فعالیتهایشان دارند .
    سیاستمداران یک بعدی که خیلی زود میتوان عملکردهای آینده شان را پیش بینی نمود . اینگونه سیاستمداران به مقدار سطح و عمقی که در تفکر و مدیریتشان وجود دارد . از منابع و سرمایه ها بهره برداری میکنند . و یقیننا فراز و فرود و موفقیت کمی در کارهایشان وجود دارد . و تلاطم کمتری چه مثبت و منفی خواهند داشت . که اینگونه مدیران سیاسی متناسب با ملت آرمانخواه ایران نیستند . آنچه در شخصیت و عملکرد خاتمی دیدیم .
    اما سیاستمدارانی که یک بعدی نیستند . فراز و فرود و افت و خیز بسیاری خوهند داشت . و رفتار و بازیهای پیچیده ایی برای امروز و آینده دارند . اینگونه سیاستمداران دو گروه خوب و بد هستند . خوبانشان پر از خیر و برکت هستند مانند امام . رهبر انقلاب . احمدی نژاد . و بدانشان پر از نکبت و بدبختی . هر چند منفعت های بسیاری خواهند داشت . اما برآیند کارهایشان خوبیهایشان را تباه میکند . مانند عمر در صدر اسلام . معاویه . عمروعاص . ها????
    احمدی نژاد جزوه خوبانی است . که رهبر معظم انقلاب قدر ایشان را میدانند .
    به نظرم میاد نوع انتخاب احمدی نژاد و نظر رد رهبری انقلاب با هماهنگ و توافق یکدیگر انجام شده . تا هم نظر مستقل احمدی نژاد حفظ شود . و همچنین فصل الخطاب بودن رای و دستور رهبر معظم انقلاب انجام شود .
    و پیامی متناسب با شرایط روز سیاسی به مخالفان و موافقان داده شود .
    و سرزندگی و شادابی و همچنین استقلال رای و تحلیل موافقان احمدی نژاد حفظ شود . و افراد معیار سنجش و ارزشگذاری نباشند . و رفتار و عملکرد افراد همیشه در معرض قضاوت و تحلیل باشد و کسی ( رییس دولت )به حاشیه امن تایید حزبی و گروهی نرود .
    و چه زیبا بود که بیشتر نقد و تحلیل از طرف موافق و رای دهنده گان احمدی نژاد انجام شد . بنظر من احمدی نژاد هم از این تحلیلها و انتقادها لذت برده است .

  20. امیر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۴۷

    آقای جوانفکر فرافکنی نفرمائید. آقای مشائی با نظر رهبر انقلاب فاقد صلاحیت تشخیص داده شدند. صلاحیت یا عدم صلاحیت آقای ابوترابی فرد نیز در حیطه تشخیص ایشان است نه شما. گمان ندارید اگر ایشان مخالف افشای نامه از سوی آقای ابوترابی بودند ایشان را از این عمل منع می کردند؟در حقیقت منابع نزدیک به دفتر رهبری خبر داده اند افشای نامه از سوی آقای ابوترابی پس از خبریافتن ایشان از ناخرسندی رهبری از تعلل آقای رئیس جمهور در احرای دستور ایشان حاصل شد، و شاهد این که پس از افشای مزبور، اصل نامه نیز بر روی سایت دفتر رهبری قرار گرفت تا بنوعی تائید سخنان آقای ابوترابی باشد.

    بعلاوه حال چگونه انتصاب آقای مشائی به ریاست دفتر رئیس جمهور را با ولایت پذیری ایشان وفق میدهید آیا گفته های رهبر انقلاب در خصوص آقای مشائی برای ایشان کافی نبود؟ خدا عاقبت شما و آقای احمدی نژاد را بخیر کند.

  21. زرافشان گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۵۶

    آقای جوانفکر بااین اظهارنظرها این آبروریزی تاریخ رابیشتر مفتضح نکنید خواهش میکنم لااقل سکوت کنید که ازقیاست خنده آمد خلق را وگریه آمد دوستداران انقلاب را

  22. نقی مختاری گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۰۱

    استدلالهایتان اگرچه بد نیست اما تاخیر ۷ روزه در اجرای حکم رهبری را چه می کنید ؟ ما به خاطر ولایت مداری احمدی نژاد به او رای داده ایم و گرنه اگر احمدی نژاد هم مثل اصلاح طلبان تعلل کند دیگر ما نیستیم . در ضمن متن نامه احمدی نژاد به رهبری متن ضعیفی دارد و متن انتساب مشائی به رئیس دفتری ریاست جمهوری متنی دارد که انگار مشائی چه کسی است ؟ آقای جوانفکر امیدوارم شما نوشته ها و درددلهای ما را به رئیس جمهور برسانید .

  23. محمد گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۰۶

    سلام
    جناب آقای جوانفکر فکر نمی کنم نامه مقام معظم رهبری وقتی رسمیت پیدا کند که رسانه ها منتشر کنند خودتان هم خوب می دانید که نامه رهبری رسمی است و رسمیت آن منوط به انتشار عمومی نیست
    در یک کامنت گفته بودید شاید دفتر صلاحدید تا جمعه منتشر نشه واز این حرف ها ، نمی دونم نظرات رهبری باید با مصالح دفتر گره بخوره، این سوال هنوز باقی که چرا دکتر احمدی نژاد بلافاصله دستور رهبر را اجرا نکردند و مصلحت اندیشی خودشون رو دخالت دادند؟
    مطمئن باشید یکی از کسانی که به این قضایا دامن مزنند خود شخص شما هستید چرا سکوت نمی کنید وهمش بدنبال توجیه هستید نمی فهمید اظهار نظرها شما تازه فشار را روی احمدی نژاد زیاد مکنه نه کم
    هرچند اگر شما واقعا مشاور بودید به احمدی نژاد میگفتید چکار کنه تا انقدر فشارها زیاد نشه وباعث سرخوردگی نیروهای طرف دار ایشون نشه ، همون اول میگفتید که ایشون را انتخاب نکنه اینو همه می دونستند اونوقت شما نمی دونستید
    ببینم این نظر را منتشر میکنید یا نه ؟

  24. عماد آبشناس گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۲

    جناب آقای جوانفکر سلام
    من فکر می کنم اینجا مرز طرفدار ولایت و طرفدار آقای احمدی نژاد و طرفدار اصولگرایی و دیگران کاملا نمایان می گردد. قطعا خیلی از آنهایی که به آقای احمدی نژاد رای دادند “حبا به علی به او رای ندادند بلکه بغضا به معاویه” البته در مورد رقبای آقای احمدی نژاد مثل آقای موسوی نیز همین امر صدق می کند. اینان حتی وفادار به آرمان های اعلام شده آقای احمدی نژاد و بالطبع رهبری که فرمودند :”نظرات آقای رئیس جمهور به نظرات من نزدیکتر است” وفادار نمی باشند بلکه به داشته های دنیوی(دنیا) و نه دینی وفادار هستند و همه آرمان ها را برای دنیای خود زیر پا می گذارند. قطعا خواسته آنها این بود که از شروع کار دولت جدید میخ خود را محکم بکوبند و به آقای احمدی نژاد بگویند “اگر بدون نظر ما عمل کنی حتی با اینکه اینهمه رای آوردی ولی جلویت می ایستیم”. جای تاسف دارد که اینان حاضر هستند از مقام معظم رهبری نیز خرج کنند و ابایی از هیچ چیز ندارند.
    امیدوار هستم آقای احمدی نژاد در ادامه راه خود که خوارج نیز در آن نمایان شده اند بتواند موفق پیش برود.

  25. گشتاسب گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۸

    آقای جوانفکر، مغلطه هم حدی دارد. حد اقل، مطلب مورخ ۳۰ تیر خود را بازخوانی کنید. از این موضوع که بگذریم، آیت‌الله خامنه‌‌ای در نامه ارسالی دستور عزل جناب آقای مشائی و عدم استفاده از ایشان را صادر کرده است. عزل یعنی‌ کنار گذاشتن، یعنی‌ اخراج. واژه عزل بار منفی‌ برای معزول دارد. استعفا و عزل زمین تا آسمان با یگدیگر تفاوت دارند. خود شما مدعی هستید که بخاطر تفاوت سلیقه با مدیران خبرگزاری استعفا دادید. به استعفای خود افتخار می‌‌کنید. آقای مشائی نیز طاقچه بالا گذاشته است و حقا که پسندیده کاری کرده است. ضمنا شاید اسفندیار خان عزیز تنها کسی‌ در تیم آقای احمدی‌نژاد باشد که ظاهر و باطنش یکیست. بقیه شما آنچنان محو پرتو هاله نور شده اید که حتی جلوی پایتان را هم نمی‌‌بینید. میدانم که شهامت درج این کامنت را ندارید، لاکن حداقل خودتان آن را می‌‌خوانید. گشتاسب

  26. morteza گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۱۸

    سلام
    به عنوان شخصی که به اقای احمدی نژاد رای داده ام (فقط به دلیل ولایی بودن ایشان، که البه خیلی دیگراز کسانی که می شناسم دلیلشان همین بوده) واقعا توقع داشتم که ایشان همان ۲۷ تیر نظر اقایمان را اجرا می کردند.
    ۱)رئیس جمهور گفته اند که در این یک هفته در حال بررسی راهی برای تغییر نظر اقا بوده اند، پس چرا سه شنبه ان حرف ها را زدند.
    ۲) در دستور اقا، ملغی شدن حکم خواسته شده بود و نه استعفا!!!!!
    ۳) این که پس از انتشار نامه استعفا صورت گرفت و با توجه به اظهارات سه شنبه رییس جمهور به نظر می رسد که ایشان قصد چندانی برای تبعیت نداشته اند!
    ۴) توجه داشته باشید که شاید عده ای از افراد به یک فرد رای بدهند ولی اغلب مردم ایران به نظام، ولایت فقیه و اصول رای می دهند!

  27. sasha گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۶

    گر چه میدانم بیان پاره ای از مسایل تلخ است، لاجرم به بیان چند نکته می پردازم:
    استدعای من این است این مطالب جهت تنویر افکار و باز کرده زمینه برای روشن شدن ابعاد قضیه منشر شود و از بایگانی آن خوددرای شود.
    جناب جوانفکر؛ اگر به قول شما این نامه محرمانه بوده چرا ۲ روز قبل از اینکه به صورت عمومی از صدا و سیما پخش شود، در سایت مقام معظم رهبری به صورت تلویحی آشکار، در قالب انتشار مصاحبه آقایان ابوترابی و توکلی به تایید آن پرداخته است؟ آیا در صورت محرمانه بودن، سایت معظم له اقدام به انتشار حتی به صورت نقل مصاحبه آقایان مینمود؟ آیا نمیشود اینگونه برداشت کرد که این کار با هماهنگی مقام معظم رهبری در پی عدم اجرای فرمان و به منظور جلوگیری از عدم پخش عمومی نامه در صورت تمکین رییس جمهور صورت گرفته باشد؟ در ثانی، در نامه معظم له سخن از برکناری در اسرع وقت آمده است (برداشت از کان لن یکن) و نه اینکه جناب رییس جمهور منتظر استعفای جناب مشایی در پی انتسار عمومی نامه و قبول آن شوند. کجای این کار ولایت پذیری را نشان میدهد؟ آیا باید همواره مقام عظمای ولایت به صورت مستقیم وارد صحنه شوند؟ که برداشت من این است که هدف نهایی آقایانی مانند مشایی همین است که مساله ولایت و یا حداقل مصداق آنرا اینگونه زیر سوال ببرند.و البته رییس جمهور نیز دنباله رو ایشان شده است. کما اینکه تا کنون چندین مرتبه به خصوص در مورد مسایلی که حول و حوش جناب مشایی بوجود آمده است، در پی عدم انجام اقدام به موقع و صحیح از طرف رییس جمهور، مقام معظم رهبری به صورت مستقیم برای رفع موضوع وارد صحنه شده اند. از سوی دیگر شما گفته اید که رییس جمهور باید منتظر انتشار نامه مقام معظم رهبری می شدند که جواب دهند. آیا همواره اینگونه است که نامه رهبری معظم باید منتشر شود تا معیار ولایت پذیری آقایان معلوم شود؟ آیا معنای ولایت پذیری این است؟
    برای ما که از بیرون به ماجرا می نگریم و درگیر مسایل باند بازی و سیاست بازی و منافع شخصی و گروهی نیستیم، چیزی جز ولایت فراری از این ماجرا دیده نمی شود.
    و اما چگونه است انجا که به نفع دنیای ما و هم فکران ماست، شعار دیانت ما عین سیاست ما وسیاست ما عین دیانت ما راسر میدهیم ولی آنجا که پای منافع در خطر می افتد تاب تحمل اظهار نظر و در حد اعلای آن، فتوا، را از سوی یکی از روشنترین مراجع تقلید (که مصداق بارز شعار فوق است) از دست میدهیم؟ شما را چه شده است؟ مثال شما همانند شخصی است که سلطان او به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم کرد. دیگران به او گفتند ای سلطان، شما یا تاکنون شلاق نخورده اید یا نمیدانید ۱۰۰ چقدر است؟ شما نیز یا دیانت را نمی شناسید و یا سیاست را نمیدانید.
    الله الله شمارا در باز کردن چشم و فهم در کنار تعصب.

  28. بسیجی گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۱

    خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.
    حواستان را جمع کنید خارج از خط ولایت حرکت کنید شما را هم نابود میکنیم. ما فدایی آقا هستیم نه احمدی نژاد و با هیچ کس هم تعارف نداریم

  29. محفوظ گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰

    چه میشود کرد از کسانی که خود را قیم این کشور می دانند؟ کسانی که تا تقی به توقی می خورد همه چیز را افشا می کنند. کسانی که شان خود را از رییس جمهور بالاتر می دانند. از کسانی که منافقانه در مجلس شورای اسلامی این کشور که خون بهای هزاران شهید و جانفشانی های هزاران جانباز است لانه کرده اند. امثال کسانی مثل لاریجانی،توکلی، کواکبیان، باهنر و غیره. چه کسی باید جواب این آقایان را بدهد؟ تا کی باید این آقایان در این کشور میدان داری کنند؟ آیا این مسائل در زمان حضرت امام (روحی فداه) نبوده است؟ آیا در آن زمان همه به خود اجازه می دادند که نامه هایی که بین ایشان و سران کشور رد و بدل میشود را افشا کنند؟ آیا این را نمی شود به حساب بغض از رئیس جمهور دانست؟ آیا این افشاگری های بی مورد که ضروری جز مشغول ساختن کشور به مسائل درجه دوم چیز دیگری در بر ندارد جز برای تخریب رئیس جمهور صورت می گیرد؟ تا کی باید این کشور درگیر این مسائل باشد؟
    خدایا به ما فرزندان نسل سوم این انقلاب عظیم، به ما فرزندان معنوی خمینی کبیر (روحی فداه)، به ما فرزندان معنوی خامنه ای عزیز(روحی فداه) این قدرت را بده که برای نائب حجتت بازوان پر قدرتی باشیم. به ما این قدرت را بده تا این کشور را ما نسل سومی ها بسازیم. به ما کمک کن تا امام، حضرت آقا، شهدا و جانبازان و آزادگان و خانواده های گرامی اشان را شاد کنیم. به ما کمک کن تا منافقان را از صحنه تصمیم گیری این کشور برای همیشه حذف کنیم. خدایا به حق پیامبرت، به حق دختر مظلومش، به حق امیر مومنان غریب، به حق جگر سوخته و پاره پاره امام حسنت، به حق گلوی تشنه امام حسین مظلومت و به حق همه ائمه غریب و مظلوم و عزیز احمدی نژاد را کمک کن. خدایا ما را یاری کن تا این نهضت را ادامه داده و این انقلاب خمینی روح خدا را به صاحب این کشور حضرت بقیه الله اعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) برسانیم و از سربازان سپاه حضرتش باشیم.

  30. سلطانی گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۹

    سلام علیکم
    برادر گرامی جناب آقای جوانفکر به فرموده شما« کسانی که بعضا خود را ذوب در ولایت یا پیرو ولی فقیه معرفی می کنند باید به راه و رسم تبعیت از ولایت نیز واقف باشند» به ما حق بدهید ، ما از آنجا که رییس جمهور را فردی مکتبی و ولایی می دانیم از او هم انتظار داریم که نظر رهبری را فصل الخطاب بدانند. نامه ای که از رهبری در این خصوص منتشر شده کاملا روشن و واضح است که ایشان عنوان فرموده اند« انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد»و این همه تاخیر تامل بر انگیز است! و اما برای دادن مسئولیت رییس دفتری به جناب آقای مشایی این گونه سریع عمل می کنند؟! قابل ذکر است که ما با برادر گرامی جناب آقای مشایی دشمنی نداریم ما هم تابع نظر رهبری هستیم .ما هم اگر حرفی میزنیم بنا را بر آن گذاشته ایم تا زمینه احیای گفتمان امام (ره) هموارتر شود.ان شاءالله . و با توجه به صحبتهای اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر وحدت و همدلی ما همچون گذشته جناب آقای احمدی نژادرا فردی لایق و دلسوز نظام و سرباز فداکار ولایت میدانیم . موفق و موید باشید.

  31. فرشید گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۰

    سلام
    من احمدی نژاد را دوست دارم
    از همین جا و از همین وبلاگ وزین، این موضوع رو داد می زنم.

  32. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۹

    آقای سلطانی
    با سلام
    رهبر عزیز انقلاب برای ملغی کردن حکم انتصاب آقای مشایی زمان تعیین نکرده اند. رئیس جمهور دستور مقام معظم رهبری را در حکم قانون و اجرای آن را یک وظیفه قانونی می داند و بلافاصله درصدد برآمد تا با یک روش مناسب آن را به اجرا بگذارد. در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ، رهبر انقلاب بارها به صورت مکتوب و شفاهی به آقای هاشمی تذکر دادند که کرباسچی را برکنار کند اما او زیر بار نرفت. دلیلش هم این بود که او دستور رهبر انقلاب را در حکم قانون نمی دانست. اینک آقای احمدی نژاد از موضع قانون دستور رهبری را دنبال می کند. ضمنا مقام رهبری مایل نبودند که اجرای این دستور، باعث تضعیف رئیس جمهور شود و سکوت ایشان و دفترشان در ارتباط با نامه و سخنان ایشان در روز شنبه نیز به همین خاطر بوده است. به هر حال شما مطمئن باشید که آقای احمدی نژاد سرباز انقلاب و رهبری و مجاهدی خستگی ناپذیر در خدمت آرمانهای انقلاب اسلامی و مردم عزیز است.
    موفق باشید

  33. آیدین گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۴

    با سلام و خسته نباشید،

    جناب آقای جوانفکر،

    قدیم، کشاورزان برای جدا کردن گندم از کاه و پوشال، محصول خود را به هوا پرتاب می کردند و باد می دادند. باد کاه و پوشال و ذرات سبک را با خود می برد و دانه های سنگین و پربار گندم به روی زمین می افتادند.

    هفتۀ گذشته مقام رهبری سخنان بسیار حکیمانه ای را خطاب به نخبگان کشور ایراد داشتند. دو نکته در بیانات ایشان نظر بنده را جلب کرد، یکی این که نخبگان باید در رفتار و گفتار خود تنها رضای خدا را مد نظر داشته باشند، و دیگر این که این انتخابات با ویژگی های بی سابقه اش، عرصۀ امتحان است، و مردودان این امتحان سرنوشتی جز سقوط ندارند.

    برخی گمان کردند که منظور از نخبگان تنها اصلاح طلبان و نزدیکان آقایان کروبی و موسوی … هستند. ولی از دیدگاه بنده بیانات ایشان کلی و فراجناحی بود، و منظور ایشان همۀ نخبگان کشور بود.

    بنده به آقای احمدی نژاد رأی دادم چرا که از دیدگاه من، ایشان انگیزه ای جز جلب رضای خدا با خدمت مخلصانه به ملت ایران ندارد، و شایسته ترین فرد برای مدریت کشور است و با، لایق ترین و پاکترین خدمتگزاران ملت ایران همکاری می کند.

    از دیدگاه بنده در جنجال به پا شده بر سر آقای مشایی، مقام رهبری، خود آقای مشایی و افرادی که خود را در گیر مخالفت با وی کرده اند را به هوا پرتاب کردند، تا باد سرنوشت آنها که وجود سبک و پوشالی دارند را از آنها که دانه های سنگین و پر باری هستند جدا کند. با توجه به سابقه و تعریفی که آقای احمدی نژاد از آقای مشایی کرد، آقای مشایی آن دانۀ پرباری است که به آغوش ولایت باز می گردد، و در آیندۀ نزدیک آقای مشایی می تواند ظرفیت بازیابی تمام و کمال جایگاه خود را به دست آورد.

    سلامت و پیروز باشید

  34. یک شهروند گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۱۹

    سلام جناب آقای جوانفکر
    از شما درخواست می‌کنم این درگیریهای حاشیه را کنار بگذارید و به متن بپردازید. خواستم با احترام خدمتتان اطلاع بدهم که سازمان تربیت بدنی، مشغول برنامه‌ریزی برای برگزاری بازی کشورهای اسلامی است و یک شهروند ایرانی فقط می‌تواند متاسف و سرافکنده شود از اینکه کشورش زیر بار فشار غیرقانونی، غیرمنطقی و قلدرمآبانه‌ی یک عده کشور عربی رفته تا نام خلیج فارس را از مدالها و اقلام تبلیغاتی بازیها حذف کند.
    آقای دکتر جوانفکر عزیز، چه شما بپذیرید و چه نپذیرید، این نوع زیر بار فشار رفتن‌ها و تسلیم شدن‌ها در برابر زور، حیثیت ما، ملیت ما، عزت ما و جایگاه دولت ما را نشانه می‌رود و در دراز مدت، به جمهوری اسلامی ایران ضربه می‌زند. ای کاش مردانه می‌ایستادیم و بازیها را لغو می‌کردیم، اما اینطور تسلیم نمی‌شدیم. ای کاش یک نفر پیدا می‌شد و جلوی این تحقیر را می‌گرفت که ما، از نام خلیج فارس خجالت بکشیم و رویش قلم بکشیم…

  35. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۲۰

    بسیجی عزیز
    با سلام
    خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.
    موفق باشید

  36. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۸

    آقای ساشا
    با سلام
    - بنده مخالف برداشت و تحلیل شما از منتشر نشدن نامه رهبر معظم انقلاب نیستم. این هم برداشتی قابل احترام است.
    - این برداشت شما از “کان لم یکن” که آن را برکناری در اسرع وقت تفسیر کرده اید ، واقعی نمی دانم زیرا در آن عنصر زمان وجود ندارد.
    - ولایت پذیری همان عملی است که صورت گرفت. آقای مشایی بلافاصله پس از انتشار رسمی نامه ، از معاونت رئیس جمهور کناره گرفت. این اسمش ولایت پذیری است. برداشت شما از این موضوع محترم است اما در موضع یک مسوول ، ولایت پذیری را عین قانون می دانیم نه صرفا یک حکم فقهی. حکم و دستور ولایت به مسوولان کشور ، در حکم قانون است و لازم الاجراست.
    - آقای مشایی و احمدی نژاد برای عملی کردن حکم رهبر انقلاب ، باید به نامه ایشان استناد می کردند و تا وقتی رسما منتشر نشده بود ، نمی شد به آن استناد کرد.
    - اظهارات شما در مورد باند بازی و سیاست بازی و منافع شخصی و گروهی و ولایت فراری ، چیزی بیش از تهمت و نسبت ناصواب نیست.
    - در مسائل حکومتی فقط حکم ولی فقیه نافذ است و نباید مراجع محترم را وارد اینگونه مسائل کرد.
    - شما را به قضاوت منصفانه تری در باره دولت ، رئیس جمهور و سایرین دعوت می کنم
    موفق باشید

  37. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۵

    آقا مرتضی
    با سلام
    برای بنده هم اصل و اساس ، ولایت است. بدون ولایت هیچکس در مسوولیتی که برعهده گرفته است ، مشروعیت ندارد. شما تردید نکنید که آقای احمدی نژاد مطیع ولایت است و از نظرات و خواسته های ایشان تبعیت می کند.
    موفق باشید

  38. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۹

    آقای گشتاسب
    با سلام
    امیدوارم سایر قضاوتهایتان مانند قضاوت خط آخرتان نباشد
    موفق باشید

  39. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۰

    آقای آبشناس
    با سلام
    از نظرات صریح و صادقانه شما متشکرم.
    عزیزو سربلند باشید

  40. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۷

    آقا محمد
    با سلام
    - فکرمی کنم که صداهای فراوانی برای مخالفت با آقای مشایی و انتصاب اخیر وی ، به گوش رئیس جمهور رسیده است.
    - این ایده را درست و قابل قبول نمی دانم که اگر همین یک صدای حامی رئیس جمهور(جوانفکر) قطع شود، همه چیز حل خواهد شد؟!
    موفق باشید

  41. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۰۳

    آقای مختاری
    با سلام
    - جمعبندی نقطه نظرات دوستان حتما به رئیس جمهور محترم منعکس می شود.
    - احمدی نژاد همچنان یک فرد ولایتمدار است و عزت رهبری برای او از هر چیزی بالاتر و با ارزش تر است.
    - در این هفت روز میان رئیس جمهور و رهبری عزیز مسائلی رد و بدل شده است که من و شما از آن بی اطلاع هستیم و دلیلی هم ندارد که در جریان آن قرار بگیریم.
    - برای من و شما ، مساله مهم باید این باشد که به محض انتشار نامه رهبری ، آقای مشایی از مسوولیت خود کناره گرفت.
    موفق باشید

  42. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۰۸

    آقای زرافشان
    با سلام
    از آقای زرافشان انتظار است که از سخنانشان در و گهر ببارد. به عنوان دوستدار انقلاب ، بهتر است به جای تمسخر دیگران ، منصفانه به نقد و ارزیابی اظهار نظرها بپردازید و فرهیختگی خود را بروز دهید.
    موفق باشید

  43. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۳

    امیر اقا
    با سلام
    شما را به مرور سخنان رهبر معزز انقلاب در روز شنبه ارجاع می دهم. آیا ایشان به زبان دیگری هم می توانستند ناخرسندی خود را از رفتار آقای ابوترابی و امثالهم بروز دهند. رهبر انقلاب در سخنانشان به افرادی که قضاوتهای ناصحیح دارند، تذکر دادند. به راستی چرا شما خودتان را مصداق تذکر رهبری نمی دانید. چرا قضاوت خودتان در باره آقای مشایی را به رهبری نسبت می دهید؟ انصاف و عدالت را باید حتی در باره دشمنانتان لحاظ کنید. مشایی که دشمن نیست.
    موفق باشید

  44. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۴

    آقا ابراهیم
    با سلام
    از نگاه ارزشمند و دقیق تان به موضوع مشایی متشکرم.
    موفق باشید

  45. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۶

    آقا رحیم
    با سلام
    از نظرات حکیمانه شما متشکرم
    موفق باشید

  46. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۸

    آقای محترم
    با سلام
    شما که وبلاگ نویس هستید و می خواهید از آقای احمدی نژاد حمایت کنید ، بهتر است قبل از هرچیز احترام به دیگران را تمرین کنید و اگر می خواهید کلامتان موثر واقع شود ، از توهین و تمسخر نسبت به دیگر بپرهیزید.
    موفق باشید

  47. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۲۳

    آقای حسین زاده
    با سلام
    نظر شما محترم است. در این باره در کامنت های قبلی توضیح داده ام .
    موفق باشید

  48. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۲۷

    آقای مهاجر
    با سلام
    فکر نمی کنم که موضوع خیلی پیچیده و سخت باشد تا حدی که فهم و درک آن برای شما دشوار شود.
    مراجع محترم تقلید محترم هستند و در مسائل مختلف می توانند اظهار نظر کنند . اما فتوا در باره مسائل حکومتی خارج از چارچوب نظام است . زیرا مسائل حکومتی به ولی فقیه مربوط می شود. شما می دانید که مراجع محترم فتاوی مختلف و متفاوتی دارند آیا اصولا مسوولان یا دولت می تواند به نظرات متفاوت و دیدگاههای گوناگون آنان عمل کند؟ روشن است که در مسائل حکومتی، نظر و دستور ولی فقیه در حکم قانون وبرای همه مسوولان کشور لازم الاجراست.
    موفق باشید

  49. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۲

    آقای مهدوی
    با سلام
    مرگ بر ضد ولایت فقیه
    مرگ بر دشمن مراجع
    موفق باشید

  50. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۷

    آقای مهدوی
    با سلام
    همین قضاوت ها و اظهارات شرم آور است که دل رهبری را به درد می آورد و روح او را می رنجاند. لطفا به سخنان روز شنبه رهبر معزز انقلاب مراجعه کنید و از توهین به دیگران بپرهیزید. حیف است کسی که خود را دوستدار ولایت و دشمن رژیم صهیونیستی می خواند ، با چنین ادبیات موهنی با عاشقان ولایت و سینه سپرکنندگان مقابل اسرائیل غاصب ، صحبت کند.
    موفق باشید

  51. رضا گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۷

    با سلام . نامه چندی پیش بنده به آقای مکارم:
    بسمه تعالی
    جناب آیت الله مکارم شیرازی
    مرجعیت محترم شیعیان
    سلام علیکم.
    حدود یکسال است که می خواهم نامه ای برای شما نوشته و درد دل های خود را با جنابعالی درمیان بگذارم، ولی هر نوبت بنا به دلایلی منصرف شدم. ولی اینبار به خود اجازه تاخیر در تحریر نامه را ندادم.

    جناب مکارم سکوت چند روزه شما در اعلام تبریک انتخابات و همچنین عدم اظهار نظر درباره وقایع مختلف قبل و بعد آن برای بنده و امثالهم جای بسی شگفتی و تعجب داشت. چگونه مرجع محترمی که شاید به طور میانگین هر هفته حداقل ۳ خبر و تصویر ایشان به عناوین مختلف از شبکه های متنوع صداوسیما پخش می شد بیکباره در این مقطع حساس، روزه سکوت اختیار نموده اند.
    بگذارید واقعه ای را برایتان یادآوری کنم. به یاد می آورم چندی پیش در افتتاحیه همایش جذب سرمایه گذاری که توسط سازمان میراث فرهنگی برگزار گردید، مراسمی به عنوان حمل قرآن بر اساس سنت و رسوم مردم کرد زبان توسط یک گروه دارای مجوز از سازمان تبلیغات اسلامی اجرا شد. از یاد نمی برم که چگونه برخی از مراجع در اعتراض به اجرای این برنامه کلاسهای درس خود را تعطیل و عزای عمومی اعلام کردند که متاسفانه جو بسیار مسمومی علیه این برنامه در جامعه ایجاد شد که اینها قرآن را مسخره کردند و… که این موضوع باعث شد یک خدمتگزار حزب الهی بنام آقای مهندس جهانگیری که خود را فرزند مرجعیت می دانست، بخاطر کاهش تنشها و تهمت های ناروائی که به دولت نهم وارد می شد، استعفا دهد. خدا می داند معلوم نیست که خلا وجود ایشان چه زمان پر خواهد شد.
    بگذرم، بهتر است به حال بپردازم. در چند هفته اخیر با پخش مناظرات مختلف بین کاندیداهای محترم ریاست جمهوری، خصوصا مناظره تاریخی دکتر احمدی نژاد با مهندس موسوی و افشاگری های انقلابی دکتر احمدی نژاد، حال و هوای انتخاباتی کشور دگرگون و علاوه بر ایجاد نشاط سیاسی سوالات مختلفی در اذهان عمومی پدیدار گشت.
    نمی دانم چرا دوست داشتم بعد از آن مناظره تاریخی سخنانی از جنابعالی درباره سوء استفاده از بیت المال و جزای مجرمین بشنوم اما متاسفانه!!! حتما شنیده ایددر چند روز اخیر که در خیابانهای تهران چادر از سر زنان می کشند و یا به جرم داشتن محاسن مردان را به باد کتک می گیرند و بیت المال را به آتش می کشند. حتما در خبرها دیدید چگونه دختر یکی از مسئولین عالیرتبه مردم را به اغتشاش دعوت می کرد. نامه بدون سلام هاشمی به رهبری انقلاب را چطور؟
    مطمئنم اخباری که شما رصد می فرمائید چندین برابر خبری است که بنده می شنوم، حاج آقا پس چرا خبری از شما نیست؟ چرا نباید این روزها داستان طلحه و زبیر را از زبان شما بشنوم. شاید من نباید توقع داشته باشم که تاریخ تکرار گردد!!
    آیا واقعا مسئله میراث فرهنگی به اسلام ضربه زد و یا اتفاقات اخیر ؟
    مرجع گرامی واقعا جا داشت به جای تعطیلی کلاسها به خاطر یک مراسم محلی، این روزها کلاسهای درس را تعطیل و عزای عمومی اعلام می شد.این توقع یک جوان مقلد از مرجعیت است.
    جناب آیت الله مکارم شیرازی امیدوارم بنده حقیر را در رسیدن به پاسخ سوالات زیر راهنمائی نمائید.
    - از نظر شرع مقدس اسلام در صورتی که شخصی به ناحق از مسئولیت خود در حکومت اسلامی کنار برود که این امر باعث ضرر امت سلامی شود آیا مسببین آن، گناهکار هستند؟ آیا با توبه کردن در نزد خداوند متعال بخشیده خواهند شد؟
    - در صورت تائید صحت افشاگری های آقای احمدی نژاد(البته بنده شخصا به صداقت ایشان در سخنان بیان شده ایمان کامل دارم) از لحاظ شرع آیا مسئولینی که چندین سال از این موضوعات خبر داشتند و مردم را مطلع نکردند، مقصر هستند؟ آیا آنها هم با محاکمه شوند؟
    - نظر شرع مقدس درباره بی آبرو کردن دستندازان بیت المال چیست؟
    - آیا سکوت مسلمین در برابر غارتگران بیت المال جایز است؟
    - مقام افشاکننده نام غارتگران بیت المال در نزد خداوند متعال چیست؟
    - نظر اسلام درباره سوءاستفاده فرزندان و بستگان مسئولین حکومتی از بیت المال و نحوه برخورد با ایشان چیست؟
    امیدوارم نگرانی های بنده را به عنوان یک جوان مسلمان ایرانی که هنوز به نقش تاثیر گزار مرجعیت شیعه معتقد است را درک نموده و مرا راهنمائی فرمائید.
    ۲۹/۰۳/۱۳۸۸
    رضاالفت نسب
    سرباز صغیر خامنه ای کبیر

  52. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۳۹

    شهروند عزیز
    باسلام
    کاملا با شما موافقم که باید از حاشیه ها خارج شویم و به متن یعنی کار و تلاش برای پیشرفت کشور بپردازیم.
    در باره موضوعی که مطرح کرده اید با آقای علی آبادی صحبت می کنم. در این زمینه خالی الذهن هستم.
    موفق باشید

  53. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۴۱

    جناب آقای آیدین
    با سلام
    نظرات شما مثل همیشه قابل توجه است .
    موفق باشید

  54. گشتاسب گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۲

    جناب جوانفکر، باز هم مغلطه می‌‌کنید. قضاوت آخر کامنت منتشر شده ام ناشی‌ از عملکرد شما نسبت به ده‌ها نظر قبلی‌ اینجانب می‌‌باشد که بدون انتشار به زباله دان کامپیوترتان سرازیر کردید. خوشبختانه بنظر می‌رسد که اعتراضات نیک مردم، پس از انتخابات به یغما برده شده، می‌ رود تا بعضی‌ از وجدان‌های خفته را بیدار کند و شاید برهمین اساس تک و توکی کامنت‌های انتقادی را منتشر می‌‌کنید. شاید هم از ابتدا با طبیعت بید خو گرفته اید که با وزش باد خم و راست می‌‌شود و هنوز نمیدانید که بالاخره تکلیف “مرادتان” چه خواهد شدتا جهت کرنش خود را انتخاب نمایید. به هر حال، سری به کامنت‌های مطالب منتشره خود در دوران قبل از انتصابات ۲۲ خرداد بزنید و پس از آن به قضاوت بنشینید.

  55. رحیم گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۹

    با سلام خدمت آقای جوانفکر
    لطفاً به سوالات من پاسخ بدهید (اگرچه به صورت پراکنده چیزهایی گفته‌اید)
    ۱ – بعد از انتشار فرمان حکومتی رهبر معظم انقلاب، منظور رئیس جمهور از این جملات که در پاسخ استعفای مشائی آورده‌اند چیست؟
    «طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی‌های بعضی رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند»
    آیا منظور ایشان این است که اگر؛ تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی‌های بعضی رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی
    نبود، واقعاً بنا داشتند علیرغم حکم رهبری معظم انقلاب مشائی را در معاونت اولی نگهدارند؟
    اگر شما از این عبارتی که در پاسخ استعفای مشائی آمده چیز دیگری می‌فهمید بگویید تا ما هم روشن شویم.
    ۲ – اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران علم اصول و نیز علم حقوق، معتقدند که «امر» یا «فرمان کسی که اطاعتش را واجب می‌دانیم» بر فوریت انجام آن دلالت دارد مگر اینکه دلیلی ، شاهدی و قرینه‌ای برخلاف فوریت در متن فرمان (قرینه متصله) یا در خارج از آن (قرینه منفصله) وجود داشته باشد.
    حال سوال این است: رئیس جمهور محترم، با تمسک به کدام قرینه، فرمان لازم اتباع رهبری را به تأخیر انداختند؟
    ۳ – در هر (امری) یک مأمور وجود دارد و یک مأمورٌبه
    در فرمان رهبری معظم انقلاب نیز، مانند هر امر دیگری، یک مأمور وجود دارد، که مخاطَب فرمان است و انجام فعل از او خواسته شده است؛ در اینجا مأمور انجام فرمان در متن حکم مشخص شده و آن شخص آقای رئیس‌جمهور است، نه آقای مشائی، به عبارت دیگر مقام معظم رهبری انجام فوری کاری یا محقق ساختن چیزی را از آقای احمدی‌نژاد خواسته بودند، نه از آقای مشائی؛ ولی متأسفانه به دلیلی که (حداقل من از آن سر در نمی‌آورم) و می‌خواهم شما برایم روشن کنید، در این داستان آقای رئیس جمهور حکم را «لغو و یا کان لم یکن» نکردند، بلکه میدان را برای آقای مشائی باز کردند تا او استعفا بدهد، درحالیکه رهبری بزرگوار و واجب‌الاطاعه، استعفای مشائی را نخواسته بودند. بلکه لغو حکم را از رئیس جمهور خواسته بودند.
    و از طرفی یک مأمورُبه در فرمان مشخص شده و آن عبارت است از (( لغو و کان لم یکن کردن حکم آقای مشائی))؛ نه استعفا و قبول استعفا.
    چرا بجای انجام فوری و تلف نکردن زمان و وانگذاشتن فوریت فرمانی، که (حداقل ما) قرینه‌ای برای جواز تأخیر آن نمی‌یابیم، یک هفته تعلل روا داشته شد؟ و بجای انجام عین فرمان چیز دیگری را انجام دادند.
    ممکن است بگویید این حرفها چیست؟ غرض برکناری مشائی بود که انجام شد . . . . ولی عرض می‌کنم اینطور نیست. زیرا در هر فرمانی مصلحتی لحاظ شده که گاه آن مصلحت آشکار است و گاهی پنهان، به عبارت دیگر گاهی فرمان مصرح‌العله است و گاهی علت حکم تصریح نشده، دانشمندان علم اصول معتقدند: آنجا که علت حکم تصریح نشده، مأمور حق ندارد از پیش خود برای آن علت بسازد.

  56. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۳

    آقا یونس
    با سلام
    در این زمینه توضیحات زیادی در پاسخ به کامنت های قبلی داده شده است. با این وجود :
    ۱- نظر رهبر معزز انقلاب در باره آقای مشایی منوط به تسریع در اجرا نبود . یعنی ایشان نفرمودند که بلافاصله یا در اسرع وقت نسبت به ملغی کردن حکم انتصاب اقدام شود. بدیهی است رهبری به این نکته توجه داشته اند که قید زمان را در نامه نگنجانده اند.
    ۲- رهبر معزز تمایل نداشتند که برکناری اقای مشایی موجب تضعیف رئیس جمهور و موقعیت ایشان شود.
    ۳- سکوت ایشان و دفتر معظم له نسبت به نامه و عدم انتشار رسمی آن ، می تواند متاثر از رعایت همین حساسیت و توجه باشد. سکوت یک هفته ای مقام رهبری و دفتر ایشان باید علامت سووال مهمی برای شما باشد، اینطور نیست؟
    ۴- موضوعات مختلفی میان رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور مطرح می شود که با تدبیر و رایزنی ، مدیریت می شود. رئیس جمهور در این باره نیز سرگرم طراحی یک روش مناسب برای تامین خواست رهبر معزز بود. اما انتشار نامه از سوی آقای ابوترابی ، در این مسیر اختلال ایجاد کرد.
    ۵- برای عملی کردن نظر مقام رهبری لازم بود رئیس جمهور به متن نامه ایشان استناد می کرد و این امر نیز منوط به انتشار رسمی آن بود که جمعه شب صورت گرفت و بلافاصله از سوی آقای مشایی به اجرا در آمد.
    ۶- اظهارات بنده در مصاحبه با ایسنا ناظر به انتشار رسمی نظر رهبری از سوی یک مرجع مسوول بوده است.
    ۷- توصیه می کنم به جای طرح سووالاتی که بیشتر شبیه بازجویی و محاکمه دارد، کمی هم متوجه اهمیت جلو نیفتادن از رهبری در ارتباط با موضوع آقای مشایی باشید. نباید به گونه ای رفتار شود که شائبه کاسته داغ تر از آش شدن را در اذهان پدید آورد. سخنان رهبر عزیز انقلاب در روز شنبه یعنی پس از اعلام استعفای آقای مشایی و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور و نامه ایشان به رهبر معظم را مرور کنید و به آن اهمیت بدهید.
    موفق باشید
    موفق باشید

    ۴-
    ۴-

  57. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۵

    آقای جوادی
    با سلام
    از پند و نصیحت دلسوزانه شما متشکرم
    موفق باشید

  58. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۷

    آقا وحید
    با سلام
    با شما در مورد ضرورت اطلاع رسانی در این زمینه موافقم اما توجه داشته باشید که برخی افراد همین توضیحات را هم برنمی تابند و با توهین و تمسخر می خواهند مانع از تعاطی افکار شوند.
    موفق باشید

  59. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۰

    آقا سجاد
    با سلام
    با شما موافقم و فکر می کنم باید از این موضوع با سرعت عبور کرد اما سووالات مراجعان به وبلاگ را نمی توانم بدون پاسخ بگذارم. به هر حال از نصیحت دلسوزانه شما متشکرم.
    موفق باشید

  60. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۲

    آقا رضا
    با سلام
    با شما موافقم که همه ما در معرض امتحان الهی قرار داریم . امیدوارم وقتی کارنامه را به دستمان می دهند شرمنده این همه لطف و محبت خدا نشویم.
    موفق باشید

  61. علی گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۵

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر،نظرات بنده نظرات بسیاری از دوستان بود که بیان کردند و به هر تقدیر جواب های جناب عالی به نظرم چندان قانع کننده نبود، اما این موضع شما که نظرهای مخالف را منتشر کرده و باصبر جواب میدهید را بسیار پسندیدم ، امیدوارم همیشه این چنین با حوصله وبا سعه صدر باشید.
    موفق و پیروز باشید

  62. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۸

    فریب خورده محترم
    با سلام
    رهبر معزز بارها به صورت مکتوب و شفاهی به آقای هاشمی بر ضرورت برکناری آقای کرباسچی تاکید کردند ولی او گوش نکرد و سرانجام هم به نظر رهبری عمل نکرد. در مورد آقای خاتمی هم که رهبری از آغاز از او ناامید بود. آقای احمدی نژاد دستور و نظر رهبری را در حکم قانون دانسته است و اجرای آن نیز یک وطیفه قانونی و گریز ناپذیر است. کجای این امر اشکال دارد. در اصل ۵۷ قانون اساسی تصریح شده است که حاکمیت قوای سه گانه از طریق ولایت مطلقه فقیه اعمال می شود. معنای آن این است که اعمال ولایت فقیه یک اصل قانونی است و بر این اساس همه قوا نیز مشروعیت خود را از رهبری کسب می کنند.
    موفق باشید

  63. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۵۵

    آقای رضوی
    با سلام
    نظر شما را در وبلاگ قرار می دهم و قضاوت را به خوانندگان محترم وا می نهم.
    قطعا ما خودمان را قبله عالم نمی دانیم و از اینکه ادبیات بنده چنین ذهنیتی را برای شما یا هر کس دیگری ایجاد کند ، پوزش می خواهم.
    بنده اصلا خودم را حق نمی دانم چه برسد به حق مطلق و از اینکه درگمراهی باشم به خدای بزرگ پناه میبرم. فکر نمی کنم پاسخ درخوری را دریافت کرده باشم.
    موفق باشید

  64. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۳

    آقا رحیم
    با سلام
    به پرسشهای شما در پاسخ به کامنت های قبلی توضیحات مبسوطی داده ام. امیدوارم به آنها قناعت کنید.
    موفق باشید

  65. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۸

    آقای گشتاسب
    با سلام
    روش برخورد شما را نمی پسندم. از قضاوت ناصواب در باره دیگران اجتناب کنید و برداشتها و تحلیلهای بدون استناد خودتان را تعمیم ندهید. اگر نشر آزاد افکار را می پسندید، از ادبیاتی استفاده کنید که تشویق کننده باشد نه بازدارنده.
    امیدوارم سلام بنده را پذیرفته باشید و درکامنت بعدی تان به آن پاسخ بدهید.
    موفق باشید

  66. امیر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۰

    جناب جوانفکر، هردم از این باغ بری می رسد. امروز هم که آقای رئیس جمهور چهار وزیر مخالف مشائی را برکنار کردند. اگر صحبت بر سر یافتن راهکار برای اجرای دستور رهبری بوده چرا ایشان تلافی را بر سر مخالفان مشائی در کابینه درآوردند؟ و اگر می فرمائید اینها تغییرات طبیعی کابینه بوده، چگونه دامنه آن فقط مخالفان مشائی را گرفت و نه کس دیگر؟

  67. Ahmad گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۲

    salam

    Zaheran hame az mozooat migozarand ella raees Jomhoor. Dige hame chiz had daare, man alan yeki az oon 24 million ke ray daadan be ahmadinejad nemidoonam jeddi chetor javab bedam ke raees jomhoor daare radifi vozara ro barkenar mikone, baba khob dore bad ke 2 hafte digast ina ro moarrefi nakon, hatman bayad janjal o dava dorost kard. akhe dige laj bazi o kine haddi daare. intori ke ahmadinejad pish mire majles ham estizahesh mikone khalas. akhe ine javabe in hame khoone del khordan o fohsh khordan. Faghat ke Ahmadinejad nist to mamlekat, mardom tak takeshoon baraye in entekhab khoone del khordan, nemishe hameye ina ro ba bi akhlaghi o dava morafeh javab daad. bas konin dige

  68. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۵

    سرکار خانم سبا
    با سلام
    - بنده تبعیت از رهبری را حرکت در پشت سر رهبری می دانم. جلوتر از رهبری نباید حرکت کرد. اسم این کار ولایت پذیری نیست. البته عقب تر هم نباید حرکت کرد.
    - شما شهامت زیادی دارید که به راحتی دیگران را متهم به تفرعن کرده اید. امیدوارم این شهامت برآمده از خداترسی باشد.
    - بنده دیگران را به خروج از دلبستگی به ولایت متهم نکرده ام بلکه گفته ام ولایت پذیری ، راه و رسم درست خود را دارد که باید آن را بشناسیم.
    - بنده به علنی شدن حکم رهبری ایراد نگرفته ام بلکه ایرادم به آن است که چرا نامه خصوصی رهبری به رئیس جمهور را افراد دیگری که هیچ نسبتی با موضوع ندارند و مرجع رسمی هم محسوب نمی شوند، اعلام کرده اند. اعلام کردن این نامه به منزله قرار دادن رهبری در برابر عمل انجام شده است. نظر بنده در این زمینه کاملا شفاف و روشن است ، از این برداشت نادرست شما بسیار متعجبم.
    - آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هستند نه رهبر بنده. حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله) رهبر بنده هستند. از اینکه به راحتی به دیگران نسبت های ناروا می دهید متاسفم.
    - بنده یازده سال از عمر کاری ام را در خدمت رهبر عزیز انقلاب بوده ام. بنابراین از زیر بوته سربرنیاورده ام و ولایت پذیری ام کاملا اعتقادی و ریشه دار است. لازم نیست رهبری عزیزبرای تقویت وحدت ملی و ارزشهای اسلامی بفرمایند که کناره گیری کنم. از او به یک اشاره از بنده به سر دویدن. این را برای خوشامد شما یا دیگران نمی گویم بلکه اعتقاد و باورم چنین است.
    موفق باشید

  69. سما گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۶

    در واقع منظورم اینه که همه چیز غیر قابل پیش بینی شده. آدم از غیر قابل پیش بینی بودن مسائل سرگرم میشه. و الا ما هم از این شرایط نگرانیم و دعا میکنیم مشکلات به زودی حل بشه. 

  70. بهمن گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۳۸

    به نام خدا
    آقای جوانفکر آیا نامه آقای احمدی نژاد به مشایی را خوانده اید که گفته : “طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی فشارها و جوسازیهای بعضی رسانه ها و جریانهای سیاسی دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند. ”
    کجای این حرف معنیش آن است که “آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود ” (به ادعای شما)؟ آیا امید به استفاده از مشایی در جایگاه معاون اولی در طول یک هفته معنیش تلاش برای تامین نظر رهبری است؟
    ان شاء الله خداوند به همه ما توفیق رعایت و جانبداری از حق، بدون غرض شخصی عنایت فرماید.

  71. حیرت! گفت :

    مرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۷

    جبهه حق

  72. مهاجر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۱۵

    سلام.
    خیر جناب جوانفکر، مساله شما و همه سیاسی کاران (چه از هم جبهه ای های شما چه آنها که در جبهه های دیگر اند) این است که دین و مقدسات را در جهت منافع گروهی (البته منظورم این نیست که حضرتعالی یا دیگران دنبال منافع شخص خود هستند، خیر بعید نیست که هدفتان از پی گیری آن منافع، در جهت خیر و خدمت باشد که البته این می شود مصداق “توجیه وسیله با هدف”) تفسیر می کنید و لذا در این جهت هرگاه فتوی عالمی را در جهت همان منافع (که چه شخصی باشند چه غیر شخصی) نبینید اینگونه که پاسخ داده اید تفسیر می کنید.
    البته دیدگاه من هم این است که اداره کشور باید مبتنی برقانون باشد و اگر قرار باشد برای هر تصمیم دولت و مجلس منتظر تایید یا فتوای آقایان علمی باشیم دیگر سنگ رود سنگ بند نمی شود خوب شاید تا اینجا بنده و شما باهم همنظر باشیم.
    اما آنچه قبول ندارم و خارج از دایره اسلام می دانم و به همین جهت است که اسلام شما و دیگر سیاسیون را از هر جبهه ای باشند نمیتوانم به عنوان اسلام قبول کنم و معتقدم همین امر باعث سرگردانی و حیرانی نسل جوان و تغییر نگرششان نسبت به دین شده و گناه آن هم به گردن همه شما آقایان است، همین یک بام و دو هوایی است که به عنوان مصداق بارزش همین فرمایش شماست در زمینه فتوای علما و البته تعیین تکلیف برای علما و پایین آوردن آنها تا این اندازه که صلاح کارشان را تشخیص نمی دهند و شما باید این را به آنها متدکر شوید، حال آنکه روزی که همان منافع (خواه گروهی خواه شخصی و خواه درست و خواه غلط) ایجاب کرد، پیروی از این فتواها آقایان لازم می شود.
    این سیاستها و رفتارها و اظهار نظرهای نا بخردانه است که نسل جوان را از اسلام زده کرده. شما که نمی خواهید در این زمینه با من مخالفت کنید. البته اگر در این زمینه با من هم عقیده نیستید کافی است به صورت ناشناس در جامعه بگردید. اما نه در مساجد و مدارس. بروید در کوچه و خیابان در دورترین و نزدیک ترن شهرهای ایران. به نتایج جالبی خواهید رسید.
    متاسفانه در توجیه هم جبهه ای هایتان (مجددا تاکید می کنم هم شما هم سایر جناحها فرق نمی کند) از هیچ کوششی دریغ نمی کنید و در این کوشش ها البته ردی از حق طلبی نمی بینم.
    کسی چه میداند شاید ایراد از چشمهای ما باشد.
    اعیاد شعبانیه هم بر شما مبارک باد. یا حق.

  73. حمید گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۱:۵۰

    اقای جوانفکر . پس شما ها که مشاور دکتر هستید چه کار می کنید . این چه شیوه ای است که دکتر در پیش گرفته ؟ برای تبلیغات اقای احمدی نژاد از جان و مال مایه گذاشتیم . منتی نمیگذارم که هرچه بوده برای عقیده خودم خرج کرده ام .. اما این بود جواب ما ؟ این اقدامات عجولانه چیست و چرا ؟ برای آقای مشایی ؟ مشایی در برابر همه مردم ؟ پس ولایت کجا قرار دارد ؟ بچه های حرب الله کجا هستند .؟ من واقعا متاسف هستم . همین .

  74. سعید گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۲

    سلام /خسته نباشید
    یک سئوال دارم امیدوارم بر اساس احساس درونی تان نسبت به شرایط حاکم بر جامعه بدان جواب دهید
    به نظر شما آقای احمدی نژاد می تواند چهار سال دیگر بر مسند ریاست جمهوری بنشیند؟
    دیگر اینکه در عجبم شخصی مثل شما که چنین سعه صدری دارید چطور از کسی دفاع می کنید که طاقت یک انتقاد ساده هم ندارد؟
    موفق باشید.

  75. رحیم گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۵۱

    آقای جوانفکر سلام؛
    من به احمدی نژاد رأی داده‌ام و برای رآیم در آن زمان حجت داشتم ولی بعد از ماجرای مشائی و بویژه انتصاب مجدد او به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور به دلائل گوناگون همه وجودم را تردید گرفته، با مطالعه کامنت‌های متعدد شما و مخاطبین هم پاسخی دریافت نکردم .
    اما شما، یا نباید این بحث را شروع می‌کردید و یا حالا که شروع کرده‌اید باید مخاطبتان را قانع کنید و الاّ بیشتر بر تردیدها خواهید افزود؛ پس تقاضا می‌کنم به سوالات من ؛ مخصوصاً به سوال اولم ؛ پاسخ بدهید؛ یکبار دیگر متن سوال (۱) کامنت قبلی خود را می‌نویسم و انتظار دارم پاسخ بدهید.
    اما سوال این بود:
    منظور رئیس جمهور از جملات زیر که((بعد از انتشار فرمان حکومتی رهبر معظم انقلاب، که صاحب ولایت مطلقه است))؛ در پاسخ استعفای مشائی آورده‌اند چیست؟
    این عین عبارت رئیس رئیس جمهور است:
    «طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی‌های بعضی رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند»
    آیا منظور ایشان این است که اگر؛ تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی‌های بعضی رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی نبود، واقعاً بنا داشتند علیرغم حکم رهبری معظم انقلاب؛ مشائی را در معاونت اولی نگهدارند؟
    اگر شما از این عبارت که در پاسخ استعفای مشائی آمده (و من از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری کپی کرده‌ام) چیز دیگری می‌فهمید؛ بگویید تا من و امثال من هم روشن شویم.
    آنچه فعلاً برداشت کرده‌ایم این است که پایان دادن به این مسئله صرفاً بخاطر رها شدن از فشار رسانه‌ها و جریان‌های سیاسی بوده ؛ نه ؛ اطاعت از رهبری. امیدوارم پاسخ روشنی به من بدهید

  76. ا.م.م گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۴

    با تمام احترامی که نسبت به محمود احمدی نژاد قائلم باید عرض کنم که ایشان خطایی بس بزرگ مرتکب شده اند که دلایلش را در ادامه خواهید خواند :
    وقتی رهبر انقلاب تنها دو روز بعد از انتصاب مشایی نامه کتبی می نویسند و راسا دستور میدهند چه جای درنگ بود ! آیا رهبری خدای ناکرده از کم اطلاعی و نشناخته چنین نامه ای نوشتند !!؟؟
    آیا آقای احمدی نژاد از خود سوال کردند که چرا رهبری شفاهی گلایه نکردند ؟ چرا نامه کتبی دادند ؟
    در نهایت فکر میکنم نامه احمدی نژاد به مشایی توهینی مسلم به ولایت بود
    (امیدوارم که من اشتباه کرده باشم و برداشت شخصی ام اینگونه باشد ) :
    توجه کنید به این جمله (در نامه به مشایی) : ” امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی فشارها و جوسازیهای بعضی رسانه ها و جریانهای سیاسی دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند.”
    این جمله یعنی چه ؟؟ چه کسی تحت تاثیر قرار گرفته ؟ تحت تاثیر چه چیزی ؟؟ آیا رهبر انقلاب نظرات و تصمیمات خود را از رسانه ها و جریانات سیاسی میگیرد !! تصمیم چه کسی باید عوض می شد ؟؟ تلاش شما باید نظر و دید چه کسی را عوض میکرد؟؟!!! ( متاسفم حتی از نگارش جملات خودم )
    گذشته از این به جمله بعدی نامه توجه کنید (در نامه به مشایی) :
    “با پذیرش کناره گیری شما از مسوولیت مذکور مطمئن هستم همواره در خدمت ملت و انقلاب اسلامی خواهید بود.”
    این بدتر از جمله قبل !! استنباط این است که اگر مشایی کناره گیری نمیکرد دلیلی برای عزل از معاونت اولیش وجود نداشت !!
    پس دستور رهبری چه شد آقای احمدی نژاد ؟؟!! اگر مشایی قبول نمیکرد چه !!؟؟؟
    مضافا مگر شما با مقام بالادست خود مکاتبه می کنید که چنین به مشایی نامه می نویسید و یا با زیر دست خود صحبت می کنید که با رهبری چنین مکاتبه می کنید !؟
    بهتر نبود درنگ و تامل و تدبیر خود را کمی هم برای بعد از استعفای مشایی می گذاشتید و در انتصاب مشایی به ریاست دفتر خود شتاب نمی کردید ؟؟
    گمانم کمی باید فکر کنید و استغفار .
    در نامه احمدی نژاد به رهبری توجه کنید که احمدی نژاد میگوید :
    “….به استحضار می رساند که مرقومه مورخه ۸۸٫۴٫۲۷ حضرتعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد. ”
    “دستور” رهبر انقلاب را “مرقومه” خطاب کردن از سوی هر مقامی مورد انتظار بود اما از جانب شما که خود را ذوب در ولایت میدانید بعید بود .
    ضمن آنکه اجرا شدن یک دستور منوط به چه چیزی است ؟؟ میتوانم بپرسم آقای احمدی نژاد دستور دلسوزانه رهبر انقلاب را چگونه اجرایی کردید ؟؟ با قبول استعفای آقای مشایی؟؟!!! یا با فشار رسانه ها و ترس از آبروریزی ؟!!
    ضمن آنکه پذیرش دستور رهبری تنها به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی نیز کمی نامناسب است و باز از کسی چون شما بعید بود چنین بنگارید چرا که در نامه رهبر انقلاب آمده بود : “انتصاب جناب آقای….. بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شماست. لازم است انتصاب مزبور …..”
    که رهبر معظم انقلاب از سوی دلسوزی چنین دستور را لازم دانسته اند نه بر طبق قوانین و ارتباط قانونی با رئیس جمهور و توصیه و دستوری پدرانه به شما داشته اند .
    در نهایت به شما عرض میکنم باید عذرخواهی کنید و اگر عذرخواهی نکنید خط انحراف شما را در آغاز میدانیم .
    و بدانید که امثال من و مردم ولایتمدار ، اگر پشت شما بودیم بخاطر اینست که شما را سرباز ولایت میدانستیم و امیدوارم در آینده نیز چنین باشید که در غیر اینصورت هرکس از خط ولایت منحرف شود در مقابلش می ایستیم .

  77. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۶

    آقا سعید
    با سلام
    فضای بی نظیر انتقادی در جامعه طی دولت نهم محصول مدیریت آن از سوی آقای احمدی نژاد بوده است. چطور به این نتیجه رسیده اید که او طاقت یک انتقاد ساده را ندارد! این مساله به معنای بدون اشکال بودن آقای احمدی نژاد نیست.
    موفق باشید

  78. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۹

    حمید آقا
    با سلام
    این دغدغه ونگرانی شما واقعا مایه رنج و درد برای کسانی است که خود را در معرض پرسشهای گوناگون می بینند.
    امیدوارم آقای احمدی نژاد مستقیما و از طریق یک سخنرانی روشنگر ، به سووالات دلسوزانه شما و دیگرانی مانند شما پاسخ بدهند و این دلمشغولی ها خاتمه پیدا کند.
    مراتب نگرانی شما را به رئیس جمهور محترم منتقل خواهم کرد.
    موفق باشید

  79. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۴

    آقای مهاجر
    با سلام
    - بنده خودم تکلیف پذیرم و جرات تعیین تکلیف نه فقط برای علما بلکه برای هیچکس دیگری را ندارم.
    - وبلاگ محل اعلام نظر و عقیده است. جای تعیین تکلیف نیست.
    موفق باشید

  80. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹

    آقا رحیم
    با سلام
    در مورد اقای مشایی مطالب فراوانی منعکس شده است . از این موضوع عبور می کنم و طبق تذکرات بسیاری از مخاطبان باید فرصت را برای کارهای دیگر فراهم کرد.
    موفق باشید

  81. محمد گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷

    آقای جوانفکر عزیر سلام
    بازهم با این اتفاقات، از احمدی نژاد حمایت می کنید وخود را تنها صدای حامی احمدی نژاد می دانید
    ایا عزل آقای اژیه ای و آقای صفار (دقت کنید به متن استعفای آقاس صفار) واینکه دولت با رای اعتماد مجدد مواجه بشه درسته، آیا آقای رئیس جمهور طاقت نداشت یک هفته صبر کنه
    باور کنید شما تنها طرفدار احمدی نژاد نیستید ما هم هستیم واز عملکرد بد ونادرست باید انتقاد کرد آدم نباید چشم هایش را روی واقعیت ها ببنند
    منتظر هستیم ببنیم موضع راست وحسینی شما راجع به این اتفاقات چیست آیا بازهم دفاع می کنید یا مثل یک یار صدیق اشتباهات رئیس جمهور را گوشزد می کنید

  82. زهرا گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰

    سلام
    قبل از انتخابات وقتی برای رای آوردن آقای احمدی ن‍ژاد تلاش می کردم مطمئن بودم دارم برای رای آوردن یک رئیس جمهور ولایتی تلاش میکنم .فکر می کردم احمدی نژاد کسی است که اگه بدونه آقا با یک کارش مخالف هستند ، اون کار را انجام نمی ده.
    حکایت محمود و ایاز را که حتما شنیده اید . وقتی که سلطان محمود به ایاز می گوید که در با ارزش را بشکن ایاز بی هیچ تامل ودرنگی گهر با ارزش را خرد می کند و در پاسخ می گوید که اگر من این را نمی شکستم کلام سلطان می شکست حالا شما خودقضاوت کنید کدام یک با ارزش ترند.
    حالا آقای جوانفکر شما فکر می کنید الان چه چیز شکسته است ؟
    من وبسیاری مثل من وقتی رائمان را در صندوق انداختیم فکر می کردیم (البته بلا تشبیه: ) داریم به کسی رائ می دهیم که برای رهبری مثل سلمان است برای پیامبر . که آ» قدر دقت دارد که فقط در پا باقی بماند و نه بیشتر .
    ولایتمداری که فقط به حرف نیست . که من ولایتمدارم. به عمل است هر چه توجیه هم بکنیم که یک نامه محرمانه نباید فاش میشد. بحث سر این است که چرا نظر رهبری شش روز معطل ماند الان مساله این است. . آقای جوانفکر انتصاب مجدد مشایی در پست جدید را ردشمنان رهبری تعبیر به دهن کجی احمدی نژاد به ایشان کردند. حالا خودتان قضاوت کنید که آقای احمدی نژاد چه کردند؟
    ولی هم چنان امید وارم که آقای احمدی نژاد را در صف سربازان بی ادعای رهبری ببینم . وایشان را در روز تنفیذ ایشان در حال بوسه بر دستان رهبری ببینم و امید وارم آقای احمدی نژاد سریعا این خطای نابخشودنی خود را جبران کنندو اما چینی بند زده کجا و چینی سالم کجا ؟؟؟؟

  83. نبی گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۳۹

    حکم نایب امام زمان (عج) یک هفته بر روی زمین ماند…….
    ما اهل کوفه نیستیم؟؟؟؟
    باز هم شما دنبال توجیه مسئله و پیدا کردن مقصر بیرون از دولت باشید …..
    حی علی خیرالعمل

  84. یاسر شادمانی گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۹

    آقای جوانفکر عزیز
    سلام علیکم
    فکر نمی کنید همه اینهایی که فرموده اید توجیه باشد؟
    ولایت پذیری آقای احمدی نژاد اگر ۱۰۰درصد بود ایشان اصلا نباید مشایی را انتخاب می کرد چون نظر آقا را راجع به ایشان می دانست.
    اگر ۹۰ دردصد بود باید بعد از مخالفت معظم له سریعا طی چند ساعت مشایی را عزل می کرد.
    اگر ۸۰ بود با اندکی تاخیر این کار انجام می شد.
    اگر و اگر و اگر….
    ولی چرا نامه ایشان به مقام معظم رهبری با خطاب مقام رهبری نوشته شد و بعد اصلاح گردید؟
    چرا نامه ایشان تحت فشار نوشته شد و اصلا قصد نوشتن نامه به آقا را نداشتند؟
    چرا اکثر کسانی که از ایشان پشتیبانی می کردند وقتی نامه را خواندند متن نامه را توهین آمیز عنوان کردند؟
    عبارت”ایام عزت مستدام ” و کلمه “مرقومه”را از نامه مصدق به کاشانی وام گرفته اند؟

    در این مدت خیلی سعی کرده ایم بعضی نمک دان شکستن های ایشان را نبینیم و این را می توانید در وبلاگ بنده مشاهده کنید اما تاکی خودمن را تسلی بدهیم که “ان شاء الله گربه” است؟

  85. احسان گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۵

    انسان عاشق نه عیب معشوقش را می بیند نه تاب شنیدن انتقاد از او را دارد. حال این جمله در زمانه ما ٫وصف محبان افراطی چهره های سیاسی است که
    نمی خواهند بپذیرند که محبوبشان به خطا رفته است. آسمان و ریسمان به هم می بافند و همه را متهم و بی صلاحیت می کنند تا اشتباه و خطا را از مراد خویش بدور بدارند.
    این متن جناب جوانفکر را بخوانید که چه می کند!((در این ماجرا ، برخی افراد به سراغ مراجع تقلید رفتند تا آن‌ها را نیز وارد این معرکه کنند و متاسفانه شاهد صدور فتوای عجیب و نادر یکی از مراجع محترم نسبت به موقعیت اداری آقای مشایی بودیم. کسانی که چنین رویه‌ای را در پیش می‌گیرند، یقینا دلسوز مراجع معزز نیستند.دخالت دادن مراجع محترم در این‌گونه مسائل ، به مصلحت آنان نیست.)) برای مراجع عظام تقلید٫ تعیین تکلیف می کند و مصلحت آنان را در عدم تذکر به دولت می داند؟!
    آدمی با خواندن این دفاعیه٫ می اندیشد که اصل مشورت و راهنمایی را به فراموشی سپرده اند که نوشته شده :((آقای احمدی‌نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب، در حال طراحی روش مناسبی بود که متاسفانه برخی افراد و محافل اقدام به انتشار خبر این نامه در رسانه‌های ارتباط جمعی کردند.))
    گویی جناب احمدی نژاد بعد از صدور نامه رهبری, تازه یاد جلب نظر ایشان می افتد و قبلش هیچ فرصتی نبوده است!!!

  86. امیر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۰۷

    ببینید آقای جوانفکر، من می خوام مثل خود شما و دوستان به اصطلاح اصولگرایتان (البته لفظ تندرو و محافظه کار پسندیده تر است) گذشته افراد را در نظر نگرفته و حرف ها و رفتار امروز آنها را مورد خطاب قرار بدهم. هیچگاه یادمان نمی رود که چه بلاهایی سر اکبر گنجی توسط همکیشان شما آمد، ولی امروز اکبر گنجی دستی به سوی مردم اسراییل دراز نکرد و حتی دعوت آنها را نیز اجابت نکرد. در صورتیکه می بینیم اسراییل بیشترین حظ و قدرتش را مدیون آقای احمدی نژاد و دوستانشان (به خصوص مشایی) می باشد. مطرح کردن مسئله فراموش شده هولوکاست، سیاست دوستی با دولت اسراییل، نامه نگاری یک طرفه با آمریکا بدون دریافت پاسخ، آقای جوانفکر بترسید از روز حساب. بترسید از اون روزی که دروغگویان بعد از زناکاران وارد جهنم می شوند. به خدا که من جای شماها دارم خجالت میکشم و حالم بسیار خرابه. حالم از آدمیت داره به هم می خوره.

  87. علی بمانی گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۸

    برادر ارجمند جناب اقای جوانفکر با سلام زمزمه هایی از قرار گرفتن اقای کردان در ویترین دولت به گوش می رسد؛ امید است که صحت نداشته باشد ؛ صرفنظر از اینکه موضوع اقای کردان چه بود ؛ولی انچه مسلم است قشقرق جدیدی بپا خواهد شد که به مصلحت مردم ؛نظام ورئیس جمهور محترم نمی باشد . موفق باشید

  88. رحیم گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۳

    با سلام -اقای جوانفکر پیروان تفکر خدمتگزاری باید از الان به فکر انتخاباتهای اینده در کشور باشند کمترین کوتاهی و کوته نظری عقاب خداوند را در پی دارد که از نعمتها سوال خواهد نمود ( نعمت خدمت به خلقش والا ریاست هیمه خهنم خواهد بود ) .موردی را لطفا با توجه به حقی که رایم ایجاد نموده به ر ئیس جمهوری دور اندیش و ولایی پیشنهاد بدهید – نکته اول پیامبر اعظم ص بعثتشان را جهت مکارم اخلاق بیان فرمودند و میبینیم پس از ۲۳ سال حرکت ومجاهدت به علل ازاد ی اختیار در خلقت انسانها -نوع نگرشها – منافع شخصی و گروهی خواص و دهن بینی عوام متاسفانه حکومت نبوی وعلوی سریعا به بیراهه رفت نکته دوم در این سی سال با در دست داشتن حکومت وازادی عمل تمامی مدعیان اخلاق-تربیت-و.. در حوزه ودانشگاه و ریاست چپ وراست وملی گرا و.. بر وزارت ارشاد همه ناتوان وعاجز بوده اند ودر عمل نشان داده که یک تفکر ویا تمامی تفکرات مسئولین از درک خواسته های عموم مردم عاجزند .نکته سوم از میان تمامی وزارت ها تنها وزارت ارشاد است که میتواند با رفتار معقولانه نشان از مکارم الاخلاق (هدف پیامب صر)دولت باشد .پیشنهاد- احمدی عزیز شورایی از صاحبان رای و اساتید ( اخلاق-جامعه شناس -مدیریت – تاریخ -هنر در رشته های مختلف -فقه – نماینده حوزه ها – دانشگاهها – و.. و نماینده رهبری ) تشکیل دهد تا انان با بررسی ایده ها وکمک از مردم بهترین راه های قابل اجرا را تهیه و به وزیر که نقشش فقط اجرای مصوبات شورا باشد ارائه نمایند . دیگر هیچ نهادی نمیتواند در اینده به مخالفت برخیزد ان شا الله اگر موافق بو دید در رابطه با بقیه کارهایی که میتوان انجام داد پیشنهاداتم را خوب یا بد تقدیم میدارم

  89. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۳

    آقا رحیم
    با سلام
    از پیشنهاد شما متشکرم و به خواست شما عمل می کنم
    موفق باشید

  90. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۵

    علی آقا
    با سلام
    بنده هم امیدوارم انتخاب های آقای احمدی نژاد به گونه ای باشد که به قول شما قشقرق جدیدی ایجاد نشود.
    موفق باشید

  91. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۸

    امیر آقا
    با سلام
    با این تندرویهای به اصطلاح اصلاح طلبانه و اظهارنظرهای خلاف واقعی که شما در اظهارنظرتان معلوم است ، هر کس دیگری هم جای شما بود ، حالش خراب می شد.
    موفق باشید

  92. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۳۸

    آقا احسان
    با سلام
    - بنده عاشق آقای احمدی نژاد نیستم. او را یک خادم دلباخته انقلاب ، نظام و رهبری می دانم. امیدوارم در تشخیصم دچار اشتباه نشده باشم.
    - قبلا توضیح داده ام که بنده در حد تعیین تکلیف برای مراجع محترم نیستم و فقط اظهار عقیده کرده ام وهمچنان بر این باورم که در مسائل حکومتی ، حکم ولی فقیه نافذ است و مراجع محترم بهتر است در شرایط حضور ولی فقیه در اینگونه مسائل وارد نشوند و اگر هم بشوند و نظری بدهند، عمل کردن به آن از سوی هیچ دولتی امکانپذیر نخواهد بود.
    موفق باشید

  93. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۴۷

    خواهر محترم زهرا خانم
    با سلام
    - مطمئن باشید که آقای احمدی نژاد همچنان در صف سربازان بی ادعای رهبری حضور خواهد داشت. رئیس جمهور و همه اعضای زیر مجموعه او در دولت فقط به واسطه تایید ولی فقیه است که مشروعیت پیدا می کنند.
    بنده هم مثل شما امیدوارم صحنه های زیبای تنفیذ سال ۸۴ بار دیگر تکرار شود.
    موفق باشید

  94. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۰۰

    آقا محمد
    با سلام
    - بنده نگفتم که تنها صدای حامی احمدی نژاد هستم. گفتم که در موضوع مشایی شاید تنها صدایی باشم که سعی در تنویر افکار و توضیح در باره این موضوع کرده ام.
    - وزرای محترم با رئیس جمهور ، میثاق نامه امضاء کرده اند که اگر به متن آن مراجعه شود ، خالی از فایده نخواهد بود. نقض میثاق نامه به منزله نفی همکاری است. دربخشی از این میثاق نامه آمده است:” با همه توان در جهت موفقیت دولت تلاش نمایم، موفقیت خود را در موفقیت و پیروزی دولت بدانم، از تصمیمات دولت به طور کامل تبعیت نمایم و در اجرای آنها بکوشم و از هر اقدام ناهماهنگ جداً خودداری نمایم. همراهی و همدلی و وحدت اعضای دولت و کار جمعی را یک اصل خدشه ناپذیر دانسته و از هر اقدامی که این اصل را خدشه دار کند، خودداری نمایم و تصمیم نهایی را ولو مغایر با نظر خودم باشد با جدیت و صداقت اجرا نمایم و از طرح مسائلی که موجب وهن دولت در اذهان مردم گردد، اجتناب کنم.”
    موفق باشید

  95. سینا گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۵۵

    پاسخ به آقای ا.م.م و افرادی که تاخیر برای برکناری معاون اولی توسط رییس جمهور را برنتابیده و …
    ۱- آقای ا.م.م آورده اید که :
    (وقتی رهبر انقلاب تنها دو روز بعد از انتصاب مشایی نامه کتبی می نویسند و راسا دستور میدهند چه جای درنگ بود ! آیا رهبری خدای ناکرده از کم اطلاعی و نشناخته چنین نامه ای نوشتند !!؟؟)

    در پی انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهور، مقام معظم رهبری در نامه‌ای به رییس‌جمهور دستور عزل وی را صادر کردند . مسئله زمان در نامه مطرح نبوده و سوال اینجاست که وقتی فرایند انتخاب یک رییس جمهور هفته ها به طول می انجامد ! حال طراحی روش مناسبی جهت تامین نظر رهبری که برکناری معاون اولی ریاست جمهوری بوده در حالی که اصلی ترین رقیب انتخاباتیش همچنان به جای تبریک ، بهت زده به دنبال بحران سازی و جنجال است و از آن طرف تصویب اعتبار ۵۰ ملیون دلاری در بودجه آمریکا برای حمایت مالی از دامن زدن به جنجالهای اخیر و قس علی هذا ! نباید اندکی به طول بیانجامد !؟ وقتی رهبری در نامه شان به قید زمان اشاره ای نمیکنند چگونه به خود اجازه میدهید ! فراتر از رهبر انقلاب ، زمان را از رییس جمهور برای انجام اقدامات لازم بگیرید ؟!
    ۲- آورده اید که :
    (به جمله بعدی نامه توجه کنید (در نامه به مشایی) : “با پذیرش کناره گیری شما از مسوولیت مذکور مطمئن هستم همواره در خدمت ملت و انقلاب اسلامی خواهید بود.”
    استنباط این است که اگر مشایی کناره گیری نمیکرد دلیلی برای عزل از معاونت اولیش وجود نداشت !!)

    استنباط شما مبتنی بر دلیل منطقی و عقلی و یا برگرفته از احساس بدبینانه ویا چیز دیگری است؟!
    رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
    سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
    ۳-آورده اید که :
    ( مضافا مگر شما با مقام بالادست خود مکاتبه می کنید که چنین به مشایی نامه می نویسید و یا با زیر دست خود صحبت می کنید که با رهبری چنین مکاتبه می کنید……. در نامه احمدی نژاد به رهبری توجه کنید که احمدی نژاد میگوید :
    “….به استحضار می رساند که مرقومه مورخه ۸۸/۴/۲۷ حضرتعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد. ”
    “دستور” رهبر انقلاب را “مرقومه” خطاب کردن از سوی هر مقامی مورد انتظار بود اما از جانب شما که خود را ذوب در ولایت میدانید بعید بود .)
    معانی مختلف مرقومه عبارتند از نامه . نوشته . مراسله . رقعه
    با منطق شما ! تمام خبرگزاری ها که تیتر خبرشان ” نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور در مورد آقای مشایی ” بوده به دلیل عدم استفاده از کلمه “دستور” به جای “نامه” باید استغفار کرده و توبه نمایند !
    ان شاء الله افرادی که جلوتر از رهبری حرکت میکنند به متن نامه های رهبر معظم انقلاب دقت بیشتری کرده و چنانجه قید زمان را یافتند اقدام به راه اندازی شماره انداز الکترونیکی در سایتشان کنند !
    بیاییم حرمت حریم رهبری و ریاست جمهور را حفظ کرده و با استنباط های نادرست از قضایا به این حریم وارد نشده و دچار خطایی بس بزرگ نشویم .
    خدمت به مردم متدین ، شهید پرور و با عزت ایران افتخار رییس جمهور است و احمدی نژاد همانطور که بارها اعلام کرده و در عمل نشان داده ، خادم ملت است. و مانند یک سرباز در خدمت نظام و رهبری میباشد.

  96. محمد گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۱

    واقعا متاسفم آقای جوانفکر
    از شما انتظار نداشتیم.

    ولایت پذیری یعنی اینکه تا نامه منتشر نشده ، نباید در اجرای آن اقدام شود!!؟
    اصلا چرا آقای احمدی نژاد به محض دیدن نامه دستور را اجرا نکرده؟

  97. آرش سیگارچی گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۵۳

    سلام آقای جوانفکر. من می خواستم ببینم شما با صدای آمریکا در مورد مسایل روز ایران و انتصابات اخیر آقای احمدی نژاد گفتگو می کنید یا خبر ؟
    سپاس

  98. رضا محسنیان گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۲۰

    جناب آقای جوانفکر
    با سلام و عرض ادب
    انتخابات دهم را با همه فراز ها و فرود هایش را باید زود تر از اینها تمام شده بدانیم،نبایدفرصت خدمت رسانی به ملت نجیب ایران را به این راحتی ها از دست بدهیم و در یک دور و تسلسل باطل مقهور دام های تشنگان قدرت و ثروت شویم ،اگر اینگونه شود مثل چهار سال اول بدون آنکه عملکرد درخشانی داشته باشیم فرصت مفت از کف خواهد رفت.
    جناب جوانفکر بنده بیشتر از یک سال است که در وبلاک شما نظراتم را بیان می کنم با تشکر از محبت شما می خواهم بار دیگر توجه شما را به طرح بالف جلب کنم چرا که اعتقاد دارم دکتر احمدی نژاد با این بروکراسی و ساختار اداری حتی در این چهار سال دوم هم قادر به انجام تحول و کار درخشان نخواهد شدو اساسا بزرگ ترین مانع نیامدن نفت سر سفره مردم را در همین ساختار اداری ناکار آمد به ارث رسیده از دولت های قبل می دانم.
    جنا جوانفکر در آخرین تماس عنوان نمودید که متن طرح غلط های انشایی و املائی دارد بنده فکر می کنم با این اوصاف نتوانستم طرح و ایده بالف را آنطوری که منظور نظرم است به شما و یا دکتر احمدی نژاد برسانم لذا احساس می کنم احتیاج مبرم به صحبت های رودرو می باشد.
    باز هم عرض می کنم طرح بالف در عین آنکه بسیار ساده است و اجرای آن برای حکومت اسلامی کم هزینه در عین حال حکومت اسلامی را قادر خواهد کرد اساسی ترین و بنیادی ترین مشکلات کشور در هر حوزه ای اعم از سیاسی و اجتمایی و اقتصادی و.. بسرعت بر طرف کند.
    طرح تحول دولت بسیار خوب است ولی اساسی ترین مشکل آن این است که راهکار شناسایی دقیقی برای دهک های جامعه ندارد و همین موضوع مهم است که بقیه قسمت های طرح تحول را با چالش های اساسی مواجه خواهد کرد ،و مهم تر اینکه دولت می خواهد با حفظ تمام بروکراسی و ساختار فاسد فعلی این کار را انجام دهد و این تجمیع آب و آتش محال است
    با احترام محسنیان۰۹۱۱۹۱۱۱۲۶۶

  99. امیر گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۴۷

    ممنون آقای جوانفکر، ممنون از اینکه نظرات موافقان و هم کیشان خود را تایید و منتشر می کنید، اما پاسخ مارا که فقط در پی دریافت اطلاعات درست و جلوگیری از تقلید کورکورانه است، نمی دهید. دست مریزاد! البته جای هیچگونه انتظاری هم نیست. وقتی منطق و دلیلی در پشت اعمال و گفته هایتان نیست، خب مطمئنا هم باید شیوه جوابتان اینگونه باشد. و من ا… توفیق

  100. دوست شما گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۴۷

    اگر از مردم خجالت نمی کشید، از خدا شرم کنید

  101. mehdi گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۳

    سلام
    مطالب جالب و روشنگرانه ای مخصوصا در کامنتها دیدم. تشکر می کنم. یک سوال هم دارم که امیدوارم جواب مناسبی داشته باشید: چرا آقای دکتر انتساب معاونینشان را به بعد از تنفیذ و تحلیف و حتی رای اعتمادها محول نکردند تا سر وصدای بی مورد ایجاد نشود؟ مخصوصا با توجه به اینکه سروصداها در مورد آقای مشای کاملا قابل پیش بینی بود، آیا تعمدی در اینگونه معرفی پیش دستانه وجود داشته؟
    تشکر می کنم از روشنگریهای حضرتعالی و دوستان
    و امیدوارم دولت دهم با اصلاح کاستیها و تقویت نقاط قوت با اقتدار در راه اعتلای همه جانبه کشورعزیزمان پیش برود.

  102. بهمن گفت :

    مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۶

    اشکال ندارد. کامنت ۴۰ ما رو که جواب ندادید. بعدی رو هم اصلا سانسور کردید. خدا بزرگه. اینو نوشتم شاید متذکر بشید.

  103. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷

    آقای بهمن
    با سلام
    بنده کامنت شما را منتشر کردم و پاسخ به آن را ضروری ندانستم. این که سانسور نیست و شما نباید به این خاطر بنده را مواخذه کنید.
    هر سلامی یک علیکی دارد . سعی کنید سلام دیگران بی پاسخ نماند.
    موفق باشید

  104. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۹

    آقا مهدی
    با سلام و تشکر از صمیمت شما.
    این اشکال در باره انتصاب ها وجود داشت اما آقای رئیس جمهور توضیح دادند که انتصاب های صورت گرفته در چارچوب اختیارات رئیس جمهور در دولت نهم صورت گرفته است و مربوط به دولت دهم نیست.
    موفق باشید

  105. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۰

    دوست من
    با سلام
    مگر می شود از مردم خجالت نکشید و در عین حال از خدا شرم کرد؟! این دو باهم اند. ضمنا کار و خدمت برای مردم ، خجالت ندارد.
    موفق باشید

  106. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴

    امیرآقا
    با سلام
    - خوب است ابتدا ، سلام دیگران را بی پاسخ نگذارید.
    - یکی از کامنت های شما را پاسخ داده ام و یک کامنت دیگرتان را بدون پاسخ منتشر کرده ام. از اینکه فرصت مجادله با شما را ندارم پوزش می خواهم.
    موفق باشید

  107. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹

    آقا رضا
    با سلام
    طرحی که قبلا برای بنده فرستادید کامل نبود و اغلاط املایی فراوانی داشت . خودتان یک بار مرور کنید و اشکالاتش را برطرف کنید و به طور کامل بفرستید تا از مبادی ذیربط به رئیس جمهور ارائه دهم.
    موفق باشید

  108. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹

    آقای سیگارچی
    با سلام
    خیر . با رادیو آمریکا گفت و گو نخواهم کرد.
    موفق باشید

  109. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲

    آقا محمد
    با سلام
    این تفسیرشما از ولایت پذیری درست نیست. بنده و شما حق نداریم در مسائل بین رهبری و رئیس جمهور دخالت کنیم. دیدید که به محض انتشار رسمی نامه رهبری ، دستور ایشان اجرا شد. تاوقتی منتشر نشده بود، دیگران حق نداشتند در فضای کاری بین رهبری و رئیس جمهور دخالت کنند. اسم این کارتبعیت از رهبری نیست.
    موفق باشید

  110. اصغر گفت :

    مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۴

    آقای جوانفکر
    با سلام. شما می گویید که اقای احمدی نژاد دستور رهبری را عین قانون می دانند ولی جالب است که ایشان برای اجرای دستور معظم له دنبال ماده واحده ای در قانون بودند که اجرا نمایند والا هیچ لزوم به استناد به فلان بند قانون اساسی نبود……یعنی لحن نامه ایشان به رهبری در حد و اندازه نامه افرادی چون خاتمی و موسوی بود …… نه در قامت افرادی چون احمدی نژاد که ما ایشان را ذوب شده در ولایت می دیدیم… نکند نامه ایشان را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوشته اند

  111. هادی کرمی گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۵۵

    سلام مجدد.
    سوال دارم. نامه آقا چند روز بعد با تاخیر عمل شد. اگر نظر آقا اجرای فوری بود چرا تاخیر؟ اگر فرصت به رئیس جمهور دادند چه کسی نامه را به رسانه ها کشانده؟؟ در هر حال هر بی مسئولیتی نامه را خیلی زود به رسانه ها کشاند بعدا هم خیانت می کند.

  112. ولایت گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۴:۱۹

    شما خودت ۱روز قبل از انتشار نامه صریحا رد کردید که چنین نامه به احمدی نژاد ابلاغ شده و گفتین اگه کسی بخواد خبردار شه اول ما مشاورانیم که میفهمیم!حالا قسم حضرت عباس رو باور کنیم یا دم خروس؟

  113. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۱۹

    با سلام
    در باره نامه وقتی می شود صحبت کرد که رسما منتشر شده باشد. نامه ای که رسما منتشر نشده است ، محل هیچ بحثی نیست و هیچکس حق ندارد در مباحث مربوط به فضای خصوصی میان رهبری و رئیس جمهور دخالت کند. کسانی که دخالت کردند، تعریف تازه ای از ولایتمداری را ارائه دادند که بنده آن را قبول ندارم. بنده هم نگفتم که اگر کسی بخواهد خبر دار بشود اول مشاوران می فهمند. این ادعای شما بی اساس است.
    موفق باشید.

  114. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۰۹:۴۶

    آقا هادی
    با سلام
    - در نامه مقام معظم رهبری ، زمان یا فوریت در اجرا وجود نداشت و رئیس جمهور هم در صدد اجرای دستور بود.
    - نامه رهبری به رئیس جمهور یک نامه خصوصی ودر پاکت در بسته و مهر و موم شده قرار داشت.
    -نامه را آقای ابوترابی به رسانه ها کشاند و ایشان باید انگیزه خود را از این کار روشن کند.
    موفق باشید

  115. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۰

    اصغر آقا
    باسلام
    خیر . ایشان دنبال ماده واحده نبودند. دنبال این بودند که دستور رهبری را مر قانون و صراحت قانون معرفی کنند تا بار دیگر این اتفاق نیفتد که رهبری بارها با آقای هاشمی نامه نگاری کردند و به وی حکم کردند که کرباسچی را تغییر دهد و او به این دستورات بی توجهی نشان داد. اگر دستور رهبری را از روز اول نه یک حکم فقهی بلکه یک دستور قانونی جا انداخته بودیم ، تخطی آقای هاشمی از این دستور به منزله قانون گریزی و یک رفتار غیرقانونی جلوه گر می شد و دستگاههای ذیربط موظف به واکنش می شدند.
    موفق باشید

  116. اصغر گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۳۴

    آقای جوانفکر
    سلام. ممنون از پاسخی که مرقوم فرمودید .
    سئوال دوم ) انتظار ما این بود که شخص آقای احمدی نژاد خود شخصا نسبت به عزل آقای مشایی اقدام نمایند ( که درخواست رهبری هم همین بود ) نه اینکه آقای مشایی استعفا دهند و و ایشان استعفای آقی مشایی را برای مقام معظم رهبری بفرستند….. واقعیت این ا ست که هم نحوه آمدن و هم نحوه رفتن آقای مشایی ، متاسفانه ضربه بزرگی به جایگاه آقای احمدی نژاد در بین علاقمندان ایشان زد… به هر نحو هم که توجیه نماییم این مشکل در عمل پیدا شده و لازم است شخص ایشان برای بهبود این مشکل بصورت جدی اقدام نمایند جایگاهی که از نظر اینجانب صرفا مورد شخصی نیست و مرتبط با کل نظام می باشد

  117. صبا گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۱

    آقای خامنه ای هم یک انسان هستند. چطور ایشون میتونن به تنهایی یک کشور رو اداره کنن. این تفکر که هر چیزی رهبر بگه درسته و تمام ملت موظف به اجرای اون هستند یک تفکر غلط و نادرسته. چرا هیچ کس در این کشور نمی تونه به عملکرد رهبری انتقاد کنه؟ چرا شما سعی میکنی که رهبر رو در حد خدا بالا ببرین؟ اونم فقط یه آدم معمولیه که هزاران اشتباه کرده و میکنه. اینقدر متعصب نباشین.

  118. سینا گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۸

    پاسخ به آقا اصغر
    سلام
    همه ما از خواسته رهبری که لزوم لغو انتصاب آقای مشایی بوده مطلع هستیم ولی هیچیک از ما از انتظار رهبری در خصوص نحوه رفتن مشایی مطلع و مطمئن نیستیم . البته بنده منکر اطلاعات مبنتی بر حدس و گمان نیستم . با حدس و گمان هم که نمیشود به نتیجه معتبری رسید . شما میتوانید بگویید درخواست شما مطابق با درخواست رهبری است ولی لطفا انتظار خود را به انتظار رهبری ، ازنحوه رفتن مشایی ، منتسب نکنید .
    در مورد قسمت دوم نظرات شما ، که نحوه رفتن آقای مشایی را نیز ضربه بزرگی به جایگاه آقای احمدی نژاد در بین علاقمندان دانسته اید ، با توجه به توضیحات قبل ، لطفا خودتان قضاوت کنید .

  119. بهمن گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۲۷

    علیکم السلام
    خوب قصاص قبل از جنایت هم که می کنید. شما در تنها و آخرین جوابی که دادید سلام کردید که من الان جواب می دهم! در ضمن یکی از کامنتهای من را منتشر نکردید و اولی را هم جواب ندادید (شاید هم ندارید). البته بنده از شما و امثال شما انتظار بیشتری ندارم. اینگونه فرافکنی ها در گفتمان دولت نهم زیاد است. تغییر موضوع! بنده سووال دیگری داشتم شما طلب جواب سلام می کنید.
    خدا شاهد است که این حرفها را از سر دلسوزی برای کشورم میزنم. دلم درد می آید که چنین بخش عظیمی از ملت ما سرخورده شده اند و نا امید.
    خدا وضع این کشور را به خیر کند.
    خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید
    که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع

  120. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۴۵

    آقا بهمن
    با سلام
    شما در کامنت خود چنین نوشته بودید:
    آقای جوانفکر آیا نامه آقای احمدی نژاد به مشایی را خوانده اید که گفته : “طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی فشارها و جوسازیهای بعضی رسانه ها و جریانهای سیاسی دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند. ”
    کجای این حرف معنیش آن است که “آقای احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از دریافت نامه ، برای تامین نظر رهبر فرزانه انقلاب ، در حال طراحی روش مناسبی بود ” (به ادعای شما)؟ آیا امید به استفاده از مشایی در جایگاه معاون اولی در طول یک هفته معنیش تلاش برای تامین نظر رهبری است؟
    ان شاء الله خداوند به همه ما توفیق رعایت و جانبداری از حق، بدون غرض شخصی عنایت فرماید.
    بنده هم آن را منتشر کردم برای اینکه فکر می کردم به اندازه کافی در این باره صحبت شده است.
    قرار بود آقای مشایی معاون اول رئیس جمهور در دولت نهم باشد و در دولت دهم از فرد دیگری برای این پست استفاده شود. سخنان رئیس جمهور ناظر به دولت نهم است نه دهم. رئیس جمهور تا وقتی مراسم تنفیذ و تحلیف انجام نشود نمی تواند هیچ انتخاب یا انتصابی را برای دولت دهم انجام دهد.
    امیدوارم این توضیحات کافی باشد.
    موفق باشید
    موفق باشید

  121. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۳۵

    آقا سینا
    با سلام
    از توضیحات خوب شما متشکرم
    موفق باشید

  122. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۸

    سرکار خانم صبا
    با سلام
    - مقام معظم رهبری به تنهایی کشور را اداره نمی کنند. دستگاههای مختلف هرکدامشان وظایف و اختیاراتی دارند و درچارچوب قانون اساسی به وظایف خودشان عمل می کنند.
    - رهبر در نظام ج. ا. ولی فقیه است و حکم و نظر او ، حکم اسلام است . اساس و مبنای مشروعیت رهبری ، عدالت است . یعنی رهبر یک فرد عادل است. عادل کسی است که گناه کبیره مرتکب نشده و از گناه صغیره نیز اجتناب می کند. اگر رهبر از عدالت ساقط شود به طور طبیعی شرایط رهبری را از دست می دهد. این خصوصیت ممتاز و بی نظیری است که فقط مختص ولی فقیه و رهبری است. چنین معیاری برای هیچیک از رهبران جهان وجود ندارد و ما باید به خود ببالیم که دارای رهبری عادل هستیم. علاوه براین حکمت و بینش عمیق رهبری نسبت به مسائل مهم جهانی نیز از امتیازات ایشان است. ایا همین نکته انتقادی که شما نوشته اید حاکی از این نیست که می شود به رهبری هم انتقاد کرد؟ البته آن چیزی که اصطلاحا درجامعه ما به عنوان انتقاد جا افتاده در بسیاری از مواقع ضد انتقاد است و بیشتر جنبه تخریب و توهین دارد. این تصور شما که بنده سعی کرده ام رهبر رو در حد خدا بالا ببرم تصور درستی نیست. امیدوارم این تصور شما ، تجدید نظر در باره جایگاه خدا در ذهنتان را ضروری نسازد.
    با شما موافقم که رهبری هم یک انسان معمولی و ممکن الخطاست ، اما مطمئن باشید که با خصوصیات رهبری ، این احتمال در او نسبت به هر انسان دیگری در پایین ترین احتمال قرار دارد. نشانه روشن آن هم این است که انقلاب اسلامی تحت زعامت ایشان ، امروز بالنده تر ، پیشرفته تر و با ثبات تر و مستحکمتر از ۲۰ سال پیش است. اجازه دهید در تشخیص درست خودم متعصب باشم. تعصب به حق چیز بدی نیست.
    موفق باشید

  123. قریشی گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۹

    چه کسی در آزمون ولایت‌پذیری رفوزه است؟
    بدنبال قضایای اخیر ، این روزها بسیاری دم از ولایت پذیری و التزام به پیروی از فرامین رهبری معظم انقلاب می‌زنند . البته این جای بسی خوشحالیست که برخی افراد و جریانات سیاسی که تا پیش از این اثری از ولایت مداری در وجودشان یافت نمی‌شد هم اینک ولایتمدار شده اند و امیدواریم که این اتفاق استمرار داشته باشد . لیکن گروه دیگری که اکنون در طیف اصولگرا هستند و رئیس جمهور را به رفوزگی در ولایت پذیری متهم می‌کنند خود نشان داده اند که در ۴ سال گذشته چقدر به فرمایشات مقام معظم رهبری که بارها دولت و شخص آقای احمدی نژاد را مرود حمایت و تقدیر قرارداده اند ، پایبند بوده و توصیه ‌های معظم له را اجرا نموده اند. نمونه بارز آن را می‌توان در مصوبه روز سه شنبه نمایندگان مجلس در خصوص تبدیل ۳ معاونت رئیس جمهور و تشکیل ۳ وزارتخانه جدید مشاهده نمود .آیا این مصوبه در جهت خدمت به مردم بوده و یا تقابل با رئیس جمهور؟جالب اینجاست که هنوز چند هفته هم از فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس نگذشته که ایشان فرمودند :”مجلس باید بنا را بر مماشات، مدارا و روح همکاری با دولت بگذارد زیرا دولت در وسط میدان است و بار سنگین مسائل اجرایی کشور را به دوش می کشد. “حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه امور اجرایی، بسیار سخت و دشوار است خاطرنشان کردند: “باید به دولت در این مسیر ناهموار و نفس گیر کمک کرد و به آن سخت نگرفت.”

    مصوبه ای بر خلاف قانون برنامه توسعه چهارم که ضرورت کاهش حجم دولت و دستگاه های اجرایی را تاکید نموده می باشد . آیا جز این است که برای محدود نمودن رئیس جمهور در انتخاب معاونانش این مصوبه را تصویب نموده اند . آیا مثلاً بنیاد شهید در حد یک وزارتخانه است یا فقط حذف آقای زریبافان برایشان مهم بوده. بنظر می رسد اگر این رویه ادامه داشته باشد کم کم تمامی معاونتهای رئیس جمهور تبدیل به وزارتخانه شود و در نهایت انتخاب رئیس جمهور هم به جای مردم بر عهده نمایندگان قرار گیرد !!!

    اگر آقایان می گویند که احمدی نژاد در قضیه برکناری آقای مشایی ،در آزمون ولایت پذیری رفوزه شد پس چرا خودشان را که طی این سالها بارها و بارها رفوزه شده اند نمی بینند .ای کاش این صحبتها فقط از روی دلسوزی بوده باشد نه هوی و هوس کسانی که در دوره اخیر قدرت خود را در خطر دیده و دیگر نفوذی در دولت نداشته و سهم خواهیشان نیز مورد توجه قرار نگرفته و با حب و بغض فقط تخریب می کنند و اکنون که بهانه خوبی بدست آمده سر از پا نمی‌شناسند و کسی را که خود بارها نشان داده حامی ولایت و سرباز رهبری است مورد هجوم قرار می‌دهند .احمدی نژادی که در دوره خدمتش به واقع بازگشتی به آرمانهای امام و انقلاب را داشته و خود را سپر ولایت میداند به طور حتم این ماجرای اخیر را روشن و به جبران آن خواهد پرداخت ولی بد نیست که مخالفان هم به خود بیایند و به واقع آرای ۲۵ میلیونی مردم را درک کنند که این آرا به رویکرد احمی نژاد بوده نه حمایتهای آنها.

  124. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۱

    آقای قریشی
    با سلام
    از نظرات هوشمندانه و جالب توجه شما متشکرم
    موفق باشید

  125. عادل گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۴۹

    با سلام
    جناب آقای جوانفکر
    من فقط یک سوال دارم شاید شما بتوانید انصافی و خدایی کمکمان کنید
    من از طرفداران آقای احمدی نژاد بودم آیا شما که سالیانی با ایشان بوده اید و از ایشان شناخت دارید ما چه راهی را رفته ایم نکند خدای ناکرده با دید بسته قلب امام زمان را به درد آورده باشیم.
    ان شا الله امام زمان ظهور کند و حق و باطل بر مردم روشن گردد.
    اجرتان با خداوند متعال

  126. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۰۴

    آقای عادل
    با سلام
    تردید نکنید که راه درست را شما رفته اید. کمی در اظهارات رهبر عزیز تامل کنید به حق خواهید رسید.
    موفق باشید

  127. مهدی گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۴۱

    جناب جوانفکر
    سلام
    سئوال این است که چرا در حالیکه مخاطب نامه رهبری آقای احمدی نژاد بود، به جای آنکه او دستور مولای خود را تحقق بخشد، رحیم‌مشائی این کار را البته بعد از ۷ روز و ۱۳ ساعت انجام داد؟ آیا معنای این کار ولایت‌پذیری است؟
    موفق باشید

  128. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۸

    آقا مهدی
    با سلام
    در این باره توضیحات زیادی داده شده است. اظهارات رئیس جمهور و سخنان روشنگر رهبر عزیز در روز شنبه هفته گذشته و در مراسم تنفیذ ، موضوع مورد اشاره شما را منتفی کرده است. به هر حال شما آزاد هستید هر جور که مایلید مسائل را تحلیل کنید اما سعی کنید تحلیل و برداشت تان از مسائل به حق نزدیک باشد.
    موفق باشید

  129. حسن زارع گفت :

    مرداد ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۱۸

    سلام
    جناب آقای جوانفکر
    من خیلی به شما احترام میگذارم وزحمت کوچکی برای شما دارم به حضور انور شما عارضم که شماها که جزو مسئولین هستید ودسترسی به مقتدایمان دارید خدمتشان رسیده وسلام واشتیاق من را به ایشان برسانید بفرمایید خیلی دلم میخواد خاک پای مبارکشان را سرمه چشمانم کند تا از این دلتنگی راحت شوم آخه انصافه نه حضرت حجت را زیارت کنم نه خدمت ایشان برسم ازاین دلتنگی بالاتر چی میتونه بالاتر باشه
    موفق باشید

  130. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷

    آقای زارع
    با سلام
    همیشه عزیز و سربلند باشید. دعای خیر بنده بدرقه راه شما
    موفق باشید

  131. محمد مرندی گفت :

    مرداد ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۲:۴۹

    سلام من با نظرات شما موافقم و در وبگاه مطالبی نوشته ام خوشحال می شوم نظرتان زا بدانم

  132. بهمن گفت :

    شهریور ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۹

    سلام
    در پاسخ به پاسخ شما به کامنت ۷۱ عرض کنم که:
    در نامه رهبری چیزی در مورد اینکه آقای مشایی معاون اول دولت دهم یا نهم (برای دو هفته) باشد نیامده بود و ایشان این را کلا رد کرده بودند. پس فرمایش شما در ست نیست.

  133. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸

    آقا بهمن
    با سلام
    بنده این موضوع را به عنوان یک احتمال مطرح کردم که می توانست مورد توافق باشد اما با افشای نامه از سوی آقای ابوترابی موضوع چیز دیگری شد.
    موفق باشید

  134. کاوسی گفت :

    شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۳

    به نام خداوبا سلام به آنهائی که آقای احمدی نژاد را به خاطر انتساب آقای مشائی به سمت معاون اولی و به اصطلاح مقاومت ایشان درمقابل اوامر وارشادات مقام ممعظم رهبری متهم می کنند توصیه می کنم بروند ومطالعه کنند تا ببینند چه کسانی در مقابل دستورات وارشادات رهبری ایستادند چه کسانی همه گونه از شهردار وقت که مجرم شناخته شد وزندان رفت حمایت می کردند چه کسانی از وزیر ارشاد اکنون به خارج فرارکرده در مقابل رهبری ایستادگی می کردند واکنون نیز چه کسانی در مقابل اوامر وفرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ نظام ووحدت مردم وایستادگی در مقابل اجانب ونهادینه کردن عدالت و گفتمان اصولگرائی و… ایستادگی می کنند.اللهم عجل لولیک الفرج

  135. نیلوفر گفت :

    شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۷

    سلام وعرض ادب با آرزوی قبولی طاعات
    آقای جوانفکر هیچ کس بی نقص نیست شما بزرگترین نقصی که به دولت نهم میگیرید چیست ؟

  136. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۲

    سرکار خانم نیلوفر
    با سلام
    هیچکس بی نقص نیست و هرکسی هم نقصی و عیبی دارد که با این نگاه بیشترین نقص و عیب را در خودم می بینم تا در دیگران. اما به راستی چرا باید به دنبال نقص ها برویم. چرا نباید روی نقاط قوت و توانمندیهای دیگران فکر کنیم. این را نه به خاطر سووالی که در باره دولت نهم مطرح کرده اید بلکه به عنوان یک امر کلی می گویم. از آنجا که همیشه به دنبال عیب جویی و اشکال گرفتن از دیگران رفته ایم اصلا نگاهمان از مسیر درست خارج شده است و به جای آنکه به عنوان خلیفه خدا بر روی زمین ، صفت ستارالعیوب بودن خدا را در خودمان برجسته کنیم پیوسته در فکر رسوا کردن و افشا کردن و کنار زدن پرده و بی آبرو کردن دیگران برآمده ایم این کار را تا آنجا ادامه داده ایم که همه توانمندیها و نقاط قوت ایران و ملت ایران را فراموش می کنیم و خودمان را سرتا عیب و ایراد می بینیم.
    اما برای آنکه سووال شما بدون پاسخ نماند ، اضافه می کنم که دولت نهم نیز بدون عیب و ایراد نبود اما اجازه دهید عیب ایراد ما را دیگران بگویند. اگر از کسی بپرسید که چه عیب و ایرادی داری ، هم سووال محل اشکال است و هم پاسخ محل بی اعتنایی.
    موفق باشید

  137. نیلوفر گفت :

    شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۳۱

    باسلام مجدد اقای جوانفکر رهبری خودشان فرمودند که باید انتقاد سازنده انجام شه اما متاسفانه شما هر انتقادی را مخرب اعلام میکنید. پس این سوال بنده نفی صفت ستار العیوب بودن نیست! به نظرم بهتر بود بعد ار استعقای مشایی فرد دیگری را به سمت ریئس دفتری انتخاب میشد که به این فضای پرالتحاب دامن زده نشه!چون خیلی افراد با لیاقت تری وجود دارند!

  138. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۸

    سرکار خانم نیلوفر
    سلام بر شما
    خواهش می کنم که یک بار دیگر پاسخ بنده را مرور کنید. بنده نگفته ام که انتقاد نکنید و اگر انتقاد کردید مخرب است. شما فرمودید که یکی از نقایص دولت را بگویم بنده هم پاسخ دادم که چرا همیشه به دنبال برملا کردن نقایص و عیوب هستیم. آیا نقطه قوت و مثبتی دیده نمی شود. بعد هم اضافه کردم که این سووال شما از بنده به عنوان کسی که در دولت نهم حضور داشته است محل اشکال است و دیگران باید عیوب و نقایص دولت را بازگو کنند و حتی اضافه کردم که پاسخ بنده به این سووال نمی تواند مورد اعتنا قرار گیرد.
    به هر حال نظر شما در مورد آقای مشایی محترم است و این نظر هم به هیچوجه مخرب نیست. و البته همیشه برای هر کاری افراد بالیاقت تری وجود دارند برای مثال حتما افراد شایسته ای برای تصدی پست مشاورت مطبوعاتی رئیس جمهور وجود دارند اما بلاخره تشخیص با رئیس جمهوری است که به او رای داده ایم و او هم با رعایت ملاحظاتی افرادی را برای تصدی مناصب در نظر می گیرد. دادن مسوولیت ها به برخی افراد به معنای نفی صلاحیت ها و شایستگی های برتر دیگران نیست.
    موفق باشید

  139. همت افزا گفت :

    شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۱

    به نام نیک انتخابگر یکتا
    جناب آقای جوانفکر
    سلام
    باتشکراززحمات شما ورئیس جمهورگرامی ،امیدوارم که همیشه موفق وپیروزباشید
    بنده مدیرعامل شرکتی مسافرتی درخراسان شمالی هستم که دچارمشکلی شده ام وازشما تقاضای راهنمایی وکمک دارم.
    ومن الله التوفیق

  140. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۸

    جناب آقای همت افزا
    با سلام
    بنده از پیگیری اینگونه موارد معذورم. موضوع را از طریق مراجع ذیربط مانند میراث فرهنگی پیگیری فرمایید انشائ الله به نتیجه خواهید رسید.
    اگر مشکل شما لاینحل ماند شماره تلفن بدهید تا برای پیگیری به مسوولان ذیربط بدهم.
    موفق باشید

  141. نیلوفر گفت :

    مهر ۳م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۴۶

    سلام شنیدید: گزارش مهر، اسفندیار رحیم مشائی سه شنبه شب در مراسم تودیع محمد مهدی زاهدی و معارفه کامران دانشجو وزرای علوم دولتهای نهم و دهم در دانشگاه شهید بهشتی و در بخشی از سخنانش با اشاره به اینکه علم از جنس نور است، در سخنانی قابل تامل گفت: “نمی خواهم فلسفی صحبت کنم ، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم ، دیگر نیازی به حذف خدا نیست ، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است

  142. محمد گفت :

    اردیبهشت ۶م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۳۸

    با سلام
    من ابتدای انتخابات از حامیان پر و پا قرص جناب احمدی نژاد بوده ام چراکه از نظر من ملاک انتخاب ،اعتقاد او به ولایت پذیری بود ولی احساس می کنم در ظاهر همراه با ولایت است .
    چرا با وجود مخالفت رهبری در زمینه رد صلاحیت مشایی اینقدر مته به خشخاش می گذارید و به دنبال رد گم کردن و توجیهات غیر منطقی هستید ؟

  143. علی سرافرازاردکانی گفت :

    آذر ۱م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۸

    انکه خداوند متعال می فرماید:سخنان را گوشکنید وبهترین ان را انتخاب کنید مفهوم ان است که درگفتار هم صحیح وجوددارد وهم اشتباه وجوددارد لکن درهمه حال باید صحیح ان را انتخاب کرد وبه افراد نباید القاب زشت داد. وموارد اختلافی را به موضوع ذی ربط در قران کریم ارجاع داد تا موارد صحیح از اشتباه متمایز شود.حال درخصوص هرموضوعی درکشور اشتباهی رخ دهد ان باید بیان شودتا اصلاح شود وگرنه ان موجب زیان می شود که برای همه مشکل ایجاد میکند .انجایی که ازبیان اشکال ونقد جلوگیری می شود ناشی ازجهل است. چراکه افراد دربسیاری موارد تصور می کنند که شخص مورد نقد قرار می گیرد واشتباها ان صورت می گیرد درحالکه درهمه حال باید برنامه ها مورد نقد علمی والهی قرار گیرد وبه افراد نبایدالقاب زشت داده شود که ان خلاف علم واسلام است.

  144. محمد گفت :

    آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۳۷

    جناب آقای جوانفکر و همفکران وی تفکری از تعدد افکار جامعه است که در میان احاد مردم طرفداران زیادی دارد برخورد با ایشان برخورد با بخشی ازجامعه است . انتخابات آتی انشاالله صحت تفکر جوانفکر و همفکرانش را تائید خواهد کرد

  145. صحرا گفت :

    آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۷

    جناب آقای جوانفکر از شما بعید است با این همه ادعای فضل و ادب کامنت های مخالفتان را حذف کنید

  146. علی‌اکبر جوانفکر گفت :

    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۶

    آقای صحرا
    باسلام و احترام
    این کوچکترین هیچوقت ادعای فضل و ادب نکرده است. کامنت هایی که توهین آمیز نباشد منتشر می شود.

  147. علی سرافرازاردکانی گفت :

    آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۶

    با پژوهش به عمل اورده هیچیک ازگروهها وفرق دارای دانش جامع اسلام خالص نیستند لکن هرگروهی دانش خویش را معادل اسلام می داند لذا دیگران را به خلاف متهم میکند دراین راستا شناخت خویش را باید به صورت موضوعی وجامع از طریق قران کریم اصلاح کنند ونباید به یکدیگرالقاب زشت بدهند که ان ستم حساب می شود.

  148. علی سرافرازاردکانی گفت :

    آذر ۲۲م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۹

    قران شرح وبیان هرچیزاست.وبر کسانی که نمی اندیشند پلیدی راقرار می دهد.سخنان را گوش کنید وبهترین ان راانتخاب کنید.جدال ودفعتان بهترین باشد.سخنانی را بگویید که بهترین باشد زیراشیطان فتنه وفساد ایجاد می کند.القاب زشت به یکدیگرندهید شاید ان ازدیگری بهتر باشدواگر توبه نکنید ازستمکارانید.پیوسته به عدالت قیام کنید وبه انچه امرشده استقامت کنید.هیچ مردوزن مومنی رانرسد که چون خداورسولش به کاری حکم دهند اختیاری داشته باشد.روزی همه موجودات عالم رادرچهارروز تنظیم کردیم.حقوق مردم راکم ندهید ودرزمین سربه فسادبرندارید.(قران کریم)با تدبراشکار می شود خداوند متعال نیاز جامع احاد بشررا به زمان تنظیم فرموده لکن دانش ان درجهان وجودندارد.ازطرفی با پژوهش به عمل اورده بسیاری ازعلوم رایج جهان تصورعلم لکن درواقع خلاف علم است لکن دانشمندان به ان شناخت ندارند وان موجب کمبوددرزندگی مردم کشورها وناهنجاری شده است که باید ازطریق قران کریم به صورت موضوعی وجامع اصلاح شناخت صورت گیرد.

  149. علی سرافرازاردکانی گفت :

    آذر ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۴

    انچه بایدبه ان توجه شود دانش جامع اسلام خالص درکشوروجهان وجود ندارد،ازطرفی بسیاری ازعلوم رایج جهان تصورعلم لکن درواقع خلاف علم است لکن دانشمندان به ان شناخت ندارند.خداوند متعال نیاز جامع احاد بشررا به زمان تنظیم فرموده وانرا درقران کریم شرح وبیان فرموده است.لکن به صورت موضوعی وجامع پژوهش نشده است مثلا می فرماید:روزی همه موجودات عالم رادرچهارروز تنظیم کردیم.ومی فرماید:حقوق مردم راکم ندهید ودرزمین سربه فسادبرندارید.ومی فرمید:برای خودپیمانه راکامل وبرای دیگران کم میگذارند.ومی فرماید:ارزش مال مردم را بالا یاپایین اوردن خیانت وفساد است.ومی فرماید:پیوسته به عدالت قیام کنید وبه انچه امرشده استقامت کنید.باتدبر اشکار می شودکه کارشناسان وبرنامه ریزان دانش جامع اسلام خالص ندارند لذا دربسیاری موارد برخلاف اسلام عمل می شود لکن کارشناسان وبرنامه ریزان به ان دانش ندارند، که باید به ان شناخت پیداکنندتاقوانین براساس اسلام خالص جهت رفع نیاز احاد مردم به زمان تنظیم واجراشود.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر