از نگاه شاهد

 *مدرک تحصیلی آقای کردان وزیر محترم کشور حساسیت های زیادی را در جامعه بوجود آورد و ابهامات مطرح شده در باره صحت و درستی آن ، نگرانی هایی را در میان مردم و بویژه در بین دوستداران رئیس جمهور عزیز برانگیخت . بدون تردید این مساله مشمول مرور زمان نخواهد شد. امیدواریم که ایشان هرچه زودتر تکلیف این موضوع را روشن کنند و با ارائه مستندات لازم ، به سوء ظن ها و ابهامات ایجاد شده ، پاسخ قانع کننده بدهند. چهره این دولت پاک و سالم است و باید همچنان مطهر باقی بماند.

      این موضوع همچنین فرصتی را هم فراهم می کند که مسوولان ذیربط ، به بررسی جدی همه مدارک تحصیلی دکترای خارج از کشور که طی دو دهه اخیر به دستگاههای اداری کشور تسلیم شده است، بپردازند و چنانچه  حقوق مردم مورد دست اندازی و سوء استفاده قرار گرفته باشد، آن را به فوریت و بدون رعایت هرگونه ملاحظه ای ، به بیت المال مسترد کنند. چنین اتفاقی در دولت نهم ، یاد آور این درس از امام علی(ع) خواهد بود که به خدا سوگند! یاد کرد آنچه از بیت المال مسلمین به ناحق به این و آن بخشیده شده حتی اگر کابین و مهریه زنانشان شده باشد ، بازپس گیرد و آن را به بیت المال باز گرداند.

  * آقای باهنر نماینده محترم مردم کرمان در مجلس شورای اسلامی از احتمال فراخوانی رئیس جمهور به مجلس برای پاسخگویی در باره اظهارات اخیر آقای مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سخن به میان آورده و تاکید کرده که برای پیشگیری از این امر ، رئیس جمهور باید آقای مشایی را برکنار کند.

  خطاب به آقای باهنر و همکاران محترمشان در مجلس شورای اسلامی نکاتی را عرض می کنم:

۱- دو کلمه از اظهارات آقای مشایی شبهه دار و مخدوش بود. او بعدا توضیحات کاملی در این زمینه داد که به لحاظ قانونی و عرفی می تواند رافع سوء تفاهمات ایجاد شده باشد.

۲- سوابق فکری و اجرایی آقای مشایی را نمی توان نادیده گرفت و به خاطر یک اشتباه سهوی ، اشد مجازات سیاسی را برای او خواستار شد. مشایی از جنس کسانی نیست که با اظهارات دو پهلو یا معنی دار به بیگانگان چراغ سبز نشان می دهند.

۳- اظهارات آقای مشایی هیچ ارتباطی با حوزه تحت مسوولیت او ندارد و نه تنها سخنان ایشان بلکه اظهارات هر مقام و مسوول دیگری که خارج از حیطه مسوولیتی خود به ایراد سخن بپردازد، به هیچوجه در سیاست های رسمی کشور و دولت موثر نبوده و نیست. بنابراین اعمال فشار بر رئیس جمهور برای برکناری آقای مشایی قابل درک نیست و به نظر خیرخواهانه و نیک اندیشانه نمی آید.

۴- مسوولیت مستقیم هماهنگی ، تبیین و اتخاذ سیاست خارجی دولت برعهده وزارت امور خارجه و دست اندرکاران آن است ، بنابراین اگر یک مقام سیاسی در وزارت امور خارجه چنین اظهارات نادرست و اشتباهی را هرچند سهوی ایراد کند، شایسته برخوردی مشابه آنچیزی است که آقای باهنر خواستار آن شده است اما آیا این اظهارات از سوی سایر مقامات دولتی که هیچ مسوولیت مستقیم و غیرمستقیمی در این زمینه ندارند ، مستوجب همان برخورد است ؟   

۵- این سابقه خوبی از عملکرد مجلس هشتم شورای اسلامی نخواهد بود که با فشار بر رئیس جمهور موجب برکناری رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شود آن هم نه به خاطر ضعف یا خطای عملکردی او در حوزه تحت مسوولیتش بلکه به دلیل ایراد یک سخن اشتباه خارج از حوزه مسوولیت او و به رغم توضیحات روشنگرانه اش.

۶- تاکید و تمرکز مجلس شورای اسلامی بر یک سخن اشتباه رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، به معنی برجسته سازی یک مساله کم اهمیت و خارج از حوزه مسوولیت افراد و صرف وقت و هزینه عمومی برای پرداختن به چیزی است که هیچ منفعتی را برای مردم به ارمغان نمی آورد. آنچه باید برجسته شود و مورد پیگیری و نظارت مجدانه نمایندگان محترم مجلس قرار گیرد ، عملکرد مسوولان در حوزه هایی است که قانونا وظایفی برعهده شان گذاشته شده است و به نظر می رسد که با این رویکرد ، نمایندگان محترم به نحو بهتر و موثرتری از منافع مردم حراست خواهند کرد.

۷- همه اعضای هیات محترم دولت ، مقام سیاسی محسوب می شوند و شان و مرتبه آنها حکم می کند که رفتار ، گفتار و عملکرد آنها منطبق با سیاست های پایه ای دولت و نظام اسلامی باشد اما این تعریف از موقعیت سیاسی مقامات دولتی، برکناری آقای مشایی را توجیه نمی کند. ضمن آنکه بنده قصد سرپوش گذاشتن بر اشتباه صورت گرفته را ندارم اما امیدوارم همه حساسیت هایی که در این زمینه ابراز می شود ، برآمده از تعهد به اصول نظام و انقلاب اسلامی و ضدیت با رژیم فاسد و نامشروع صهیونیستی باشد و انگیزه های خاص سیاسی و غیرسیاسی عامل مداخله گر در این امر به حساب نیاید.

۸- ما همواره اعلام کرده ایم که این مسوولیت ها ، متعلق به مردم است و یک امتیاز شخصی محسوب نمی شود. بنده اطمینان دارم که آقای مشایی به مسوولیت خود به عنوان فرصتی برای خدمت به مردم توجه دارد اما در عین حال نگران آن هستم که اصرار ایشان بر عدم استعفا ، برخلاف واقع ، به حساب دغدغه های شخصی او نوشته شود. امیدوارم تصمیم آقای مشایی در این موضوع ، برآیندی از توجه به جمیع جهات باشد و سرانجام آنچه که خیر و مصلحت مردم و دولت اسلامی در آن است، رقم بخورد.  

 *رهبر عزیز انقلاب در دیدار با اعضای هیات دولت ، حمایت قاطع خود را از دولت نهم اعلام کردند که این امر هرچند مدال افتخاری برای دولتمردان محسوب می شود اما در عین حال مسوولیت آنان را در حفظ این موقعیت ممتاز ، سنگین ترمی کند. ویژگی هایی که رهبر معظم انقلاب در باره این دولت برشمردند بدون تردید در نهاد و سرشت ملت ایران به صورت برجسته و عینی وجود دارد که در عمل نیز به اثبات رسیده است. خصوصیاتی مانند عدالت خواهی ، استکبار ستیزی ، مقابله با فساد، شجاعت و جرات اقدام به انجام کارهای بزرگ ، عزت و استقلال ، معنویت خواهی و ستیز با سکولاریسم  از ویژگیهای بارز ملت ایران است که رهبر فرزانه انقلاب ، دولت نهم را به سبب زیبنده بودن به این ویژگیها مورد تشویق و حمایت قاطع خود قرار دادند. این خصوصیات را باید به مطالبه ملی تبدیل کنیم تا هر دولتی که در آینده بر سر کار می آید ، در عمل به آن آراسته باشد.  

 

 

 

 

 

۲۵ نظر »

  1. حامد گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۰

    جناب آقای جوانفکر!
    همان‌طور که اشاره فرموده‌اید و از فحوای کلام‌تان بر می‌آید این دولت با دولت قبل از خود متفاوت است و اهل تساهل و تسامح و سهل‌انگاری و سست‌عنصری نیست و در برابر اصول و آرمان‌های اسلام و انقلاب و نظام و امام و شهدا کوتاه نمی‌آید.
    اما شگفتی آنجاست که شما که بدرستی به نادرستی و اشتباه‌بودن اظهارات آقای مشایی اذعان کرده‌اید از یک نکته بسیار بزرگتر در کلام‌تان غفلت نموده‌اید و آن این است که آیا شما برای اشتباهاتی که از مسؤولان سر می‌زند هیچ تفاوت و رتبه‌بندی قائل نیستید؟
    اگر این طور نیست پس چرا بنی‌صدر را از مهم‌ترین منصب اجرایی کشور یعنی ریاست جمهوری عزل کردیم؟
    چرا حضرت امام(ره)، منتظری را از قائم‌مقامی خود کنار گذاشتند؟
    چرا کرباسچی که زمانی از وفادارترین یاران انقلاب و دانش‌آموخته مدرسه حقانی قم و روحانی بود و سپس شهرداری تهران را برعهده گرفت در ملأ عام و در برابر انظار جهانیان به محاکمه کشیدیم؟
    چرا اخیراً حسین موسویان، مذاکره‌کننده هسته‌ای را به اتهام جاسوسی بازجویی کرده و به انفرادی انداختند؟
    چرا و چرا و هزار چرای دیگر؟
    آیا این حوادث نشان‌دهنده متفاوت‌بودن اشتباهات از زمین تا آسمان نیست؟
    یک موقع هست که مسؤولی اشتباهی می‌کند مثلاً متعهد می‌شود که قیمت مرغ و گوشت و مایحتاج اساسی مردم را در ماه مبارک رمضان کاهش دهد که نمی‌تواند این تعهد را به نحو مطلوب محقق کند که این مسأله با یک سؤال توسط نمایندگان مجلس و دو سه انتقاد رسانه‌ای قابل اصلاح است اما زمانی هست که مشخص می‌شود شخصی مثل قطب‌زاده که ریاست یکی از مهم‌ترین سازمان‌های کشور را بر عهده دارد به آمریکا دلبستگی دارد و باید اعدام شود.
    آیا به نظر شما در کشوری که بنیان‌گذار انقلابش، رهبری‌اش، شهدایش، مراجع عظامش و افکار عمومی‌اش به خون اسرائیلی‌ها تشنه‌اند و اگر هر لحظه مطمئن شوند شخصی که مقابل‌شان ایستاده یک اسرائیلی غاصب سرزمین و خانه مسلمین است او را زنده نخواهند گذاشت که هیچ؛ کتاب آسمانی‌شان تأکید دارد که «لتجدن أشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود» یعنی: «همانا قطعاً یهود، سرسخت‌ترین مردم در دشمنی با مسلمانان هستند»؛ اگر یک مقام بلندپایه دولتی دم از دوستی با دشمن‌ترین دشمنان‌شان بزند نباید مجازات که هیچ، حداقل عذرخواهی کند یا از سمت خود آبرومندانه استعفا بدهد تا به خشم خدا و قهر مردم گرفتار نشود؟
    موسویان به قول خودش تنها یک جلسه در راستای اقدامات مربوط به مذاکرات هسته‌ای با سفیر انگلیس (که جمهوری اسلامی روابط دیپلماتیک و اقتصادی کاملی با آن دارد) گفت‌وگو کرد که چنین بلایی بر سرش آمد اما آیا مسؤولی که نه‌تنها با انگلیس که سربازان احتیاط رژیمی جعلی (که سرسخت‌ترین دشمن جمهوری اسلامی ایران است) نرد عشق می‌بازد و دین اسلام را که به تأکید قرآن مجید، در حاکمیت آن بر سراسر جهان تردیدی نیست ناتوان‌تر از آن می‌شمارد که بتواند بر کل جهان حاکم شود، شایسته حتی یک سؤال نمایندگان نیست؟ آیا اگر به جای مشایی، مهاجرانی دولت خاتمی می‌گفت من مردم اسرائیل را دوست دارم و می‌دانم که دین اسلام نمی‌تواند بر جهان حاکم شود، باز هم شمایی که این گونه می‌شناسیم‌تان این گونه به‌آرامی از کنار حرفش می‌گذشتید و می‌گفتید :«شایسته مجلس نیست که به خاطر یک اشتباه، رئیس‌جمهور را تحت فشار بگذارد؟»
    آقای جوانفکر، بدانید که اگر این مماشات ادامه پیدا کند، نه‌تنها بسیج دانشگاه امام صادق(ع) که عشاق آقای احمدی‌نژاد هستند بلکه ما که دیوانه‌وار به ایشان پیوستیم و در جهت ترویج ایده‌ها و تبلیغ تلاش‌های خودش و دولتش کار کردیم، قطعاً از حمایتش دست خواهیم کشید. چرا که به فرموده قرآن و اهل بیت علیهم السلام، در کار دین‌مان با هیچ کس حتی اگر پدر و برادرمان باشد کوتاه نخواهیم آمد.
    در ضمن، سکوت معنی‌دار و صبر مقام عظمای ولایت را نیز شوخی مپندارید.

  2. محسن گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸

    آقای جوانفکر
    سلام علیکم
    برادر من آقای مشائی با تاکید هزار باره بر سخن خود به وضوح اعلام کردند که سخنشان از روی سهو نبوده است. توجیه شما چندان قابل قبول نیست که یک نفر در سطح معاون رییس جمهوری از یک خط قرمز نظام عبور کند، بر آن تاکید هزار باره هم بکند، از همه طرف و از همه جناحهای سیاسی و مراجع و … هم (با انواع نیات خیر خواهانه یا شیطنت امیز) اعتراض بکنند، آنوقت بکوییم که توضیح ایشان موضوع را حل کرده است برادر.
    اکر فرض قدرت پشت پرده ایشان و نفوذ را نادیده بکیریم، تنها دو فرض دیکر باقی می‌ماند. یا این بیانات ایشان هماهنک شده و در راستای استراتژی های نظام بوده و یا نوعی لجاجت سیاسی به اینکه من منم. که این دومی هم چندان معقول نیست.
    شاید برخی خودشان را به آن راه بزنند که کسی نمی فهمد اما این پیام در ذهن من نوعی حداقل حک شد که آقای احمدی نژاد که به واقع دوستش داشتم، آن چیزی که فکر می کردم نیست. شما و دوستانتان هم می‌توانید امیدوار باشید که این اتفاق فقط برای من افتاده است و نه عده زیادی از مردم. بالاخره انسان به امید زنده است. اما در خلوت خودتان بد نیست که واقعیات را برای خودتان معترف باشید. رفتار این دولت دارد چهره رهبری را هم تخریب می‌کند، و من نمی دانم چرا رهبر عزیزمان از چیزی دفاع می‌کنند که قابل دفاع نیست.
    متشکرم

    آقا محسن
    با سلام
    فرض اول و دوم شما درست نیست و رهبر معزز انقلاب هم فقط از دولت حمایت کرده اند که کاملا هم قابل دفاع است.
    موفق باشید

  3. علی گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۴

    با عرض سلام و خسته نباشید. می خواستم عرض کنم که این بررسی محدود به مدارک دکترای خارجی مسئولین نشود بلکه بعضی مدارک دکترای داخلی هم باید بررسی شود. به خصوص مدارک در رشته های غیر مرتبط با زمینه های تخصصی قبلی افراد و آنها که در زمان تصدی مدیریت های عالی اخذ شده است. کاش بر فعالیت های مرکز آموزش مدیریت دولتی بیشتر نظارت شود تا جلوی صدور مدارک بعضا بی حساب مدیریتی گرفته شود. آیا امکان صدور بخشنامه ای وجود دارد تا حداقل ادامه تحصیل مدیران ارشد در مقطع دکترا در حین خدمت ضابطه مند شود.
    خط آخر مطلب شما حذف شده است.

  4. علی کامرانی گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۹

    برادر عزیز
    حمات بی دریغ حضرت رهبری از دولت کاملا روشن و بجاست و انصاف قضیه نیز آن است که اتفاقا این دولت برآمده از دعای مردم و نذر و نیازها نباید کاری کند که خدشه بر آن وارد شود
    اتفاقا جمله ای در فرمایش حضرت آقا بود که فرمود اتقوا من مواضع التهم آشیخ توهم .
    نکته همینجاست
    دوست گرامی
    شخصیتی مانند حضرت آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی که آن سابقه بزرگ را در میان ملت داشت و امام چه ها در باره اش نگفت و رهبر عزیز در روز دوم خرداد ۱۳۷۸ فرمود که هیچ کس برای من هاشمی نمی شود و …
    این شخصیت بزرگ در برابر فشار افکار عمومی برای تغییر سرکار فائزه هاشمی و امثال او مقاومت کرد و مقاومت کرد تا جا ئیکه در میان حزب اللهی ها مسئله دار شد
    این در حالی است که خانم فائزه در خصوص دوچرخه سواری چیزی جز خلاف عرف نگفته بود
    شاید امروز و پس از ۱۵ سال از آن ماجرا آقای هاشمی با خود بگوید ای کاش من که یک ثروت ملی بودم خودم را خرج ایشان نمی کردم و اینهمه مردم را عصبانی نمی نمودم .
    حتما شما هم با من موافقید که اعتراضات آن روزها به آقای هاشمی همه از درد دین نبود بلکه عوامل سیاسی هم دخیل بود
    حالا قصه آقای مشائی است
    آقای احمدی نژاد سرمایه ملی است و قطعا قیمت او برای اعتماد مردم غیر قابل انکار است
    مسئله مشائی هم با هر توجیهی و حتی اینکه سیاست باز ها دارند از آب گل آلود ماهی می گیرند و … غیر قابل توجیه برای ریاست محترم جمهوری است
    ۲۰۰ نماینده مجلس نامه نوشته اند و ائمه جمعه موضع گرفته اند و همه و همه دارند عزل ایشان را درخواست می کنند
    به جان شما ، عزل ایشان کم هزینه ترین راهی است که می توان رفت
    اما مقاومت در برابر این هجوم افکار عمومی ، همان خواهد شد که بر سر اعتبار آقای هاشمی آمد که حتی با تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی از دولت (که خود سرمایه عظیمی است) مردم و متدیننی کم کم می برند و نسبت به سرمایه بزرگ خود جناب آقای احمدی نژاد بی اعتماد می شوند…
    حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی

  5. حسین محمدی گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۱۹

    آقای دکتر جوانفکر
    سلام علیکم
    من یکی از همسایگان آقای کردان هستم و نکتهای خدمتتان عرض می کنم:
    ساختمانی که آقای کردان در آن زندگی می کند را خودش ساخته و از اول به جای پارکینگ خودرو طبقه همکف را تبدیل به حسینه نموده و اتفاقا یکی از فعالترین مکان های برگزاری مراسمات مذهبی می باشد و این موضوع نه تازه است و نه در این دولت اتفاق افتاده. چطور این فرد مومن برای یک مدرک افتخاری اینگونه مورد حمله حتی از سوی شما قرار گیرد؟
    مشاور رئیس جمهور شما یک رسانه ای هستید ونباید اینگونه به راحتی برای مخالفان دولت در این مسند خوراک سیاسی تهیه نمائید آن هم در چنین شرایطی و در سال آخر دولت.
    آقای جوانفکر من به عنوان یک دانشجو از شما انتظار دارم بیشتر نسبت به مواضعتان در حمایت دولت اهتمام ورزید. و نکته آخر اینکه آقای باهنر نماینده مردم تهران می باشد از شما بعید است که نمی دانید!!
    * آقای محمدی
    سلام بر شما
    بنده به آقای کردان که پارکینگ خانه شان را حسینیه کرده اند حمله نکرده ام. اما از آقای کردان خواسته ام تا در باره مدرک دکترا به مردم پاسخ قانع کننده بدهند.این درخواست عین حمایت از دولت است. در مورد تذکر شما در باره اقای باهنر هم اشتباه از بنده است و پوزش می خواهم. این هم یکی از نشانه های ممکن الخطا بودن مسوولان است.
    موفق باشید.

  6. علی گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۳۷

    ما توقع نداشتیم پس از این همه نقد و اعتراض از سوی دلسوزان نظام و بزرگان و حتی مراجع تقلید به این موضوع و درخواست عزل مشائی، با بی توجهی رئیس جمهور مواجه شویم
    این مساله به خلاف آنچه بعضی می پندارند یک بازی سیاسی نیست بلکه تجلی حقیقت جوئی و ظلم ستیزی همیشگی ملت ایران است که در قالب مخالفت با سخنان سخیف مشائی بروز کرده است. این همه بی توجهی از سوی رئیس جمهور به خواسته بحق مردم و نمایندگان و از همه مهمتر مراجع عظام تقلید اصلا قابل توجیه نیست.
    امیدوارم آقای احمدی نژاد که همواره مدافعش بوده ام به این انتظار بحق پاسخی شایسته بدهند ، در غیر این صورت ما که طرفدار او بوده ایم هم نمی دانیم این کوتاهی را چگونگی توجیه کنیم!!
    * علی آقا
    سلام بر شما
    آنچه لازم الاجراست و برای دولت تکلیف ایجاد می کند نظر رهبر عزیز انقلاب است و بس. البته نظر مراجع محترم وعلما نیز محترم است.
    موفق باشید

  7. غ.ر فرهنگ گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۰

    وظیفه دولتمردان بازی با مسایل سیاسی برای کسب قدرت نیست . مسایل مهم تری هم برای بحث وجود دارد. فراموش نکنید .

  8. عماد آبشناس گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۱

    با سلام
    جای تاسف دارد که برخی جهت تضعیف رئیس جمهوری سعی می کنند مهره های کلیدی او را نشان بگیرند. مشخص است که هدف از حملات به آقای دکتر کردان و آقای مشاعی بیشتر تضعیف دولت در سال آخر فعالیت خود است و این افراد نتوانسته اند در عملکردهای دولت نکته ای را پیدا کنند تا از آن انتقاد کنند انتقاد را متوجه افراد می کنند. قطعا در صورتی که مدارک دکترای مسئولین در بیست سال اخیر بررسی شود خیلی ها زیر سوال خواهند رفت و هنوز ماجرای دانشگاه هاوایی و مدارکی را که برای تعداد زیادی صادر کرده بود و بعدا صدایش خوابید از ذهن ها پاک نشده. ای کاش آنهایی که به خود اجازه می دهند در مورد مسایل سیاسی اظهار نظر کنند مقداری سواد سیاسی هم داشتند. صحبت های آقای مشاعی مصادف بود با مذاکرات ایران با غرب و همین صحبت ایشان جبهه مقابل آقای جلیلی در مذاکرات را خلع سلاح کرد . بدیهی است که با صحبت آقای مشاعی نظام جمهوری اسلامی موضع خود را تغییر نمی دهد اما در برخی شرایط سیاسی برخی مانور ها به نفع مملکت است که این عملکرد آقای مشاعی نیز در همان راستا بود. بهتر نیست بجای اینکه این ماجرا را بیش از حد کش دهند به فکر مشکلات اساسی مردم باشند نه سودجویی ها ومنافع شخصی؟

  9. فرشید گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۹

    ایران پترو – کردان تا کردان ِقائم مقام بود در نفت و به زعم تفرقه اندازان اما وزیر “سایه” ! مدرک بی ارتباط با نفتش نه عیب داشت نه غلط املایی ِ “ضایع” !
    او دکتر بود چه دکتری ! قاطعیت داشت چه قاطعیتی !
    کردان تا در نفت بود و قائم مقام ، عزیز بود و دُردانه ، خیلی ها خیلی هم دوستش می داشتند و او را نه ناجی نفت که فرشته نجات صنعت نفت می نامیدند!
    همین خیلی ها اما به محض خروج او از نفت و ورودش به وزارت کشور ، چه آسمان و ریسمان ها که نبافتند و نمی بافند!
    اینان یک روز دم بر می آورند که ایهاالناس چه نشسته اید کردان به این دلیل ، به این دلیل و به این دلیل صلاحیت لازم برای جلوس روی کرسی وزارت کشور را ندارد.روز دیگر اما از آستین تفرقه ، مدرک توطئه بیرون می آورند که ببینید مردم ! مدرک تحصیلی کردان تقلبی است و دارد غلط املایی فراوان… !
    حالا اما وقتی ما ، قضاوت این افراد درباره کردان را چه آن زمان که قائم مقام بود و چه اینک که وزیر کشور است در ترازوی “بررسی” می گذاریم و می سنجیم به هیچ نتیجه ای دست نمی یابیم جز این که بگوییم : مخرج مشترک همه آن تمجید های فتنه گرا و این کارشکنی های مدرک گرا ! در راستای سریال دنباله دار سنگ اندازی مقابل پای رییس محترم دولت نهم است ، خصوصا که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم در راه است و رقابت بر سر نشستن روی صندلی رییس جمهوری نیز در تنور انگ و تهمت و شایعه داغ داغ شده است متاسفانه.
    با این اوصاف ، آیا نباید خطاب به آقای توکلی این نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و البته رییس سایت خبری “الف” متذکر شویم که حتی اگر وارد بودن هرگونه خدشه به مدرک تحصیلی کردان صحت داشته باشد ، افکار عمومی اما به نیت و صحت استعلام بازی های “الف” نه اعتماد که شک دارد به شدت.
    به هر حال ، به نظر می رسد چرخش قلم در “الف” درباره کردان نه صادقانه نیست که خصمانه است : آقای توکلی ، راستی قلم “الف” ، چرا مادامی که کردان قائم مقام بود ، دور غلط های املایی مدرک او ، دایره نمی کشید؟
    لابد به این دلیل که آن زمان آنقدر حول وزیر نفت و قائم مقامش می چرخید و می چرخید تا بلکه ” سایه” ای خیالی را بیابد و در فضای وزارت نفت نقاشی کند ، دیگر وقت دایره کشیدن که نه وقت خاراندن سر هم پیدا نمی کرد…
    یک کلام ختم کلام ، بس است دیگر آقای توکلی!

  10. علیرضا . د گفت :

    شهریور ۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۲

    مشاور محترم ریئس جمهور
    سلام
    از این که سعی می نمایئد به هجمه های سیاسی علیه دولت پاسخگو باشید و دفاع نمائید جای تقدیر است. اما از شما گله مندیم که به رغم سیاسی کاری ها علیه دولت ، به برخی مسائل دامن مزنید.
    آقای مشائی با طرح موضوعی که خلاف مبانی نظام می باشد و مورد انتقاد مراجع و دلسوزان انقلاب قرار گرفته مورد دفاع حضرتعالی قرار می گیرد اما با این که آقای کردان در مسند وزارت مهم کشور قرار گرفته و مورد دفاع ریئس جمهور بوده شما تنها برای یک مدرک افتخاری انتقاد خود را با مخالفان دولت همراه نموده و به این مسئله بی دلیل دامن مزنید.
    آقای جوانفکر دفاع از دولت نباید بر پاییه روابط و….

    * آقای علیرضا..
    سلام بر شما
    بنده با آقای مشایی یا هیچکس دیگر در دولت رابطه خاص ندارم. در مورد مدرک تحصیلی هم روشن شدن موضوع یک مطالبه عمومی است.
    موفق باشید

  11. زرافشان گفت :

    شهریور ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۹:۴۶

    جناب آقای جوانفکر شماچقدرراحت یک مسئاله ای راحل می کنیدآن موقعی که آقای احمدی نژاددستورحضورزنان درورزشگاهها راصادرنمودبااعتراض مردم وعلما مواجه شدلیکن تجدیدنظرنمودماهم همه جا افتخارکردیم که ایشان مطیع علماهستند لیکن درموضوع مشایی به رغم مخالفت صریح علما ازجمله اقای مکارم ونوری همدانی واصرارآنان برقطع همکاری وی بادولت نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه ایشان با پررویی تمام برحرفهای خودتاکید موکدداشت ومعترضان به مناظره فراخواندشمااسم این راچه می گذاریدآیااین دهن کجی به علمانیست؟شمارابه خدامقداری از حوزه برون دولتی به موضوع بنگریدواینقدرموضوع راساده نگیرید فکراین رابکنیداگراین اتفاق دردوران آقای خاتمی و یا کس دیگری بود امثال شماهاچه می کردید؟ مردم شمارابعنوان پرچمداران تبدیل جناح محوری به تکلیف محوری وخدمت محوری می شناختندآنوقت شمااینطورعمل می کنید فاین تذهبون؟
    *جناب آقای زرافشان
    سلام بر شما
    این دولت نظر علما را محترم می داند اما آنچه لازم الاتباع است نظر ولی فقیه و امام المسلمین است. در مورد ورود زنان به استادیوم ها نیز وقتی رهبر عزیز انقلاب دستور دادند بلافاصله دستور ایشان را اطاعت کردیم . جز این نیز انتظار دیگری نداشته باشید.
    موفق باشید

  12. امیرعلی نوری گفت :

    شهریور ۷م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۰۳

    سلام!
    چند نکته در خصوص فرمایشاتتان:
    ۱- دستور آقای احمدی نژاد در بررسی مدارک مدیران،‌ مثل همیشه غیرقابل پیش‌بینی و امیدآفرین بود. این دستور نشان داد که رییس جمهور به قانون پایبند است و هیچ ملاحظه شخصی ندارد. از سوی دیگر لازم بود تا موضوع از بررسی مدرک یک شخص تبدیل به ارزیابی مدارک شود تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. می شود حدس زد که این اقدام سر و صدای خیلی از مدیران سالهای پیش را بلند کند. طبیعی است که دولت مثل همیشه شجاعت این کار را داشته که دست به انجام اینکار زده است.
    ۲- موضوع آقای مشایی از روال عادی خارج شده و تبدیل به بخشی برای سیاه نمایی اقدامات دولت گشته است. بعضی ها سعی می کنند همه دستاوردها و نقاط قوت این دولت، در پس این شانتاژ تبلیغاتی فراموش شود.
    ….
    یا علی مدد!

  13. محمد گفت :

    شهریور ۸م, ۱۳۸۷ در ۰۰:۵۴

    سلام بر شما
    مساله این است که ایشان برای بار اول این مطلب را گفته بودند، بلکه برای بار دوم و با تاکید هزار باره بیان کرده اند. این نوع تاکید حجت را بر همگان روشن می سازد که اشتباه سهوی صورت نگرفته است بلکه با نیت و برنامه قبلی این سخنان در سطح معاون ریس جمهمور اظهار شده است. بنظرم برای همین هم هست که مراجع وارد این قضیه شده و بیانیه دادند و همچنان تب قضیه تا بحال فروکش نکرده است و گرنه در بار اولی که آقای مشایی مشابه همین اظهارات را در مورد دوستی با مردم اسراییل بیان کردند چنین واکنشی را از جامعه ندیدیم….

  14. درویش گفت :

    شهریور ۸م, ۱۳۸۷ در ۰۷:۲۳

    سلام همون طورکه خودتون هم اشاره کردید، فراهم شدن این فرصت که مسوولان ذیربط به بررسی جدی همه ی مدارک تحصیلی دکترای خارج از کشور که طی دو دهه اخیر به دستگاه های اداری کشور تسلیم شده است، بپردازند و حقوقی که مورد دست اندازی و سوء استفاده قرار گرفته را به فوریت و بدون رعایت هرگونه ملاحظه ای به بیت المال بازگردانند، فرصت خوبی ست تا دولت نهم حرکت ماندگاری انجام بده، جو تبلیغاتی را به نفع خودش تغییر بده و چنین کاری را در کشور یه جورایی نهادینه کنه اما دولت نه تنها از این فرصت استفاده نمی کنه بلکه کاملا برعکس باعث شده تا بدین وسیله کارنامه ی دولت نهم خراب تر بشود. در مورد آقای مشایی من هم معتقدم که نباید صرفا بخاطر یک حرف کسی را برکنار کرد و بهترست (همونطورکه گفتید) عملکرد اون مسئول در کارش ملاک قرار بگیره…

  15. امین گفت :

    شهریور ۸م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۲

    سلام.
    خواستم نکته ای را که فکر می کنم در این موضوع پوشیده ماند و دلیلش هم محذوریت های سیاسی بود بیان کنم.
    من این قضیه را این گونه تعبیر میکنم: نگهبان موزه قصد تمیز کردن ویترین یکی از قسمت ها را دارد، ولی فراموش می کند که دست زدن به شیشه ی ویترین باعث به صدا در آمدن هشدارها می شود.
    آقای مشایی حرفشان درست بود و در چند مصاخبه هم آن را تایید کردند ولی در ادامه با توضیحاتی که فرمودید، گویا جهت مصلحت، آن را تغییر دادند تا صدای هشدارها خاموش شود.
    اما سیاست اسلام و ایران اسلامی در مورد این قضیه چگونه است؟
    از نظر اسلام همه ی انسان ها دارای فطرت پاک هستند و همگی قابل اصلاح. همه ی انسان ها خطا می کنند (به جز رسل و ائمه) ولی همگی امکان بازگشت را دارند. مشکل اسلام با افرادی است که آگاهانه گناه می کنند و قصدشان مبارزه با حق است. اما دسته ی بزرگ تر آنهایی هستند که به دلایل مختلف حق را فراموش می کنند یا باطل را به شکل حق می بینند. این گروه همیشه قابل بازگشتند حتی در زمان مرگ. (قصص قرآنی نمونه هایی را به ما نشان می دهد)
    وقتی ما این موضوع را در نظر نگیریم انسان هایی که در کشورهایی با دولت غیر اسلامی زندگی می کنند، همگی را دشمن اسلام خواهیم دید زیرا آنها حداقل با دادن مالیات به دولتشان آب در آسیاب دشمنان اسلام می ریزند. ولی این انسان ها کارشان نا آگاهانه است و لذا امکان برگشتشان وجود دارد. فقط نیاز به آگاهی دارند.
    اما در مورد اسراییل. مشکل اصلی ما با اسراییل این است که این کشور ذاتا متجاوز است و اگر عنصر تجاوز حذف شود، اسراییل وجود نخواهد داشت. پس هر گونه رابطه با این دولت ممنوع.
    ولی آیا مردم اسراییل نیز شامل این قضیه هستند؟ جواب ساده است، آن هایی که آگاهانه تجاوز می کنند به مانند دولتشان تحریم می شوند. ولی متاسفانه هنر رژیم صهیونیستی در کار فرهنگیش است. اغلب افراد این سرزمین یا دچار فراموشی موضوع حق هستند و غرق در دنیای مادی شده اند و یا این رژیم را باور دارند و به اشتباه سعادت اخروی را در هارمجدون می پویند.
    آیا واقعا اینان دشمنان اسلامند؟ با کمی تعقل در ذات قضیه واصل اسلام و به دور از تعصباتی که به اسلام ناب آسیب می رسانند خواهیم دید که شعار رئیس جمهور که می گوید ما با همه ی ملت ها دوستیم، در مورد ملت مقیم در سرزمین های اشغالی نیز صدق می کند.

  16. آیدین گفت :

    شهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۰۲:۳۴

    با سلام

    جناب آقای جوانفکر

    بنده نمی دانم کجای اضهارات آقای رحیم مشایی ایراد داشت و شبهه دار و مخدوش بود که آقایان این قدر به تلاطم و جوش و خروش افتاده اند.
    بنده کاملآ با اظهارات آقای رحیم مشایی در رابطه با دوستی مردم ایران با تمام ملتها منجمله مردم اسرائیل موافق هستم.
    بسیاری از حساسیتها در اذهان برخی آقایان بر واقعیت و نوع مبارزه با صهیونیسم پرده افکنده و آن را به یک جنگ ملتها یا جنگ اسلام و کفر بدل کرده است. بطوری که ایشان تحمل شنیدن برخی واقعیتها و حتی برخی واژه ها را ندارند و از قول مردم ایران خواهان برکناری آقای رحیم مشایی به خاطر اظهاراتشان شده اند.
    دوستان توجه داشته باشند که بوجود آمدن رژیم صهیونیستی یک فتنه است که تمام مردم خاور میانه اعم از مسلمان مسیحی و یهودی درگیر آن شده اند.
    مؤثر ترین صلاح در برابر فتنه هوشیاری و علم به واقعیتها است. در سراسر تاریخ از این فتنه ها زیاد بوده است و بر ماست که از تاریخ درس بگیریم و هوشیار باشیم.
    صهیونیستها جهت هم صدا کردن یهودیان پس از اشغال فلسطین رژیم خود را دولت اسرائیل نام گزاردند. و با این فتنه صهیونیستها به دنبال پیوند زدن سرنوشت مردم اسرائیل به بقای رژیم اشغالگر قدس هستند. کلمه اسرائیل برای تمام یهودیان عزیز است همان طور که ایران برای ما عزیز است و قرآن برای سربازان سپاه امام علی (ع) عزیز بود آن هنگام که قرآن را بر سر نیزه سپاهیان معاویه دیدند و نا خواسته مغلوب فتنه شیطان شدند.
    آیا ما هم باید در این دام گرفتار شویم و با هر چه که رژیم صهیونیستی به خود منصوب می کند مبارزه کنیم؟ امروز بنی اسرائیل نام اسرائیل و ستارۀ داوود را بر سر نیزه های می بینند که به خون بی گناهان آغشته است آن نیزه ها را به دست سربازانی می بینند که سرزمینی را اشغال کرده و ملتی را آواره کرده. رودررو کردن ملتها خواست و سیاست صهیونیستهاست. آیا نمی توان گفت که مردم اسرائیل هم به دلیل جهل خود در دام این فتنه افتاده اند؟ و در این صورت باید با مردم اسرائیل مبارزه کرد یا با ایدولوژی صهیونیسم؟
    آیا دوستان می داند که بسیاری از جوانان اسرائیلی که در سرزمینهای اشغالی زندگی می کنند از خدمت در ارتش رژیم اشغالگر سر باز می زنند و به این دلیل به زندان میروند از جامعه ترد می شوند و کسی از احوالشان خبری ندارد و در کنار این صهیونیستهایی که اروپایی و آمریکایی هستند پول و فرزندان خود را برای خدمت در ارتش رژیم اشغالگر به سرزمینهای اشغالی می فرستند؟
    آیا دوستی و گفتگو با آن دسته از مردم اسرائیل که جویای حق و صلح و دوستی هستند نوعی مبارزه با صهیونیسم نیست؟
    مبارزه با رژیم صهیونیستی به معنای مبارزه با مردم اسرائیل نیست و گفتگو با مردم اسرائیل به معنای دوستی با رژیم صهیونیستی نیست. چرا بعضی از آقایان در راهی گام مینهند که دشمن تعین کرده است.
    جمهوری اسلامی ایران رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی شناسد و سیاستی در پی احیاء حقوق مردم فلسطین و آزادی سرزمین های اشغالی را دنبال میکند و در این راه بازگرداندن آوارگان فلسطینی و ایجاد رفراندومی آزاد را پیشنهاد کرده است.
    آیا این بدان معناست که ما با بنی اسرئیل دشمنیم؟ آیا به زبان آوردن کلمه اسرائیل یا مردم اسرائیل کار نا صوابی است؟
    گذری به تاریخ در اینجا لازم به نظر می رسد.
    مردم اسرائیل یا بنی اسرائیل نام قومی است که بعد از بعثت حضرت موسی (ع) قوم یهود نیز نامیده شدند. داستان این قوم بارها در قرآن مجید آمده است. از ابتدا مردم اسرائیل کشور و سرزمین مشخصی نداشتند و به صورت قومی در اورشلیم عربستان بین النحرین ایران و مصر ساکن بودن و در جوامعی که در آن زندگی می کردند بیان کننده کلام الهی بودند. بخشی از این قوم هزاران سال پیش در مدت زمانی کوتاه در بخشی از فلسطین کنونی که در آن زمان یهودیه نام داشت ساکن بودند و حکومت می کردند. دوران حکومت حضرت سلیمان (ع) از پر جلال ترین دوران حکومت بنی اسرائیل است. سالها بعد یهودیه توسط رومیان فروپاچیده شد و از آن پس تا امروز مردم اسرائیل حکومتی نداشتند و بصورت قومی در سراسر دنیا پراکنده بودند و در جوامع مختلف با فرهنگهای مختلف زندگی می کردند. ولی با وجود این پراکندگی جغرافیایی خود را ملتی واحد با سرنوشتی واحد می پنداشتند.
    یهودی ستیزی در تمدن اسلامی وجود نداشت. ولی از قرون وسطی تا تاریخ مدرن در غرب قوم یهود بسختی سرکوب می شدند. قبل از جنگ جهانی دوم در آلمان فشار و تحقیر مردم آلمان که شکست خوردگان جنگ اول جهانی بودند و فقر و بی کاری در آن کشور باعث افزایش نفرت در جامعه و به قدرت رسیدن نازی ها شد. در آن زمان به دنبال فروپاچیده شدن بازار بورس در سالهای ۱۹۳۰ میلادی اقتصاد آمریکا متلاشی شده بود و فقر و بی کاری در سراسر آمریکا بی داد می کرد. جنگ جهانی دوم در این شرایط در گرفت و باعث رونق اقتصاد آمریکا و با خاک یک سان شدن اروپا شد. به برکت شرایط جغرافیایی آمریکا این کشور از آتش جنگ در امان بود و در آن زمان مشغول جذب سرمایه های اروپا شد. و تا اواخر جگ آمریکا با تمام طرفهای درگیر جنگ منجمله آلمان نازی دادوستد داشت. و فقط در اواخر جنگ وارد کارزار شد و همان طور که قابل پیشبینی بود در برابر دشمنی ضعیف شده پیروز شدند. در آن دوران صنایع نظامی آمریکا متور رونق اقتصادی آمریکا بود و از آن روزها تا امروز صنایع نظامی آمریکا و پنتاگون در کنار شرکتهای نفتی نقش تعین کننده ای در سیاست خارجی این کشور دارند.
    ایدولوژی صهیونیسم سالها و قرنها قبل از واقعه اشغال فلسطین و جود داشت. ولی بعد از جنگ جهانی دوم یهودی ستیزی و کشتار یهودیان توسط آلمان نازی بهانه ای شد که استعمار گران مدرن با بهره گیری از ایدولوژی صهیونیسم فلسطین را اشغال کرده و جنگ و نا امنی را از اروپای وریران شده به خاورمیانه سرشار از ثروتهای تبیعی منتقل کنند و حضور نظامی قابل توجهی در این منطقه داشته باشند.
    صهیونیستها سیاستی را دنبال می کنند که باعث رواج مسلمان ستیزی در غرب و یهودی ستیزی در کشورهای مسلمان می شود . و منطق و گفتگو در کنار ایستادگی در برابر ظلم بهترین راه مبارزه است.
    در پناه پروردگار برای شما و همکارانتان در دولت نهم به ویژه آقای احمدی نژاد آرزوی سلامتی و موفقییت دارم

  17. محمد گفت :

    شهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۰

    با سلام خدمت شما
    در این فضای مجازی داشتم سیر می کردم که به یک باره به وبلاگی برخوردم که در آن مناظره شما را با وزارت امور خارجه آمریکا به نقد گذاشته بود.هرچند ناقص و کوتاه بود اما نکات جالبی داشت. حتما توصیه می کنم که بخوانید…
    آدرس : http://www.oruoj.parsiblog.com
    * آقا محمد
    با سلام
    از نظرات شما متشکرم
    موفق باشید

  18. حمید رضا کاظم پور گفت :

    شهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۲

    بردار عزیز و گرامی
    از اینکه کامنت ها را با صبر و حوصله می خوانید و پاسخ می دهید شخصا متشکرم
    در خصوص مدرک جناب آقای کردان خبری را خبرگزاری ایرنا مخابره کرد که در نوع خود جالب است
    http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=143730
    در این خبر آقای رحیمی معاون رئیس جمهور اعلام کرده است :
    معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهوری اعلام کرد: مدرک دکترای “علی کردان”وزیرکشور به رویت رییس جمهوری رسیده است و ایشان دستور داد کارشناسان وزارت علوم صحت این مدرک را بررسی و اعلام کنند.

    “محمدرضا رحیمی” روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا اظهار داشت: بعد از اعلام شبهه در خصوص اصالت مدرک دکترای آقای کردان نماینده ای از طرف وی به دانشکده آکسفورد اعزام شد که چگونگی موضوع را بررسی کند.
    وی افزود: با مراجعه این فرد به لندن مشخص شد مطالب مربوط به مدارک وزیر کشور از روی سایت اینترنتی کاملا حذف شده و اطلاعاتی دراین خصوص وجود ندارد که وی در نتیجه اقدام به استخدام وکیل کرد.
    رحیمی ادامه داد: وکیل انگلیسی از طریق مقامات قانونی به سایت اصلی دانشگاه آکسفورد مراجعه و همه اطلاعات مربوط به دکترای کردان را که در جلسه اخذ رای اعتماد توزیع شده بود، از آن سایت استخراج کرد.
    وی گفت: وکیل انگلیسی بعد از مراجعه به مقامات قضایی مراتب صحت مدرک را تایید کرد و از طریق سفارت ایران برای آقای کردان فرستاد که این مدرک شنبه گذشته به دست وی رسید و من شخصا مدرک را ملاحظه کردم.
    رحیمی ادامه داد: بنا شد که این مطالب و ادعاها که از هر دو طرف وجود داشته، در اختیار وزارت علوم قرار گیرد و کارشناسان خبره این وزارت صحت و سقم این مدرک را بررسی کنند. لذا مدرک دریافتی از دانشگاه آکسفورد صبح امروز در اختیار وزیر علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفت.
    وی تاکید کرد: اگر آقای زاهدی نسبت به دریافت مدرک اظهار بی اطلاعی کرده به منزله عدم صحت این مدرک نیست. چون احتمالا هنوز به دست وی نرسیده است.
    معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهوری در پایان گفت: با اعلام نظر وزارت علوم این ماجرای ناپسند خاتمه پیدا می کند و نظر این وزارتخانه فصل الخطاب قانونی در این زمینه خواهد بود.

    خوب برادر
    آخر این جملات بیشتر به یک افسانه پردازی جنائی می خورد تا یک خبر درست و درمان
    فکر نمی کنید کس دیگر هم می تواند افسانه جنائی پلیسی دیگری را بنویسد که اصئلا مدرک کردان در یک دانشگاه آکسفورد جعل شده بود تا این فرد را به داخل حکومت ایران نفوذ بدهند !!!!!!!

    این رحیمی و کردان عجب باحال هائی هستند که برای دستمال خودشان حاضرند قیصریه اصولگرائی را به آتش بکشند

    هر بچه ای می فهمد که اینها افسانه است
    اما ترس من از آن است که آقای رئیس جمهور کماکان از این فرد متخلف دفاع کند و این اشخاص را نگهدارد تا ما همه چیزمان را از دست بدهبم و پشیمانی سودی نداشته باشد

  19. masoud fateh گفت :

    شهریور ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۵۷

    سلام جناب جوانفکر. متاسفانه عملکرد دولت در مواجهه با رسانه ها هم در برخی موارد رسانه ها را دچار افراط و تفریط کرده است هم ابزار نقد سازنده را گرفته است. در صورت امکان نظرتان را در خصوص این چند سطر بنویسید.
    رسالت اصلی رسانه ها به عنوان چشم بیدار مردم، اطلاع رسانی شفاف، روشنگری و ارتقای اندیشه مخاطبان است. طی سال های گذشته با گسترش دامنه نفوذ رسانه های سایبر با تعدد خبرگزاری ها و سایت های خبری در کشورمان مواجه شدیم. در میان این رسانه ها کمتر رسانه ای دیده می شود که به صورت مستقل اداره شود و فارغ از جناح بندی های سیاسی یا وابستگی به جریانات اقتصادی به انعکاس اخبار و گزارش های خبری بپردازد. اما با نیم نگاهی به همین رسانه ها در کشورمان درمی یابیم در میان این رسانه ها نیز آنهایی با اقبال عمومی مواجه شده اند که لااقل از افراط و تفریط خودداری کرده و وابستگی خود به منابع قدرت و صف بندی های سیاسی را علنی نکرده اند. طبیعتا رسانه ای می تواند مورد پسند عموم مردم قرار گیرد که در انعکاس مطالب خود ظاهر انصاف را رعایت کند و به اطلاع رسانی تخریبی یا تبلیغی روی نیاورد. چه بسا این نوع اطلاع رسانی از سوی خبرگزاری ها بسیار نکوهیده تر است.
    فارغ از آنچه در این مدت به خبرگزاری ها و سایت های اطلاع رسانی در داخل کشورمان گذشته است، متاسفانه در خبرگزاری فارس شاهد تغییر رویه های متوالی در مواجهه با دولت و جریانات سیاسی بوده ایم.
    در آغاز دولت نهم آنچه در بخش زیادی از اخبار خبرگزاری فارس می گذشت فارغ از جناح بندی های سیاسی مطابق با اصول مورد تایید کارشناسان و خبرگان علم ارتباطات بود و این رسانه توانست پس از تغییرات متوالی مدیریتی در ایسنا و ایرنا و توقیف خبرگزاری ایلنا جایگاه بالاتری را در جذب مخاطبان به خود اختصاص دهد. آنچه در آن دوره شخصا به عنوان پل ارتباطی رسانه ها با وزارت ارتباطات شاهد بودم اطلاع رسانی جامع در حوزه مخابرات در این خبرگزاری بود. البته انعکاس برخی اخبار مرتبط با حوزه وزارت ارتباطات به نقل از منابع آگاه در فارس به مذاق برخی مدیران این وزارتخانه ناخوشایند می آمد. این شیوه اطلاع رسانی در فارس منعکس کننده برخی از واقعیت های موجود و انعکاس مشکلات مشترکان حوزه ارتباطات بود.
    *** سه خط مطلب به دلیل بیان مطالبی که نیاز به دفاع طرف مقابل داشت ، حذف شده است.***
    امید است همه رسانه ها از رسالت اصلی خویش دور نشوند و به یاد داشته باشند باید روزی پاسخگوی چگونگی استفاده از قلمی شوند که خداوند متعال به آن قسم خورده است.
    مسعود فاتح دانشجوی ایرانی در مالزی
    ** جناب آقای فاتح
    با سلام
    در اصول با شما موافقم اما در خصوص مواردی که فرموده اید به جهت بی اطلاعی از آنها نمی توانم قضاوت کنم.
    موفق باشید.

  20. نام (لازم) گفت :

    شهریور ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۷

    آقاجان چرا این آدم جاعل را بیرون نمی کنید؟ این معما شده برای من. اگر اصولگرا بودن این است من نیستم

  21. Dr. Kordan! گفت :

    شهریور ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۲۲

    Salam aghaye Javanfekr

    Jadidan ba weblogetoon ashna shodam, khoda ro shokr mikonam ke az neveshtehatoon ensaane khoshfekr va motaghedi benazar miaaeed. khastam azatoon khahesh konam ke be aghaye Ahmadinejad begooied ke agar in aghaye kordan ro barkenaar nakonan ya majles estizahesh nakone vaghean yekseri be ishoon naomid mishan. Yani man be enghelaab naomid nemisham vali vaghean be vejheye enghelaab va Iran zarbe mikhore. Inke in madrake Eftekhaari taghallobie shakki nist. Vaghean nemidoonam to in hame daneshgah chera Oxford ke enghadr tabloe ro entekhaab karde, khode daneshgahe oxford takzib karde ke madrak daade, bar khalafe gofteye aghaye rahimi man hanooz khabaresho didam to website daneshgaahe oxford. Va darzemn in daneshgaha khosoosan daneshgahe oxford agar doctoraye eftekhaari bede vaghean ettefaaghe khassie (shayad siasi ham baashe) vali behar haal hame khabaresho mifahman va elaam mishe. Akhe chera enghadr tablo. Inshallah ke barkhord konan, vaghean moteassef misham agar inkaro nakonan, man be onvaane kasi ke ham enghelaab ro doost daram ham aghaye Ahmadinejad ro. Vali in ghazie ke azharo menashamse va harkasi yemeghdaar ba daneshgaha ashnaie dashte bashe midoone ke hamchin chizi emkaan nadaare. Dar zemn ba nazare raees jomhur dar morede kaghaz pare boodan madarek dar halate kolli movafegham, vali Kordan doroogh gofte, bayad javabesho ham bede, va bere kenaar.
    Ya Ali
    Eltemase Doa

  22. امینی گفت :

    شهریور ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱

    دوست داشتنی چیزها در نزد تو ، در حق میانه ترین ، و در عدل فراگیرترین، و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم ، خشنودی خواص(نزدیکان) را از بین می برد ، اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر میکند. خواص جامعه ، همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر ، و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر ، و در خواسته هاشان پافشارتر، و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر ، و به هنگام منع خواسته ها دیر عذر پذیرتر، و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند. در صورتی که ستون های استوار دین ، و جماعت پرشور مسلمین ، و نیروهای ذخیره دفاعی، عموم مردم می باشند، پس به آنها گرایش داشته و اشتیاق تو با آنان باشد.
    امام علی (ع)

  23. فرشید گفت :

    شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۳۳

    ایران پترو – فربد حقیقت گو : وه که ماشین تخریبِ ضد عدالت چه فشارهای ویران کننده ای روی دولت نهم وارد می آورد تا قبل از نطق حماسی و تاریخی مقام معظم رهبری.تا پیش از حمایت همه جانبه ” آقای مسلمانان ” از دولت نهم، همه، همه دولت نهمی ها چه آنها که پست و مقامی داشتند و دارند چه آنها که نه پست دارند نه مقامی و فقط و فقط دل در گرو یار داشتند و دارند، زیر چرخ های ویرانگر ماشین تخریب، می رفت که له شوند که ناگهان دست حمایت گر محرومان برآمد ز غیب و زیر بال و پر گرفت احمدی نژاد و همه احمدی نژادی ها را…. وه که چه روزهایی شده بود ملال آور…از زمین و آسمان تیر تهمت و انگ بود که می بارید از سوی اهریمن بد مست بر سر عدالتخواهان سر مست. کمربندها سفت شده بود و شمشیرها از رو بسته، روز به روز بر وسعت و شدت حملات افزوده می شد، درست از زمان معرفی کردان، قائم مقام وزارت نفت به عنوان وزیر کشور، آهنگ هجمه ها زمخت تر و رنگ و بوی حمله ها تند تر شد آنچنان که مشایی، معاون رییس جمهوری و رییس کمیته پروژه انتقال گاز ایران به پاکستان و هند موسوم به پروژه “خط لوله صلح” نیز ناگهان خود را در میان موجی از اتهام و افترا و ناسزا گرفتار دید و گویی دیگر به هیچ رو خروج از چنین موج بلند و توفان زایی برایش میسر نبود که ناگهان دست حمایت گر محرومان برآمد ز غیب و زیر بال و پر گرفت همه احمدی نژادی ها را…. در بحبوحه حمله همه جانبه به دولت نهم اما معدود رسانه های متمایل به این دولت نیز در امان نبودند، پیغام پشت پیغام بود که می آمد و می رسید از طریق ایمیل و فاکس و تلفن : بنویسید “کردان فلان است والا…” ، “بگویید مشایی بهمان است اگر نه…”
    پیغامهای تهدید آمیز و تحریک آمیز بود که نثارمان می کردند چه از ما چاپ مطلب علیه کردان و این اواخر ضد مشایی خواسته می شد و ما اما عکس تمام قد مشایی را به عنوان عکس روز بر می گزیدیم و در وصف وزیر کشور مطلب تحلیلی منطبق با واقعیت می نوشتیم…
    ما که دیگر گوش مان پر و این اواخر اما اعصابمان خرد و گلوی مان فشرده شده بود به دنبال روزنه ای می گشتیم برای تنفس و خروج از آن فضای مسموم حتی برای لحظه ای، که ناگهان دست حمایت گر محرومان برآمد ز غیب و زیر بال و پر گرفت همه احمدی نژادی ها را تا بزداید زنگار ناجوانمردی را تا بپاشد هوای تنفس را…
    دروغ چرا؟دیگر داشتیم تحلیل می رفتیم که ناگهان خود را در آغوش حمایتگر فرشته نجات مظلومان حس کردیم در اولین روز هفته دولت و با آن نطق به یاد ماندنی …
    به هر حال این درست که این روزها دیگر از آن حملات کوبنده خبری نیست و ماشین ضد عدالت از حرکت باز ایستاده است اما آن چه مسلم است این که هنوز هم صدای پای عدالت ستیزان شنیده می شود عدالت ستیزانی که به احتمال قوی از همان دار و دسته مافیای نفتی هستند که همواره در کمینند و به امید انتقام جویی نشسته اند. دلیل محکم ما برای این ادعا اما چیست : در نقطه اوج حمله به دولت درست دو نفر از نزدیک ترین افراد به ریس جمهور که در وزارت نفت پستی داشتند و مقامی مخرج مشترک همه ناسزا گویی ها، تهمت ها و لجن پراکنی ها قرار گرفته بودند….
    آری مافیای نفت در کمین نشسته است تا از هر فرصتی برای ضربه زدن به شعائر امام و انقلاب سود جوید و در این راه قطعا از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد لااقل این دیگر برای ما مسجل است که در بخش رسانه ای اش همچنان می بایست شاهد رسیدن ایمیل های هتاکانه و فاکس های مخرب و تلفن های تهدید آمیز باشیم و همه این ها اما به فدای یک تار موی دوست که به عالمی نفروشیم یک تار ز سر موی دوست….
    در پایان ذکر توضیحات زیر را ضروری می دانیم :
    ۱- منظور این نوشتار به هیچ وجه متوجه برخی دوستان بی غرض که بدون هر گونه تمایل سیاسی و البته مافیایی در جریان تهاجم به دولت نهم و در راس آن کردان و مشایی از ما درخواست چاپ مطلب علیه این دو مقام کشوری را کردند ، نبوده و نخواهد بود چرا که آنها فقط و فقط به دلیل برداشت شخصی و با کمال احترام درخواست های خود را عنوان می نمودند و پس از سخنرانی مقام معظم رهبری اما به اشتباه خود پی بردند.
    ۲ – مدیریت ایران پترو برخورد زننده یکی از روابط عمومی های شرکت ملی گاز با یکی از خبرنگاران این رسانه را که اخیرا صورت گرفت، فقط و فقط به منزله دست و پا زدن های اندکی قبل از “مرگ” تلقی می کند و در همین جا برخورد “زشت” مورد اشاره را به بوته فراموشی می سپارد.
    ۱۳ شهریور ۱۳۸۷
    ۱۳:۱۱
    ** جناب آقای فرشید
    با سلام
    نظر شما محترم است اما همانطور که اشاره کرده اید بسیاری از کسانی که به سخنان آقای مشایی و مدرک تحصیلی آقای کردان اعتراض داشته و دارند ، دلسوز انقلاب و نگران اجرای عدالت هستند. شاید قریب به اتفاق معترضین کسانی هستند که این دولت را دوست دارند و حاضر نیستند شاهد وارد شدن حتی یک خراش کوچک بر سیمای پاک آن باشند.
    موفق باشید.

  24. pedram گفت :

    شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۰۸:۴۵

    باسلام و دعای خیر:
    این نوشته از طرف جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران خدمتتان ارسال میگردد.
    اولا از شما و رییس جمهور محترم در مورد این تصمیم بجا وشایسته تشکر وقدردانی می کنیم. که حداقل
    با این کار از سرخوردگی بوجودآمده در قشر دانشگاهی تا حدودی کاسته می شود.

    ثانیا، از شما مصرانه خواهشمندیم در مورد بررسی مدارک دیگر مدیران نیز که وعده داده شده است با جدیت تمام پیگیری شود. هر چند که نا گفته پیداست این امر بسیار سخت و مشکلات عدیده ای را سر راهتان قرار خواهند داد و با لابی هایی که ایجاد خواهند کرد در صدد فشار و نهایتا انصراف از تحقیقات مربوطه برخواهند آمد.

    ثالثا، کسانی که در قضیه پیش آمده ، در آستانه انتخابات ، توپ را در زمین دولت می اندازند و با ایجاد هیاهو سعی در ا نتصاب این مسأله به دولت را دارند. و می خواهند از آب گل آلود ماهی نسبتا بزرگی به اندازه انتخابات ریاست جمهوری بدست آورند.
    شایسته است این مساله نیز مورد بررسی قرار گیرد که چگونه ایشان (آقای کردان) به این درجه از مدیریت کشور رسیده اند و روسای قبلی ایشان چه کسانی بوده اند که اینچنین اهمال نموده و حال در صف مدعیان قرار دارند.
    با تشکر – از طرف جمعی از دانشجویان

  25. علی گفت :

    شهریور ۲۰م, ۱۳۸۷ در ۱۳:۱۱

    سلام واقعیت این است که می خوههید از زییس جمهوری سلب مسِِیولیت کنید. مدرک رحیمی را چه کسی باید حل کند.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر